برچسب: نقدینگی

  • انحصار، ابرچالش اقتصاد ایران است/ قافله‌داران بخش خصوصی یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در اقتصاد نبوده‌اند و تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند

    انحصار، ابرچالش اقتصاد ایران است/ قافله‌داران بخش خصوصی یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در اقتصاد نبوده‌اند و تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند

    انحصار، ابرچالش اقتصاد ایران است/ قافله‌داران بخش خصوصی یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در اقتصاد نبوده‌اند و تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند

     

    اعتمادآنلاین| مشکل اقتصاد ایران را در «انحصار» می‌داند؛ انحصار در توزیع دلارهای رانتی، انحصار در واردات، صادرات و در تسهیلات.» او می‌گوید: «اینکه تصور شود تنها تحریم‌ها موجب شده که اقتصاد ایران به این روز بیفتد، این‌گونه نیست. خیلی از تحلیلگران بارها گفته‌اند، باید از سد خودتحریمی‌ها عبور کرد و تحریم‌‌های بیرونی چالش اصلی کشور نیست.» بنابه اظهارات او، «اگر درک صحیح از منافع کشور وجود داشته باشد، آن هم در دوره‌ای که «ناکارآمدی‌ها، نبود مدیریت صحیح و سوءتدبیرها» در همه امور قابل مشاهده هستند، می‌توان امیدوار بود که اقتصاد ایران نفسی بکشد؛ در غیر این‌صورت راه به جایی نخواهیم برد.» محمدرضا بهزادیان، نایب‌رییس اسبق اتاق بازرگانی تهران و عضو کنونی هیات نمایندگان اتاق تهران، در گفت‌وگوی خود با «تعادل» ضمن بیان این مسائل، تصریح می‌کند: «کسانی که اجازه ندادند اقتصاد ایران در دوره برجام نفس بکشد حال باید پاسخگو باشند و محاکمه شوند؛ کسانی که در اقتصاد دستی دارند تخلف می‌کنند و اقتصاد را به این روز کشانده‌اند.» این فعال بخش خصوصی همچنین به واکاوی رابطه دولت و بخش خصوصی می‌پردازد و تاکید می‌کند: «اصولا دولت‌ها در هر ناکامی و پیچیدگی دنبال این هستند که یک مقصر پیدا کنند و انگشت اتهام را به سمت او بگیرند؛ ‌آن مقصر کسی نیست جز بخش خصوصی که مدام از دولت‌ها سیلی خورده است.» مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

    *اولین پرسشم از شما این است که چرا حال اقتصاد کشور خوب نیست وهر نسخه‌ای که از سوی دولتمردان پیچیده می‌شود، راه به جایی نمی‌برد؟

    تصور بنده این است که کابینه دولت آقای حسن روحانی، از یک تیم اقتصادی هماهنگ و منسجم برخوردار نیست. به ویژه از ابتدای دوره دوم دولت روحانی شاهد هیچ‌گونه طرح یا راهبردی در سطح کلان نبودیم که بتواند گره از مشکلات اقتصادی بگشاید. دوره نخست دولت هم تمامی امیدها به توافق بین‌المللی برجام گره خورد. در پرتو آن تصویر از اقتصادی ترسیم شد، که همه چیز سروسامان خواهد گرفت، اما متاسفانه هیچ پیش‌بینی برای وضعیتی غیر از آن در دستور کار قرار نگرفت. الان هم شاهد نظرات متضاد و بعضا متناقض در کابینه دولت هستیم. ضمن اینکه عموم مردم و نخبگان جامعه نیز بر این نکته تاکید دارند که هیچ راهبرد مشخصی در دولت آقای روحانی در بخش اقتصادی وجود ندارد. حتی در همین مدت باقی مانده هم نمی‌توان گفت که دولت قرار است چه راهی را پیش ببرد. در کل احساس من این است که تصمیمات خلق‌الساعه و روزمرگی در اداره امور کشور، موجب شده ما به این نقطه تاریک در اقتصاد کشور برسیم. این درحالی است که در دولت برآمده از مردم حداقل کاری که می‌توانست انجام دهد، حفظ اعتماد مردم بود، که این هم از بین رفت.

    *این همه نگرانی مردم از شرایط اقتصادی برگرفته از چیست و این نگرانی تا چه اندازه نشات گرفته از سیاست‌گذاری‌های غلط در سطح حاکمیت و دولت است؟

    همان‌طور که اشاره کردید، امروز عموم افراد، فرقی هم ندارد از چه قشری ودرچه سطحی همه نگران وضعیت اقتصادی کشور هستند. نگرانند چه برسر سرمایه یا کسب وکار آنها خواهد آمد. هر روز به این فکر می‌کنند که دارایی هایشان را روانه کدام بازار کنند تا متضرر نشوند. واقعا باید مسوولان از خودشان بپرسند دلیل این هجوم مردم به بازارهایی چون «طلا، سکه، دلار، سرمایه، خودرو» چیست؟ خب جواب مشخص است مردم نگرانند. اما چه کسی مسبب این وضعیت است؛ قطعا کسانی که بر مسند قدرت و مدیریت نشسته‌اند. فرقی هم ندارد، نهادهای دولتی باشند، نهادهای نظامی باشند یا افرادی از بدنه حاکمیت. مردم آرامش و امنیت اقتصادی ندارند. برخی هم این وسط به دنبال یک انعطاف‌های سیاسی هستند تا بلکه وضعیت کمی بهتر شود.

    *یک سوال تکراری، آیا می‌توان تحریم‌ها را دلیل اصلی این وضعیت اسفناک اقتصاد ایران دانست؟

    مساله تحریم‌ها، یک توجیه بیشتر نیست که مدام از سوی دولتمردان و بعضا برخی مسوولان ناکارآمد شنیده می‌شود. اینکه تصور شود تنها تحریم‌ها موجب شده که اقتصاد ایران به این روز بیفتد، این‌گونه نیست. خیلی از تحلیلگران نیز بارها گفته‌اند، باید از سد خودتحریمی‌ها عبور کرد و تحریم‌های بیرونی چالش اصلی کشور نیست. عمدتا عدم مدیریت نتیجه‌اش را در اقتصاد می‌بینیم. متاسفانه در سالی قرار گرفته‌ایم که در کنار تحریم یک بهانه دوم به نام کرونا هم ایجاد شده؛ اما بالاخره اقتصاد کشور با لحاظ تحریم باید از مدل‌های بین‌المللی پیروی کند، چون شیوع کرونا مختص به ایران که نیست. امروز در شرایطی هستیم که نمی‌توانیم نفتمان را بفروشیم، نفس اقتصاد به صادرات بستگی دارد؛ به کسانی نیاز داریم که بتوانند کالاهای تولید داخل را در بازارهای خارجی بفروشند و ارز آوری داشته باشند، اما شما می‌بینید که بخش تجارت و بازرگانی تحت سخت‌ترین حملات وفشارها از سوی مسوولیت اصلی کشور است و درنتیجه در آمار سه ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال ۹۸ آمار صادرات کشور۴۵درصد سقوط کرده است. حتی در مرداد ماه نسبت به تیرماه نیز شاهد کاهش صادرات هستیم. آنهم در شرایطی که کشور در تنگنای ارزی قرار دارد.

    البته این را هم بگویم که ما در دوره برجام از فرصت‌های به وجود آمده برای بازسازی اقتصادی کشور استفاده نکردیم که مردم ما این همه در فشار هستند و کسانی که نگذاشتند اقتصاد نفسش را بکشد باید الان پاسخگو باشند.

    *مقصر کیست؟

    ببینید اصولا دولت‌ها در هر ناکامی و پیچیدگی دنبال این هستند یک مقصر پیدا کنند و انگشت اتهام را به سمت او بگیرند. در دو سال گذشته هم اگر گفتار همه دولتمردان را مرور کنید، می‌بینید که به بخش تجارت و بازرگانی کشور چقدر حمله کردند.

    یعنی تقریبا در همه موارد، گفتند این تجار و بازرگانان کالاهای تجملاتی وارد می‌کنند، قاچاقچی، ارز خارج کرده‌ و… اینقدر که در این دو سال بر گلوی بخش خصوصی فشار آورده‌اند، درطی ۳۸ سال گذشته چنین رفتاری را شاهد نبودیم. افرادی که اکنون در بدنه بخش خصوصی فعالیت دارند، از بیرون که نیامده‌اند، کسانی هستند که سال‌ها در این عرضه فعال بودند. می‌خواهم به طور روشن از بخش تجار و بازرگان شریف دفاع کنم؛ چراکه اگر تجار نباشند، ما نمی‌توانیم بازارهای صادراتی گسترده‌تر پیدا کنیم یا در بخش فروش در عرصه بین‌الملل حضور فعالی داشته باشیم. کالایی که مورد نیاز داخل است اگر وارد نشود، تولید دچار مشکل می‌شود. اینکه بگوییم سیاست ممنوعیت واردات برای حمایت از تولید خوب است، به چه قیمتی است؟ به قیمت ضربه به تولید وصادرات. بنابراین تولید زمانی در اقتصاد پا می‌گیرد که تجارت آزاد و مارکتینگ با آن عجین شود.

