برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • ترجمه قرآن سه زن آمریکایی که مورد پسند داعش قرار گرفت

    ترجمه قرآن سه زن آمریکایی که مورد پسند داعش قرار گرفت

    به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی استاک دیلی دیش، سه زن آمریکایی که سالها پیش مسلمان شدند و بعد از سفر به عربستان تحت تأثیر افکار وهابی و سلفی قرار گرفتند، در این کشور یک شرکت انتشاراتی تأسیس کرده‌اند.

    آن‌ها همچنین ترجمه‌ای از قرآن انجام داده‌اند که داعش در تبلیغات خود از آن استفاده می‌کند.

    «امیلی اسامی» اهل کالیفرنیا به همراه دوستان خود «مری کندی» و «امه الله بنتلی» در آمریکا زندگی می‌کردند. اسامی با یک مرد عرب ازدواج و در دهه ۱۹۷۰ در دمشق شروع به یادگیری زبان عربی کرد. آنها بعدها به عربستان رفتند و یک شرکت انتشاراتی با نام «Saheeh International» در این کشور تأسیس کردند که به انتشار ترجمه کتاب‌های اسلامی از جمله قرآن به انگلیسی می‌پردازد. 

    از آنجا که این سه نفر با پیشینه افکار وهابی و سلفی این ترجمه را انجام داده‌اند،‌ اعضای انگلیسی زبان داعش آن را می‌خوانند. از ترجمه این قرآن در مجله تبلیغی «دابق» که از سوی داعش منتشر می‌شود، استفاده شده است.
     

    2323

  • برپایی اختتامیه نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی

    برپایی اختتامیه نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی

    به گزارش خبرگزاری مهر،  آیین اختتامیه نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی (بریلفا) با هدف بهبود جایگاه ویژه بریل در تأمین نیازهای اطلاعاتی نابینایان و رفع کاهش تدریجی استفاده از این خط در دو دهه اخیر به خصوص در ایران به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.

    همچنین توجه ویژه سازمان‌ها و معاهدات بین‌المللی بر حفظ، گسترش و رسمیت بخشی بیشتر به خط بریل و نیز بازشناسی و معرفی این خط به جامعه از دیگر اهداف این جشنواره است.

    بخش‌های این جشنواره شامل مقاله نویسی به بریل، دستاوردها و فعالیت‌های مؤثر در زمینه بریل، پژوهش در حوزه بریل و ایده‌های خلاقانه در زمینه بریل با هدف حفظ و گسترش خط بریل فارسی، آگاهی بخشی و فرهنگ سازی نسبت به خط بریل در جامعه است.

    از دیگر بخش‌های نخستین دوره جشنواره ملی خط بریل فارسی ترویج، ترغیب و نهادمندسازی این خط در بین نابینایان ایران، ایجاد توجه و حساسیت نسبت به بریل در دستگاه‌های ذی‌ربط و بازشناسی و توجه ویژه به ظرفیت حداکثری بریل در تأمین نیازهای اطلاعاتی افراد با آسیب بینایی است.

    سازمان اسناد و کتابخانه ملی هم راستا با روندها و فعالیت‌های جهانی و به عنوان یک سازمان پیشگام آیین اختتامیه جشنواره ملی بریلفا را فردا (سه شنبه ۲۶ آذرماه) از ساعت ۹ صبح در تالار قلم مرکز همایش های سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار می‌کند.

    این مراسم با سخنرانی اشرف بروجردی – رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، آسوتان آسوتکوفسکی – رییس دفتر منطقه ای یونسکو، سیدجواد حسینی – رییس سازمان آموزش و پرورش استثنائی و نوش آفرین انصاری همراه خواهد بود.

  • آرزو دارم اختلاس کنم

    آرزو دارم اختلاس کنم

    به گزارش خبرگزاری مهر، یکصد و پنجاه و هشتمین شب شعر طنز «در حلقه رندان» شب گذشته(یکشنبه ۲۴ آذر) در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد.

