دفتر سید مصطفی میرسلیم نماینده تهران در مجلس با انتشار جوابیهای به مصاحبه سخنگوی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان واکنش نشان داد.
متن این اطلاعیه به شرح ذیل است:
برای استحضار ملت عزیز ایران لازم دانستیم سکوت را بشکنیم و نکاتی را پیرامون نحوه رفتار هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان با مهندس میرسلیم شخصیت انقلابی و فساد ستیز که خود را خادم ملت می داند برسانیم.
از آقای مهندس میرسلیم دعوت کتبی نشده بود برای حضور در جلسه و ارائۀ اسناد؛ صرفا آقای پاشایی دبیر هیئت شفاهی از ایشان خواست در جلسه حاضر شوند برای مبادلۀ نظر و مهندس میرسلیم در جلسه حاضر شد و توضیحاتی دادند از جمله این که شکایت آقای رضائی رئیس کمیسیون عمران بی مورد است زیرا تا کنون ذکر نامی از آقای رضایی نشد و اگر ایشان خودش احساس اتهام می کند به رفتار خودش برمیگردد.
از مهندس میرسلیم خواستند که نسخه ای از اسنادی که به دادستانی داده ام را تقدیم ایشان کنم و ایشان هم قول دادند به دست اقای پاشایی برسانند و اساسا قراری نبود که در آن جلسه اسنادی را ارائه دهند.
میرسلیم تهدید به شکایت کرد /جنجال ۶۵ میلیاردی ادامه دارد
به اعضای محترم هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان گفتند که برای دستیابی به اعترافات نائب رئیس وقت کمیسیون عمران دربارۀ دریافت ۶۵ میلیارد تومان باید از دادستانی استعلام کنند و این موضوع بخشی از پروندۀ آقای عیسی شریفی و هولدینگ یاس است که در دوران شهرداری آقای قالیباف تأسیس شده است.
خبر منتشر شده در خانۀ ملت ناقص و جهت دار است و امیدواریم هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان برای حفظ آبروی خود و رعایت انصاف آن را اصلاح کنند و الا مهندس میرسلیم ناگزیر می شوند از طرز کار آن هیئت به کمیسیون اصل نود شکایت کنند.
در پایان مهندس میرسلیم به عنوان فردی متخصص و مشرف به امور سازمانی و ساختاری نظام مقدس جمهوری اسلامی از گذشته تاکنون همواره تلاش کردند تا خدمت صادقانه داشته باشند به کشور و نظام؛ مهندس میرسلیم نسبت به اینکه عده ای در تلاشند تا مساله ۶۵ میلیارد رشوه را بحثی شخصی تلقی کنند را محکوم و قطعا برای خشکاندن ریشه فساد تا پای جان ایستادهاند و اعلام می دارند ملت عزیز و قهرمان ایران اسلامی در هر نقطه ای از کشور که فسادی مشاهده کردند به همراه مستندات به اطلاع ایشان برسانند تا در مسیر درست رسیدگی قرار گیرد.
حجتالاسلام موسی غضنفرآبادی، سخنگوی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان، در تشریح جزئیات نشست عصر روز گذشته (چهارشنبه) این هیأت درباره بررسی شکایت محمدرضا رضایی کوچی رئیس کمیسیون عمران مجلس از میرسلیم نماینده تهران اظهار داشت: آقای میرسلیم چندی پیش گفته بود که رئیس یکی از کمیسیونهای مجلس پولی به میزان ۶۵ میلیارد تومان دریافت کرده تا تحقیق و تفحص از شهرداری تهران متوقف شود هر چند اسمی نبرده بود.
وی در توضیح بیشتر افزود: رضایی کوچی که رئیس کمیسیون عمران وقت بوده است، بعد از اظهارات میرسلیم از وی شکایت و اعلام کرد که منظور آقای میرسلیم من و کمیسیون عمران بوده است و بر همین اساس هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان این شکایت را بررسی کرده وآن را وارد دانست هر چند که آقای میرسلیم اسمی از آقای رضایی کوچی نبرده است. ولی وی قانونا میتواند از میرسلیم شکایت کند.
سخنگوی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان اظهار داشت: آقای میرسلیم چون اسم کمیسیون عمران را برده است و در بین کمیسیونهای تخصصی مجلس فقط یک کمیسیون با این عنوان وجود دارد این شکایت وارد بود. ضمن این که چون تحقیق و تفحص از شهرداری تهران در کمیسیون عمران مجلس پیگیری میشد عملا منظور آقای میرسلیم همین کمیسیون بود.
غضنفرآبادی خاطرنشان کرد: بر اساس شکایت آقای رضایی کوچی از آقای میرسلیم جهت ارائه توضیحات به هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان دعوت کردیم تا مستندات و مدارک خود را ارائه دهد و در نهایت این موضوع بررسی شود.
وی افزود: میرسلیم روز گذشته در هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان حاضر شد ولی دلایل و مستندات محکمه پسندی مبنی بر این که یکی از رؤسای کمیسیون ۶۵ میلیارد تومان پولی دریافت کرده ولو این که آقای رضایی کوچی نباشد که تحقیق و تفحص صورت نگرفته باشد.
سخنگوی هیات نظارت بر رفتار نمایندگان تصریح کرد: در کمیسیون عمران وقت تحقیق و تفحص از شهرداری تهران رأی آورد اما در صحن علنی نتوانست رأی لازم را بیاورد.
غضنفرآبادی در باره تصمیم گیری هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان پس از اظهارات میرسلیم خاطرنشان کرد: آقای رضایی کوچی میتواند در دادگاه موضوع شکایتش از میرسلیم را پیگیری کند. این در حالی است که هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان بر اساس ماده ۶ قانون نظارت بر رفتار نمایندگان تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد.
محسن رضایی در ابتدای این مراسم با تبریک فرارسیدن ماه ذیالحجه و اعیاد سعید قربان و غدیر گفت: یکی از کمیسیونهای فعال و با اهمیت مجمع، کمیسیون زیربنایی و تولیدی است که با شش وزارتخانه و چند کمیسیون مجلس شورای اسلامی و بخشهایی از قوه قضائیه در ارتباط است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: به دلیل اهمیت این کمیسیون، در سالهای اولیه تشکیل، مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی مسئولیت آن را قبول کرد و تا زمانی که در قید حیات بودند، خودشان آن کمیسیون را اداره می کردند. بعد از رحلت ایشان، جناب آقای مصباحی مقدم مسئولیت این کمیسیون را پذیرفتند و همچنین جناب آقای میرسلیم هم دبیری این کمیسیون را بعد از آقای دکتر مبینی دهکردی قبول کردند.
سعیدیکیا جایگزین میرسلیم شد
وی با اشاره به کارنامه موفق کمیسیون در دوره مهندس میرسلیم گفت: در دوره دبیری ایشان، هیچ وقفهای را در کمیسیون زیربنایی شاهد نبودیم. آقای میرسلیم بعد از اینکه با رای مردم تهران، نماینده مجلس شدند به صورت مکتوب و تلفنی به من گفتند که مصلحت نیست که من به عنوان نماینده مجلس در خانه ملت وقت نگذارم و با وجود اهمیت کمیسیون زیربنایی در مجمع، باید به رای مردم احترام بگذارم و شما استعفای بنده را بپذیرید.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: با آقای مهندس سعیدیکیا صحبت کردیم که به عنوان دبیر کمیسیون زیربنایی و تولیدی از ایشان استفاده شود و این امر موجب تقویت فعالیتهای کمیسیون زیربنایی خواهد شد.
