برچسب: وبلاگ>شریعتی، احسان

  • فاطمی، شاهد و گواهی‌بخشِ دیپلماسی نهضت‌ملی

    فاطمی، شاهد و گواهی‌بخشِ دیپلماسی نهضت‌ملی

    از دو جنبه: نخست، در سطح بین المللی، این اقدام رژیم کودتا، نقاب از چهرهٔ فریبکارانهٔ سیاست خارجهٔ دولت‌های انگلیس و امریکا برگرفت و جهان‌خواری عریان استعمارگران را به نمایش گذارد، و به‌عبارتی‌دیگر درجهٔ پای‌بندی این قدرت‌ها به حقوق بین‌الملل و حرمت موازین دموکراسی و حقوق بشر و شهروندان را عیان ساخت ؛ و از دیگر سو، در صحنهٔ داخلی، به نُماد ملی‌گرایی مردمی بدل شد، و خط سرخ جداکنندهٔ مرزهای استقلال و وابستگی، مقاومت و سازش (یا فرار شماری از «همرهان سست‌عناصر»)،  و نشانی از آغازِ دورانِ مبارزات قهرآمیز بعدی در کشور ما بود.

    دیپلماسی خارجی مستقل و مبتنی بر «حاکمیت یا سیادت ملی» (حقِ تعیینِ سرنوشت) و سیاست «موازنهٔ منفی» (میان ابرقدرت‌های غرب-و-شرق)، نیازی به شعر-و-شعارسرایی‌های صوری و بی‌محتوا ندارد ؛ به‌عکس، این دیپلماسی با حضور فعال در مجامع و محکمه‌های قانونی جهان، و پیوستن به کنوانسیون‌های حقوقی موجّه، به مطالبه و احقاق حقوق نادیده‌گرفته‌شدهٔ ملت می‌پردازد و غیرمشروع و غیرقانونی بودن مداخله‌جویی و تحریم و محاصره‌گری و معامله‌های قدرت‌های بزرگ علیه ملت‌ها را، خطاب به افکار عمومی جهان، اثبات می‌کند.

    این دیپلماسی ملی در برابر دو گرایش دیگر در سیاست خارجی متمایز می‌شود: یکی، سیاست سازش و مماشات و معامله‌گری سبک بازاری، که در تاریخ معاصر ایران در مشی قوام‌السطنه نمود می‌یافته است (و در نظام کنونی نیز جناح‌ و فراکسیون‌های پراگماتیست موسوم به سازندگی و «اعتدال‌گرا» و ..، به‌دنبال این خط‌مشی اند) ؛ دیگر، سیاست به‌اصطلاح «سازش‌ناپذیری» که زمانی حزب توده و زمانی دیگر جناح موسوم به «خط امام»، و بعدها «اصول‌گرایان» حامی دولت پیشین، و امروز «دلواپسان» پیشه کرده و می‌کنند و نتایج آن را دیده‌ایم و می‌بینیم.

    در برابر سیاست خارجهٔ «چماق و هویج» (carrot & stick) اتخاذشده توسط ترامپ ادمینیستریشن (تحریمِ حداکثری برای بالابردنِ نرخ‌ها در معاملهٔ بازاری آتی)، دیپلماسی ملی و مردمی، در اجتناب از دو بیراههٔ انحرافی فوق، «راه سومی»، جز تقویت همبستگی ملی (اتحاد جبهه‌ای‌ در داخل) و بین المللی ندارد (فراخوان به سازمان‌های مردم‌بنیاد غیردولتی، اتحادیه‌های صنفی، نهادهای حقوق‌بشری و..، به صحنه آمدن روشنفکران و جوامع مدنی در جهت بسیج افکار عمومی جهان).

    آنها که «رادیکالیسم» شهید فاطمی را مورد انتقاد قرار می‌دهند، غالبا در این کلام دکتر مصدق تأمل لازم را نکرده‌اند که : «اینجانب به ملی بودن صنعت نفت و جنبهٔ اخلاقی آن، بیش از جنبهٔ اقتصادی آن معتقدم..، کار تدنی (پستی) اخلاقی به جائی رسیده که باعث ننگ ھر ایرانی شده است!”

    * دکترای فلسفه از دانشگاه سوربن پاریس

  • به نام‌ « اعظم»

    به نام‌ « اعظم»

    «شط» اندیشه و راه شریعتی و طالقانی که زمانی به دریای «نهضت» ریخت، در زمانی دیگر در «نظام» از حرکت باز ایستاد. از این‌رو، فرزندان فکری آن «تبار» تاریخی می‌بایست جنبش آن رود را باردیگر و این‌بار در جامعه ازسرمی‌گرفتند و این کار سترگ بس دشوار می‌نمود. اعظم‌ خانم اما از پای نمی‌نشست… و همگی شاهد بودیم چگونه یک تنه و تا روز آخر عمر بر ادامهٔ راه‌-کار خویش اصرار می‌ورزید: در کار طاقت‌فرسای انتشار منظم مجله، در راه ناممکن تشکل‌بخشی اجتماعی و..، اینهمه، در کنار مشکلات مادرانهٔ مدیریت فرزندان.

    در همراهی‌هایی که با ایشان داشتیم، همواره پیگیری این بانوی بزرگوار، برغم همهٔ مشغله‌ها، و حسن تشخیص وی در درک اهمیت کارهای بنیادی فکری، مرا به اعجاب وامی‌داشت.

    «طالقانی» این نام نمادین برای پویندگان راه نوپیرایی، در تاریخ معاصر مبارزات ملی این سرزمین، همچنان زنده خواهد ماند. با درود و بدرود.

    * دکترای فلسفه از دانشگاه سوربن پاریس
    * منتشر شده در کانال شخصی