برچسب: موسیقی

  • هانا کامکار: اوضاع موسیقی از اساس خراب است

    هانا کامکار: اوضاع موسیقی از اساس خراب است

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، با توجه به اینکه بحث ترانه و تیتراژ سریال‌های تلویزیون و اساسا موسیقی حال حاضر به یکی از دغدغه‌های اصلی اهالی موسیقی و هنرمندان تبدیل شده است سراغ هانا کامکار از اعضای اصلی گروه «کامکارها» رفتیم. این هنرمند درباره وضعیت تیتراژهای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی و موسیقی گفت: «به نظر من موسیقی حال حاضر و اوضاع تیتراژها بسیار بد است یعنی از اساس اوضاع موسیقی ما بسیار بد شده است به طوری که باید با زحمت یک اثر خوب برای گوش دادن پیدا کنیم. من خودم به شخصه موسیقی‌های امروز را نمی‌توانم گوش بدهم یعنی به ندرت و بسیار کم اتفاق می‌افتد که از چیزی خوشم بیاید و بخواهم به آن گوش بدهم و یا قانونی دانلود کنم یا بخرم.»

    کامکار درباره وضعیت تیتراژ سریال‌ها ادامه داد: «من سریال نگاه نمی‌کنم یعنی به دلیل مشکلاتی که در سیاست تلویزیون وجود دارد و من آن را نمی‌پسندم از اساس تلویزیون نمی‌بینم و چون سریال نگاه نمی‌کنم به همین دلیل نمی‌دانم وضعیت تیتراژ سریال‌ها چگونه است ولی موسیقی‌هایی را که دست به دست می‌شنوم و می‌گویند این موسیقی برای تیتراژ فلان سریال است به نظرم خیلی افتضاح است. این از وضعیت تیتراژهای تلویزیون که تعریفی ندارد. سریال‌های نمایش خانگی را هم فرصت ندارم که ببینم اما همان چندتایی را هم که قبلا دیدم به نظرم موسیقی‌های زیاد جالبی نداشتند شاید فقط تعدادی از آهنگسازان موسیقی فیلم هستند که من چشم بسته می گویم کار آنها خوب است البته با چشم بسته و گوش باز می‌گویم که کارشان مشکل ندارد.»

    متن کامل گفت و گو را بخوانید.

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • شعر سعدی روی پوستر محبوب‌ترین گروه موسیقی انگلیسی قرن ۲۱

    شعر سعدی روی پوستر محبوب‌ترین گروه موسیقی انگلیسی قرن ۲۱

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گروه موسیقی «کُلدپلی» محبوب‌ترین آهنگ‌های قرن بیست و یکم را در انگلستان به بازار عرضه کرده است و حالا پس از ۴ چهار سال آلبومی جدید با عنوان «طلوع و غروب» منتشر می‌کند.

    آن‌ها خبر انتشار آلبوم جدیدشان را به روشی غیرمعمول اعلام کردند. «کُلدپلی» برای این کار یک نامه به شکل تصادفی برای یک هوادار فرستاد. دریافت‌کننده نامه که فکر می‌کرد قربانی یک شوخی شده است، تصویر نامه را در فضای مجازی منتشر کرد که البته مشخص شد شوخی در کار نیست و نامه واقعی است.

    البته زمزمه‌های انتشار آلبوم هفته پیش با انتشار پوستری داغ شد که در آن اعضای گروه «کُلدپلی» را در لباس خوانندگان و نوازندگان یک قرن پیش کنار فردریش نیچه ساکسیفون به دست نشان می‌داد. این پوستر ویژگی جالبی برای ما ایرانیان هم داشت. گوشه راست بالای پوستر بیت مشهور سعدی «بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند» به چشم می‌خورد. 

    شعر سعدی روی پوستر محبوب‌ترین گروه موسیقی انگلیسی قرن ۲۱
    شعر سعدی روی پوستر محبوب‌ترین گروه موسیقی انگلیسی قرن ۲۱

    هر چند هنوز مشخصات ترک‌های این آلبوم منتشر نشده است، اما شاید این نشانی از وجود شعر سعدی در ترانه‌های جدید «کُلدپلی» باشد.

    کریس مارتین خواننده اصلی «کُلدپلی‌» رابطه خوبی با شاعران ایرانی دارد. او پیش از این نیز هنگام جدایی از گویینت پالترو در مصاحبه‌ای گفته بود که از بحران‌های روحی با استفاده از شعر مولانا به آرامش رسیده است. مارتین گفته بود: «یک شعر از مولوی همه چیز را تغییر داد. آن شعر می‌گوید حتی وقتی غمگین هستید، برای شما خوب است.»

    اشاره مارتین به این بیت مولانا بود: «هست مهمان‌خانه این تن ای جوان، هر صباحی ضیف نو آید دوان» و ابیات پس از آن بود.

    حال باید منتظر ماند و دید که هدف «کُلدپلی» از نوشتن شعر سعدی بر این پوستر چیست.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • روایتی از همکاری محمدرضا علیقلی و سهراب کاشف در ارکستر ملی

    روایتی از همکاری محمدرضا علیقلی و سهراب کاشف در ارکستر ملی

    روایتی از همکاری محمدرضا علیقلی و سهراب کاشف در ارکستر ملی

     

    مهسا بهادری: به سمت سالن رودکی تالار وحدت می‌رویم؛ صدای سازها پیدا کردن سالن را راحت می‌کند. وارد سالن می‌شویم و اولین چیزی که به چشم می‌آید  جدیت اعضای گروهی است که به سختی روی سن سالن رودکی جای گرفته‌اند. تمرین گروه کر آوازی دانشگاه تهران و بنیاد رودکی و نوازندگان ارکستر ملی که قرار است  در تالار وحدت «پوئم سمفونی آب تشنه» اثر محمدرضا علیقلی را اجرا کنند. اجرایی که در ادامه همکاری سهراب کاشف و محمدرضا علیقلی در اجرای «شب خاطره‌ها» است که ششم و هفتم شهریور برگزار شد.

    گروه نوازنده‌ها در حال تمرین هستند و گروه آواز کُر در حال گرم کردن صدایشان، سهراب کاشف که رهبر گروه موسیقی و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رهبری ارکستر از کنسرواتوار شهر وین است و پس از بازنشستگی استاد فریدون شهبازیان به عنوان رهبر مهمان هدایت ارکستر ملی ایران را بر عهده گرفته است؛ از راه می‌رسد و آرام روی صحنه می‌رود.

    تمرین آغاز می‌شود و نوای بسم الله ارحمن الرحیم در سالن می‌پیچید در حالی که نوازندگان در حال نواختن هستند، صدای نوای (امشبی را شه دین در حرمش مهمان است) از گروه کُر بلند می‌شود و رازمیک اوحانیان که رهبری گروه کر پنجاه نفره را بر عهده دارد با لذتی وصف نشدنی به صدای شاگردانش گوش می‌دهد. صدایی که روایتگر عاشورا است و آواز خوانان چه ملتمسانه از صبح می خواهند که طلوع نکند.

    محمدرضا علیقلی، آهنگساز این اثر وارد سالن می‌شود؛ بخشی از ملودی‌هایی که در این اثر شنیده می‌شود حاصل آهنگسازی و تنظیم محمدرضا علیقلی روی نوحه‌های فولکلوریک و موسیقی آئین نواحی جنوبی ایران و لالایی‌های موضوعی است که ارکستر آنها را تحت برنامه‌ریزی فشرده‌ای برای اجرا آماده می‌کند. علیقلی که وارد می‌شود خاطره بخشی از سریال‌های نوستالژیک زنده می‌شود. خاطراتی از «گل پامچال»، «مدرسه موش‌ها» و «شوق پرواز» که با موسیقی او در ذهن‌ها ماندگار شدند.

    قدم‌زنان و آهسته پله‌ها را پایین می‌آید و روی یک صندلی در ردیف اول به تماشای ماحصل کارش می‌نشیند. نوای سقای دشت کربلا برادر سالن را پر کرده و رهبر گروه تمام توجهش به اعضای گروهش است؛ وقتی تمرین این بخش به پایان می‌رسد تازه متوجه حضور استاد می‌شود، با  احترام به سمت او می‌آید و ضمن خوش‌آمدگویی از اعضای گروه می‌خواهد تا به استاد بزرگ خیر مقدم بگویند و نوازندگان هم با کوباندن آرشه‌های خود به پاپیت‌ها ادای احترامی به استاد خود می‌کنند. حالا رهبر گروه که از دیدن صاحب اثر به وجد آمده با هیجان بیشتری گروه را رهبری می‌کند و نوازنده‌ها و خواننده‌ها با دقت بیشتری کار خود را انجام می‌دهند.

    «یک‌سری از حروف را طوری بگویید که انگار در حال گاز زدن سیب سبز سفت ترش هستید حروف را باید اینگونه بگویید، اما این طرز ادا کردن بیشتر شبیه خوردن کوکای گرم است.سعی کنید صداهای اضافه را حذف کنید» این بخشی از صحبت‌های سهراب کاشف برای اصلاح تلفظ خوانندگان گروه کر است.

    حالا زمان آن است که تمرین را از سر بگیرند. کاشف دست خود را بالا می‌آورد آن را به سمت سازهای کوبه ای می گیرد و می‌گوید اول شما بزنید و بعد که از ریتم آنها احساس رضایت می‌کند، نگاهی به سازهای زهی می‌اندازد و می‌گوید بعد شما بزنید.

    علیقلی آرام بلند می‌شود و قدم‌زنان جایی می‌رود که صدای سازها را با دقت بیشتری بشنود. کمی دقت می‌کند و با یک غرور همراه با تحسین و لبخند روی لب به تماشای گروه می‌نشیند که این آخرین تمرینشان پیش از رفتن به روی صحنه تالار وحدت است.

    زمان استراحت رسیده و اعضای گروه به خاطر حضور محمدرضا علیقلی بسیار خوشحال هستند تک تک از پله‌ها پایین می‌آیند و با برقی که در نگاهشان هست و اشتیاقی که در صدایشان موج می‌زند می‌گویند سلام استاد! و استاد چه متواضعانه پاسخ آنها را می‌دهد و با آنها صحبت می‌کند.

    رهبر گروه از جایگاهش پائین می‌آید و با اشتیاق فراوان شروع به توضیح دادن جزئیات می‌کند.

    تمرین به پایان رسیده و حالا گروه که به نظر می‌رسد خستگی برایشان معنی ندارد با لبخند رضایت استاد علیقلی سازها و برگه‌های نت را جمع می‌کنند تا برای اجرای اصلی روی صحنه آماده شوند. اتفاقی که حالا پس از بازگشت استاد علیقلی از سفری طولانی انجام می‌شود و احتمالا علاقمندان بسیاری را به تالار وحدت خواهد کشاند. آنهایی که برای شنیدن قطعات حماسی عاشورایی با سازهای کلاسیک و پر از ضرب و فراز و فرود و البته برای تجدید خاطره با آهنگسازی قدیمی و باسابقه برای دیدن و شنیدن این اجرا لحظه‌شماری می‌کنند.

    عکاس: آرزو مهرآبادی

    ۲۵۸۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • سرودهای ملی ایران از آغاز تا امروز

    سرودهای ملی ایران از آغاز تا امروز

    سرودهای ملی ایران از آغاز تا امروز

     

    نخستین بار در سده‌های هجدهم، نوزدهم و بیستم بود که دولت‌های ملی ظهور کردند و از همان ابتدا تولید و انتشار سرود ملی را در دستور کار قرار دادند و آن را در مراسم اجتماعی، سیاسی، ورزشی و هر تشکل رسمی دیگر بازخوانی یا پخش کردند و این رویه همچنان وجود دارد.

    تاریخچه و سرنوشت سرود ملی ایران از آغاز تاکنون

    ایران در طول تاریخ معاصر خود، پنج سرود ملی داشته که نخستین سرود، مربوط به دوره ناصرالدین شاه است. واضح‌تر اینکه سابقه و پیشینه سرود ملی ایران به دوران قاجار می‌رسد. در دوره پهلوی دو سرود داشته‌ایم که محمدرضا شاه پس از عزل پدرش از حکومت، سرود ملی را به سرود شاهنشاهی تغییر داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم دو سرود ملی داریم که نخستین سرود به سبب طولانی بودن تغییر می‌کند و سرود ملی کنونی جایگزین آن می‌شود.

    در دوران سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار بود که سرود ملی عمومیت پیدا کرد، البته نامش سرود ملی نبود. این سرود که آلفرد لومر فرانسوی سازنده‌اش بود، نوعی مارش بود که آن را «سلام شاهی» می‌دانستند.« سلام شاهی» به افتخار حضور ناصرالدین قاجار در مناسبات رسمی پخش می‌شد. مارش مذکور در زمان سلطنت مظفرالدین شاه روی صفحه رفت و به این وسیله ماندگار شد.

    اعضای موزیک قزاقخانه

    عامه مردم سرود ملی دوران ناصرالدین‌شاه را با نام «جاوید وطن» یا «ایران جوان» می‌شناسند. زنده‌یاد بیژن ترقی در سال ۱۳۸۴ روی ملودی جدید «ایران جوان» ساخته سیاوش بیضایی شعری سرود. این اثر نخستین‌بار توسط ارکستر ملل اجرا شد که پیمان سلطانی رهبری آن را به عهده داشت و سالار عقیلی خواننده آن بود. شهرام ناظری نیز در سال ۱۳۹۴ این اثر را بازخوانی کرد.

    سرود «سلامتی دولت علیه ایران»

    «سلامتی دولت علیه ایران» مارش دیگری بود که در دوران مشروطه ساخته شد. احمدشاه قاجار پس از برگزاری مراسم تاج‌گذاری‌اش آن اثر را سرود ملی ایران نامید و پس از این اتفاق بود که مارش ملی از سوی دولت و مردم به عنوان سرود ملی شناخته شد.

    نت مارش ملی ایران یا سرود «دولت علیه ایران»

    آهنگسازِ سرود «سلامتی دولت علیه ایران» غلامرضاخان امیرپنجه سالار معزز بوده است و آنطور که می‌گویند شعر آن را نیز خودش سروده است. امیرپنجه که در دوره پهلوی نام خانوادگی خود را به «مین باشیان» تغییر داد، موزیکانچی‌باشی «بریگاد قزاق» بوده است. بریگاد قزاق نیروی نظامی ویژه‌ای بود که به درخواست ناصرالدین شاه قاجار در پی قراردادی بین ایران و روسیه تزاری تشکیل شد. پس از ساخت و اجرا و باز اجرای سرود «سلامتی دولت علیه ایران»، در دوران رضا شاه، داوود نجمی‌مقدم ۳ سرود ساخت که «سرود شاهنشاهی»، «سرود پرچم» و «سرود ملی» نام داشتند. در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی سرود شاهنشاهی به نوعی تبدیل به سرود ملی کشور شد.

    «عمو سبزی فروش» جایگزین سرود ملی

    درباره دوران سلطنت احمدشاه قاجار ماجرای جالبی وجود دارد که به این شرح است. دانشجویان ایرانی در زمان سلطنت احمدشاه برای تحصیل به آلمان رفته بودند. از آنها خواسته می‌شود سرود ملی ایران را اجرا کنند.

    جلال گنجی فر در شماره سیزدهم  فصلنامه «ره‌آورد» شماره ۳۵ درباره این ماجرای واقعی اینگونه گفته است: «ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد احمدشاه تحصیل می‌کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام کرد همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراتور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشورشان را بخوانند. ما بهانه آوردیم که تعدادمان کم است. گفت اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد و سرود ملی خود را خواهد خواند. چاره‌ای نداشتیم. همه ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، به‌ یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوییم همین سرود ملی ماست؟ کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند. اشعار مختلفی را که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم، اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به ‌صورت سرود خواند. بالاخره من گفتم: بچه‌ها، «عمو سبزی‌فروش» را همه بلدید؟ گفتند: آری. گفتم هم آهنگین است و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر «عمو سبزی‌فروش» که سرود نمی‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی‌فروش… بله. سبزی کم‌فروش… بله. سبزی خوب داری؟… بله» فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین کردیم. بیشتر تکیه شعر روی کلمه «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم.

    روز رژه با یونیفورم یک ‌شکل و یکرنگ از مقابل امپراتور آلمان، عمو سبزی‌فروش‌خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از بله گفتن ما به هیجان آمدند و بله را با ما همصدا شدند، طوری که صدای بله در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراتور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌ خیر گذشت.»

    سرود «ای ایران»

    «ای ایران» سرودی است که در سال اول پس از انقلاب اسلامی (از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۵۸) بسیار مورد توجه بود و به عنوان سرود ملی ایران خوانده و اجرا می‌شد. شاعر این اثر ماندگار حسن گل‌گلاب است و روح‌اله خالقی آهنگساز آن است. این اثر هیچ‌گاه سرود ملی کشور ایران نبوده اما به گفته کارشناسان و منتقدان مهم‌ترین سرود میهن‌پرستانه ماست و به همین دلیل سرود ملی تلقی می‌شده است. سرود «ای ایران» تا پیش از آنکه صادق قطب‌زاده سرپرستی رادیو و تلویزیون ملی ایران را به عهده گیرد به طور مستمر پخش می‌شد اما مدتی بعد پخش آن ممنوع شد.

    اسماعیل نواب‌صفا در خاطراتش به نقل از حسین گل‌گلاب نوشته است: «وقتی در سال ۱۳۲۳ ایران تحت اشغال متفقین بود. بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان در خیابان، شاهد حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم بودم و از ناراحتی نمی‌دانستم چه کنم، بی‌اختیار راه انجمن موسیقی را که تازه تأسیس شده بود، پیش گرفتم. وقتی خالقی مرا دید گفت: چرا ناراحتی؟ واقعه را برایش تعریف کردم. او گفت ناراحتی فایده‌ای ندارد بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم. این بود که سرود «ای ایران» خلق شد. در تاریخ ۲۷ مهرماه سال ۱۳۲۳ سرود «ای ایران» توسط گروه کر در تالار دبستان نظامی دانشکده اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت. پس از استقبال بسیار مخاطبان و مردم وزیر فرهنگ وقت هیئت نوازندگان اثر را به مرکز پخش صدا دعوت کرد تا صفحه‌ای از آن ضبط کنند. «ای ایران» پس از ضبط هر روز از رادیو تهران پخش می‌شد.

    «ای ایران» و اجراهای دیگر

    شیوه اجرای «ای ایران» که نسخه اولیه آن نایاب است، محدود به یک نسخه نیست. زنده‌یاد غلامحسین بنان «ای ایران» را اواخر دهه سی و اوائل دهه چهل در برنامه «گلها» خوانده است. در سال ۱۳۵۰ نیز اُپرای رادیویی این سرود با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی اسفندیار قره‌باغی ضبط شد. دو اجرای دیگر نیز از این اثر با صدای حسین سرشار و رشید وطن‌دوست وجود دارد.

    «ای ایران» را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار میهن‌پرستانه به حساب آورد، زیرا بیش از شش دهه است که در ذهن مردم باقی مانده است. شاید به همین دلیل است که دولت‌های پس از انقلاب به این اثر توجه نشان داده‌اند. «ای ایران» در دوران دفاع مقدس خوانده شد. البته باید یادآور شد این اثر کامل، در مقاطع مختلف سیاسی با تغییر در شعر بر اساس اتفاقات روز بازخوانی شده است.

    سرود «پاینده بادا ایران»

    «پاینده بادا ایران» اولین سرود ملی پس از انقلاب است که از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۱ مورد توجه بوده است. ابولقاسم حالت (شاعر و طنزپرداز ادبی) در سال ۱۳۵۸ شعر این اثر ملی را سروده و محمد بیگلری‌پور آهنگ آن را ساخته و کلیت آن در مدح و ستایش انقلاب و مقاومت و مبارزه است.

    سرود «مهر خاوران»

    در سال ۱۳۷۱ سرود «پاینده بادا ایران» کنار گذاشته شد و «مهرخاوران» جای آن را گرفت که تا امروز سرود ملی کشور بوده است. یکی از دلایل تغییر سرود ملی در سال‌های بعد طولانی بودن سرود «پاینده‌ بادا ایران» است. شعر سرود ملی «مهر خاوران» از آن ساعد باقری است و حسن ریاحی سازنده آن است.

    ساعد باقری که کتاب‌های «نجوای جنون»، «شعر امروز» و «مدیرباش، رئیس» را در کارنامه دارد. در سال‌های ابتدایی دهه هفتاد مدیرکل مرکز موسیقی و سرود صدا و سیما بود و پس از آن مسئولیت‌های دیگری به عهده گرفت. حسن ریاحی نیز آهنگساز و موسیقی‌دان است که در دهه شصت مدیر گروه موسیقی اداره فرهنگ و هنر شیراز بوده و پس از آن مدیریت مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما را به عهده داشته است. از دیگر مسئولیت‌های او می‌توان به ریاست هنرستان آواز «رودکی»، ریاست گروه موسیقی دانشکده صدا و سیما و ریاست انجمن آهنگسازان جوان صدا و سیما اشاره کرد. قطعه «آب زنید راه را» یکی از آثار مشهور حسن ریاحی است.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • محسن یگانه هم مهاجرت کرد؟/پاسخ مدیر رسانه‌ای این خواننده

    محسن یگانه هم مهاجرت کرد؟/پاسخ مدیر رسانه‌ای این خواننده

    محسن یگانه هم مهاجرت کرد؟/پاسخ مدیر رسانه‌ای این خواننده

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن یگانه خواننده پاپ مدتی است در خارج از کشور به سر می‌برد. این موضوع در کنار لغو کنسرت‌های این خواننده پاپ شایعاتی را درباره مهاجرت او به وجود آورده است.

    یک خبرنگار حوزه موسیقی با انتشار یک توئیت در اکانت شخصی‌اش نوشت: یگانه مدت‌ها در ایران به خاطر پرونده حقوقی یک واحد مسکونی به ارزش ۴میلیارد که کلاهبرداری بدی از او شد، پیگیر بود و پس از به نتیجه نرسیدن در آن، مدت‌هاست به کانادا مهاجرت کرده. یگانه تا عید امسال برنامه کنسرت داشت که همه را کنسل کرده است.

    اما انتشار گسترده این توئیت و بازتاب‌هایش در فضای مجازی با واکنش مدیر رسانه‌ای این خواننده روبه‌رو شد. آرش حسینی در صفحه شخصی‌اش با تکذیب این خبر نوشت: ایشون به دلایل شخصی تصمیم گرفت مدتی دور باشه. بازه زمانی مشخصی هم‌ تعیین نکرده. آینده زندگی هیچکس مشخص نیست. طبیعتا محسن یگانه هر زمان تصمیم جدیدی در مورد نوع فعالیت هنری و زندگی کاریش بگیره به صورت رسمی اعلام می‌کنه.

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • پاسخ تند همایون شجریان به منتقدان/قلم‌کشان بسان قمه‌کشان شده‌اند

    پاسخ تند همایون شجریان به منتقدان/قلم‌کشان بسان قمه‌کشان شده‌اند

    پاسخ تند همایون شجریان به منتقدان/قلم‌کشان بسان قمه‌کشان شده‌اند

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، چند روز پیش اعلام شد که آلبوم مشترک همایون شجریان و علیرضا قربانی با آهنگسازی مهیار علیزاده پس از گذشت پنج سال،  با نام «افسانه چشم هایت» ۱۹ آبان منتشر می‌شود.

    انتشار این اثر مشترک موسیقایی که به نوعی یکی از متفاوت‌ترین پروژه‌های همایون شجریان و علیرضا قربانی محسوب می‌شود در حالی است که مرداد سال ۱۳۹۳ اولین خبرها از تولید یک آلبوم مشترک توسط این ۲ هنرمند پرطرفدار منتشر و از آن تاریخ تاکنون نیز اظهارات ضد و نقیض فراوان و دلایل متعددی هم برای تاخیر در انتشار آن اعلام شد.

    حالا پس از انتشار تصویری با تیتر تصویربرداری کلیپ این آلبوم در بازار بزرگ‌ ایران، واکنش‌ها و انتقادات فراوانی نسبت به این موضوع شکل گرفت که همین امر موجب شد تا همایون شجریان درباره این موضوع در پست اینستاگرامی خود اینگونه بنویسد: «چند سالی می‌شود که بعد از هر حرکت و خبری از فعالیت‌های صاحب این قلم، عده‌ای کمر به تخریب می‌بندند.
    اینکه انگیزه و غایت‌شان چیست باشد برای فرصتی بهتر. همیشه بوده‌اند کسانی که به نقد اصولی و هنری کارهای من پرداخته‌اند و با نگاهی عالمانه و قلمی پاک و آزاده نقطه نظرات‌شان را به نگارش درآورده‌اند اما گروهی نیز بوده‌اند که به مثال قداره‌کشان و قمه‌کشان، قلم از پر شال برداشته‌اند و با جوهر حسادت و تعصب کور و به قصد تخریب وارد عمل شده‌اند. اینها به سیاق آن قمه‌کشان، قلم‌کشانند.
    زمانی که برای کنسرت خیابانی بی مرز و محدوده و برای صدها هزار نفر علاقه‌مند درخواست دادم، گفتند به دنبال شهرت است و فرمودند به جای این بلندپروازی‌ها چند شب در سالن کنسرت رایگان اجرا کند! ما صحبت از چه می‌کردیم و آنها چه پاسخی می‌دادند. مقصود من از اجرای خیابانی، بردن موسیقی به متن شهر بود. به خیابان. به جایی که هر رهگذری فارغ از همه چیز شنونده‌ام باشد. قصد من از ایده‌ی کنسرت خیابانی تنها رایگان بودن آن نبود و اینان درنیافتند که کنسرت خیابانی یعنی کنسرت برای رهگذران. چه فقیر و چه دارا. چه همدل و همراه و چه اهل احوالاتی دیگر. این یعنی معجزه‌ی موسیقی که هیچ مرزی نمی‌شناسد. همه را برابر و یکسان زیر سقف لاجوردی خود جمع می‌کند. با هر زبان و فرهنگ و مسلکی. این یعنی صبح تا شبی نواختن و خواندن همانند نوازنده‌ای تنگدست که در کوچه و خیابانی دارد موسیقی‌اش را به گوش همه می‌رساند نه خواندن و نواختن در سالنی خاص در زمانی خاص و با محدوده و مرزی مشخص. حکایت کنسرت خیابانی که این چنین با جوهر قلم‌کشان زهرآلود می‌شود، وای به حال حرکت‌های دیگر که خدای ناکرده منافع مالی هم در پی داشته باشد.
    اوج هنر قلم کشان در کنسرت سی به عرصه نمایش در آمد و از خودی و غیر خودی شنیدیم و هیچ نگفتیم و هنوز ادامه دارد. به تازگی حضور حقیر همراه علیرضا قربانی در لوکیشن انتخابی مدیر هنری به منظور گرفتن چند عکس و مصاحبه، همراه تصاویر مرتبط با آیین رونمایی که آن‌هم تنها به دلیل خاص بودن طراحی کتابخانه و دالانی با معماری ایرانی از سوی ایشان پیشنهاد گردیده بود، برای قلم‌کشان ایجاد انگیزه کرده است. تا امروز که روزانه هزاران نفر از اقشار مختلف مردم به بازدید و خرید و عکس یادگاری می پرداخته اند خبری از ایشان نبود!!! تا عکسی از همایون در کتاب خانه دیده شد آتش خشم شعله زد!! اخبار کذب جان گرفتند که آهنگ مشترک در مال اجرا کرده‌ایم ؟؟؟ کاش تصاویر این اجرا را هم میگذاشتید!!

    شنیده‌ها حاکی از تخلفات گسترده است!؟ چرا دایر است پس چنین جایی!؟ چرا تعطیلش نمی‌کنند تا مردم و هنرمندانشان تکلیف خود را بدانند. قلم کشان محترم شما به من یاد ندهید چه بکنم چه نکنم. درسم را پس از سال‌ها شاگردی و هم نفسی با بزرگان ادب و هنر این مرز و بوم آموخته‌ام. من فراتر از این مردم نیستم و هرجا آنان می‌توانند حضور داشته باشند چنانچه لازم باشد من هم خواهم بود. چه آنجا کاخ سعداباد و کنسرت سی باشد چه کتابخانه‌ای در یک مرکز خرید عمومی و چه سالن مجلل اسپیناس، چه فرهنگسرای بهمن که در رکاب پدر و گروه آوا افتتاح شد، چه کنسرت در خیابان و ته ناکجا آباد که ارزوی من است .

    عزیزان گرامی دیر زمانی شد که این حقیر جان و تن و دل را به معشوق سپرده و امروز از چیزی باک ندارد. بگذارید بازهم قلم بفرسایند. غرض این بود که بدانید چگونه با همرنگ و مخفی شدن در لابلای نقدهای مثلا سازنده و درخشان هراز گاهی به دنبال تخریب ظهور می‌کنند.

    من نه شایسته ستایش و تقدیر شما نازنینان هستم و نه حتی قابل برای تقبیح از سوی قلم کشان. بدانید این را و اینگونه فکر کنید که مبادا روزی دل‌های نازک و مهربان‌تان از بخل این نامردی‌ها ترک بردارد.»

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • «بنی آدم» در لیست قطعات آلبوم گروه موسیقی انگلیسی

    «بنی آدم» در لیست قطعات آلبوم گروه موسیقی انگلیسی

    «بنی آدم» در لیست قطعات آلبوم گروه موسیقی انگلیسی

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گروه موسیقی پرطرفدار کلدپلی که در روزهای گذشته کاور آلبومشان با شعری از سعدی شاعر ایرانی منتشر شده بود، لیست قطعات آلبومشان را منتشر کرده‌اند

    «زندگی روزمره» نام این آلبوم است و در این میان  اسامی قطعات آن نام «بنی آدم» نیز به چشم می‌خورد.

    این اثر بر مبنای شعر سعدی شیراز با مضمون «بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند» سروده شده است.

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • هنرمند و اهل پیله!/یادداشت احمد زیدآبادی در واکنش‌ها به هجمه‌ها به همایون شجریان و علیرضا قربانی

    هنرمند و اهل پیله!/یادداشت احمد زیدآبادی در واکنش‌ها به هجمه‌ها به همایون شجریان و علیرضا قربانی

    هنرمند و اهل پیله!/یادداشت احمد زیدآبادی در واکنش‌ها به هجمه‌ها به همایون شجریان و علیرضا قربانی

     

    پیرو حضور همایون شجریان و علی‌رضا قربانی دو تن از هنرمندان شهیر کشورمان در ایران‌مال، یکی از «اهل پیله» همین سوژه را در ارتباط با هنرمند دیگر به نام «قاف» پیگیری کرده است به شرح زیر:

    اپیزود اول:
    اهل پیله: جناب! می‌بینم که پشتِ فرمان نشسته‌ای و گاز می‌دی؟
    قاف: خب می‌گی چه کار کنم؟
    اهل پیله: یعنی تو نمی‌دونی این طبقۀ بالای بزرگراه صدر به چه قیمتی ساخته شده و چه هزینه‌ای به دوش مردم تحمیل کرده؟
    قاف: یه چیزای شنیدم چطور مگه؟
    اهل پیله: خب اگه شنیدی چرا توش رانندگی می‌کنی؟
    قاف: یعنی می‌گی نباید از اینجا رد شم؟
    اهل پیله: نه، نباید از اینجا رد شی! تو با رانندگی در این بزرگراه به ساخت اون مشروعیت می‌دی؟
    قاف: حالا که این ساخته شده، یعنی تو می‌گی باید با کلنگ به جونش بیفتیم و تخریبش کنیم؟
    اهل پیله: هیچکس همچین انتظاری از تو نداره، ولی لااقل می‌تونی که بهش مشروعیت ندی!
    قاف: باشه عزیزم! از این به بعد از اینجا رد نمی‌شم تا از مشروعیت بیفته!

    اپیزود دوم:
    اهل پیله: می‌بینم که خوب لقمه می‌گیری؟
    قاف: پس رستوران اومده‌ام که چه کار کنم؟
    اهل پیله: تو می‌دونی این رستوران مال کیه؟
    قاف: نه از کجا بدونم؟
    اهل پیله: خب اگه نمی‌دونی من بهت می گم! اینجا مال او یارو رانت خوره!
    قاف: خب این چه دخلی به من داره؟
    اهل پیله: یعنی چه که دخلی به تو نداره! همین شماها هستین که می‌یان اینجاها و پول بی‌زبون رو می‌ریزن تو حلقوم این گردن کلفتای فاسد!
    قاف: راستش من چون اینجا یک کم ارزون‌تره و غذاش هم بهتره می‌یام!
    اهل پیله: بله! همینه دیگه! همیشه دنبال کلفتی نون هستین و نازکی کار!
    قاف: خب، حالا می‌گی چه کار کنم؟
    اهل پیله: خیلی ساده، دیگه نیا!
    قاف: به نظر شما از این به بعد کدوم رستوران برم که مالکش رانت خور نباشه!
    اهل پیله: من چه می‌دونم! اصلاً هیچکدمشون! حالا مگه حتماً باید بری رستوران؟

    اپیزود سوم:
    اهل پیله: گریه هم که کرده‌ای!
    قاف: خب، از دوستای نزدیکم بود، خدا رحمتش کنه!
    اهل پیله: اینکه رو این صندلی شق و رق نشسته‌ای می‌دونی اینجا کجاست؟
    قاف: خب، مسجدِ دیگه!
    اهل پیله: نگاهی به دور و برت بنداز! به نظرت همه چیز عادیه؟ اون حاج آقاهه فکر می‌کنی چه جوری اینجا را ساخته؟
    قاف: راستش من فقط اومدم اینجا مجلس ترحیم دوستم!
    اهل پیله: یعنی اصلاً برات مهم نیست که محل مجلس ترحیم کجا باشه؟
    قاف: مجلس ترحیم را که تو کاباره برگزار نمی‌کنن! تو مسجد می‌ذارن دیگه!
    اهل پیله: و تو هم همین طور سرِ تو می‌ندازی پایین و می‌یای ها؟
    قاف: یعنی می‌گی نیام؟
    اهل پیله: اول باید تحقیق کنی که اونجا چه جوری ساخته شده!
    قاف: خب اینجوری که من تحقیق کردم همۀ این آثار باستانی مثل اهرام ثلاثه، عالی‌قاپو، گنبد سلطانیه همینطوری‌ها ساخته شدن! یعنی می‌گی اونجاها هم نریم؟
    اهل پیله: حالا اونا مال قدیمه! کارش نمی‌شه کرد! خواستی برو!

    اپیزود چهارم:
    اهل پیله: می‌بینم که تو پارک خوش قدم می‌زنی؟
    قاف: اِ بازم تویی! من امروز اصلاً حوصله ندارم!
    اهل پیله: این رفتار چاله میدونی چیه مرتیکۀ بی‌ادب؟ تو غلط می‌کنی که حوصله نداری؟ اگه حوصله نداری چرا اسم خودت را گذاشتی هنرمند؟ چرا این همه دم از دمکراسی و حقوق بشر و گفتمان(!) می‌زنی؟ صبر کن! یه آشی برات بپزم که حالت جا بیاد! تمام پته‌هات را به آب می‌دم! می‌نویسم کجاها می‌ری!

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • تبریک مدیرکل دفتر موسیقی به کیهان کلهر

    تبریک مدیرکل دفتر موسیقی به کیهان کلهر

    تبریک مدیرکل دفتر موسیقی به کیهان کلهر

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کیهان کلهر، نوازنده کمانچه و از موسیقیدانان معاصر ایرانی جایزه بزرگ موسیقی وومکس، مرد سال موسیقی ۲۰۱۹ را دریافت کرد.

    برگزار کنندگان رویداد وومکس ۲۰۱۹، ضمن ابراز خوشحالی از اهدای این جایزه به کلهر، این جایزه را به دلیل تسلط و یکانگی مهارت در نوآوری، ایجاد زبان‌های جدید هیجان‌انگیز موسیقی و برای رساندن سنت موسیقی کلاسیک ایرانی به گوش مردم سراسر جهان به کلهر اهدا کردند.

    در پی دریافت این جایزه، محمد اللهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی در نامه‌ای این رویداد را به کیهان کلهر، جامعه موسیقی و مردم ایران تبریک گفت و نوشت:

    «استاد کیهان کلهر از مفاخر موسیقی و هنر ایران است و اطلاق هنرمند برتر سال ۲۰۱۹ به ایشان، بیانگر جایگاه استاد کلهر به عنوان نماینده موسیقی اصیل ایرانی و ظرفیت تأمل‌برانگیز این نوع موسیقی، برای ارتباط و گفت‌وگو با جهان است.

    استاد کلهر با تلاش خود و تعامل با هنرمندان موسیقی دیگر کشورها و حضور مؤثر بین‌المللی، موسیقی ایران را به گوش جهانیان رسانده است و عرصه هنر و جامعه ایران به این هنرمند جهانی افتخار می‌کند.

    کسب این عنوان را به هنردوستان و جامعه ایران تبریک می‌گویم و برای استاد کیهان کلهر، هنرمندان و اصحاب موسیقی کشورمان، سربلندی و سرافرازی آرزو می‌کنم.»

    کیهان کلهر نوازنده کمانچه جایزه هنرمند سال ۲۰۱۹ را از فستیوال جهانی موسیقی در کشور فنلاند دریافت کرد. این نوازنده ایرانی پیش‌تر نیز به همراه گروه «راه ابریشم» برنده جایزه «گرمی» شده بود.

    ۵۷۲۴۵

    منبع : خبر آنلاین

  • خاطره شنیدنی خشایار اعتمادی از تاثیر «ولایت عشق» بر بابک بیات

    خاطره شنیدنی خشایار اعتمادی از تاثیر «ولایت عشق» بر بابک بیات

    خاطره شنیدنی خشایار اعتمادی از تاثیر «ولایت عشق» بر بابک بیات

     

    وقایع دینی و مذهبی و داستان‌های مرتبط به آن‌ها، همواره از پتانسیل‌های بسیاری برای نمایش در سینما و تلویزیون برخوردار بوده‌اند. مجموعه «ولایت عشق» را می‌توان از آثار ماندگار این عرصه دانست؛ سریالی ۳۰ قسمتی که در سال ۱۳۷۹ از شبکه اول سیما روی آنتن رفت.

    فارغ از تأثیر جایگاه امام رضا(ع) در میان ایرانیان و همچنین برخی ویژگی‌های این سریال در جذب مخاطب، نمی‌توان از تیتراژ ابتدا و انتهایش در اقبال و تأثیرگذاریش در میان مردم غافل بود. زنده‌یاد بابک بیات که آهنگسازی آثار برجسته‌ای چون «فریاد زیر آب»، «مرگ یزدگرد»، «قرمز» و … را در کارنامه داشت، آهنگساز  این مجموعه تلویزیونی شد تا یکی از موسیقی‌های ماندگار در میان مجموعه‌های تلویزیونی را بسازد. این اثر با همنشینی صدای محمد اصفهانی بعد از گذشت ۱۹ سال همچنان بی‌بدیل است.

    خشایار اعتمادی خواننده موسیقی پاپ، از چگونگی ساخت این ملودی توسط بابک بیات و ویژگی‌های حرفه‌ای این هنرمند فقید نکات قابل توجهی را گفته است.

    محاسن بابک بیات بعد از سریال ولایت عشق

    خشایار اعتمادی درباره چگونگی ساخت موسیقی سریال ولایت عشق توسط بابک بیات گفت: جدا از تأثیرگذار بودن ملودی و موسیقیِ متن بابک بیات، در واقع محمد اصفهانی سهم بزرگی در تأثیرگذار بودن تیتراژ مجموعه ولایت عشق بخصوص ترانه‌های آن سریال دارد. تیتراژهایی که اصفهانی برای ابتدا و انتهای سریال اجرا کرد، شاید در آن مقطع کمتر خواننده‌ای می‌توانست آن‌ها را بخواند. معمولا به بابک بیات پیشنهاد می‌دادند برایشان آهنگسازی کند و یک اثر بسازد، اما به یاد دارم که سر آن مجموعه بود که استاد بیات پیشنهاد داد و از محمد اصفهانی خواست که برای این اثر بخواند. به‌حق هم محمد اصفهانی آن چیزی را که باید، ادا کرد. بابک همیشه صورتش شش تیغه بود. اما به یاد دارم در آن ایام به اندازه‌ای تحت تأثیر سریال ولایت عشق قرار گرفته بود و درگیر سریال و موسیقی شده بود که اندازه ریش‌هایش به بالای سینه‌اش رسیده بود. به عبارت دیگر از همان سریال ولایت عشق محاسن خود را گذاشت، او خیلی تحت تأثیر بود. بیات جزء معدود آهنگسازانی بود که چه در قالب ترانه، تحت تأثیر شعر قرار می‌گرفت و چه در قالب موسیقی، متن تحریرها را خوب می‌شناخت و برای ساختن ملودی‌ها دستش باز بود.

    موسیقی بابک بیات خاکستری بود

    خواننده آلبوم خاتون درباره بابک بیات و تأثیرگذاری‌اش بر موسیقی پاپ کشور چنین گفت: بابک بیات نوع دیگری به ملودی نگاه می‌کرد. در سال‌های فعالیت‌ام با خیلی از ملودی‌سازها کار کرده‌ام اما بابک بیات نگرش دیگری داشت، موسیقی‌اش متفاوت بود. از نظر من موسیقی بابک بیات خاکستری بود. یعنی یک موسیقی خاص بود. چه در ترانه‌ها و چه در موسیقی‌های متنش از «کشتی آنجلیکا» گرفته تا «مرگ یزدگرد» و «شاید وقتی دیگر» متوجه نوع دیدگاهش به موسیقی می‌شوید. وقتی یک هنرمند فرهنگ و یا امضایی در کارش باشد و آن را به جامعه منتقل کند، پس تأثیرش را گذاشته است.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین