به گزارش خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی میراث فرهنگی، احمد حمزهزاده ظهر امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به اهمیت مرمت و بازسازی پلهای تاریخی به عنوان مهمترین آثار ماندگار ارتباطی گذشته، ادامه داد: مرمت و بازسازی ابنیه تاریخی و باستانی همواره در صدر برنامههای سالیانه این اداره کل قرار داشته که در این راستا با توجه به قرارگیری چندین پل تاریخی در منطقه آذربایجان مرمت آنها نیز طی سال جاری جزو اولویتهای میراث فرهنگی استان قرار گرفته است.
حمزهزاده با بیان اینکه پل شهرچای شهرستان میانه به عنوان طویلترین پل تاریخی آذربایجان شرقی، مراحل پایانی مرمت و ساماندهی را میگذراند، گفت: طی مرمت این پل مراحلی از قبیل مرمت و اجرای دهانه تخریب شده، مرمت پایهها و موج شکنهای سنگی، نماسازی و بندکشی اجرا شده است.
حمزهزاده در خاتمه، گفت: این مرحله از مرمت پل شهرچای شهرستان میانه با اعتباری در حدود ۶۰۰ میلیون تومان انجام شده و در صورت تأمین اعتبار مجدد مراحل تکمیلی آن اجرا خواهد شد.
به گزارش ایسنا، چیزی حدود سه ماه قبل خبر رسید که هیات باستانشناسی چهارباغ اصفهان در حفاریهایشان در کفِ تاریخی خیابان چهارباغ به کف فرش و سنگفرش آجریِ دوره قاجار که روی بخش صفوی اضافهشده بود، رسیدند، اما اوایل نوروز امسال فعالان میراثی اعلام کردند که محوطهی تاریخی با سنگریزه و برخی ابزارآلات پُر شده است.
هر چند طرح ساماندهی خیابان چهارباغ به عنوان پروژهای ادامهدار از چند سال قبل تا امروز با خبرهای مختلفی از کشفیات جدید در این محوطهی تاریخی همراه بوده اما اعتراضهای فعالان میراثی استان اصفهان نسبت به رفتاری که شهرداری و میراث فرهنگی با چهارباغ اصفهان دارند، از همان ابتدا یکی از معضلات مطرح شده از سوی آنها بود به گونهای که به نظر میرسید سرنوشت کشفیات جدید در آمادگاه و میدان انقلاب جورِ دیگری رقم میخورد.
اما سید احمد حسینینیا – معاون شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان – در گفتوگو با ایسنا میگوید: هر اتفاق و پروژهای که تاکنون در محدودهی چهارباغ عباسی تا میدان انقلاب اصفهان انجام شده با هماهنگی و اخذ مصوبه از پژوهشگاه میراث فرهنگی و با نظارت میراث فرهنگی بوده است.
او با اشاره به وجودِ مستنداتِ دورهی قاجار از این محوطه بیان میکند: مبنا بر این بوده که یک مسیر انحرافی مادی که به عنوان مسیرِ آبراهه بوده و برای آبیاری فضای سبز چهارباغ در حد فاصل آمادگاه تا انقلاب و باغاتِ این محدوده استفاده میشده، نجاتبخشی شود که به دلیل حساسیت دوستان و همکاران روی آن محوطه، پروژهی ساماندهی از آمادگاه تا انقلاب برای چندین ماه متوقف شد و در جلساتی که با میراث فرهنگی داشتیم، تصمیم گرفته شد تا بعد از انجام عملیات کاوش و باستانشناسی در این محوطه، کاری در این محوطه انجام نشود.
وی به معرفی تیم باستانشناس از سوی پژوهشگاه میراث فرهنگی با همین هدف اشاره میکند و میگوید: با این کار تیمی برای کاوش به ما معرفی و کاوش انجام شد، بقایا و آن آبراهه شناسایی شدند و در نهایت گزارشِ کار به شورای فنی و پژوهشگاه ارسال شد، در نتیجه در جلسهی ۱۲ بهمن سال گذشته که توسط پژوهشگاه برگزار شد محور و آبراه فرعی شناسایی و با هماهنگی شورای فنی میراث فرهنگی در سه نقطه محدودهای معین شد تا آثار شناسایی شده به صورت ویترین و نمایشگاهی نمایش داده شده و با نورپردازی مناسب و جزییات مشخص برای نما و جدارهها، آن در انظار عمومی قرار بگیرند.
او با تاکید بر اینکه در پوشاندن هر محوطهی تاریخی که میراث فرهنگی تصمیم به انجام آن میگیرد، قطعا بتونریزی و دفن آن محوطه انجام نمیشود، بیان میکند: در شرایطی که تصمیم بر احیا نشدن یک سازه یا محوطه در شرایطی خاص گرفته میشود، معمولا روی آن با جزییات مخصوص پوشانده میشود تا کار در زمانِ مشخصِ و بر اساس نظر میراث فرهنگی انجام و آن محوطه احیا شود.
وی با بیان این توضیح که دربارهی آبراهه سه نقطه معرفی شد تا جزییات را به شورای فنی ارائه کنیم و در نهایت در جلسهی ۱۲ اسفند سال گذشته با تهیهی یک صورتجلسه برای نمایش بخشی از سنگهای کف تاکید شد، ادامه میدهد: این آبراهه دارای وسعتی بیش از چهارباغ است و حتی تا بخش امروزی “آمادگاه” نیز پیش میرود. هنوز این بخش کارگاهی است و با محدودیت در عبور و مرور به دلیل مباحث ایمنی کارگاه، مواجه است.
حسینینیا وضعیت کنونی تپه اشرف اصفهان برای مرمت و برنامهریزیهایی که در طول سالهای بعد برای حفاظت از این محوطه توسط میراث فرهنگی انجام شده و پوشاندن کامل این محوطه با جزییاتی مشخص را نمونهای از این اقدامات میداند و میافزاید: جزییات برای پوشاندن بخشهایی از مسیر شناسایی شده توسط شهرداری اصفهان به دنبال ابلاغ شورای فنی میراث فرهنگی به کارگاهِ این پروژه عملیاتی شد. حتی نوع مصالح در هر لایهی به دست آمده نیز متفاوت هستند تا در زمان آغاز بررسی آن محوطه به صورت دستی به سازهی اصلی دست پیدا کرده و کار بررسی را انجام دهند.
معاون شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان دربارهی کلیت پروژهی ساماندهی چهارباغ اصفهان توضیح میدهد: همهی محور، مصوبهی سال ۱۳۹۵ را داشت که به دلیل حساسیتها و تضاربِ آرا، این موضوع بار دیگر در دستور کار شهرداری قرار گرفت و بار دیگر با هماهنگی میراث فرهنگی بررسی و کنترل شد هر چند به این معنا نیست که طرح قبلی مشکلی داشته باشد که در نهایت همان طرح تصویب شد، اما به این دلیل که برخی از دوستان و متخصصان نقطه نظراتی دربارهی متریال، مصالح و مباحث چهارباغ که براساس مصوبه انجام شده بود، داشتند آن بار دیگر به رای عمومی گذاشته و برای آن فراخوان زده شد.
او ادامه میدهد: در ادامه شورای راهبری شکل گرفت، اتاق فکر ایجاد و طرحها توسط شورای راهبری بررسی شد، در نهایت طرحی که بتواند کیفیت محور چهارباغ را براساس آن چه که لایههای تاریخی و سوابق میگویند و اساس آن مربوط به همان سال ۹۵ بود، بار دیگر به میراث فرهنگی ارائه و در حقیقت در این تاریخ، مصوبهای به ما داده شد تا پروژه را در محدودهی دروازه دولت تا آمادگاه کار کنیم. در همین زمان مصوبهی کاوش و بررسی باستانشناسی و خواناسازی دقیق محوطه از آمادگاه تا انقلاب ابلاغ شد، حتی کار بخش اول تمام و کاوش در بخش دوم آغاز شد.
