برچسب: کارگردان

  • سقوط انسانیت در «پیلوت»/ این «خانواده» در آستانه فروپاشی است

    سقوط انسانیت در «پیلوت»/ این «خانواده» در آستانه فروپاشی است

    سقوط انسانیت در «پیلوت»/ این «خانواده» در آستانه فروپاشی است

     

     

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره یازدهم سراغ «پیلوت» می‌رویم؛ این سومین فیلم بلند ابراهیم ابراهیمیان است. هر چند کارش را با «ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه» آغاز کرد اما عمده شهرتش به فیلم دوم او یعنی «آااادت نمی‌کنیم» بر می‌گردد. البته از همین فیلم هم بود که گفته می‌شد او وام‌دار سینمای اصغر فرهادی است و سایه او در اثر را می‌شود دید، موضوعی که البته خودش ردش می‌کرد و به نظر می‌رسد در «پیلوت» تلاشی آشکار برای درآمدن از این سایه کرده است.

    هر سه فیلم ابراهیمیان اما نشان می‌دهد که او دغدغه اجتماعی دارد و هر بار مساله یک طبقه از جامعه را به تصویر کشیده است. این موضوع در «پیلوت» که البته در ابتدا نامش «دو طبقه روی پیلوت» بود پررنگ‌تر است. فیلم به دل خانواده‌های کم بضاعت‌تر رفته و نشان داده که چطور یک مساله ساده می‌تواند تبدیل به یک بحران شود.

    ابراهیم ابراهیمیان

    «پیلوت» دغدغه اخلاق دارد و پربیراه نیست که بگوییم این فیلم با به تصویر کشیدن روابط خانوادگی و بنا نهادن قصه‌اش روی همین مساله، تنزل و سقوط انسانیت را نشان می‌دهد، انگاره‌ای داستانی که هرچند بارها و بارها به ویژه در این چند ساله واقعیتش در اطرافمان اتفاق افتاده اما شاید به درستی آن را ندیده‌ایم و حالا با تماشای «پیلوت» گویا چشممان نسبت به جزییات آن بازتر می‌شود.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    داستان «پیلوت» از همان ابتدا و در زمان ساخت با جنجال آغاز شد، از زمانی که الناز شاکردوست به دلیل سقوط از ارتفاع در جریان ساخت این فیلم، دچار آسیب دیدگی شدید شد، حاشیه‌ها هم آغاز شد.

    آسیب‌دیدگی تا جایی بود که شاکردوست حتی توان راه رفتن را از دست داد. گروه تولید اما صبر نکرد تا او بهبود پیدا کند به فاصله چند هفته الناز شاکردوست حذف و بهدخت ولیان جایگزینش شد تا سرآغازی برای گله‌گذاری‌های این بازیگر و عوامل تولید از یکدیگر باشد.

    «پیلوت» اما درباره چیست؟ اساساً پیگیری داستان با مرگ یک کودک در این چند ساله در سینمای ایران به یکی از سوژه‌های موردعلاقه فیلمسازان تبدیل شده است، موضوعی که به خودی خود ظرفیت همراه کردن مخاطب و برانگیختن احساسات او را دارد.

    این مساله را در «ملبورن»، «بدون تاریخ، بدون امضا»، «تابستان داغ» و… دیده بودیم. اینجا هم گره اصلی با تکیه بر همین مساله رخ می‌دهد، کودک ۴ ساله‌ای که زیر عمل جراحی می‌میرد و ابراهیمیان قلاب قصه‌اش را با همین موضوع می‌اندازد. «پیلوت» روایتگر داستان خانواده‌ای از هم پاشیده است که رکن به رکنش دچار شکست اخلاقی هستند، آدم‌هایی که فارغ از مناسبات اجتماعی آنچه برایشان معنا پیدا می‌کند نفع شخصی خودشان است و هیچ چیز دیگر برایشان اهمیت ندارد؛ موقعیتی شاید شبیه این روزهای ما!

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    فیلم در اکران عمومی چیزی نزدیک به ۶ میلیارد تومان فروش داشت، فروشی که البته برای گیشه پاییزی این فیلم چندان هم بد نبود.

    همانطور که در ابتدا اشاره کردیم فیلم با مرگ یک کودک آغاز می‌شود این ضرباهنگ در ابتدا چنان پرشتاب است که انتظار می‌رود در ادامه هم با داستان‌ها و حوادث جدید رو به رو شویم اما این روند در همان نقطه آغازین باقی می‌ماند، به همان گره می‌خورد و دور آن می‌چرخد.

    این نشان می‌دهد که «پیلوت» فیلمنامه‌ای کم کشش دارد، داستان فرعی به آن اضافه نمی‌شود، فیلمی که در ادامه نه گره‌افکنی دارد و نه گره‌گشایی اما تا توانسته داستانش را با تکیه بر ۲ کاراکتر پیش برده که اتفاقاً خوب شخصیت‌پردازی شده‌اند.

    از همین جهت است که می‌توان آن را یک فیلم کاراکترمحور قلمداد کرد. گویا کارگردان قصد داشته با قرار دادن این ۲ کاراکتر در موقعیت‌های مختلف به نتیجه مطلوب خود برسد. اما این به خودی خود کافی نیست چراکه فیلم نه نقطه اوجی دارد و نه نقطه فرودی بلکه همه چیز یکنواخت است. فیلمی که همه صحنه‌هایش در یک بیمارستان فیلمبرداری شده و نگه داشتن مخاطب پای فیلمی با این مختصات قطعاً سخت است.

    «پیلوت» در شکل روابط هم دچار مشکل است یعنی تکلیف بیننده با کاراکترها مشخص نمی‌شود، آدم‌هایی که در یک شرایط حساس و سخت به جای سوگواری رفتارهای محیرالعقول دارند، آدم‌هایی که لجبازی را جایگزین طبیعی‌ترین واکنش‌ها در چنین موقعیت‌هایی می‌کنند. آدم‌هایی که البته تنگدستی نقشی پررنگ در برخی رفتارهایشان دارد.

    در این میان اما بازی ۲ بازیگر «پیلوت» از امتیازات فیلم محسوب می‌شود. حمیدرضا آذرنگ در نقش یک پدر بی‌خیال در جاهایی می‌تواند شما را عصبی کند، جواد عزتی هم در نقش عمومی دلسوز که اتفاقا زرنگ بازی درمی‌آورد برایتان باورپذیر است. او اصلا یک تنه انگیزه‌ای است که مخاطب فیلم را تا پایان پیگیری کند.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    «پیلوت» داستان تکراری ندارد بلکه شما را با دنیایی تازه مواجه می‌کند. ابراهیمیان هرچند فقر و تنگ دستی را ته مایه فیلمش قرار داده و طعنه‌هایی به دور باطل برخی قوانین می‌زند اما از این ظرفیت به اندازه‌اش استفاده کرده است. شما را با آدم‌هایی آشنا می‌کند که حرف و فعلشان شرایط را بحرانی‌تر می‌کند. فیلمش آشفته نیست اما فرمول قصه‌گویی‌اش از جایی به بعد تکراری می‌شود، مدام یک جریان را برای شما تعریف می‌کند و مدام باید با کاراکترها همراه شوید در این میان اما حلقه مفقوده همان هیجان است که در جریان کشمکش‌های مدام آدم‌ها دیده نمی‌شود.

    هر چند فیلم سعی دارد پایانی امیدوارکننده داشته باشد و از نگاه به آینده سخن بگوید. اما کشمکش‌های زن و شوهر این قصه چنان طولانی است که دیگر آن سکانس پایانی به کمک مخاطب نمی‌آید؛ بر دلش نمی‌چسبد و آن را یک پایان کلیشه‌ای و شعاری می‌انگارد.

  • پیام تسلیت مرکز گسترش سینمای مستند برای درگذشت یک مستندساز

    پیام تسلیت مرکز گسترش سینمای مستند برای درگذشت یک مستندساز

    پیام تسلیت مرکز گسترش سینمای مستند برای درگذشت یک مستندساز

     

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در پیامی درگذشت کیومرث درمبخش را تسلیت گفت.

    متن پیام به این شرح است:

    «با نهایت تأسف مطلع شدیم جناب آقای کیومرث درمبخش مستندساز محترم سینمای ایران، به دلیل ابتلا به بیماری‌ کرونا در سن ۷۴ سالگی در شهر پاریس فرانسه جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    مدیرعامل، معاونین، مدیران و کارکنان مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی این مصیبت را به خانواده محترم زنده‌یاد درمبخش، بویژه استاد کامبیز درمبخش و جامعه سینمای مستند ایران تسلیت گفته، برای آن مرحوم علو درجات الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت می‌نمایند.

    کیومرث درمبخش از پیشکسوتان حوزه عکاسی طبیعت و مستندسازی بود که مدیریت جشنواره مستند ارگ بم در اوایل دهه‌ ۸۰ را نیز برعهده داشت.

    روحش شاد و قرین رحمت الهی باد.»

  • تکرار اکران اینترنتی مجموعه آثار کانون پرورش فکری کودکان

    تکرار اکران اینترنتی مجموعه آثار کانون پرورش فکری کودکان

    تکرار اکران اینترنتی مجموعه آثار کانون پرورش فکری کودکان

     

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، کانون به منظور پر کردن مفید اوقات فراغت کودکان و نوجوانان در روزهای تعطیلی، هر روز صبح یکی از تولیدات سینمایی یا تئاترهایش را از روز ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ تاکنون در پرتال اینترنتی خود منتشر ‌کرده است.

    بر همین اساس، به دلیل استقبال کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها، از روز ۱۴ فروردین تا ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ این آثار دوباره در سایت پیک امید به نمایش گذاشته می‌شود.

    فیلم‌ «کلانتری غیرانتفاعی» به کارگردانی زنده‌یاد یداله صمدی، «هامون و دریا» و «خمره» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «ساز دهنی» اثر امیر نادری، «قله دنیا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، «سبز کوچک» به کارگردانی غلامرضا رمضانی، «بچه‌های نفت‌» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «آلبوم» اثر غلامرضا حیدرنژاد، نمایش «لپ گلی» به کارگردانی محمد مسلمی، «پایان رویاها» به کارگردانی محمدعلی طالبی، نمایش «به خاطر سارا» اثر حمید گلی، انیمیشن «رویاها در یک روز» اثر صادق جوادی و نمایش «قصه نقلی» به کارگردانی حسن دادشکر به ترتیب از روز ۱۴ تا ۲۶ فروردین نمایش داده می‌شود.

    همچنین از روز ۲۷ فروردین تا ۲ اردیبهشت انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» به کارگردانی مریم خلیل‌زاده، نمایش «مبارک و صندوقچه استاد محمد» به کارگردانی کیومرث حقیقی، انیمیشن «دزد درخت‌ها» اثر راشین خیریه، فیلم «مسیر عشق» به کارگردانی بیژن شکرریز، نمایش «لافکادیو» به کارگردانی امیر مشهدی‌عباس، انیمیشن «کچل کفترباز» اثر صادق جوادی، پویانمایی «صفر» به کارگردانی نازنین سبحان‌سربندی و پویانمایی «این هم پول ماهی» به کارگردانی محمدعلی حسین‌خان و مرتضی احمدوند برای علاقه‌مندان پخش می‌شود.

    این آثار از ساعت ۹ صبح به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی پرتال اینترنتی کانون به نشانی omid.kpf.ir  به‌صورت رایگان قابل دسترسی است.

    بر همین اساس در این روزها که شاهد گسترش بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح «پیک امید مجازی» از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانی omid.kpf.ir قابل دسترسی است.

    علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از هشتگ‌های «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلم‌ها در شبکه‌های اجتماعی دسترسی پیدا کنند.

  • پیام تسلیت کانون کارگردانان سینما برای درگذشت کیومرث درمبخش

    پیام تسلیت کانون کارگردانان سینما برای درگذشت کیومرث درمبخش

    پیام تسلیت کانون کارگردانان سینما برای درگذشت کیومرث درمبخش

     

     

     درگذشت کیومرث درمبخش
    درگذشت کیومرث درمبخش

    به گزارش خبرگزاری مهر، کانون کارگردانان سینمای ایران در پی درگذشت کیومرث درمبخش پیام داد.

    در متن این پیام آمده است:

    در بهاری که همچون پاییز برگ‌ریزان، مردن در این جهان پهناور چیز تازه‌ای نبوده همچنان که زندگی، سینماگری پیشرو را ویروسی عالم‌گیر از خانواده سینما گرفت. کیومرث درمبخش که در دایره سینماگران سینمای نوین ایران جای داشت با آثار بیاد ماندنی مستند از فرهنگ و طبیعت ایران خود را  متفاوت از فیلمسازان همدوره خود نشان داد. او که در سال ۱۳۲۴ درست در روز بمباران اتمی شهر ناکازاکی و پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمده بود، همواره از جنگ بیزار بود و در آثارش به صلح و محیط زیست نگاهی ویژه داشت.

    او که در فرانسه تحصیل کرده بود، در بازگشت به ایران به عکاسی فیلم روی آورد و دو فیلم ماندگار تنگسیر و گوزنها را عکاسی کرد. درمبخش در کنار ساخت آثار مستند، رمان مشهور و در عین حال پیچیده و دشوار بوف کور صادق هدایت را با کمک پرویز فنی زاده در سال ۱۳۵۳ ساخت و بعد از آن تمام عمر خود را صرف ساخت فیلم‌های مستند از سرزمین مورد علاقه‌اش، ایران کرد تا اینکه در دوازهمین روز بهار ۹۹ در اثر ابتلا به ویروس کوید ۱۹ در پاریس در گذشت.

    کانون کارگردانان سینمای ایران به احترام این فیلمساز اندیشمند کلاه از سر بر می دارد و در  گذشت او را تسلیت می‌گوید.

  • آیا فروش ۴۰ میلیاردی تضمین خوب بودن یک فیلم است؟/ دریغ از لبخند!

    آیا فروش ۴۰ میلیاردی تضمین خوب بودن یک فیلم است؟/ دریغ از لبخند!

    آیا فروش ۴۰ میلیاردی تضمین خوب بودن یک فیلم است؟/ دریغ از لبخند!

     

     

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره دهم از «مطرب» می‌گوییم. نه این بار قرار نیست بخندید، تمام تصوری که از کمدی، سینمای شانه تخم‌مرغی، سخیف و هر آنچه را که به سینمای طنز با المان‌های خنده اطلاق می‌کنند، از ذهنتان دور بریزید. فریب آن چهل میلیارد تومان فروشش را هم نخورید. شما در اینجا عملا با یک فیلم مطول روبه‌رو هستید که نه تنها خنده‌ای بر لبانتان نمی‌آورد بلکه مدام در ذهنتان این پرسش مطرح می‌شود که چرا این فیلم تا این میزان فروش کرده است؟ در تمام آن ۱۴۴ دقیقه نمایشش مدام منتظر یک دیالوگ طنز، یک موقعیت کمیک، یا دست کم یک شوخی خنده دار هستید اما این اتفاق نمی‌افتد که نمی‌افتد.

    از مصطفی کیایی کارگردان «مطرب» اتفاقاً فیلم‌های خوبی در ذهن داریم، همان فیلمساز جوانی که «خط ویژه»، «عصر یخبندان»، «بارکد» و… را ساخته است. یک پای ثابت فیلم‌هایش هم همیشه دو کاراکتر هستند که می‌توانیم به آنها لقب «احمق و احمق‌تر» را بدهیم که موقعیت‌های کمیک را ایجاد می‌کنند اما در «مطرب» حتی از همان دو تا هم خبری نیست. فیلم اتفاقاً دیالوگ‌های ظاهراً سیاسی-اجتماعی هم دارد اما این تکه‌پرانی‌ها هم به کمکش نیامده است. اینگونه «مطرب» تبدیل به ضعیف‌ترین تجربه «سینمایی» کیایی شده که متأسفانه بیشترین سود اقتصادی را برای او رقم زده است.

