برچسب: مجاهدین خلق

  • دست و پا زدن‌های مریم رجوی

    دست و پا زدن‌های مریم رجوی

    دست و پا زدن‌های مریم رجوی

    عملیات مهندسی نامی است که گروهک تروریستی منافقین در سال ۱۳۶۰ برای نبرد خود با نظام جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرد؛ نبردی که یکی از عناصر مهم آن شکنجه است و به تعبیر یکی از اعضای جدا شده این گروهک هر که بیشتر شکنجه کند، برنده است.

    علی‌رغم این که به ظاهر و با شکست گروهک منافقین در نبرد خیابانی با نظام جمهوری اسلامی در تابستان سال ۱۳۶۰ این عملیات به پایان رسید اما واقعیت این است که این گروهک با وجود گذشت نزدیک به ۴۰ سال همچنان در حال عملیات مهندسی علیه ملت ایران است و این بار همپیمانان تازه‌ای نیز یافته است؛ همپیمانانی که با انگیره‌ای مشابه گروهک منافقین امید به نابودی ملت ایران دارند.

    دست و پا زدن‌های مریم رجوی
    دست و پا زدن‌های مریم رجوی

    کمتر تحلیلگر و سازمان سیاسی در غرب است که اعتقاد داشته باشد، منافقین در ایران همچنان یک بازیگر قابل اعتنا در میان افکار عمومی هستند. به عنوان مثال «پل پیلار» تحلیلگر سابق آژانس مرکزی اطلاعاتی آمریکا طی یادداشتی در روزنامه انگلیسی گاردین به این نکته اشاره می‌کند که گروهک منافقین به هیچ عنوان سازمان محبوبی در ایران نیست.

    این گروهک در طول ۴۰ سال گذشته حتی تجربه یک تجمع موفقیت‌آمیز در ایران را نداشته و اغلب به دنبال استفاده ابزاری از تجمعات مسالمت‌آمیز در ایران برای خشونت‌طلبی و ایجاد آشوب است. در خود غرب نیز این گروهک تا سال ۲۰۱۲ در فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا و کشورهای اروپایی قرار داشت و اگر نبود لابی‌های پر خرج این گروهک که به لطف برخی دشمنان نظام جمهوری اسلامی انجام شد، هنوز هم در این فهرست سیاه بود.

    این روزها که همایش این گروهک تروریستی در حال برگزاری است، سئوال اینجاست که چرا غرب همچنان به دنبال حفظ این سازمان تروریستی به عنوان بخشی از بازی کثیف خود با ایران است؟

    از اتهام‌زنی هسته‌ای تا آشوب در کف خیابان

    پاسخ این سئوال با نگاهی به سوابق مهم‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی و امنیتی انجام گرفته با همکاری این گروهک علیه ایران روشن است.

    در سال ۲۰۰۲ میلادی و زمانی که کنفرانس به‌ظاهر افشاگرانه منافقین درباره برنامه هسته‌ای ایران با انتشار اطلاعاتی در خصوص سایت‌های هسته‌ای برگزار شد همه چیز نوید آغاز یک همکاری جدید بین منافقین و دستگاه‌های اطلاعاتی غرب را می‌داد.

    سازمان منافقین در این نشست خبری ادعا کرد که اطلاعات خود را از سوی منابع خود در ایران بدست می‌آورد اما بعدها روشن شد که این اطلاعات از طریق موساد و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در اختیار آنان قرار گرفته است.

    «گرت پورتر» نویسنده و محقق آمریکایی در کتاب خود موسوم به «بحران ساختگی» با اشاره به این مساله می‌نویسد: از مدت‌ها پیش روشن بود که این اطلاعات از سوی سرویس‌های اطلاعاتی در اختیار گروهک منافقین قرار گرفته و این گروهک قادر به کسب چنین اطلاعاتی به تنهایی نیست.

    از آن زمان پروژه‌های گوناگونی با همکاری گروهک منافقین علیه اجزای مختلف قدرت راهبردی ایران صورت پذیرفته است. از آنجا که آمریکایی‌ها فاقد یک سفارتخانه و مقری برای جاسوسی در ایران بودند، این گروهک با کمک برخی از افراد باقی مانده خود در ایران نقش واسطه‌ای برای جذب افرادی جهت همکاری در فعالیت‌های ضد امنیتی ایفا می‌کرد.

