سلامتی: اگر انتقادی به عارف وارد است، کسی دیگر را جایگزینش کنند /همه کاسه کوزهها را سر او نشکنیم
محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بخشی از گفتگوی تفصیلی خود با خبرآنلاین، گفت: یک جناح عمدتا متشکل از احزاب هستند و خود این احزاب باید رهبری اصلی را به عهده بگیرند. تصمیم گیری باید در ارتباط با جمع بندی نظرات احزاب باشد، اما طبیعتا در هرجناحی شخصیت هایی وجود دارد که این شخصیت ها به عنوان شخصیت های محوری مطرح هستند و طرفداران زیادی دارند؛ منتهی نباید انتظار داشت که این شخصیت ها دائمی باشند، احزاب دائمی هستند ولی شخصیت ها موقتی هستند.
وی افزود: بنابراین تصمیم احزاب باید اصل باشد و از پتانسیل شخصیت ها باید در جهت اهداف جبهه استفاده کرد، پس اگر تصمیمی در یک جبهه گرفته می شود آن تصمیم به مسؤلیت احزاب مرتبط می شود و شخصیت ها به عنوان کمک حال آنها هستند. لذا نباید این انتقاد را پذیرفت که مثلا فلان شخصیت مسبب اصلی است و یا مشکلات به فلان فرد مربوط می شود. افراد و شخصیت ها را باید در این حد در نظر گرفت که آنها پتانسیل های خوبی برای تقویت احزاب هستند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که «شما انتقاداتی که به آقای عارف مطرح می کنند را قبول ندارید؟»، افزود: ممکن است انتقادات در مورد آقای عارف و کسانی دیگر این باشد که مدیریتی قوی از خودشان نشان ندادند؛ آقای عارف آدمی سلیم النفسی است و اگر انتقادی به ایشان بوده است می بایست بنشینند و تصمیم بگیرند و فرد دیگری را به جای ایشان انتخاب کنند، ولی اینکه همه کاسه کوزه ها سر ایشان شکسته شود، درست نیست. ایشان زحمت خود را کشیده است و فعالیت خود را انجام داده است، شرایط کشور و معادلات سیاسی موجب شده است که نتواند پتانسیل مدیریت خود را به صورت کامل نشان دهد.
سلامتی درباره مباحث این روزها درخصوص عبور اصلاح طلبان از خاتمی گفت: آقای خاتمی به عنوان یک عنصری است که پتانسیل و ظرفیت خاصی در جامعه دارد. عبور از خاتمی اساسا بی معنی است، وقتی یک جناح می بیند که شخصیتی دارد که طرفداران زیادی دارد باید از این پتانسیل استفاده کند. بعضی ها ممکن است در ذهنشان این باشد که ایشان رهبری می کنند، اما ایشان هیچ وقت ادعای رهبری نداشته اند و در انتخابات هم از ظرفیت ایشان استفاده شده است.
خبرگزاری مهر _گروه سیاست: چند صباحی است که بحث از تدوین مانیفست جدید اصلاح طلبی در این جریان داغ شده و جدال بر سر ساز و کار تشکیلاتی اصلاح طلبان مجدداً بر سر زبانها افتاده است. ۳۰ فروردین ۹۹، محسن رهامی عضو حقیقی شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان در یک گفتگو تصریح کرد که اصلاح طلبان «باید سازماندهی تشکیلاتی کارآمد و مطابق با شرایط و اوضاع و احوال جدید و خصوصاً اصلاح رابطه اصلاحطلبان با مردم و نزدیکتر شدن به بدنه جامعه و اصلاح و بازنگری اهداف و آرمانهای اصلاحات، همچنین طراحی جدیدی برای مانیفست اصلاحات پیریزی کنند.»
روز بعد، یکی از چهرههای شاخص شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان ضمن تأیید اظهارات رهامی به خبرنگار مهر گفت که «بحثهای جدی در رابطه با تجدید نظر در راهبردهای سیاسی و اتخاذ رویکردهای تازه در محافل خصوصی و غیررسمی اصلاحطلبان در حال پیگیری است.» این موضوع به زودی در قالب انتقاد به مهمترین تشکیلات ۶ سال اخیر اصلاح طلبان ظهور کرد و مدافعان و مخالفان این شورا را به موضع گیری علیه یکدیگر وادار کرد. با این حال انتقاد نسبت به شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان سابقهای طولانیتر از این دارد و مسئله تازه ای نیست، اگر چه به نظر میرسد دوره اخیر، راند آخر جدال بر سر تشکیلات اصلی اصلاح طلبان در دهه ۹۰ خواهد بود.
دولت، فراکسیون امید و آتش اختلاف بر خرمن اصلاحات
پس از حوادث دی ماه ۹۶ بود که انتقادات نسبت به عملکرد دولت روحانی افزایش یافت و ابراز پشیمانی نسبت به حمایت از روحانی در میان اصلاح طلبان آغاز شد. در ادامه با افزایش افسار گسیخته نرخ ارز و انفعال فراکسیون امید در مجلس دهم بر حجم و شدت این انتقادات به شکل محسوسی افزوده شد و حتی کار به جایی رسید که رئیس دولت اصلاحات، به عنوان مهمترین حامی و عامل موفقیت اصلاح طلبان و اعتدال گرایان در سه انتخابات ۹۲، ۹۴ و ۹۶ و مبدع راهبرد «تًکرار» هم سکوت را جایز ندانست و در چند محفل خصوصی نارضایتی خود را صراحتاً ابراز کرد.
اردوگاههای جدید در اصلاحات/شورای عالی اصلاح طلبان چندشقه میشود؟
با افزایش ناکارآمدی دولت و مجلس اصلاح طلب که با حمایت صد در صد پدرخواندههای این جریان سر کار آمدند، عیار اصلاحات برای مردم معلوم شد و به زودی سرخوردگی و ناکارآمدی بر طیفی از این جریان حاکم شد، به طوری که یک سال مانده به انتخابات مجلس یازدهم، محمد خاتمی اعلام کرد که دیگر «تکرار» هم نمیتواند مردم را برای حمایت از اصلاحات پای صندوقهای رأی بیاورد.
چند ماه مانده به انتخابات ۲ اسفند، اختلاف بر سر مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات بالا گرفت و طیفی از اصلاح طلبان رادیکال به رهبری سعید حجاریان و مصطفی تاج زاده موضوع «مشارکت مشروط» را مطرح کردند. این طیف از اصلاح طلبان که به دنبال بهانهای برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی دولت و مجلس مورد حمایت خود بودند، مطابق روال دو دهه اخیر بار دیگر نظارت استصوابی را دستمایه فرافکنی و مسئولیت ناپذیری خود قرار دادند تا با استفاده از آن شکاف میان خود و پایگاه رایشان را توجیه کرده و پیشاپیش شکست خود را بر گُرده حاکمیت نهند.
این گروه از اصلاح طلبان میدانستند که در انتخابات پیش رو مورد اقبال عمومی قرار نخواهند گرفت، بنابراین باید مفرّی برای حذف زودهنگام اصلاحات از عرصه سیاسی پیدا میکردند. در مقابل کسانی مانند بهزاد نبوی راهبرد مشارکت مشروط را باطل دانسته و به صراحت اعلام کردند که اصلاح طلبان باید با تمام قوا پای کار بیایند تا از صحنه قدرت حذف نشوند، موضوعی که مورد استقبال طیف راست اصلاحات به رهبری کارگزاران قرار گرفت و بدین ترتیب بار دیگر اختلاف قدیمی درون جریان اصلاحات کلید خورد.
آتش این اختلافات با سرعت به درون شورای عالی سیاست گذاری به عنوان مهمترین مجموعه جبههای اصلاح طلبان سرایت کرد و شعلههای آن در روزهای منتهی به انتخابات دوم اسفند زبانه کشید. پس از عدم احراز صلاحیت چهرههای رادیکال اصلاح طلبان مثل علی شکوری راد و آذر منصوری دبیر کل و قائم مقام حزب اتحاد ملت توسط وزارت کشور دولت روحانی، شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان که تحت نفوذ رادیکالها بود تصمیم گرفت که انتخابات را تحریم کند، اما این تصمیم مورد انتقاد شدید احزاب دیگر قرار گرفت. در واقع احزاب و چهرههایی که طی چند ماه قبل از انتخابات منتقد ریاست محمد خاتمی و مدیریت عارف در شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بودند، این بار به صورت علنی علیه این ساز و کار شوریدند.
غلامحسین کرباسچی، دبیرکل کارگزاران در نشست خبری ۲۸ بهمن ۹۸ با انتقاد از شورای عالی سیاست گذاری و با کنایه به احزاب اصلاح طلبی که به نوعی به بهانه رد صلاحیتها انتخابات را تحریم کردند گفت: «ما به هیچ وجه نباید نهاد انتخابات که ناموس دموکراسی است را نادیده بگیریم و باید با تمام توان و با کمک احزاب اصلاحطلب و به کمک کاندیداهای اصلاح طلبی که در این عرصه حضور دارند، بتوانیم شرایط کنونی را با پیاده سازی سرفصلهای اعلام شده بهبود ببخشیم.»
