به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، هشتمین دوره جشنواره فیلم پارسی ۴ تا ۸ دسامبر در سیدنی استرالیا برگزار شد که پس از نمایش فیلم ها هیات داوران جایزه اصلی خود را به فیلم «هفت و نیم» به نویسندگی و کارگردانی نوید محمودی و تهیه کنندگی جمشید محمودی اهدا کردند.
هیات داوران ضمن قدردانی از نقش آفرینی تاثیرگذار بازیگران فیلم، جایزه را به نوید محمودی اهدا کردند.
نوید محمودی که در این مراسم حضور نداشت در ویدیویی که از او پخش شد ضمن قدردانی از هیات داوران و برگزارکنندگان با ابراز خرسندی از حضور فیلم در این جشنواره بیان کرد: احساس میکنم مساله زنان و دختران دغدغه اصلی امروز جوامع باشد و آنها هم باید از حق واقعی خود در جامعه بهره مند شوند.
بعد از فیلم «رفتن» در سال ۲۰۱۹ این دومین حضور نوید محمودی با فیلم «هفت و نیم» در جشنواره فیلم پارسی استرالیا بود که هر ۲ فیلم جایزه اصلی را از این جشنواره دریافت کردند.
از جمله فیلم های حاضر در این جشنواره میتوان از «ناگهان درخت» ساخته صفی یزدانیان، خانه پدری ساخته کیانوش عیاری، «بنفشه آفریقایی» ساخته مونا زندی، «روزهای نارنجی» ساخته آرش لاهوتی، «طلا» پرویز شهبازی، «رضا» احمدرضا معتمدی، «پرورشگاه» شهربانو سادات، «قسم» ساخته محسن تنابنده، «اتاق تاریک» ساخته روحالله حجازی و … نام برد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، فیلمبرداری «قصیده گاو سفید» دومین فیلم سینمایی بهتاش صناعیها به تهیه کنندگی غلامرضا موسوی همچنان در تهران ادامه دارد و به تازگی علیرضا ثانیفر برای ایفای یکی از نقشهای اصلی به این فیلم پیوسته است.
مریم مقدم ایفاگر نقش اصلی زن فیلم «قصیده گاو سفید» است. این دومین فیلم سینمایی صناعیها بعد از «احتمال باران اسیدی» است.
مریم مقدم، علیرضا ثانی فر، لیلی فرهادپور، فرید قبادی، فرید ازقندی، امیر شریعت، ماهور احمدی، محمد حیدری، زهرا پرهون، ابراهیم گله دارزاده، سمیه برجی، مهدی پیلهوری، ماندانا معزی پور، سمکو روشنی، ساچلی تاجبخش و آوین پوررئوفی به ایفای نقش در این فیلم پرداخته اند.
لیست کامل عوامل تولید فیلم عبارتند از کارگردان: بهتاش صناعی ها، تهیه کننده: غلامرضا موسوی، مدیر فیلمبرداری: امین جعفری، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی، صدابردار: عبدالرضا حیدری، طراح گریم: کامران خلج، دستیار اول و برنامه ریز: آرش مشورت، مدیر تولید:میثم معراجی، منشی صحنه: مریم شقاقی، عکاس: حمیدجانی پور، جانشین تولید: مسعود ساکت اف، مدیر تدارکات: سعید میرزایی، دستیاران کارگردان:کیارش صناعی ها، احمد مکاری، دستیار اول فیلبرداری: سجاد براتی، مجری نور: شهاب الدین میرکریمی، دستیاران فیلمبردار: محمدجواد رستگار، محمدمهدی رضایی، نصیرالدین ملکی، علی افضلی، دستیاران صحنه و لباس: حدیث حسن وند، مسعود راشدی، مرضیه بامداد، امیر هیوند، مجری گریم: مهران حمزه لویی، دستیار صدابردار: ایمان بازیار، دستیار عکاس: بهنوش منصوری، دستیاران تدارکات: بابک الفت، وحید عالی، علی طرقی، امور مالی: سمیرا مهربان، امور اداری: مریم سیرتی، روابط عمومی: نگین موسوی، محصول: فیلمسازان
غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش در گفتگو با خبرنگار مهر درباره خروجی جلسه امروز ۱۷ آذرماه شورا گفت: در جلسه امروز قرارداد فیلم سینمایی «تیغ و ترمه» به کارگردانی کیومرث پوراحمد در گروه آستارا ثبت شد و این فیلم از چهارشنبه بیستم آذرماه اکران میشود. اکران فیلم سینمایی «معکوس» ساخته پولاد کیمیایی هم در یک سالن دیگر سینما آستارا ادامه پیدا میکند. همچنین قرارداد فیلم «زیر نظر» ساخته مجید صالحی در گروه آستارا بعد از «تیغ و ترمه» ثبت شد.
وی افزود: با توجه به کف فروش فیلم سینمایی «رد خون» ساخته محمدحسین مهدویان، طبق آییننامه، سینما آزادی میتواند تا سه هفته دیگر اکران فیلم را ادامه بدهد، اما براساس درخواست توزیعکننده فیلم «جاندار» ساخته امیرحسین امیری دوماری و پدارم امیری، تهیهکننده «ردخون» موافقت کرد تا فیلم «جاندار» همزمان با «رد خون» از چهارشنبه بیستم آذرماه در گروه آزادی اکران شود.
فرجی توضیح داد: سینماهایی که آثار کودک دارند، موظف به نمایش یک سانس از ساعت ۱۵ تا ۱۹ هستند. امروز همچنین مقرر شد فیلم «۲۳ نفر» از بیستم آذرماه اکران و بعد از تعویض «چشم و گوش بسته» در گروه باغ کتاب جایگزین شود اما اکران فیلم «چشم و گوش بسته» همچنان ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری به نقل از روابط عمومی فیلم «شبی که ماه کامل شد»، فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد» پس از حضور پربار در بیست و سومین جشنواره «شب های سیاه تالین»، در دومین حضور بین المللی خود در جشنواره فیلم های سیاسی کاراسون در فرانسه شرکت می کند.
