برچسب: قتل

  • آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

    آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

    آدم کشهایی که به راحتی آب خوردن جنایت می کردند

     

    در تحقیقات پلیسی، هویت موتورسواران نقابدار شناسایی شد و جوانی به نام «مجتبی» به اتهام جنایت مسلحانه به دام افتاد، اما «مهدی- الف» معروف به «سیاه» که سرنشین دیگر موتورسیکلت بود به مکان نامعلومی گریخت. مدتی بعد در پی وقوع یک قتل مسلحانه در یکی از روستاهای اطراف مشهد، بررسی پرونده جنایت مسلحانه تربت جام به مشهد رسید چرا که برخی فرضیه‌های پلیسی از مطابقت داشتن گلوله‌های شلیک شده در جنایات مذکور حکایت داشت. تحقیقات کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی درباره «سیاه» نشان می‌داد که او سال ۸۳ به دلیل تخلفات مکرر از محل کارش (یکی از نهادهای نظامی) اخراج شده و بعد از آن با دستبرد مسلحانه به یک طلافروشی در باخرز، حدود هشت سال را در زندان سپری کرده است.

    در حالی که بررسی‌های کارآگاهان با فرماندهی مستقیم سرهنگ غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی) در این باره ادامه داشت، اوایل مرداد سال ۹۶، سرنشینان یک دستگاه پژو در جاده سنتوی مشهد، راننده یک خودروی دیگر در بولوار آزادی را با شلیک‌های رگباری از سلاح وینچستر مجروح و روانه بیمارستان کردند. این ماجرا پای زنی به نام «الف» را به میان کشید که با یکی از سرنشینان خودرو به نام «شهاب» ارتباط داشت، اما قبلا صیغه فردی زندانی بود! با اطلاع یافتن دیگر اطرافیان این فرد زندانی از آشنایی اینستاگرامی زن جوان با «شهاب»، نقشه جنایی دیگری برای قتل «شهاب» در مشهد طرح شد و هشت روز بعد، زمانی که شهاب قصد داشت به شمال کشور برود در چهارراه امامیه منطقه قاسم آباد، هدف گلوله قرار گرفت، ولی برادر او در این ماجرای مسلحانه به قتل رسید. بنابر گزارش خراسان، هنوز تحقیقات کارآگاهان درباره پرونده جنایی قاسم آباد با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قاضی کاظم میرزایی ادامه داشت که بیست و دوم اردیبهشت سال ۹۷، جنایت مسلحانه دیگری در میدان تلویزیون مشهد (جمهوری اسلامی) سر و صدا به پا کرد. عاملان جنایت سوار بر یک دستگاه پراید در اطراف میدان تلویزیون توقف کردند و ناگهان یکی از سرنشینان آن در حالی که سلاح کلاشینکف را در دست می‌فشرد به طرف سرنشینان یک دستگاه پژو رفت و آن دو نفر را در داخل خودرو به رگبار بست و سپس از محل گریخت.

    با حضور قاضی علی اکبر احمدی نژاد (قاضی ویژه قتل عمد) در صحنه جنایت، بررسی‌های تخصصی در این باره آغاز و مشخص شد که جنایت مذکور ارتباط ریشه داری با پرونده جنایت مسلحانه قاسم آباد دارد و «شهاب» به عنوان یکی از متهمان پرونده قتل‌های میدان تلویزیون مطرح شد. در نهایت کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی که با هدایت سرهنگ حمید رزمخواه (رئیس پلیس وقت آگاهی خراسان رضوی) وارد عمل شده بودند در چند عملیات هماهنگ و غافل گیرانه موفق شدند پنج تن از عاملان اصلی این جنایت‌ها را دستگیر کنند و به پنجه عدالت بسپارند.

    در این میان «مهدی الف» معروف به «سیاه» که ناباورانه در چنگ کارآگاهان افتاده بود ضمن اعتراف به سه جنایت مسلحانه در تربت جام و میدان تلویزیون مشهد، به شلیک مرگباری در قوچان نیز اعتراف کرد که جوانی را مقابل منزل مسکونی اش هدف گلوله قرار داده بود. این متهم خطرناک که به شیوه گانگسترهای هالیوودی دست به جنایت می‌زد در اعترافات خود گفت: من مثل آب خوردن آدم می‌کشم، در واقع به آدم کشی اعتیاد دارم! برخی گنده لات‌ها فقط ادعا می‌کنند، اما من اول عمل می‌کنم بعد حرف می‌زنم! با وجود این می‌خواهم بدانم چه کسی مرا لو داد که اگر از همدستانم باشد او را در زندان هم می‌کشم! گزارش خراسان حاکی است، با تکمیل پرونده اتهامات مختلف سرکرده باند گانگسترهای هالیوودی، کیفرخواست این پرونده در مشهد صادر و با دستور مقامات قضایی، با توجه به اهمیت و حساسیت آن، به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد تا با تجمیع پرونده جنایت‌های مذکور، محاکمه شوند.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • اختلاف دو برادر بر سر عشق به فریبا به قتل انجامید

    اختلاف دو برادر بر سر عشق به فریبا به قتل انجامید

    اختلاف دو برادر بر سر عشق به فریبا به قتل انجامید
    . شاهدان عینی به پلیس گفتند دقایقی قبل برادر این مرد افغانستانی به ملاقات او آمده بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات برای دستگیری برادر مقتول به‌نام رحیم آغاز شد. ساعتی بعد خانه رحیم شناسایی و مأموران راهی محل شدند. اما مشخص شد وی و همسرش فریبا شبانه خانه را ترک کرده‌اند.
    با این حال ردیابی‌ها ادامه یافت و سرانجام یک هفته بعد متهم بازداشت شد. مرد افغانستانی ضمن اعتراف به قتل برادرش گفت:
    اختلاف من و برادرم بر سر فریبا بود. چند سال قبل وقتی در افغانستان بودیم، من فریبا را دیدم و عاشقش شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. مدتی بعد متوجه شدم برادرم هم عاشق دختری شده اما نمی‌دانستم آن دختر همان فریبا است وقتی ازدواج کردم بعد از مدتی از رفتارهای کریم فهمیدم که عاشق فریبا است به‌همین خاطر هم تصمیم گرفتم با همسرم به ایران بیایم. می‌خواستم خودم و همسرم از آنجا دور باشیم. اما برادرم که فکر می‌کرد من فریبا را از دست او گرفته‌ام کینه مرا به دل گرفته بود.
    یک سال و نیم از این ماجرا گذشته بود و من هیچ خبری از برادرم نداشتم تا اینکه متوجه شدم به ایران آمده است. من حتی با خانواده‌ام در تماس نبودم که مبادا کریم ردی از من پیدا کند. یک روز یکی از هم ولایتی هایم را دیدم و او به من گفت برادرت به ایران آمده و دنبال تو می‌گردد.
    کسی نمی‌دانست اختلاف من و کریم بر سر چیست و فکر می‌کردند اختلاف مالی داریم. اما یک روز متوجه شدم برادرم خانه‌ام را پیدا کرده و به سراغم آمده است. هر چند وقتی فریبا در را بازکرده و گفته بود که من نیستم او هم رفته بود اما همین آمدنش من را بشدت عصبانی کرد.
    متهم گفت: از طریق هم ولایتی‌ام خانه کریم را پیدا کردم و به آنجا رفتم. گفتم چرا به ایران آمده‌ای و می‌خواهی زندگی مرا خراب کنی؟ اول گفت که به خاطر کار کردن به ایران آمده اما وقتی دوباره ماجرای اختلاف گذشته را به زبان آورد درگیری بین ما بالا گرفت او به من حمله کرد که من را بزند. از شدت عصبانیت ضرباتی بر بدنش وارد کردم و بعد هم بلافاصله به خانه برگشتم.
    مرد جوان گفت: من از مرگ برادرم بسیار ناراحتم.همه اعضای خانواده‌ام می‌دانند که من آدم آرامی هستم و هرگز به کسی آسیبی نزده‌ام.