    در ابتدای این محفل طنز که با حضور دانشجویان همراه بود، عباس احمدی شعری طنز درباره وضعیت دانشجویان خواند. همچنین روح الله احمدی که به همراه او که اجرای این برنامه را برعهده داشتند، از اسماعیل امینی دعوت به حضور روی سن و شعرخوانی کرد.

    نسیم عرب امیری شاعر بعدی بود که شعری درباره به روز بودن پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در زمینه استفاده از فضاهای مجازی خواند. مصطفی صاحبی نیز درباره دانشجویان شعری با این مطلع برای حضار خواند: «فاش می گویم و از گفته خود دلشادم…ترم آخر شد و یکبار دگر افتادم». این شعر او با تشویق ممتد دانشجویان همراه شد.

    در ادامه امین تویسرکانی متنی ادبی را درباره معیارهای جذب مجریان و گویندگان در صداوسیما خواند!

    مهدی فرج اللهی نیز قطعاتی را با تکنوازی گیتار تقدیم حاضران کرد.

    سید امیر سادات موسوی، نادر ختایی، روح الله احمدی نوبت های بعدی شعرخوانی را به خود اختصاص دادند.

    در ادامه اکبر کتابدار کارشناس ادبی و مدرس دانشگاه نیز درباره صنعت تکرار در طنز نکاتی را مطرح کرد.

    رضا احسان پور، مهدی استاد احمد نیز به شعرخوانی پرداختند.

    یوسفعلی میرشکاک نیز که مهمان ویژه این برنامه بود، عنوان کرد: من روستازاده هستم. در منطقه ای بین کرخه و شاهور و پایین تر از اندیمشک به دنیا آمده ام. روستاییی که متعلق به سادات موسوی فخرایی بود.

    وی درباره فعالیت های فرهنگی کنونی خود به بیان طنز توضیح داد: روزی دوست داشتم خانه ای داشته باشم و نشد! بعد آرزو کردم که پولی داشته باشم و ماشین بخرم و مسافرکشی کنم اما باید فوق لیسانس می گرفتم و نشد! این روزها آرزو دارم روزی بتوانم اختلاس کنم. این کار نیاز به مدرک ندارد بلکه امکانات خاصی می خواهد مثلا باید برادر یا قوم و خویش آدم خاصی باشی.

    میرشکاک در پایان اثری را از مجموعه طنز خود با نام «دیپلمات نامه» تقدیم حاضران کرد.

    شعرخوانی و متن خوانی امید مهدی نژاد، علیرضا لبش، عبدالله مقدمی و عمران معماریان و اجرای صابر قدیمی و سعید طلایی دیگر بخش های این برنامه بود.

    جمال رحیمیان، معاون فرهنگی سازمان جهاددانشگاهی، محمد زرویی نصرآباد مدیرعامل سپهر سوره هنر، رضا فریدزاده رییس سابق سازمان دانشجویان جهاددانشگاه، عباس حسین نژاد شاعر و … نیز در این محفل شرکت داشتند.

    شب شعر طنز در حلقه رندان از جمله محافل ثابت و ماهانه حوزه هنری است که آخرین یکشنبه های هر ماه برگزار می شود.

  • بزرگداشت اکبر زنجانپور با حضور سعید پورصمیمی، خسرو سینایی و نوید محمدزاده

    بزرگداشت اکبر زنجانپور با حضور سعید پورصمیمی، خسرو سینایی و نوید محمدزاده

    آیین نکوداشت اکبر زنجانپور، بازیگر و کارگردان پیشکسوت به همراه اکران مردمی انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» به کارگردانی اشکان رهگذر با حضور هنرمندانی همچون خسرو سینایی، سعید پور صمیمی، سیامک اطلسی، نوید محمد زاده، تینا پاکروان، اکتای براهنی، مهدی گلستانه و الهام پاوه‌نژاد برگزار شد. در این مراسم که با سخنرانی سعید پور صمیمی، تینا پاکروان و نوید محمد زاده همراه بود به اکبر زنجانپور شاهنامه اهدا شد.

