به گزارش خبرگزاری مهر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در گفتگوی تلفنی با ریاض المالکی وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین بر حمایت جمهوری اسلامی از ایستادگی ملت فلسطین برای احقاق حقوق خود تاکید کرد.
ظریف افزود: جمع شدن ملت فلسطین و گروههای فلسطینی به دور مسیر مطالبه حقوق، امری ضروری است.
وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین نیز به وزیر امور خارجه ایران گفت از ایران به خاطر مواضع این کشور در حمایت از ملت فلسطین تشکر میکنیم.
مالکی افزود: به آزادسازی سرزمینهای فلسطینی از اشغال رژیم صهیونیستی پایبندیم.
استقبال دبیر کل سازمان ملل از توافق امارات و رژیم صهیونیستی
اعتمادآنلاین| «آنتونیو گوترش» دبیر کل سازمان ملل بامداد امروز (جمعه به وقت ایران) ابراز امیدواری کرد که توافق عادیسازی روابط بین امارات عربی متحده و رژیم صهیونیستی بتواند راهکار دو دولتی برای فلسطینیها را محقق کند.
به نوشته وبگاه «فرانس۲۴»، گوترش با صدور بیانیهای گفت که طرح اشغال کرانه باختری مؤثراً باب مذاکره بین سران فلسطین و رژیم صهیونیستی را میبندد و چشمانداز دولت فلسطینی پایدار ذیل راهکار دو دولتی را نابود میکند.
بر این اساس، سخنگوی گوترش به نقل از وی گفت: «دبیر کل، از این توافق (امارات و اسرائیل) استقبال میکند و امیدوار است فرصتی برای تعامل دوباره فلسطینیها و اسرائیلیها در مذاکرات معنادار ایجاد کند که منجر به تحقق راهکار دو دولتی منطبق با قطعنامههای سازمان ملل، قوانین بینالمللی و توافقهای دوجانبه شود».
در ادامه بیانیه دبیر کل سازمان ملل آمده است: «به همکاری با همه طرفها برای گشودن احتمالات آتی برای گفتوگو، صلح و ثبات تلاش خواهد کرد».
روز گذشته بود که واشنگتن، ابوظبی و تلآویو طی بیانیهای مشترک اعلام کردند که با وساطت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، «محمد بنزیاد» ولیعهد ابوظبی و «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به توافق رسیدند که از این به بعد همکاری و روابط مشترک داشته باشند.
در متن بیانیه مشترک برای اعلام این توافق آمده است: «در نتیجه این گشایش دیپلماتیک و بنا به درخواست رئیسجمهور ترامپ و با حمایت امارات متحده عربی، اسرائیل اعلام حاکمیت بر مناطق اعلامشده در «چشمانداز صلح» رئیسجمهور ترامپ را تعلیق کرده و تلاشهای خودش را بر توسعه روابط با سایر کشورها در جهان عرب و اسلام متمرکز خواهد کرد».
حج ابراهیمی، پدیده شکوهمند اسلام در برابر جاهلیّت مدرن است
به گزارش خبرگزاری مهر، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت موسم حج پیام مهمی را صادر کردند.
متن این پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
والحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
موسم حج که همواره موسم احساس عزّت و عظمت و شکفتگی جهان اسلام بود، امسال دستخوش اندوه و حسرت مؤمنان و مبتلا به احساس فراق و ناکامی مشتاقان است. دلها از غربت کعبه احساس غربت میکند و لبّیکِ جداماندگان با اشک و آه در هم میآمیزد. این محرومیّت، کوتهمدّت است و بحول و قوّهی الهی دیر نخواهد پایید، لکن درس آن، که قدردانستن نعمت بزرگ حج است، باید ماندگار شود و ما را از غفلت برهاند. رمز عظمت و قدرت امّت اسلام در جمع فراگیر و متنوّع مؤمنان در حریم کعبه و حرم پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و ائمّهی بقیع (علیهمالسّلام) را امسال باید بیش از همیشه حس کنیم و در آن بیندیشیم.
حج، فریضهای بیمانند است؛ گل صد برگ در میان فرائض اسلامی است؛ گویی همهی جوانب مهمّ فردی و اجتماعی، و زمینی و آسمانی، و تاریخی و جهانیِ دین، قرار است در آن مرور شود. معنویّت در آن هست، ولی بدون انزوا و گوشهنشینی و خلوتگزینی. اجتماع در آن هست، ولی به دور از درگیری و بدگویی و بدخواهی. از سویی حظّ روحی از مناجات و ابتهال و ذکر الهی، و از سویِ دیگر پیوند اُنس و ارتباط مردمی. حاجی با یک چشم، پیوند دیرین خود با تاریخ ــ با ابراهیم و اسماعیل و هاجر، با رسول خدا در هنگام ورود پیروزمندانه به مسجدالحرام، و با خیل مؤمنان صدر اوّل ــ را مینگرد و با چشمی دیگر، انبوه مؤمنان همروزگار خود را که هر کدام میتوانند دستی برای همیاری و اعتصام جمعی به حبلالله باشند.
تدبّر و اندیشیدن در پدیدهی حج، حجگزار را به این باور قطعی میرساند که بسیاری از آرمانها و آرزوهای دین برای بشریّت، بدون همافزایی و همدلی و همکاری مجموعهی دینداران، به بار نمینشیند، و با پیدایش این همدلی و همکاری، کید معاندان و دشمنان، مشکل مهمّی بر سر این راه پدید نمیآورد.
حج، رزمایش قدرت در برابر مستکبرانی است که کانون فساد و ظلم و ضعیفکُشی و غارتگریاند و امروز جسم و جان امّت اسلامی از ستمگری و خباثت آنان آزرده و خونآلود است. حج، نمایش تواناییهای سخت و نرم امّت است. این، طبیعت حج و روح حج و بخشی از مهمترین هدفهای حج است؛ این همان است که امام راحل خمینی کبیر، آن را حجّ ابراهیمی نامید؛ و این همان است که اگر متولّیان امر حج که خود را خادم حرمین مینامند، صادقانه به آن گردن نهند و به جای خشنودی دولت آمریکا، رضای الهی را برگزینند، میتواند مشکلات بزرگی از جهان اسلام را حل کند.
امروز مانند همیشه و بیش از همیشه، مصلحتِ الزامی امّت اسلامی، در وحدت است؛ وحدتی که ید واحده در برابر تهدیدها و دشمنیها پدید آوَرَد و بر سر شیطان مجسّم، آمریکای متجاوز و غدّار و سگ زنجیریاش رژیم صهیونیستی، رعدآسا فریاد کشد و در برابر زورگوییها، شجاعانه سینه سپر کند. این معنی فرمان الهی است که فرمود: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا.(۱) قرآن حکیم، امّت اسلامی را در چهارچوب «اَشِدّاّْءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماّْءُ بَینَهُم»(۲) معرّفی میکند، و از او وظیفهی «وَلا تَرکَنوِّا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا»،(۳) «وَلَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا»،(۴) «فَقاتِلوا اَئِمَّهَ الکُفر»(۵) و «لا تَتَّـخِذوا عَـدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیاّْء»(۶) را میطلبد، و برای اینکه دشمن را مشخّص کند، حکمِ «لا یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَلَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم»(۷) صادر میفرماید. این فرمانهای مهم و سرنوشتساز، هرگز نباید از منظومهی فکری و ارزشی ما مسلمانان جدامانده و بهدست فراموشی سپرده شود.
امروز بیش از همیشه زمینهی این تحوّل اساسی در دسترس امّت و نخبگان دلسوز و صلاحاندیش آن است. امروز بیداری اسلامی به معنی توجّه نخبگان و جوانان مسلمان به داراییهای معرفتی و معنوی خود، یک حقیقت انکار نشدنی است. امروز لیبرالیسم و کمونیسم که در صد سال پیش و پنجاه سال پیش برجستهترین ارمغانهای تمدّن غرب شمرده میشد، بکلّی از جلوه افتاده و عیوب درمانناپذیر آنها آشکار شده است؛ نظام مبتنی بر آن یک، فروپاشید، و نظام مبتنی بر این دیگری هم درگیر بحرانهای عمیق و در شُرُف فروپاشی است.
امروز نه فقط الگوی فرهنگی غرب -که از آغاز هم با وقاحت و رسوایی پا به میدان گذاشت- بلکه حتّی الگوی سیاسی و اقتصادی آن یعنی دموکراسی پولمحو و سرمایهداری طبقاتی و تبعیضآمیز هم ناکارآمدی و فسادانگیزی خود را نشان داده است.
امروز کم نیستند نخبگانی در جهان اسلام که با گردن برافراشته و باافتخار و سربلندی، همهی ادّعاهای معرفتی و تمدّنی غرب را به چالش میکشند و جایگزینهای اسلامی را با صراحت نشان میدهند. امروز حتّی برخی متفکّران غربی که پیش از این، لیبرالیسم را مغرورانه، پایان تاریخ معرفی میکردند، بناچار آن ادّعا را پس گرفته و به سرگردانی نظری و عملی خود اعتراف میکنند. نگاهی به خیابانهای آمریکا، به رفتار دولتمردان آمریکا با مردم خود، به درّهی عمیق فاصلهی طبقاتی در آن کشور، به حقارت و بلاهتِ کسانی که برای مدیریّت آن کشور انتخاب شدهاند، به تبعیضنژادی هولناک در آن، به قساوت مأمور موظّف آن که یک غیرمجرم را در خیابان با خونسردی و در برابر چشم رهگذران با شکنجه به قتل میرساند، عمق بحران اخلاقی و اجتماعی تمدّن غربی و اعوجاج و بطلان فلسفهی سیاسی و اقتصادی آن را آشکار میکند. رفتار آمریکا با ملّتهای ضعیف، نسخهی بزرگشدهی رفتار آن پلیس است که زانوی خود را بر گردن یک سیاهپوست بیدفاع گذاشت و آن قدر فشرد تا جان داد. دولتهای دیگر غربی هم هر یک به اندازهی وُسع و امکان خود نمونههای دیگر از این وضعیّت فاجعهبارند.
حجّ ابراهیمی، پدیدهی شکوهمند اسلام در برابر این جاهلیّت مدرن است؛ دعوت به اسلام و نمایش نمادین زیست جامعهی اسلامی است. جامعهای که در آن همزیستی مؤمنان، در حرکتی پیوسته بر گرد محور توحید، برترین نشانه است؛ دوری از تنازع و تعارض، دوری از تبعیض و امتیازات اشرافی، دوری از فساد و آلودگی، شرط لازم است؛ رمی شیطان و برائت از مشرکان و آمیختگی با فرودستان و کمک به مستمندان و برافراشتن شعائر اهل ایمان، در شمار وظایف اصلی است؛ و دست یافتن به منافع و مصالح عمومی همراه با یاد خدا و شکر او و بندگی او، هدفهای میانی و نهایی است. این تصویر اجمالی از جامعهی اسلامی در آئینهی حجّ ابراهیمی است؛ و مقایسهی آن با واقعیّت جوامع غربی پر ادّعا، دل هر مسلمان با همّت را لبریز از شوق به تلاش و مبارزه برای رسیدن به چنین جامعهای میسازد.
ما مردم ایران به هدایت و رهبری امام خمینی کبیر، با چنین شوقی قدم در راه گذاشتیم و موفّق شدیم. ادعا نمیکنیم که توانستهایم آنچه را که میشناسیم و دوست میداریم یکسره تحقّق بخشیم، ولی ادّعا میکنیم که در این راه بسی پیش رفته و موانع بسیاری را از سرِ راه برداشتهایم. به برکت اعتماد به وعدههای قرآنی، گام ما استوار مانده است. بزرگترین شیطان راهزن و غدّار این زمان یعنی رژیم آمریکا، نتوانسته است ما را بترساند یا مغلوب مکر و فریب خود کند یا جلو پیشرفت مادّی و معنوی ما را بگیرد.
ما همهی ملّتهای مسلمان را برادران خود میدانیم، و با غیر مسلمانانی که در جبههی معارض وارد نشدهاند با نیکی و عدالت رفتار میکنیم. غم و گرفتاری جوامع مسلمان را گرفتاری خود به شمار میآوریم و برای علاج آن تلاش میکنیم. کمک به فلسطین مظلوم، دلسوزی برای پیکر مجروح یمن و دغدغهی مسلمانان زیر ستم در هر نقطهی جهان را اهتمام همیشگی خود قرار میدهیم. نصیحت به سران برخی کشورهای مسلمان را وظیفه میدانیم؛ دولتمردانی که به جای تکیه به برادر مسلمان خود، به آغوش دشمن پناه میبرند و برای سود شخصی چند روزه، تحقیر و زورگویی دشمن را تحمّل میکنند و چوب حراج به عزّت و استقلال ملّت خود میزنند ــ آنان که بقاء رژیم غاصب و ظالم صهیونیست را میپذیرند و پنهان و آشکار دست دوستی به آنان میدهند ــ اینان را نصیحت میکنیم و از پیامدهای تلخ این رفتار بر حذر میداریم. حضور آمریکا در منطقهی غرب آسیا را به زیان ملّتهای این منطقه و موجب ناامنی و ویرانی و عقبماندگی کشورها میدانیم. در قضایای کنونیِ آمریکا و حرکت ضدّ تبعیض نژادی در آن هم، موضع قاطع ما جانبداری از مردم و محکوم کردن رفتار قساوتآمیز دولت نژادپرست آن کشور است.
در پایان با سلام و صلوات به حضرت بقیّهالله (ارواحنا فداه)، یاد امام راحل را گرامی میدارم و به ارواح طیّبهی شهیدان درود میفرستم و حجّ ایمن و مقبول و مبارک را در آیندهی نزدیک برای امّت اسلامی از خداوند متعال مسئلت میکنم.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، متن پیام حضرت آیت الله العظمی خامنهای به این شرح است؛
مرقومه جنابعالی در خصوص تحولات اخیر در عرصه فلسطین عزیز را با دقت ملاحظه کردم. از اینکه حرکت مقاومت فلسطین با مجاهدت و ایستادگی خود در برابر توطئههای آمریکا و رژیم صهیونیستی موجبات ضعف و ناکامی آنها را فراهم آورده و در مقابل، عزت و سربلندی امت اسلامی را باعث گردیده است خداوند متعال را شکر می گزارم و از شما مجاهدان شجاع تشکر و قدردانی میکنم.
دشمن زبون که در عرصه میدانی شکستهای غیر قابل جبرانی متحمل شده است راهبرد توسعه طلبی خود و تضییع حقوق مسلم فلسطینیها را ابتدا با فشار اقتصادی و محاصره غزه مظلوم و آنگاه با نیرنگ مذاکره و طرح صلح و سازش دنبال مینماید و لکن جریان مقاومت و ملت شجاع فلسطین با منطق عقل و تجربه تهدید و تطمیع آنها را بر نتافته و همچون گذشته با ایستادگی مثال زدنی خود مسیر عزت و شرف را رقم زده و از این پس هم در همین صراط مستقیم حرکت خواهد کرد. ان شاء الله قطعاً حفظ هوشیاری، وحدت و یکپارچگی مردم و جریانهای فلسطینی در خنثی سازی نقشههای شوم دشمن مؤثر بوده و جلب نصرت الهی را به همراه خواهد داشت.
جمهوری اسلامی همچون گذشته به حکم وظیفه دینی و انسانی و مبتنی بر اصول ارزشی انقلاب اسلامی از هیچ کوششی برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین و استیفای حقوق آنان و هم چنین دفع شر رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی دریغ نخواهد کرد. امیدوارم پروردگار متعال بر عزت و قدرت شما بیافزاید.
پیام مهم رهبر انقلاب به اسماعیل هنیه در حمایت از مقاومت فلسطین
محمدباقر قالیباف در تماس تلفنی با زیاد نِخاله، دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین ضمن تجلیل از مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغالگری های رژیم صهیونیستی گفت: اگر مقاومت و مجاهدت مبارزان فلسطینی نبود، پیروزیهای ارزشمند آنان در برابر متجاوزان صهیونیست تحقق نمی یافت.
رئیس مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با محکوم کردن تحرک برای الحاق کرانه باختری فلسطین به سرزمینهای اشغالی توسط صهیونیستهای متجاوز گفت: به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی در پیامی به سران مجالس اسلامی و غیر اسلامی نسبت به این اقدام خصمانه و نفرت انگیز صهیونیستی – آمریکایی و عواقب آن، هشدار داده و درخصوص عدم اجازه به این رژیم جعلی برای تداوم قانون شکنی و تجاوز تاکید کرده ام.
در تماس تلفنی قالیباف و زیاد نخاله چه گذشت؟
قالیباف همچنین در این مکالمه تلفنی بر لزوم تداوم مقاومت تا پیروزی قدس شریف و آزادی تمامی مناطق فلسطینی تحت اشغال از چنگال صهیونیستهای غاصب تاکید کرد.
زیاد نِخاله، دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز در این مکالمه تلفنی با تبریک انتخاب آقای دکتر قالیباف به سمت رئیس مجلس شورای اسلامی، گفت: جمهوری اسلامی ایران همواره در صف اول دفاع از حقوق ملت فلسطین قرار دارد و این موجب مسرت و دلگرمی مردم مظلوم فلسطین است.
وی افزود: امروز ملت فلسطین به جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها کشور در منطقه و جهان نگاه میکنند که در برابر اقدامات نا امن سازی منطقه از رژیم صهیونیستی با قدرت عمل می کند.
دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین در این گفتگوی تلفنی بر تداوم مبارزه تمامی گروههای محور مقاومت تا برافراشتن پرچم فلسطین در سراسر سرزمینهای فلسطینی به پایتختی قدس تاکید کرد.
پیش از جنگ ۱۹۴۸ در فلسطین بین اردن، مصر، عراق، سوریه، لبنان و عربستان سعودی از یک سو و گروه های مسلح صهیونیست از سوی دیگر، منطقه کرانه باختری رود اردن تحت قیمومیت انگلستان بر فلسطین بود. در سال ۱۹۴۹ و پس از امضای توافقات آتش بس در ادامه مذاکرات رودس یونان که به جنگ، پایان داد، مرزها بین کرانه باختری و سرزمین های اشغالی ترسیم شد؛ جایی که رژیم صهیونیستی در آن تشکیل شده بود. این مرزها که بخشی از محدوده موسوم به خط سبز است، بخش شرقی شهر قدس از جمله بافت قدیم (تاریخی) آن به جز « کوه اسکوپوس» (به عربی؛ جبل المشارف) در شمال شرقی قدس را نیز به کرانه باختری الحاق کرد.
اتحاد دو کرانه باختری (فلسطینی) و خاوری (اردنی) رود اردن بعد از کنفرانس اریحا در سال ۱۹۵۱ میسر شد. این وحدت تا سال ۱۹۸۸ پابرجا بود و اهالی کرانه غربی، تابعیت اردنی داشتند تا اینکه ملک حسین پادشاه وقت اردن تصمیم گرفت ارتباط قانونی و اداری و مالی دو سوی رود را به درخواست سازمان آزادی بخش فلسطین قطع کند؛ به استثنای اوقاف و عتبات مسیحی و اسلامی قدس که همچنان زیر نظر و تولیت پادشاهی اردن تا به امروز مانده است؛ البته اگر الحاق کرانه باختری و قدس به مناطق اشغالی صهیونیست ها، اجرایی شود، دیگر خبری از تولیت اردنی ها بر قدس نیز نخواهد بود.
در پنجم ژوئن ۱۹۶۷، اسرائیل اراضی کرانه باختری را در جنگ شش روزه اشغال کرد. با این حال، اسرائیل اقدام به ساخت شهرک های یهودی نشین متعدد در کرانه باختری کرد. همچنین قدس شرقی و حاشیه های آن را در اقدامی یکجانبه بدون رسمیت یا اعتراف بین المللی الحاق کرد. اکنون رژیم صهیونیستی بر اساس ادعای برگرفته از آموزه های توراتی، حتی نام این مناطق را «یهودا و شومرون» یا «یهودا و سامره» می خواند و در اسناد رسمی آن، چیزی به نام کرانه باختری رود اردن، ذکر نمی شود.
در سال ۱۹۹۳ اسرائیل و سازمان آزادی بخش فلسطین، توافقنامه اسلو را امضا کردند که تشکیل حکومتی خودگردان را در کرانه باختری و غزه تصریح می کرد؛ البته بدون سلاح (غیر نظامی)، به صورت انتقالی، موقت و در سه بخش (عمدتا تحت نظارت اسرائیل در ۸۲ درصد این اراضی که شرح آن در ادامه می آید) تا اینکه مذاکرات بر سر سایر قضایای معلق مثل قدس و پناهندگان از سر گرفته شود. به این ترتیب، تشکیلات خودگردان فلسطینی در سال ۱۹۹۴ از دل این توافق نیم بند، زاده شد و مذاکرات همچنان، بدون نتیجه و با اصرار رژیم صهیونیستی بر ادامه شهرک سازی ها و بلع تدریجی مابقی سرزمین ها در کرانه باختری ادامه یافت.
در سال ۲۰۰۲ یک معضل دیگر به توده متراکم اختلافات افزوده شد؛ دیوار حائلی که به بهانه حمایت از امنیت اسرائیل به دستور آریل شارون نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی، بین سرزمین های اشغالی و کرانه باختری ساخته شد و بسیاری از زمین ها را نیز اینگونه غصب کرد و با جداسازی برخی شهرها و روستاهای تحت نظارت تشکیلات خودگردان، فلسطینی ها را در محاصره ای واقعی قرار داد.
الحاق کرانه باختری؛ وقتی جنازه اسلو بر زمین بماند
آنچه از کرانه باختری باقی مانده است
بر اساس توافق اسلو، کرانه باختری به سه بخش تقسیم شد که شامل مناطق A و B و C (به عربی أ، ب و ج) می شود.
مناطق A شامل مراکز جمعیتی اصلی است که ۱۸ درصد سرزمین های کرانه را با حدود ۵ هزار و ۸۰۲ کیلومتر مربع در بر می گیرد و تحت سیطره امنیتی و اداری فلسطینی ها (مسئولان تشکیلات خودگردان) است.
مناطق B شامل روستاها و شهرک های اطراف شهرها است که ۲۱ درصد مساحت کرانه باختری را دارد و تحت نظارت مشترک فلسطینی ها و اسرائیلی ها اداره می شود اما نظارت مدنی و اداری آن بر عهده تشکیلات خودگردان و از حیث امنیتی، تحت سیطره صهیونیست ها است. طبیعتا این مناطق بر اساس مزاج مسئولان اسرائیلی، عملا هیچ اختیار یا تصمیم گیری موثری به فلسطینی ها نمی دهد.
مناطق C که کاملا به هم متصل و در سرتاسر کرانه باختری گسترده شده است ۶۱ درصد مساحت کرانه را به خود اختصاص می دهد و کاملا تحت سیطره اداری و امنیتی رژیم صهیونیستی است.
در تصویر بالا، مناطق سه گانه و دست اندازی های متنوع صهیونیستی به سرزمین های فلسطینیان با رنگ های متمایز، مشخص شده است. رنگ زرد پررنگ مناطق سیطره فلسطینی ها (A ) رنگ زرد کمرنگ یا کرمی منطقه نظارت مشترک (B ) و رنگ خاکستری و طوسی، مناطق تحت سیطره کامل اسرائیلی ها (C ) را نشان می دهد. بخش هایی که با رنگ زرشکی مشاهده می شود، شهرک های غیرقانونی صهیونیستی تاسیس شده از ۱۹۶۷ تاکنون است. همچنین مناطق هاشور خورده با رنگ های مختلف، زمین هایی است که به بهانه های مختلف از جمله به نام منابع طبیعی به دست صهیونیست ها مصادره شده است.
چطور فلسطینی ها به این نحوه توزیع راضی شدند؟
قرار بر این بود در ابتدا تشکیلات فلسطینی بر بخش های کمی از منابع طبیعی و زمین های کشاورزی به صورت موقت سیطره داشته باشد و بر اساس توافق اسلو ۲ در روندی تدریجی و سه مرحله ای (هر مرحله حداقل ۶ و حداکثر ۱۸ ماه) فلسطینی ها به حاکمیت دیگر بخش ها دست یابند و کلیه اختیارات و مسئولیت ها از جمله مسئولیت امنیت داخلی مناطق نیز به تشکیلات سپرده شود (به استثنای قضایایی مانند قدس، شهرک های صهیونیست نشین، مرزها، آب ها و پناهندگان که قرار بود در مذاکرات نهایی تعیین تکلیف شوند) اما اسرائیل به الزامات خود عمل نکرد.
مشوق های نتانیاهو برای الحاق کرانه باختری و دره رود اردن
الحاق دره اردن نیز در دستور کار رژیم صهیونیستی است. از همان ابتدای اشغال کرانه باختری در سال ۱۹۶۷ نیز برخی سیاستمداران اسرائیلی ایده الحاق دره رود اردن را مطرح کرده بودند و شاخص ترین طرح در این زمینه نیز طرح «آلون» در ۱۹۶۷ بود.
در سال ۲۰۱۹ بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی، موضوع الحاق دره رود اردن و کرانه باختری را دوباره احیا کرد و قرار است اول ماه آینده میلادی (جولای) طرح الحاق را عملیاتی کند.
واقعیت این است که نتانیاهو انگیزه های متعددی را برای اجرای این طرح در سر دارد؛ از انفعال بی سابقه سران عرب و رقابت آنها بر سر تسریع سازش با رژیم صهیونیستی گرفته تا حمایت بی قید و شرط و کامل دولت دونالد ترامپ در آمریکا که مشوق اصلی نتانیاهو در اقدام های توسعه طلبانه بود؛ ترامپ برای اولین بار خدماتی به کابینه راست گرای افراطی نتانیاهو داد که تاکنون هیچ رئیس جمهوری در آمریکا نداده است؛ به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی و انتقال سفارت آمریکا به این شهر، به رسمیت شناختن اشغال جولان سوریه و نهایتا زدن چوب حراج بر حقوق ملت فلسطین با طرح «معامله قرن» که جراد کوشنر، داماد ترامپ آن را طراحی و با استفاده از انفعال سران عرب به اجرا نزدیک کرد. همه اینها مشوق هایی است که نتانیاهو را به سمت الحاق کرانه باختری سوق داد.
الحاق رسمی بخش هایی از کرانه باختری و دره رود اردن به سایر سرزمین های اشغال شده در حالی صورت می گیرد که بسیاری از شخصیت های صهیونیستی رقیب نتانیاهو، این اقدام را حیله ای سیاسی برای فرار نتانیاهو از پرونده های متعدد فساد و نیز تلاشی برای کسب اعتبار داخلی او می دانند هر چند در بعد خارجی، واکنش های شدید و مخالفت هایی را به ویژه از سوی اتحادیه اروپا برانگیخت.
موشه یعلون عضو کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی از ائتلاف «سفید-آبی» و رقیب لیکود که البته اکنون با نتانیاهو در دولت ائتلافی سهیم شده است پیش تر گفت: نتانیاهو در سال ۲۰۱۴ با تخلیه شهرک های (یهودی نشین) دره اردن موافقت کرده بود.
یعلون به خوبی می داند که اگر مشوق های پیش گفته نبود، نتانیاهو امکان مطرح کردن موضوع الحاق کرانه باختری را نمی یافت. یعلون در سال ۲۰۱۴ عضو حزب لیکود تحت ریاست نتانیاهو و وزیر دفاع در کابینه وی بود.
برای نتانیاهو، همراهی کامل دولت فعلی آمریکا و شخص ترامپ یک فرصت مغتنم است زیرا مشخص نیست دونالد ترامپ در انتخابات چند ماه دیگر آمریکا در سایه معضلات پیش روی دولت وی مانند اعتراضات ضد نژاد پرستی و بی اعتباری های ناشی از سوء مدیریت در بحران کرونا، باز هم بتواند اعتماد رای دهندگان آمریکایی را جلب کند.
نتانیاهو مدعی شد که برای اولین بار، برای اسرائیل فرصتی دست داده است که صحنه و میدان واقعی را به سود خود تغییر دهد زیرا «اسرائیل همواره محکوم به تخلیه (شهرک ها و مناطق) و تسلیم و تعلیق و خروج از سرزمین ها بوده است». نتانیاهو اذعان کرد: «حالا رئیس جمهوری به نام ترامپ در آمریکا روی کار آمده که می گوید این اسرائیل نیست که باید چیزی را تسلیم کند و فلسطینی ها باید تسلیم کنند».
بعد از الحاق، چه چیزی از توافقات باقی می ماند؟
اگر الحاق کرانه باختری، دره اردن، شهرک های صهیونیستی داخل مرزهای ۱۹۶۷ و قدس، مطابق میل اسرائیلی ها پیش برود، واقعیت هایی روی زمین فلسطین و خاورمیانه به وجود خواهد آمد که اعراب و پرچمداران قضیه فلسطین قادر به انکار این واقعیت ها نخواهند بود.
در فضایی که جهان مشغول دغدغه های کرونایی است و دولت ها، چشم های نگران خود را به داخل مرزهایشان برای عبور از این بحران جهانگیر دوخته اند، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی با رقیب خود بنی گانتز دور یک میز نشستند و برای تشکیل دولت وحدت به توافق رسیدند و یک توافق مهم دیگر را نیز به سرانجام رساندند. به نتانیاهو اجازه داده شد قبل از تحویل پست یک سال و نیمه نخست وزیری به بنی گانتز در اکتبر آینده و بعد از موافقت کنست اسرائیلی، قدس را به طور کامل و بخشی از سرزمین های فلسطینیان (حدود ۳۰ درصد کرانه باختری) را علاوه بر شهرک های یهودی نشین و دره رود اردن، الحاق کند. پرونده الحاق آنقدر برای همه سیاستمداران اسرائیلی مهم بود که حتی قضات دیوان عالی نیز چشمشان را بر فسادهای نتانیاهو بستند تا بتواند کابینه اش را تشکیل دهد و در پایان، اسرائیل بزرگتری را تحویل رقیب خود بنی گانتز دهد. در واقع یک بار دیگر، این فلسطین بود که وجه المصالحه جنگ قدرت داخلی این رژیم شد.
حالا که از همه طیف های سیاسی اسرائیل، نعره های الحاق به گوش می رسد و این رژیم برای بلعیدن سرزمین های فلسطینی، یکپارچه، دهان شده است؛ حالا که همه طیف های اسرائیلی بر طبل آپارتید نژادی برای متمایز کردن نژاد صهیونیستی از سایر ساکنان فلسطین و نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان حتی حق شهروندی می کوبند، معنای معاهدات و توافقات عربی با اسرائیل چیست؟ آیا وقت بازنگری عمیق در نحوه تعامل با رژیم صهیونیستی فرا نرسیده است؟ اگر الحاق کرانه باختری به معنای مرگ توافق اسلو باشد که هست، مبنای عمل درباره کرانه باختری و احقاق حقوق فلسطینیان در غیاب اسلو چیست؟
در یک دست، شاخه زیتون و دیگر هیچ
وقتی در سال ۱۹۹۱ ، سوریه، لبنان، اردن و فلسطینی ها تصمیم گرفتند به مادرید بروند، هدفشان فقط بازگرداندن جولان اشغال شده و اراضی اشغال شده اردنی ها و مزارع شبعا نبود، بلکه هدف اصلی، پایان دادن به اشغالگری اسرائیل در فلسطین، بازگرداندن قدس شرقی و برقراری دولت مستقل فلسطینی در خاک فلسطین بود اما با چه روشی؟ نخواستند از مهم ترین عنصر قدرت در مواجهه با اشغالگری، یعنی سلاح استفاده کنند. دیگر حتی «یک دست سلاح و دست دیگر شاخه زیتون» یاسر عرفات نیز در کار نبود.
معروف است که یاسر عرفات در سال ۱۹۷۴، در سازمان ملل متحد گفت:
«من اینجا در حضور همه شما میگویم که ما میل نداریم که حتی یک قطره از خون اعراب یا یهود (فرق نمیکند) بر زمین ریخته شود… امروز من آمدهام با یک شاخه زیتون در یک دست و تفنگ رزمنده راه آزادی در دست دیگر، کاری نکنید که شاخه زیتون از دست من رها شود.»
در میان بهت و حیرت جامعه جهانی، این شاخه زیتون نبود که از دست یاسر عرفات افتاد؛ بلعکس، همه دیدند که چگونه سلاح فلسطینی ها بر زمین افتاد و جبهه ای که افتخار و عنوانش «آزادیبخش فلسطین» بود، به شاخه زیتونی در دست و محکومیت های گاه و بیگاه بین المللی در قبال اقدامات اسرائیل، دلخوش شد.
نشان دادن شاخهی زیتون در مجمع عمومی سازمان ملل، نتیجهای جز قرارداد خسارتبار اسلو نداشت و سرانجام هم به سرنوشت عبرتانگیز یاسر عرفات منتهی شد.
توافق اسلو سال هاست که مرده است؛ باور نمی کردند
حالا نفس های توافق اسلو هم به شماره افتاده است، هر چند به جرات می توان گفت این توافق از همان زمانی مرده بود که اولین کلنگ احداث نخستین شهرک یهودی نشین در کرانه باختری بر زمین خورد. واقعیت این است که توافق اسلو تا همین جای کار و پیش از الحاق کرانه باختری نیز مرده بود. اگر تنها نتیجه توافق اسلو باید انتقال اداره کرانه باختری به تشکیلات خودگردان باشد، می توان به صراحت گفت تا الان آنچه فلسطینیان به آن تکیه می کردند نه درختی پربار و ثمر ده، بلکه چوبی خشک و توخالی بوده است.
به نظر می رسد تشکیلات خودگردان فلسطینی اکنون به این درک رسیده است که تکیه به دیوار سست مذاکرات و توافقات با رژیم صهیونیستی نهایتا می تواند به دفن همه سازوکارها و دلخوشی ها و تشکیلات و بساط کسانی شود که سال هاست در سایه این دیوار کهنه به امید بنایی نو نشسته اند. توافق اسلو از همان ابتدا به نوزادی ناقص الخلقه شبیه بود که انتظار نمی رفت به بلوغ برسد.
امروز که هیچ کس حاضر نمی شود زیر تابوت توافق اسلو را هم بگیرد و سرابی هم از فرآیند سیاسی برای حل و فصل قضیه فلسطین باقی نمانده است و همه تشکیلات سیاسی اسرائیل بر اشغال کرانه باختری اصرار دارد، معنای توافق و مذاکره چیست؟ چه کسی می تواند ضمانت دهد که معاهده ای بین اردن و اسرائیل باقی مانده است؟ اسرائیل از این واضح تر نمی توانست دولت فلسطینی را گردن بزند یا علیه منافع ملی اردن، آشکارتر و خطرناکتر از این اقدامی بکند و هویت ملی اردنی و فلسطینی را یکجا لگدکوب کند.
به گزارش المیادین، در بیانیه جنبش جهاد اسلامی فلسطین آمده است: تحریمهای آمریکا علیه سوریه در ادامه همان دشمنی مستمر آمریکاییها با امت ماست.
این بیانیه افزوده است: هدف از این تحریمها، تقسیم و تجزیه سوریه است و آمریکا تلاش میکند با این تحریمها و فشارها، خواستهها و شروط خود را بر دمشق دیکته کند.
جنبش جهاد اسلامی فلسطین همچنین درباره همراهی با آمریکا در اجرای این گونه نقشهها هشدار داد و تأکید کرد که تبعیت از این تحریمها به معنای تکرار توطئههای آمریکا علیه سایر کشورهاست تا به طرحهای صهیونیستی آمریکایی خدمت کنند.
پیشتر “مایک پمپئو” وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که در راستای اجرای قانون «سزار» ۳۹ شخص و نهاد سوری را در لیست سیاه تحریمهای خود قرار داده است.
وزارت خارجه سوریه روز سهشنبه در بیانیهای تشدید اقدامات ظالمانه و تحمیلی آمریکا را بر این کشور از طریق آنچه قانون قیصر (سزار) خوانده می شود، به شدت محکوم کرد و آن را نقض آشکار بدیهیترین حقوق بشر و قوانین بینالمللی دانست.
نمایندگان مجلس سنای آمریکا دسامبر ۲۰۱۹ قانون قیصر را تصویب کردند و “دونالد ترامپ” رییس جمهوری آمریکا نیز آن را در بیستم دسامبر ۲۰۱۹ امضا کرد و قرار شد این قانون از ژوئن سال ۲۰۲۰ میلادی اجرا شود.
این قانون علیه افراد و نهادهای مرتبط با درگیریها در سوریه تحریمهای اضافی و محدودیتهای مالی اعمال خواهد کرد. همچنین افراد و سازمانهای خارجی حامی پیمانکارانی که به نمایندگی از سوریه و کشورهای دوست این کشور فعالیت میکنند نیز ممکن است تحت تحریمها قرار بگیرند. این تحریمها علیه کسانی که در تولید نفت به سوریه کمک میکنند و یا نیازهای نظامی و فنی نیروهای این کشور را تامین می کنند و به صورت عمدی به آنها خدمات و اطلاعات ارائه میکنند، نیز اعمال خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، به دنبال اعلام اخیر رژیم صهیونیستی و اشغالگر اسرائیل دایر بر اجرای طرح الحاق بخشهایی از سرزمین های اشغالی به ویژه کرانه باختری رود اردن به اراضی تحت اشغال خود طی ماه آینده میلادی و حمایت دولت آمریکا از این طرح خصمانه، امروز کمیته اجرایی سازمان همکاری اسلامی در سطح وزیران امور خارجه طی برگزاری یک نشست فوقالعاده مجازی به این موضوع رسیدگی کرد.
در این نشست که به درخواست دولت خودگران فلسطین و به دعوت یوسف العثیمن دبیرکل سازمان همکاری اسلامی با شرکت وزیران امور خارجه و دیگر مقامات سیاسی کشورهای عضو سازمان مزبور برگزار شد، از جمهوری اسلامی ایران معاون حقوقی و بینالمللی وزیر امور خارجه کشورمان شرکت کرد.
محسن بهاروند معاون وزیر امور خارجه کشورمان در سخنرانی خود با یادآوری مجدد موضع تغییرناپذیر جمهوری اسلامی ایران در قبال دفاع از آرمان فلسطین، دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در باره تهدیدات کنونی رژیم صهیونیستی، حامی اصلی آن یعنی رژیم آمریکا و راه حل مؤثر برای حل این بحران دیرپای جهان اسلام را تشریح کرد.
بهاروند در این سخنرانی ابتدا اقدامات رژیم جعلی صهیونیستی در اعلام تغییر پایتخت خود به بیتالمقدس و نیز برنامه اعلامی آن دایر بر انضمام بخشهایی از سرزمینهای اشغالی فلسطین و عربی به قلمرو خویش و حمایت رژیم آمریکا از این اقدامات را قویاً محکوم کرد و اظهار داشت: ناکارآمدی سیاست مذاکره و مماشات با صهیونیستها قطعی است و تفکر و تأمل جدی مسلمانان در خصوص تدوین راهکاری جدید در زمینه فلسطین به منظور تضمین حق مسلم فلسطینیان در احقاق حقوق حقه خود بسیار ضروری میباشد. اکنون با اثبات قطعی عدم خیرخواهی دولت آمریکا و خباثت و تزویر و بازی رژیم صهیونیستی با فلسطین و اصل تشکیل دولت فلسطین، جهان اسلام اکنون به شدت تشنهی تصویب و اجرای یک سیاست واقعی نتیجهگرا بسیار فراتر از سیاست بیثمر کنونی است.
معاون وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگری از سخنان خود با تذکر شناسایی جهانی حق تعیین سرنوشت و مخالفت ها و مانع تراشی های سرسختانه آمریکا و همفکران آن با موضوع استیفای این حق مسلم فلسطینیان گفت: به همین دلیل است که اکنون مردم فلسطین برای تحقق حق غیرقابل انکار تعیین سرنوشت خود، جز توسل به مقاومت گزینه دیگری پیش رو ندارند.
بهاروند افزود: جمهوری اسلامی ایران و رهبری آن بارها طرح تصویب برگزاری یک رفراندوم سراسری با شرکت همهی فلسطینیان داخل و خارج فلسطین با هر پیشینه دینی و سیاسی را مطرح ساختهاند. اکنون زمانی است که کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی طی تصویب قطعنامه ای از سازمان ملل متحد بخواهند به عنوان سازمان بین المللی اصلی مسؤول حفظ صلح و امنیت جهانی این دیرینه ترین مصیبت جهان معاصر را با برگزاری یک همه پرسی در فلسطین حل کند.
در نشست فوق العاده مجازی کمیته اجرایی سازمان همکاری اسلامی علاوه بر مشارکت شماری از وزیران امور خارجه و دیگر مقامات سیاسی کشورهای عضو سازمان، یوسف العثیمن دبیرکل آن نیز حضور داشت. در پایان این نشست پیش نویس قطعنامه ای در ۱۵ بند اجرایی با محوریت محکومیت قاطعانه رژیم صهیونیستی اسرائیل به دلیل ارائه طرح شوم الحاق بخشهایی از سرزمین های تحت اشغال فلسطین به قلمرو خود به تصویب رسید. این قطعنامه همچنین رژیم جعلی اسرائیل را به علت ایجاد محدودیت ها و مانع تراشی در امر دسترسی مردم فلسطین به امکانات و تجهیزات لازم برای درمان و محافظت خود در برابر بیماری ناشی از ویروس کرونا محکوم می نماید.