برچسب: مجله مهر>گزارش ویژه

  • تبلیغات لاکچری اصلا؛ هنر زنان سرزمینم را عشق است

    تبلیغات لاکچری اصلا؛ هنر زنان سرزمینم را عشق است

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله: هر سال به اواخر بهمن و اوایل اسفند که می‌رسیدیم، بساط جورواجور دست فروش‌ها، فروشگاه‌ها و مغازه‌ها به راه بود، اما امسال ویروس شیطون کرونا خیابان‌ها را خلوت کرده و بازارها را نیمه تعطیل! با ادامه‌ی حضور کرونا این میهمان بدقلق ناخوانده که معلوم نیست تا کی می‌خواهد با روح و روان و کسب و کار ما بازی کند زمزمه‌ی اهمیت کمک رسانی به افرادی که از این موضوع آسب دیده‌اند مطرح شده است.

    داشتم چرخی در اینستاگرام می‌زدم که دیدم مژده لواسانی مجری نام آشنای تلویزیون چند استوری در مورد معرفی صفحات کارآفرینان در صفحه خود منتشر کرده است.

    چه خوب! یک چهره مشهور با استفاده از ظرفیتی که برای خود در شبکه‌های اجتماعی ساخته به کمک صاحبان کسب و کارهای خانگی آمده. این موضوع بهانه‌ای شد تا در مورد مسئولیت اجتماعی چهره‌ها گپ و گفتی با او داشته باشم.

    لواسانی در گفتگویی صمیمی صحبت را از علت و انگیزه‌ی شروع این پویش جذاب آغاز کرد. دغدغه این چهره این بود که یک شخصیت فعال در حوزه‌ی رسانه و اجتماعی، رسالتی بر گردن دارد و برای کمک به شرایط فعلی باید فعالیتی داشته باشد تا به اندازه‌ی خود بتواند تأثیری مثبت جهت بهبود شرایط داشته باشد.

    او با توجه به شرایط اقتصادی مردم و موضوع کرونا که ناجور شده است، تصمیم گرفت از اول اسفند ماه شروع کند به معرفی پیج‌های کسب و کار خانگی.

    در ادامه گفت و گوی خبرگزاری مهر را با او بخوانید:

    چه چیزی باعث شد تا روزانه چند استوری را به معرفی صفحات کسب و کار خانگی اختصاص دهید؟

    با شروع اسفند ماه به صورت خودجوش و صرفاً به نیت کمک کردن و مؤثر بودن در اوضاع جامعه در صفحه‌ی اینستاگرام فراخوانی دادم تا صفحه‌های مشاغل خانگی که فالورهای کمی دارند، شناخته شوند.

    در کمال تعجب روزانه بالغ بر ۱۰۰۰ پیام دریافت می‌کردم، بعد از اینکه صفحات را چک می‌کردم و می‌دیدم که تعداد دنبال کننده‌هایشان بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر است و کیفیت محصولاتشان مورد تأیید است، بیشتر مشتاق می‌شدم که تصمیمم را عملی کنم.

    من در لابلای گشت و گذار در این صفحات به شناخت تعداد زیادی از بانوان هنرمند سرزمینم پی بردم و معرفی صفحات این عزیزان کم‌ترین کاری بود که می‌توانستم انجام دهم.

    باز خوردها از انجام این فعالیت جدید چطور بود؟

    خیلی‌ها جز دنبال کننده‌های من نبودند و بعد از فراخوان به واسطه‌ی دوستانشان با صفحه‌ی من آشنا شدند و به من پیام می‌دادند برای تبلیغ صفحه شأن.

    این استقبال بی نظیر برای من خیلی تحسین برانگیز بود و علی رغم پیشنهادهایی که از قبل درباره تبلیغات بسیاری از صفحات لاکچری داشتم و هزینه‌های خوبی هم پیشنهاد می‌دادند و قبول نمی‌کردم، این پویش را با هدف بهبود شرایط و بدون دریافت حتی یک ریال هزینه انجام می‌دهم، پویشی که معرفی بانوان توانمند و هنر آفرین سرزمینم است.

    چون خودم شخصاً صفحات را دنبال می‌کردم، حدود یک ساعت بعد از استوری وقتی صفحه‌ی معرفی شده را چک می‌کردم می‌دیدم به طور میانگین حدود ۱۰۰ نفر به دنبال کننده‌هایشان اضافه شده و این استقبال مردم برای من تحسین برانگیز است.

    و حتی اگر یک سفارش هم به سفارش‌هایشان اضافه شود، برای من ارزشمند است. به دنبال این حرکت، چند تن از دوستان هم این کار را انجام دادند.

    خانم لواسانی، پیش از این هم تجربه‌های مشابه این کار هم داشتید؟

    بله! یک ماه پیش درگیر زندگی خانمی بروجردی شدم که سرپرست خانوار بود و به خاطر بیماری سرطان و هزینه‌های شیمی درمانی از بانکی ۲۰ میلیون تومان وام گرفت، اما چون نتوانست قسط وام را پرداخت کند، حکم جلب برایش صادر شد، همان موقع بود که استوری ای در صفحه اینستاگرام خودم گذاشتم و در آن از مردم درخواست کردم که هرکس هر مبلغی که می‌تواند از ۱,۰۰۰ تومان کمک کند، و خدا رو شکر دو شب بیشتر طول نکشید که این هزینه جمع شد.

    این ماجرا حس عجیب و خوبی برای من داشت و خدا را شاکرم که اگر مردم ذره‌ای اعتماد به من دارند، در این راه خرج شود.

    تاکید من بر این است که جز این چه رسالتی داریم؟ از شهرت خود خوب استفاده کنیم.

    به فکرتان نرسید سراغ تبلیغات کالا و خدمات لاکچری بروید و درآمد بالایی هم کسب کنید؟

    خیلی‌ها هستند که در صفحاتشان تبلیغ فلان برند یا فلان رستوران را می‌کنند، البته اشکالی ندارد و در تمام دنیا اتفاق می‌افتد اما سلیقه و انتخاب من نیست.

    به نظرم اگرچه خیلی‌ها این تبلیغات را می‌پذیرند و با استقبال مردم هم روبرو می‌شوند، اما چه خوب است در کنار این بخش مادی، جایی برای پویش‌های انسان دوستانه اختصاص دهیم و به فکر این مشاغل خانگی هم باشیم.

    به بنده هم پیشنهادهای وسوسه انگیزی در باب تبلیغات پیشنهاد شده که می‌توانست زندگی‌ام را جابجا کند، قراردادهای سالیانه! اما واقعیتش این است که قبول کردن این پیشنهادات به شخصیت فرهنگی من خدشه وارد می‌کند.

    من واقعاً شرم دارم که در چنین شرایطی دم از تبلیغ موردهای لاکچری مثل تور گردشگری کانادا یا چیزهایی از این دست بزنم، خیلی به من پیشنهاد می‌شود فلان برند معروف ساعت یا کیف و کفش را معرفی بکنم، ممکن است خودم از اینها استفاده بکنم ولی هرگز تبلیغ نمی‌کنم.

  • کرونای ایرانی در کمین ۷ میلیارد انسان کره زمین!

    کرونای ایرانی در کمین ۷ میلیارد انسان کره زمین!

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله: تاریخ شیوع ویروس کرونا را می‌توان به قبل و بعد از شیوع این ویروس در ایران تقسیم کرد! این روزها آنقدر که از شیوع ویروس در ایران و انتقال آن به سایر کشورها می‌توانید بخوانید، از میزان شیوع کرونا در چین و تعداد افراد مبتلا و جان باخته خبری نیست!

    چندی پیش ستاد مبارزه با کرونا تعطیلی دانشگاه و مدارس و امکان مذهبی و مساجد و حتی مجلس شورای اسلامی را تصویب کرد. این در حالی است که بسیاری از برنامه‌های جمعی و گروهی نیز تعطیل شدند.

    شاید بتوان گفت با تعطیلی این قبیل مراکز و مراسم‌ها دولت جایگزینی برای قرنطینه شهرها در نظر گرفته است؛ اما آنچه که بیش از همه این موارد حائز اهمیت است، ترس عموم جامعه از کرونای ایرانی است.

    طی مدت اخیر، بسیاری از رسانه‌ها چون بی بی سی، ایران اینترنشنال، من و تو، ایندیپندنت فارسی و … صفحه ویژه‌ای برای کرونا در ایران ایجاد کرده‌اند. رصد فعالیت‌های این رسانه‌ها و خبرنگارهای آنان در فضای مجازی نشان می‌دهد، ویروس کرونا رمز یک جنگ روانی تمام عیار علیه ایران است. بد نیست برای درک بیشتر این مسئله برخی از این اخبار را با هم مرور کنیم.

