برچسب: هدایت الله خادمی

  • توقف حفاری نفت در دریای خزر تصمیم یک نفر نبود

    توقف حفاری نفت در دریای خزر تصمیم یک نفر نبود

    به گزارش خبرگزاری مهر، در پی انتشار مصاحبه مشروح با هدایت اله خادمی، مدیرعامل اسبق شرکت حفاری شمال با عنوان «حفاری نفت در خزر به دستور زنگنه متوقف شد»، وزارت نفت توضیحاتی به این شرح ارائه داد:

    ۱) در ابتدا لازم است مراتب تأسف عمیق خود را از سطح نازل و غیرکارشناسی گفت و گوی منتشره اظهار کنیم، عمده اظهارات آقای خادمی در این گفت‌وگو (که خرداد ۹۹ منتشر شده) تفاوت چندانی با ادعاهای مطروحه توسط ایشان در سالهای ۹۳ و ۹۴ ندارد، این نشان می‌دهد ۴ سال حضور در کمیسیون تخصصی انرژی مجلس شورای اسلامی متأسفانه باعث بهبود معیارهای دانشی و اشراف اطلاعاتی ایشان نشده است، باعث تأسف است که ما با مردی مواجه هستیم که باوجود ۴ سال حضور در کمیسیون انرژی مجلس، «تقریبا هیچ» از ژئوپلیتیک انرژی منطقه نمی‌داند، یا گویا تابحال موضوعی حساس و استراتژیک به عنوان «رژیم حقوقی دریای خزر» را به گوش نشنیده‌اند، اظهارات سراسر کذب او مبنی بر دستور وزیر نفت برای پایان حفاری در میدان سردارجنگل خود گویای این است که آقای خادمی همچنان بر ساختن روایت‌های خیالی برآمده از اوهام و بغض شخصی تاکید دارند، همچنین لازم است مراتب تأسف عمیق خود را از سطح بسیار پایین پرسش‌های مطروحه نیز ابراز داریم که نشان می‌دهد با کلیات، بدیهیات و الزامات مباحث توسعه‌ای این صنعت فاصله دارد، نگاه به سطح نازل و عمدتاً نادرست سوالات خود موید بی‌کیفیت بودن همه گفت‌وگوی نسبتاً مفصل است، مثلاً به همین نکته توجه کنید که در پایان بخش دوم مصاحبه منتشره (به تاریخ ۲۳ خرداد ۹۹ با کد خبر ۴۹۴۶۱۷۶) خبرنگار می‌پرسد: آقای اصولی، مدیرعامل کنونی شرکت حفاری شمال آنجا چکار می‌کنند؟ و آقای خادمی هم جواب می‌دهد که «چند نفر آنجا نشسته‌اند، دور هم داستان تعریف می‌کنند هیچ اتفاقی نمی‌افتد» یعنی خبرنگار محترم مهر، آقای اصولی مدیر عامل شرکت نفت خزر را مدیر عامل حفاری شمال می‌داند و از وضعیت کاری او می‌پرسد و آقای خادمی هم با همین فرضیه غلط یک پاسخی برای خالی نبودن عریضه می‌دهد! از همین دو سطر پایانی گفت‌وگو، معیار کیفیت بقیه متن را حساب کنید….

    ۲) همانطور که پیش از این نیز مکرراً دیده بودیم، اصلی‌ترین و پرتکرارترین مرجع به کاربرده شده در سخنان آقای خادمی «من» است، منم منم‌های آقای خادمی گویا تمامی ندارد، ایشان یک تنه همه برنامه توسعه صنعت نفت در دریای خزر را طراحی و اجرا کرده است! همه متن این دو بخش گفت‌وگو مشحون از «منم منم» های معروف آقای خادمی است! و تمامی این اوهام در حالی بیان شده است که شرکت حفاری شمال بر اساس یک قرارداد مدت دار، صرفاً «راهبر» دکل ایران – امیرکبیر بوده است، یعنی حتی نمی‌توان این شرکت را بر اساس فرمت های رایج، پیمانکار عملیات حفاری در دریای خزر هم نامید (چرا که معمولاً پیمانکارهای حفاری مالک دکل‌ها هستند و در این مورد حفاری شمال حتی مالک دکل نبوده و دستگاه ایران امیرکبیر در مالکیت شرکت نفت خزر است) و تنها راهبری دکل (از جمله تأمین نیروی انسانی، راهبری شناور و اجرای نقشه حفاری ابلاغ شده) بر عهده این شرکت بوده است، همچنین از سال ۱۳۸۹ و با ورود شرکت حفاری شمال به فهرست شرکت‌های واگذار شده در بورس، این شرکت دارای سهامدار عمده غیردولتی بوده و احکام آقای خادمی در مسئولیت مدیریت عامل شرکت حفاری شمال از سوی هیأت مدیره خصوصی شرکت حفاری شمال صادر می شده است، ایشان هم با درخواست خود و موافقت وزارت نفت به عنوان کارمند شرکت ملی نفت مأمور به خدمت در حفاری شمال (از زیرمجموعه‌های هلدینگ انرژی بنیاد مستضعفان) بودند.

    ۳) موضوع مهمی که در جریان مصاحبه از سوی آقای خادمی عمداً مورد فراموشی قرار می‌گیرد این است که موضوع اکتشاف و توسعه منابع هیدروکربوری ایران در دریای خزر به دلیل ماهیت چندوجهی و تاثیرپذیری از مباحثی همچون رژیم حقوقی دریای خزر، سیاست خارجی منطقه‌ای و … در قالب یک سیاستگذاری منسجم و یکپارچه با مدیریت وزارت نفت و در هماهنگی کامل با نهادهای ذیصلاح امنیتی و وزارت امور خارجه طراحی و اجرا شده است، هر رویدادی در این زمینه هم نه تصمیم یک فرد و یک دولت که تصمیمی متضمن منافع ملی ایران و برآمده از تصمیمات همه مجموعه‌های صلاحیت دار بوده است، حالا در این میان معلوم نیست چرا آقای خادمی به عنوان مدیر عامل اسبق شرکتی که پیمانکار راهبری یک دکل حفاری متعلق به شرکت نفت را بر عهده داشته است خود را محق به تصمیم گیری در زمینه‌ای می‌داند که چندین نهاد و مجموعه مهم کشور در تصمیمات مرتبط با آن اشراف دارند.

    ۴) مزید استحضار مخاطبان عزیز متذکر می‌شویم: دکل حفاری ایران – امیرکبیر در مالکیت شرکت نفت خزر از زیرمجموعه‌های شرکت ملی نفت ایران است، شرکت حفاری شمال برای دوره‌ای مشخص مطابق قراردادی رسمی راهبری دکل را بر عهده داشته است، این راهبری هیچ حق قانونی و عرفی برای مدیر عامل آن در تعیین خط مشی عملیات ایجاد نمی‌کند، شرکت پیمانکار (حفاری شمال) صرفاً بر اساس نقشه و برنامه ابلاغی شرکت ملی نفت ایران و با نظارت ناظران شرکت ملی نفت، صرفاً موظف بوده در ازای دریافت مبلغی معین، در لوکیشن‌های ابلاغی حفاری را تا عمق پیش‌بینی شده انجام دهد، هر تغییر لوکیشنی هم بر اساس برنامه از پیش تعیین شده و ابلاغیه شرکت ملی نفت انجام می شده است، پس اصولاً شرکت حفاری شمال نه حق و نه اختیاری برای تصمیم‌گیری در زمینه محل حفاری یا عمق و وضعیت حفاری این دستگاه حفاری نداشته است، ایشان در بخشی از این متن می‌گوید: «اگر ما این دستگاه را آنجا مستقر نگه داشته و برای نگهداری آن نیز هزینه هم می‌کردیم، به نفع منافع حاکمیتی کشور بود؛ اما الان دوباره هیچی نداریم.» ای کاش آقای خادمی توضیح دهند که اصلاً چرا برای هزینه کردن از جیب ملت ایشان نظر می‌دهند؟ مگر امور توسعه صنعت نفت ملک شخصی شان است که با سلیقه خودشان بخواهند هزینه کنند؟ عملیات توسعه‌ای میادین نفت باید یک نقشه کلان و طرح توجیهی داشته باشد که قاعدتاً درباره میادین نفت و گاز دریای خزر هم این کار توسط شرکت ملی نفت انجام شده است، اگر کسی قرار باشد در زمینه روند توسعه این میادین در دریای خزر توضیحی بدهد بی‌شک مدیران شرکت نفت خزر و شرکت ملی نفت ایران، مطلع تر و محق تر از مدیر عامل شرکت پیمانکار راهبری دکل هستند. این هم یکی از نوادر اقتصاد ایران و جهان است که می‌بینیم برای اولین بار مدیر عامل (اسبق) یک شرکت پیمانکار، برای کارفرما تعیین تکلیف و تبیین راه می‌کند!

    ۵) تمامی آنچه که آقای خادمی درباره دستوردهنده توقف عملیات حفاری در دریای خزر و نیز توقف حفاری در میدان گازی فرزاد B گفته و دستور توقف حفاری در این مناطق را به وزیر نفت دولت فعلی منسوب کرده‌اند، یک خیال بافی دروغین، کذب محض و ناشی از همان نگاه خصومت آمیزی است که بیش از ۵ سال است از سوی ایشان در پیش گرفته شده است. مزید استحضار ایشان و خوانندگان محترم متذکر می‌شویم: برنامه حفاری ایران در دریای خزر بر اساس الگوهای طراحی شده برنامه‌ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت ایران و در مشارکت با نظرات کارشناسی شرکت نفت خزر تعیین می‌شود اما اجرا یا تغییر در آن به دلیل شرایط خاص این دریاچه، در هماهنگی با سایر نهادهای مسئول همچون وزارت امور خارجه و … صورت می‌گیرد، پس اصولاً تصور اینکه وزیر نفت دستور توقف عملیات حفاری را داده باشد فهم نادرست مسائل توسعه‌ای و ژئوپلیتیک منطقه است، ضمناً به نظر می‌رسد خیالبافی‌های «بالیوودی» از این دست که مدیر عامل اسبق شرکت حفاری شمال، توسعه میادین نفتی در خزر را در کوران مشکلات و کارشکنی‌ها و حتی در میان موج ناوگان صهیونیستی!! به پیش برده‌اند ناشی از تلاش برای ترمیم شکست‌های کاری و انتخاباتی است.