    *دولت پنهان یا همان خصولتی‌ها و نظامی‌ها چقدر مقصر این آشفتگی‌های اقتصادی هستند؛ چراکه بخشی بزرگ از اقتصاد دست اینهاست؟

    من در اینجا به گفته‌های خود آقای روحانی اشاره می‌کنم که از: «آنهایی که پول دارند و در سیاست هم حضور دارند و اسلحه هم دارند، و در اقتصاد حضور دارند و اثرات سوء…» بخش اصلی اقتصاد دولتی است و بقیه مدیریت اقتصاد در دست نهادهای نظامی و خصولتی‌ها است، بخش کوچکی از اقتصاد در اختیار بخش خصوصی است؛ والبته هر زمان که خواستند مرجعی برای تخلفات پیدا کنند، می‌اندازند گردن فعالان اقتصادی بخش خصوصی. تنها به عنوان یک نمونه عرض می‌کنم، مدام رقمی برای کشفیات قاچاق اعلام می‌شود. اما ورود به جزییات نمی‌کنند، اگرسوال شود از متولیان مبارزه با قاچاق که رقم قاچاق سیگار چقدر است؟ چگونه می‌آید و وارد شبکه رسمی می‌شود؟ جواب مشخصی ندارد. سوال این است که منفعت چه کسانی به قاچاق سیگار گره خورده و در پشت صحنه چه کسانی حضور دارند.

    *از صحبت‌های شما من اینگونه برداشت می‌کنم افراد خاصی که در سیستم هستند، در امر قاچاق مشارکت دارند؟

    بله، ببینید این میزان قاچاقی که اعلام می‌شود بخش عظیمی از آن از مبادی رسمی و توسط افرادی که دربدنه سیستم هستند وارد کشور می‌شود. همه چیز که از کوه و کمر وارد کشور نمی‌شود. اصلا امکان هم ندارد. بنابراین کسانی که در اقتصاد دستی دارند تخلف می‌کنند و اقتصاد را به این روز کشانده‌اند.

    فعالان بخش خصوصی و مردم از قوه قضاییه تقاضا دارند در چهارچوب مبارزه با فساد شفاف‌سازی کنند که ماجرای قاچاق سیگار چیست؟ ومرتکبین را به مردم معرفی کنند.

    *اگر بخواهیم دریک واژه یا جمله بگویید که اقتصاد ایران از چه چیزی رنج می‌برد؛ آن چیست؟

    «انحصار؛ انحصار در توزیع دلارهای رانتی به گروه‌های خاص. انحصار در واردات، صادرات و در تسهیلات.» این انحصارات دست گروه‌های خاصی است. من می‌خواهم بگویم که مردم در تمامی این سال‌ها پای این نظام ماندند، فقط سپاه، ارتش، نیروهای زمینی و هوایی وغیره نبود که انقلاب را حراست کردند، این مردم بودند و خیلی از بحران‌ها را از سر گذراندند. اما حالا ببینید مشارکت مردم در بازسازی اقتصاد حاصل از تحریم و کرونا چقدر است؟ امروز فقط مردم را به وحشتی انداخته‌ایم که اگر پس‌انداز اندکی دارند، در این فکر باشند که سهام، دلار، سکه و… بخرند یا در موسسات مالی سرمایه‌گذاری کنند. همه دنیا اقتصاد را به گونه‌ای اداره می‌کنند که سرمایه‌ها به سمت تولید برود اما در اقتصاد ما تولید در حال از دست رفتن و فلج شدن است.

    *چرا این مسیر هدایت نقدینگی به درستی ترسیم نشده یا نمی‌شود؟

    طبیعی است که این دست تصمیم‌گیران وسیاست‌گذاران هستند که باید بررسی کنند ببینند اشکال کارشان کجاست و چرا درست عمل نکردند. من بیشتر بی‌تدبیری و عدم دلسوزی مدیران را عامل اصلی می‌بینم. ما امضای مسوولیت‌دار در مقابل آن امضای‌های طلایی را شاهد نیستیم. امروز مسوولی را پیدا نمی‌کنیدکه با جسارت به صحنه بیاید و مسوولیت بپذیرد و تصمیمات بزرگ در چهارچوب اختیاراتش بگیرد و آن را عملیاتی کند! رییس دولت، وزیر، یا حتی مدیرکل و معاون وزیر طرحی ارائه و پای آن را امضا کند ودر اجرای آن تلاش کند که باعث تقویت در آن بخش و بهبود وضعیت مردم بشود، حتما موفق خواهد شد. اما کدام مسوولی را پیدا می‌کنید که مسوولیت بپذیرد و پای طرحش را امضا کند و مجری و پاسخگو باشد؟

    *عملکرد اقتصاد دولت روحانی چه تفاوتی با دولت احمدی‌نژاد داشت؟

    فرقش این است که دولت احمدی‌نژاد در زمانی روی کارآمد که ماشین اقتصاد را با رشد مثبت بالای ۶ درصد و پربنزین تحویل گرفت. پشت فرمان این ماشین پرقدرت اقتصادی در آن‌زمان نشست، آنچنان گاز داد و هر طور میلش کشید با باک پر بنزین اقتصاد ایران رفتار کرد. آن درآمدهای حاصل از فروش نفت (هر بشکه ۱۲۰ دلار) را هم صرف بی‌برنامگی و طرح‌های بی‌هدف کردند و ماشین اقتصاد بدون بنزین را تحویل آقای روحانی دادند. اما آقای روحانی که اقبال مردم را داشت می‌توانست از این فرصت به درستی استفاده کند. او همه سرنوشت اقتصادی کشور را به یک تفاهم نامه که پای آن هم زحمت کشیده شده بود، گره زد. اما با روی کار آمدن «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا آنچه سیاستمداران رشته بودند پنبه شد. آقای روحانی فکر می‌کرد از ته دره‌ای که آقای احمدی‌نژاد ماشین اقتصاد را تحویلش داده، می‌تواند با طناب برجام بیرون بیاورد، وسط راه این طناب بریده شد. و از یک جایی به بعد تصمیم‌گیری‌های غلط و نیروهای نا کارآمددر دولت وضعیت را خراب‌تر کرد و چیزی غیر از رنج و فشار اقتصادی برای مردم در پی نداشت.

    *برگردیم به رابطه دولت وبخش خصوصی؛ چرا طی این دو، سه سال اخیر مدام شاهد چالش و دعوا بین این دو نهاد هستیم؟

    هیچ همگرایی بین دولت و بخش خصوصی وجود ندارد؛ چراکه وقتی دولت‌ها نمی‌توانند ناکارآمدی‌های خودشان را توجیه کنند، گناه را گردن بخش خصوصی می‌اندازند. من نمی‌فهمم چه چالشی بین یک دولت برآمده از مردم و بخش تجارت و اقتصاد کشور می‌تواند به وجود آید؟ از مقام معظم رهبری برای مبارزه با فساد مجوز گرفتند، بخش‌هایی از قانون آیین دادرسی را نادیده گرفتند و دادگاه هایی تشکیل دادند ولی در نهایت چه شد؟ سوال ما از مجریان قوه قضاییه و دستگاه دولت این است که آنهایی را که به عنوان مفسد اقتصادی معرفی کردید و دادگاه برگزار کردید و تبلیغات کردیدآیا در حال تحمل مجازات هستند ؟

    *اینها ناشی از چیست؟

    بخش اول آن مربوط به دولت است که بخش خصوصی را مسبب همه ناکامی‌های سیاست‌های اقتصادی معرفی کرده و افکار عمومی رابه این سمت سوق داده که بخش خصوصی فاسد و متخلف است. اما در مقابل متولیان بخش خصوصی و روسای پارلمان بخش خصوصی در این سال‌ها آن‌طور که باید از عملکرد بخش خصوصی دفاع نکرده‌اند. این در حالی است که بخش خصوصی در عرصه تولید، تجارت، ایجاد اشتغال، حضور در بازارهای خارجی و… نقش پررنگی دارد.

    *نقش سیاست‌گذاران تجاری و صنعتی را در این ماجراها چگونه ارزیابی می‌کنید و چقدر مقصر این وضعیت هستند؟

    بخشی از اشکالات کار ما در تجارت همین جاست که سیاست‌گذار ومتولی تجاری نقش خود را به درستی ایفا نمی‌کند. مثلا در مورد همین بازگشت ارزهای صادراتی، ببینید چه ماجرایی به راه انداختند که بخش خصوصی را مقصر اصلی جلوه دهند. اول از بازنگشتن ۲۷ میلیارد دلار دم زدند، بعد هم که نتوانستند اسامی و لیست را منتشر کنند، و بخش خصوصی پیگیری کرد گفتند ۱۷میلیارد دلار است حالا با کسر صادرات محصولات نفتی گفتند ده میلیارد دلار به هرحال ما تقاضا داریم تا مشخص شود واقعا کدام بنگاه‌ها و شرکت‌ها ارزشان را برنگرداندند، این در حالی است که اگر ارز پتروشیمی‌ها و خصولتی‌ها را از همین رقم کم کنیم، می‌بینیم که رقم واقعی عدم بازگشت ارز صادراتی از سوی بخش خصوصی، بین ۶ تا ۷ میلیارد دلار بیشتر نیست. اگر غیراز این است، اعلام کنند تا ما بدانیم کدامیک از رفقای ما ارزشان را برنگرداندند. خیلی از تجاری که امروز مورد هجوم و حمله قرار می‌گیرند، همان کسانی هستند که توانستند در دوران سخت تحریم‌ها با اعتبارشان از خارج مواد اولیه مورد نیاز تولید و کالاهای اساسی مورد نیاز مردم را وارد کنند. بعد هم آمدند با اعمال یکسری سیاست‌های غلط ارزی از جمله راه‌اندازی سامانه نیما، عملا دست صادرکننده را بستند وآنقدر فشار وارد کردند که خیلی از صادرکنندگان با سابقه ترجیح دادند که عطایش را به لقایش ببخشند، چون اساسا دراین فضا نمی‌شد کاری کرد. این دولت روش‌های کنترلی تجربه شده گذشته را رها کرد و خودش راهکار‌های جدید تجربه نشده داد و عملا چرخ را دوباره اختراع کرد!!

