برچسب: موسیقی

  • محمد معتمدی: عاملان شهادت سردار سلیمانی منتظر انتقامی سخت باشند

    محمد معتمدی: عاملان شهادت سردار سلیمانی منتظر انتقامی سخت باشند

    محمد معتمدی خواننده شناخته شده موسیقی ایرانی ضمن عرض تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی بیان کرد: سردار سلیمانی از دوران دفاع مقدس تا به امروز، آرزوی شهادت داشتند و این آرزوی قلبی‌ای بود که ایشان همواره در دل خود داشتند و امروز به این درجه رفیع نائل آمدند.

    وی افزود: کشور آمریکا در حالی که ادعا می‌کند که علیه تروریست در حال جنگ است، اما خود در مرکز ماجرا آغازگر تروریسم است و دست را روی ماشه‌ای می‌برد که موضوع تروریسم را در کشورهای مختلف پیاده می‌کند. این فضاحت بزرگی است که رئیس جمهوری آمریکا شخصاً اعلام می‌کند که من دستور داده‌ام تا چنین واقعه تروریستی اتفاق بیفتد و به اعتقاد من از این لحظه خانواده سربازان آمریکایی باید منتظر تابوت‌های مکرر سربازانی باشند که به کشورشان بازمی‌گردد و قطعاً شخص دونالد ترامپ مسئول این کار است. چرا که او ماشه را کشید و باید مسئول این موضوع باشد.

    معتمدی تصریح کرد: به نظر من اکنون هزاران خانواده آمریکایی که سربازان خود را به جنگ فرستاده‌اند، درگیر تبعات این اقدام جنایتکارانه می‌شوند، کما اینکه دولت آمریکا هر گاه به جنگ طلبی اقدام کرده، کشورهای دیگر بوده‌اند که تحت تأثیر این جنگ‌طلبی‌ها قرار گرفته‌اند.

    این خواننده موسیقی ایرانی ادامه داد: امروز انتقام از بین رفتن گروهک تروریستی داعش که پول سیاه آن را کشور آمریکا تأمین می‌کرد و به مدد رشادت و فداکاری سردارانی چون حاج قاسم سلیمانی رقم خورد، گرفته شد. این در حالی است که آمریکا تصور می‌کرد که با تأسیس این گروه تروریستی می‌تواند به برنامه‌های خوش‌خیالانه و بلندمدت خود دست پیدا کند اما حضور بزرگمردانی چون سردار سلیمانی با هدایت یک جریان منسجم،‌ باعث شد که این گروه هرزه شیطانی ریشه کن شود.

    وی اظهار داشت: به اعتقاد من آنهایی که در این اقدام تروریستی دست داشته‌اند باید منتظر انتقام سختی باشند.

    ۲۴۱۲۴۱
  • نمایش کولبرهای کیوان بیرانوند در آرت سنتر

    نمایش کولبرهای کیوان بیرانوند در آرت سنتر

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایشگاه مجسمه‌ها و آثار حجمی کیوان بیرانوند از جمعه ۱۳ دی در گالری آرت سنتر باغ به نشانی بلوار اندرزگو، خیابان سلیمی شمالی، پلاک ۱۴۵، باغ انجمن خوشنویسان افتتاح می شود و تا ۲۴ دی ادامه خواهد داشت.

    کیوان بیرانوند، از مردمان سختکوش سرزمین لرستان است. از همین رو، نخستین کارهایش بازتابی مدرن از مفرغ های لرستان را تداعی می‌کند. مفرغ هایی متعلق به هزاره‌های دور پیش از میلاد که جهان را وادار به شگفتی و تحسین کرد. چنین است که می‌شود، بلندای زاگرس را در کارهای بیرانوند به تماشا نشست.

    مجسمه‌های کولبرهای بیرانوند، گام و نقطه عطف دیگری در تحولات اندیشه و زندگی هنری اوست. آثاری که انعکاسی آگاهانه از حیات اجتماعی دشواری است که هنرمند در آن بالیده و بدان تعلق دارد. نمادی پرمعنا از «اسارت انسان در زمان و مکان». و نمایشی عمیق و سیزیف گونه، از «اوج یاس و ناامیدی». قصه پرغصه رنج و دردهایی که در پشت‌های خمیده و صلیب واره های وی، رخ نمایان کرده‌اند.

    بیرانوند مشق آموخته مکتب پرویز تناولی است. پس بیهوده نیست که می‌توان اندیشه هنرمند را در پیچ و تاب‌های ماهرانه و متوعی که روی فلز سخت آفریده، دید و از آن لذت برد. هنر بیرانوند، بیشتر از اینکه شخصی باشد، حکایت زندگی همه انسانهاست، یادآور کوله باری که سرنوشت بر دوش تک تک ما ودیعه گذاشته، و هیچ چاره‌ای جز به سرمنزل رسانیدنش نیست.

  • «کچلیک»؛اسپانسر عجیب کنسرت «گلزار»!

    «کچلیک»؛اسپانسر عجیب کنسرت «گلزار»!

