برچسب: هنر>تئاتر

  • سیدمحمد مساوات با «بیگانه در خانه» به تئاتر مستقل می آید

    سیدمحمد مساوات با «بیگانه در خانه» به تئاتر مستقل می آید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «بیگانه در خانه» جدیدترین پروژه گروه تئاتر «رادیکال ۱۴» محسوب می شود که قرار است از اوایل دی ماه در تئاتر مستقل تهران اجرا شود.

    سیدمحمد مساوات پیش تر نمایش هایی نظیر «این یک پیپ نیست»، «قرب آن گاه»، «بی پدر»، «خانه‌واده»، «یافت‌آباد»، «بیضایی» و … را اجرا کرده است.

    اطلاعات تکمیلی در خصوص گروه بازیگران و عوامل و نحوه پیش فروش بلیت نمایش «بیگانه در خانه» به زودی اعلام خواهد شد.

  • «پنجره‌ای…» که از کمبود معلم اجتماعی می‌گوید/ انتقال درست پیام

    «پنجره‌ای…» که از کمبود معلم اجتماعی می‌گوید/ انتقال درست پیام

    به گزارش خبرنگار مهر، حسین دژاکام را به عنوان تئوریسین و مدیرکل جمعیت احیای انسانی (کنگره ۶۰) به‌عنوان  یکی از سازمان‌های مردم نهاد در حــوزه اعتیاد و مواد مخد می‌شناسند. وی فارغ‌التحصیل رشته مهندسی الکتروتکنیک از دانشگاه علم و صنعت ایران، محقق در زمینه تولید چشم‌های الکترونیک، نویسنده آثار بنیادی در زمینه مسئله اعتیاد، روش درمان و کاشف روش درمان تدریجی – پله‌ای اعتیاد است.

    حسین دژاکام دستی هم در هنر دارد و تاکنون سه نمایشنامه با مضامین متفاوت نوشته است که آخرین آن‌ها این روزها با نام «پنجره‌ای رو به آسمان» به کارگردانی برادرش امیر دژاکام نویسنده و کارگردان تئاتر، روی صحنه است.

    حسین دژاکام در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شکل‌گیری ایده نمایشنامه «پنجره‌ای رو به آسمان» گفت: معتقد هستم وقتی می‌خواهیم مساله‌ای را آموزش دهیم یا باید از زبان شعر استفاده کنیم یا از زبان نمایش چون بقیه زبان‌ها خشک است و مخاطب اندکی را به خودش جذب می‌کند اما وقتی مساله‌ای به زبان نمایش در می‌آید دامنه بسیار گسترده‌تر می‌شود. به همین دلیل من برای گفتن یک سری مسائل اجتماعی، انتقال برخی مفاهیم و رسیدن به برخی راه‌حل‌ها از زبان نمایشنامه استفاده کردم.

    وی افزود: البته این نمایشنامه سومین اثر است که نوشته‌ام که هر کدام حال و هوا و فضای متفاوتی دارند. اولین کارم «ادموند و هلیا» بود که تا امروز به چاپ هفتم رسیده و چاپ اولش ۱۰ هزار نسخه منتشر شد. نمایشنامه دومم «تعارف خراسانی» نام دارد که قصه شمش و مولاناست که در نمایشنامه این مساله مطرح می‌شود که اصلا شمس شخصیت زمینی نیست و کاراکتری مکاشفه‌ای است و وجود خارجی ندارد.

    دژاکام درباره مضمون نمایشنامه «پنجره‌ای رو به آسمان» توضیح داد: این اثر نمایشی درباره کمبود معلم اجتماعی است که با زبانی طنز مطرح می‌شود. متاسفانه در جامعه معلم اجتماعی بسیار کم داریم و آنهایی هم که به عنوان تعلیم‌دهنده فعال هستند آنقدر سخت و پیچیده و فلسفی صحبت می‌کنند که کسی متوجه منظورشان نمی‌شود. وقتی قرار است درباره یک مساله صحبت کنید باید پیامتان به درستی منتقل شود نه اینکه از هر دری سخن بگویید و در نهایت هم شنونده متوجه منظورتان نشود.

    وی به‌عنوان فردی که فعالیت خارج از حوزه هنر دارد، درباره اینکه چقدر تئاتر را دنبال می‌کند، گفت: من بیشتر از اینکه مخاطب نمایش‌های روی صحنه باشم، ادبیات نمایشی و نمایشنامه‌های شناخته شده را دنبال می‌کنم و اکثر آثار کلاسیک را تا جایی که توانستم، خوانده‌ام اما متاسفانه از دیدن برخی از تئاترها چیزی سر در نمی‌آورم.

    تهیه‌کننده نمایش «پنجره‌ای رو به آسمان» در پایان عنوان کرد: معتقدم نمایش‌ها باید برای مخاطبان جذاب باشند و مردم با دیدن آن‌ها خستگی‌شان در برود. «مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد» پس اگر نمایشی جذاب باشد آن‌ها را علاقه‌مند می‌کند و این کار وظیفه هنرمندان است تا آثارشان را به شکلی تولید کنند که برای همه نوع مخاطبی جذابیت داشته باشد.

    «پنجره‌ای رو به آسمان» به کارگردانی امیر دژاکام از ۴ آذر ماه اجرای عمومی خود را در تماشاخانه سپند آغاز کرده است.

    در خلاصه داستان نمایش که تا ۱۰ دی ماه هرشب ساعت ۱۹:۳۰ به صحنه می‌رود، آمده است: دو دقیقه مانده است به شروع یک برنامه زنده اما استاد فلسفه مهمان و مجری برنامه نیامده اند …

     بهرام ابراهیمی، شهره سلطانی، امیر کربلایی زاده، عمار تفتی، حسین شهبازی، ابوالفضل جمشیدی بازیگران این اثر نمایشی هستند.

  • اعلام آثار رسیده به جشنواره تئاتر «ثمر»

    اعلام آثار رسیده به جشنواره تئاتر «ثمر»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره تئاتر «ثمر»، رضا دادویی دبیر این دوره از جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» اعلام کرد: علیرغم درخواست های بسیار برای تمدید مجدد زمان ارسال آثار، با پایان یافتن فرصت اعلام شده، ۴۲۳ اثر به دبیرخاننه این جشنواره ارائه شده است. این آثار در بخش‌های تئاتر صحنه‌ای، نمایشنامه نویسی و تئاتر محیطی است که از طریق سایت رسمی جشنواره تئاتر «ثمر» به نام ثمرفستیوال دات کام ثبت نام شده و متقاضی این دوره از جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» هستند.

    دبیر نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» افزود: با نظر داوران بخش خوانش آثار که متشکل از ۵ نفر از هنرمندان این عرصه است به زودی نتایج خوانش متون و ایده بخش های تئاتر صحنه ای و محیطی اعلام خواهد شد و در نظر داریم در بخش تئاتر صحنه ای که با استقبال کم نظیری مواجه شده است تعداد ۱۰۰ الی ۱۱۰ اثر را برای مرحله بازبینی معرفی کنیم و نتایج بررسی آثار تا نهایتا ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۸ اعلام می شود.

    وی ادامه داد: علاوه بر متقاضیان تهرانی، هنرمندان بسیاری از اکثر استان های کشور تقاضای حضور در جشنواره را داشته اند و با وجودی که در متن فراخوان برای گروه ها هیچ کمک هزینه ای در نظر گرفته نشده، میزان استقبال استان ها برای ارسال آثار بسیار زیاد و جالب توجه بوده و این استقبال هنرمندان از جشنواره تئاتر «ثمر» به عنوان تئاتر خصوصی که هیچ پشتوانه مالی ندارد در نوع خود بی نظیر است.

    دادویی یادآور شد: یکی از شرایط و قوانین مهم در پذیرش آثار در جشنواره تئاتر «ثمر» این است که نمایش ها پیش از این در هیچ جشنواره ای حضور نداشته و اثر ارائه شده می بایست تازه تولید و صرفا برای حضور در جشنواره تئاتر «ثمر» باشد.

    وی در انتها بیان کرد: چنانچه مشکلات اینترنتی در روزهای پایانی ثبت نام به وجود نمی آمد به احتمال قوی، آمار حضور در این جشنواره شاید از مرز ۵۰۰ اثر هم عبور می‌کرد.

    نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» در بخش خصوصی و با دبیری رضا دادویی از ۹ الی ۱۸ اسفند ماه در عمارت نوفل لوشاتو برگزار خواهد شد.

  • معرفی داوران جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد»

    معرفی داوران جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر، توحید معصومی، مرتضی نجفی و کاظم نظری نمایش های بخش مسابقه چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد» را داوری می کنند.

    این جشنواره عصر امروز دوشنبه ۱۱ آذر آغاز به کار کرده و تا پنجشنبه ۱۴ آذر ماه در چهار مسجد جوادالائمه، چهارده معصوم (ع)، امام حسن عسکری (ع) و توحید ادامه دارد.

    چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد» به دبیری هنری علی هوشمند و دبیری اجرایی مجتبی میرزایی نسب به همت حوزه هنری قزوین و موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر برگزار می شود.

  • معرفی آثار راه یافته به جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان

    معرفی آثار راه یافته به جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان، خیام وقار کاشانی دبیر پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان از نهایی شدن حضور ۱۴ نمایش صحنه ای و ۱۱ نمایش خیابانی در بخش مسابقه این دوره از جشنواره خبر داد.

    وی با اشاره به حضور هنرمندان شهرهای تهران، خرم آباد، کرج، نجف آباد، بوشهر، قم، اصفهان، ساوه و کاشان در بخش نمایش‌های صحنه ای این دوره از جشنواره گفت: در بخش مسابقه نمایش‌های خیابانی نیز شاهد حضور هنرمندانی از شهرهای خمینی شهر، کرمانشاه، تهران، قروه، کرمان، لاهیجان، مرند و ایلام در جشنواره خواهیم بود.

    آثار مسابقه صحنه  جشنواره سراسری تئاتر مهر، با اعلام نام ۱۴ اثر، نتایج نهایی بخش رقابتی را مشخص کرد.

    ۱- نمایش «روزمرگی» به نویسندگی و کارگردانی لیلی عاج از تهران

    ۲- نمایش «زمین سوخته» به نویسندگی امین ابراهیمی و کارگردانی ستار مهرشاد از خرم آباد

    ۳- نمایش «با من حرف بزن» به نویسندگی و کارگردانی سینا شفیعی از کرج

    ۴- نمایش «مه لقا» به نویسندگی محمدجواد سجادی و کارگردانی احمد شکرانه از نجف‌آباد

    ۵- نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» به نویسندگی رضا گشتاسب و کارگردانی جواد صداقت و الهام ابنی از بوشهر

    ۶- نمایش «است» به نویسندگی و کارگردانی پرنیا شمس از تهران

    ۷- نمایش «امیرکبیر» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا شاه‌مردی از قم

    ۸- نمایش «رویاهای دم صبح» به نویسندگی لیلی عاج و کارگردانی بهاره مشیری از تهران

    ۹- نمایش «آتروپین» به نویسندگی و کارگردانی امید نیاز از اصفهان

    ۱۰-  نمایش «سه کیلو دویست و پنجاه گرم» به نویسندگی مهدی زندیه و کارگردانی محسن نجار حسینی از تهران

    ۱۱- نمایش همه دختران من «خطوط خاطره» به نویسندگی جواد روستایی و محمدقاسمی و کارگردانی جواد روستایی از ساوه

    ۱۲- نمایش «تاریخ کوچه بازار فرانسه در قرن هجده» به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی مهدی رضایی از کاشان

    ۱۳- نمایش «آوازخوان طاس» به نویسندگی اوژن یونسکو و کارگردانی وحیدرضا صادق‌پور از کاشان

    ۱۴- نمایش «سبکی» به نویسندگی و کارگردانی داریوش علیزاده از کرج ۱۴

    همچنین آثار بخش مسابقه خیابانی جشنواره سراسری تئاتر مهر، با اعلام نام ۱۱ اثر، نتایج نهایی این بخش را مشخص کرد.

    ۱- نمایش‌های «مین» به نویسندگی مصطفی جعفری جوزانی و کارگردانی نسا سلیمانی از خمینی شهر

    ۲- «غنیمت» به نویسندگی پژمان شاه‌وردی و کارگردانی محمد یوسفی‌زاده از مرند

    ۳- «کلاغ های آنلاین» به نویسندگی و کارگردانی ساحل احمددوست از لاهیجان

    ۴- «شهرخوب» به نویسندگی و کارگردانی یونس صحرارو از قروه

    ۵- «سه قطره آب» به نویسندگی هما پارسایی و کارگردانی احمد صمیمی از تهران

    ۶- «افسانه شیواکمان» به نویسندگی هومن روح تافی و کارگردانی بهاره کرمی ونگار دانیالی از کرمانشاه

    ۷- «تلنگر» به نویسندگی مسعود نیازی و کارگردانی یاسمن یوسفی از تبریز

    ۸- «آشغال دوست داشتنی» به نویسندگی و کارگردانی محمدنقی حیدری از قروه

    ۹- «در مسیر اقتصاد» به نویسندگی و کارگردانی نادره حیدریان از ایلام

    ۱۰- «شل شاک» به نویسندگی و کارگردانی پدرام شیخ نظری  از کرمان

    ۱۱- «خیر نبینی سعیده » به نویسندگی فرهاد نقدعلی و کارگردانی فاطمه محمدی از اهواز

    پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان در بخش های صحنه‌ای، نمایش های خیابانی، نمایش های محیطی، نمایشنامه خوانی و بخش کارگاه ها و نشست های تخصصی از ۲۱ آذر ماه به کوشش سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری کاشان و با همکاری مرکز هنرهای نمایشی به میزبانی کاشان در این شهر آغاز می‌شود.

  • چالش «وفاداری» در اقتباس نمایشی از رمان/ بازیگری که «چهره» ندارد!

    چالش «وفاداری» در اقتباس نمایشی از رمان/ بازیگری که «چهره» ندارد!

    خبرگزاری مهر– گروه هنر: نمایش «آن دیگری» نوشته آرمین جوان که بر اساس رمان «آئورا» اثر کارلوس فوئنتس نوشته شده، جدیدترین تجربه کارگردانی سمانه زندی‌نژاد است. کارگردانی که پیش از این نمایش‌هایی چون «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید»، «عروسک‌های سکوت»، «کلاغ»، «اگه بمیری» و… را به صحنه برده است.

    «آن دیگری» داستان مواجه یک مرد با یک پیرزن و دختر جوان در اتاقی در یک بیمارستان است که در این بین اتفاقات رقم خورده میان این سه، نشان می‌دهد که زن از طریق جادو، گذشته خود و مرد را احضار کرده است.

    آزاده صمدی، محمدرضا علی اکبری و طاهره هزاوه بازیگران این اثر نمایشی هستند. صمدی در ایفای نقشی متفاوت و با استفاده از یک ماسک طراحی شده روی صورت، بخش عمده‌ای از نمایش را با ایفای نقش پیرزن سپری می‌کند.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی در پردیس تئاتر شهرزاد، نشست بررسی این اثر نمایشی با حضور علی شمس نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، در خبرگزاری مهر برگزار شد.

    شمس در این نشست به عنوان یک کارگردان فعال تئاتر گفتگو با سمانه زندی‌نژاد و بازیگران نمایش «آن دیگری» را عهده دار شد.

    در ادامه بخش اول این نشست را می‌خوانید؛

    * علی شمس: نمایش «آن دیگری» وامدار رمان «آئورا» است و در عین اینکه عناصری از رمان را در خود دارد، این شباهت را نقض هم می‌کند؛ به این شکل که مدام وفاداری خودش را به رمان گوشزد می‌کند و توأمان دارد آن را انکار می‌کند. نکته دیگری که هم در رمان وجود دارد و هم در نمایش بر آن تاکید می‌شود، پرداختن به دوسویه از وجه یک فرد است؛ اولی وجود یک پیرزن و دومی بخش جوان و آرزومند اوست، اما از منظری دیگر روایت رمان با روایت نمایشنامه متفاوت است. پس بهتر است در ابتدای بحث درباره این وفاداری و در عین حال عدم وفاداری به رمان و اصلا چگونگی سیر اقتباس از یک رمان و اینکه چطور می‌توان عناصری از یک رمان را اکتساب و به نمایشنامه تبدیل کرد که البته کار بسیار سختی است، صحبت کنیم. فکر می‌کنم این نمایش یکی از موفق‌ترین اقتباس‌هایی است که ما از یک رمان دیده‌ایم و همانطور که می‌دانیم هوشنگ گلشیری نیز در «شازده احتجاب» به شدت وامدار «آئورا» است و رمانش را با نگاه فوئنتسی نوشته است. پس در ابتدای کلام درباره ویژگی‌های اقتباس از این اثر و عناصری که برای تبدیل رمان به نمایشنامه حذف یا حفظ می‌شود، توضیح دهید.

    سمانه زندی‌نژاد: همانطور که گفتید اقتباس از رمان‌های معروف و تأثیرگذار حتی در سینما هم کار سختی است و وقتی فیلم‌هایی از رمان‌های خیلی معروف اقتباس می‌شود معمولا یک درجه ضعیف‌تر از اثر اصلی هستند. اقتباس از رمان «آئورا» هم کار بسیار سختی بود چون این رمان کاری می‌کند که با ادبیات هم فضاسازی می‌کند و هم فرم و مفهومش را می‌سازد پس وقتی قرار است از این رمان اقتباس شود و رمان شکل دراماتیک به خود بگیرد، اصولا همه جذابیت‌هایش را از دست می‌دهد. من چندین سال است که درگیر «آئوا» و اقتباس از این رمان هستم و هر وقت می‌خواستم به خود رمان و جذابیت‌های آن وفادار بمانم، می‌دیدم که این جذابیت‌ها در نمایشنامه از دست می‌رود و اتفاقی که باید نمی‌افتد.

    بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگر قرار است اقتباسی از رمان شود خیلی مهم است که این رمان در برخورد با شخص من و آرمین جوان که نویسنده است، اتفاق بیفتد. بنابراین ما برای ویژگی‌های منحصر به فرد رمان در تبدیل به نمایشنامه مابه‌ازا پیدا کردیم. به این شکل که مثلا متوجه شدیم یکی از نکاتی که رمان روی آن تاکید دارد، مذهب است و مذهب در آن فضا و سرزمین مورد توجه است. پس ما هم برای این نمونه جایگزینی پیدا کردیم که با ما هم پیوندی داشته باشد که در ایران می‌تواند تاریخ باشد. در هر حال تلاش کردیم کل رمان را در برخورد با خودمان، با فضا و دغدغه‌های امروزی منطبق کنیم.

    نکته‌ای که برای خود من جذاب بود این بود که از خود رمان عناصر و نشانه‌هایی را به شکل خام و مجزا وارد اجرا کنیم. مثلا شخصیت‌های نمایش اسم ندارند و پیرزن، دختر و مرد نام دارند اما ناگهان در جایی از نمایش اسم فیلیپه مونترو و کونسوئلو (شخصیت مرد و پیرزن در رمان) به میان می‌آمد. البته هیچگاه نام آئورا گفته نمی‌شود. مورد دیگر اینکه ما در نمایش دیالوگ‌هایی را از رمان به شکلی خام وارد نمایشنامه کردیم که این مساله برای من خیلی جالب بود که وقتی که قرار است وفاداری‌ام را به رمان نشان دهم به این شکل آن را انجام دهم. اما در عوض در جاهای دیگر کاملاً عدم وفاداری‌ام را به رمان نشان دادم. مثل این مورد که مرد نمایش ما برعکس رمان اصلا یک تاریخ‌دان جوان نیست و یک پزشک است.

    * مهمترین تغییری که در این وفادار نبودن دارید، تغییر جغرافیای داستان از خانه پیرزن به یک بیمارستان است. ایده بیمارستان از کجا شکل گرفت.

    زندی‌نژاد: ایده بیمارستان فکر می‌کنم از جانب آرمین جوان نویسنده متن مطرح شد، چون ما یک ورژن دیگر از داستان داشتیم که همه اتفاقات در خانه رخ می‌داد. ولی بعد طی صحبت‌هایی که با هم داشتیم به این نتیجه رسیدیم که هرچه نشانه در رمان وجود دارد، نقض کنیم و اینجا بود که فرض را بر این گذاشتم که مکان وقوع اتفاقات خانه نیست. چون در ابتدای نمایش ما وفاداری کمتری به رمان داریم و هرچه به پایان نزدیک می‌شویم عناصر رمان بیشتر وارد نمایش می‌شوند. پس ما در اواخر داستان است که به مکان اصلی رمان می‌رسیم.

    * نکته‌ای هم که در کارگردانی شما دوست داشتم و اصلا مورد علاقه خود من هم به‌عنوان کارگردان است، این است که به آکسسوار و وسائل صحنه به‌عنوان یک ابژه اجرایی نگاه شده است که همه این‌ها به مثابه یک میزانسن به کمک بازیگر می‌آید و بازیگر پیش از اینکه بازی کند وقتی در حال تغییر دکور و وسائل صحنه است، توأمان تبدیل به یک یاری‌گر صحنه هم می‌شود. میزانسن‌ها ایده‌هایی هستند که از درون متن می‌آیند یا در پروسه تمرین‌ها به آن رسیدید؟

    زندی‌نژاد: بخشی از آن‌ها از متن می‌آیند و برخی در پروسه تمرین شکل گرفت.

    * مثلا شما از قبل می‌دانستید که در نمایش یک ویترین خواهید داشت که سرشار از نشانه‌های رمان است، یا این ویترین به مثابه همان صندوقچه‌ای است که در رمان وجود دارد و چیزهای ارزشمند کونسوئلو در آن است.

    زندی‌نژاد: آرمین جوان در نمایشنامه از چمدانی نوشته بود که پر از وسائلی است که کونسوئلو دارد، که در میان آن‌ها سر گربه هم وجود داشت و در رمان هم حضور پررنگی دارد. من در اجرا ایده چمدان را حذف کردم و به طراح صحنه، شیما میرحمیدی گفتم که این چمدان به شکل دیگری در کار باشد که میرحمیدی ایده ویترین را مطرح کرد بنابراین از همان ابتدا می‌دانستم که دست نوشته‌ها، سر گربه و یک کت سرهنگ در این ویترین است و قرار است نمایش داده شود.

    زندی‌نژاد: ما برای ویژگی‌های منحصر به فرد رمان در تبدیل به نمایشنامه مابه‌ازا پیدا کردیم. به این شکل که مثلا متوجه شدیم یکی از نکاتی که رمان روی آن تاکید دارد مذهب است و مذهب در آن فضا و سرزمین مورد توجه است پس ما هم برای این نمونه جایگزینی پیدا کردیم که با ما هم پیوندی داشته باشد که در ایران می‌تواند تاریخ باشددر پروسه تبدیل رمان به نمایشنامه با آرمین جوان به این نتیجه رسیدیم که باید روی برخی نشانه‌ها بایستیم و برخی را فراموش کنیم و این مساله به انتخاب ما برمی‌گشت. همانطور که گفتم چون در رمان مذهب نکته مهم و پررنگی است، ما تصمیم گرفتیم تاریخ را جایگزین آن کنیم و به جای همه آن شمایلی که کونسوئلو پای آن‌ها دعا می‌کند و نماز می‌خواند و شروع به جادوگری می‌کند یک المان تاریخی را جایگزین کردیم. آرمین جوان ونوس را پیشنهاد کرد که همه آن نشانه‌هایی را که ما می‌خواهیم مثل عشق و زنانگی و باروری را در خود دارد.

    از اینجا بود که ما شروع کردیم به قصه‌پردازی؛ به این مفهوم که چون تاریخ جای مذهب را در نمایش گرفته است، پس این زن سفری تاریخی در طول زمان می‌کند و ابتدا شروع می‌کند قصه گیلگمش و ایشتار را تعریف کردن، که راجع به عشق و نطفه است. بعد در قصه دوم به زندگی مدرن و زنی که شوهرش را ترک می‌کند، می‌پردازیم و در نهایت قصه سوم که قصه خود آئورا است؛ زنی که می‌خواهد جوانی‌اش را نگه دارد. در همه اینها نشانه‌هایی که پیدا کردیم شامل باروری، زن و عشق بود.

    در «آئورا» راجع به جادو حرف زده می‌شود و من همیشه دلم می‌خواست بدانم اگر قرار باشد این داستان را به شکل امروزی مطرح کنم این جادو را چطور نمایش خواهم داد. در اجرای ما برخلاف آئورا که در رمان جادوگری می‌کند تا جوانی‌اش را به دست بیاورد، زن فقط فعل خواستن را صرف می‌کند و جوانی‌اش بازمی گردد اما نمی‌تواند این جوانی را نگه دارد چون بدنش به او اجازه نمی‌دهد. به نظرم جادوی مدرن این است؛ زنی که دلش می‌خواهد جوانی‌اش را به دست آورد، می‌تواند این کار بکند اما بدن پیر و ناتوانش اجازه این کار را در طولانی مدت به او نمی‌دهد.

    در رمان المان خرگوش خیلی پررنگ‌تر است، چون هم نشانه آگاهی است و هم نشان باروری و زایش و از طرف دیگر در همه شعبده‌بازی‌ها خرگوش را می‌گیرند و تبدیل به چیز دیگری می‌کنند پس نماد جادو هم هست، به همین دلیل من همه این نشانه‌ها را در خرگوش نمایش آوردم و در نسبتی که با دختر دارد نمایش دادم.

    محمدرضا علی‌اکبری: نکته دیگری که در این میان اهمیت دارد مساله قصه‌گویی است و تفاوت اساسی که زن نمایشنامه ما با زن رمان دارد، مساله قصه‌گویی است. چون در رمان زن دست‌نوشته‌هایی را به فیلیپه مونترو می‌دهد تا او قصه زندگی‌اش را بخواند اما در نمایش او دارد زندگی‌اش را تعریف می‌کند و اصلا بخشی از این جادوی امروزی در این است که عنصر خیال پدید آورنده جادو است. اما اینجا به صورت مشخص زن می‌خواهد قصه‌اش را تعریف کند و می‌دانیم که بزرگترین تروماها برای بشر با همین تعریف کردن التیام می‌یابند و یا از شدتشان کاسته شده است.

    در اینجا مرد از خلال مقایسه روایت شفاهی زن با دست‌نوشته‌ها و یا یادآوری در ناخودآگاهش، وقتی دارد تبدیل به سرهنگ می‌شود، می‌فهمد که قبلا صحنه دیگری دیده یا برایش تعریف شده است و اختلال بین این روایت‌ها و چیزی که در روایت گم یا مخدوش می‌شود باعث به وجود آمدن جادو به مثابه سردرگمی می‌شود. چون فرد متوجه می‌شود که جایی از واقعیت دچار اختلال شده است و چیزی که در ذهینت خود ساخته با چیزی که در عینیت وجود دارد، تطبیق ندارد.

    * به نظرم جادویی که از آن حرف می‌زنیم در اتمسفر کار متجلی شده است و این فضاسازی درست برمی‌گردد به بازی خوب بازیگران نمایش. نکته مورد بحث درباره کاراکتر دکتر که محمدرضا علی اکبری نقشش را ایفا می‌کند این است که او شخصیتی کاملا واکنش‌گرا و سردرگم است و در اجرا به دلیل دیوارهایی که وجود دارد، اینطور به نظر می‌رسد که او اصلا راه فراری ندارد، می‌خواهد بیرون برود اما امکانش را ندارد اما در رمان کنجکاوی برای جوان وجود دارد که می‌خواهد در آن خانه بماند. این تفاوت روایت در کارگردانی و رمان وجود دارد که در اجرا مرد هیچ راه فراری ندارد و باید بماند…

    زندی‌نژاد: در واقع مساله‌ای که در مورد شخصیت دکتر در اجرا وجود دارد این است که او دائما بین کاراکتر نمایشنامه و رمان در رفت و آمد است. این شخصیت در رمان همیشه فیلیپه است تا اینکه عکس را می‌بیند و بعد به سرهنگ استحاله پیدا می‌کند، اما در نمایش برعکس رمان که آئورا پیر می‌شود و تبدیل به کونسوئلو می‌شود، شاهد این هستیم که کونسوئلو جوان می‌شود و بعد از ترک مرد است که پیر می‌شود.

    بنابراین نقش محمدرضا علی‌اکبری در نمایش مدام بین سرهنگ و دکتر در حرکت است که این رفت و آمد بین ۲ شخصیت، اندازه دارد. در اوایل نمایش بیشتر پزشک است و اواخر کار بیشتر سرهنگ می‌شود.

    * خانم صمدی من تاکنون سه چهار کار از شما دیده‌ام اما به نظرم این نمایش بهترین و پخته‌ترین بازی شما است و تسلط کاملی بر نقش‌تان دارید. نکته جالبی که در بازی شما در این نمایش می‌پسندم منها شدن صورت است؛ مساله‌ای که در تئاتر کابوکی و کیوگن به آن قائل هستند و با حذف چهره بازیگر، بدن شروع به حرف زدن می‌کند. در این نمایش نیز این اتفاق به دلیل گریم سنگینی که داشتید رخ داده و تمام وجوه زیستی صورت و احساس را منها می‌کرد و ژست، بدن و صدایی که ساخته بودید خیلی کارآمد بود و باعث شده بود که بدن و لحن شما به عنوان بازیگر بیشتر از ظرفیت خودش جلوه کند. در اینجا صورت، بخشی از یک پیکره واحد بدنی شده است و یک بازی تماما شرقی از لحاظ فرمولی ارائه دادید که می‌شد در زمره بازی‌های اپرای پکن و نمایش‌های کابوکی بررسی اش کرد. مواجهه شما با متن و نقشتان چطور بود؟

    صمدی: من خیلی وقت است که دنبال کارهای متفاوت می‌گردم؛ کارهایی که برایم تجربه جذابی باشند. من سال‌هاست که این کسالت را در بازیگری احساس می‌کنم. در سینما که به خاطر شرایط تولید بیشتر یک سینمای اجتماعی داریم که کارهای خیلی متفاوتی در آن انجام نمی‌شود و شاید علت اینکه در سال‌های اخیر پذیرفتم در یک فیلم کمدی (پنجاه کیلو آلبالو) بازی کنم همین تجربه‌گرایی بود که اتفاق خوبی هم برایم افتاد. چون با یک نقش فانتزی شروع کردم. زمانی که بازی در این نمایش به من پیشنهاد شد چون سمانه را نمی‌شناختم با واسطه متن را دریافت کردم و شروع کردم به خواندن متن.

    صمدی: چیزی که برای من در بازیگری مخصوصا در بازیگری تئاتر جذاب است این است که به عنوان بازیگر می‌توانید صدا و ایست و بدن و… خودتان را طراحی و مهندسی کنید. وقتی که من درگیر چنین نقش‌هایی می‌شوم تمام ساعت‌هایی را که به خانه می‌روم به آن فکر می‌کنم و درگیرش هستممساله‌ای که برایم در این نمایشنامه جذاب بود، مقوله بازیگری است چون به این فکر کردم با بازی در این نمایش می‌توانم به ذهنیت‌هایم عینیت ببخشم و اگر با کارگردانی طرف باشم که بتوانیم با هم گپ بزنیم و دست و بال من را نبندد، من آن کارهایی را که دلم می‌خواهد، می‌توانم تجربه کنم.

    من و سمانه در تمرین‌ها به این سمت نرفتیم که مثلاً او به من تمرین‌هایی بدهد تا من در شرایط بدنی دلخواه قرار بگیرم. برای این کار من یک سری ایده داشتم و به این نتیجه رسیدیم که از این شخصیت چیزی بسازم که کسی روی صحنه آزاده صمدی را نبیند. به شکلی که بتوانم نقشم را طراحی و مهندسی کنم. چیزی که برای من در بازیگری مخصوصاً در بازیگری تئاتر جذاب است، این است که به عنوان بازیگر می‌توانید صدا و ایست و بدن و… خودتان را طراحی و مهندسی کنید.

    وقتی که من درگیر چنین نقش‌هایی می‌شوم تمام ساعت‌هایی را که به خانه می‌روم به آن فکر می‌کنم و درگیرش هستم. چنین نقش‌هایی ضربان قلبم را بالا می‌برد و به همه جزئیات و ویژگی‌های فیزیکی نقشم فکر می‌کنم که درباره این نقش هم همین بود و تمام حرکات و طراحی‌هایی را که برای نقش و فیزیکم داشتم با سمانه در میان می‌گذاشتم و اتودهای مختلف می‌زدم که او جایی را موافق بود و مواقعی نیز مخالف. به هر حال تایید کارگردان برای من مهم است.

    * از ابتدا می‌دانستید که صورت نخواهید داشت یا در طول تمرین‌ها به آن رسیدید.

    صمدی: نه از ابتدا ما هیچ چیز نمی‌دانستیم و همانطور پیش می‌رفتیم تا ببینیم به چه نتیجه‌ای می‌رسیم. البته در همان تمرینات اول به این فکر کردیم که چقدر می‌توانیم صورت را با گریم پیر کنیم و چون سارا اسکندری طراح گریم نمایش هم خودش اهل تجربه است به ایده استفاده از ماسک رسیدیم. پس قرار شد قالب ماسک را از صورت بگیریم و بعد ببینیم چطور پیش می‌رود.

    زندی‌نژاد: البته این را هم بگویم که کمتر بازیگری حاضر می‌شود که با ماسک بازی کند. اکثر بازیگرها قبول نمی‌کنند که صورتشان را بگیرید و تنها با بدنشان بازی کنند. در این نمایش نیز در دوسوم کار آزاده صورت ندارد و نمی‌تواند از میمیک صورتش استفاده کند.

    * شاید بزرگ‌ترین چالش یک بازیگر این است که عواطفش را برای ایفای نقش به کار ببندد. ولی حالا که صورتش که مهمترین وجه انتقال احساسش است از بازی‌اش حذف می‌شود اندام‌های دیگر بدنش بیشتر نمود می‌یابند. مثلاً حالا که صورت از بازی شما حذف شده بازی با انگشتان، صدا و بدنتان جلوه‌گر می‌شود و به این شکل است ظرفیت‌های بازیگری در یک بازیگر کشف می‌شود. بعد از اینکه قرار شد ماسک به بازی‌تان اضافه شد تغییر در فیزیک‌تان شکل گرفت یا از قبل به آن رسیده بودید؟

    صمدی: ما قبل از اضافه شدن ماسک، به فیزیک موردنظر برای این نقش رسیده بودیم و صدایی را برای نقش طراحی کرده بودم اما صدای نهایی‌ام را در سالن فیکس کردم چون قبل از اینکه بیاییم در سالن و با گریم و لباس تمرین کنم من هنوز راجع به ویژگی‌های صدایم مطمئن نبودم و نمی‌دانستم باید وُلومش را تا کجا تنظیم کنم.

    ادامه دارد…

  • «نقل مکان» به تالار مولوی رسید

    «نقل مکان» به تالار مولوی رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «نقل مکان» به کارگردانی فاطمه محمودی از ۲۰ آذر تا ۶ دی در سالن کوچک تالار مولوی روی صحنه می‌رود. این اجرا که در دهمین جشنواره «مونولوگ» دانشگاه هنر نیز مورد تجلیل هیات داوران قرار گرفت،‌ اقتباسی است آزاد از داستان محمدعلی جمالزاده.

    امیر شمس در این مونولوگ به ایفای نقش می‌پردازد.

    عوامل این اثر نمایشی عبارتند از نویسنده و کارگردان: فاطمه محمودی، تهیه‌کننده: مریم دادخواه، طراح صحنه، لباس و نور: غزاله مهربان‌یکتا، طراح چهره‌پرداز: پریسا کیومرثی، طراح گرافیک: حورا معین‌فر(استودیو کولی)، عکاس، طراح و سازنده ویدئو: فرهاد نجداد، مدیر تبلیغات و امور رسانه: بابک احمدی.

    کارگردان درباره مونولوگ «نقل مکان» نوشته است: «مونودرام را، گفته‌اند، موقعیتی است که در آن،‌ باید، تبری بر جانِ شخصیت بخورد، تا تمام محتویاتش بر کف صحنه بریزد. در «نقل مکان» این تبر را، محکم، به تنِ «محمود» کوبیده‌ایم. محمود – پسرِ میرزا احمدِ خزانه‌دار – هفتاد سال پیش، در تهران، می‌زیست.»

    پیش‌فروش اینترنتیِ بلیت‌های این اجرا از طریق سایت تیوال به زودی آغاز می‌شود که همزمان با انتشار تیزر رسمی به اطلاع علاقه‌مندان و دانشجویان خواهد رسید.

  • دلیل تغییر گروه بازیگران «دریاچه قو»/ شرایط حضور در تهران سخت بود

    دلیل تغییر گروه بازیگران «دریاچه قو»/ شرایط حضور در تهران سخت بود

    رضا صابری نویسنده و کارگردان باسابقه تئاتر که این روزها نمایش «دریاچه قو» را در تماشاخانه ایرانشهر بر صحنه دارد در این باره به خبرنگار مهر گفت: این اثر نمایشی برگرفته از باله «دریاچه قو» نوشته پیوتر ایلیچ چایکوفسکی از آهنگسازان برجسته و شناخته شده روسی است که در سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نیز حضور داشت و برنده تندیس بهترین کارگردانی، بهترین آهنگسازی، بهترین بازیگری زن، بهترین طراح حرکات فرم و برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگری زن، بهترین طراحی آرایه‌های صوتی، بهترین طراحی نور، بهترین طراحی گریم و نامزد دریافت بهترین نویسنده متن و طراح لباس شده بود.

    وی درباره بازخورد مخاطبان عنوان کرد: «دریاچه قو» قبل از اجرا در جشنواره در شهر مشهد هم اجرای عمومی داشته و با استقبال مخاطبان روبرو شده است. خوشبختانه در روزهایی که از اجرای نمایش در تماشاخانه ایرانشهر می گذرد از استقبال تماشاگران و بازخوردهای مثبتی که از آنها گرفته ام، رضایت دارم و اختلال اینترنت در هفته گذشته نیز تاثیر زیادی بر حضور مخاطبان نداشته است.

    صابری در پایان صحبت هایش درباره تغییر گروه بازیگران نمایش در این اجرا توضیح داد: پیش از این نمایش با گروه بازیگران مشهدی در مشهد و جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفت که بازی ها مورد توجه نیز قرار گرفت اما در اجرای تهران به دلیل شرایط سختی که برای اسکان و رفت و آمد گروه به تهران وجود داشت کلا تیم بازیگران نمایش به جز ۲ نفر از بازیگران زن تغییر کردند. در حال حاضر به جز ستایش رجایی نیا و عاطفه پوربهرام بقیه بازیگران عوض شده اند و هنرمندان تئاتری از تهران من را در اجرا همراهی می کنند.

    مهران امام‌بخش، مارال فرجاد، ستایش رجایی‌نیا، مجتبی شفیعی، عاطفه پوربهرام، محبوبه سلطانی، عارفه معماریان بازیگران نمایش «دریاچه قو» هستند.

    «دریاچه قو» نوشته‌ای بر اساس باله معروف ایلیچ چایکوفسکی است که به تهیه‌کنندگی مسعود حکم‌آبادی تا ۲۶ دی ماه هر شب ساعت ۲۱ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می رود.

  • با اعتماد به تئاتری های حرفه ای به سلبریتی ها باج نمی دهم

    با اعتماد به تئاتری های حرفه ای به سلبریتی ها باج نمی دهم

    به گزارش خبرگزاری مهر، نشست خبری نمایش «دست های آلوده» یکشنبه دهم آذر با حضورکارگردان، بازیگر و سایر عوامل این نمایش برگزار شد. در این نشست، از چرایی انتخاب این نمایشنامه، صحنه و نقش ها گفته شد. همچنین عوامل این نمایش به همراه خبرنگاران، شرایط امروز تئاتر نیز بررسی و نقاط آسیب آن را بیان کردند.

    مسعود موسوی کارگردان «دست های آلوده» در این نشست خبری، به بیان دلایل انتخاب این نمایشنامه و تفاوت اجرای آن با سایر اجراهای پیش از این پرداخت و گفت: در سال های گذشته نیز، مرور تاریخ برایم بسیار با اهمیت بود. من بر این باورم که هر بار، با نگاهی با رویدادهای تاریخی می توانیم به دریافت و حرفی جدید برسیم. برای اجرای این اثر، در مدت نزدیک به دو سال، سایر نوشته های غیر نمایشی سارتر را مطالعه کرده و برخی از آنها را به نمایشنامه تبدیل کردم. اجرای سال های متفاوت همین نمایشنامه را تا جایی که در دسترس بود نیز بررسی کردم.

    موسوی با تاکید برنگاه متفاوت در اجرای این نمایشنامه، گفت: پس از بررسی اجراهای قبلی، اولین سوالی که در ذهنم ایجاد شد، این بود که من می خواهم با دست های آلوده سارتر چه کنم؟ بسیار برایم اهمیت داشت که علاوه بر ایجاد تفاوت محسوس نسبت به اجراهای قبلی، اثری ارائه شود که با شرایط کنونی و احوال مخاطبان، هم سویی  و بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد.

    به گفته این کارگردان و مدرس تئاتر، در این نمایش، تلاش بر این بود که نشان داده شود سیاست در صورتی که به خدمت انسان گرفته شود،ارزشمند است، در غیر این صورت، به یک بازی تبدیل شده و در نهایت خیانت قدرت به مردم را به دنبال خواهد داشت.

