برچسب: نویسندگی

نویسندگی کتاب فیلم نامه طنز

  • «کیارستمی و عصای گمشده» به جشنواره ای در ایتالیا رفت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم «کیارستمی و عصای گمشده»، هیات انتخاب نهمین جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا، فیلم بلند «کیارستمی و عصای گمشده» را به عنوان تازه ترین روایت از این کارگردان فقید سینما برای حضور در بخش مسابقه این رویداد سینما پذیرفت.

    نهمین جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا، نگاه و توجه ویژه ای به سینمای مستند دارد و با نمایش مستندهای منتخب قصد دارد موضوعات و روش‌های انسان‌شناختی را ترویج می دهد.

    جشنواره بین المللی «IntimaLente» ایتالیا با محوریت شناخت اقوام از ۱۶ بهمن‌ماه در بخش‌های مستند، فیلم کوتاه، فیلم بلند کار خود را آغاز خواهد کرد.

    «کیارستمی و عصای گمشده» به مدت‌زمان ۹۰ دقیقه، روایتی از نوع نگاه کیارستمی به زندگی و سینما است که ثانی در مدت ۴ سال و زمانی که کیارستمی کارگاه‌های آموزشی سینمایی در اسپانیا و کلمبیا برگزار می‌کرد، تلاش کرده است بینش یک مؤلف، دیدگاه و جهان‌بینی وی را به تصویر بکشد. محمودرضا ثانی پیش از ساخت مستند بلند «کیارستمی و عصای گمشده»، کتاب «عباس کیارستمی و درس‌هایی از سینما» را تألیف کرده که این کتاب به زبان‌های مختلف ترجمه و در ایران و آمریکا چاپ و توزیع‌شده است.

  • «ماندن میان رفتن» به جشنواره منطقه‌ای تئاتر خلیج فارس راه یافت

    «ماندن میان رفتن» به جشنواره منطقه‌ای تئاتر خلیج فارس راه یافت

    مصطفی بوعذار کارگردان این اثر نمایشی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: پس از بررسی و ارزیابی ۶۵ نمایش متقاضی و معرفی نمایش‌های راه‌یافته به هشتمین جشنواره منطقه‌ای تئاتر معلولان خلیج فارس هرمزگان توسط هیئت داوران متشکل از مهدی نصیری، مجید سرنی زاده و پژمان شاهوردی، نمایش  خیابانی «ماندن میان رفتن» منتخب حضور در این دوره از جشنواره شد.

    وی افزود: این نمایش با موضوع زندگی قهرمانان جانباز و معلول و نگاه جامعه شناختی قشر توان‌خواه و با هنرمندی داوود علیدادی، مینا حردانی، سعید ناصری و غلامرضا جوکار روی صحنه می رود. موسیقی آن به عهده عباس شجرات است که تمرینات نهایی را برای حضوری موفق پشت سر می گذارد.

    به گزارش خبرنگار مهر، نمایش خیابانی «ماندن میان رفتن» به نویسندگی و کارگردانی مصطفی بوعذار در قالب گروه تئاتر آئین مردم  با همکاری اداره کل بهزیستی خوزستان و انجمن هنرهای نمایشی اهواز  با مدت زمان ۲۵ دقیقه تهیه و تولید شده است.

    گروه تئاتر آئین مردم با بیشترین حجم شرکت در جشنواره‌ها و رویدادهای ملی، به‌ عنوان فعال‌ترین گروه نمایشی خوزستان که سال گذشته با نمایشی «بادکنک آرزوها» با کسب عناوین برتر در هفتمین جشنواره منطقه ای خلیج فارس در بوشهر خوش درخشید.

  • هم اندیشی هیأت مدیره کانون روابط عمومی و تبلیغات با مدیرعامل خانه

    هم اندیشی هیأت مدیره کانون روابط عمومی و تبلیغات با مدیرعامل خانه

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر، نخستین جلسه رسمی هیأت مدیره کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر با شهرام گیل آبادی مدیرعامل خانه تئاتر به منظور دیدار و گفتگو پیرامون نقشه ارتباطاتی تئاتر ایران در محل دفتر مدیرعامل خانه تئاتر برگزار شد.

    شهرام گیل آبادی مدیرعامل خانه تئاتر با بیان این مسأله که ما باید الگوهای فرهنگی مان را در برنامه ریزی ارتباطاتی تغییر دهیم عنوان کرد: عناصر زیر شاخه ارتباطات با وجود فضاهای سایبری به قدری گسترده شده اند که هر کدام  به شکلی مستقل تخصصی شده اند و دیگر زیر مجموعه روابط عمومی قرار نمی گیرند و پر واضح در حال حاضر ما باید پارادایم هایمان را نسبت به روابط عمومی تغییر بدهیم.

    وی ادامه داد: در این تغییر یک جابه جایی ماهوی به وجود خواهد آمد که این جابه جایی ماهوی، برنامه ریزی ارتباطی تئاتری ما را به این مسیر می برد که از زاویه ارتباطاتی موضوع را ببینیم و حتما در تغییر تعاریف مان نسبت به خودمان موثر خواهد بود.

    گیل آبادی با تاکید بر اینکه در تئاتر باید به یک شبکه ارتباطاتی گسترده تبدیل شویم بیان کرد: در شغل روابط عمومی و ارتباطات اگر با نگاه ایجاد یک شبکه ارتباطی زنجیره ای (کارگردان، بازیگر ، مخاطب و …)  پیشرو نباشید با چالش مواجه خواهید شد. طراحی شبکه ارتباطاتی اگر از همان ابتدا قبل از حتی تشکیل گروهی برای اجرای تئاتر با دقت و به درستی برنامه ریزی بشود مطمئنا در حوزه برندینگ و مارکتینگ اثر تئاتری موفق خواهید شد و با یک آمارگیری ابتدایی از وضعیت اجراهای اخیر روی صحنه به خوبی می توان تشخیص داد چه کارگردانی نقشه ارتباطاتی دقیقی داشته و چه کارگردانی از این مسأله غافل بوده است.

    این کارگردان تئاتر با اشاره به اینکه کانون روابط عمومی خانه تئاتر باید دستاوردی بزرگ برای تئاتر ایران داشته باشد اذعان کرد: کانون روابط عمومی خانه تئاتر باید نقطه استراتژیک دقیقی را برای ادامه مسیر تئاتر کشف کند و در این راه حتما به تفکیک موضوع روی مارکتینگ تئاتر، بازاریابی تئاتر و ارتباط با تماشاگر پژوهش ها و مقالاتی علمی و کاربردی مطابق با علم روز دنیا تولید کند که در نهایت به فهم نقشه ارتباطاتی تئاتر کمک خواهد کرد.

    این مدیر و استاد علوم ارتباطات در پایان به مسأله رسیدن به گفتمان مشترک تئاتر با مخاطبانش اشاره کرد و گفت: وظیفه روابط عمومی رسیدن به افکار عمومی هم راستا و گفتمان مشترک با مخاطبان تئاتر است، متاسفانه ما با گروه های گفتمانی و یا خرده گفتمان ها در جامعه هدف که مخاطبان تئاتر هستند مواجه هستیم و برای حضور آنها در سالنهای تئاتر، یک گروه تئاتری باید مخاطبی هم راستا با گفتمان خود را بیابد و مطمئنا در این مسیر با پلان ارتباطاتی دقیق محقق خواهد شد.

    در انتها اعضای هیأت مدیره کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر، برنامه ریزی های راهبردی آموزشی و پژوهشی کانون را شرح دادند.

    هیأت مدیره این کانون (به ترتیب الفبا) عبارتند از امیر پارساییان مهر، سارا حدادی، ایلیا شمس، زینب لک، محمد وفایی و امیر قالیچی (علی البدل) و بازرس اصلی: مریم رودبارانی که پنجشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۸ در خانه تئاتر انتخاب شدند، مجمع عمومی این کانون به زودی برگزار می شود.

  • «پرواز عمود کبوتر دریایی دودی برفراز آب‌های سرد …» در سپند

    «پرواز عمود کبوتر دریایی دودی برفراز آب‌های سرد …» در سپند

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «پرواز عمود کبوتر دریایی دودی برفراز آب‌های سرد و معتدل اقیانوس اطلس» به نویسندگی پویا پیرحسینلو و کارگردانی سیما شیبانی از ۱۳ دی ماه ۹۸ به مدت یک در تماشاخانه سپند اجرا خواهد شد.

    این اثر پیش از این در سال ۹۵ در پروژه مرکز مطالعاتی قشقایی به مدت ۷ شب اجرا رفته است و در همان سال در سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در بخش ایده‌پردازی و فضاسازی کاندیدای بهترین اثر در بخش دیگرگونه‌های اجرا شد.

  • بلیت های پردیس سینمایی رازی در تمام ایام هفته نیم بها شد

    بلیت های پردیس سینمایی رازی در تمام ایام هفته نیم بها شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از  روابط عمومی موسسه «تصویر شهر»، هاشم میرزاخانی مدیر عامل موسسه «تصویر شهر» با اشاره به بازخورد مخاطبان از طرح نیم بها شدن بلیت سینما در پردیس سینمایی رازی گفت: از تیرماه سال جاری با موافقت شورای صنفی نمایش و در راستای ارائه تسهیلات ویژه به شهروندان جنوب شهر تهران، تصمیم بر آن شد که بلیت سینما را در پردیس رازی در تمامی ایام هفته به صورت نیم بها ارائه کنیم که خوشبختانه مخاطبان از این طرح استقبال بسیار خوبی داشته اند.

    وی بیان کرد: هم اکنون شرایط به گونه‌ای است که تعداد تماشاگران فیلم‌های سینمایی در این پردیس سینمایی نسبت به گذشته ۴ برابر شده است به طوری که با کاهش بها بلیت نسبت به سال قبل، میزان فروش نیز افزایش بسیار محسوسی داشته است.

    میرزاخانی با اشاره به استقبال از طرح نیم‌ بهایی بلیت‌ سینما خاطر نشان کرد: آمار استقبال مخاطبان از این طرح در نیمه اول آذرماه به بالاترین میزان خود رسیده است. در این مدت زمان تعداد چهار هزار و پانصد نفر به تماشای فیلم های در حال اکران در پردیس سینمایی رازی نشسته اند که نسبت به مدت زمان مشابه سال قبل این تعداد چهار برابر شده است. برهمین اساس فیلم «مطرب» در رتبه اول، «منطقه پرواز ممنوع» و انیمیشن «بنیامین» در رتبه های بعدی قرار دارد.  

    مدیرعامل موسسه «تصویر شهر» در پایان گفت: این طرح، طرح بسیار خوبی است به خصوص برای شهروندان مناطق جنوب شهر تهران و قشر کم درآمدی که سینما را از سبد خانوار خود حذف کرده اند. این طرح موجب شده است که این قشر از جامعه دوباره با سینما آشتی کرده و بتوانند برای تماشای فیلم ها به سینما بیایند.  

    پردیس سینمایی رازی از سینماهای زیرمجموعه موسسه «تصویر شهر» در منطقه ۱۱ شهرداری تهران است که با دارا بودن ۲ سالن سینما و با به روزترین سیستم نمایش فیلم میزبان شهروندان تهرانی است و در حال حاضر فیلم های «مطرب»، «چشم و گوش بسته»، «منطقه پرواز ممنوع»، «بنیامین»، «تورنادو»، «ماجرای نیمروز ۲-ردخون» در این سینما در حال اکران است.

  • «برج ماهی» از مشکلات زنان سرپرست خانوار می‌گوید/ در انتظار مجوز

    «برج ماهی» از مشکلات زنان سرپرست خانوار می‌گوید/ در انتظار مجوز

    بهمن کامیار تهیه‌کننده و کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره جدیدترین فعالیت‌های خود گفت: درر حال حاضر منتظر صدور پروانه ساخت فیلم سینمایی «برج ماهی» هستیم و بلافاصله بعد از اخذ این مجوز پیش تولید را شروع می‌کنیم و در اواخر دی ماه آن را کلید می‌زنیم. «برج ماهی» فیلمی اجتماعی و روایت‌گر زندگی زنی است که سرپرست خانواده است، او ۲ فرزند دارد که برای یکی از آن‌ها مشکلی پیش می‌آید و به همین ترتیب داستان فیلم شکل می‌گیرد.

    وی با بیان اینکه فیلمبرداری این اثر در تهران انجام می‌شود، توضیح داد: «برج ماهی» در ادامه فیلم‌های من، روح زنانه‌ای دارد چون فکر می‌کنم مساله سرپرستی زنان مساله‌ای جدی در جامعه ماست وظیفه سینما هم این است که ضمن انعکاس این موضوعات حساسیت‌زایی کند. زنان سرپرست خانواده مشکلات متعددی دارند که می‌شود چندین فیلم درباره آن‌ها ساخت از همین رو ما تصمیم گرفتیم «برج ماهی» را بسازیم.

    کامیار ضمن بیان این مطلب که نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده «برج ماهی» خودش است، در پایان عنوان کرد: ما هنوز سرمایه‌گذار پیدا نکرده‌ایم. هرچند بخشی از سرمایه را خودمان تامین می‌کنیم اما بخش اصلی تامین سرمایه در گرو اخذ مجوز ساخت است. یعنی باید بعد از گرفتن مجوزها اقدام به پیدا کردن سرمایه‌گذار کنیم.

  • «فراکتال» صاحب پوستر شد

    «فراکتال» صاحب پوستر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، پوستر نمایش «فراکتال» به نویسندگی و کارگردانی مهدی سقا با طراحی محمدجواد قاسمی در آستانه‌ آغاز نمایش منتشر شد.

    در کارنامه کاری محمدجواد قاسمی که فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته اکوتوریسم است همکاری با گروه تئاتر Bit به چشم می خورد. همچنین وی کاندیدای جایزه طراحی پوستر و اقلام تبلیغاتی پروژه سینمایی «ملک سلیمان» بوده و نامزد دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر برای گرافیک محیطی پروژه سینمایی «ملک سلیمان» در سال ۱۳۸۹ نیز بوده است.

    نمایش «فراکتال» اثری با مضمونی اجتماعی، ساختاری است که هر جز با کل آن همانند است. این اثر به نویسندگی، طراحی و کارگردانی مهدی سقا و با مجری طرحی آرش فصیح از دوشنبه ۱۸ آذر ساعت ۲۰:۳۰ در کارگاه دکور تالار حافظ به صحنه می رود.

    علاقه مندان می توانند جهت تهیه بلیت به سامانه ایران نمایش به آدرس irannamayesh.com مراجعه کنند.

  • موسیقی و سینما از ارکان انقلاب جنسی بودند/دلیل غیبت در سینماحقیقت

    موسیقی و سینما از ارکان انقلاب جنسی بودند/دلیل غیبت در سینماحقیقت

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: از دو روز دیگر یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی کشور با محوریت آثار «مستند» کلید خواهد خورد. جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» که جدی‌ترین آوردگاه و ویترین سالانه مرور محصول کار مستندسازان ایرانی محسوب می‌شود.

    این رویداد اما هر ساله غایبانی هم دارد که نمی‌توان نفس غیبت آن‌ها را دلیل بر بی‌اهمیت بودن آن‌ها دانست. «ایکسونامی» تازه‌ترین محصول مجموعه «سفیر فیلم» که طی یک ماه گذشته یکی از خبرسازترین و پرحاشیه‌ترین مستندهای رونمایی شده در محافل سینمایی و رسانه‌ای بوده است. مستندی به کارگردانی محسن آقایی که می‌توان آن را در ادامه مستندهایی مانند «انقلاب جنسی» به کارگردانی حسین شمقدری، اثری پژوهشی درباره تحولات اجتماعی تاریخ آمریکا و شباهت‌های آن با تحولات امروز جامعه ایران دانست.

    محسن آقایی در روزهایی که موج واکنش‌های اولیه نسبت به رونمایی این مستند در محافل رسانه‌ای و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی فروکش کرد، مهمان خبرگزاری مهر شد تا در گفتگویی صریح به سوالات ما درباره «ایکسونامی» پاسخ دهد.

    بخش نخست این گفتگو را در ادامه می‌خوانید؛

    * قبل از صحبت درباره خود فیلم و با توجه به اینکه فهرست فیلم‌های راه‌یافته به سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» به‌تازگی منتشر شده، بد نیست توضیح دهید چرا «ایکسونامی» در این رویداد مهم سینمای مستند غایب است؟

    واقعیت این است که این اولین کار از مجموعه «سفیر فیلم» نیست که این برخورد با آن می‌شود. نمی‌دانم می‌توانم از عبارت «بایکوت» استفاده کنم یا نه اما در این سال‌ها کارهای دیگری هم داشته‌ایم که هم در جشنواره فجر پذیرفته شده‌اند و هم فرصت اکران در گروه هنروتجربه پیدا کرده‌اند اما در جشنواره «سینماحقیقت» حتی آن‌ها راه هم ندادند چه برسد به اینکه بخواهد جایزه به آن بدهند. مانند مستندهای «آقای نخست‌وزیر» و «جای خالی» که در فجر اکران شدند اما در سینماحقیقت حتی پذیرفته هم نشدند. امسال هم امید چندانی به پذیرش «ایکسونامی» نداشتیم،‌ اما برای آن فرم پر کردیم. پیگیری دلایل رد شدن فیلم هم شدیم، دوستان جشنواره نهایی نبودن نسخه ارسالی را بهانه کردند و اینکه هیئت انتخاب هم کار را نپسندیده‌اند…

    امید چندانی به پذیرش «ایکسونامی» در «سینما حقیقت» نداشتیم،‌ اما برای آن فرم پر کردیم. پیگیری دلایل رد شدن فیلم هم شدیم، دوستان جشنواره نهایی نبودن نسخه ارسالی را بهانه کردند و اینکه هیئت انتخاب هم کار را نپسندیده‌اند* یعنی پیگیر دلیل پذیرفته‌نشدن فیلم شدید و گفتند نسخه فیلم نهایی نبوده است؟

    همین این و هم اینکه گفتند با سلیقه هیئت انتخاب هم جور نبوده است. درحالی که در بافت کلی جشنواره سینماحقیقت که رصد کنید، کمتر مستندی با این ساختار و رویکرد می‌بینید…

    * حالا واقعاً نسخه نهایی را نداده بودید؟

    بله. نسخه ارسالی ما برای هیئت انتخاب نیاز به برخی اصلاحات در صداگذاری و موارد فنی جزئی داشت اما واقعیت این است که هرکس کار مستند کرده باشد، با توجه به استخوان‌بندی کلی کار، متوجه ساختار نهایی آن می‌شد. مضاف‌بر اینکه توضیحات لازم درباره اصلاحات نهایی در قالب یک کپشن در آغاز فیلم ارسالی برای هیئت انتخاب تشریح شده بود. اما گویا کلیت کار منطبق بر سلیقه دوستان نبوده است. کمااینکه مجموعه ما مستند دیگری به‌نام «آسوده بخواب کوروش» را هم به جشنواره ارائه کرده بود که آن هم پذیرفته نشد…

    * البته «آسوده بخواب کوروش» در بخش خارج از مسابقه اکران دارد.

    لطف کردند که چنین اجازه‌ای دادند!

    * برنامه‌ای برای حضور در جشنواره‌های دیگر مانند «عمار» که برگزاری آن نزدیک است، دارید؟

    فرم حضور که پرشده اما در حال حاضر بیشتر به فکر اکران خارجی فیلم هستیم. نمایش‌هایی برای چند تماشاگر از فرانسه،‌ لهستان، ایرلند و برخی کشورهای آمریکای لاتین داشتیم، که خیلی از کار استقبال کردند و گفتند حاضرند هماهنگی لازم برای اکران فیلم در کشورهای خودشان را داشته باشند. این افراد جزو آدم‌های نخبه کشور خود بودند و مذاکراتی هم با آن‌ها داشتیم و به نظر می‌توانیم اکران مناسبی در این قبیل کشورها داشته باشیم. در حال حاضر هم فقط بحث کپی‌رایت کار باید حل شود تا برای اکران خارجی آن اقدام کنیم.

    آیین رونمایی «ایکسونامی» در حوزه هنری

    * بسیار خب، برویم سراغ خود فیلم؛ اول می‌خواهم بدانم «خاطرات یک پورن استار» به نظرتان توصیف مناسبی برای محتوای «ایکسونامی» است؟

    اگر قائل به این باشیم که تمام فیلم همین است، خیر.

    * اما این عبارت به‌عنوان اصلی‌ترین شعار تبلیغاتی فیلم در فضای مجازی مطرح شد…

    بله شعار فیلم و در عین حال بخشی از روایت مستند هم به همین مسئله اختصاص دارد.

    کاراکتر اصلی ما، مطلقاً یک کاراکتر گیشه‌ای نیست و به تعبیری قرار نبود کارکرد پژمان جمشیدی را در فیلم ما داشته باشد! این خانم اعتبار فیلم ما است. این کاراکتر ویژگی‌هایی دارد که می‌توان درباره زندگی‌اش یک مستند مستقل ساخت* یعنی از انتخاب این شعار تبلیغاتی دفاع می‌کنید؟

    بله. اما یک توضیح کوچک لازم است. ایده‌ای که ما در ذهن داشتیم، در فرآیند تولید تا حدودی شکست خورد و آنچه امروز در مستند «ایکسونامی» می‌بینید، یک دهم آن ایده‌آلی است که ما برای آن برنامه‌ریزی کرده بودیم. در طرح اولیه ما این خانم، با گروه تولید همراه می‌شد و با حضور در لوکیشن‌های واقعی داستان زندگی خود و تجربیاتش را مرور می‌کرد.

    این نکته را هم باید تأکید کنم که کاراکتر اصلی ما، مطلقاً یک کاراکتر گیشه‌ای نیست و به تعبیری قرار نبود کارکرد پژمان جمشیدی را در فیلم ما داشته باشد! این خانم اعتبار فیلم ما است. این کاراکتر ویژگی‌هایی دارد که می‌توان درباره زندگی‌اش یک مستند مستقل ساخت…

    * منظورتان همین خانم «میشل» است که در فیلم‌نامه به‌عنوان راوی انتخاب شده است؟

    بله. به دنیا آمدن و دوران کودکی میشل، هم‌زمان با آغاز انقلاب جنسی در آمریکا بوده است. او در زندگی بحران ایدز را از نزدیک درک کرده است. اساساً‌ می‌توان گفت به دنیا آمدنش یکی از تبعات آزادی جنسی در آمریکا بوده است چرا که در فرآیند یک خیانت متولد می‌َشود. اصطلاحی در مستندسازی وجود دارد به‌عنوان «تاریخ خرد». مثلاً مستندسازی که می‌خواهد وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران امروز را به چالش بکشد و اعتراض کند،‌ صرفاً روایتش را به سرگذشت یک جوان محدود می‌کند، که سنش بالا رفته، هنوز امکان ازدواج ندارد و غیره. لابه‌لای روایت زندگی همین یک نفر، ارجاعاتی به مسائل اجتماعی و اقتصادی کلان‌تر هم می‌دهد.

    از این جهت پس حضور میشل در مقام «راوی» در مستند «ایکسونامی» به‌شدت کاربرد دارد. مضاف‌بر اینکه به‌دلایل مختلف نمی‌خواستیم صرفاً هم به زندگی یک نفر بسنده کنیم. که یکی از آن‌ها این بود که به دلیل عدم تجربه مخاطب ما در زمینه زیست در آمریکا، احتمالاً این برداشت را پیدا می‌کرد که این داستان مختص یک نفر است و عمومیت ندارد. به‌خصوص که مخاطب ایرانی مقاومت عجیبی در برابر این مسائل دارد و تا باب نقدی نسبت به یک کشور خارجی باز می‌شود، سریع موضع می‌گیرد که «لابد ما خوبیم!». چون معضلات و محرومیت‌های زندگی خودش را بی‌واسطه لمس کرده است، هرچه از معضلات دیگران بگوییم، حاضر به پذیرش آن نیست.

    به همین دلیل روایتی قوی‌تر از سرگذشت یک نفر نیاز داشتیم. ما نیاز به یک روایت خرد جهت تصدیق داده‌های کلانمان داشتیم و میشل همه پارامترهای لازم را در این زمینه داشت…

    * نقد من اصلاً ناظر به انتخاب این کاراکتر برای روایت نیست، کمااینکه استدلال شما را برای این انتخاب هم منطقی می‌دانم، اما نکته‌ام در همان شکست ایده اولیه در مسیر تولید است. وقتی شرایط تولید تغییر کرد و وزن روایت کلان شما نسبت به آن روایت خرد، بیشتر شد، دیگر دلیل این میزان تمرکز بر «خاطرات یک پورن استار» در مواد تبلیغی فیلم را متوجه نمی‌شوم! احساس می‌کنم انتخاب این شعار، حاشیه سنگین و فرامتن بی‌ربطی به‌وجود آورد که در گام نخست عرضه، به محتوای فیلم که اتفاقاً بسیار هم برایش زحمت کشیده شده است، لطمه زد.

    اینکه بگویید بی‌ربط به فیلم است، کم‌لطفی است. کمااینکه هنوز هم در فیلم خاطرات میشل وجود دارد و مرور می‌شود، از رابطه با پدرش و فرارش از خانه تا خوابی که می‌بیند؛ همه این‌ها واقعاً خاطرات یک پورن استار است…

    * خیلی کم‌رنگ و مهم‌تر از آن در غیاب خودش!

    بالاخره اندکی هم بحث تبلیغات برای ما مطرح بود.

    * به نظر خیلی مطرح بوده! صریح بخواهم بگویم ویترینی که برای معرفی مستندتان انتخاب کرده‌اید به نسبت محتوای جدی تحلیلی‌اش، بیش از اندازه زرد است!

    آفرین، آفرین؛ این اتفاق اگر رخ داده باشد، یعنی موفق بوده‌ایم. واقعیت این است که مخاطب امروز ما به‌راحتی پای آن محتوای تحلیلی و جدی نمی‌نشیند. یکی از دوستانم مشغول کار بر روی یک سوژه جدی بود. به او گفتم سوژه‌ات بسیار حساس و جدی است اما ادبیاتی که می‌خواهی آن را مطرح کنی نباید این اندازه جدی باشد. اگر می‌خواهم حرف‌های جدی‌تر را به گوش مخاطب توده برسانی و او را یکی دو پله بالاتر بیاوری باید سراغ موضوع زرد با پرداخت خوب بروی…

    * (باخنده) این شامل موضوع جدی و پرداخت زرد نمی‌شود!

    پرداخت ما در «ایکسونامی» زرد نیست. در فضای رسانه‌ای و مجازی حاشیه‌های زردی رقم خورده که امیدواریم خروجی‌اش دیده شدن بیشتر حرف‌های جدی فیلم باشد. اگر این اتفاق رخ دهد یعنی موفق بوده‌ایم. ضمن اینکه بازهم تأکید می‌کنم،‌ این خاطرات در فیلم وجود دارد…

    * بابت رودستی که مخاطب در همان ابتدا می‌خورد و متوجه می‌شود حتی فرد مقابل دوربین هم شخص راوی نیست و یک بازیگر است، احساس نگرانی نداشتید؟ خب مخاطب همان ابتدا اعتماد خود به «مستند» را از دست می‌دهد!

    شما مستند «Zero Days» را درباره ماجرای هسته‌ای دیده‌اید؟ یک کاراکتر بسیار کلیدی در آن مستند حضور دارد که اکثر حرف‌های جدی و کلیدی فیلم را هم او مطرح می‌کند، اما انتهای فیلم تازه می‌فهمیم او یک بازیگر بوده است! آیا کل اعتبار فیلم زیر سؤال رفته است؟! خیر. چرا؟ چون آن‌قدر داده‌هایی که در فیلم مطرح شده است، قوی است که شما را اقناع می‌کند.

    * منتها «Zero Days» محور تبلیغاتش را براساس خاطرات و روایت این آدم خیالی بنا نکرد!

    ببینید متن فیلم‌نامه ما، به‌طور کامل توسط میشل بازنویسی شده است. کامل آن را مطالعه و تأیید کرده است. ما صرفاً به‌دلیل ارتباط بیشتر متن با مخاطب ایرانی در بخش‌هایی از آن دست بردیم که در فیلم هم این موارد را رد نکرده‌ایم. آنچه ما از این همراهی نیاز داشتیم این بود که حضور این کاراکتر تبدیل به اعتبار روایت ما از فضای حاکم بر آمریکا شود. البته امروز می‌پذیرم که امروز تصوری در مخاطب ایجاد شده که انتظار دارد به‌طور کامل شاهد خاطرات و تجربیات یک پورن استار باشد.

    همین جا با صدای بلند می‌گویم؛ یک مستندساز از جریان سلطنت‌طلب، مجاهد، روشنفکر و یا هر گروه رادیکال دیگر، اگر مستندی با محتوای «ایکسونامی» بسازد، شخصاً برای پخش و عرضه آن کفن می‌پوشم و به خیابان می‌رومواقعیت این است که زمانی که در فرآیند تولید متوجه شدیم که نمی‌توانیم همراهی میشل را داشته باشیم،‌ باید دست به یک انتخاب سخت می‌زدیم. اینکه آیا باید بازیگر انتخاب می‌کردیم یا نه؟ کار تقریباً هوا شده بود…

    * نظر شخصی من این است که متن تأییدشده میشل اگر به‌صورت نریشن در فیلم روایت می‌شد، بهتر از حضور یک بازیگر مقابل دوربین بود.

    بالاخره ما تجربه‌های مشابهی هم در فضای مستندسازی ایران داشتیم. شما نام مستند «بازگشت گمورا» را شنیده‌اید؟

    * خیر.

    خب این هم مستندی ایرانی درباره همین مسائل مرتبط با انقلاب جنسی است. حتی جزییاتی مانند کتاب کینزی و موارد دیگر هم در آن مطرح شده اما آن طور که باید دیده نشد و امروز فراموش شده. ما این تجربه‌ها پشت‌ُسر گذاشته بودیم و نمی‌خواستیم برای «ایکسونامی» هم این اتفاق تکرار شود.

    * درباره انتخاب این شعار، به کسانی که می‌گویند، چون مستندساز «خودی» بودید توانستید روی این بعد از مستندتان مانور دهید چه پاسخی دارید؟ برخی معتقدند در شرایط امروز سینمای ایران هر فیلم‌سازی نمی‌تواند سراغ چنین سوژه جسورانه‌ای برود.

    همین جا با صدای بلند می‌گویم؛ یک مستندساز از جریان سلطنت‌طلب، مجاهد، روشنفکر و یا هر گروه رادیکال دیگر، اگر مستندی با محتوای «ایکسونامی» بسازد، شخصاً برای پخش و عرضه آن کفن می‌پوشم و به خیابان می‌روم. شما همین محتوا را ارائه کنید، هر کس خواست جلوی آن را بگیرد، شخصاً هرچه از دستم بربیاید برای دفاع از شما انجام می‌دهم. من محسن آقایی را چه کسی می‌شناسد!؟ محصول کار من امروز دارد قضاوت می‌شود. آیا از بدو تولد کسی ما را دسته‌بندی کرده و من نوعی را در دسته آدم‌های ارزشی قرار داده!؟ مگر ما در قبیله‌ای هستیم که دیگران را در آن قبول نکنیم!؟

    اگر بگوییم هر کس «پورن استار» در فیلمش داشته باشد، فیلم خاک‌برسری ساخته و اگر توانسته حتماً نورچشمی بوده که نمی‌شود! خب سوره «هود» در قرآن هم اشاره به «هم‌جنس‌بازی» دارد! مهم این است که با چه پرداختی سراغ چه سوژه‌ای می‌رویم. کمااینکه برعکسش هم صادق است. مگر با کاراکتر شهید و جانباز نمی‌توان فیلم لجن ساخت؟ مگر تا امروز کم از این دست فیلم‌ها در سینمای ایران ساخته‌اند؟ چقدر فیلم داریم که در همین جشنواره فجر به‌عنوان ژانر دفاع مقدس نمایش داشته‌اند اما در فحوا ضدجنگ است و دفاع مقدس را زیر سؤال می‌برد؟

    * به تعبیری مهم‌ترین پشتوانه خود برای به سرانجام رساندن «ایکسونامی» را نوع نگاه و پرداختی که روی سوژه داشته‌اید می‌دانید؟

    مگر غیر از این است؟ هر کارگردانی احساس می‌کند به این پرداخت و محتوا باور دارد، کل امتیاز و حقوق فیلم را به او واگذار می‌کنم، اصلاً با نام خودش فیلم را عرضه کند. چند نفر از کسانی که امروز از این زاویه معترض من هستند، پای چنین محتوا و رویکردی حاضرند بایستند؟

    * به‌عنوان یک مستندساز، اگر مستندساز دیگری بگوید من اساساً تحلیل و روایت ارائه‌شده از تاریخ تحولات اجتماعی آمریکا در مستند «ایکسونامی» و یا مستند سه‌گانه «انقلاب جنسی» که پیش‌تر حسین شمقدری ساخته بود و به نظر هم‌راستا با هم هستند را قبول ندارم. آیا فضا برای ارائه روایت او هم باید مهیا باشد؟ یا نه معتقدید از منظر فرهنگی باید برای روایت‌های دیگر محدودیت وجود داشته باشد؟

    به‌عنوان یک مستندساز، من طرفدار واقعیت به معنای کلان هستم. نیمه نخست فیلم من، روایتی است در تأیید «انقلاب جنسی». هر کس هم می‌بینید احساس می‌کند که موضع ما این است که چقدر هم خوب که این اتفاق رخ داده است. زمانی که روی این سوژه کار می‌کردم، بسیاری از مستندهای مشابه مرتبط با این سوژه را دیدم و می‌توانم ادعا کنم اگر بخواهم مستندی در دفاع از بانیان و پایه‌گذاران «انقلاب جنسی» بسازم، از هر فرد دیگری می‌تواند بهتر این کار را انجام دهم! مسئله‌ام اما این است که بعضی اوقات گفتن بخشی از واقعیت بدتر از دروغ گفتن است. من آدمی نیستم که اجازه دهم هر دروغی در قالب مستند پخش شود…

    همه مدارک نشان می‌داد که  انقلاب جنسی یک فرآیند کاملاً مخرب بوده است. جلوتر که رفتم احساس کردم باید دست روی مواردی بگذارم که برای عده‌ای حکم مسئله ناموسی را دارد! مسائلی مانند لزوم آموزش جنسی که برخی هویتشان را در دفاع از این مسائل تعریف کرده‌اند و تقریباً شک ندارند که استاندارد زندگی همین است!* یعنی مدعی هستید در «ایکسونامی» همه واقعیت را درباره «انقلاب جنسی در آمریکا» گفته‌اید؟

    نه. می‌توانم بگویم تا آنجا که در توانم بوده تلاش کردم واقعیت را درک کنم و وفادار به آن، مستند بسازم. طبیعتاً همه واقعیت در یک فیلم نمی‌گنجد. کار ما که در اصفهان اکران شد، یک جامعه‌شناس بلند شد و نکاتی را مطرح کرد که چرا از منظر جامعه‌شناسی این موارد در فیلم مطرح نشده است. بله ما هم پذیرفتیم، کمااینکه یک نفر دیگر می‌تواند از منظر نکات اقتصادی همین نقد را به فیلم وارد کند. مگر می‌توان به همه ابعاد در یک فیلم پرداخت؟

    * به نظر می‌رسد شما در «ایکسونامی» تمرکز ویژه‌ای روی ابعاد هنری و به‌طور خاص تأثیرات جریان انقلاب جنسی بر روی تولیدات موسیقایی داشتید. در واقعیت امر هم متغیرهای هنری تا این میزان در جریان انقلاب جنسی دخیل بوده‌اند یا براساس سلیقه شخصی خود چنین انتخابی داشتید؟

    یکی از رکن‌های انقلاب جنسی در آمریکا «موسیقی» بوده است. «سینما» یکی دیگر از این ارکان است. حتی قرائت‌هایی وجود دارد که می‌گوید سینما انقلاب جنسی را رقم زد نه کتاب مکنزی! بحث بسیار مفصل دیگری درباره نقش ادبیات در این جریان وجود دارد. صرفاً به بخش‌هایی از این موارد توانستیم در فیلم اشاره کنیم چرا که به لحاظ زمانی محدودیت داشتیم. حتی برخی گفتند مستند را چند قسمتی و سریال می‌ساختی تا به این ابعاد هم اشاره کنی، اما به نظرم نیاز به یک نسخه یکپارچه داشتیم. احتمال دارد بعدها به‌صورت مجزا سراغ برخی از این ابعاد خاص‌تر هم برویم.

    * در تیتراژ هم اشاره شده که بار اصلی پژوهش درباره سوژه فیلم بر دوش خود شما بوده است. در آیین رونمایی هم اشاره کردید که کار این مستند زمانی آغاز شد که بچه‌ای نداشتید و امروز که پخش شده است، دو فرزند دارید. این‌ها یعنی در یک بازه زمانی طولانی شما درگیر این سوژه بوده‌اید. از ابتدایی که وارد میدان شدید می‌دانستید می‌خواهید به چه نتیجه‌ای برسید یا واقعاً آنچه امروز می‌بینیم نتیجه‌ای است که براساس پژوهش و تحقیق به آن رسیدید؟

    اولین مواجهه‌ام با این سوژه مطالعه یک کتاب بود. کتابی که حجم زیادی از اسناد و مدارک درباره انقلاب جنسی در آن درج شده بود. بعد از آن بود که وارد جریان پژوهش درباره جزییات ماجرا شدم. طراحی اولیه طبیعتاً تا حدودی مبتنی‌بر همان داده‌های کتاب بود اما جلوتر که می‌رفتم، گام‌به‌گام فرضیه اولیه‌مان تقویت می‌شد. همه مدارک نشان می‌داد که این انقلاب یک فرآیند کاملاً مخرب بوده است. جلوتر که رفتم احساس کردم باید دست روی مواردی بگذارم که برای عده‌ای حکم مسئله ناموسی را دارد! مسائلی مانند لزوم آموزش جنسی که برخی هویتشان را در دفاع از این مسائل تعریف کرده‌اند و تقریباً شک ندارند که استاندارد زندگی همین است!

    از جایی دیدم چه بخواهم روایت یکجانبه‌ای از ماجرا داشته باشم چه نه، بالاخره باید از پس این منازعات بربیایم. مطمئن بودم باید فیلمی بسازم که اگر منتشر شد، کارشناسان نتوانند روی داده‌های ایراد بگیرند. به نوعی روی مرز یک دوقطبی اجتماعی حرکت می‌کردم که به‌نظرم به‌زودی خیلی تشدید هم خواهد شد. در میانه این دوقطبی‌های اجتماعی نمی‌توان حرفی روی هوا زد و رفت. لازم بود روی سوژه عمیق شوم و یکی از نکاتی که از ما بسیار وقت گرفت همین بود. مثلاً وقتی با یک خبر درباره فلان آمار در آمریکا مواجه می‌شدم، سه‌برابر آن باید وقت صرف می‌کردم که ببینم چقدر این آمار معتبر است و چقدر حاصل دعواهای درونی خودشان است. همین امروز نقل‌قولی از آمریکایی‌ها می‌توان آورد که می‌گوید خدا را شکر که انقلاب جنسی را پشت سر گذاشتیم! و در نقطه مقابل هم نقل‌قول‌های بسیاری هست. مهم اما این است که چه کسی دارد این حرف‌ها را می‌زند.

    در نمونه داخلی شما تصور کنید به‌صورت فرضی امام‌جمعه محترم مشهد اظهارنظری درباره اهمیت برگزاری کنسرت در کشور داشته باشد. اهمیت این نقل‌قول کجا و اظهارنظر یک سلبریتی صرفاً‌ معروف در این زمینه کجا! در آمریکا هم این جنس دوقطبی‌ها به‌شدت وجود دارد. هرچند آنجا زندگی نکرده‌ام اما طبق مطالعاتی که داشته‌ام یکی از مهم‌ترین این دوقطبی‌ها مربوط به همین بحث اخلاق فردی و خانواده می‌شود.

    ادامه دارد…

  • آقای وزیر ارشاد! تاوان این بی‌کفایتی را هنرمندان بیمار می‌دهند

    آقای وزیر ارشاد! تاوان این بی‌کفایتی را هنرمندان بیمار می‌دهند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی شورای عالی تهیه‌کنندگان، سید ضیاء هاشمی دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان درباره مساله بیمه تکمیلی هنرمندان به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نامه نوشت.

    در متن این نامه آمده است:

    جناب آقای دکتر سید عباس صالحی

    وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

    ضمن سپاس و تشکر از توجه، حسن نیت و پیگیری حضرتعالی در خصوص حل وضعیت مالیات هنرمندان، به استحضار می‌رساند کماکان دیگر دغدغه هنرمندان یعنی بحث مهم بیمه تکمیلی درمان پابرجاست. این مساله در ماه‌های اخیر زحمت فروان برای بیماران این قشر فراهم آورده، که پیش‌تر نیز به صورت مکتوب خدمت‌تان اعلام شد و اصلاح و بهبود شرایط این مهم نیازمند به دستور اکید و  پیگیری مجدانه شما است.

    همانطور که مستحضرید گلایه‌های هنرمندان درباره عدم کارایی و بی‌درایتی صندوق اعتباری هنرمندان همچنان پابرجاست و وضعیت بیمه تکمیلی هنرمندان با مشکلات متعدد مواجه است. این صندوق با بی‌کفایتی، هنرمندان بیمار را با بروکراسی دست و پاگیر، درگیر کرده است که هزینه‌های گزافی را به صندوق تحمیل می‌کند و انجام اموری را به هنرمندان متحمل می‌کند که عبث و جاهلانه است.

    در شرایطی که همه ارگان‌ها به سمت دولت الکترونیک رفته و کمتر با کاغذ سر و کار دارند، صندوق علاوه بر ثبت از طریق سامانه، که خود با اشکالات متعدد همراه است، عزیزان بیمار را موظف به پست و تحویل مدارک می‌کند و اکثر باجه‌های پست از ارسال رایگان مدارک اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند.

    سوال اینجاست تاوان بی‌کفایتی مدیران صندوق را چرا باید هنرمندان بیمار بدهند.

    بسیاری از بیماران جامانده از ثبت نام کماکان بلاتکلیف هستند و بیمه سرمد و صندوق هیچ یک رسیدگی به این موضوع را در برنامه قرار ندادند.

    متاسفانه مدیران صندوق به جای سامان بخشی به وضعیت بیمه‌گزار، بیمه‌شدگان که معمولا درگیر پروسه درمان هستند را به زحمت انداخته و تنها به فکر کسب و کارهای دیگر خود هستند و کارمندان صندوق هم به تبع مدیران  برخورد  مناسبی با هنرمندان ندارند.

    بیمه تکمیلی قرار است کمک حال بیمار باشد نه این که بعد از تحمل بیماری در دوران نقاهت باید با کفش آهنین به دنبال بیمه سرمد و صندوق اعتباری بدوند، شاید بخشی از حقوق حقه خود را بتوانند احقاق کنند.

    در حال حاضر بیماران ماه‌ها برای بازپرداخت هزینه‌ها باید صبر کنند تا مبلغ ناچیزی به عزیزان پرداخت شود.

    این در شرایطی است که در دولت نهم هنرمندان تجربه شیرین برخورداری از بیمه تکمیلی طلائی و دریافت خدمات حداکثری با تشکیلاتی که از چند پرسنل که به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسیدند را داشته‌اند و در آن دوره بیمه‌گزار پوشش بیمه‌ای ۱۳ هزار هنرمند سینما و تئاتر را انجام می‌داد. در آن دوره همه افراد بیمه‌گزار بدون فوت وقت با پوشش بیمه طلایی بازپرداخت‌ هزینه‌هایشان انجام می‌شد.

    چگونه است که صندوق اعتباری هنرمندان که دستگاهی عریض و طویل است از عهده این امور به بیمه‌گزار برنمی‌آید!؟

    با توجه به گلایه‌های روزافزون هنرمندان تحت پوشش بیمه تکمیلی، از حضرتعالی به‌عنوان مقام عالی وزارت استدعا داریم ضمن پیگیری مجدد موضوع و دستور حل مشکلات این عزیزان، ترتیبی اتخاذ شود تا برخورد سریع و جدی با خاطیان و افرادی که باعث ایجاد این مشکلات برای هنرمندان عزیز شده‌اند، به عمل آید.

    توفیقات روز افزون شما را از خداوند منان خواستاریم.

    سید ضیاء هاشمی، دبیر شورای عالی تهیه کنندگان»

  • تجربه‌ای سخت در «سکوت سفید»/ به جای خشونت آرامش ترویج کنیم

    تجربه‌ای سخت در «سکوت سفید»/ به جای خشونت آرامش ترویج کنیم

    کوروش سلیمانی کارگردان نمایش «سکوت سفید» که این روزها در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه است درباره انتخاب این نمایشنامه برای اجرا به خبرنگار مهر گفت: نمایشنامه تام استوپارد را به‌عنوان یک اثر خوش ساخت، سرراست و خوش ریتم مدنظر داشتم. به هرحال جایگاه استوپارد در درام‌نویسی دنیا مشخص است و همیشه علاقه مند بودم که نمایشی از او را روی صحنه ببرم.

    وی ادامه داد: نکته دیگری که باعث انتخاب این اثر نمایشی برای اجرا شد مسائلی است که در جامعه با آن‌ها روبرو هستیم و در این نمایش نیز مورد توجه قرار دارد. متاسفانه این روزها ما به خلوت و آرامش خودمان توجه نمی‌کنیم و اینکه لحظاتی را برای خود کنار بگذاریم برایمان اهمیتی ندارد. ما برای اینکه افراد نرمال و مفیدی در جامعه باشیم و از خشونتی که در جامعه متسری است، کم کنیم نیاز به آرامش داریم. در تئاتر نیز با احترام به کارهایی که به درستی از خشونت و صحنه‌های پرتحرک و خشمگین استفاده می‌کنند، صحنه‌های خشن زیادی را شاهد هستیم و انگار خشونت موجود در جامعه به صحنه تئاتر هم کشیده شده است از همین رو تصمیم گرفتم به سراغ این متن بروم.

    این بازیگر سینما یادآور شد: معتقدم تئاتر باید پیش رو باشد نه پیرو بنابراین به جای خشونت می‌توان آرامش را در آن ترویج کند. همچنین تئاتر جدای از بحث زیبایی‌شناسی جایی امن برای مخاطب و خود هنرمندان است و این متن نیز اثری درباره آرامش و سکوت بود که در اجرا و میزانسن نیز تلاش کردم این مساله رعایت شود.

    کارگردان نمایش «خرده‌نان» درباره داستان نمایش توضیح داد: جان براون فردی است خسته از روزمرگی و اتفاقاتی که در زندگی‌اش رخ داده، می‌خواهد با پس اندازش در یک بیمارستان اسکان یابد در حالی که هیچ بیماری نیز ندارد. تلقی جان براون به دلیل خاطره‌ای که در کودکی اش از بیمارستان دارد یک مکان امن است. این نمایش بیشتر از هر چیز مبارزه یک فرد برای رسیدن به آرامش و خلوت شخصی اش است.

    وی درباره میزان استقبال از نمایش و بازخورد مخاطبان عنوان کرد: متاسفانه به دلیل اختلالی که دوهفته قبل در اینترنت رخ داد خیلی متضرر شدیم. تئاترهای ما به دلیل بنیه ضعیفی که دارند در چنین شرایطی با ضررهای جبران ناپذیری روبرو می‌شوند. این اتفاق برای ما دردآور بود و تنها با کمک دوستان و گروه نمایش و احترام به تماشاگران اندکی که در آن شرایط به دیدن کار آمده بودند، اجرا رفتیم.

    سلیمانی در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: معتقدم باید به هر شکلی که شده از گروه‌های تئاتری حمایت کرد و در شرایط پیش‌بینی‌ناپذیر هوای تئاترهای روی صحنه را داشت. متاسفانه در اجرای این نمایش علی‌رغم رضایت بالای تماشاگران، تجربه سختی را از پشت سر گذاشتم اما چون شاهد بازخوردهای خوشایندی بودیم، از اجرای کار سربلند بیرون آمدیم.

    بازیگران این اثر نمایشی به ترتیب حروف الفبا آناهیتا اقبال‌نژاد، مهدی بجستانی، سامان دارابی، الهه زحمتی، الهه شه‌پرست هستند.

    «سکوت سفید» داستان زندگی شخصی به نام جان براون است که از یک گذشته سخت و پیچیده به یک بیمارستان می‌رود و با پول زیاد قصد دارد در این بیمارستان بستری شود تا بتواند به آرامش برسد در حالی که هیچ بیماری ندارد. چالشی که بین جان براون و پزشک و پرستاران این بیمارستان بر سر بستری شدن او در بیمارستان شکل می‌گیرد، اساس نمایش را می‌سازد.

    این اثر نمایشی از ۱۹ آبان تا ۱۹ آذر ساعت ۱۹:۳۰ در سالن شماره یک عمارت نوفل لوشاتو به صحنه می‌رود.