    همسر متهم نیز گفت: من از علت دعوای شوهرم و برادرش خبر نداشتم . فکر می‌کردم شوهرم از اینکه بشنود برادرش به‌دنبال او آمده است خوشحال می‌شود ولی نمی‌دانستم کار به قتل می‌رسد. بعد از گفته‌های متهم، کیفرخواست علیه وی صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. هرچند پدر و مادر متهم اعلام گذشت کردند اما او به‌ لحاظ جنبه عمومی جرم بزودی پای میز محاکمه می‌رود.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • خواننده زیر زمینی به جرم قتل صاحب استودیو قصاص شد

    خواننده زیر زمینی به جرم قتل صاحب استودیو قصاص شد

    خواننده زیر زمینی به جرم قتل صاحب استودیو قصاص شد
    رسیدگی به این پرونده عصر روز پنج‌شنبه نهم‌شهریورسال‌۹۶ همزمان با اعلام قتل پسر جوانی در استودیوی ضبط صدا در یکی از خیابان‌های شهرک ولیعصر در دستور کارآگاهان پلیس‌آگاهی پایتخت قرار گرفت.
    آن روز مأموران کلانتری ۱۵۳‌شهرک ولیعصر داخل استودیوی ضبط صدا با جسد خونین پسر ۲۰‌ساله‌ای به نام بردیا که با شلیک شش‌گلوله اسلحه کمری به قتل رسیده‌بود، روبه‌رو شدند.
    با اعلام این خبر بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی راهی محل شدند که دریافتند مقتول مدیر استودیوی ضبط صدا است که از مدتی قبل همراه یکی از دوستانش به نام حمید این استودیوی ضبط صدا را در جنوب تهران راه‌اندازی کرده‌اند.
    ردپای خواننده زیر زمینی در قتل
    حمید که موضوع را به مأموران پلیس خبر داده‌ بود، گفت: امروز بردیا با خواننده‌ای ناشناس برای ضبط صدا در استودیو قرار ملاقات داشت و از من زودتر به محل کار آمده‌بود تا اینکه دقایقی وقتی به داخل استودیو پا گذاشتم با جسد خونین دوستم روبه‌رو شدم و بلافاصله موضوع را به مأموران پلیس خبر دادم.
    بدین ترتیب
    همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی مأموران پلیس با بررسی‌های دوربین‌های مداربسته خواننده زیرزمینی راکه پسر ۱۸‌ساله‌ای به نام ایرج بود، شناسایی کردند. تحقیقات نشان داد روز حادثه ایرج همراه یکی از دوستانش که پسر ۱۷‌ساله‌ای به نام حمید بود وارد استودیو شده و پس از قتل و سرقت میکروفن گریخته‌اند.
    بنابراین مأموران ایرج و حمید شناسایی و دستگیر کردند. حمید در بازجویی‌ها به جرم خود اقرار کرد و گفت روز حادثه ایرج با شش گلوله بردیا را به قتل رساند.
    ایرج هم با اعتراف به قتل مدیر استودیوی ضبط صدا گفت: شغلم خیاط است و دیپلم دارم، اما از دوران کودکی علاقه زیادی به خوانندگی داشتم. همیشه در جمع دوستان و بستگانم برای آن‌ها ترانه می‌خواندم و از آنجایی که صدایم خوب بود، آن‌ها هم مرا تشویق می‌کردند تا اینکه علاقه به خوانندگی رپ پیدا کردم.دو سال قبل با بردیا که در کار ضبط صدا بود آشنا شدم و اولین آلبوم را در استودیو او ضبط کردم. پس از آن آشنایی با او رابطه کاری داشتم و چند آهنگ هم با همکاری او تولید کردم و آخرین کاری که در استودیواش ضبط کردم مربوط به اسفندسال‌۹۵ بود و از آن زمان به بعد دیگر از او خبری نداشتم.
    مدتی قبل به خاطر انتشار آلبومی مبلغ ۱۰۰‌میلیون تومان از دوستان و بستگانم قرض گرفتم و نتوانستم بدهی‌ام را پرداخت کنم که به فکر سرقت افتادم. از آنجایی که می‌دانستم بردیا در استودیواش لوازم صوتی قیمتی دارد نقشه سرقت از آنجا را طراحی کردم و به همین خاطر چند روز قبل از حادثه به یکی از شهرهای مرزی رفتم و اسلحه کمری خریدم و به تهران برگشتم.
    قتل برای سرقت یک میکروفن
    وی ادامه داد: روز قبل از حادثه می‌خواستم همراه دوستم نقشه‌ام را عملی کنم، اما موفق نشدم تا اینکه روز حادثه به بهانه ضبط آهنگم همراه دوستم به استودیو رفتیم و من با شش‌گلوله او را به قتل رساندم و بعد از حادثه هم فقط با سرقت یک میکروفن حرفه‌ای و کارت عابربانک مقتول که ۱۵۰‌هزار تومان پول داخل آن بود از آنجا گریختیم.
    متهم پس از صدور کیفرخواست در دادگاه کیفری یک‌استان تهران محاکمه و با درخواست قصاص اولیای‌دم روبه‌رو شد و هیئت قضایی هم وی را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند.
    رأی دادگاه پس از تأیید در یکی از شعبه‌های دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی فرستاده‌شد و در نهایت چند روز قبل متهم در زندان رجایی شهر با طناب دار قصاص شد. بدین ترتیب با قصاص قاتل، پرونده قتل مدیر ضبط صدا در شهرک ولیعصر برای همیشه بسته شد.
    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • آتش سوزی وحشتناک در خانه ویلایی/ مرد راننده همسر دوم خود را کشته و بلافاصله خودکشی کرده؟

    آتش سوزی وحشتناک در خانه ویلایی/ مرد راننده همسر دوم خود را کشته و بلافاصله خودکشی کرده؟

    آتش سوزی وحشتناک در خانه ویلایی/ مرد راننده همسر دوم خود را کشته و بلافاصله خودکشی کرده؟

     

    امدادگران آتش‌نشانی که برای سفره افطار آماده می‌شدند با شنیدن این پیام، بلافاصله راهی بولوار امامت شدند. آن‌ها با گشودن در حیاط بی محابا به دل آتش زدند و همه تلاش خود را برای اطفای سریع شعله‌های آتش به کار گرفتند.

    وقتی آتش‌نشانان شعله‌های سرکش را در چند نقطه منزل ویلایی خاموش کردند ناگهان با اجساد زن و مردی میان سال روبه رو شدند که پیکر هر کدام در قسمتی از منزل مسکونی قرار داشت. با مشخص شدن عمدی بودن آتش سوزی، بی درنگ آتش نشانان ماجرا را به نیروهای انتظامی و قاضی ویژه قتل عمد اطلاع دادند.

    با حضور مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی در خیابان امامت ۶۲ تحقیقات میدانی گسترده‌ای در این باره آغاز شد. جسد زن ۵۰ ساله در حالی داخل اتاق خواب و کنار کمدها افتاده بود که پاهایش با کمربند و سیم بسته شده بود، اما جسد مرد ۶۱ ساله که آثار بریدگی‌های عمیق و سطحی روی دست و پاهایش دیده می‌شد در پذیرایی منزل قرار داشت و خون زیادی نیز روی قالی ریخته بود.

    جنایت وحشتناک در خانه ویلایی!

    وجود سه کانون آتش در منزل مسکونی که با مایعات قابل اشتعال مانند بنزین شکل گرفته بود در حالی فرضیه‌های متفاوت جنایی را مقابل قاضی ویژه قتل عمد قرار داد که پیدا شدن دستبندهای پلاستیکی خون آلود در حیاط منزل و نبود تلویزیون در خانه، این معمای جنایی را پیچیده‌تر می‌کرد.

    از سوی دیگر قتل زن ۵۰ ساله به دست شوهر و خودکشی مرد ۶۱ ساله پس از ارتکاب جنایت نیز با توجه به آثار بریدگی‌هایی مانند خودزنی یکی دیگر از فرضیه‌های جنایی است که با انتقال اجساد به پزشکی قانونی مورد کنکاش‌های پلیسی و قضایی قرار خواهد گرفت.

    بررسی ها  بیانگر آن بود که زن ۵۰ ساله همسر دوم مرد راننده است که از سال ۹۶ به عقد وی درآمده بود. بررسی‌های بیشتر نشان داد «حسن-ب» (مرد ۶۱ ساله) در یکی از شرکت‌های اتوبوسرانی مشغول کار بود که به دلیل شیوع کرونا خانه نشین شده بود. او حدود ۱۰ سال قبل با همسرش متارکه کرده و سپس «م-خ» (زن ۵۰ ساله) را به عقد خودش درآورده بود.تحقیقات بیشتر درباره این جنایت وحشتناک با صدور دستورات ویژه قضایی توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی ادامه دارد.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • حرفهای تلخ مردی که لباس خونی اش،راز قتل همسر او را فاش کرد

    حرفهای تلخ مردی که لباس خونی اش،راز قتل همسر او را فاش کرد

    حرفهای تلخ مردی که لباس خونی اش،راز قتل همسر او را فاش کرد
    مأموران گفتند: مرد جوانی در شهرک احمدیه خانی‌آباد از خانه‌اش سراسیمه بیرون آمده و به همسایه گفته که فرد ناشناسی همسرش را در خواب به قتل رسانده‌است. بدین ترتیب بازپرس ویژه قتل همراه تیمی از کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی پا در قتلگاه زن ۴۰‌ساله گذاشتند که گلوی‌اش بریده و جسدش در کنار گهواره نوزاد هفت ماهه‌اش رها شده‌بود.
    ادعای عجیب شوهر
    شوهر مقتول گفت: بالکن آپارتمان ما رو به بیابان‌های اطراف باز می‌شود و به همین خاطر در این اطراف افراد خلافکار معتاد زیاد رفت و آمد دارند. امشب هوا گرم بود و همسرم پنجره بالکن را باز کرد. او همراه دختر کوچکم در داخل پذیرایی خوابیدند، اما من در اتاق خواب خوابیدم. دقایقی قبل با صدای دلخراش همسرم از خواب بیدار شدم و وقتی به داخل پذیرایی آمدم سایه انسانی را دیدم که از بالکن فرار کرد و بعد هم با جسد خونین همسرم روبه‌رو شدم. آنقدر شوکه شده بودم که لحظاتی همانجا مات و مبهوت ماندم و وقتی به خودم آمدم در خانه‌ام را باز کردم و از همسایه‌ها درخواست کمک کردم. وی در پایان گفت: احتمال می‌دهم افراد بی‌خانمان برای سرقت از بالکن وارد خانه‌ام شده و همسرم را به قتل رسانده‌اند.
    صحبت‌های همسایه‌ها
    یکی از همسایه‌ها که موضوع را به مأموران پلیس خبر داده‌بود، گفت: نزدیک سحر بود و همراه خانواده برای خوردن سحری از خواب بیدار شده‌بودیم که ناگهان صدای فریادهای دلخراش زن همسایه را همراه با صدای گریه نوزادش از طبقه اول شنیدیم. صدا خیلی وحشتناک بود بطوریکه احتمال دادیم برای او اتفاق بدی رخ داده است. سراسیمه همراه تعداد دیگری از همسایه‌ها به در خانه‌اش رفتیم، اما آن لحظه صدایی از خانه‌شان به گوش نمی‌رسید و حتی صدای گریه کودکشان هم قطع شده‌بود که ما در خانه را زدیم و شوهرش در را باز کرد و فریاد زد «زنم را کشتند». وقتی وارد خانه شدیم با جسد زن همسایه در کنار گهواره کودکش روبه‌رو شدیم. در حالی شوکه شده بودیم کودک شیرخواره‌اش را از گهواره برداشتیم و موضوع را به مأموران پلیس خبر دادیم.
    کشف یک به یک سرنخ‌ها
    مأموران پلیس در تحقیقات میدانی دریافتند این زن و شوهر از مدتی قبل با هم اختلاف داشته و همسایه‌ها هر چند روز یکبار صدای درگیری و مشاجره لفظی آن‌ها را از داخل خانه‌شان می‌شنیده‌اند و شب حادثه هم ابتدا صدای درگیری و بعد صدای دلخراش زن جوان را شنیده‌اند. از سوی دیگر کارآگاهان جنایی در تن‌پیمایی مرد جوان با آثار زخمی روی دستان و صورت وی روبه‌رو شدند که وی مدعی بود هنگام تعمیرات خودرواش زخم شده، اما بررسی‌های تیم پزشکی قانونی در محل حادثه نشان داد آثار خراشیدگی و زخم‌ها در درگیری به وجود آمده است.
    همچنین مأموران پلیس به لباس‌های مرد جوان که مشخص بود تازه پوشیده است مشکوک شدند که احتمال می‌رفت مرد جوان پس از قتل لباس‌های خونی را در مکانی مخفی کرده و برای فریب مأموران لباس تازه‌ای پوشیده که آثار درگیری در آن مشخص نباشد. بدین ترتیب تیم جنایی برای پیدا کردن لباس‌های خونی خانه را بازرسی کردند، اما هیچ لباس‌خونی پیدا نکردند تا اینکه به زمین بیابانی نزدیکی خانه مشکوک شدند و در بازرسی از آنجا لباس‌های خونی مرد جوان و خنجری که مقتول با آن به قتل رسیده‌بود، کشف کردند. صبح دیروز متهم که مرد ۴۳‌ساله به نام فراز است برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در بازجویی‌ها با اظهار پشیمانی به قتل همسرش اعتراف کرد و مدعی شد که به خاطر فقر مالی و اینکه همسرش حاضر نبوده همراه او برای ادامه زندگی به شهرستان برود دست به جنایت دلخراش زده است.
    متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی واحدی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. همچنین کودک هفت‌ماهه مقتول تحویل شیرخوارگاه آمنه شد تا در مرحله بعد تحویل اولیای‌دم قرار گیرد.
    گفتگو با متهم

    چرا همسرت را به قتل رساندی؟ مدتی بود به خاطر مشکلات مالی با هم اختلاف داشتیم و من دوست داشتم محل زندگی‌مان را از تهران به شهرستان منتقل کنم، چون فکر می‌کردم آنجا زندگی‌مان بهتر می‌شود، اما او قبول نمی‌کرد و می‌گفت اگر در تهران زندگی کنیم آینده فرزندمان بهتر می‌شود.

    شهرستان کار پیدا کرده بودی؟ نه، من و همسرم هر دو شهرستانی بودیم و ۱۵‌سال قبل در شهرستان با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم. پس از ازدواج به امید زندگی بهتر راهی تهران شدیم، اما هر سال که می‌گذشت احساس می‌کردم از آرزوهایم بیشتر فاصله می‌گیرم و از سوی دیگر هم در تهران درآمد خوبی نداشتم.

    در تهران به چه کاری مشغول بودی؟ نگهبان پارکینگ خودروهای توقیفی بودم و از ساعت‌۷ صبح از خانه بیرون می‌آمدم و تا ۸‌شب کار می‌کردم و در پایان ماه هم یک و نیم‌میلیون تومان حقوق می‌گرفتم که ۴۵۰‌هزار تومان ماهانه اجاره می‌دادم و بقیه‌اش خرج زندگی می‌کردم، اما هرماه به خاطرهزینه‌های بالای زندگی با مشکل مالی روبه‌رو بودم.

    با قتل همسرت مشکل شما حل شد؟ نه فقط بدبخت شدم و فرزندم را بی‌مادر و بی‌پدر کردم. فرزندی که ۱۴ سال در انتظارش بودم و در نهایت پس از هزینه‌های درمانی زیاد، خداوند او را به ما داد الان نه مادر دارد و نه پدر.

    درباره شب حادثه توضیح بده؟ ما هر شب به خاطر رفتن به شهرستان با هم دعوا داشتیم تا اینکه شب حادثه دوباره با هم درگیر شدیم. آنقدر عصبانی شدم که نقشه قتل او را طراحی کردم و وقتی خوابید نقشه‌ام را عملی کردم.

    چرا همان ابتدا به قتل همسرت اعتراف نکردی؟ خیلی ترسیده بودم و فکر می‌کردم با این داستان‌سرایی می‌توانم مأموران را فریب دهم.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

    قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

     

    قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

     

    کارشناسان آتش نشانی که با هدایت آتشپاد دوم محمدجواد سبحانی به عمدی بودن ماجرای آتش سوزی رسیده بودند، در حالی بررسی‌های تخصصی خود را به کانون‌های وقوع آتش کشیدند که دیگر ماجرا جنایی شده بود و قاضی ویژه قتل عمد مشهد به همراه کارآگاهان اداره جنایی آگاهی در مسیر امامت ۶۲ قرار داشتند.

    فرضیه‌های جنایی که زیر ذره بین تخصص‌های فنی قرار داشت به جایی رسید که مشخص شد قاتل بی نام و نشان وارد خانه ویلایی شده و بعد از قتل زوج میان سال، منزل را به آتش کشیده است.

    این حقیقت تلخ با اظهارنظر پزشکی قانونی که «قربانیان جنایت قبل از آتش سوزی و با ضربات چاقو جان باخته اند» وارد مرحله جدیدی شد بنابراین ادامه تحقیقات میدانی به هنگام سحر دوباره به محل جنایت کشیده شد.

    این بار گروه ویژه‌ای از کارآگاهان کنکاش‌های جنایی را با دعوت از کارشناسان باتجربه آتش نشانی ادامه دادند. بررسی‌های دقیق بیانگر آن بود که عامل یا عاملان جنایت، با سرقت تلویزیون و گوشی تلفن همراه مقتول و همچنین انداختن دستبندهای پلاستیکی خون آلود در حیاط، تلاش کرده اند وقوع قتل را به سارقان ناشناس نسبت دهند و با آتش زدن ساختگی خانه ویلایی، آثار جرم را از بین ببرند.

    قاتل چه کسی بود؟
    مریم (مقتول ۵۰ ساله) از سال ۹۶ با حسن (مقتول ۶۱ ساله) ازدواج کرده بود و زندگی بی حاشیه‌ای را می‌گذراندند، ولی در این میان بسته بودن در حیاط تنها سرنخ این معمای جنایی شد. نیروهای آتش نشان وقتی به محل حادثه رسیده بودند در حیاط از داخل بسته بود بنابراین باید فردی آشنا با مقتولان وارد منزل آن‌ها شده باشد یا کسی که کلید خانه را دارد.

    این فرضیه ذهن‌ها را به سوی مستاجر طبقه اول خانه ویلایی کشاند. جایی که زوج جوانی در آن زندگی می‌کردند، اما آن‌ها در منزل حضور نداشتند. تحقیقات درباره ساعت‌های ورود و خروج همسایه در حالی آغاز شد که همسایگان تردد هراسان جوانی قد بلند با موهای پرپشت و آشفته را تایید کردند. این‌ها مشخصات ناصر جوان ۲۷ ساله‌ای بود که در طبقه پایین خانه ویلایی مقتولان زندگی می‌کرد. به همین دلیل کارآگاهان به کمین ناصر نشستند تا این که روز بعد او سوار بر خودروی پژو ۲۰۶ در حالی قصد ورود به منزلش را داشت که مدام از همسایگان می‌پرسید چه اتفاقی افتاده است؟ در این هنگام بود که کارآگاهان با دیدن موهای تراشیده او، پی به حقیقت ماجرا بردند و بلافاصله حلقه‌های قانون را بر دستان این متهم گره زدند.

    اعتراف به جنایت
    این جوان ۲۷ ساله که تلاش می‌کرد خود را بی خبر از ماجرای قتل نشان دهد اسنادی را رو کرد که هنگام وقوع قتل در منزل پدرزنش بوده است! اما وقتی کارآگاهان  این زوج را به طور جداگانه مورد بازجویی قرار دادند به نقطه تاریکی رسیدند که نشان می‌داد جوان ۲۷ ساله به بهانه برداشت پول از عابر بانک برای ساعتی منزل پدرزنش را ترک کرده است.

    در حالی که دقایقی بیشتر به اذان صبح روز گذشته نمانده بود و متهم در تنگنای سوالات تخصصی قاضی ویژه قتل عمد و رئیس اداره جنایی آگاهی دست و پا می‌زد تا برای تناقض گویی هایش، داستان دیگری سرهم کند ناگهان فریاد زد به آن پیرمرد سوءظن داشتم به همین خاطر هم او را کشتم! این اعتراف مقابل دوربین‌های اتاق بازجویی پلیس، سکوت را به فضای پلیس آگاهی بازگرداند و این گونه گروه ویژه کارآگاهان در کنار مقام قضایی به صرف سحری مشغول شدند و صبح روز بعد دوباره بازجویی‌ها با نظارت سرهنگ شفیع زاده ادامه یافت.

    صحنه سازی برای نابودی آثار جرم
    متهم ۲۷ ساله این پرونده جنایی که فقط طی ۴۸ ساعت به چنگ قانون افتاد در ادامه اعترافاتش گفت: احساس می‌کردم آن مرد ۶۱ ساله به گونه‌ای مرموز به همسرم نگاه می‌کند و به همین دلیل از او کینه به دل گرفتم و سوءظن پیدا کردم. روز حادثه با نقشه‌ای که از قبل کشیده بودم دستبندهای پلاستیکی را تهیه کردم و به منزل پیرمرد رفتم. آن‌ها ابتدا از حضور ناگهانی من شوکه شدند، ولی باز هم مرا دعوت به نشستن کردند. در یک لحظه چاقو را از آشپزخانه منزلشان برداشتم و ضرباتی به مرد ۶۱ ساله زدم. همسرش برای کمک به او به طرفم حمله ور شد که ضربه‌ای هم به او زدم و آن زن به داخل اتاق دیگر گریخت و روی زمین افتاد. سپس دست و پاهای آن زن را با سیم اتو و کمربند مانتو بستم. بر اثر زخم‌های عمیق چاقو خون زیادی از مرد ۶۱ ساله رفت و او در پذیرایی جان سپرد. من هم خانه را ترک کردم و به منزل پدرزنم رفتم جایی که همسرم را به آن جا برده بودم تا ثابت کنم هنگام وقوع حادثه در منزل پدرزنم بودم، ولی به بهانه برداشت پول از عابربانک سراغ زوج مذکور رفتم!
    متهم این پرونده جنایی ادامه داد: عصر هنگام دوباره به منزل این زوج بازگشتم و با یک بطری یک لیتری بنزین چند نقطه از منزل را به آتش کشیدم و حتی تشکی روی مرد انداختم و آن را آتش زدم. سپس با انداختن دستبندهای پلاستیکی خون آلود در حیاط منزل، تلویزیون و گوشی تلفن او را هم با خودم بردم تا پلیس را گمراه کنم! بعد هم گوشی و تلویزیون را در پنجراه مشهد به مبلغ ۱۰۰ هزار تومان فروختم و به سر کارم بازگشتم!

    فکر نمی‌کردم کسی به من مشکوک شود با وجود این موهایم را کوتاه کردم تا جلب توجه نکند! چرا که همسایگان مرا با موهای بلند دیده بودند و …

    اگرچه این متهم به صراحت ارتکاب قتل را پذیرفت، اما هنوز زوایای مبهم دیگری در این پرونده جنایی وجود دارد که بررسی تخصصی آن‌ها آغاز شده است. ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • پذیرش دفاع مشروع برای زنی که شوهرش را کشت/همسر مقتول:می خواست با چاقو مرا بکشد،چاره ای نداشتم جز اینکه شال را روی دهانش فشار دهم

    پذیرش دفاع مشروع برای زنی که شوهرش را کشت/همسر مقتول:می خواست با چاقو مرا بکشد،چاره ای نداشتم جز اینکه شال را روی دهانش فشار دهم

    پذیرش دفاع مشروع برای زنی که شوهرش را کشت/همسر مقتول:می خواست با چاقو مرا بکشد،چاره ای نداشتم جز اینکه شال را روی دهانش فشار دهم
    این قتل توسط زن جوان به پلیس گزارش داده شد. او به مأموران گفت در یک درگیری با شوهرش او را کشته است. وقتی مأموران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند، در ابتدا به دستور بازپرس جسد را به پزشکی قانونی انتقال دادند و سپس زن جوان را بازداشت کردند.
    این زن در توضیح زندگی‌اش به مأموران گفت: من همسر دوم سعید هستم. او سال‌ها قبل از همسر اولش جدا شد و بعد با من ازدواج کرد. زمانی که سعید به خواستگاری آمد، مردی میان‌سال بود. من می‌دانستم او قبلا ازدواج کرده و جدا شده است و یک فرزند هم دارد، اما شرایط زندگی‌ام طوری بود که چاره‌ای به‌جز ازدواج با او نداشتم. زندگی سختی داشتم. ما خانواده فقیری بودیم و با توجه به اینکه سعید وضع مالی نسبتا خوبی داشت، تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. ما ۱۸ سال فاصله سنی داشتیم، بااین‌حال از زندگی با او راضی بودم، اما بعد از چند ماه از ازدواجمان متوجه شدم سعید بسیار تنداخلاق است و خیلی زود عصبانی می‌شود.
    متهم گفت: در همان زمان متوجه شدم باردار هستم. زندگی‌ام به طور کامل عوض شد. بچه به دنیا آمد، اما این بچه هم نتوانست رفتار شوهرم را تغییر دهد. او بسیار سخت‌گیر و بداخلاق بود. چندسال بعد دختر دومم به دنیا آمد. من یک دختر ۱۴ ساله و یک دختر ۱۱ ساله دارم. به‌خاطر آنها زندگی می‌کردم وگرنه اصلا نمی‌توانستم شوهرم را تحمل کنم. او مدام بچه‌ها را کتک می‌زد. با آنها تندی می‌کرد و آزارشان می‌داد. من برای اینکه بچه‌هایم کتک نخورند، خودم را سپر می‌کردم. همیشه بخشی از بدنم کبود بود. من هیچ‌وقت محبتی از شوهرم ندیدم و تازه فهمیده بودم که چرا همسر اولش از او جدا شده است.
    این زن در ادامه توضیح داد: ما در ظاهر زندگی منظمی داشتیم. شوهرم خرجی می‌داد، بازنشسته شده بود و حقوق خوبی داشت. او گاهی هم کار می‌کرد و درآمد داشت. زندگی‌ام مرتب بود، اما به‌شدت کتک می‌خوردم و تحقیر می‌شدم.
    متهم درباره روز حادثه گفت: روز حادثه شوهرم  داشت به دختر بزرگم درس یاد می‌داد. دخترم تمرینش را درست انجام نداد. شوهرم عصبانی شد و به او فحش داد؛ فحش رکیکی داد و بچه را تحقیر کرد. به او گفتم چرا این کار را کردی؟ این‌بار به من فحاشی کرد و بعد هم خواست دخترم را بزند که من جلویش را گرفتم. این کار من باعث شد خیلی عصبانی شود و به سمت من حمله کرد. من از خودم دفاع کردم. موهایم را کشید و مرا به زمین انداخت، بعد به سمت آشپزخانه رفت. دیدم قلبش گرفته است، خواستم کمک کنم، اما اجازه نداد. او با چاقو به من حمله کرد و من هم با شال گلویش را فشار دادم تا بی‌حال شود، اما او فوت کرد.
    هرچند متهم مدعی بود به دلیل دفاع از خودش مرتکب قتل شده است، اما دادسرا ادعای متهم را قبول نکرد و با صدور کیفرخواست علیه این زن او را برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران معرفی کرد.
    متهم در شعبه ۴ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. در ابتدای جلسه رسیدگی، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد. او کیفرخواست علیه متهم را خواند و خواستار مجازات او شد. سپس دو دختر مقتول در جایگاه قرار گرفتند و اعلام گذشت کردند، اما پسر او که از همسر اولش بود، درخواست قصاص کرد. وقتی نوبت به متهم رسید، او قبول کرد مرتکب قتل شده، اما گفت به‌عمد این کار را نکرده است. متهم گفت: من در این سال‌ها با همسرم زندگی کردم و همیشه احترام او را داشتم، هرچند همسرم خیلی مرد سخت‌گیری بود و مرا خیلی اذیت می‌کرد. او بسیار بددهنی می‌کرد و مرا کتک می‌زد. اینکه خودم کتک بخورم آن‌قدر برایم سخت نبود؛ شوهرم بچه‌ها را کتک می‌زد. دختران من نوجوان بودند و خیلی اذیت می‌شدند، به‌همین‌خاطر هم من ناراحت می‌شدم و جلوی او را می‌گرفتم. هروقت جلوی شوهرم را می‌گرفتم، او به من می‌گفت نباید این کار را بکنم و تربیت بچه‌ها برعهده اوست. روز حادثه هم من برای قتل این کار را نکردم، درواقع چاره‌ای نداشتم.
    متهم گفت: شوهرم می‌خواست با چاقو من را بزند و من فقط شال را روی دهانش گذاشتم و فشار دادم که او را از خودم دور کنم.
    بعد از گفته‌های متهم و دفاعیات وکیل‌مدافع او، هیئت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند و متهم را به پرداخت دیه محکوم کردند و او را در دفاع مشروع محق شناختند. 
    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • اعدام قاتل ۳۰ سال بعد از جنایت

    اعدام قاتل ۳۰ سال بعد از جنایت

    اعدام قاتل ۳۰ سال بعد از جنایت

     

     پرونده این مرد از روز ۱۹ دی سال ۶۹ گشوده شد. ساعت سه بعدازظهر آن روز به شهربانی گنبدکاووس خبر دادند مردی مغازه‌دار به قتل رسیده است. وقتی مأموران در فرش‌فروشی موردنظر حاضر شدند، جنازه مردی مسن را مشاهده کردند که هدف ضربات چاقو قرار گرفته و جانش را از دست داده بود. قاتل یا قاتلان بعد از کشتن مرد فرش‌فروش، پول نقد، دلار و سایر اموال باارزش موجود در مغازه را غارت کرده بودند.

    شاهدان عینی وقتی مورد پرس‌وجو قرار گرفتند عامل اصلی جنایت را معرفی کردند. آنها گفتند: ما دیدیم دو مرد وارد فرش‌فروشی شدند. یکی از آنها را می‌شناسیم. مردی به نام مجید است. دقایقی بعد از حضور آنها در مغازه صدای دادوفریاد بلند شد و بعد هر دو فرار کردند. ما که نگران شده بودیم، داخل فرش‌فروشی رفتیم و با جسد مرد مسن مواجه شدیم.
    مأموران بعد از ثبت این اطلاعات در پرونده تلاش خود را برای ردیابی و دستگیری مجید آغاز کردند، اما هیچ اثری از متهم نبود تا اینکه بالاخره او روز ۲۹ اردیبهشت سال ۷۳ در تهران بازداشت شد.
    مجید وقتی پشت میز بازجویی نشست، نه‌تنها به قتل مرد فرش‌فروش اعتراف کرد، بلکه گفت فردی دیگر را نیز کشته است. این مرد درباره جنایت‌های خود چنین توضیح داد: در گنبدکاووس با مردی افغان به نام محمد آشنا شدم. محمد به من گفت چندبار برای این فرش‌فروشی بار برده و می‌داند مرد مغازه‌دار اموال باارزش زیادی در مغازه‌اش دارد. او پیشنهاد داد از آنجا سرقت کنیم. من هم قبول کردم. روز حادثه به‌عنوان مشتری وارد مغازه شدیم و چند سؤال معمولی پرسیدیم. بعد من به مرد مسن حمله کردم و پس از زدن او با چاقو اموالش را دزدیدیم و فرار کردیم.
    متهم ادامه داد: پول و دلارها را من و محمد با هم تقسیم کردیم. بعد من به شهر دیگری رفتم و یک شب در خانه خواهرم ماندم. بعد از آن مدتی مرتب شهر محل سکونتم را تغییر می‌دادم تا اینکه وارد استان خوزستان شدم. مدتی در اهواز بودم و بعد به شوشتر رفتم. در آنجا در یک کارگاه آجرپزی مشغول به کار شدم. پول‌هایی که از راه سرقت به‌ دست آورده بودم تمام شده بود و برای امرار معاش مشکل داشتم. بعد از مدتی که در کوره کار کردم، یکی از افراد آنجا به من پیشنهاد داد به تهران بیاییم و کارگر پیدا کنیم. کارگران محلی دستمزد زیادی می‌خواستند و دوستم گفت در تهران کارگر با دستمزد کمتر پیدا می‌کنیم. من چون عاشق پیکان جوانان بودم، به او گفتم برای رفتن به تهران یک پیکان کرایه کند. او هم خودرویی را به مبلغ ۱۱ هزار تومان دربست گرفت و راهی تهران شدیم. نزدیک بهشت زهرا من و دوستم تصمیم گرفتیم راننده را به قتل برسانیم و خودرواش را سرقت کنیم.
    مجید در ادامه اعترافاتش گفت: برای اینکه نقشه‌مان را اجرا کنیم، پارچه‌ای را دور گردن راننده انداختیم و هرکدام از یک طرف کشیدیم. وقتی راننده فوت شد، جسدش را در بهشت زهرا انداختیم، پیکانش را دزدیدیم و آن را به مبلغ ۲۰۰ هزار تومان فروختیم و پولش را تقسیم کرد. مدتی بعد از این قتل من دستگیر شدم.
    متهم بعد از اعتراف به جرمش، به دادگاه جنایی وقت معرفی شد و پای میز محاکمه رفت. او بعد از برگزاری جلسات دادگاه به دوبار قصاص محکوم شد، اما ۲۶ سال در زندان ماند تا اینکه سرانجام حکم او روز چهارشنبه هفته گذشته به اجرا درآمد. 
    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • مرد همسرکش از خودکشی پشیمان شد و اورژانس را خبر کرد

    مرد همسرکش از خودکشی پشیمان شد و اورژانس را خبر کرد

    مرد همسرکش از خودکشی پشیمان شد و اورژانس را خبر کرد

     

    این متهم که اکنون در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران است، در اظهارات خود گفت: همسر اولم را سال ۹۱ بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک به‌خاطر اختلافاتی که داشتیم طلاق دادم. دو سال قبل هم بازنشسته شدم. یک پسر و سه دختر دارم. دوتا از دخترانم ازدواج کرده‌اند و نوه هم دارم. در این مدت گاهی نزد یکی از دوستانم در شمال کشور می‌رفتم و به او سر می‌زدم.

    وی گفت:در این سفرها با یکی از آشناهای دوستم که زنی متولد سال ۱۳۵۳ بود و در داروخانه کار می‌کرد آشنا شدم. سال ۹۲ پس از آشنایی با او ازدواج کردم و برای زندگی به تهران آمدیم و در خانه من که در محدوده امام حسین (ع) است زندگی می‌کردیم. اوایل شرایط خوب بود، اما بعد از مدتی همسرم با بچه‌هایم اختلاف پیدا کردند و اختلاف‌ها آن‌قدر زیاد شد که بچه‌ها خانه‌ای جدا برای خودشان گرفتند. همسرم که بعد از ازدواج کار نمی‌کرد، بعد از مدتی ۱۸۰ سکه‌ و دو دانگ خانه‌ای که مهریه‌اش بود را به اجرا گذاشت. این اتفاق پنج ماه بعد از ازدواجمان رخ داد. به‌خاطر اختلافات به‌وجودآمده همسرم قهر کرد و به شهر خودشان رفت. من بعد از مدتی دنبالش رفتم تا او را برگردانم.
    این متهم به همسرکشی در ادامه اظهاراتش گفت: در این مدت خیلی به همسرم سوءظن داشتم و تصور می‌کردم شاید با کسی در ارتباط است که رفتارش عوض شده. حتی دوربین مداربسته هم کار گذاشته بودم. هروقت از او سؤال‌وجواب می‌کردم که آیا با کسی ارتباط داری یا نه، حرف‌های متناقض می‌زد. به‌همین‌خاطر از زنم شکایت کردم. مدارکی به دادگاه دادم و اعلام کردم به زنم مشکوک هستم. این ماجرا پنج، شش سال طول کشید و در نهایت دادگاه هم رأی به صلح و سازش و ادامه زندگی مشترک داد.
    این مرد درباره ماجرای منجر به قتل نیز می‌گوید: این ماجراها ادامه داشت تا اینکه ۲۸ فروردین از صبح با هم دعوا داشتیم و ماجرا طولانی شد. بعدازظهر بود که من به سمت آشپزخانه رفتم، چاقو را برداشتم و از شدت عصبانیت دو ضربه چاقو به شکم همسرم زدم. وقتی بیهوش شد و روی زمین افتاد، فهمیدم مرده است. ترسیدم، چون اصلا تحمل زندان را نداشتم و نمی‌خواستم قصاص شوم، به‌همین‌خاطر با چاقو رگ دست خودم را هم بریدم.
    او درباره نجاتش از مرگ می‌گوید: بعد از دو، سه ساعت که خون‌ریزی داشتم و در زمانی که حس کردم آخرین نفس‌ها را می‌کشم و حالم خیلی بد شده بود به اورژانس زنگ زدم و من را که بیهوش شده بودم به بیمارستان بردند و بعد از آن من به همه‌چیز اعتراف کردم. الان هم که حالم بهتر شده، من را برای تحقیقات به دادسرای جنایی برده‌اند.
    این متهم پس از ثبت اظهاراتش در شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران توسط بازپرس مرادی برای تحقیقات تکمیلی به اداره آگاهی تهران فرستاده شد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • جنایت وحشتناک تبر به دستان در مشهد

    جنایت وحشتناک تبر به دستان در مشهد

    جنایت وحشتناک تبر به دستان در مشهد

     

    ماجرای اولین پرونده جنایی در ساعت ۱۹:۲۰ شب جمعه گذشته در روستای کلاته برفی مشهد هنگامی رخ داد که فردی با برادرزاده اش در حالی روبه رو شد که هر دو سوار موتورسیکلت بودند. آن‌ها اختلاف کهنه‌ای داشتند و از یکدیگر دلخور بودند، بنابراین با موتورسیکلت به سمت یکدیگر حرکت کردند که گویی قصد تصادف دارند. در همین حال عمو سیلی به گوش برادرزاده اش نواخت که این ماجرا جرقه یک نزاع مرگبار شد. برادرزاده به منزل رفت و موضوع درگیری اش را برای پدر و برادرش بازگو کرد.

    آن‌ها که از این رفتار به شدت عصبانی شده بودند با چماق و چاقو به سوی منزل «عمو» رفتند.

    گزارش خراسان حاکی است، دقایقی بعد «عمو» با دیدن برادر و برادرزاده هایش که خشمگین بودند بلافاصله به همراه پسر ۱۷ ساله اش (محمد) از منزل بیرون آمد و بدین ترتیب نزاعی خونین بین آن‌ها شروع شد. در این میان به گفته شاهدان در حالی «حمید» ضربه چاقو را به قفسه سینه محمد (نوجوان ۱۷ ساله) فرود آورد که «احمد» (یکی دیگر از عاملان نزاع) او را از پشت سر گرفته بود!

    با مرگ نوجوان ۱۷ ساله که به مرکز درمانی شهید طالقانی مشهد منتقل شده بود، مراتب به قاضی ویژه قتل عمد اعلام شد و بدین ترتیب با حضور قاضی علی اکبر احمدی نژاد در بیمارستان، بررسی‌ها در این باره ادامه یافت. با دستور مقام قضایی، کارآگاهان، منزل عاملان نزاع را مورد بازرسی قرار دادند، اما همه آن‌ها به همراه حمید ۱۸ ساله و احمد از محل گریخته بودند. تحقیقات بیشتر با سرنخ‌های موجود برای دستگیری متهمان فراری ادامه دارد.

    جنایت وحشتناک تبر به دستان

    بنابراین گزارش، در حالی که شب به نیمه نزدیک می‌شد و قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در حال تکمیل تحقیقات در پرونده قتل نوجوان ۱۷ ساله بود، ناگهان ماموران کلانتری آبکوه گزارش دادند که راننده ۲۵ ساله یک دستگاه پژو پارس به طرز وحشتناکی در حد فاصل میدان معراج و شهید فهمیده به قتل رسیده است.

    با توجه به اهمیت موضوع، بلافاصله قاضی ویژه قتل عمد، عازم بیمارستان رضوی شد جایی که پیکر بی جان راننده جوان را به آن جا منتقل کرده بودند. بررسی‌های مقدماتی نشان می‌داد راننده ۲۵ ساله با وارد آمدن بیش از ۲۰ ضربه قمه و تبر به نقاط مختلف بدنش کشته شده است.

    ادامه تحقیقات که به محل وقوع نزاع کشیده بود، نشان می‌داد که حدود ۷-۸ نفر که سوار بر دو دستگاه خودروی پژو ۴۰۵ و سمند بودند، در مسیر حرکت راننده پژو پارس قرار گرفته اند و با متوقف کردن راننده، به طرز وحشتناکی خودروی وی را با چوب و چماق تخریب کرده اند. مهاجمان سپس درهای جلوی خودرو را گشوده و با تبر و چاقو به جان راننده افتاده اند به طوری که دستان راننده که به عنوان سپر جلوی تیغه‌های برنده تبر و قمه قرار گرفته بود، شکاف‌های عمیقی داشت.

    گزارش  حاکی است، پس از بررسی‌های مقدماتی و شناسایی هویت مهاجمان که اهل صالح آباد بودند، شبانه دستور دستگیری آنان با هماهنگی قاضی قنبری راد (دادستان عمومی و انقلاب تربت جام) و قاضی عبدالسلامی (رئیس دادگاه بخش صالح آباد) از سوی قاضی ویژه قتل عمد مشهد صادر شد و بلافاصله نیروهای انتظامی صالح آباد، با دستور قضایی، شبانه وارد عملیات شدند. در این عملیات هماهنگ و گسترده که با تلاش بی دریغ نیروهای انتظامی صورت گرفت، چهار تن از متهمان وعوامل مرتبط با این پرونده جنایی دستگیر شدند.

    مرگ مشکوک زن جوان

    بنابراین گزارش، در حالی که هنوز تحقیقات قاضی احمدی نژاد درباره قتل وحشتناک راننده ۲۵ ساله به پایان نرسیده بود، خبر مرگ مشکوک زن ۳۱ ساله‌ای در بیمارستان شهید هاشمی نژاد مشهد، قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب را به منطقه خواجه ربیع کشاند، جایی که خانواده زن جوان مدعی بودند او به دست شوهرش به قتل رسیده است! چرا که آن‌ها با یکدیگر اختلاف خانوادگی داشتند!

    این گزارش حاکی است، در همین حال بررسی‌های مقام قضایی نشان داد: زن جوان که مدتی با شوهرش قهر بود از چند روز قبل به منزلش بازگشته و آشتی کرده بودند همسر این زن که پسر هفت ساله‌ای نیز دارد در بازجویی‌ها مدعی شد: من گاهی قرص ترامادول (قرص مخدردار) مصرف می‌کنم! شب بود که همسرم نیز می‌خواست از آن قرص استفاده کند، ولی به او گفتم از آن‌ها نخورد چرا که من وقتی مصرف می‌کنم دچار تشنج می‌شوم! با وجود این ما از صبح تا ساعت ۳ بعدازظهر خوابیدیم! بعد از آن به همراه پسرم برای نصب پرده رفتیم، چون نصاب پرده هستم! وقتی به خانه بازگشتم همسرم همچنان که در رختخواب بود، فوت کرده بود. من دست و پایم را گم کرده بودم تا این که موضوع را به دیگران اطلاع دادم!
    به دستور مقام قضایی، جسد این زن ۳۱ ساله برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی انتقال یافت و پزشکان در حال بررسی موضوع مرگ مشکوک این زن هستند.

    جسد نوجوان ۱۶ ساله در دامنه تپه

    چهارمین پرونده جنایی که شب جمعه گذشته مقابل قاضی ویژه قتل عمد گشوده شد مربوط به نوجوان ۱۶ ساله‌ای بود که جسد وی در دامنه تپه‌ای در اطراف روستای سالارآباد شهرک رضویه کشف شد. آن شب موتورسواری که از جاده فرعی در دامنه تپه عبور می‌کرد با دیدن جسد یک نوجوان، مراتب را به نیروهای انتظامی اطلاع داده بود.

    با حضور قاضی احمدی نژاد در محل وقوع جنایت تحقیقات در این باره آغاز و مشخص شد که کاپشن، لنگه کفش و تلفن همراه او در فواصل مختلف از یکدیگر افتاده اند و کمربند او نیز از بندهای نگه دارنده شلوار خارج شده است، اما هیچ آثار ظاهری ناشی از جنایت، روی پیکر متوفی دیده نمی‌شد!

    در همین حال با بررسی پیامک‌های تلفن همراه متوفی، مشخص شد که وی با خوردن قرص، وضعیت جسمی وخیمی پیدا کرده و جان خود را از دست داده است، اما در عین حال و با دستور مقام قضایی، جسد این نوجوان ۱۶ ساله نیز برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی خراسان رضوی انتقال یافت و بدین ترتیب در حالی سپیده دم روز جمعه فرا رسید که قاضی ویژه قتل عمد با چهار پرونده جنایی روبه رو بود!

    ۴۶

    منبع : خبر آنلاین