وی با تاکید بر اینکه در زمان کاوش هیچ اقدامی در ان محوطه توسط شهرداری انجام نمیشد، میافزاید: با کشف آبراهه و تکمیل کاوش آن، گزارشِ کاوش در بهمن سال گذشته به پژوهشگاه میراث فرهنگی ارسال شد و جزییات برای ادامهی کار حتی ایجاد سه ویترین در محوطه در ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ توسط شورای فنی به ما ابلاغ شد، یعنی هر کار و پروسهای که در محوطه انجام میشود دارای مصوبات قانونی و براساس نظر قانونی میراث فرهنگی است.
حسینینیا با بیان اینکه همهی این مسیر – چهارباغ عباسی تا میدان انقلاب – یک بار برای قطار شهری در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ کاوش شده و پاسخهای لازم گرفته شده بود اظهار میکند: مصوبهی آن در سال ۹۵ بر اساس کاوشها گرفته شد و یک هجمهی اجتماعی شکل گرفت تا بار دیگر اقدام شود، که در نهایت آن پروژه به دو بخش تقسیم شد، نخست از چهارباغ عباسی تا آمادگاه و در مرحلهی بعدی از آمادگاه تا میدان انقلاب در دستور کار قرار گرفت.
وی با تاکید بر اینکه آرشیو پژوهشگاه میراث فرهنگی این جزییات را در آرشیو خود دارد، ادامه میدهد: با کشفِ آبراهه قاجاری به دلیل حساسیتهای موجود قرار بر تعیین تکلیف میراث فرهنگی بود به همین دلیل هنوز عملیات عمرانی در این محدوده صورت نگرفته و دور آن بسته است.
حسینینیا با بیان اینکه در پروسه هفت – هشت ماههای که بخش اول کار انجام شده است، شهرداری کار خود را انجام داد و باستانشناسان کارِ خود را، تاکید میکند: در این پروسهی مقطعی که باستانشناسان وارد کار شدند هیچ گونه عملیات عمرانی انجام نشده و همین اکنون نیز این روند ادامه دارد.
“تاریخانه”محبوبترین اثر تاریخی دامغان برای گردشگران خارجی+تصاویر
مهدی قاسمی ۲۷ فروردین ۹۹ با اعلام این خبر اظهار کرد: مسجد تاریخانه دامغان دومین مسجد تاریخی و قدیمی کشور و یکی از جاذبههای تاریخی و مذهبی مهم استان سمنان است.
وی با اشاره به وضعیت گردشگری دامغان در سال گذشته خاطرنشان کرد: ۴۹۰ هزار نفر از آثار تاریخی و جاذبههای گردشگری شهرستان دامغان در سال ۹۸ بازدید کردند.
رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان دامغان افزود: در سال گذشته ۲ هزار و ۱۰۰ بازدید خارجی از بناهای تاریخی دامغان از جمله مسجد تاریخانه، چشمه علی، مسجد جامع، امامزاده جعفر(ع)، تپه حصار، پیر علمدار، دریاچه نمک و کویر حاج علی قلی، خانه لطفی و… صورت گرفت.
وی گفت: از تعداد بازدیدهای خارجی صورت گرفته بیشترین استقبال به مسجد تاریخانه دامغان اختصاص دارد و این یادگار به جا مانده از دوره ساسانیان در دامغان در سال ۹۸ پذیرای ۶۳۵ توریست خارجی از ۲۳ کشور دنیا نظیر آلمان، ایتالیا،فرانسه، هلند، فنلاند، عراق، کره، ترکیه، اتریش، چک، تاجیکستان، کانادا، سوئیس، دانمارک، هند، استرالیا، ژاپن، لهستان، چین، انگلیس، تایلند، روسیه و بلژیک بوده است.
قاسمی افزود: با بیان اینکه در دامغان هفت اقامتگاه بوم گردی، دو هتل، یک مهمانسرا و چهار دفتر خدمات مسافرتی فعالیت میکنند ابراز امیدواری کرد: با شکست ویروس کرونا، تاریخ و تمدن هفت هزار ساله دیار صد دروازه باز هم میزبان گردشگرانی از سراسر دنیا باشد.