کرباسچی پیش از این نیز از عملکرد محمد خاتمی در مواجهه با شورای عالی سیاست گذاری انتقاد کرده و او را نه رهبر اصلاحات بلکه یک فرد مورد احترام در جریان اصلاح طلبی خوانده بود. موضوعی که ظاهراً موافقان دیگری هم دارد و در نهانخانه اصلاح طلبان، کم نیستند کسانی که دل خوشی از رئیس دولت اصلاحات ندارند و همه این اختلافات را از چشم او میبینند. مهدی آیتی، عضو سابق حزب اعتماد ملی معتقد است که «اختلافاتی که اکنون [در میان اصلاح طلبان] به وجود آمده مقصر اصلی آن خاتمی رئیس دولت اصلاحات است.» وی در گفت و گویی تاکید کرده است که «پس از دستور رئیس دولت اصلاحات عارف به همراه ۵ مشاورش وارد شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان شدند و عبدالواحد موسویلاری نیز به عنوان نماینده تامالاختیار خاتمی انتخاب شد، اما این شورا به جز دو دستگی محصول دیگری نداشته است.»
به هر حال افزایش اختلافات درونی و شورش برخی احزاب علیه «تحریم انتخابات»، شورای عالی سیاست گذاری را مجاب کرد که از تصمیم خود کوتاه بیاید و اجازه دهد که احزاب حداقل به صورت مجزا از کاندیداهای خود حمایت کنند، اما با این قید که «اصلاح طلبان در تهران لیست انتخاباتی نخواهند داشت و با هیچ جریان سیاسی دیگری هم ائتلاف نخواهند کرد.»
با این حال یک هفته مانده به انتخابات دست کم سه لیست از سوی احزاب اصلاح طلب ارائه شد که عمده آنها از منتقدان جدی شورای عالی سیاست گذاری و مدیریت شخص عارف در آن بودند.
لیست «یاران هاشمی» به رهبری کارگزاران، لیست «ائتلاف برای ایران» به رهبری مردم سالاری و لیست ۲۰ نفره «یاران اصلاحات» با مدیریت احزاب کوچکتر اصلاح طلب و بعضاً مغضوبان دو لیست اول از جمله فهرستهای انتخاباتی این جریان بود که در آن برهه مطرح شد. بنابراین میتوان انتخابات دوم اسفند را اوج اختلافات در درون جریان اصلاحات در نظر گرفت که منجر به تشکیل اردوگاههای جدید در درون این جریان شد. موضوعی که عبدالله ناصری مشاور رئیس دولت اصلاحات نیز بر آن صحه گذاشته و تصریح میکند که «در انتخابات اخیر عملاً شورای سیاست گذاری به دو دسته کاملاً مغایر هم در تصمیم گیری کلان تقسیم شد.»
پس از شکست اصلاح طلبان در رقابت پارلمانی ۲ اسفند و در حالی که انتظار میرفت پس از یک واگرایی طولانی در جریان چپ ماجرا به یک همدلی و همگرایی ختم شود، نه تنها اختلافات فروکش نکرد بلکه دور تازه ای از کشمکشها آغاز شد.
۱۳ اسفند ۹۸، روزنامه سازندگی ارگان رسمی حزب کارگزاران محمد رضا عارف را روی جلد برد و «ضرورت بازسازی اصلاحات» را مطرح کرد. این روزنامه با انتقاد از عملکرد شورای عالی سیاست گذاری بار دیگر تیر خود را به سمت ریاست این مجموعه نشانه رفت و مدعی شد که شورای عالی سیاست گذاری که قرار بود ستاد سیاسی اصلاح طلبان باشد بعد از مدتی «کارکرد اصلی خود را فراموش کرد و تبدیل به پایگاه سیاسی و حزب آقای عارف شد».
سازندگی همچنین در شماره ۲۸ فروردین طی یادداشتی به قلم محمد قوچانی عارف را «تندیس سکوت» خواند. در واقع کارگزاران بر خلاف برخی چهرههای حقیقی اصلاح طلب به دنبال انحلال شورای عالی سیاست گذاری نیست بلکه مسئله او بیش از هر چیز رئیس این مجموعه و گمارنده او یعنی محمد خاتمی است. چنان که یدالله طاهرنژاد نایب رئیس شورای مرکزی کارگزاران در تأیید کلیت و ماهیت شورای عالی سیاست گذاری به این نکته اذعان کرده و تاکید میکند که بحث انحلال مطرح نیست.
چند صدایی در اردوگاه اصلاح طلبان
پس از آنکه خبر «مانیفست جدید اصلاحات» منتشر شد (اینجا بخوانید) و خبر عضو شاخص شورای عالی سیاست گذاری مبنی بر فعل و انفعالات در درون این شورا، عبدالله ناصری، عضو سابق شورای عالی اصلاح طلبان در گفتگو با مهر تصریح کرد که «چه با کرونا و چه بی کرونا بعد از انتخابات دوم اسفند و حتی قبل از این انتخابات-چنانکه قبلاً هم اعلام کردم-عمر شورای سیاست گذاری با این ساختار و ماهیت و مدیریت تمام شد؛ تاکید میکنم هم در شکل و هم در محتوا کار این شورا تمام است.»
این فعال اصلاح طلب تاکید کرد که «اگر شکل این مجموعه هم عوض شود، مدیریت و فرم آن هم تغییر کند، شورایی که یک سر آن صادق نوروزی و شکوری راد باشد و سر دیگر آن کواکبیان و حسین کمالی اساساً این ساختار نمیتواند هیچ کاری را پیش ببرد.» این اظهارات ناصری بازتاب گستردهای در میان اصلاح طلبان و رسانههای آنها داشت و موج تازه ای از موضع گیری ها و گمانه زنیها را به راه انداخت.
اما از سوی دیگر سید محمود میرلوحی عضو شاخص حزب اتحاد ملت و شورای عالی اصلاح طلبان در گفتگو با مهر نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد و بحث انحلال این شورا را منتفی دانست و تاکید کرد که «طی سالهای اخیر بسیاری تلاش کردند جریانهای تازه ای را در کنار شورای عالی سیاست گذاری راه اندازی کنند اما جریان سازی کاری نیست که به راحتی قابل تحقق باشد و این شورا تا وقتی که یک بدیل مناسبتر و مؤثرتری در جریان اصلاح طلبی پیدا نشود با همین شکل و محتوا به کار خود ادامه خواهد داد.»
میرلوحی همچنین در رابطه با منتقدین شورای عالی اذعان داشت که «اگر آقای کرباسچی و کواکبیان خیال کنند که با انتقاد از شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان میتوانند در کنار هم یک جریان سومی تشکیل دهند اشتباه میکنند.» با این حال میرلوحی در گفت و گوی دیگری درباره استمرار ریاست عارف بر این شورا گفت که «مگر ما قسم خوردهایم آقای عارف همیشه باشد؟
یکی به دو کردنهای اصلاح طلبان به اینجا ختم نشد و این بار عضو دیگر شورای عالی اصلاح طلبان در گفتگو با مهر پنبه این شورا را زد. رسول منتجب نیا که پس از کش و قوسهای فراوان بر سر قائم مقامی حزب اعتماد ملی به همراه جمعی دیگر انشعاب کرده و به تازگی حزب «جمهوریت» را تأسیس کرده است، در گفتگو با خبرنگار مهر تاکید کرد که «یکی از کارهایی که در جریان اصلاحات انجام نشده و باید برای آن اقدام شود تهیه یک مرامنامه و مانیفست و ارائه یک تعریف کامل و جامع از اصلاحات است.» او ضمن غیرقانونی خواندن شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان تصریح کرد که این شورا «باید کنار برود و بارها را به روی دوش احزاب و تشکلهای قانونی و شناسنامه دار بگذارد.»
بعد از این نوبت داریوش قنبری، عضو شورای مرکزی حزب مردم سالاری بود که در موافقت با شورای عالی سیاست اصلاح طلبان صحبت کند. او در گفتگو با مهر تاکید کرد که «این مجموعه در جریان اصلاحات بی بدیل است و جایگزینی برای آن وجود ندارد و شورای عالی سیاست گذاری تصمیم گیر انتخابات ۱۴۰۰ در جریان اصلاح طلبی خواهد بود.
احمد شریف، دبیر کل حزب هدا نیز دیگر چهره اصلاح طلبی است که در کشمکش میان موافقان و مخالفان شورای عالی اصلاح طلبان، جانب موافقان را گرفت و در یک گفت و گو اذعان داشت که «شورای عالی سیاستگذاری جبهه اصلاحطلبان در واقع بالاترین مرجع تصمیمگیری سیاسی این جریان است و دبیران کل و شخصیتهای سیاسی در آن حضور دارند. تا زمانی که نهادسازی دیگری صورت نگرفته است، همه باید از تصمیمهای این نهاد فعلی تبعیت کنند.»
شورای عالی اصلاح طلبان در میانه بقا و زوال
مشاجرات اصلاح طلبان بر سر بقا و زوال شورای عالی سیاست گذاری و ضرورت یا عدم ضرورت تدوین مانیفست جدید اصلاح طلبی در جریان بود که خبر رسید عبدالواحد موسوی لاری، نایب رئیس شورای عالی سیاست گذاری از سمت خود استعفا کرد. این اقدام تیر خلاصی بر پیکر شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بود که تا امروز روز تلاش کرد که خود را در برابر همه انتقادات بی تفاوت نشان دهد.
موسوی لاری در متن استعفای خود خطاب به عارف خواسته یا ناخواسته پرده از اوضاع نابسامان اصلاح طلبان و اختلافات جدی آنها برداشت. موسوی لاری در این نامه تاکید کرد که «نباید از بازنگری در ساختار و سازوکار نهادهای اجماعی اصلاحطلبان در عرصههای گوناگون غفلت کرد.» او همچنین ابراز امیدواری کرده است که استعفای او «آغازی بر تغییر ساختار و سازوکارهای نهادهای اجماعی و پررنگ شدن نقش احزاب و تشکلها باشد.» در واقع این اظهارات وزیر کشور دولت اصلاحات بر ادعای منتقدان این شورا مبنی بر ضرورت بازسازی و اصلاح اصلاحات به خصوص در قالب شورای عالی سیاست گذاری صحه گذاشت.
استعفای نایب رئیس مهمترین تشکیلات اصلاح طلبان با واکنشهای متعددی همراه شد و بسیاری از مدافعان شورای عالی اصلاح طلبان را که تا امروز در برابر انتقادات سکوت کرده بودند به موضع گیری واداشت. شهیندخت مولاوردی عضو و یکی از دبیران شورای عالی اصلاح طلبان درباره استعفای موسوی لاری گفت: «با توجه به شرایط موجود شورا هنوز در این زمینه جلسهای برگزار نکرده و تا برگزار شدن چنین جلسهای نمیتوان اظهارنظری کرد.»
آذر منصوری دیگر دبیر این شورا نیز با انتشار یک توئیت تاکید کرد که «فعالیت شورای عالی در سه انتخابات گذشته کاملاً اقتضائی، موسمی و انتخاباتی بود.» وی در ادامه نوشت: «برای اظهار نظر در مورد راهبرد اصلاحطلبان در انتخابات ۱۴۰۰ و نوع سیاست ورزی اصلاح طلبانه در آینده، باید دید تحولات داخلی و خارجی کشور در دوران کرونا و پساکرونا به چه سمت و سویی میرود.»
منصوری البته در یک گفت و گوی کوتاه تلاش کرد ابعاد این استعفا را بشکافد، اما با اظهاراتی سربسته و مبهم بار دیگر جلسات شورای عالی سیاست گذاری را به «پساکرونا» حواله کرد.
از سوی دیگر نیز روزنامه اصلاح طلب اعتماد از برگزاری جلسات جداگانه موسوی لاری با برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان خبر داد و نوشت: برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری اصلاحات در حال تدارک جلساتی با حضور موسوی لاری و دیگر بزرگان اصلاحات برای یافتن راهکاری برای اصلاحِ اصلاحاتند.
با این حال در واقع امروز باید اصلاح طلبان را بزرگترین «منتظران پساکرونا» خواند. حوالهای که هیچ تاریخ و امضایی ندارد و دستاویز خوبی برای شورای عالی سیاست گذاری ای است که نفسهایش به شماره افتاده تا به این ترتیب چند صباحی بیشتر بر عمر خود بیفزاید.
مجموعه این فعل و انفعالات حکایت از آن دارد که دیر یا زود تغییرات گستردهای پیش روی جریان اصلاحات است اما با وجود اختلافات جدی و شکاف عمیقی که طی سالهای اخیر میان طیفهای مختلف این جریان شکل گرفته بعید است که این تغییرات منجر به ظهور یک تشکیلات واحد و مورد وفاق همه طیفها شود و انتظار این است که در آیندهای نزدیک شاهد اردوگاههای جدیدی در جبهه اصلاح طلبان کشور باشیم.
چنان که عبدالله ناصری نیز پیش از این گفته است که «مواضع احزابی مثل اتحاد ملت، توسعه ملی و انجمن اسلامی جامعه پزشکی خیلی با مواضع کارگزاران و مردمسالاری متفاوت شده است و ما منطقاً و عملاً نمیتوانیم شورایی را شکل دهیم که هم احزاب اتحاد ملت و توسعه ملی در آن باشند و هم حزب اسلامی کار و مردمسالاری… [بنابراین] انشعاب در جبهه اصلاحات اجتنابناپذیر است.»
مروری بر آراء نمایندگان راه یافته به پارلمان یازدهم حکایت از آن دارد که این مشارکت پایین تاثیرش را بر رأی برخی نمایندگان که حضورشان در مجلس بعدی تمدید شده است نیز گذاشته است، آنچنان که برای نمونه آراء مسعود پزشکیان نماینده فعلی تبریز و وزیر دولت اصلاحات در یازدهمین دوره انتخابات کمتر از نصف شده است. این اتفاق در آرای برخی دیگر از چهره ها چون پورابراهیمی و زاهدی وزیر دولت احمدی نژاد نیز قابل مشاهده است. البته هستند نمایندگانی نیز که با رأیی بیشتر از انتخابات مجلس دهم راهی پارلمان یازدهم شده اند.
برابری آراء نماینده اول تهران در انتخابات مجلس یازدهم با نفر هفتم لیست امید
بررسی آراء کلانشهر تهران نشان می دهد در انتخابات مجلس دهم عبدالرضا هاشمزایی با یک میلیون و ۷۸ هزار و ۸۱۷ رای نفر سیام تهران شده بود و در انتخابات این دوره عزت الله اکبری تالارپشتی تنها با کسب ۶۴۲۲۱۴ رای توانسته به عنوان نفر آخر وارد مجلس یازدهم شود.
ریزش رأی وزیر احمدی نژاد /جای دو پایداریچی تغییر کرد
در کلانشهر کرمان نمایندگان مجلس دهم برای ۴ سال دیگر حضورشان تمدید شد. محمدرضا پورابراهیمی که به سبب برخی مواضع اقتصادی اش پرسروصداست، در کنار محمدمهدی زاهدی وزیر دولت احمدی نژاد توانستند حضورشان در صندلی نمایندگانی را تکرار کنند. اما نکته آن است که پور ابراهیمی و زاهدی هر کدام به ترتیب ۲۷۲۵۵ و ۱۷۶۰۱ رای کمتر از انتخابات مجلس دهم کسب کرده و با ریزش آراء روبرو بوده اند.
اما ریزش آراء در همه حوزه های انتخابیه تکرار نشده است، آنچنان که نتایج انتخابات در کلانشهر مشهد که ۴ نماینده مجلس فعلی در مجلس بعدی هم حضور دارند، افزایش آرا را شاهد بوده است. نکته جالب آنجاست که امیرحسین قاضی زاده که در انتخابات مجلس دهم در جایگاه اول بود با یک درجه تنزل به جایگاه دوم در انتخابات مجلس یازدهم رسیده و رتبه اول را پژمانفر کسب کرده است. در انتخابات مشهد دست برتر را پایداری ها دارند.
اصفهانی ها با رأی بیشتر نمایندگانشان را راهی بهارستان کردند
چهره پارلمانی شهر شیراز و اصفهان در مجلس یازدهم صددرصد تغییر کرده است و نمایندگانی جدید روی کار آمده اند. در شیراز گرچه شاهد بازگشت جعفر قادری نماینده اسبق مجلس به جایگاه نمایندگی هستیم اما مقایسه آراء ۴ نماینده شیراز در مجلس فعلی با نمایندگان این شهر در مجلس یازدهم نشان می دهد تنها پاک فطرت توانسته از نفر اول دوره دهم رأی بیشتری کسب کند و بقیه نمایندگان این شهر آرائی پایین تر از نمایندگان مجلس دهم آورده اند.
همچنین مردم اصفهان نیز با هر ۵ نماینده فعلی خود خداحافظی کرده و به لیست شورای وحدت متشکل از چهره های جدید رأی اعتماد داده اند، نمایندگانی که آرائی بیشتر ا زنمایندگان مجلس فعلی یا تقریبا برابر با آنها را کسب کرده اند.
ریزش آراء مشهود نمایندگان تبریز و ارومیه
انتخابات در دو کلانشهر ترک نشین تبریز و ارومیه اما ریزش رأی مشهودی را شاهد بوده است، آنچنان که رأی پزشکیان نفر اول تبریز کمتر از نصف شده است و در ارومیه نیز که نادر قاضی پور را اینبار در جمع نمایندگانش ندارد، ریزش رأی مشهود هر سه نماینده منتخب را به ثبت رسانده است.
این حکایت در شهر اهواز از نیز تکرار شده است. مردم این حوزه انتخابیه علاوه بر خداحافظی با نمایندگانشان در مجلس دهم،نمایندگان جدید را را رأیی کمتر راهی پارلمان یازدهم کردهاند. البته هنوز تکلیف یکی از کرسیهای اهواز که پیش از این متعلق به جواد کاظم نسب بود مشخص نشده و دو کاندیدای این شهر به نامهای شبیب جویجری و احمد سراج به مرحله دوم انتخابات رفتند.
ماهها و هفته های گذشته بر اصلاحات را اگر سخت توصیف نکنیم دستکم متفاوت از همیشه بر اصلاح طلبان می گذرد. ناکامی در انتخابات حتی در شرایطی که بحران کرونا تمام موضوعات مهم دنیا را تحت تاثیر قرار داد، فراموش اصلاح طلبان نشد و در مسیر واکاوی دلایل این شکست برخی مانند حجت الاسلام «عبدالواحد موسوی لاری» نایب رئیس شورای عالی سیاستگذاری ناکارآمدی احزاب در این شورا را علت دیده و تن به استعفا دادند. برخی هم مانند «غلامحسین کرباسچی» دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ناکارآمدی اشخاص و تصمیم گیران اصلاح طلب را دلیل ناکامی انتخاباتی خود دانستند.
روز سه شنبه نهم اردیبهشت، کرباسچی در گفتگویی بار دیگر گلایه های سال گذشته خود را تکرار کرد و موضوع حمایت از کاندیدای اصولگرا در سال ۱۴۰۰ رد نکرد و این بار صریح تر از همیشه خواستار کنار گذاشتن تعارفات سیاسی میان اصلاح طلبان شد. دبیرکل کارگزاران در بخش هایی از مصاحبه خود که بیشتر تحلیل و جنجال را در پی داشت، گفته است: «با شخصیتهای محترم سیاسی رودربایستی نداشته باشیم. مثلا اینکه آقای دکتر عارف یک وقتی نامزد ریاست جمهوری شدند و اصلاح طلبان به هر دلیلی دنبال آقای روحانی رفتند نباید باعث این شود که بخواهیم جبران کرده و بگوییم که او حتما رئیس شورای عالی باشد. کار سیاسی که رودربایستی ندارد. درباره بقیه بزرگان هم همینطور است. حتی دیگر کسانی که شاید برای ما کاریزما بوده و شخصیت مورد علاقه ما باشند. حالا آقای خاتمی یا هر کدام از رفقا.»
این دیدگاه کرباسچی در کنار آینده شورای عالی سیاستگذاری با وجود استعفای حجت الاسلام موسوی لاری، به کانون بسیاری از اظهارات و تحلیلها تبدیل و در رسانه ها و شبکه های مجازی نشر و باز نشر شد. این اظهارات واکنش هایی هم از سوی اصلاح طلبان داشت. «حسین نورانی نژاد» سخنگوی حزب اتحاد ملت در واکنش ضمنی به اظهارات کرباسچی گفت: «تقسیم بندی اصلاح طلبان به پارلمانتاریست ها و جامعه محورها واقع نماتر است. پارلمانتاریست ها نیز در مواجهه با نیروهای ضد اصلاحات، به دو دسته مقاومت گر و سازش گر تقسیم می شوند. حزب کارگزاران قائل به کوتاه آمدن و سازش با قدرت هستند.»
«مصطفی تاج زاده» معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات در توییتی کنایه آمیز از کرباسچی خواسته است تا دیدگاه های خود را به نام اصلاحات اعلام نکند. تاج زاده نوشته است: « حق آقای کرباسچی است که در انتخابات ۱۴۰۰ هم شرکت کند و حتی به تبلیغ آقای لاریجانی بپردازد، اما به اسم کارگزاران، و نه به نام اصلاحطلبان. باتوجه به رایندادن بخشی از همحزبیها در انتخابات ۹۸، قانعکردن اعضا و هواداران به رایدادن و حمایت از نامزد نیابتی اولویت دارد.»
موافقان و مخالفان پایان کار شعسا
بخش دیگر اصلاح طلبان هم طی روزهای پس از استعفای حجت الاسلام موسوی لاری درباره آینده شورای عالی سیاستگذاری و تدوام کار آن به اظهارنظر پرداختند. گروهی مخالف ادامه کار این شورا پس از انتخابات بودند اما گروه دیگر بر ضرورت تداوم این سازوکار تاکید می کردند.
پس لرزه انتقادات تند کرباسچی از خاتمی و عارف /رئیس دولت اصلاحات برای رهبری جریان اصلاحات کافیست؟
«شهاب طباطبایی» سخنگوی حزب ندای ایرانیان درباره ادامه کار شورا گفته است: «اصل مسئله این است که موضوعیت شورای سیاست گذاری منتفی شده است و ادامه کار این شورای زمانی موضوعیت داشت که در انتخابات اخیر مجلس قادر به اجماع سازی در میان گروه های مختلف اصلاح طلب می شد اما پس از اعلام نظر شورای سیاست گذاری درباره عدم ارائه لیست، تعدادی از احزاب عضو این شورا مستقل و یا با ائتلاف اقدام به ارائه لیست انتخاباتی کردند و شورا نتوانست نقش انسجام بخشی خود را ایفا کند.»
«جواد امام» بار دیگر از نقش و تصمیم شعسا در انتخابات سال گذشته حمایت و تاکیدکرده است: « ما باید با محوریت احزاب دوباره جمع شویم و برای تقویت جبهه اصلاحات فکری کنیم. باید ضعف ها را برطرف کرده و از شخصیت های حقیقی که جایگاه ملی و شناخته شده ای دارند، دعوت کنیم.»
«آذر منصوری» قائم مقام حزب اتحاد ملت و عضو شورای عالی سیاستگذاری هم درباره بحث های موجود درباره آینده این شورا تاکید کرده است: «به نظرم مقدم بر ساز وکار اجماعی اصلاح طلبان این است که به این دو سؤال پاسخ داده شود که ۱: جایگاه نهادهای انتخابی در ساختار حقیقی وحقوقی قدرت چیست؟ ۲: چنانچه روند حذفی شورای نگهبان در انتخابات آینده ادامه داشته باشد آیا اصلاح طلبان همچنان می خواهند با تکیه بر حداقل ها سیاست ورزی کنند؟ به نظرم باید قبل از اینکه مجددا بخواهیم راجع به ساختار جبهه ای آینده اصلاح طلبان صحبت کنیم به این سوالات پاسخ داده شود.»
«عبدالله ناصری» عضو بنیاد باران هم گفته است: «معتقدم همه احزاب اصلاحطلب و هر ائتلاف قدیم و جدید فقط با نگاه «راهبرد—تاکتیک» می تواند موفق شود. شکی نیست این رویکرد و این راهبرد-تاکتیک پرهزینه است وحتما بخشی از اعضای شعسا این آمادگی را ندارند. حتما باید طرحی دیگر در انداخت.»
مرور اظهارنظرهای دو روز گذشته نشان می دهد که مخالفان ادامه کار این شورا بیشتر از موافقان آن است و تیترهای محتوی پایان کار بیشتر منعکس شده است اما پرسش مهم این میان آینده یکی از مهم ترین جریان های سیاسی ایران طی چهاردهه گذشته است. چپی ها، پیروان خط امام، اصلاح طلبان، تحول گرایان یا هر نام دیگری بر این جریان نهاده شود اهمیتی نخواهد داشت آن زمان که برای رقابت سیاسی در حکومت مردم سالار، کشور نیازمند حضور و کنشگری آنان است.
چهار تکلیفی که اصلاح طلبان باید روشن کنند
اصلاحات راه دشواری پس از این پیش رو خواهد داشت؛ شتاب فزاینده تحولات در جهان کنونی، رونق کرونا که بسیاری از رونق بسیاری از موضوعات کاسته، جامعه ایران که هر روز و هر لحظه در حال تغییر و گذار است، نهادهای ناظر که دستان اصلاح طلبان را برای حضور در سطح نخست قدرت اگر نگوییم می بندند، دستکم باز هم نمی گذارند و در نهایت رقیبی که دغدغه هیچ یک از این موضوعات را ندارد چون حیات خود را تضمین شده یافته است. اصلاح طلبان آنگونه که از زبان یک یک شان جاری می شود بر ضرورت طرح تازه اذعان و تاکید دارند. این طرح تازه اما شامل چه خواهد بود مهم است. واقعیت آن است که در این طرح تازه چهار محور اساسی باید به هر صورت ممکن تعیین تکلیف شوند و هرگونه عبور گذرا و عدم پرداخت دقیق به آن ها، سرانجام روزی گریبان اصلاحات را خواهد گرفت. در مرحله اول اصلاح طلبان باید تکلیف و یا نسبت خود را با موضوع قدرت، سازوکارهای آن، محدودیت ها و خطرات آن روشن کنند. باید مشخص شود که حضور در قدرت برای اصلاحات تا چه میزان مهم است و برای این حضور حاضر به دست یازیدن به چه هستند؟
تکلیف دومی که باید روشن شود تکلیف رهبری یا زعامت این جریان است. شخص یا سازوکار؟ کدام یک قرار است راهبر راهبردهای اصلاح طلبان در افق پیش رو باشند؟ اگر شخص ملاک نظر است آیا «سید محمد خاتمی» برای این زعیم بودن کافی نیست؟ سازوکاری که قرار است در سیاست شخصیت محور ایران جایگزین رهبری اصلاح طلبان شود چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ تک تک این پرسش ها و پاسخ های به آن بخش بزرگی از سوتفاهمات موجود را رفع خواهد کرد و برخی ناکامی های پساانتخاباتی را به دلخوری های پیشاانتخاباتی گره نخواهند زد.
در مرحله سوم اصلاح طلبان باید به مهم ترین نیاز خود یعنی تعیین تعریف واضح و مشخص برای اصلاح طلبی برسند. تعریفی که پس از سه دهه فعالیت دیگر بین العباسین نباشد و مشخص کند که یک فعال سیاسی چه ویژگی هایی را دارا باشد در جرگه اصلاح طلبی جای و نام می گیرد. خطوط غیرقابل عبور و میزان انعطاف در برابر قدرت و رقیب هم باید در مانیفست به واضح تعریف شود تا ائتلاف و عدم ائتلاف با رقیب بعدها موجبات کنایه های سیاسی نشود.
چهارمین تکلیفی که اصلاحات باید تن به تعیین آن بدهد نسبت بسیار مهم خود با جامعه و مردم است. دعوت به رای تاکنون تنها منولوگ میان اصلاح طلبان و مردم بود اما این بار مردم با بی توجهی به سیاست و جریان های آن نشان دادند که این منولوگ باید به دیالوگ تبدیل شود. دیالوگی که جامعه شاید به این زودی نتواند آن را با اصلاحات برقرار کند اما دیگر تن به منولوگ های آمرانه انتخاباتی از سوی هر جریان سیاسی که باشد تن نخواهد داد.در نهایت اصلاحات باید سرانجام نقطه ایستادن خود را در دوگانه قدرت-جامعه مشخص کند.
میرلوحی: مگر ما اصلاحطلبان قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟/حمایت خاتمی از لیست شاید ۲ درصد به آراء اضافه میکرد
محمود میرلوحی، فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای شهر تهران، در گفتگویی با خبرآنلاین، با اشاره به ارائه لیست انتخاباتی توسط احزاب اصلاح طلب و عدم حمایت رئیس دولت اصلاحات از آن لیست ها گفت: اصلاحات باید اولا سازمان خود را منسجم کند که البته به نظر ما منسجم است. اینکه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گوید ما شرکت نمی کنیم و لیست نمی دهیم اما احزاب می توانند لیست بدهند نشانه انسجام جریان اصلاحات بود. برآورد هم درست و دقیق بود. دوستانی مثل آقای کرباسچی و کارگزاران معتقدند اگر آقای خاتمی و دیگران پشت این لیست می آمدند اتفاقات دیگری می افتاد. با این حال دوستانی که نظر دیگری داشتند می گفتند اگر آقای خاتمی هم از لیست حمایت می کردند اتفاقی نمی افتاد و فقط دو درصد آرا بیشتر می شد.
وی تصریح کرد: در بعضی جاها کاندیدا هم بود اما برآورد کارشناسی ما این بود که جامعه و اکثریت رای دهندگان دیگر همراه نمی شوند. بالاخره بعد از ۹۶ حوادثی مثل دی ماه یا آبان ۹۸ رخ داد که نمی شود آنها را نادیده گرفت.ما گلایه ها و شکایات مردم را در هرجایی می شنویم و نمی توانیم این صداها را کتمان کنیم و نشنویم. به این ترتیب اصلاحات به این نتیجه رسید که اگر کنار اکثریت بماند بهتر از این است که به میدان بیاید.
مگر قسم خوردیم عارف همیشه در رأس باشد؟
عضو شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان در پاسخ به این سوال که آیا قرار نیست راس مدیریت جریان اصلاحات تغییر کند؟، گفت: چرا. مگر ما قسم خوردیم که آقای عارف همیشه باشد؟. همانطور که گفتم با توجه به وضعیت کرونا بعد از انتخابات هنوز فرصتی پیش نیامده که شورای عالی به بحث بنشیند و به این فکر کند که چه باید بکند.
حامیان پارلمان اصلاحات چه کسانی هستند؟
میرلوحی درباره بحث شکل گیری پارلمان اصلاحات و جایگزینی آن با شورای عالی اصلاح طلبان، خاطر نشان کرد: واقعیت این است که با این اوضاع کرونایی نمی دانم شرایط کشور به کدام سمت می رود. فعلا که امکان برگزاری هیچ نشستی نیست. بحث پارلمان اصلاحات نکته ای بود که قبلا هم گفته می شد که در واقع باید یک پله بالاتر از جبهه ای که شورای عالی آن را نمایندگی می کرد باشد. در واقع این بحث می خواست عمق و گستره را اضافه کند و به حضور نمایندگان یک شکل نیمه رسمی بدهد. باید منتظر بمانیم و ببینم کرونا تا کی ادامه پیدا می کند.
وی افزود: کسانی که پارلمان اصلاحات را مطرح می کردند تقریبا همان کسانی بودند که در انتخابات مجلس اخیر لیست معرفی کردند این دوستان هم علی القاعده مفهوم عمق و گستره بیشتر کمتر مورد توجهشان بود. اینها بیشتر در نقد شورای عالی چنین بحثی را مطرح می کردند. در صورتی که نمی توان از بالا بگوییم بیایید دور هم جمع شویم.
عبدالله ناصری، فعال و تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب و از مشاوران رئیس دولت اصلاحات در بخشی از گفتگوی خود با خبرآنلاین درباره تاثیر عملکرد و مدیریت عارف بر آشفتگی های این روزهای جریان اصلاحات گفت: عملکرد مدیریت سیاسی حتما حرف اول را میزند .مثال من همیشه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بوده است . مدیریت این حزب، نظام تحزب را قبول داشت.
وی افزود: به عبارت واضحتر خیلی از موارد بود که جمعبندی حزب با نظر دبیرکل تفاوت عمدهای داشت اما مجبور بود تسلیم اکثریت شود. آقای بهزاد نبوی که بی شک علی الاطلاق مرجعیت سیاسی داشت و دارد محورهای یک مصاحبه یا نطقش را در سازمان به جمع بندی میرساند.
مشاور رئیس دولت اصلاحات: اگر ریاست شورای سیاستگذاری به جای عارف با سازمان مجاهدین انقلاب بود، حتما شرایط فرق می کرد
ناصری تاکید کرد: اگر ریاست شعسا به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده میشد مثلا فردی مانند محسن امین زاده، حتما ارزیابی که امروز درباره شورای عالی سیاستگذاری وجود داشت، متفاوت بود. همیشه ناکارآمدی با مدیریت نسبت دارد در واقع دو عاملِ «توان مدیریت تشکیلاتی» و «مسنخ بودن اعضا» حرف اصلی را می زند.
این چهره اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که آیا جریان اصلاحات با این اختلافات در آستانه فروپاشی است، گفت: نه من چنین برداشتی از این وضعیت ندارم و برای این موضوع هم دلیل دارم. چون اولا گفتمان اصلاحات و اندیشه این نوع کنشگری زنده و قابل فهم است و نسخه بی بدیل راه نجات محسوب میشود. ثانیا احزاب اصلی که این گفتمان واندیشه را نمایندگی میکنند پویا و فعال هستند اما مسلم است از این پس ائتلاف یا جبهه ای را باید شکل داد که به قول حجاریان بین العباسین باشد.چون بیاعتمادی مدنی زیاد شده است، جریان های سیاسی از این پس نمیتواند در ایهام و با کنایه کنشگری کند بلکه باید صریح و شفاف و قابل فهم سخن بگوید.
انتقادات نسبت به راهبردها و ساز و کار تشکیلاتی اصلاحطلبان هر روز وارد مرحله تازهای میشود، به طوری که به نظر میرسد چند دستگی در میان این جریان قطعی است. پس از خروج چهرههای حقیقی همچون رضا خاتمی، عبدالله ناصری، رسول منتجب نیا، محسن رهامی و… و همچنین احزاب کارگزاران، مردم سالاری، اراده ملت، مجمع نیروهای خط امام، مجمع دانشآموختگان ایران اسلامی، حزب وحدت و همکاری، انجمن اسلام مهندسان و… از شورای عالی سیاست گذاری اصلاحطلبان به نظر میرسد که مسیر دشواری پیش روی این جریان سیاسی قرار گرفته است.
علاوه بر این به نظر میرسد که کاسه صبر فراکسیون امید هم لبریز شده و در هفته جاری اعضای برجسته این فراکسیون نیز بر نحوه عملکرد اصلاح طلبان تاختهاند. محمدعلی وکیلی عضو شاخص فراکسیون امید در گفتگویی در روز سه شنبه از لزوم تجدید نظر در راهبردها و سیاستهای این جریان گفت و از «نئو اصلاحطلبی» پرده برداشت.
پس از او نیز عبدالکریم حسینزاده، نایب رئیس این فراکسیون و نماینده آن در شورای عالی اصلاحطلبان در یک گفتگو به تندی از سیاستهای اصلاحطلبان انتقاد کرد. حسین زاده گفت: با توجه به آخرین وضعیت شورای عالی اصلاح طلبان میتوان گفت که این مجموعه از چند محور و منظر دچار بحران شده است که بازسازی زیربنایی یا کنار گذاشتن آن به نفع یک ابزار کارآمدتر را ضروری میکند.