    نمونه روشن چنین پروسه‌ای جذب برخی از افراد برای مشارکت در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران بود که البته بسیاری از آن‌ها بدون این که بتوانند اقدام موثری به عمل بیاورند، دستگیر شدند.

    نمونه دیگر نقش‌آفرینی گروهک منافقین ایجاد آشوب‌های عمومی و تخریب اموال عمومی است. بارها و بارها در درگیری خیابانی مرتبط با فتنه سال ۸۸ و قضایای سال ۹۶ و ۹۸ اعضای این گروهک در حال صدمه زدن به اموال عمومی دستگیر شدند. این اقدامات حتی بعضا از سوی برخی که خود را اپوزیسیون می‌خوانند هم مورد اعتراض قرار گرفته است.

    حالا به نظر می‌رسد که در پشت گردهمایی‌های این گروهک همان فرمول قدیمی این بار با حامیان جدید نهفته است. عملیات مهندسی که این بار تک‌تک مردم ایران را همانند تابستان سال ۶۰ هدف قرار داده است.

     صورتحساب‌های ۱۰۰ هزار دلاری برای حضور شخصیت‌های غربی

    برای این که ماهیت این حامیان تازه را شناخت، باید نگاهی به منابع مالی تازه گروهک منافقین انداخت.

    حضور سخنرانانی همچون «رودی جولیانی» وکیل شخصی ترامپ، «جان بولتون» مشاور سابق امنیت ملی دولت آمریکا و «نیوت گینگریچ» سیاستمدار آمریکایی چندان ارزان نیست. بر اساس اظهارنامه‌های مالیاتی بولتون وی برای سخنرانی در چند اجلاس این گروهک نزدیک به ۱۸۰ هزار دلار دریافت کرده است.

    شنیده‌ها در مورد رقم‌های پرداختی به سایر حاضران در همایش گروهک منافقین نیز چندان کمتر از این رقم نیست. علاوه بر این پر کردن صندلی‌های حاضران در این همایش نیز هزینه‌بردار است.

    بر طبق گزارش رسانه‌های خارجی در اجلاس سال ۲۰۱۸ که در پاریس برگزار شد، هزاران نفر از اتباع کشورهای اروپای شرقی و پناهندگان خارجی از کشورهایی همچون سوریه و لیبی برای یک گشت و گذار ارزان در فرانسه حاضر به شرکت در این اجلاس شدند.

    دست و پا زدن‌های مریم رجوی
    دست و پا زدن‌های مریم رجوی

    اغلب این افراد از طریق یک فراخوان فیسبوکی جذب این همایش شده بودند که به آن‌ها وعده یک تور سیاحتی با پرداخت تنها ۲۵ یورو را داده بود. چنین سفری برای هر پناهجویی بسیار جذاب است.

     حامیان دست و دلباز جدید چه کسانی هستند

    هیچ برآورد مشخصی در خصوص تأمین هزینه‌های این گروهک وجود ندارد. سردمداران این گروهک مدعی هستند که اغلب درآمدهای این گروه از طریق پرداخت حق عضویت توسط اعضای آن تأمین می‌شود اما نگاهی به گزارش رسانه‌های غربی خلاف این را می‌گوید.

    به عنوان مثال ایجاد تشکل‌های خیریه قلابی یکی از راه‌های این گروهک برای جذب منابع مالی است. مجله فوکوس چاپ آلمان از قول پلیس جنایی فدرال می‌نویسد: «اطلاعات موثق حاکی از آن است که فرزندان افراد مجاهدین خلق را با قصد قبلی از خانواده‌شان جدا کرده، پنهانی وارد خاک آلمان کرده و به عنوان ظاهراً بچه‌های یتیم و آواره، در ساختمان‌های مهد کودک وابسته به سازمان آورده شده‌اند تا به حساب سازمان، کمک‌های مالی دولتی در مقیاس بالا واریز شود.»

    گاه حجم تخلفات مالی به گونه‌ای بالاست که متحدان غربی این گروهک نیز وادار به واکنش می‌شوند. به عنوان مثال دولت بریتانیا در سال گذشته مجبور به تعطیل کردن خیریه پوششی این گروهک تروریستی به دلیل تخلفات مالی شد.

    علاوه بر این‌ها سهم اصلی در تأمین هزینه‌های این گروهک بر عهده رژیم صهیونیستی و رژیم سعودی است. روزنامه نیویورک تایمز طی گزارشی در سال ۲۰۱۷ به این نکته اشاره کرد که تحلیلگران وزارت خزانه‌داری آمریکا حدس می‌زنند منشأ پرداخت مبالغ بالا به برخی سیاستمداران آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی هستند.

    البته حضور برخی از اعضای برجسته خاندان پادشاهی سعودی از «جمله ترکی الفیصل» در اجلاس‌های سالانه این سازمان این یقین را به وجود آورده که حمایت دولت عربستان سعودی از این گروهک قطعی است.

    موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم امسال رسانه سعودی «ایران اینترنشنال» به صورت مستقیم همایش این گروهک را پخش می‌کند. چنین اقدامی در بین تمام تلویزیون‌های فارسی زبان ایرانی معارض خارج کشور بی‌سابقه است و هیچ‌کدام از آن‌ها به دلیل نفرت بینندگان خود در ایران از این گروهک حاضر به انجام چنین کاری نمی‌شود.

    در این نکته هم شکی نیست که تلاش عبث منافقین برای موثر نشان دادن خود در افکار عمومی ایران، با هدف جذب سرمایه‌های مالی بیشتر از جانب حامیان آمریکایی – صهیونیستی – سعودی هم صورت می‌پذیرد. این گروهک خوب می‌داند که بدون این کمک‌های مالی هرگز امکان ادامه حیات نخواهد یافت، لذا برای جذب این کمک‌ها همچنان باید نشان دهد که به درد این حامیان می‌خورد.

     آخرین تقلاهای یک گروهک منفور

    با مشخص شدن حامیان این گروهک و دستور اعلامی آنان در خصوص ایجاد آشوب و بی‌نظمی در ایران کاملاً روشن است که برنامه کاری آینده منافقین در ایران چه خواهد بود.

    فعلاً مهم‌ترین اولویت عملیاتی گروهک منافقین زهرآگین کردن فضای مجازی در ایران است. بارها و بارها روشن شده که اکانت‌های فیک گروهک منافقین به دنبال هدفدار کردن محتوای تولیدی در شبکه‌های اجتماعی ایران به خصوص توییتر هستند. این روش به شدت مشابه روش یگان‌های سایبری عربستان سعودی و امارات برای هدف قرار دادن مخالفان خود در فضای مجازی است.

    دست و پا زدن‌های مریم رجوی
    دست و پا زدن‌های مریم رجوی

    در طول ماه‌های گذشته اکانت‌های فیک که عمدتاً از سوی مرکز سایبری منافقین در تیرانا فعال هستند، تلاش کرده‌اند تا با هشتگ‌های قلابی و فضاسازی در فضای مجازی موج سازی‌های گسترده در فضای مجازی به راه انداخته و آن را تبدیل به مطالبه‌سازی واقعی کنند.

    در کنار این رصد اخبار منتشر شده نشان می‌دهد که این گروهک تلاش می‌کند تا با اقدامات ایذایی فضای فکری جامعه ایرانی را مخدوش کند. دستگیری برخی از تیم‌های عملیاتی آنان توسط دستگاه‌های امنیتی به خوبی این حربه را نشان می‌دهد.

    این اقدامات نیز به وضوح با همراهی عربستان سعودی و رژیم سعودی و همچنین تیم ترامپ در آمریکا انجام می‌شود. شرایط موجود در فضای سیاسی آمریکا سبب شده تا موقعیت ترامپ به شدت متزلزل شده و به همین دلیل تلاش برای تحریک ایران و ادبیات‌سازی جدید برای رد شدن از خط قرمزهای نظام جمهوری اسلامی نیز تشدید شده است.

    نشست امسال منافقین را می‌توان نوعی آمادگی برای وارد شدن به این فاز جدید از مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران تعبیر کرد. بدون شک در صورت شکست در این مسیر نه تنها جایگاه فعلی منافقین به شدت ضربه خواهد دید بلکه حمایت‌های مالی نیز با مشکل روبه رو خواهد شد.

