برچسب: نویسندگی

نویسندگی کتاب فیلم نامه طنز

  • «پخش فیلم» در سینما نیازمند ساماندهی است/ آسیب دخالت‌های دولتی

    «پخش فیلم» در سینما نیازمند ساماندهی است/ آسیب دخالت‌های دولتی

     

    «پخش فیلم» در سینما نیازمند ساماندهی است/ آسیب دخالت‌های دولتی

    سید ضیا هاشمی رئیس جامعه صنفی تهیه‌کنندگان در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال جدید گفت: هرچند دولت رسماً در تولید فیلم‌های سینمایی دخالتی ندارد، اما از طریق نهادها و مراکزی در این زمینه ورود پیدا می‌کند. البته با ورود این نهادها و مراکز آثار نسبتاً خوبی هم تولید شده است، اما متأسفانه راه را برای ایجاد آسیب‌هایی در سینما فراهم کرده است.

    وی بیان کرد: مساله اصلی که وجود دارد، گران شدن تولیدات سینمایی است، همانطور که سرمایه‌گذاران بی‌ربط و ناشناس برای سرمایه‌گذاری در سینما وارد شده‌اند و هزینه‌های سرسام‌آوری را به سینمای ایران تحمیل کرده‌اند. البته ما تمام تلاش خود را می‌کنیم تا در برابر این رفتارهای غیرحرفه‌ای مقابله کنیم.

    این تهیه‌کننده سینما تاکید کرد: در کنار این موارد اعلام شده، مشکل اصلی ما در حوزه نمایش، در توزیع خلاصه شده است، در این بخش نابسامانی جدی وجود دارد و نمایندگان اصناف در شورای صنفی بیشتر ذی‌نفعان هستند که تلاش می‌کنند به نفع صنوف خود تصمیم بگیرند نه به سود کل سینمای ایران. کسی که برای سینمای ایران دلسوز باشد چه ذی‌نفع باشد چه نباشد سعی می‌کند تا آئین نامه و مواردی که به نفع کل سینمای ایران است را اجرایی کند.

    وی توضیح داد: از زمانی که آقای داروغه‌زاده سرکار آمد، شورای صنفی اکران و نمایش را به طور کامل دولتی کرد، پیش از این دولت به آئین‌نامه‌ها کاری نداشت و معتقد بود که مسائل برعهده بخش خصوصی است. در آن زمان سینمادار، تهیه‌کننده و پخش‌کننده برای اکران فیلم‌ها تصمیم می‌گرفتند.

    رئیس جامعه صنفی تهیه‌کنندگان تاکید کرد: متأسفانه دخالت‌های بی‌رویه دولت از طریق مدیرانی که در وزارت ارشاد حضور دارند به سینما صدمه زده‌است، برای نگارش آئین‌نامه‌های سینمایی ورود پیدا می‌کنند و تغییراتی که چندان به نفع سینما نیست را ایجاد می‌کنند و باید گفت در شرایطی هستیم که دخالت مدیران دولتی در سینما بسیار جدی شده است.

    هاشمی در پایان گفت: درآمد سینمای ایران در سال گذشته نزدیک به ۵۰ میلیارد تومان افزایش داشته اما مخاطب آن به‌شدت افت کرده است. سینمای ایران در سال جاری همه تلاش خود را کرد که بتواند در جذب مخاطب و تولید فیلم موفق عمل کند، اما دخالت‌ها از سوی برخی از افراد مانع موفقیت سینمای ایران شد.

  • دولت و مجلس محترم، تئاتر یک «شغل» است!

    دولت و مجلس محترم، تئاتر یک «شغل» است!

    به گزارش خبرنگار مهر، کوروش زارعی رئیس مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری به مناسبت روز جهانی تئاتر پیامی را صادر و طی آن به نوع نگاه و برخورد دولت و مجلس شورای اسلامی به تئاتر و هنرمندان تئاتر انتقاد کرد.

    در متن این پیام آمده است:

    «خداوند در سوره مبارکه نجم می‌فرماید: «وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی‌ «۴۳» وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْیا «۴۴» و اوست که می‌خنداند و می‌گریاند. و اوست که بمیراند و زنده کند.

    و اینها آیات قرآنی است که هنرمند تئاتر هنرمندانه از این آیات الهی الهام می‌گیرد و زیباشناسانه و هنرمندانه بر صحنه تئاتر اجرا می‌کند و  روی مخاطب خود تاثیر می‌گذارد و با الهام از کلام خداوند جلیل دست به خلاقیت و آفرینش می‌زند. صفتی که فقط و فقط مخصوص ذات اقدس الهی است و بس. و خداوند چه کریمانه این صفت زیبا و بزرگ خود را به هنرمند تئاتر عطا کرده است.

    پس هنرمند تئاتر باید قدر خود را بداند که چه جایگاهی رفیعی خداوند کریم به او عنایت کرده است. توانایی و صفتی که انسان‌های دیگر؛ جز پیامبران و اولیاء الهی، ندارند. چراکه آنها مبعوث شده‌اند تا راه سعادت بشری را برای انسان ترسیم کنند و وظیفه‌ای غیر از آن ندارند. هنرمند تئاتر هم در صحنه نمایش چنین عمل می‌کند و رسالت و وظیفه‌اش غیر از این نیست. اوست که برصحنه می‌خنداند و می‌گریاند، اوست که به تماشاگر می‌گوید، چه چیزخوب و چه چیز بد است. اوست که بر روی صحنه، زندگی سعادت‌مند جهان بشریت را ترسیم و تماشگر را آگاه از نیکی و بدی می‌کند. کاری که پیامبران و اولیاء‌الله می‌کنند. پس شما هنرمندان انتخاب شده حضرت باری‌تعالی هستید. پس وظیفه‌ای خطیر در مقابل انسان و جامعه خود دارید که باید قدر آن را بدانید. شما رسولان جامعه خود هستید.

    روز جهانی تئاتر بر هنرمندان و مردمان هنر دوست هر کجای این کره خاکی مبارک باشد. روزی که هر ساله جشن گرفته می‌شد. اما امسال ویروسی این جشن را بیمار و تعطیل کرده است. در حالی که هر ساله هنرمندان تئاتر همزمان با ایام نوروز جشنی برپا می‌کردند و روز جهانی تئاتر و روز ملی هنرهای نمایشی کشور را گرامی می‌داشتند.

    تعطیلی جشن روز جهانی تئاتر برای همه هنرمندان این هنر دردناک است. چرا که تئاتر و مردم به هم وابسته هستند. هرکدام نباشند، حیات تئاتر و هنرهای نمایشی ناممکن می‌شود. زندگی تئاتر زمانی جریان می‌یابد که نفس در نفس مردم باشد. از آنجایی که پیام‌های ارائه شده و موضوعات انتخابی در هر اجرای تئاتر انسانی است، مالکیت تئاتر با مردم و جوامع انسانی است.

    حال که انسان به دست ویروسی بسیار کوچک دچار دشواری‌هایی شده و قربانی می‌شود، نوبت هنر تئاتر و هنرمندان تئاتر است که به هر شکلی که می‌توانند به جامعه انسانی خدمت کنند. از آنجایی که تئاتر غذای روح انسان است، گام اول هنرمندان تئاتر روحیه دادن و آرامش دادن به روح آدمی و جامعه است. اما هنرمندان متعهد تئاتر گام‌هایی بیش از همدلی و روحیه‌دادن برداشتند. تا جایی که در تماشاخانه‌ سرو با هزینه شخصی و پول توجیبی خودشان بیش از ۲۵هزار ماسک بهداشتی تولید و در بیمارستان‌ها، شهرها و محله‌های محروم برای مبارزه با این بیماری خطرناک به صورت رایگان توزیع کردند. که فکر می‌کنم در هیچ کجای دنیا هنرمندی تئاتری چنین کرده باشند. اما هنرمندان تئاتر ایران در کنار پزشکان و پرستاران کشور خود، در خط مقدم مبارزه با این بیماری همراه شدند. کاری که پیش از این بااجرای تاتربرای روح و روان مردم می‌کردند، این‌باربااین حرکت انسان دوستانه برای جسم و سلامتی‌شان کردند.

    ما تئاتری‌ها همواره در کنار مردم هستیم و خواهیم بود و برای سلامتی جسم و روح آنها هرکاری از دستمان بربیایدانجام می‌دهیم. اما با توجه به تعطیلی دو ماهه تئاتر و آینده نامعلوم این وضعیت، هنرمندان تئاتر باید چه کنند؟ تا کی دولت‌مردان، قانون گذاران و سیاستگذران ما می‌خواهند تئاتر را نادیده بگیرند و شغل محسوبش نکنند؟ چه زمانی قرار است به تئاتر و هنرمند آن احترام گذاشته شود و دست از ظلم علیه این هنر و هنرمندش برداشته شود؟ این در حالی است که هنرمندان ارزشمند تئاتر سفیران فرهنگی و مفاهیم انسانی کشورهستند، تا آنجایی که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند تئاتر منبر است بلکه فراتر از منبر است.

