برچسب: محمد رضا عارف

  • اصلاح‌طلبان نباید به بهانه رد صلاحیت در انتخابات شرکت نکنند

    اصلاح‌طلبان نباید به بهانه رد صلاحیت در انتخابات شرکت نکنند

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمدرضا عارف رئیس بنیاد امید ایرانیان در همایش «مردم و انتخابات ۱۴۰۰» که عصر امروز توسط انجمن اسلامی معلمان برگزار شد، ضمن تبریک و تهنیت به مناسب میلاد حضرت فاطمه زهرا(س)، روز زن، روز مادر و همچنین دهه فجر، گفت: من این تشکل را یکی از مجموعه های پیشتاز و تاثیرگذار نه‌تنها در جریان اصلاحات بلکه در کل کشور می‌دانم. رسالت معلم، تعلیم و تربیت است، ما پیشرفت های خود را مدیون نخبگان هستیم و آن ها نیز تربیت یافته معلمان هستند. از همین جهت اشتباه نیست اگر بگوییم منزلت معلم در ارتباط با منزلت جامعه است. معلم‌ها در همه خانواده ها اثرگذارند و دانش آموزان سفرای آن ها در خانه ها هستند.

    وی افزود: ما باید به جایی برسیم که دغدغه معلم فقط و فقط تعلیم و تربیت و ارتقا فرهنگ باشد، من حتی پیشرفت در حوزه فناوری را هم مدیون معلم می‌دانم چرا که آن‌ها نوجوان را تربیت می‌کنند که در چه مسیری قرار بگیرد. باید ببینیم سازوکار چیست که معلم، معلم باشد و بماند؟ نخست اینکه نباید دغدغه اقتصادی داشته باشند، تنها دغدغه باید فرهنگ و تربیت نوجوان و توسعه علم و فناوری باشد اما متاسفانه در این موفق عمل نکردیم.

    رئیس بنیاد امید ایرانیان تاکید کرد: در اصلاح نگاه باید به‌گونه‌ای شرایط آماده و ظرفیت‌سازی شود که نگاه‌ها اصلاح شود. اصلاح نگاه باید به میزانی انجام شود که معلمی شغل اول انتخابی خانواده ها برای فرزندان باشد و بدانند که معلم چه نقش مهم در آینده کشور دارد.

    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به گلایه‌ها و مطالبات مردم نسبت به مسئولان، بیان داشت: مردم صاحبان اصلی انقلاب هستند و حقیقتا آن بخش که مربوط به مردم بود به خوبی از دستاوردهای کشور و انقلاب پاسداری کردند و در رویدادهای مختلف، در راهپیمایی‌ها و اجلاس‌هایی که پیام آن حمایت از نظام بود، با عظمت و با شکوه حضور پیدا کردند. آن‌ها اکنون مطالباتی دارند اما نمی‌دانند کجا مطرح کنند. متاسفانه نگاه قیم مآبانه و حاکم-رعیتی در رفتار با مردم ناراحت کننده است و مردم از آن گلایه دارند. حتی در حد یک روستا هم یک مسئول با مردم رفتاری دارد که از نوع رفتار او گزاره «من حاکم هستم» منتقل می‌شود.

    وی ادامه داد: بی اعتمادی به دولت‌ و ناامیدی تبدیل به یک بحران شده و امروزه به جوانان و نوجوانان گسترش پیدا کرده است. یکی از مواردی که مردم را ناراحت و گله مند می‌کند مساله تبعیض است، به عنوان مثال اینکه دو پرونده مشابه برود دادگاه و هر کدام متفاوت رسیدگی شود این ها مردم را آزار می‌دهد. ما چقدر نسبت به اقدامات مان شفاف سازی می کنیم؟

    عارف با بیان اینکه نباید شعارها دور از توانایی باشد، خاطرنشان کرد: متاسفانه شعارهای غیرعلمی می‌دهیم، شعار برای جلب رای می‌دهیم و عمل نمی‌کنیم، نتیجه آن بالارفتن نارضایتی و مطالبات مردم می شود. اگر ۷۰ درصد هم به شعارها عمل شود باز مردم ۳۰ درصد مطالبه دارند و ناراضی می‌شوند. به همین علت است که احساس می شود فضای انتخابات به خصوص در قشر جوان بسیار سرد است. باید در مسیری حرکت کنیم که تبیین شود راه تغییر، صندوق رای و اعمال دموکراسی است. اگر بپذیریم که راه این است، دیگر سوال «چرا در انتخابات شرکت کنم» رنگ می‌بازد.

    وی افزود: این سوال هربار در آستانه انتخابات‌ها در میان اصلاح‌طلبان به وجود می‌آید و در برخی موارد هم توسط جریان رقیب ایجاد می‌شود، نباید این طور باشد که یکی حزبی بگوید می آییم یکی دیگر بگوید نمی آییم یا چگونه می آییم.

    رئیس بنیاد امید ایرانیان با اشاره به مشکل ردصلاحیت نیروهای اصلاح طلب در انتخابات‌های مختلف، ابراز داشت: ما همواره مشکل داشتیم و احساس جریان اصلاحات این بود که بخشی از نیروهای ما را بدون دلیل منطقی و محکمه پسند ردصلاحیت می‌کنند. این طبیعی است چرا که اصولا برخی از اصولگرایان که در بخش هایی از حاکمیت حضور دارند به دنبال حذف ما بودند و هستند اما در عین حال نباید این مساله را مطرح کنیم که چون بناست نیروهای ما را ردصلاحیت کنند ما شرکت نمی‌کنیم.

    وی ادامه داد: ما در انتخابات سال گذشته علیرغم ردصلاحیت شدید و گسترده با کمبود نیرو مواجه نبودیم، در واقع ما هیچ وقت در هیچ انتخاباتی با کمبود نیرو مواجه نبودیم. بله اگر محدود کنیم فقط به نزدیکان خودمان و یک حزب فقط اعضای خود را مبنا قرار دهد و به مشکل می خوریم، اما باید اصلاح طلبان و نخبگان کشور را مدنظر قرار دهیم.

    عارف با یادآوری تجربه انتخابات مجلس در سال ۹۴ اظهار داشت: در انتخابات دهم یادتان هست که می گفتند که نمی‌توانیم لیست بدهیم اما ۳۰ نفر آدم توانمندی که کارنامه و اثرگذاری خوبی از خود برجای گذاشتند، در لیست قرار گرفتند. البته در برابر همه حملاتی که به آن‌ها و عملکردشان شد، نجیبانه پاسخ ندادند. بله ما باید با مردم ارتباط می‌داشتیم و اطلاع رسانی بهتری می‌کردیم که امکان آن فراهم نشد و شاید در فرصت‌های پیش‌رو بیشتر از عملکرد فراکسیون امید بگوییم.

    وی ادامه داد: ما هربار که شرایط سخت تر بوده پیروز شدیم و دستاورد داشتیم، ما اصولا با توجه به اهمیت و تاثیرگذاری به دنبال رای مردم بودیم. یک جریانی در کشور یک رای سنتی دارد اما این عدد در بهترین حالت ۴۰ درصد اما اصلاح طلبان هستند که می‌توانند آن ۶۰ درصد دیگر را به صحنه بیاورند و اگر این قشرهای خاکستری به صحنه بیایند به اصلاح طلبان رای می دهند. مردم هم دیده‌اند که هربار که اصلاح طلبان روی کار بودند بهتر عمل کرده اند.

    رئیس بنیاد امید ایرانیان  با تاکید بر اینکه اصلاح طلبان باید فکری به حال ساختار درونی خود کنند، بیان داشت: ما در دهه نود به این نتیجه رسیدیم که باید ساختار وحدت را ترکیبی از احزاب و اشخاص حقیقی قرار دهیم و شورایعالی سیاستگذاری در نتیجه آن تشکیل شد. خوشحالیم که ساختار جدید ایجاد شده که نهاد اجماع‌ساز یا هر اسمی دیگری که دارد مشابه شورای‌عالی است، یعنی ترکیب احزاب و اعضای حقیقی، اما این نقطه پایانی نیست باید حرکت کنیم به سمت ایجاد حزب فراگیر و به آن برسیم تا مسئولیت پذیری در جریان اصلاحات بالا برود. در کنار آن باید تقویت همدلی و ارتباط با جریان های درون نظام هم در دستور کار قرار گیرد.

     

    اخبار سیاسی |

  • میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟/دست‌خالی آقای‌ِاصولگرا از صندلی‌ریاست

    میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟/دست‌خالی آقای‌ِاصولگرا از صندلی‌ریاست

    به گزارش خبرآنلاین، با آنکه بعد از انقلاب مسئولیت هایی مثل عضویت در هیات اجرایی همه پرسی ۱۲ فروردین یا ریاست ستاد بازرسی انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی داشته اما اغلب سال های حیات سیاسی «مصطفی آقامیرسلیم» چندان خوش یمن پیش نرفت، خاصه آنجا که تلاش کرد گام هایی بلند در عرصه سیاست بردارد چیزی جز ناکامی نصیبش نشد.

    >>>بیشتر بخوانید؛

    میرسلیم به کدام نمایندگان مسأله دار مجلس کنایه زد؟

    رمزگشایی از انصراف ندادن میرسلیم به‌نفع ریاست قالیباف بر مجلس

    سال ۶۰ ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور تاریخ ایران تصمیم گرفت نخست وزیر خود را از دل حزب جمهوری اسلامی معرفی کند. با این حال حزب جمهوری که اکثریت مجلس را در دست داشت به مصطفی میرسلیم رای نداد. این اولین بار بود که میرسلیم در انتخاب شدن شکست می خورد اما آخرین بار نبود و دست کم یک بار دیگر در انتخابات ۹۶ از سوی حزبش که حالا موتلفه کنار گذاشته شد.

    مردی در جایگاه اشتباهی

    میرسلیم بعد از ناکامی از به دست آوردن پست نخست وزیری برای سالهای سال دیگر خود را در معرض انتخاب قرار نداد و همه مسئولیت های سیاسی اش از قائم مقامی وزارت کشور گرفته تا مشاوره تحقیقات رئیس جمهور انتصابی بود.

    تا آنکه مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال ۷۲ برای وزارت ارشاد دولت خود میرسلیم را به مجلس معرفی کرد. این بار مجلس به او رای داد اما هنوز که هنوز است برای خیلی ها جای سوال است که چرا هاشمی سکان فرهنگ را به دست میرسلیم سپرد؟

    میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟/دست‌خالی آقای‌ِاصولگرا از صندلی‌ریاست
    میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟/دست‌خالی آقای‌ِاصولگرا از صندلی‌ریاست

    این وزارتخانه با آنکه از سال ۶۵ به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییر نام داده بود اما وضعیت دوران وزارت میرسلیم در این وزارتخانه را چنان ارزیابی می کنند که بیشتر می توان از نام ارشاد استفاده کرد، وزیری که هنرمندان کارنامه او را پر از سانسور و محدودیت می‌دانند. بعد از دوران وزارتش از او درباره آخرین فیلمی که تماشا کرده است پرسیدند و او پاسخ داد: «خوشبختانه بعد از وزارت ارشاد دیگر ناگزیر نیستم فیلم تماشا کنم.» جمله دیگر میرسلیم که بعدها در انتخابات علیه او استفاده شد به میانه بد او با مطبوعات برمیگشت که روزگاری گفته بود: «مطبوعات شعور استفاده از آزادی را ندارد.»

    ۲۲ سال حضور نامحسوس در سیاست

    بعد از دوران وزارت میرسلیم حضوری نامحسوس و آرام در دنیای سیاست داشت و باز هم بر مسندهای انتصابی مثل عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام یا معاون فرهنگی اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک نشست تا آنکه در انتخابات ۹۶ بازهم هوس سیاست به سرش افتاد و تصمیم گرفت خودش را در معرض انتخاب شدن قرار دهد، اما این بار در سطح ریاست جمهوری.

    او ابتدا به نام نامزد حزب موتلفه پا در میدان گذاشت اما همانند سال ۶۰ که حزب جمهوری حاضر نشد نخست وزیری را به میرسلیم بسپارد، حزب موتلفه هم در بزنگاه نهایی، دست رد به سینه میرسلیم زد. حزب موتلفه پیش از انتخابات و در همراهی با گزینه جمنا، در بیانیه ای از کناره گیری میرسلیم به نفع ابراهیم رئیس خبر داد اما میرسلیم تکذیب کرد و تا آخرین روز انتخابات مانده بود، ولو به قیمت آنکه فقط یک درصد رای یعنی زیر ۵۰۰ هزار رای به دست بیاورد.

    او که عزم خود را برای رسیدن به پاستور جزم کرده بود، در ایام تبلیغات انتخاباتی سعی کرد خود را چهره ای ضدفساد نشان دهد حتی به قیمت آنکه در برابر دیگر کاندیداهای اصولگرایان بایستد. میرسلیم البته دیگر رقبا را هم بی نصیب نگذاشت و گاه و بیگاه به روحانی و جهانگیری می تاخت تاجایی که تکه کلامش «اینو چی می گی آقای روحانی؟» بر سر زبان ها افتاد. نتیجه اما بازهم چیزی جز شکست برای او نبود.

    می دانستم و نگفتم، اما حالا می گویم

    چالش ضدفسادی که او در انتخابات ۹۶ کلید زده بود به همان ایام ختم نشد و پس لرزه های آن شدیدتر از زلزله اصلی بود. او بعد از انتخابات خود را وارد چالشی جدی با محمدباقر قالیباف کرد و تا انتخابات ۹۸مجلس ادامه یاف. او سال ۹۶ در مصاحبه ای با روزنامه ایران گفته بود که از تخلفات شهردار تهران خبر داشته است اما بازگو کردن این تخلفات را در صورتی که قالیباف به دور دوم انتخابات میرفت موکول کرده بود. عضو حزب موتلفه پس از این مصاحبه مرتب در رسانه ها و فضای مجازی به قالیباف تاخت و در صفحه توییتر خود نوشت: «سرانجام تخلفات شهرداری‎های مناطق آشکار خواهد شد؛ تخلفاتی که قالیباف نیز شخصا از آن می نالید. کتمان آن به بهانه وحدت، جفا به اصولگرایی است.»

    چالش میرسلیم با قالیباف با نزدیک شدن به موعد انتخابات مجلس یازدهم عمیق تر شد، انتخاباتی که دو کاندیدای ریاست جمهوری ۹۶ عزم ورود به آن را داشتند. دو کاندیدایی که حالا آمده بودند که اگر ردای ریاست جمهوری به تنشان قواره نشد ردای ریاست مجلس را بر روی دوش اندازند. میرسلیم اینبار هم بازی ضدفساد را در مقابل قالیباف به راه انداخت و جدی تر از قبل دنبال کرد.

    میرسلیم که این بار برای ریاست مجلس خود را آماده می کرد چند روز پیش از انتخاب هیات رئیسه در توئیتی نوشت: «هر کسی نامزد عضویت در هیات رئیسه می‌شود باید وجدانا بررسی کند انتخاب او چه هزینه‌ای بر حیثیت نظام تحمیل می‌کند.»

    میرسلیم برای سومین بار از سوی حزبش کنار گذاشته شد؟

    میرسلیم البته اینبار هم در ابتدا حمایت حزب متبوعش برای ریاست مجلس را داشت اما در بزنگاه نهایی زمزمه هایی مخالفت از درون حزبش به گوش رسید. اسدالله بادامچیان دبیر کل این حزب وی را نامزد اصلح برای ریاست دانست و در توئیتر نوشت: ‏«آقای مهندس سیدمصطفی میرسلیم پیشنهاد حزب موتلفه اسلامی برای ریاست ‎مجلس یازدهم است. ‎ حزب موتلفه اسلامی در جمع بندی به این نتیجه رسیده که گزینه اصلح و ارجح، برای ریاست مجلس یازدهم آقای مهندس ‎سیدمصطفی میرسلیم است.»

    اما حمیدرضا ترقی، از دیگر اعضای حزب موتلفه سخنانی دارد که نشان می دهد که حمایت نشدن میرسلیم از سوی حزبش به بار سوم رسیده (دست کم بخشی از حزب). ترقی نامزدی میرسلیم برای ریاست مجلس را تصمیم شخصی و نه حزبی دانسته است و به روزنامه سازندگی گفته: بحث کاندیداتوری میرسلیم در انتخابات که حزب با آن موافق بود اما در ارتباط با حضور در رقابت برای ریاست مجلس، تا مرحله بررسی و کاندیداتوری در فراکسیون در مجلس، حزب موتلفه مصوبه داشت که ایشان نامزد شوند تا نتیجه اولیه در فراکسیون مشخص شود. زمانی که فراکسیون جمع‌بندی کرد و کاندیدای خود را مشخص کرد، دیگر حزب مصوبه‌ای در ارتباط با این مسئله نداشت و آقای میرسلیم اقدام شخصی خود را انجام دادند.

    دست خالی میرسلیم از صندلی ریاست در مجلس

    در نهایت میرسلیم با ۱۲ رای در انتخابات مجلس در برابر قالیباف با ۲۳۰ رای شکست سنگینی متحمل شد. با بازماندن میرسلیم از ریاست، تصور می شد او مسئولیتی مثل ریاست یکی از کمیسیون ها را به عهده بگیرد، در گمانه زنی ها صحبت از کمیسیون صنایع که مرتبط با تحصیلات او بود می شد. با این حال میرسلیم وارد رقابت در آن کمیسیون نشد و ترجیح داد سراغ کمیسیون اصل ۹۰ برود و خود را رقابت بر سر ریاست این کمیسیون آماده کند تا شاید اینبار از جایگاه ریاست نظارتی ترین کمیسیون مجلس پیگیر شعارهای ضدفساد خود شود اما اینبار هم درهای ریاست به رویش باز نشد و خودخواسته از رقابت کنار کشید.

    او در نامه ای اعتراضی نسبت به اینکه هیات رئیسه مجلس به جای دو کاندیدا پنج کاندیدای ریاست این کمیسیون معرفی کرد از نامزدی انصراف داد و نوشت: «توضیح اینکه حساسیت و اهمیت اقدامات این کمیسیون ایجاب می‌کند که شایسته‌ترین فرد برای ایفای خدمات مدیریتی آن انتخاب شود و لذا قانونگذار وظیفه تشخیص آن فرد را به عهده هیات‌رئیسه محترم قرار داده است و تایید آن با رای مجلس انجام می‌گیرد. تشخیص شایستگی را هیات‌رئیسه محترم باید بر مبنای ملاک‌های که به وظایف کمیسیون اصل ۹۰ برمی‌گردد با تدوین جدول امتیازات داوطلبان انجام می‌داد و کارشناسانه مشخص می‌کرد که چه نامزدهای مناسب‌ترند. این کار را نباید خود نامزدها مدعی شوند چون قبیح است و نباید به صحن مجلس واگذار کرد زیرا گرفتار رایزنی‌های غیررسمی خارج از قواره‌های شایسته سالاری می‌شود.»

    میرسلیم، عارف مجلس یازدهم است؟

    زندگی میرسلیم در چند سال اخیر به گونه ای بوده که در پیش بینی آینده پارلمانی اش در ۴ سال پیش رو برخی او را «عارف» مجلس یازدهم می دانند، فردی که ابتدا از انتخابات ریاست جمهوری به شهرت سیاسی خود افزود اما ناکام ماند و سپس سودای مجلس و ریاست آن را داشت.

    میرسلیم در اولین راند رقابت با رقیب اصلی یعنی قالیباف شکست را تجربه کرده است. او البته بعد از این شکست گویا رویه سکوت و باز نکردن تریبونش در مجلس را دنبال می کند و بیشتر علاقمند است با توئیت زدن مواضعش را علنی کند.

    عارف نیز در مجلس دهم بعد از آنکه به کرسی ریاست نرسید تنها ریاست فراکسیون اصلاح طلبان را پذیرفت و وارد رقابت برای دیگر کرسی ها نشد رویه ای که به نظر می رسد میرسلیم هم قرار است آن را دنبال کند با این تفاوت که بعید است او به ریاست فراکسیون اصولگرایان هم برسد. برخی گمانه ها حکایت از آن داشت که شاید قالیباف برای دلجویی از رقیب دیروز و امروزش صندلی ریاست مرکز پژوهش ها را به او تعارف کند اما این گمانه نیز به سرعت رنگ باخت و بعید است قالیباف تن به این تعارف بدهد.

    اما سوالی که پاسخ دادن به آن زمان می برد این است که آیا سرنوشت سیاسی میرسلیم هم مثل محمدرضا عارف خواهد بود؟

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟

    میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟

    میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟

    به گزارش خبرآنلاین، با آنکه بعد از انقلاب مسئولیت هایی مثل عضویت در هیات اجرایی همه پرسی ۱۲ فروردین یا ریاست ستاد بازرسی انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی داشته اما اغلب سال های حیات سیاسی «مصطفی آقامیرسلیم» چندان خوش یمن پیش نرفت، خاصه آنجا که تلاش کرد گام هایی بلند در عرصه سیاست بردارد چیزی جز ناکامی نصیبش نشد.

    >>>بیشتر بخوانید؛

    میرسلیم به کدام نمایندگان مسأله دار مجلس کنایه زد؟

    رمزگشایی از انصراف ندادن میرسلیم به‌نفع ریاست قالیباف بر مجلس

    سال ۶۰ ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور تاریخ ایران تصمیم گرفت نخست وزیر خود را از دل حزب جمهوری اسلامی معرفی کند. با این حال حزب جمهوری که اکثریت مجلس را در دست داشت به مصطفی میرسلیم رای نداد. این اولین بار بود که میرسلیم در انتخاب شدن شکست می خورد اما آخرین بار نبود و دست کم یک بار دیگر در انتخابات ۹۶ از سوی حزبش که حالا موتلفه کنار گذاشته شد.

    مردی در جایگاه اشتباهی

    میرسلیم بعد از ناکامی از به دست آوردن پست نخست وزیری برای سالهای سال دیگر خود را در معرض انتخاب قرار نداد و همه مسئولیت های سیاسی اش از قائم مقامی وزارت کشور گرفته تا مشاوره تحقیقات رئیس جمهور انتصابی بود.

    تا آنکه مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال ۷۲ برای وزارت ارشاد دولت خود میرسلیم را به مجلس معرفی کرد. این بار مجلس به او رای داد اما هنوز که هنوز است برای خیلی ها جای سوال است که چرا هاشمی سکان فرهنگ را به دست میرسلیم سپرد؟

    میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟
    میرسلیم جا پای عارف می‌گذارد؟

    این وزارتخانه با آنکه از سال ۶۵ به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییر نام داده بود اما وضعیت دوران وزارت میرسلیم در این وزارتخانه را چنان ارزیابی می کنند که بیشتر می توان از نام ارشاد استفاده کرد، وزیری که هنرمندان کارنامه او را پر از سانسور و محدودیت می‌دانند. بعد از دوران وزارتش از او درباره آخرین فیلمی که تماشا کرده است پرسیدند و او پاسخ داد: «خوشبختانه بعد از وزارت ارشاد دیگر ناگزیر نیستم فیلم تماشا کنم.» جمله دیگر میرسلیم که بعدها در انتخابات علیه او استفاده شد به میانه بد او با مطبوعات برمیگشت که روزگاری گفته بود: «مطبوعات شعور استفاده از آزادی را ندارد.»

    ۲۲ سال حضور نامحسوس در سیاست

    بعد از دوران وزارت میرسلیم حضوری نامحسوس و آرام در دنیای سیاست داشت و باز هم بر مسندهای انتصابی مثل عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام یا معاون فرهنگی اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک نشست تا آنکه در انتخابات ۹۶ بازهم هوس سیاست به سرش افتاد و تصمیم گرفت خودش را در معرض انتخاب شدن قرار دهد، اما این بار در سطح ریاست جمهوری.

    او ابتدا به نام نامزد حزب موتلفه پا در میدان گذاشت اما همانند سال ۶۰ که حزب جمهوری حاضر نشد نخست وزیری را به میرسلیم بسپارد، حزب موتلفه هم در بزنگاه نهایی، دست رد به سینه میرسلیم زد. حزب موتلفه پیش از انتخابات و در همراهی با گزینه جمنا، در بیانیه ای از کناره گیری میرسلیم به نفع ابراهیم رئیس خبر داد اما میرسلیم تکذیب کرد و تا آخرین روز انتخابات مانده بود، ولو به قیمت آنکه فقط یک درصد رای یعنی زیر ۵۰۰ هزار رای به دست بیاورد.

    او که عزم خود را برای رسیدن به پاستور جزم کرده بود، در ایام تبلیغات انتخاباتی سعی کرد خود را چهره ای ضدفساد نشان دهد حتی به قیمت آنکه در برابر دیگر کاندیداهای اصولگرایان بایستد. میرسلیم البته دیگر رقبا را هم بی نصیب نگذاشت و گاه و بیگاه به روحانی و جهانگیری می تاخت تاجایی که تکه کلامش «اینو چی می گی آقای روحانی؟» بر سر زبان ها افتاد. نتیجه اما بازهم چیزی جز شکست برای او نبود.

    می دانستم و نگفتم، اما حالا می گویم

    چالش ضدفسادی که او در انتخابات ۹۶ کلید زده بود به همان ایام ختم نشد و پس لرزه های آن شدیدتر از زلزله اصلی بود. او بعد از انتخابات خود را وارد چالشی جدی با محمدباقر قالیباف کرد و تا انتخابات ۹۸مجلس ادامه یاف. او سال ۹۶ در مصاحبه ای با روزنامه ایران گفته بود که از تخلفات شهردار تهران خبر داشته است اما بازگو کردن این تخلفات را در صورتی که قالیباف به دور دوم انتخابات میرفت موکول کرده بود. عضو حزب موتلفه پس از این مصاحبه مرتب در رسانه ها و فضای مجازی به قالیباف تاخت و در صفحه توییتر خود نوشت: «سرانجام تخلفات شهرداری‎های مناطق آشکار خواهد شد؛ تخلفاتی که قالیباف نیز شخصا از آن می نالید. کتمان آن به بهانه وحدت، جفا به اصولگرایی است.»

    چالش میرسلیم با قالیباف با نزدیک شدن به موعد انتخابات مجلس یازدهم عمیق تر شد، انتخاباتی که دو کاندیدای ریاست جمهوری ۹۶ عزم ورود به آن را داشتند. دو کاندیدایی که حالا آمده بودند که اگر ردای ریاست جمهوری به تنشان قواره نشد ردای ریاست مجلس را بر روی دوش اندازند. میرسلیم اینبار هم بازی ضدفساد را در مقابل قالیباف به راه انداخت و جدی تر از قبل دنبال کرد.

    میرسلیم که این بار برای ریاست مجلس خود را آماده می کرد چند روز پیش از انتخاب هیات رئیسه در توئیتی نوشت: «هر کسی نامزد عضویت در هیات رئیسه می‌شود باید وجدانا بررسی کند انتخاب او چه هزینه‌ای بر حیثیت نظام تحمیل می‌کند.»

    میرسلیم برای سومین بار از سوی حزبش کنار گذاشته شد؟

    میرسلیم البته اینبار هم در ابتدا حمایت حزب متبوعش برای ریاست مجلس را داشت اما در بزنگاه نهایی زمزمه هایی مخالفت از درون حزبش به گوش رسید. اسدالله بادامچیان دبیر کل این حزب وی را نامزد اصلح برای ریاست دانست و در توئیتر نوشت: ‏«آقای مهندس سیدمصطفی میرسلیم پیشنهاد حزب موتلفه اسلامی برای ریاست ‎مجلس یازدهم است. ‎ حزب موتلفه اسلامی در جمع بندی به این نتیجه رسیده که گزینه اصلح و ارجح، برای ریاست مجلس یازدهم آقای مهندس ‎سیدمصطفی میرسلیم است.»

    اما حمیدرضا ترقی، از دیگر اعضای حزب موتلفه سخنانی دارد که نشان می دهد که حمایت نشدن میرسلیم از سوی حزبش به بار سوم رسیده (دست کم بخشی از حزب). ترقی نامزدی میرسلیم برای ریاست مجلس را تصمیم شخصی و نه حزبی دانسته است و به روزنامه سازندگی گفته: بحث کاندیداتوری میرسلیم در انتخابات که حزب با آن موافق بود اما در ارتباط با حضور در رقابت برای ریاست مجلس، تا مرحله بررسی و کاندیداتوری در فراکسیون در مجلس، حزب موتلفه مصوبه داشت که ایشان نامزد شوند تا نتیجه اولیه در فراکسیون مشخص شود. زمانی که فراکسیون جمع‌بندی کرد و کاندیدای خود را مشخص کرد، دیگر حزب مصوبه‌ای در ارتباط با این مسئله نداشت و آقای میرسلیم اقدام شخصی خود را انجام دادند.

    دست خالی میرسلیم از صندلی ریاست در مجلس

    در نهایت میرسلیم با ۱۲ رای در انتخابات مجلس در برابر قالیباف با ۲۳۰ رای شکست سنگینی متحمل شد. با بازماندن میرسلیم از ریاست، تصور می شد او مسئولیتی مثل ریاست یکی از کمیسیون ها را به عهده بگیرد، در گمانه زنی ها صحبت از کمیسیون صنایع که مرتبط با تحصیلات او بود می شد. با این حال میرسلیم وارد رقابت در آن کمیسیون نشد و ترجیح داد سراغ کمیسیون اصل ۹۰ برود و خود را رقابت بر سر ریاست این کمیسیون آماده کند تا شاید اینبار از جایگاه ریاست نظارتی ترین کمیسیون مجلس پیگیر شعارهای ضدفساد خود شود اما اینبار هم درهای ریاست به رویش باز نشد و خودخواسته از رقابت کنار کشید.

    او در نامه ای اعتراضی نسبت به اینکه هیات رئیسه مجلس به جای دو کاندیدا پنج کاندیدای ریاست این کمیسیون معرفی کرد از نامزدی انصراف داد و نوشت: «توضیح اینکه حساسیت و اهمیت اقدامات این کمیسیون ایجاب می‌کند که شایسته‌ترین فرد برای ایفای خدمات مدیریتی آن انتخاب شود و لذا قانونگذار وظیفه تشخیص آن فرد را به عهده هیات‌رئیسه محترم قرار داده است و تایید آن با رای مجلس انجام می‌گیرد. تشخیص شایستگی را هیات‌رئیسه محترم باید بر مبنای ملاک‌های که به وظایف کمیسیون اصل ۹۰ برمی‌گردد با تدوین جدول امتیازات داوطلبان انجام می‌داد و کارشناسانه مشخص می‌کرد که چه نامزدهای مناسب‌ترند. این کار را نباید خود نامزدها مدعی شوند چون قبیح است و نباید به صحن مجلس واگذار کرد زیرا گرفتار رایزنی‌های غیررسمی خارج از قواره‌های شایسته سالاری می‌شود.»

    میرسلیم، عارف مجلس یازدهم است؟

    زندگی میرسلیم در چند سال اخیر به گونه ای بوده که در پیش بینی آینده پارلمانی اش در ۴ سال پیش رو برخی او را «عارف» مجلس یازدهم می دانند، فردی که ابتدا از انتخابات ریاست جمهوری به شهرت سیاسی خود افزود اما ناکام ماند و سپس سودای مجلس و ریاست آن را داشت.

    میرسلیم در اولین راند رقابت با رقیب اصلی یعنی قالیباف شکست را تجربه کرده است. او البته بعد از این شکست گویا رویه سکوت و باز نکردن تریبونش در مجلس را دنبال می کند و بیشتر علاقمند است با توئیت زدن مواضعش را علنی کند.

    عارف نیز در مجلس دهم بعد از آنکه به کرسی ریاست نرسید تنها ریاست فراکسیون اصلاح طلبان را پذیرفت و وارد رقابت برای دیگر کرسی ها نشد رویه ای که به نظر می رسد میرسلیم هم قرار است آن را دنبال کند با این تفاوت که بعید است او به ریاست فراکسیون اصولگرایان هم برسد. برخی گمانه ها حکایت از آن داشت که شاید قالیباف برای دلجویی از رقیب دیروز و امروزش صندلی ریاست مرکز پژوهش ها را به او تعارف کند اما این گمانه نیز به سرعت رنگ باخت و بعید است قالیباف تن به این تعارف بدهد.

    اما سوالی که پاسخ دادن به آن زمان می برد این است که آیا سرنوشت سیاسی میرسلیم هم مثل محمدرضا عارف خواهد بود؟ کمتر کسی است که معتقد نباشد رفتاری که عارف در مجلس دهم پیش گرفته بود منجر به شکست او شده است. اینکه میرسلیم هم در ادامه شکست هایش این شکست را نیز تجربه خواهد کرد یا آنکه خط بطلانی بر روی شکست هایش می کشد به زمان بیشتری نیاز دارد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • عارف: نه از اصلاح طلبی عبور می‌کنیم، نه از آن عقب می‌نشینیم /حرف‌ها را تحمل می‌کنیم اما حتما سکوت نمی‌کنیم

    عارف: نه از اصلاح طلبی عبور می‌کنیم، نه از آن عقب می‌نشینیم /حرف‌ها را تحمل می‌کنیم اما حتما سکوت نمی‌کنیم

    عارف: نه از اصلاح طلبی عبور می‌کنیم، نه از آن عقب می‌نشینیم

     

    «محمدرضا عارف» در نشست شورای عالی بنیاد امید ایرانیان که به صورت ترکیبی (حضوری و مجازی ) برگزار شد بر لزوم آسیب شناسی جدی فعالیت‌ها و برنامه‌ها و نقد و بررسی عملکرد بنیاد امید ایرانیان تاکید کرد و گفت:در شرایطی که وضعیت کشور بخاطر هم بخاطر فشار و تحریم های ظالمانه آمریکا و هم به خاطر برخی سوء مدیریت ها و نیز شرایط کرونایی پیچیده‌تر و سخت‌تر از گذشته شده است شاهد فشارهای اقتصادی و معیشتی به مردم هستیم.

    وی در همین زمینه ادامه داد: در شرایط فعلی کشور بنیاد امید ایرانیان باید برنامه‌های راهبردی و عملیاتی خود را متناسب با شرایط و واقعیت‌های موجود کشور تدوین کند و همه تلاش خود را در این شرایط بکار بندد تا به دستاوردهای ارزشمندی دست پیدا کنیم.

    رئیس بنیاد امید ایرانیان تصریح کرد: بر این باوریم که در شرایط فعلی کشور تشکل‌های مردمی بیش از تشکل‌های سیاسی می توانند و باید نقش آفرین باشند و اعتناء مردم به نخبگان اجتماعی و فرهنگی بیش از نخبگان سیاسی شده است. به همین دلیل ضرورت فعال‌تر شدن بنیاد امید ایرانیان و اهمیت حضور موثر بنیاد بهتر خود را نشان می‌دهد.

    رواج دروغ و نبود صداقت با مردم مشکل و چالش اصلی امروز جامعه ما است

    وی ضمن مرور ماموریت‌های بنیاد امید ایرانیان ،یادآور شد:تلاش ما در بنیاد امید ایرانیان به عنوان یک موسسه فرهنگی و اجتماعی که در مسایل راهبردی ورود دارد این بوده است که در قالب گفتمان اصلاحات چالش‌های اصلی کشور احصاء و برای حل چالش‌ها راه حل هایی با توجه به ظرفیت کشور ارائه دهیم که این روند باید با جدیت و تلاش بیشتر ادامه پیدا کند.

    عارف با بیان اینکه معتقدم مشکل اساسی کشور در حوزه مسایل فرهنگی و اجتماعی است  ،تاکید کرد: اینکه چرا اعتماد مردم به مسئولان و حاکمیت کمرنگ شده به نظرم ورای مسایل مدیریتی به مسائل فرهنگی برمی‌گردد.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام  با بیان اینکه رواج دروغ و نبود صداقت با مردم مشکل و چالش اصلی امروز جامعه ما است ،بر ضرورت تلاش حاکمیت برای بازسازی سرمایه اجتماعی، کاهش شکاف حاکمیت و ملت و تقویت اتحاد و انسجام ملی تاکید کرد و گفت:حاکمیت اگر نتواند در مسیر تقویت و بازتولید اعتماد بین ملت و حاکمیت گام بردارد، نمی تواند بر بحران‌های کنونی و آینده فایق آید.

    نه از اصلاح طلبی عبور می کنیم، نه از آن عقب می نشینیم

    وی تاکید کرد: ما نه از اصلاح طلبی عبور می کنیم، نه از آن عقب می نشینیم. معیارمان برای اصلاحات هم منافع و مصالح ملی است. برخی حرف‌ها را بخاطر کشور ،ملت و نظام تحمل می‌کنیم، اما اگر ببینیم مصالح کشور و ملت‌مان در خطر است، حتما سکوت نمی‌کنیم.

    عارف با بیان  اینکه هیچ قراردادی نمی‌تواند و نباید استقلال ،آزادی و امنیت ما را خدشه دار کند، تصریح کرد: شعار اصیل انقلاب ما نه شرقی و نه غربی بود، قرار نیست با این اصل در جایی ضعیف عمل کنیم. نظام ما بر آمده از رای ملت است، هیچ چیزی خارج از مرای و منظر مردم، مورد پذیرش نیست،در هر قرار داد اعتماد عمومی ملت یک اصل است و خوشبختانه قانون اساسی ما مسیری شفاف و روشن را برای هرگونه همکاری و قرارداد مشخص کرده است و همگان موظف به رعایت آن هستند و مردم اجازه نمی دهند فرد یا گروهی خلاف آن عمل کنند.

    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه برای از بین بردن معضلات اجتماعی، همچون فقر ، فساد و تبعیض باید به یک تغییر رویه کلان دست زد  و نیاز به یک عزم عمومی و ملی است هشدار داد که  ادامه این رویه بحران‌های عمیقی را برای کشور و نظام  رقم می‌زند.

    ما نیازمند رعایت اصول حکمرانی خوب هستیم

    وی به موضوع حکمرانی خوب اشاره کرد و گفت: من در نامه اخیرم به مردم عزیز ایران درباره حکمرانی خوب صحبت کردم ما نیازمند رعایت اصول حکمرانی خوب هستیم. نمی توانیم با اقدامات‌مان  گسترش طبقه آسیب دیده را شاهد باشیم. نمی‌توانیم طبقه متوسط و نخبه کشور را تضعیف کنیم، نمی توانیم رویه‌های ضد علمی و ضد توسعه و پیشرفت داشته و انتظار بهبود اوضاع را داشته باشیم.

    عارف ادامه داد: نمی توانیم دستاوردهای جامعه نخبگان و دانشگاهیان را در زمینه های اجتماعی نادیده بگیریم و انتظار معجزه داشته باشیم.

    وی همچنین با بیان اینکه متاسفانه امروز فضای عمومی کشور با تندخویی ،اهانت و تهمت و افترا همراه شده است و این زیبنده انقلابی که دایه فرهنگی داشت نیست،خاطرنشان کرد:هنر عده ای سرمایه سوزی شده است و برای نیل به این هدف دروغ می گویند و تهمت می زنند.

    عارف افزود: تلاش ما در بنیاد امید ایرانیان باید حاکمیت اخلاق در کشور باشد.برای حاکمیت اخلاق در کشور حاضریم هزینه بدهیم که تاکنون هم داده‌ایم حاضریم بسیاری از حرفهای ناروا را تحمل کنیم ولی از  منافع گفتمانی خود عبور نکنیم . برای تقویت همبستگی در جریان اصلاحات بسیاری از بداخلاقی ها را تحمل می کنیم.

    رئیس بنیاد امید ایرانیان در پایان به اعضای این بنیاد چند توصیه را برای تدوین برنامه ها مطرح کرد.

    لزوم توجه به عملگرایی ،واقع بینی و پابندی به شعار آرامش و امید،ترجیح منافع ملی بر منافع فردی و دوری از خودخواهی ،خودبزرگ بینی ، رعایت شعار محوری یعنی اخلاق مداری،انعطاف پذیری و سرعت عمل بالا در همه فعالیت ها،توجه به سرمایه اصلی و معنوی بنیاد امید یعنی نخبگان و فرهیختگان دانشگاهی ،تکیه بر ارائه راهکارهای عملیاتی و دوری از نظریه پردازی و اهمیت به شعبات استانی و بومی سازی فعالیت‌ها از جمله توصیه‌های عارف به اعضای شورای عالی بنیاد امید ایرانیان بود.

    پیش از سخنان محمدرضا عارف ،جعفر توفیقی رئیس هیات مدیره و عبدالرحیم کرکه آبادی مدیر عامل بنیاد امید ایرانیان گزارشی از فعالیت‌های این نهاد مدنی ارائه کردند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • انتشار یک کلیپ معنادار درباره عارف و انتخابات ۱۴۰۰

    انتشار یک کلیپ معنادار درباره عارف و انتخابات ۱۴۰۰

    انتشار یک کلیپ معنادار درباره عارف و انتخابات ۱۴۰۰

    پس از استعفای عارف از ریاست شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، این گمانه زنی قوت گرفت که این استعفا به دلیل حضور وی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است، اما در کلیپی که امروز کانال تلگرامی منسوب به وی منتشر کرد، اعلام شد که عارف هیچ گونه موضع گیری درباره این انتخابات اتخاذ نکرده است.

    در این کلیپ بیان می شود که نحوه ورود افراد به انتخابات به چگونگی پایان دولت روحانی،انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و بیماری کرونا بستگی دارد.

    انتشار یک کلیپ معنادار درباره عارف و انتخابات ۱۴۰۰
    انتشار یک کلیپ معنادار درباره عارف و انتخابات ۱۴۰۰

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • عبدالله نوری جایگزین عارف می‌شود؟

    عبدالله نوری جایگزین عارف می‌شود؟

    عبدالله نوری جایگزین عارف

     

    جواد امام با اشاره به بحث برانگیز بودن استعفای عارف، اظهار کرد: عارف، منتخب شورای عالی سیاستگذاری بود و علی القاعده باید استعفای خود را به شورا اعلام می کرد، ولی تاکنون هیچ استعفای رسمی و مکتوبی به شورای عالی نرسیده است.داود محمدی نماینده احزاب برای ثبت شورای عالی در وزارت کشور بود و برای انتخاب رییس شورا یا قبول استعفا تصمیم گیر نیست.

    دبیرکل حزب مجمع ایثارگران همچنین با اشاره به این که موضوع استعفای عارف در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مطرح است، افزود: شورای عالی سیاستگذاری بنا به اراده شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و با حضور این احزاب و اشخاص حقیقی تشکیل شده است و همین جبهه هم باید برای ادامه فعالیت شورای عالی یا اصلاح ساختار آن تصمیم بگیرد.جلسات شورای هماهنگی در حال برگزاری است، ولی تاکنون هیچ تصمیم مشخصی گرفته نشده است و نظرات اعلام شده، نظرات شخصی بوده است.

    عبدالله نوری جایگزین عارف

    این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: آقای خاتمی به موضوع ورود نمی‌کند، زیرا همواره‌ تاکید دارد که اعضای شورا باید به جمع بندی برسند و فقط اگر لازم بوده توصیه مطرح می‌کند.

    امام در پایان با بیان اینکه معتقدم که اگر قرار است که فعالیت شورای عالی ادامه یابد، حتما باید اصلاحاتی در آن انجام شده و تقویت شود، گفت: اجماع سازی با همه شخصیت های حقیقی و حقوقی شورای عالی کار طاقت فرسایی است و اگر عارف تشخیص داده است که از کار جمعی فاصله بگیرد، به نظر من عبدالله نوری جایگزین مناسبی برای اجماع سازی و تقویت شورای عالی است و حتی احزابی که به شورای عالی نقد دارند، پذیرای عبدالله نوری هستند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • عبدالله نوری جایگزین عارف می‌شود؟

    عبدالله نوری جایگزین عارف می‌شود؟

    جواد امام با اشاره به بحث برانگیز بودن استعفای عارف، اظهار کرد: عارف، منتخب شورای عالی سیاستگذاری بود و علی القاعده باید استعفای خود را به شورا اعلام می کرد، ولی تاکنون هیچ استعفای رسمی و مکتوبی به شورای عالی نرسیده است.داود محمدی نماینده احزاب برای ثبت شورای عالی در وزارت کشور بود و برای انتخاب رییس شورا یا قبول استعفا تصمیم گیر نیست.

    دبیرکل حزب مجمع ایثارگران همچنین با اشاره به این که موضوع استعفای عارف در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مطرح است، افزود: شورای عالی سیاستگذاری بنا به اراده شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و با حضور این احزاب و اشخاص حقیقی تشکیل شده است و همین جبهه هم باید برای ادامه فعالیت شورای عالی یا اصلاح ساختار آن تصمیم بگیرد.جلسات شورای هماهنگی در حال برگزاری است، ولی تاکنون هیچ تصمیم مشخصی گرفته نشده است و نظرات اعلام شده، نظرات شخصی بوده است.

    عبدالله نوری جایگزین عارف می‌شود؟
    عبدالله نوری جایگزین عارف می‌شود؟

    این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: آقای خاتمی به موضوع ورود نمی‌کند، زیرا همواره‌ تاکید دارد که اعضای شورا باید به جمع بندی برسند و فقط اگر لازم بوده توصیه مطرح می‌کند.

    امام در پایان با بیان اینکه معتقدم که اگر قرار است که فعالیت شورای عالی ادامه یابد، حتما باید اصلاحاتی در آن انجام شده و تقویت شود، گفت: اجماع سازی با همه شخصیت های حقیقی و حقوقی شورای عالی کار طاقت فرسایی است و اگر عارف تشخیص داده است که از کار جمعی فاصله بگیرد، به نظر من عبدالله نوری جایگزین مناسبی برای اجماع سازی و تقویت شورای عالی است و حتی احزابی که به شورای عالی نقد دارند، پذیرای عبدالله نوری هستند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • توصیه عضو حزب کارگزاران به سیدمحمد خاتمی /استعفای عارف کار درستی بود

    توصیه عضو حزب کارگزاران به سیدمحمد خاتمی /استعفای عارف کار درستی بود

    علی محمد نمازی با بیان اینکه تجدید سازمان شورای عالی سیاست گذاری از ضرورت های امروز جریان اصلاحات است، اظهار کرد: شرایط کشور تغییر کرده و مشکلات با سرعت در حال بروز است و این مشکلات موجب ایجاد نگرانی در میان دلسوزان کشور و نظام شده است. شورای عالی باید ساختار خود را مناسب با شرایط کشور کرده و اهداف و برنامه جدید تدارک ببیند و من معتقدم وظیفه شورای عالی فقط در انتخابات خلاصه نمی شود، بلکه باید با یک نگاه وسیع تر به مسائل کشور نیازها و مطالبات مردم بنگرد.

    در همین رابطه بخوانید؛

    شوک یک«نامه»به اردوگاه اصلاحات/استعفایی که اصلاح‌طلبان را راضی کرد

    وی ادامه داد: شورای عالی سیاستگذاری به عنوان یک تشکل بسیار دلسوز کشور و نظام باید جدی تر وارد عرصه شده و نظرات خود را خیلی جدی و محکم به مسئولان کشور گوشزد کند تا زمینه برای ارائه راه حل ها و کاهش مشکلات کشور فراهم شود و ماموریت خود را فقط در انتخابات خلاصه نکند.

    توصیه عضو حزب کارگزاران به سیدمحمد خاتمی /استعفای عارف کار درستی بود
    توصیه عضو حزب کارگزاران به سیدمحمد خاتمی /استعفای عارف کار درستی بود

    این فعال سیاسی تصریح کرد: افرادی مثل سید محمد خاتمی باید به این فکر باشند که برنامه های جدیدی طراحی کنند و ساختار شورای عالی هم باید اصلاح شود. استعفای عارف کار درستی بوده است. اگر این استعفا در راستای تجدید سازمان شورای عالی هم نباشد باز باید آن را به فال نیک گرفت. زیرا زمینه را برای اصلاح ساختاری این شورا فراهم می کند. ممکن است این استعفا هم با انگیزه حضور در انتخابات ۱۴۰۰ باشد که به هر حال کار خوبی شده است و می طلبد که سریعتر اصلاح طلبان به سمت تجدید سازمان شورای عالی سیاستگذاری بروند.

    نمازی خاطرنشان کرد: اصلاح طلبان نباید حضور خود را فقط در انتخابات خلاصه کنند، بلکه باید برای کارهای بزرگتر در عرصه حضور داشته باشند و تا زمانی که به طور جدی کنار گذاشته نشوند، نباید خود را از عرصه انتخابات کنار بکشند. البته اصرار بر حضور در انتخابات هم باید با در نظر گرفتن شرایطی باشد و جریان اصلاحات نباید دیگر کاندیدای اجاره ای داشته باشد. جریان اصلاحات از روحانی حمایت کرد و او در دور اول موفق بود، اما نگذاشتند برجام پیش برود و دولت و کشور در دور دوم ریاست جمهوری روحانی با مشکلات مواجه شد ولی به جای بررسی واقعیات و ریشه مشکلات، می خواهند تمام مشکلات موجود در کشور را به گردن دولت بیندازند. در حالیکه بخشی کوچکی از این مشکلات ناشی از عملکرد دولت است. اصلاح طلبان نیز در این بین متهم شدند و مورد طعنه اصولگرایان قرار می گیرند. در حالیکه وقتی کاندیدای اصلی اصلاح طلبان یعنی مرحوم هاشمی رد صلاحیت شد آنها از روحانی حمایت کردند.

    این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران تاکید کرد: اصلاح طلبان نباید کاندیدای اجاره ای داشته باشند. آنها باید در صحنه حضور داشته باشند ،ولی مشروط اعلام موضع کنند. نه بگویند در هر شرایطی هستیم و نه بگویند قطعا نیستیم. آنها باید کاندیدای حداکثری را به صحنه بیاورند و از آنها حمایت کنند و اگر آنها در انتخابات رد صلاحیت کنند، بگویند چون کاندیدایی نداریم و شرایط فراهم نیست در انتخابات از کسی حمایت نمی کنیم. آنها نباید پشت کاندیدای سایر جریان ها بروند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • معمایِ عارف در روزگار پساپارلمانی/۱۴۰۰ نقطه بازگشت«آقایِ سکوت»؟

    معمایِ عارف در روزگار پساپارلمانی/۱۴۰۰ نقطه بازگشت«آقایِ سکوت»؟

    معمایِ عارف در روزگار پساپارلمانی

    به گزارش خبرآنلاین، نه انتخابات ۱۴۰۰ انتخابات ۹۲ است و نه عارف، عارف هشت سال پیش؛ آن زمان که بعد از چندسال گوشه‌نشینی، اصلاح‌طلبان تصمیم گرفتند وارد کارزار انتخابات شوند تنها نقطه امیدشان، آیت الله هاشمی رفسنجانی بود اما همینکه خبر ردصلاحیت او یک روز قبل در روزنامه کیهان منتشر و روز بعد رسما اعلام شد، سکوت سنگینی جبهه اصلاحات را فراگرفت؛ بعد از آن بود که محمدرضا عارف معاون اول سید محمد خاتمی به عنوان تنها گزینه روی میز مطرح شد و البته حسن روحانی گزینه پنهانی بود که لحظات آخر نهایی شد.

    آن روزهای سال ۹۲، عارف  اگر نگوییم به عنوان ناجی بلکه به عنوان یک روزنه‌ و نقطه امیدی در جریان اصلاحات مطرح بود. او رویای ریاست جمهوری را در میتینگ‌های انتخاباتی شلوغ و دست در دست همسر دنبال می کرد. «زندگی آبرومندانه و شرافتمنداته در سایه کشورداری خردمندانه» شد شعار انتخاباتی‌ عارف  اما سرنوشت این شعار به خیابان پاستور ختم نشد و آن گزینه پنهان شد راه تنفس اصلاح طلبان بعد از سال ها انزوا و دوری از قدرت.

    بهارستان و قصه‌ای تازه

    هرچند داستان محمدرضا عارف و انتخابات سال ۹۲ آخر خوشی برایش رقم نزد و در نهایت با نامه سید محمد خاتمی مجبور شد به نفع  حسن روحانی از خیر کرسی ریاست جمهوری بگذرد اما پایان این ماجرا اتفاق تازه‌تری را برای او رقم زد. یک سال و نیم بعد از یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری اصلاح‌طلبان عارف را به پاس همراهی‌اش در سال ۹۲ سرلیست اصلاح‌طلبان تهران برای انتخابات مجلس کردند.

    عارف هم که چندان از این وضعیت بدش نمی‌آمد وارد میدان رقابت شد. همان سال تازه برجام امضا شده بود و اولین بارقه‌های امید برای تغییر شرایط و فردایی بهتر در دل مردم جوانه زد همین موضوع موجب شد تا انتخابات اسفند ۹۴ با نرخ مشارکت ۶۲ درصد کار را به نفع اصلاح‌طلبان و لیست امید تمام کند و محمدرضا عارف بیشترین رای را به دست بیاورد.

    حالا وقت بازی با کارت‌های سیاست در میدان پارلمان بود بازی‌هایی که یا عارف قواعد آن را نمی‌دانست یا آنقدر در نقش دانشگاهی‌ بودن خود غرق شده بود که نتوانست بازی را به نفع فراکسیونی که راستش را به عهده داشت و یا به کام یک میلیون و ششصد هزار نفری که به او رای دادند تمام کند.

    اولین قاعده بازی پارلمان استفاده از قدرت لابی بالا است موضوعی که نه عارف اهل آن بود نه از نیروهای کاربلد در این زمینه استفاده کرد نتیجه بازی پر از ایراد او باختن غائله به طیف اصولگرایان میانه رو و باخت۴ ساله به علی لاریجانی در رقابت بر سر کرسی ریاست که سودای آن را در سر داشت.

    اما بازی دوم که عارف چندان از آن استقبال نکرد تریبونی بود که بعد از سال‌ها به دست اصلاح‌طلبان افتاده بود اما دریغ از استفاده به موقع از آن؛ چهارسال گذشت اما معدود دفعاتی بود که رئیس مجمع نمایندگان تهران، رئیس فراکسیون امید و رئیس شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان پشت تریبون قرار بگیرد و به قول اسحاق جهانگیری (در مناظره‌های انتخاباتی سال ۹۶) نماینده جریانی باشد که از همه چیز محروم شده بود؛ عارف کمتر سخن می‌گفت و با وجود نقدهای فراوان از این سکوتش سرسختانه و مجدانه حمایت می‌کرد. حرفش هم این بود که «وقتی با یک تلفن می‌توانم کاری را درست کنم چرا با سر و صدا این گره را کورتر کنم»

    تصمیم عارف صدای همه را در آورد

    کم‌کم ایرادات بازی عارف در میدان پارلمان انتقادات اطرافیان به ویژه حزب کارگزاران را به دنبال داشت تا آنجا که آخرین اجلاسیه مجلس دهم به سیلاب نقدها علیه عارف بدل شد؛ در آن مقطع محمدرضا عارف که در این چهار سال مهمترین رقیب علی لاریجانی برای کرسی ریاست به حساب می‌آمد در اخرین سال به جای آنکه وارد تعامل با طیف نزدیک به لاریجانی شود دوباره از قاعده لابی فاصله گرفت و میدان را برای پیروزی اصولگرایان باز کرد. داستان با آن پایان خوشی که عارف برای خودش تصور کرده بود فاصله زیادی داشت و در نهایت کرسی نائب رئیسی دوم که در این سه سال با آرایی لغزنده نصیب علی مطهری شده بود در آخرین سال با پاس اشتباه رئیس فراکسیون امید به طیف رقیب واگذار شد.

    این اتفاق آنقدر برای اصلاح‌طلبان گران تمام شد که غلامحسین کرباسچی در انتقاد و کنایه به عارف گفت: «  به نظر می‌رسد برخی از افرادی که در جریان اصلاح‌طلبی هستند این پیشتازی آقای مطهری را در شرایطی که خودشان همیشه ساکت بودند تا جایی که به برخی از آنها گفته شده بود تا به حال در این مدت نمایندگی یک فوت هم در این میکروفن خود نکرده‌اید را به ضرر خود می‌دیدند.»

    عارف و تصمیمات پسا پارلمانی

    محمدرضا عارف که به قول خودش بسیاری از انتقادات تند و تیز را سوی خودی‌ها در این سال‌ها تحمل کرده بود، کم‌کم سکوتش را برای رسیدن به عاقبتی خوش‌تر به کار بست؛ اولین اتفاقی که هرچند پیش‌بینی می‌شد اما در آخرین دقایق هم انتظار می‌رفت به گونه‌ای دیگر عمل شود موضوع کنارکشیدنش از انتخابات مجلس یازدهم بود؛ آذر ماه بود که زنگ ثبت نام برای انتخابات مجلس یازدهم به صدا درآمد؛ ناامیدی مردم از عملکرد چند ساله اصلاح طلبان در پارلمان، مشکلات اقتصادی و حوادث آبان ۹۸ و… رخوت و بی رمقی مضاعفی را در اردوگاه چپ حاکم کرده بود.

    با این وجود توصیه سید محمد و خاتمی و حتی تماس‌های تلفنی‌اش با وزرای دولت و سیاسیون اصلاحات از مجید انصاری تا شهین‌دخت مولاوردی و علی صوفی را راهی وزرات کشور کرد تا برای یازدهمین انتخابات مجلس اعلام آمادگی کنند؛ هرچند این انتخابات غایبان زیادی داشت اما غیبت محمدرضا عارف در جریان انتخابات اسفند ۹۸ مانند یک چراغ چشمک‌زن واضح بود؛ به هر صورت عارف تصمیمش را گرفته بود تا بر خلاف سال ۹۲ زیربار حرف خاتمی نرود و با علم به اینکه شانس پایینی برای بازگشت به پارلمان دارد، به قول معروف در اوج خداحافظی کند تا یک سال و اندی دیگر وارد میدان رقابت انتخابات ریاست جمهوری شود.

    تصمیمات بدون مشورت و شوک آور عارف اما به نادیده گرفتن نظر بزرگان اصلاحات برای حضور حداکثری همه اصلاح طلبان در جریان انتخابات مجلس ختم نشد. او که در همه این سالها به لطف تعارفات و احترامات در جریان اصلاحات، ریاست شورایعالی اصلاحات را نیز عهده دارد بود و از قضا آن جایگاه هم برایش نقدهای زیادی را سبب شده بود، به یکباره در روزهایی که نقدها بالا گرفته بود به جای گزارش دهی و رفع نواقص این شورا نامه استعفا را راهی این شورا کرد و دوماه بعد از آنکه نائب رئیسش در شورای عالی سیاست‌گذاری استعفا داد او هم چند روز پیش از این پست انصراف داد و استعفا کرد.

    خبر استعفای عارف در شرایطی علنی شد که برخی زمزمه های علنی و پشت پرده حکایت از عزم آقای نماینده سابق برای آمدن به کارزا انتخاباتی ۱۴۰۰ داشت. آنهم در روزهایی که اصلاح طلبان در بیم و امید فرستادن یا نفرستادن کاندیدا به میدان رقابت هستند و نگرانی ها از بابت روند بررسی صلاحیت ها بیش از گذشته شده است اما گویی عارف که همواره بی دغدغه ردصلاحیت به شورای نگهبان چشم دوخته است، قرار است ۱۴۰۰ بازگشتی دوباره به میدان رقابت داشته باشد. اما آیا اینبار اصلاح طلبان به مانند سال ۹۲ او را گزینه روی میز می دانند؟

    عارف در قاب ۱۴۰۰  

    حالا دیگر با یک مرور ۷ ساله می‌توان به خوبی حس کرد، محمدرضا عارف در نقطه ۱۴۰۰ اصلا مشابه عارف سال ۹۲ نیست. هشت سال پیش وقتی تازه اسمش به عنوان گزینه اصلاح‌طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری بر سر زبان‌ها افتاده بود کسی از رفتارهای او در سیاسی‌ترین بزنگاه‌ها خبر نداشت؛ مناظره‌های انتخاباتی هم که در آن سال به راه افتاده بود نشان نمی‌داد سکوتی اینچنین سنگین دوران نمایندگی عارف را در بر بگیرد؛ اما ۱۴۰۰ دیگر اکثریت بدنه اصلاحات، با چم و خم نماینده سابق تهران آشنا هستند.

    با این وجود او برای رسیدن به پاستور از خیر ریاست شورایعالی سیاست‌گذاری گذشته است. با این وجود دیگر حتی در بدنه اصلاحات نیز حامیانش چندان به مناسب بودن او برای کرسی ریاست جمهوری اعتماد ندارند و بعید است حمایت از او در سال ۱۴۰۰ رنگ و بویی از حمایت ها در سال ۹۲ داشته باشد.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • معمایِ عارف در روزگار پساپارلمانی /۱۴۰۰ نقطه بازگشت«آقایِ سکوت»است؟

    معمایِ عارف در روزگار پساپارلمانی /۱۴۰۰ نقطه بازگشت«آقایِ سکوت»است؟

    به گزارش خبرآنلاین، نه انتخابات ۱۴۰۰ انتخابات ۹۲ است و نه عارف، عارف هشت سال پیش؛ آن زمان که بعد از چندسال گوشه‌نشینی، اصلاح‌طلبان تصمیم گرفتند وارد کارزار انتخابات شوند تنها نقطه امیدشان، آیت الله هاشمی رفسنجانی بود اما همینکه خبر ردصلاحیت او یک روز قبل در روزنامه کیهان منتشر و روز بعد رسما اعلام شد، سکوت سنگینی جبهه اصلاحات را فراگرفت؛ بعد از آن بود که محمدرضا عارف معاون اول سید محمد خاتمی به عنوان تنها گزینه روی میز مطرح شد و البته حسن روحانی گزینه پنهانی بود که لحظات آخر نهایی شد.

    آن روزهای سال ۹۲، عارف  اگر نگوییم به عنوان ناجی بلکه به عنوان یک روزنه‌ و نقطه امیدی در جریان اصلاحات مطرح بود. او رویای ریاست جمهوری را در میتینگ‌های انتخاباتی شلوغ و دست در دست همسر دنبال می کرد. «زندگی آبرومندانه و شرافتمنداته در سایه کشورداری خردمندانه» شد شعار انتخاباتی‌ عارف  اما سرنوشت این شعار به خیابان پاستور ختم نشد و آن گزینه پنهان شد راه تنفس اصلاح طلبان بعد از سال ها انزوا و دوری از قدرت.

    بهارستان و قصه‌ای تازه

    هرچند داستان محمدرضا عارف و انتخابات سال ۹۲ آخر خوشی برایش رقم نزد و در نهایت با نامه سید محمد خاتمی مجبور شد به نفع  حسن روحانی از خیر کرسی ریاست جمهوری بگذرد اما پایان این ماجرا اتفاق تازه‌تری را برای او رقم زد. یک سال و نیم بعد از یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری اصلاح‌طلبان عارف را به پاس همراهی‌اش در سال ۹۲ سرلیست اصلاح‌طلبان تهران برای انتخابات مجلس کردند.

    عارف هم که چندان از این وضعیت بدش نمی‌آمد وارد میدان رقابت شد. همان سال تازه برجام امضا شده بود و اولین بارقه‌های امید برای تغییر شرایط و فردایی بهتر در دل مردم جوانه زد همین موضوع موجب شد تا انتخابات اسفند ۹۴ با نرخ مشارکت ۶۲ درصد کار را به نفع اصلاح‌طلبان و لیست امید تمام کند و محمدرضا عارف بیشترین رای را به دست بیاورد.

    حالا وقت بازی با کارت‌های سیاست در میدان پارلمان بود بازی‌هایی که یا عارف قواعد آن را نمی‌دانست یا آنقدر در نقش دانشگاهی‌ بودن خود غرق شده بود که نتوانست بازی را به نفع فراکسیونی که راستش را به عهده داشت و یا به کام یک میلیون و ششصد هزار نفری که به او رای دادند تمام کند.

    معمایِ عارف در روزگار پساپارلمانی /۱۴۰۰ نقطه بازگشت«آقایِ سکوت»است؟
    معمایِ عارف در روزگار پساپارلمانی /۱۴۰۰ نقطه بازگشت«آقایِ سکوت»است؟

    اولین قاعده بازی پارلمان استفاده از قدرت لابی بالا است موضوعی که نه عارف اهل آن بود نه از نیروهای کاربلد در این زمینه استفاده کرد نتیجه بازی پر از ایراد او باختن غائله به طیف اصولگرایان میانه رو و باخت۴ ساله به علی لاریجانی در رقابت بر سر کرسی ریاست که سودای آن را در سر داشت.

    اما بازی دوم که عارف چندان از آن استقبال نکرد تریبونی بود که بعد از سال‌ها به دست اصلاح‌طلبان افتاده بود اما دریغ از استفاده به موقع از آن؛ چهارسال گذشت اما معدود دفعاتی بود که رئیس مجمع نمایندگان تهران، رئیس فراکسیون امید و رئیس شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان پشت تریبون قرار بگیرد و به قول اسحاق جهانگیری (در مناظره‌های انتخاباتی سال ۹۶) نماینده جریانی باشد که از همه چیز محروم شده بود؛ عارف کمتر سخن می‌گفت و با وجود نقدهای فراوان از این سکوتش سرسختانه و مجدانه حمایت می‌کرد. حرفش هم این بود که «وقتی با یک تلفن می‌توانم کاری را درست کنم چرا با سر و صدا این گره را کورتر کنم»

    تصمیم عارف صدای همه را در آورد

    کم‌کم ایرادات بازی عارف در میدان پارلمان انتقادات اطرافیان به ویژه حزب کارگزاران را به دنبال داشت تا آنجا که آخرین اجلاسیه مجلس دهم به سیلاب نقدها علیه عارف بدل شد؛ در آن مقطع محمدرضا عارف که در این چهار سال مهمترین رقیب علی لاریجانی برای کرسی ریاست به حساب می‌آمد در اخرین سال به جای آنکه وارد تعامل با طیف نزدیک به لاریجانی شود دوباره از قاعده لابی فاصله گرفت و میدان را برای پیروزی اصولگرایان باز کرد. داستان با آن پایان خوشی که عارف برای خودش تصور کرده بود فاصله زیادی داشت و در نهایت کرسی نائب رئیسی دوم که در این سه سال با آرایی لغزنده نصیب علی مطهری شده بود در آخرین سال با پاس اشتباه رئیس فراکسیون امید به طیف رقیب واگذار شد.

    این اتفاق آنقدر برای اصلاح‌طلبان گران تمام شد که غلامحسین کرباسچی در انتقاد و کنایه به عارف گفت: «  به نظر می‌رسد برخی از افرادی که در جریان اصلاح‌طلبی هستند این پیشتازی آقای مطهری را در شرایطی که خودشان همیشه ساکت بودند تا جایی که به برخی از آنها گفته شده بود تا به حال در این مدت نمایندگی یک فوت هم در این میکروفن خود نکرده‌اید را به ضرر خود می‌دیدند.»

    عارف و تصمیمات پسا پارلمانی

    محمدرضا عارف که به قول خودش بسیاری از انتقادات تند و تیز را سوی خودی‌ها در این سال‌ها تحمل کرده بود، کم‌کم سکوتش را برای رسیدن به عاقبتی خوش‌تر به کار بست؛ اولین اتفاقی که هرچند پیش‌بینی می‌شد اما در آخرین دقایق هم انتظار می‌رفت به گونه‌ای دیگر عمل شود موضوع کنارکشیدنش از انتخابات مجلس یازدهم بود؛ آذر ماه بود که زنگ ثبت نام برای انتخابات مجلس یازدهم به صدا درآمد؛ ناامیدی مردم از عملکرد چند ساله اصلاح طلبان در پارلمان، مشکلات اقتصادی و حوادث آبان ۹۸ و… رخوت و بی رمقی مضاعفی را در اردوگاه چپ حاکم کرده بود.

    با این وجود توصیه سید محمد و خاتمی و حتی تماس‌های تلفنی‌اش با وزرای دولت و سیاسیون اصلاحات از مجید انصاری تا شهین‌دخت مولاوردی و علی صوفی را راهی وزرات کشور کرد تا برای یازدهمین انتخابات مجلس اعلام آمادگی کنند؛ هرچند این انتخابات غایبان زیادی داشت اما غیبت محمدرضا عارف در جریان انتخابات اسفند ۹۸ مانند یک چراغ چشمک‌زن واضح بود؛ به هر صورت عارف تصمیمش را گرفته بود تا بر خلاف سال ۹۲ زیربار حرف خاتمی نرود و با علم به اینکه شانس پایینی برای بازگشت به پارلمان دارد، به قول معروف در اوج خداحافظی کند تا یک سال و اندی دیگر وارد میدان رقابت انتخابات ریاست جمهوری شود.

    تصمیمات بدون مشورت و شوک آور عارف اما به نادیده گرفتن نظر بزرگان اصلاحات برای حضور حداکثری همه اصلاح طلبان در جریان انتخابات مجلس ختم نشد. او که در همه این سالها به لطف تعارفات و احترامات در جریان اصلاحات، ریاست شورایعالی اصلاحات را نیز عهده دارد بود و از قضا آن جایگاه هم برایش نقدهای زیادی را سبب شده بود، به یکباره در روزهایی که نقدها بالا گرفته بود به جای گزارش دهی و رفع نواقص این شورا نامه استعفا را راهی این شورا کرد و دوماه بعد از آنکه نائب رئیسش در شورای عالی سیاست‌گذاری استعفا داد او هم چند روز پیش از این پست انصراف داد و استعفا کرد.

    خبر استعفای عارف در شرایطی علنی شد که برخی زمزمه های علنی و پشت پرده حکایت از عزم آقای نماینده سابق برای آمدن به کارزا انتخاباتی ۱۴۰۰ داشت. آنهم در روزهایی که اصلاح طلبان در بیم و امید فرستادن یا نفرستادن کاندیدا به میدان رقابت هستند و نگرانی ها از بابت روند بررسی صلاحیت ها بیش از گذشته شده است اما گویی عارف که همواره بی دغدغه ردصلاحیت به شورای نگهبان چشم دوخته است، قرار است ۱۴۰۰ بازگشتی دوباره به میدان رقابت داشته باشد. اما آیا اینبار اصلاح طلبان به مانند سال ۹۲ او را گزینه روی میز می دانند؟

    عارف در قاب ۱۴۰۰  

    حالا دیگر با یک مرور ۷ ساله می‌توان به خوبی حس کرد، محمدرضا عارف در نقطه ۱۴۰۰ اصلا مشابه عارف سال ۹۲ نیست. هشت سال پیش وقتی تازه اسمش به عنوان گزینه اصلاح‌طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری بر سر زبان‌ها افتاده بود کسی از رفتارهای او در سیاسی‌ترین بزنگاه‌ها خبر نداشت؛ مناظره‌های انتخاباتی هم که در آن سال به راه افتاده بود نشان نمی‌داد سکوتی اینچنین سنگین دوران نمایندگی عارف را در بر بگیرد؛ اما ۱۴۰۰ دیگر اکثریت بدنه اصلاحات، با چم و خم نماینده سابق تهران آشنا هستند.

    با این وجود او برای رسیدن به پاستور از خیر ریاست شورایعالی سیاست‌گذاری گذشته است. با این وجود دیگر حتی در بدنه اصلاحات نیز حامیانش چندان به مناسب بودن او برای کرسی ریاست جمهوری اعتماد ندارند و بعید است حمایت از او در سال ۱۴۰۰ رنگ و بویی از حمایت ها در سال ۹۲ داشته باشد.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین