برچسب: پهلوی

  • هلال احمر در یک قرن؛ از هرج و مرج تا تحریم

    هلال احمر در یک قرن؛ از هرج و مرج تا تحریم

    به گزارش ایسنا، «هرج و مرج داخلی، آشفتگی اوضاع اجتماعی و سیاسی و عدم امنیت، فقر و قحطی، پراکندگی نیروهای اجتماعی، سیاسی و… از جمله مسائلی است که پس از جنگ جهانی اول گریبانگیر جامعه‌ و مردم ایران شده و این مسائل گرچه ریشه در ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور داشت ولی با کشیده شدن ناخواسته‌ ایران به جنگ بین الملل اول رشد یافت و به دلیل دخالت‌های‌ آشکار قدرت‌های خارجی نظیر انگلستان، روسیه تزاری، آلمان و عثمانی در امور داخلی ایران تشدید شد… » این روایتی است از اوضاع ایران در سال‌های ۱۳۰۰ و ۱۳۰۱ خورشیدی که در پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران آورده شده است. روایتی از سالی که در آن جمعیت هلال احمر فعلی یا همان شیر و خورشید سرخ در کشور پایه‌گذاری شد و به بهانه «هفته هلال» بازخوانی می شود.

    جمعیت شیروخورشید سرخ متولد شد

    سال ۱۸۵۹ یک تاجر سوئیسی به نام «هانری دونان» در سفر خود با صحنه های فجیع از جنگ سربازان مصدوم زخمی رها شده مواجه شده  و به کشور خود بازگشت و کتابی نوشت و در آن پیشنهاد کمیته بین‌المللی صلیب سرخ را مطرح کرد. این کتاب سرآغاز تشکیل کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در سال ۱۸۶۳ میلادی شد و حدود ۶۰ سال پس از آن نیز، پای جمعیتی مردم‌نهاد و مشابه آنچه که در سوئیس فعالیتش را آغاز کرده بود، به ایران هم باز شد. جمعیتی خیریه و مردم‌نهاد که با پیشنهاد دکتر «امیرخان امیراعلم» در سال‌های پایانی حکومت قاجارها در ایران تاسیس شد اما نه تحت تاثیر غربی‌ها نام صلیب سرخ برایش انتخاب شده و نه متاثر از ابتکار عثمانی‌ها، هلال احمر نامیده شد. ایران، نام  «شیر و خورشید سرخ» برای این جمعیت انتخاب کرد.

     چهارم بهمن ۱۳۰۱ بود که پس از موافقت شاه وقت با تشکیل سازمان شیر و خورشید سرخ، آخرین ولیعهد قاجارها یادداشتی را ضمیمه نظامنامه این جمعیت کرد و ریاست افتخاری آن را پذیرفت؛ «نظامنامه تشکیلات جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران را ملاحظه کردم، ریاست افتخاری این جمعیت نوع پرور را با کمال مسرت می‌پذیرم و امیدوارم در زیر سایه و با توجهات بندگان اعلیحضرت اقدس شاهنشاهی روحنا فداه جمعیت خیریه مذکور موفقیت کامل در خدمت به نوع حاصل نمایند.»

     حدود هفت سال بعد از تاسیس نیز در شرایطی که حکومت پهلوی در کشور به روی کار آمده بود، کنفرانس ژنو نشان شیروخورشید سرخ را به عنوان نماد سوم مورد حمایت بین‌المللی و در کنار صلیب سرخ و هلال احمر به تصویب رساند.

    نشان شیر و خورشید سرخ تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عنوان نماد سوم و البته نماد اختصاصی کشورمان برای فعالیت‌های بشردوستانه شناخته می‌شد، اما پس از سخنرانی حضرت امام خمینی (ره) که در اسفند ۵۷ در مدرسه فیضیه قم انجام شده و در جریان آن تاکید کردند که «بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرم‌های ایران نباید آرم‌های شاهنشاهی باشد؛ باید آرم‌های اسلامی باشد. از همه وزارتخانه‌ها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود.» استفاده از این نام و نماد نیز برای این جمعیت به پایان رسید و  دولت جمهوری اسلامی ایران که طی نامه‌ای کتبی به دولت سوئیس به عنوان امین و نگاهدارنده قراردادهای چهارگانه ژنو، اعلام کرد که استفاده از نماد شیر و خورشید سرخ از سوی ایران به حالت تعلیق درآمده و ایران نیز همچون دیگر کشورهای اسلامی از نشان هلال‌احمر استفاده می‌کند. این نماد همچنان در حالت تعلیق بوده و هیچ کشوری از آن استفاده نمی‌کند.

    شیر و خورشید سرخ؛ نشان قدیمی جمعیت هلال احمر

    امداد و نجات اولین اقدام مهم جمعیت سرخ نشان ایران

    گرچه صلیب سرخ در ابتدا با هدف ارائه مراقبت‌های بهینه به سربازان مجروح در زمان جنگ تشکیل شد، اما به مرور زمان نقش‌های میدانی‌تر نیز به خود گرفت و به یک میانجی بی‌طرف در میان طرف‌های متخاصم بدل شد. به طوری که در جریان جنگ جهانی اول کمیته بین المللی صلیب سرخ بر اساس تجاربی که از درگیری‌های دیگر کسب کرده بود آژانس مرکزی اسرای جنگی را در ژنو افتتاح کرد و رابطی میان سربازان اسیر و خانواده‌های آنان بدل شد.

    یکی از نخستین اقدامات این جمعیت در ایران با امداد و نجات و هماهنگی برای دریافت کمک‌های مردمی گره خورده و در پی وقوع زلزله‌های نسبتا شدید که در خرداد ماه سال ۱۳۰۲ در تربت حیدریه و سه ماه بعد در سیرجان و کرمان رخ داد، وارد عمل شد. مدتی بعد امدادگران در سیلاب‌های گسترده همان سال در استان‌های گیلان، مازندران، آذربایجان شرقی و اصفهان نیز حضور پیدا کرد و به واسطه همین حضور نیز اقدام به استمداد ملی برای کمک به آسیب‌دیدگان در سطح کشور کرد.

    بیمارستان سیار جمعیت شیروخورشید/ زلزله بوئین‌زهرا ۱۳۴۱

    تجربه نسبتا موفق از این اقدامات سبب پیگیری‌ها برای ایجاد تشکیلات امدادونجات در این جمعیت ملی شده و از آن تاریخ به بعد امدادگران در رسیدگی به حوادث و بلایای طبیعی نقش موثری داشتند. تا جایی که سرانجام آیین‌نامه خدمات امدادی سازمان امداد و نجات جمعیت شیروخورشید در سال ۱۳۴۷ نگارش شده و مسئولیت ارائه خدمات امدادی درمانی به آسیب‌دیدگان سوانح و بلایای طبیعی در زمان صلح با تصویب هیات مرکزی جمعیت رسما به این سازمان واگذار شد.

    سازمان امداد و نجات،  یکی از اولین تشکیلات رسمی و سراسری امداد به صورت منظم در کشور است که با استخدام نیروهای تمام وقت برای ادارات سازمان مرکزی امداد کل در سال ۱۳۵۰ رسما فعالیت خود را آغاز کرد.

    مکتب سازمان جوانان

    یکی دیگر از سازمان‌های وابسته به جمعیت هلال احمر، سازمان جوانان است. سازمانی که به موجب اساسنامه مصوب سال ۱۳۲۶ فعالیتش آغاز شده و به موجب آن گروه‌هایی از دانش‌آموزان مقاطع مختلف تحصیلی، دانشجویان، ورزشکاران، هنرمندان و تمام افراد به شرط آنکه سنشان از سن قانونی جوانی فراتر نرفته باشد، امکان عضویت در این جمعیت را پیدا کردند. در واقع هدف از تاسیس سازمان جوانان، تبدیل آن به مبدایی برای ورود به این جمعیت و ایجاد مکتبی برای تقویت سجایای پسندیده نوع پروری و بشردوستی در کودکان و جوانان کشور بود.

    سازمان جوانان جمعیت را به نوعی می‌توان یکی از اولین سازمان‌های منسجم و هدف‌دار جوانان در کشور دانست. طی بیش از هفت دهه از فعالیتش توسعه مشارکت جوانان در تصمیم گیری‌ها و تربیت و آموزش جوانان حضورشان در انجام خدمات امدادی و عام‌المنفعه را دنبال کرده است.

    بزرگترین نهاد کار داوطلبانه در کشور

    جمعیتی که روز به روز در حال گسترش در سطح کشور بود، به نیروی انسانی هم نیاز مبرمی داشت، از این رو پس از تشکیل سازمان جوانان، نیاز به ساماندهی داوطلبانی که خارج از سنین جوانی قرارداشته و تمایل به همکاری با جمعیت را داشتند، منجر به تشکیل سازمان داوطلبان شد. سازمانی که با هدف احیا و تحقق اصل خدمات داوطلبانه، حمایت از اقشار آسیب پذیر از طریق سازماندهی و بهره‌گیری از توان و مساعدت افراد و اقشار توانمند در سال ۱۳۳۸ هجری شمسی تشکیل شد.

     سازمان داوطلبان با حفظ ماهیت و ماموریت های اصلی خود که کاملا منطبق با نیازهای موجود و قابلیت های ساختار اجتماعی بوده، سعی کرده تا نقش حلقه واسطی میان توانمندان و نیازمندان جامعه را ایفا کند و طی شش دهه از فعالیتش خدمات متنوعی چون کمک به درمان بیماران محروم، حمایت از کودکان آسیب دیده و باقیمانده از حوادث و سوانح، کمک به آسیب دیدگان باقیمانده از زلزله، سیل و بلایای طبیعی، مشارکت در جذب کمک های مردمی برای جبهه های جنگ، حوادث و سوانح و … را ارائه کرده و امروز به یکی از بزرگترین نهادهای کارداوطلبانه در کشور بدل شده است.

    اهداف اولیه تشکیل صلیب سرخ که همان حفاظت در سربازان در جنگ‌ها و … بود از یک سو و تجربیات به دست آمده در دو جنگ جهانی و آنچه که در جریان به امدادرسانی به حادثه‌دیدگان رخ داده بود از سوی دیگر، سبب شد تا جمعیت شیر و خورشید سرخ به فکر ایجاد سازمانی برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی بیفتد و در نهایت سازمان تدارکات پزشـکی با هدف تأمین دارو و تجهیـزات پزشکی مورد نیاز بیمارستان ها و مراکز درمانی فعالیت خود را از سال ۱۳۳۴ آغاز کرد.

    سه حکومت و یک جمعیت

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این جمعیت بر پایه تمرکز بر اموربشردوستانه و مردم یاری تاسیس شده بود، با تغییر نام به هلال احمر به فعالیت خود ادامه دارد، تا این جمعیت جزو معدود نهادها در کشور باشد که در زمان سه حکومت در یک کشور فعالیت داشته است. جمعیت هلال احمر در طول هشت سال جنگ تحمیلی میان ایران و عراق نیز نقش پررنگی در امدادرسانی به مصدومان جنگی، یافتن مفقودشدگان و پیگیری امور مربوط به اسرا و جنگ‌زدگان برعهده داشت و ارتباطات بین‌المللی این جمعیت که بر پایه اصول بشردوستانه بنا شده است، ایرانیان بسیاری را به کشور و جمع خانواده‌هایشان بازگرداند.

    نشان جمعیت هلال احمر پس از پیروزی انقلاب

    پس از پایان جنگ نیز گرچه تا سال‌ها فعالیت‌های جمعیت هلال احمر پیرامون وظایف محوله در دوران جنگ ادامه داشت، اما این جمعیت فعالیت خود را گسترش داده و نسبت به تجهیز ناوگان و توسعه خدماتش اقدام کرد. در  طول سه دهه پس از پیروزی انقلاب، معاونت‌های بهداشت و درمان، پژوهش وفناوری و … به این جمعیت افزوده شده و شرکت نساجی هلال نیز فعالیت خود را با سهامداری جمعیت هلال احمر آغاز کرد. عضوگیری از طریق سازمان‌های داوطلبان، جوانان و امدادونجات ادامه یافت و میلیون‌ها نفر از مردم کشورمان همکاری خود با جمعیت هلال احمر را آغاز کردند، تا جایی که این جمعیت به یکی از بزرگترین جمعیت‌های ملی در سطح جهان بدل شد.

    جمعیت هلال احمر طی این مدت در حوادثی نظیر زلزله رودبار، زلزله بم، زلزله ورزقان، زلزله سرپل‌ذهاب، حوادث سقوط هواپیما، سیل سال‌های مختلف در استان‌های گلستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و … نقش موثری در امدادرسانی و کمک به آسیب‌دیدگان و جذب کمک‌های مردمی داشته است. علاوه بر آن در امور مربوط به درمان و سلامت ایرانیان در اماکن مذهبی سوریه، عراق و عربستان نیز نقش اصلی را عهده‌دار بوده و در میلیون‌ها نفر از شهروندان در پادگان‌ها، مدارس و … را نیز تحت آموزش همگانی قرار داده است.

    این جمعیت در امدادرسانی‌های بین‌المللی نیز پیشگام بود و در جریان حوادث طبیعی و بحران‌های رخ داده در ترکیه، سومالی، لبنان و … نیز حضوری پررنگ و موثر داشته است.

    تغییرات چندباره اساسنامه و نیاز دوباره به اصلاح

    گرچه در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعیت شیروخورشید وقت دارای اساسنامه‌ای مشخص بود، اما یکی از اولین قوانین مصوب پیرامون جمعیت هلال احمر در مجلس شورای اسلامی به سال ۱۳۶۲ برمی‌گردد که بر اساس ماده واحده قانون وظایف و مسئولیت‌های جمعیت هلال احمر این جمعیت دارای شخصیت حقوقی مستقل شناخته شد. همچنین در این ماده واحده تاکید شد که جمعیت هلال احمر  به کلیه تعهدات و قراردادهای مصوب بین‌المللی مربوط به اهداف، وظایف و مسوولیت های جمعیت هلال احمر و صلیب سرخ جهانی و مقررات اتحادیه جهانی صلیب سرخ و هلال احمر که با سیاست‌ها و قوانین جمهوری اسلامی ایران مغایرت نداشته باشد پای بند بوده و روابط خود را در چارچوب سیاست خارجی کشور با کلیه جمعیت های هلال احمر و صلیب سرخ در جهان محفوظ داشته و درمسائل امدادی برون مرزی و درون مرزی و تعهدات مربوطه بر طبق اساسنامه ای که به پیشنهاد جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی و با تائید وزارت بهداری به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسد، عمل می‌کند.

    نخستین اساسنامه قانونی جمعیت هلال احمر سرانجام در سال ۱۳۶۷ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و پس از آن طی سال‌های ۷۴، ۷۹، ۸۱ و ۸۸ موادی از آن مورد اصلاح قرار گرفت و در حال حاضر نیز اصلاح آن در دستورکار مجلس قرار دارد. موضوعی که محمدنصیری، سخنگوی وقت جمعیت هلال احمر در تیرماه سال ۹۹ درباره آن به ایسنا گفته بود: «در حال حاضر یکی از موضوعاتی که جزء دغدغه‌های ما است و ما از مجلس می‌خواهیم که به ما کمک کند موضوع اصلاح و تغییر در اساسنامه این تشکل است البته منظور از تغییر این نیست که همه چیز تغییر کند اما در مورد ماهیت یک تشکل مردم نهاد و موارد این چنینی ما نیازمند تغییر دراسسانامه هستیم که امیدواریم مجلس جدید به ما کمک کند.»

    چند ماه بعد در دی ماه ۱۳۹۹ کریم همتی، رییس جمعیت هلال احمر نیز در گفت‌وگویی به ایسنا گفته بود: «اصلاح اساسنامه این جمعیت باید براساس دغدغه‌ها و نیازهای هلال احمر انجام شود». آخرین خبرها در مورد اصلاح اساسنامه جمعیت هلال احمر نیز مربوط به روزهای پایانی بهمن‌ماه سال ۱۳۹۹ است که در جریان آن نمایندگان مجلس از بررسی این موضوع و اعلام وصول طرح مربوط به آن خبر داده بودند.

     هفت اصل مهم در هلال احمر که نباید فراموش شود

    علاوه بر اساسنامه که در آن مواردی چون محل درآمدهای جمعیت هلال، نحوه انتخاب رییس، وظایف و اختیارات و … پرداخته شده است، جمعیت هلال احمر کشورمان به هفت اصل مهم نیز که به اصول هفتگانه نهضت جهانی صلیب سرخ و هلال احمر هم مشهور است، پایبند شده است.

    نخستین اصل «بی غرضی» است. یعنی نهضت هیچگونه جهت‌گیری نسبت به ملیت، نژاد، عقیده مذهبی، طبقه یا عقاید سیاسی ندارد و تلاش می‌کند تا با توجه به نیاز افراد، رنج ایشان را التیام بخشد و موارد حیاتی‌تر را ترجیح دهد.

    اصل دیگر «بی‌طرفی» است، که براساس آن جمعیت هلال احمر همچون دیگر جمعیت‌های ملی در سراسر کشور به منظور بهره‌بردن از اطمینان همگانی، در درگیری‌ها از هیچ طرفی جانبداری نمی‌کند و در هیچ زمانی در مناقشه‌های سیاسی، نژادی، مذهبی و یا ایدئولوژی شرکت نخواهد کرد.

    «استقلال»؛ اصل دیگری است که در آن تاکید شده که این نهضت مستقل است و نمایندگان محلی ضمن آنکه در خدمت انسان‌دوستانه دولت‌های خود نقش کمکی را ایفا خواهند کرد و منطبق با قوانین کشور متبوع خود خواهد بود باید همواره استقلال خود را حفظ کنند تا بتوانند منطبق با اصول نهضت عمل کنند.

    اصل بعدی، «خدمت داوطلبانه» است و بر اساس آن خدمت در نهضت داوطلبانه است و در هیچ شرایطی سودآوری مشوق آن نخواهد بود.

    «بشردوستی» اصل دیگری است که در آن تاکید شده نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر که با ایده کمک بی‌طرفانه به مجروحان جنگی شکل گرفته با پشتوانه ملی و بین‌المللی خود تلاش می‌کند تا رنج را در هر کجای جهان التیام بخشد و از آن جلوگیری کند. هدف نهضت، محافظت از جان و سلامتی نوع بشر و تضمین کرامت آن است. نهضت درک متقابل، دوستی، همکاری و صلح پایدار را در میان ملت‌ها ترویج می‌کند.

    «یگانگی» اصل مهم دیگری است که طبق آن در یک کشور، تنها یک جمعیت صلیب سرخ  یا هلال احمر می‌تواند وجود داشته باشد. این جامعه باید برای استفاده عموم باشد و فعالیت‌های انسان دوستانه را در سرزمین خود انجام دهد.

    آخرین اصل نیز «جهان شمولی» است که طبق آن همه جمعیت‌ها در نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر از موقعیت یکسان برخوردارند و مسوولیت‌ها و وظایف یکسانی را در کمک به یکدیگر برعهده دارند.

     از هرج و مرج سال ۱۳۰۰ تا تحریم‌های سال ۱۴۰۰

    جمعیت هلال احمر یا همان شیروخورشید سرخ سابق که در سال ۱۳۰۱ تاسیس شد، حالا یک قرن از عمرش را پشت سرگذاشته است. عمری که در میانه هرج و مرج‌های ناشی از بی‌کفایتی شاه کم‌سال و دخالت بیگانگان آغاز شده و حالا در شرایط ثبات به چالش تحریم‌ها رسیده است. موضوعی که کریم همتی، رییس جمعت هلال احمر در گفت‌وگو با ایسنا، به آن پرداخته و می‌گوید: «طی یک قرنی که از عمر جمعیت هلال احمر در کشورمان می‌گذرد، سرمایه معنوی این جمعیت مردمی روز به روز ارتقا پیدا کرده و امروز ما به افتخار می‌گوییم که همه اقشار و گروه‌های مردم به جمعیت هلال احمر اعتماد دارند.

    کریم همتی، رییس جمعیت هلال احمر

    او با بیان اینکه در تمام این سال‌ها وضعیت انبارها و تجهیزات لجستیک جمعیت هلال احمر پیشرفت چشمگیری داشته است، ادامه می‌دهد: امروز شبکه مویرگی  هلال احمر در کل کشور وجود دارد. تعداد بالگردهای ما از یکی دو فروند در اوایل انقلاب به ۲۴ فروند بالگرد رسیده و بیش از دو میلیون نفر در جمعیت هلال احمر عضو هستند.

    همتی اضافه  می‌کند: اما چالش‌هایی هم داریم که امروز با آن روبروییم. افراد جوانی که در کنار هلال احمر هستند و امیدوارند که شرایط زندگیشان تغییر کند اما مشکلات اقتصادی بیشتر شده است و ما باید به این موضوع توجه کنیم. بحث فرسوده شدن ناوگان و ضرورت استفاده از امکانات روز دنیا بسیار مطرح است که با توجه به شرایط تحریم‌ها ، امکان بهره‌مندی از آن برایمان دشوار شد. به گفته همتی در بحث بالگرد، خودرو و انبار نیز نیاز به اعتبار مضاعف وجود دارد.

    او در عین حال حاشیه‌ها را نیز چالشی برای هلال احمر می‌داند و به ایسنا می‌گوید: حاشیه های هلال احمر و ورود افراد سیاسی به هلال احمر چالش جدی است که امیدواریم این افراد سیاسی یا وارد هلال احمر نشوند یا اگر وارد شدند، سیاست را کنار بگذارند.

    جمعیت هلال احمر حالا نهادی است با یک قرن تجربه، تجربه‌ای که در دل جنگ‌ها، بحران‌ها و سال‌ها فعالیت به دست آمده و امروز این جمعیت را به یکی از قدیمی‌ترین نهادهای مدنی در کشور بدل کرده است. نهادی که شرط مراقبت از آن دوری از حواشی است که رییس جمعیت هم به آن اشاره کرده است؛ عدم ورود افراد سیاسی یا کنار گذاشتن سیاست از سوی افراد داخل جمعیت هلال احمر.

    انتهای پیام

     

    اخبار اقتصادی

  • آیا پهلوی مخالف ملی شدن نفت بود؟

    آیا پهلوی مخالف ملی شدن نفت بود؟

    پس از وقوع کودتای ۲۸ مرداد توسط آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها، بار دیگر اکتشاف، استخراج و فروش نفت تحت عنوان کنسرسیوم بین‌المللی به شرکت‌های خارجی سپرده شد. در واقع آن چیزی را که مردم ایران در سال‌های پیش و در نهضت ملی نفت به دست آورده بودند، طی یک کودتا از دست دادند یا به عبارت دیگر کودتا برای تسلط دوباره انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها بر نفت ایران شکل گرفت و از آنجایی که با انجام این کودتا حاکمیت محمدرضا پهلوی حفظ شد، او باید ما به ازای تاج و تختی که غربی‌ها برایش حفظ کرده بودند، هزینه‌ای پرداخت می‌کرد که آن هزینه «نفت ایران» بود و دولت کودتا (دولت زاهدی) بلافاصله مامور اجرای آن شد.

    کنسرسیوم بین‌المللی نفت بین نمایندگان هشت شرکت نفتی و دولت رژیم پهلوی پس از حدود شش ماه مذاکره در ۲۸ شهریور سال ۱۳۳۳ به امضا رسید و یک ماه بعد (۲۹ مهر ۳۳) آن قرارداد مورد تصویب مجلس شورای ملی قرار گرفت. نمایندگان مجلس هجدهم شورای ملی، قراردادی را به تصویب رساندند که برخلاف قانون ملی شدن صنعت نفت و خلع ید اجانبِ مصوب مجلس قبلی بود.

    مدت این قرارداد ۲۵ سال (تا سال ۵۸) و قابل تمدید به سه دوره پنج ساله یعنی چهل سال (تا سال ۷۳) بود. انگلیس و آمریکا از این قرارداد منافع بسیاری کسب کردند. زاهدی، نخست‌وزیر وقت، هنگام بحث درباره قرارداد کنسرسیوم در جلسه مشترک هیئت‌رئیسه دو مجلس سنا و ملّی، درباره محاسن تمدید قرارداد تا مدت چهل سال در اظهارنظری عجیب گفت: «با تمدید قرارداد، درواقع، کلاه سر انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها رفته، برای اینکه تا هفت هشت سال دیگر نیروی اتم جای سوخت نفت را در دنیا می‌گیرد و ذخایر نفت ایران بی‌مصرف می‌ماند. در این صورت پس از ده سال، هرچه از کنسرسیوم بگیریم، وجهی است بازیافتنی…».

    امینی: معامله بهتری سراغ نداریم!

    قرارداد کنسرسیوم تحت عنوان لایحه «قرارداد فروش نفت» از روز ۱۸ مهر سال ۳۳ در دستور کار مجلس شورای ملی قرار گرفت. نمایندگان این مجلس پس از مذاکراتی طی هفت جلسه به آن لایحه رای مثبت دادند.

    علی امینی وزیر دارایی کابینه سپهبد زاهدی، مسئول مذاکره‌کننده تیم ایران با نمایندگان شرکت‌های خارجی بود (به همین دلیل هم قرارداد به قرارداد «امینی – پیج» معروف شد) امینی در جریان تصویب کنسرسیوم به نمایندگی از دولت در مجلس حضور داشت.

    آیا پهلوی مخالف ملی شدن نفت بود؟
    آیا پهلوی مخالف ملی شدن نفت بود؟

    او در جلسه روز ۱۸ مهر مجلس در دفاع از این قرارداد، ابتدا منتقدان را فحاش، تهمت‌زن و عوام‌فریب خواند و سپس به انتقاد از عملکرد دولت دکتر مصدق و سیاست «اقتصاد بدون نفت» پرداخت.

    امینی در ادامه و در توجیه سازش با شرکت‌های انگلیسی و آمریکایی گفت: «کدام انسانی است که قلباً مایل باشد آنچه حق اوست و می‌تواند از آن استفاده کند به دیگری واگذار کند؟ کدام ایرانی است که آرزو نداشته باشد در مقابل تحمیلات دیگران بایستد و برای به کرسی نشاندن حرف ملت ایران پیه تمام محرومیت‌ها را به تن خود بمالد و از عایدات نفت و غیر آن نیز صرف‌نظر کند؟ ولی این آرزوها وقتی عملی می‌باشد که ما آن قدر توانایی داشته باشیم که اگر چند سال ما را محاصره اقتصادی کردند روی پای خودمان بایستیم و به فلاکت دچار نشویم… ولی تا وقتی که قدرت اقتصادی و مالی ما به آن پایه نرسیده است و هرگونه سختی در معیشت و نرسیدن عوایدی که فعلاً صرف خرج پرداخت حقوق می‌شود زمینه یک افلاس و آشوب عمومی را فراهم می‌آورد و تمامیت استقلال مملکت را تهدید می‌کند ما قادر نیستیم و حق نداریم از عواید سرشار نفت صرف‌نظر کنیم… اگر می‌شد بهتر از این معامله کرد شرط عقل و وطن‌پرستی بود که از این معامله صرف‌نظر کنیم ولی ما معامله بهتری را سراغ نداریم و به همین جهت این معامله را انجام دادیم.»

    طی هفت جلسه مذاکره درباره این لایحه، تعدادی از نمایندگان انتقادات جدی و شدیدی را نسبت به این قرارداد و امتیازاتی که برای شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی در نظر گرفته شده، وارد کردند. آنان همچنین فرافکنی دولت مبنی بر اینکه اگر این قرارداد به تصویب نرسد، کشور دچار فلاکت و بدبختی خواهد شد و درآمد نخواهد داشت را مورد انتقاد قرار دادند و عنوان کردند که بدون این قرارداد نیز ایران می‌تواند هم درآمد نفتی داشته باشد و هم به اقتصاد بدون نفت تکیه کند.

    آنان در واقع امتیازدهی به شرکت‌های انگلیسی و آمریکایی و ارزان‌فروشی نفت به این بهانه که ممکن است نفت ایران به فروش نرسد را بی‌دلیل و دولت را موظف به تامین درآمدهای غیرنفتی دانستند. آنان در واقع از مصوبه مجلس قبل مبنی بر ملی شدن صنعت نفت دفاع کردند و قرارداد کنسرسیوم را موجب وهن مردم ایران دانستند.

    «درخشش» یکی از نمایندگان مجلس پس از اینکه انتقادات جدی نسبت به این قرارداد مطرح کرد و از سوی امینی و موافقان پاسخ “پذیرش این قرارداد مصلحت است” دریافت کرد، در خصوص مدت زمان این قرارداد گفت: «چه مصلحتی ما را مجبور می‌کند که این گونه تعهدات را برای خود سهل است برای فرزندان خود نیز به عهده بگیریم ولی تاریخ نشان داده است و دیروز با چشم خود دیدیم شاید در مدت عمر من و شما بار دیگر خواهیم دید که این گونه تعهداتی که با شرایط زمان وفق ندارد دیری نمی‌پاید و غیر از خشم و نفرت نسبت به عاقدین آن ثمری بار نمی‌آرد.»

    علیرغم بحث‌ها و مخالفت‌های بسیاری که در مورد این قرارداد در جلسات مجلس شورای ملی مطرح شد، اما در نهایت قرارداد کنسرسیوم به نام قانون اجازه مبادله قرارداد فروش نفت و گاز و طرز اداره عملیات آن، با ۱۱۳ رأی موافق از ۱۲۰ رأی در مجلس شورای ملی به تصویب رسیدند و تنها ۷ نفر مخالف و ممتنع بودند. در روز ۶ آبان نیز این قانون در مجلس سنا با ۴۱ رأی از ۴۹ رأی به تصویب رسید.

    قرارداد کنسرسیوم؛ چگونه پهلوی بر ملی شدن نفت مُهر

    کنسرسیوم؛ کاپیتولاسیون نفتی

    قرارداد کنسرسیوم دارای ۵۱ ماده و دو ضمیمه بود. به اعتقاد کارشناسان آن قرارداد مفصل‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین و صعب‌الفهم‌ترین قراردادهای نفتی بود که تا آن زمان وجود داشت. از این رو قرارداد، امتیازدهی به بیگانگان را زیر نقاب تجارت پنهان کرد و علی امینی در جلسات مجلسین توانست نمایندگان را قانع کند.

    ظاهر قرارداد، مالکیت ایران را بر دارایی‌های نفتی به رسمیت می‌شناخت، ولی این مالکیت بی‌محتوا بود و مالک، خود، حق تصرف در آن دارایی‌ها را نداشت. حق انحصاری استفاده از تمام تأسیسات برای تمام دوره قرارداد به کنسرسیوم واگذار شده بود. نفت در زیر زمین، یعنی در عالم غیب مال ایران بود، ولی به سر چاه که می‌رسید و پا به عرصه ظهور می‌گذاشت به مالکیت کنسرسیوم درمی‌آمد.
    بر مبنای این قرارداد، حدود حوزه امتیاز و شعاع عملیات کنسرسیوم خیلی بیشتر از حوزه فعالیت شرکت سابق تعیین شد. در بحث اداره نیز طرف ایرانی در اقلیت قرار گرفت. امینی در پاسخ به انتقادات در این رابطه گفت: «گرچه از نظر کمیّت ما در اکثریت نیستیم، ولی از لحاظ کیفیت و معنویت در اکثریت هستیم!»

    ضمن اینکه شرکت‌های خارجی از پرداخت مالیات به ایران معاف شدند. در ماده ۴۱ کنسرسیوم آمده بود: «هیچ‌گونه اقدام قانون‌گذاری یا اداری اعم از مستقیم یا غیرمستقیم و یا عمل دیگری از هر قبیل از طرف ایران یا مقامات دولتی در ایران (اعم از مرکزی و محلی) این قرارداد را الغاء نخواهد نمود و در مقررات آن اصلاح یا تغییری به عمل نخواهد آورد و مانع و مخل حسن اجرای مقررات آن نخواهد شد.» این ماده علناً حاکمیت ایران را نادیده می‌گرفت و به آن خدشه وارد می‌کرد، به‌خاطر اینکه حاکمیت یا فرمان‌فرمایی و قدرت عالی دولت را، که قانون‌گذار و اجراکننده قانون است و بالاتر از آن قدرتی نیست، زیر سؤال می‌برد.

    از این رو به اعتقاد بسیاری کنسرسیوم، کاپیتولاسیونی بود که در حوزه نفت و با استقبال دولت رژیم پهلوی به تصویب رسید.

    پس از تصویب کنسرسیوم بین‌المللی نفت در مجلس شورای ملی، آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق با آن مخالفت کردند. مردم و روحانیون که نقش مهم و عمده‌ای در ملی شدن صنعت نفت داشتند، مخالفت‌های خود را به رهبری آیت‌الله کاشانی ابراز کردند. دکتر مصدق نیز که آن روزها در زندان به سر می‌برد، با این قرارداد مخالفت کرد.

    اگرچه این قرارداد تا سال ۵۸ می‌بایست اجرا شود و ممکن بود ۵، ۱۰ و یا ۱۵ سال دیگر تمدید شود، اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در روز ۲۲ بهمن ۵۷ قرارداد کنسرسیوم ملی نفت لغو و بار دیگر نفت ایران ملی شد.

    ۱۷۲۷۲۱۹

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • تصویری قدیمی از اردشیر زاهدی

    تصویری قدیمی از اردشیر زاهدی
    تصویری قدیمی از اردشیر زاهدی

    ۱۷۱۷

    منبع : خبرآنلاین

  • اردشیر زاهدی جنگ توئیتری به راه انداخت /صف‌آرایی موافقان و مخالفان اظهارات جنجالی وزیرخارجه رژیم پهلوی

    اردشیر زاهدی جنگ توئیتری به راه انداخت /صف‌آرایی موافقان و مخالفان اظهارات جنجالی وزیرخارجه رژیم پهلوی

    به گزارش خبرآنلاین، اردشیر زاهدی، وزیرخارجه رژیم پهلوی این روزها در صدر اخبار و تحلیل های رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفته است، انتشار یک نامه خطاب به ترامپ در بخش آگهی های روزنامه نیویورک تایمز و متعاقب با آن یک گفتگو با بی بی سی فارسی که در خلال آن از سیاست های ایران در سوریه دفاع شده بود، به ترامپ حمله کرده و به تجلیل از جایگاه سردار سلیمانی پرداخته بود بهانه ای شد تا موافقان و مخالفان نگاه او به وسط میدان بیایند و تا اظهارات جنجالی پیرمرد ۹۱ ساله را محمل نقد و تحلیل های سیاسی خود قرار دهند.

    خبرگزاری ایرنا در گزارشی اخیرا به بررسی واکنش ها در فضای مجازی و مشخصا توئیتر درباره اظهارات وزیر رژیم پهلوی پرداخته است. بررسی‌ها بر روی توئیت‌های با حداقل ۲۰۰ لایک از میان ۴هزار  و ۸۷ منتشر شده در روزهای ۷ و ۸ اردیبهشت نشان می‌دهد که انتقاد از اظهارات اردشیر زاهدی درباره ایران و حمایت از او، دو مضمون اصلی است که در توئیت‌هایی با  کلیدواژه اردشیر زاهدی منتشر شده است.

    اردشیر زاهدی جنگ توئیتری به راه انداخت /صف‌آرایی موافقان و مخالفان اظهارات جنجالی وزیرخارجه رژیم پهلوی
    اردشیر زاهدی جنگ توئیتری به راه انداخت /صف‌آرایی موافقان و مخالفان اظهارات جنجالی وزیرخارجه رژیم پهلوی

    ۴۱ درصد لایک‌ها به انتقاد از اظهارات اردشیر زاهدی درباره ایران و امریکا و به خصوص تعریف او از قاسم سلیمانی اختصاص داشته است. در این توئیت‌ها که عمدتا توسط مخالفان جمهوری اسلامی منتشر شده بود، کاربران از مواضع اردشیر زاهدی علیه کسانی که از بیگانگان پول می‌گیرند، خشمگین بودند. کاربری در این راستا نوشته است:

    آنجاییکه #اردشیر_زاهدی گفت: «ما که گذاشتیم، رفتیم، پول هم بردیم …» باید مجری می‌پرسید «پول بردید؟ منظورتان پول خودتان است یا ملت ایران؟» اگر در پاسخ می‌گفت: «پول خودم» که چه نیازی به بیانش بود. اما اگر می‌گفت «پول ملت»، مجری باید می‌پرسید «شما با چه رویی از ایران حرف می‌زنید؟»

    از سوی دیگر اما، بخش زیادی از کاربران توئیتر نیز از مواضع اردشیر زاهدی حمایت کردند و ۴۰ درصد لایک‌های توئیت‌های مربوط به این موضوع، در حمایت از اظهارات اردشیر زاهدی بوده است. برخی از کاربران اردشیر زاهدی را وطن پرست و آزاده نامیده‌اند.

    ۶ درصد از لایک‌ها نیز به توئیت‌های براندزان اختصاص داشته که در آن از رسانه بی بی سی به خاطر دعوت اردشیر زاهدی انتقاد شده است. این کاربران معتقدند بی بی سی فارسی برای به دست آوردن دوباره محبوبیت خود این اقدام را انجام داده است.

    ۳درصد لایک‌ها نیز در انتقاد از اصولگرایان به خاطر حمایت از اردشیر زاهدی بوده است.

    انتقاد از عملکرد صدا و سیما هم موضوع دیگری بوده که ۳درصد لایک‌ها در میان توئیت‌ها منتشر شده راجع به اردشیر زاهدی را به خود اختصاص داده است. این کاربران از صدا وسیما به خاطر سیاست‌های اشتباه در جذب مخاطب انتقاد کرده‌اند.

    ۳درصد لایک‌ها نیز به مطالب طنز درباره اظهارات اردشیر زاهدی اختصاص دارد. همچنین ۳ درصد لایک‌ها مربوط به اخبار مبنی بر اظهارات اردشیر زاهدی است.

    داده کاوی توئیت‌های مربوط به اردشیر زاهدی نشان می‌دهد که بر سر مواضع وی، نوعی دو دستگی در میان کاربران توئیتری ایجاد شده است. این دو دستگی که عمدتا در بسیاری از مسائل دیگر در مورد موافقان و مخالفان تحریم یا موافقان و مخالفان سردار سلیمانی و … خود را نشان می‌دهد، بخشی از واقعیت این روزهای توئیتر فارسی است.

    در رابطه با توئیت‌های منتشر شده در مورد اردشیر زاهدی ذکر این نکته نیز اهمیت دارد که با اینکه  لایک‌های مربوط به انتقاد از اردشیر زاهدی توسط براندازان کمی بیشتر است و این مضمون در صدر قرار دارد اما تعداد مضامین بیشتری توسط اصولگرایان در حمایت از زاهدی منتشر شده که لایک کمتری دارند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • چه کسی پیشنهاد تشکیل ساواک را به محمدرضا شاه داد؟ /ارتباط پنهان ساواک با سرویس جاسوسی انگلیس و موساد

    چه کسی پیشنهاد تشکیل ساواک را به محمدرضا شاه داد؟ /ارتباط پنهان ساواک با سرویس جاسوسی انگلیس و موساد
    چه کسی پیشنهاد تشکیل ساواک را به محمدرضا شاه داد؟ /ارتباط پنهان ساواک با سرویس جاسوسی انگلیس و موساد

    در ۲۸ مرداد ۳۲ ایده تاسیس و زیربنای ساختاری سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) از طرف سیا، موساد و اینتلیجنس سرویس  شکل گرفت و تعریف سیستم اطلاعاتی کشور بطور فوق العاده‌ای گسترش یافت و به یکباره بزرگ شد.

    اما اینکه عامل و ایده پیدایش ساواک را آمریکایی‌ها پخته و با قدرت و توان هرچه تمامتر وارد صحنه نموده و به منصه ظهور رساندند آنچنان که اسم آن نیز لرزه بر اندام هر شهروند ایرانی می‌انداخت.

    آمریکائی‌ها مصمم بر آن شدند تا ایران را به‌عنوان پایگاه و مرکزی برای خود در منطقه حفظ و راهبری نمایند که مرحله اول آن را با ایجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش ایجاد و به تقویت آن پرداختند که هسته مناسبی جهت توسعه سیستم اطلاعاتی کشور گردد و شروعی به یکباره داشته باشد تا که در نهایت به نهاد سازمانی ساواک تبدیل شود، آنچنانکه به اصطلاح آمریکایی‌ها  قرار بود ساواک‌، آمیزه‌ای از سیا، اف‌.بی‌.آی‌ و سازمان امنیت ملی ما باشد، اما از نوع ایرانی و همگون با ساختار ژئوپلیتیک ایران، تا نه تنها در ایران بلکه از طریق رابطین خود و زیر نظر حکومت آمریکا کشورهای همسایه و منطقه را نیز کنترل و نهاد اطلاع رسانی را در منطقه زایش نماید، آنچنانکه در مقابل رقیب دیرینه خود یعنی اتحاد جماهیر شوروی و همچنین فرزند آن  یعنی حزب توده در ایران قد علم نموده و در عمل  ایزوله شود و در مقابل حرکت کمونیست و تز ملی‌گرایی عربی سد محکمی ایجاد نماید تا بهنگام شروع جنگ سرد بین دو قطب غرب و شرق رخ‌نمایی نماید و حافظ منافع وسیع غرب در منطقه شود.

    فصل الخطاب آن نیز در نهایت با برنامه‌ریزی‌ها و پی‌ریزی‌های به عمل آمده، مجلس شورای ملی در اسفند ماه سال ۱۳۳۵ تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک‌) را مطابق قوانین طرح ریزی شده و دیکته شده استعماری به تصویب رساند.

    ساواک فرزند سیا و حافظ منافع آمریکا

    واقعیت امر این است که تأسیس ساواک به جهت ایجاد فضای امنیتی در داخل و چه بسا در خارج از کشور نیز همانند بسیاری از تصمیمات و رفتارهای حکومت پهلوی رویش و خاستگاهی خارجی داشته و متأثر از نظام استعماری و سرمایه‌داری غرب  شکل گرفته که صحت این گفتار نیز با مرور بروقایع  تاریخی و اسناد رونمایی شده و حتی گردآوری خاطرات بهترین شاهد بر این ادعاست.

    ویلیام سولیوان سفیر امریکا در تهران در این رابطه گفته است: در سال ۱۹۵۷ سازمان سیا طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تأسیس و سازمان دادن به آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده می‌شد به زودی به نام مخفف آن یعنی ساواک شهرت یافت.

    شاه نیز در خصوص ارتباط سیا و ساواک گفته است: مسئولیت بنیانگذاری ساواک به سپهبد تیمور بختیار تفویض شد. وی در این کار از سیا کمک خواست. تعداد زیادی از کارمندان ساواک برای طی دوره‌های آموزشی به آمریکا رفتند و در ادارۀ مرکزی سیا به کارآموزی پرداختند.

    حسین فردوست نیز در خاطرات خود عنوان کرده است: این سازمان (ساواک) در راستای توسعه شبکه‌های اطلاعاتی ـ امنیتی و  منطقه‌ای سیا تشکیل شد.

    منوچهر هاشمی از اعضای سابق ساواک هم در کتاب خاطرات خود به نام «داوری» تأسیس ساواک را بر اساس طرح و پیشنهاد امریکا بیان می‌کند.

    منصور رفیع زاده، نماینده ساواک در آمریکا نیز دراین‌باره گفته است: دلایل داخلی تشکیل ساواک تابعی از طرحهای بلندمدت سیا و آمریکا در ایران بود و این سازمان با از میان برداشتن مخالفان حکومت به مثابه شعبه‌ای از سیا در ایران و خاورمیانه عمل می‌کرد.

    همچنین هارلد آیرنبرگر – نویسنده اتریشی در کتاب خود بنام ساواک نوشته است: سی آی ای از طریق کودتای اوت ۱۳۵۳ بار دیگر شاه را بر سر کار آورد و برای حفظ و استقرار قدرتی که وی مجددا بازیافته بود، با تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور یعنی ساواک موافقت نمود. امروز این سازمان که در سال ۱۹۵۶ به کمک اعوان و انصار “سی آی ای” بوجود آمد و به مرور زمان به وسیله سازمان جاسوسی اسرائیل بنام موساد نیز تعلیم و تربیت یافته است و حداقل دارای ۵۰ هزار نفر جاسوس میباشد که در رشته خود شهرتی بسزا و شایسته دارا هستند.

    آمریکا “ساواک” را در دامان “موساد” انداخت

    پس از آموزش‌های اولیه اعضای ساواک توسط ایالات متحده، آمریکا مساعدت‌های خود به ساواک را از روی عمد و مغرضانه کاهش داد تا ایران را با ایجاد مسیری جدید به سمت و سوی موساد سوق دهد. آمریکا تمایل داشت بسیاری از اهداف و برنامه‌های خود در خاورمیانه را به دوستان و متحدان درجه یک خود مانند اسرائیل و ایران بسپارد و تلاش داشت آن دو  را هرچه بیشتر به یکدیگر نزدیک و دوست و متحد منطقه‌ای سازد تا هرچه بیشتر در راستای اهداف استعماری خود احاطه داشته و کسب منفعت نماید.

    به طور کلی سازمان جاسوسی آمریکا و دولتمردان این کشور دلایل زیادی برای تأسیس یک سازمان جاسوسی در ایران و تجهیز و تقویت آن داشتند. چراکه می‌توانستند دستگاهی قابل کنترل، اعتماد و مطیع اوامرشان در کشوری متحد و هم‌مرز با رقیبشان شوروی تاسیس نمایند و برای کسب اطلاعات و اقدامات مؤثر در دست داشته باشند. از این رو پس از تأسیس ساواک و نهادینه نمودن آن، از آموزش، تجهیز و تقویت این سازمان هیچ دریغ نکرده چرا که ساواک را به مثابه شاخه‌ای از انشعابات حرفه‌ای سیا دانسته و تقویت آن را به منزله تقویت خود پنداشته و سود حاصل از این ارتباط را با طمع هرچه تمام‌تر به نفع خود حاصل نماید و اطلاعات منطقه‌ای خود را در کوتاه مدت به حداکثر انتفاع برساند.

    و اما در این بین و پس از سیا، ساواک با موساد “سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی” بیشترین ارتباط و همکاری را ایجاد نمود. چگونگی ارتباط ساواک و موساد نیز قابل تأمل است، چرا که اراده امریکا در این ارتباط به خوبی مشهود و عیان است. پس از دوره تأسیس و آموزش‌های اولیه اعضای ساواک که توسط کارشناسان آمریکایی صورت پذیرفت، شاه نیز که به آموزش‌ها و مساعدت‌های دستگاه اطلاعاتی قدرتمند اسرائیل آشنایی داشت، احساس نیاز می‌کرد که خود را به دامان صهیونیست‌ها بیاندازد و اما در مقابل نیز اسرائیل دلایل بیشتری برای اتحاد سیاسی‌ ـ امنیتی و تبادل اطلاعاتی با ایران را داشت و مهمتر از همه اینکه اسرائیل رژیمی تازه تأسیس و نوپایی بود و به بیانی شفافتر مضاف بر دلایل خود، اشغالگر نیز بوده که بسیاری از کشورها موجودیت آن را به رسمیت نمی‌شناختند. این رژیم در منطقه خاورمیانه و در میان کشورهای مسلمان و عرب به شکلی محصور بوده و در انزوا به سر می‌برد. رابطه با کشورهای غیر عرب منطقه مانند ایران و ترکیه بر اساس دکترین مطرح صهیونیست‌ها که «محورهای پیرامونی» نام دارد، ارتباط حادث شده از ارزش بالایی نزد مقامات اسرائیلی برخوردار بوده و نیز همچنین رژیم اشغالگر، روابط اطلاعاتی و آموزشی را سرآغاز و شروعی در جهت رابطه در سایر حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … تلقی می‌نمود.

    بر این اساس اسرائیل دارای سه پایگاه برون مرزی در خوزستان، ایلام و کردستان بود و با اعضای اصلی ساواک روابط بسیار صمیمانه‌ای داشت و از این سه پایگاه کلیه اطلاعات لازم از کشورهای عربی را جمع آوری می‌کرد. ساواک در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تعداد زیادی از مأموران و افسران عالی‌رتبه خود را برای فراگیری و کسب روش‌ها و شگردهای حرفه‌ای جاسوسی و اطلاعاتی به اسرائیل اعزام  کرد. مأموران ساواک زیر نظر ساختار تعریف شده در حومه جنوبی تل آویو به فراگیری آموزشهای اطلاعاتی مشغول بودند.

    ارتباط پنهان ساواک با سرویس جاسوسی انگلیس

    هرچند اسناد شفاف و گویای موجود درباب رابطه سازمان جاسوسی انگلیس با ساواک، بسیار محدود و کم‌یاب می‌باشد ولی آنچنان که مشخص است باید گفت ارتباط بین ساواک و اینتلیجنت سرویس بسیار گسترده و دارای ابعاد گوناگون بوده است. این محدودیت اسناد به دلیل اعتقاد انگلیسی‌ها به تشکیلات غیرعلنی و به ظاهر کوچک بوده است. هرچند که پس از کودتای ۲۸ مرداد، انگلیس جایگاه سیاسی  خود را در منطقه به آمریکا داد اما این بدان معنا نیست که به طور کلی از منطقه خارج و غیر فعال  شد، بلکه روابط سیاسی خود را با ایران کماکان حفظ و رونق بخشید.

    منابع سرشار و موقعیت استراتژیک ایران و هم مرز بودن با شوروی و از سوی دیگر با خلیج فارس و کشورهای عربی موقعیت ممتازی برای ایران فراهم کرد که رابطه با ایران را برای هر کشوری  از جمله انگلستان جذاب می‌کرد.

    از جمله مهمترین اقدامات جاسوسی انگلیس در ایران، تأسیس شبکه اطلاعاتی ـ جاسوسی ماهوتیان در استان‌های شمالی کشور بود که طی آن نیروهایی از ساواک به سرپرستی سرتیپ ماهوتیان از معاونین ساواک فعالیت اطلاعاتی مستقلی را با هدایت مستقیم MI۶ در در ایران انجام می‌دادند. مأموران شبکه ماهوتیان عمدتاً در هیأت مغازه‌ دارانی فعالیت می‌کردند که تمام امکانات آن از سوی  MI۶ اینتلیجنس سرویس و ساواک تامین میشد و فعالیت اصلی و مستقیم این شبکه بر ضد عوامل شوروی و سرویس کا.گ.ب در استان‌های شمالی ایران تعریف شده و نتیجه گزارش‌های آن‌ها نیز در اختیار سرویس جاسوسی انگلیس قرار می‌گرفت.

    همچنین انگلیسی‌ها با نفوذ در دفتر ویژه اطلاعات و شخص حسین فردوست اطلاعات ذی قیمتی را حاصل و بدست می آوردند و در پی آن خواسته‌ها و ایده‌های خود را با شاه در میان و بکار می‌بستند.

    و اما یکی از نکات حائز اهمیت در ایجاد سازمان اطلاعات و امنیت کشور، تامین و پوشش هزینه‌های آن بوده که بنا بر اسناد مطروحه، ساواک با هزینه‌ای معادل ۲۷ میلیون تومان در بدو تاسیس شروع و بنا بر سندهای بدست آمده در سال ۱۳۵۱ با صرف بودجه‌ای معادل ۲۵۵ میلیون دلار و در سال ۱۳۵۲ به ۳۱۰ مییلون دلار افزایش یافته است که علاوه بر ارقام مذکور و رسمی جهت پرداخت هزینه‌های فرامرزی و پوششی خود رقم‌هایی بیش از آنچه که اعلام گردیده، تامین و صرف شده است.

    ۲۷۲۱۵