به گزارش خبرنگار مهر، کمتر از دو ماه دیگر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر کار خود را آغاز میکند و همانند دورههای قبل، آثار راه یافته به این رویداد علاوهبر تهران در شهرستانهای دیگر نیز نمایش داده میشود.
برای هر اثر سینمایی راه یافته به جشنواره فیلم فجر، ۳ نمایش در تهران در نظر گرفته میشود که در صورت استقبال مخاطبان جشنواره، به سانس فوقالعاده هم میرسد، اما نمایش فیلمها در شهرستانها سازوکار دیگری دارد، به اینگونه که صاحبان آثار با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قراردادی بسته تا براساس آن، آثاری که در تهران نمایش داده میشود در شهرستانها نیز به نمایش گذاشته شود.
به عنوان مثال در سال ۹۲، قرارداد ۳ میلیارد تومانی برای نمایش فیلمها در ۳۰ استان با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بسته شد. اما در قرارداد سال ۹۷، بودجه نمایش فیلمها در شهرستانها یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان در نظر گرفته شد که این امر با اعتراض تهیهکنندگان همراه بود. در نهایت صاحبان آثار راه یافته به جشنواره فیلم فجر سیوهفتم، به مناسبت جشن ۴۰ سالگی انقلاب، تصمیم به همکاری با جشنواره فجر گرفتند و اجازه نمایش فیلمها در شهرستانها را صادر کردند.
حال باید دید امسال مبلغ پیشنهادی قرارداد فیلمها، برای نمایش در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر چگونه خواهد بود و آیا میتواند رضایت صاحبان فیلمها را بدست آورند یا خیر؟ دغدعه اصلی صاحبان فیلمها، این است که هر چقدر تعداد سانسهای نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر افزایش پیدا کند، به همان اندازه استقبال از این آثار در طول اکران عمومی کمتر میشود و این امر به ضرر سینماگران است.
با سید ضیا هاشمی دبیر شورای عالی تهیهکنندگان درباره چگونگی نمایش فیلمها در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر گفتگو کردیم.
هاشمی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره عقد قرارداد نمایش آثار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، گفت: پیش از هر چیز باید بگویم که در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر، قراردادی بالغبر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان برای اکران فیلمها در شهرستانها بسته شد که همه این مبلغ به تهیهکنندگان پرداخت شد.
وی بیان کرد: این مبلغ نسبت به ۴ سال پیش که ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان برای نمایش فیلمها در شهرستانها پرداخت شد، مبلغ بسیار ناچیزی بود. ۳ سانس نمایش هر فیلم در شهرستانها در نظر گرفته شده بود، در تهران نیز در صورت سانسهای فوقالعاده ۵۰ درصد از فروش در اختیار صاحبان فیلمها قرار میگرفت.
دبیر شورای عالی تهیه کنندگان تاکید کرد: در سال جاری و در دوره سی و هشتم برای نمایش فیلمها در شهرستانها هنوز جلسهای برگزار نشده است، اما اگر میزان پیشنهاد قرارداد فیلمها در شهرستانها مبلغ مناسبی نباشد، اجازه نمایش این فیلمها را در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر در شهرستانها را نمیدهیم.
وی ادامه داد: اگر خواستههای صاحبان فیلمها تأمین نشود، بی شک اجازه نمایش فیلم در شهرستانها را نخواهیم داد. تصور کنید فیلمها قرار است در ۳۰ استان که هرکدام چند سالن سینما دارند، نمایش داده میشود که این امر در صورتی که هزینه مناسبی برای صاحبان فیلمها در نظر گرفته نشود، به ضرر تهیهکنندگان خواهد بود.
هاشمی در پایان گفت: سال گذشته به ما اعلام کردند که بودجه اندکی برای برگزاری جشنواره فیلم فجر دارند، اما وقتی رقم بودجه برگزاری جشنواره را میبینم، متعجب میشویم. باید در زمینه بودجه برگزاری جشنواره فیلم فجر قبل از برگزاری آن شفافسازی شود، نه اینکه بعد از جشنواره که همه قراردادها بسته شد، شفافسازی کنند! در حال حاضر به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر اعلام کردهایم باید برای نمایش فیلمها در شهرستانها جلسهای گذاشته شود اما هنوز در این زمینه پاسخی دریافت نکردهایم.
گروه هنر- خبرگزاری مهر– زهرا منصوری:فیلم سینمایی «تورنادو» به کارگردانی سیدجواد هاشمی مدتی است که روی پرده سینماست؛ فیلمی که همزمان با ۲ فیلم دیگر کودک و نوجوان به نمایش درآمد و همین موضوع شرایط را برای آن سخت کرد و به تعبیری از رقابت در گیشه بازماند.
سیدجواد هاشمی که از بیعدالتی نسبت به فیلم تازهاش در فرآیند اکران گلهمند است، در بخش نخست این گفتگو به تشریح بخشی از دستاوردهای فنی آثار اخیرش در حوزه سینمای کودک و اهمیت توجه به خیالپردازی در این حوزه پرداخت.
هاشمی اما در بخش دوم این گفتگو از این موضوع میگوید که مسئولان سینمایی ما اصلا متوجه نیستند باید از عنصر تخیل در فیلمهای کودک استفاده کرد و بهنوعی نسبت به آن هم اعتقادی هم ندارند!
محمد نجفی امامی که در پروژه «تورنادو» بهعنوان مسئول جلوههای ویژهرایانهای، حضوری تأثیرگذار داشته در این گفتگو سیدجواد هاشمی را همراهی میکند.
مشروح بخش دوم و پایانی گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل «تورنادو» را در ادامه میخوانید:
* هرچند شما به نحوه اکران و حمایت نشدن از فیلم «تورنادو» انتقاد دارید اما فکر نمیکنید که بخشی از این موضوع ناشی از اکران همزمان سه فیلم کودک و نوجوان است؟ موضوعی که حتی سینماداران هم به آن انتقاد دارند.
سیدجواد هاشمی: وقتی مرزها شناخته نمیشود، اجحاف به وجود میآید به فیلم من هم اجحاف بدی شد. «تورنادو» پتانسیل فروش بسیار بالایی داشت چون هرکسی وارد سینما شده با حال خوب از آن خارج شده است. فیلم خوب به چنین فیلمی میگویند که تماشاگر را با حال خوب بیرون بفرستد. رسالت من همین است که تماشاگر را با حال خوب بدرقه کنم. من این کار را کردهام پس چرا حمایتم نمیکنند؟ چرا سئانس خوب به من نمیدهند؟
ما باید در سینما متولی داشته باشیم که با خودش بگوید این فیلم حیف است. بروید و ببینید، به بچهها بگویند شما نباید «مطرب» ببینید. اما جالب است که «مطرب» در همه ساعتها سانس دارد ولی سانسهای ما فقط مربوط به صبح و ظهر است که کسی در این زمانها سینما نمیرود!اصلا اشکالی ندارد سه فیلم کودک با هم اکران شود، هرچند اشتباه است اما سه فیلم کمدی هم با هم اکران شده بود. ما نباید اینطور فکر کنیم، بلکه باید کاری کنیم که تماشاگر به ازای مبلغی که بابت بلیت خرج میکند، شاد باشد. نکته دیگری که وجود دارد این است که فیلم من باید در سینما دیده شود، چراکه عظمتی در آن است که فقط در سینما قابل تجربه است. تماشایش روی تلویزیون البته بد نیست، ولی در سینما دیدنیتر است. وقتی فیلم را از سینما بردارند، قاب کوچک تلویزیون جوابگوی آن عظمت نیست.
ما باید در سینما متولی داشته باشیم که با خودش بگوید این فیلم حیف است. بروید و ببینید، به بچهها بگویند شما نباید «مطرب» ببینید. اما جالب است که «مطرب» در همه ساعتها سانس دارد ولی سانسهای ما فقط مربوط به صبح و ظهر است که کسی در این زمانها سینما نمیرود!
باید بالاخره در جایی برای سینمای کودک پارتی بازی بشود. سینمای کودک نمیفروشد چون مردم عادت ندارند برای فیلم کودک به سینما بروند. اصلا نمیدانند فیلم کودکی روی پرده است. میدانم فیلمهایی مانند «مطرب» هم باید ساخته شود چون سینما را با فروشش نجات میدهد و سینمادار هم به منفعت میرسد ولی خب باید به فیلم من هم آفر و سانس خوب بدهند.
گویا مسئولان متوجه نیستند که همه بیننده یک سبک خاص از فیلم نیستند. در ایران کسانی را داریم که در خانهشان اسم خدا، صداقت و… نمیآید اما من در فیلمم صداقت و راستگویی، امانتداری، دوری از خیانت و … را ترویج میکنم. آیا پرداختن به این مفاهیم ارزشی نیست؟ پس ارزش به چه میگویند؟
محمد نجفیامامی:نکتهای که در نگاه آقای هاشمی وجود داشت و من را جذب کرد این بود که به دنبال ریشه بود. یعنی میگفت بچه باید به صورت ریشهای با فرهنگ و اخلاقیات ما آشنا شود. آقای هاشمی اتفاقا نگاه ارزشی دارد مثلا همیشه میگوید یک گل زیبا از درون یک خاک رشد میکند بنابراین به جای اینکه ما به اینکه این گل چگونه رشد کرده است، اهمیت بدهیم فقط به زیبایی آن توجه میکنیم.
این نگاه آقای هاشمی ملکه ذهن من شده و در انیمیشنهایم از آن استفاده میکنم. چون به ما میگوید بگردیم ببینیم چه اتفاقی برای ریشه رخ داده است که گل زیبایی در آن پرورش پیدا میکند. من بارها با ایشان کار کردهام چون نگاه ریشهای دارد. اتفاقاً مفاهیم ارزشی هم در این فیلم وجود دارد. آیا دیگر کارگردانان به این ریشهها فکر میکنند؟ مطمئنم که نه. باید کودکان را خوب تربیت کرد که در آینده افراد خوبی برای جامعه باشند.
* نکتهای که همواره در فیلمهای شما وجود دارد عنصر خیالپردازی است؛ موضوعی که هرچند یکی از الزامات سینمای کودک است اما قاطبه آثار تولید شده در این حوزه از این لحاظ فقر دارند. مسالهای که پیش میآید این است که شما تلاشتان را کردهاید اما به نظرتان چرا استفاده از تخیل در فیلمهای کودک تبدیل به یک جریان نمیشود؟
هاشمی: هرچند جریانسازی روش میخواهد اما «پیشونی سفید» این جریان را ایجاد کرد. به گونهای که اگر از بچههای این سرزمین بپرسید، میبینید که تقریباً هشتاد درصد بچههای ما «پیشونی سفید» را میشناسند. هرچند ممکن است ۲ نمونه استثنایی یعنی «کلاه قرمزی» و «شهر موشها» را مثال بزنید و بگویید آنها در ذهنها بیشتر باقی ماندهاند، اما توجه داشته باشید که برای آنها در تلویزیون جریان سازی و تبلیغ شده است.
من احساس میکنم «پیشونی سفید» تا ۱۰، ۱۵ سال بعد همچنان برای بچهها محبوب است. یعنی بچههای آن زمان همچنان تبلیغش خواهند کرد با اینکه امکانات ما اندک بود. البته کشور ما مثل کشورهای دیگر نیست و جریان دیرتر در آن راه میافتد. من میگویم امروز باید فیلم بزرگی بسازیم که هم به جهت تکنیکی با شرایط روز تطابق داشته باشد و هم سلیقه کودکان را در همه دورانها تأمین کند. این روش هرچند دیر اما جریانسازی میکند. البته دلیلی که باعث میشود این فرآیند زمانبر شود، تبلیغات است. من پول تبلیغات ندارم، کسی هم کمکم نمیکند در حالی که شهرداری باید پای کار بیاید، رییس صداوسیما باید کمک کند و… اما موضوع برعکس شده است؛ یعنی ما مدام باید التماس میکنیم.
هاشمی: در طول زندگیم کسی ندیده بود من ماشین چینی سوار شوم. ولی برای ساخت فیلم کودک، ماشینم را فروختم و به جایش یک ماشین چینی خریدم تا فیلمم را بسازم. حتی فرزندم به من میگوید تو دیوانهای!جریان سازی کمک لازم دارد. مگر به «پیشونی سفید» چقدر کمک شد؟ با این وجود فیلم به تنهایی جریانش را راه انداخت. من خوشحالم از اینکه بچههای امروز من را به عنوان شهید نمیشناسند و من را با «پیشونی سفید» به یاد میآورند، چراکه جریان این اتفاق را با خون دل راه انداختیم. یادم است آقای دکتر علیعسگری رئیس سازمان صداوسیما برای «پیشونی سفید ۳» به من زنگ زد و گفت چند تیزر میخواهید؟ اشک در چشمانم جمع شد، چون کار درست همین بود.
من هنرمند این مملکتم. من که از میزم فاصله نمیگیرم. خطاب به آقایان مسئول میگویم شما فردا نیستید، از میزتان فاصله میگیرید اما من همچنان هستم و با پررویی و بدبختی تمام، فیلمهایم را میسازم. حتی شده ماشینم را بفروشم، از این گردونه خارج نمیشوم، اما مسئولان مدام جابهجا میشوند. ما میمانیم مگر اینکه ما را بیرون کنند که البته میکنند.
به زور به ما میگویند فیلم نسازید. حتی یادم است در صنف که ناراحت بودم، به من میگفتند خب نساز؛ مدیریت فرهنگی در کشور ما همین است. یعنی به راحتی میگویند فیلم کودک نساز. در طول زندگیم کسی ندیده بود من ماشین چینی سوار شوم. ولی برای ساخت فیلم کودک، ماشینم را فروختم و به جایش یک ماشین چینی خریدم تا فیلمم را بسازم. حتی فرزندم به من میگوید تو دیوانهای. در این وضعیت ناخوشایند باید کسی بیاید و دستم را بگیرد. چرا نباید فیلم کودک بسازم؟ قبول دارم متن خوبی ندارم ولی واقعاً کم نگذاشتم. ما از جانمان مایه گذاشتیم. (با بغض ادامه میدهد) واقعاً دلم پر است …
* از جایی هم تقاضای حمایت کردهاید؟
هاشمی: کسی ما را کمک نمیکند. من سی سال معلم بودم. در ۱۵ سالگی به جبهه رفتم و تا زمانی که جنگ تمام شد در جبهه ماندم. اتفاقاً آدم مذهبی هم هستم و احساس کردم دینم دچار خدشه شده است. به همین دلایل هم امروز فیلم کودک ساختهام. حالا چطور میگویند فیلم تو ارزشی نیست؟ من باید در فیلمم کارهای مختلفی انجام بدهم تا خانوادهها به سینما بیایند. یعنی هم خانواده و هم بچه فیلم را دوست داشته باشند، که کار بسیار سختی است. اگر من آن موقع به جنگ رفتم چون نهادم پاک بود. نهاد بچههای امروز هم پاک است. بنابراین آنها را نباید خراب کرد، باید به آنها آموزش بدهیم که دروغ نگویند، فداکار باشند و…
«تورنادو» فداکاری را به کودکان آموزش میدهد. این همه حرف در فیلم من وجود دارد ولی میگویند فیلم تو ارزشی نیست. من فکر میکنم در کشوری که دروغ همه جای آن را فراگرفته است، صدر تا ذیل مدیران دروغ میگویند و بچهها به دروغگویی دعوت میشوند، باید از فیلمی که بچهها را از دروغ گفتن برحذر میدارد، حمایت کنیم. جای تأسف است که حتی معلمان به بچهها دروغ را یاد میدهند؛ این یک فاجعه است.
خاطرم هست در حوزه هنری جلسهای برای سینمای کودک گذاشته بودند. در آن جلسه من مجری بودم و نزدیک به ۲ ساعت و نیم همه درباره تخیل صحبت میکردند. وسط برنامه یکی از مسئولان آمد و چون حرفهای سایرین را نشنیده بود، علیه تخیل صحبت کرد و حتی گفت باید واقعیتهایی مثل ماجرای شهید فهمیده و… را در سینما به تصویر بکشیم.
با ایشان خصوصی صحبت کردم و گفتم مجبوریم بچهها را با تخیل بار بیاوریم، چون تخیل وجه جدانشدنی وجود بچهها است. میدانیم که شهید فهمیده یک واقعیت انکارناپذیر جامعه ما است، ولی باید در باکسی متفاوت ارایه شود. این نشان میدهد که مسئولان ما اصلاً اهمیت «تخیل» را نمیفهمند که بخواهند از آن حمایت هم بکنند! چه انتظاری میشود داشت؟ من تخیل را فهمیدهام چون با بچهها زندگی کرده و با آنها بزرگ شدهام.
* آقای هاشمی «تورنادو» یک الگوی ثابت و تکراری دارد؛ یعنی مثل «پیشونی سفید ۳» آوازخوانیهای دسته جمعی دارد، آهنگهایی دارد که برای بزرگسالان نوستالوژیک است اما برای کودکان بهروز شدهاست و… چرا این الگو را دوباره تکرار کردید؟
هاشمی: زندگی یک تکرار مکرر است. به نظرم این تکرار عیب ندارد، مگر اینکه چندشآور شود! ما کمی سخت گرفتهایم. بگذارید مثالی بزنم؛ در «مرد عنکبوتی» مردی سادهلوح را میبینیم که وقتی لباس میپوشد تبدیل به مرد عنکبوتی میشود. «زورو» هم همین بود. اینها هم الگوهای ثابت دارند. چرا به اینها نمیگویید کار تکراری؟ میدانم که فقط قدری کارشان را مدرن کردهاند. ما هم در «تورنادو» و «پیشونی سفید» درباره مبارزه با ظلم صحبت میکنیم.
هاشمی: به نظرم قصه، موسیقی و ویژوآل افکت صددرصد در ساخت یک فیلم مهم است و تنها چیزی که اهمیت ندارد بازیگر است. من این اعتقاد را پیدا کردهام. هرچند برای بازیگران احترام قائلم ولی تصمیم گرفتم در «امپراتوری میمونها» از بازیگران چهره استفاده نکنمهرچند شما میگویید «تورنادو» موسیقیهای شاد دارد ولی من میگویم اگر موسیقی بتواند خانواده را بخنداند، آنها دوباره به تماشای فیلم میآیند. از همین رو شبیه این مدل موسیقی را در «پیشونی سفید» هم استفاده کرده بودم. درست است اینها شباهتهایی دارد، اما موسیقی تکرار نشده و دو موسیقی متفاوت است. من نگاهم را تغییر دادهام.
در کودکی ما هم فیلمهایی بودند که در آنها همه کودکان به دنبال مادرشان بودند. این تکرار اشکالی ندارد. مهم این است که چگونه این موضوعات را متنوع پراخت کنیم. ما فکر میکنیم بچهها تکرار را دوست ندارند در حالی که آنها به این فکر میکنند که از فیلم لذت ببرند، اینکه در هر ۲ فیلم من، افراد به صورت دسته جمعی میرقصند و آوازخوانی میکنند، سبک و امضای من است و اشکالی هم ندارد. من این را تکرار نمیدانم در «شهر گربهها» که فیلم بعدیام است هم این موضوع را به صورتی تازهتر تکرار میکنیم.
* در پایان اگر نکتهای دارید، بفرمایید.
هاشمی: «تورنادو» برای من و محمد نجفیامامی یک دست گرمی بود. بدون تعارف باید بگویم در کارهای این چنین، ۲ نفره کارگردانی میکنیم. یعنی من کمی از قاب، موسیقی، نوشتن و بازیگری سر در میآورم، ولی اصلا از ویژوآل افکت سر در نمیآورم. بنابراین در این بخش محمد برای من کارگردانی میکند. از همین رو من محمد نجفیامامی را یکی از کارگردانان این فیلم میدانم. در واقع در «تورنادو» میخواستم ببینم ویژوآل افکت چقدر میتواند منافذ فیلم را پر کند. از همین رو موسیقی را کم کردم. من از این جهت فکر میکنم «تورنادو» یک سر و گردن بالاتر از «پیشونی سفید» است با این وجود در «شهر گربهها» موسیقی و ویژوآل افکت را هم تراز کردم، اینها فقط برای این است که تجربهای کسب کنم تا بتوانم در آینده «امپراتوری میمونها» را بسازم.
به نظرم قصه، موسیقی و ویژوآل افکت صددرصد در ساخت یک فیلم مهم است و تنها چیزی که اهمیت ندارد، بازیگر است. من این اعتقاد را پیدا کردهام. هر چند برای بازیگران احترام قائلم ولی تصمیم گرفتم در «امپراتوری میمونها» از بازیگران چهره استفاده نکنم. من در حال کسب تجربه هستم.
نمیدانم چقدر عمر میکنم ولی میدانم هر فیلمم قرار است یک پله بالاتر از قبلی باشد و اگر نشود شکست خوردهام. اکثر فیلمسازان ما به جای سیر صعودی، تنزل میکنند به جز تعداد انگشتشمار که رشد داشتهاند اما تلاش کردهاند کمتر بسازند. من هم شاید کمتر بسازم ولی دوست دارم در همه چیز قدمی رو به جلو بردارم.
احسان افشاریان صداگذار سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر درباره تازهترین فعالیتهای خود گفت: امسال، سال پرسریالی داشتم و روی ۳ سریال تلویزیونی کار کردم که از آن جمله میتوان به «بوی باران» به کارگردانی محمود معظمی، «بانوی سردار» به کارگردانی پرویز شیخطادی و «دکتر ماهان» به کارگردانی علیمحمد قاسمی اشاره کرد.
وی بیان کرد: در حال حاضر نیز روی سریال «مالکوان» به کارگردانی احمد معظمی کار میکنم که قرار است در شبکه Ifilm نمایش داده شود.
این صداگذار درباره فعالیتهای سینمایی اخیر خود هم گفت: صداگذاری فیلم سینمایی «قاتل و وحشی» به کارگردانی حمید نعمتاله را برعهده دارم که البته کار صداگذاری این پروژه هنوز شروع نشده است.
وی ادامه داد: انجمن صدای سینمای ایران، یک قرارداد واحدی آماده کردهاند که براساس آن کف دستمزد فعالان حوزه صدا اعلام شده است. این اتفاق خوبی است، چرا که همکاران ما با رعایت این قرارداد میتوانند نتایج مثبتی را در زمینه دستمزدهای خود بدست آورند.
افشاریان با اشاره به اینکه متاسفانه مشکلی که صداگذاران با آن روبرو است درباره پرداختیهای صداوسیما است، توضیح داد: بهعنوان مثال صداگذار و یا هر کدام از عوامل یک سریال، با تهیهکننده فیلم برای میزان دستمزد به تفاهمی میرسند. پروژه ساخته میشود و در تلویزیون به نمایش گذاشته میشود، اما معمولا از ۳ قسط دستمزد تنها ۲ قسط آن هم در زمان پخش سریال پرداخت میشود.
وی تاکید کرد: صداوسیما هزینههای تولید سریال را بررسی کرده و مبلغی را در اختیار تهیهکننده میگذارد تا بدهیهای سریال را پرداخت کند، زمانی که پول به حساب تهیهکننده واریز میشود، بلافاصله پول خودشان را برمیدارند و بعد از آن، هرچه باقی ماند بهعنوان قسط آخر عوامل پرداخت میکنند. معمولا این پرداخت در شرایطی در اختیار عوامل قرار میگیرد، که آنها را قانع میکنند تا تخفیفی برای دستمزدهای خود در نظر بگیرند!
افشاریان در پایان گفت: پرداخت نکردن قسط آخر پروژه های تلویزیونی باب شده است و آنقدر دستمزد عوامل را نمیدهند تا مجبور به تخفیف دادن شوند.
به گزارش خبرنگار مهر، مراسم پایانی یازدهمین جشن بزرگ انیمیشن ایران شامگاه ۲۸ آذرماه با حضور اعضای خانواده بزرگ فعالان صنف انیمیشن ایران در سالن عباس کیارستمی بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد.
در ابتدای این مراسم که با یک ساعت تاخیر، در ساعت ۱۸ و با اجرای محمدرضا مقدسیان آغاز شد، مهدی شیری طراح پوستر و تیزر این جشن روی صحنه آمد و نامزدهای بهترین فضاسازی را اعلام کرد. جام زرین این بخش به سمانه شجاعی برای انیمیشن «جسم خاکستری» اهدا شد.
در ادامه جام زرین بهترین طراحی صدا به سروش عابدی برای انیمیشن «ملکوت» رسید.
نقش بیبدیل انیمیشن در آینده سینمای ایران
سخنرانی منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما، بخش بعدی مراسم بود که روی صحنه آمد و گفت: یازدهمین دوره جشن انیمیشن که توسط یکی از منظمترین و جذابترین اصناف خانه سینما برگزار میشود. برای من که مسئولیتی در برگزاری اولین دوره داشتم، باعث افتخار است. ما آن موقع فکر میکردیم برای این جشن باید فضایی را فراهم کنیم که به صورت مستقل برگزار شود. کاش کسی مراحل طی شدن این یازده دوره را مستند میکرد.
وی افزود: نقش انیمیشن در آینده سینمای ایران بیبدیل است. هم شما و هم نظام مدیریتی سینما، متوجه این امر شده است، به نحوی که ماموریتی به مرکز گسترش در این زمینه داده شده است. به نظرم اگر خودمان انیمیشن را جدی بگیریم، شکل سینمای ایران عوض میشود. برای شما آرزوی موفقیت میکنم فرصتها برای با هم بودن کم است، شما معمولا برای ما «خیال» میفرستید که همین خیال آینده را برای ما جذاب میکند.
سپس در ادامه معرفی برترینها، جام زرین بهترین داستانپردازی به امین کفاشزاده برای «جسم خاکستری» رسید.
کفاشزاده حین دریافت این جایزه گفت: دوست داشتم این جایزه را به همسرم تقدیم کنم، ولی چون در سالن نیست خودم جایزه را برمیدارم. اما خوشحالم که جزو خانواده و جامعه انیمیشن ایران هستم.
در بخش بعدی جام زرین بهترین بهترین طراحی شخصیت به احسان کافی و بهلول بلارک برای انیمیشن «ملکوت» تعلق گرفت.
در ادامه برنامه و بعد از اجرای چند قطعه توسط مهدی ساکی و گروهش، فردین خلعتبری روی صحنه آمد و ضمن تسلیت درگذشت نصرت کریمی به جامعه انیمیشن به معرفی نامزدهای بخش بهترین موسیقی انیمیشن پرداخت.
لوح تقدیر این بخش به مازیار یونسی برای «ناقص» رسید.
یونسی در این بخش گفت: از پیمان یزدانیان تشکر میکنم چراکه او باعث آشنایی من و کارگردان شد.
جام زرین بهترین موسیقی انیمیشن هم به پیمان یزدانیان برای «یکدیگر» تعلق گرفت.
یزدانیان در این بخش بیان کرد: خدا را شکر در کنار هم هستیم و خوشحالم که این جایزه را از دست دوست قدیمیام فردین خلعتبری میگیرم.
جام زرین بهترین انیمیت به مهدی علیبیگی و امیر کاظمی برای «شمارههای افسانهای» اهدا شد.
علیبیگی در این بخش گفت: از همه تشکر میکنم. باید بگویم امیر کاظمی، جوان با استعدادی است و امیدوارم تمام تلاشمان را برای حفظ این جوانان به کار بگیریم.
بزرگداشت عبدالله علیمراد و ابوالفضل رازانی
سپس کلیپی از مراسم بزرگداشت عبدالله علی مراد و ابوالفضل رازانی پخش شد.
در این بخش محمد حمیدیمقدم مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، امیر سحرخیز و … روی صحنه آمدند تا از این دو پیشکسوت عرصه انیمیشن تجلیل کنند.
علیمراد در این بخش از برنامه اظهار کرد: از صفرعلی اصغرزاده که ماه پیش از دنیا رفت، یادی میکنم. این روزها حال هیچکداممان خوب نیست، اما از برگزاری این مراسم تشکر میکنم.
ابوالفضل رازانی هم بیان کرد: انرژی مثبتی که اینجا وجود دارد تا مدتها من را سر پا نگه می دارد. از همه شما تشکر میکنم.
حمیدیمقدم هم در این بخش گفت: من از جزییات جشن خبر نداشتم. ما یک هیجان به نام «سینماحقیقت» را پشت سر گذاشتیم و در ادامه از این مراسم با خبر شدم. مرکز گسترش در دو وجه سینمای مستند و انیمیشن فعال است. خوشحالم که تولیدات مرکز در جشن صنفی انیمیشن شرکت کرده و جوایزی را کسب کرده است.
وی افزود: مرکز گسترش در حمایت از سینمای انیمیشن و آرتیستیک فعال است. ما حمایتهایی از این بخش خواهیم کردیم. من در کانون پرورش تلاشهای استاد علیمراد را دیدهام که مبدع و پیشرو بود. امیدوارم جامعه انیمیشن ایران موفق باشد کما اینکه هست. آینده سینمای ایران در حوزه تکنیکال و حضورهای جهانی از آن انیمیشن است.
کاش شرایط برای ماندن همه ما وجود داشته باشد
سپس امیر سحرخیز اظهار کرد: رسمی مبنی بر این گذاشتهایم که برگزیدگان سالهای قبل، برندگان امسال را اعلام کنند، اما متاسفانه دو نفر از عزیزان برگزیده سال قبل امروز در خارج از کشور هستند. امیدوارم شرایط برای ماندن همه ما وجود داشته باشد.
در ادامه برنامه جایزه بخش نوجوان این رویداد به امیرمهدی براتی رسید که کم سن و سالترین فعال بخش انیمیشن است.
قلم زرین استعداد جوان جشن یازدهم هم به کسرا یزدانی تعلق گرفت.
یزدانی در این بخش گفت: از دریافت این جایزه بسیار خوشحال هستم و آن را به خانوادهام که در سالن هستند، اهدا میکنم.
در ادامه لوح تقدیر بهترین کارگردانی به سمانه شجاعی برای «جسم خاکستری» تعلق گرفت که شجاعی هنگام دریافت لوح خود گفت: واقعا سورپرایز شدم.
جام زرین بهترین کارگردانی انیمیشن به ملیحه غلامزاده برای «کلاف» رسید.
کاش سال آینده به جمعمان اضافه شود!
غلامزاده گفت: برخلاف جوایز گذشته که استرس داشتم، الان استرسی ندارم. چهار سال است که جزو خانواده انیمیشن هستم. آرزو میکنم که سال آینده همین جمع باشیم و تعدادی دیگر به ما اضافه شوند. اگر تحملش را دارید همچنان در ایران بمانید و ایران را ترک نکنید که ما از شما مطالب زیادی یاد میگیریم.
در ادامه جایزه آسیفا هم به انیمیشن «کلاف» به کارگردانی ملیحه غلامزاده اهدا شد.
جام زرین بهترین سریال انیمیشن در بخش بعدی به مهدی علی بیگی برای «شمارههای افسانهای» تعلق گرفت.
جام زرین بهترین فیلم کوتاه انیمیشن هم به «کلاف» به تهیهکنندگی سید جواد حسینینژاد رسید.
حسینینژاد در این بخش گفت: دوستانی هستند که تازه وارد این عرصه میشوند و به مشکلاتی مثل پخش بر میخورند که فکر میکنم باید برای این موضوع دستورالعملهایی چیده شود که دچار مشکل نشوند.
در پایان مراسم محمدرضا کریمی صارمی، مدیر امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که برای اهدای جایزه روی صحنه آمده بود، عنوان کرد، کانون پرورش از اثر بعدی امیرمهدی براتی، نوجوان انیمیشنساز حمایت کامل خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، حامد بامروتنژاد در نشستی با مدیرکل اداره تبلیغات اسلامی استان یزد و جمعی از فعالان فرهنگی استان یزد از یزد به عنوان بهشت تولیدات هنری انقلاب یاد کرد و اظهار داشت: ایده اولیه ساخت فیلم منطقه پرواز ممنوع بعد از شهادت شهید مصطفی صدرزاده شکل گرفت و ۸۰۰ صفحه مطلب از این شهید والامقام و خانواده وی جمعآوری شد که این مطالب مبنای کار ساخت فیلم شد.
وی افزود: این فیلم بر مبنای یک رابطه پدر و فرزندی شکل گرفت و معتقدیم استقبالی که از این فیلم شده، به خاطر نگاه ویژه شهید صدرزاده است زیرا وی معتقد بود که اگر شهید شوم، دستم برای کار فرهنگی بازتر خواهد بود و این فیلم هرچه دارد از نگاه شهید است.
بامروتنژاد بیان کرد: تاکنون شش محصول از شهید صدرزاده در قالب فیلم و کتاب تولید شده که از جمله آنها میتوان به کتابهای ابوعلی کجاست، سرباز روز نهم و در مکتب مصطفی و … همچنین دو فیلم اشاره کرد.
تهیه کننده فیلم منطقه پرواز ممنوع با بیان اینکه مخاطب این فیلم نوجوانان هستند، عنوان کرد: متأسفانه در تولیدات فرهنگی و انقلابی مخاطب نوجوان به شدت مورد غفلت واقع شده و این نکته فراموش شده که نوجوان نه کودک است و نه بزرگسال.
وی با اشاره به اینکه کتاب، فیلم و موسیقی انقلابی و فرهنگی برای نوجوانان نداریم، تصریح کرد: نکته جالب اینجاست که این قشر به شدت مصرف کننده است و به شدت به دنبال فیلم و موسیقی، فضای مجازی و بازی است اما متأسفانه به شدت هم بیپناه است چون هرچه تولید میشود را دریافت میکند و در قبال دریافتهای خود، قدرت تحلیل ندارد.
بامروتنژاد یادآور شد: سینما شبیه به صفحه اینستاگرام است و فیلمها مثل پستهای این صفحه هستند؛ وقتی یک پست لایک میخورد یعنی اینکه مخاطب این مطلب را پسندیده و اگر به دنبال جذب فالور باشیم، باید آنچه مخاطب آن را پسندیده را پررنگتر کنیم.
وی همچنین با مقایسه سینما با یک جورچین ادامه داد: یکی از قطعات این جورچین فیلم است؛ این فیلم یا در جورچین جا میگیرد یا جورچین آن را پس میزند یا آنقدر زبانهها و اضافات این قطعه سابیده میشود تا در جورچین جا بگیرد که نمونه اینها را طی این سالها به خوبی در فیلمهای مختلف دیدهایم.
بامروتنژاد، مخاطب را نیز یکی دیگر از قطعات این جورچین خواند و گفت: یک قشر از مخاطب منتظر سهشنبه است تا به سینما برود چون بلیط نیمبها است اما در مجموع به نظر میرسد قطعات این جورچین به نحوی چیده شده که یک عده اصلاً به سینما نیایند.
وی تصریح کرد: باید مخاطب مذهبی را وارد جورچین یا وارد صفحه اینستاگرام کنیم زیرا تا زمانی که مخاطب مذهبی به سینما نیاید، ساخت فیلم انقلابی رونق نمیگیرد.
بامروتنژاد با طرح این سوال که اکنون برای مخاطب مذهبی سالی چند تولید داریم، عنوان کرد: در حال حاضر مخاطب سینمای فعلی ایران چهار درصد مردم هستند و این ضرری است که سینما متحمل شده است در حالی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: کلید حل مشکلات کشور در سینما است.
به گزارش خبرگزاری مهر، اکران مردمی فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» به کارگردانی امیر داسارگر و تهیه کنندگی حامد بامروت نژاد در مدت زمان ۴۷ روز در قالب ۹۱۱ سانس در شهرهای فاقد سینمای سراسر کشور انجام شده است که تا امروز با ثبت رکورد ۱۳۸ هزار مخاطب به فروشی معادل ۵۵۱ میلیون تومان دست پیدا کرده است.
به گفته حجت غیب اللهزاده مسئول سایت عماریار که پخش سیار فیلم «منطقه پرواز ممنوع» را نیز بر عهده دارد، این فیلم تا امروز در ۲۹ استان و ۱۶۰ شهر و روستا برای مخاطبان و مردم محروم از داشتن سالن سینما اکران شده است که در این میان بیشترین مخاطب اکران خود را در شهر نورآباد ممسنی استان فارس با ۸۰۰ نفر تجربه کرده است.
وی همچنین گفت: بیشترین سانسهایی که فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» اکران شده به ترتیب به استانهای خراسان رضوی با ۲۳۷ سانس و ۳۵ هزار و ۶۹۸ نفر، فارس، با ۸۵ سانس و ۱۳ هزار و ۹۰۱ نفر، اصفهان با ۷۱ سانس و ۱۲ هزار و ۱۸۵ نفر، تهران با ۷۰ سانس و ۹ هزار و ۷۴۳ نفر، گیلان با ۶۱ سانس و ۹ هزار و ۱۷۰ نفر، البرز با ۵۳ سانس و ۸ هزار و ۷۷۸ نفر و خوزستان با ۴۲ سانس و ۷ هزار و ۳۴۴ نفر تعلق دارد.
مسئول سایت عماریار ادامه داد: در میزان فروش نیز خراسان رضوی با ۹۳ میلیون و ۸۹۰ هزار تومان در رتبه نخست قرار دارد و بعد از آن استان فارس با ۶۲ میلیون ۹۴۳ هزار تومان، اصفهان با ۵۶ میلیون و ۲۴۸ هزار تومان، تهران با ۵۰ میلیون و ۱۷۸ هزار تومان، گیلان با ۴۵ میلیون و ۸۸۴ هزار تومان، البرز با ۳۷ میلیون و ۵۹۷ هزار تومان و خوزستان با ۳۵ میلیون و ۷۶۵ هزار تومان بیشترین میزان فروش را به خود اختصاص دادهاند.
فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» در هفته گذشته فروش سه میلیاردی را تجربه کرد. این فیلم تاکنون در شهرهای سینمادار و بدون سینما بیش از ۴ میلیارد تومان بلیت فروشی داشته است. پیشبینی میشود در ۲ هفته باقی مانده از اکران خود استقبال نوجوانان را همچنان داشته باشد و رکوردی جدید را برای خود ثبت کند.
خمینی شهر اصفهان حدود ۱۷ میلیون فروش با ۳ هزار و ۴۰۰ نفر داشته است که رکورد فروش فیلم «هزارپا» در این شهر را با ۲ هزار مخاطب زده است. پیش از این در شهرستانهایی چون تالش، میاندوآب، مرودشت و کناران رکوردشکنی این فیلم صورت گرفته است.
مخاطبان میتوانند آمار لحظه به لحظه فروش، تعداد مخاطبان و مناطقی که فیلم در آنجا اکران میشود را به صورت لحظهای در سایت http://www.ammaryar.ir مشاهده و دنبال کنند.
همچنین علاقمندان به اکران فیلم «منطقه پرواز ممنوع» در شهرهای بدون سینما و مناطقی که امکان پخش فیلم در آن به دلایل مختلف وجود ندارد می توانند با ثبت سفارش در این سایت و یا تماس با شماره ۰۲۱۴۲۷۹۵۶۲۰ درخواست خود را ثبت نمایند. مخاطبان در صورت داشتن هرگونه سوال درباره اکرانهای گروهی و مدارس نیز میتوانند با شماره ۰۲۱۴۲۷۹۵۶۴۰ تماس بگیرند.
همچنین انیمیشن سینمایی «بنیامین» به نویسندگی و کارگردانی محسن عنایتی و تهیه کنندگی مصطفی حسن آبادی نیز توسط «عماریار» در شهرهای فاقد سینما در قالب اکران مردمی نمایش داده می شود. علاقمندان جهت ثبت درخواست برای اکران سیار این فیلم نیز میتوانند به سایت عماریار مراجعه کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی استودیو هورخش، انیمیشن ایرانی «آخرین داستان» به نویسندگی و کارگردانی اشکان رهگذر به عنوان یکی از ۳۴۴ فیلم واجد شرایط به بخش رقابتی بهترین فیلم نود و دومین دوره جوایز سینمایی اسکار راه یافت.
حضور «آخرین داستان» در رقابت اسکار بهترین فیلم در حالی اتفاق افتاده است که این انیمیشن ایرانی پیش از این به لیست آثار رقابتکننده در بخش بهترین انیمیشن مراسم اسکار ۲۰۲۰ نیز راه یافته بود.
تاکنون نمایندگان سینمای ایران در رقابت آکادمی اسکار تنها در بخش فیلم خارجی زبان حضور داشتهاند. این نخستین بار است که فیلمی از سینمای ایران در بخش اصلی شاخه بهترین فیلم اسکار پذیرفته میشود.
آکادمی علوم و هنرهای سینما لیست ۳۴۴ اثر واجد شرایط برای رقابت در بخش بهترین فیلم سال را دیروز سهشنبه ۱۷ دسامبر منتشر کرده است و در آن آثار بزرگی چون «مرد ایرلندی»، «جوکر»، «انتقامجویان: پایان بازی» و «کاپیتان مارول» وجود دارد.
داستان این فیلم برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» شاهنامه فردوسی است. پرویز پرستویی، لیلا حاتمی، حسن پورشیرازی، اشکان خطیبی، بیتا فرهی، حامد بهداد، شقایق فراهانی، اکبر زنجانپور، باران کوثری، حسن پورشیرازی، ملیکا شریفینیا، بانیپالشومون، روزبه فرخنعمتی، بیتا فرهی، مجید مظفری، زهیر یاری صداپیشگان انیمیشن «آخرین داستان» هستند.
تولید این اثر که نزدیک به ۱۰ سال طول کشیده است و کمپانی «sky entertainment ۷» در کنار استودیو هورخش پخش جهانی انیمیشن آن را برعهده دارند.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: هرچند تب و تاب واکنشهای مثبت و منفی اولیه نسبت به مستند «ایکسونامی» فروکش کرده است اما این مستند هنوز در ابتدای راه عرضه فراگیر و مواجهه با گروههای هدف مخاطبانش قرار دارد؛ مستندی که کارگردانش صراحتاً میگوید آن را با هدفگیری مخاطبان عام ساخته و حتی به فکر اکران عمومی آن در سینماها است.
محسن آقایی کارگردان «ایکسونامی» همزمان با هفتههای نخست رونمایی از این مستند، به خبرگزاری مهر آمد تا در گفتگویی صریح درباره بخشی از مسائل مرتبط با متن و حاشیه این مستند توضیحاتی ارائه کند.
آقایی در بخش نخست این گفتگو به دلایلی غیبت «ایکسونامی» در جشنواره «سینماحقیقت» بهعنوان مهمترین ویترین رسمی سینمای مستند پرداخت و همزمان درباره انتخاب شعار حاشیهساز «خاطرات یک پورن استار» برای این مستند، مباحثی را مطرح کرد.
بخش دوم و پایانی گفتگوی خبرگزاری مهر با محسن آقایی کارگردان مستند «ایکسونامی» را در ادامه میخوانید؛
* اشارهای به این مسئله داشتید که چون در آمریکا زندگی نکردهاید، مبتنیبر مطالعاتتان به یک تحلیل نسبت به جامعه آمریکا رسیدهاید. از این منظر فکر میکنید چقدر روایت شما در «ایکسونامی» از تحولات اجتماعی آمریکا میتواند دقیق باشد؟
طبیعتاً من در آن جامعه زیست نکردم اما از نتایج و تحقیقات افرادی استفاده کردهام که در آنجا زیستهاند. تمام دادههایی که در فیلم ارائه شده است، یا از مراکز و ارگانهای رسمی ایالاتمتحده است که برخی از آنها حتی نشانی اینترنتیشان به دات جی او وی (gov.) ختم میشود که یعنی یک مرجع دولتی و رسمی هستند. بخش دیگری از دادهها هم برآمده از تحلیل و جمعبندی جامعهشناسان و مردمشناسانی است که در آمریکا به دنیا آمدهاند، زندگی کردهاند و برخی هم مردهاند!
* با توجه زمان بلندی که صرف تحقیق بر روی این سوژه کردهاید، از چه مرحلهای بود که احساس کردید میتوان براساس این دادهها مستندی ساخت…
از ابتدا دورنمای من ساخت مستند بود. زمانی که آن کتاب تحقیقی درباره انقلاب جنسی در آمریکا را خواندم، مهمترین چالشم این بود که چرا وقتی این حجم از دیتا و اطلاعات پژوهشی در این زمینه وجود دارد، هنوز ملت ما چیزی درباره آن نمیدانند. به این جمعبندی رسیدم که مشکل اصلی در مدیوم ارائه این تحلیلها و دادهها است. شروع کار من در حوزه رسانه، براساس «مسئله» بوده است. من از جنس «هنر برای هنر» نیستم. قائل به این هستم که هنر رسالتی دارد و از آنجایی که ما مستندساز بودیم، از ابتدا میدانستم که باید براساس این دادهها مستندی ساخته شود.
* به فکر چرخه اداری دریافت مجوز برای این مستند هم بودید؟
واقعیت این است که غیر از تلویزیون که ملاحظات عجیبوغریب قومی، ملی، سیاسی و حاکمیتی دارد و محیط خاصی بر آن حاکم است، معتقدم در فضای رسانهای ایران هر آن کسی که ریگی به کفش نداشته باشد، هر کار که بخواهد میتواند انجام دهد. هر محتوای سالمی را در ایران میتوان تولید و توزیع کرد. بماند که برخی محتواهای ناسالم هم در این سالها تولید و پخش شده و آب هم از آب تکان نخورده است!
* در هیچ مرحلهای برای ساخت «ایکسونامی» اقدام به درخواست مجوز از هیچ نهادی نداشتید؟
هیچ مستندی برای ساخت نیاز به هیچ مجوزی ندارد، مگر اینکه فرآیند تولید آن مانند یک فیلم سینمایی آنقدر بیگپروداکشن و عظیم باشد که به ریسک آن نیرزد که بدون پشتوانه مجوز ساخت، بخواهید آن را بسازید. در این موارد معمولاً برای تضمین پخش، بهتر است مجوز ساخت هم اخذ شود.
* با این تعبیر «مجوز» برای مستندسازی یک انتخاب است نه یک الزام قانونی.
بله. شما همین امروز بروید ارشاد و تقاضای فرم دریافت پروانه ساخت برای یک فیلم مستند بدهید، فکر نمیکنم چنین فرمی وجود داشته باشد! البته شخصاً هیچوقت مراجعه نکردهام اما فکر میکنم آنقدر درخواست شاذی است که کمتر مستندسازی برای آن اقدام میکند. حتی خیلیها برای نمایش هم مجوزی دریافت نمیکنند…
* اما درباره مستند «ایکسونامی» ماجرای نداشتن پروانه نمایش و انتشار نامهای به امضای آقای فرجی (مدیرکل دفتر عرضه و نمایش فیلم سازمان سینمایی) حاشیههایی را به همراه داشت. واقعاً برای نمایش اقدام به دریافت مجوز نکرده بودید؟
واقعیت این است که آنقدر از نظر پیشفرض برایمان بدیهی بود که نیازی به مجوز نیست که حتی نمیدانستیم باید اقدامی در این زمینه داشته باشیم. اساساً مراسم رونمایی از یک مستند که یک رویداد واحد است و در یک نوبت تمام میشود، حکم اکران ندارد و آنقدر عرف حاکم اینگونه بوده که فیلمی در یک جمعی نمایش داده شده و بعد هم مراسم تمام شده، که فکر نمیکردیم نیاز به مجوزی باشد. حتی جالب است بدانید در همان روز رونمایی از «ایکسونامی» دو فیلم دیگر هم رونمایی داشتند و حتی در فضای رسانهای نامشان هم مطرح نشد. کسی هم روحش خبردار نشد. آنقدر این مسئله در میان مستندسازان عرف است که واقعاً نمیدانستیم برای رونمایی نیاز به چنین مجوزی است.
فلسفه وجودی و کارکرد «مجوز» چیست؟ فلسفه وجودیاش این است که یک محتوای مورد تأیید و فاقد مسمومیتهای فرهنگی به دست مخاطب برسد. برای تشخیص این سلامت، مستند «ایکسونامی» را پیشتر برای افراد و مراکزی که حساسیتهایشان بهمراتب بیشتر از ارشاد است اکران کرده بودیم و آنها تأیید کرده بودندکجا قضیه درباره این فیلم حاشیهساز شد؟ آنجا که برخی براساس انگیزههایی که واقعاً نمیدانم از سر لجبازی بود و یا حتی شاید با نیتهای خیر، شروع به فضاسازی علیه فیلم کردند. قصه این است که براساس عرف، حتی مایی که چندین سال است مستندسازی میکنیم، نمیدانستیم که قانونی وجود دارد که هر نمایشی از فیلم مستند ولو یک بار نیاز به مجوز دارد…
* یعنی چنین قانونی وجود داشت؟
بله وجود دارد. نکته مهمتر اما این است که ما بنای دور زدن قانون را نداشتیم. اگر یک درصد احساس میکردیم در این زمینه ممکن است ارشاد ورود کند و انقلتی داشته باشد، حتماً پیش از آن اقدام به دریافت مجوز میکردیم. چه اینکه مطمئن هستیم این فیلم کاملاً قابل پخش است و باید هم به آن مجوز داده شود.
* در حال حاضر اقدام کردهاید؟ در چه مرحلهای است؟
بله اقدام کردیم. فقط یک محدودیتی در نظر گرفتهاند و آن اینکه «نسخه نهایی نهایی» فیلم را باید برای دریافت مجوز ارائه کنیم و با توجه به اینکه برخی مباحث فنی کارمان هنوز نهایی نشده، طبیعتاً منتظر نهاییشدن نسخه هستیم. درباره آن جلسه رونمایی هم که به نامه آقای فرجی اشاره کردید، واقعیت این بود زمانی آن نامه منتشرشد که ما دعوتها را انجام داده بودیم و مردم هم آمده بودند و امکان لغو برنامه نبود. به نظر خودم لغو برنامه حاشیهها را پررنگتر میشد. مضاف بر اینکه دوستان قبل از برنامهریزی بهصورت تلفنی هماهنگی انجام داده بودند و به تعبیری مجوز شفاهی صادر شده بود.
یک نکته دیگر را هم بد نیست اشاره کنم و آن اینکه اساساً فلسفه وجودی و کارکرد «مجوز» چیست؟ فلسفه وجودیاش این است که یک محتوای مورد تأیید و فاقد مسمومیتهای فرهنگی به دست مخاطب برسد. برای تشخیص این سلامت، مستند «ایکسونامی» را پیشتر برای افراد و مراکزی که حساسیتهایشان بهمراتب بیشتر از ارشاد است اکران کرده بودیم و آنها تأیید کرده بودند. از روحانیان صاحبنظر تا کارشناسانی که نظرشان برایمان موضوعیت داشت. همه این کار را دیدند و نکاتشان را هم گفتند.
* از منظر مخاطب خودتان فکر میکنید، «ایکسونامی» با توجه به محتوایی که دارد برای عرضه به مخاطب عمومی مناسب است یا باید اکران آن محدود به محافل و گعدههای تخصصی باشد؟
مطلقاً نمیخواستم فیلمی برای صرف کارشناسان بسازم. مضافبر اینکه فیلم من سطحبندیهایی دارد تا با سطوح مختلف ارتباط برقرار کند. گاهی برخی مخاطبان میگویند بخشهایی از روایت گنگ است، میگویم بله و میپذیریم چون تعمداً نقطهگذاریهایی در فیلم دارم که هدفش مخاطبان نخبهتر و کارشناس است. با این فیلم بهدنبال گفتگو و دیالوگ با خیلی از گروهها هستیم اما حتماً آن را برای عموم مخاطبان ساختهام.
* برنامهریزی هم برای اکران آن بر پرده سینماها هم دارید؟
افق اولیهمان این بود که سراغ اکران عمومی هم برویم چرا که با توجه به ظرفیتی که فیلم دارد فکر میکنیم میتواند گیشه موفقی هم داشته باشد. هنوز هم این ایده را داریم. بد نیست یک نکته بامزه درباره انتخاب بازیگر این فیلم هم بگویم که پیشتر جایی مطرح نکرده بودم؛ زمانی که تصمیم گرفتیم برای کاراکتر اصلی بازیگری انتخاب کنیم، سراغ سایتهایی رفتیم که برای همین کار طراحی شده و بازیگران به همراه تصاویر و رزومه کاری در آنها معرفی شدهاند.
وارد سایت شدم و محدودیتهایی که میخواستم از نظر محل سکونت و رنج سنی را اعمال کردم. در میان پیشنهادها یک بازیگر چشمم را گرفت و احساس کردیم به فضای کار ما هم میخورد. با آژانس مرتبطش تماس گرفتیم اما دیدیم خیلی بد جواب و سر بالا جواب میدهند. بعد از چند بار پیگیری احساس کردم میخواهند بپیچانند! سرچ دیگری کردیم درباره آن بازیگر و متوجه شدیم همسر دوم دونالد ترامپ است! (میخندد) دورخیز هم کردیم که بدون هماهنگی آژانس با خودش وارد مذاکره شویم اما از جایی به بعد احساس کردم شدنی نیست و پیگیری را متوقف کردیم.
* بهعنوان جمعبندی اگر فکر میکنید نکتهای از قلم افتاده بفرمایید.
این نکته مهمی برای خود من است که میخواهم مطرح کنم. برای مستند «ایکسونامی» حواشی و فضاسازیهایی شکل گرفته که به نظرم بخشی از آن طبیعی هم بود، اما بخش عمده و بزرگی از آن با یک هدف مشخص شکل گرفت و آن اینکه «ایکسونامی» دیده نشود! میخواستند فیلم برچسب بخورد و مخاطب با پیشداوری به تماشای آن بنشیند. این اتفاق هم عمدتاً از طرف کسانی صورت گرفت که اهل قبیلهگراییهای سیاسی هستند. «ایکسونامی» اما درباره یک تحولی دارد هشدار میدهد که اگر اتفاق بیفتد دیگر چپ و راست نمیشناسد. به معنای واقعی کلمه این سونامی میتواند یک جامعه را دچار آسیبهای سنگین کند.
ما امروز هم از امثال «کیهان» فحش میخوریم که چرا سراغ فلان کاراکتر رفتهایم و هم از طرف مقابل؛ شخصاً اهل این قبیلهگراییها نیستم چرا که بهشدت معتقدم همین قبیلهگراییها باب گفتگو را در کشور ما بسته استما امروز هم از امثال «کیهان» فحش میخوریم که چرا سراغ فلان کاراکتر رفتهایم و هم از طرف مقابل؛ شخصاً اهل این قبیلهگراییها نیستم چرا که بهشدت معتقدم همین قبیلهگراییها باب گفتگو را در کشور ما بسته است. کافی است مسئلهای مانند «حجاب» مطرح شود؛ اساساً نمیتوان درباره این موضوع گفتگو کرد. فضای کشور تبدیل به استادیوم فوتبال شده است و این اتفاق بسیار بدی است.
اشاره کردم در جامعه آمریکا هم همین دوقطبیهای احمقانه شکل گرفته و به آنها آسیب زده است. برای همین در مواردی اساساً گفتگوهایشان پیش نمیرود. اساساً گزارههای مشترک در گفتگوها نیست. کسی ادعا میکند بنزین باید ۳ هزار تومان شود تا عدالت برقرار شود، در مقابل دیگری میگوید این تصمیم غلط است به یک دلیل کاملاً بیربط دیگر! این چه مدل مباحثهای است؟ چرا گزارههای مشترک نداریم در گفتگوها؟ از این منظر مهمترین دغدغهام درباره «ایکسونامی» هم این است که آدمها بدون توجه به تبلیغات و حواشی فیلم را ببینند تا بتوانیم درباره آن گفتگو کنیم. اصلاً شاید به این نتیجه رسیدید که فیلم خزعبلی است، اما ابتدا بیایید فیلم را ببینید بعد درباره آن گفتگو کنیم.
«آزادی بیان» اگر منجر به «شنیدن» نشود چه فایدهای دارد؟ شما تصور کن در پیادهرویی که متهها مشغول سوراخ کردن زمین هستند، همه آزاد باشند آواز بخوانند و هیچکس هم جلوی کسی را نگیرد، اما آیا این آزادی به درد میخورد؟ همه صداها در این هجمه و هیاهو گم میشود. امروز متأسفانه این هیاهوها خیلی زیاد هم شده است بهخصوص از طرف کسانی که اتفاقاً سینه چاک میدهند برای «آزادی بیان»! چرا باید مدعیان آزادی در مواجهه با یک فیلم تصمیم به «بایکوت» و «سرکوب» بگیرند؟
همین شبکه «بیبیسی فارسی» که در میان رسانههای آن ور آبی بیشتر ادای طمأنینه را در میآورد، در مواجهه با این فیلم یک برنامه میگذارد و برای فیلم دیده نشده ۲۰ دقیقه کارشناسانش تحلیل ارائه میدهند! تماسی هم با من داشتند که بیا روی آنتن و درباره «ایکسونامی» صحبت کن که نپذیرفتم. اما واقعاً اگر این اتفاق برعکس میافتاد و مثلاً در تلویزیون ما برنامهای میگذاشتند و درباره یک فیلم هنوز اکران نشده در هالیوود ۲۰ دقیقه کارشناسانش تحلیل و نظر ارائه میکردند، آنها را زیر سؤال نمیبردیم!؟ نامش هم این است که بیبیسی رسانهای حرفهای است!
* استدلالتان برای مصاحبه نکردن با بیبیسی ناظر به ملاحظه اخلاقی و ارزشی خاصی بود؟
نامش ملاحظه اخلاقی نیست. درباره کلمه «ارزش» هم که بنده اساساً قائل به آن نیستم و فکر میکنم ما در دنیای واقعی و سرشار از گزارههای واقعی زندگی میکنیم. در این دنیای واقعی، عقلانیت حکم میکند با رسانهای که تماموقت هدفی جز نابودی تو ندارد، وارد گفتگو نشوی. ورود به چنین گفتگویی موجب مشروعیت بخشی به چنین رسانهای میشود. حاضرم با آن خبرنگار در صفحه شخصیاش در شبکههای اجتماعی درباره فیلمم گفتگو کنم اما با آن رسانه وارد گفتگو نمیشوم.
* حالا که صحبت از رسانههای خارجی شد بد نیست این سوال را هم مطرح کنم؛ مدیر تولید خارج از کشور مستند «ایکسونامی» گفتگویی با شبکه «ایران اینترنشنال» داشت که به نظر گزارههایی را علیه فیلم مطرح میکرد. درباره این فرد و گفتههایش نکتهای ندارید؟
ایشان مدیر تولید ما در خارج از کشور بود و بهنظر نکاتی هم که مطرح کرد علیه فیلم نبود. صرفاً به حضور یک بازیگر بهجای کاراکتر اصلی در فیلم اشاره کرده بود که خود ما در فیلم به آن اشاره کردهایم، باقی موارد هم که یک گزارش صرف درباره فرآیند تولید مستند ما در خارج از کشور بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلم سینمایی «گورکن» به نویسندگی و کارگردانی کاظم ملایی و تهیه کنندگی سینا سعیدیان پس از اتمام تدوین به طور همزمان وارد مراحل صداگذاری و موسیقی شد.
این روزها صداگذاری فیلم سینمایی «گورکن» توسط حسین ابوالصدق در حال انجام است و به صورت همزمان مراحل ساخت موسیقی متن این اثر نیز توسط مهدی پناهی انجام میشود.
ویشکا آسایش، حسن معجونی، مهراوه شریفینیا، بهنوش بختیاری، رضا بهبودی، مهدی حسینی نیا، سیاوش چراغی پور و گوهر خیراندیش از جمله بازیگران اصلی فیلم «گورکن» به شمار میآیند و از دیگر عوامل اصلی فیلم نیز میتوان به مدیر فیلمبرداری: مجید گرجیان، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: آلاله هاشمی، تدوین: بابک قائم، طراح چهرهپردازی: محمود دهقانی، مدیرصدابرداری: محمد کیانارثی، طراح صحنه: منیر رضیزاده، طراح لباس: ندا نصر، مدیر تولید: حامد آزادی، عنوانبندی و جلوههای ویژه بصری: امیر مهران، دستیار اول فیلمبردار: داریوش رجائی، منشی صحنه: مهشید صادقی و عکس: یوسف عبدالرضایی، فاطمه تقوی اشاره کرد.
فیلم سینمایی «گورکن» متقاضی حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانهای پروژه، سکانس پایانی فیلم «دختران هم میمیرند» به نویسندگی و کارگردانی حسن حجگذار روز گذشته ۲۶ آذرماه با حضور بازیگران اصلی در یاسوج فیلمبرداری شد و در حال حاضر فیلم در مراحل فنی قرار دارد.
تدوین توسط محسن دانشوربیری در حال انجام است و ظرف دو، سه هفته آینده فیلم وارد مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی می شود.
شهنام شهابی، رضا رویگری، سولماز حصاری، کامران مقدادی، عسل دودمان، آشا محرابی، رامین راستاد و امین بهروزی، مجتبی رضایی، مژگان شهریاری، محمدمهدی زارعی، نوید مزارعی، میلاد گرگین، حسین متین، محمدمهدی زارعی، وحید خالقی، زهرا کهن، مسعود سالاری، محمدرضا حسنزاده، سارا آراسته، فهیمه رحیمی، علیرضا شیخالاسلامی، متین آراسته و ابولفضل فرزاد به همراه هنرمندان نوجوان طاها کانب، لعیا قائدی، علی خالقی، یسنا همتی، یگانه ملکی، آیشین شهریور، بابک رمضانی، آرین شاهرخیان، لیلا اکاشه و علیاصغر زارع گروه بازیگران این فیلم را تشکیل میدهند.
«دختران هم میمیرند» مضمونی اجتماعی دارد و در خلاصه داستانش آمده: «دختران روح دارند و جسم، مردان چشم دارند و فکر … کافیست چشمانت را از دیدنشان دریغ کنی و لحظهای درنگ و نبینی بلندای روحشان را … آنجاست که دختران هم میمیرند … .»
دیگر عوامل پشت دوربین این پروژه عبارتند از تهیهکنندگان: محمدحسین آراسته، فائزه نورینسب، مجری طرح: حسن حجگذار، مدیر فیلمبرداری: حسن اسدی، دستیار اول: مهدی شاهبیگی، قاسم نظری، امیرحسین ارداقی، پشتیبانی فنی: رضا شاهبین، مدیر صدابرداری: محمد امامی، دستیار صدا: مجتبی رضایی، پشتیبانی صدا: محمد امامی، طراح لباس: فائزه نورینسب، دستیار لباس: عسل دودمان، بابک رمضانی، دستیار اول و برنامهریز: بیژن حجازی، دستیار دوم: کامران مقدادی، منشی صحنه: مژگان مظاهری، طراح گریم: رحیم مهدیخانی، مجری گریم: نسرین تازهنام، طراح صحنه: بهرام جمره، دستیار تدوین: علیرضا دلاوری، دستیار صحنه: محمدرضا حسنزاده، عکاس: امیر فائض، مهدی دلخواسته، مدیر تولید: امین بهروزی، جانشین تولید: سروش پرستش، گروه تدارکات: علی زارعی، منوچهر قائدی، معصومه جوکار، مریم همتی، مدیر مالی: زینب آراسته، مدیر هماهنگی: دامون رزمجویی، حمل نقل: علی زارع، منوچهر قایدی، عبدالحسین قنبری، هلی شات: مهدی دبیری، حراست لوکشین: بهرام یاری، مرتضی بزرگمهر.