    پور صمیمی: ما در سال‌های بی‌رونقی هنر نمایش به دنبال بازیگری رفتیم

    سعید پور صمیمی، بازیگر پیشکسوت درباره اکبر زنجانپور گفت: صحبت کردن درباره استاد زنجانپور کمی مشکل است چون هم ابعاد کاری‌اش زیاد است و هم من با ایشان افتخاری همکاری نداشتم. من و آقای زنجانپور هم دانشکده‌ای بودیم یعنی از سال ۱۳۴۴ که در دانشگاه تهران رشته تئاتر باز شد.

    او ادامه داد: زمانی که ما به دنبال بازیگری رفتیم، دوران بی‌رونقی هنر نمایش بود. یادمان باشد که در آن دوره نه تئاتر شهری بود،‌ نه سنگلج و نه تالار وحدت. اصلاً نمی‌دانم ما برای چه به دنبال این کار رفته بودیم. چراکه در آن سال‌ها یکسری کار بازاری مانند آنچه در لاله‌زار اتفاق می‌افتاد داشتیم ولی به دنبال تئاتر واقعی رفتن فقط عشق می‌خواست، نه هیچ‌چیز دیگر که استاد زنجانپور نشان داد به‌خوبی این عشق را دارد.

    پور صمیمی عنوان کرد: در آن سال‌ها بسیاری در کنار ما بودند که به‌مرور این کار را رها کردند، امروز که به آن نسل نگاه می‌کنم، می‌بینم فقط چند نفر در این حرفه باقی ماندند. چون بسیار سخت بود همه تحملش را نداشتند. یکی از سختی‌هایش بدنامی بود.

    او بابیان اینکه اکبر زنجانپور نشان داد که مرد واقعی بازیگری است گفت: فقط کافی است به کارنامه کاری‌اش نگاهی بی اندازیم تا ببینم که در مهم‌ترین و ماندگارترین کارهای آن سال‌ها همکاری داشته است. در سال‌های بعدی هم به‌عنوان کارگردان کارهایی انجام می‌دهد که بازهم بسیار باارزش است.

    پور صمیمی با تأکید بر اینکه جدا از مسئله تکنیک و حرفه، فرهنگ بازیگری هم مسئله مهمی است توضیح داد: کسانی که می‌خواهند در این عرصه ماندگار و تأثیرگذار شوند، باید فرهنگ این هنر را هم داشته باشند و فقط به تکنیک بسنده نکنند. آقای اکبر زنجانپور بیش از حدود ۵۰ سال در هنر نمایش ماندگار شد و کارکرد. نوع کار کردن او برای من خیلی مهم است، چون اخلاق این کار را داشت و یکی از بی‌حاشیه‌ترین آدم‌های این حرفه در تمام این سال‌ها بوده است.

    پور صمیمی بابیان اینکه به دوستی‌اش با اکبر زنجانپور افتخار می‌کند گفت: جا دارد اینجا از دو دوست مشترک ازدست‌رفته‌مان یعنی اکبر ساکت کسایی و کیهان رهگذار یاد کنم. برای اکبر زنجانپور عمر طولانی باافتخار آرزو می‌کنم.

    نوید محمد زاده: از اکبر زنجانپور عشق به بازیگری را یاد گرفتم

    نوید محمد زاده، بازیگر تئاتر و سینما بعدازآنکه به همراه اشکان رهگذر، شاهنامه به اکبر زنجانپور اهدا کرد، خطاب به او گفت: هر ثانیه‌ای که شما را می‌بینم برایم خاطر انگیز است. من از شما بازیگری و کار جدی را یاد گرفتم. از شما یاد گرفتم که باید عاشق بازیگری باشی. واقعاً ممنون هستم که در این جایگاهی که دارد همیشه به پشت‌صحنه تئاترهای ما آمدید و از ما حمایت کردید.