در ادامه مهندس سعیدی کیا از حسن ظن و تدبیر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت به ایشان و زحمات مهندس میرسلیم در کمیسیون زیربنایی و تولیدی قدردانی کرد و برای ایشان آرزوی موفقیت کرد.
«حسن غفوریفرد»، از چهرههای نزدیک به میرسلیم و عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی، درباره عملکرد این نماینده مجلس به خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا گفت: میرسلیم از اول انقلاب مسئولیتهای خوبی برعهده داشته است. با توجه به اینکه قبل از انقلاب در دانشگاه صنعتی امیرکبیر با ایشان همکار بودم، در حرکتهای انقلابی بسیار موثر بوده و بعد از انقلاب در حزب جمهوری اسلامی، او از موسسین حزب و از یاران شهید بهشتی بود.
این چهره اصولگرا افزود: میرسلیم سالها به عنوان دستیار و مشاور مقام معظم رهبری به ایشان خدمت کرد، همچنین در بنیاد مستضعفان هم خدمت کرد، در تربیت بدنی که بنده هم در آنجا بودم، میرسلیم بسیار کمک کرد. او هم از نظر سیاسی و هم از نظر مذهبی و فرهنگی در سطح بسیار بالایی قرار دارد.
غفوریفرد توجه نکردن به تخصصها را یکی از آسیبهای مجلس دانست و تصریح کرد: منتهی متاسفانه مجلس شورای اسلامی چه در دورههای قبل و چه در دوره کنونی کمتر به تخصصها و تجربهها توجه و عنایت داشته است کما اینکه یک پزشک، عضو کمیسیون عمران شده است. لذا مجلس انقلابی که انگیزهها و امیدهای زیادی برای مردم ایجاد کرده است اگر میخواهد، پیشرفت کند باید بیشتر به توجه و تخصص افراد توجه کند و اهمیت بدهد.
این عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی ادامه داد: مراجعه به متخصص جزو موارد بدیهی در همه دنیا است، به عنوان مثال هر کجا که باشید اگر خدای نکرده بچه شما مریض شود به پزشک مراجعه میکنید. حال که مساله مملکتی بسیار مهمتر از مساله فردی است و نقش موثر متخصصین، سابقهداران و پیشکسوتان در این زمینه بسیار مهم است. البته میرسلیم برای تاثیرگذاری نیاز ندارد حتما رئیس جایی باشد کما اینکه مجلس یک کار جمعی است و با توجه به علاقه ای که او به نظام و کشور دارد، هرجا باشد حتما تاثیر خود را خواهد گذاشت و کمک خواهند کرد.
غفوریفرد در پایان یادآور شد: باتوجه به اینکه میرسلیم سابقه فرهنگی بسیار بالایی دارد و هم در جایگاه حزبی و تشکیلاتی اقدامات بسیار خوبی کرده است و در این زمینه تجربیاتی دارد، نمایندگان جوانی که وارد مجلس شدند و کمتر تجربه دارند، میتوانند از او مشورت بگیرند.
به گزارش خبرآنلاین، با آنکه بعد از انقلاب مسئولیت هایی مثل عضویت در هیات اجرایی همه پرسی ۱۲ فروردین یا ریاست ستاد بازرسی انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی داشته اما اغلب سال های حیات سیاسی «مصطفی آقامیرسلیم» چندان خوش یمن پیش نرفت، خاصه آنجا که تلاش کرد گام هایی بلند در عرصه سیاست بردارد چیزی جز ناکامی نصیبش نشد.
سال ۶۰ ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور تاریخ ایران تصمیم گرفت نخست وزیر خود را از دل حزب جمهوری اسلامی معرفی کند. با این حال حزب جمهوری که اکثریت مجلس را در دست داشت به مصطفی میرسلیم رای نداد. این اولین بار بود که میرسلیم در انتخاب شدن شکست می خورد اما آخرین بار نبود و دست کم یک بار دیگر در انتخابات ۹۶ از سوی حزبش که حالا موتلفه کنار گذاشته شد.
مردی در جایگاه اشتباهی
میرسلیم بعد از ناکامی از به دست آوردن پست نخست وزیری برای سالهای سال دیگر خود را در معرض انتخاب قرار نداد و همه مسئولیت های سیاسی اش از قائم مقامی وزارت کشور گرفته تا مشاوره تحقیقات رئیس جمهور انتصابی بود.
تا آنکه مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال ۷۲ برای وزارت ارشاد دولت خود میرسلیم را به مجلس معرفی کرد. این بار مجلس به او رای داد اما هنوز که هنوز است برای خیلی ها جای سوال است که چرا هاشمی سکان فرهنگ را به دست میرسلیم سپرد؟
میرسلیم جا پای عارف میگذارد؟/دستخالی آقایِاصولگرا از صندلیریاست
این وزارتخانه با آنکه از سال ۶۵ به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییر نام داده بود اما وضعیت دوران وزارت میرسلیم در این وزارتخانه را چنان ارزیابی می کنند که بیشتر می توان از نام ارشاد استفاده کرد، وزیری که هنرمندان کارنامه او را پر از سانسور و محدودیت میدانند. بعد از دوران وزارتش از او درباره آخرین فیلمی که تماشا کرده است پرسیدند و او پاسخ داد: «خوشبختانه بعد از وزارت ارشاد دیگر ناگزیر نیستم فیلم تماشا کنم.» جمله دیگر میرسلیم که بعدها در انتخابات علیه او استفاده شد به میانه بد او با مطبوعات برمیگشت که روزگاری گفته بود: «مطبوعات شعور استفاده از آزادی را ندارد.»
۲۲ سال حضور نامحسوس در سیاست
بعد از دوران وزارت میرسلیم حضوری نامحسوس و آرام در دنیای سیاست داشت و باز هم بر مسندهای انتصابی مثل عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام یا معاون فرهنگی اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک نشست تا آنکه در انتخابات ۹۶ بازهم هوس سیاست به سرش افتاد و تصمیم گرفت خودش را در معرض انتخاب شدن قرار دهد، اما این بار در سطح ریاست جمهوری.
او ابتدا به نام نامزد حزب موتلفه پا در میدان گذاشت اما همانند سال ۶۰ که حزب جمهوری حاضر نشد نخست وزیری را به میرسلیم بسپارد، حزب موتلفه هم در بزنگاه نهایی، دست رد به سینه میرسلیم زد. حزب موتلفه پیش از انتخابات و در همراهی با گزینه جمنا، در بیانیه ای از کناره گیری میرسلیم به نفع ابراهیم رئیس خبر داد اما میرسلیم تکذیب کرد و تا آخرین روز انتخابات مانده بود، ولو به قیمت آنکه فقط یک درصد رای یعنی زیر ۵۰۰ هزار رای به دست بیاورد.
او که عزم خود را برای رسیدن به پاستور جزم کرده بود، در ایام تبلیغات انتخاباتی سعی کرد خود را چهره ای ضدفساد نشان دهد حتی به قیمت آنکه در برابر دیگر کاندیداهای اصولگرایان بایستد. میرسلیم البته دیگر رقبا را هم بی نصیب نگذاشت و گاه و بیگاه به روحانی و جهانگیری می تاخت تاجایی که تکه کلامش «اینو چی می گی آقای روحانی؟» بر سر زبان ها افتاد. نتیجه اما بازهم چیزی جز شکست برای او نبود.
