برچسب: همایون شجریان

  • پاسخ تند همایون شجریان به منتقدان/قلم‌کشان بسان قمه‌کشان شده‌اند

    پاسخ تند همایون شجریان به منتقدان/قلم‌کشان بسان قمه‌کشان شده‌اند

    پاسخ تند همایون شجریان به منتقدان/قلم‌کشان بسان قمه‌کشان شده‌اند

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، چند روز پیش اعلام شد که آلبوم مشترک همایون شجریان و علیرضا قربانی با آهنگسازی مهیار علیزاده پس از گذشت پنج سال،  با نام «افسانه چشم هایت» ۱۹ آبان منتشر می‌شود.

    انتشار این اثر مشترک موسیقایی که به نوعی یکی از متفاوت‌ترین پروژه‌های همایون شجریان و علیرضا قربانی محسوب می‌شود در حالی است که مرداد سال ۱۳۹۳ اولین خبرها از تولید یک آلبوم مشترک توسط این ۲ هنرمند پرطرفدار منتشر و از آن تاریخ تاکنون نیز اظهارات ضد و نقیض فراوان و دلایل متعددی هم برای تاخیر در انتشار آن اعلام شد.

    حالا پس از انتشار تصویری با تیتر تصویربرداری کلیپ این آلبوم در بازار بزرگ‌ ایران، واکنش‌ها و انتقادات فراوانی نسبت به این موضوع شکل گرفت که همین امر موجب شد تا همایون شجریان درباره این موضوع در پست اینستاگرامی خود اینگونه بنویسد: «چند سالی می‌شود که بعد از هر حرکت و خبری از فعالیت‌های صاحب این قلم، عده‌ای کمر به تخریب می‌بندند.
    اینکه انگیزه و غایت‌شان چیست باشد برای فرصتی بهتر. همیشه بوده‌اند کسانی که به نقد اصولی و هنری کارهای من پرداخته‌اند و با نگاهی عالمانه و قلمی پاک و آزاده نقطه نظرات‌شان را به نگارش درآورده‌اند اما گروهی نیز بوده‌اند که به مثال قداره‌کشان و قمه‌کشان، قلم از پر شال برداشته‌اند و با جوهر حسادت و تعصب کور و به قصد تخریب وارد عمل شده‌اند. اینها به سیاق آن قمه‌کشان، قلم‌کشانند.
    زمانی که برای کنسرت خیابانی بی مرز و محدوده و برای صدها هزار نفر علاقه‌مند درخواست دادم، گفتند به دنبال شهرت است و فرمودند به جای این بلندپروازی‌ها چند شب در سالن کنسرت رایگان اجرا کند! ما صحبت از چه می‌کردیم و آنها چه پاسخی می‌دادند. مقصود من از اجرای خیابانی، بردن موسیقی به متن شهر بود. به خیابان. به جایی که هر رهگذری فارغ از همه چیز شنونده‌ام باشد. قصد من از ایده‌ی کنسرت خیابانی تنها رایگان بودن آن نبود و اینان درنیافتند که کنسرت خیابانی یعنی کنسرت برای رهگذران. چه فقیر و چه دارا. چه همدل و همراه و چه اهل احوالاتی دیگر. این یعنی معجزه‌ی موسیقی که هیچ مرزی نمی‌شناسد. همه را برابر و یکسان زیر سقف لاجوردی خود جمع می‌کند. با هر زبان و فرهنگ و مسلکی. این یعنی صبح تا شبی نواختن و خواندن همانند نوازنده‌ای تنگدست که در کوچه و خیابانی دارد موسیقی‌اش را به گوش همه می‌رساند نه خواندن و نواختن در سالنی خاص در زمانی خاص و با محدوده و مرزی مشخص. حکایت کنسرت خیابانی که این چنین با جوهر قلم‌کشان زهرآلود می‌شود، وای به حال حرکت‌های دیگر که خدای ناکرده منافع مالی هم در پی داشته باشد.
    اوج هنر قلم کشان در کنسرت سی به عرصه نمایش در آمد و از خودی و غیر خودی شنیدیم و هیچ نگفتیم و هنوز ادامه دارد. به تازگی حضور حقیر همراه علیرضا قربانی در لوکیشن انتخابی مدیر هنری به منظور گرفتن چند عکس و مصاحبه، همراه تصاویر مرتبط با آیین رونمایی که آن‌هم تنها به دلیل خاص بودن طراحی کتابخانه و دالانی با معماری ایرانی از سوی ایشان پیشنهاد گردیده بود، برای قلم‌کشان ایجاد انگیزه کرده است. تا امروز که روزانه هزاران نفر از اقشار مختلف مردم به بازدید و خرید و عکس یادگاری می پرداخته اند خبری از ایشان نبود!!! تا عکسی از همایون در کتاب خانه دیده شد آتش خشم شعله زد!! اخبار کذب جان گرفتند که آهنگ مشترک در مال اجرا کرده‌ایم ؟؟؟ کاش تصاویر این اجرا را هم میگذاشتید!!

