برچسب: قتل

  • ورزشکار ایرانی یک نفر را کشت و از کشور فرار کرد

    ورزشکار ایرانی یک نفر را کشت و از کشور فرار کرد

    ورزشکار ایرانی یک نفر را کشت و از کشور فرار کرد

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ یکی از ورزشکاران سابق ایرانی که سابقه حضور در تیم ملی را هم دارد، اخیرا مرتکب به قتل عمد شده است .

    روزنامه خبرورزشی امروز خبری در این زمینه منتشر کرد و نوشت این ورزشکار با چاقو یک فرد را کشته و از کشور متواری شده است. گزارش کامل این اتفاق را می توانید امروز در خبرورزشی بخوانید .

    ۲۵۲ ۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • کدام ورزشکار یک نفر را کشت و از کشور گریخت؟

    کدام ورزشکار یک نفر را کشت و از کشور گریخت ؟

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ روزنامه خبرورزشی در شماره روز دوشنبه خود افشا کرد ورزشکاری که سابقه حضور در تیم ملی را داشته، مرتکب به قتل شده و از کشور گریخته است. خبرهای رسیده حکایت از آن دارد که این ورزشکار، فوتسالیست بوده و برای تیم ملی هم بازی کرده است. او ظاهرا در اروپا به سر می برد. جزئیات بیشتر به زودی در این زمینه منتشر خواهد شد .

    ۲۵۲ ۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • قتل فجیع در خیابان کاشانی اسلامشهر

    قتل فجیع در خیابان کاشانی اسلامشهر

    قتل فجیع در خیابان کاشانی اسلامشهر

    در پی صدور کیفرخواست پرونده قتل فجیع در خیابان کاشانی اسلامشهر و ارسال آن به دادگاه کیفری یک استان تهران، این پرونده به منظور رسیدگی در اختیار شعبه اول دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی باقری قرار گرفت.

    این پرونده که سبب جریحه دار شدن افکار عمومی شده است، به زودی و پس از رفع نواقص تعیین وقت خواهد شد.

    در هشتم فروردین ماه سال جاری ساعت ۹ صبح سه سارق که اهل اسلامشهر هم نبودند، به قصد سرقت وارد مغازه موبایل فروشی در خیابان کاشانی می‌شوند. این افراد از چندی قبل مغازه مذکور را شناسایی و تحت نظر قرار داده بودند و روز حادثه نیز با نقشه از قبل طراحی شده به این مغازه مراجعه کرده و یکی از آن‌ها هم در خیابان کشیک می‌دهد. صاحب مغازه هم به دلیل محدودیت ایجاد شده برای کسبه، پس از ورود این افراد و با این گمان که قصد خرید دارند، کرکره مغازه را پایین می‌آورد.

    دادستان اسلامشهر درباره این قتل گفت: سارقان پس از مدتی کوتاه، صاحب مغازه را به باز کردن درب گاو صندوق و خارج کردن موبایل‌ها وادار کرده و در پی ممانعت او از این کار، با وارد کردن ضربه چاقو به گردنش صاحب مغازه را به قتل می‌رسانند.

    اسدی مقدم خاطرنشان کرد: متهمان پس از سرقت حدود ۵۰ موبایل، پا به فرار می‌گذارند که به محض اطلاع نیروی انتظامی از موضوع و رصدهای اطلاعاتی دقیق دو نفر از آن‌ها ظرف نیم ساعت پس از حادثه در یکی از خیابان‌های اسلامشهر دستگیر و نفر سوم نیز خود را معرفی می‌کند و این افراد با قرار تامین روانه زندان می‌شوند.
    ۱۱ فروردین ماه بود که دادستان اسلامشهر از صدور کیفرخواست عاملان قتل فجیع در خیابان کاشانی اسلامشهر و ارسال آن به دادگاه کیفری یک استان تهران خبر داد و بیان کرد: برای متهمان از دادگاه مجازات اشد را تقاضا کرده‌ایم و در صورت تأیید در دادگاه، حکم قصاص در ملاءعام در خیابانی که جرم به وقوع پیوسته، اجرا خواهد شد.

    ۲۳۵۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • جنگ بر سر عشق خیابانی، پسر جوان را تا پای قصاص برد

    جنگ بر سر عشق خیابانی، پسر جوان را تا پای قصاص برد

    جنگ بر سر عشق خیابانی، پسر جوان را تا پای قصاص برد

    بررسی‌های مقدماتی  بیانگر آن بود که «علی-ر»(مقتول) به دنبال وقوع نزاعی در یک میوه فروشی واقع در بولوار ادیب منطقه قاسم آباد مشهد و به دلیل عوارض ناشی از اصابت ضربه چاقو به ناحیه سر به قتل رسیده است؛ بنابراین تلاش کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی  برای شناسایی عامل یا عاملان این جنایت وحشتناک درحالی آغاز شد که بازبینی دوربین‌های مداربسته نشان می‌داد در روز حادثه یکی از دوستان مقتول نیز همراه او بوده است.

    به همین دلیل کارآگاهان دوست ۳۸ ساله مقتول را به مقر انتظامی هدایت و از او بازجویی کردند. او به کارآگاهان گفت: آن روز به همراه علی از طرقبه به مشهد آمدیم، قرار بود علی (مقتول) به گلبهار برود و من هم به خانه خودمان بازگردم، ولی در نزدیکی پلیس راه امام هادی (ع) پسر خاله علی تلفنی با او تماس گرفت. وقتی علی گوشی را قطع کرد، به من گفت: پسر خاله ام با من کار دارد بیا با هم برویم دوباره باز می‌گردیم. در همین حال «امیر» (پسرخاله مقتول) سوار بر پراید از راه رسید و ما به منطقه قاسم آباد رفتیم. راننده (امیر) در حالی که با نگرانی اطرافش را می‌پایید وارد بولوار ادیب شد. سپس با فرد دیگری تلفنی تماس گرفت و در حالی که کری می‌خواند فریاد زد اگر جرئت داری بیا! و در نهایت با فردی که آن سوی خط بود قرار گذاشت. ناگهان دو جوان کنار پراید ایستادند و از «امیر» خواستند که پیاده شود، اما او شیشه را کمی پایین کشید و گفت: هر حرفی داری، همین جا بگو! ناگهان یکی از دو جوان چاقویی را بیرون کشید که راننده پراید با دیدن چاقو پدال گاز را فشرد و فرار کرد.

    ما که ترسیده بودیم از راننده خواستیم ما را پیاده کند! وقتی از خودرو پایین آمدیم علی (مقتول) گفت: برویم ببینیم ماجرا چه بود؟ وقتی دوباره به محل بازگشتیم همان جوان چاقو به دست (سجاد) به سوی علی حمله ور شد که من دخالت کردم و آن جوان را هل دادم. وقتی چاقو از دستش افتاد «علی» آن را به سوی دیگری پرت کرد، ولی سجاد دوباره چاقو را برداشت و علی را که از ترس به داخل میوه فروشی پناه برده بود، هدف قرار داد و او را به قتل رساند.

    در پی اظهارات این مرد، بلافاصله گروهی از کارآگاهان به سرپرستی کارآگاه نجفی وارد عمل شدند و در حالی «سجاد» را به پلیس آگاهی کشاندند که او هنوز از مرگ مرد ۴۲ ساله خبر نداشت. او وقتی از اتهام قتل عمد مطلع شد اشک ریزان گفت: مدتی قبل با دختری در یکی از بازارهای تجاری معروف سی متری طلاب آشنا شدم و وابستگی شدیدی به او پیدا کردم. در این میان فهمیدم که آن دختر با «امیر» (راننده پراید) هم رابطه دارد.عصبانی بودم و برای آخرین بار با «امیر» در بولوار ادیب (محل سکونت متهم) قرار گذاشتم که این حادثه رخ داد، اما من تحت تاثیر مصرف مشروبات الکلی بودم و چیزی نمی‌فهمیدم چرا که آن روز صبح مقداری مشروب خورده بودم.

    بنابر این گزارش،به دنبال اعترافات متهم و بازسازی صحنه جنایت،کیفرخواست این پرونده جنایی در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد صادر شد و با توجه به اهمیت و حساسیت ماجرا در شعبه ششم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به آن رسیدگی شد. طولی نکشید که جلسات محاکمه  آغاز شد و متهم ۲۳ ساله این پرونده جنایی درحالی پای میز محاکمه ایستاد که تلاش می‌کرد ماجرای قتل را انکار و آن را به توهمات ناشی از مصرف مشروبات الکلی ارتباط دهد. او در جلسه دادگاه و در حضور وکیل مدافعش گفت: ساعت ۱۱ صبح مشروبات الکلی مصرف کردم، وقتی با علی (مرحوم) درگیر شدم حال طبیعی نداشتم به همین دلیل چیزی از لحظه قتل را به خاطر ندارم! و اکنون پشیمانم!

    متهم این پرونده جنایی درحالی این جملات را بر زبان می‌راند که نمی‌دانست این گونه دفاعیات دربرابر قضات شعبه ششم دادگاه کیفری یک، فقط آب در هاون کوبیدن است چرا که او دقایقی بعد چنان در مخمصه سوالات رگباری و تخصصی قضات قرار گرفت که چنگ انداختن به ماجرای توهمات ناشی از مصرف قرص و الکل نیز او را بیشتر در مرداب خود ساخته اش فرو می‌برد.

    متهم سپس با دستور قاضی در تشریح صحنه جنایت گفت: من مشکل عصبی دارم. صبح قرص خوردم تا بخوابم. با فردی به نام «امیر» از قبل مشاجره داشتیم. آن روز به من زنگ زد و گفت: چرا شب گذشته با من کل کل کردی؟ وقتی تلفنی با هم مشاجره کردیم او گفت: دقیقا کجایی؟ گفتم: به مغازه می‌روم! بعد حدود ساعت ۱۱ مقداری مشروب خوردم که دوباره «امیر» زنگ زد و گفت: خودم می‌آیم تا با هم صحبت کنیم! ولی سر قرار از خودرو پیاده نشد. فردی که همراه «امیر» بود به طرف من آمد و گفت مشکل تو با «امیر» چی بود؟ که من دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد! ولی دوستم گفت: بعد از آن با هم درگیر شده اید و او را داخل میوه فروشی با چاقو زده ای!

    در این هنگام رئیس دادگاه پرسید: شما نزد بازپرس ویژه قتل عمد ادعا کرده اید که ساعت ۷:۳۰ تا ۸ صبح مشروبات الکلی نوشیده اید، اما اکنون مدعی هستید که ساعت ۱۱ صبح این عمل را انجام داده اید؟

    متهم که هاج و واج مانده بود، ادامه داد: درست یادم نمی‌آید، در این لحظه مقام قضایی سوال کرد: چگونه همه صحنه‌ها را از لحظه دیدار تا زمان درگیری به خاطر داری، اما فقط زمان چاقوکشی را به خاطر نمی‌آوری؟

    متهم ۲۳ ساله پاسخ داد: تا قبل از درگیری با مقتول حالم خوب بود و هوشیار بودم، ولی بعد از درگیری حالم بد شد و دقیق یادم نمی‌آید.

    در ادامه جلسه دادگاه قاضی از متهم این پرونده جنایی پرسید: شما در جلسه بازپرسی بیان کرده اید که ابتدا کلم و پرتقال به طرف مرحوم پرت کردم پس شما حتی نوع میوه را تشخیص داده اید و به یاد داشتید، حالا چگونه مدعی می‌شوید که صحنه قتل را به خاطر ندارید؟ متهم که فکر نمی‌کرد در چنین مخمصه‌ای گرفتار شود، با کلماتی تکراری و بریده گفت: همه این‌ها را دوستم تعریف کرد و من همان حرف‌ها را از زبان خودم گفتم!

    در ادامه رسیدگی به این پرونده جنایی، فیلم دوربین مداربسته داخل میوه فروشی در جلسه دادگاه پخش شد که نشان می‌داد متهم با عصبانیت ابتدا میوه‌ها را هدف ضربات چاقو قرار داده و سپس با پرت کردن کلم و پرتقال به طرف مرد ۴۲ ساله (مقتول) که درون میوه فروشی پناه گرفته بود به سوی وی حمله ور شده و او را با ضربات چاقو مجروح کرده و …

    سپس قضات دادگاه با ادله و استنادات دقیق قضایی و همچنین بررسی فیلم مذکور سوالات متعددی را مطرح کردند که متهم در نهایت فقط سکوت کرد و گفت: نمی‌دانم!

    با پایان یافتن جلسات محاکمه، قضات شعبه ششم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی وارد شور شدند و به اتفاق آرا متهم به قتل را به قصاص نفس در ملاء عام، زندان و شلاق محکوم کردند. در بخش رای دادگاه تصریح شده است: با توجه به تاثیر سوء رفتارهای خشونت آمیز متهم در منطقه و عبرت دیگران از این گونه رفتارهای مشابه، مقرر می‌دارد اجرای حکم قصاص نفس در ملاء عام انجام شود.

    شایان ذکر است: رای صادره از سوی دادگاه، مورد اعتراض متهم و وکیل مدافع وی قرار گرفت و پرونده مذکور برای بررسی بیشتر به دیوان عالی کشور ارسال شد.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • قاتل مسلح هنگام فرار و تیراندازی به سمت پلیس،تصادف کرد و مرد

    قاتل مسلح هنگام فرار و تیراندازی به سمت پلیس،تصادف کرد و مرد

    قاتل مسلح هنگام فرار و تیراندازی به سمت پلیس،تصادف کرد و مرد

    وی افزود: پلیس آگاهی استان و شهرستان ایذه با کار اطلاعاتی متوجه شدند که قاتل به همراه یکی دیگر از اشرار همدستش، از اهواز با یک دستگاه موتورسیکلت سرقتی به سمت مسجدسلیمان در حرکت است؛ بنابراین فرمانده شهرستان به همراه عوامل انتظامی با تمهیدات لازم قبل از پلیس راه مسجدسلیمان به دنبال دستگیری آنان بودند که قاتل به محض مشاهده مأموران باسلاح کلاشنیکف به سمت آنان تیراندازی کرد.