    *حال که به ارزهای صادراتی اشاره کردید؛ آن‌طرف قضیه هم ارز ارزانی بود که به واردات تخصیص داده شده که به محلی برای سوءاستفاده و رانت تبدیل شد.

    بله از دیگر سیاست‌های غلط ارزی، همین تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی بود که به عده‌ای خاص داده شد تا کالای اساسی وارد کنند. باید مشخص شود که این ارزها به چه کسانی داده شده است؟ البته آنقدر حلقه تخصیص را تنگ کردند و شرط گذاشتند که تنها عده‌ای خاص بتوانند از این فیلتر عبور کنند و ارز ارزان را دریافت کنند. بقیه تجاری که سال‌ها در کار کالای اساسی فعالیت داشتند هم در این فضای رانتی عملا یا بیکار شدند یا نتوانستند از موقعیت‌هایی که در بیرون از کشور داشتند به درستی بهره ببرند. حال ببینید در شرایطی قرار گرفتیم که باید نگران صنعت مرغ وتخم مرغ کشور باشیم؛ چراکه ممکن است حتی به دلیل کمبود نهاده‌های دامی، شاهد تعطیلی مرغداری‌هایمان باشیم و برویم دنبال واردات «مرغ وتخم مرغ» آیا این سیاست‌گذاری درستی است که در سال جهش تولید با تاکید مقام معظم رهبری، یکی یکی واحدهای تولیدیمان تعطیل شود؟ یکجای این سیاست‌گذاری اشکال دارد.

    *خب، اشکال کجاست؟

    نبود یک مانیفست اقتصادی، نبود برنامه‌ریزی، نبود یک برنامه مدون و مشخص. به طور نمونه اشکال همان ارز ارزانی است که گفتم به عده‌ای دادند و رانت شکل گرفت. به خاطر دارم زمانی که «جو و ذرت» وارد می‌شد، قیمت فروش آن ظاهرا ۱۳۰۰ تومان بود، بعد آنرا به ۱۵۰۰ تومان افزایش دادند. چند سامانه درست کردند برای کنترل قیمت ونظارت. در این سامانه وارد‌کننده کالایش را عرضه می‌کند و خریدار هم می‌خرد؛ البته عدد خرید و فروش هم باید معلوم باشد، بر اساس همان نرخی که اعلام کردند. حال قیمت ذرت در سامانه دولت ۱۵۰۰ تومان است، اما در بازار آزاد تا دو برابر آن. در این شرایط مگر یک مرغدار چقدر توان دارد که بخواهد چیزی را ۲ برابر قیمت بخرد و بعد به مرغش بدهد تا بخورد. زمانی هم که مرغ را در بازار یا سطح مغازه‌ها عرضه کند، نظارت وجود دارد که گران نفروشد. خب طبیعی است زمانی‌که چیزی برایش زیان داشته باشد، مرغداری‌اش را تعطیل کند؛ کما اینکه کرده است. حال همین آقایان مسوولی که دم از تولید می‌زنند، سراغ واحدهای صنعتی بروند و ببینند وضعیت واحدهای صنعتی ما در مواد اولیه چگونه است؟ من بسیار متاسف هستم که این را می‌گویم اما حداقل در ۶ ماه گذشته مواد اولیه خیلی از بنگاه‌ها وارد نشده است. صنعت نساجی بعد از صنعت نفت ما پر کارگرترین صنعت کشور است، اما ببینید به دلیل عدم واردات مواد اولیه‌اش به چه روزی افتاده است. اگر آمار واردات پنبه را در ۶ ماه اول سال ۹۹ با ۶ ماه اول سال ۹۸ مقایسه کنید، حتما چیزی بالای ۷۰ درصد افت را نشان می‌دهد. خیلی از کارخانجات به دلیل نبود مواد اولیه دارند می‌خوابند؛ ما فرصت‌های طلایی را از دست می‌دهیم. مشکل ما اینجاست زمانی که برداشت محصول است و قیمت جهانی پایین‌ترین قیمت است؛ اقدام به خرید و واردات نمی‌کنیم و بعد که قیمت‌های جهانی افزایش می‌یابد، به صرافت خریدن کردن می‌افتیم. نمونه دیگر، در مورد واردات «روغن سویا و آفتابگردان و پالم» است؛ از اول سال این روغن‌های خام را نخریدند و الان که ذخایر ما به شدت افت کرده و قیمت جهانی بالای ۴۰ درصد رشد داشته، به دنبال خرید هستند. یعنی زمانی که باید وارد می‌شده، نشده است. حال ببینید چه تعداد تاجر مشغول آوردن روغن به کشور بودند؛ چون حقله واردات را محدود به افراد خاص کردند. آنها هم حتما شرایطی داشتند که این کار را انجام ندادند. پس کسی که بگوید من اجازه ندادم پنبه بیاید چون می‌خواستم از تولید داخل حمایت شود، اینها همه دروغ است. حرف من این است که به هیچ عنوان برنامه‌ای در این بخش وجود ندارد.

    *سهم بخش خصوصی در این آشفتگی‌ها چقدر است؟

    متاسفانه آن کسانی که قافله‌دار بخش خصوصی در اتاق بازرگانی هستند، یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در صنعت و تجارت و معدن و اقتصاد نبوده‌اند و بیشتر کار اداری انجام داده‌اند یا به خاطر نوع رفتاری که کرده‌اند تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند. فلسفه تشکیل یک تشکل این است که این تشکل برای منفعت ذی‌نفعان و اعضای خودش در مقابل تصمیمات نادرست دولت‌ها بایستد. اما طی دوسال گذشته روسای اتاق‌ها چقدر به تصمیمات‌ دولت نقد وارد کردند یا از بخش خصوصی دفاع کردند.

    *درمورد صدور وتمدید کارت‌های بازرگانی آیا انتقال مسیر و واگذاری آن به وزارت صمت سیاست درستی بود؟

    در این مورد کار قافله‌داران بخش خصوصی اشکال داشت؛ براساس اصل ۴۴ قانون اساسی انحصار تجارت خارجی به دولت داده شده است. البته خیلی انحصارات دیگر مثل بانک‌ها، هواپیمایی، کشتیرانی مطابق اصل۴۴ در اختیار دولت بود، اما با تدبیر مقام معظم رهبری در سال ۸۳ و ۸۴ وسیاست‌های اصل۴۴ بخشی از این انحصارات به بخش خصوصی واگذار شد. اما در مورد تغییر مسیر کارت‌های بازرگانی روسای اتاق در جهت رفع این انحصار کاری نکردند، برعکس ظاهرا شهریورماه سال گذشته، رییس اتاق ایران با تصویب هیات رییسه اتاق ایران یک تفاهم‌نامه‌ای را با وزارت صمت امضا کرده که صدور و تمدید کارت بازرگانی به وزارت صمت برگردد و در سامانه جامع تجارت قرار گیرد. اول سوال من از هیات رییسه اتاق ایران این است، شما که سخنگوی پارلمان هستید؛ چرا بدون مشورت با اعضای هیات نمایندگان چنین تصمیمی را گرفتید؟ حالا هم دولت بر اساس همان تفاهم‌نامه از اول مردادماه امسال متولی انجام این کار شده است. این در حالی است که در تمام طول این سال‌ها تا ۲ ماه گذشته صدور کارت بازرگانی در اختیار اتاق بازرگانی بوده است. برای اثبات ضرورت صدور کارت بازرگانی از طریق سامانه جامع تجارت گفته می‌شود که ۳ هزار نفر ۲۷ میلیارد دلار را نیاورده‌اند، زمانی که گفته می‌شود، لیست بدهید، امتناع می‌ورزند. اما وقتی دنبال ماجرا می‌روید، متوجه می‌شوید که مثلا یک فردی یک نمونه از کالایش را صادر کرده، تا مشتری خارجی ببیند که این کیفیتش خوب است و از او بخرد. حال بانک مرکزی دستور داده که کارت بازرگانی این صادرکننده تعلیق شود و عنوان می‌شود که ۱۰۰ درصد ارز صادراتی‌اش را برنگردانده است. در صورتی که اصلا رقمی نبوده است؛ بررسی می‌کنیم می‌بینیم که ۱۰۰ درصد آن ۴۹ دلار که برای نمونه فرستاده شده، نیامده است. حال فرد اصرار می‌کند که ۴۹ دلار به قیمت روز چقدر است، من آن را پرداخت می‌کنم، اما آنها می‌گویند نمی‌شود و باید به کمیسیون برود و مرکز توسعه تجارت رسیدگی کند و گمرک نظرش را بدهد. بعد از دو ماه معطلی هم گفته می‌شود که قرار است در ساختمان میدان مادر در میرداماد کمیته‌ای تشکیل شود که باید مدارکتان را آنجا ببرید و آنها بررسی کنند اگر درست بود کارت بازرگانی شما آزاد می‌شود؛ طبیعی است که با این وضعیت تجارت می‌خوابد.

    *پس شما این تغییر مسیر را رویه غلطی می‌دانید؟

    بله غلط است. دولت و در راس آن متولیان تجاری مسوول کاری شده‌اند که زیرساخت آن را فراهم نکرده‌اند. این درحالی است که اگر می‌خواهند در این زمینه از بخش خصوصی سلب مسوولیت کنند، باید ابتدا زیرساخت سامانه جامع تجارت را آماده می‌کردند که اگر یک فعال اقتصادی رجوع کرد در کمترین زمان ممکن کارش انجام شود؛ نه اینکه طی ۲ ماه تنها پنج کارت بازرگانی صادر شود که آن هم چاپ نشده است. این درحالی است که باید ماهی ۲ هزار و ۷۰۰ الی ۸۰۰ کارت تمدید شود، بنابراین در این ۲ ماه گذشته باید حدود ۴ تا ۵ هزار کارت تمدید می‌شد. که به دلیل اعمال سیاست‌های غلط، اتوماتیک وار کارت بازرگانی ۵ هزار فعال اقتصادی باطل یا تمدید نشده و ۳ هزار نفر هم گفتند که قاچاق ارز کردند و کنار گذاشته شدند، مگر ما فعال اقتصادی بخش خصوصی چقدر داریم؟ اینها همه نشانه بی‌‌تصمیمی و عدم برنامه‌ریزی برای آینده است.

    *حال که صدور و تمدید کارت‌های بازرگانی به دولت واگذار شده، آیا تخلفات کاهش پیدا می‌کند؟

    خیر. حالا که با اتهام اینکه بخش خصوصی قاچاقچی است و ارز می‌برد و نمی‌آورد و کارت بازرگانی یک‌بار مصرف برای مالیات ندادن صادر می‌کند، این اختیار از بخش خصوصی گرفته شده است. البته به عقیده من تمام اینها قصه است واگر به همه این اتهامات رسیدگی کنید می‌بینید که ماجرا چیست و دولت کجاها اهمال کرده است. البته کار اتاق یکجا اشکال داشته و آن اینکه باید جلوی متخلفان را می‌گرفته و اجازه فعالیت به آنها نمی‌داده که دراین زمینه کوتاهی کرده است. کمیته انضباطی اتاق باید فعال باشد و مثل یک شمشیر برنده باهرکسی که خلاف کرد برخوردکند.

    این امر مستلزم حضور هیات رییسه سالم، قاطع وکارا می‌باشد که آن هم فقط در صورتی حاصل می‌شود که دولت وظیفه نظارتی خود را به صورت تمام وکامل انجام دهد که در چند ساله اخیر این وظیفه به هیچ صورت انجام نگرفته است، در انتخابات اخیر دولت وظیفه نظارتی خود را انجام نداد، به تخلفات انتخاباتی رسیدگی نکرد، حاصل این شد که در تهران و برخی شهرستان‌ها گروهی با صدور کارت‌های غیر واقعی و خلاف قوانین رای آوردند و مدیریت اتاق را به دست گرفتند. لذا باید گفت که خانه از پای بست ویران است! حتی طرح موضوع در دستگاه قضایی هم هنوز به نتیجه‌ای نرسیده است. بنابراین باید برخی رویه‌های غلطی که وجود دارد، اصلاح شود و با متخلفین بخش خصوصی برخورد شود. یا در مساله صدورکارت‌های بازرگانی که بدون احراز شرایط صادر شده وشاهد تخلفاتی بودیم که بدون رسیدگی یا کمترین برخورد، همچنان روی زمین مانده است. جدی برخورد شود.

    *مساله دیگری که الان فعالان اقتصادی را بلاتکلیف کرده؛ وزارت صمت است که بیش از ۴ ماه است بدون وزیر و با سرپرست اداره می‌شود، این تعلل در معرفی وزیر چقدر به بخش تولید، تجارت و معدن ضربه می‌زند و اینکه وزیر باید براساس چه پارامترهایی انتخاب ومعرفی شود؟

    متاسفم اما در دوره آقای روحانی، این وزارتخانه شاهد جابه‌جایی پنج نفر بوده وحال تصور کنید که چند بخش مهم اقتصادی، از جمله «تولید، تجارت، معدن و تنظیم بازار و…» را در یک وزارتخانه تجمیع کرده‌اند، حالا آن راهم بدون وزیر بلاتکلیف گذشته‌اید. تعلل دولت اصلا قابل پذیرش نیست؛ چرا از فرصت سه ماهه‌ای که به او داده شده، استفاده نکرده و در پایان اتمام سه ماه اقدام به معرفی وزیر می‌کند، که مجلس هم بنا به دلایل خودش به گزینه پیشنهادی رای نمی‌دهد. بعد هم با اجازه رهبری، دومرتبه سرپرست معرفی می‌کند. خب معلوم است که همه این بخش‌ها دچار آسیب می‌شود. بخش تجارت بدون ریل‌گذاری درست درحال درجا زدن است. در بخش تولید، اکثر بنگاه‌ها یا تعطیل شدند یا در شرف تعطیلی هستند. در بحث تنظیم بازار هر روز با یک معضل روبرو هستیم. اینها نشانه همان نبود برنامه مدون و به کارگیری مدیرانی است که توان کافی برای اداره امور را ندارند. ممکن است که حتی مجلس با دولت در یک جهت سیاسی نباشد و سختگیری کند، اما نباید که امور کشور بخوابد. اگر رقابت‌های داخلی در دولت باعث می‌شود نتوانند در زمینه معرفی وزیر در کابینه خود به یک جمع‌بندی برسد، مجلس باید به مسوولیت خود عمل کند که به این نابسامانی‌ها و بلاتکلیفی‌ها پایان دهد.

    *پیش‌بینی‌تان از اقتصاد کشور در نیمه دوم سال چیست؟

    ظاهرا همه امیدها به انتخابات آمریکا در چهارم نوامبر بسته شده است، چرا که هردو کاندیدا می‌گویند در عرض یک ماه تلاش می‌کنند با ایران به توافق برسند لذا وضعیت برای ایران بهتر خواهد شد. در حال حاضر اقتصاد ایران در نهایت فشردگی است و باید روزنه‌ای ایجاد شود تا نفسی بکشد. امیدواریم که اگر این گره باز شد حداقل تا پایان دولت روحانی، مردم کمی از فشارها بیرون بیایند و اقتصاد نفس راحتی بکشد تا مردم انگیزه حضور در انتخابات خرداد سال ۱۴۰۰ پای صندوق‌های رای را پیدا کنند.

    چکیده گفت‌وگو با محمدرضا بهزادیان

    *تصور بنده این است که کابینه دولت آقای حسن روحانی، از یک تیم اقتصادی هماهنگ و منسجم برخوردار نیست. به ویژه از ابتدای دوره دوم دولت روحانی شاهد هیچ‌گونه طرح یا راهبردی در سطح کلان نبودیم که بتواند گره از مشکلات اقتصادی بگشاید.

    *امروز عموم افراد، فرقی هم ندارد از چه قشری ودرچه سطحی همه نگران وضعیت اقتصادی کشور هستند. نگرانند چه برسر سرمایه یا کسب وکار آنها خواهد آمد.

    *اصولا دولت‌ها در هر ناکامی و پیچیدگی دنبال این هستند یک مقصر پیدا کنند و انگشت اتهام را به سمت او بگیرند. در دو سال گذشته هم اگر گفتار همه دولتمردان را مرور کنید، می‌بینید که به بخش تجارت و بازرگانی کشور چقدر حمله کردند.

     *بخش اصلی اقتصاد دولتی است و بقیه مدیریت اقتصاد در دست نهادهای نظامی و خصولتی‌ها است، بخش کوچکی از اقتصاد در اختیار بخش خصوصی است؛ والبته هر زمان که خواستند مرجعی برای تخلفات پیدا کنند، می‌اندازند گردن فعالان اقتصادی بخش خصوصی

    *متاسفانه آن کسانی که قافله‌دار بخش خصوصی در اتاق بازرگانی هستند، یا از دولت آمده‌اند یا خیلی در صنعت و تجارت و معدن و اقتصاد نبوده‌اند و بیشتر کار اداری انجام داده‌اند یا به خاطر نوع رفتاری که کرده‌اند تسلیم فشارهای دولتی بوده‌اند.

    *با اتهام اینکه بخش خصوصی قاچاقچی است و ارز می‌برد و نمی‌آورد و کارت بازرگانی یک‌بار مصرف برای مالیات ندادن صادر می‌کند، این اختیار از بخش خصوصی گرفته شده است.

     *در دوره آقای روحانی، این وزارتخانه شاهد جابه‌جایی پنج نفر بوده و حال تصور کنید که چند بخش مهم اقتصادی، از جمله «تولید، تجارت، معدن و تنظیم بازار و…» را در یک وزارتخانه تجمیع کرده‌اند، حالا آن راهم بدون وزیر بلاتکلیف گذشته‌اید. تعلل دولت اصلا قابل پذیرش نیست؛ چرا از فرصت سه ماهه‌ای که به او داده شده، استفاده نکرده و در پایان اتمام سه ماه اقدام به معرفی وزیر می‌کند که مجلس هم بنا به دلایل خودش به گزینه پیشنهادی رای نمی‌دهد. بعد هم با اجازه رهبری، دومرتبه سرپرست معرفی می‌کند.

    منبع: روزنامه تعادل

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • انتقاد «خاندوزی» از عدم مدیریت نقدینگی توسط دولت

    انتقاد «خاندوزی» از عدم مدیریت نقدینگی توسط دولت

    به گزارش خبرنگار مهر، سید احسان خاندوزی در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی طی تذکر شفاهی، به رئیس جمهور و وزیر امور اقتصادی و دارایی،  گفت: غفلت از علاج ریشه ای مشکلات اقتصادی و محدود شدن به مُسَکن های کوتاه مدت و توجه به طرح های گشایش اقتصادی کم خاصیت، موجب ایجاد مشکلات کنونی شد.