تازه ترین اثر سینمایی نرگس آبیار از تاریخ ۱۹ تا ۲۳ آذرماه در بخش مسابقه فیلم های بلند داستانی دومین جشنواره فیلم های سیاسی فرانسه نمایش داده می شود.
این جشنواره توسط کوستا گاوراس سینماگر فرانسوی پایه گذاری شده است و فیلم «شبی که ماه کامل شد» با ۶ فیلم بلند داستانی در این بخش رقابت می کند.
عرضه و پخش بین المللی فیلم «شبی که ماه کامل شد» به عهده محمد اطبایی (مستقل های ایرانی) است که این فیلم توانست در حضور پیشین بینالمللی خود در جشنواره الف «شب های سیاه تالین» جایزه بهترین فیلم تماشاگران را دریافت کند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان بسبج هنرمندان کشور، مراسم پاسداشت شهدای هنرمند با عنوان «شاهدان شیدایی» روز شنبه ۲۳ آذرماه ۹۸ در حوزه هنری برگزار می شود.
تجلیل از شهدای هنرمند، خانواده معظم شهدا، اجرای برنامه های ویژه فرهنگی هنری و سخنرانی شخصیت ها و چهره های فرهنگی هنری از جمله برنامه های این پاسداشت است.
همچنین قرار است در این برنامه از چهره های متعهد و ارزشی هنر انقلاب اسلامی در رشته های ادبیات مقاومت و پایداری، موسیقی و سرود، هنرهای تجسمی و سینما با حضور مسئولان کشوری و لشکری تجلیل به عمل آید.
در این مراسم از مسعود نجابتی به پاس حضور متعهدانه در رشته هنرهای تجسمی، جمال شورجه کارگردان سینمای دفاع مقدس در حوزه سینما، محمد گلریز به پاس سرودها و نغمات ماندگار و خاطره انگیزش در طول سالهای دفاع مقدس و مرتضی سرهنگی به پاس تلاش شایسته در حوزه ثبت و نشر ادبیات دفاع مقدس قدردانی می شود.
مرکز بسیج وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با مشارکت سازمان بسیج هنرمندان کشور مراسم پاسداشت شهدای هنرمند کشور را برگزار میکنند.
این مراسم از ساعت ۱۷.۳۰ در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی صندوق اعتباری هنر، صندوق اعتباری هنر در پاسخ به نامه شورای عالی تهیه کنندگان که روز گذشته شنبه ۱۶ آذرماه منتشر شد، اطلاعیه ای را در اختیار رسانه ها قرار داد.
در متن این اطلاعیه آمده است:
«ما نیز در کنار اصحاب فرهنگ و هنر طی سال های فعالیت خود توانسته ایم با تلاش جمعی همکاران، به نیاز اعضا در زمینه های درمانی و معیشتی پاسخ دهیم. حتی در بحرانی ترین شرایط اقتصادی دست از حمایت از اهالی فرهنگ و هنر نکشیده و می دانیم که حوزه فرهنگ و هنر چه نقش سرنوشت سازی در یکپارچگی و انسجام یک کشور ایفا می کند. در خصوص اعتراض اخیر جمعی از حوزه سینما طی هفته های گذشته (اگرچه مطالب به شکل کلی و بعضاً توهین آمیز مطرح شده) لازم به توضیح است:
۱-صندوق اعتباری هنر از سال ۸۸ با ایجاد پوشش های درمانی تکمیلی برای اعضاء در سراسر کشور تلاش کرده است امکان خوبی برای تأمین بخش مهمی از هزینه های مازاد بر تعرفه های بیمه تأمین اجتماعی بیمه شدگان و افراد تحت تکفل ایشان ارائه دهد. از آن سال تاکنون هرساله این صندوق اعضا خود در سراسر کشور را تحت پوشش بیمه درمان تکمیلی قرار داده و تاکنون با بیمه های ایران، آرمان، رازی و سرمد همکاری کرده است.
۲-صندوق اعتباری هنر در راستای به کارگیری و ارائه ابزارهای خدمات نوین به اهالی فرهنگ، هنر و رسانه، تمرکز زدایی فعالیت ها از تهران و برخورداری عادلانه اعضای سراسر کشور از امکانات این سازمان در سال ۱۳۹۶ از سامانه اینترنتی خدمات درمانی استفاده است. سامانه آنلاین امکان نظارت بر عملکرد شرکتهای بیمه، ارتقا پاسخگویی، ارائه اطلاعات شفاف به اهالی فرهنگ، هنر و رسانه را فراهم کرده است. امکان مشاهده وضعیت اسناد درمانی وریز هزینه های دریافتی بیمه شده اصلی و افراد تحت تکفل به تفکیک نیز در این سامانه امکانپذیر است.
۳-در قرار داد سال ۹۷ بیش از ۱۱۵ هزار هزینه درمانی توسط اعضا در سامانه ثبت و بارگذاری شد و بیش از ۲۳۱ میلیارد ریال خسارت به بیمه شدگان توسط صندوق اعتباری هنر پرداخت شد. لازم به ذکر است تاکنون بیش از ۱/۸۰۰/۰۰۰ برگ سند درمانی از سوی اعضا در این سامانه بارگذاری شده است.
۴- در تنظیم قرار داد سال ۹۸، با توجه به افزایش تورم و همچنین افزایش هزینه های درمانی، نرخ شرکت های بیمه ای در حوزه بیمه تکمیلی بیش از ۳ برابر رشد داشت در حالی که صندوق اعتباری هنر با توجه به رضایت اعضا از خدمات بیمه درمان تکمیلی در سال ۹۷، توانست برای رفاه حال اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور بالاترین سطح پوشش خدمات در قالب سه طرح متنوع را با افزایش اندکی نسبت به سال قبل از طریق شرکت بیمه سرمد به هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران ارائه دهد.
۵- صندوق اعتباری هنر با هدف کاهش دغدغه های درمانی فعالان فرهنگی و هنری، بخشی از حق بیمه اعضا و افراد تحت تکفل را در قالب یارانه متقبل می شود. علاوه بر یارانه اختصاص داده شده به کلیه اعضا، بخشی از پرداختی اعضا خانه سینما نیز توسط معاونت ذی ربط در سال ۹۷ و ۹۸ پرداخت شده است.
۶-بیمه سرمد خدمات خود را در ۲ بخش بستری و پاراکلینیکی با شرکت کمک رسان ایران(sos) به اهالی فرهنگ، هنر و رسانه ارائه می دهد. صندوق اعتباری هنر با بیش از هزار و ۷۰۰ مرکز درمانی و بیمارستانی قرار داد دارد و اعضا از طریق ارائه کد ملی می توانند به صورت آنلاین از خدمات درمانی بدون پرداخت هزینه استفاده نمایند. همه خدمات بستری و صدور معرفی نامه (به جز دندان پزشکی) به عهده شرکت کمک رسان ایران(SOS) است.
۷- صندوق اعتباری هنر افتخار این را دارد با توجه به وظیفه حمایتی خود، هزینه های درمانی خارج از تعرفه بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب این سرزمین را به دور از هیاهوی رسانه ای در قالب بیمه تکمیلی به طور کامل پرداخت نماید و هیچگاه نسبت به انتشار آن اقدام نخواهد کرد.
۸-خدمات ارائه شده در حوزه بیمه درمان تکمیلی در چند سال اخیر از طریق صندوق اعتباری هنر به تمامی صنوف ارائه شده است. بیمه درمان تکمیلی سینماگران در سال های ۹۶ و ۹۷ مانند دیگر صنوف فرهنگی و هنری ذیل قرار داد بیمه صندوق اعتباری هنر قرار داشته است. با این تفاوت که مسئولیت پیگیری و دریافت خسارت بیمه شدگان با شرکت بیمه، رأساً توسط نماینده خانه سینما دنبال می شد. از جمله وظایف وی دریافت خسارت های افراد در موعد مقرر و ارسال به شرکت بیمه بوده است. در سال ۹۸ صندوق عهده دار ارسال مدارک خسارت بیمه شدگان خانه سینما به شرکت بیمه شد.
۹- خسارت های پرداختی بیمارستانی و پاراکلینیکی (به غیرازهزینه های دندانپزشکی و مراکز خدمات آنلاین) به خانه سینما که توسط نماینده این خانه پیگیری شده است؛ در سال های ۹۶ (بیمه رازی) بیش از ۳۰ میلیارد ریال و در سال ۹۷(بیمه سرمد) نیز بیش از ۳۱ میلیارد ریال بوده است.
۱۰-عمده موضوعات مطرح شده در فضای رسانه ای مرتبط با عدم پرداخت خسارت های سال گذشته می باشد که صندوق مسئولیتی در این رابطه نداشته و نماینده قبلی خانه سینما در امور بیمه درمان تکمیلی مسئول پیگیری اسناد درمانی و احقاق حقوق بیمه شدگان هستند با این وجود طی ماه جاری صندوق با همکاری خانه سینما و شرکت های بیمه رازی و سرمد نسبت به تعیین تکلیف و پرداخت هزینه های معوق سال های گذشته اقدام نمود.
۱۱-در سال ۹۸ با توجه به تفاهم انجام شده با خانه سینما مسئولیت دریافت، پیگیری و پرداخت خسارت های اهالی سینما بر عهده صندوق اعتباری هنر می باشد و صندوق در این رابطه تمام تلاش خود را در بررسی اسناد، هماهنگی با شرکت بیمه و پرداخت به موقع انجام خواهد داد.
۱۲-علی رغم درج فایل راهنمای بارگذاری اسناد درمانی در سامانه و پیگیری خسارت های درمانی در سایت صندوق اعتباری هنر و پاسخگویی همکاران صندوق به مراجعین حضوری، برای آموزش کار با سامانه، سهولت در ثبت اسناد درمانی و رفع اشکالات احتمالی، صندوق نماینده خود را نیز در خانه سینما مستقر کرده است.
۱۳- تلفن های پشتیبانی صندوق اعتباری هنر در ساعات اداری پاسخگوی سوالات احتمالی اعضا در بخش های عضویت، بیمه تأمین اجتماعی، بیمه درمان تکمیلی، تسهیلات، طرح تکریم و کمک مستمری است. طبق بررسی های انجام شده به طور میانگین بیش از ۹ هزار تماس با صندوق اعتباری هنر در طول هفته برقرارمی شود که بیش از ۶ هزار تماس مرتبط با واحد بیمه تکمیلی است که سعی همکاران ما در این بخش پاسخگویی به سوالات اعضا در سراسر کشور است با این وجود با توجه حجم بالای تماس ها ممکن است بعضی از تماس گیرندگان در صف انتظار قرار گیرند که در تلاش هستیم با ارائه آموزش های لازم از طریق نمایندگان صندوق در استان ها و جلسات با خانه و انجمن ها و در صورت لزوم استقرار نماینده ای از صندوق در محل خانه ها و انجمن ها برای پاسخگویی و رفع ابهامات بیمه ای از میزان تماس های ورودی کاسته شود.
۱۴- کاستن دغدغه های معیشتی، درمانی و … هنرمندان عضو، توسعه و توزیع منطقی و عادلانه منابع و کسب اعتماد اهالی فرهنگ، هنر و رسانه از اهداف مهمی است که صندوق اعتباری با تلاش مستمر، علی رغم مشکلات بسیار و محدودیت های منابع آن را دنبال می کند. می دانیم در این راه کاستی هایی وجود دارد اما امیدواریم با تلاش جمعی و همراهی و همدلی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه بتوانیم با افتخار به عنوان حامی و خدمت رسان در کنار جامعه فرهنگ وهنر کشور باشیم.
متاسفانه انتظار ایجاد فرصت برابر برای اطلاع رسانی و پاسخگویی از طریق برنامه «هفت» بی فایده است و حمله و اعتراض یک سویه فرصتی برای پاسخگویی در اختیار این مجموعه قرار نداد.
با این همه امیدواریم جلسات صنفی و داخلی خانه سینما با مسئولین محترم صنوف منجر به روشنگری شود و زمینه درک این واقعیت مهم که همگی برای یک هدف تلاش می کنیم بیشتر فراهم شود.