    کچلیک با گریم جوکر روی صحنه! بیشتر از آن که مردم امیرعباس رجبیان را به نام خودش بشناسند، به نام «کچلیک» می‌شناسند. کچلیک نام یک غذای مازندرانی است که چند سال پیش به زبان آوردن آن توسط امیرعباس با حالت‌های خاص چهره‌اش در یک ویدئوی کوتاه، باعث شهرت او شد. حال این پسر ۹ ساله مدیربرنامه دارد، رپ می‌خواند و به محمدرضا گلزار علاقه عجیبی دارد. طی چند روز گذشته دو ویدئو از امیرعباس با صورت و موهایی رنگ‌زده و پوششی شبیه «جوکر»، در پشت صحنه(بک استیج) کنسرت گلزار و اتاق گریم منتشر شده است. در این ویدئو، گلزار از گریم امیرعباس تعریف می‌کند، دستش را می‌گیرد و او را میز به میز به مهمانان ویژه در حال پذیرایی نشان می‌دهد. چند ساعت بعد هم وقتی گلزار روی صحنه اجرا می‌رود، امیرعباس با همان هیبت، روی صحنه می‌آید، حاضران جیغ می‌زنند و او می‌خواند:«می‌خوام بشم یه سوپر استار/ مثل محمدرضا گلزار».

    این کنسرت، بعد از کنسرت پرحاشیه گلزار در سالن دالبی‌تئاتر لس‌آنجلس(محل برگزاری مراسم اسکار)، اولین کنسرت داخلی او محسوب می شد و عجیب این که اغلب‌ صندلی‌های آن پر شده بود. از حضور کچلیک در اتاق گریم پشت صحنه کنسرت، به نظر می‌رسد یک هماهنگی برای حضور او در کنسرت انجام شده، اتفاقی که واکنش‌های منفی را در پی داشته است.

    کاربری در این باره نوشت:«استفاده ابزاری از امیرعباس کچلیک در کنسرتش با گریم معنی‌دار جوکر را چطور می‌توان توجیه کرد. درست است که او کودکی است فاقد اختیارات قانونی اما بهره‌برداری از او در سن کم و آن هم برای یک دقیقه و گرفتن میکروفون و خارج کردنش از صحنه، اگر مصداق کودک‌آزاری نیست باید اسمش چه باشد؟!» در واقع حتی اگر او علاقه‌مند به این حرکت بوده باشد، باید آقای سوپراستار از آن جلوگیری می‌کرد نه حمایت!

    خواننده‌ها این جا، آن جا، همه جا! ویدئوی پربازدید دیگر مربوط به همخوانی خواننده‌های پاپ در کنسرت یکدیگر است. یکی از این ویدئوها مربوط به رضا بهرام است، خواننده‌ روی بورس این روزهای موسیقی پاپ و خواننده تیتراژ سریال نمایش خانگی «دل» که البته چند روز پیش، با انتشار یک ویدئو از کنسرت او، شائبه «پلی‌بک» یا لب‌خوانی‌اش روی صحنه اجرا قوت گرفت. او به کنسرت هوروش‌بند می رود و بخشی از قطعه «گل عشق» را می‌خواند که از قضا این ویدئو در فضای مجازی بسیار فراگیر هم شده است. اتفاق عجیب دیگر مربوط به حضور محسن ابراهیم‌زاده در کنسرت بهنام بانی است. به نظر می‌رسد ویدئوی منتشر شده مربوط به کنسرت اخیر بانی در تهران است که در آن وی، ابراهیم‌زاده را با خواندن قطعه «دونه دونه» به روی صحنه می‌خواند، دو خواننده مذکور با یک هندزفری مشترک شروع به خواندن می‌کنند و طبق معمول، حاضران با دست و جیغ آن‌ها را همراهی می‌کنند. انتشار این بریده ویدئوها به طور خاص، این موضوع را به ذهن متبادر می‌کند که انگار این آمد و شدهای رفت‌وبرگشتی خواننده‌ها به کنسرت‌های یکدیگر، اتفاقی نیست و از آن برای بازارگرمی کنسرت‌های آینده یا روی بورس ماندن این خواننده‌ها در فضای مجازی استفاده می‌شود.

    ۲۵۸۲۵۸

  • خوانندگی در «پارسوآ» و شروع پروژه‌های جدید/آواز را باید تغییر داد

    خوانندگی در «پارسوآ» و شروع پروژه‌های جدید/آواز را باید تغییر داد

    نوید نوروزی خواننده موسیقی ایرانی که طی سال‌های گذشته در مکتب موسیقی اصفهان به فراگیری آواز ایرانی مشغول بوده، در آستانه برگزاری تازه ترین کنسرت ارکستر «پارسوا» با اشاره به برخی جزییات این اجرا و انگیزه‌ها و دغدغه‌های خود در حوزه موسیقی به خبرنگار مهر بیان کرد: بنده در اجرای پیش رو که روز پانزدهم دی ماه در تالار رودکی تهران برگزار خواهد شد با ارکستر پارسوآ یک بخش از ارکستر را من می‌خوانم و بخش دیگر را دوست خواننده‌ام مهدی عطایی می‌خواند. این ارکستر از حدود ۴۰ نوازنده سازهای زهی، بادی چوبی، کوبه‌ای و سازهای ایرانی تشکیل شده است. کلیت اجرا هم  شامل چند قطعه‌ بی‌کلام و چند قطعه‌ همراه با آواز است که «سبکبال» از حسین دهلوی، «پرواز» برای قانون و ارکستر از بهزاد عبدی و «رقص با باران» برای قیچک و ارکستر اثر بهزاد عبدی، قطعه‌های بی‌کلام این کنسرت هستند.

    وی ادامه داد: «به نگاهم بنگر» اثری از پرویز یاحقی با شعر بیژن ترقی و تنظیم شهرام توکلی، «به یاد صیاد» آهنگساز جواد لشگری، تنظیم کننده مرتضی حنانه و شعر نیر سینا، «قرارم باش» آهنگ و تنظیم  شهرام توکلی با شعری از سهیل محمودی، «بمان در خیالم» آهنگ و تنظیم احمد مقدسی زاده با شعری از شیرین خسروی، «ای بهار من» آهنگساز علی تجویدی با شعری از منیره طاها و تنظیم علی اکبر قربانی، «عاشق مشو» آهنگساز محمود ذوالفنون و تنظیم مهدی پناهی با شعری از رضا ثابتی، «برف پیری» آهنگساز جواد لشگری، تنظیم احمد مقدسی زاده با شعری از رحیم معینی کرمانشاهی آثاری هستند که در بخش‌های دیگر این کنسرت اجرا می‌شود.

    تجربه ویژه با شمس لنگرودی در تولید یک قطعه

    این خواننده موسیقی ایرانی که تحصیلات عالی خود را درکشور کانادا و در رشته فلسفه به پایان رسانده درباره دیگر کارهای خود در عرصه موسیقی توضیح داد: با ترانه‌ای از استاد شمس لنگرودی قطعه‌ای با عنوان «روح باران» ضبط کرده‌ایم که فکر می‌کنم اولین ترانه‌ای است که استاد شمس لنگرودی برای یک خواننده سروده است. ضمن اینکه ما آثار دیگری هم داریم که در آینده به نوبت منتشر می‌شوند. البته این نکته را هم بگویم که تصور آدم‌ها به خاطر بلندپروازی‌هایشان است. اما من همیشه در تلاشم و پروژه‌های زیادی در دست دارم. چیزی که در آواز به آن خیلی امیدوارم این است که در چند سال گذشته روی آواز مکتب اصفهان تمرکز داشته‌ام.

    نوروزی  تصریح کرد: موسیقی ما در چهار دهه اخیر بیش از اندازه شجریان زده شده و همه صداها یک شکل شده است. البته استاد شجریان به حق واجد این شرایط هست که تا این حد مورد توجه و تقلید و مورد پیروی یک نسل قرار بگیرد. اما من دنبال این هستم که دنبال مسیر خودم باشم و به رنگ صدایی دیگری فکر کنم و منِ واقعی‌ام را در آواز پیدا کنم. دنبال الگویی مشخص و از پیش تعیین شده در ذهنم نیستم. شاید این‌ها بتواند در آینده عینیت و تشخصی در آواز برایم ایجاد کند. به هر حال محیطی که در آن متولد شدم موزیکال بود و پدر و مادرم ذوق زیبایی‌شناسی موسیقی داشتند. پدرم از کسانی بود که درِ خانه‌اش همیشه به روی هنرمندان باز بود. وقتی بچه بودم بزرگانی مانند کسایی، تجویدی و شهناز به خانه ما راه داشتند. بنابراین از ابتدا شرایط اجتماعیِ زندگی من به گونه‌ای بود که از همان کودکی با هنرمندان بزرگی آشنا شدم و ذوق موسیقی در من شکل گرفت.

    روایتی از مهاجرت به کانادا تا برگزاری کنسرت با حسام‌الدین سراج

    این خواننده موسیقی ایرانی در ادامه با اشاره به پیشینه فرهنگی هنری خود در عرصه موسیقی گفت: من در ۹ سالگی نزد آقای شیخ‌بهایی تمبک یاد گرفتم و بعد نزد سعید مزدک تار نواختم. از ۱۳ سالگی تار را رها کردم و نزد امیر مسعود امیری نواختنِ سه‌تار یاد گرفتم. در ادامه هم نزد استاد شاه‌زیدی به فرآگیری آواز پرداختم. شاگردی کردن پیش آقای شاه‌زیدی برای من به صورت هفته به هفته و ساعت به ساعت نبود؛ بلکه گاهی شبانه روز با آقای شاه‌زیدی بودم و هر جا می‌رفت کنارش حضور داشتم. در آن زمان محمدتقی سعیدی مورد تایید استاد شاه‌زیدی بود، به همین دلیل آوازهای محلی و ردیف خاص موسیقی اصفهان را هم پیش آقای سعیدی یاد گرفتم. بنده در ۲۵ سالگی به بعد برای تحصیل از ایران رفتم و آموزش آواز را در قالب صداسازی ادامه دادم. پروفسور والترز در اُتاوا به من صداسازی درس داد. با پدرام پهلوان که فارغ‌التحصیل دانشگاه برلین است هم صداسازی را کار کردم. مدتی هم نزد آقای کابکا در اوکراین صداسازی کار کردم. این استادان به من یاد دادند که چگونه از صدایم استفاده کنم. این همان چیزی است که در ایران کسی به شما یاد نمی‌دهد.

    موسیقی ما در چهار دهه اخیر بیش از اندازه شجریان زده شده و همه صداها یک شکل شده است.وی با اشاره به دورانی که در کشور کانادا مشغول به تحصیل بود، اظهار کرد: وقتی به کانادا رفتم دغدغه‌ اصلی‌ام کار کردن در حوزه فلسفه با محوریت مدرنیته ایرانی بود. اما خیلی زود متوجه شدم که فضای آنجا برای دنبال کردن چنین موضوعی مناسب نیست و به ناچار به سمت نقد لیبرالیسم از منظر چارلز تیلر یکی از فیلسوف‌های کانادایی رفتم. در این میان موسیقی همچنان در ذهنم بود و به اجراهای موسیقی به طور جدی‌تری فکر کردم و در فستیوال‌های مختلفی در کانادا به اجرا پرداختم. بعد از برگشتنم به ایران، در اصفهان ارکستری با عنوان «ارکستر نقش جهان» تشکیل دادیم  که جناب حسام الدین سراج و بنده به عنوان خواننده در آن حضور داشتیم. فضایی که به نوعی اولین اجرای رسمی من به حساب می‌آمد. پس از این اجرا بود که به تهران آمدم و با استاد جواد لشگری آشنا شدم. در نخستین دیداری که با استاد لشگری داشتم، چند آهنگ به من داد که این آثار الان ضبط و آماده انتشار هستند. البته سال گذشته با آقای بهزاد عبدی آشنا شدم و در سفری به اوکراین قطعه‌ «به نگاهم بنگر» را در آنجا ضبط کردیم. در ادامه آقای عبدی از من خواست که در جشنواره فجرِ سال گذشته با گروهش به صحنه بروم. بعدها هم تصنیف «رسوای دل» را با گروه «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی ضبط و منتشر کردیم. همچنین در تصنیف «پربسته» با تنظیم آقای مقدسی‌زاده  نیز به عنوان خواننده حضور داشتم. خواندم.

    نوروزی با روایتی از دیگر تجربه‌های موسیقایی و تئاتری خود بیان کرد: برخی معتقدند که موسیقی ایرانی مخاطبش کمتر شده که من دلیل عمده این اتفاق را در چند فاکتور می‌بینم که بخشی از آن به خودِ موزیسین‌ها برمی‌گردد. با تفکر حفظ و اشاعه موسیقی مشکل دارم. در دهه پنجاه برخی از استادان موسیقی ایران تعریف بنیادی‌شان از موسقی این شد که به موسیقی قاجار برگردند. ارکسترها از بین رفت و به اینگونه پیش رفت که این استادان کنار هم بنشینند و تولید موسیقی کنند و به بازخوانی موسیقیِ قاجاریه بپردازند. ما به آثار عارف و شیدا محدود شدیم. دیگر تجویدی نبود که تصنیفی درجه یکی بسازد و شعرش را بیژن ترقی بسراید. یاحقی، بدیعی و بسیاری از خوانندگان خانه نشین شدند و جامعه به مونولوگی خاص دچار شد. در این شرایط دولت حمایتش از موسیقی را برداشته و موسیقی جنبه تجاری و بازاری گرفت. قطعا فرهنگ به عنوان یک عنصر که نیاز به پشتوانه دولتی دارد، اما این پشتوانه‌ها از بین رفت. اتفاقا به واسطه همین مشکلات است که در جریان مرور زمان، آواز کمتر تولید می‌شود. ضمن اینکه جامعه‌ امروز تغییرات بسیاری داشته و بنا به این تغییرات، موسیقی و آواز هم باید تغییر کند. موسیقی باید حرفش را در زمان خودش بیان کند. اگر آواز روایت خودش از زمانه را داشته باشد، می‌تواند همچنان حیات و مخاطبان بسیاری هم داشته باشد.

  • ارکستر ملی برای کودکان آسیب پذیر کنسرت اجرا کرد/ ثبت یک خاطره خوش

    ارکستر ملی برای کودکان آسیب پذیر کنسرت اجرا کرد/ ثبت یک خاطره خوش

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی و امور بین الملل بنیاد فرهنگی هنری رودکی، بنیاد فرهنگی هنری رودکی با دعوت از «کودکان آسیب پذیر» دختر و پسر به تالار وحدت روز متفاوتی را برای آنان رقم زد.

    ارکستر ملی ایران در این کنسرت که رهبری آن را سهراب کاشف بر عهده داشت، قطعاتی از بهرام دهقان‌یار و محمدرضا علیقلی شامل موسیقی فیلم و سریال‌های خاطره انگیز کودکان اجرا کرد. این رپرتوار،  شهریورماه سال جاری در قالب کنسرت « ارکستر ملی برای بچه‌های ایران» با عنوان شب خاطره‌ها با حضور مخاطبان عمومی برگزار شده بود.

    در این اجرا سه سوئیت ارکسترال ساخته محمد رضا علیقلی با عنوان «سفری به گذشته» اجرا شد. این قطعات بر اساس تم‌ها و موتیف‌هایی الهام گرفته از موسیقی فیلم‌های کودک از دهه ۶۰ تا ۸۰ از جمله برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی «پاتال و آرزوهای کوچک» ، «گلنار»، «دزد عروسک‌ها» ، «کلاه قرمزی» و «شهر موشها» پس از سال‌ها توسط آهنگساز باز خلق شده است.

    در این کنسرت همچنین قطعات «خونه مادر بزرگه»، «زیر گنبد کبود»، «قصه‌های تا به تا» ساخته بهرام دهقانیار اجرا شد که با تنظیم جدید بسط و گسترش داده شده است. ضمن اینکه حین نواختن آهنگ‌ها سهراب کاشف به معرفی تک به تک سازها برای کودکان پرداخت. 

    وی برای معرفی سازها گفت :ارکستر ملی یک خانواده‌ بزرگ دارد. اولین خانواده سازهای زهی است. سازهایی که با سیم نواخته می‌شود.

    کاشف بعد از معرفی هر ساز از نوازنده‌ آن می‌خواست تا بخشی از یک آهنگ را بنوازد تا بچه‌ها با صدای آن آشنا شوند.

    بعد از آخرین قطعه نوازندگان به احترام کودکان سازهای خود را روی زمین گذاشتند و ادای احترام کردند که با تشویق مکرر، کودکان با خاطره‌ای خوب سالن را ترک کردند.

    سهراب کاشف درباره این برنامه توضیح داد: این برنامه به کودکان و نوجوانان توجه ویژه داشت و قطعاتی که اجرا شد بر اساس آثار خاطره‌انگیز برای بچه‌های دیروز و مطابق با ذائقه بچه‌های امروز، ساخته شده‌اند. از این رو برنامه هم تخیل کودکان و نوجوانان حاضر در سالن را به پرواز درمی‌آورد . در قطعاتی که برای این اجرا بازخلق شده‌ بودند به جای کلام از همه سازهای ارکستر ملی استفاده شده بود. البته این قطعات در کنسرت شهریورماه ارکستر اجرا شده بودند و برای دومین بار در این برنامه اجرا شدند و خوشحالم که این برنامه با استقبال خوب این بچه‌ها همراه شد.

  • «کِی و کجا» به گالری آس رسید

    «کِی و کجا» به گالری آس رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر، نمایشگاه آثار ماندانا کسرایی و پریسا شیرزادی با عنوان «کِی و کجا» از روز جمعه ۱۳ دی ماه در گالری آس برگزار می‌شود.

    این ۲ هنرمند در این نمایشگاه ۲ مجموعه متفاوت در زمینه نقاشی و چاپ را ارائه می‌کنند و آثار آنها با وجود تفاوت‌ها، اشتراکات قابل توجهی نیز دارد.

    ماندانا کسرایی در بخشی از استیتمنت آثار خود آورده است: «ایده الهام‌بخش این مجموعه برای من، ارتباط جایگاه آدم‌ها و شرایط اجتماعی‌شان با فرصت‌ها، موقعیت‌ها و شرایط مختلف و همچنین تناقض حاصل از آن بوده است. اینکه اساساً این جایگاه، جایگاه درستی بوده یا خیر؟! در کنار این نگاه منتقدانه، تردید به زمان و مکان هم مسئله همیشگی‌ام بوده و این سوال که آیا زمان و مکان همان چیزی هستند که ما در حال درک آن هستیم یا خیر؟!»

    در بخشی از استیتمنت پریسا شیرزادی نیز آمده است: «عدم قطعیت همیشه سوال‌هایی برای من به دنبال داشته که تنها مدیوم چاپ پاسخگوی ابراز آنها بوده است. چراکه چاپ از دیدگاه من چیزی بین عکاسی و نقاشی‌ست. در واقع نه احساسات افراطی است و نه واقعیت مطلق، چیزی مابین واقعیت محض و احساس است.»

    نمایشگاه «کِی و کجا» روز جمعه ۱۳ دی ماه ۱۳۹۸ افتتاح شده و تا ۲۳ دی ماه ادامه خواهد داشت. علاقه‌مندان می‌توانند هر روز از ساعت ۱۶ تا ۲۴ به نشانی خیابان شریعتی، بالاتر از پل رومی، جنب بانک پارسیان، پلاک ۱۸۳۱ مراجعه کنند.

  • فرود گرگین‌پور درگذشت/ وداع با نوازنده‌ای از ایل قشقایی

    فرود گرگین‌پور درگذشت/ وداع با نوازنده‌ای از ایل قشقایی

    به گزارش خبرگزاری مهر، فرود گرگین‌پور موسیقی‌دان و نوازندۀ کمانچه و ویولن، شامگاه سه شنبه دهم دی ماه بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت.

    استاد فرود گرگین‌پور، برادر فرهاد گرگین‌پور و خواهرزادۀ محمد بهمن‌بیگی از نوازندگان نامی ایل قشقایی بود. او از کودکی با نوازندگی آکاردئون یادگیری موسیقی را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۲ از کلاس‌های نورعلی برومند، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی و علی‌اصغر بهاری بهره برد.

    سال ۱۳۵۴ تحصیلات موسیقی در دانشگاه تهران را به پایان رساند و از همان سال به تشویق نورعلی برومند به نواختن ساز کمانچه پرداخت. از آثار او می‌توان ترکمن صحرا، هجران، کوراغلو و مجموعه موسیقی قشقایی را نام برد.

    در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۴ مراسم بزرگداشتی برای او با حضور بزرگانی چون حسین علیزاده، محمود دولت‌آبادی، جواد مجابی و حسین الهی‌قمشه‌ای در فرهنگسرای نیاوران تهران برگزار شد.

  • نمایش منتخبی از آثار نقاشی مرتضی رازفر

    نمایش منتخبی از آثار نقاشی مرتضی رازفر

    به گزارش خبرگزاری مهر، منتخبی از آثار نقاشی مرتضی رازفر به مدت ۱۰ روز از جمعه ۱۳ دی ماه در گالری آرتیبیشن به نمایش در می آید.

    مرتضی رازفر متولد سال ۱۳۲۵ و فارغ ‏التحصیل هنرستان کمال‏ الملک است. او زیر نظر نقاشانی چون حسین شیخ از شاگردان مستقیم کمال‏ الملک، بهرام عالیوندی و رفیع حالتی تعلیم دیده است. از سال ۱۳۴۵ فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینۀ نقاشی شروع کرده و اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری مس در سال ۱۳۴۹ برگزار کرد. رازفر دارای تخیلی سوررئالیستی است و با تجسم دنیایی خیالی به بازنمایی طبیعت می‌پردازد. از ویژگی های نقاشی‌های او آفریدن فضاهایی در ارتباط با کوه‌ها، دشت‌ها و بیابان‌ها و تسلسل حضورش با خاک است.

    او اکنون در آپارتمانی در گوشه‏ ای از تهران زندگی می‏ کند که اتاق آسانسورش را به کارگاهی از نقاشی‌ها و طبیعتی که از یاد رفته، بدل کرده است. گرچه تاکنون هشت نمایشگاه انفرادی برگزار و در نمایشگاه‌های گروهی زیادی به ارائه اثر پرداخته است اما در پی غیبت و گسست بلندمدت خود هم‌اکنون با گزینش آثاری از مجموعه متفاوت کوه‌ها و دشت‌هایش جدیدترین نمایشگاهش را در در آرتیبیشن برگزار می‌کند.

    نمایش و فروش آثار راز فر راس ساعت ۱۶ روز جمعه ۱۳ دی‌ماه ۹۸ افتتاح و تا ۲۲ دی ادامه دارد. در ۹ روز پس از افتتاحیه نمایشگاه از ساعت ۱۱ صبح تا ۸ شب و در روزهای تعطیل از ساعت ۱۶ تا ۲۰ برای بازدید عموم گشوده خواهد بود.

    مخاطبان می‌توانند به مدت ۱۰ روز برای بازدید از این نمایشگاه به گالری آرتیبیشن واقع در خیابان شریعتی، پایین‌تر از حسینیه ارشاد، نرسیده‌ به همت، گل‌نبی(غرب)، میدان احمدی‌روشن(کتابی)، خیابان ساسانی‌پور، خیابان قندی(دریا)، پلاک ۶ مراجعه کنند. همچنین آثار این نمایشگاه برای علاقه مندانی که در تهران سکونت ندارند به‌صورت آنلاین در سایت آرتیبیشن (www.Artibition.net)  به نمایش گذاشته خواهد شد.

  • ناصر چشم‌آذر به روایت سیروس الوند

    ناصر چشم‌آذر به روایت سیروس الوند

    مهسا بهادری: از ناصر چشم‌آذر ​ آهنگساز سرشناسی که در اردیبهشت سال ۹۷ در سن ۶۷ سالگی در تهران درگذشت می‌توان تصویری دو بعدی ارایه داد. تنظیم‌کننده‌ای چیره‌دست و آهنگسازی ورزیده. کسی که از ۱۳ سالگی آکاردئون می‌نواخت و در ۱۷ سالگی رهبری کنسرتی را در سفارت ایران در عراق بر عهده گرفت و در ۱۸ سالگی سفرهای کاری خود را آغاز کرد. در ۲۰ سالگی به آمریکا رفت تا دوره موسیقی جاز را بگذراند، سپس به ایران بازگشت و سرپرست ارکستر شوی تلویزیونی پرویز قریب افشار شد.