    بی بی سی فارسی: ممکن است بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر در ایران کرونا داشته باشند! یا در خبری دیگر بدون ذکر منبع مشخص تعداد جان باختگان بر اثر کرونا در ایران را ۲۱۰ نفر اعلام کرده است!

    ایران اینترنشنال: شناسایی اولین مورد کرونا در نیوزیلند؛ بیمار از ایران بازگشته بود.

    ایندیپندنت فارسی: تفاوت ۲۰۰ برابری آمار رسمی و غیررسمی مبتلایان به کرونا در ایران!

    من و تو نیز با انتشار ویدئویی از مرحوم آیت الله بهجت به دروغ، نسخه پیچی این مرحوم درباره کرونا را به تصویر کشید، این در حالی است که آیت الله بهجت در سال ۸۸ مرحوم شده‌اند؛ البته شبکه من و تو پس از این اشتباه فاحش و غیرحرفه ای اقدام به ضبط مجدد برنامه و انتشار آن در یوتیوب کرد.

    در کنار این موارد، موج سواری برخی از رسانه‌های عرب زبان درباره انتقال کرونا از ایران به کشورهای عربی را هم می‌توان افزود. طی روزهای گذشته شیوع این ویروس در کشورهای حاشیه خلیج فارس سبب شده است تا دوگانه کرونای ایرانی و غیرایرانی در لبنان داغ شود. کاربران عرب زبان در حالی نسبت به انتقال کرونا از ایران نگران هستند که گویی انتقال کرونا از سایر کشورها خطری ندارد!

    علاوه بر اینها خبرنگاران رسانه‌های مذکور طی مدت شیوع کرونا در ایران تلاش‌های بسیاری را در راستای زامبی سازی از ایران داشته‌اند.

    به عنوان نمونه، پوریا زراعتی سردبیر اتاق خبر تلوزیون من و تو در پیامی که در توییترش منتشر کرده، بر اساس کسب اطلاعات از منابع آگاه اما نامشخص! تعداد مبتلایان در ایران را ۲۰ هزار و ۴۵۷ نفر و تعداد جان باختگان را ۲۹۳ نفر اعلام کرده است.

    بهنام قلی پور خبرنگار تحلیلگر شبکه بی بی سی و رادیو فردا نیز با پوشش لحظه به لحظه اخبار کرونا در ایران تلاش‌های بسیاری را در راستای تکمیل پازل کرونا هراسی دارد. وی با انتخاب هشتگ #کربلای ۴ اخبار کرونا را پوشش می‌دهد. به عنوان نمونه با بازنشر کردن پست اینستاگرامی تقی دژاکام خبرنگار سابق فارس، تعدیل برخی از نیروهای این خبرگزاری را مرتبط با کرونا دانسته است!

    یا با انتشار تصویری نامشخص از دفن قربانیان کرونا به صورت دسته جمعی خبر داده است، تصویری که از یک ویدئو بریده شده و مشخص نیست دلیل حفر گودال چیست؟

    مشاهده چنین اقدام‌هایی پوپولیستی از سوی شبکه‌های معلوم الحال درباره شیوع کرونا در ایران در حالی است که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از روز نخست تاکنون بصورت شفاف اقدام به انتشار آمار کرده است. انتشار آمار دو جان باخته بر اثر کرونا آن‌هم دو شب پیش از برگزاری انتخابات دوم اسفند در حالی که معاندین از هیچ تلاشی برای به حاشیه کشاندن انتخابات دریغ نکردند، مهر تأییدی بر این شفافیت است.

    با این حال، این پروپاگانداها یک نتیجه مشخص دارد؛ رسانه‌های امریکایی – اسرائیلی بعد از اینکه نتوانستند در مسیر انتخابات به نتیجه مورد نظر دست پیدا کنند، با تمرکز ویژه بر شیوع کرونا در ایران بازی جدیدی را آغاز کرده‌اند. این بازی جدید به حدی جدی است که انگار مرکز شیوع کرونا در دنیا، ایران بوده است و به جرأت می‌توان گفت اخبار پیرامون شیوع کرونا در چین به فراموشی سپرده شده است.

    با این شرایط به جرأت می‌توان گفت، ویروس کرونا بیش از اینکه یک ویروس ناشناخته باشد، یک بهانه برای جنگ تمام عیار رسانه‌ای علیه ایران است.
     

  • سودجویی تالارهای عروسی در روزهای کرونایی

    سودجویی تالارهای عروسی در روزهای کرونایی

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله_ ساناز باقری راد: حدود یک هفته پیش بود که کرونا کوله بارش را از چین و کشورهای اطرافش جمع کرد و در نهایت پای به ایران گذاشت. یک هفته‌ای که حال و روز مردم ایران کرونایی شده و تمام اتفاقات ریز و درشت زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است.

    ورود کرونا به کشور سایه تعطیلی را بر تمام برنامه‌های کشور انداخت و با گذشت چندین روز از شیوع این ویروس، کنسلی به جان بسیاری از رویدادهای کشور افتاده است. از تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها گرفته تا لغو تئاترها و اکران سینماها و در نهایت لغو مراسم‌های عروسی و عزا همگی به لطف حضور کرونا تغییر دستخوش تغییر شده‌اند.

    اما در این میان لغو مراسم عروسی زوج‌های جوانی که در آستانه سال نو قصد برگزاری مراسم عروسی را داشتند، مشکلاتی را برای برخی افراد ایجاد کرده است.

    نگرانی از ابتلاء به کرونا در میان مردم موجب پرهیز از تجمع و حضور در مهمانی‌های خانوادگی شده است به همین دلیل طی روزهای اخیر برخی از زوجین با مراجعه به تالارهای عروسی قصد لغو قرارداد مراسم خود را داشته‌اند.

    به علاوه در شماری از استان‌ها نیز دستگاه‌های قضائی و مسئولین مربوطه به منظور پیشگیری از گسترش ویروس کرونا، دستور لغو اجتماعات از جمله مراسم‌های عروسی، عزا، مسابقات ورزشی و غیره را داده‌اند.

    این در حالی است که علی رغم تعطیلی بسیاری از اماکن در سطح شهر، برخی تالارها در برابر تقاضای زوجین مبنی بر لغو مراسم خود مقاومت کرده یا خواستار دریافت خسارت شده و کنسل کردن مراسمات را در گرو دریافت جریمه خوانده‌اند.

    رئیس اتحادیه تالارها و تجهیزات مجالس: دریافت خسارت برای لغو مراسمات عروسی تخلف است

    با این وجود خسرو ابراهیمی نیا رئیس اتحادیه تالارها و تجهیزات مجالس اعلام کرده که دریافت خسارت برای تقاضای جابه‌جایی زمان مراسمات تخلف است و هیچ تالاری نباید درخواست خسارت کند.

    وی با بیان اینکه در صورتی که برخی برای رعایت شرایط بهداشتی خواستار لغو برنامه خود باشند، گفت: مدیران تمام تالارهای پذیرایی ملزم به مساعدت کامل با این افراد هستند.

    وی تصریح کرد: به تالارها دستور داده‌ایم جریمه‌ای برای لغو یا جابجایی مراسم از متقاضیان دریافت نکنند و در صورت دریافت، این اقدام تخلف محسوب می‌شود. قرار است دستورالعملی به واحدهای صنفی ابلاغ شود که در صورت تخلف از آن، بر اساس ماده ۲۸ قانون نظام نظام صنفی با آن‌ها برخورد خواهد شد.

    بنابر اعلام رئیس اتحادیه تالارها و تجهیزات مجالس در صورتی که هر یک از شهروندان برای لغو مراسم‌های خود دچار مشکل شده یا با درخواست پرداخت جریمه کنسلی از سوی تالار داران مواجه شد، می‌تواند نسبت به اعلام موضوع به این اتحادیه اقدام کند.

  • وقتی سیدالکریم(ع) حق همسایگی را ادا می‌کند

    وقتی سیدالکریم(ع) حق همسایگی را ادا می‌کند

    خبرگزاری مهر؛ سرویس مجله_ ساناز باقری راد: باور حرف‌هایش برایم عجیب بود به حدی که هرچه ماجرا را از بقیه می‌شنیدم قبول نمی‌کردم تا اینکه خودش را دیدم. وقتی داستان را از زبان خودش شنیدم، کم کم باور کردم. از ۳ سال پیش تاکنون را با جزئیات برایم تعریف کرد و در پایان تمام حرف‌هایش تنها با بغضی شکسته پاسخش را دادم.