می دانستم و نگفتم، اما حالا می گویم
چالش ضدفسادی که او در انتخابات ۹۶ کلید زده بود به همان ایام ختم نشد و پس لرزه های آن شدیدتر از زلزله اصلی بود. او بعد از انتخابات خود را وارد چالشی جدی با محمدباقر قالیباف کرد و تا انتخابات ۹۸مجلس ادامه یاف. او سال ۹۶ در مصاحبه ای با روزنامه ایران گفته بود که از تخلفات شهردار تهران خبر داشته است اما بازگو کردن این تخلفات را در صورتی که قالیباف به دور دوم انتخابات میرفت موکول کرده بود. عضو حزب موتلفه پس از این مصاحبه مرتب در رسانه ها و فضای مجازی به قالیباف تاخت و در صفحه توییتر خود نوشت: «سرانجام تخلفات شهرداریهای مناطق آشکار خواهد شد؛ تخلفاتی که قالیباف نیز شخصا از آن می نالید. کتمان آن به بهانه وحدت، جفا به اصولگرایی است.»
چالش میرسلیم با قالیباف با نزدیک شدن به موعد انتخابات مجلس یازدهم عمیق تر شد، انتخاباتی که دو کاندیدای ریاست جمهوری ۹۶ عزم ورود به آن را داشتند. دو کاندیدایی که حالا آمده بودند که اگر ردای ریاست جمهوری به تنشان قواره نشد ردای ریاست مجلس را بر روی دوش اندازند. میرسلیم اینبار هم بازی ضدفساد را در مقابل قالیباف به راه انداخت و جدی تر از قبل دنبال کرد.
میرسلیم که این بار برای ریاست مجلس خود را آماده می کرد چند روز پیش از انتخاب هیات رئیسه در توئیتی نوشت: «هر کسی نامزد عضویت در هیات رئیسه میشود باید وجدانا بررسی کند انتخاب او چه هزینهای بر حیثیت نظام تحمیل میکند.»
میرسلیم برای سومین بار از سوی حزبش کنار گذاشته شد؟
میرسلیم البته اینبار هم در ابتدا حمایت حزب متبوعش برای ریاست مجلس را داشت اما در بزنگاه نهایی زمزمه هایی مخالفت از درون حزبش به گوش رسید. اسدالله بادامچیان دبیر کل این حزب وی را نامزد اصلح برای ریاست دانست و در توئیتر نوشت: «آقای مهندس سیدمصطفی میرسلیم پیشنهاد حزب موتلفه اسلامی برای ریاست مجلس یازدهم است. حزب موتلفه اسلامی در جمع بندی به این نتیجه رسیده که گزینه اصلح و ارجح، برای ریاست مجلس یازدهم آقای مهندس سیدمصطفی میرسلیم است.»
اما حمیدرضا ترقی، از دیگر اعضای حزب موتلفه سخنانی دارد که نشان می دهد که حمایت نشدن میرسلیم از سوی حزبش به بار سوم رسیده (دست کم بخشی از حزب). ترقی نامزدی میرسلیم برای ریاست مجلس را تصمیم شخصی و نه حزبی دانسته است و به روزنامه سازندگی گفته: بحث کاندیداتوری میرسلیم در انتخابات که حزب با آن موافق بود اما در ارتباط با حضور در رقابت برای ریاست مجلس، تا مرحله بررسی و کاندیداتوری در فراکسیون در مجلس، حزب موتلفه مصوبه داشت که ایشان نامزد شوند تا نتیجه اولیه در فراکسیون مشخص شود. زمانی که فراکسیون جمعبندی کرد و کاندیدای خود را مشخص کرد، دیگر حزب مصوبهای در ارتباط با این مسئله نداشت و آقای میرسلیم اقدام شخصی خود را انجام دادند.
دست خالی میرسلیم از صندلی ریاست در مجلس
در نهایت میرسلیم با ۱۲ رای در انتخابات مجلس در برابر قالیباف با ۲۳۰ رای شکست سنگینی متحمل شد. با بازماندن میرسلیم از ریاست، تصور می شد او مسئولیتی مثل ریاست یکی از کمیسیون ها را به عهده بگیرد، در گمانه زنی ها صحبت از کمیسیون صنایع که مرتبط با تحصیلات او بود می شد. با این حال میرسلیم وارد رقابت در آن کمیسیون نشد و ترجیح داد سراغ کمیسیون اصل ۹۰ برود و خود را رقابت بر سر ریاست این کمیسیون آماده کند تا شاید اینبار از جایگاه ریاست نظارتی ترین کمیسیون مجلس پیگیر شعارهای ضدفساد خود شود اما اینبار هم درهای ریاست به رویش باز نشد و خودخواسته از رقابت کنار کشید.
او در نامه ای اعتراضی نسبت به اینکه هیات رئیسه مجلس به جای دو کاندیدا پنج کاندیدای ریاست این کمیسیون معرفی کرد از نامزدی انصراف داد و نوشت: «توضیح اینکه حساسیت و اهمیت اقدامات این کمیسیون ایجاب میکند که شایستهترین فرد برای ایفای خدمات مدیریتی آن انتخاب شود و لذا قانونگذار وظیفه تشخیص آن فرد را به عهده هیاترئیسه محترم قرار داده است و تایید آن با رای مجلس انجام میگیرد. تشخیص شایستگی را هیاترئیسه محترم باید بر مبنای ملاکهای که به وظایف کمیسیون اصل ۹۰ برمیگردد با تدوین جدول امتیازات داوطلبان انجام میداد و کارشناسانه مشخص میکرد که چه نامزدهای مناسبترند. این کار را نباید خود نامزدها مدعی شوند چون قبیح است و نباید به صحن مجلس واگذار کرد زیرا گرفتار رایزنیهای غیررسمی خارج از قوارههای شایسته سالاری میشود.»
میرسلیم، عارف مجلس یازدهم است؟
زندگی میرسلیم در چند سال اخیر به گونه ای بوده که در پیش بینی آینده پارلمانی اش در ۴ سال پیش رو برخی او را «عارف» مجلس یازدهم می دانند، فردی که ابتدا از انتخابات ریاست جمهوری به شهرت سیاسی خود افزود اما ناکام ماند و سپس سودای مجلس و ریاست آن را داشت.
میرسلیم در اولین راند رقابت با رقیب اصلی یعنی قالیباف شکست را تجربه کرده است. او البته بعد از این شکست گویا رویه سکوت و باز نکردن تریبونش در مجلس را دنبال می کند و بیشتر علاقمند است با توئیت زدن مواضعش را علنی کند.
به گزارش خبرآنلاین، با آنکه بعد از انقلاب مسئولیت هایی مثل عضویت در هیات اجرایی همه پرسی ۱۲ فروردین یا ریاست ستاد بازرسی انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی داشته اما اغلب سال های حیات سیاسی «مصطفی آقامیرسلیم» چندان خوش یمن پیش نرفت، خاصه آنجا که تلاش کرد گام هایی بلند در عرصه سیاست بردارد چیزی جز ناکامی نصیبش نشد.
سال ۶۰ ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور تاریخ ایران تصمیم گرفت نخست وزیر خود را از دل حزب جمهوری اسلامی معرفی کند. با این حال حزب جمهوری که اکثریت مجلس را در دست داشت به مصطفی میرسلیم رای نداد. این اولین بار بود که میرسلیم در انتخاب شدن شکست می خورد اما آخرین بار نبود و دست کم یک بار دیگر در انتخابات ۹۶ از سوی حزبش که حالا موتلفه کنار گذاشته شد.
مردی در جایگاه اشتباهی
میرسلیم بعد از ناکامی از به دست آوردن پست نخست وزیری برای سالهای سال دیگر خود را در معرض انتخاب قرار نداد و همه مسئولیت های سیاسی اش از قائم مقامی وزارت کشور گرفته تا مشاوره تحقیقات رئیس جمهور انتصابی بود.
تا آنکه مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال ۷۲ برای وزارت ارشاد دولت خود میرسلیم را به مجلس معرفی کرد. این بار مجلس به او رای داد اما هنوز که هنوز است برای خیلی ها جای سوال است که چرا هاشمی سکان فرهنگ را به دست میرسلیم سپرد؟
میرسلیم جا پای عارف میگذارد؟
این وزارتخانه با آنکه از سال ۶۵ به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییر نام داده بود اما وضعیت دوران وزارت میرسلیم در این وزارتخانه را چنان ارزیابی می کنند که بیشتر می توان از نام ارشاد استفاده کرد، وزیری که هنرمندان کارنامه او را پر از سانسور و محدودیت میدانند. بعد از دوران وزارتش از او درباره آخرین فیلمی که تماشا کرده است پرسیدند و او پاسخ داد: «خوشبختانه بعد از وزارت ارشاد دیگر ناگزیر نیستم فیلم تماشا کنم.» جمله دیگر میرسلیم که بعدها در انتخابات علیه او استفاده شد به میانه بد او با مطبوعات برمیگشت که روزگاری گفته بود: «مطبوعات شعور استفاده از آزادی را ندارد.»
۲۲ سال حضور نامحسوس در سیاست
بعد از دوران وزارت میرسلیم حضوری نامحسوس و آرام در دنیای سیاست داشت و باز هم بر مسندهای انتصابی مثل عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام یا معاون فرهنگی اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک نشست تا آنکه در انتخابات ۹۶ بازهم هوس سیاست به سرش افتاد و تصمیم گرفت خودش را در معرض انتخاب شدن قرار دهد، اما این بار در سطح ریاست جمهوری.
او ابتدا به نام نامزد حزب موتلفه پا در میدان گذاشت اما همانند سال ۶۰ که حزب جمهوری حاضر نشد نخست وزیری را به میرسلیم بسپارد، حزب موتلفه هم در بزنگاه نهایی، دست رد به سینه میرسلیم زد. حزب موتلفه پیش از انتخابات و در همراهی با گزینه جمنا، در بیانیه ای از کناره گیری میرسلیم به نفع ابراهیم رئیس خبر داد اما میرسلیم تکذیب کرد و تا آخرین روز انتخابات مانده بود، ولو به قیمت آنکه فقط یک درصد رای یعنی زیر ۵۰۰ هزار رای به دست بیاورد.
او که عزم خود را برای رسیدن به پاستور جزم کرده بود، در ایام تبلیغات انتخاباتی سعی کرد خود را چهره ای ضدفساد نشان دهد حتی به قیمت آنکه در برابر دیگر کاندیداهای اصولگرایان بایستد. میرسلیم البته دیگر رقبا را هم بی نصیب نگذاشت و گاه و بیگاه به روحانی و جهانگیری می تاخت تاجایی که تکه کلامش «اینو چی می گی آقای روحانی؟» بر سر زبان ها افتاد. نتیجه اما بازهم چیزی جز شکست برای او نبود.
می دانستم و نگفتم، اما حالا می گویم
چالش ضدفسادی که او در انتخابات ۹۶ کلید زده بود به همان ایام ختم نشد و پس لرزه های آن شدیدتر از زلزله اصلی بود. او بعد از انتخابات خود را وارد چالشی جدی با محمدباقر قالیباف کرد و تا انتخابات ۹۸مجلس ادامه یاف. او سال ۹۶ در مصاحبه ای با روزنامه ایران گفته بود که از تخلفات شهردار تهران خبر داشته است اما بازگو کردن این تخلفات را در صورتی که قالیباف به دور دوم انتخابات میرفت موکول کرده بود. عضو حزب موتلفه پس از این مصاحبه مرتب در رسانه ها و فضای مجازی به قالیباف تاخت و در صفحه توییتر خود نوشت: «سرانجام تخلفات شهرداریهای مناطق آشکار خواهد شد؛ تخلفاتی که قالیباف نیز شخصا از آن می نالید. کتمان آن به بهانه وحدت، جفا به اصولگرایی است.»
چالش میرسلیم با قالیباف با نزدیک شدن به موعد انتخابات مجلس یازدهم عمیق تر شد، انتخاباتی که دو کاندیدای ریاست جمهوری ۹۶ عزم ورود به آن را داشتند. دو کاندیدایی که حالا آمده بودند که اگر ردای ریاست جمهوری به تنشان قواره نشد ردای ریاست مجلس را بر روی دوش اندازند. میرسلیم اینبار هم بازی ضدفساد را در مقابل قالیباف به راه انداخت و جدی تر از قبل دنبال کرد.
میرسلیم که این بار برای ریاست مجلس خود را آماده می کرد چند روز پیش از انتخاب هیات رئیسه در توئیتی نوشت: «هر کسی نامزد عضویت در هیات رئیسه میشود باید وجدانا بررسی کند انتخاب او چه هزینهای بر حیثیت نظام تحمیل میکند.»
میرسلیم برای سومین بار از سوی حزبش کنار گذاشته شد؟
میرسلیم البته اینبار هم در ابتدا حمایت حزب متبوعش برای ریاست مجلس را داشت اما در بزنگاه نهایی زمزمه هایی مخالفت از درون حزبش به گوش رسید. اسدالله بادامچیان دبیر کل این حزب وی را نامزد اصلح برای ریاست دانست و در توئیتر نوشت: «آقای مهندس سیدمصطفی میرسلیم پیشنهاد حزب موتلفه اسلامی برای ریاست مجلس یازدهم است. حزب موتلفه اسلامی در جمع بندی به این نتیجه رسیده که گزینه اصلح و ارجح، برای ریاست مجلس یازدهم آقای مهندس سیدمصطفی میرسلیم است.»
اما حمیدرضا ترقی، از دیگر اعضای حزب موتلفه سخنانی دارد که نشان می دهد که حمایت نشدن میرسلیم از سوی حزبش به بار سوم رسیده (دست کم بخشی از حزب). ترقی نامزدی میرسلیم برای ریاست مجلس را تصمیم شخصی و نه حزبی دانسته است و به روزنامه سازندگی گفته: بحث کاندیداتوری میرسلیم در انتخابات که حزب با آن موافق بود اما در ارتباط با حضور در رقابت برای ریاست مجلس، تا مرحله بررسی و کاندیداتوری در فراکسیون در مجلس، حزب موتلفه مصوبه داشت که ایشان نامزد شوند تا نتیجه اولیه در فراکسیون مشخص شود. زمانی که فراکسیون جمعبندی کرد و کاندیدای خود را مشخص کرد، دیگر حزب مصوبهای در ارتباط با این مسئله نداشت و آقای میرسلیم اقدام شخصی خود را انجام دادند.
دست خالی میرسلیم از صندلی ریاست در مجلس
در نهایت میرسلیم با ۱۲ رای در انتخابات مجلس در برابر قالیباف با ۲۳۰ رای شکست سنگینی متحمل شد. با بازماندن میرسلیم از ریاست، تصور می شد او مسئولیتی مثل ریاست یکی از کمیسیون ها را به عهده بگیرد، در گمانه زنی ها صحبت از کمیسیون صنایع که مرتبط با تحصیلات او بود می شد. با این حال میرسلیم وارد رقابت در آن کمیسیون نشد و ترجیح داد سراغ کمیسیون اصل ۹۰ برود و خود را رقابت بر سر ریاست این کمیسیون آماده کند تا شاید اینبار از جایگاه ریاست نظارتی ترین کمیسیون مجلس پیگیر شعارهای ضدفساد خود شود اما اینبار هم درهای ریاست به رویش باز نشد و خودخواسته از رقابت کنار کشید.
او در نامه ای اعتراضی نسبت به اینکه هیات رئیسه مجلس به جای دو کاندیدا پنج کاندیدای ریاست این کمیسیون معرفی کرد از نامزدی انصراف داد و نوشت: «توضیح اینکه حساسیت و اهمیت اقدامات این کمیسیون ایجاب میکند که شایستهترین فرد برای ایفای خدمات مدیریتی آن انتخاب شود و لذا قانونگذار وظیفه تشخیص آن فرد را به عهده هیاترئیسه محترم قرار داده است و تایید آن با رای مجلس انجام میگیرد. تشخیص شایستگی را هیاترئیسه محترم باید بر مبنای ملاکهای که به وظایف کمیسیون اصل ۹۰ برمیگردد با تدوین جدول امتیازات داوطلبان انجام میداد و کارشناسانه مشخص میکرد که چه نامزدهای مناسبترند. این کار را نباید خود نامزدها مدعی شوند چون قبیح است و نباید به صحن مجلس واگذار کرد زیرا گرفتار رایزنیهای غیررسمی خارج از قوارههای شایسته سالاری میشود.»
میرسلیم، عارف مجلس یازدهم است؟
زندگی میرسلیم در چند سال اخیر به گونه ای بوده که در پیش بینی آینده پارلمانی اش در ۴ سال پیش رو برخی او را «عارف» مجلس یازدهم می دانند، فردی که ابتدا از انتخابات ریاست جمهوری به شهرت سیاسی خود افزود اما ناکام ماند و سپس سودای مجلس و ریاست آن را داشت.
میرسلیم در اولین راند رقابت با رقیب اصلی یعنی قالیباف شکست را تجربه کرده است. او البته بعد از این شکست گویا رویه سکوت و باز نکردن تریبونش در مجلس را دنبال می کند و بیشتر علاقمند است با توئیت زدن مواضعش را علنی کند.
اما سوالی که پاسخ دادن به آن زمان می برد این است که آیا سرنوشت سیاسی میرسلیم هم مثل محمدرضا عارف خواهد بود؟ کمتر کسی است که معتقد نباشد رفتاری که عارف در مجلس دهم پیش گرفته بود منجر به شکست او شده است. اینکه میرسلیم هم در ادامه شکست هایش این شکست را نیز تجربه خواهد کرد یا آنکه خط بطلانی بر روی شکست هایش می کشد به زمان بیشتری نیاز دارد.
به گزارش خبرآنلاین، بیشتر از یک ماه است که کار مجلس یازدهم شروع شده و کمیسیونهای تخصصی هم با تعیین اعضا و هیات رئیسه سروسامانی به جلساتش داده اما در این میان هنوز تکلیف مهمترین بازوی نظارتی خانه ملت یعنی کمیسیون اصل ۹۰ در هالهای از ابهام قرار دارد.
مجلس یازدهمیها که پیش از نشستن بر صندلیهای نمایندگی شعار نظارت و ارتقای جایگاه نظارتی قوه مقننه را سر میدادند به نظر میرسد حواشی آنچنان دستشان را بسته است که هنوز فرصت پرداختن به تعیین رئیس کمیسیون اصل ۹۰ نکردهاند و حالا هم که قرار است پرونده این کمیسیون در صحن علنی مجلس و با رای نمایندگان تعیین شود باز هم حواشی دست از سرشان بر نمیدارد و حرف و حدیثهایی درباره انتخاب کاندیداها مطرح شده است.
رقابت در حلقه کمیسیون اصل ۹۰
گمانه زنیها درباره اینکه چه کسی قرار است سکاندار کمیسیون اصل ۹۰ شود زیاد بود از رضا تقوی گرفته تا زاکانی و میرسلیم اما وقتی اسامی کاندیداهای ریاست بر این کمیسیون نهایی و اعلام شد دایره گمانهها تنها درباره میرسلیم به واقعیت نشست؛ از آنجا که گفته میشد علیرضا زاکانی خیال رفتن به ساختمان مرکز پژوهشها را دارد وقتی در این میدان کاندیدا نشد حرف و حدیثها درباره او و عزمش برای ریاست بر ساختمان مرکز پژوهشها بیشتر شد؛ از سوی دیگر ماجرای کمیسیون اصل ۹۰ و گزینههای هیات رئیسه برای معرفی به صحن، داستانی جدید را کلید زد.
او ادامه داد: «رئیس این کمیسیون طبق نظر اکثریت اعضا و با پیشنهاد هیئت رئیسه پارلمان با رأی نمایندگان برای مدت یک سال انتخاب میشود.»
از اعتراض میرسلیم تا توضیح آقای سخنگو
در طول سالهای گذشته همیشه حرف و حدیث پیرامون معرفی کاندیداهای ریاست کمیسیون اصل ۹۰ وجود داشته است به طوری که همین یک سال پیش از تعداد کم کاندیداها گلایه میشد و این گلایهها تا آنجا پیش رفت که فریاد انتقاد فرهاد تجری و بهرام پارسایی درباره نحوه معرفی کاندیداهای ریاست کمیسیون اصل ۹۰ بلند شد؛ حالا با روی کارآمدن مجلس یازدهم رنگ انتقادات تغییر کرده است و صحبت از بیحساب و کتاب معرفی کردن کاندیداها به میان آمده است.
وقتی فرهنگی از معرفی ۵ گزینه سخن گفت این تازه شروع ماجرا بود و انتقادات زیادی به این اقدام مطرح شد اما فرهنگی در پاسخ به انتقادات گفت: «طبق آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی هیات رییسه حداقل میتواند دو نفر را به عنوان گزینه ریاست کمیسیون اصل ۹۰ به صحن علنی مجلس پیشنهاد کند اما با توجه به اینکه پنج نفر داوطلب بودند و هیات رییسه هم تاکیدی بر هیچ کدام از آنها نداشت مقرر شد این پنج کاندیدا به صحن علنی مجلس شورای اسلامی معرفی شوند تا نمایندگان از بین این پنج نفر یک نفر را انتخاب کنند.»
البته این پاسخ چندان قانع کننده نبود و میرسلیم که مهمترین گزینه معرفی شده بود این رفتار هیات رئیسه را توهین آمیز خواند و با نامهای تند و تیز خطاب به سکونشینان بهارستان از خیر ریاست بر این کمیسیون گذشت و انصراف داد.
نمره منفی میرسلیم به هیات رئیسه
او در این نامه نوشت: «حساسیت و اهمیت اقدامات این کمیسیون ایجاب میکند که شایستهترین فرد برای ایفای خدمات مدیریتی آن انتخاب شود و لذا قانونگذار وظیفه تشخیص آن فرد را بر عهده هیئت رئیسه محترم قرار داده است و تایید آن با رأی مجلس انجام میگیرد. تشخیص شایستگی را هیئت رئیسه محترم باید بر مبنای ملاکهایی که به وظایف کمیسیون اصل ۹۰ بر میگردد با تدوین جدول امتیازات داوطلبان انجام میداد و کارشناسانه مشخص میکرد چه نامزدهایی مناسب ترند. این کار را نباید خود نامزدها مدعی شوند، چون قبیح است و نباید به صحن مجلس واگذار کرد، زیرا گرفتار رایزنیهای غیر رسمی خارج از قوارههای شایسته سالاری میشود.»
محمدرضا میرتاجالدینی نماینده تبریز درباره حواشی اخیر و موضوع معرفی کاندیداهای ریاست کمیسیون اصل ۹۰ به خبرآنلاین گفت: «روال در گذشته این بود که هیات رئیسه دو نفر را انتخاب می کرد و آنها را به صحن معرفی میکرد تا نمایندگان از میان آنها یک نفر را انتخاب کنند. »
او ادامه داد: «به نظر میرسد در این دو هیات رئیسه کار خود را راحت کرده است و هر پنج نفری که برای ریاست کاندیدا شده بودند همه را تائید کردند و آنها را به صحن معرفی کردند. درواقع کار ارزیابی کاندیداها را به خود نامزدهای ریاست و صحن مجلس سپردهاند. درواقع هیات رئیسه که باید تلاش میکرد میان این ۵ کاندیدا تفاهم ایجاد کند و یا آنهایی را که شایستگی بیشتری داشتند را از دیگران تمیز میداد و آنها را به صحن معرفی میکرد این کار را انجام نداد و همه را یکجا به صحن معرفی کرد. »
نمره منفی میرسلیم به هیات رئیسه
میرتاجالدینی گفت: «آنها باید در داخل امتیازات و شاخصهایی را مشخص میکردند و بر اساس آن افراد را تعیین میکردند.»
او در پاسخ به این سوال که ملاک تشخیص چه بوده است گفت: «هرچند آئین نامه ملاک مشخصی را تعریف نکرده است اما از آنجا که کمیسیون اصل ۹۰ یک کار حقوقی، قضایی و اجرایی است طبیعتا باید افرادی انتخاب شوند که حقوقی بودن، قضایی بودن و سوابق اجرایی در مدیریتهای کلان کشور را به عنوان مولفههای شایسته بودن در نظر گرفته میشد که گویا این اتفاق رخ نداده است»
احتمال انصراف یک نفر دیگر
البته آنطور که از شنیدهها بر میآید گویا دایره انصراف از ریاست کمیسیون اصل ۹۰ قرار نیست تنها به میرسلیم ختم شود و احتمالا یک نفر دیگر نیز به جمع انصرافیها بپیوندد؛ موضوعی که محمدرضا میرتاجالدینی هم تا حدودی بر آن مهر تائید میزند و میگوید: آنطور که شنیدهام احتمالا یک نفر دیگر انصراف دهد و رقابت میان سه نفر برگزار شود. تا اینجای کار اما رقابت اصلی بین دو چهره منتسب به جبهه پایداری است و بعید به نظر نمی رسد ریاست این کمیسیون نیز به یکی از اعضای این جبهه در مجلس برسد.
محمدحسین فرهنگی با اشاره به جلسه هیات رییسه مجلس گفت: در این جلسه سید محمود نبویان، الهام آزاد، سید نظام الدین موسوی، علیرضا زاکانی، سیدمصطفی آقامیرسلیم، نصرالله پژمانفر، حسن شجاعی و علی خضریان با رای هیات رییسه مجلس به عنوان اعضای اصلی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس انتخاب شدند.
بر این اساس ۵ عضو دیگر علی البدل این کمیسیون نیز از بین سایر کمیسیونهای مجلس انتخاب خواهند شد.
رییس کمیسیون اصل نود نیز به پیشنهاد هیات رییسه و با رای نمایندگان در صحن علنی انتخاب خواهد شد.
میرسلیم: از خود قالیباف نشنیدم که گفته باشد شانس بالایی برای ریاست مجلس دارم/ جایی برای کنار رفتن نیست
انتخاب ریاست مجلس یازدهم از همین حالا حاشیهساز شده است. گفته میشود برای جلوگیری از جنجال و کشمکش بر سر انتخاب ریاست مجلس یازدهم با شروع کار مجلس، از همین حالا رایزنیهایی آغاز شده تا تکلیف ریاست مجلس یازدهم از بین حدود ۱۰ کاندیدای احتمالی روشن شود. با وجود این، گمانهزنیهای رسانهای حاکی از رقابت اصلی بین محمدباقر قالیباف که خود را شانس اول نشستن روی کرسی ریاست مجلس یازدهم میبیند با علی نیکزاد وزیر راه و شهرسازی دولت احمدینژاد است. این در حالی است که حزب مؤتلفه اسلامی اعلام کرده که از سیدمصطفی میرسلیم، رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی، برای ریاست مجلس یازدهم حمایت میکند.
در ادامه بخشی از گفتگوی سیدمصطفی آقامیرسلیم، رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی را می خوانید.
این روزها یکی از مباحث مهم در جریان آغاز به کار مجلس یازدهم، تعیین تکلیف رئیس آن است. آیا به تصمیم و توافقی بر سر این موضوع با دیگر اعضای مطرح رسیدهاید؟
این موضوعی است که به صورت تصنعی و هدفمند بزرگ شده است. موضوع اصلی این است که مجلس باید جایگاه اصلی خود، یعنی در رأس امور بودن، را بازیابد. این امر نباید تحتالشعاع موضوع انتخاب رئیس مجلس- که او در حقیقت باید سخنگوی آن مجلسِ در رأس امور باشد- قرار گیرد. در گروه اکثریت، رایزنیهایی برای پیشنهاد شایستهترین افراد مناسب تصدی هیاترئیسه به منظور خدمت به نمایندگان محترم آغاز شده و تا پیش از افتتاح مجلس یازدهم انشاءالله به نتیجه خواهد رسید.
اصلاً خودتان تمایلی به رقابت بر سر کرسی ریاست مجلس دارید؟
تحولاتی که به تدریج در سالهای گذشته در آییننامه داخلی مجلس رخ داده جایگاه رئیس مجلس را به ضرر نمایندگان مجلس ارتقا داده است و کسی که میخواهد آن روند را اصلاح کند نباید تمایل به چنان ریاستی داشته باشد. من مدافع بازگرداندن مجلس به جایگاه اصلیاش هستم و برای آن کوشش خواهم کرد و امیدوارم نمایندگان محترم به این مهم توجه لازم را مبذول دارند. به طور خلاصه کرسی ریاست مهم نیست، احقاق حق ضایعشده مجلس اهمیت دارد.
آنچه بر آن تاکید شده این است که با رایزنیهای پنهانی و جوسازی و اشاعه مطالب نادرست و نسبت دادن آنها به نهادهای خارج از مجلس، در امر انتخاب ریاست مجلس مداخله نشود. مؤتلفه حزب باسابقهای است که از هیچ جانفشانی و فداکاریای در ۶۰ سال گذشته برای پیروزی انقلاب و سپس حفظ ارزشهای انقلاب دریغ نکرده و همواره خواهان ارتقای ارکان کشور از این منظر بوده و کاری هم که اخیراً انجام داده، پس از بررسی صلاحیتهای نامزدها و مشورتهای سیاسی لازم و بدون هیچگونه شائبه تطمیع، صرفاً ارائه پیشنهادی به نمایندگان محترم بوده آن هم نه با قصد تحمیل رأی خود بر آنها. و این نوع اقدام شفاف که در مقابل روشهای مبتنی بر اغوا و زدوبند و پنهانکاریهای سیاسی است، برازنده چنان حزبی است.
در صورت تمایل برای ریاست مجلس، با وجود حضور چهرههای قدرتمندی همچون محمدباقر قالیباف، در چه صورتی از نامزدی برای ریاست کنار میروید؟
تمام چهرههایی که برای این خدمت عنوان شدهاند با تمام قدرت و شهامت و تجربه و دانشی که دارند اگر یکدل شوند و از همه نمایندگان هم کمک بگیرند، از پس مشکلاتی که در سالهای اخیر بر اثر فرصتسوزی و ناکارآمدی برای کشور پیش آمده برنمیآیند، مگر به لطف خدا. بنابراین جایی برای کنار رفتن و کنار گذاشتن نیست بلکه نمایندگان محترم باید بهترین چینش عقلایی را برای سازماندهی مجلس به منظور فائق آمدن بر مشکلات کشور و گرهگشایی از مردم بیابند.
محمدباقر قالیباف، خود و اطرافیانش، شانس ریاستش را بالا میدانند. شاید دلیل اصلی شرکت در انتخابات مجلس یازدهم هم برای او این بود که رئیس مجلس شود. شما شانس او را برای ریاست چقدر میدانید؟
تا آنجا که من خودم از زبان ایشان شنیدم چنین ادعایی مطرح نشده و ایشان هم مانند بقیه تابع رأی اکثریت است و جز این نمیتواند باشد. به نظرم نمیرسد که در این شرایط، کسی به دنبال شانس باشد بلکه همه ما نامزدها باید برای خدمت در هر جایگاهی که باشیم ابراز شیفتگی کنیم.
میرسلیم:مجلس یازدهم یکدست است و همین خیلی خوب است/ نباید کسی از کرسی مجلس برای سمتهای دیگر استفاده کند
بخشهایی از مصاحبه را که به صورت مکتوب انجام شده است می خوانید:
اصولگرایان همواره با این پرسش روبهرو بودهاند که چرا مواضع آنها نسبت به برخی نهادها مثل صداوسیما، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و… حمایتی است و هیچ نقد جدی نسبت به آنها ندارند. آیا این بهخاطر همسویی فکری این نهادها با مجموعه اصولگرایان است؟ شما اگر انتقاداتی را متوجه این نهادها بدانید آیا از تریبون مجلس اعلام میکنید؟
صرف انتقاد کردن برای خودنمایی با استفاده از سخنگاه مجلس هنر نیست. انتقاد باید دقیق و علمی باشد تا مؤثر واقع شود والا جنجال آفرینی بیش نیست و پشیزی نمیارزد. انتقاد نسبت بهعملکرد صداوسیما یا عملکرد شورای نگهبان وجود داشته و دارد که این انتقادها به مفهوم محکوم کردن آنها نیست بلکه برای اصلاح نواقص و برطرف کردن کاستیها است. برخی از انتقادها نباید علنی شود تا آثار منفی ناشی از علنی شدن مانع اصلاح لازم نشود. در مورد نظارت بر صداوسیما یادآوری میکنم که قانون دارد و در صورتی که آن قانون اشکال دارد باید در مجلس اصلاح شود و اگر نمایندگانی که برای نظارت انتخاب شدهاند شایستگی لازم را ندارند باید آنها را جایگزین کرد. سیاستهای کلی انتخابات در شهریور ماه ۱۳۹۵ ابلاغ شده است و ما میدانیم اشکالات فراوانی در قانون کنونی انتخابات که نزدیک پنجاه بار وصله پینه شده است وجود دارد. اگر بررسی صلاحیت نامزدها فرآیند مناسبی ندارد نباید ایراد را به شورای نگهبان گرفت بلکه با استفاده از تجربه چهل سال گذشته باید قانون آن را اصلاح کرد. در اواخر سال ۹۵ به وزیر محترم کشور تذکر دادم که لایحه جدید انتخابات را برمبنای سیاستهای کلی ابلاغی، آماده کنید و هر آنچه برای بهبود انتخابات در زمینههای مختلف حوزههای انتخاباتی و نحوه تشخیص صلاحیتها و چگونگی تبلیغات و هزینههای اتنخاباتی و شمارش آرا و رسیدگی به شکایات وغیره، لازم است در آن بیاورید. اکنون در اردیبهشت ۹۹ هنوز از آن لایحه خبری نیست! ملاحظه میفرمایید که اشکال در عدم انتقاد نیست بلکه در سستی برای تدوین لایحه جامع قانونی و تصویب آن است که هر دو اشکال به دولت و مجلس کنونی بر میگردد.
درباره مجمع من تعجب میکنم از کنایه شما زیرا ما در مجمع کم کار نبودهایم و وظایف خود را در زمینه تدوین پیشنهادهای سیاستهای کلی مورد نیاز برای تهیه طرحها یا لوایح قانونی با همکاری دولت و مجلس و دانشگاهها و مراکز پژوهشی و مردم نهاد بموقع انجام دادهایم و تقدیم رهبر معظم انقلاب کردهایم و نتیجه آن هم به سه قوه ابلاغ شده است، کم کاری که از آن باید انتقاد کرد در مجمع نیست! به علاوه هر جا که بین مجلس و شورای نگهبان اختلاف بوده است مجمع بنبست را شکانده و آنچه را مصلحت بوده تشخیص داده و این تشخیص، تا آنجا که من به یاد دارم، اغلب در جهت مصوبه مجلس بوده است. انتقادهایی که بعضی از شخصیتها به عملکرد مجمع کردهاند، به بیتوجهی آنها به اصول قانون اساسی برمی گردد. اتهام سیاسی بودن به مجمع مردود است: در مورد تشخیص مصلحت باید جواب به خدا داد و این موضوع سادهای نیست که تعبیر سیاسی پیدا کند. مجلس یازدهم را مجلس نسبتاً یکدست میدانند. شما حسنها و معایب مجلس یکدست را چه میدانید؟
درست است: مجلس یازدهم از اکثریت یکدست خوبی برخوردار است که اجازه میدهد تصمیمات مجلس از انسجام برخوردار باشد و در صورت درایت هیأت رئیسه از راهبرد شایستهای که خیر و صلاح جمهوری اسلامی را در بر میگیرد پیروی کند. معایب مجلس به یکدستی آن بر نمیگردد بلکه ناشی از فرآیندهای ناشایستی است که بتدریج در چهل سال گذشته رواج پیدا کرده و مجلس را از رتبه در رأس امور بودن خارج کرده و راه اصلاح آن هم تغییر آیین نامه رئیس محور آن است. در روزهای گذشته زمزمههایی از سوی برخی چهرههای اصولگرا مطرح شده مبنی بر اصلاح آییننامه و ضرورت کاهش اختیارات رئیس مجلس. شما پیگیری این ایده را با چه هدفی میدانید و خودتان موافق با کاهش اختیارات رئیس مجلس هستید؟
اصلاح آییننامه ضروری است چه برای اختیارات هیأت رئیسه و رئیس و چه درباره نحوه انتخاب اعضا و رؤسای کمیسیونها. هدف این است که مجلس و نمایندگان جایگاه برحق خود را بازیابند. رئیس مجلس باید سخنگوی مجلس باشد و نه بیان کننده نظریات خود. او باید بتواند برآیند نظریات نمایندگان را در مراجع قانونی مختلف مطرح و پیگیری کند. وظیفه دیگر او با همکاری هیأت رئیسه، در گردآوری امکانات کارشناسی دقیق و بهنگام برای نمایندگان است تا بتوانند در تصمیم گیری های خود داهیانه و شایسته سالارانه عمل کنند و هرچه کمتر با آرای ممتنع روبهرو شویم. وظیفه سوم نیز امور اجرایی مجلس است که باید بدون ریخت و پاش و اسراف و خاصه خرجی و بهصورتی کاملاً شفاف انجام گیرد. این اصلاحات اگر انجام نگیرد مجلس یازدهم ضعیفتر از مجلسهای قبلی خواهد شد. این روزها بحث درباره ریاست مجلس در رسانهها زیاد مطرح میشود. در کنار نامهایی چون خود شما، آقای قالیباف و آقای آقاتهرانی اخیراً مدیران ارشد دولتهای احمدینژاد مثل آقایان فریدون عباسی و شمسالدین حسینی هم اعلام نامزدی کردهاند. بهنظر میرسد رقابت سختی در جریان است. شما مکانیسم پیشنهادی برای تعیین رئیس مجلس مطرح کردهاید یا در ذهن دارید که پروسه انتخاب هیأت رئیسه بدون حاشیه باشد؟
مطرح شدن افراد و نامزد شدن اشکالی به لحاظ اصولی ندارد به شرط آنکه تلقی رقابت برای تقسیم غنائم از آن نامزدی نشود. ریاست مجلس با وظایفی که مختصراً برشمردم به نوعی خدمتگزاری به نمایندگان مجلس محسوب میشود و نه فرماندهی بر آنها. مجلسی که حرمت نمایندگانش را هیأت رئیسه نگه ندارند در مقابل دولت ذلیل خواهد شد و نمایندگانش گرفتار زد و بند میشوند و این یعنی به تباهی کشاندن عالیترین رکن نظام جمهوری اسلامی. انتخاب رئیس و هیأت رئیسه با نمایندگان مجلس است و آنها باید با بررسی سوابق نامزدها و دانش و تجربه آنها و صلاحیتهای سیاسیشان و نیز در نظر گرفتن پاکدستی و بیحاشیگی آنها یعنی مجموعهای از شاخصهای منطقی و بالاخره بدون هرگونه اعمال نفوذ از خارج از مجلس، تمایل خود را ابراز کنند و نهایتاً انتخاب مستقل خود را انجام دهند. در حقیقت تنازع و رقابتی مطرح نیست بلکه نوعی مسابقه در ارائه خدمت به نمایندگان مطرح است و اگر نامزدها خود به تشخیص بهترین چینش برای ارائه خدمت و پیشنهاد آن به مجمع عمومی نمایندگان برسند، انشاءالله موضوع با تفاهم به نتیجه خواهد رسید و الا با ابراز تمایل نمایندگان، فردی که آراء اکثریت را بیاورد انتخاب خواهد شد و بههمین منوال برای نواب رئیس و ناظران و منشیها.
میتوانید به مخاطبان این مصاحبه اطمینان بدهید که انتخاب رئیس یا هیأت رئیسه یک روند کاملاً درونی در مجلس خواهد داشت و فشارهایی از بیرون پارلمان وارد نخواهد شد؟
قرار نیست چنان فشارهایی بر نمایندگان اعمال شود. من امیدوارم مسائل نفسانی و وسوسههای شیطانی که به جریانات درون مجلس برمیگردد، مزاحمت ایجاد نکند. نزد ما نمایندگان، برای ایفای وظیفه خدمتگزاری و احقاق حق، کرسی ریاست مجلس و ریاست کمیسیون و نمایندگی نباید فرقی داشته باشد، به شرط آنکه نیتمان خودنمایی و قدرت طلبی نباشد و فقط رضایت خدا را در نظر گیریم. آقای حسن بیادی به طرفداری از ریاست آقای قالیباف گفته است که ریاست میر سلیم یک شوخی است. شما برای نامزدی به چه پشتوانههای سیاسی و تشکیلاتی در مجلس برای ریاست امید دارید؟
تشخیص صلاحیت ریاست مجلس و مسئولیت آن با خود نمایندگان است و اظهار نظرهای تبلیغاتی برخی افراد و تشکیلات، موضوعیتی ندارد و اگر خدای ناکرده روشهای انحرافی اتخاذ شود مطمئن باشید بر همگان آشکار خواهد شد. تعدادی از نمایندگان به من اظهار تمایل کردهاند که از حسن ظنشان تشکر میکنم و عدهای هم به دیگر نامزدها. آنچه مهم است اینکه بدانیم قدرت طلبی در مجلس مذموم ولی خدمتگزاری صادقانه افتخار است و مطمئن باشید که همه ما در اصلاح وضع مجلس برای رسیدن به شفافیت و مقابله با تباهیها و در نتیجه خدمت صادقانه و مؤثر به مردم اختلاف نظر نداریم هرچند که در بیرون مجلس برخی از افراد میخواهند وجود نوعی مخاصمه و رقابت تخریبی را القا کنند. اساساً آن قدر کارهای مهم در پیش روی ما قرار دارد که اگر همگی از صمیم دل دست به دست هم دهیم باز بعید است از پس مشکلات برآییم، مگر به لطف خدا؛ پس جایی برای حذف یکدیگر نمیماند. این چهار سال مجلس یازدهم هم میگذرد و همراه خودش کرسیهای مختلفی که از آن یاد کردید با خود میبرد چنانکه قبل از ما، افرادی سالهای متمادی نماینده بودند یا ریاست کردند و دورهشان پایان پذیرفت و رفتند؛ تنها چیزی که میماند خدمت صادقانه و مخلصانه است برای بهبود وضع مردم و پیشرفت و اعتلای جمهوری اسلامی. گفته میشود تعهد یا میثاق نامهای در بین اصولگرایان آماده شده یا قرار است آماده شود که هر کسی رئیس مجلس شد نامزد انتخابات ریاست جمهوری نشود. شما چنین ادعایی را تأیید میکنید و آیا آن را ضروری میدانید؟
این طرز فکر مقدسی است که نباید نمایندگی مجلس سکوی پرواز برای کسب سمتهای دیگر شود زیرا بهنظر من برتر از نمایندگی مجلس، شغلی برای خدمت کردن به مردم وجود ندارد و اگر کسی مجلس را سکوی پرواز قراردهد، هم به مجلس و هم به مردم جفا کرده است، هرچند منع قانونی نداشته باشد. در برخی کشورها رئیس جمهوری میتواند مجلس را منحل کند ولی در کشور ما مجلس در هیچ شرایطی تعطیل بردارنیست و متقابلاً مجلس است که تفوق بر دولت و رئیس جمهوری دارد و اگر خدای ناکرده گرفتار انحراف شوند مجلس میتواند آنها را استیضاح کند یا کفایت سیاسیشان را زیر سؤال ببرد.
17302