صندوق اعتباری هنر آماده پاسخگویی در جلسات کارشناسی و فنی و نیز پیگیری اعتراضات می باشد و امیدوار است فضای مفاهمه و همدلی به توهین و تخریب آلوده نشود.»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم «کیارستمی و عصای گمشده»، هیات انتخاب نهمین جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا، فیلم بلند «کیارستمی و عصای گمشده» را به عنوان تازه ترین روایت از این کارگردان فقید سینما برای حضور در بخش مسابقه این رویداد سینما پذیرفت.
نهمین جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا، نگاه و توجه ویژه ای به سینمای مستند دارد و با نمایش مستندهای منتخب قصد دارد موضوعات و روشهای انسانشناختی را ترویج می دهد.
جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا با محوریت شناخت اقوام از ۱۶ بهمنماه در بخشهای مستند، فیلم کوتاه، فیلم بلند کار خود را آغاز خواهد کرد.
«کیارستمی و عصای گمشده» به مدتزمان ۹۰ دقیقه، روایتی از نوع نگاه کیارستمی به زندگی و سینما است که ثانی در مدت ۴ سال و زمانی که کیارستمی کارگاههای آموزشی سینمایی در اسپانیا و کلمبیا برگزار میکرد، تلاش کرده است بینش یک مؤلف، دیدگاه و جهانبینی وی را به تصویر بکشد. محمودرضا ثانی پیش از ساخت مستند بلند «کیارستمی و عصای گمشده»، کتاب «عباس کیارستمی و درسهایی از سینما» را تألیف کرده که این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه و در ایران و آمریکا چاپ و توزیعشده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی موسسه «تصویر شهر»، هاشم میرزاخانی مدیر عامل موسسه «تصویر شهر» با اشاره به بازخورد مخاطبان از طرح نیم بها شدن بلیت سینما در پردیس سینمایی رازی گفت: از تیرماه سال جاری با موافقت شورای صنفی نمایش و در راستای ارائه تسهیلات ویژه به شهروندان جنوب شهر تهران، تصمیم بر آن شد که بلیت سینما را در پردیس رازی در تمامی ایام هفته به صورت نیم بها ارائه کنیم که خوشبختانه مخاطبان از این طرح استقبال بسیار خوبی داشته اند.
وی بیان کرد: هم اکنون شرایط به گونهای است که تعداد تماشاگران فیلمهای سینمایی در این پردیس سینمایی نسبت به گذشته ۴ برابر شده است به طوری که با کاهش بها بلیت نسبت به سال قبل، میزان فروش نیز افزایش بسیار محسوسی داشته است.
میرزاخانی با اشاره به استقبال از طرح نیم بهایی بلیت سینما خاطر نشان کرد: آمار استقبال مخاطبان از این طرح در نیمه اول آذرماه به بالاترین میزان خود رسیده است. در این مدت زمان تعداد چهار هزار و پانصد نفر به تماشای فیلم های در حال اکران در پردیس سینمایی رازی نشسته اند که نسبت به مدت زمان مشابه سال قبل این تعداد چهار برابر شده است. برهمین اساس فیلم «مطرب» در رتبه اول، «منطقه پرواز ممنوع» و انیمیشن «بنیامین» در رتبه های بعدی قرار دارد.
مدیرعامل موسسه «تصویر شهر» در پایان گفت: این طرح، طرح بسیار خوبی است به خصوص برای شهروندان مناطق جنوب شهر تهران و قشر کم درآمدی که سینما را از سبد خانوار خود حذف کرده اند. این طرح موجب شده است که این قشر از جامعه دوباره با سینما آشتی کرده و بتوانند برای تماشای فیلم ها به سینما بیایند.
پردیس سینمایی رازی از سینماهای زیرمجموعه موسسه «تصویر شهر» در منطقه ۱۱ شهرداری تهران است که با دارا بودن ۲ سالن سینما و با به روزترین سیستم نمایش فیلم میزبان شهروندان تهرانی است و در حال حاضر فیلم های «مطرب»، «چشم و گوش بسته»، «منطقه پرواز ممنوع»، «بنیامین»، «تورنادو»، «ماجرای نیمروز ۲-ردخون» در این سینما در حال اکران است.
بهمن کامیار تهیهکننده و کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره جدیدترین فعالیتهای خود گفت: درر حال حاضر منتظر صدور پروانه ساخت فیلم سینمایی «برج ماهی» هستیم و بلافاصله بعد از اخذ این مجوز پیش تولید را شروع میکنیم و در اواخر دی ماه آن را کلید میزنیم. «برج ماهی» فیلمی اجتماعی و روایتگر زندگی زنی است که سرپرست خانواده است، او ۲ فرزند دارد که برای یکی از آنها مشکلی پیش میآید و به همین ترتیب داستان فیلم شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه فیلمبرداری این اثر در تهران انجام میشود، توضیح داد: «برج ماهی» در ادامه فیلمهای من، روح زنانهای دارد چون فکر میکنم مساله سرپرستی زنان مسالهای جدی در جامعه ماست وظیفه سینما هم این است که ضمن انعکاس این موضوعات حساسیتزایی کند. زنان سرپرست خانواده مشکلات متعددی دارند که میشود چندین فیلم درباره آنها ساخت از همین رو ما تصمیم گرفتیم «برج ماهی» را بسازیم.
کامیار ضمن بیان این مطلب که نویسنده، کارگردان و تهیهکننده «برج ماهی» خودش است، در پایان عنوان کرد: ما هنوز سرمایهگذار پیدا نکردهایم. هرچند بخشی از سرمایه را خودمان تامین میکنیم اما بخش اصلی تامین سرمایه در گرو اخذ مجوز ساخت است. یعنی باید بعد از گرفتن مجوزها اقدام به پیدا کردن سرمایهگذار کنیم.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: از دو روز دیگر یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی کشور با محوریت آثار «مستند» کلید خواهد خورد. جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» که جدیترین آوردگاه و ویترین سالانه مرور محصول کار مستندسازان ایرانی محسوب میشود.