وی با برشمردن سه بحران عملکرد، هویت و مشروعیت برای این جریان سیاسی تاکید کرد که «اصلاحطلبی نیازمند کن فیکون است.» با این حال موضعگیری برخی دیگر از اعضای فراکسیون امید نشان میدهد که این مجموعه برای جدا کردن مسیر خود از شورای عالی سیاست گذاری به یک نظر واحد نرسیده و امیدیها خود به دو طیف مختلف در مواجهه با اصلاحطلبی فعلی تقسیم میشوند. در حالی که وکیلی و حسین زاده از تغییر راهبردها و کن فیکون در اصلاحات صحبت میکنند، محمود صادقی دیگر عضو فراکسیون امید تاکید کرده که در شورای عالی هیچ اختلافی وجود ندارد! و «تمامی گمانه زنیها همچون تغییر در راهبردهای شورا عالی سیاست گذاری درست نیست.»
با این حال میتوان نتیجه گرفت که تا اینجا جدا شدن حدود ۱۰ حزب از مهمترین و اصلیترین تشکیلات اصلاح طلبان قطعی است، اگر چه اختلافاتی در درون همین جدایی طلبان نیز وجود دارد. نکته قابل توجه اما در جدایی طلبان حقیقی شورای عالی اصلاح طلبان است؛ آنطور که اشاره شد رضا خاتمی و عبدالله ناصری جزو نخستین کسانی بودند که از این شورا جدا شدند و پس از آنها نیز جدایی رهامی و انتقادات معین و سلامتی و برخی دیگر از چهرههای حقیقی این شورا خبرساز شد.
شاه بیت این موضوع استعفای عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور اصلاحات بود که بسیاری آن را جدایی غیر رسمی مجمع روحانیون مبارز، نزدیکترین تشکیلات به رئیس دولت اصلاحات از شورای عالی اصلاح طلبان تلقی کردند.
پیش از این مهدی آیتی، عضو سابق حزب اعتماد ملی گفته بود که موسوی لاری نماینده تامالاختیار خاتمی در شورای عالی اصلاح طلبان بوده است؛ بنابراین مجموعه این فعل و انفعالات نشان میدهد که حلقهای نزدیک به سید محمد خاتمی یا از شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان جدا شدند و یا منتقد جدی آن هستند. از رضا خاتمی برادر رهبر اصلاحات تا عبدالله ناصری مشاور او و عبدالواحد موسوی لاری نماینده خاتمی و مجمع روحانیون در این تشکیلات که همگی مسیر خود را از تشکیلات محمدرضا عارف جدا کردهاند.
با توجه به اینکه برخی خبرها حاکی از جلسات محفلی اصلاح طلبان با محوریت موسوی لاری و با همراهی جدایی طلبان و معترضان شورای عالی سیاست گذاری اصلاحطلبان است به نظر میرسد که سید محمد خاتمی به دنبال تأسیس یک تشکیلات جدیدی است که وظیفه آن بر عهده موسوی لاری گذاشته شده است.
از طرفی شورای عالی سیاست گذاری مدافعانی با محوریت حزب اتحاد ملت و حزب توسعه ملی دارد که مدتی است اطراف محمد رضا عارف را گرفتهاند و هم اکنون بیشترین نفوذ را در این تشکیلات دارند. همین نفوذ باعث شده تا عارف در تمام این مدت متوجه پیامهای رئیس دولت اصلاحات نشود و انتقادات او را در ساز و کار شعسا ترتیب اثر ندهد و همین بی توجهی نهایتاً منجر به خروج نمایندگان رسمی خاتمی از این تشکیلات شده است.
بر این اساس به نظر میرسد که محمد خاتمی پس از بیاعتناییهای عارف و افزایش نارضایتیها نسبت به شورای عالی اصلاحطلبان تصمیم به جدایی از یار غار خود گرفته است و احتمالاً طی هفتههای آتی شاهد دوقطبی خاتمی _عارف در جبهه اصلاحطلبان خواهیم بود.
ماهها و هفته های گذشته بر اصلاحات را اگر سخت توصیف نکنیم دستکم متفاوت از همیشه بر اصلاح طلبان می گذرد. ناکامی در انتخابات حتی در شرایطی که بحران کرونا تمام موضوعات مهم دنیا را تحت تاثیر قرار داد، فراموش اصلاح طلبان نشد و در مسیر واکاوی دلایل این شکست برخی مانند حجت الاسلام «عبدالواحد موسوی لاری» نایب رئیس شورای عالی سیاستگذاری ناکارآمدی احزاب در این شورا را علت دیده و تن به استعفا دادند. برخی هم مانند «غلامحسین کرباسچی» دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ناکارآمدی اشخاص و تصمیم گیران اصلاح طلب را دلیل ناکامی انتخاباتی خود دانستند.
روز سه شنبه نهم اردیبهشت، کرباسچی در گفتگویی بار دیگر گلایه های سال گذشته خود را تکرار کرد و موضوع حمایت از کاندیدای اصولگرا در سال ۱۴۰۰ رد نکرد و این بار صریح تر از همیشه خواستار کنار گذاشتن تعارفات سیاسی میان اصلاح طلبان شد. دبیرکل کارگزاران در بخش هایی از مصاحبه خود که بیشتر تحلیل و جنجال را در پی داشت، گفته است: «با شخصیتهای محترم سیاسی رودربایستی نداشته باشیم. مثلا اینکه آقای دکتر عارف یک وقتی نامزد ریاست جمهوری شدند و اصلاح طلبان به هر دلیلی دنبال آقای روحانی رفتند نباید باعث این شود که بخواهیم جبران کرده و بگوییم که او حتما رئیس شورای عالی باشد. کار سیاسی که رودربایستی ندارد. درباره بقیه بزرگان هم همینطور است. حتی دیگر کسانی که شاید برای ما کاریزما بوده و شخصیت مورد علاقه ما باشند. حالا آقای خاتمی یا هر کدام از رفقا.»
این دیدگاه کرباسچی در کنار آینده شورای عالی سیاستگذاری با وجود استعفای حجت الاسلام موسوی لاری، به کانون بسیاری از اظهارات و تحلیلها تبدیل و در رسانه ها و شبکه های مجازی نشر و باز نشر شد. این اظهارات واکنش هایی هم از سوی اصلاح طلبان داشت. «حسین نورانی نژاد» سخنگوی حزب اتحاد ملت در واکنش ضمنی به اظهارات کرباسچی گفت: «تقسیم بندی اصلاح طلبان به پارلمانتاریست ها و جامعه محورها واقع نماتر است. پارلمانتاریست ها نیز در مواجهه با نیروهای ضد اصلاحات، به دو دسته مقاومت گر و سازش گر تقسیم می شوند. حزب کارگزاران قائل به کوتاه آمدن و سازش با قدرت هستند.»
«مصطفی تاج زاده» معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات در توییتی کنایه آمیز از کرباسچی خواسته است تا دیدگاه های خود را به نام اصلاحات اعلام نکند. تاج زاده نوشته است: « حق آقای کرباسچی است که در انتخابات ۱۴۰۰ هم شرکت کند و حتی به تبلیغ آقای لاریجانی بپردازد، اما به اسم کارگزاران، و نه به نام اصلاحطلبان. باتوجه به رایندادن بخشی از همحزبیها در انتخابات ۹۸، قانعکردن اعضا و هواداران به رایدادن و حمایت از نامزد نیابتی اولویت دارد.»
موافقان و مخالفان پایان کار شعسا
بخش دیگر اصلاح طلبان هم طی روزهای پس از استعفای حجت الاسلام موسوی لاری درباره آینده شورای عالی سیاستگذاری و تدوام کار آن به اظهارنظر پرداختند. گروهی مخالف ادامه کار این شورا پس از انتخابات بودند اما گروه دیگر بر ضرورت تداوم این سازوکار تاکید می کردند.
«شهاب طباطبایی» سخنگوی حزب ندای ایرانیان درباره ادامه کار شورا گفته است: «اصل مسئله این است که موضوعیت شورای سیاست گذاری منتفی شده است و ادامه کار این شورای زمانی موضوعیت داشت که در انتخابات اخیر مجلس قادر به اجماع سازی در میان گروه های مختلف اصلاح طلب می شد اما پس از اعلام نظر شورای سیاست گذاری درباره عدم ارائه لیست، تعدادی از احزاب عضو این شورا مستقل و یا با ائتلاف اقدام به ارائه لیست انتخاباتی کردند و شورا نتوانست نقش انسجام بخشی خود را ایفا کند.»
«جواد امام» بار دیگر از نقش و تصمیم شعسا در انتخابات سال گذشته حمایت و تاکیدکرده است: « ما باید با محوریت احزاب دوباره جمع شویم و برای تقویت جبهه اصلاحات فکری کنیم. باید ضعف ها را برطرف کرده و از شخصیت های حقیقی که جایگاه ملی و شناخته شده ای دارند، دعوت کنیم.»
«آذر منصوری» قائم مقام حزب اتحاد ملت و عضو شورای عالی سیاستگذاری هم درباره بحث های موجود درباره آینده این شورا تاکید کرده است: «به نظرم مقدم بر ساز وکار اجماعی اصلاح طلبان این است که به این دو سؤال پاسخ داده شود که ۱: جایگاه نهادهای انتخابی در ساختار حقیقی وحقوقی قدرت چیست؟ ۲: چنانچه روند حذفی شورای نگهبان در انتخابات آینده ادامه داشته باشد آیا اصلاح طلبان همچنان می خواهند با تکیه بر حداقل ها سیاست ورزی کنند؟ به نظرم باید قبل از اینکه مجددا بخواهیم راجع به ساختار جبهه ای آینده اصلاح طلبان صحبت کنیم به این سوالات پاسخ داده شود.»
«عبدالله ناصری» عضو بنیاد باران هم گفته است: «معتقدم همه احزاب اصلاحطلب و هر ائتلاف قدیم و جدید فقط با نگاه «راهبرد—تاکتیک» می تواند موفق شود. شکی نیست این رویکرد و این راهبرد-تاکتیک پرهزینه است وحتما بخشی از اعضای شعسا این آمادگی را ندارند. حتما باید طرحی دیگر در انداخت.»
مرور اظهارنظرهای دو روز گذشته نشان می دهد که مخالفان ادامه کار این شورا بیشتر از موافقان آن است و تیترهای محتوی پایان کار بیشتر منعکس شده است اما پرسش مهم این میان آینده یکی از مهم ترین جریان های سیاسی ایران طی چهاردهه گذشته است. چپی ها، پیروان خط امام، اصلاح طلبان، تحول گرایان یا هر نام دیگری بر این جریان نهاده شود اهمیتی نخواهد داشت آن زمان که برای رقابت سیاسی در حکومت مردم سالار، کشور نیازمند حضور و کنشگری آنان است.
چهار تکلیفی که اصلاح طلبان باید روشن کنند
اصلاحات راه دشواری پس از این پیش رو خواهد داشت؛ شتاب فزاینده تحولات در جهان کنونی، رونق کرونا که بسیاری از رونق بسیاری از موضوعات کاسته، جامعه ایران که هر روز و هر لحظه در حال تغییر و گذار است، نهادهای ناظر که دستان اصلاح طلبان را برای حضور در سطح نخست قدرت اگر نگوییم می بندند، دستکم باز هم نمی گذارند و در نهایت رقیبی که دغدغه هیچ یک از این موضوعات را ندارد چون حیات خود را تضمین شده یافته است. اصلاح طلبان آنگونه که از زبان یک یک شان جاری می شود بر ضرورت طرح تازه اذعان و تاکید دارند. این طرح تازه اما شامل چه خواهد بود مهم است. واقعیت آن است که در این طرح تازه چهار محور اساسی باید به هر صورت ممکن تعیین تکلیف شوند و هرگونه عبور گذرا و عدم پرداخت دقیق به آن ها، سرانجام روزی گریبان اصلاحات را خواهد گرفت. در مرحله اول اصلاح طلبان باید تکلیف و یا نسبت خود را با موضوع قدرت، سازوکارهای آن، محدودیت ها و خطرات آن روشن کنند. باید مشخص شود که حضور در قدرت برای اصلاحات تا چه میزان مهم است و برای این حضور حاضر به دست یازیدن به چه هستند؟
تکلیف دومی که باید روشن شود تکلیف رهبری یا زعامت این جریان است. شخص یا سازوکار؟ کدام یک قرار است راهبر راهبردهای اصلاح طلبان در افق پیش رو باشند؟ اگر شخص ملاک نظر است آیا «سید محمد خاتمی» برای این زعیم بودن کافی نیست؟ سازوکاری که قرار است در سیاست شخصیت محور ایران جایگزین رهبری اصلاح طلبان شود چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ تک تک این پرسش ها و پاسخ های به آن بخش بزرگی از سوتفاهمات موجود را رفع خواهد کرد و برخی ناکامی های پساانتخاباتی را به دلخوری های پیشاانتخاباتی گره نخواهند زد.
در مرحله سوم اصلاح طلبان باید به مهم ترین نیاز خود یعنی تعیین تعریف واضح و مشخص برای اصلاح طلبی برسند. تعریفی که پس از سه دهه فعالیت دیگر بین العباسین نباشد و مشخص کند که یک فعال سیاسی چه ویژگی هایی را دارا باشد در جرگه اصلاح طلبی جای و نام می گیرد. خطوط غیرقابل عبور و میزان انعطاف در برابر قدرت و رقیب هم باید در مانیفست به واضح تعریف شود تا ائتلاف و عدم ائتلاف با رقیب بعدها موجبات کنایه های سیاسی نشود.
چهارمین تکلیفی که اصلاحات باید تن به تعیین آن بدهد نسبت بسیار مهم خود با جامعه و مردم است. دعوت به رای تاکنون تنها منولوگ میان اصلاح طلبان و مردم بود اما این بار مردم با بی توجهی به سیاست و جریان های آن نشان دادند که این منولوگ باید به دیالوگ تبدیل شود. دیالوگی که جامعه شاید به این زودی نتواند آن را با اصلاحات برقرار کند اما دیگر تن به منولوگ های آمرانه انتخاباتی از سوی هر جریان سیاسی که باشد تن نخواهد داد.در نهایت اصلاحات باید سرانجام نقطه ایستادن خود را در دوگانه قدرت-جامعه مشخص کند.
احمد شریف عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان درباره استعفای موسوی لاری گفت: بعد از انتخابات مجلس هیچ جلسهای در شورای عالی تشکیل نشده و از همین رو به طور رسمی استعفای ایشان مطرح نشده است؛ علاوه بر این هنوز سازوکار ادامه فعالیت شورای عالی مشخص نیست که آیا طبق روند قبلی قرار هست ادامه دار شود یا خیر؛ زیرا طبق آیین نامهای که تنظیم شده بود یک زمان دوساله برای ساختار کنونی شورای عالی اصلاح طلبان پیش بینی شده که البته آن دوسال هنوز تمام نشده است.
او ادامه داد: درباره موضوع استعفای آقای موسوی لاری هم طبعا باید جلسهای تشکیل شده و در این باره صحبت شود. این شایعهای هم که درباره استعفای محمدرضا عارف مطرح شده کذب است و چنین مطلبی نه جایی عنوان شده و نه حقیقت دارد.
شریف علت استعفای موسوی لاری را اینگونه تشریح کرد: دلیل اصلی استعفای او مشکلات جسمی عنوان شده؛ البته من امروز خبری دیدم مبنی بر اینکه ممکن است استعفایش به دلیل پیام کمیسیون ماده ۱۰ باشد که طی آن تمام ائتلافها باید از اعضای حقوقی تشکیل شوند.
محمدرضا عارف استعفا داده است؟
عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گفت: یک موضوع دیگه هم اینجا حائز اهمیت است مبنی بر اینکه طبق قانون جدید احزاب هر حزبی میتواند صرفا در یک جبهه حضور داشته باشد و الان اکثر اعضای اصلاح طلب حداکثر در دو جبهه حضور دارند، یکی شورای عالی جبهه اصلاح طلبان و دیگری هم شورای عالی سیاستگذاری جریان اصلاحات است که در زمان انتخابات عنوان میشد که یک فرصت دو ماهه کمیسیون ماده ۱۰ احزاب به تمام احزاب خواهد داد تا تکلیف خودشان را مشخص کنند؛ البته این محدود به اصلاح طلبان نمیشود و بسیاری از اصولگراها هم همین مشکل را دارند.
دبیرکل حزب همبستگی افزود: اگرچه بیماری کرونا باعث شد این ضرب الاجل کمرنگ شود، اما در آینده ممکن است کمیسیون ماده ۱۰ این الزام را ایجاد کند که احزاب صرفا در یکی از این جمعها حضور داشته باشند حال تا آن زمان باید این تصمیم گیری انجام شود که شورای عالی ادامه پیدا کند یا شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان.
او همچنین با اشاره به صحبتهای عبدالله ناصری مبنی بر تغییر استراتژی اصلاح طلبان گقت: مدیریت در جبهههای سیاسی در هر زمانی اقتضائات خاص خودش را دارد و من هم با صحبت ایشان موافقم که اصلاح طلبان باید تغییر استراتژی و راهبرد دهند؛ قبلا شاید این تغییرات محدود میشد به یک سری تاکتیک ها، ولی الان باتوجه به یکسری اتفاقاتی که در جریان انتخابات مجلس افتاده و تا حدودی تضعیف شدن ارتباط بین راس و بدنه آن، تغییر استراتژی برای انتخابات ۱۴۰۰ و اقدامات مربوط به آن ممکن است نتیجه بخش باشد.
شریف در تشریح این تغییر بیان کرد: هم در مورد انتخابات ریاست جمهوری و هم شورای شهر حتما باید در استراتژی خودمان تغییراتی ایجاد شود؛ البته استراتژی وقتی تغییر کند ساختار خاص خود را میطلبد که از آن استراتژی که تهیه شده و همین امر هم ممکن است تغییرات بسیاری در ساختارهای کلی ایجاد کند. البته این تغییرات باید به بحث گذاشته شود، اما در کل روشهای سابق طبعا جوابگو نبوده که ما در انتخابات نتوانستیم نتیجه لازم را بگیریم.
نقد مشاور خاتمی به عملکرد عارف/اصلاحات درحال فروپاشی نیست اما…
به گزارش خبرآنلاین، اوضاع در اردوگاه چپ آنقدر آشفته و پریشان است که حتی نائب رئیس شورای عالی سیاستگذاری هم ترجیح داد این مجمع را ترک کند. حالا دیگر اختلافات درونی پررنگتر شده است و سرمایه اجتماعی دیگر با وضعیت چهارسال پیش تفاوت زیادی دارد. هرچه وضعیت پیچیدهتر میشود این سوال در ذهن نقش میبندد که آیا جریان اصلاحات در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است؟ سوالی که آن را با عبدالله ناصری از مشاوران رئیس دولت اصلاحات در میان گذاشتیم. او معتقد است جریان اصلاحات باید اصلاحاتی در درون خود ایجاد میکرد اما این اتفاق آن طور که باید و شاید صورت نگرفت.
ناصری یکی از ایرادات شورای عالی سیاستگذاری را متوجه مدیریت آن دانست و گفت «اگر ریاست این شورای به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده میشد ارزیابی که امروز درباره شورای عالی وجود دارد متفاوت خواهد بود.»
ناصری این را هم میگوید که «اگر اصلاحطلبان میخواهند موفق باشند باید مدیریت اصلاحات را باید جامعه مدنی با “راهبرد-تاکتیک” جنبش سازی اجتماعی بدست گیرد.»
نقد مشاور خاتمی به عملکرد عارف/اصلاحات درحال فروپاشی نیست اما…
به گزارش خبرآنلاین، اوضاع در اردوگاه چپ آنقدر آشفته و پریشان است که حتی نائب رئیس شورای عالی سیاستگذاری هم ترجیح داد این مجمع را ترک کند. حالا دیگر اختلافات درونی پررنگتر شده است و سرمایه اجتماعی دیگر با وضعیت چهارسال پیش تفاوت زیادی دارد. هرچه وضعیت پیچیدهتر میشود این سوال در ذهن نقش میبندد که آیا جریان اصلاحات در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است؟ سوالی که آن را با عبدالله ناصری از مشاوران رئیس دولت اصلاحات در میان گذاشتیم. او معتقد است جریان اصلاحات باید اصلاحاتی در درون خود ایجاد میکرد اما این اتفاق آن طور که باید و شاید صورت نگرفت.
ناصری یکی از ایرادات شورای عالی سیاستگذاری را متوجه مدیریت آن دانست و گفت «اگر ریاست این شورای به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده میشد ارزیابی که امروز درباره شورای عالی وجود دارد متفاوت خواهد بود.»
ناصری این را هم میگوید که «اگر اصلاحطلبان میخواهند موفق باشند باید مدیریت اصلاحات را باید جامعه مدنی با “راهبرد-تاکتیک” جنبش سازی اجتماعی بدست گیرد.»
آنچه در ادامه میخوانید مشروح این گفت و گو است:
*****
آقای ناصری! از مدتها پیش یعنی بعد از انتخابات ۹۶ صحبت از اصلاح و بازسازی جریان اصلاحات مطرح شد اما هیچ توجهی نشد چرا با این موضوع تا این حد بی اهمیت بر خورد شد تا کار به اختلافات و تنش های درونی امروز در این جریان برسد؟
وقتی بحث اصلاح اصلاحات مطرح شد به این صورت نبود که اصلا توجه نشود؛ من این موضوع را قبول ندارم. به هرصورت در دو مرحله ترکیب تغییر و افزایش یافت. اما با این موضوع موافقم که بعد از سال ۹۶ اهمیت شورا به آن اندازه که شایسته بود ظاهر نشد.
اصلاح طلبان آسوده خاطر بودند و از بازیابی غافل شدند
احتمالا یکی از دلایلش شاید این باشد که اکثریت شورا با نگاه قدرت محور، مجلس را در اختیار گرفتند و بعد از آن دولت را نیز با بیشترین رای در طول ۴۰ سال به دست آوردند و همین موضوع موجب شد کمی آسوده خاطر شوند و از بازیابی خود غافل شوند.
آفتی همه گیر به جان اصلاحات افتاده است
شورای عالی سیاست گذاری یکی از نهادهایی بود که به منظور هماهنگی در میان اصلاح طلبان روی کار آمد اما حالا بعد از ۴ سال بسیاری از چهره های سیاسی از آن کناره گیری کردند و آخرین هم موسوی لاری بود برداشت شما از این استعفاها چیست آیا این به دلیل ناکارآمدی شورای عالی است یا یک آفت همه گیر به جان جریان اصلاحات افتاده است؟
اینکه آفتی همه گیر به جان اصلاحات افتاده است را انکار نمیکنم . این طیف سیاسی هم مثل همه مردم به مرور ناامید شدهاند. البته هیچ مطلوبی هم جز اصلاحگری نمیشناسم ولی معتقدم مدیریت اصلاح را باید جامعه مدنی با “راهبرد–تاکتیک” جنبش سازی اجتماعی بدست گیرد.
لذا معتقدم همه احزاب اصلاحطلب و هر ائتلاف قدیم و جدید فقط با این نگاه می تواند موفق شود .شکی نیست این رویکرد و این راهبرد–تاکتیک پرهزینه است وحتما بخشی از اعضای شعسا این آمادگی را ندارند.حتما باید طرحی دیگر در انداخت.
چقدر این ضعف و آشفتگی که در جریان چپ مشاهده می شود می تواند ناشی از نوع مدیریت باشد مثلا عملکردی که عارف از خود نشان داد؟
عملکرد مدیریت سیاسی حتما حرف اول را میزند .مثال من همیشه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بوده است . مدیریت این حزب، نظام تحزب را قبول داشت؛ به عبارت واضحتر خیلی از موارد بود که جمعبندی حزب با نظر دبیرکل تفاوت عمدهای داشت اما مجبور بود تسلیم اکثریت شود. آقای بهزاد نبوی که بی شک علی الاطلاق مرجعیت سیاسی داشت ودارد محورهای یک مصاحبه یا نطقش را درسازمان به جمع بندی میرساند.
اگر ریاست شورایعالی با یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب بود وضعیت قطعا متفاوت بود
اگر ریاست شعسا به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده میشد مثلا فردی مانند محسن امین زاده، حتما ارزیابی که امروز درباره شورای عالی سیاستگذاری وجود داشت قطعا متفاوت بود. همیشه ناکارامدی بامدیریت نسبت دارد در واقع دو عاملِ «توان مدیریت تشکیلاتی» و «مسنخ بودن اعضا» حرف اصلی را می زند.
اصلاحات در آستانه فروپاشی نیست /باید ائتلاف بین العباسین را شکل دهیم
اختلافات سیاسی از یک سو و ریزش بدنه رأی اصلاح طلبان از سوی دیگر می تواند حکایت از این داشته باشد که اصلاح طلبان در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته اند؟
نه من چنین برداشتی از این وضعیت ندارم و برای این موضوع هم دلیل دارم. چون اولا گفتمان اصلاحات و اندیشه این نوع کنشگری زنده و قابل فهم است و نسخه بی بدیل راه نجات محسوب میشود. ثانیا احزاب اصلی که این گفتمان واندیشه را نمایندگی میکنند پویا و فعال هستند اما مسلم است از این پس ائتلاف یاجبهه ای را باید شکل داد که به قول حجاریان بین العباسین باشد.چون بیاعتمادی مدنی زیاد شده است، جریان های سیاسی از این پس نمیتواند در ایهام و با کنایه کنشگری کند بلکه باید صریح و شفاف و قابل فهم سخن بگوید.
احتمال تغییر ماهیت دادن برخی فعالان اصلاح طلب وجود دارد
انتخابات مجلس یازدهم با همه اتفاقات آن تمام شد و اصلاحطلبان این انتخابات را واگذار کردند اما با وجود این انتقاداتی که نسبت به جریان وجود دارد آیا این آشفتگی و سر درگمی به انتخابات ۱۴۰۰ هم کشیده خواهد شد یا در این مدت یک سالی که باقی مانده است میتواند مشکلاتشان را سر و سامان بدهند؟
من بر این باورم یکسال آینده بسیار پر حادثه خواهد بود که هم در اندیشه و هم در عمل ظهور و بروز میکند. احتمال اینکه در سال جاری برخی از فعالان اصلاح طلب یا منفعل شده و یا تغییرماهیت (یامثبت ویامنفی) دهند کم نیست لذا در مورد۱۴۰۰ فقط میتوان گفت جریان غیر همسو با اراده و خواست جامعه مدنی دیده نخواهد شد.
اصلاح طلبان باید تا شهریور کاندیدای ریاست جمهوری خود را معرفی کنند
در این مسیر پر از سنگلاخی که جریان اصلاحات در آن گرفتار آمده راه برون رفت از این شرایط چیست و چطور اصلاحطلبان میتوانند بر این مشکلات خود فائق بیایند؟
به اعتقاد من احزاب وکنشگران اصلی و جدی اصلاحات یعنی همانهایی که از ۷۶ فعال واقعی بودند و در این سالها هزینههای زیادی دادند و در سال ۸۸ هزینه همه تلاش خود را برای روشن نگهداشتن چراغ اصلاح گری تحول خواهانه به کار بستند و تا امروز دامنه فعالیتشان ادامه داشته است از الان جبهه ای را شکل دهند و تا شهریور نامزد خود را معرفی کنند؛ نامزد جامعه محوری که پس از معرفی ، برنامه تحول خواهی ساختاری خود را ارائه دهد و با صراحت و شفافیت به هسته قدرت بگویند ما با این برنامه ونامزد حاضریم مردم رابه کنارصندوق دعوت کنیم.