     زنجانپور: اشکان رهگذر به قهرمانان بی تصویر شاهنامه، تصویر بخشیده است

    اکبر زنجانپور بابیان اینکه امشب، شب بزرگی برای من است گفت: کسی که باعث آشنایی من با اشکان رهگذر شد، خانم تینا پاکروان بود. دو سال پیش به من زنگ زد و گفت فیلم انیمیشنی درباره شاهنامه هست، بیا و صحبت کن. به او گفتم موضوع شاهنامه باشد، شما هم تأیید کنی، حتماً می‌آیم و باید بگویم امروز بسیار خوشحال هستم که این کار را انجام دادم. چراکه هر ایرانی با فردوسی و شاهنامه ارتباط دارد و خلوت خودش را با این اثر گران‌قدر گذرانده است.

    او ادامه داد: همه ما به شاهنامه و فردوسی افتخار می‌کنیم. زمانی که فردوسی شاهنامه را می‌نوشت نه عکسی بود و نه نقاشی. او درباره تاریخی صحبت می‌کند که نیست ولی می‌خواهد بگوید که وجود داشته است. حالا اشکان رهگذر به این قهرمانان بی تصویر، تصویر بخشیده است و آن‌ها را زنده کرده است.

    زنجانپور تأکید کرد: فردوسی بزرگ این تاریخ را به ما ایرانیان هدیه کرد و ما به‌عنوان یک ملت مخلصش هستیم. حالا اشکان رهگذر، کار دیگری می‌کند، او قهرمانان شاهنامه را در این انیمیشن که کار بزرگی است قرار می‌دهد و به ملت ایران پیشنهاد می‌کند که به سراغ شاهنامه بروند.

    این برنامه به‌پاس قدردانی از یک‌عمر فعالیت این هنرمند که در انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» صداپیشه نقش کاوه آهنگر است، برگزار شد.

    «آخرین داستان» اولین انیمیشن بلند سینمایی به نویسندگی و کارگردانی اشکان رهگذر است که داستان این فیلم برداشتی آزاد از روایت «ضحاک» در شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • مراسم تشییع پیکر زهرا عبدالمحمدی

    مراسم تشییع پیکر زهرا عبدالمحمدی

    پیکر این خبرنگار جوان پس از تشییع از مقابل منزل، به بهشت‌زهرا(س) منتقل شد تا بنا به وصیتی که انجام داده در کنار مزار مادربزرگش به خاک سپرده شود.

    مراسم ترحیم زهرا عبدالمحمدی ـ خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس ـ روز چهارشنبه (۲۷ آذر ماه) از ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه لغایت ۱۶ در مسجد اباعبدالله الحسین واقع در خیابان شهید رجایی میدان بهشت برگزار می‌شود.

    زهرا عبدالمحمدی، خبرنگار خبرگزاری فارس پس از تحمل دوره‌ای بیماری صبح روز گذشته (۲۴ آذر ماه) درگذشت.

    زنده‌یاد عبدالمحمدی متولد سال ۱۳۶۶ بود و بیش از یک دهه در حوزه خبرنگاری پارلمانی فعالیت می‌کرد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • ناگفته‌های تورج شعبانخانی/ از نادانی شبکه‌های فارسی‌زبان تا همکاری با فریدون فروغی

    ناگفته‌های تورج شعبانخانی/ از نادانی شبکه‌های فارسی‌زبان تا همکاری با فریدون فروغی

    بخش‌هایی از گفتگو با تورج شعبانخانی را مرور می‌کنیم.

    زمان خدمت سربازی در ساری و بعد از موفقیت ترانه آدمک، آهنگ دیگری هم ساختید و برای اجرا به خواننده‌ای دادید؟
    شاید باورتان نشود، در بیست‌وچهار ساعت شبانه روز ساز در بغلم بود و شعر جلوی صورتم. در حال ساختن آهنگ تازه بودم و به این نوع زندگی عادت کرده بودم. باور کرده بودم که زندگی‌ام همین است و باید این جوری باشد. زندگی‌ام تبدیل به موزیسینی شده بود که عاشق این کار است و به هیچ عنوان هم نمی‌خواهد از آن دست بکشد. حالا چه کسی می‌آمد و چه کسی نمی‌آمد، چه کسی ترانه‌ای می‌گرفت و چه کسی ترانه‌ای نمی‌گرفت. من کارم را انجام می‌دادم. عشق به کار به قدری زیاد بود که حتی دیر ازدواج کردم، دیر بچه دار شدم. شاید خواست خدا این بود و قسمتم این بود. شاید اگر انقلاب نمی‌شد، ازدواج هم نمی‌کردم. آن زمان زندگی برایم شکل دیگری بود.

    تمام وقت‌تان را به موسیقی اختصاص داده بودید؟
    بله. اگر انقلاب رخ نمی‌داد شاید همه چیز شکل دیگری به خودش می‌گرفت. در هر صورت، خوشحالم که این همه وقت برای کار آهنگسازی گذاشتم و احساس پشیمانی نمی‌کنم.

    پایان خدمت سربازی و بازگشت همیشگی به تهران از ساری، مصادف با مشهور شدنتان بود.
    به تهران که برگشتم، زمان شروع کار بود. تلویزیون کارش را شروع کرده بود و هفته‌ای دو روز به آن جا می‌رفتم. استاد حنانه آنجا تدریس می‌کرد. زندگی‌ام تبدیل به آن نوازنده‌ای شد که شب و روز درگیر است. طوری بود که شب‌ها ساعت چهار تازه می‌خوابیدم. هفت و نیم صبح هم بیدار می‌شدم تا کار را شروع کنم. در کل، سه ساعت و نیم می‌خوابیدم. اول صبح باید سر کلاس درس دانشگاه حاضر می‌شدم. برای یک سالی به خودم فشار آوردم. اما دیدم نمی‌شود به این شکل ادامه داد یا باید این راه را بروم یا آن راه را. زمانی که انصراف دادم و تحصیل را کنار گذاشتم و مشغول کار حرفه‌ای آهنگسازی شدم، دیگر معلوم است که زندگی حرفه‌ای یک آهنگساز چگونه است. زندگی‌ام تبدیل شد به یک زندگی هنری که دیگر شبیه زندگی آدم‌های معمولی نبود. کار آهنگسازی شروع شده بود و باید دانه دانه به هنرمندان معروف یا تازه وارد، کار می‌دادم. حتماً از خوانندگان تازه کار تست می‌گرفتم. در حقیقت، از همان ابتدای کار کمی سختگیر بودم. بارها از من پرسیده شد چرا با فلانی یا فلانی کار نمی‌کنم. از ابتدا عقیده‌ام بر این بود که آدم باید خط مشخصی داشته باشد و کسانی را انتخاب کند که به سبک کار او می‌خورند. کسانی را برای کار انتخاب می‌کردم که باور داشتم می‌توانند کارهای مرا انجام دهند و توانایی اجرا و خواندن ملودی‌های مرا دارند.

    یعنی با آن نوع کار راحت بودند؟
    بله، راحت باشند. سعی‌ام بر این بود که کار را برایشان آسان کنم، زیرا افرادی که وارد این کار می‌شدند در آن ماندگار شده و در این حرفه می‌ماندند. بحث فقط توانایی‌های اجرا نیست. بحث مخارج هم هست. خواننده‌ای که می‌خواهد حرفه‌ای شود، حتماً باید روزی یکی دو ساعت بخواند تا صدایش جا بیفتد. این کار کمک می‌کند تا صدایش برای مردم و شنوندگان تثبیت شود. خواندن کار ساده و راحتی نیست. کار کردن زیاد می‌خواهد و تلاش و ممارست. زحمت زیادی می‌طلبد و بسیار بسیار کار سختی است. خیلی‌ها از من در این رابطه می‌پرسند. ممکن است شروع آن جذاب باشد. اما وقتی کسی به‌صورت حرفه‌ای در آن افتاده و درگیر می‌شود، باید تلاش بسیار زیادی به خرج دهد. چنین کسی باید خودش را حفظ کند، زیرا بالا آمدن مهم نیست. نکته مهم و اصلی این است که بتواند خودش و موقعیتش را حفظ کند. هم موقعیتش را و هم شخصیتش را.

    بجز دو آهنگی که برای فریدون فروغی ساختید که او را تبدیل به خواننده معروفی کرد، آهنگ دیگری هم ساختید؟

    یکدیگر را خیلی می‌دیدیم و قول و قرارهای زیادی هم با هم می‌گذاشتیم. اما هیچ کدام نتیجه‌ای نداد. یک جورهایی به هم می‌خورد. شاید دلیلش این بود که شکل زندگی‌ها عوض شده بود. شروع کار هر دو ما با آهنگ آدمک بود، اما حالا شرایط تغییر کرده بود. او یک خواننده بود و من یک آهنگساز. فریدون برای خودش‌ بندی داشت که با آنها کار می‌کرد و با آنها برنامه می‌گذاشت. من دوست و رفیق خارج از بندش بودم. ما دوست بودیم. قرار بود برایش چند آهنگ بسازم. روی دو آهنگ توافق کرده بودیم. شعر آنها را پسندیده بود. یکی از آنها مال فرهنگ قاسمی و دیگری متعلق به فرهاد شیبانی بود. این موضوع مال سال ۵۶ است. با وقوع انقلاب، این آهنگ‌ها مسکوت ماندند. در حقیقت، کار و فعالیت من راکد شد.
    فکر می‌کنید چه شد که نشد دوباره با هم همکاری کنید؟
    شاید قسمت بود.
    مثلاً توقع او بالاتر رفته بود یا از جانب شما، موضوعی مطرح بود؟
    نه. طفلک فریدون اهل این حرف‌ها نبود. خدا رحمتش کند، خیلی بی‌ریا و درویش مسلک بود. نمی‌دانم چه بگویم، چیز بخصوصی باعث عدم همکاری‌مان نشد. فقط همین مشغله کاری و زندگی و همین چیزها بود که نگذاشت باز هم با هم کار کنیم. این در حالی بود که در کنارهم بودیم و در هفته، دو سه باری همدیگر را می‌دیدیم. حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم با وجود این دیدارها شرایط برای همکاری دوباره میسر نشد.
    سرنوشت آن دو آهنگ چه شد؟
    آن آهنگ‌ها تکمیل نشدند. وقوع انقلاب مانع از ساخت و تکمیل‌شان شد. این‌ها پروژه‌هایی بود که قبل از انقلاب داشتیم. بعد از انقلاب تا مدت‌ها به سراغ آن آهنگ‌ها نرفتم و به نوعی، بایگانی شدند. خب، تا سال‌ها بعد از انقلاب ما چیزی به‌نام موسیقی پاپیولار نداشتیم. این موضوع تا هفده سال طول کشید، تا بالاخره موسیقی پاپیولار پذیرفته شود. در هر صورت، اگر آن زمان فریدون می‌توانست کار کند و منعی نداشت، حتماً با او کار می‌کردم. آدمی بود که به هرحال مستحق زندگی خیلی بهتری بود. زندگی شخصی هر کسی به خودش مربوط است. طفلک بد هم آورد.
    ۲۴۱۲۴۱
  • صفحه اول روزنامه‌های ۲شنبه ۲۵دآذر ۹۸

    صفحه اول روزنامه‌های ۲شنبه ۲۵دآذر ۹۸

    اظهارات امام جمعه بیرجند، سخنان ظریف در قطر خطاب به کشورهای اسلامی، اعلام تثبیت قیمت گازوییل و… از موضوعات مطرح شده در مطبوعات امروز است.

  • تالار وحدت غرق در سرمایه‌های موسیقی نواحی/ ناظم لوریس چکناواریان خاطره گفت

    تالار وحدت غرق در سرمایه‌های موسیقی نواحی/ ناظم لوریس چکناواریان خاطره گفت

    آیین اختتامیه ششمین دوره از فستیوال موسیقی آینه‌دار شامگاه یکشنبه (۲۴ آذر) با حضور چهره‌هایی همچون اسماعیل خلج (نمایشنامه‌نویس)، محمود دولت‌آبادی (نویسنده)، علی ثابت‌نیا (مدیرعامل انجمن موسیقی)، هوشنگ ستوده (پژوهشگر موسیقی)، داریوش طلایی (موسیقیدان) و شهرام صارمی (موسیقیدان) در تالار وحدت برگزار شد.

    این فستیوال از ۲۰ آذر آغاز شد و تا ۲۲ آذر ادامه داشت.

    در ابتدای این برنامه نمایشی از «موسیقی زورخانه – موسیقی مرشد زورخانه و ورزش باستانی» با حضور مرشد امیرمسعود خسروی و ورزشکارانی از گود زورخانه باب‌الحوائج برنامه‌هایی اجرا شد.

    در بخش بعدی فرزند حاج قربان سلیمانی (بخشی و نوازنده)، بخشی علیرضا سلیمانی به دوتار نوازی شمال خراسان پرداخت.او با چیره‌دستی در ریتمی یکسان می‌نواخت ملودی با سراسر احساس سر داده بود و سالن را مجذوب خود کرده بود.

    در بخش بعد تندیس موسیقی شمال خراسان با حضور محمود دولت‌آبادی به عیسی قلی‌پور، رمضان علی سلطانی، حسین عزیزی‌پور، حیدرعلی هاشم، فریدون غلامی و علیرضا سلیمانی تقدیم شد.همچنین در این مراسم ادوارد کشیشیان نوازنده آکاردئون و خواننده به همراه مارتین نظری نوازنده نقاره به اجرای بخشی از موسیقی ارامنه تهران پرداختند.

    تندیس‌هایی به هنرمندان موسیقی تهران با حضور هوشنگ ستوده پژوهشگر موسیقی به حسن زند بافت، محمد منتشری (حضور نداشت) و سوسن اصلانی تقدیم شد. همچنین با حضور عبداله انوار تندیسی به ستوده تقدیم شد.

    ستوده که ۳۰ سال ناظم دبیرستان عالی موسیقی بوده است، گفت: ناظم لوریس چکناواریان بودم و آنقدر شیطنت داشت که اسم او را جنگاوریان گذاشتم.

    دبیر هنری جشنواره علی مغازه‌ای نیز بیان کرد: ششمین فستیوال آینه با همراهی عزیزانمان برگزار شد.از فردا دوره بعدی این جشنواره متولد خواهد شد و در دوره هفتم تمام می‌شود. قرار بود فستیوال در هشت دوره برگزار شود ولی با بررسی‌هایی که صورت گرفت تصمیم گرفتیم هفت دوره باشد. امسال نیز همانند دوره‌های قبل به مناطق مختلف سفر کردیم و با هنرمندان مختلف و اقوام مختلف نواحی مربوط به این دوره دیدار کردیم. با این سفر یک سال به عمر آینه دار و تا حدی به ادراک خودمان از جغرافیا و تاریخ موسیقی اضافه شد.

    ‌او همچنین‌ یادی از بهروز وجدانی کرد و گفت: برای ثبت جهانی دوتار بسیار تلاش کرد ولی پس از ثبت، نامی از او آورده نشد. جای هنرمندان زیادی در کنار ما خالی است چه آنها که فوت کردند و چه آنها که به دلایل مختلف نتوانستند. حاصل تلاش ما هیچ نیست مگر امیدمان به تحقق یک رویا که شناساندن موسیقی اقوام مختلف و فرهنگ آنهاست.

    در ادامه موسیقی منطقه طالقان با نواختن سرنا و دهل اجرا شد. تندیس مناطق الموت و طالقان با حضور داریوش طلایی به علی گیلونی، احمد قورچی بیگ، صدراله اندیجی ، فرخ الله قرقی‌و فتح الله محبی اهدا شد.

    گلیونی گفت: از آقای درویشی و تک تک هنرمندان ایران که دوست من هستند تشکر می‌کنم. پریشب اینجا نی نواختم و اگر فرصت بود باز هم می‌نواختم.

    در ادامه موسیقی منطقه ترکمن صحرا با نواخته شدن دوتار اجرا شد.تندیس منطقه ترکمن با حضور علی ثابت‌نیا رئیس انجمن موسیقی به دوردی طریک، آشور محمد قانی یخبز، آراز محمد باخوشی، برات علی یگانه، تقی یوسف‌نیا، احمد کشوار، آشور گلدی برزین و گلایام ایلی تقدیم شد.در پایان‌ محمد ایلی و گلایم ایلی لالایی منطقه ترکمن صحرا را اجرا کردند.

    ۲۳۲۳

  • بیژن پیرنیا، نخستین گوینده برنامه کودک درگذشت

    بیژن پیرنیا، نخستین گوینده برنامه کودک درگذشت

    هومن ظریف ، مستندساز «یمینی شریف و پیرنیا»، خبر درگذشت این هنرمند قدیمی را تایید و درباره مراسم تشییع او اعلام کرد که بنا به گفته خانواده مرحوم پیرنیا، مراسم تشییع، سه‌شنبه ۲۶ آذر برگزار خواهد شد.

    بیژن پیرنیا، فرزند داوود پیرنیا، موسس برنامه‌های پنجگانه «گل‌ها» و برنامه کودک رادیو در میانه دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، در نوشهر زندگی می‌کرد.

    او بازنشسته بانک مرکزی بود.

    وی درسال ۹۳ در مصاحبه‌ای گفته بود: «در سال‌های ۱۳۳۳ و ۱۳۳۴ برنامه کودک اجرا می‌کردم. البته آن موقع بچه بودم و به کمک پدر و نوشته‌های پدر و بعد هم به کمک آقای دکتر معین افشار، برنامه را اجرا می‌کردیم.»

    بیژن پیرنیا همچنین در دو مستند بلند «یمینی شریف و پیرنیا» و نیز «باغبان گل‌ها» حضور داشت و درباره همکاری با باشگاه کودکان و برنامه «گل‌ها»ی داوود پیرنیا، توضیح داده بود.

    بیژن پیرنیا در برنامه کودک رادیو؛ دهه ۳۰ خورشیدی

    ۵۷۵۷

  • واکنش مهدی فخیم‌زاده به مهاجرت مهناز افشار

    واکنش مهدی فخیم‌زاده به مهاجرت مهناز افشار

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مهدی فخیم‌زاده ضمن ابراز واکنش نسبت به مهاجرت مهناز افشار به خارج از کشور و حضورش در برنامه پرشیاز گات‌تلنت، تاکید کرد خودش هیچگاه ایران را ترک نخواهد کرد.

    او در یک گفت‌وگوی تصویری گفت: «این کار خانم افشار، مربوط به زندگی شخصی‌اش است. اگر هنرپیشه هم نبود، ممکن بود برود. خیلی‌ها می‌روند اما وقتی مهناز افشار می‌رود، چون سرشناس است، سر و صدا به‌پا می‌کند و بازتاب خبری می‌یابد.»

    فخیم‌زاده در واکنش به پرسشی درباره امکان مهاجرت خودش از ایران گفت: «امکان ندارد. اگر مهدی فخیم‌زاده قرار بود برود، از اول انقلاب و در همان دهه ۶۰ می‌رفت. من ایران ماندم و اگر سنگ هم از آسمان ببارد، همین‌جا هستم.»

    ۵۷۵۷