به گزارش ایسنادر خصوص وجه تسمیه نام این مسجد تاریخی و واژه تاریخانه گفته شده که این نام ترکیبی از واژه ترکی “تاری” به معنای خدا و واژه پارسی خانه است و اصطلاحا معنای آن “خانه خدا”است که نامی مرسوم برای مساجد در فرهنگ اسلامی است. “گدار” باستان شناس معروف درباره مسجد تاریخانه نوشته است: این مسجد «نمونه ای از بناهایی که مقدم بر دوره سلجوقیان است و به دورهای برمیگردد که نمونه اصلی مساجد ایران در آن احداث شده است دو نمونه از مساجد این دوره جامع نائین و تاریخانه دامغان است». تاریخانه را مسجد چهل ستون هــــــم می نامند و این رقم اغلب در ایران نماینده آن نیست که حتماً چهل ستون داشته باشد بلکه به معنی ستون های متعدد است نقشه این بنا نقــشه مساجد صدر اسلام است که از هر عنصر خارجی عاری است.
تاریخانه نمونهای کامل از مساجد قرون اولیهی اسلامی در ایران است و بر پایه تحقیقات باستانشناسی بعد از مسجد فهرج (نائین یزد) که قدیمیترین مسجد ایران و مربوط به قرن اول هجری است، از نظر قدمت دومین مسجد قدیمی در بین مساجد کهن ایران را دارد.
پس از اعلام لغو طرح ترافیک در ایام کرونا، بهدلیل ازدحام پارک خودروهای کارمندان نهادهای اداری واقع در میدان ارگ، مسیر ورودی کاخ گلستان تا میدان ارگ هرروز مسدود میشود.
روستای همیشه بهار؛ ۱۰ دقیقه تا اولین هتل کپری جهان
روستای همیشه بهار؛ ۱۰ دقیقه تا اولین هتل کپری جهان
روستای گردشگری کشیت در کویر شهرستان قلعه گنج از آندسته روستاهایی است که بهار هیچوقت از آن کوچ نمیکند و با تعداد زیادی بومگردی همیشه غیر از ایام کرونا، میزبان مسافران است.
تاریخچه هنر زیبای نقاشی روی ابریشم در چین! +تصاویر
برای هزاران سال، نقاشی ابریشم به شکلگیری تاریخ تصویری غنی چین کمک کردهاست. این شیوه زیبا مشهورترین هنریهای سنتی چین را در بر میگیرد که مهمترین آن کارهای دستی استفاده از قلم مو بر روی پارچه است. این هنر از نظر رنگ و روغن بسیار مهم است. اما علاوه بر نقش آن به عنوان حامل فرهنگ، نقاشی ابریشم به خاطر زیباییشناسی آن، که هنرمندان از دوران باستان به اقتباس و انطباق آن ادامه دادهاند، ارزش دارد. در لست سکند قصد داریم شما را بیش از پیش با این هنر باستانی چینی آشنا کنیم.
نقاشی ابریشم چیست؟
نقاشی ابریشم به استفاده از رنگ برای منسوجات ابریشمی گفته میشود. این پارچه ظریف ساختهشده از رشتههای پیله کرم ابریشم است. زمانی که این تکهها به آرامی پخته و باز میشوند، رشتههای ابریشمی تولید میکنند که میتوانند به صورت نخهایی با هم ترکیب شوند و برای ساخت منسوجات استفاده میشوند.
از نظر تاریخی، هنرمندان از سنگ برای صاف کردن سطح این پارچه استفاده میکردهاند. زمانی که پارچه آماده میشده است، با رنگدانههای معدنی یا جوهر سیاه (اغلب از دوده ساخته میشد) تزیین میشده است. مورد دوم بیشتر برای خوشنویسی استفاده میشده است. خوشنویسی یکی از مهمترین شکلهای هنری چین و تجسم اولیه نقاشی بوده است.
نقاشیهای دیواری
صنعتگران چینی علاوه بر لباسها و طومارهای نوشتاری، پارچههای ابریشمی را برای استفاده دیگری نیز میبافتند. این استفاده خاص در واقع هنر نقاشی بود. قدیمیترین نمونههای شناختهشده این شیوه، نقاشیهای گورستانی از وارنگ هستند که شامل دو گنجینه ملی میشوند. نقاشی ابریشم که مردی را سوار بر اژدها نشان میدهد و نقاشی ابریشم با یک زن، ققنوس و اژدها. این قطعات هر دو در مقبرههایی در چانگشا کشف شدند و بین ۴۷۵ تا ۲۲۱ سال پیش از میلاد کشیده شدهاند.
تکنیک گنگبی
طی قرنهای بعد، صنعتگران چینی به خلق نقاشیهای ابریشمی ادامه داند و سپس به سبک گنگبی رسیدند. گنگبی، یا “نقاشی دقیق”، به خاطر رنگ پر جنب و جوش و جزئیات واقع گرایانه مشهور است. این رویکرد بین قرون ۷ و ۱۳ به اوج خود رسید و حتی در طول این مدت، نفوذ آن به ژاپن، هند و حتی اروپای غربی نیز راه یافت.
سبک معاصر
این هنر همچنان در حال گسترش است و در حالی که فرآیند این هنر رشد کردهاست، استفاده از پارچه ظریف به عنوان یک بوم هنوز مستلزم فرآیندی ویژه است. امروزه، اغلب پوششی لاتکس از درخت گوتا بر روی آن میکشند. این کار از آسیب دیدگی پارچه ابریشمی جلوگیری میکند. وقتی گوتا خشک شد، رنگ میتواند به کار برده شود.
در سال ۲۰۱۷، حوالی شهر پرت کشور اسکاتلند، کارگران جادهای سنگ بزرگی را یافتند که روی آن بدن و صورت کنجکاو یک انسان نیزهبهدست حک شده بود. کارگرانی که جادههای جدید را میساختند، این سنگ را ۹۲ متر زیر سطح زمین یافتند. ابعاد سنگ یادشده یک متر و ۹۸ سانتیمتر در ۶۰ سانتیمتر و وزن آن یک تن میباشد. بااینکه دیدن حکاکی در برخی قسمتهای سنگ دشوار است، ولی تصویر کامل را با استفاده از تکنولوژی عکسبرداری سهبعدی جهت مطالعه دقیقتر درآوردهاند.
آزادی!
طبق نوشته کمبریج کور Cambridge Core، در تصویر بهوضوح میتوان جنگجوی کلاهخودداری را دید؛ او تنومند و چهارشانه بوده و شکمی برجسته و باسنی برآمده دارد. سنگ که نامش را «سنگ تالک (پشته)» گذاشتهاند، مربوط به هزاره نخست میلادی است و نزدیک یک خندق حلقه شکل که احتمالا محل دفن بوده یافت شده است؛ خندقی که در دهه ۸۰ میلادی پس از ساخت یک استادیوم جدید تخریب شده بود.
گفته میشود این تصویر را فردی از قبیله پیکت (از نخستین ساکنان اسکاتلند) حک نموده است. پیکتیها بر اساس افسانههایشان باور دارند که از نسل بریگید الهه سلتیها هستند. ظاهراً بریگید خود از نسل یکی از نژادهای باستانی پریهای ایرلند به نام تواتا ددانان است. اسکاتلندیها میگویند نام منطقه بریتانیا را از نام او گرفتهاند.
بهجز نام چند تن از پادشاهان قوم پیکت از سال ۳۰۰ میلادی، جزئیات چندانی از تاریخ آنها موجود نیست. گویا پیکتیها آنقدر قدرت داشتند که بتوانند در جنگ از پس رومیها بربیایند ولی جنگشان با آنگِلها تمامی نداشت. هنگامیکه شاه کنث اول در سال ۸۴۸ میلادی به تخت نشست، پادشاه پیکتیها «دراست نهم» و درباریانش را به قتل رساند و بدین ترتیب سلسله پیکت را از میان برد.
پس از چند نسل، کلیسا، زبان و فرهنگ پیکتی همه ناپدید شده بودند. آنطور که وبسایت Medivalist.net مینویسد، دکتر جیم ویلسون از موسسه اوشِر و واحد ژنتیک انسانی اِمآرسی MRC دانشگاه ادینبورگ، نقشهای از ژنتیک اسکاتلندیها تهیه کرده و پی برده است که حداقل ده درصد از کل مردان اسکاتلندی امروزی دیاِنای پیکتی دارند.
بااینکه نمونههای فراوانی از گورهای آنگلوساکسونی با سلاحهای جنگجویی در کنارشان یافت شده است، ولی دکتر مارک هال، متصدی باستانشناسی موزه پرت در مجله اسمیتسونیان بیان کرد که باور دارد فرهنگ جنگجویی پیکتیها تا پس از پیروزی رومیها به سبک آنگلوساکسونی تکامل نیافته بود. به نظر میرسد که جنگ پیوسته بین قوم پیکت و آنگلوساکسون بر فرهنگ پیکتی اثر گذاشته و آن را در آخرین دوره حکومت پیکت ها به یک سازمان اجتماعی سلسله مراتبی و جنگطلب تبدیل کرده باشد.
تصویر حکشدهی جنگجو روی «سنگ تالک (یا پشته)» که نیزهای «با تیغه کایت شکل و انتهای دستگیره مانند» در دست دارد.
چند سنگ پیکتی دیگر نیز در اسکاتلند یافت شده است. وبسایت آندیسکاورد اسکاتلند Undiscovered Scotland مینویسد که سه قطعه از این سنگها در دهکده کوچک راینی در آبردینشایر کشف شدهاند. روی بزرگترین این سنگها با ارتفاع تقریباً یک متر و بیست سانتیمتر، تصویر سر یک حیوان که احتمالاً فک یا سمور آبی است کشیده شده و نماد رایج پیکتیها یعنی دو لوح و یک Z نیز حک شده است.
همچنین چند نماد انتزاعی و حکاکی یک آینه روی آن دیده میشود. کوچکترین این سنگها ممکن است قطعهی کنده شده از سنگی بزرگتر باشد و تصاویری از یک جانور، یک شانه و بخشی از یک نماد منحنی را میتوان روی آن مشاهده کرد. همچنین سنگی به نام «سنگ کرا» را میتوان روی یکی از تپههای دهکده یافت و مشهورترین سنگ پیکتی به نام «مرد راینی»، در ساختمان اصلی انجمن آبردینشایر در حاشیه شهر آبردین گذاشته شده است. چند سنگ دیگر نیز در باغ لیث هال از املاک روستایی دهکده کنسمونت که در سال ۱۶۵۰ ساخته شد قرار داده شدهاند.
آنطور که کمبریج کور Cambridge Core مینویسد، سنگ تالک ما را به یاد دو حکاکی کشفشده دیگر میاندازد. چراکه «مرد راینی» نیز تصویر یک انسان را روی خود دارد که شمایل بدنش مانند انسان سنگ تالک است ولی نیزه و سپر به دست گرفته و شیئی تزئینی روی گردنش دارد؛ البته تصویر او کمی مبهم است و نمیتوان دقیقاً تشخیص داد که این شی تزئینی چیست.
سنگ باستانی «مرد راینی» در قرن نوزدهم نزدیک به یک گورستان سنگی مربوط به قرنهای پنجم تا هفتم میلادی کشف شد و یک متر و سی سانتیمتر طول دارد. همچنین کارگران ساختوساز بزرگراه، سنگ دیگری به نام «کُلِسی» را در زمینی در مزرعه ملویل هوم واقع در ۸۰۰ متری شرق دهکده کُلِسی پیدا کردند و این سنگ نیز تصویر حکاکی شده انسانی با شمایل مشابه و نیزه و سپر را روی خود داشت.
در پایین هر دو سنگ راینی و کلسی نمادهایی را میتوان دید. گرچه این نمادها واضح نیستند، ولی ممکن است نام افراد بخصوصی باشند. حتی گفته میشود که ممکن است هر سه شکل، سمبلی از قهرمانان باستانی، گروههای اجتماعی یا خدایان باشند.
کشف سنگ باستانی تالک و دیگر تصاویر از جنگجوها پژوهشگران را برانگیخته است تا مطالعهشان را روی تکامل «ایدئولوژی رزمی» در جامعه پیکت پسارومی و شکلگیری اولیه اسکاتلند آغاز نمایند.
به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه شورای ملی ثبت آثار تاریخی برای بررسی پیشنویس آئیننامه اجرایی تشخیص نفایس در سالن فجر وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برگزار شد.
در ایننشست مصطفی پورعلی مدیرکل دفتر ثبت آثار گفت: در این جلسه که بهدلیل رعایت الزامات بهداشتی، برخی از اعضای شورای ملی ثبت آثار بهشکل مجازی در آن حضور داشتند، به موضوع آئیننامه اجرایی نفایس پرداخته شد. براساس اصل ۸۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آثار تاریخی فرهنگی منقول و غیر منقول دولتی کشور که در زمره نفایس ملی قلمداد میشود، قابل انتقال به غیر نیست مگر با تصویب مجلس شورای اسلامی آن هم در صورتیکه از نفایس منحصر به فرد نباشد.
وی افزود: باتوجه به اهمیت اینموضوع و دستور معاون میراث فرهنگی کشور، مطالعات بهمنظور تدوین آئیننامه اجرایی تشخیص نفایس توسط اداره کل ثبت آثار انجام و با حضور اعضای شورای ملی ثبت آثار بررسی شد.
مدیرکل دفتر ثبت آثار ادامه داد: این آئیننامه باید به تصویب شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور نیز برسد.
در پایان جلسه ضمن جمعبندی اولیه نظرات اعضای شورای ملی ثبت آثار، مقرر شد تا اداره کل حفظ و احیای وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اینموضوع را پیگیری کند.
نمایشگاه مجازی عکس مرکز میراث ناملموس تهران برگزار میشود
به گزارش خبرگزاری مهر، رضا سجودی سرپرست مرکز میراث ناملموس تهران گفت: مرکز میراث ناملموس تهران در راستای عمل به وظایف خود و در راستای رعایت حفظ فاصلهگذاری اجتماعی، اقدام به راهاندازی نمایشگاه عکسی از مصادیق میراث فرهنگی ناملموس منطقه آسیای غربی و مرکزی بهصورت مجازی کرده است.
وی گفت: نمایشگاه آنلاین میراث فرهنگی ناملموس از طریق لینک http://tichct.ir/vexhibition.html قابل مشاهده است.
درخواستی برای بازدید عمومی از خانه نویسنده بوفکور
به گزارش ایسنا،سالهاست سرنوشت خانهی صادق هدایت را مانند گرههای کور یک کلاف، سردرگم میدانند، گرهی که سرنوشت این خانه را به بوف کور مغموم هدایت تشبیه کرده. هر چند در همان سالها چند بار امکان انجام بازدیدهایی از این بنای تاریخی فراهم شد و تشابه خانه را بعد از دیدنِ دیوارهای طبلهزده و ترکخوردهی حیاط خانه، ستونهای موریانهخورده، تنهی درختان سر بریده و تهماندهی وسایل بازیِ مهد کودکِ سالهای قبل بیشتر به همان بوفِ کور نسبت دادند.
و بعد از آن خبر چندانی از سرنوشتِ این خانه به گوش نمیرسید به جز ساختوسازهایی که در عرصه و حریم این بنای تاریخی انجام میشد و صدایی از خانه در نمیآمد، ولی اکنون بعد از حدود یک دهه از آغاز انتشار آن دلنگرانیها و هشدارها، حالا گویا خبرهای خوبی از رسیدگی بیشترِ مالک به این بنای تاریخی خبر میرسد.
حجت نظری – عضو کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران – حاملِ این خبر در صفحه شخصی خود در اینستاگرام است.
او در پست اینستاگرامی خود علاوه بر یادآوری خاطرات چند سال قبل خود در زمان مواجهه شدن با این بنای تاریخی نوشته است: «چند سال پیش در حال عبور از خیابان تقوی بودم که خانه صادق هدایت را به دوستانی که همراهم بودند نشان دادم. خانهای که در اختیار بیمارستان امیراعلم است و امکان بازدید از آن برای عموم وجود ندارد و تنها تابلویی که در کنار در ورودی نصب شده نشان میدهد مالک خانه نابغه معاصر ادبیات کشورمان، صادق هدایت است.
آن روز طرح روی دیوار خانه، حسابی تو ذوقمان زد که اصلا چرا باید خانهای با چنین قدمتی که احتمالا بسیاری از شاهکارهای هدایت در آن خلق شده و محل رفتوآمد روشنفکران و نویسندگان زیادی بوده، این طور به سبک مهدهای کودک نقاشی شده باشد. البته بعد از تعاملاتی که در دوره فعلی مدیریت شهری با بیمارستان داشتیم، چند وهله این خانه برای بازدید عموم باز شد.
بهمن ماه سال نود و هفت و در آستانه صد و شانزدهمین زادروز صادق هدایت بود که بازدیدی از خانه این نویسنده داشتم. رئیس بیمارستان امیراعلم که در این بازدید همراه ما بود گفت: که دلیل نقاشیهای کودکانه روی دیوار خانه هدایت، کاربری مهد کودک این خانه در سالهای قبل بوده است و من هم تاکید کردم این نقاشی، آن هم با کیفیتی که در پی باران و تابش آفتاب و … رنگ و رو رفته هم شده تناسبی با این خانه ندارد و بهتر است اصلاح شود. خوشبختانه مسئولان بیمارستان هم استقبال کردند و با همکاری شهرداری منطقه ۱۲ اقداماتی آغاز شد.
چند روز پیش بود که شصت و نهمین سالمرگ صادق هدایت را پشت سر گذاشتیم و همین بهانهای شد که پیگیر موضوع شوم و مطلع شدم که چند وقتی است آن نقاشی از روی دیوار بیرونی خانه پاک شد و دیوار به حالت عادی برگشته است. امیدوارم خیلی زود با تعامل مسئولان شهرداری و بیمارستان امیر اعلم به عنوان مالک خانه هدایت، امکان بازدید دائمی عموم از این خانه تاریخی فراهم شود و در کنار دیگر خانه ـ موزهها، خیلی زود خانه ـ موزه هدایت هم در تهران داشته باشیم.»
دیوار بیرونی خانه پدری صادق هدایت قبل از پاک شدن نقاشیهای مهدکودک
خانهی پدری صادق هدایت در سال ۱۳۲۳ توسط اعتضادالملک پدر هدایت فروخته شد؛ اما تا سال ۱۳۵۳ این خانه خالی ماند. بعد خریده و قرار شد به موزهی هدایت تبدیل شود؛ اما در سالهای بعد، لوازم این خانه از موزهی رضا عباسی سر درآورد و این خانه هم به بیمارستان امیر اعلم داده شد و بعد به مهد کودک صادقیه تبدیل شد، هر چند این کار با واکنشهایی روبهرو شد و به همین دلیل، آن را به کتابخانه تبدیل کردند.
هر چند مدت زمانِ کمی نقاشیهای کودکانهی روی دیوار مخاطب داشتند و سر و صدای کودکان کارمندان بیمارستان امیر اعلم به گوش میرسید، اما همان کاربری هر چند اندک نیز خود تاریخچهای از این خانهی تاریخی محسوب میشود که به نظر میرسد با پاک کردن نقاشیهای خانه – هر چند آن را به اصالت خود نزدیکتر میکند، اما در واقع چند سال از عمرِ این خانهی تاریخی را در تاریخ گم میکند.