    وی با بیان اینکه سیلابی که در ماه های اخیر بازار دارایی از مسکن، ارز و خودرو گرفته تا اوراق بهادار را با خود برد، همان اژدهای نقدینگی ۲.۲ هزار هزار میلیارد تومانی است، افزود: زیر آفتابِ انتظارات، کاهش ارزش ریال بیدار شد و با سوءمدیریت دولت برخاست. آنچه اقتصاددانان زنهار می دادند، متاسفانه رخ داد.

    نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با طرح این پرسش که اگر دولت می خواست معضل را به شکل ریشه ای حل کند، چه باید می‌کرد؟، افزود: نخستین راهکار، کاهش دور موتور کسری بودجه دولت و کاهش دور موتور ناترازی بانک ها بود.

    خاندوزی اضافه کرد: دومین راهکار نیز ایجاد سرعتگیر برای ورود این سیلاب نقدینگی به فعالیت های نامولد از طریق اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و درآمد بود.

    وی افزود: سومین راهکار برای حل ریشه ای معضلات اقتصادی کشور، مدیریت انتظارات حول عدم کاهش ارزش پول ملی بود، تا پول در دستان مردم داغ نشود.

    نماینده مردم تهران در مجلس گفت: هرچند مُسَکن هایی مانند رونق بازار خوب است، اما تمرکز بر تزریق ذخایر ملت ایران برای رونق کوتاه مدت یک چاره اندیشی پایدار به شمار نمی رود.

  • بانک مرکزی چین نقدینگی به بازار تزریق کرد

    بانک مرکزی چین نقدینگی به بازار تزریق کرد

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از شین‌هوا، بانک مرکزی چین در روز دوشنبه هم با استفاده از قراردادهای بازخرید اوراق قرضه ذخیره بانک‌های تجاری، برای تقویت نقدینگی به بازارهای مالی این کشور پول تزریق کرد.

    بانک مرکزی چین از طریق قراردادهای ۷ روزه بازخرید اوراق قرضه بانک‌های تجاری که نرخ سود آنها ۲.۲ درصد اعلام شده، ۲۰ میلیارد یوآن (معادل ۲.۹ میلیارد دلار) نقدینگی به بانک‌های این کشور تزریق کرده است.

    بانک مرکزی در بیانیه‌ای که در وب‌سایت خود قرار داده، هدف از این اقدام را تقویت سطح نقدینگی در بازارهای مالی این کشور اعلام کرده است.

    قرارداد بازخرید اوراق قرضه یکی از ابزارهای مهم بانک مرکزی چین برای تزریق و یا بیرون کشیدن نقدینگی بازار است.

    طی این قرارداد، بانک مرکزی اوراق قرضه ذخیره بانک‌های تجاری را از آنها می‌خرد (تزریق نقدینگی به بازار) و با آنها توافق می‌کند که در موعد مقرر همین اوراق را به آنها باز پس بفروشد که به معنای بیرون کشیدن نقدینگی از بازار است.

     

  • بانکها مکلف شدند ۳ درصد مانده سپرده‌ها را به اوراق تبدیل کنند

    بانکها مکلف شدند ۳ درصد مانده سپرده‌ها را به اوراق تبدیل کنند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بانک مرکزی، عبدالناصر همتی در یک هزار و دویست و نود و نهمین جلسه شورای پول و اعتبار، ضمن ارائه گزارش خلاصه تحولات نقدینگی در مرداد ماه سال جاری، تصریح کرد: از ابتدای سال‌جاری حدود ۵۸ هزار میلیارد تومان اوراق دولت به فروش رسیده که تأثیر مهمی در جلوگیری از پولی شدن کسری بودجه داشته است. با توجه به تحولات اجزای پایه پولی، پایه پولی در پنج ماهه سال‌جاری، نسبت به پایان سال ۹۸، حدوداً چهار درصد رشد داشته و ضریب فزاینده نقدینگی نیز به محدوده ۷.۵ واحد رسیده است.

    وی خاطرنشان کرد: این امر عمدتاً تحت تأثیر کاهش نسبت سپرده قانونی بانک‌ها به منظور تأمین منابع مالی مبارزه با آثار اقتصادی کرونا بوده است. بر این اساس رشد نقدینگی در پنج ماهه سال‌جاری نسبت به پایان سال ۹۸، در حدود ۱۲ درصد است که با توجه به تحولات سال‌جاری رقم مناسبی ارزیابی می‌شود.

    رئیس شورای پول و اعتبار در این گزارش به برخی تحولات در رویه‌های سیاستگذاری و مدیریت پولی اشاره کرد و گفت: استقرار نظام عملیات بازار باز، تغییر رویه محاسبه و دریافت سپرده قانونی بانک‌ها، فراهم شدن زمینه سپرده گذاری ویژه بانک‌ها نزد بانک مرکزی و کنترل اضافه‌برداشت از جمله تحولات رخ داده در این زمینه است.

    همچنین همتی طی ارائه این گزارش، به تحولات نقدینگی، پایه پولی، مدیریت مناسب بدهی بانک‌ها به بانک‌مرکزی و نیز کنترل تحولات ارزی در مرداد ماه اشاره کرد و این موارد را منجر به فراهم آمدن زمینه‌های کنترل بیشتر تورم دانست.

    عالی‌ترین مقام بانک مرکزی ضمن اشاره به تحولات بازار نیما، تأکید کرد: با توجه به افزایش عرضه ارز در این بازار، انتظار می‌رود ثبات بازار ارز تقویت شود و شاهد ثبات بیشتر در بازارهای مالی باشیم.

    یادآور می‌شود، اعضای شورای پول و اعتبار از حمایت‌های مقام معظم رهبری از تلاش‌ها و اقدامات بانک مرکزی قدرانی کرده و حمایت‌های ایشان را پشتوانه ارزشمندی در مسیر پیشبرد و توفیق در اجرای سیاست‌های پولی این بانک دانستند و مراتب سپاس خود را از تدابیر راهگشای ایشان اعلام کردند.

    ۳ مصوبه شورای پول واعتبار

    در ادامه این جلسه، بنا به پیشنهاد بانک مرکزی و با هدف مدیریت ریسک نقدینگی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی، شورای پول و اعتبار بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی را موظف کرد، ظرف مدت سه ماه، حداقل معادل ۳ درصد از مانده کل سپرده‌های خود را به صورت اوراق مالی اسلامی قابل معامله در بازار سرمایه که توسط خزانه‌داری کل کشور منتشر می‌شود، نگهداری کنند. یادآور می‌شود شورا به بانک مرکزی اجازه داد بنا به شرایط و اقتضائات، نسبت یاد شده را در مورد بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی، تعدیل کند.

    شورای پول و اعتبار به منظور تسهیل در جریان مبادلات خرد، با صدور کیف الکترونیک پول از طریق بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی بر اساس ضوابط راهبری و نظارتی که توسط بانک مرکزی تهیه و ابلاغ خواهد شد، مشروط بر آنکه منجر به خلق پول نشود، موافقت کرد.

    همچنین با پیشنهاد بانک مرکزی و موافقت شورای پول و اعتبار، سقف فردی تسهیلات قرض‌الحسنه بابت بیماران دارای بیماری صعب‌العلاج، سرطانی و زوج‌های نابارور به مبلغ پانصد (۵۰۰) میلیون ریال با مدت بازپرداخت حداکثر ۶۰ ماه (۵ سال) افزایش یافت.

     

  • دلالان عامل افزایش نرخ ارز هستند/ دلار تا چه اندازه سقوط می کند؟

    دلالان عامل افزایش نرخ ارز هستند/ دلار تا چه اندازه سقوط می کند؟

    فرزین سمائی در خصوص بانک‌های مشترک و تخلف‌های احتمالی اظهار کرد: روابط بانکی و دامنه فعالیت کارگذاری‌های بانکی ما به واسطه تحریم‌ بسیار محدود شده است. تخلفات موجود در این زمینه کم است، اما رانت خواری در سراسر دنیا وجود دارد.

    وی ادامه داد: رانت یعنی داشتن اطلاعات از اتفاقات احتمالی در آینده و کسانی که از موضوعی مطلع می شوند، می‌توانند به راحتی از اطلاعات خود استفاده کنند.

    سمائی در خصوص دور زدن تحریم‌ها توسط بانک‌های مشترک گفت: بسیاری از بانک‌ها تحریم هستند و نمی‌توانند ارتباط مستقیمی با بانک‌های خارجی داشته باشند. اما سیستم بانکی از طریق بانک‌های خصوصی که تحریم نیستند می‌تواند با بانک‌های خارجی ارتباط داشته باشند. همچنین در حال حاضر این ارتباطات با تمام سختی‌های خود برقرار است.

    دلالان عامل افزایش نرخ ارز هستند/ دلار تا چه اندازه سقوط می کند؟
    دلالان عامل افزایش نرخ ارز هستند/ دلار تا چه اندازه سقوط می کند؟

    دلار تا چه اندازه سقوط می کند؟

    این کارشناس بانکی تصریح کرد: قیمت دلار متاثر از پارامترهای مختلفی است؛ بسیاری از کشورها تمایل دارند قیمت ارزشان نسبت به ارز جهانی پایین تر باشد که در این صورت جنگ ارزی رخ می دهد. به طور مثال قیمت یوان در کشور چین  در برابر دلار پایین آمده است زیرا این کشور می خواهد به تولید کنندگان جهت سرمایه گذاری و صادرات کالاهای  خود  به کشورهای خارجی  و وارد کردن ارز قوی فرصت دهد.

    وی ادامه داد:در کشور ما افزایش قیمت ارز و اختلاف پولی ریال در مقابل دلار این شرایط را فراهم نمی کند. شاید این طور به نظر برسد که افزایش نرخ ارز ناشی از سیاست های اقتصادی باشد اما باید بدانید که افزایش نرخ ارز بیشتر جنبه سیاسی دارد.

    سمائی بیان کرد: اتفاقات اخیر در خصوص افزایش نرخ ارز یک شوک روانی و هیجانی است و در واقع که قیمت ارز توسط دلالان ارزی تعیین می‌شود. دراین مواقع بانک مرکزی باید از قبل  هر اقدامی جلوگیری افراد سودجو بگیرد. سامانه نیما یا نظام یکپارچه معاملات ارزی باید سال‌ها پیش طراحی می‌شد و بعد از خروج مبالغ زیادی ارز از کشور، بانک مرکزی در سال ۹۶, به فکر فراهم کردن بسترمناسب برای مبادلات ارزی افتاد.

    این کارشناس بانکی گفت: بانک مرکزی به جای اینکه قالب دفاعی به خود بگیرد، زودتر اقدام کند تا بتواند به موقع جلوی دلالان و افزایش قیمت هیجانی را بگیرد.

    او بیان کرد: به نظر می‌رسد مشکل تنها بازگرداندن ارز صادراتی نباشد؛ زیرا بانک مرکزی مبالغ خوبی را وارد بازار کرد و تقاضای این مبالغ کمتر از عرضه است.

    ۲۲۳۲۲۵

    منبع : خبرآنلاین

  • بانک مرکزی چین ۲۰ میلیارد یوآن به بازارهای مالی تزریق کرد

    بانک مرکزی چین ۲۰ میلیارد یوآن به بازارهای مالی تزریق کرد

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از شین‌هوا، بانک مرکزی چین روز جمعه برای حفظ سطح نقدینگی بازارهای این کشور ۲۰ میلیارد یوآن (معادل ۲.۹ میلیارد دلار) پول تزریق کرد.

    طبق بیانیه بانک مرکزی چین این مبلغ از طریق قراردادهای ۷ روزه خرید اوراق قرضه بانک‌های تجاری با نرخ سود ۲.۲ درصدی به بازار تزریق شده است. طی این قرارداد بانک‌های تجاری متعهد می‌شوند ظرف ۷ روز با برگرداندن پول بانک مرکزی به علاوه سود تعیین شده آن، اوراق قرضه خود را مجدداً از بانک مرکزی خریداری کنند.

    در حالی که روز جمعه موعد سررسید هیچ قرارداد باز خرید اوراق قرضه‌ای نبود، ۲۰ میلیارد دلار به طور خالص وارد بازار شد.

     

  • حجم نقدینگی از ۲۶۵۷ هزار میلیارد تومان گذشت/ثبت رشد ۳۴ درصدی

    حجم نقدینگی از ۲۶۵۷ هزار میلیارد تومان گذشت/ثبت رشد ۳۴ درصدی

    به گزارش خبرگزارخبرآنلاین و به نقل از بانک مرکزی، بانک مرکزی با انتشار گزیده آمارهای اقتصادی در پایان خرداد ۹۹، حجم نقدینگی را ۲۶ هزار و ۵۷۱.۷ هزار میلیارد ریال اعلام کرد که نسبت به خرداد سال ۹۸ معادل ۳۴.۲ درصد افزایش نشان می‌دهد. این در حالی است که این افزایش در دوره مشابه سال گذشته ۲۵.۱ درصد بوده است.

    خلاصه دارایی‌ها و بدهی‌های بانک مرکزی

    میزان دارایی‌های خارجی بانک مرکزی در خرداد سال ۹۹ به ۵۵۰۷.۴ هزار میلیارد ریال رسید که نسبت به خرداد سال گذشته ۲۱.۶ درصد افزایش نشان می‌دهد. همچنین بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی در دوره مورد بررسی نیز ۱۳۱۴.۱ هزار میلیارد ریال بوده که نشان‌دهنده ۳۰.۱ درصد افزایش است.

    وضعیت دارایی‌ها و بدهی‌های بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی

    این گزارش حاکی است، میزان دارایی‌های خارجی در این بخش با ۵۰ درصد رشد نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۷,۰۷۹ هزار میلیارد ریال رسیده و حجم اسکناس و مسکوک نیز با رشد ۱.۱ درصدی، ۱۲۴.۱ هزار میلیارد ریال است.

    سپرده بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی نزد بانک مرکزی با ۴۷.۸ درصد افزایش به ۳۱۳۱.۴ هزار میلیارد ریال رسید. همچنین بدهی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیربانکی به بانک مرکزی نیز در پایان خرداد ۹۹ با ۱۵.۸ درصد کاهش به ۱۱۳۲.۹ هزار میلیارد ریال رسیده است.

    حجم نقدینگی از ۲۶۵۷ هزار میلیارد تومان گذشت/ثبت رشد ۳۴ درصدی
    حجم نقدینگی از ۲۶۵۷ هزار میلیارد تومان گذشت/ثبت رشد ۳۴ درصدی

    خلاصه دارایی‌ها و بدهی‌های بانک‌های تجاری

    میزان دارایی‌های خارجی بانک‌های تجاری کشور در خرداد ماه سال جاری ۷۸۴.۳ هزار میلیارد ریال است که نسبت به مدت مشابه سال پیش ۳۹.۳ درصد رشد نشان می‌دهد. سپرده بانک‌های تجاری نزد بانک مرکزی نیز ۵۶۲.۲ هزار میلیارد ریال بوده که ۲۸.۵ درصد افزایش یافته است.

    جمع کل دارایی‌های بانک‌های تجاری در دوره مورد بررسی، ۷۶۳۵.۴ هزار میلیارد ریال بوده که به نسبت خرداد ۹۸ دارای ۳۲ درصد رشد است و میزان بدهی بانک‌های تجاری به بانک مرکزی در پایان خرداد ۹۹ به ۹۸.۲ هزار میلیارد ریال رسیده که ۸۰.۲ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش داشته است.

    وضعیت دارایی‌ها و بدهی‌های بانک‌های تخصصی

    بر پایه این گزارش، میزان دارایی‌های خارجی بانک‌های تخصصی در پایان خرداد سال جاری ۲۰۶۸.۲ هزار میلیارد ریال است که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۸۵.۲ درصد رشد یافته است. جمع کل دارایی‌های بانک‌های تخصصی در این دوره رقم ۸۵۳۴.۴ هزار میلیارد ریال است که ۳۷.۴ درصد رشد دارد. همچنین میزان بدهی بانک‌های تخصصی به بانک مرکزی ۴۶۸.۵ هزار میلیارد ریال است که معادل ۰.۳ درصد نسبت به خرداد سال ۹۸ افزایش داشته است.

    ۲۲۳۲۲۵

    منبع : خبرآنلاین

  • نرخ سود بانکی چقدر و چگونه افزایش یابد؟

    نرخ سود بانکی چقدر و چگونه افزایش یابد؟

    نوسان بازار دارایی ریسک نوسان در بازار کالا و خدمات را افزایش داده است. به گونه‌ای که برخی اعتقاد دارند در کوتاه‌مدت سیاست‌گذار باید از ابزارهایی استفاده کند که به انقباض نقدینگی منجر می‌شود. مهم‌ترین ابزار در دسترس نرخ سود است اما نخست؛ برای موفقیت در مبارزه با تورم، نرخ سود باید تا کجا بالا رود؟ دوم؛ سیاست‌گذار پولی در چه مسیری باید نرخ سود را افزایش دهد؟

    موافقان استفاده از نرخ سود به دو دسته مدافعان تعیین نرخ در سطوح بالا و مدافعان افزایش تدریجی تقسیم می‌شوند.

    گروه نخست انتظار دارند سیاست‌گذار پولی نرخ سود را دفعتا تا سطح ۴۰ درصد افزایش دهد زیرا افزایش‌های کمتر از این میزان را چندان موثر نمی‌دانند اما گروه دوم بر افزایش محدود و تدریجی نرخ سود تاکید می‌کنند.

    در گزارشی واکنش موثر سیاست‌گذار در مواجهه با تورم را بررسی شده است.

    شاهد علمی و تجربی مقابله با نوسان

    نرخ سود، ابزاری است که از سوی برخی اقتصاددانان آبی بر آتش نوسان‌های اقتصادی توصیف می‌شود. از این دیدگاه برای مقابله با تورم باید نرخ سود در اقتصاد افزایش یابد. آنان برای اثبات سخنان خود به یافته‌های عملی و تجربه گذشته ایران نیز استناد می‌کنند و اعتقاد دارند هر گاه بانک مرکزی از ابزار نرخ سود استفاده کرده موفقیت بیشتری در کنترل تورم داشته است. اما این ابزار تا چه سطحی می‌تواند به کار گرفته شود؟ برخی اعتقاد دارند باید با توجه به جذابیت دیگر بازارها تعیین شود. آنان تاکید دارند نرخ سود سپرده‌های کوتاه‌مدت باید به شدت افزایش یابد تا از التهاب بازارها کاسته شود.

    از دید برخی اقتصاددانان ممکن است نتوان به طور مشخص تعیین کرد که نرخ سود باید تا کجا افزایش یابد، اما می‌توان استدلال کرد که این افزایش باید گام به گام باشد؛ زیرا مشخص نیست تغییر در رفتار فعالان اقتصادی در چه نرخی با کاهش تورم متناسب می‌شود. علاوه‌بر این، برای کنترل انتظارات تورمی، ترسیم مسیر صعودی نرخ سود برای فعالان اقتصادی و مشروط کردن آن، موثرتر از افزایش‌های بزرگ و موردی نرخ سود عمل می‌کند. پس لازم است بانک مرکزی نرخ‌های سود سیاستی را به تدریج افزایش دهد و این افزایش‌ها را مشروط به دستیابی به تورم هدف کند.

    معیار بازدهی دارایی

    برخی کارشناسان توصیه می‌کنند افزایش نرخ سود باید متناظر با بازده دارایی‌ها باشد و در این مورد مثال‌هایی از بازده سهام، مسکن و طلا در سال گذشته ارائه می‌کنند. اما دسته دیگر از اقتصاددانان تاکید دارند پیدایش حباب در بازار دارایی‌ها امری دور از ذهن نیست؛ قیمت دارایی ممکن است برای دوره‌های حتی طولانی و به طور قابل توجه از ارزش ذاتی فاصله گیرد. به خصوص اگر انتظارات تورمی لنگر نشده و اطلاعات در بازار نامتقارن باشد. آنان برای اثبات دیدگاه خود به نرخ دلار در مهرماه ۹۷ اشاره دارند در آن مقطع قیمت دلار به ۱۹ هزار تومان رسید اما به مرور کاهش یافت و یک سال و نیم زمان برد تا دلار مجددا بتواند از این نرخ عبور کند. بر همین مبنا این گروه از اقتصاددانان اعتقاد دارند استفاده از بازده یک بازار خاص، آن هم بازار دارایی که می‌تواند افزایش قیمت‌ را به دلیل حباب یا حتی عوامل بنیادین تجربه کند، اقدام سیاستی درستی نیست و باید از یک شاخص قیمت که برآیندی از همه قیمت‌ها در اقتصاد باشد استفاده کرد. البته گروه دوم تاکید دارد افزایش نرخ تا سطح ۳۰ یا حتی ۴۰ درصد برای بازه کوتاه چند هفته‌ای است تا انگیزه ورود به بازار دارایی‌ها را کاهش دهد و بعد متناسب با وضعیت پیش آمده می‌توان این نرخ‌ها را تعدیل کرد.

    نظریه‌های اقتصادی چه می‌گوید؟

    نظریات اقتصاد پولی بر افزایش نرخ سود کوتاه‌مدت متناسب با رشد شاخص قیمت‌ (تورم) تاکید می‌کنند. قاعده تیلور، رایج‌ترین معیار مورد استفاده در تعیین نرخ سود کوتاه‌مدت متناسب با نرخ تورم است. قاعده تیلور بیان می‌کند که برای مبارزه موثر با تورم باید نرخ سود بیش از افزایش نرخ تورم، افزایش یابد. البته این دستاورد بزرگ علمی و تجربی، برای کشورهایی است که اقتصادی بزرگ و نسبتا بسته دارند. در همین راستا، نظریه اقتصادی سیاست‌گذاری پولی مطلوب را در یک اقتصاد باز به صورت هدف‌گذاری تورم داخلی تعریف می‌کند. منظور از اقتصادهای باز اقتصادهایی است که سهم صادرات و واردات از تولید ناخالص داخلی بالا است. در اقتصادهایی مانند آلمان و انگلیس این سهم بالای ۶۰ درصد و در اقتصاد آمریکا زیر ۳۰ درصد است. در ایران نیز درجه باز بودن حدود ۵۰ درصد است.   به عبارت ساده‌تر، هدف‌گذاری تورم در یک اقتصاد باز (که تجارت خارجی- صادرات و واردات- نقش پررنگی در تحولات آن دارد) باید آن بخش شاخص قیمت باشد که به طور مستقیم از نرخ ارز متاثر نمی‌شود. زیرا نرخ ارز می‌تواند تحت تاثیر شوک‌های بنیادین تغییر کند و سیاست‌گذار پولی باید تورم ناشی از تغییرات بنیادین ارز را بپذیرد. با این رویکرد، تورم هدف بانک مرکزی در یک اقتصاد باز – مانند اقتصاد ایران که با شوک تحریم (کاهش بهره‌وری در بخش قابل تجارت) مواجه شده- باید تورم داخلی باشد. در اقتصاد ایران تورم داخلی را می‌توان با تورم خدمات – رشد شاخص مصرف‌کننده با حذف قیمت کالاها از سبد مصرفی خانوار – متناظر گرفت. نمودار شماره (۱)، تورم گزارش شده توسط مرکز آمار ایران را به تفکیک تورم کالاها و خدمات نشان می‌دهد. این نمودار نشان می‌دهد، بخش قابل توجهی از تورم دو سال گذشته به دلیل افزایش نرخ دلار و قیمت‌ کالاها بوده که عملا خارج از کنترل سیاست‌گذار پولی بوده است. بنابراین بانک مرکزی باید تمرکز خود را بر کنترل تورم خدمات قرار دهد و از این نرخ برای هدف‌گذاری تورم استفاده کند. بر اساس اطلاعات مرکز آمار، تورم نقطه‌ای خدمات در تیرماه کمتر از ۲۶ درصد بوده است. بنابراین، نرخ سود سیاستی باید کمی بالاتر از ۲۶ درصد باشد. البته این تازه نقطه شروع تحلیل‌های پولی است.

    نرخ سود بانکی چقدر و چگونه افزایش یابد؟
    نرخ سود بانکی چقدر و چگونه افزایش یابد؟

    تورش جانشینی در شاخص‌های قیمت

    نکته دیگری که باید در تحلیل‌های کمی به آن توجه کرد، تورش شاخص‌های قیمت در اندازه‌گیری افزایش هزینه‌ زندگی است. از نگاه برخی کارشناسان با توجه به اینکه شاخص‌های قیمتی با فرض ثابت بودن وزن اقلام مختلف در سبد مصرفی خانوارها، محاسبه می‌شوند، این شاخص‌ها همواره با تورش بیش‌برآورد تورم روبه‌رو هستند. در شرایط اقتصاد ایران این مساله نیازمند تامل ویژه‌تری است زیرا تغییرات شدید در قیمت‌های نسبی موجب شده خانوار تغییرات قابل ملاحظه‌ای در سبد مصرفی خود اعمال کند. به طور مثال اگر قیمت غذای آماده افزایش یابد، خانوار این گزینه را دارد که سهم بیشتری از غذا را در خانه تهیه کند. یا اگر اجاره مسکن افزایش یابد، در دوره بعد مسکن کوچک‌تری اجاره کند. اگر مسافرت خارجی گران شود، آن را با مسافرت داخلی جایگزین کند. در این شرایط حتما تورم محاسبه شده بیش‌برآورد دارد. در نتیجه حتی سطح تورم خدمت ۲۶ درصدی هم معیار کاملی برای تعیین نرخ سود سیاستی نیست. از نظر کمی تورش بیش‌برآورد شاخص‌ قیمت بسیار معنادار است. مطالعات تجربی نشان می‌دهد تورش اندازه‌گیری رشد هزینه‌های زندگی در کشوری با تورم ۳ درصد، حدود یک واحد درصد است. بنابراین می‌توان احتمال داد که تورم گزارش شده از آنچه واقعا به خانوارها اصابت می‌کند بیشتر است.

    نرخ سود و تورم هدف

    در نهایت اینکه نرخ سود باید متناظر با نرخ تورم هدف افزایش یابد. در این مرحله، نرخ تورم هدف برای اقتصاد ایران نمی‌تواند تک‌رقمی باشد؛ چرا که برای پایدار کردن تورم تک‌رقمی باید اصلاحات اساسی در شبکه بانکی اجرا شود. در نتیجه، در مرحله اول و تنها برای ثبات بخشیدن به بخش پولی و رسیدن به تورمی در حدود ۲۲ درصد، نیازی به افزایش شدید نرخ سود نیست. در واقع در گام نخست جهت نرخ سود بانکی از سطح آن مهم‌تر است. بعد از دستیابی به نرخ تورم هدف، بانک مرکزی می‌تواند اصلاحات نظام بانکی را با سعه صدر بیشتری دنبال کند و متناسب با پیشرفت‌ها در این زمینه نرخ تورم هدف پایین‌تری را دنبال کند.

    در اجرا هم اگر به سیاستمداران گفته شود برای موفقیت در کنترل تورم نرخ سود باید تا ۴۰ درصد بالا برود، هیچ شانسی برای شروع برنامه مبارزه با تورم ایجاد نمی‌شود. اما اگر مسیری تدریجی متناسب با شرایط اقتصاد ترسیم شود حتما نسبت به قبل شانس بیشتری ایجاد خواهد شد. به خصوص اگر سیاست‌گذار متقاعد شود که با اجرای برخی اصلاحات، کارآیی سیاست‌گذاری پولی افزایش می‌یابد و سیاست‌گذار می‌تواند با تغییرات محدود در نرخ سود اثرات بزرگ‌تری بر متغیرهای اقتصاد کلان ایجاد کند. با این توضیحات، به نظر می‌رسد افزایش‌ تدریجی، قابل پیش‌بینی و مشروط در نرخ سود سیاستی برای هدایت تورم به سمت نرخ تورم ۲۲ درصد کافی باشد. اگر بانک مرکزی از استقلال ابزاری در تعیین نرخ سود بازار بین‌بانکی در دالان طراحی‌شده برخوردار باشد، دستیابی به تورم هدف اعلام‌شده در دسترس خواهد بود. سقف نرخ سود دالان، ۲۲ درصد است؛ لذا بانک مرکزی فضای کافی برای استفاده از ابزار نرخ سود برای کنترل تورم در اختیار دارد. به باور برخی کارشناسان حمایت‌های سیاسی و اعطای استقلال   برای مبارزه با تورم می‌تواند آرامش را به اقتصاد بازگرداند.

    ۲۲۳۲۲۵

    منبع : خبرآنلاین

  • فروش اوراق، بهترین راه رفع کسری بودجه/ پیش‌نیازها باید فراهم شود

    فروش اوراق، بهترین راه رفع کسری بودجه/ پیش‌نیازها باید فراهم شود

    به گزارش خبرنگار مهر، یکی از مسائلی که در یک سال گذشته، هم کارشناسان و هم مقامات مسئول بر آن صحه گذاشته و خواهان ارائه راه حل برای آن شده اند، کاهش شدید درآمدهای نفتی دولت به دلیل تحریم‌های ظالمانه آمریکا و بروز چالش کم سابقه تأمین مخارج دولت است.

    از طرف دیگر، نرخ تورم ۴۱ درصدی این نگرانی را به وجود آورده که تأمین این کسری بودجه از محل افزایش پایه پولی و افزایش نقدینگی، سبب‌ساز تشدید تورم شود.

    از همین رو انتشار اوراق قرضه دولتی بعنوان یکی از راهکارهای کم اسیب جبران کسری بودجه مورد تاکید کارشناسان اقتصادی و مورد توجه دولت قرار گرفت.

    موضوعی که سبب شد تا در قانون بودجه امسال نیز یکی از راه‌های تأمین اعتبار، فروش اوراق بدهی از سوی دولت پیش بینی شود. در این قانون، ۸۰ هزار میلیارد تومان درآمد دولت از محل فروش اوراق در نظر گرفته شده است؛ این در حالی است که اردیبهشت ماه امسال نیز در شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، ۱۵۰ هزار میلیارد تومان دیگر هم به آن افزوده شد که نهایتاً امسال دولت می‌تواند تا سقف ۲۳۰ هزار میلیارد تومان، اوراق بدهی به فروش برساند.

    کارشناس اقتصادی: ملاحظاتی که دولت در فروش اوراق بدهی باید داشته باشد

    در همین ارتباط، علی صادقی همدانی کارشناس اقتصادی در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: کلیت ایده انتشار اوراق بدهی جهت تأمین مالی کسری بودجه دولت به لحاظ نظری بسیار مفید است. یعنی اگر بتوان مکانیزم‌های بازار اولیه و ثانویه را در عمل پیاده سازی کرد به نحوی که دولت به میزان کسری بودجه، اوراق بدهی بفروشد، می‌توان کسری بودجه دولت را به جای اینکه از محل افزایش پایه پولی و افزایش نقدینگی جبران کرد، از محل ایجاد جریان مستمر بدهی جبران نمود.

    وی افزود: اوراق بدهی بدون اینکه تقاضای کل از محل افزایش نقدینگی افزایش پیدا کند، ترکیب تقاضای کل را تغییر می‌دهد. لذا از پولی شدن کسری بودجه و تبعات تورمی آن جلوگیری می‌کند.

    عضو انجمن اقتصاد اسلامی ادامه داد: اما با توجه به شرایط خاص اقتصاد ایران در این خصوص محدودیت‌ها و ملاحظاتی وجود دارد که در اجرا باید مورد دقت و نظارت کامل قرار گیرد.

    رشد ۱۵۰ درصدی بورس و ۱۰۰ درصدی سکه در ۳ ماهه ۹۹

    وی سپس به تشریح این ملاحظات پرداخت و گفت: نخست آنکه، در سه ماهه اول سال ۱۳۹۹ شاخص بورس رشد ۱۵۰ درصدی و سکه رشد ۱۰۰ درصدی داشته است. انتظارات عاملان اقتصادی با توجه به بازدهی بازارهای سرمایه، طلا و ارز به گونه‌ای شده که حضور سرمایه گذاران در بازار اوراق بدهی با تردید مواجه است.

    صادقی همدانی تصریح کرد: در شرایطی که بازدهی بازار بورس و طلا و … بسیار بالا رفته آیا دولت می‌تواند اوراق بدهی خود با بازدهی سالانه حدود ۱۵ درصد را به میزان کسری بودجه به فروش برساند؟ معتقدم حتی انتشار اوراق با سررسید کوتاه مدت هم نمی‌تواند پاسخ مناسبی برای این سوال باشد و به نظر می‌رسد عوامل رفتاری و انتظارات عاملان بازار در این خصوص باید به دقت مورد بررسی قرار گرفته و مدیریت شود.

    دولت مراقب افتادن در تله بازی پانزی با اوراق بدهی باشد

    به گفته این کارشناس اقتصاد پولی و مالی، دومین خطر بالقوه‌ای که در شرایط فعلی اقتصاد ایران، بازار اوراق بدهی را تهدید می‌کند، وقوع بازی پانزی (Ponzi game) است.

    این اقتصاددان افزود: بازی پانزی به این معنی است که اگر به هر دلیلی دولت نتواند اوراق بدهی دوره قبل را از محل درآمد حاصل از فروش اوراق بدهی دوره جدید تسویه کند مشکل تشدید می‌شود و ارزش واقعی بازدهی اوراق به دلیل تورم ناشی از پولی شدن کسری بودجه کاهش پیدا می‌کند. در دوره‌های بعدی دولت برای جبران این کاهش مجبور می‌شود بازدهی اوراق را افزایش دهد و به بیان ساده این خطر وجود دارد که بدهی دولت هر روز سنگین‌تر شود.

    اهمیت توجه به بهبود فضای کسب و کار در کنار فروش اوراق بدهی

    عضو انجمن اقتصاد اسلامی، سومین مورد از ملاحظات فروش اوراق بدهی را اینگونه توضیح داد: کنترل تورم مستلزم یک نگرش نظام‌مند و سازگار در خصوص سیاست‌های ارزی، پولی و مالی است.

    وی ادامه داد: به نظر می‌رسد سیاستگذار باید در کنار تشکیل بازار اوراق بدهی برای تأمین کسری بودجه، به بهبود وضعیت تراز پرداخت‌ها و سیاست پولی هوشمندی که نسبت به ادوار تجاری (دوره‌های رونق و رکود اقتصادی) انعطاف داشته باشد، اهتمام ورزد.

    صادقی همدانی تأکید کرد: برای بهبود وضعیت تراز پرداخت‌ها لازم است خالص حساب جاری افزایش پیدا کند که توجه ویژه به مزیت‌های اقتصاد و سیاست‌های طرف عرضه از قبیل رفع موانع تولید و بهبود فضای کسب و کار را می‌طلبد.

    تراز ورود و خروج ارز به کشور به سود ورود، مثبت شود

    وی با تأکید بر اینکه باید فرار سرمایه از اقتصاد کشور متوقف شده و سرمایه خارجی جذب شود، بیان داشت: بهبود وضعیت تراز پرداخت‌ها سبب می‌شود ارزی که وارد کشور می‌شود بیشتر از ارزی باشد که از آن خارج می‌شود و از این طریق فراوانی پول‌های خارجی نسبت به ریال افزایش پیدا کند. توجه به سیاست‌های طرف عرضه از آنجایی اهمیت دارد که اقتصاد ایران دچار رکود تورمی است و توجه صرف و یکجانبه به تورم نباید باعث کم توجهی به رفع رکود و موانع تولید شود.

     

  • ۳۶هزارمیلیاردتومان کسری بودجه دولت بدون خلق نقدینگی جدید تأمین شد

    ۳۶هزارمیلیاردتومان کسری بودجه دولت بدون خلق نقدینگی جدید تأمین شد

     

    ۳۶هزارمیلیاردتومان کسری بودجه دولت بدون خلق نقدینگی جدید تأمین شد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، بانک مرکزی اعلام کرد در راستای دستیابی به هدف تورمی اعلامی و در چارچوب سیاستگذاری جدید پولی، بانک مرکزی تلاش می‌کند با مدیریت نقدینگی در جامعه و هدایت آن به سمت متقاضیان بخش واقعی همچون دولت، ضمن تأمین نیاز آنها از رشد کنترل نشده نقدینگی جلوگیری کند.

    بر همین اساس این بانک در چارچوب اجرای عملیات بازار باز که در آن اعطای تسهیلات به بانک‌ها منوط به اخذ وثیقه است، به دولت کمک کرده تا کسری بودجه خود را از طریق انتشار اوراق بدهی و فروش آنها به بانک‌ها و نهادهای مالی غیر بانکی تأمین کند.

    در این روش که «حراج اوراق بدهی دولت» نام دارد، دولت از منابع موجود در بازار پول تأمین مالی و از مراجعه به بانک مرکزی و دریافت پول پر قدرت خودداری می‌کند.

    در این چارچوب تاکنون ۷ مرحله اوراق بدهی دولت حراج شده و حدود ۳۶ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دولت از این محل تأمین شده بدون آنکه نقدینگی جدیدی خلق شود.

    برنامه تأمین مالی کسری بودجه دولت از طرق حراج هر هفته توسط بانک مرکزی برگزار می‌شود و اوراق دولت به بانک‌ها و نهادهای مالی غیر بانکی فروخته می‌شود. در این سازوکار بانک مرکزی حراج را برگزار کرده، دولت برنده حراج را مشخص، معامله در بازار سرمایه انجام و در نهایت وجه حراج به حساب خزانه واریز می‌شود.