    می‌گفت مریضی تمام بدنش را گرفته بوده و غده‌های سرطانی به جان بند بند وجودش افتاده بودند. از ناامیدی تمام پزشکان و آماده شدن خانواده‌اش برای آخرین روزها و ماه‌های بودن او در خانه می‌گفت و در آخر از اتفاق عجیبی که همه معادلات را بهم ریخت.

    اتفاق عجیبی که زندگی اکرم لطیفی بانوی ۴۸ ساله را زیر و رو کرد و مرا به شهرری کشاند تا پای حرف‌هایش بنشینم.

    قرارمان در گوشه‌ای از حرم حضرت عبدالعظیم بود، از روی عکسی که از او دیده بودم شناختمش و پای همه حرف‌هایش نشستم. نگاهش کردم و گفتم: ماجرای شفا گرفتن شما که خادمان حرم می‌گویند، حقیقت دارد؟ با سر پاسخم را داد و گفت: «بشین تا کامل حقیقت رو بگم.»

    روی سنگ‌های مرمر حرم نشستم و منتظر شنیدن داستان زندگی‌اش شدم. نگاهی به ضریح انداخت و پس از کشیدن نفسی عمیق گفت: ۴ سال بود که سرطان داشتم و وضعیتم بسیار بد بود حتی تمامی پزشکان از بهبودم قطع امید کرده بودند. هنگامی که به مطب پزشک جراح رفتم، دکتر در چشمانم نگاه کرد و گفت: به جای ۲۰ میلیون تومان هزینه برای عمل جراحی این پول را برای کفن و دفنت هزینه کن.

    صدایش محکم‌تر شد و ادامه داد: «وقتی این حرف‌ها را از پزشک شنیدم به او گفتم: عمر دست خداست شما کارت رو انجام بده باقی ماجرا به دست آقای بزرگواری که سال‌ها است همسایه‌اش هستم. پزشکم تعجب کرد و پرسید: کدام آقا؟ گفتم: حضرت سید الکریم (ع).»

    نام سید الکریم را که آورد باز هم نگاهی به ضریح غرق نور انداخت و به حرف‌هایش ادامه داد: عمل جراحی ام انجام شد، پس از عمل به حرم آمدم و خطاب به حضرت گفتم: من سال هاست همسایه‌ات هستم و نمازهایم را در حرمت می‌خوانم، نمی‌دانم به چه شکلی اما باید مرا شفا دهی.

    در ادامه گفت: پس از هشتمین شیمی درمانی وضعیتم بسیار بد بود و با ویلچر حرکت می‌کردم حتی تمامی پزشکان و خانواده ام آماده مرگم بودند. همان شب به همراه دامادم به حرم آمدم و روبروی ضریح ایستادم، تنها یک جمله گفتم و به خانه بازگشتم.

    در میان اشک‌هایم گفتم: «اگر مرا شفا ندی روز قیامت جلویت را می‌گیرم.»

    به زحمت اشک‌هایش را پاک کرد و ادامه داد: به خانه بازگشتم و خوابم برد. خواب دیدم یک آقای بلند بالا برای عیادت به خانه‌ام آمد، در خواب به او گفتم، شما از خادمان حرم هستید؟ گفت: «من عبدالعظیم حسنی هستم.» یک ظرف قرمز به من داد و گفت: چرا در حرم ما گفتی روز قیامت جلویت را می‌گیرم! من آمده‌ام تا بگویم جلویم را نگیر و بلند شو.

    نه چشمانش امان حرف زدن می‌داد و نه لرزش دستانش، نفس عمیقی کشید و آرام باقی ماجرا را تعریف کرد و گفت: وقتی حضرت در خواب گفتند بلند شو، ناگهان از خواب پریدم و دامادم را در اتاق دیدم. به او گفتم: من شفا گرفتم اما باور نکرد، از روی تخت بلند شدم و وقتی دید می‌توانم راه بروم حرف‌هایم را باور کرد.

    لبخند آرامی زد و ادامه داد: الان به لطف خدا و به واسطه شفاعتحضرت عبدالعظیم شفای کامل گرفتم. حتی چشم راستم بینایی خود را کامل از دست داده بود، اما حالم کاملاً خوب شده است. در دوران بیماری، سرطان تمام بدنم را گرفته بود. اوایل سرطان سینه داشتم، اما سپس سرطان لنف، لگن، تخمدان و رحم گرفتم و تمام اندام‌هایم با سرطان درگیر شده بود.

    با صدای آرامش گفت: الان ۴ سال است که کاملاً سالم هستم و هیچ بیماری ندارم، تمامی پزشکان از شفای من تعجب کردند و بعد از دیدن آزمایشات و نتیجه اسکن‌ها از ناپدید شدن تمامی غده‌های سرطانی شگفت زده شدند. تمام مدارک پزشکی ام نیز نشان می‌دهد که دیگر هیچ بیماری‌ای ندارم.

    صورتش را برگرداند و با نفس عمیقی گفت: من هرچه دارم از کرم آقا سید الکریم است و زندگی امروزم را مدیون او هستم. حضرت حق سال‌ها همسایگی و ۲۷ سال نماز خواندن در حرمش را ادا و مرا شرمنده خود کرد.

    رواق منظر چشم من آشیانه توست

    کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

  • دلیل نامگذاری ولادت حضرت فاطمه به عنوان روز مادر

    دلیل نامگذاری ولادت حضرت فاطمه به عنوان روز مادر

    خبرگزاری مهر، گروه مجله: امروز ۲۰ جمادی الثانی مصادف با ولادت حضرت فاطمه (س) است، بانویی که گل سر سبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی که پدرش معصوم، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب ام ابیها داده است، یعنی زنی که برای پدرش همچون مادر بوده است.

    زندگی و سیره حضرت زهرا (س) به قدری آموزنده و جذاب است که هر زن آزاده ای در جهان او را همچون قدیسه ای تحسین می‌کند؛ زنی که تولدتش از دامن خدیجه کبری، همسر پیامبر گرامی اسلام و در کانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه‌های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و خداوند به او لقب کوثر را عطا کرد چرا که وی سرچشمه تمام خوبی‌های جهان است.

    تولد این بانوی گران قدر به ابتکار بنیان گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی روز زن و روز مادر نام گرفت و البته اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد، چه روزی والاتر و افتخار آمیز تر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا وجود دارد؟

    اگر بخواهیم به این سوال که چرا روز ولادت بانوی مکرمه اسلام به عنوان روز مادر نام گرفته است باید بگوییم اگر بخواهیم برای نمونه از بهترین مادر و از باب زن و همسری بهترین بانو را نام بریم به حضرت فاطمه (س) خواهیم رسید چراکه وقتی ایشان از حضرت علی می‌پرسند آیا از من راضی هستی یا نه علی (ع) گفت ۹ سال با هم زندگی کرده‌ایم و نشد یکبار از من خواسته‌ای داشته باشی و حضرت زهرا می‌فرمایند از پدرم شنیده‌ام که نکند از همسرت خواسته‌ای داشته باشی که او نتواند آن را برآورده کند که نه در دنیا عاقبت به خیر می‌شوی نه در آخرت و سپس به امیر المومنین می‌گویند اگر از من رضایت دارید دست‌هایت را رو به آسمان بالا ببر و بگو من فاطمه را حلال می‌کنم.

    حضرت علی (ع) می‌فرمایند: لطف تو یک لحظه از من دریغ نشد و تو حتی یک لحظه از من خواستهای نداشتی.
    حال بگویید آیا زنی که ۹ سال از همسر خود هیچ خواسته‌ای ندارد و در فضای آن روزها همیشه در کنار همسر خویش ایستادگی کرده است نمی‌تواند الگوی زنان عالم باشد پس ارزش‌های حضرت فاطمه زهرا (س) بسیار بیشتر از صحبت‌هایی است که ما می‌کنیم و شاید نامگذاری روز زن در روز میلاد آن حضرت کار بسیار شایسته ای باشد چرا که شخصیت حضرت زهرا (س) می‌تواند الگوی مناسبی برای زنان عالم باشد.

    اگر این روزها از هر کسی بخواهید که چند کلمه درباره مادر صحبت کند هیچکس نمی‌تواند بدون بغض و قطره‌ای اشک از مادرش تعریف کند، مادران گل‌هایی از بهشت هستند که نه فقط در زبان و ادبیات بلکه به معنای واقعی نسبت به این وظیفه و این کلمه ادای دین کردند چه مادرانی که در سرزمین ما سال‌ها به پای میوه‌های باغ درخت زندگی خود جانشان را فدا کردند و آنها را برای حفظ امنیت این روزهایمان فدا کردند و چه مادرهایی که هنوز چشم انتظار بازگشت فرزندانشان هستند.
    چه مادرانی که مویشان برای ثمر دادن این میوه‌ها سپید گشته است و حالا دست روزگار با آنها نامهربانی کرده است و به دست فراموشی سپرده شده‌اند و چشم انتظار دیدار فرزندانشان هستند.

    به راستی که هیچ قلمی و هیچیک از ما نمی‌توانیم درباره مادران توصیفی داشته باشیم.
     

  • سلام دوباره بر وطن/ داستان قرنطینه از ووهان تا تهران

    سلام دوباره بر وطن/ داستان قرنطینه از ووهان تا تهران

    خبرگزاری مهر؛ سرویس مجله_ ساناز باقری راد: شاید این روزها ضرب‌المثل «عدو شود سبب خیر» بیش از هر زمان دیگری در کشور معنا پیداکرده باشد.
    اما این بار عدو از جنس ویروسی کشنده و چینی به نام کرونا است و پای دانشجویان ایرانی را بار دیگر به کشور باز کرده است. ویروسی که مدت‌ها است به جان مردم چین افتاده و شهروندان شهر ووهان را در شرایط قرنطینه کامل قرار داده است.
    طی چند هفته اخیر شیوع ویروس کرونا در کشور چین جان بسیاری از مردم این کشور را گرفته و برقراری شرایط اضطراری در این کشور موجب خروج اتباع خارجی بسیاری از کشورها از چین شده است.
    پس از جدی شدن مرگ و میر مبتلایان به کرونا و گسترش شیوع این ویروس، دانشجویان ایرانی نیز طی روزهای گذشته از ووهان خارج شده و با هماهنگی‌های انجام‌شده از سوی سفارت ایران، به کشور منتقل‌شده اند.
    حال چندین روز از قرنطینه دانشجویان ایرانی در کشور می‌گذرد اما برای اطمینان از سلامت آنها، قرنطینه به مدت دو هفته ادامه خواهد داشت.
    در روزهای گذشته آزمایش‌های پزشکی متعدد از دانشجویان گرفته‌شده و خوشبختانه هیچ‌یک از آنها مبتلا به کرونا نبوده‌اند.
    عکس‌ها و فیلم‌های منتشرشده از وضعیت قرنطینه دانشجویان نیز نشان می‌دهد که وضعیت آنها در ایران بسیار خوب است و خوشبختانه از شرایط روحی مطلوبی برخوردارند.
    آغاز شیوع موج دوم کرونا در شهر ووهان
    به همین منظور به سراغ تعدادی از دانشجویان رفتیم و وضعیت آنها را جویا شدیم. سیدابراهیم کمالی یکی از همین دانشجویان است که چندین روز است در قرنطینه به سر می‌برد. کمالی دانشجوی ترم ۶ پزشکی در دانشگاه هاست شهر ووهان است و از ابتدای شیوع این ویروس در ووهان حضورداشته است.
    وی در گفتگو با مهر، درباره شرایط شهر ووهان در هنگام شیوع ویروس کرونا اظهار داشت: این ویروس از دسامبر ۲۰۱۹ شروع شد و در ابتدا ۱۲ نفر مبتلا شدند. اما نزدیک به سال نو چینی‌ها و همزمان با ۲۳ ژانویه اعلام شد که ۴۰۰ نفر از مردم شهر ووهان به بیماری مبتلا شده و شهر در وضعیت قرنطینه قرار گرفت. متأسفانه پیش از شروع قرنطینه ۵ میلیون نفر از مردم به دیگر شهرها و کشورها از جمله استرالیا و آمریکا رفته و موجب گسترش ویروس شده بودند.
    کمالی با اشاره بر وضعیت قرنطینه در چین گفت: در زمان قرنطینه کسی از شهر خارج نمی‌شد و پس از چندین روز مردم حتی حق خروج از خانه‌ها و خوابگاه‌ها را نداشتند. امروز نیز دوستانمان در چین خبر دادند که موج دوم شیوع این ویروس در ووهان آغازشده و قرنطینه همچنان ادامه دارد. هم اکنون مردم یک روز در هفته آن هم در ساعاتی مشخص برای خرید مواد غذایی حق خروج از خانه را دارند.
    این دانشجوی ایرانی درباره تهیه مواد غذایی و مایحتاج اولیه در روزهای قرنطینه نیز توضیح داد: در روزهای اول هیچ مغازه و فروشگاهی باز نبود و مواد غذایی نیز در دسترس نبود. اما پس از چندین روز فروشگاه‌های معدودی باز شدند اما چینی‌ها به سرعت مواد غذایی را خریداری کرده و ما به چیزی دسترسی نداشتیم.
    وی افزود: ماسک‌ها نیز بسیار در شهر محدود بود و داروخانه‌ها ماسک کافی نداشتند. به علاوه داروخانه‌ها به افراد اجازه ورود نمی‌دادند و بیشتر ماسک‌ها توسط شهروندان چینی خریداری‌شده بود. البته دانشگاه چندین ماسک یک بار مصرف به دانشجویان داد اما پس از چندین روز ماسک‌ها تمام شد و دیگر ماسکی برای مصرف نداشتیم.
    ووهان؛ شهری ترسناک
    این دانشجوی ایرانی درباره شرایط روانی غالب در چین نیز خاطرنشان کرد: خانه من نزدیک بیمارستان مبتلایان به این ویروس بود و محیط شهر بسیار مخوف و پراضطراب بود. شهر نیز خالی از جمعیت شده بود و تنها مأموران پلیس آن هم با لباس مخصوص در خیابان‌ها حضور داشتند. جو روانی ووهان بسیار ترسناک شده بود و از لحاظ روحی نیز دچار نگرانی بودیم. به علاوه اینکه مایحتاج اولیه زندگی را نداشتیم و امکان خرید نیز نداشتیم اما خوشبختانه سفارت به دانشجویان یک بسته غذایی شامل مواد غذایی ابتدایی و ماسک داد.
    کمالی درباره شرایط انتقال به ایران نیز توضیح داد: پس از ابتلای ۴۰۰ نفر از مردم شهر به ویروس کرونا، دانشجویان ایرانی به سفارت، نامه زدند و درخواست خروج از چین را داشتند. ابتدا قرار بود سفارت با شرایط خاصی ما را به ایران منتقل کند اما پس از آن تصمیمات عوض شد و با پرواز مستقیم به کشور آمدیم.
    وی ادامه داد: اگر با پرواز غیرمستقیم از چین خارج می‌شدیم، احتمال آلودگی مان افزایش می‌یافت اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. در هنگام خروج از چین و در فرودگاه نیز آزمایش‌های پزشکی را انجام دادیم. پیش از آن نیز تمامی دانشجویان در منازل و خوابگاه‌های خود، اقدامات خود مراقبتی را انجام می‌دادند تا به ویروس مبتلا نشوند. سفارت نیز برای انتقالمان اتوبوس‌های مخصوصی را تهیه و تمام دانشجویان مستقیماً از محل زندگی به فرودگاه منتقل شدند و به این دلیل احتمال آلودگی ما بسیار پایین است.
    حالمان در وطن خوب است
    کمالی درباره وضعیت قرنطینه در ایران نیز گفت: در حال حاضر پاسخ تمام آزمایشات پزشکی نیز نشان می‌دهد که هیچ‌یک از دانشجویان مبتلا به کرونا نیستند. قرنطینه در کشور بسیار حرفه‌ای است و هیچ مشکلی نداریم. از لحاظ اقامتی، پذیرایی و پزشکی در شرایط بسیار مطلوبی قرار داریم و روزانه دو بار مورد معاینه بالینی انجام می‌شود. به علاوه آزمایش‌های میکروبیولوژی از بچه‌ها انجام‌شده و هیچکدام به ویروس مبتلا نیستیم.
    وی افزود: وضعیت قرنطینه در ایران طبق استانداردهای جهانی است و خوشبختانه وضعیت روحی مان بسیار خوب است. برخورد و اطلاع رسانی پزشکان و کادر خدماتی نیز با دانشجویان بسیار خوب است و خوشحالیم که به ایران بازگشتیم. از کادر وزارت بهداشت و وزارت امورخارجه برای تمامی اقداماتی که منجر به خروج ما از چین شد، تشکر می‌کنیم.
    درخواست دانشجویان برای ادامه تحصیل در ایران
    این دانشجوی ایرانی اظهار داشت: تنها نگرانی دانشجویان این است که آینده شغلی و تحصیلی آنها در ووهان چه خواهد شد. در حال حاضر برخی دانشجویان از وزارت بهداشت درخواست انتقال به ایران و ادامه تحصیل در دانشگاه‌های کشور را دارند. البته دانشگاه‌های ما در چین جزو دانشگاه‌های برتر آسیا بود و سطح علمی بسیار بالایی داشت با این حال تعدادی از دانشجویان درخواست ادامه تحصیل در ایران را دارند و از مسئولین می‌خواهیم در این زمینه با ما همکاری کنند.
    مهدی مکوندی یکی دیگر از دانشجویان ایرانی در قرنطینه است. مکوندی دانشجوی تکنولوژی دوره پسادکترا در شهر ووهان است و حال به کشور منتقل‌شده است.
    وی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره وضعیت شهر ووهان در زمان شیوع ویروس کرونا گفت: پس از شیوع این ویروس حدود یک ماه نه تنها در شهر بلکه در خانه و خوابگاه نیز در قرنطینه بودیم. مردم شهر برای حفظ سلامت خود و خانواده‌هایشان به طور کامل در شرایط ایزوله قرار داشتند به طوری که تمام ورودی‌ها و خروجی‌های شهر بسته‌شده بود و هیچکس از خانه خارج نمی‌شد.
    مکوندی ادامه داد: در چندین روز اول همه مردم فروشگاه‌ها را خالی کردند و قیمت اقلام بسیار بالا رفت اما پس از آن دولت چین کنترل را در دست گرفت برخی فروشگاه‌ها برای تأمین مواد اولیه غذایی باز شدند. در روزهای اول با مشکل کمبود ماسک روبه‌رو بودیم اما پس از چندین روز دسترسی به آن آسان‌تر شد پس از گسترش شروع کرونا دانشجویان شهر ووهان از سفارت ایران درخواست بازگشت به کشور را داشتند و قرار شد یک هواپیمای چارتر برای انتقال ما به ایران هماهنگ شود.
    کرونا باعث همدلی دانشجویان ایرانی شد
    وی تأکید کرد: در طول ۵ سال گذشته ۵۷ دانشجوی ایرانی در این شهر در حال تحصیل بودند که هیچکدام یکدیگر را نمی‌شناختیم و این اتفاق موجب همدلی و آشنایی ما با یکدیگر شد.
    این دانشجوی ایرانی درباره شرایط شهر ووهان و رسیدگی به بیماران نیز اظهار داشت: با افزایش شمار مبتلایان به کرونا، ظرفیت بیمارستان‌ها تکمیل‌شده بود و حتی تعدادی از دوستان پاکستانی ما قادر به دریافت دارو و بستری در بیمارستان نبودند به همین منظور دولت چین یک بیمارستان هزار تختخوابی را ظرف ۱۰ روز تأسیس کرد.
    مکوندی با بیان اینکه که شرایط روانی در شهر ووهان بسیار بد بود، تصریح کرد: میزان ترس و اضطراب مردم بسیار بالا بود، روزهای اول خبرها چندان رسانه‌ای نشده بود اما اعلام افزایش شمار کشته‌شدگان موجب ترس در میان مردم شد و جو روانی بسیار وحشتناکی بر شهر حاکم بود. از سوی دیگر مردم به یکدیگر دسترسی نداشتند و نمی‌توانستند از منازل خود خارج شوند و این امر موجب اضطراب زیادی میان دانشجویان ایرانی شده بود.
    مردم با دانشجویان خارج شده از قرنطینه عادی رفتار کنند
    وی درباره شرایط قرنطینه در ایران نیز اظهار داشت: در حال حاضر شرایطمان در ایران خوب است و آزمایش‌های پزشکی را انجام داده‌ایم که خوشبختانه هیچکدام مبتلا به ویروس نیستیم. از وزارت بهداشت و کادر پزشکی برای رسیدگی‌ها نیز تشکر می‌کنیم.
    وی با بیان اینکه تمامی دانشجویان پس از پایان زمان قرنطینه با تأیید وزارت بهداشت، آزاد خواهند شد، تاکید کرد: آزمایشات نشان می‌دهد که همه ما سالم هستیم و از مردم می‌خواهیم که پس از خروج از قرنطینه با ما رفتاری عادی داشته باشند و در این شرایط با همدلی با دانشجویان برخورد کنند.
  • فیلم/خاطره‌ای جالب از باتوم خوردن فرمانده‌ یگان‌های ویژه ناجا!