    دوربین را یک گوشه بکارید، مسایل سیاسی- اجتماعی دهه ۶۰ را با عنوان فیلمنامه کمدی پیش رویتان قرار دهید، فضاها را هم به شمایل همان دوران دربیاورید گاهی هم پلی به آینده بزنید؛ شما حالا یک فیلم کمدی با فروش چند میلیاردی فارغ از کیفتیش دارید؛ این فرمول تولید اکثر فیلم‌های کمدی بفروش در این چند ساله بوده که «مطرب» هم از همین فرمول پیروی کرده است، اثری که حالا لقب پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به یدک می‌کشد!

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    جذابیت‌های کشورهای خارجی در این چند ساله به یکی از المان‌های سینمای ایران تبدیل شده است این موضوع نه تنها در فیلم‌های کمدی که در فیلم‌های جدی اجتماعی هم دیده می‌شود. در «مطرب» هم سفری به ترکیه داریم تا نقدی به موضوع مهاجرت را ببینیم، که چه می‌شود آدم‌ها دست به مهاجرت می‌زنند اما «مطرب» زبانش در بیان این موضوع قاصر است ولی به جایش خوب زرق و برق ترکیه را نشان می‌دهد. به اعتبار همین مساله هم هست که شوخی‌های زردش را از دل ماجرا بیرون می‌کشد.

    اما کارگردان چه می‌خواهد بگوید؟ نقدش به چیست؟ به شرایط فرهنگی که اجازه نمی‌دهد یک هنرمند به فعالیتش ادامه بدهد؟ پس چرا در بیان این مسایل ناکارامد است؟ عمده دلیلش را می‌توان در فیلمنامه آن دید. فیلمنامه‌ای که مصطفی کیایی خودش نوشته است، فیلمنامه‌ای که داستانش جلو نمی‌رود و مدام درجا می‌زند. به علاوه اینکه دیالوگ‌های گل درشتش در زمان انتقاد کار دستش می‌دهد.

    «این‌ها به ما می‌گویند مطرب» همین دیالوگ کافی است تا به قدری از فیلم بیرون بزند که نه خنده‌تان بگیرد و نه نقدش را جدی بگیرید.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    این واقعیتی غیرقابل کتمان است که فیلم توانسته طیفی از مخاطبان را با خود همراه کند، به گیشه‌ها رونق بدهد، بخشی از ضرر سینماها به واسطه اکران بی‌رمق تابستان گذشته را جبران کند که رد پای این موضوع را می‌شود از تبلیغ دهان به دهان مردم جستجو کرد. بخشی از این رضایت به دلیل به تصویر کشیدن ایده برخی افراد جامعه است که با پیش آمدن کوچکترین مساله راهی جز مهاجرت پیش رویشان نمی‌بینند و «مطرب» به خوبی توانسته از این ظرفیت استفاده کند.

    «مطرب» می‌خواهد از درد یک هنرمند بگوید اما یک خواننده کوچه‌بازاری را در نقش یک هنرمند جا می‌زند و موزیسنش را در حد یک مطرب تنزل می‌دهد یعنی در عین حال که می‌خواهد به اوضاع یک خواننده نقد داشته باشد آن را به ذلت می‌کشاند. چنان که دم دستی‌ترین دغدغه‌ها و اتفاقات در فیلم رقم می‌خورند. البته نباید از این موضوع هم صرف نظر کرد که فیلم تلاشی جدی دارد تا فضای نوستالژیک از موسیقی‌های سال‌های دهه ۶۰ تا دیگر موقعیت‌های خاطره‌ساز ایجاد کند اما حقیقت این است که حتی در این موضوع هم ناتوان است.

    این فقط کیایی نیست که تعریف روشنی از فیلم موزیکال ندارد و این موضوع او را تا آنجا می‌رساند که فیلمش را یک اثر موزیکال معرفی می‌کند. در این سال‌ها خیلی از کارگردان‌ها دچار چنین اشتباهی شده اند. به صرف اجرای چند آهنگ قدیمی که حتی حس ناب آن روزها را برایمان تداعی نمی‌کند، نمی‌شود به یک فیلم لقب موزیکال داد.

    در کنار این ویژگی‌ها فیلم «مطرب» در زمان اکران عمومی در میانه یک دو قطبی جدی قرار داشت؛ عده‌ای از مخاطبان که به‌شدت به آن علاقمند بودند و دیگران را هم به سالن سینما فرامی‌خوانند، توانستند فروش بالای فیلم را ضریب بدهند، در مقابل اما گروهی که بالاتر از «سرگرمی» حساسیت‌هایی حداقلی نسبت به «سینما» به‌عنوان یک «هنر» داشتند، علیه فیلم موضع‌گیری‌های تند و تیزی داشتند.

    در فضای رسمی رسانه‌های تخصصی سینما اما تکلیف مشخص‌تر بود؛ غاطبه منتقدان سینمایی و اصحاب رسانه در گروه دوم مخاطبان «مطرب» جای داشتند که آن را جزو فیلم‌های پرفروشی قرار دادند که فروش ۴۰ میلیاردی‌اش هم هیچ پشتوانه‌ای برای اثبات «خوب بودن» آن نبود!

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    احتمالا اگر در سینما تماشایش کرده باشید از میانه فیلم به این فکر کرده‌اید که کاش می‌شد موس زیر دستتان باشد و مدام فیلم را جلو بزنید تا اندکی از این فیلم کش‌دار رها شوید و زودتر بفهمید سرانجام این زیاده‌گویی‌ها چه خواهد شد؛ در خانه لااقل این امکان را دارید!

    فارغ از این مسئله اما نسبت مخاطب با فیلم «مطرب» به شدت متأثر از انتظاری است که او از «سینما» دارد. اگر از آن دسته مخاطبان سینما هستید که به‌دنبال تفریح صرف و یک دورهمی با حضور چند بازیگر مطرح سینما هستید، شاید «مطرب» آزارتان ندهد و بتوانید در جمع خانواده و دوستان در خانواده به تماشایش بنشینید.

    اما اگر انتظاری جدی‌تر از یک فیلم دارید و در کنار محتوا، نسبت به قواعد و ساختار سینمایی هم حساسیت‌هایی دارید، «مطرب» نمی‌تواند پیشنهاد مناسبی برای اوقات فراغت‌تان باشد.

  • پرتال کانون و پخش آنلاین انیمیشن «این هم پول ماهی»

    پرتال کانون و پخش آنلاین انیمیشن «این هم پول ماهی»

    پرتال کانون و پخش آنلاین انیمیشن «این هم پول ماهی»

     

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، انیمیشن «این هم پول ماهی» ۱۱ دقیقه و ۲۰ ثانیه‌ای با اقتباس از کتابی با همین نام به نویسندگی ابراهیم زاهدی‌مطلق و تصویرگری بهرام خائف از انتشارات کانون پرورش فکری، ساخته شده است.

    انیمیشن «این هم پول ماهی» که تولید سال ۱۳۹۰ امور سینمایی کانون است، داستان دخترکی به نام «شکوفه» است که در کنار یک مغازه‌ی ماهی‌فروشی، چشمش به ماهی کوچک قرمزی در تنگ کوچک می‌افتد و می‌خواهد آن را بخرد. اما پولش کم است و قول می‌دهد که بعد از بردن ماهی، بقیه پول را برای مغازه‌دار بیاورد. مغازه‌‎دار هم ماهی را به او می‌دهد و می‌گوید اگر بقیه پول تا قبل از روز عید به دستش نرسد، ماهی از تنگ بیرون می‌پرد و می‌میرد … .

    انیمیشن کوتاه «این هم پول ماهی»، تندیس طلایی بهترین اثر تلویزیونی هشتمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران را دریافت کرده است.

    این اثر تاکنون در چهل‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم رشد به نمایش در آمده و در چند بازار بین‌المللی فیلم همچون بوسان کره‌جنوبی، چک و کلرمون فراند فرانسه معرفی شده است.

    این انیمیشن روز چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir به‌صورت رایگان قابل دسترسی است.

    فیلم‌ها و تئاترهای کانون تا ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها نمایش داده خواهد شد.

    در این روزها که شاهد گسترش بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح «پیک امید مجازی» از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانی omid.kpf.ir قابل دسترسی است.

    علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از هشتگ‌های «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلم‌ها در شبکه‌های اجتماعی دسترسی پیدا کنند.

  • راهکارهایی برای دیدن شدن «فیلم‌های کوتاه»/ کسی دلسوزی نمی‌کند

    راهکارهایی برای دیدن شدن «فیلم‌های کوتاه»/ کسی دلسوزی نمی‌کند

     

    راهکارهایی برای دیدن شدن «فیلم‌های کوتاه»/ کسی دلسوزی نمی‌کند

    کاوه سجادی حسینی نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال جدید با اشاره به اینکه سینمای کوتاه نیازمند اکران مناسب است گفت: نیاز است که فیلم‌های کوتاه انتخاب و در یک بسته نمایش به‌درستی قرار بگیرند تا با تبلیغات مناسب در سینماها اکران شوند چرا که در چنین شرایطی این آثار به خوبی از سوی مخاطب دیده می‌شوند.

    وی بیان کرد: یکی از راهکارهایی که می‌شود فیلم کوتاه را بهتر دید و جای مناسبی برای آن در بین مخاطبان سینما پیدا کرد، حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شراکت با VOD‌ها است، چرا که شبکه‌های مجازی برای نمایش فیلم‌های کوتاه مناسب است و باعث و بیشتر دیده شدن فیلم کوتاه می‌شود.

    این کارگردان سینما تاکید کرد: البته این روش برای دیده شدن فیلم‌های کوتاه به حمایت مادی نیاز دارد، در واقع باید یک دلسوزی و یک پشتیبانی برای فیلم‌های کوتاه وجود داشته باشد چرا که فیلمساز کوتاه به تنهایی نمی‌تواند اثر خود را برای اکران ارائه کند.

    وی توضیح داد: در نظر گرفتن اکران‌های بیشتر و ترکیب اکران فیلم‌های کوتاه و فیلم بلند نیز در این زمینه می‌تواند تأثیرگذار باشد، به این معنا که قبل از نمایش هر فیلم سینمایی در سالن‌های سینما، یک فیلم کوتاه برای مخاطب نمایش داده شود.

    نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران تاکید کرد: مواردی که بیان کردم راهکارهایی است که می‌تواند فیلم کوتاه را در حوزه اکران موفق نشان دهد.

    وی توضیح داد: فیلم کوتاه نیازمند این است که ساختار آن را قدرتمند کنیم چرا که فیلم کوتاه تنها در اکران معنا پیدا نمی‌کند. در این زمینه برای نقد فیلم‌ها کوتاه باید شرایط فراهم شود تا کسانی که در حوزه‌ها اجتماعی، فلسفه، روانشناسی و دیگر موارد در جامعه فعالیت می‌کنند، فیلم‌های کوتاه را دیده و در مورد آن نظر دهند.

    سجادی حسینی در پایان گفت: متأسفانه کسی برای فیلم کوتاه دلسوزی نمی‌کند و نمونه بارز آن سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بود که آثار کوتاه در بدترین ساعت ممکن نمایش داده می‌شد و بعد از آن نیز هیچ جلسه نقد و بررسی برای آن برگزار نمی‌شد.

  • راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»
    راهکارهایی برای دیده شدن «فیلم‌های کوتاه»

    کاوه سجادی حسینی نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال جدید با اشاره به اینکه سینمای کوتاه نیازمند اکران مناسب است گفت: نیاز است که فیلم‌های کوتاه انتخاب و در یک بسته نمایش به‌درستی قرار بگیرند تا با تبلیغات مناسب در سینماها اکران شوند چرا که در چنین شرایطی این آثار به خوبی از سوی مخاطب دیده می‌شوند.

    وی بیان کرد: یکی از راهکارهایی که می‌شود فیلم کوتاه را بهتر دید و جای مناسبی برای آن در بین مخاطبان سینما پیدا کرد، حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شراکت با VOD‌ها است، چرا که شبکه‌های مجازی برای نمایش فیلم‌های کوتاه مناسب است و باعث و بیشتر دیده شدن فیلم کوتاه می‌شود.

    این کارگردان سینما تاکید کرد: البته این روش برای دیده شدن فیلم‌های کوتاه به حمایت مادی نیاز دارد، در واقع باید یک دلسوزی و یک پشتیبانی برای فیلم‌های کوتاه وجود داشته باشد چرا که فیلمساز کوتاه به تنهایی نمی‌تواند اثر خود را برای اکران ارائه کند.

    وی توضیح داد: در نظر گرفتن اکران‌های بیشتر و ترکیب اکران فیلم‌های کوتاه و فیلم بلند نیز در این زمینه می‌تواند تأثیرگذار باشد، به این معنا که قبل از نمایش هر فیلم سینمایی در سالن‌های سینما، یک فیلم کوتاه برای مخاطب نمایش داده شود.

    نایب رئیس انجمن فیلم کوتاه ایران تاکید کرد: مواردی که بیان کردم راهکارهایی است که می‌تواند فیلم کوتاه را در حوزه اکران موفق نشان دهد.

    وی توضیح داد: فیلم کوتاه نیازمند این است که ساختار آن را قدرتمند کنیم چرا که فیلم کوتاه تنها در اکران معنا پیدا نمی‌کند. در این زمینه برای نقد فیلم‌ها کوتاه باید شرایط فراهم شود تا کسانی که در حوزه‌ها اجتماعی، فلسفه، روانشناسی و دیگر موارد در جامعه فعالیت می‌کنند، فیلم‌های کوتاه را دیده و در مورد آن نظر دهند.

    سجادی حسینی در پایان گفت: متأسفانه کسی برای فیلم کوتاه دلسوزی نمی‌کند و نمونه بارز آن سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بود که آثار کوتاه در بدترین ساعت ممکن نمایش داده می‌شد و بعد از آن نیز هیچ جلسه نقد و بررسی برای آن برگزار نمی‌شد.

  • لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده

    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده

    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده
    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده

    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره نهم با بازخوانی فیلم «شاهکش» همراه شوید؛ برف، سرما، کوهستان، حادثه و تلاش آدم‌ها برای بقا شاید شما را به یاد فیلم‌های تحسین‌شده‌ای چون «اورست»، «لمس کردن خلا»، «نورث فیس» و… بیندازد اما در ایران تاکنون چه فیلمی با این مختصات دیده‌اید؟

    «شاهکش» از همان فیلم‌هایی است که دقیقاً همین ویژگی‌ها را دارد به علاوه اینکه تمام حوادث آن تنها در یک «لوکیشن» هتل روایت می‌شود که هر فیلمی اگر فیلمنامه سرپایی داشته باشد همین تک لوکیشن جذابیتش را دو چندان می‌کند. «شاهکش» اما تا رسیدن به فیلم‌های خوب کوهستانی راه بسیاری دارد. نه اینکه یک بار دیدنش ارزش نداشته باشد نه. بلکه آنچه آن را از حیز انتفاع ساقط می‌کند گره‌های کوری است که تا پایان داستان باز نمی‌شود. از همان‌هایی است که هنگام تماشا در سالن سینما مدام از بغل دستی‌تان بپرسید «اینجای فیلم چی شد؟» یا حتی اگر دوباره فیلم را ببینید باز هم آن گره‌ها برایتان باز نشود مگر اینکه کارگردان همان لحظه بیاید، کنارتان بایستد و بگوید در این سکانس منظورم این بود.

    کارگردان «شاهکش» وحید امیرخانی است. او را با کمدی «در مدت معلوم» به یاد دارید. کارگردان جوانی که با اولین فیلمش مساله ازدواج موقت را به چالش کشاند که احتمالا با دیدنش خنده‌تان هم گرفته، در «شاهکش» اما خبری از خنده نیست، خبر از انتقام است، از خشونت، از زد و خورد در برخی سکانس‌ها به سبک فیلم‌های هالیوودی و البته پر از معما و معما و معما. امیرخانی در «شاهکش» تغییر مسیر داده است، هیچ نخی ۲ فیلمش را به هم بند نمی‌زند. اتفاقاً به این فکر می‌کنید که او در «شاهکش» محافظه‌کارتر شده و نتوانسته است آنچه را که در ذهن دارد روی پرده سینما بیاورد.

    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده
    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده
    وحید امیرخانی

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    احتمالاً اگر فیلم را ببینید از میزان برف و سرمای حاکم بر فیلم، شما هم ناخودآگاه سردتان شود اما محال است حتی یک درصد هم فکر کنید که پروداکشن بزرگ این فیلم دکور است، حتما پیش خودتان تصور می‌کنید که لوکیشن این فیلم در هتل معروف توچال بوده اما یک درصد هم به مغزتان خطور نمی‌کند که «شاهکش» در جاده کرج و در دمای ۴۰ درجه فیلمبرداری شده، یعنی دمای منفی ۲۰ درجه این فیلم، در آن محیط و آن میزان از گرما به تصویر کشیده است!

    پیش از اکران فیلم، تیزر تبلیغاتی «شاهکش» در فضای مجازی منتشر شد، تیزری خلاقانه که اگر از حق نگذریم می‌توانیم بگوییم کار تیم تبلیغات تنه به تنه کار کارگردان زده و حتی در یک جاهایی از او پیشی گرفته است. تیزری که احتمالاً عده‌ای بعد از دیدن آن برای تماشای «شاهکش» لحظه شماری کرده‌اند فیلم اما آنچه نبود که تیزر نشان می‌داد.

    فیلم سکانس‌هایی دارد که می‌توان به آن‌ها عنوان سکانس برتر دارد مثلا صحنه زد و خورد در سرویس بهداشتی. این سکانس می‌تواند آنقدر شما را میخکوب کند که در ادامه انتظاراتان بیشتر شود ولی نه تنها آن سکانس‌های فوق العاده تکرار نمی‌شود که بلکه فیلم رفته رفته افول می‌کند، آنقدر اتفاقات پی در پی و بدون دادن اطلاعات رخ می‌دهد که با یک عالمه سوال مواجه می‌شوید اصلا در یک جاهایی به خودتان می‌گویید این بخش از فیلم یک سری سکانس‌ها کم دارد و باید این قسمت‌ها را بیشتر توضیح می‌داد.

    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده
    لذت تماشای یک فیلم قلع‌وقمع شده

    مشکل اما اتفاقا همین قسمت‌هاست. همین بخش‌هاست که باعث می‌شود به این فکر کنید که فیلم آنقدر قلع و قمع شده که در نهایت پاسخگوی شما نیست. امیرخانی اما همه این مشکلات را متوجه فرآیند نظارتی نیروی انتظامی می‌داند و عنوان می‌کند «بیش از ۲۰ اصلاحیه به فیلم وارد کرده‌اند.» پربیراه نیست که اگر بگوییم این میزان از اصلاحیه می‌تواند از هر فیلمی تعدادی تصاویر به هم چسبیده گنگ بسازد که انتظار زیادی از آن نرود با این همه فیلم امیرخانی باز خوب توانسته از عهده خودش بربیاید.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «شاهکش» در اکران عمومی چیزی حدود یک میلیارد تومان فروخت. دلیل نفروختنش را هم می‌شود همان ابهاماتی عنوان کرد که در فیلم باقی می‌ماند با این وجود فیلم شما را تا انتها با خود همراه می‌کند به امید اینکه به سوال‌هایتان پاسخ داده شود اما این اتفاق هرگز نمی‌افتد. گیج و مبهوت می‌شوید که حرف این آدم‌ها چیست، اگر می‌خواهد نقد اجتماعی و فرهنگی داشته باشد پس چرا لنگ می‌زند و نمی‌تواند موضوعش را بیان کند، چرا نمی‌تواند پیامش را ارایه بدهد و در نهایت این از هم گسیختگی روایت و شلختگی و پراکندگی بیش از حد سرکوبتان می‌کند.

    «شاهکش» طراحی صحنه، موسیقی و کارگردانی خوبی دارد اما همه اینها روی هم رفته نمی‌توانند فیلم را به یک انسجام و تعادل برسانند و نمی‌توانند در خدمت فیلم باشند.