این رویداد اما هر ساله غایبانی هم دارد که نمیتوان نفس غیبت آنها را دلیل بر بیاهمیت بودن آنها دانست. «ایکسونامی» تازهترین محصول مجموعه «سفیر فیلم» که طی یک ماه گذشته یکی از خبرسازترین و پرحاشیهترین مستندهای رونمایی شده در محافل سینمایی و رسانهای بوده است. مستندی به کارگردانی محسن آقایی که میتوان آن را در ادامه مستندهایی مانند «انقلاب جنسی» به کارگردانی حسین شمقدری، اثری پژوهشی درباره تحولات اجتماعی تاریخ آمریکا و شباهتهای آن با تحولات امروز جامعه ایران دانست.
محسن آقایی در روزهایی که موج واکنشهای اولیه نسبت به رونمایی این مستند در محافل رسانهای و بهخصوص شبکههای اجتماعی فروکش کرد، مهمان خبرگزاری مهر شد تا در گفتگویی صریح به سوالات ما درباره «ایکسونامی» پاسخ دهد.
بخش نخست این گفتگو را در ادامه میخوانید؛
* قبل از صحبت درباره خود فیلم و با توجه به اینکه فهرست فیلمهای راهیافته به سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» بهتازگی منتشر شده، بد نیست توضیح دهید چرا «ایکسونامی» در این رویداد مهم سینمای مستند غایب است؟
واقعیت این است که این اولین کار از مجموعه «سفیر فیلم» نیست که این برخورد با آن میشود. نمیدانم میتوانم از عبارت «بایکوت» استفاده کنم یا نه اما در این سالها کارهای دیگری هم داشتهایم که هم در جشنواره فجر پذیرفته شدهاند و هم فرصت اکران در گروه هنروتجربه پیدا کردهاند اما در جشنواره «سینماحقیقت» حتی آنها راه هم ندادند چه برسد به اینکه بخواهد جایزه به آن بدهند. مانند مستندهای «آقای نخستوزیر» و «جای خالی» که در فجر اکران شدند اما در سینماحقیقت حتی پذیرفته هم نشدند. امسال هم امید چندانی به پذیرش «ایکسونامی» نداشتیم، اما برای آن فرم پر کردیم. پیگیری دلایل رد شدن فیلم هم شدیم، دوستان جشنواره نهایی نبودن نسخه ارسالی را بهانه کردند و اینکه هیئت انتخاب هم کار را نپسندیدهاند…
امید چندانی به پذیرش «ایکسونامی» در «سینما حقیقت» نداشتیم، اما برای آن فرم پر کردیم. پیگیری دلایل رد شدن فیلم هم شدیم، دوستان جشنواره نهایی نبودن نسخه ارسالی را بهانه کردند و اینکه هیئت انتخاب هم کار را نپسندیدهاند* یعنی پیگیر دلیل پذیرفتهنشدن فیلم شدید و گفتند نسخه فیلم نهایی نبوده است؟
همین این و هم اینکه گفتند با سلیقه هیئت انتخاب هم جور نبوده است. درحالی که در بافت کلی جشنواره سینماحقیقت که رصد کنید، کمتر مستندی با این ساختار و رویکرد میبینید…
* حالا واقعاً نسخه نهایی را نداده بودید؟
بله. نسخه ارسالی ما برای هیئت انتخاب نیاز به برخی اصلاحات در صداگذاری و موارد فنی جزئی داشت اما واقعیت این است که هرکس کار مستند کرده باشد، با توجه به استخوانبندی کلی کار، متوجه ساختار نهایی آن میشد. مضافبر اینکه توضیحات لازم درباره اصلاحات نهایی در قالب یک کپشن در آغاز فیلم ارسالی برای هیئت انتخاب تشریح شده بود. اما گویا کلیت کار منطبق بر سلیقه دوستان نبوده است. کمااینکه مجموعه ما مستند دیگری بهنام «آسوده بخواب کوروش» را هم به جشنواره ارائه کرده بود که آن هم پذیرفته نشد…
* البته «آسوده بخواب کوروش» در بخش خارج از مسابقه اکران دارد.
لطف کردند که چنین اجازهای دادند!
* برنامهای برای حضور در جشنوارههای دیگر مانند «عمار» که برگزاری آن نزدیک است، دارید؟
فرم حضور که پرشده اما در حال حاضر بیشتر به فکر اکران خارجی فیلم هستیم. نمایشهایی برای چند تماشاگر از فرانسه، لهستان، ایرلند و برخی کشورهای آمریکای لاتین داشتیم، که خیلی از کار استقبال کردند و گفتند حاضرند هماهنگی لازم برای اکران فیلم در کشورهای خودشان را داشته باشند. این افراد جزو آدمهای نخبه کشور خود بودند و مذاکراتی هم با آنها داشتیم و به نظر میتوانیم اکران مناسبی در این قبیل کشورها داشته باشیم. در حال حاضر هم فقط بحث کپیرایت کار باید حل شود تا برای اکران خارجی آن اقدام کنیم.
آیین رونمایی «ایکسونامی» در حوزه هنری
* بسیار خب، برویم سراغ خود فیلم؛ اول میخواهم بدانم «خاطرات یک پورن استار» به نظرتان توصیف مناسبی برای محتوای «ایکسونامی» است؟
اگر قائل به این باشیم که تمام فیلم همین است، خیر.
* اما این عبارت بهعنوان اصلیترین شعار تبلیغاتی فیلم در فضای مجازی مطرح شد…
بله شعار فیلم و در عین حال بخشی از روایت مستند هم به همین مسئله اختصاص دارد.
کاراکتر اصلی ما، مطلقاً یک کاراکتر گیشهای نیست و به تعبیری قرار نبود کارکرد پژمان جمشیدی را در فیلم ما داشته باشد! این خانم اعتبار فیلم ما است. این کاراکتر ویژگیهایی دارد که میتوان درباره زندگیاش یک مستند مستقل ساخت* یعنی از انتخاب این شعار تبلیغاتی دفاع میکنید؟
بله. اما یک توضیح کوچک لازم است. ایدهای که ما در ذهن داشتیم، در فرآیند تولید تا حدودی شکست خورد و آنچه امروز در مستند «ایکسونامی» میبینید، یک دهم آن ایدهآلی است که ما برای آن برنامهریزی کرده بودیم. در طرح اولیه ما این خانم، با گروه تولید همراه میشد و با حضور در لوکیشنهای واقعی داستان زندگی خود و تجربیاتش را مرور میکرد.
این نکته را هم باید تأکید کنم که کاراکتر اصلی ما، مطلقاً یک کاراکتر گیشهای نیست و به تعبیری قرار نبود کارکرد پژمان جمشیدی را در فیلم ما داشته باشد! این خانم اعتبار فیلم ما است. این کاراکتر ویژگیهایی دارد که میتوان درباره زندگیاش یک مستند مستقل ساخت…
* منظورتان همین خانم «میشل» است که در فیلمنامه بهعنوان راوی انتخاب شده است؟
بله. به دنیا آمدن و دوران کودکی میشل، همزمان با آغاز انقلاب جنسی در آمریکا بوده است. او در زندگی بحران ایدز را از نزدیک درک کرده است. اساساً میتوان گفت به دنیا آمدنش یکی از تبعات آزادی جنسی در آمریکا بوده است چرا که در فرآیند یک خیانت متولد میَشود. اصطلاحی در مستندسازی وجود دارد بهعنوان «تاریخ خرد». مثلاً مستندسازی که میخواهد وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران امروز را به چالش بکشد و اعتراض کند، صرفاً روایتش را به سرگذشت یک جوان محدود میکند، که سنش بالا رفته، هنوز امکان ازدواج ندارد و غیره. لابهلای روایت زندگی همین یک نفر، ارجاعاتی به مسائل اجتماعی و اقتصادی کلانتر هم میدهد.
از این جهت پس حضور میشل در مقام «راوی» در مستند «ایکسونامی» بهشدت کاربرد دارد. مضافبر اینکه بهدلایل مختلف نمیخواستیم صرفاً هم به زندگی یک نفر بسنده کنیم. که یکی از آنها این بود که به دلیل عدم تجربه مخاطب ما در زمینه زیست در آمریکا، احتمالاً این برداشت را پیدا میکرد که این داستان مختص یک نفر است و عمومیت ندارد. بهخصوص که مخاطب ایرانی مقاومت عجیبی در برابر این مسائل دارد و تا باب نقدی نسبت به یک کشور خارجی باز میشود، سریع موضع میگیرد که «لابد ما خوبیم!». چون معضلات و محرومیتهای زندگی خودش را بیواسطه لمس کرده است، هرچه از معضلات دیگران بگوییم، حاضر به پذیرش آن نیست.
به همین دلیل روایتی قویتر از سرگذشت یک نفر نیاز داشتیم. ما نیاز به یک روایت خرد جهت تصدیق دادههای کلانمان داشتیم و میشل همه پارامترهای لازم را در این زمینه داشت…
* نقد من اصلاً ناظر به انتخاب این کاراکتر برای روایت نیست، کمااینکه استدلال شما را برای این انتخاب هم منطقی میدانم، اما نکتهام در همان شکست ایده اولیه در مسیر تولید است. وقتی شرایط تولید تغییر کرد و وزن روایت کلان شما نسبت به آن روایت خرد، بیشتر شد، دیگر دلیل این میزان تمرکز بر «خاطرات یک پورن استار» در مواد تبلیغی فیلم را متوجه نمیشوم! احساس میکنم انتخاب این شعار، حاشیه سنگین و فرامتن بیربطی بهوجود آورد که در گام نخست عرضه، به محتوای فیلم که اتفاقاً بسیار هم برایش زحمت کشیده شده است، لطمه زد.
اینکه بگویید بیربط به فیلم است، کملطفی است. کمااینکه هنوز هم در فیلم خاطرات میشل وجود دارد و مرور میشود، از رابطه با پدرش و فرارش از خانه تا خوابی که میبیند؛ همه اینها واقعاً خاطرات یک پورن استار است…
* خیلی کمرنگ و مهمتر از آن در غیاب خودش!
بالاخره اندکی هم بحث تبلیغات برای ما مطرح بود.
* به نظر خیلی مطرح بوده! صریح بخواهم بگویم ویترینی که برای معرفی مستندتان انتخاب کردهاید به نسبت محتوای جدی تحلیلیاش، بیش از اندازه زرد است!
آفرین، آفرین؛ این اتفاق اگر رخ داده باشد، یعنی موفق بودهایم. واقعیت این است که مخاطب امروز ما بهراحتی پای آن محتوای تحلیلی و جدی نمینشیند. یکی از دوستانم مشغول کار بر روی یک سوژه جدی بود. به او گفتم سوژهات بسیار حساس و جدی است اما ادبیاتی که میخواهی آن را مطرح کنی نباید این اندازه جدی باشد. اگر میخواهم حرفهای جدیتر را به گوش مخاطب توده برسانی و او را یکی دو پله بالاتر بیاوری باید سراغ موضوع زرد با پرداخت خوب بروی…
* (باخنده) این شامل موضوع جدی و پرداخت زرد نمیشود!
پرداخت ما در «ایکسونامی» زرد نیست. در فضای رسانهای و مجازی حاشیههای زردی رقم خورده که امیدواریم خروجیاش دیده شدن بیشتر حرفهای جدی فیلم باشد. اگر این اتفاق رخ دهد یعنی موفق بودهایم. ضمن اینکه بازهم تأکید میکنم، این خاطرات در فیلم وجود دارد…
* بابت رودستی که مخاطب در همان ابتدا میخورد و متوجه میشود حتی فرد مقابل دوربین هم شخص راوی نیست و یک بازیگر است، احساس نگرانی نداشتید؟ خب مخاطب همان ابتدا اعتماد خود به «مستند» را از دست میدهد!
شما مستند «Zero Days» را درباره ماجرای هستهای دیدهاید؟ یک کاراکتر بسیار کلیدی در آن مستند حضور دارد که اکثر حرفهای جدی و کلیدی فیلم را هم او مطرح میکند، اما انتهای فیلم تازه میفهمیم او یک بازیگر بوده است! آیا کل اعتبار فیلم زیر سؤال رفته است؟! خیر. چرا؟ چون آنقدر دادههایی که در فیلم مطرح شده است، قوی است که شما را اقناع میکند.
* منتها «Zero Days» محور تبلیغاتش را براساس خاطرات و روایت این آدم خیالی بنا نکرد!
ببینید متن فیلمنامه ما، بهطور کامل توسط میشل بازنویسی شده است. کامل آن را مطالعه و تأیید کرده است. ما صرفاً بهدلیل ارتباط بیشتر متن با مخاطب ایرانی در بخشهایی از آن دست بردیم که در فیلم هم این موارد را رد نکردهایم. آنچه ما از این همراهی نیاز داشتیم این بود که حضور این کاراکتر تبدیل به اعتبار روایت ما از فضای حاکم بر آمریکا شود. البته امروز میپذیرم که امروز تصوری در مخاطب ایجاد شده که انتظار دارد بهطور کامل شاهد خاطرات و تجربیات یک پورن استار باشد.
همین جا با صدای بلند میگویم؛ یک مستندساز از جریان سلطنتطلب، مجاهد، روشنفکر و یا هر گروه رادیکال دیگر، اگر مستندی با محتوای «ایکسونامی» بسازد، شخصاً برای پخش و عرضه آن کفن میپوشم و به خیابان میرومواقعیت این است که زمانی که در فرآیند تولید متوجه شدیم که نمیتوانیم همراهی میشل را داشته باشیم، باید دست به یک انتخاب سخت میزدیم. اینکه آیا باید بازیگر انتخاب میکردیم یا نه؟ کار تقریباً هوا شده بود…
* نظر شخصی من این است که متن تأییدشده میشل اگر بهصورت نریشن در فیلم روایت میشد، بهتر از حضور یک بازیگر مقابل دوربین بود.
بالاخره ما تجربههای مشابهی هم در فضای مستندسازی ایران داشتیم. شما نام مستند «بازگشت گمورا» را شنیدهاید؟
* خیر.
خب این هم مستندی ایرانی درباره همین مسائل مرتبط با انقلاب جنسی است. حتی جزییاتی مانند کتاب کینزی و موارد دیگر هم در آن مطرح شده اما آن طور که باید دیده نشد و امروز فراموش شده. ما این تجربهها پشتُسر گذاشته بودیم و نمیخواستیم برای «ایکسونامی» هم این اتفاق تکرار شود.
* درباره انتخاب این شعار، به کسانی که میگویند، چون مستندساز «خودی» بودید توانستید روی این بعد از مستندتان مانور دهید چه پاسخی دارید؟ برخی معتقدند در شرایط امروز سینمای ایران هر فیلمسازی نمیتواند سراغ چنین سوژه جسورانهای برود.
همین جا با صدای بلند میگویم؛ یک مستندساز از جریان سلطنتطلب، مجاهد، روشنفکر و یا هر گروه رادیکال دیگر، اگر مستندی با محتوای «ایکسونامی» بسازد، شخصاً برای پخش و عرضه آن کفن میپوشم و به خیابان میروم. شما همین محتوا را ارائه کنید، هر کس خواست جلوی آن را بگیرد، شخصاً هرچه از دستم بربیاید برای دفاع از شما انجام میدهم. من محسن آقایی را چه کسی میشناسد!؟ محصول کار من امروز دارد قضاوت میشود. آیا از بدو تولد کسی ما را دستهبندی کرده و من نوعی را در دسته آدمهای ارزشی قرار داده!؟ مگر ما در قبیلهای هستیم که دیگران را در آن قبول نکنیم!؟
اگر بگوییم هر کس «پورن استار» در فیلمش داشته باشد، فیلم خاکبرسری ساخته و اگر توانسته حتماً نورچشمی بوده که نمیشود! خب سوره «هود» در قرآن هم اشاره به «همجنسبازی» دارد! مهم این است که با چه پرداختی سراغ چه سوژهای میرویم. کمااینکه برعکسش هم صادق است. مگر با کاراکتر شهید و جانباز نمیتوان فیلم لجن ساخت؟ مگر تا امروز کم از این دست فیلمها در سینمای ایران ساختهاند؟ چقدر فیلم داریم که در همین جشنواره فجر بهعنوان ژانر دفاع مقدس نمایش داشتهاند اما در فحوا ضدجنگ است و دفاع مقدس را زیر سؤال میبرد؟
* به تعبیری مهمترین پشتوانه خود برای به سرانجام رساندن «ایکسونامی» را نوع نگاه و پرداختی که روی سوژه داشتهاید میدانید؟
مگر غیر از این است؟ هر کارگردانی احساس میکند به این پرداخت و محتوا باور دارد، کل امتیاز و حقوق فیلم را به او واگذار میکنم، اصلاً با نام خودش فیلم را عرضه کند. چند نفر از کسانی که امروز از این زاویه معترض من هستند، پای چنین محتوا و رویکردی حاضرند بایستند؟
* بهعنوان یک مستندساز، اگر مستندساز دیگری بگوید من اساساً تحلیل و روایت ارائهشده از تاریخ تحولات اجتماعی آمریکا در مستند «ایکسونامی» و یا مستند سهگانه «انقلاب جنسی» که پیشتر حسین شمقدری ساخته بود و به نظر همراستا با هم هستند را قبول ندارم. آیا فضا برای ارائه روایت او هم باید مهیا باشد؟ یا نه معتقدید از منظر فرهنگی باید برای روایتهای دیگر محدودیت وجود داشته باشد؟
بهعنوان یک مستندساز، من طرفدار واقعیت به معنای کلان هستم. نیمه نخست فیلم من، روایتی است در تأیید «انقلاب جنسی». هر کس هم میبینید احساس میکند که موضع ما این است که چقدر هم خوب که این اتفاق رخ داده است. زمانی که روی این سوژه کار میکردم، بسیاری از مستندهای مشابه مرتبط با این سوژه را دیدم و میتوانم ادعا کنم اگر بخواهم مستندی در دفاع از بانیان و پایهگذاران «انقلاب جنسی» بسازم، از هر فرد دیگری میتواند بهتر این کار را انجام دهم! مسئلهام اما این است که بعضی اوقات گفتن بخشی از واقعیت بدتر از دروغ گفتن است. من آدمی نیستم که اجازه دهم هر دروغی در قالب مستند پخش شود…