    وی با تاکید بر اینکه تئاتر یک بیانیه سیاسی نیست، گفت: سعی کردم این نمایشنامه را فارغ از شعارهای سیاسی، با شرایط کنونی جامعه و مخاطب هماهنگ کنم. به همین دلیل می توانم بگویم که با کار اصلی تفاوت های بسیاری دارد.

    موسوی  با بیان اینکه سیاست برای مردم ایران طنز نیست و حتی می توان گفت مهم ترین دغدغه آنها به شمار می رود، گفت: من تلاش کردم نگاه کمونیستی را از نمایشنامه حذف کنم. پیش از این، در بسیاری از اجراها، به این اثر نگاه طنز شده که با توجه به شرایط امروز جامعه، نخواستم کار به سمتی پیش برود که خنده و هجو به آن وارد شود.

    علی ساسان نژاد طراح صحنه «دست های آلوده» هم با اشاره به اینکه هر آکسسواری در این نمایش، تبدیل به کاراکتر شده و هر کدام انگار بخشی از مفهوم نمایشنامه را به مخاطب اعلام می کنند، گفت: به باور من، صحنه تئاتر، جهان من است که تا زمانی که همه چیز را کنار هم نداشته باشم ، کاری نمی توانم بکنم. طراحی صحنه این نمایش، به گونه ای است که هر قسمت، شخصیت ها و رویدادها، حتی حالت های فردی را معرفی می کند. از طرفی باید بگویم که این کار، بی زمان بوده و اشاره به دوره تاریخی و مکان شناخته  شده ای ندارد؛ چرا که مهم بود صحنه هم به انتقال پیام نمایش کمک کند.

    ریحانه سلامت بازیگر نماش در ادامه این نشست گفت: اجرای این نمایشنامه سارتر، با ریسک زیادی همراه بود، چرا که علاوه بر محدودیت ها برای بیان شعارهای سیاسی، جامعه امروز ما خسته و دلزده هستند و انگار نمی خواهند پیام تلخ سیاسی بشنوند. آقای مسعودی اما با جسارت این نمایش را اجرا کرد و مهم تر از همه، به تئاتری های غیر چهره اعتماد کرد. ما در این کار، سلبریتی و چهره معروف سینمایی نداریم و هر کدام برای رسیدن به نقش مان بسیار تلاش کرده ایم.

    فرزانه رضایی دیگر بازیگر این نمایش نیز با اشاره به اینکه «دست های آلوده» هدفمند و دغدغه دار است، گفت: کارگردان با شرایط کنونی جامعه، کار را پیش برده و برای من افتخار بسیاری دارد که در کاری بازی می کنم که جامعه می طلبد.

    مسعود موسوی در انتهای این نشست، با گلایه از ورود سلبریتی ها به تئاتر و تجاری  ساختن فضای این حرفه تصریح کرد: برای من بسیار جای تاسف دارد که ورود سلبریتی ها باعث شده که در تمام طول سال، گاهی حتی ۹۰ درصد از تئاتری های حرفه ای و دانشجویان با استعداد، بیکار مانده و پیشنهاد اجرا ندارند. پیش از این هر کارگردانی به سختی می توانست سالن اجاره کند اما امروز، با پول نه تنها سالن، که حتی بازیگر هم قابل اجاره است. افتخار من این است که با اعتماد به تئاتری ها، هیچ وقت از چهره های سینمایی استفاده نکرده و به سلبریتی ها باج نمی دهم.

    به گفته این کارگردان پیشکسوت، تئاتر در بدترین شرایط به سر می برد و در حال نابودی است.

    حمیدرضا نعیمی، مسعود موسوی، ریحانه سلامت، شهاب مهربان، محسن بابایی، فرزانه رضایی، آریاز ذوالفقاری و مهدی باقرزاده بازیگران نمایش «دست های آلوده» هستند.

    سایر عوامل عبارتند از:

    آهنگساز: محمد فرشته‌نژاد، طراح صحنه: علی ساسانی‌نژاد، طراح لباس: ثمین تحویلداری، مشاور کارگردان: علی شاه‌صفی، پویا موسوی، مشاور روابط عمومی و تبلیغات: بهزاد مرتضوی، مشاور رسانه‌ای: سبا حیدرخانی، مدیر تولید: بهنود محمدی‌پور، گروه کارگردانی: لیدا حکانی، نازنین ابارشی، گلریز ابراهیم، طراح پوستر و بروشور: محمدرضا غلامی، طراح گریم: علی گودینی، تیزر: مرجان مروستی علی شاه‌صفی، اجرای لباس: مهسا شریفی، عکاس: رامین نیک‌بین، گروه صحنه: سینا سلمان روغنی، دانیال محسنی، زهرا الماس‌پور، ثمینه نعیمی.

    نمایش «دست‌های آلوده» به کارگردانی و دراماتورژی مسعود موسوی از پنجشنبه هفته جاری (۳۰ آبان) ساعت ۲۰ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.

  • «اتاق پرو» در نوفل لوشاتو برپا می‌شود/ ووودی آلن در راه ایران

    «اتاق پرو» در نوفل لوشاتو برپا می‌شود/ ووودی آلن در راه ایران

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش کمدی «اتاق پرو» از روز سه شنبه ۱۲ آذرماه تا ۱۵ دی‌ماه هر شب ساعت ۲۱ در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه خواهد رفت.

    در این نمایش محمدرضا عیوضی خواننده موسیقی پاپ کشورمان، ایمان اصفهانی، نسترن ابراهیم زاده و نگین سرتیپی به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه این نمایش آمده است: در اتاق پرو وودی آلن تصمیم می‌گیرد در کشور ایران تئاتر کار کند. کوگل ماس، پروفسور ادبیات زبان لاتین و یونانی سیتی کالج زندگی زناشویی ناموفقی را تجربه می‌کند. به همین علت برای مشورت و کمک ابتدا به مطب روانکاو و سپس به دفتر پرسکی جادوگر می رود. پرسکی و دستیارش پیشنهاد می‌کنند با یک کتاب وارد اتاق پرو جادویی شده و با گذر از زمان و در بین شخصیت های داستان به دنبال عشق واقعی برود. پروفسور کتاب مادام بوآری را انتخاب کرده و وارد اتاق پرو می شود …

    علاقه مندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.