    شاید بتوان نقطه ضعف اصلی منافقین در اجرای این نقشه را بتوان همان عاملی دانست که عملیات موسوم به فروغ جاویدان در ۲۷ تیرماه سال ۱۳۶۷ را به شکست کشاند. ایرانیان از هر طیف و دسته‌ای از منافقین متنفر هستند.

    توهم محبوبیت منافقین همان طرز فکری بود که سبب شد تا هزاران عضو این گروهک در تنگه مرصاد به هلاکت برسند. حالا هم طبیعی است که این بار شانس خود را با حامیان مالی بزرگ‌تر و حمایت‌های رسانه‌ای گسترده آزمایش کنند اما نکته اصلی اینجاست که لکه ننگ نفاق و خیانت هیچ گاه از پیشانی آنان پاک نخواهد شد. شاید شکست این گروهک در این برهه تاریخی نیز سبب شود تا برخی حامیان غربی آن‌ها به حقیقت ماجرا پی برده و برای همیشه آنان را در زباله‌دان تاریخ رها کنند.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟ /تخلیه اطلاعاتی مریم رجوی توسط سازمان سیا و اف.بی.آی

    مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟ /تخلیه اطلاعاتی مریم رجوی توسط سازمان سیا و اف.بی.آی

    مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟ /تخلیه اطلاعاتی مریم رجوی توسط سازمان سیا و اف.بی.آی

    به گزارش خبرآنلاین، مسعود خدابنده، عضو اسبق سازمان مجاهدین خلق و از نزدیک‌ترین حلقه‌ها به مسعود رجوی، ناگفته‌های بسیاری درباره سازمان منافقین و عملیات تروریستی سازمان در تابستان ۱۳۶۰ دارد. او که عضو شورای ملی مقاومت، مسئول مستقیم تیم حفاظت، استقرار و تردد مسعود و مریم رجوی و فرمانده ارتش آزادیبخش بود، در سال ۱۳۷۵ از سازمان جدا شد.

     

    بخش هایی از گفتگوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی با این عضو جدا شده سازمان منافقین را بخوانید؛

    *بعد از خروج رجوی از ایران در مرداد ۶۰، خط دهی ترورها در ایران به چه صورت بود؟ هدف‌گذاری ترورها و بمب‌گذاری‌ها چطور صادر می‌شد؟

    مسعود خدابنده: سازمان بعد از خروج از ایران تقریبا همه‌ی طرفدارانش را به امان خدا ول کرد که اکثرا بخاطر عدم اطلاع از ورود سازمان به فاز نظامی (شکست کودتا) به کار علنی ادامه دادند و دستگیر شدند. سازمان تعدادی را مخفی کرد که بعدا به خارج فرستاد (مثل مهدی ابریشمچی و زنش، محمود عطایی و امثالهم) ولی خانه تیمی موسی خیابانی و زن اول رجوی (اشرف ربیعی) لو رفت و اینها کشته شدند.

    مسعود رجوی بعد از این که در پاریس کمی جا افتاد بحث “زدن سرانگشتان رژیم” و بحث “هفت هفتم” را مطرح کرد. یعنی چون دستگاه ترور سازمان (مثل دستگاهی که کلاهی و کشمیری را تربیت کرده بود) از بین رفته بود بدنبال تهییج “میلیشا” رفت و این بحث که باید هر کسی را که مثلا لباس پاسداری دارد یا ریش دارد و در کمیته خدمت می‌کند هدف قرار بدهید. با سلاح با چاقو با دست خالی. و اگر هر هفته هفت نفر را بزنیم عملا اوضاع به حدی شلوغ می‌شود که “رژیم سقوط می‌کند”.

    مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟

    در این رابطه خانه‌ای در فرانسه خریداری شد و حدود دویست و پنجاه خط تلفن در آن تعبیه شد (علی زرکش، جانشین موسی را آن زمان از ایران احضار کرده و چون ازدواج مسعود و مریم را نپذیرفت خلع رده و زندانی کرده بودند. مریم به جانشینی علی زرکش منصوب شد و خط رهبری سازمان در داخل هم به این ساختمان و خطوط تلفن تبدیل شد که طبعا مریم به داخل کشور برنگردد.) این سیستم تلفنی هم تحت نظر چند نفر خبره‌تر که به پاریس آورده شده بودند تعلیم داده شده و خطوط، سوژه‌ها، طرز تهیه بمب و متفجرات را به تیم‌ها آموزش می‌دادند. این سیستم همچنین مسئولیت رساندن سلاح و پول به تیم‌ها را هم داشت. یعنی سیستم مالی و قاچاقچی‌های سازمان سلاح و پول را با جاسازی (مثلا در یک تلویزیون یا در شکم لاشه گوسفند یا … ) از مرزهای زمینی به تیم‌ها می‌رساندند.

    بسیاری از تیم‌های داخل بعدها رابطه خودشان را قطع کردند. یکی از دلایلی که دونالد رامزفلد (وزیر خارجه وقت امریکا) در ملاقات با صدام قبول کرد که “سلاح شیمیایی” و “مجاهدین خلق” را به او بدهند این بود که عملا تئوری تروریسم از راه دورِ سازمان به گِل نشسته بود و اصطلاحا خرج این گروه به دخلش نمی‌ارزید. رفتن به عراق هم برای “تقویت روحیه سربازان صدام” بود و هم “کانالی برای فعال کردن تروریسم فرقه رجوی از طریق مرز”. عراقی که رجوی از آن بعنوان “جوار خاک میهن” یاد می‌کرد و وقت رفتنش گفت “می‌روم تا برافروزم آتش‌ها در کوهستان‌ها… هر کس بدنبال من نیاید و در اروپا بماند دیگر نفسش حرام است”. تروریسم از عراق طبعا متفاوت شد چون پشت جبهه آن، تسلیحات آن، آموزش‌های آن و پشتیبانی مالی آن به سطح جدیدی ارتقاء یافته بود.

    *همه ترورهای سازمان تصمیم مرکزیت بود یا از جای دیگر هم خط می‌گرفت؟ 

    مسعود خدابنده: خیلی از عملیات‌ها را سازمان دستوری انجام می‌داد. مثلا ترور صیاد شیرازی با دستور صدام صورت گرفت. یعنی صدام بابت این کار به رجوی پول داد. نوارهایش هم وجود دارد. حتی رجوی سر قیمت این کار چانه می‌زد. زدنِ صیاد شیرازی هیچ ربطی به رجوی نداشت. او پول گرفت تا این کار را بکند. یعنی یک حرکت کاملا مزدورانه انجام داد.

    مسعود رجوی برای ترور صیاد شیرازی از چه کسی پول گرفت؟

    *به نظر شما، چه شد که سازمان تصمیم گرفت از ترور سران نظام به ترور و کشتار مردم عادی (از طریق بمب‌گذاری) یا مثلا کشتن پاسدارها رو بیاورد؟

    مسعود خدابنده: اساسا ترور سران نظام در زمانی انجام گرفت که ایران سیستم و دستگاهی نداشت. سوء استفاده از شرایط اوایل انقلاب باعث شد که سازمان بتوانند نفوذی‌هایی را فعال کنند. این ترورهای اولیه بخش اصلی‌اش بخاطر اعتماد بود. مسعود رجوی کاندیدای مجلس بود. موسی خیابانی می‌رفت و در کنار آیت‌الله خمینی می‌نشست. ترورهای اولیه را شاید بشود به ترور درونی و خانوادگی تشبیه کرد. من اگر از اعتماد ـ فرض کنید ـ پدرم سوء استفاده کنم و بروم او را شب بکشم، نمی‌توانم این را بعنوان یک “عملیات” به شما عرضه کنم. ترور آیت‌الله بهشتی “عملیات” نبود عین خیانت به اعتماد بود. البته وقتی شما دو تا ترور به این شکل انجام بدهی ادامه‌اش باید از خانه‌ات (ایران) فرار کنی و ادامه‌اش دیگر “اعتمادی” هم نیست که بتوانی از آن سوء استفاده کنی. روی آوردن سازمان به بمب گذاشتن در سطل آشغال و کشتن مغازه‌دار و سرباز و پاسدار نه استراتژی بود و نه تاکتیک. از سر استیصال بود. امروز هم اگر نگاه کنید جیغ و دادهای آنلاین و بازنشر اطلاعات ساختگی موساد و سیا را نمی‌شود نه استراتژی دانست و نه تاکتیک. می‌خواهد بگوید من را فراموش نکنید. من هنوز قابل استفاده هستم!

    *غربی‌ها تا به حال چندین بار به تروریستی بودن سازمان اعتراف کرده‌اند. دلیل اعتراف آن‌ها و حمایت‌های بعدی‌شان چه می‌تواند باشد؟

    مسعود خدابنده: آنهایی که در غرب در این زمینه فعال هستند هنوز هم از بیان سابقه تروریستی سازمان ابائی ندارند. کسی فراموش نکرده که اولین حرکت تروریستی سازمان قتل نظامیان امریکایی، مستشاران اقتصادی امریکایی و انگلیسی و بمب‌گذاری در مراکز تجاری امریکایی و انگلیسی در زمان شاه بود. ممکن است بعضی‌هایشان مثل رودی جولیانی، جان بولتون یا مایک پمپئو بخاطر پول لابی‌گری یا منافع مقطعی مزخرفاتی سر هم کنند ولی آنجایی که باید تصمیم‌گیری شود تاریخچه این گروه محفوظ است.

    اینها نه نوابغ سیاسی بوده یا هستند، نه علمای اقتصادی یا نظامی. خاصیت چاقو این است که می‌برد. خاصیت سازمان مجاهدین خلق هم این است که ترور کرده و اگر بتواند باز هم ترور می‌کند. کسی در غرب مدعی “تغییر ماهیت” این سازمان نیست. ولی مسئله “لیست تروریستی” بعنوان “لیست دوست و دشمن” مسئله دیگری است.

    سازمان مجاهدین خلق وقتی در لیست تروریستی قرار گرفت که شروع کرد راه خودش را برود. سازمان را امریکا به صدام هدیه داده بود (چون ارتشش در حال پاشیدن بود و واقعا به یک کمک روحی نیاز داشت. کمک دیگری که به سازمان دادند گاز شیمیایی بود که هم علیه ایرانیان و هم علیه عراقی‌ها استفاده کرد) یادم هست که رجوی بعد از شکرآب شدن رابطه امریکا با صدام، هم در عربستان و هم در بغداد ملاقات‌هایی با امریکایی‌ها داشت و اصرار بر این داشتند که از عراق خارج شود و یادم هست اصرار رجوی را که “یک جایی بهتر ازعراق به من بدهید بعد از من بخواهید بروم” و در آخرین ملاقاتی که من هم حضور داشتم، مامور امریکایی پاسخ داد که ما اول حرکت شما را نظاره می‌کنیم و بعد ارزیابی می‌کنیم و اخم کرد و رفت و حتی اجازه نداد که نفرات سازمان همراهش به فرودگاه بروند. سازمان وارد لیست تروریستی شد نه بخاطر قتل ایرانیان یا عراقی‌ها و نه حتی بخاطر قتل امریکایی‌ها. سازمان مجاهدین خلق وارد لیست دوست و دشمن شد بخاطر ماندن با صدام حسین بعد از این که او از چشم امریکا افتاده بود.

    می‌دانید که جورج بوش برای حمله به عراق دو دلیل آورد: یکی سلاح‌های شیمیایی (که پیدا نشد) و دیگری حمایت صدام از تروریسم و از سازمان مجاهدین بطور مشخص نام برد ( که بعدا خودشان آوردند این سازمان را در آلبانی جا دادند!) سازمان مجاهدین خلق از نظر امریکا یک “جماعت” نیست. یک “وسیله” است. وسیله را یک روز در اطاق و یک روز ممکن است در انبار نگه دارند. بعضی اوقات تیزش می‌کنند و بعضی اوقات غلافش می‌کنند. همانطور که گفتم سرویس‌های امریکایی تعریف بسا جامع‌تری از سازمان مجاهدین خلق، مسعود رجوی، مریم عضدانلو و تک تک باقی ماندگان اینها دارند. بخاطر داشته باشید که تک تک نفرات این سازمان بارها و بارها توسط وزارت دفاع آمریکا، وزارت خارجه آن کشور، سازمان سیا و اف.بی.آی بصورت مبسوط تخلیه اطلاعاتی شده‌اند. رجوی و زنش را هم سه چهار دهه از نزدیک دیده‌اند. اینها نیازی به توضیح درمورد ماهیت مجاهدین خلق ندارند. شاید هم به همین دلیل است که تا امروز تعریف مشخص بین‌المللی‌ای برای کلمه “تروریسم” بدست نیامده. یعنی حاضر نیستند تعریفش کنند چون دست بستگی ایجاد می‌کند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین