برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • چرا بازیگر «پایتخت» را به مجلس راه ندادند؟

    چرا بازیگر «پایتخت» را به مجلس راه ندادند؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در فصل ششم از مجموعه «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم که از  شبکه یک سیما در حال پخش است، شاهد شغل جدید نقی معمولی هستیم. او در این فصل، نقش راننده یک نماینده مجلس را عهده‌دار است. نقش آقای مالکی، نماینده مردم ساری در مجلس را، سیدامیر سیدزاده، تهیه‌کننده سینما برعهده دارد. او که برای نخستین بار است جلوی دوربین می‌آید، پیش‌تر در مقام تهیه‌کننده با سیروس مقدم (کارگردان) و محسن تنابنده در مجموعه تلویزیونی «پیامک از دیار باقی» همکاری داشته است.

    سیدامیر سیدزاده، تهیه‌کننده سینما که برای اولین بار بازیگری را در سریال پایتخت و در نقش یک نماینده مجلس تجربه می‌کند٬ از حضور خود در این سریال پرمخاطب می‌گوید.

    او درباره نقش خود در این فصل از سریال «پایتخت» و چگونگی حضورش گفت: «آذرماه آقای تنابنده تماسی با من داشتند که من در ایران نبودم و پیشنهاد دادند با توجه به فیزیک جسمانی قصد دارند نقش یک نماینده را در این مجموعه عهده‌دار شوم. با حضورم در ایران به منطقه شیرگاه در مازندران (محل تصویربرداری) رفتم و در اولین سکانس‌ها که جلوی دوربین قرار گرفتم هر دو عزیز آقایان تنابنده و مقدم اذعان  داشتند که همانطور که نقش در ذهن‌شان طراحی شده بود، اجرا شد.»

    مالکی باعث دلخوری نمایندگان نمی‌شود

    این تهیه‌کننده درباره طراحی نقش نماینده و احتمال اعتراض به نوع شخصیت‌پردازی و حرکت روی لبه تیغ گفت: «نماینده مجلس به درستی طراحی شده بود و من با صحبت‌هایی که با آقای تنابنده داشتم با مالکی به درستی آشنا شدم و اطمینان داشتم به گونه‌ای این شخصیت را طراحی و نوشته‌اند که باعث دلخوری و نگرانی نمایندگان نخواهد شد. در این مجموعه، مخاطب با نماینده پاکدستی مواجه است که به حق قصد خدمت به مردم شهر را دارد.»

    سیدزاده درباره شخصیت مالکی در طول داستان توضیح داد: «در هر صنفی افراد خوب و بد وجود دارد. مالکی کاراکتری است که به استناد سوگندی که خورده انجام وظیفه و خدمت به مردم را از مسئولیت‌های خود دانسته و متعهد به انجام وظیفه است. شخصیت به گونه‌ای طراحی شده که شاهد تعهد و انجام وظایفش در طول داستان هستیم اما در طول خدمت به مردم دچار چالش‌هایی می‌شود و افراد از او توقعاتی دارند که مالکی به حسب وظیفه خود با این نوع خواسته‌های نابجا برخوردهای مناسبی خواهد کرد.»

    او درباره بازی در مقابل تنابنده توضیح داد: «به جد، محسن یکی از باهوش‌ترین افراد در طراحی کاراکتر و بازیگری و بازی‌گیری از بازیگر نقش مقابل خود است. به عقیده من افراد در کنار او به خوبی یاد می‌گیرند و برای هر بازیگری جلوی خودش موقعیت خلق می‌کند. به عنوان سرپرست نگارش فیلمنامه، ایده‌ها و سوژه‌های بکری در ذهن می‌پروراند که در بالا بردن سطح فیلمنامه بسیار موثر است.»

    بازیگر نقش مالکی درباره امکان بداهه‌گویی سر صحنه گفت: «بخش‌هایی از دیالوگ‌هایی که من سر صحنه می‌گویم بر اساس ری‌اکشن‌های نقی است و بخش زیادی از آن بداهه بود که با تایید آقایان مقدم و تنابنده اجرا می‌شد.»

    کرونا اجازه حضور در مجلس را نداد

    بازیگر نقش مالکی در سریال «پایتخت» درباره حضور نماینده در مجلس شورای اسلامی در قسمت‌های دیگر داستان گفت: «متاسفانه به دلیل شیوع کرونا و تعطیلی مجلس شورای اسلامی نتوانستیم ایده‌های آقای تنابنده درباره حضور مالکی در مجلس شورای اسلامی را اجرایی کنیم و حضور من به مازندران محدود شد. اما حضور مالکی در بخش‌های دیگر سریال پررنگ‌تر می‌شود.»

    او درباره شیوع بیماری در منطقه مازندران و فیلمبرداری در این منطقه توضیح داد: «عوامل سازنده مجموعه تا روز ۲۷ اسفندماه در مناطق مختلف مازندران حضور داشتند و من به دلیل شرایط کاری مجبور به رفت و آمد به تهران بودم. اما از روز اول به خوبی با نکات بهداشتی و ایمنی افراد سر صحنه حاضر شدند و محل اقامت و تهیه غذا به درستی ضدعفونی می‌شد. «پایتخت» یکی از مجموعه‌هایی است که افراد زیادی سر صحنه حاضر بودند و اگر یک نفر مبتلا می‌شد، کار تعطیل می‌شد که خوشبختانه با تمهیداتی که اندیشیده شد هیچ یک از اعضای گروه دچار مشکل نشدند و کار به اتمام رسید.»

  • محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، متولد سال ۱۳۱۲ است که مداحی را از ۱۳۲۵ شروع کرده‌ است و علاوه بر پیرغلامی اهل بیت (ع)، خادم حرم امام رضا (ع) نیز هست. او همچنین سابقه ریاست کانون مداحان مشهد را داراست.

    این پیرغلام اهل بیت (ع)، این روزها براثر بیماری در کما بستری است.

    ۵۷۵۷

  • لعنت به کرونا، لعنت به زندان؛ پست اینستاگرامی ارسطوی «پایتخت»

    لعنت به کرونا، لعنت به زندان؛ پست اینستاگرامی ارسطوی «پایتخت»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این روزها با شیوع ویروس کرونا، بیشتر مردم، وقت خود را در خانه می‌گذرانند. تماشای سریال «پایتخت»، یکی از سرگرمی‌ها در این شرایط است که پخش فصل تازه آن از اول فروردین آغاز شده است.

    در نخستین قسمت پخش شده از «پایتخت۶»، احمد مهرانفر، بازیگر نقش ارسطو، پس از یک سال حبس از زندان آزاد می‌شود. این بازیگر با انتشار عکسی از صحنه آزادی‌اش در این سریال و با اشاره به بحران کرونا، در پستی اینستاگرامی نوشته است:

    «لعنت به زندان، لعنت به قفس
    لعنت به کرونا، لعنت به قرنطینه
    در خانه می‌مانیم.»

    دعوت متفاوت ارسطو از مردم برای ماندن در خانه

    ۵۷۵۷

  • «فرارِ» آلیس مونرو برای پنجمین بار به‌بازار آمد

    «فرارِ» آلیس مونرو برای پنجمین بار به‌بازار آمد

    آلیس مونرو، نویسنده پرآوازه کانادایی، یکی از تواناترین نویسندگان داستان کوتاه دوران معاصر است. او را با چخوف مقایسه می‌کنند و به اعتقاد بسیاری از منتقدان، داستان‌هایش به لحاظ قدرت ادبی و احساسی به رمان نزدیک است. داستان‌های آلیس مونرو، اگرچه غالباً در گذشته و در فضاهای روستایی و شهرهای کوچک کانادا اتفاق می‌افتد، داستان همه آدم‌ها در همه زمان‌هاست.

    آلیس مونرو با قلم توانایش قادر است داستان‌هایی خلق کند که برای خوانندگان نخبه و معمولی به یک میزان لذت‌بخش‌اند. همین است که هر کتاب جدیدش به حادثه‌ای ادبی تبدیل می‌شود و در فهرست آثار پرفروش جای می‌گیرد. مونرو در طول فعالیت حرفه‌ای خود جوایز ادبی متعددی به دست آورده است، مجموعه داستان «فرار» نیز در سال ۲۰۰۴ دومین جایزه گیلر را برایش به ارمغان آورد. آلیس مونرو در این مجموعه، چون اغلب آثارش، روایتگر زندگی زنان در مراحل مختلف عمر است، روایت‌هایی همراه با واقعگرایی و صداقتی کم مانند، و سرشار از لحظه‌های روشنگر که هم طنزآلودند و هم دردناک. گویی دریچه‌ای رو به دنیا می‌گشاید و بی آنکه پلک بزند خوب نگاه می‌کند و آنچه را که می‌بیند نشان می‌دهد. زندگی زنان در روستاها و شهرهای کانادا از درون مایه‌های آثار اوست.

    در دهم اکتبر ۲۰۱۳ آکادمی سوئد اعلام کرد که جایزه نوبل ادبیات به آلیس مونرو تعلق گرفت. او که در زمان اعلام این خبر ۸۲ ساله بود، یکصد و دهمین برنده جایزه ادبی نوبل، اولین کانادایی برنده این جایزه و سیزدهمین زنی بود که از ۱۹۰۱ تا کنون موفق به گرفتن این جایزه معتبر ادبی شد. پیش تر از این در یک دهه اخیر زنانی چون هرتا مولر و دوریس لسینگ این عنوان را از آن خود کرده بودند. تنها نویسنده‌ای که برای داستان‌های کوتاهش برنده جایزه ادبی نوبل شده، آلیس مونرو است.

    مجموعه داستان «فرار» از آلیس مونرو را مژده دقیقی به فارسی ترجمه و انتشارات نیلوفر آن را در ۳۹۴ صفحه و به قیمت ۵۵,۰۰۰ تومان به بازار کتاب عرضه‌کرده‌ است.

  • چند رباعی با طعم کرونا

    چند رباعی با طعم کرونا

    به گزارش خبرنگار مهر، رضا اسماعیلی شاعر معاصر همزمان با ایام سال نو و شیوع بیماری کرونا اقدا به سرایش چند رباعی با موضوع این بیماری کرده است. این رباعی‌ها که برای انتشار در اختیار مهر قرار گرفته است به این شرح هستند:

    ۱

    با شادی عاشقانه‌ها می‌مانیم
    با بوی خوش جوانه‌ها می‌مانیم
    تا شاهد حال خوب مردم باشیم
    «نوروز» درون خانه‌ها می‌مانیم

    ۲
    تهران و قم و شمال زیبا، قرمز
    حال زن و مرد و پیر و بُرنا، قرمز
    آمد «کرونا» و جز درونِ خانه
    شد وضعیت تمام دنیا قرمز!

    ۳
    هشدار! به دوستان خود غم ندهی
    بیماری و درد، جای ماتم ندهی
    «نوروز» مرو ز خانه ات بیرون، تا
    عیدی «کرونا» به خلق عالم ندهی!

    ۴
    عید است، ز عهد خود گسستن، ممنوع
    در محفل و انجمن نشستن، ممنوع
    روی لب ما تا «کرونا ویروس» است
    لب را به گلاب بوسه بستن، ممنوع

    ۵
    پشت در خانه‌ی شما می چرخد
    یک جانور هزار پا می چرخد
    در خانه قرنطینه بمان، محبوبم
    در شهر، بلای «کرونا» می چرخد

    ۶
    «سعدی» که هوای باغ و بستان می‌کرد
    در روی زمین سفر فراوان می‌کرد
    گر از «کرونا» شنیده بود اوصافی
    خود را به حصار خانه زندان می‌کرد!
     

  • جایزه ۳۵۰ هزار دلاری شارجه فراخوان داد

    جایزه ۳۵۰ هزار دلاری شارجه فراخوان داد

    به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب شارجه مراسم اعطای جایزه به بهترین ناشر سال، بهترین کتاب تألیفی سال و بهترین کتاب ترجمه شده از زبان عربی به یکی از زبان‌های خارجی، از جمله زبان فارسی برگزار می‌شود.

    در همین زمینه این نمایشگاه از ناشران مختلف در سراسر جهان خواسته است تا آثار ترجمه شده خود را از مبدا زبان عربی را برای حضور در این جایزه معرفی و ثبت‌کنند.

    برای دوره آتی این نمایشگاه نیز از ناشران خواسته شده است تا آثاری که تاریخ چاپ اول ترجمه آنها در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ باشد و در موضوع علوم انسانی و مطالعات اسلامی تألیف شده باشد را در این رویداد ثبت‌نام کنند.

    لازم به توضیح است هر ناشر می‌تواند چند عنوان کتاب ترجمه شده خود را نامزد کند ولی تنها یک عنوان برگزیده می‌شود.

    زمان ثبت‌نام در این جایزه تا تا اول ماه آگوست سال ۲۰۲۰ معادل یازدهم مرداد ماه سال ۱۳۹۹ اعلام شده و زمان اهدای جایزه نیز ماه نوامبر سال ۲۰۲۰ معدل آبان ماه سال ۱۳۹۹، همزمان با زمان برگزاری نمایشگاه کتاب شارجه خواهد بود.

    این جایزه رقم مبلغ جایزه: ۱.۳ میلیون درهم امارات (حدود ۳۵۰ هزار دلار) را شامل می‌شود که ۷۰ درصد مبلغ جایزه به کتاب ترجمه شده و ۳۰ درصد مبلغ جایزه به کتاب اصلی، عربی، تعلق می‌گیرد

  • اعلام جزئیاتی از مسابقه داستانک‌نویسی کلمات علیه کرونا

    اعلام جزئیاتی از مسابقه داستانک‌نویسی کلمات علیه کرونا

    به گزارش خبرنگار مهر، مسابقه داستانک نویسی «کلمات علیه کرونا» همزمان با شیوع بیماری کرونا از سوی نشر صاد و نشرسرای خودنویس و با همکاری خبرگزاری مهر در دست برگزار قرار گرفته است.

    قاسم صفایی نژاد مدیر مؤسسه نشر صاد و نشرسرای خودنویس در گفتگو با مهر درباره این رویداد عنوان کرد: سال گذشته ما تجربه خوبی در برگزاری یک مسابقه داستان‌نویسی با عنوان خودنویس را تجربه کردیم که در آن بیش از ۴۵۰ اثر از شرکت‌کنندگان در سراسر کشور داوری و مورد بررسی قرار گرفت. برنامه ما برگزاری دوره دوم این مسابقه و اعلام فراخوان آن در پایان سال جاری بود که به دلیل شیوع کرونا به این نتیجه رسیدیم که این مسابقه را با در قالب فراخوانی برای خلق داستانک‌هایی با موضوع کرونا برگزار کنیم.

    وی ادامه داد: این مسابقه در حال حاضر از طریق شبکه‌های اجتماعی خود به نشانی @khodnevis_ir در شبکه اجتماعی تلگرام و نیز @khodnevis99 در شبکه اجتماعی اینستاگرام و نیز نشانی پست الکترونیکی info@khodnevis.ir در حال برگزاری است و علاقه‌مندان می‌توانند داستانک‌های خود را که باید حجمی معادل حداکثر یکصد کلمه داشته باشد با این نشانی‌ها به مسابقه ارسال کنند.

    وی ابراز امیدواری کرد این مسابقه که تا پایان فروردین‌ماه در دست برگزاری است بتواند میزبان آثاری از نویسندگان سرشناس ایران و نیز علاقه‌مندان به داستان‌نویسی در سراسر کشور بوده و در نکنار آن بتوان از ظرفی برگزاری آن به پیشی برای گردآوری تجربه‌های ایرانیان در مواجهه با بیماری کرونا دست پیدا کرد تا هم موجبات نگارش اثری در این زمینه فراهم شده و هم از تحلیل آنها برای تولیدات فرهنگی دیگر نیز بهره برد.

    ص‌فایی‌نژاد تاکید کرد: این مسابقه در واقع آغازی است بر برنامه سراسری ما برای حمایت از تولیدات ادبی توسط تمامی ایرانیان. در این برنامه هدف ما این است که هر کسی در هر جای ایرانی اثری را نوشت که حس کرد قابلی انتشار دارد، را دریافت و بررسی کرده وبه او خدمات مشاوره‌ای و سایر خدمات در این زمینه را ارائه کنیم.

  • پرفروش‌های روزهای قرنطینه مشخص شد؛ از «سفر فراعنه» تا «آینه و نور»‌

    پرفروش‌های روزهای قرنطینه مشخص شد؛ از «سفر فراعنه» تا «آینه و نور»‌

    رمان «آینه و نور»‌ که سومین جلد از سه‌گانه «تالار گرگ» نوشته هیلاری مانتل محسوب می‌شود، داستان وقایع پس از اعدام آن بولین را روایت می‌کند. مانتل، پیش از این رمان‌های «تالار گرگ» و «مجرمان را بیاورید» را  منتشر کرده بود که به روایت پیشرفت توماس کرامول، صدر اعظم هنری هشتم و توطئه و دسیسه‌هایی که در نهایت منجر به اعدام آن بویلن شدند، پرداخته بودند.

    تاکنون در مجموع بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب‌های «تالار گرگ» و «مجرمان را بیاورید» در سراسر جهان به فروش رفته است و حالا رمان «‌آینه و نور» در نخستین هفته از حضورش در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز رتبه نخست را از آن خود کرده است.

    مانتل برای خلق دو جلد نخست این سه‌گانه، دو مرتبه موفق به کسب جایزه بوکر شد. رمان «تالار گرگ»‌ این نویسنده از سوی نشریه گاردین به عنوان رتبه نخست فهرست برترین رمان‌های قرن ۲۱ انتخاب شد.

    ۸۰ هفته از حضور رمان «جایی که خرچنک‌ها آواز می‌خوانند» در فهرست پرفروش‌های این نشریه می‌گذرد و این اثر این‌بار در رتبه دوم فهرست به چشم می‌خورد. «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» اثر «دلیا اوئنز که نخستین تجربه این نویسنده در حوزه کتاب‌های داستانی محسوب می‌شود، داستان دختری به نام «کیا» و حوادث پیچیده‌ای را که به دنبال کشف جنازه مرد جوانی در شهر محل زندگی این دختر مشهور به «دختر مرداب» به وقوع می‌پیوندد، روایت می‌کند.

    رتبه سوم این فهرست اما به رمان تازه وارد «سفر فراعنه» نوشته کلایو کاسلر و گراهام براون اختصاص یافته است. این رمان که هفدهمین جلد از سری داستان‌های پرونده‌های «NUMA» محسوب می‌شود، داستان تیم نظامی «NUMA» را روایت می‌کند که به کمک سازمان «ام آی ۵» بریتانیا سعی دارند روند ربوده شدن آثار باستانی توسط دلالان عتیقه را متوقف کنند.

    رمان «غبار آمریکایی» نوشته جنین کامینز پس از گذشت ۸ هفته، این بار در جایگاه چهارم قرار گرفته است. این رمان درباره داستان زنی مکزیکی است که پس از کشته شدن همسرش توسط یک باند توزیع مواد مخدر، به همراه پسرش به سمت مرز ایالات متحده فرار می‌کند.

    «محله خوب» نوشته ترزا آن فولر، دیگر اثر جدید فهرست پرفروش‌های داستانی بخش «hard cover» نشریه نیویورک‌تایمز است که در رتبه پنجم قرار گرفته است.

    ۵۷۵۷

  • عشقی که باعث شد پای بهرام افشاری به کلانتری باز شود

    عشقی که باعث شد پای بهرام افشاری به کلانتری باز شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بهرام افشاری، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، شب گذشته (شنبه ۲ فروردین)، مهمان برنامه «دورهمی» با اجرای مهران مدیری بود. در این قسمت از برنامه که فضای شاد و مفرحی هم داشت، این بازیگر از نحوه ورودش به «پایتخت» تا ماجرای عاشقی‌اش را تعریف کرد.

    بازیگر «پایتخت» درباره ماجرای وارد شدنش به این سریال گفت: «من در چایخانه بیکار نشسته بودم و در حال غر زدن بودم که این چه وضعی است، یک نفر با من تماش گرفت و گفت آقای احمد مهرانفر شماره تو را می‌خواهد، با او تماس بگیر. من آن زمان یکی از طرفداران بزرگ «پایتخت» بودم. خلاصه با او تماس گرفتم و رفتیم دفتر آقای مقدم، محسن تنابنده هم آنجا بود اولین سوالی که از من پرسید گفت قدت چند است؟ من هم گفتم مگر برای تست بازیگری نیامده‌ام با قد من چه کار دارید؟ از آنجا اعتماد شکل گرفت و خدا رو شکر من وارد این سریال شدم.»

    افشاری درباره وضعیت فعلی تلویزیون گفت: «احساس می‌کنم این روزها چند دستگی‌ای در این رسانه دیده می‌شود. تلویزیون برای مردم است و سرمایه‌اش هم از مردم است چون بودجه‌ای که به تلویزیون تعلق می‌گیرد از پول نفت ما است و از سهم مالیاتی است که مردم پرداخت می‌کنند، پس طبیعتا باید برنامه‌هایی در آن پخش شود که مردم دوست داشته باشند.»

    این بازیگر درباره علاقه‌اش به ورزش‌های رزمی گفت: «من خیلی انرژی داشتم و دوست داشتم بروم ورزش رزمی، چون قدم هم بلند بود، دوست داشتم دعوا کنم. تصمیم گرفتم بروم ورزش سان شو. یک مربی وارد شد می‌خواست یک فن یاد بدهد، من را صدا زد و گفت تو بیا، بعد رو به بچه‌های کلاس گفت از این دراز تر نداریم که! بعد محکم یک ضربه به من زد، روز بعد هم همینطور! چند جلسه که گذشت، پدرم گفت تو کجا می‌روی که هر روز سیاه و کبود به خانه بر می‌گردی؟ گفتم ورزش رزمی می‌رفتم ولی مثل اینکه دیگر قسمت نیست!»

    در ادامه بهرام افشاری ماجرای عاشق شدنش را تعریف کرد و گفت: «من در هنرستان درس می‌خواندم یک هنرستان دخترانه هم پانصد متر بالاتر از ما بود، یک دختر خانمی را آنجا دیدم و از او خوشم آمد، هر روز که سوار اتوبوس می‌شد یک لبخند به او می‌زدم او هم به من یک لبخند می‌زد و ماجرا تمام می‌شد. یک بار او را دیدم و لبخند زدم، من را نگاه کرد و گفت خفه شو بیشعور. من که متحیر و تعجب زده مانده بودم با کوله‌باری از شکست عشقی به خانه رفتم. فردای همان روز دوباره او را دیدم و به او لبخند زدم او هم به من یک لبخند زد. این تناقض رفتاری مرا خیلی درگیر خودش کرده بود تا زمانی که فهمیدم اینها دوقلو هستند و یکی از آنها به شدت از من بدش می‌آید. یک روز دل را به دریا زدم و رفتم جلوی در مدرسه شان که مدیر مدرسه به همراه مامور کلانتری من را تا کلانتری هدایت کردند.»

    او ادامه داد: «یک چیزی که درباره رفت و آمدمان وجود داشت این بود که یک اتوبوس فقط جلوی در مدرسه هنرستان پسرانه نگه می‌داشت یک اتوبوس دیگر فقط جلوی هنرستان دخترانه یک روز که یکی از این اتوبوس‌ها خراب شده بود، همه ما باهم سوار یک اتوبوس شدیم من آن دختر خانم را دیدم به جای اینکه روی صندلی بنشینم، خیلی آرام رفتم قسمت وسطی اتوبوس ایستادم بدون اینکه کوچکترین کاری انجام دهم، یک دفعه یکی از دخترها فریاد زد آقای راننده این پسر ما را اذیت می‌کند. راننده هم بدون اینکه یک کلام چیزی بگوید، مستقیم با اتوبوس رفت داخل حیاط کلانتری و مجددا راننده اتوبوس و مامور من را تا خود کلانتری هدایت کردند.»

    ۵۷۲۴۵