    شنیده‌ها حاکی از تخلفات گسترده است!؟ چرا دایر است پس چنین جایی!؟ چرا تعطیلش نمی‌کنند تا مردم و هنرمندانشان تکلیف خود را بدانند. قلم کشان محترم شما به من یاد ندهید چه بکنم چه نکنم. درسم را پس از سال‌ها شاگردی و هم نفسی با بزرگان ادب و هنر این مرز و بوم آموخته‌ام. من فراتر از این مردم نیستم و هرجا آنان می‌توانند حضور داشته باشند چنانچه لازم باشد من هم خواهم بود. چه آنجا کاخ سعداباد و کنسرت سی باشد چه کتابخانه‌ای در یک مرکز خرید عمومی و چه سالن مجلل اسپیناس، چه فرهنگسرای بهمن که در رکاب پدر و گروه آوا افتتاح شد، چه کنسرت در خیابان و ته ناکجا آباد که ارزوی من است .

    عزیزان گرامی دیر زمانی شد که این حقیر جان و تن و دل را به معشوق سپرده و امروز از چیزی باک ندارد. بگذارید بازهم قلم بفرسایند. غرض این بود که بدانید چگونه با همرنگ و مخفی شدن در لابلای نقدهای مثلا سازنده و درخشان هراز گاهی به دنبال تخریب ظهور می‌کنند.

    من نه شایسته ستایش و تقدیر شما نازنینان هستم و نه حتی قابل برای تقبیح از سوی قلم کشان. بدانید این را و اینگونه فکر کنید که مبادا روزی دل‌های نازک و مهربان‌تان از بخل این نامردی‌ها ترک بردارد.»

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • هنرمند و اهل پیله!/یادداشت احمد زیدآبادی در واکنش‌ها به هجمه‌ها به همایون شجریان و علیرضا قربانی

    هنرمند و اهل پیله!/یادداشت احمد زیدآبادی در واکنش‌ها به هجمه‌ها به همایون شجریان و علیرضا قربانی

    هنرمند و اهل پیله!/یادداشت احمد زیدآبادی در واکنش‌ها به هجمه‌ها به همایون شجریان و علیرضا قربانی

     

    پیرو حضور همایون شجریان و علی‌رضا قربانی دو تن از هنرمندان شهیر کشورمان در ایران‌مال، یکی از «اهل پیله» همین سوژه را در ارتباط با هنرمند دیگر به نام «قاف» پیگیری کرده است به شرح زیر:

    اپیزود اول:
    اهل پیله: جناب! می‌بینم که پشتِ فرمان نشسته‌ای و گاز می‌دی؟
    قاف: خب می‌گی چه کار کنم؟
    اهل پیله: یعنی تو نمی‌دونی این طبقۀ بالای بزرگراه صدر به چه قیمتی ساخته شده و چه هزینه‌ای به دوش مردم تحمیل کرده؟
    قاف: یه چیزای شنیدم چطور مگه؟
    اهل پیله: خب اگه شنیدی چرا توش رانندگی می‌کنی؟
    قاف: یعنی می‌گی نباید از اینجا رد شم؟
    اهل پیله: نه، نباید از اینجا رد شی! تو با رانندگی در این بزرگراه به ساخت اون مشروعیت می‌دی؟
    قاف: حالا که این ساخته شده، یعنی تو می‌گی باید با کلنگ به جونش بیفتیم و تخریبش کنیم؟
    اهل پیله: هیچکس همچین انتظاری از تو نداره، ولی لااقل می‌تونی که بهش مشروعیت ندی!
    قاف: باشه عزیزم! از این به بعد از اینجا رد نمی‌شم تا از مشروعیت بیفته!

    اپیزود دوم:
    اهل پیله: می‌بینم که خوب لقمه می‌گیری؟
    قاف: پس رستوران اومده‌ام که چه کار کنم؟
    اهل پیله: تو می‌دونی این رستوران مال کیه؟
    قاف: نه از کجا بدونم؟
    اهل پیله: خب اگه نمی‌دونی من بهت می گم! اینجا مال او یارو رانت خوره!
    قاف: خب این چه دخلی به من داره؟
    اهل پیله: یعنی چه که دخلی به تو نداره! همین شماها هستین که می‌یان اینجاها و پول بی‌زبون رو می‌ریزن تو حلقوم این گردن کلفتای فاسد!
    قاف: راستش من چون اینجا یک کم ارزون‌تره و غذاش هم بهتره می‌یام!
    اهل پیله: بله! همینه دیگه! همیشه دنبال کلفتی نون هستین و نازکی کار!
    قاف: خب، حالا می‌گی چه کار کنم؟
    اهل پیله: خیلی ساده، دیگه نیا!
    قاف: به نظر شما از این به بعد کدوم رستوران برم که مالکش رانت خور نباشه!
    اهل پیله: من چه می‌دونم! اصلاً هیچکدمشون! حالا مگه حتماً باید بری رستوران؟

    اپیزود سوم:
    اهل پیله: گریه هم که کرده‌ای!
    قاف: خب، از دوستای نزدیکم بود، خدا رحمتش کنه!
    اهل پیله: اینکه رو این صندلی شق و رق نشسته‌ای می‌دونی اینجا کجاست؟
    قاف: خب، مسجدِ دیگه!
    اهل پیله: نگاهی به دور و برت بنداز! به نظرت همه چیز عادیه؟ اون حاج آقاهه فکر می‌کنی چه جوری اینجا را ساخته؟
    قاف: راستش من فقط اومدم اینجا مجلس ترحیم دوستم!
    اهل پیله: یعنی اصلاً برات مهم نیست که محل مجلس ترحیم کجا باشه؟
    قاف: مجلس ترحیم را که تو کاباره برگزار نمی‌کنن! تو مسجد می‌ذارن دیگه!
    اهل پیله: و تو هم همین طور سرِ تو می‌ندازی پایین و می‌یای ها؟
    قاف: یعنی می‌گی نیام؟
    اهل پیله: اول باید تحقیق کنی که اونجا چه جوری ساخته شده!
    قاف: خب اینجوری که من تحقیق کردم همۀ این آثار باستانی مثل اهرام ثلاثه، عالی‌قاپو، گنبد سلطانیه همینطوری‌ها ساخته شدن! یعنی می‌گی اونجاها هم نریم؟
    اهل پیله: حالا اونا مال قدیمه! کارش نمی‌شه کرد! خواستی برو!

    اپیزود چهارم:
    اهل پیله: می‌بینم که تو پارک خوش قدم می‌زنی؟
    قاف: اِ بازم تویی! من امروز اصلاً حوصله ندارم!
    اهل پیله: این رفتار چاله میدونی چیه مرتیکۀ بی‌ادب؟ تو غلط می‌کنی که حوصله نداری؟ اگه حوصله نداری چرا اسم خودت را گذاشتی هنرمند؟ چرا این همه دم از دمکراسی و حقوق بشر و گفتمان(!) می‌زنی؟ صبر کن! یه آشی برات بپزم که حالت جا بیاد! تمام پته‌هات را به آب می‌دم! می‌نویسم کجاها می‌ری!

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • وقتی همایون شجریان و علیرضا قربانی مخاطب را ناامید می‌کنند

    وقتی همایون شجریان و علیرضا قربانی مخاطب را ناامید می‌کنند

     

    این اولین آلبوم مشترک دو خواننده بزرگ کلاسیک بعد از انقلاب بود و همین، انتظارها را برای یک انفجار بزرگ در موسیقی تقویت می‌کرد؛ اما این بمب، نیامده خنثی شد و مخاطب‌ها را به پوشه آلبوم‌های قبلی این دو خواننده و آثار قوی‌شان برگرداند.

    حتما تا به الان، تشویق و نظرات مثبت زیادی درباره این آلبوم مشترک دیده و خوانده‌اید؛ ولی ما می‌خواهیم از آن روی دیگر سکه بگوییم. به نظر ما آلبوم «افسانه چشم‌هایت» باید تکان‌دهنده شروع می‌شد. این حداقل انتظار ما برای آلبومی بود که پنج سال پشت درهای بسته مانده بود و حال در قحطیِ ساز و آوازهای ناب منتشر شده است. ما پرتوقع نیستیم و می‌دانیم آلبوم مشترک در روزگار موسیقی‌های تک‌رو چقدر می‌تواند ارزشمند باشد اما خودتان توقع‌مان را بالا برده‌اید همایون شجریان و علیرضا قربانی عزیز! اشعاری شرحه شرحه و جعلی! ناهمخوانی‌های عجیبی در آلبوم به چشم می‌خورد.

    دیدن تیزرها، این موضوع را به ذهن متبادر می‌کرد که عنوان آلبوم از منظومه «افسانه» نیما یوشیج است. در صورتی که عنوان «افسانه چشم‌هایت» از شعر علیرضا کلیایی، شاعر جوانی است که دو شعر در این آلبوم دارد. طبق شناسنامه تصویری اثر، آلبوم شامل ۱۰ قطعه است اما در  سایت رسمی ارائه‌دهنده  ۱۱ قطعه منتشر شده. مورد اختلافی هم به قطعه «درد مشترک» و شعر احمد شاملو برمی‌گردد که سه بار تقطیع و هربار با آواز یکی از این دو خواننده در بازه زمانی کوتاهی خوانده شده است و در نهایت در قطعه یازدهم تجمیعی از این سه قطعه روی موسیقی ارکسترال شنیده می‌شود.

    افسوس بعدی برای قطعه «افسوس» است. شعری که در واقع از هوشنگ ابتهاج نیست؛ اما در شناسنامه اثر به او نسبت داده شده است. شعری که در حقیقت ملغمه‌ای از شعر یک شاعر ناشناس و چند بیتی از فریدون مشیری است. این شعر، واکنش یلدا، دختر هوشنگ ابتهاج را هم در پی داشت. او با ناراحتی در صفحه خود نوشت: «در جایی که کتاب شعر شاعر موجود است، چرا این همه بی‌دقتی، نمی دانم. این شعر از سایه نیست!»

    مورد بعدی، قطعه «بی‌قرار۲ » است که در آن به شکل حیرت‌انگیزی با سه شاعر مواجه ایم، قسمتی از شعر دکتر شفیعی کدکنی، برشی از سیمین بهبهانی و بیتی از هوشنگ ابتهاج و مخلوطی از شعر کلاسیک و نو! این در حالی است که شعر نیما هم از این برش‌های پی در پی در امان نمانده و شرحه شرحه شده است.

    آلبوم مشترک یا غیرمشترک؟!

    آلبوم تازه از راه رسیده «افسانه چشم‌هایت» به صحنه‌ای برای رقابت خواننده‌ها در گام بالا تبدیل شده است. به طوری که در برخی قطعه‌ها تشخیص صدای این دو خواننده از یکدیگر اصلا ممکن نیست و تقویت صدای دو خواننده در هنگام همخوانی در گام بالا و ادامه دار بودن آن مخاطب را آزار می‌دهد. حال این را بگذارید کنار همه قطعه‌های آلبوم که در فضایی غمگنانه رقم خورده است و مخاطب را با موجی از آه و حسرت و فغان تنها می‌گذارد. انگار مهیار علیزاده، آهنگ ساز با تجربه و جوان این آلبوم نتوانسته است بر غول‌های بزرگ آواز آلبوم چیره شود یا حتی آن‌ها را به یک همراهی شنیدنی بکشاند. شرایط در آلبوم طوری پیش می‌رود که می‌توان گفت هر کدام از اجزای آلبوم، به خودی خود شنیدنی‌ هستند اما در ترکیب دچار مشکل شده اند و از آن معجون افسونگری که انتظارش می رفت، خبری نیست.