    در موضوع راه‌اندازی سکوی ایران – امیرکبیر و حفاری موفقیت آمیز چاه‌ها که به کشف میدان سردارجنگل در دریای خزر منجر شد مجدداً تاکید می‌شود: این دستاورد بر اساس نقشه حفاری شرکت ملی نفت ایران، با مدیریت و کارفرمایی شرکت نفت خزر و با پیمانکاری (راهبری) شرکت حفاری شمال انجام شد، هیچکس منکر تلاش‌ها و زحمات حفارمردان شریف ایران و تیم فنی که در راه اندازی دکل ایران- امیرکبیر یک مجاهدت تمام عیار خلق کردند نیست، کما اینکه در موضوع همین دستاورد نیز منکر تلاش‌ها و خدمات آقای هدایت الله خادمی کارمند وزارت نفت، مأمور به خدمت در شرکت حفاری شمال نبوده و نیستیم و در همان زمان از سوی وزارت نفت از ایشان در این زمینه به صورت رسمی تقدیر شد، اما امید می‌رود هر کسی به قدر وزن و جایگاه خود درباره مسائل سخن گوید و از مصادره موفقیت‌ها برای منفعت شخصی و از تخریب سیاست‌های ملی به دلیل اهداف جناحی پرهیز کند

     

  • حفاری نفت در خزر به دستور زنگنه متوقف شد

    حفاری نفت در خزر به دستور زنگنه متوقف شد

    حفاری نفت در خزر به دستور زنگنه متوقف شد

    به گزارش خبرنگار مهر، بخش اول گفتگو با هدایت الله خادمی، مدیرعامل اسبق شرکت حفارش شمال ۱۹ خرداد ماه با عنوان «ماجرای تولید نفت در دریای خزر / مچ‌گیری احمدی‌نژاد از تیم حفاری» درباره بهره برداری از میدان نفتی مشترک سردار جنگل در دریای خزر منتشر شد. میدانی که بهره برداری از آن به دلیل قرار گرفتن در آب‌های عمیق محل بحث بوده و همچنان به نتیجه نرسیده است. هر چند دکل مورد نیاز برای حفاری در چنین عمقی با تکیه بر توان داخلی ساخته شد، اما به دلایل نامعلوم از این دکل استفاده نمی‌شود. بخش دوم و پایانی این مصاحبه پیش روی شماست:

    خبرنگار مهر: به هر حال میدان نفتی سردار جنگل مشترک است و بحث منافع ملی است…

    خادمی: دقیقاً. یک نکته اینکه این میدان، میدانی مشترک است و از طرفی نیز با وجود اینکه همین الان ما شاهد کاهش تولید در میادین آف شور (فراساحل) خلیج فارس هستیم، اما سعی می‌کنیم تولید نفت و گاز از میادین مشترک را حفظ کنیم.

    ببینید ما بجز این میدان، جاهای دیگر را نیز متوقف کردیم. یک دستگاه حفاری بیکار وجود داشت به اسم سحر ۲ که زمان قاسمی، وزیر نفت دولت اسبق که همه به آن نیاز داشتند و در نهایت این دکل را به میدان مشترک فرزاد بی انتقال دادیم. وقتی حفاری در میدان فرزاد بی را شروع کردیم عربستان تعداد دکل‌های حفاری در این منطقه را به ۶ تا ۷ دستگاه افزایش داد، اما در اوایل دولت تدبیر و امید، زنگنه دستور داد تا حفاری در این میدان متوقف شود!

    آیا امکان حفاری در دریای خزر را داشتیم؟ هزینه تمام شده آن چقدر است؟

    بله. چون اکتشاف بود هزینه تمام شده محاسبه نشده بود.

    این کار چه عایدی برای کشور داشت؟

    تکنولوژی آب‌های عمیق داشتیم که می‌شد صادرش کرد و آموزش داد و به این ترتیب، نسبت به سایر کشورها، برتری داشت. این برتری فقط مختص ایران بود که می‌توانست به حفاری در آب‌های عمیق نیز تسلط داشته باشد. با رها شدن این کار بسیاری از نیروهای ما به آفریقا یا کشورهای دیگر با حقوق و مزایای بالا مهاجرت کردند. ما الان در خلیج فارس میدان فروزان را داریم که با عربستان مشترک است؛ عربستان در حدود ۵۰۰ هزار بشکه برداشت می‌کند و ایران حدود ۴۰ هزار بشکه!

    در میدان آرش هم وضع به همین شکل است؛ باید بررسی کرد که علت اینکه با ترکمنستان قطع ارتباط گازی کردیم چه بود؟! در حالی که یک گازی با قیمت پایین از ترکمنستان وارد می‌کردیم و انحصار با ما بود. از طرفی باید پرسید چرا خط لوله صلح را نهایی و عملی نکردند.

    گفته می‌شود علت اینکه ایران از پاکستان در این زمینه شکایت نمی‌کند این است که خط لوله به صفر مرزی نرسیده است.

    یک مقدار بسیار کمی مانده بود اما با تعلل؛ ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان پروژه تاپی را کلید زده و ایران را دور بزنند و ما بازار گازی منطقه را از دست دادیم.

    یعنی اگر قرار بود برنامه ریزی کند که ایران از بازار گازی حذف شود نمی‌توانست به این خوبی طراحی کند.

    می‌توان گفت با بهره برداری از نفت خزر تمرکز تولید نفت کشور از جنوب کشور کاهش می‌یافت؟

    ما منابع و امکاناتی را در شمال کشور و بخشی را در جنوب داریم که باید از همه آنها استفاده کنیم گرچه در جنوب هم خام فروشی می‌کنیم. ما بحثی که در این ۲۰ سال داریم این است که می‌گوئیم نفت را خام فروشی نکنید و آن را تبدیل کنید به فرآورده‌های با ارزش؛ اگر چنین می‌شد، طی این سال‌ها، دیگر یک کشور تک محصولی نبودیم که به راحتی تحریم شویم؛ اگر در بطن این موضوع بروید مشخص است که اصلاً بنا است که ما تک محصول شویم و گرنه مقام معظم رهبری دو بار در نمایشگاه نفت تاکید کردند که خام فروشی را تمام کرده و به فرآورده‌های با ارزش تبدیل کنید. چرا گوش نمی‌کنند؟ چون می‌خواهند کشور تک محصولی باشد چون کشور تک محصولی را می‌توان تحریم کرد.

    برخی مسئولان می‌گفتند ما بنزین را وارد می‌کنیم بهتر است! باید دید چه کسی بنزین را وارد می‌کرد! در حالی که اگر پالایشگاه تأسیس شده و بنزین تولید شود، اشتغال برای جوانان ایجاد شده و شاهد ایجاد ارزش افزوده بیشتر هستیم ولی اگر وارد کنیم یک خانواده و یک گروه سود می‌کند.

    بنابراین با توجه به این فسادی که عین موریانه به جان برخی مسئولین ما زده است امیدی به توسعه بر اساس منابع موجود نیست، مگر اینکه از این فساد به صورت شفاف پرده برداری شود.

    پس نمی‌شود به این شکل نگاه کرد که بهره برداری و توسعه نفت خزر از تولید نفت در جنوب کشور تمرکززدایی می‌کند ولی باید به موازات جنوب توسعه داده شود؟

    شما چند تا منابع مالی دارید؛ مثل اینکه شما چند شماره حساب در بانک‌های متفاوت با گردش مالی بالا دارید؛ اینها همه منابع شما هستند؛ با بهره برداری و توسعه نفت خزر می‌توانستیم با توجه به زنجیره‌ای که برایش می‌توان تعریف کرد حداقل سه استان شمالی را توسعه اساسی دهیم.

    امتیازی برای این بهره برداری و توسعه هم در نظر گرفته شد؟

    نه اصلاً با برگشتن دکل از موقعیت مربوطه، ما امتیازمان را هم از دست دادیم و برای گرفتن سهم مان چیزی برای گفتن نداریم و در موضع ضعف قرار گرفتیم.

    بازگشت دکل از موقعیت درخواست یا دستور چه مقامی بود؟

    حتماً دستور زنگنه و تیم وی بود وگرنه قبل آن اوضاع چه فرقی داشت؟! دولت و وزرا بودند که کار می‌کردند و می‌آمدند و می‌رفتند.

    شما اطلاعی از امضای قرارداد در این زمینه با جمهوری آذربایجان در زمان دولت هفتم و هشتم دارید؟

    خاطرم هست زمان احمدی نژاد بحث‌هایی مطرح و قرار بود یک مذاکره با آذربایجان داشته باشند و همین بحث‌ها شده بود که آقای متکی مطرح کردند که سهم مرزی ایران در خزر ۹ درصد و…. من همان زمان مصاحبه کردم و روزنامه‌ها زدند که اگر رئیس جمهور قرار است برود مذاکره نباید کمتر از ۲۰ درصد را صحبت کند؛ البته آن سفر کنسل شد و گروهی که روی موضوع خزر کار می‌کردند را خواستند و حرف‌هایمان در این زمینه را زدیم و آنها هم صحبت کردند که آذربایجان مدرکی دال بر مرز بندی در خزر بیاورد؛ اگر اذربایجان مرزبندی ما را قبول نداشت می‌توانستیم اعلام کنیم به استناد سهم مرزی ایران و شوروی که ۵۰ به ۵۰ بوده است، اصولاً جمهوری آذربایجان را به عنوان کشوری مستقل از اتحاد جماهیر شوروی سابق به رسمیت نمی‌شناسیم. اصولاً سهم ما همان ۵۰ درصد بود. چرا که شوروی تقسیم شده بود و سهم شوروی باید بین ۵ کشور تقسیم می‌شد، نه سهم ایران.

    اینها بحث‌هایی است که باید توجه شود؛ ما دستگاه را بردیم در منطقه حفاری در آب‌های مرزی ایران و آذربایجان مجبور شد نقشه نفتی خودش را تغییر دهد.

    از میدان مشترک سردار جنگل چقدر برای ایران است؟

    ما اعتقاد داشتیم همه آن برای ایران است از آنجا به بعد می‌رفتیم وارد میدان البرز می‌شدیم و ما معتقد بودیم که آنجا به صورت یکدست برای ما است.

    قضیه ناو اسرائیلی و آذربایجان در دریای خزر چه بود؟

    یک بحثی بود که قبلاً آذربایجان می‌خواست در این میدان کار کند ولی ایران اجازه نداد و یک ناو اسرائیلی آوردند و درگیری مختصری هم ایجاد شد و یک بار یک شناور ایرانی به مرز آذربایجان نزدیک شد و این اختلافات را داشتیم ولی آذربایجان با این کار به این راحتی عقب کشید و خودش را به دردسر نیانداخت.

    آذربایجان در حال حفاری در خزر است و حتی این منطقه را آلوده کردند در حالی که ما نشسته‌ایم و نگاه می‌کنیم.

    اگر در خزر تولید و بهره برداری از نفت به ثمر برسد، احداث پالایشگاه یا پترو پالایشگاه‌ها را منطقی می‌دانید فکر می‌کنید می‌توان برای این نفت زنجیره تعریف کرد؟

    بنده عرض می‌کنم که الان در عمق ده هزار متری خلیج مکزیک نفت استخراج می‌شود و اقتصادی است؛ این دستگاه تا ۱۰ هزار متر می‌تواند بصورت شناور حفاری کند و سیستم پیشرفته‌تری دارد بنابراین اقتصاد با تکنولوژی می‌آید و هزینه‌های واحد را کاهش می‌دهد.

    الان اطلاعی از آخرین وضعیت سردار جنگل دارید؟

    تعطیل

    آقای اصولی، مدیرعامل کنونی شرکت حفاری شمال آنجا چکار می‌کنند؟

    چند نفر انجا نشسته‌اند، دور هم داستان تعریف می‌کنند هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

     

  • ماجرای تولید نفت در دریای خزر/ مچ‌گیری احمدی‌نژاد از تیم حفاری

    ماجرای تولید نفت در دریای خزر/ مچ‌گیری احمدی‌نژاد از تیم حفاری

    ماجرای تولید نفت در دریای خزر/ مچ‌گیری احمدی‌نژاد از تیم حفاری

    به گزارش خبرنگار مهر، ایران جزو معدود کشورهایی است که در بخش‌های مختلف پهنه جغرافیایی خود منابع نفتی و گازی متفاوتی دارد. البته عمده منابع نفتی کشور در خوزستان و البته نیمه جنوبی کشور متمرکز است. حتی در منطقه دریای خزر نیز منابعی به اثبات رسید و نتیجه حفاری‌های انجام شده در این منطقه به دنبال نفت، مثبت شد. متأسفانه در دولت تدبیر و امید با بهانه تراشی‌های مختلف، توجه شایسته و مداومی به منابع نفتی دریای خزر نشد. این در حالی است که روسیه و جمهوری آذربایجان به طور جدی در حال فعالیت و بهره برداری از نفت دریای خزر هستند. اما درباره عدم حضور جدی ایران در آب‌های دریای خزر نکات متفاوتی مطرح شده است که از جمله آن می‌توان به برخی اختلافات مرزی، هزینه بالای تولید و همچنین فقدان تجهیزات مناسب برای حفاری در آب‌های عمیق اشاره کرد؛ در همین ارتباط با هدایت الله خادمی، مدیرعامل اسبق شرکت ملی حفاری شمال گفتگویی انجام داده‌ایم که بخش اول آن از نظرتان می‌گذرد:

    خبرنگار مهر: برای شروع توضیحی درباره روند فعالیتی در منطقه دریای خزر بفرمائید.

    خادمی: آرزوی چند ده ساله ما ایرانی‌ها بوده که در بحث خزر اقداماتی را انجام بدهیم تا علاوه بر کشف منابع نفتی، برآوردی از میزان و شرایط آن به دست آوریم. جمهوری آذربایجان و روسیه شدیداً در حال فعالیت در این منطقه هستند و دستگاه‌های حفاری دارند؛ وقتی کسی در جایی فعالیت می‌کند، در حقیقت اعلام مالکیت کرده است.

    ما در خزر برداشتی از نفت نداریم بنابراین از چندین سال قبل در بحث نفت شروع به اکتشاف و اقدام در این راستا کردیم؛ دریای خزر دریاچه‌ای بسته است و هیچ تجهیزی را نمی‌توان به خزر آورد و اگر ایرانی‌ها تمایل به داشتن دستگاه حفاری دارند باید یک جایی در ساحل ایران دستگاه را بسازند. کشورهای همسایه نیز همین کار را انجام می‌دهند. در همین راستا، سال‌های قبل دستگاهی به نام «ایران خزر» را در نکا ساختیم؛ این دستگاه برای حفاری در آب‌های کم عمق حدود ۵۰ تا ۹۵ متری حفاری مناسب است و مشابه دستگاه‌هایی بود که ما در خلیج فارس برای کار حفاری از آن استفاده می‌کنیم؛ البته متأسفانه در آب‌های کم عمق به نتیجه نرسیدیم و ذخایر هیدرو کربن را در آب‌های کم عمق خزر پیدا نکردیم؛ این در حالی است که آذربایجان در آب‌های کم عمق دارای ذخایر هیدروکربونی است.

    و به این ترتیب به حفاری در آب‌های عمیق روی آوردید؛ ایران امکان حفاری در آب‌های عمیق را دارد؟

    بله. بعد از بررسی فهمیدیم باید از ساحل فاصله بیشتری بگیریم و به سمت آب‌های عمیق برویم برای آب‌های عمیق دستگاه جکآپ یا پایه دار؛ فقط برای آب‌های ۹۰ متر جواب می‌داد؛ بنابراین نمی‌شد برای حفاری در منطقه عمیق مستقر شود و باید یک دستگاهی می‌بود که بتواند بر روی سطح آب با عمق ۱۰۵۰ متر به صورت شناور و نیمه شناور بایستد و حفاری کند.

    پس ایران خزر بلااستفاده ماند؟

    برای اینکه این دستگاه بی بهره نماند قراردادی با ترکمنستان بستیم و آن را به ترکمنستان انتقال دادیم و حفاری را در آن کشور شروع کردیم، از طریق این قرارداد نیز درآمد بسیار خوبی کسب کردیم. با شرکت دراگون هولد قرارداد بستیم که در ترکمنستان کار می‌کرد و میدان نفتی داشت همان شرکتی که بعداً نفتش را به آذربایجان سوآپ کردیم.

    دستگاه دوم که باید به آب‌های عمیق می‌رفت را در اختیار نداشتیم؛ دو شرکت خارجی آمدند و در نکا شروع به ساخت دستگاهی برای حفاری در عمق ۱۰۵۰ کردند؛ وقتی این دستگاه ساخته شد وزنش در خشکی حدود ۱۵ هزار تن بود و برای تأمین نیازهای خودش باید ۱۲ هزار کیلووات برق در بخش حفاری تولید می‌کرد .۷ سال زمان برای ساخت و رها سازی این دستگاه بر روی آب، زمان صرف شد؛ این دو شرکت تا سال ۱۳۸۵ مشغول ساخت بودند اما بخاطر تحریم‌ها رها کردند و رفتند؛ البته اکثر تجهیزات آن کامل شده بود.

    سوئیسی بودند؟

    سوئیسی و نروژی بودند.

    ساختش چه سالی کلید خورد؟

    در دولت آقای هاشمی شروع شد ولی در دولت اقای احمدی نژاد به آب اندازی شد. خارجی‌ها کلی کد روی سیستم‌های پی ال سی آن گذاشته بودند تا قابل راه اندازی نباشد. ایران تلاش کرد برای راه اندازی دستگاه از کشورهای مختلف کمک بگیرد چون حوالی سال ۸۸ بود که بحث حاکمیتی بر خزر هم مطرح شده بود. آنها می‌گفتند سهم ایران از خزر ۹ درصد است و ما می‌گفتیم با توجه به تحدید حدود حاکمیتی قبل از فروپاشی روسیه، سهم ایران ۲۰ درصد است و با شوروی سابق ۵۰ – ۵۰ هستیم؛ به آب اندازی و شروع حفاری در خزر، به نوعی حاکمیت ما بر روی سهم مان از خزر را مستحکم می‌کرد. برای راه اندازی این دستگاه هر کس را آوردند نشد راه اندازی کنند. فکر می‌کردند همه را بکار بگیرند تا دستگاه را راه اندازی کنند. تقریباً تیرهای آخری بود که سال ۸۸ زده می‌شد. آن زمان، دوره وزارت آقای نوذری بود و بنده معاون مدیر عامل شرکت ملی حفاری ایران و عضو هیئت مدیره بودم.

    و شما به شرکت ملی حفاری شمال رفتید.

    بله. ما را خواستند و گفتند به شرکت ملی حفاری شمال برو و این دکل را راه اندازی کن. که من به دلایل خانوادگی نمی‌پذیرفتم. صبح روزی که نوذری، وزیر نفت را دیدم هم بلیط گرفتم و به اهواز برگشتم؛ جشن‌ساز که معاون وزیر بود زنگ زد کجایید. گفتم اهواز؛ گفت ما حکم را زده ایم و نمی‌شود نپذیرید؛ فردا معارفه است و باید بیایید. در نهایت ما آمدیم و قول گرفته بودیم که اگر توانستیم راه اندازی کنیم برگردیم جنوب.

    شروع کردیم؛ دستگاه را بازدید کردم؛ ۱۴ روز بررسی کردیم و همه جلسات مان نیز با زیرکچیان که هیئت مدیره شرکت ملی نفت خزر بود و ضیغمی، رئیس هیئت مدیره حفاری شمال بود؛ بازرسی کل کشور و رستم قاسمی که بعداً وزیر شدند به عنوان فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) نیز حضور داشتند؛ از شرکت نفت مرکزی هم حضور داشتند. جلسات در این حوزه واقعاً چالشی بود و دائماً به نهادهای امنیتی می‌رفتیم و توضیح می‌دادیم که چه اتفاقی افتاده است و لحظه به لحظه پیگیری می‌کردند؛ کار بسیار سخت و پر استرسی بود؛ بعد از اتمام بررسی‌ها، گفتم من راه اندازی می‌کنم.

    گفتم به شرط اینکه فلان آقا برود؛ این آقا داخل پروژه بود و من تصور می‌کردم این فرد عامل لنگ شدن پروژه است و سود او در این است که این پروژه متوقف بماند. اول سال ۸۸ بود و ایشان از آن پروژه رفت؛ کسی فکر نمی‌کرد این پروژه راه بیفتد؛ آقای زیرکچیان دوست ما بودند و به من می‌گفتند: آبادانی بازی در آوردی! چطور می‌توانی راه بیاندازی؟! گفتم اگر بخواهد راه بیفتد من راه می‌اندازم. تخصص من ۳۰ سال همین است.

    کار را شروع کردیم؛ شبانه روز جلسه داشتیم؛ برای توضیح دائم به شورای امنیت و وزارت خانه می‌رفتیم و توضیح می‌دادیم؛ شبانه روزی کار می‌کردیم و از همه دانشگاه‌ها، جهاد دانشگاهی و… دعوت کردیم در حوزه‌های مرتبط به ما کمک کنند. از همه پتانسیل داخلی استفاده کردیم؛ از شرکت‌های خارجی هم اگر کسی می‌توانست در این پروژه کمک کند می‌آوردیم؛ چرا که مصر بودیم کار به سرانجام برسد.

    چالش‌های زیادی هم داشتیم؛ ما طوری کار می‌کردیم که خیلی فشار روی ما بود؛ آذربایجان و روسیه از راه اندازی بسیار ناراحت بودند. جو عجیبی بود و در نهایت بعد از ۶ ماه به جایی رسیدیم که من گفتم آماده است.

    مشکلی در راه اندازی تجهیزات کدگذاری شده توسط خارجی‌ها نداشتیم؟

    برای برخی از بخش‌ها دوباره سیستم طراحی کردیم؛ از همه امکاناتمان استفاده کردیم و یک کار پیچیده شبانه روزی بود از همه جا هم نیرو آورده بودیم.

    تیم بسیار خوبی داشتیم؛ این حفاری آب‌های عمیق بود و تخصص آن در خاورمیانه وجود نداشت. با هر مشقتی بود، دستگاه را راه اندازی کردیم و وقتی گفتیم آماده است کسی باورش نمی‌شد. رسید به آنجا که رئیس جمهور وقت گفت من خودم باید بیایم ببینم؛ فکر نمی‌کرد درست باشد.

    روزی که احمدی نژاد آمد، تقریباً همه بودند؛ رستم قاسمی، نوذری و جشن‌ساز هم بودند و همه بودند؛ دستگاه در ۳۰ مایلی ساحل و عمق ۳۰ متری آب قرار داشت. دستگاه را آنجا گذاشته بودیم که آماده کنیم و تست‌ها را انجام دهیم. آقای احمدی نژاد که آمدند، به اتاق کنترل رفتیم. من به مسئول اتاق کنترل گفته بودم وقتی رئیس جمهور آمدند، بلند نشو؛ سلام کن و احترام بزار اما از جایت بلند نشو.

    اطلاعات پروژه را به احمدی نژاد داده بودند و آنجا مشخص شد آدم زیرکی است و روی سه تا موضوع که بحث تخصصی حفاری است با ما بحث کرد.

    رئیس جمهور گفت آماده هستید؟؛ گفتم بله. گفت پس شروع به حفاری کنید. ما سه لوله ۹ متری حفاری بسته بودیم. به مدیر عملیات گفتیم شروع کن. و شروع کردیم. لوله‌ها داشت می‌چرخید.

    احمدی نژاد روی مانیتورها را نگاه کرد و گفت عمق آب اینجا چند متر است؟ گفتیم ۳۰ متر. گفت چند تا لوله دارید؟. گفتیم سه تا و هر کدام ۹ متر. گفت یعنی دارید در آب می‌چرخید فقط! گفتیم در حال تست هستیم. گفت نه! من می‌خواهم لوله را کف دریا قرار داده و شروع به چرخش کنید.

    گفتیم برای این کار لوله بلندتر نیاز است؛ احمدی نژاد گفت برویم یک چرخی بزنیم و بقیه جاها را توضیح بدهید تا لوله‌ها آماده شود و بعد بیاییم و حفاری کنید.

    تاکی واکی دست مان بود؛ رحمانی، مدیر عملیات را صدا زدم؛ گفتم باید یک لوله دیگر مهیا کنید تا شروع کنیم؛ همینطور که با احمدی نژاد می‌رفتیم، به یکی از بچه‌های نفت که محافظ وزیر و آدم با سابقه‌ای بود، گفتم همینطور که ما در حال حرکت و توضیح هستیم، رئیس جمهوری را به سمت هلی‌کوپتر هدایت کن تا از محل عملیات خارج شود! اما جشن‌ساز زنگ زد و گفت آقای خادمی! این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست. گفت به خدا سر ۱۰ دقیقه قطعاً بر می‌گردد سر پروژه، هر کاری می‌توانی انجام بده تا حفاری را شروع کنی.

    یعنی آماده حفاری نبودید؟

    از نظر فنی آمادگی داشتیم اما فکر نمی‌کردیم انتظار داشته باشند مته وارد بستر آب شود. خلاصه، رحمانی (مدیر عملیات) بعد از ۱۵ دقیقه زنگ زد و گفت ما آماده هستیم؛ به اتاق کنترل رفتیم و شروع به حفاری کردیم. اطلاعات زیادی روی مانیتورها بود. یک مرتبه احمدی نژاد گفت چرا این ویتون بیت (وزن روی مته) شما صفر است؟

    وقتی حفاری در حال انجام است، لوله‌ها مثل وزنه است، وزن لوله‌ها و فشاری که وارد می‌آید، به حفاری کمک می‌کند.

    وقتی گفتن ویتون بیتت صفر است، گفتم چون اینجا لجن است و باید وزن را از رویش برداریم؛ قانع شد که دستگاه آماده است. اگرچه دستگاه آماده شد اما تصمیمی برای جابجایی آن صادر نشد.

    چرا؟

    نمی دانم، شاید علت آن سیاسی بود؛ هر چیز دیگری هم می‌توانست علت آن باشد.

    شاید بخاطر نبود تجربه مشابه قبلی درباره این مدل حفاری در ایران بود.

    شاید هم همین بود؛ نخستین باری بود که در آب‌های عمیق چنین حفاری می‌خواست انجام شود؛ دستگاه خشکی برای این است که در خشکی حفاری کند جکآپ برای آب‌های کم عمق است و این دستگاهی که ما ساختیم، برای آب‌های عمیق بود. ما تاکید می‌کردیم که اجازه بدهید دکل را به منطقه مذکور ببریم و تکلیف را مشخص کنیم.

    موافقت شد؟

    بحث‌های زیادی در این زمینه بود؛ همزمان هیئت مدیره خطاب به من نامه دادند که این کار را نکن چون ممکن است دکل غرق شود، موضوع حاشیه دارد و سیاسی است؛ اما ما آماده بودیم و دلیلی نداشت که ادامه ندهیم؛ ما لوکیشن را می‌دانستیم که باید به کجا و کدام نقطه برویم.

    در نهایت همه چیز دست به دست هم داد و حرکت کردیم؛ البته قبل از اینکه حرکت کند، اسم این دستگاه «ایران البرز» بود. بعد گفتند حاشیه درست شده چرا که ما در آن نقطه، میدانی داریم به اسم البرز که با آذربایجان مشترک و هنوز بلا تکلیف است.

    این اسم مشابه مانع حرکت به سمت نقطه مدنظر شده بود؟

    نه؛ دنبال تغییر اسم بودند که بهانه‌ای نباشد؛ در نهایت چندین نامه بین وزارت نفت، وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی رد و بدل شد که ۲ سال است چرا اسم را عوض نمی‌کنید؛ تغییر نام چون نیاز به هماهنگی بین وزارت نفت و وزارت امور خارجه داشت، تغییر نکرده بود.

    معاون وزیر نفت من را دعوت کرد و نامه شورای امنیت ملی را به دستم داد و گفت اسمش را تغییر بده. مدیر عملیات پروژه آمده بود دفتر من. گفتم اگر بخواهیم اسم دستگاه ایران البرز را تغییر بدیم، پیشنهادت چیست. گفت امیرکبیر. همین اسم را به همراه چندین اسم دیگر به وزارت امور خارجه و شورای امنیت دادیم که در نهایت امیر کبیر تصویب شد. البته این تغییر اسم از روی دکل کار ساده ای نبود چون نام به صورت برجسته روی سکو حک شده بود اما در نهایت با هر سختی که بود، تغییر نام انجام شد.

    بعد از این تغییرات حفاری کلید خورد؟

    خیر، چون ما به یک تجهیز خاص دیگر نیاز داشتیم بنام ROV؛ وقتی بالای دریا ایستاده‌ایم و ۸۰۰ متر آب زیر پای ما است و لوله حفاری ما از اینجا می‌خواهد برود به عمق، چیزی دیده نمی‌شود طبیعتاً؛ غواص هم نمی‌توان فرستاد چون که فشار زیادی وجود دارد که موجب از بین رفتن غواص می‌شود. باید یک چیزی داشته باشید که هم اطلاعات مخابره کند و هم وضعیت را ببینیم و اگر کار مکانیکی بود که می‌خواستیم چیزی را باز کنیم و ببندیم انجام دهیم. این دستگاه به صورت مکانیکی و الکترونیکی کار انجام می‌دهد.

    در ایران چنین تجهیزی داشتیم؟

    خیر چنین چیزی در آن زمان در ایران نداشتیم؛ برای خرید آن یکی دو مرتبه ال سی باز کرده و قرار داد بسته بودند ولی به دلیل تحریم، تحویل نشده بود. چنین تجهیزی برای استفاده در این عمق را تنها آمریکا و انگلیس می‌ساختند.

    چه کردید؟

    ما به یکی از نهادهای امنیتی رفتیم و گفتند وظیفه خودت است؛ زمان هم نداشتیم و این وظیفه خود شرکت نفت خزر بود که نتوانسته بودند تهیه کنند؛ ما آمدیم با یک شرکت یزدی که بچه‌های خوب و سالم و تحصیل‌کرده ای داشت جلسه گذاشتیم، این شرکت پای کار آمد و گروهی را از مالزی و سنگاپور آوردند و جلسه‌ای را برگزار کردیم. مشخصات دستگاه مدنظرمان را به آنها دادیم و گفتند می‌توانیم این را برای شما بیاوریم.

    صحبت‌ها انجام شد؛ ساعت ۱۰ شب بود که به توافق رسیدیم که ما فلان رقم پول را به عنوان اجاره به اینها بدهیم و آنها نیز ظرف ۱۷ روز تجهیز را بیاورند بندر امیر آباد به ما تحویل بدهند.

    توافق کردیم و گفتند باید قرار داد نوشته شود و پیش پرداختی داده شود و بابت این پیش پرداخت یک ضمانت نامه‌ای دریافت کنی. اما همه اینها باید توسط هیئت مدیران تأیید می‌شد.

    به آنها گفتیم ما ۱۷ روز دیگر این دستگاه را می‌خواهیم؛ بنابراین نه قرار داد می‌شود بست – چون در سیستم ما، گرفتن تاییدیه هیأت مدیره برای بستن قرارداد ۶ ماه طول می‌کشد؛ فرضا همین فردا هم تأیید گرفته شود، تازه می‌رود در فرایند پیش پرداخت و اینها باعث از دست رفتن زمان ما می‌شد. می‌دانستم یکی از اعضای این تیم خارجی مسلمان است؛ گفتم بیا قسم بخوریم به پیامبر؛ یعنی بدون قرارداد، و به پشتوانه این قسم، دستگاه را به ما بدهند. طرف خارجی که مسلمان بود ناراحت شد بلند شد که چرا اسم پیامبر را آوردی و کفر گفتی. گفت من نه قرار داد می‌خواهم نه چیز دیگری. در نهایت با قسم خوردن بجای قرارداد موافقت شد. آنها رفتند تا دستگاه را ارسال کنند. و دقیقاً طی ۱۷ روز دستگاه را در بندر امیر آباد تحویل ما دادند.

    با همه این سختی‌ها چرا به طور نهایی به تولید مستمر نرسیدیم؟

    درست است. زنگنه می‌گفت آب عمیق است و تولید نفت در این عمق هزینه بالایی دارد اگر تولید کنیم چطوری صادر کنیم.

    این در حالی است که اگر ما این دستگاه را آنجا مستقر نگه داشته و برای نگهداری آن نیز هزینه هم می‌کردیم، به نفع منافع حاکمیتی کشور بود؛ اما الان دوباره هیچی نداریم. از سویی دیگر می‌توانستیم به حفاری و تولید بپردازیم. ما پالایشگرهای متحرک داریم. می‌توانستیم نفت را تولید و حمل کنیم. وقتی در آفریقا تولید نفت از آب در عمق ۱۰ هزار متری صرفه اقتصادی دارد، بی شک می‌تواند برای ایران نیز اقتصادی باشد.

    ادامه دارد…