برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • توضیحات مدیر شبکه افق درباره‌ ممانعت از ورود کرباسچی به صداوسیما

    توضیحات مدیر شبکه افق درباره‌ ممانعت از ورود کرباسچی به صداوسیما

    جلال غفاری قدیر، مدیر شبکه افق گفت: «وضعیت نارضایتی عمومی مردم از اعلام و نحوه اجرای سهمیه‌بندی بنزین دارای وجوهی است که نیاز به حضور گروه‌های سیاسی مختلف دارد. شبکه افق در رویکرد خود به دنبال گفت‌وگوی صریح با افکار و آرای مختلف کشور است و فرصت را برای حضور مدافعان فکری و رسانه‌ای فراهم کرده است. در این دو هفته حضور، محمد قوچانی، سعید لیلاز، محسن هاشمی و مهدی رحمانیان نشان‌گر سعه صدر و اراده جدی صداوسیما در این زمینه است.»

    وی ادامه داد: «البته استقبال طیف سیاسی ـ فکری و رسانه‌ای حامی دولت، از گفت‌وگوهای این‌چنینی بسیار مغتنم است؛ چرا که ایشان هم به عنوان حامی دولت پاسخگوی وضع موجود باشند. سابقه شبکه افق هم در دعوت از دیدگاه‌های مختلف سیاسی فکری کشور در این زمینه موجود است که البته تاکنون از سوی برخی پاسخ داده نشده بود. حضور آقای کرباسچی از این قسم کار بوده است و امر جدیدی محسوب نمی‌شود. هرچند پوزش از ایشان یک ادب و انتظار طبیعی از میزبان است ولی لغو یک برنامه در این بازه زمانی اتفاق ویژه‌ای محسوب نمی‌شود و اینکه در این زمینه حاشیه پردازی بشود، عجیب نیست.»

    غفاری در پاسخ به اینکه آیا ممانعت از حضور غلامحسین کرباسچی روی آنتن زنده در آخرین لحظه، توسط معاون سیما صورت گرفته است، گفت: «در حقیقت ممانعتی در کار نبوده است؛ باید هماهنگی سامانه‌ای اتفاق می‌افتاد که خللی به وجود آمد و بعضی اوقات هم به دلیل تراکم برنامه‌ها پیش می‌آید. ان‌شاءالله در یک فرصت مناسب دیگر از ایشان استفاده می‌کنیم.»

    وی درباره اینکه آیا منظور وی از خلل در هماهنگی سامانه‌ای به عدم هماهنگی با مسوولان سیما مربوط می‌شود؟ توضیح داد: «ما همیشه با حمایت معاون سیما همه جریانات به‌خصوص طرفداران دولت مستقر را به روی آنتن برده‌ایم. بنده هم به ایشان این حرف را نزدم که آقای میرباقری ممانعت کردند. ایشان شاید برداشت‌شان این بوده است. به لحاظ سامانه‌ای ما باید مجوزی برای طرح موضوع توسط آقای کرباسچی می‌داشتیم که مراحلش طی نشده بود. حداقل می‌شود گفت که با تأخیر همراه بود. البته این مساله دلیل هم داشت؛ چرا که دیروز همایش منشور رسانه بود و درگیری‌ها هم زیاد. یک مقدار تعلل از اینجانب بود و ما اصرار داریم و تلاش می‌کنیم که ان‌شاءالله در یک فرصت مناسب در خدمت آقای کرباسچی باشیم.»

    ۵۷۵۷

  • زمان و مکان تشییع پیکر نصرت کریمی اعلام شد

    زمان و مکان تشییع پیکر نصرت کریمی اعلام شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پیکر زنده‌یاد نصرت کریمی، شنبه ۱۶ آذر، ساعت ۹:۳۰ صبح از محل ساختمان شماره ۲ خانه سینما واقع در خیابان وصال به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع می‌شود. 

    این کارگردان، بازیگر و مجسمه‌ساز که متولد ۱۳۰۳ در تهران بود، دیروز (سه‌شنبه ۱۲ آذر) در سن ۹۵ سالگی درگذشت.

    دو فیلم «درشکه چی» و «خانه خراب» و سریال «دایی‌جان ناپلئون» از مهم‌ترین آثار این هنرمند است. 

    ۵۷۵۷

  • بلیت سینماها در ۱۶ آذر نیمه بها شد

    بلیت سینماها در ۱۶ آذر نیمه بها شد

    غلامرضا فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش گفت: «طبق تصمیم شورا، روز ۱۶ آذر تمام سینماهای کشور بلیت نیم‌بها به مخاطبان خود ارائه می‌دهند.»

    در حال حاضر «مطرب»، انیمیشن‌های «آخرین داستان و «بنیامین»، «تورنادو»،‌ «معکوس»، «دختر شیرازی»، «سمفونی نهم»، «چشم و گوش بسته»، «لیلاج» و «منطقه پرواز ممنوع» از جمله فیلم‌های روی پرده سینماها هستند.

    ۵۷۵۷

  • محدودیت برای طرح مسئله سیاست در ادبیات/ «کمتر اندیشیده‌ایم»!

    محدودیت برای طرح مسئله سیاست در ادبیات/ «کمتر اندیشیده‌ایم»!

    به گزارش خبرنگار مهر، ابراهیم حسن‌بیگی، نام آشنای ادبیات داستانی در دوران پس از انقلاب اسلامی است. از او بیش از ۱۴۰ عنوان کتاب داستانی در قالب‌های مختلفی منتشر شده است و یکی از پرافتخارترین داستان‌نویسان معاصر ایران است. ۴۳ اثر از حسن‌بیگی، برگزیده در جشنواره‌های مختلف از جمله جشنواره «کتاب سال»، «کتاب فصل»، «کتاب دفاع مقدس»، «جشنواره شهید غنی‌پور»، «جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»، «کتاب جهانی سال جمهوری اسلامی»، «کتاب سال تقریب مذاهب»، «جایزه هنری غدیر» و… شده است؛ کتاب‌های «محمد(ص)»، «اشکانه»، «قدیس»، «صوفی و چراغ جادو»، «امیرحسین و چراغ جادو» و… جزو پرافتخارترین آثار خلق‌شده توسط حسن‌بیگی است. کتاب «غنچه بر قالی» او کتاب برگزیده سال ۲۰۰۰ از سوی کتابخانه ملی مونیخ المان است و آثار متعددی از او به زبان‌های مختلف در کشورهای خارجی ترجمه و منتشر شد. او در سال ۱۳۶۷ مفتخر به دریافت لوح زرین دستخط حضرت امام(ره) به مناسبت خلق آثار ادبی در حوزه دفاع مقدس و در سال ۱۳۸۷ هم موفق به اخذ گواهینامه درجه دو هنر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است.

    حسن‌بیگی در گفت‌وگوی پیش‌رو با پذیرش بی‌مسئله بودن ادبیات داستانی در دوران پس از انقلاب اسلامی می‌گوید حوزه ادبیات هم به دلایل بیرونی و هم به دلایل درونی‌اش ناتوان از خلق و پرداخت وضعیت پروبلماتیک انسان معاصر ایرانی است. متن این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

    آقای حسن‌بیگی، پیشفرض من این است که ادبیات معاصر ما، خاصتاً در حوزه داستان‌ یک ادبیات «بی‌مسئله» و «غیرپروبلماتیک» است؛ به این معنا که کاری با بحران‌های عمیق زندگی ایرانیان معاصر ندارد، نه توان پرداختن به پیوندهای موجود در زیرلایه‌های زندگی اجتماعی را دارد، نه می‌تواند موقعیت‌های هستی‌شناختی انسان‌هایی را که از یکسو با تحولات جهان مدرن طرفند و از سوی دیگر جدالهای دراماتیکی با سنت دارند، روایت کند. به نظر می‌رسد داستان‌های امروز فارسی اصولا کاری به «پرابلم» انسان اجتماعی ایرانی ندارند و عمومشان جز روایت سطوح ابتدایی رخدادها و سوژه‌ها کاری از دستشان برنمی‌آید. به نظر می‌رسد که نویسندگان بر مبنای مسئله‌مندی یا مسئله‌دار بودن سراغ سوژه‌ها یا موضوعاتشان نرفته و نمی‌روند و به همین دلیل نتیجه کار (داستان) ارتباط مستقیم و پروبلماتیکی با مخاطبان و وضعیت اجتماعی آنها پیدا نمی‌کند. به همین دلیل معتقدم که عموم داستان‌های فارسی در دوران ما، وجوه پررنگ روانشناسانه و صرفاً عاطفی پیدا کرده و می‌توان گفت در یک معنای مبتذلی «عرفان‌زده» است و اصولا از وجوه سیاسی و اجتماعیِ انسان مدرن خالی است؛ طبیعی است که منظور من راجع به کلیت فضا است، نه همه آثاری که تاکنون خلق شده است. ابتدا می‌خواهم بدانم نظر شما به عنوان یکی از چهره‌های شاخص ادبیات معاصر در این خصوص چیست؟

    تا حدودی با این نظر موافقم، ولی قبلش با توضیح بدهم که حداقل در این ۴۰ سالی که ما در جریان کارهای ادبیات کشورمان هستیم، نویسندگان موضوعات مختلف و متنوعی را پیش کشیدند و شاید برخی از آن‌ها از همین جنس موضوعات مسئله‌مندی بوده که دغدغه مردم و خود نویسنده‌ها بوده و نویسنده‌ها بایستی به‌نوعی به آن‌ها می‌پرداختند؛ مثل موضوع انقلاب، دفاع مقدس و حوادث و رویدادهایی که در جامعه شاهد آن هستیم. اما موضوعاتی وجود دارد که ممکن است در لایه‌های درونی جامعه ما جزء مسائل خاص باشند و ما معمولا به آن‌ها نپرداختیم: آن هم مسائل، باورها، اعتقادات، تنش‌ها و جنبش‌های سیاسی است. به دلایلی، اتفاقاتی که در ۴۰ سال در حوزه مسائل سیاسی رخ داده کمتر در آثار ما دیده شده است. شاید این به این معنا هم نباشد که ما نویسنده‌ها در موضوع سیاست دغدغه‌مند نیستیم. اتفاقا موضوع سیاست به‌خصوص در کشور ایران با همه ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی جامعه ایران پس از انقلاب عجین شده است. این نکته‌ای است که شاید بتوانیم از این منظر به آن بپردازیم که نویسندگان چرا به این مسئله مهم و حساس که روزبه‌روز هم در جامعه، حساسیت آن بیشتر از قبل برانگیخته می‌شود، نپرداختند. و الا در سایر موضوعات مثل عقل، عشق، مرگ، انسانیت، تنهایی و عموم موضوعات فلسفی، موضوعاتی بودند که نویسندگان ما کم‌وبیش به آنها پرداخته‌اند، ولی البته در سطوح و مدارجی از این موضوعات.

    بله؛ من درباره این سطوح و مدارج هم سوالی دارم که در ادامه مطرح می‌کنم؛ ولی پیش از آن درباره دلایلی که باعث شده نویسندگان به این وجوه اجتماعی و سیاسی نپردازند توضیح بدهید. چرا این موضوعات مورد پرداخت نویسندگان ما نبوده است؟

    من می‌گویم، ولی شاید در خبرگزاری مهر انعکاس این دلایل برای شما سخت باشد. شاید به نظر برسد که برخی از نویسندگان در موضوع سیاسی مسئله‌مند نیستند، ولی من عکس آن را معتقدم. یکی از اصلی‌ترین دلایل نپرداختن به این موضوعات مسئله حاکمیت و دولت‌ها است. متاسفانه در طول این چهل سال، با تغییر دولت‌ها این وضعیت فرقی هم نکرده است، هر دولتی که آمده چه اصولگرا، چه اصلاح‌طلب در این بحث دست نویسنده را واقعاً بسته است. بخش قابل‌توجهی از آثار نویسندگان که بعد از انقلاب و حتی قبل از انقلاب، در این سال‌ها مجوز چاپ نکرده است، عمدتاً آثاری بوده‌اند که به مسائل سیاسی پرداخته بودند و به همین دلیل نتوانسته‌اند از وزارت ارشاد مجوز نشر بگیرند.

    موضوعاتی وجود دارد که ممکن است در لایه‌های درونی جامعه ما جزء مسائل خاص باشند و ما معمولا به آن‌ها نپرداختیم: آن هم مسائل، باورها، اعتقادات، تنش‌ها و جنبش‌های سیاسی است. به دلایلی، اتفاقاتی که در ۴۰ سال در حوزه مسائل سیاسی رخ داده کمتر در آثار ما دیده شده است. شاید این به این معنا هم نباشد که ما نویسنده‌ها در موضوع سیاست دغدغه‌مند نیستیم

    البته یک بخشی از این مسئله هم به خود نویسنده مربوط می‌شود؛ یعنی آن بحث خودسانسوری که ما در حوزه ادبیات داستانی مطرح می‌کنیم و می‌گوییم خود نویسنده‌ها هم به‌نوعی خودشان را سانسور می‌کنند. این مسئله هم وجود دارد و یک واقعیت است؛ نویسنده‌های زیادی هستند که نمی‌توانند برخی از دغدغه‌های درونی خودشان را روی کاغذ بیاورند، نمی‌آورند چون می‌دانند اگر بیاورند منتشر نمی‌شود و حتی ممکن است برای آن‌ها مسائلی پیش بیاید. اما برخی از نویسندگان جسارت می‌کنند و در این موضوعات ورود می‌کنند که یا مجوز نمی‌گیرند یا مجبورند در خارج از کشور آثارشان را چاپ کنند و باز به خاطر همین هم در داخل مورد مؤاخذه قرار می‌گیرند. این‌ها نشان می‌دهد که سیاستگذاری‌های موجود محدودیت‌هایی را برای آزادی بیان و قلم تعریف کرده و به آن معتقد است که مانع پرداختن به برخی مسائل سیاسی و اجتماعی می‌شود.

    در حالی که کتاب‌ها و داستان‌هایی که موضوعات مسئله‌مند سیاسی را طرح می‌کنند نقش براندازی و مخرب ندارد؛ یعنی نویسندگانی که برای همین انقلاب و جامعه هستند و به هیچ‌وجه قصد مخاصمه و یا درگیری سیاسی با نظام، در حوزه ادبیات را ندارند، بلکه فقط می‌خواهند از مسائل موجود جامعه انتقاد کنند. مثلاً همین حادثه اخیری که در جامعه ما رخ داد و قبل‌تر از آن در سال ۹۶، یا مثلا انتقاداتی که در سال ۸۸ طرح شد را در نظر بگیرید؛ این‌ها مسائل حاد سیاسی جامعه ما بوده است، اما هیچ نویسنده‌ای نتوانسته به آنها ورودی داشته باشد. نه اینکه نخواهد وارد شود، اتفاقا خیلی‌ها دوست داشتند به این حوادث اجتماعی و سیاسی ورود کنند و مسائل را مطرح کنند، ولی نگاه حاکمیتی بر این قضایا باعث شد که به خودشان اجازه ندادند وارد این مسائل بشوند؛ یا مثلا اگر وارد شدند، کتاب‌هایشان مجوز نگرفت. این انسداد فکری و فرهنگی در این حوزه که فقط هم یک مسئله‌ سیاسی نیست در این حوزه‌ها و موضوعات اعتراضی که هم دغدغه مردم است و هم دغدغه نویسنده‌ها بوده، مانع طرح مسائل بنیادی و اصلی جامعه شده است. واقعیت این است که این انسداد را دولت‌ها رقم زده‌اند و اجازه نداده‌اند چنین موضوعات مسئله‌مندی طرح یا نوشته شود.

    این مسائل هم به نوعی است که حتی در رسانه‌ها هم نمی‌توان به سادگی از آن حرف زد و کاش یک خبرگزاری و رسانه‌ای دیگری غیر از مهر که محدودیت خاص خود را دارد به این مسائل ورود می‌کرد تا بتواند همه حرف‌ها را منتقل کند.

    امیدوارم مشکلی نباشد و انعکاس پیدا کند! 

    نمی‌دانم چرا رسانه‌ها فقط برای ما اینقدر سخت می‌گیرند. خیلی تندتر از این‌ حرف‌ها را رسانه‌های رسمی کشور، روزنامه‌ها و نمایندگان مجلس، خودشان دارند می‌گویند یا حتی در تلویزیون مطرح می‌شود، ولی نمی‌دانم چرا برخی از خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها برای ما این‌همه سختگیری به خرج می‌دهند!

    در این زمینه که تشریحش کردید، خود سوژه یا محتوا دارای حساسیت‌های سیاسی و امنیتی و… است و من هم با شما موافقم که محدودیت‌هایی وجود دارد؛ اما فرض می‌کنیم محتواهایی وجود دارد که از نظر حاکمیت هیچ حساسیتی ندارند و به عبارتی خود محتوا فاقد هر گونه حساسیت است، مثلاً موضوع «عشق»، یا «زندگی روزمره» و… . من معتقدم که در این زمینه‌ها هم پرداخت نویسنده ایرانی، یک پرداخت پروبلماتیک نیست؛ یعنی نمی‌تواند آن وضعیت مسئله‌مند انسان یا شخصیت داستانش را روایت کرده و این موضوع را به یک مسئله یا بحران انسانی بدل کند. گویی این نویسنده هیچ درکی از جهان مدرن به عنوان یک «جایگاه پروبلماتیک ندارد گسست‌ها و شکاف‌های موجود در زندگی انسان را نمی‌بیند. به عبارت دیگر انگار هیچ نسبت مسئلمه‌مندی میان انسان (فرد) و جهان (جمع) یا «امر جزئی و امر کلی» قائل نیست و نمی‌تواند وضعیت هستی‌شناختی انسان ایرانی را در این زمینه پروبلماتیک مطرح یا روایت کند. من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که باعث استقبال ایرانیان به رمان‌های ترجمه‌ای بوده، همین مسئله است؛ ما می‌بینیم که در رمان‌های خارجی این مسئله و «پروبلم» خیلی خوب درمی‌آید و انسان تا حدود زیادی نسبتش با جهان مدرن را ادارک می‌کند ولی متاسفانه رمان فارسی به جز موارد انگشت‌شمار – هنوز ناتوان از خلق چنین موقعیتی است. این را از این نظر عرض می‌کنم که شاید محدودیت‌های سیاسی مهمترین مانع بر سر خلق وضعیت پروبلماتیک به نظر برسد، ولی من معتقدم نویسنده ایرانی حتی در موقعیت‌ها غیرسیاسی و غیرامنیتی، یعنی مثلا روایت یک انسان فردی و اسیر در جهانی که به قول لوکاچ «خداوند آن را رها کرده» و رمان باید «حماسه» چنین جهانی باشد، آنگونه که باید عمل نمی‌کند و ناتوان از روایت این وضعیت است. برداشت شما چیست؟

    تا حد زیادی موافقم. این نکته‌ای که گفتید رمان حماسه انسان معاصر یا انسان مدرن است و به بیان من صدای انسان تنها و رهاشده در این هستی بیکران است، نگاهی که خیلی کمتر در داستان‌های ما مورد پرداخت قرار می‌گیرد. شاید یکی از تفاوت‌های اصلی ادبیات داستانی ما باشد با ادبیات داستانی مدرن، برتر و سرتر دنیا همین موضوع باشد. یکی از دلایلی که شاید آثار ما در کشورهای دیگر، چاپ و منتشر نمی‌شود همین نکته باشد. البته دلایل مختلفی دارد که شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل همین است. متاسفانه باید بپذیریم که در خصوص موضوعی که طرح کردید آثار ما تهی و خالی و کم‌بعد است و انسانی که در داستان‌های ما روایت می‌شود انسان جهان‌شمول و انسانی که در رمان‌های بزرگ دنیا می‌بینیم، نیست. به دلیل اینکه ما نتوانستیم چنین انسانی را روایت کنیم. و این ناتوانی هم به نظرم به دلیل نداشتن آن ابعاد فرهیختگی، پختگی، توانایی و قوت ما در شناخت ‌انسان و نبودن زیربناهای محکم مطالعاتی در این حوزه است. همه این‌ها دست‌به‌دست هم داده‌اند که در ادبیات خود به این مسئائل جدی نپرداختیم.

    داستان‌های ما بیشتر در سطح و رو حرکت کردند و مبتنی بر حوادث و رویدادها بودند، تا مبتنی بر انسان مدرن یا انسان تنهامانده در جهان، یا انسانی که در جست‌وجو هستی و واقعیات جهان است

    داستان‌های ما بیشتر در سطح و رو حرکت کردند و مبتنی بر حوادث و رویدادها بودند، تا مبتنی بر انسان مدرن یا انسان تنهامانده در جهان، یا انسانی که در جست‌وجو هستی و واقعیات جهان است. به همه ما انسان‌ها تکلیف شده و در وجود ما این نیاز وجود دارد که ما به شناخت خود و هستی بپردازیم و از این تنهایی‌هایی که داریم برون‌رفتی داشته باشیم. اما این انسان مکلف در داستان‌ها ما روایت نمی‌شود. این نکاتی است که کمی بعد فلسفی دارد، اما ما نویسنده‌ها کمتر به آنها پرداختیم و شاید یکی از دلایل این نقصان این باشد که «ما کمتر اندیشیده‌ایم».

    در همین راستا، معتقدم حتی در پرداخت مسائل سیاسی‌ای که سیاستگذاری‌های فرهنگی و حاکمیتی حساسیتی درباره آنها هم ندارند، و اتفاقا دست نویسندگان را باز گذاشته‌اند، مثلا رمان سیاسی درباره انقلاب اسلامی یا جنگ تحمیلی و… هم باز نویسندگان ما ناتوان از ساخت درامی پروبلماتیک از وضعیت سوژه‌های درگیر در این وضعیت‌ها بوده‌اند! یعنی ما روایاتی سطحی، کلیشه‌ای، بیانیه‌ای و غیرمسئله‌مند از این وضعیت‌های سیاسی را طرح کرده و رواج داده‌ایم و بر این مبنا تصورم این است که وقتی چنین نویسنده‌ای ناتوان از ساخت این زمینه و بنیاد عمیق است، به نظر می‌رسد که ورودش به حوزه‌هایی که محدودیت دارد هم چندان دردی از ما دوا نخواهد کرد.

    درست است. مخالفتی با این تحلیل ندارم و فقط در راستای همین بحثی که شما گفتید خود من به‌عنوان مخاطبی که در این بحث باید پاسخگو باشد، چون مثل خیلی از نویسندگان هم‌نسل خودم راجع به انقلاب، جنگ و خیلی از مسائل سیاسی که فرمودید رمان نوشتم ولی موقع نوشتن با اینکه سال‌ها از آن گذشته است، یک چنین رویکردهایی در ذهنیت‌ام بوده است؛ مثلا «شب ناسور» رمانی است که دیده نشد و ناشر این کتاب، خوب نتوانست آن را عرضه کند. در آنجا یک شخصیت مفلوک، تنها و امروزی و درعین‌حال که یک مأمور ساواک است مورد پرداخت قرار گرفته است.

    در این رمان وضعیت اینگونه است که انقلاب شده و همه چیز از هم پاشیده، از جمله خود این مامور ساواک از درون و بیرون پاشیده شده و دارد به یک انسان پوچ‌گرا تبدیل شده است. او در دل داستان تصمیمی در زندگی خود می‌گیرد و مسیری را برای رسیدن به هدفش طی می‌کند تا نوعی برون‌رفت از تنهایی خودش را رقم بزند تا تبدیل به انسانی معاصر و امروزی بشود؛ همان زمان سعی کرده بودم به لحاظ روان‌شناختی این شخصیت را در این بستر قرار دهم؛ حالا یا موفق نبودم، یا کتاب دیده نشده است. خودم قضاوت نمی‌کنم، داوری در این خصوص کار مخاطبان و منتقدان است که حالا شاید آن‌هایی که باید این را می‌خواندند، نخواندند که به من بگویند چقدر موفق بودم یا خیر! به هر حال این رمانی بود که اصلاً دیده نشده است.

    الان «رمان زرد» حتی رمان‌هایی با ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ صفحه‌، قفسه کتابخانه‌ها را پر کرده است. در کنار همه این تولیدات انبوه، حالا چند نویسنده به این موضوعات هم بپردازند، اتفاق خاصی نمی‌افتد. این رمان‌های جدی و مسئله‌مند قطعاً دیده نمی‌شوند و به‌خصوص که در جامعه ما جریان نقد و دیده‌شدن و دیدنی‌کردن یک اثر جدی، وجود ندارد

    می‌خواهم بگویم یک سعی‌هایی انجام گرفته است و مثلا آقای بایرامی در این مسیر در «مردگان باغ سبز» یا رمان جدیدترشان «لم یزرع» به این مسائل ورود کرده‌اند و روایاتی از چنین انسان‌ها و موقعیت‌هایی خلق کرده‌اند.

    یادم هست که کتاب «مردگان باغ سبز» در زمان انتشارش خیلی جنجالی شد.

    بله. به هر حال برخی از ما نویسندگان این تلاش‌ها را داریم، ولی نکته اینجاست که از میان انبوه داستان‌ها و رمان‌هایی که در این کشور منتشر می‌شود، که آمار وحشتناک بالایی هم دارد، خلق چند رمان اثرگذار و به قول شما مسئله‌مند، جایگاه خود را پیدا نمی‌کند و جریانی نمی‌سازد.

    الآن شما ببینید که «رمان زرد» حتی رمان‌هایی با ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ صفحه‌، قفسه کتابخانه‌ها را پر کرده است. در کنار همه این تولیدات انبوه، حالا چند نویسنده به این موضوعات هم بپردازند، اتفاق خاصی نمی‌افتد. این رمان‌های جدی و مسئله‌مند قطعاً دیده نمی‌شوند و به‌خصوص که در جامعه ما جریان نقد و دیده‌شدن و دیدنی‌کردن یک اثر جدی، وجود ندارد. هیچ اقدام اثرگذاری بعد از انتشار یک اثر خوب در کشور صورت نمی‌گیرد که یک اثر تازه منتشرشده و مسئله‌مند دیده شود.

  • عیاری: نمی‌دانم/طباطبایی‌نژاد: پیگیر هستیم

    عیاری: نمی‌دانم/طباطبایی‌نژاد: پیگیر هستیم

    فاطمه پاقلعه‌نژاد: روز گذشته با اعلام خبر ورود نسخه قاچاق فیلم «خانه پدری» به بازار، بار دیگر بحث قاچاق غیرقانونی فیلم‌ها داغ شد.  این بار اول نبود که چنین اتفاقی می‌افتاد. از یک دهه قبل تا امروز بارها این چالش رخ داده اما ارائه نسخه باکیفیت فیلم عیاری درحالی پیش از پایان اکران و ورود آن به شبکه نمایش خانگی خبرساز شده که فیلم لورفته نه نسخه نهایی ادیت شده فیلم که نسخه بدون سانسور آن است. فیلمی که عیاری و دوستانش برای اکران آن یک دهه جنگیدند. دادسرا رفتند و چندبار از روی پرده پایین کشیده شدند.
    چطور چنین نسخه‌ای لو رفته است؟ طباطبایی‌نژاد معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی دراین‌باره به مهر گفته بود: این نسخه تنها در اختیار تهیه‌کننده و نهاد فنی آن یعنی لابراتوار بوده است. ارشاد اساساً این نسخه را در اختیار نداشته و بنابراین فیلم یا از مجرای تهیه‌کننده یا لابراتوار قاچاق شده است.
    این یعنی مالکان فیلم قبل از همه باید خودشان پاسخگوی لو رفتن فیلم‌های‌شان باشند. فیلمی که در مدت کوتاه و با اکران محدود توانسته بود نزدیک به دومیلیارد فروش در گیشه داشته باشد و پس از این هم می‌توانست در شبکه نمایش خانگی کمی میزان فروش خود را بالاتر ببرد.

    کیانوش عیاری کارگردان اثر در پاسخ به خبرآنلاین، درباره لو رفتن فیلمش می‌گوید: « خودم هم دیروز عصر خبر لو رفتن فیلم و توزیع غیرقانونی آن را دیدم ولی پیگیری نکردم و  فعلا نمی‌توانم اظهارنظر دقیقی درباره اینکه چطور این اتفاق افتاده داشته باشم.» 
     از یکی دو دهه قبل این شکل لو رفتن فیلم‌ها و بازار داغ اتهام‌زنی طرفین به یکدیگر رواج داشته است. از زمان لو رفتن نسخه‌های کم‌کیفیت «اخراجی»ها»ی یک و «جدایی نادر از سیمین» زمانی که هر دو فیلم، فروشی بالا روی پرده داشتند تا وقتی فیلم «سنتوری» مهرجویی پس از توقیف سر از بازار سیاه فیلم درآورد و حتی خیلی قبل‌تر در روزهایی که «مارمولک» و «آدم برفی» تبدیل به فیلم‌های قاچاق شدند.
    این اواخر اما دوباره قاچاق فیلم‌ها رواج پیدا کرده است. بعد از انتشار غیرقانونی چند فیلم که روی آنها آرم نسخه بازبینی‌ خورده بود و این یعنی اینها نسخه‌هایی بودند که برای اصلاح مجدد در اختیار ارشاد قرار گرفته بودند، این‌بار نسخه اصلی «خانه پدری» لو رفته است.
    چندی قبل رجبی فروتن از مدیران شبکه نمایش خانگی با انتقاد از قاچاق فیلم‌ها توضیح داده بود که چطور این فیلم‌ها در پروسه تکثیر ممکن است قاچاق شوند و گفته بود چطور این چرخه قاچاق لطمه می‌زند به این بازار فروش محصولات فرهنگی. او در وبلاگش نوشته بود: «به دلیل بروز چنین اتفاقاتی در گذشته در متن قراردادهای رایج پیش‌بینی‌هایی صورت گرفته است. به‌طوری‌که در متن اغلب قراردادها کاهش و تنزل ۵۰درصدی مبلغ مورد معامله قید شده است. به عنوان مثال اگر رایت «متری شش و نیم» یک میلیارد تومان فروخته شده باشد، این مبلغ با توافق طرفین قرارداد به ۵۰۰ میلیون تومان کاهش می یابد.»
    اما نه آنها و نه تهیه‌کننده‌ها و نه کارگردان‌ها، هیچ کدام حاضر به پذیرش مسئولیت نیستند و هر یک دیگری را متهم می‌کند انتهای ماجرا هیچ وقت مشخص نمی‌شود چه کسی این فیلم‌ها را غیرقانونی کپی کرده است. خسارت چنین رفتاری اما حسابی بالاست.

    همین حالا خبر رسیده همزمان با «خانه پدری»، نسخه اصلی فیلم «قصر شیرین» رضا میرکریمی هم قبل از ورود به شبکه نمایش خانگی لو رفته است طباطبایی‌نژاد این خبر را در گفت‌وگو با خبرآنلاین تائید کرد.

    درباره «قصر شیرین» اما نکته جالب این است که این فیلم با زیرنویس انگلیسی سر از سایت‌های دانلود فیلم درآورده است. این اتفاق می‌تواند سر نخ لو رفتن این نسخه از فیلم را به جشنواره‌های خارجی برساند که این فیلم در سایت آنها آپلود شده است.
    صادق میرکریمی فرزند رضا میرکریمی کارگردان «قصر شیرین» در گفت‌وگو با خبرآنلاین گفت: هنوز مشخص نیست این نسخه از کجا بیرون آمده اما پیگیر آن هستیم. 
    لو رفتن این دو فیلم یعنی دو فیلم مهم اکران شده امسال در جایی که نه دفتر سازندگان‌شان است و نه احتمالا ارشاد، لورفته‌اند و ضربه‌ای بزرگ به میزان درآمدهای سینمای ایران زده‌اند.
    ۲۵۸۲۵۸
  • با عنوان «سمفونی کوچک سکوت»، نمایشنامه معروف ژان پل سارتر اجرا می‌شود

    با عنوان «سمفونی کوچک سکوت»، نمایشنامه معروف ژان پل سارتر اجرا می‌شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سینا راستگو طراح و کارگردان نمایش «سمفونی کوچک سکوت» با بازنویسی متن اصلی، تجربه و برداشت شخصی خود را داشته و اثر او  تلفیقی از تئاتر و سینما است.
    سارتر یکی از معروف‌ترین نمایشنامه‌نویسان سبک اگزیستانسیالیست است و در «مردگان بی کفن و دفن»، نظام فکری خود و تعاریفش را از مفاهیمی چون آزادی، مسئولیت، تعهد و… به زیباترین شکل به منصه ظهور می‌رساند؛ به نحوی که کوچک‌ترین قضاوت‌ها بر رفتار شخصیت‌ها برای مخاطب دشوار و پیچیده می‌شود.

    سینا راستگو پیش از این نمایش‌های «دشمن مردم» نوشته هنریک ایبسن و «مرگ و دوشیزه» نوشته آریل دورفمن را کارگردانی کرده و هر دو اثر نمایشی وی پس از اجراهای عمومی خود، در جشنواره بین المللی فجر حضور داشته است.
    پیش فروش بلیت نمایش «سمفونی کوچک سکوت» به زودی آغاز می‌شود.
    ۲۵۸۲۵۸
  • شباهت بازیگر ترکیه‌ای نقش پسر مولانا به پارسا پیروزفر

    شباهت بازیگر ترکیه‌ای نقش پسر مولانا به پارسا پیروزفر

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بوراک توزکوپاران نقش سلطان ولد فرزند بزرگ مولانا را در «مست عشق» بازی می‌کند که همواره در رکاب پدر  و معتمد او بود و از حیث ظاهر و باطن نیز شباهت‌های بسیار به مولانا داشت.

    پارسا پیروزفر در این فیلم نقش مولانا را بازی می‌کند و شهاب حسینی شمس داستان است.

    شهاب حسینی، پارسا پیروزفر، ابراهیم چلیکول، هانده ارچل، سلما ارگچ، بنسو سورال، بوران کوزوم و حسام منظور سایر بازیگران «مست عشق» هستند.

    تهیه کننده فیلم مهران برومند است، فیلمنامه‌ آن را حسن فتحی و فرهاد توحیدی نوشته‌اند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • پژمان بازغی: از اینکه رای دادم به هیچ عنوان پشیمان نیستم

    پژمان بازغی: از اینکه رای دادم به هیچ عنوان پشیمان نیستم

    پژمان بازغی بازیگر سینما و تلویزیون گفت: پدر بنده رزمنده بوده و هشت سال سابقه حضور در جبهه را داشته است، من فکر می‌کنم تمام افرادی که به شکلی در دوران دفاع مقدس به جبهه‌ها رفته‌اند هدفشان استقلال و آزادی این مملکت بوده است.

    بازیگر فیلم سینمایی «تیغ و ترمه» با اشاره به پست اینستاگرامی خود پیرامون این موضوع گفت: از نظر من شهدای بزرگواری همچون شهید همت و شهید باقری رفتند تا ما در کشور آرامش داشته باشیم، قرار نیست با یک اعتراض تا این حد دو قطبی عمل کنیم، من تک تابعیتی هستم و اعتقاد دارم مشکلات کشور باید در درون حل شود چراکه شهدا در دوران دفاع مقدس جان خود را از دست دادند تا ما امروز در آرامش و آسایش زندگی کنیم.

    وی افزود: حرف من این است که اعتراض مردم کاملاً به جا بوده است و دولت باید به این اعتراضات پاسخگو باشد اما این اعتراضات نباید به شکلی باشد رسانه های بیگانه از این اتفاقات سو استفاده کنند و زندگی مردم دچار مشکل شود.

    بازیگر فیلم سینمایی «دوئل» خاطرنشان کرد: من نه چپی هستم و نه راستی، هیچگاه سویه سیاسی نداشته و ندارم، من رای داده‌ام و از اینکه رای دادم به هیچ عنوان پشیمان نیستم چراکه به حرکت شهدای کشورم فکر می‌کنم که رفتند تا ما در این مملکت آرامش داشته باشیم. من در ایران زندگی می‌کنم و فرزندم در همین کشور رشد می‌کند، برای من مهاجرت کردن بسیار راحت است اما نیازی برای مهاجرت احساس نمی‌کنم و دوست دارم در همین کشور زندگی کنم.

    ۲۴۱۲۴۱

  • وحشی‌گری در اروپا به روایت آنتونیو باندراس

    دوره‌ای که از آن صحبت می‌کنیم، یعنی قرن ۹ و ۱۰ میلادی،زمانی است که دوره اقتدار امپراتوری روم در اروپا سپری شده و میراث آن، در قسطنطنیه، با عنوان روم شرقی بروز و ظهور یافته است. در اروپا دیگری خبری از تکاپوی لژیون‌های رومی نیست و حتی، هون‌ها هم که روزگاری با فرماندهی آتیلا به اروپا آمده بودند، در حاشیه قرار داشتند. این دوره، تقریباً مصادف است با سده بعد از اقتدار شارلمانی، امپراتور مقتدر فرانسه.

    مسلمانان که در مسیر ورود به اروپا، از سمت آناتولی با امپراتوری روم شرقی و از سوی آندلس، با مقاومت فرانسوی‌ها روبه‌رو شده بودند، به دنبال راهی می‌گشتند که بتوانند هم خود را به اروپا برسانند و هم از حجم حملات دشمنان، با ایجاد یک اتحاد راهبردی بکاهند.

    درست در همین زمان بود که احمد بن فضلان بن العباس بن راشد بن حماد، به نمایندگی از خلیفه عباسی مستقر در بغداد، در نیمه اول قرن چهارم هجری و احتمالاً همزمان با اقتدار آل‌بویه در ایران و عراق، مأموریت یافت تا از سمت خراسان، وارد صحراهای سرد و خشک شمال ماوراءالنهر شود و به دیدار قبایل روس و اسکاندیناویایی برود؛ اقوامی که امروزه با عنوان بخشی از اقوام شمالی شناخته می‌شوند. به این ترتیب، یکی از متهورانه‌ترین سفرهای تاریخی شکل گرفت.

    ابن‌فضلان، بعد از بازگشت، سفرنامه‌ای مختصر به رشته تحریر درآورد و تجارب این سفر پرماجرا را در آن ثبت کرد. سفرنامه‌ای که وقتی در سال ۱۹۷۶(۱۳۵۵ هـ.ش) به دست مایکل کرایتون، نویسنده و پزشک آمریکایی رسید، دستمایه نوشتن داستانی تخیلی به نام «مرده‌خواران»(Eaters of the Dead) شد. در سال ۱۹۹۹، جان مک‌تیرنان، کارگردان فیلم مشهور «جان سخت»، با خواندن کتاب کرایتون، تصمیم به ساختن فیلمی بر اساس آن گرفت. به این ترتیب، «سیزدهمین سلحشور»، با نقش‌آفرینی استثنایی آنتونیو باندراس، در نقش احمد بن فضلان و بازی درخشان عُمر شریف، ساخته شد تا برداشتی از روایت سفیر مسلمانان در اروپای شمالی را به تصویر بکشد.

    آن‌چه بود و آن‌چه هست روایتی که مک‌تیرنان، از زبان ابن‌فضلان و با صدای باندراس، به مخاطبانش ارائه می‌کند، با حقایق موجود در اثر اصلی، تفاوت‌هایی دارد. در اثر او سخن از وندال‌هاست، قومی ژرمن که اتفاقاً منشأ آن ها از همان مناطقی است که ابن‌فضلان گزارش می‌کند؛ اما جهانگرد و سفیر مسلمان، در اثر خود، سخنی از وندال‌ها به میان نمی‌آورد. وندال‌ها قومی بسیار مهاجم و وحشی بودند؛ آن ها مدت‌ها قبل از ظهور اسلام در خاورمیانه، مرزهای شمال شرقی اروپا را در نوردیدند و تمام اروپا را به خاک و خون کشیدند. وندال‌ها در سال ۴۵۵ میلادی، تحت رهبری گایسریک، حتی خود را به شهر رُم رساندند و آن را به آتش کشیدند. این قوم، غارتگری خود را تا شمال آفریقا و شبه جزیره ایبری(اسپانیا و پرتغال امروزی) توسعه داد. وندال‌ها به لحاظ ظاهری، کاملاً شبیه وایکینگ‌ها بودند و ادعای مک‌تیرنان درباره ظاهر و تا حد زیادی، عقاید آن ها در فیلم، مقرون به صحت نیست.

    وحشی‌گری بی‌حد و حصر وندال‌ها، باعث شد که در اروپا، اصطلاح وندالیسم مترادف ویرانگری قرار داده شود. به هر حال، اروپای بعد از هجوم وندال‌ها، دیگر آن اروپای سابق نشد و حتی به قدرت رسیدن امپراتورهایی مانند شارلمانی هم نتوانست رونق پیشین را به سرزمین‌های آباد این قاره بازگرداند. اما این وقایع، با آمدن ابن‌فضلان به شمال شرقی اروپا، همزمان نیست و گزارش‌های او، بیشتر درباره اقوامی مانند روس‌ها و اسلاوهاست.

    با این حال، همین گزارش‌ها نشان می‌دهد که مردم اروپا در آن روزگار، در حالتی نیمه‌وحشی روزگار می‌گذراندند و به ویژه، اقوام شمالی که بعدها کشورهایی مانند نروژ، سوئد، فنلاند، لهستان، دانمارک و انگلیس را به وجود آوردند و بر آن ها مستولی شدند، شرایط حادتری از این نظر داشتند. 

    یکی از گزارش‌هایی که ابن‌فضلان درباره فرهنگ و آداب اقوام شمالی ارائه می‌کند و کرایتون و مک‌تیرنان، بدون کم و کاست آن را در آثارشان منعکس کرده‌اند، گزارشی درباره نحوه شست‌وشوی صورت در صبح هر روز است. ابن فضلان می‌نویسد: «آنان هر روز باید سر و صورت خود را با کثیف‌ترین و نجس‌ترین و آلوده‌ترین آب شست‌وشو دهند. بدین طریق که هر روز کنیز غذا می‌آورد و لگن بزرگی از آب با خود دارد و آن را به آقای خود می‌دهد. او دست‌ها و صورت و موی خویش را در آن می‌شوید و آن را داخل لگن شانه می‌کند؛ سپس درون لگن تُف می‌اندازد و آب بینی می‌ریزد و هر کار کثیفی را در آن آب انجام می‌دهد. چون او از کار خود فراغت یافت، کنیز لگن را نزد کسی که پهلوی اوست، می‌برد. او نیز همین کار را در لگن می‌کند.»

    برای ابن‌فضلان که از سرزمین‌هایی آمده بود که واجد برترین تمدن و فرهنگ زمانه خود بودند، این رفتارها، مشمئزکننده و تهوع‌آور می‌نمود. اروپایی که وی برای ما ترسیم کرده و در فیلم «سیزدهمین سلحشور» بخش‌هایی از آن انعکاس یافته‌، اروپایی نیمه‌وحشی است که در عصر تاریکی مطلق به سر می‌برد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • تسلیت مرکز گسترش سینمای مستند به مهرداد اسکویی

    تسلیت مرکز گسترش سینمای مستند به مهرداد اسکویی

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این پیام آمده است: «حافظه‌ی تاریخی سینمای ایران یادآور نقش‌آفرینی برجسته‌ی استاد نصرت کریمی در عرصه‌ی سینمای انیمیشن و تئاتر عروسکی و طنین صدای ژرف این هنرمند روی برخی مستندهای خاص نظیر «خاطرات روی شیشه»، «حلقه‌های گمشده» و «تهران انار ندارد» است.

    مدیرعامل، معاونین، مدیران و کارکنان مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، درگذشت استاد نصرت کریمی را به خانواده محترم وی، خاصه مهرداد اسکویی و ماندانا کریمی تسلیت گفته، برای آن مرحوم آمرزش روح و علو درجات الهی مسئلت می‌نمایند.

    لازم به ذکر است که آیین تشییع و خاکسپاری زنده‌یاد نصرت کریمی روز شنبه ۱۶ آذرماه برگزار می‌شود.

    روحش شاد و قرین رحمت الهی باد.»

    ۲۴۱۲۴۱