    فیلم آنقدر در ارایه اطلاعات ناموفق عمل می‌کند که متوجه نمی‌شوید انگیزه ضد قهرمانش چیست، او به یک‌باره همه را گروگان می‌گیرد، پلیس فیلم هم آنقدر مصنوعی و رفتارش آنقدر غیرمنطقی درآمده که تنها حضوری کاریکاتوری در فیلم دارد. با این حساب می‌شود گفت همه شخصیت‌های فیلم سرگردان هستند، تکلیف هیچکدام با خودشان و دیگران مشخص نیست فقط قرار است یک انتقام سخت گرفته و یک سری دیالوگ‌ها بی‌آنکه ارتباط چندانی با ههم داشته باشند بیان شوند.

    نام فیلم «شاهکش» است و اشاره به یک اسلحه دارد اما در ارایه همین توضیحِ ساده درباره اهمیت این اسلحه در داستان هم عاجز می‌ماند یعنی حتی ممکن است در انتها متوجه نشوید چرا نام فیلم را «شاهکش» گذاشته اند و احتمالا با سرچ و پرسش از این ور و آن ور بفهمید که شاهکش نام یک اسحله کوچک است.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    برعکس فیلم‌های دیگر که مشکل اصلی‌شان به روند کم رمقشان برمی‌گردد «شاهکش» اما اصلا ریتم کندی ندارد و همین سرعت زیادی است که به آن ضربه‌ زده! سرعتی که البته بدون ارایه هیچ اطلاعاتی است. همین می‌شود که مخاطب می‌پندارد با یک فیلم بی‌سروته مواجه است.

    «شاهکش» را می‌توان چنین توصیف کرد: سوال پشت سوال، ابهام پشت ابهام و در نهایت دچار شدن به مبهوتی.

    به نظر می‌رسد فارغ از حفره‌های فیلمنامه، پشت دوربین این فیلم آنقدر اتفاقات فراسینمایی رخ داده که کارگردان از کنترلش عاجز مانده و همین موضوع این بلا را بر سر فیلمی آورده که اگر ویژگی‌هایش مانند قتل، برف، سرما و راز را روی کاغذ فهرست کنید به خودی خودی می‌توانست جذاب باشد اما هیچکدام از این المان‌ها در نهایت مخاطب را راضی نکرده است.

    با تمام این‌ها همان‌طور که در آغاز هم به آن اشاره کردیم، همچنان «شاهکش» فیلمی است که از یک بار دیدنش پشیمان نمی‌شوید؛ فیلمی که حداقل می‌توان آن را پیشنهادی متفاوت برای سینمای ایران قلمداد کرد.

  • پویانمایی «صفر» به خانه‌ها می‌آید

    پویانمایی «صفر» به خانه‌ها می‌آید

    پویانمایی «صفر» به خانه‌ها می‌آید

     

    پویانمایی «صفر» به خانه‌ها می‌آید
    پویانمایی «صفر» به خانه‌ها می‌آید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، انیمیشن ۹ دقیقه‌ای «صفر» که با تکنیک ماژیک و مداد رنگی ساخته شده است، روز سه‌شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح روی پرتال اینترنتی کانون قرار می‌گیرد.

    انیمیشن «صفر» که تولید سال ۱۳۸۹ امور سینمایی کانون است، داستان پسری در مدرسه است که در درس‌هایش نمره صفر می‌گیرد. او سعی دارد نمره‌های صفر خود را پنهان کند اما دچار کابوس می‌شود. پسر در پی راهی برای رهایی از این کابوس است.

    عباس دبیردانش آهنگ‌سازی، امیرحسین علیمراد کامپوزیت، محمد ناصری تدوین و چنگیز صیاد صدابرداری این اثر کوتاه را بر عهده داشته‌اند.

    پویانمایی موفق «صفر»، تاکنون «پاندای طلایی» جایزه ویژه داوران بیستمین جشنواره دوسالانه فیلم‌های تلویزیونی ‌سی‌چوان‌ چین را دریافت کرده و در پنجاه‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم «پراد» فرانسه به عنوان یکی از چهار فیلم برتر در بخش مسابقه مردمی انتخاب شده است.

    این انیمیشن همچنین در پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه «لنولا» ایتالیا، چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان هند «CMS»، ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه «پنتداتیلو» ایتالیا، دهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان «نوامیرادا» آرژانتین، اولین جشنواره فیلم کودکان «آند» آمریکا و هفتمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران به نمایش در آمده است.

    «صفر» در چهاردهمین بازار بین‌المللی فیلم «کلرمون فراند» فرانسه و پنجمین بازار بین‌المللی فیلم آسیایی بوسان کره‌جنوبی نیز حضور داشته است.

    انیمیشن‌های کوتاه «قالی»، «اتحاد»، «نشانی»، «ماه مهربان»، «سایه‌ای که نور شد» و «باد دوچرخه سوار» نیز از دیگر آثار نازنین سبحان‌سربندی است که به تهیه کنندگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید شده است.

    این انیمیشن به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir به‌صورت رایگان قابل دسترسی است.

    این آثار تا ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها نمایش داده خواهد شد.

    در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح «پیک امید مجازی» از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانیomid.kpf.ir  قابل دسترسی است.

    علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از هشتگ‌های «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلم‌ها در شبکه‌های اجتماعی دسترسی پیدا کنند.