همه مدارک نشان میداد که انقلاب جنسی یک فرآیند کاملاً مخرب بوده است. جلوتر که رفتم احساس کردم باید دست روی مواردی بگذارم که برای عدهای حکم مسئله ناموسی را دارد! مسائلی مانند لزوم آموزش جنسی که برخی هویتشان را در دفاع از این مسائل تعریف کردهاند و تقریباً شک ندارند که استاندارد زندگی همین است!* یعنی مدعی هستید در «ایکسونامی» همه واقعیت را درباره «انقلاب جنسی در آمریکا» گفتهاید؟
نه. میتوانم بگویم تا آنجا که در توانم بوده تلاش کردم واقعیت را درک کنم و وفادار به آن، مستند بسازم. طبیعتاً همه واقعیت در یک فیلم نمیگنجد. کار ما که در اصفهان اکران شد، یک جامعهشناس بلند شد و نکاتی را مطرح کرد که چرا از منظر جامعهشناسی این موارد در فیلم مطرح نشده است. بله ما هم پذیرفتیم، کمااینکه یک نفر دیگر میتواند از منظر نکات اقتصادی همین نقد را به فیلم وارد کند. مگر میتوان به همه ابعاد در یک فیلم پرداخت؟
* به نظر میرسد شما در «ایکسونامی» تمرکز ویژهای روی ابعاد هنری و بهطور خاص تأثیرات جریان انقلاب جنسی بر روی تولیدات موسیقایی داشتید. در واقعیت امر هم متغیرهای هنری تا این میزان در جریان انقلاب جنسی دخیل بودهاند یا براساس سلیقه شخصی خود چنین انتخابی داشتید؟
یکی از رکنهای انقلاب جنسی در آمریکا «موسیقی» بوده است. «سینما» یکی دیگر از این ارکان است. حتی قرائتهایی وجود دارد که میگوید سینما انقلاب جنسی را رقم زد نه کتاب مکنزی! بحث بسیار مفصل دیگری درباره نقش ادبیات در این جریان وجود دارد. صرفاً به بخشهایی از این موارد توانستیم در فیلم اشاره کنیم چرا که به لحاظ زمانی محدودیت داشتیم. حتی برخی گفتند مستند را چند قسمتی و سریال میساختی تا به این ابعاد هم اشاره کنی، اما به نظرم نیاز به یک نسخه یکپارچه داشتیم. احتمال دارد بعدها بهصورت مجزا سراغ برخی از این ابعاد خاصتر هم برویم.
* در تیتراژ هم اشاره شده که بار اصلی پژوهش درباره سوژه فیلم بر دوش خود شما بوده است. در آیین رونمایی هم اشاره کردید که کار این مستند زمانی آغاز شد که بچهای نداشتید و امروز که پخش شده است، دو فرزند دارید. اینها یعنی در یک بازه زمانی طولانی شما درگیر این سوژه بودهاید. از ابتدایی که وارد میدان شدید میدانستید میخواهید به چه نتیجهای برسید یا واقعاً آنچه امروز میبینیم نتیجهای است که براساس پژوهش و تحقیق به آن رسیدید؟
اولین مواجههام با این سوژه مطالعه یک کتاب بود. کتابی که حجم زیادی از اسناد و مدارک درباره انقلاب جنسی در آن درج شده بود. بعد از آن بود که وارد جریان پژوهش درباره جزییات ماجرا شدم. طراحی اولیه طبیعتاً تا حدودی مبتنیبر همان دادههای کتاب بود اما جلوتر که میرفتم، گامبهگام فرضیه اولیهمان تقویت میشد. همه مدارک نشان میداد که این انقلاب یک فرآیند کاملاً مخرب بوده است. جلوتر که رفتم احساس کردم باید دست روی مواردی بگذارم که برای عدهای حکم مسئله ناموسی را دارد! مسائلی مانند لزوم آموزش جنسی که برخی هویتشان را در دفاع از این مسائل تعریف کردهاند و تقریباً شک ندارند که استاندارد زندگی همین است!
از جایی دیدم چه بخواهم روایت یکجانبهای از ماجرا داشته باشم چه نه، بالاخره باید از پس این منازعات بربیایم. مطمئن بودم باید فیلمی بسازم که اگر منتشر شد، کارشناسان نتوانند روی دادههای ایراد بگیرند. به نوعی روی مرز یک دوقطبی اجتماعی حرکت میکردم که بهنظرم بهزودی خیلی تشدید هم خواهد شد. در میانه این دوقطبیهای اجتماعی نمیتوان حرفی روی هوا زد و رفت. لازم بود روی سوژه عمیق شوم و یکی از نکاتی که از ما بسیار وقت گرفت همین بود. مثلاً وقتی با یک خبر درباره فلان آمار در آمریکا مواجه میشدم، سهبرابر آن باید وقت صرف میکردم که ببینم چقدر این آمار معتبر است و چقدر حاصل دعواهای درونی خودشان است. همین امروز نقلقولی از آمریکاییها میتوان آورد که میگوید خدا را شکر که انقلاب جنسی را پشت سر گذاشتیم! و در نقطه مقابل هم نقلقولهای بسیاری هست. مهم اما این است که چه کسی دارد این حرفها را میزند.
در نمونه داخلی شما تصور کنید بهصورت فرضی امامجمعه محترم مشهد اظهارنظری درباره اهمیت برگزاری کنسرت در کشور داشته باشد. اهمیت این نقلقول کجا و اظهارنظر یک سلبریتی صرفاً معروف در این زمینه کجا! در آمریکا هم این جنس دوقطبیها بهشدت وجود دارد. هرچند آنجا زندگی نکردهام اما طبق مطالعاتی که داشتهام یکی از مهمترین این دوقطبیها مربوط به همین بحث اخلاق فردی و خانواده میشود.