    طرف صحبت ما با دولت‌مردان، سیاست‌مداران و نمایندگان مجلس است. آن‌ها باید در شرایطی که هنرمندان تئاتر بی‌کار، تماشاخانه‌ها تعطیل و هنرمندانی که از این راه ارتزاق می‌کنند، زندگی‌شان مختل و کسب درآمد دیگری ندارند، کاری کنند. همانطور که به دیگر مشاغل آسیب دیده قرار است کمک‌هایی شود، باید تئاتر را هم شغل بدانند و به آن احترام بگذارند. با تمام احترامی که به قشر کارگر قائل هستیم آیا هنرمند تئاتر به عنوان یک قشر فرهیخته و صاحب تفکر و اندیشه حقوق اجتماعی و اقتصادی‌اش کمتر از یک کارگر است؟ ما انتظار داریم همانطور که کارگران شریف و زحمت‌کش ایران زمین از بیمه بی‌کاری برخوردار هستند، هنرمند تئاتر نیز بیمه بی‌کاری داشته باشد و در چنین زمان‌هایی که تئاتر و هنرمند تئاتر نمی‌تواند درآمدزایی داشته و سرکار باشد از حقوق و بیمه بی‌کاری برخوردار شود.

    بی‌کاری، خسارت‌ها و ضررهایی که هنرمندان تئاتر از تعطیلی تئاتر در این ایام متحمل شده‌اند چگونه جبران می‌شود؟ بیشتر این هنرمندان کارمند و حقوق‌بگیر دولت نیستند. هنرمندانی که هر گاه جامعه و کشور به آنها نیاز داشته است، خودجوش پا در میدان گذاشته و  به فراخوان‌ها لبیک گفته و نقش‌آفرین بوده اند. بی‌شک تئاتر و هنرمندانش را باید قدر دانست و این امر تنها در به رسمیت شناختن آن به عنوان شغلی ارزشمند از سوی قوانین تصویبی مجلس ودولت محقق خواهد شد. از این رو به دولت محترم، نمایندگان مردم شریف ایران در مجلس شورای اسلامی و مدیران ارشد فرهنگی و هنری کشور پیشنهاد می‌شود در نشستی صمیمی و دوستانه باتعداداندکی از نخبگان، فرهیختگان، پیشکسوتان و اساتید نخبه جامعه دانشگاهی تئاتر ایران که همگی از سال‌های قبل اعلام آمادگی برای حل این معضل داشتند برپا شود و از راه‌کارها و مشورت‌های آنها برای به تصویب رساندن قانونی عاجل که تئاتر یک شغل است گام‌های اساسی برداشته شود.

    در پایان یکبار دیگر سالروز جهانی تئاتر و اعیاد شعبانیه، میلاد با سعادت سرور و سالار شهیدان اباعبدلله‌الحسین، قمر منیر بنی‌هاشم حضرت عباس، سید ساجدین امام زین‌العابدین و قطب عالم امکان منجی عالم بشریت مهدی موعود را به جامعه تئاتری کشور و تمام مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم.

    کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انقلاب اسلامی»

  • فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    فیلم «مسیر عشق» بیژن شکرریز اینترنتی پخش می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، فیلم سینمایی «مسیر عشق» به کارگردانی بیژن شکرریز به مناسبت ولادت حضرت امام حسین(ع) روی پرتال اینترنتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قابل دسترسی است.

     فیلم سینمایی «مسیر عشق» (مسافر کربلا) به نویسندگی سیدمهدی شجاعی و کارگردانی بیژن شکرریز در روز ‌شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح به نمایش در می‌آید.

    بر همین اساس، فیلم «مسیر عشق» به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir به‌صورت رایگان قابل دسترسی است.

    این فیلم که تولید سال ۱۳۸۷ امور سینمایی کانون است، داستان یوسف پسر یازده ساله‌ای است که آرزو دارد نذر مادربزرگش را ادا کند و آن، پهن کردن قالیچه‌ای در کربلا است که نذر دایی امیر است که از دوران جنگ ایران و عراق به وطن برنگشته. یوسف، پنهانی قالیچه را برمی‌دارد و سوار اتوبوسی می‌شود که مقصدش کربلا است.

    در جریان برنامه‌ پخش اینترنتی فیلم‌ها و تئاترهای کانون، پیش از این آثاری همچون «کلانتری غیرانتفاعی»، «خمره»، «هامون و دریا»، «بچه‌های نفت»، «ساز دهنی»، «قله دنیا»، «سبز کوچک»، «آلبوم»، «پایان رویاها»، «لپ گلی»، «به خاطر سارا»، «قصه نقلی»، «مبارک و صندوقچه استاد محمد»، «رویاها در یک روز»، «مثل یک پروانه روی قلب» و «دزد درخت‌ها» بدین شکل به نمایش درآمد.

    این آثار تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها نمایش داده خواهد شد.

  • دولتی بودن سرعت «کانون» را گرفته است/ احیای تئاتر کودک و نوجوان

    دولتی بودن سرعت «کانون» را گرفته است/ احیای تئاتر کودک و نوجوان

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- فریبرز دارایی و آروین مؤذن‌زاده: روز اول فروردین ماه به‌عنوان «روز جهانی تئاتر کودک» امسال زیر سایه شیوع ویروس کرونا در جهان و در حالی که تمام تئاترهای آسیا، اروپا و آمریکا با نزدیک شدن به روز جهانی تئاتر تعطیل بودند، سپری شد.

    در ایران شاید به جرأت بتوان گفت که تئاتر کودک و نوجوان و تئاتر عروسکی با شکل‌گیری «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» شناخته شد و با تربیت هنرمندان توانمندی که این روزها از چهره‌های مطرح در عرصه کارگردانی و بازیگری سینما و تئاتر هستند، روند رو به رشدی پیدا کرد.

    «کانون» همیشه به‌عنوان پایگاهی مهم و اساسی برای عرصه‌های هنری ویژه گروه سنی کودک و نوجوان شناخته شده و فعالیت‌های متعددی را در زمینه‌های مختلف برای این گروه سنی انجام داده است. مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون نیز طی دهه‌های گذشته فعالیت مستمری در زمینه تئاتر کودک و نوجوان و تئاتر عروسکی داشته که البته این فعالیت همیشه سیر صعودی به خود نگرفته و در دوره‌هایی با تنزل آماری و کیفی آثار مواجه بوده است.

    کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان طی ۲ سال اخیر و با تغییر مدیریت، به بازسازی روند فعالیت و تقویت ویژگی‌های خود پرداخته است که اتفاقات مثبت آن در زمینه‌های مختلف قابل رصد است. مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون نیز طی یک سال اخیر روند قابل قبولی داشته و آثاری که در این مرکز تولید و به صحنه می‌روند بار دیگر مرکز تئاتر کانون را مورد توجه خانواده‌ها و همچنین فعالان حرفه‌ای تئاتر کودک قرار داده است.

    امیر مشهدی عباس که خود از نمایشنامه‌نویسان و کارگردان‌های تئاتر کودک و نوجوان است، مدیریت مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون را عهده‌دار شده و اولین سال فعالیت این مدیر تئاتری اتفاقات خوبی را در این مرکز رقم زده است.

    حامد رهنما مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل با همراهی امیر مشهدی عباس در واپسین هفته‌های سال ۹۸ و پیش از فراگیر شدن بحران شیوع ویروس کرونا با حضور در خبرگزاری مهر به تشریح فعالیت‌ها و برنامه‌های کانون در زمینه هنرهای نمایشی در تهران و مراکز مختلف کانون در استان‌ها و شهرستان‌های ایران طی یک سال گذشته پرداختند.

    در ذیل بخش اول این گفتگو را می‌خوانیم:

    * کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همیشه اهمیت داشته و دارد و به‌عنوان یک مرکز تخصصی برای گروه سنی کودک و نوجوان فعالیت می‌کند. توجه ما در این نشست روی بخش تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. شما به عنوان ۲ مدیر فعال کانون در خصوص چشم اندازهای مدنظر برای مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون و اینکه چه روندی را از دیدگاه شما باید مورد توجه قرار دهد، نظرتان را بفرمایید.

    امیر مشهدی عباس: کانون یک مؤسسه بسیار قدیمی است و تقریبا نیم قرن فعالیت داشته و رویکردش هم بحث فعالیت‌های فرهنگی و هنری بوده چون به پرورش کودکان و نوجوانان در تمام این سال‌ها فکر می‌کرده است. من حدود ۲۲ سال است که در کانون به عنوان نویسنده، کارگردان، مشاور و حالا مدیر فعالیت می‌کنم. بحث تئاتر برای کانون بسیار اهمیت دارد. هر کدام از اعضای فعال در کانون به گرایشی نظیر نقاشی، موسیقی، نویسندگی، قصه گویی یا سفال علاقه دارند و تئاتر چون دربرگیرنده همه این علایق و گرایش هاست، خیلی اهمیت دارد.

    دامنه فعالیت ما در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همچنین ظرف و مظروف‌مان مشخص است و به همین دلیل خیلی نمی‌توانیم خارج از توانایی و امکانات‌مان حرکت کنیم اما سیستم برنامه‌ریزی به شکلی انجام شد که هر کسی که بخواهد به‌صورت حرفه‌ای فعالیت تئاتر انجام دهد، در تمام مراکز کانون امکان این فعالیت برایش فراهم است.

    در انجمن هنرهای نمایشی نوجوانان که در کانون تأسیس شد، از ۱۱ نفر از بهترین استادان تئاتری استفاده کردیم تا در ۲۶ استان کشور به نوجوان‌ها و مربیان مراکز کانون، آموزش حرفه‌ای تئاتر بدهند. کانون در زمینه تئاتر به قدری نگاه حرفه‌ای و اصولی دارد که اگر یکی از اعضا در یکی از مراکز کانون، در یکی از دور افتاده‌ترین نقاط کشور بخواهد به‌صورت حرفه‌ای تئاتر کار کند، این امکان برایش فراهم است.

    حامد رهنما: خیلی از مراکزی که کار آموزش و یا اجرای تئاتر برای کودکان را انجام می‌دهند، دارای امکانات محدودی هستند. قاعده‌ای که از ابتدا کانون داشته که در سال‌های مختلف یا تقویت شده و یا با همان قاعده و امکانات قبلی به کار خود ادامه داده است، فراهم کردن شرایط برای کسانی است که علاقه‌مند به کار کردن حرفه‌ای در حوزه تئاتر هستند.

    ما بیش از یک هزار مرکز در سراسر کشور داریم. کانون از ابتدا تدبیری داشته که برای مناطق کم برخوردار نظیر روستاها و شهرهایی که مراکز ثابت کانون ندارند نیز تمامی فعالیت‌ها را به طرق مختلف به این نقاط وارد می‌کند. در زمینه تئاتر هم کانون چنین برنامه‌ای را داشته و دارد و از واحدهای سیار کانون برای این امر استفاده می‌کند؛ واحدهای سیار کانون خودروهایی مجهز به امکاناتی هستند تا در روستاها و شهرهای کوچک فعالیت‌های مراکز ثابت کانون را انجام دهند.

    این روند کار مقطعی نیست و مربی سیار ما در جریان تعداد اعضای کانون در روستاها و شهرهای کوچک هستند، تئاترهای کوچک کانون از طریق واحدهای سیار در این نقاط اجرا می‌شوند و کودکان این روستاها و شهرهای کوچک نیز با تئاتر آشنا و از آموزش و اجرای تئاتر بهره می‌برند.

    * تریلی سیار کانون نیز در این زمینه فعالیت داشته و دارد …

    رهنما: یک فعالیت دیگر کانون تریلی سیار است که از سال ۱۳۵۱ سفارش و تجهیز آن انجام و از کشور آلمان به ایران وارد شد و از سال ۵۲ در استان‌های شمالی کشور نظیر گلستان و مازندران به اجرای تئاتر پرداخت. آن موقع خیلی از این ماجرا استقبال شد و اتفاق بسیار نویی هم بود. در سال گذشته ۲ تماشاخانه سیار هم افتتاح کردیم، تریلی قدیمی کانون به دلیل قدیمی بودن امکانات تبدیل به کتابخانه شد و ۲ تماشاخانه سیار را با امکاناتی جدید افتتاح کردیم که هم برای سینما و هم برای تئاتر مورد استفاده قرار می‌گیرند. ما از این طریق فیلم‌های کانون را در شهرهای کوچک و روستاها به نمایش می‌گذاریم و هم اجراهای تئاتر را داریم.

    این ۲ تریلی در حوادث طبیعی نظیر سیل و زلزله نیز در قالب امداد فرهنگی حضور پیدا می‌کنند.

    مشهدی عباس: در کانون چند بخش داریم که مسئولیت آن‌ها با من است؛ مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی یکی از این بخش‌هاست که فعالیتش دعوت از گروه‌های حرفه‌ای برای تولید تئاتر حرفه‌ای در سالن‌های تحت پوشش خود است. دومین کار این مرکز کشف جوان‌های مستعد و ایجاد شرایطی برای تولید اولین کارهایشان است. نکته سوم نیز این است که این مرکز تئاترهای پرتابلی را به صورت رایگان برای اجرا در کتابخانه‌های مختلف که همان مراکز کانون در نقاط مختلف ایران است، آماده می‌کند. چهارمین فعالیت مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی تئاترهای تماشاخانه‌های سیار یا همان ۲ تریلی کانون است، یعنی نمایش‌هایی را آماده می‌کنیم که قابلیت اجرا در شرایط و فضاهای مختلف را روی این تریلی داشته باشند و در مناطق دورافتاده و محروم اجرا کنند.

    ما در این مرکز «تئاتر کوچک» یعنی تئاترهای یک نفره را هم تولید می‌کنیم که به صورت حرفه‌ای و توسط هنرمندان حرفه‌ای تئاتر تولید می‌شوند. این تئاترها قابلیت اجرا در فضاهای محیطی و با مخاطب کم را داردما در این مرکز «تئاتر کوچک» یعنی تئاترهای یک نفره را هم تولید می‌کنیم که به صورت حرفه‌ای و توسط هنرمندان حرفه‌ای تئاتر تولید می‌شوند. این تئاترها قابلیت اجرا در فضاهای محیطی و با مخاطب کم را دارد. تئاترهای کوچک ما در قالب بازتولید در مراکز استان‌های مختلف کشور توسط مربیان کانون و با استفاده از واحدهای سیار روستایی در روستاها نیز اجرا می‌شوند. این یکی از فعالیت‌های روتین مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی است.

    مشارکت در مسئولیت اجتماعی و برگزاری فستیوال‌ها و رویدادهایی که در زمینه کودک و نوجوان هستند نظیر هفته ملی کودک و جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان؛ کانون به عنوان یکی از مهم ترین مشارکت کنندگان این فستیوال هست. بخشی از تبلیغات، کتاب جشنواره، لوح‌های تقدیر، برگزاری کارگاه‌های جشنواره با حضور استادان خارجی، برگزاری دوره‌های آموزشی طراحی صحنه، کارگردانی، ساخت عروسکی و بازیگری برای شرکت کنندگان در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان از جمله فعالیت‌ها و حمایت‌های کانون از این جشنواره در دوره‌ای که برگزار شد، بود.

    تمام تلاش‌مان را می‌کنیم تا اگر کیفیت کانون و فعالیتش می‌تواند در هر جا و رویدادی تأثیرگذار باشد، این اتفاق رخ دهد زیرا به دنبال این نیستیم که کانون نسبت به دیگر فعالیت‌ها و رویدادهایی که در زمینه تئاتر کودک و نوجوان انجام می‌شوند، بی تفاوت باشد.

    انجمن هنرهای نمایشی نوجوانان جایگاه دیگری در کانون است که مسئولیت آن بر عهده من است. این انجمن تقریبا بیش از یک هزار عضو در کشور دارد و کارش ساماندهی، آموزش، مدیریت، حمایت و هدایت مربیان، کارشناسان و اعضای کانون است که کار تئاتر انجام می‌دهند. ما استادان را به روستاها و شهرهای مختلف اعزام می‌کنیم و بعد از شناسایی گروه‌ها برای شان ورک شاپ‌های ۳ تا ۶ روزه برگزار می‌کنیم و این ورک شاپ‌ها دارای خروجی هستند.

    سال‌های گذشته در جشنواره تئاتر عروسکی کانون در بخش نمایشنامه‌نویسی ۳۵ تا ۷۰ متن از سوی مربیان مراکز کانون به جشنواره ارسال می‌شد اما امسال ۳۷۰ متن به جشنواره ارسال شد زیرا یکسال و از طریق برگزاری ورک شاپ‌ها در روستاها و شهرهای مختلف روی مربیان و کارشناسان کار کردیم. در این بخش روی مربیان، کارشناسان و اعضایی که علاقه مند به تخصصی کار کردن در تئاتر هستند، کار می‌کنیم و برای مربیان و اعضا توانمندسازی انجام می‌دهیم و فضایی را برایشان فراهم می‌کنیم تا در آن تئاتر کار کنند. فعالیت مربیان و اعضای فعال در حوزه تئاتر مدام رصد می‌شود و به آن‌ها مشاوره می‌دهیم تا فضای حرفه‌ای را به درستی پیش ببرند.

    خروجی این روند برای ما این است که نمایش‌های تولید شده توسط مربیان و اعضای کانون باید حتما اجرای عمومی داشته باشند و نمایش‌هایی که در اجرای عمومی موفق می‌شوند، می‌توانند متقاضی حضور در جشنواره کانون باشند. جشنواره تئاتر عروسکی کانون در بخش استانی برگزار شد و بخش کشوری آن در فروردین سال ۹۹ در اهواز برگزار می‌شود. از میان بیش از ۶۰۰ نمایش که در بخش استانی اجرا شده و می‌شوند، ۱۶ نمایش به مرحله کشوری راه پیدا می‌کنند.

    جایگاه سوم که مدیریت آن در کانون بر عهده بنده است «اسیتیج بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان» است. در اسیتیج امکان‌های ارتباط مشترک از طریق نمایش با کشورهای مختلف را بررسی می‌کنیم و فضای اجرای تئاترهای خارجی و حمایت از تئاترهای خودمان برای اجرا در کشورهای خارجی را ایجاد می‌کنیم. این روند برای تبادل فرهنگ‌هاست و اینکه کیفیت خودمان را با دیگران بسنجیم و در عین حال کار مشترک هم تولید می‌کنیم. در حال حاضر با ۲ کشور برای تولید ۲ اثر مشترک گفتگوهایی را در دست انجام داریم.

    در اسیتیج به خاطر فعالیت‌های درست تئاتری که در ۸ ماه گذشته داشتیم و ارتباط درستی که با مدیران اسیتیج برقرار کردیم، بر اساس گزارش‌های ما چند امتیاز به ما داده شده است. اولین امتیاز این است که ما امسال می‌توانیم در بین ۱۲ نفر هیأت ژوری اسیتیج نماینده داشته باشیم، دوم اینکه ما از بین ۱۲۰ کشور در بین ۳۲ کشوری هستیم که فعالیت‌های تئاتری برتری داشته اند و سوم اینکه ما در داوری توکیه ۲۰۲۰ آقای محمد عاقبتی را به‌عنوان داور داشتیم که امتیاز بسیار بالایی محسوب می‌شود و چهارم اینکه ما امسال رئیس سنی اسیتیج را برای ۳ سال و بهترین نمایشنامه نویس را معرفی می‌کنیم. این امتیازهایی است که اسیتیج جهانی به دلیل فعالیت‌هایی که انجام داده ایم به ما ارائه داده است.

    ما در اسیتیج بسیار فعال شده ایم و سمینار تئاتر در زمینه مجموعه مقالاتی که مرتبط با فروش تئاتر و بی زبان بودن نمایش در بهمن ماه برگزار می‌کنیم و به صورت مجموعه کتاب منتشر می‌شود. همچنین هر سال اسیتیج جوایزی را در جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اهدا می‌کند که برای گروه‌های سنی کودک خیلی ارزشمند است، ما تقریبا هم به لحاظ عددی و هم به لحاظ کیفی بهترین آثار را معرفی می‌کنیم.

    * درباره بحث آموزش که به آن اشاره کردید و اینکه استادان در ورک‌شاپ‌هایی ۳ تا ۶ روزه به مربیان و اعضای کانون که علاقه‌مند به فعالیت حرفه‌ای در تئاتر هستند آموزش می‌دهند، نکته‌ای وجود دارد. شما چندین سال است که به عنوان هنرمند در حوزه تئاتر فعالیت می‌کنید و می‌دانید که حوزه تئاتر بسیار تخصصی است و با یک ورک شاپ چند روزه نمی‌توان این انتظار را داشت که یک مربی نمایشنامه نویسی، تئاتر عروسکی و تئاتر کار کردن با کودکان و نوجوانان را یاد بگیرد. زمانی بخش آموزش زیر نظر مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون بود ولی مدت‌هاست که جدا شده است.

    مشهدی عباس: قرار است مجددا بخش آموزش زیر نظر مرکز قرار گیرد.

    * این اتفاق خوبی است زیرا بحث آموزش بسیار تخصصی است. قدرتمندی کانون در دهه اول فعالیت خود به دلیل حضور مربیان متخصصی بود که در مراکز مختلف آن حضور داشتند. در حال حاضر مربیان چندمنظوره عمل می‌کنند، برگزاری این ورک شاپ‌هایی که اشاره فرمودید اقدام مناسب و خوبی است ولی تأثیرگذاری عمیقی به همراه نخواهد داشت زیرا در مدت زمان کم و به صورت مقطعی نمی‌تواند یک تخصص را به مربیان مراکز کانون آموزش داد.

    مشهدی عباس: این نکته درست است و به همین منظور ما در حال راه‌اندازی اولین آموزشگاه تخصصی تئاتر در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون هستیم که کل کشور را شامل می‌شود. البته ما در حال حاضر کلاس‌های رایگان نقد تئاتر، بازیگری تئاتر و موضوعات دیگر را در مرکز برگزار می‌کنیم.

    * این آموزشگاه برای چه رده سنی مدنظر است؟

    مشهدی عباس: برای بزرگسالان. نکته‌ای که وجود دارد این است که در این کلاس‌های رایگانی که برگزار می‌کنیم بحث انتقال تجربه انجام می‌شود. ما اولین آموزشگاه تخصصی را در مرکز ایجاد می‌کنیم تا هر کسی که علاقه‌مند است به صورت تخصصی دوره آموزشی را سپری کند اما آنقدر کار تئاتر عمیق است که نمی‌توان طی دوره‌های آموزشی مختلف و حتی بلندمدت به عمق آن دست پیدا کرد. ما در ورک شاپ‌هایی که برگزار می‌کنیم فضایی را ایجاد می‌کنیم تا شرکت کنندگان در ابتدا فضای تئاتر را بشناسند. ما طی ۲ ماه چند ورک شاپ‌هایی را به صورت مستمر برگزار می‌کنیم که بیشتر شبیه مشاوره و راهنمایی شرکت‌کنندگان به سمت درست کار کردن است. با وجود اینکه برگزاری این ورک‌شاپ‌ها در جهت درست نوشتن، کارگردانی و طراحی درست کردن است، کارهایی که از دل آن‌ها تولید می‌شوند در جشنواره‌های بین المللی دعوت و اجرا می‌شوند. این نشان می‌دهد که کارمان را درست انجام داده‌ایم ولی کاملا ًبه این موضوع واقفیم که با برگزاری دوره‌هایی کوتاه مدت نمی‌توانیم آموزشی تخصصی انجام دهیم.

    با برگزاری این ورک شاپ‌ها هدف مان این است که در ابتدا بستر درست برای کار درست کردن را ایجاد کنیم.

    * شاید افرادی توانمند در این ورک‌شاپ‌ها باشند که نیاز به پیگیری و آموزشی تخصصی داشته باشند تا رها نشوند. این افراد در چه مکان و فضایی باید تخصص موردعلاقه خود را یاد بگیرند؟ متأسفانه بخش آکادمیک تئاتر به درستی نتوانسته افراد متخصص پرورش دهد.

    مشهدی عباس: ما این کار را انجام می‌دهیم. ما گزینش مان را از میان افراد حاضر در ورک شاپ‌هایی که در ۲۶ استان برگزار کردیم، انجام داده ایم تا وارد مرحله بعد آموزشی بشوند که آموزش پیشرفته تر است. ما برای اینکه بحث آموزش تخصص برای علاقه مندان به تئاتر کودک و نوجوان به‌درستی انجام شود، در حال رایزنی با ۲ دانشگاه برای راه‌اندازی رشته آموزش تخصصی تئاتر کودک و نوجوان هستیم.

    حامد رهنما: نگاه مان در بخش آموزش مقطعی نبوده است. برای ورک شاپ‌ها نیز گزینش‌ها در مراحل مختلف روی شرکت کنندگان انجام شده تا آموزش با کیفیت بهتر و در مدت زمان مناسب به حاضران در ورک شاپ منتقل شود. ضمن اینکه رشته تحصیلی خیلی از عزیزانی که در ورک‌شاپ‌ها شرکت می‌کنند در دانشگاه بی‌ربط به تئاتر نیست و در گرایش‌های مختلف تئاتر تحصیل کرده‌اند.

    مشهدی عباس: ما خروجی برای ورک‌شاپ‌ها تعریف می‌کنیم که شرکت کنندگان به تولید نمایشنامه، ساخت عروسک و تولید تئاتر با مشاوره‌ای که به آن‌ها می‌دهیم بپردازند حتی اگر کار به مرحله اجرا نرسد. حاضریم هزینه کنیم تا افراد بر خلاف دانشگاه که تنها خروجی آن مدرک است، در بخش آموزش ما تولید و کار کردن را تجربه کنند.

    * یکی از مشکلات اساسی کانون در یک دهه گذشته این است که کانون بسیار عریض و طویل شده و بخشی از بودجه کانون صرف بخش‌هایی می‌شود که هیچ کارایی خاصی ندارند. مثلاً فروشگاه‌های کانون در سال‌های گذشته غیر فعال بودند یا رویدادهای مختلفی را برگزار می‌کرد که تأثیرگذاری خاصی نداشتند. البته در دوره جدید مدیریت کانون اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است که نشان دهنده بسامان کردن این وضعیت است اما واقعا انرژی و توان زیادی را صرف خود می‌کند.

    حامد رهنما: در این ۵۰ سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همیشه موردتوجه بوده و بسیاری از هنرمندان و افراد تأثیرگذار در کانون پرورش یافته‌اند یا در آن فعالیت داشته اند. در سال‌های مختلف مدیریت‌های مختلف تصمیم‌های جداگانه‌ای گرفته‌اند ولی الان که ما در خدمت شما و در دوره مدیریت جدید که ۲ سال است فعالیت خود را آغاز کرده قرار داریم، اقداماتی انجام شده است.

    به عنوان مثال فروشگاه‌های کانون که به‌عنوان فروشگاه‌هایی که محصولات آن مورد اعتماد خانواده‌ها چه به لحاظ کیفیت، محتوا و هزینه بوده‌اند، فعال شده‌اند. من به عنوان روابط عمومی کانون که با تمام بخش‌ها در ارتباط هستم می‌توانم درباره تغییر کیفیت بخش‌ها و مجموعه‌های مختلف فعال کانون صحبت کنم، البته ضعفی هم در فعالیت ما هم وجود دارد که شکی نیست.

    روند فعالیت فروشگاه‌های ما در خیابان‌های خالد اسلامبولی و حجاب و همچنین فروشگاه‌هایی که در هفته کودک در شهرهای مشهد و اصفهان افتتاح شدند، نسبت به گذشته خیلی فرق کرده و خانواده‌هایی بودند که اعلام می‌کردند که تا ۲ سال پیش فروشگاه‌های کانون فعالیت مناسبی نداشتند ولی حالا بار دیگر کانون توجه خانواده‌ها قرار گرفته اند.

    در تئاتر هم حتما ضعف‌های جدی در استان‌های مختلف داریم نظیر نداشتن سالن استاندارد اجرای نمایش‌های کودک و نوجوان ولی بحث بهسازی تمامی سالن‌ها و امکانات خود را در دستور کار قرار داده ایم و در حال حاضر در دست انجام است. ما در سالن‌های بوستان و گلستان مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون در بوستان لاله این کار را انجام دادیم.

    مشهدی عباس: ما دقیقاً مانند اتفاقی که در کتابخانه‌های کانون انجام شد، در حال الگوسازی هستیم. تا الگوسازی نکنیم مشخص نمی‌شود گفت که چه اتفاقی باید بیفتد.

    * کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌تواند معیار تعریف کند…

    مشهدی عباس: دقیقا، ما ۲ سالن در بوستان لاله داریم که طراحی‌های مورد نظر انجام شده و بازسازی یکی از سالن‌ها آغاز و حدود ۳ ماه طول می‌کشد اما به یک سالن استاندارد برای کودکان و نوجوانان و تئاترهای تولید شده برای این گروه سنی، تبدیل می‌شود.

    * کانون در نیاوران هم سالنی داشت که غیر فعال است…

    مشهدی عباس: آن سالن را هم فعال می‌کنیم.

    زمانی که یک مجموعه به صورت خصوصی اداره می‌شود، می‌توان برای بحث پرسنل و بودجه خیلی سریع‌تر تصمیم گرفت ولی زمانی که به قوانین دولتی وصل باشید، کارها زمان‌بر است و انرژی زیادی از تیم مدیریت می‌گیرد مخصوصا مجموعه‌ای که حدود یک هزار مرکز در سراسر کشور و بیش از ۹ هزار پرسنل داردرهنما: سالن‌های مرکز آفرینش‌ها تعمیرات و بهسازی‌اش تمام شده و الان آمادگی این را دارد که هم میزبان اجراهای تئاتری باشد و هم برای سینمای کودک و نوجوان مورد استفاده قرار بگیرد. کانون در یک زمانی آنقدر درگیر فعالیت‌های در درون خود بود که مخاطبان، خانواده، مراکز و سازمان‌های دیگر زیاد از فعالیت‌های کانون مطلع نمی‌شدند. جشنواره قصه‌گویی، جشنواره تئاتر و هفته کودک برنامه‌هایی بودند که فقط کانونی‌ها درگیر آن‌ها بودند اما حالا این اتفاق وسیع تر شده و در جشنواره قصه گویی ما مردم عادی و غیر کانونی هم می‌توانند شرکت کنند.

    مشهدی عباس: در جشنواره‌های قصه‌گویی ۴۰ نفر از بهترین هنرمندان ما به قصه‌گویی پرداخته‌اند که زمان برگزاری‌اش شب یلدای امسال بود. اینکه کانون در حال حاضر چه روندی دارد به راحتی قابل مقایسه با یک سال پیش و ۲ سال پیش است. برای اینکه بدانیم کانون بعدها چه روندی را خواهد داشت باید به این نکته توجه کنیم که کانون با فرمان دولتی حرکت می‌کند و هر چیزی زمان‌بر است. شاید اگر کانون در بخش خصوصی بود ما ۳ ماهه می‌توانستیم یک کتابخانه یا فروشگاه را الگوسازی کنیم، ولی در کار دولتی این سرعت وجود ندارد.

    رهنما: موانع نیز خیلی جدی‌تر است. زمانی که یک مجموعه به صورت خصوصی اداره می‌شود، می‌توان برای بحث پرسنل و بودجه خیلی سریع‌تر تصمیم گرفت ولی زمانی که به قوانین دولتی وصل باشید، کارها زمان‌بر است و انرژی زیادی از تیم مدیریت می‌گیرد مخصوصا مجموعه‌ای که حدود یک هزار مرکز در سراسر کشور و بیش از ۹ هزار پرسنل دارد.

    در اینجا درباره هفته کودک کانون هم توضیحاتی را ارائه می‌دهم. طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، کانون محور برگزاری هفته کودک در روز جهانی کودک شد. ما امسال برگزاری هفته کودک را در مرکز آفرینش‌های کانون نگرفتیم و هر روز با موضوعات مشخصی نظیر محیط زیست، خانواده و رسانه به داخل مجموعه‌هایی رفتیم که تخصصی در این حوزه‌ها فعالیت می‌کنند. در آن ایام تئاترهایی با همین موضوعات تولید با محوریت کتاب‌های کانون توسط مجموعه آقای مشهدی عباس تولید و اجرا شدند. بعد از هفته کودک مجموعه‌هایی همچون متروی تهران و آتش نشانی در زمینه آموزش موارد مختلف نظیر ایمنی و شهری با ما تفاهم نامه‌هایی را منعقد کردند که کانون تولید را انجام دهد و آن مجموعه‌ها هزینه تولید را متقبل می‌شوند.

    همچنین زمانی که وارد «باغ کتاب» شدیم و نویسنده‌های کانون به صورت یک روزه در آنجا حضور پیدا کردند و به گفتگو با خانواده‌ها و معرفی نحوه کتابخوانی درست پرداختند، در بخش‌های مختلف «باغ کتاب» مجموعه تحت مدیریت آقای مشهدی عباس نیز به اجرای تئاترهای محیطی پرداختند و همین امر باعث شد تا مجموعه باغ کتاب و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری با ما وارد گفتگو شدند که کانون تولیداتی در این زمینه داشته باشد و آن‌ها هزینه‌های تولید را متقبل می‌شوند.

    در یک یا ۲ سال گذشته در عرصه تئاتر کانون شاهد هستیم که فضای اجراها، فضای آموزش و امکانات ما پیشرفت‌هایی داشته و من امیدوارم که این پیشرفت سریع‌تر انجام شود که ضعف‌های چند سال گذشته را پوشش دهد.

    ادامه دارد…

  • «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

     

     

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره هفتم با مستند سینمایی «ترور سرچشمه» به کارگردانی محمدحسین مهدویان همراه شوید؛ فیلمی که جزو بسته نوروزی گروه «هنر و تجربه» برای اکران در ابتدای سال ۹۸ بود.

    همه دیگر محمدحسین مهدویان را می‌شناسید و حتماً در سینما یکی از آثار او را دیده‌اید، اگر به سینما هم نرفته باشید حتماً نیم نگاهی به فیلم‌های او مانند «لاتاری»، «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» در قاب تلویزیون داشته‌اید. او در جشنواره سی و هشتم سیمرغ بهترین کارگردانی را برای «درخت گردو» دریافت کرد، کارگردانی که اتفاقاً کارش را با سینمای مستند آغاز کرد و مستند «آخرین روزهای زمستان» جزو مهمترین ساخته‌های او بود که ساختارش نوید یک استعداد تازه در سینمای داستانی را هم می‌داد.

    مهدویان اما از همان‌هایی است که کارش را به این راحتی‌ها هم شروع نکرده تا حالا در این نقطه ایستاده باشد. هرچند همواره عنوان می‌کند که در فیلم‌هایش روایت خودش از موضوعات را ارائه می‌کند اما «کارگردان حکومتی»، «سفارشی ساز» و… از جمله برچسب‌هایی است که بارها به او زده شده است. از همان موقع که «ایستاده در غبار» را با داستان سرنوشت جاویدالاثر احمد متوسلیان ساخت در کانون توجه‌ها قرار گرفت و درست از همان موقع برچسب‌زنی‌ها هم کلید خورد!

    مورد عجیب اما این است که با همه برچسب‌هایی که به او زده شد و می‌شود، او تا امروز ناتوان از همراه کردن تضمین‌شده جریان‌های مختلف سیاسی با خود بوده است، خودش هم می‌گوید نه این وری‌ها به طور کامل پشتم می‌ایستند نه آن وری‌ها!

    با چنین سابقه‌ای تماشای مستندی از مهدویان درباره یکی از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین پرونده‌های تروریستی پس از انقلاب یعنی ماجرای شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از نمایندگان وقت دولت و مجلس، جذابیتی دوچندان پیدا می‌کند.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    «ترور سرچشمه» درباره چیست؟ نسل جدید دهه هفتاد و هشتادی، نسل قبل‌تر و حتی نسل انقلاب از سیدمحمد بهشتی چه می‌دانیم؟ علی‌الظاهر نه راهش را می‌شناسیم و نه حتی خصلت‌هایش را. شاید تنها بدانیم که او یک روحانی سیاستمدار بوده که در نهایت به همراه چند نفر دیگر در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد. حتی همین گزاره کوچک را هم خیلی از نسل جدیدی‌ها نمی‌دانند!

    محمدحسین مهدویان درست دست روی همین موضوع گذاشته است. او ضمن بازشناساندن «سیدمحمد بهشتی» با نگاهی کنکاشگر روایتی تازه از بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

    «اسم شما چیست؟»، «در زمان حادثه کجا بودید؟»، «چرا در آنجا بودید؟» و…، این‌ها تنهایی بخش‌هایی از سوالاتی است که محمدحسین مهدویان در طول این مستند از مصاحبه شونده‌هایش در حالی که در یک اتاق رو به دوربین نشسته‌اند، مسلسل وار می‌پرسد، برایش هم مهم نیست که آن‌ها حالا یا آن موقع چه مقام و منصبی داشته‌اند و دارند، گویا همه باید پاسخگوی تاریخ و در برابر سوال کرنش‌گر باشند. اصلاً همین نحوه روایت است که باعث می‌شود شما فکر کنید او در حال بازجویی از آن‌هاست. او شاهدان را فراخوانده تا این پرونده مسکوت‌مانده را دوباره باز و حادثه را از دریچه نگاه آن‌ها بازخوانی کند.

    چهره‌هایی که اما از آن‌ها سوال می‌شود، اصلاً افراد شناخته شده‌ای نیستند، خیلی از آن‌ها سیاستمدار نیستند، اصلاً معلوم نبوده که حالا در قید حیات هستند یا نه، آدم‌هایی که روایت‌هایی شنیدنی از حادثه هفت تیر دارند اما بی‌شک یافتن آنها از مشقت بارترین مراحل ساخت این مستند بوده است. تصور کنید آتش نشانی که آن شب به محل حادثه رسیده، مورد پرسش قرار بگیرد، یا از نیروهای امدادی سوال شود یا آن ۲ نفری که به شکل معجزه آسایی از زیر آوارها بیرون آمده‌اند، رو به روی دوربین بنشینند و از آن روز عجیب بگویند یا حتی در بخشی دیگر یکی از دوستان صمیمی محمدرضا کلاهی عامل اصلی بمبگذاری را ببینید که نشسته و درباره خلق و خوی او می‌گوید، این تنها برش‌هایی از شکل روایت محمدحسین مهدویان از بمبگذاری دفتر مرکزی جمهوری اسلامی است که در «ترور سرچشمه» می‌بینید.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «ترور سرچشمه» تصاویری بکر دارد که تهیه این آرشیو کاری زمان بر بوده است اما در کنار روایت حادثه هفت تیر ۶۰ این فیلم وجه دیگری هم دارد یعنی علی معتمد یا همان محمدرضا کلاهی! همانی که با اعتمادسازی حادثه را رقم زد اما در طول مستند نمی‌بینیم که کنکاشی درباره شخصیت و سرگذشت او شود. شاید دلیلش این باشد که کلاهی متعلق به یک جریان سیاسی در آن سال‌ها بوده و با انگیزه شخصی این کارها را نکرده، ولی دقیقاً یکی از مباحث جذاب فیلم همین است و مستند به آن نپرداخته است. یعنی تصویری روشن و آنچنان که باید، از او نداریم البته مهدویان خود عنوان می‌کند با وجود تحقیق بسیار اما ردپایی از او پیدا نکرده‌اند یعنی حتی صحبت با ۲ نیروی امنیتی که در آن زمان پرونده را در دست داشته‌اند، کارگر نیفتاده است.

    فیلم مهدویان اما ۲ پاره است یعنی در حالی که تا دقیقه ۵۰ پرسشگر است به یکباره تغییر مسیر می‌دهد و شما را با یک مستند پرتره مواجه می‌کند؛ مستندپرتره‌ای درباره سیدمحمد بهشتی. کسی که تصویری روشن از ایران داشت و می‌توانست نقشی در آینده سیاسی ایران داشته باشید و اصلاً همین باعث شد سازمان مجاهدین خلق او را ترور کند در همین بخش است که دلایل اهمیت بهشتی بی وقفه عنوان و سریع از رویش رد می‌شود.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    «ترور سرچشمه» شما را با چهره جدیدی از یک روحانی سیاستمدار مواجه می‌کند، در جاهایی حتی ممکن است آنقدر متعجب می‌شوید که با خود فکر کنید که یک روحانی در دهه ۴۰ و ۵۰ چطور آنقدر فضای ذهنی‌اش باز بوده که درباره ریاست جمهوری زنان صحبت می‌کرده، چطور به شرایط زمامداران اشاره می‌کرده و معتقد بوده است باید در میان مردم باشند و احتیاجی به مراقب و محافظ ندارند؛ مسائلی که همین حالا و در سال ۹۹ هم به نظر هنوز حل نشده است. هم اوست که البته همان موقع «آخوند روشنفکر» خطابش می‌کردند و طیف سنتی روحانیت با او مشکل داشتند. مردی آزاداندیش که به گفته مهدویان، منافقین دقیقاً در راستای اهدافشان، تفکرش را ترور کردند.

    بازسازی صحنه‌ها کشفی است که مهدویان در آثارش به آن رسیده و اتفاقاً جواب هم گرفته است، شاید بشود گفت بعد از فیلم‌های او بود که دیگر مستندسازان علاقه مند به محک زدن این فرم ساخت در فیلم‌هایشان شدند اما در «ترور سرچشمه» خبری از این بخش نیست بلکه روایتی بی‌واسطه برای بیان موضوع دارد.

    همین است که مهدویان «ترور سرچشمه» را درک خود از واقعه می‌داند؛ فیلمی که همه تجربه ۱۰ ساله او در زمینه مستندسازی را در دل خود دارد.

  • «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

    «آخوند روشنفکر» و تفکری که ترور شد/ ناگفته‌های «ترور سرچشمه»

     

     

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره هفتم با مستند سینمایی «ترور سرچشمه» به کارگردانی محمدحسین مهدویان همراه شوید؛ فیلمی که جزو بسته نوروزی گروه «هنر و تجربه» برای اکران در ابتدای سال ۹۸ بود.

    همه دیگر محمدحسین مهدویان را می‌شناسید و حتماً در سینما یکی از آثار او را دیده‌اید، اگر به سینما هم نرفته باشید حتماً نیم نگاهی به فیلم‌های او مانند «لاتاری»، «ماجرای نیمروز» و «ایستاده در غبار» در قاب تلویزیون داشته‌اید. او در جشنواره سی و هشتم سیمرغ بهترین کارگردانی را برای «درخت گردو» دریافت کرد، کارگردانی که اتفاقاً کارش را با سینمای مستند آغاز کرد و مستند «آخرین روزهای زمستان» جزو مهمترین ساخته‌های او بود که ساختارش نوید یک استعداد تازه در سینمای داستانی را هم می‌داد.

    مهدویان اما از همان‌هایی است که کارش را به این راحتی‌ها هم شروع نکرده تا حالا در این نقطه ایستاده باشد. هرچند همواره عنوان می‌کند که در فیلم‌هایش روایت خودش از موضوعات را ارائه می‌کند اما «کارگردان حکومتی»، «سفارشی ساز» و… از جمله برچسب‌هایی است که بارها به او زده شده است. از همان موقع که «ایستاده در غبار» را با داستان سرنوشت جاویدالاثر احمد متوسلیان ساخت در کانون توجه‌ها قرار گرفت و درست از همان موقع برچسب‌زنی‌ها هم کلید خورد!

    مورد عجیب اما این است که با همه برچسب‌هایی که به او زده شد و می‌شود، او تا امروز ناتوان از همراه کردن تضمین‌شده جریان‌های مختلف سیاسی با خود بوده است، خودش هم می‌گوید نه این وری‌ها به طور کامل پشتم می‌ایستند نه آن وری‌ها!

    با چنین سابقه‌ای تماشای مستندی از مهدویان درباره یکی از جنجالی‌ترین و پرابهام‌ترین پرونده‌های تروریستی پس از انقلاب یعنی ماجرای شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از نمایندگان وقت دولت و مجلس، جذابیتی دوچندان پیدا می‌کند.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    «ترور سرچشمه» درباره چیست؟ نسل جدید دهه هفتاد و هشتادی، نسل قبل‌تر و حتی نسل انقلاب از سیدمحمد بهشتی چه می‌دانیم؟ علی‌الظاهر نه راهش را می‌شناسیم و نه حتی خصلت‌هایش را. شاید تنها بدانیم که او یک روحانی سیاستمدار بوده که در نهایت به همراه چند نفر دیگر در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ توسط سازمان مجاهدین خلق ترور شد. حتی همین گزاره کوچک را هم خیلی از نسل جدیدی‌ها نمی‌دانند!

    محمدحسین مهدویان درست دست روی همین موضوع گذاشته است. او ضمن بازشناساندن «سیدمحمد بهشتی» با نگاهی کنکاشگر روایتی تازه از بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

    «اسم شما چیست؟»، «در زمان حادثه کجا بودید؟»، «چرا در آنجا بودید؟» و…، این‌ها تنهایی بخش‌هایی از سوالاتی است که محمدحسین مهدویان در طول این مستند از مصاحبه شونده‌هایش در حالی که در یک اتاق رو به دوربین نشسته‌اند، مسلسل وار می‌پرسد، برایش هم مهم نیست که آن‌ها حالا یا آن موقع چه مقام و منصبی داشته‌اند و دارند، گویا همه باید پاسخگوی تاریخ و در برابر سوال کرنش‌گر باشند. اصلاً همین نحوه روایت است که باعث می‌شود شما فکر کنید او در حال بازجویی از آن‌هاست. او شاهدان را فراخوانده تا این پرونده مسکوت‌مانده را دوباره باز و حادثه را از دریچه نگاه آن‌ها بازخوانی کند.

    چهره‌هایی که اما از آن‌ها سوال می‌شود، اصلاً افراد شناخته شده‌ای نیستند، خیلی از آن‌ها سیاستمدار نیستند، اصلاً معلوم نبوده که حالا در قید حیات هستند یا نه، آدم‌هایی که روایت‌هایی شنیدنی از حادثه هفت تیر دارند اما بی‌شک یافتن آنها از مشقت بارترین مراحل ساخت این مستند بوده است. تصور کنید آتش نشانی که آن شب به محل حادثه رسیده، مورد پرسش قرار بگیرد، یا از نیروهای امدادی سوال شود یا آن ۲ نفری که به شکل معجزه آسایی از زیر آوارها بیرون آمده‌اند، رو به روی دوربین بنشینند و از آن روز عجیب بگویند یا حتی در بخشی دیگر یکی از دوستان صمیمی محمدرضا کلاهی عامل اصلی بمبگذاری را ببینید که نشسته و درباره خلق و خوی او می‌گوید، این تنها برش‌هایی از شکل روایت محمدحسین مهدویان از بمبگذاری دفتر مرکزی جمهوری اسلامی است که در «ترور سرچشمه» می‌بینید.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «ترور سرچشمه» تصاویری بکر دارد که تهیه این آرشیو کاری زمان بر بوده است اما در کنار روایت حادثه هفت تیر ۶۰ این فیلم وجه دیگری هم دارد یعنی علی معتمد یا همان محمدرضا کلاهی! همانی که با اعتمادسازی حادثه را رقم زد اما در طول مستند نمی‌بینیم که کنکاشی درباره شخصیت و سرگذشت او شود. شاید دلیلش این باشد که کلاهی متعلق به یک جریان سیاسی در آن سال‌ها بوده و با انگیزه شخصی این کارها را نکرده، ولی دقیقاً یکی از مباحث جذاب فیلم همین است و مستند به آن نپرداخته است. یعنی تصویری روشن و آنچنان که باید، از او نداریم البته مهدویان خود عنوان می‌کند با وجود تحقیق بسیار اما ردپایی از او پیدا نکرده‌اند یعنی حتی صحبت با ۲ نیروی امنیتی که در آن زمان پرونده را در دست داشته‌اند، کارگر نیفتاده است.

    فیلم مهدویان اما ۲ پاره است یعنی در حالی که تا دقیقه ۵۰ پرسشگر است به یکباره تغییر مسیر می‌دهد و شما را با یک مستند پرتره مواجه می‌کند؛ مستندپرتره‌ای درباره سیدمحمد بهشتی. کسی که تصویری روشن از ایران داشت و می‌توانست نقشی در آینده سیاسی ایران داشته باشید و اصلاً همین باعث شد سازمان مجاهدین خلق او را ترور کند در همین بخش است که دلایل اهمیت بهشتی بی وقفه عنوان و سریع از رویش رد می‌شود.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    «ترور سرچشمه» شما را با چهره جدیدی از یک روحانی سیاستمدار مواجه می‌کند، در جاهایی حتی ممکن است آنقدر متعجب می‌شوید که با خود فکر کنید که یک روحانی در دهه ۴۰ و ۵۰ چطور آنقدر فضای ذهنی‌اش باز بوده که درباره ریاست جمهوری زنان صحبت می‌کرده، چطور به شرایط زمامداران اشاره می‌کرده و معتقد بوده است باید در میان مردم باشند و احتیاجی به مراقب و محافظ ندارند؛ مسائلی که همین حالا و در سال ۹۹ هم به نظر هنوز حل نشده است. هم اوست که البته همان موقع «آخوند روشنفکر» خطابش می‌کردند و طیف سنتی روحانیت با او مشکل داشتند. مردی آزاداندیش که به گفته مهدویان، منافقین دقیقاً در راستای اهدافشان، تفکرش را ترور کردند.

    بازسازی صحنه‌ها کشفی است که مهدویان در آثارش به آن رسیده و اتفاقاً جواب هم گرفته است، شاید بشود گفت بعد از فیلم‌های او بود که دیگر مستندسازان علاقه مند به محک زدن این فرم ساخت در فیلم‌هایشان شدند اما در «ترور سرچشمه» خبری از این بخش نیست بلکه روایتی بی‌واسطه برای بیان موضوع دارد.

    همین است که مهدویان «ترور سرچشمه» را درک خود از واقعه می‌داند؛ فیلمی که همه تجربه ۱۰ ساله او در زمینه مستندسازی را در دل خود دارد.

  • فاش شدن رازهای زندگی سه قاتل زن در «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه»

    فاش شدن رازهای زندگی سه قاتل زن در «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه»

    به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه‌مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف پیشنهاد می‌شود که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نوشته و کارگردانی ساناز بیان می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

    این فیلم-تئاتر متعلق به اجرای سال ۹۴ نمایش در تماشاخانه باران است که با حضور بازیگرانی چون گیتی قاسمی، نسیم ادبی و بهاره رهنما به صحنه رفت.

    این نمایش برای اولین بار در مهر و آبان سال ۱۳۹۲ در تالار شمس موسسه اکو روی صحنه رفته بود و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.

    «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» نمایشی درباره افکار و زندگی سه زن جنایتکار معروف با برداشتی آزاد از زندگی واقعی آن‌هاست.

    این نمایش در حوزه‌ تئاتر مستند قرار می‌گیرد و به مقوله‌ آسیب‌پذیری زنان در جامعه‌ ایران‌ می‌پردازد. ساناز بیان نمایشنامه‌ «عامدانه، عاشقانه، قاتلانه» را پس از مطالعه‌ دقیق و تحقیق درباره‌ سه پرونده‌ جنایی پر سر و صدای سال‌های اخیر ایران نوشته است. اما آنچه این پرونده‌ها را از نمونه‌های دیگر جدا می‌کند متهم‌های اول آن‌ها هستند که هر سه زن بوده‌اند. بر اساس این پرونده‌ها، هر کدام از این سه زن به دلیلی مرتکب قتل شده‌ و به حکم دادگاه به اعدام محکوم شده‌اند.

    راوی نمایش زن خبرنگاری در نقش یک پرسشگر است که برای یافتن دلیل این قتل‌ها شروع به کندوکاو در زندگی آن‌ها می‌کند. تماشاگر از خلال گفتگوی خبرنگار با این زنان −که اعدام شده‌اند− رازهای زندگی‌شان را می‌بیند.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

     

    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»
    سینمای ایران و معضل «تولید محتوا»

    مسعود ده‌نمکی کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره اولویت‌های سینمای ایران در سال ۹۹ گفت: سینمای ایران در سال‌های اخیر در حوزه سخت‌افزاری پیشرفت‌های خوبی داشته است و پردیس‌های سینمایی و تعداد سالن‌های نمایش در کشور هم رو به افزایش است، اما متأسفانه در حوزه نرم‌افزاری پیشرفت چندانی نداشته‌ایم. به همین دلیل معتقدم برای آینده باید روی این بخش تمرکز کرده و برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم.

    وی بیان کرد: باید هم در حوزه تولید محتوا و هم در حوزه مدیریت استراتژیک، در نوع آثار و ذائقه مخاطب و ذائقه‌سازی برای مخاطب، عدالت در اکران عمومی فیلم‌ها، فرصت‌های متناسب و متعادلی را برای همه فیلمسازان فراهم کنیم.

    کارگردان فیلم سینمایی «اخراجی‌ها» با بیان اینکه معتقد است بحث فرهنگسازی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است توضیح داد: آثاری که در جشنواره فیلم فجر اخیر دیده شد، به شدت تاثیرپذیر از جامعه بودند و نه تأثیرگذار. البته این احتمال نیز وجود دارد که بسیاری از فیلم‌هایی که به جشنواره فیلم فجر نرسیده‌اند نیز در این زمینه بدتر از فیلم‌هایی باشند که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شدند.

    وی تاکید کرد: در جشنواره فیلم فجر تنها یک چهارم تولیدات سینما دیده می‌شود و نمی‌توان قضاوت درستی برای اکران ۹۹ داشت.

    کارگردان «معراجی‌ها» درباره ضعف در نگارش فیلمنامه‌های سینمایی توضیح داد: مساله ضعف در فیلمنامه‌نویسی، یک مساله جهانی است و بسیاری از فیلم‌هایی که در کشورهای مختلف به خصوص در سینمای هالیوود ساخته می‌شود نیز با این مشکل مواجه هستند، شاید تعداد انگشت شماری از فیلم‌ها فیلمنامه‌های خوب و شاخصی داشته باشند.

    ده نمکی در پایان گفت: فقدان فرهنگسازی و یا حتی ترویج ضدفرهنگ‌ها و ضدارزش‌های اخلاقی، تبدیل به یک مسابقه اساسی در سینمای ایران شده است، به عنوان مثال در کشورهای دارای سینما، اگر در فیلمی سیگار و مصرف الکل را نشان می‌دهد، هدف و تلاش فیلم برای نشان دادن تأثیرات منفی این موارد روی مصرف‌کننده است، اما در آثار سینمای ایران مواردی از این نوع تبدیل به ارزش شده است و در راستای شخصیت‌پردازی از آن بهره‌گیری می‌شود!

  • دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»
    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در شماره ششم سراغ فیلم سینمایی «قسم» به کارگردانی محسن تنابنده می‌رویم.

    حتماً اولین چیزی که از محسن تنابنده به یادتان می‌آید نقش‌آفرینی او در سریال «پایتخت» است. این روزها هم نامش را دوشادوش سیروس مقدم کارگردان و الهام غفوری تهیه‌کننده «پایتخت» به عنوان طراح و سرپرست تیم نویسندگان در تیتراژ و تیزرهای تبلیغاتی این اثر می‌بینید، بازیگری که با فیلم‌های کمدی مطرح شد و در این قالب جا افتاد و از همان ابتدا بدش هم نمی‌آمد که پا به عرصه کارگردانی بگذارد. سودای کارگردانی او را در سال ۹۳ به ساخت فیلم کمدی «گینس» کشاند که در آن سال‌ها بالغ بر ۳ میلیارد تومان فروخت، فروشی که البته قابل توجه بود.

    فعالیت‌های محسن تنابنده اما محدود به آثار طنز نیست، او اتفاقاً کارش را با آثار جدی شروع کرد و این روزها هم با تغییر رویه ترجیح می‌دهد نقش‌آفرینی در آثار جدی را دنبال کند. حضور در فیلم‌های سینمایی «سه کام حبس» و «عنکبوت» مصداق همین امر است. اصلا محسن تنابنده خودش هم شخصیتی جدی دارد. دلیلش هم تصویری که از خود در نشست‌های رسانه‌ای جشنواره فیلم فجر ارائه کرده است؛ اگر انتقادتان به آثارش را وارد نداند، سوال شما از یک به دو نرسیده، آشفته می‌شود و لحن و مواضعش در چشم برهم زدنی آن شخصیت شوخ و شنگ فیلم‌های کمدی‌اش را از ذهنتان محو می‌کند!

    همین مایه‌های جدی شخصیتی و البته علاقه‌اش به تغییر مسیر، او را بر آن داشت که پس از «گینس» فیلم سینمایی «قسم» را بسازد، فیلمی که حتی ذره‌ای ته‌مایه طنز در آن نمی‌بینید. تلخ است و مسئله «قضاوت» را به چالش می‌کشد.

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    محسن تنابنده از همان‌هایی بود که همزمان با سقوط هواپیمای اوکراینی و در پی اعتراض هنرمندان به این حادثه، به موج مجازی «تحریم» پیوست و عنوان کرد بعد از اتمام «پایتخت۶» دیگر با صدا و سیما همکاری نمی‌کند این موضع‌گیری به‌شدت با انتقاد علاقمندان مجموعه «پایتخت» در فضای مجازی مواجه شد و جالب اینکه تنابنده بعدها و همزمان با هیجان‌زدگی ناشی از رونمایی نوروزی فصل ششم «پایتخت» تلویحاً برای ساخت فصل‌های بعدی اعلام آمادگی کرد!

    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»
    دعوت محسن تنابنده به چالش «قضاوت»

    «قسم» فیلمی جاده‌ای است که بخش اعظمی از اتفاقات آن در داخل یک اتوبوس رخ می‌دهد. ایده مرکزی آن درباره مراسم قسامه است و داستان آن حول محور راضیه می‌چرخد که پنجاه نفر از فامیل‌هایش را گرد هم آورده تا بروند و قسم بخورند که شوهر خواهرش، خواهرش را کشته است. فیلم مقدمه‌ای جذاب دارد که باعث می‌شود دنبالش کنید اما این نقطه عطف در همان مقدمه می‌ماند، کشمکش‌های بین آدم‌ها در همان اتوبوس آنقدر ادامه‌دار می‌شود که گاهی ارتباط بین این کشمکش‌ها با داستان اصلی را گم می‌کنید.

    نوع کارگردانی آن هم شما را به یاد فیلم‌های تلویزیونی می‌اندازد هرچند تنابنده برای فرار از این موضوع از کلوزآپ‌های پی در پی استفاده کرده اما حتی همین شگرد هم او را از افتادن در دام تلویزیونی بودن، نجات نداده است.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «قسم» موضوعی پرکشش در دل خود را دارد اما نتوانست در بازه اکران مخاطبان را با خود همراه کند. دلیلش را می‌توان در فیلمنامه جستجو کرد؛ فیلمنامه‌ای که دیالوگ‌های گل درشت زیاد دارد، هیچ کدام از شخصیت‌های داخل آن اتوبوس شخصیت‌پردازی نشده‌اند، آنقدر دیالوگ‌های بی‌ربط بینشان رد و بدل می‌شود که برای مخاطب گنگ می‌شود و اصلا گاهی ممکن است نام شخصیت‌ها را فراموش کنید.

    این فیلم در اکران عمومی چیزی نزدیک به ۳ میلیارد تومان فروخت. فروشی که آن را در جرگه شکست‌خورده‌ها قرار داد و باعث شد حتی نتواند هزینه ابتدایی خود را در بیاورد.

    با این حال تیغ انتقاد فیلم روی موضوع «قضاوت» است؛ این را می‌شود از واکنش افراد داخل اتوبوس فهمید که بی آنکه بدانند اصل موضوع چیست حاضرند مرگ و زندگی یک فرد را در دست بگیرند، از اصرارهای راضیه که قصد دارد به هر نحوی به خونخواهی خواهرش برخیزد.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    نوع روایت «قسم» که در یک اتوبوس حادث می‌شود ممکن است شما را به یاد «۱۲ مرد خشمگین» بیندازد که از همان ابتدا برخی منتقدان را بر آن داشت که بگویند تنابنده در ساخت «قسم» نگاهی به آن فیلم داشته با این وجود این یک روایت متفاوت در سینمای ایران است.

    صحنه تصادف اتوبوس در این فیلم را می‌توان یکی از سکانس‌های خوب آن دانست به این موضوع باید فیلمبرداری خوب تورج اصلانی را نیز افزود که اگرچه در اغلب سکانس‌ها بنا به خواسته کارگردان دل ندارد یک لانگ شات به شما نشان دهد اما در این صحنه خوب مخاطب را غافلگیر می‌کند.

  • تبریک متفاوت روز جهانی تئاتر/به‌زودی «تئاتر» از خواب بیدار می‌شود

    تبریک متفاوت روز جهانی تئاتر/به‌زودی «تئاتر» از خواب بیدار می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، پنجشنبه ۷ فروردین مصادف است با روز ملی هنرهای نمایشی و روز جمعه ۸ فروردین نیز روز جهانی تئاتر است؛ روزی که برای بزرگداشت هنر ماندگار و تأثیرگذار تئاتر نامگذاری شده است. تئاتر هنری زنده است و در رابطه‌ای زنده با مخاطب، زندگی می‌کند.

    پیام روز جهانی تئاتر در سال جاری میلادی به قلم «شهید ندیم» هنرمند تئاتر پاکستان نوشته شده و پیام روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۹ نیز به قلم اکبر زنجانپور کارگردان و بازیگر با سابقه و مطرح تئاتر ایران به رشته تحریر درآمده است.

    اما تفاوتی میان روز جهانی و ملی تئاتر در سال جاری با تمام سال‌های گذشته است و آن تعطیلی تئاتر در سراسر جهان به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا است؛ تجربه‌ای متفاوت برای تمام خانواده تئاتر در کشورهای مختلف جهان.

    از این رو تئاتر در تجربه‌ای بسیار متفاوت در روز بزرگداشت خود در تعطیلی به سر می‌برد و نظاره‌گر شرایطی است که تعیین زمان پایان آن هم از توان این هنر زنده، خارج است.

    در این تجربه متفاوت، فرهاد آییش و مائده طهماسبی؛ زوج شناخته شده تئاتر ایران به دعوت گروه هنر خبرگزاری مهر، به شکلی متفاوت و از طریق یک ویدئوی کوتاه که در پیوست خبر منتشر شده است، روز جهانی تئاتر را به خانواده تئاتر تبریک گفته‌اند.

    این ۲ هنرمند با سابقه تئاتر با اشاره به اینکه تئاتر در حال حاضر به خواب رفته، اظهار امیدواری کردند که به زودی تئاتر در جهان از خواب بیدار شود.

    عکس کنار خبر از سارا بژوال است.