    او به جز پدرش اسماعیل چشم‌آذر که نوازنده تار و کمانچه و پیانو و دف بود، اساتیدی چون مرتضی حنانه و امانوئل ملیک اصلانیان داشت و موسیقی بسیاری از فیلم‎های سینمایی شناخته شده و پرمخاطب ایرانی را نیز ساخت. او این کار را با ساختن موسیقی فیلم «تاراج» به کارگردانی ایرج قادری در سال۶۳ آغاز کرد. ناصر چشم‌آذر نه تنها اهالی موسیقی را به خود جذب کرده بود؛ بلکه به سبب ساخت و تنظیم موسیقی فیلم، رابطه بسیار قوی‌ای هم با اهالی سینما داشت از دستاوردهای هنری او در این زمینه، می‌توان به دریافت ۲ سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم‌های «چشم شیطان» و «قارچ سمی» و کاندید سیمرغ از جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم‌های «هامون» و «خواهران غریب» و همچنین جایزه بهترین موسیقی فیلم برای فیلم «خواهران غریب» در جشنواره فیلم مالزی را برشمرد.

    یکی از همین سینمایی‌ها که به خوبی با ناصر چشم‌آذر آشنایی دارد، سیروس الوند است. او اولین همکاری خود با چشم آذر را برای ساخت فیلم «محموله» را در سال ۶۶تجربه کرد.

    این کارگردان درباره مهمترین ویژگی ناصر چشم‌آذر به خبرآنلاین گفت: «ناصر چشم‌آذر در خانواده‌ای اهل موسیقی رشد کرده است. پدر و برادرانش و خودش از نوازندگان چیره‌دست آکاردئون بودند. ناصر درجه یک بود، موسیقی آذری را بسیار دوست داشت و بسیار با آن آشنا بود و از معدود تنظیم‌کنندگان موفقی بود که از ۱۹سالگی کار تنظیم را شروع کرد و بیش‌تر برای تنظیم سراغ موسیقی‌های جهانبخش پازوکی می‌رفت.»

    این هنرمند درباره اولین آشنایی خود با این اهنگساز گفت: «مبدا آشنایی ما با ناصر در ۱۹ سالگی بود. من ناصر را اولین بار هنگام ضبط موسیقی در استودیو دیدم. ناصر به طور کلی آدم آرامی نبود مقداری هیجان زده بود و برای تمام کارهایش هیجان داشت. هم در کار و هم در زندگی و به نظرم همین موضوع باعث شد او سکته کند  متاسفانه در نهایت ما او را از دست بدهیم

    سیروس الوند

    الوند درباره مهارت و توانایی یک موسیقی‌دان برای تنظیم آهنگ گفت: «در تنظیم موسیقی، فرد تنظیم‌کننده باید همه سازها، صداها و کاربردهای سازها را بشناسد چرا که هر سازی یک شخصیتی دارد و آن صدا هم یک شخصیت دارد.
    یادم است  که بابک بیات می‌گفت اگر صدای احمد شاملو یک ساز بود، قطعا ویولن سل بود؛ چرا که آن فخر، متانت و فضایی که این ساز در گوش آدم ایجاد می‌کند به کارکتر شاملو بسیار نزدیک‌تر بود. ناصر چشم‌آذر در همان سال‌های ابتدایی با تنظیم آهنگ‌ها بسیار مطرح شد تا زمانی که خودش شروع به آهنگسازی کرد.»

    او درباره همکاری‌های مرحوم ناصر چشم‌آذر با برخی خوانندگان قبل از انقلاب گفت: «یکی از موفق‌ترین آهنگ‌های فائقه آتشین، آهنگ «هجرت» است که در زمان خودش بسیار صدا کرد و ناصر چشم‌آذر آن را ساخت و بعد هم تنظیم کرد. آهنگ  «یه تنهایی یه خلوت» برای منصور تهرانی و چند کار بسیار معروف دیگر با داریوش، توانایی او را به همه ثابت کرده بود او با بسیاری دیگر از افراد نیز کارکرده بود اما این چند کار به نوبه خودشان شاهکار بودند.»

    این کارگردان درباره زمان و نحوه شروع آهنگسازی فیلم توسط چشم‌آذر گفت: «بعد از انقلاب، ناصر چشم آذر، با دعوت ایرج قادری، برای فیلم «تاراج» که در سال ۶۳ ساخته شد. کار آهنگسازی فیلم را شروع کرد، بعد برای فیلم «محموله» که درسال۶۶ ساخته شد و کارگردانش خودم بودم آهنگسازی کرد در این بین با داریوش مهرجویی و تعداد دیگری هم همکاری کرد. ملودی فیلم «محموله»؛ دستمایه ناصر چشم‌آذر برای ساخت آلبوم «باران عشق» شد. 
    که سال ها این آلبوم درصدر بود به طوری که همه می‌گفتند اگر شمال می‌خواهی بروی بنزین نداشتی مهم نیست اما حتما سی دی «باران عشق» را داشته باش.
    »

    سیروس الوند درباره اولین چگونگی شکل‌گیری اولین همکاری خود با این آهنگساز گفت: «در فیلم «محموله» آهنگساز در میانه کار انصراف داد و گفت من فرصت نمی‌کنم موسیقی فیلم را بسازم این در حالی بود که تنها ۶روز تا آغاز جشنواره فیلم فجر فرصت مانده بود و فیلم ما موسیقی نداشت و با توجه به اینکه پروسه آهنگسازی برای فیلم پیچیده و زمان بر است و حداقل تمام کارها ۱۰ روز طول می‌کشید؛ من تصمیم گرفتم موسیقی یکی از فیلم‌های خارجی را روی کار بگذارم چون فرصتی برای ساخت آهنگ نبود. در همین میان که من نمی‌دانستم چه کار کنم، روبیک منصوری به من گفت ناصر چشم‌آذر می‌تواند کار را سه روزه انجام دهد. من هم قبول کردم، با او صحبت کردم پذیرفت، فیلم را دید و گفت کنار من بنشین من تکه تکه ملودی‌ها را با پیانو می‌نوازم اگر پذیرفتی آنها را تبدیل به نُت می‌کنم و آهنگسازی می‌کنم همین اتفاق هم افتاد و سه روزه موسیقی فیلم را ساخت. این کار برای من حیرت آور بود و فیلم هم به جشنواره رسید. من فکر می‌کنم حتی ۳نفر هم تا کنون در ایران نبوده‌اند که بتوانند این کار را با چنین مهارتی انجام دهند و به همین دلیل است که فکر می‌کنم واقعا مانند چشم‌آذر نخواهد آمد و جای او در حال حاضر بسیار خالی است.»

    این فیلم‌نامه نویس درباره سابقه همکاری خود با مرحوم چشم‌آذر گفت: «موسیقی را در زمینه فیلم ادامه داد و چون در این زمینه بسیار مهارت داشت بیش‌تر از پیش درخشید. من و ناصر بعد از «محموله» همکاری‌های متعددی را با یکدیگر انجام دادیم سریال «خسته دلان» و موسیقی تله فیلم‌های من را همه او ساخت.» 

    سیروس الوند درباره روحیه شاگردپروری چشم آذر گفت: «بابک بیات یک روحیه شاگرد پروری هم در زمینه آهنگسازی و هم در زمینه خوانندگی داشت، اما ناصر این روحیه را نداشت تنها شاگردش دخترش بود که البته نوازنده بسیار خوب و ماهری هم هست و بسیار ویولن را پخته می‌نوازد.»

    الوند در پایان درباره این هنرمند با بیان این نکته که ناصر هیچگاه از اینکه از ایران مهاجرت نکرد ناراضی نبود گفت: «اگر می‌رفت دیگر نمی‌توانست کارهایی را که در ایران انجام می‌داد، آن جا هم انجام بدهد نهایتا می‌توانست با خواننده‌های آن طرف همکاری کند، ناصر از ایران بود که به این جایگاه رسید. همچنین شخصیتی بود که مردم هم بسیار او را دوست داشتند. مردم به طور کلی هنرمندانشان را دوست دارند معمولا شلوغ‌ترین و پرشورترین تشیع جنازه‌ها مربوط به هنرمندان است. کسانی مانند چشم‌آذر یا بسیاری دیگر از هنرمندان؛ آدم‌هایی هستند که اگر به هر دلیلی کار نکنند؛ یا فوت کنند، یا از ایران بروند یا ممنوع الفعالیت شوند هیچ وقت به فراموشی سپرده نمی‌شوند.»

    ۲۵۸۲۴۵

  • شما نظر دهید/ ترکیب شعر کلاسیک و موسیقی پاپ را در آثار محسن چاوشی چگونه ارزیابی می کنید؟

    شما نظر دهید/ ترکیب شعر کلاسیک و موسیقی پاپ را در آثار محسن چاوشی چگونه ارزیابی می کنید؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ترکیب شعر کلاسیک فارسی را با موسیقی سنتی ایرانی را هم شنیده‌ایم و قبول داریم که ترکیبی نیرومند و دلبرا است. همیشه هم سروده‌های بزرگان ادبیات ایران از حنجره بزرگان موسیقی سنتی به گوشمان رسیده‌ است.

    با ورود موسیقی پاپ به ایران هم، خیلی از خوانندگان پیشگام این سبک در آغاز کار اگر هم ترانه‌هایی به زبان‌های دیگر نمی‌خواندند با سروده‌های ترانه‌سراهای معاصر دست به خلق اثر می‌زدند. شاید هم زمان لازم بود تا خوانندگان سبک‌های موسیقی تازه به فکر استفاده از اشعار کلاسیک بیافتند.

    در تازه‌ترین نمونه هفته گذشته آلبوم تازه‌ای از محسن چاوشی به بازار آمد که ترانه‌سراهای آن شاعران بزرگی چون مولانا، سعدی و وحشی بافقی بودند. چاوشی پیش از این هم در آلبوم «من خود آن سیزدهم» از اشعار کلاسیک ادبیات فارسی استفاده کرده بود.

    در نظر شما این ترکیب چقدر موفق است. با توجه به نمونه‌هایی که تا کنون از شنیدن اشعار کلاسیک در موسیقی پاپ یا دیگر سبک‌های تازه‌تر موسیقی شنیده‌اید، این کار را تا چه اندازه موفق و درست می‌دانید.

    ۱۷۲۴۱۲۴۱