    این در حالی است که پیش از این، استاد محمدرضا شجریان و شهرام ناظری، در خوانش شعرهای نیمایی با آواز سنتی در آلبوم «زمستان» با شعر مهدی اخوان ثالث بسیار شنیدنی عمل کرده‌اند و با این حساب، فعلا نمی‌توان جایگزینی در حد و اندازه‌شان دید و شنید. تلاش برای یک تکرار ملال‌آور موسیقی، موسیقی و صد افسوس برای موسیقی ملال‌آور این آلبوم. شاید موسیقی ارکسترال با گام‌های بلند هر دو خواننده این آلبوم جور باشد اما وصله ناجور این آلبوم است. این آلبوم در بهترین شرایط ممکن در استودیو تلویزیون جمهوری چک ضبط شده است و توقع موسیقی‌های غیریکنواخت، نو و سحرانگیز از آن اصلا عجیب نیست. به خصوص زمانی که آهنگ ساز حدود پنج سال برای ساخت و تنظیم آن فرصت داشته است و پیشتر از او آثار شنیدنی زیادی را دیده ایم. موسیقی در آلبوم «افسانه چشم هایت»، به اندازه آثار شاعران قدرتمند نیست و مخاطب بیش از آن که حواسش به موسیقی باشد، به اشعار معطوف می‌شود.

    به یقین درباره منظومه «افسانه» نیما یوشیج و «درد مشترک» احمد شاملو، کلمه بر موسیقی پیروز شده و معانی، توفان تفکر به پا می‌کنند. هرچند استفاده از اشعار شاعران بزرگ در آلبوم‌ خواننده‌های پرمخاطبی مانند همایون شجریان و علیرضا قربانی می‌تواند به بیشتر شناساندن آن‌ها به مخاطب عام کمک کند و جای تقدیر دارد اما اگر از اشعار اصلی آن‌ها باشد و دفتر شعر وزارت ارشاد نیز متوجه جعل و اصل بودن آن‌ها بشود. موضوعی که در قطعه «افسوس» اتفاق نیفتاد.

    واکنش‌ها چه بود؟

    همزمان با انتشار آلبوم «افسانه چشم‌هایت» واکنش‌های زیادی درباره این آلبوم در شبکه‌های اجتماعی ثبت شد. اتفاق جالب این که واکنش‌ها تا ظهر که جو انتشار و شور آن بر مخاطبان غالب بود، مثبت و بعد از آن به نقد و واکنش‌های منفی هم تبدیل شد. در ادامه برخی از این واکنش‌ها را می‌خوانیم: «روانی دوئل بین همایون و علیرضا قربانی شدم، میشه گفت که بالاخره دو پادشاه در یک اقلیم گنجیدن»، «افسانه چشم‌هایت ناامیدی محض است. یک رقابت کسالت‌بار برای بالا خواندن و آهنگ سازی خنثی و محافظه‌کارانه و اشعاری که بعضا حیف شدند.»، «با دیدن اولین تیزر کار تقریبا مطمئن شدم قراره به یه دوئل «کی بالاتر می‌تونه بخونه» گوش بدیم. واقعا گوش دادن به آلبوم سخته»، «اگر می‌خواین از آلبوم لذت ببرین، اون رو با آثار قبلی خواننده‌ها مقایسه نکنین»، «قربون حنجره طلایی جفت‌تون برم؛ هرچی بیشتر داد بزنید آلبوم بهتری میشه. مهیار علیزاده خطاب به علیرضا قربانی و همایون شجریان»، «کل آلبوم با قطعه قلاب برابری نمی‌کنه»، «آلبوم جدید همایون و قربانی را دارم می‌شنوم، احساس می‌کنم شکست عشقی خوردم.»

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • جایی که محسن چاوشی و همایون شجریان مخاطب میلیونی دارند

    جایی که محسن چاوشی و همایون شجریان مخاطب میلیونی دارند

    جایی که محسن چاوشی و همایون شجریان مخاطب میلیونی دارند

     

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در میان آثار محسن چاوشی آن‌هایی که برای سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی خوانده است، اغلب بازدید بالایی دارند. یکی از این کارها آهنگی است که برای فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد» خوانده است و کلیپ آن در یوتیوب بیش از یک میلیون و نیم بازدید دارد. آهنگ «سنگ صبور» که مربوط به فیلم «سنتوری» است هم نزدیک به ۷ میلیون بازدید دارد. آهنگ او برای سریال «شهرزاد» هم در میان پربازدیدهای یوتیوب جای دارد.

    همایون شجریان هم آهنگ‌های مشهوری برای فیلم‌های سینمایی «رگ خواب» و «آرایش غلیظ» خوانده است، اما این آهنگ‌ها در میان ویدئوهای با بازدید میلیونی جای ندارند. از این خواننده آهنگ «هوای گریه» نزدیک به ۲ میلیون بازدید دارد و کلیپ معروف «چرا رفتی» با حضور بازیگرانی مثل نوید محمدزاده، باران کوثری و سحر دولتشاهی جایگاه بالایی دارد.

    درباره نماهنگ «چرا رفتی؟» نکته جالبی وجود دارد. این کلیپ با زیرنویس عربی بیشترین مخاطب را در یوتیوب پیدا کرده است. پایین این کلیپ که یک میلیون و ۹۰۰ هزار بازدید دارد، از کشورهای عربی گوناگون نظر هست. از عراق و یمن تا الجزایر و مغرب، اعراب از شنیدن این موسیقی لذت برده‌اند.

    برای آشنا شدن با نماهنگ‌های پربازدید خوانندگان داخل ایران در یوتیوب؛ گزارش وقتی خارجی‌ها طرفدار خوانندگان داخلی می‌شوند، را بخوانید.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقاد از شعر  دو اثر تازه همایون شجریان و چاوشی

    انتقاد از شعر دو اثر تازه همایون شجریان و چاوشی

    جالب این که پیش از این هم، انتشار آلبوم این دو خواننده همزمان شد و دو آلبوم «ایران من» و «ابراهیم» در یک زمان به دست علاقه مندان رسید. این آلبوم‌ها همپای یکدیگر در فروش پیش رفتند و جزو آلبوم‌های پرفروش سال ۹۷ شدند. در ادامه درباره این دو قطعه که در ابتدای مطلب به آن اشاره کردیم، بیشتر خواهیم گفت. عاقبت تلخ «سرنوشت» شاید سه روز پیش که «سرنوشت» با آهنگ سازی انوشیروان روحانی منتشر شد، همایون شجریان منتظر هر چیزی بود، جز انتقاد.

    او این قطعه را به عنوان یک هدیه به مردم تقدیم کرد. نکته قابل بحث قطعه «سرنوشت»، شعر آن است که در مشخصات قطعه، نام دو شاعر به اسامی شیرازی و فارا یا فرا، به عنوان صاحبان اثر آمده است. حال این که همایون شجریان ماجرای سروده شدن این شعر را این طور بیان کرده است: «شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته انوشیروان روحانی به سال‌ها پیش مربوط می‌شود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترم شان، به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آن جا روی تابلوی خطی این طور نوشته شده بود: «سرنوشت را باید از سر نوشت»؛ دوستان شاعر ایشان آن را بسط می‌دهند و ایشان هم آهنگ را خلق می‌کنند.»

    با کمی دقت به جمله‌های پراکنده این قطعه می‌توان متوجه ایرادهای فنی و ادبی و گاه بی‌معنی آن شد. مانند:«از کجا این باور آمد که گفت/ گر رَود سَر برنگردد سرنوشت» خود مولانا پنداری در «شرح الف» محسن چاوشی چند اثر در کارنامه خود دارد که کار تنظیم و آهنگ سازی آن را خودش انجام داده است. او برای اشعار بیشتر آلبوم‌هایش از ترانه‌های حسین صفا، امیر ارجینی و شاعران کلاسیک، به خصوص مولانا استفاده کرده بود اما در قطعه جدید او، اتفاق دیگری افتاد. شاعر «شرح الف» خود او بود. با این اتفاق دو برخورد کاملا متفاوت صورت گرفت ؛ عده‌ای از طرفداران سرسخت چاوشی به مدح این شاعری پرداختند و برخی دیگر نیز به شدت از آن ایراد گرفتند.

    به طور مثال به این بیت‌ها توجه کنید که به طور معنایی و فنی ایراد دارد:«اشک امانم برید بغض گلویم درید/ کاش فراوان شوی بر شب باران من/ رَیح شما را فقط خود بدهی رایحه ها/ هیچ شبم بی تو نیست رایح و ریحان من.» جالب این که محمدرضا یزدان پرست، یکی از مجری‌های برنامه‌ صبحگاهی تلویزیون در یک نامه طولانی، شعر چاوشی را به عنوان یک طرفدار مورد نقد قرار داد و نوشت:« غزل «شرح الف» فقط وزن دارد و قافیه و تنها یکی دو مصراع معنی‌دار و سالم. ضعف تالیف‌های پرتعداد در غزلی که سروده‌ای از تو، که نشان داده‌ای شعرنشناسی، سخت بعید است.»

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • همایون شجریان و قافله زردپرستان

    همایون شجریان و قافله زردپرستان

    همایون شجریان و قافله زردپرستان
    همایون شجریان و قافله زردپرستان

    به نظر می‌رسد کلام این قطعه بر اساس ملودی نوشته شده است. هر چه هست این جملات پراکنده، هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد. اغلب سطرهای این تصنیف حتی معنای قابل درک هم ندارد. مثل این چهار سطر :

    سرنوشت را ، باید از سر نوشت
    شاید این بار کمی بهتر نوشت (این جمله فاعل ندارد)
    عاشقی را غرقِ در باور نوشت (این جمله معنی ندارد)
    غُصه‌ها را قِصه‌ای دیگر نوشت (این جمله فاعل ندارد، معنی هم ندارد)

    گزاره‌ها بی‌معنایی از این دست، سالیانی است که هم در ترانه‌ها و هم در پرگویی‌های کلافه‌کنندۀ مجریان صدا و سیما رایج شده است.

    گزاره‌هایی با کلمات خوشایند اما بدون ارتباط معنایی، من اسمش را گذاشته‌ام «پوچ نویسی». گزاره‌های پوچ‌نویسی هیچ معنای روشن یا قابل تصوری ندارد؛ آسمان و ریسمان بافتن است، مجریان پر حرف تلویزیون هر لحظه از این بافته‌ها را به خورد بیینده می‌دهند (دست‌های باورت را با ابرهای آرزو گره بزن) (غم‌ها را از دفتر امروزت پاک کن) و لاطائلاتی بی‌معناتر و کلافه کننده‌تر از این‌ها.

    مثل این سطر از همین ترانه:

    / بر فرازِ قلۀ باور سفر کن/

    (سفر کردن بالای قله‌های باور) واقعاً‌ چه معنایی دارد؟ یعنی از اوج ایمان سفر کردن؟ یعنی باور کردنِ‌ بلندی قله؟

    سطرهای دیگر این تصنیف نیز همین گونه است؛ مقداری کلمات، بدون ارتباط معنایی و حتی گاه بدون کم‌ترین رابطۀ نحوی و دستوری. چیزهایی از این دست:

    از کجا این باور آمد که گفت
    گر رَود سَر برنگردد سرنوشت
    گر تو روزی را زِ این بازی بدانی
    نکته‌یِ رمزش بخوانی

    و از این سطرها جالب‌تر و بی‌معناتر آن سطرهایی است که اشارتی دارد به نام حافظ، اما معلوم نیست که ارجاعش به کدام شعر حافظ است، من هر چه گشتم نتوانستم (سوزاندن لشکر غم) را در دیوان حافظ پیدا کنم:

    همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان
    لشکرِ غم را بسوزان

    ***

     اما این ترانه‌ها و تصنیف‌های پر از غلط و سهل‌انگارانه از کجا می‌آید؟ چه شده است که سالیانی است، زبان فارسی و فرهنگ و اندیشه و خلاقیت در ترانه‌ها و تصنیف‌ها به هیچ انگاشته می‌شود؟

     هر چه هست، یک مشت جملات آشفته است با محدودۀ بسته‌ای از کلمات ذهنی و انتزاعی و تکراری از قبیل (حس – دل- باور- غم – بغض-سرنوشت- حسرت- غصه و…) انگار رابطۀ خوانندگان و ترانه‌سازان، با زندگی، با مطالعه و با جهانِ واقعی و عینی قطع شده است.

    انگار همگی بر آنند تا نازل‌ترین و سطحی‌ترین جملات بی‌معنا را با زبانی شلخته برای مخاطبان سهل پسند و بی‌اعتنا به زیبایی و هنر و اندیشه، تدارک ببینند.

    یک بار از سازندۀ (من اولین قربونی عیدای فطر کعبه‌تم) پرسیدم: «عید فطر و قربانی و کعبه چه نسبتی دارند؟»

    گفت: «همه که ترانه‌ را با دقت گوش نمی‌کنند. حالا عید قربان و عید فطر چه فرقی می‌کند؟»

    این تمام ماجراست: (چه فرقی می‌کند؟) سالیانی است که اغلب آثار با کلام  سلیقه این جماعت پرشمار و کم دقتِ (چه فرقی می‌کند؟) را بر همه چیز ترجیح داده است.

    جماعتِ هیجان‌زده‌ای که اخیراً با دیدن ترانه‌سرایی خواننده‌ای پر طرفدار همین که چند تا جام و جان و جهان و الست در سطرهای آشفتۀ‌ ترانه در کنار هم دیده، فریاد شادی و هیجانش به آسمان رفته و هشتگ زده (مولانای زمانت را بشناس!).

    می‌خواستم به تقلید از این هیجان‌زده‌ها بنویسم: (شجریان زمانت را بشناس!) دریغم آمد از آن نام بزرگ که امانت‌دار او، این چنین به تقاضای بازار پر رونق زردپسندان، تن داده و به قافلۀ جماعتِ (چه فرقی می‌کند؟) پیوسته است.

    ۵۷۵۷

  • ماجرای آهنگ جدیدی که همایون شجریان به مردم ایران هدیه کرد

    ماجرای آهنگ جدیدی که همایون شجریان به مردم ایران هدیه کرد

    ماجرای آهنگ جدیدی که همایون شجریان به مردم ایران هدیه کرد
    ماجرای آهنگ جدیدی که همایون شجریان به مردم ایران هدیه کرد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، همایون شجریان درباره همکاری با انوشیروان روحانی آهنگساز نامی توضیح داد: «دوستان گرامی تصنیف سرنوشت تقدیم است به شما عزیزان. بیش از ۲۰ سال است که افتخار آشنایی با استاد بزرگوار انوشیروان روحانی را دارم و همین‌طور رضا جانِ روحانی کاربلد که دوستی است قدیمی.

    دلم می‌خواست این نکته را در مورد استاد روحانی عزیز حتما عرض کنم که غیر از تسلط ایشان بر موسیقی و نوازندگی همراه با نگرش حرفه‌ای و ذوق و خلاقیت‌شان در آهنگسازی (که بر علاقه‌مندان پوشیده نیست) که حاصل آن بی‌شمار کارهای جاودانه با سبک و سیاق مخصوص به‌خوودشان است، انسانیت و اخلاق مثال‌زدنی ایشان با افراد، به‌خصوص با دیگر هنرمندان؛ چه آنهایی که استاد موسیقی بوده‌اند و چه آنهایی که تازه پای به این راه گذاشته بودند، آن چیزی است که همیشه برای من مورد توجه و لذت‌بخش بوده است. امید که همواره سلامت و برقرار باشند.

    شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته خود ایشان به سال‌ها پیش مربوط می‌شود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترمشان به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آنجا روی تابلو خطی اینطور نوشته شده بوده «سرنوشت را باید از سر نوشت».

    دوستان شاعر ایشان آن را بسط می‌دهند و ایشان هم آهنگ را خلق می‌کنند. سرنوشت باعث شد افتخار خواندن این کار پس از مدتی طولانی، چند سال پیش قسمت این حقیر باشد. امروز که این تصنیف تقدیم‌تان می‌شود بسیار خوشحالم که من هم سهمی در آن دارم. امیدوارم با این تصنیف در روزهای قرنطینه و دوری، شریک لحظاتتان باشیم و رنگی از امید آورده باشیم

    ۲۴۱۲۴۱