    فیلم/خاطره‌ای جالب از باتوم خوردن فرمانده‌ یگان‌های ویژه ناجا!

    به گزارش خبرنگار مهر، سردار حسن کرمی فرمانده یگان‌های ویژه ناجا در دیدار با جمعی از هنرمندان ضمن گرامیداشت ایام الله دهه فجر و پیروزی انقلاب اسلامی اظهار داشت: در این ایام بسیاری از اهالی هنر و رسانه تلاش می‌کنند تا از دستاوردهای انقلاب اسلامی برایمان بگویند اما در این بیان دستاوردها یک خطای ریشه‌ای در حال رخ دادن است.

    وی افزود: ما بیشتر از دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی می‌گوئیم در حالی که تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، راه‌سازی، دانشگاه ساختن و… از جمله وظایف طبیعی یک حکومت است و هر چند ما در این حوزه‌ها پیشرفت‌های چشمگیری داشتیم اما دستاورد اصلی انقلاب اسلامی چیز دیگری است.

    فرمانده یگان‌های ویژه ناجا گفت: اصلی‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی همان خواسته شیران انقلاب و مردان و زنان غیوری بود که در آن دوران با دست خالی مقابل رژیم مجهز ستم‌شاهی ایستادگی کردند و شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سر دادند تا به آن رسیدند.

    سردار کرمی با بیان اینکه ما باید در تبلیغات خود به این دستاورد که شعار محوری مردم انقلابی آن دوران بود توجه داشته باشیم عنوان کرد: دستاورد دیگر انقلاب اسلامی «پایمردی» بود. انقلاب اسلامی به ما آموخت که در مسیر پیشرفت سختی‌های بسیاری وجود دارد و ما برای رسیدن به اهداف خود باید در مقابل این سختی‌ها پایمردی و استقامت داشته باشیم.

    وی در ادامه به بیان خاطره‌ای از مبارزات دوران انقلاب پرداخت و گفت‌: من خودم سال ۵۶ کتک مفصلی از نیروهای شهربانی خوردم، آن زمان من تازه دیپلم گرفته بودم و در یک راه‌پیمایی اعلام شد که قرار برای اولین بار عکس امام را بین مردم توزیع کنند.

    فرمانده یگان‌های ویژه ناجا افزود: من خیلی علاقه داشتم که عکس امام را داشته باشیم، در خیابان خیام وارد کوچه‌ای شدم تا عکس امام را بگیرم که دو ماشین شهربانی آمدند و دو طرف کوچه را بستند. من دیدم یک آقایی با پیراهن سفید و کراوات در این کوچه ایستاده گفتم نزدیک این آقا باشم احتمالاً کمتر کتک می‌خورم.

    سردار کرمی ادامه داد: این آقای کراوات زده هر کجا می‌رفت من هم کنارش می‌رفتم که ناگهان یکی از پاسبان‌ها آمد و محکم با باتوم به سر این فرد زد، من که اوضاع را دیدم سریع خواستم از یکی از کوچه‌ها فرار کنم که پاسبان دیگری آمد و با باتوم به پای من زد و دیگر نتوانستم راه بروم.

    وی گفت: در حین اینکه این پاسبان من را چسبانده بود به دیوار و فحش می‌داد یک استوار شهربانی آمد اسلحه‌اش را به سمت گرفت و گفت «شما دانشجوها پدر ما را درآوردید من یک هفته است که این پوتین‌ها را از پا در نیاورده‌ام» و در تمام مدت من چشمم به اسلحه این استوار بود که چه زمانی ماشه را می‌چکاند چرا که شنیده بودم اسلحه‌های شهربانی ضامن ندارد.

    فرمانده یگان‌های ویژه ناجا اظهار داشت: چند لحظه‌ای گذشت تا استوار به پاسبان دستور داد که من را به شهربانی ببرد. پاسبان من را آورد تا ابتدای کوچه و بعد یک لگد به من زد و گفت شهربانی و زندان پر از آدم است من تو را کجا ببرم و آزادم کرد.

    سردار کرمی عنوان کرد: من از آن کوچه رفتم و بعد از انقلاب یک روز که داشتم لیست بازنشستگان را می‌دیدیم اسم این پاسبان به چشمم خورد و گفتم که می‌خواهم این فرد را ببینم.

    وی افزود: وقتی این فرد را دیدم از کار آن روزش به نیکی یاد کردم و گفتم من در طول این دوران همیشه به یاد داشتم که استوار به شما دستور داده بود من را به شهربانی ببرید اما این کار را نکردید.

    فرمانده یگان‌های ویژه ناجا گفت: من از روزی که به یگان‌های ویژه آمدم سعی کردم با درک صحیحی که به عنوان یک کتک خورده و یک گاز اشک‌آور خورده از اوضاع داشتم فضا را مدیریت کنم و تمام تلاش ما این است که در اعتراضات و اغتشاشات تا جایی که می‌توانیم دست به باتوم نشویم هر چند که سنگ بخوریم و فحش بشنویم.

    سردار کرمی خاطرنشان کرد: یگان ویژه ناجا یک نیروی کاملاً مردمی است، ما در آموزش‌ها و کلاس‌های خودمان تلاش می‌کنیم طوری فرهنگ‌سازی کنیم که پلیس یگان ویژه ما با سایر کشورها متفاوت باشد و البته بخشی از این فرهنگ‌سازی هم باید در بدنه جامعه انجام شود که برای این امر دست یاری به سمت هنرمندان دراز می‌کنیم.

    وی در پایان گفت: دشمنان تلاش می‌کنند تا ما را بد جلوه دهند و اما ما دست از تلاش حفاظت از امنیت مردم برنمی‌داریم و امیدواریم بتوانیم روزهای خوب و آرامی را برای مردم در سطح شهر رقم بزنیم.

  • سبقت در ثبت نام خودرو با دوپینگ‌های میلیونی

    سبقت در ثبت نام خودرو با دوپینگ‌های میلیونی

    خبرگزاری مهر؛ گروه مجله_فاطمه میرزا جعفری: افزایش قیمت خودرو تب و تاب ویژه ای را به میان خریداران و فروشندگان این محصول آورده است و این افراد از راه‌های مختلفی اقدام به خرید و فروش انواع خودروها می‌کنند اما یکی از راه‌هایی که شما در دام واسطه گران فروش این محصولات نیفتید خرید و فروش از طریق سایت‌های شرکت‌های خودروساز است که در زمان‌های تعیین شده و پس از اطلاع رسانی با مراجعه به این سایت‌ها می‌توانید اقدام به خرید و فروش کنید.

    این روزها خودروسازان از رونق خوب بازار خرید و فروش محصولاتشان خبر می‌دهند این در حالی است که بسیاری از متقاضیان خرید خودرو از عدم امکان ثبت نام در سایت‌های شرکت‌های خودروساز گلایه می‌کنند حجم بالای شرکت متقاضیان در سایت‌ها، توانایی خاص بعضی از افراد در ثبت نام و اینترنت‌های پرسرعت از جمله گلایه‌هایی است که در میان متقاضیان شنیده می‌شود؛ اما در کنار این گلایه‌ها از همه مهمتر گمانه زنی‌های برخی از افراد مبنی بر وجود نوعی رانت احتمالی در این خصوص است.

    به هر حال واقعیت این است که بسیاری از افرادی که برای خرید خودرو به پایگاه‌های فروش اینترنتی خودروسازان مراجعه می‌کنند در بهترین حالت حتی با داشتن اینترنت پرسرعت و تکمیل مدارک و سایر اسناد مورد نیاز، در مرحله ورود به درگاه پرداخت اینترنتی از ادامه ثبت نام بازمانده و در نهایت قید خرید خودرو را زده یا در صورت تمکن مالی برای خرید خودروی مورد نظر به بازار و قیمت‌های حاشیه‌ای اش مراجعه می‌کنند؛ این شرایط موجب رونق کسب و کارهای جدیدی در فضای مجازی شده است، افرادی که سعی می‌کنند از هر راهی اقدام به کسب درآمد مالی کنند. اختلاف قیمت‌های موجود در بازار برای محصولی مانند خودرو، بسیاری از این افراد را به طمع کسب سود به سمت این بازار و رونق این کسب و کار کشانده است البته باید گفت فاصله فاحشی که میان قیمت‌های کارخانه محصولات شرکت‌های خودروسازی و بازارهای آزاد خودروهای تولید داخل وجود دارد نیز سبب هجوم گسترده متقاضیان خرید این محصولات به سایت شرکت‌های خودروسازی و افزایش تقاضا در برابر عرضه مشخص شده است.

    فروش فوری نقدی
    همانطور که گفته شد هجوم گسترده متقاضیان بازار خودرو سبب ایجاد کسب وکارهای جدید شده است و مثل همیشه یک پای ثابت این کسب و کارها فضای مجازی است که بستر مناسبی برای تبلیغات است. درج آگهی تضمین ثبت نام در یکی از شبکه‌های اجتماعی نیز توجه من را به عنوان خبرنگار جلب کرد تا از روند کار اطلاع پیدا کنم در تماس تلفنی با این شرکت جزئیات این کسب و کار جدید را جویا شدم. فرد مدعی این شیوه از ثبت نام گفت: شیوه فروش فوری- نقدی خودروسازان به تازگی به فروش اعتباری تغییر کرده که همانند فروش فوری است و خودروسازان باید طی مدت یک ماه خودروی ثبت نامی را با قیمت قطعی به مشتری تحویل دهند در غیر این صورت باید ۳۰ درصد سود را به عنوان تأخیر پرداخت کنند.

    برای مثال متقاضیان ما برای خرید خودرویی با قیمت تنظیم بازاری ۹۶ میلیون تومان ۸۶ میلیون تومان به صورت نقدی پرداخت می‌کنند و پس از آن ۱۲ میلیون را طی چک برای سال آینده پرداخت می‌کنند چنین تسهیلاتی سبب استقبال خوب مشتریان خرید خودرو از این نوع شیوه ثبت نامی می‌شود.

    ثبت نام با دوپینگ ۳ تا ۶ میلیون تومانی!
    اما سوال مهم در این شیوه از کسب و کار این است که این افراد چگونه از کم وکیف ثبت نام‌ها اطلاع پیدا می‌کنند، مدیر این کسب و کار مجازی می‌گوید معمولاً از چند روز قبل از ثبت نام از کم و کیف بازار، قیمت و نوع محصولات مطلع می‌شویم و همه بخشنامه‌های مرتبط را از طریق صفحاتی که در شبکه‌های اجتماعی در اختیار داریم در دست مشتریان قرار می‌دهیم. البته برای اینکه افراد ثبت نام درست و به موقعی داشته باشند باید از چند روز قبل نوبت ثبت نام خود را رزرو کنند.

    به گفته او مشتریان با حضور در دفتر شرکت مورد نظر برای ثبت نام در روز و ساعت بازگشایی فروش اینترنتی جهت ثبت نام اقدام کرده و با رسیدن به درگاه بانکی وجه خرید اعتباری این خودروها از طریق کارت بانکی و رمز دوم به حساب خودروسازان واریز می‌شود.

    او در ادامه می‌گوید: پس از اتمام ثبت نام دستمزد دریافتی شرکت بابت ثبت نام خودروهای مختلف دریافت می‌شود که بستگی به مدل خودروها متفاوت است وهزینه هایی از ۳ تا ۶ میلیون تومان و حتی بیشتر در انتظار خریداران است.

    دریافت هزینه پس از پیامک ثبت نام
    فرد مورد نظر تضمین این نوع از ثبت نام را ارسال پیامکی می‌داند که پس از اتمام ثبت نام برای متقاضیان خرید خودرو ارسال می‌شود و مدعی آن است که هزینه دریافتی جهت ثبت نام افراد پس از ارسال این پیامک صورت می‌پذیرد.
    او همچنین می‌گوید ما به دلیل در اختیار داشتن اینترنت پرسرعت و افراد مجربی که در ثبت نام بسیار حرفه‌ای هستند بیشتر موارد ثبت نامی را با موفقیت به اتمام می‌رسانیم.

    علی رغم تمامی توضیحات فردی که خود را مدیر این کسب و کار معرفی کرده بود باز هم عملکرد این ثبت نام کنندگان و چنین شرکت‌هایی آن هم به صورت تضمینی بسیار مشکوک به نظر می‌رسد شاید بهتر باشد که نهادهای مربوط به بازار خرید و فروش خودروها نسبت به روند ثبت نام افراد دقت بیشتری داشته باشند، چرا که چنین عملکردی از یک سو حق گسترده و احتمالی همه متقاضیان خرید خودرو را ضایع می‌کند و از سویی دیگر با اعلام شرایط فروش، میلیاردها تومان سود بادآورده به جیب ثبت نام کنندگان و واسطه گران این حوزه می‌رود که با ایجاد اختلاف قیمت در خودروها باعث بیشتر شدن هر روزه قیمت این محصولات شده‌اند همچنین عملکرد این واسطه گران باعث ایجاد تبعیض و نارضایتی گسترده مصرف کنندگان می‌شود.
     

  • با دو انگشت پهلوان شوید!

    با دو انگشت پهلوان شوید!

    خبرگزاری مهر؛ مجله مهر– فاطمه میرزاجعفری: ورزش از آن دسته اموری است که همیشه به آن سفارش زیادی شده است. کشتی هم یکی از ورزش‌های باستانی ماست و بیشتر مخاطبین و علاقه مندان آن مردان هستند؛ البته این روزها ورزش کشتی در میان بانوان هم رواج دارد و آنها نیز مانند مردان علاقه مند این ورزش باستانی هستند.

    از دیرباز تا کنون افرادی که در زمینه کشتی فعالیت می‌کردند پهلوان نام می‌گرفتند، اما پهلوانی منش خاص خود را داشت. به طور مثال یکی از پهلوانان ما که همیشه به سبب راه و منش پهلوانی که در پیش داشت برای ایرانیان دارای ارزش و احترام خاصی بوده و هست جهان پهلوان تختی است؛ همان مردی که در سال ۱۳۰۹ در محله خانی آباد به دنیا آمد و بزرگ شد و به سبب علاقه به ورزش باستانی وارد کشتی شد و کشتی را فقط یک ورزش می‌دانست که برای حفظ سلامتی مفید است نه راهی برای امرار معاش!

    تختی از همان روزها همیشه و در همه حال کنار مردم خود بود و حتی به هنگام عزیمت به آخرین سفر خود که با بدرقه خیل عظیمی از مردم همراه بود گفت: «همیشه نسبت به این محبت گسترده مردم احساس شرمندگی می‌کنم.»

    مفهوم پهلوانی
    پهلوانی در حوزه فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی مفهومی بسیار گسترده و عمیق نسبت به آنچه در معنای لغوی آن است دارد. جایگاه پهلوانان در مستندات ادبی، هنری، تاریخی، اجتماعی و سیاسی و حتی در فرهنگ و تمدن ملل گوناگون به خصوص ایران تصاویری متمایز و متفاوتی نسبت به تعریفش پیدا می‌کند.
    آنچه امروز به عنوان پهلوانی و فرهنگ آن در میان جوامع مختلف بشری وجود دارد دستاورد تعاریفی از گذشتان ماست که سینه به سینه در کنار مستندات مکتوب تاریخی بیان می‌شود و اگر نگاهی به فرهنگ و تاریخ ملل گوناگون بیاندازید می‌بینید که بزرگان و پهلوانانی از همه آنان پدید آمده‌اند که در ذهن همگان اثر بزرگی بر جای گذارده‌اند.

    براساس تعاریف هرگز نباید افرادی که فقط جسم خود را پرورش داده‌اند و دارای اندام جسمی قوی یا به قول معروف «زور بازو» و سینه‌های ستبر هستند را پهلوان دانست؛ بلکه تنها کسانی شایسته کسب عنوان پهلوانی هستند که سال‌ها در جهت تربیت جسم و جان خود به طور همزمان کوشیده‌اند و صاحب مرام و منش پهلوانی شده‌اند و به عناصر هویت بخش فرهنگ و آئین پهلوانی در نظر و عمل احترام می‌گذارند.

    راه نادرست پهلوانی
    این روزها نوجوانان و جوانان ما به شدت علاقمند به دیده شدن هستند و برای این کار اغلب حاضر به انجام هر کاری هستند از درست کردن صفحات مجازی تبلیغاتی گرفته تا انجام کارهای هنجار شکنانه در فضای مجازی و یا حتی پوشیدن لباس‌هایی که نه تنها برازندگی ندارد بلکه گاه انزجار افراد جامعه را به همراه دارد و همگی این رفتارها ناشی از عطش دیده شدن است.

    جوانان امروزی بدشان نمی‌آید که هیکلی درشت و گوشی شکسته داشته باشند تا در میان دیگر بچه‌های محله خود به پهلوان شهرت پیدا کنند و بقیه روی آنها حساب دیگری باز کنند. نوجوانان و جوانانی که تعریف درستی از منش پهلوانی ندارند و می‌خواهند یک شبه ره صدساله را طی کنند آن هم نه از راه درست؛ بلکه از راهی که سراسر غلط و پر خطر برای آنان است.

    بسیاری از جوانان امروزی ما می‌خواهند بدون هیچ تلاشی و تنها با خوردن چند قرص و یا مکمل‌های غذایی هیکل خود را مانند پهلوانانی کنند که راه و رسمشان مردانگی و جوانمردی است. البته در کنار این اقدام بسیار خطرناک نوجوانان و جوانان ما طی اقدامی بسیار پرخطر اقدام به شکستن گوش خود کرده آن هم فقط به این دلیل که در میان سایر افراد به عنوان پهلوان خوانده شوند.

    با دو انگشت پهلوان شوید!
    صفحه‌ای در فضای مجازی درست کرده است و چندین عکس را از نمونه کارهای خود به اشتراک گذاشته است؛ این صفحه نه محتوای علمی و آموزنده دارد و نه صفحه رنگارنگ سلبریتی ها است بلکه صفحه فردی است که اقدام به شکستن گوش می‌کند؛ بله درست خواندید شکستن گوش که حدود ۶ هزار نفر هم دنبال کننده دارد.

    جوانی که مدیریت این صفحه را دارد مدعی است که می‌تواند گوش افراد را بدون استفاده از هیچ گونه ابزاری وتنها با دو انگشت به هر شکل و فرم دلخواه دربیاورد؛ کاری که نیازمند حرفه و تخصص است اما او این کار را با شعار «کار خوب خودش صدا می کند» انجام می‌دهد و در این صفحه با به اشتراک گذاشتن چندین عکس از آنها به عنوان نمونه کارهای خود یاد می‌کنند.

    البته بسیاری از افراد در زیر عکس‌های او با این جملات: «کارت بیست داداش»، «الحق که پنجه طلایی» و «مشتی و پرطرفدار هستی داداش» از او و کارش تعریف کرده‌اند. در این میان بسیاری از افراد هم از اهمیت انجام این کار پرسیده‌اند که پاسخ‌هایی اینچنینی دریافت کرده‌اند «این کار را انجام می‌دهیم تا کشتی گیر در زمین بازی هنگامی که با شکستگی گوش مواجهه شد متحمل درد کمتری باشد.»

    وقتی که از هزینه و نحوه انجام این کار از او سوال پرسیدم گفت: اگر گوش‌ها سالم باشند بدون استفاده از هیچ گونه ابزاری و تنها با دو انگشت گوش را به شکل و فرم دلخواه مشتری‌هایش در می‌آورد. وقتی از او می پرسم که تخصص انجام این کار را دارد یا خیر می‌گوید تنها شغل و حرفه من این کار است و از این راه امرار معاش می‌کنم.

    اما زمانی که از او درباره دلیل مراجعه مشتری‌هایش برای شکستن گوش می پرسم می‌گوید مشتری‌های من عمدتاً افرادی هستند که می‌خواهند در میان دوست‌هایشان و یا بچه‌های محله خود صاحب قدرت باشند و بقیه اعضای محل از آنها حساب برند.

    او همچنین درباره هزینه انجام این کار می‌گویند که اگر گوش‌ها سالم باشند مبلغ ۳۰۰ هزار تومان را برای انجام این کار دریافت می‌کند و در صورت هرگونه آسیبی مبلغ بالاتر می‌رود. البته این کار را با بی حسی انجام می‌دهد تا فرد متحمل درد کمتری باشد.

    پهلوانانی که منش پهلوانی ندارند
    حال این سوال به وجود می‌آید که چرا راه و رسم و منش پهلوانانی همچون تختی اینچنین از بین رفته است و جای خود را به جوانانی داده است که نه تنها منش پهلوانان را ندارند، بلکه مصداق همان جمله «پهلوان پنبه» هستند. جوانانی که این چنین در راه‌های غلطی گام بر می‌دارند و گاهاً از هیبت درشت خود جهت ایجاد ترس استفاده می‌کنند؛ در حالی که منش پهلوانی مردانگی و جوانمردی است.

    در این میان فضای مجازی هم بستری فراهم کرده است تا این راه غلط پرخطر تر باشد، چنین افرادی عمدتاً از تخصص کافی برای انجام شکستن گوش بهره مند نیستند و گاهاً با انجام آن می‌توانند خسارات جبران ناپذیری را برای فرد به همراه بیاورند شاید بهتر باشد جوانان ما تا به این اندازه عجول نباشند و اجازه دهند که هر کاری مسیر طبیعی خود را طی کند و البته باید راه و رسم پهلوانی را بهتر بیاموزند؛ منش افرادی همچون تختی که دست رد به سینه مادیات زد تا پهلوان بماند.
     

  • امضای سیدالکریم(ع) پای قرار «وحید»

    امضای سیدالکریم(ع) پای قرار «وحید»

    خبرگزاری مهر، گروه مجله: هنگامی که برای مراسم تشییع پیکر مطهر شهید زمانی‌نیا به حرم عبدالعظیم حسنی رفتم تنها چیزی که در بین تمامی جمعیت نظرم را به خود جلب کرد خانواده شهید بود، طبیعی است که گفت‌وگو با خانواده شهدا در مراسم تشییع شهید بهترین سوژه برای خبرنگار است ولی نظرم از آن جهت به این خانواده جلب شد که برخلاف سایر خانواده شهدا که برای از دست دادن فرزندانشان بی تابی می‌کنند این خانواده آنقدر آرام و مظلوم در گوشه‌ای نشسته بود که انگار از یاد رفته‌اند!

    سعی کردم به خانواده شهید نزدیک شوم، مأموران حفاظت را به سختی رد کردم و به جمعیت ۱۱-۱۰۱ نفره زنانی که در سمت راست محوطه دفن شهید نشسته بودند رسیدم، یک مأمور خودش را از جمعیت جدا کرد و به سمت من آمد و گفت: «از موبایل به هیچ عنوان استفاده نمی‌کنی، مزاحم خانواده شهید نمی‌شوی، فقط چند دقیقه فرصت داری تا گزارش تهیه کنی و فوراً باید این محوطه را ترک کنی» متوجه شدم که وقت زیادی برای صحبت با تک تک اعضای خانواده شهید ندارم و فوراً به سراغ همسر شهید رفتم.

    زهرا غفاری همسر دوماهه شهید وحید زمانی‌نیا مات و مبهوت نشسته است، خوب نگاهش می‌کنم، دختری با هزار آرزو که به جوانی «بله» گفته تا یک زندگی را شروع کند و هنوز به خانه بخت نرفته عزادار دامادش شده است.

    انگشتر نامزدی و حلقه ازدواجش را به دست دارد و مادام با انگشترها بازی می‌کند، به نظرم این جوری سعی می‌کند داغ دلش را کمی آرام کند، نزدیک می‌شوم و تسلیت می‌گویم: «زهرا جان امکان صحبت دارید؟» چند نفس عمیق می‌کشد و بغضش را قورت می‌دهد و می‌گوید: «تمرکز ندارم، شاید نتوانم جواب دقیقی برای سوال‌ها داشته باشم» برای اینکه هم مزاحمش نشوم و هم دست خالی نباشم، می‌گویم: «فقط یک سوال، چرا شهید زمانی‌نیا وصیت کرده بود که در جوار این امامزاده دفن شود؟» کمی فکر می‌کند و می‌گوید: «وحید عادت نداشت در مورد این مسائل زیاد صحبت کند ولی می‌دانم که انگار با دوستانش قرار دفن در حرم عبدالعظیم حسنی را گذاشته بودند، یک قرار برای آخرتشان»

    وقت نماز می‌شود و همگی قامت می‌بندند، بعد از نماز مادر شهید که انگار دل از دنیا بریده بر روی صندلی می‌نشیند و ذکر می‌گوید و به محل دفن ته تغاری‌اش نگاه می‌کند، کنار مادر شهید می‌نشینم و بعد از عرض تسلیت از او اجازه گفت‌وگو می‌گیرم، برخلاف ظاهر شکسته‌اش صدایی کامل مصمم و قوی دارد، می‌گوید: «چی می‌خواهی بشنوی؟ از چه چیز ته تغاری‌ام برائت بگویم؟» سوالی که از همسر شهید پرسیدم را از مادر این شهید بزرگوار هم می‌پرسم: «شما می‌دانستید چرا پسرتان وصیت کرده بود که در این محل دفن شود؟» سرش را چندباری به نشانه تأیید تکان می‌دهد و می‌گوید: «آقا وحید به من گفته بود که با همکاران قول و قرار گذاشته بودیم، یعنی وقتی حرف از شهادت می‌شد رفقای وحید به او گفته بود این امامزاده نزدیک به خانه شما هست، وحید وصیت کن تو را آنجا دفن کنند ولی خب پسرم همیشه به این فکر می‌کرد که پولی برای خرید قبر در این محل ندارد و همیشه هم می‌گفت دوست دارم در این صحن دفن شوم اما می‌دانم که پولی برای این کار ندارم»

    مادر شهید لبخندی می‌زند و می‌گوید: «به وحید می‌گفتم اگر قسمتت باشد تو را همان جایی که دوست داری دفن می‌کنند، ولی وحید با شیطنت می‌گفت که مادر اگر من را در اینجا دفن کنند نمی‌توانی روی قبرم را بشوری و آب و گلاب بیاری، باید برای لمس سنگ قبرم فرش‌ها را بالا بزنی، من هم به او می‌گفتم اشکال ندارد کنار دوست‌های شهیدت در گلزار شهدا چند جای خالی هست تو را آنجا دفن می‌کنم»

    به مادرش می‌گویم: «شما جوری در مورد محل دفن و حتی شهادت وحید صحبت می‌کنید انگار می‌دانستید که او حتماً شهید می‌شود!» مادر شهید سرش را به عقب خم می‌کند و می‌گوید: «نه دخترم، من چنین چیزی را نمی‌دانستم و حتی از اینکه به این موضوع فکر کنم که فرزندم زودتر از من می‌رود قلبم درد می‌گرفت اما خود وحید خیلی جدی و مصمم در این مورد صحبت می‌کرد و من هم به حرف‌هایش گوش می‌دادم»

    می‌گویم: «وحید را ناجوانمردانه به شهادت رساندند و با او جنگی نکردند، این موضوع برایتان سخت نیست؟» می‌گوید: «از نبودن فرزندم دلم می‌سوزد ولی این چیزها را (عزت و احترامی که بعد از شهادت به دست آورده است) که می‌بینم دلم آرام می‌شود. در دلم می‌گویم خدایا راضی به رضای تو هستم. تو به من توفیق دادی که این فرزند را به دنیا بیاورم و برای او ۲۷ سال زحمت بکشم، خدا را شکر که فرزندم در راه حق جان خود را از دست داد»

    چشمان این مادر خیس شده است، با گوشه چادر چشم‌هایش را پاک می‌کند و ادامه می‌دهد: «دو ماه است برای پسرم شیرینی خوردم و عقد کردم؛ قرار بود وحید به سوریه برود ولی سفرش کنسل شد وقتی که در ایران ماندگار شد تصمیم گرفتم برایش خواستگاری بروم، نظر خودش را پرسیدم، تنها چیزی که گفت این بود که هر جا برای خواستگاری می‌رویم باید آن دختر بداند که من نمی‌دانم چه به سر من می‌آید و چه چیزی برای من پیش می‌آید.»

    این را می‌گوید و دست عروسش را در دستش می‌گیرد و ادامه می‌دهد: «وقتی عروسم خبر شهادت وحید را شنید خیلی بی قراری کرد. بی‌قراری‌هایش بی اندازه بود. به عروسم گفتم خواهشی که از تو دارم این است که بی قراری نکن چرا که الان شما همسر شهید هستی و باید به این موضوع افتخار کنی. من خودم خواهر شهید هستم اما مادر شهید شدم و افتخار می‌کنم.»

    پیکر آمد و صدای گریه‌ها و تکبیرها و شعارهایی مثل «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» بلند شد، فرصتی برای ادامه مصاحبه نداشتم، از جایم بلند شدم که با آن مادر خداحافظی کنم و بروم که دستم را گرفت و گفت: «برخی به من گفتند که چرا اجازه دادید وحید برود و زخم زبان زدند ولی گفتم من نمی‌توانم جوانم را نگه دارم، اگر این کار را کنم فردا نمی‌توانم جواب حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) را بدهم. بچه من ۲۷ سال دارد و عقلش می‌رسد. الان هم می‌گویم خدا را شکر! همین»

    لحظه‌ای که با او خداحافظی می‌کردم گفت: «این را هم بگویم تا یادم هست، اگر امثال وحید من بروند باز هم جایگزینش را در کشور داریم. هر چند وطن‌فروش هم در کشور داریم، ولی امثال وحید خیلی زیاد است. ترامپ برود و هر کاری می‌خواهد انجام دهد ما دلمان به جوان‌هایمان گرم است»