    وی تصریح کرد: این افراد در مسیر مخالف جاده متواری شدند، اما با خودرو یگان امداد برخورد کرده که قاتل کشته و همدستش پس از مجروح شدن دستگیرشد. ازاین افراد یک قبضه سلاح جنگی کلاشنیکف، یک تیغه خشاب و ۱۰ عدد فشنگ جنگی کشف شد.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • قتل به خاطر اختلافات مالی/ مقتول به فکر سرقت افتاده بود!

    قتل به خاطر اختلافات مالی/ مقتول به فکر سرقت افتاده بود!

    قتل به خاطر اختلافات مالی/ مقتول به فکر سرقت افتاده بود!
    با اعلام این خبر بلافاصله بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم راهی انبار لوازم خانگی در بازار شدند. در اتاق سرایداری داخل انبار، آنها با جسد مرد ۳۰ ساله در حالی روبه‌رو شدند که از ناحیه شکم با چاقو مجروح و  پارچه‌ای دور شکم او پیچیده شده بود. روی دست‌های مرد جوان نیز آثار خراشیدگی دیده می‌شد.

    پسرعمه مقتول که جسد را پیدا کرده بود، گفت: من و پسردایی‌ام  کارگر باربری یخچال هستیم. چند روز قبل یکی از دوستانمان از شهرستان برای پیدا کردن کار به تهران آمد. من برای انجام کاری انبار را ترک کردم و بعد از بازگشت با جسد پسردایی‌ام مواجه شدم و از دوستم به نام پرویز هم خبری نبود.

    دستگیری در کارواش

    با احتمال اینکه پرویز در این جنایت نقش داشته، تحقیقات برای دستگیری مرد جوان به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی پایتخت ادامه یافت تا اینکه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت با خبر شدند مرد جوان در کارواشی در شرق تهران مشغول به کار شده است. بدین ترتیب پرویز دستگیر شد و به قتل دوستش اعتراف کرد.

    به دستور بازپرس محمدتقی شعبانی، متهم جوان در اختیار کارآگاهان جنایی قرار داده شد و بررسی‌ها در این خصوص ادامه دارد.

    گفت‌وگو با متهم

    چرا به تهران آمدی؟
    برای پیدا کردن کار. چون جایی برای ماندن نداشتم به سراغ شهریار – مقتول- و پسرعمه‌اش رفتم تا در فرصت مناسب برای خودم کاری دست و پا کنم.
    چه شد که تصمیم به قتل گرفتی؟
    من نمی‌خواستم شهریار را بکشم. شهریار فکر می‌کرد وقتی من در شمال کشور کار می‌کردم  پول زیادی از این راه بدست آورده‌ام،با این تصور به فکر سرقت از من افتاده بود.من که از ماجرا باخبر شده بودم یک چاقو تهیه کردم، شب حادثه که پسرعمه شهریار برای انجام کاری بیرون رفت شهریار هم در ورودی را قفل کرد و کلیدش را داخل جیبش گذاشت ولی ناگهان  به من حمله کرد. ترسیده بودم و با چاقو به او دو ضربه زدم. شهریار که خونین روی زمین افتاده بود، تازه فهمیدم چکار کرده‌ام. جای زخم را با پارچه‌ای بستم و برایش یک لیوان آب آوردم. بعد هم  ۷۰ هزار تومان پول و گوشی تلفن او را برداشتم و از ترس دستگیر شدن فرار کردم.
    بعد از قتل کجا رفتی؟
    به منطقه مسگرآباد رفتم. ۷۰ هزار تومان مقتول را برای ماندن در آنجا دادم. پولم که تمام شد گوشی تلفن مقتول را به افرادی که آنجا بودند روزی ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان اجاره می‌دادم تا هم خرج خورد و خوراکم فراهم شود و هم بتوانم اجاره اتاقم را بدهم. بعد از مدتی که پول‌هایم تمام شد به سراغ یکی از دوستانم رفتم و او گفت کارواشی در شرق تهران کارگر می‌خواهد. سه روز بود که مشغول به کار بودم که دستگیر شدم.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • چرا قاتل شدم! / مقتول از طریق شبکه های «مرگ و درد» (شبکه های اجتماعی) وارد زندگی مان شده

    چرا قاتل شدم! / مقتول از طریق شبکه های «مرگ و درد» (شبکه های اجتماعی) وارد زندگی مان شده

    چرا قاتل شدم! / مقتول از طریق شبکه های «مرگ و درد» (شبکه های اجتماعی) وارد زندگی مان شده

    وی درباره این که چگونه به یک قاتل تبدیل شد، گفت: در روستای خرابه امین از توابع مشهد به دنیا آمدم و تا کلاس سوم راهنمایی تحصیل کردم اما در نهایت مقطع راهنمایی را به اتمام نرساندم و مدرک تحصیلی هم نگرفتم در واقع علاقه چندانی به درس و مدرسه نداشتم پدرم مانند بسیاری از اهالی روستا به کشاورزی و دامداری اشتغال داشت من هم که از کودکی به دامداری علاقه مند بودم بعد از ترک تحصیل به کمک پدرم رفتم و در کنار او به کشاورزی و دامداری ادامه دادم تا این که برای خدمت سربازی عازم بیرجند شدم و بعد از طی دوران آموزشی بقیه خدمتم را در اندیمشک گذراندم.

    تقریبا یک سال از پایان خدمت سربازی ام می گذشت که روزی پدرم دختر یکی از اهالی روستا را برایم خواستگاری کرد که از خانواده ای آبرومند بودند من هم به حرف پدرم گوش کردم و پای سفره عقد نشستم بعد از ازدواج همه تلاشم را به کار گرفتم تا زندگی خوبی فراهم کنم بالاخره با همین اندک درآمد دامداری و چوپانی منزلی را در روستا ساختم تا زندگی مستقلی داشته باشم.

    سال ها با آرامش زندگی می کردم و صاحب دو فرزند پسر شدم. روزگار خوبی را سپری می کردم تا این که حدود ۱۰ سال قبل باجناقم که معتاد بود خانه و زندگی اش را ترک کرد و به مکان نامعلومی رفت دیگر هیچ خبری از او نداشتیم و خواهرزنم به سختی فرزندانش را بزرگ می کرد. در واقع پدربزرگ بچه ها با هر زحمت و بدبختی بود به آن ها کمک می کرد تا دست نیاز به سوی دیگران دراز نکنند.

    وقتی دختر بزرگ باجناقم به سن رشد رسید او را عروس کردیم. همسرش از مناطق اطراف نیشابور بود ولی در مشهد سکونت داشت.  با برگزاری آداب و رسوم سنتی و مراسم خواستگاری آن ها با هم ازدواج کردند و مدت دو سال نامزد بودند. بعد از آن هم با کمک پدربزرگش مجلس عروسی را برگزار کردیم تا زندگی مشترکشان را آغاز کنند اما این زندگی بیشتر از یک سال طول نکشید و ما زمانی متوجه اختلافات آن ها شدیم که در کشاکش طلاق بودند.

    آن زمان نفهمیدم مشکلات زندگی آن ها بر سر چه مسائلی بود چرا که من هم درگیر گرفتاری های زندگی خودم بودم. دامداری درآمد چندانی نداشت و علوفه و آذوقه دام بسیار گران بود و نمی توانستیم هزینه های زندگی را تامین کنیم با آن که من به مواد مخدر اعتیاد نداشتم و گاهی هنگام بیماری و سرماخوردگی پای بساط مواد مخدر می‌نشستم اما باز هم حتی توانایی پرداخت هزینه های قبوض آب، برق و گاز را نیز نداشتم.

     بعد از طلاق دختر باجناقم او نزد دو خواهر دیگرش بازگشت و خواهرزنم دوباره سرپرستی او را عهده دار شد تا این که مدتی قبل از طریق خواهرزنم فهمیدم جوانی که اهل منطقه سبزوار است برای دخترش از طریق تلفن ایجاد مزاحمت می کند تازه متوجه شدیم که آن جوان غریبه ابتدا از طریق همین شبکه های «مرگ و درد» (شبکه های اجتماعی فضای مجازی) وارد زندگی اش شده و این دختر کم سن و سال را به دام این ارتباطات تلفنی انداخته است به گونه ای که همین مسائل موجب شده تا زندگی اش متلاشی شود.

    وقتی این ماجرا را فهمیدم از خواهرزنم خواستم اگر بار دیگر آن جوان غریبه تماس گرفت با او قرار بگذارد تا منظورش را از این ارتباط بفهمیم. بالاخره روز چهارشنبه قبل (۹۹.۱.۲۷) خواهرزنم با او قرار گذاشت و ما با هم سوار بر خودروی تیبا به محل قرار رفتیم و او را به داخل باغ پدرزنم آوردیم. من قصد کشتن او را نداشتم فقط می خواستم دست و پایش را ببندم و با پاسگاه تماس بگیرم اما او با دیدن اسلحه ای که در دستم بود فرار کرد که من هم شلیک کردم حالا هم پشیمانم و به دختران و پسران جوان توصیه می کنم به خاطر هوس های زودگذر زندگی دیگران را متلاشی نکنند .

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • تبرئه کارگردان تلویزیون از اتهام قتل/ همسر او به خاطر نوشیدن الکل مرده است

    تبرئه کارگردان تلویزیون از اتهام قتل/ همسر او به خاطر نوشیدن الکل مرده است

    تبرئه کارگردان تلویزیون از اتهام قتل/ همسر او به خاطر نوشیدن الکل مرده است

    رسیدگی به این پرونده از شامگاه ۱۲ اسفند سال گذشته در خصوص مرگ مشکوک زن جوانی در خانه‌اش آغاز شد. بررسی‌های اولیه تیم جنایی نشان می‌داد که زن ۳۶ ساله عکاس سینما، تئاتر و تلویزیون و همسر ۲۸ ساله‌اش کارگردان تلویزیون و تئاتراست و آثار درگیری روی بدنش دارد.

    متخصصان پزشکی قانونی در معاینات اولیه علت مرگ را مسمومیت یا خفگی اعلام کردند، اما نظریه اصلی منوط به انجام معاینات بیشتر بود و به‌همین دلیل بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی تهران دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کرد. همسر این زن در تحقیقات گفت: همسرم قبلاً ازدواج کرده بود و به خاطر اختلافاتی که داشت از او جدا شده بود.او دختر عمه‌ام بود و علاقه زیادی به او داشتم و با اینکه تفاوت سنی زیادی داشتیم، اما درنهایت باهم ازدواج کردیم.

    او ادامه داد: اغلب من و همسرم در پروژه‌های کاری مشترک باهم بودیم و به همین خاطر خانه‌مان فقط یک کلید داشت که دست همسرم بود. صبح مثل همیشه از خانه بیرون رفتم و ساعت ۷ عصر که به خانه برگشتم هر چه زنگ در را زدم کسی در را باز نکرد و جوابی نداد. به تلفن همراهش زنگ زدم که خاموش بود. درنهایت با کمک کلید ساز وارد خانه شدم و جسد او را دیدم. من به‌خاطر کارم شب‌ها دیر به خانه می‌آمدم. همسرم از این موضوع ناراحت بود و مدام شکایت می‌کرد. شب حادثه نیز سر این موضوع باهم بحثمان شد و کتک کاری کردیم. صبح هم بدون اینکه با همسرم حرفی بزنم خانه را ترک کردم.

    باتوجه به اظهارات ضد و نقیض مرد جوان، بازپرس واحدی از شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی تهران دستور بازداشت او را صادر کرد. در حالی که بررسی‌ها در این رابطه ادامه داشت، پزشکی قانونی علت مرگ را مسمومیت بر اثر مصرف الکل اعلام کرد.

    کارگردان جوان با اطلاع از علت مرگ همسرش در تحقیقات گفت: چند روز قبل از حادثه من برای مقابله با کرونا، یک شیشه الکل ۹۰ درصد برای ضدعفونی کردن سطوح خریدم احتمال می‌دهم که همسرم الکلی را که برای ضدعفونی خریده بودیم را استفاده کرده باشد.

    با اعلام نظریه پزشکی قانونی، مرد جوان از اتهامی که داشت تبرئه و به دستور بازپرس جنایی آزاد شد.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • اعترافات زن معتادی که شوهرش را آتش زد!/ کتکم می زد،با میله آهنی کشتمش و…

    اعترافات زن معتادی که شوهرش را آتش زد!/ کتکم می زد،با میله آهنی کشتمش و…

    اعترافات زن معتادی که شوهرش را آتش زد!/ کتکم می زد،با میله آهنی کشتمش و…

     

    ماجرای این جنایت تکان دهنده از دقایق اولیه بامداد ۳۱ فروردین هنگامی لو رفت که اهالی خیابان طبرسی شمالی ۳۸ با مشاهده شعله های آتش و دودی که از کنار پنجره های یک منزل ویلایی دو طبقه بیرون می زد با نیروهای آتش نشانی تماس گرفتند.

    با توجه به خلوت بودن معابر و نزدیکی ایستگاه آتش نشانی، بی درنگ نیروهای امدادی و اطفای حریق عازم محل شدند و با قطع برق و گاز منزل از وقوع یک انفجار وحشتناک جلوگیری کردند چرا که شیلنگ های گاز در دو نقطه از منزل باز بود!

    این گزارش حاکی است، آتش نشانان با خاموش کردن شعله های آتش، ناگهان در تاریکی شب با جسد نیم سوخته مردی مواجه شدند که در سرویس بهداشتی منزل مذکور افتاده بود. بنابراین خبر جنایتی هولناک در بی سیم های پلیس پیچید و بدین ترتیب قاضی ویژه قتل عمد به همراه گروهی از کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی شبانه در محل جنایت حضور یافت.

    تحقیقات بیانگر آن بود که عامل یا عاملان جنایت قبل از به آتش کشیدن منزل، مرد ۶۰ ساله را با جسمی سخت و لبه دار به قتل رسانده اند و سپس پیکر او را با استفاده از یک تخته پتو به داخل سرویس بهداشتی کشانده و در آن جا رها کرده اند. وجود لیوان شکسته و خون هایی که زیر روشنایی نورافکن های عوامل بررسی صحنه جرم روی دیوار نمایان بود، حکایت از یک درگیری و احتمالا اختلافات خانوادگی داشت چرا که تجربه قضایی قاضی ویژه قتل عمد نشان می داد افراد غریبه ای وارد منزل مسکونی نشده اند و فرد دیگری از اعضای خانواده مقتول نیز در محل حضور نداشت و حتی در بازرسی از منزل مدارک هویتی مقتول هم به دست نیامد!

    این در حالی بود که همسایگان مرد ۶۰ ساله که در طبقه دوم ساختمان زندگی می کرد، به اختلافات خانوادگی شدید بین مقتول و همسرش اشاره کردند. به همین دلیل قاضی  از کارآگاهان خواست درباره وضعیت اجتماعی و اخلاقی همسر فراری مقتول تحقیق کنند.

    همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تلاش گسترده ای را برای شناسایی عامل یا عاملان این جنایت وحشتناک آغاز شد.

    بررسی های بامدادی بیانگر آن بود که همسر مقتول در همان نیمه شب و در حالی که یک ساک در دست داشته، با حالتی مضطرب از خانه گریخته است. از سوی دیگر رصدهای اطلاعاتی نشان می داد که «ف-ح» (همسر دوم مقتول) به مواد مخدر صنعتی اعتیاد دارد و به یکی از روستاهای توابع سرولایت گریخته است.

    کارآگاهان عازم یکی از روستاهای توابع سرولایت شدند و در میان بهت و ناباوری زن ۴۰ ساله، او را به مشهد انتقال دادند . با انتقال متهم به مشهد، وی در اتاق بازجویی اداره جنایی پلیس آگاهی، ابتدا سعی کرد با طرح داستانی ساختگی، یک فرد تبعه خارجی را وارد ماجرای این پرونده جنایی کند و قتل را به فردی نسبت دهد که در خیال خود قصه آن را ساخته بود.

    به همین دلیل این زن معتاد به کارآگاهان گفت:شب حادثه، همسرم کارت بانکی اش را به من داد تا مبلغ ۳۵ هزار تومان برای پرداخت هزینه داروی موی سرم برداشت کنم اما وقتی به منزل بازگشتم از همسایگان شنیدم که خانه اش آتش گرفته است! به همین خاطر ترسیدم و به زادگاهم گریختم! وی در پاسخ به این سوال کارآگاهان که چرا ساک حاوی مدارک شناسایی همسرت را با خودت بردی؟ ادامه داد: همسرم خودش ساک را به من داد و گفت که قرار است مرد تبعه خارجی به منزل بیاید و من به او اعتماد ندارم!

    این زن کریستالی که با سوالات تخصصی کارآگاهان در مخمصه سختی افتاده بود، دیگر حوصله اش سر رفت و ناگهان به قتل شوهرش اعتراف کرد.

    این زن ۴۰ ساله همچنین روز گذشته در اولین جلسه بازپرسی و در حضور قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد زوایای دیگری از این پرونده جنایی را فاش کرد و گفت: با همسرم اختلاف داشتیم، او مرا کتک می زد! به همین خاطر با یک میله آهنی او را کشتم و جسدش را با پتو به داخل دست شویی کشاندم. سپس برای از بین بردن آثار جرم، مقداری تینر که از قبل داشتیم، روی رختخواب ها ریختم و منزل را به آتش کشیدم. بعد هم شیلنگ گاز اجاق تک شعله و بخاری را بیرون آوردم تا منزل منفجر شود. خودم نیز با برداشتن مدارک شناسایی از خانه فرار کردم. چند دقیقه در همان اطراف قدم زدم اما وقتی صدای آژیر خودروهای آتش نشانی را شنیدم به منزل خاله ام رفتم و صبح هم به روستای پدری ام گریختم!

    در حالی که پزشکی قانونی آثار ضربات شیء نوک تیز را هم روی پیکر مقتول تشخیص داده است، متهم این پرونده جنایی با دستورات قضایی و برای کشف زوایای پنهان دیگر جنایت، در اختیار کارآگاهان اداره جنایی آگاهی قرار گرفت تا بررسی های بیشتری در این باره صورت گیرد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

    مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

    مرد مبل ساز را چرا کشتند؟

     

    این تماس مأموران اورژانس را راهی محل کرد و آنها با جسد مردی مواجه شدند که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آثار چاقو روی بدنش دیده می‌شد. به‌دنبال تأیید مرگ مرد جوان از سوی اورژانس و باتوجه به مشکوک بودن ماجرا، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد.
    بدین ترتیب تیم جنایی وارد عمل شد و در بررسی‌های اولیه و تحقیق از شاهدان دریافتند که سرنشینان یک خودرو سمند بژ که دو مرد و یک زن بودند، مرد جوان را در آنجا رها کرده‌اند. یکی از شاهدان موفق شده بود شماره پلاک سمند را یادداشت کند و همین موضوع سرنخ اصلی را به دست تیم تحقیق داد.

    ادعای عجیب
    با شماره پلاکی که کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در دست داشتند، هویت صاحب خودرو شناسایی و مرد جوان دستگیر شد. وی گفت: مدتی قبل به‌خاطر اعتیاد در یک کمپ بستری شدم و در آنجا با سیروس آشنا شدم. سیروس مدعی بود که اعتیاد ندارد و یکی از دوستانش به‌نام سجاد برایش پاپوش درست کرده است. آن‌طور که سیروس تعریف کرد آنها در یک رویه کوبی مبل کار می‌کردند و بعد از مدتی باهم به اختلاف مالی برخورده بودند. درنهایت شریکش با ترفند اینکه او معتاد است، سیروس را به کمپ ترک اعتیاد می‌اندازد.

    نقشه انتقامگیری
    سیروس چند روز بعد ترخیص شد و من هم بعد از بیرون آمدن از کمپ با سیروس تماس گرفتم. او به من گفت می‌خواهد از سجاد انتقام بگیرد و به کمک من نیاز دارد. روز حادثه، طبق نقشه قبلی به‌همراه سیروس و همسرش به سراغ مقتول رفتم. محل کار او حوالی ماهدشت کرج بود و قرارمان این بود که سجاد را به کمپ منتقل کنیم. اما سجاد همراه ما نیامد و به همین دلیل با زور او را سوار ماشین کردیم. در راه سجاد و سیروس باهم دعوایشان شد و بعد هم سیروس از من خواست خودرو را نگه دارم. حال سجاد بد شده بود و او را در کنار خیابان رها کردیم. من نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که سجاد حالش بد شد.
    با ادعای عجیب راننده سمند، دستور بازداشت سیروس و همسرش صادر شد. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه زن و مرد جوان در ارومیه شناسایی شده و پس از هماهنگی‌های قضایی زوج جوان دستگیر شدند.
    ادعای بی‌گناهی
    زوج جوان که به اداره آگاهی پایتخت منتقل شدند، در تحقیقات راننده را عامل قتل معرفی کردند. همسر سیروس گفت: سجاد شریک کاری شوهرم بود اما سر او را کلاه گذاشته و شوهرم می‌گفت با سندسازی اموال و سرمایه‌اش و حتی کارگاه مبل‌سازی را به‌نام خودش تصاحب کرده و او را به کمپی برده تا سر فرصت نقشه‌هایش را اجرا کند.
    سیروس وقتی از کمپ خارج شد گفت با مردی به‌نام مجتبی که همان صاحب سمند بژ بود درکمپ آشنا شده است. آنها باهم تصمیم گرفتند که سجاد را بربایند و بعد از کتک زدن او را به کمپ تحویل دهند. آن روز شوهرم و مجتبی به زور سجاد را ربودند و داخل ماشین سمند مجتبی انداختند. در بین راه او می‌خواست فرار کند که نشد و آنها چند بار او را کتک زدند. اما شوهرم قاتل نیست. مجتبی دوست شوهرم دست به جنایت زد.

    سیروس نیز گفته‌های همسرش را تأیید کرد و گفت: مجتبی که همدستمان بود سجاد را با چاقو زد. شریکم را درحالی که زخمی بود به کمپ بردیم اما مسئولان کمپ حاضر نشدند او را پذیرش و بستری کنند. آنها گفتند سجاد زخمی است و الان نمی‌توانند او را با چنین وضعیتی پذیرش کنند. ما هم قصد داشتیم برگردیم که یکدفعه حال سجاد بد شد، همه ما ترسیده بودیم. به پیشنهاد همسرم با اورژانس تماس گرفتیم و او را نیمه هوش در کنار خیابان رها کردیم. بعد هم به خانه مجتبی رفتیم. زمانی که مجتبی در آشپزخانه سرگرم پختن غذا بود، دست به سرقت طلا و دلارهایی که در کمد خانه‌اش بود زدیم و بعد متواری شدیم. چون می‌دانستیم که پلیس در تعقیب ماست و بزودی گیر می‌افتیم، به ارومیه رفته طلاها و دلارها را فروختیم و خانه‌ای اجاره کردیم. بعد از چند روز هم از مرگ سجاد و دستگیری سیروس باخبر شدیم.با اعتراف زوج جوان، تحقیقات برای برملایی هویت عامل اصلی این جنایت به دستور بازپرس جنایی ادامه دارد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین