برچسب: فرهنگ

فرهنگ و اداب رسوم فرهنگ بشری

  • پیام معاون هنری به جشنواره تئاتر فجر

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیدمجتبی حسینی ـ معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ در پیام خود به سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نوشت:

    «هوالبصیر
    إِنّ لِربِّکُم فی أیّامِ دَهرِکُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ لعَلَّهُ أن یُصِیبَکُم نفحهٌ مِنها فَلا تَشقَونَ بَعدَها أبدا …
    همانا از سوی پروردگار شما در طول عمرتان نسیم‌هایی می‌وزد، پس خود را در معرض آن‌ها قرار دهید، باشد که نسیمی از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نیافتید.

    هنر، فضیلت انسان است که متولد می‌شود تا بار امانت را به درک و درد به جان بخرد و جویای گوهر گمشده باشد که آدمی اگر بخواهد سزاوار «فتبارک الله احسن الخالقین» باقی بماند، باید به تماشای خویش در آبگینه هنر، زلال‌تر شود. شادمانی اندوهناکی است این تولد که تلخ تلخ، جان هنرمند می‌خراشد تا جهان هنر، نوشین و نازنین باشد.

    حماسه باشکوهی است «رنجی» که به «گنج» و «دردی» که به «درود» بیانجامد. «جمال» و «جلال» آدمی است هنر و بی‌دریغ در خوش‌حالی و بد احوالی مردمان دیروز و امروز، شریک بوده است که از جان برخاسته و بر جان‌ها نشسته است. شرح شریف هنر در شیدایی روزگار «انقلاب» شنیدنی است. به یاد آوریم زمزمه‌هایی که به لحن و لهجه هنر «فریاد» شد و دستانی که به آرمان هنر، «داستان».

    جشنواره‌های فجر، ستایش ستم‌ستیزانی است که به سلاح هنر، صلاح سرزمین خویش را رقم زدند. این روزها نیز که ناگریزان از خشم، به ورطه وطن می‌اندیشند، تن از هنر، رویینه باید کرد و به شوق صلح، به بردباری از هفت خوان بگذریم که جان هنرمندان به تمامی به وصل اندیشیده است و در دریای تلاطم‌ها و تشویش‌ها به لنگر صبر، ساحل سامان بوده‌اند.

    رواست که خاصه بدین روزگار، ستایش‌گر همت و هوشیاری هنرمندانی باشیم که به هنگام سوگ و در هوای سور، مردم اندیشند.

    تئاتر، همه این سال‌ها، قدم به قدم از «عزلت» به «صحبت» کوچیده و چنان شبیه است به «مردم» که هر دو سوی صحنه تئاتر، می‌تواند «مردم» نام بگیرد. این هم‌هوایی و هم‌احوالی اما به کیمیای گفت و گو رونق گرفته و مقصدش فهم مخاطبان و نشاط شهروندان و توانش هنرمندان بوده است.

    جشنواره تئاتر فجر متولد چنین آرمانی است و آن به، که مصائب و مرارت‌های این ایام، پر سیمرغی شد که اهریمن نومیدی را از کمان فرهیختگی و فرزانگی هنرمندان تئاتر به زانو درآورد. این رویداد، تعظیم فروتنانه هنرمندانی است که به مدد نور و نوا و نقش، مردم را به آبادی و آزادی فرا می‌خوانند چنان که رودکی چنگ برگرفت و در «پرده عشاق» بوی جوی مولیان خواند و شعله شوق بخشید.

    مدح معرفت هنرمندان و شرح شفقت همکارانم در این روزگار از این قلم برنخواهد آمد و به ناگزیر، خداوندگار هنر را به سربلندی و رستگاری این مهربانان سوگند می‌دهم.»

    ۲۵۸۲۵۸

  • عکس|شهاب حسینی در کنار رابرت دنیرو

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شهاب حسینی بازیگر مطرح سینمای ایران که به تازگی بازی در فیلم «مست عشق» را به پایان رسانده و با فیلم «آن شب» ساخته کوروش آهاری در جشنواره فیلم فجر حضور دارد با انتشار عکسی از خودش در کنار رابرت دنیرو، بازیگر مطرح سینمای هالیوود صفحه اینستاگرام خود را به روز کرد و نوشت:

    «این روزها دل و دماغی نیست تا شرح یک روز به یاد ماندنی در تاریخ فعالیت حرفه‌ای‌ام را با جزئیات با شما به اشتراک بگذارم. همین‌قدر که ملاقات آدم‌های بزرگ را از نزدیکی و آشنایی با مرامی که برای خود در زندگی برگزیدند، تاییدی است بر این باور که هیچ عزتی بی علت نیست.»

    ۲۵۸۲۵۸

  • اعلام نامزدهای دو بخش جشنواره شعر فجر/معرفی برگزیدگان بخش ویژه

    اعلام نامزدهای دو بخش جشنواره شعر فجر/معرفی برگزیدگان بخش ویژه

    به گزارش خبرگزاری مهر، بر اساس رأی هیأت داوران «بخش ویژه شعر جوان» متشکل از غلامرضا طریقی (دبیر بخش ویژه)، سعید بیابانکی (دبیرعلمی جشنواره)، آرش شفاعی، مرتضی کاردر و صابر ساده، شاعران زیر به عنوان «برگزیدگان بخش ویژه چهاردهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر» معرفی شدند.

    محمد مهدی احمدی (اصفهان)

    امید ادهمی (فسا)

    میلاد پشاآبادی (کرمانشاه)

    محمد حسن‌زاده (تهران)

    غلام عباس حسینی (کشور افغانستان)

    آرزو سبزوار قهفرخی (بروجن)

    سارا متقی (رشت)

    بر اساس اعلام دبیرخانه جشنواره شعر فجر، برای شرکت در بخش ویژه شعر جوان، بیش از ۲۰۰۰ شعر توسط حدود ۴۰۰ جوان زیر ۲۵ سال از سراسر ایران و کشورهای ازبکستان، افغانستان و تاجیکستان ارسال شده است.

    باتوجه به آئین‌نامه ابلاغی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره جشنواره شعر فجر، «بخش ویژه شعر جوان» در این دوره از جشنواره به شاعران کمتر از ۲۵ سال اختصاص یافت. به این صورت که شاعران متولد ۱۳۷۳ به بعد می‌توانستند در دو بخش آزاد و برخوان فارسی (پاسداشت زبان فارسی) اشعار خود را برای دبیرخانه جشنواره شعر فجر ارسال کنند.

    دبیرخانه این جشنواره همچنین روز گذشته نامزدهای بخش شعر کودک و بزرگسال این جشنواره را نیز معرفی کرد.

    بر این اساس هیئت داوران متشکل از «حمیدرضا شکارسری»، «زهیر توکلی» و «عبدالحمید ضیایی» آثار زیر را نامزد دریافت این جایزه در بخش بزرگسال اعلام کردند:

    «به رنگ دانوب» سروده واهه آرمن از نشر چشمه، «را را» سروده پانته‌آ صفایی از انتشارات فصل پنجم، «رمه در مه» سروده علیرضا رجبعلی‌زاده کاشانی از انتشارات شهرستان ادب، «زیر انگشت‌های تشریح» سروده رحمت‌الله رسولی‌مقدم از انتشارات ایهام و «مونث» سروده ساجده جبارپور از انتشارات نزدیک‌تر

    در بخش شعر کودک و نوجوان نیز هیأت داوران متشکل از «محمد گودرزی دهریزی»، «انسیه موسویان» و «حامد محقق» آثار زیر را نامزد دریافت جایزه معرفی کردند:

    «خدا نقاش خوبی است» سروده سعیده موسوی‌زاده از انتشارات به‌نشر، «دل تو برد شرط را» سروده فاطمه سالاروند از نشر پیدایش، «کفشم زمانی گاو بوده» سروده کمال شفیعی از نشر پیدایش و «مگر لب زیپ دارد» سروده غلامرضا بکتاش از انتشارات امیرکبیر

    آئین پایانی جشنواره چهاردهم شعر فجر عصر فردا شنبه ۱۲ بهمن در شهر زاهدان برگزار می‌شود.

  • دیدن بغض علی در غم زهرا سخت است

    دیدن بغض علی در غم زهرا سخت است

    به گزارش خبرگزاری مهر، محفل شعر «بانوی آسمانی» عصر سه‌شنبه ۸ بهمن‌ماه، به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها، با حضور عبدالرضا علی پناه، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شمیرانات، محمدهادی ناصری طاهری، سرپرست اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان تهران، شاعران مطرح آئینی کشور چون مصطفی محدّثی خراسانی، رضا اسماعیلی، مرتضی امیری اسفندقه، فاطمه نانی‌زاد، احمد بابایی، قادر طراوت‌پور، نفیسه سادات موسوی و نغمه مستشارنظامی، در کتابخانه حضرت فاطمه (س) شهر تهران برگزار شد.

    در این مراسم نغمه مستشارنظامی ضمن خوانش قطعاتی از کتاب «بانوی آئینه و آب»، عنوان کرد: به لحاظ تاریخی اولین شعری که در ستایش و محوریت حضرت فاطمه (س) سروده شده، در مناقب ابن شهرآشوب در زمان ازدواج حضرت فاطمه (س) ثبت شده و در ادامه حضرت علی (ع) درباره ایشان سروده‌اند که این شعر در دیوان منتسب به ایشان درج شده است. پس از آن افرادی از کمیت، مقداد، مهیار دیلمی، دعبل خزایی تا ناصرخسرو قبادیانی، عطار نیشابوری و ثنائی غزنوی تا به امروز، از شاعرانی بودند که شعر فاطمی را از گذشته به دست ما رساندند.

    عبدالرضا علی پناه، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شمیرانات نیز در این محفل طی سخنانی گفت: حقیقتابرخی واژه‌ها را نمی‌توان معنا کرد، چراکه معنای آنها به وسعت تمامی کائنات است. همانند «عشق» که هرکس با توجه به بینش خود برداشتی از این واژه دارد؛ واژه «فاطمه» هم همینگونه است و هرکس به اندازه فهم خود می‌تواند فاطمه را بشناسد. فاطمه اقیانوسی است بی‌کران که اندیشه انسان در معنای آن حیران است. وی افزود: تشکر و قدردانی می‌کنم از جناب آقای ناصری طاهری سرپرست اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران که در مدت کوتاه حضور ایشان در این اداره کل، شاهد رخ دادن اتفاقات بسیاری خوبی بودیم. از برگزاری و حضور در این محفل شعری بسیار خوشحالم و تلاش می‌کنیم که این توجه و اهمیت و شعر و ادب در جامعه مستمر باشد.

    همچنین در این مراسم شعرای نامدار کشورمان به خوانش شعرهایی در وصف حضرت زهرا (س) پرداختند.

    مصطفی محدّثی خراسانی در این محفل شعری به خوانش غزلی از خود با عنوان «حریم کسا» پرداخت.

    شب‌های هجر بی تو به پایان نمی‌رسد

    نوبت به صبح خلقت انسان نمی‌رسد

    قالو بلی، تبسم گلهای باغ توست

    بی مهر تو، الست، به پیمان نمی‌رسد

    در ابرهای بغض نهان است راز عشق

    این بغض تا همیشه به باران نمی‌رسد

    آن آتشی که حافظ از آن گفت عشق توست

    بی عشق، جان به جلوه جانان نمی‌رسد

    چشمان توست راه گشایش به آسمان

    وقتی مجال پر، به شهیدان نمی‌رسد

    باید بپرسد از تو طریق عروج را

    ورنه سر حسین به سامان نمی‌رسد

    مهریه تو آب، ولی روز واقعه

    بر وارث تو قطرهای از آن نمی‌رسد

    آنک عبا و، چادرت اینک، کسای ماست

    در این حرم گزند به قرآن نمی‌رسد

    آئینه ولای تو را تا غبار هست

    کفر زمین به آیه ایمان نمی‌رسد

    خصم علی به گور برد حسرت زوال

    تو کوثری، کثیر به پایان نمی‌رسد

    در ادامه فاطمه نانی‌زاد به خوانش قطعه‌ای از خود با عنوان «مادر، ماتم تو عجیب گریه‌آور است» پرداخت:

    هر چند خانه، از همه خانه‌ها سر است

    این آشیانه مسلخ سرخ کبوتر است

    از انتشار عطر تو در پر کشیدنت

    آغوش خانه تا به قیامت معطر است

    هر قدر خواستم که صبوری کنم، نشد

    مادر، عجیب ماتم تو گریه آور است

    از آن زمان که ابر شدی بین کوچه‌ها

    باران گرفته صورت دیوارها تر است

    بعد از تو هر چه لاله در این دشت داغدار

    بعد از تو هر چه یاس در این باغ پرپر است

    همچنین رضا اسماعیلی در این محفل به خوانش شعری از خود با عنوان «بانوی نور، مادر آئینه ها» پرداخت.

    بانوی نور! مادر آئینه‌ها، سلام

    روشن‌ترین تبسم نور خدا، سلام

    ای کوثر کبود خدا، با سه آیه آه

    از ما به زخم‌های کبود شما، سلام

    حُزن غریب پنجره‌ها در غروب نور

    ای خواهش همیشه ی آئینه‌ها، سلام

    ای ماه سرخ گمشده در ناکجای خاک

    بر رَدّپای نور تو در ناکجا، سلام

    غمگین‌ترین پرنده ی سیّاره ی بقیع

    بال و پر شکسته ی روح تو را، سلام

    ای باغبان دلشده ی لاله‌های سرخ

    ای وارث حماسه‌ی کرب و بلا، سلام

    ای روح سبز بندگی و حُجت خدا

    از ما به روح سبز شما، تا خدا سلام

    وی پس از شعر خوانی درباره جمع‌آوری و تدوین کتاب «بانوی آئینه و آب» گفت: در سال ۱۳۸۱ با همکاری مؤسسه حضرت فاطمه (س) اقدام به جمع‌آوری گزیده اشعاری از شاعران معاصر را در مدح حضرت فاطمه (س) کردیم. کاری که یک سال و نیم به دنبال گزینش اشعار خوب و ارجمند در این کتاب بودیم و منبع هرکدام از این اشعار درج شده نیز در کتاب آمده است. در آن سال کتابی در این زمینه وجود نداشت و از این جهت بسیار مورد استقبال قرار گرفت. از شاعران نسل‌های مختلف در این کتاب با عنوان «بانوی آئینه و آب» منتشر شده است.

    اسماعیلی در ادامه به خوانش شعری از قیصر امین پور در وصف حضرت زهرا (س) که در این کتاب آمده، پرداخت.

    صدایی به رنگ صدای تو نیست

    به جز عشق نامی برای تو نیست

    شب و روز تصویر موعود من

    در آئینه جز چشم‌های تو نیست

    تن جاده از رفتنت جان گرفت

    رگ راه جز رد پای تو نیست

    مزار تو بی مرز و بی انتهاست

    تو پاکی و این خاک جای تو نیست

    به تشییع زخم تو آمد بهار

    که جز سبز، رخت عزای تو نیست

    کسی کز پی اهل مرهم رود

    دگر شیعه زخم‌های تو نیست

    به آن زخم‌های مقدس قسم

    که جز زخم مرهم برای تو نیست

    احمد بابایی از دیگر شاعرانی بود که در این محفل به شعرخوانی پرداخت. وی باخوانش یک مثنوی از خود در گرامیداشت یاد و جایگاه سردارشهید حاج قاسم سلیمانی که در آن اشاراتی از شعر فاطمی نیز وجود داشت، پرداخت.

    در رگ حادثه، خون موج زد، آئینه شکست

    شعله‌ور شد در و دیوار حرم، سینه شکست

    خون مالک به زمین ریخت، خبر سنگین است

    بعد مالک، به تن حوصله، سر، سنگین است

    اشک آغاز جنون است، تماشا سخت است

    دیدن بغض علی در غم زهرا سخت است

    خون ما وجه سلوک است که سالک باقی‌ست

    کشته شد مالک اگر، غیرت مالک باقی‌ست

    شعله‌ور بود و به ققنوس، توسل می‌کرد

    تشنه‌لب بود و لب آب تحمل می‌کرد

    وسط معرکه غوغاست، جنون می‌رقصد

    مالک انگار که در برکه‌ی خون می‌رقصد

    شعله‌ور بود درِ خانه، لگد بر در خورد

    داغ، مسمار شد و بر جگر حیدر خورد

    شعله‌ور بود خبر، دل به صدا آمده است

    خبر ار مصحف امّ الشهدا آمده است

    سنگباران شده قاسم، شده دل، خونین‌تر

    این چه زخمی ست که باشد ز عسل شیرین‌تر؟

    وسط معرکه غوغاست… شکسته بالش

    آمده مادر سادات به استقبالش

    جلوه آئینه طلب شد غزلش کرد خدا

    چه بگویم به چه حالی بغلش کرد خدا

    چه بگویم به چه حالی یل ما را کشتند

    قبله باقی‌ست فقط قبله‌نما را کشتند

    قبله باقی‌ست، خدا هست، بگو با صهیون

    صد چنین قبله‌نما هست بگو با صهیون

    عاقبت مدح جنون، خون به پر و بال کشید

    روضه‌ی قاسم ما نیز به گودال کشید

    بُت بگو، بی سروپا باش، سراپا تبریم

    چند سالی ست که ما منتظر این خبریم

    کدخدا را برسانید! زمان، مستِ علی ست

    مالک افتاد زمین، تیغ ولی دست علی ست

    کدخدا را برسانید که خون ارزان نیست

    ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

    کدخدا را برسانید که حق تابنده‌ست

    مالک افتاد ولی خشم مقدس زنده‌ست

    زخم شمشیر اگر خورد به شیران… باشد

    حاج قاسم یکی از مردم ایران باشد

    چله‌ای هست که سردار… نه بی‌سر شده‌اند

    همه‌ی مردم ما مالک اشتر شده‌اند

    دل ما سوخت در این روضه، خبر سنگین است

    باکی از کشته‌شدن نیست، سعادت این است

    مالک افتاد زمین، قیمت حسرت چند است

    خوش به حالش که علی از دل او خرسند است

    نوبت روضه قاسم شد و جولان دادند

    روضه‌خوان‌ها خبر از سم ستوران دادند

    یا علی! اهل حرم دست‌به‌دامان تو اند

    مالک و قاسم هر عهد، شهیدان تو اند

    قنفذ از یک طرف و حرمله از سوی دگر

    بازهم در وسط معرکه، آهوی دگر

    خبر تازه، سر قافله آوار شده

    فاطمه پشت در خانه، گرفتار شده

    اشک آغاز جنون است! تماشا سخت است

    دیدن بغض علی در غم زهرا سخت است

    سر صبحی دم از آن زلف پریشان زده‌ایم

    اول روضه گریزی به شهیدان زده‌ایم

    مرگ بر بی کسی و واهمه! بر عشق درود

    تشنه جان داد حسین بن علی بین دو رود

    تشنه جان داد نسوزد سر گیسوی حرم

    نگران بود حرامی نرود سوی حرم

    وای اگر آبروی قوم غدیری می‌رفت

    وای اگر دختر ارباب اسیری می‌رفت

    روضه‌خوان گفت شبی خیمه به غارت رفته است

    روضه‌خوان گفت که زینب به اسارت رفته است

    خطبه‌خوان، زینب کبراست بگو با صهیون

    کربلا آخر دنیاست بگو با صهیون

    در عطش چاره همین بود که دریا باشیم

    ارباً اربا شده ی اکبر لیلا باشیم

    سامرا تا به حلب جمع پریشانی بود

    تیغ خیبرشکنی، ارث سلیمانی بود

    سر طوفان شب بی‌حادثه بر شانه‌ی ماست

    ابرها مرز ندارند؛ سفر، خانه ماست

    غرّش ماست که از شطّ مصاف آمده است

    صاعقه، دور سر ما به طواف آمده است

    کدخدا را برسان! جلوه به زخم آکنده ست

    خون ما بت‌شکنان، گور بتان را کنده است

    زخم و خون آرزوی ماست، بگو با صهیون

    زخم، ارثیه‌ی زهراست بگو با صهیون

    صبح صادق زده و ضربت آخر مانده‌ست

    راه باز است اگر سیدعلی فرمانده‌ست

    اشک من حسرت محض است؛ پر از فریادم

    کشته شد یار ولی یاد بتول افتادم

    گریه کردیم ولی عقده ز دل باز نشد

    مگر از پشت در خانه، غم آغاز نشد؟

    خواست آن فرصت عهد ازلی را نبرند

    فاطمه پشت در آمد که علی را نبرند

    کدخدایان نجس، سرّ مگو را کشتند

    یک نفر یار علی بود که او را کشتند

    شعله بر بال و پر روح‌الامین افتاده

    سوره‌ی کوثر قرآن به زمین افتاده

    آن طرف نعره‌ی یک بی سروپا می‌شنوم

    این طرف از پس در، «فضه بیا» می‌شنوم

    شعله‌ور شد حرم و معجر زهرا هم سوخت

    روضه‌خوان گفت که موی سر زهرا هم سوخت

    در ادامه این محفل قادر طراوت‌پور نیز به خوانش قصیده‌ای در مدح و منقبت حضرت فاطمه (س) پرداخت.

    ای کعبۀ بی‌حاجی و ای قبلۀ غایب!
    تو «لیلۀ قدر» ی و جهان «لیل رغایب»

    یا اُمِّ هَنا! اُمِّ وِلا! اُمِّ ابیها!
    هرگز به مقامت نرسیدند مناصب

    در کتم زمان، مادر سترِ کلماتی
    وحیِ فَیَضان در حرمِ روح تو راهب

    «قوسین دَنا» مرتبۀ فاطمی توست
    فاطر شده با رتبۀ نامت متناسب

    در منزل «اَدنا» به سریرِ ملکوتی
    بعد از تو نشسته‌اند ملائک به مراتب

    رازِ «الفی»، نقطۀ پرگار «کسایی»
    بخشیده‌ای از «عصمت» جانت به «اقارب»

    از دامن نورِ تو جهان لایتناهی است
    در سایۀ پنهان تو پیدا متناوب

    با «روح عفیفِ» تو سرشته است مقامات
    در «لوح عقیقِ» تو نوشته است مراتب

    سرِّ برکاتِ تو به یاسین حجاب است
    پیش از همه ناموس حیا شد به تو راغب

    در کون و مکان سوی تو سوسوی حیات است
    پیدایی و نزدِ تو فقیرند جوانب

    می‌ترسم اگر فاش بگویم که چه هستی
    جانم بِسِتانند بزرگان مذاهب

    با احمد مختار به یک جانی و یک جسم
    با حیدر کرّار به یک روح و دو قالب

    بینِ علی و آینه بین‌الحرمینی
    اُمُّ الحسنینی تو، چرا اُمِّ مصائب!؟

    آداب و مراعات، همه مستحبات‌اند
    مُشتی کلمات‌اند، که در عشق تو واجب

    ای اشرف اسماً خدا در تو درخشان!
    ای سیّد اولاد بشر با تو مُصاحب!

    در پردۀ حق نام تو را «نور» نهادند
    تا آینه‌ها از تو بگیرند مواجب

    قدرِ تو غدیر است و نصابِ تو نبوّت
    معراج تولّایی و میقات مناقب

    تو مادر آبی و علی هم پدرِ خاک
    آب و گِل ما مهر تو بانوی مواهب!

    از ریشه نبی هستی و بر شاخه امامی
    در مرتبتِ تو چه حقیرند عجایب

    با نام غریبِ تو که سرحلقۀ وصل است
    آدینه شبی حضرت آدم شده تائب

    اسماءِ تو از چیست؟ که در معرکه حیدر
    «یا فاطمه» را گفت و به دشمن شد غالب

    حیران حیاتِ تو شهیدان دو عالم
    سرگشتۀ شأن تو امامان مکاتب

    وقتی که تو را روح قُدُس مُصحف حق داد
    بر سینۀ در، شعله آتش شده کاتب

    بینِ در و دیوار نشستی و شکستی
    تا «سرِّ خدا» را برسانی تو به «صاحب»

    بعد از تو چه نحس است «میانِ در و دیوار»
    بعد از تو چه نفرین شده بر واژۀ «ضارب»

    تشییع شبانگاه تو بر دوش ملائک
    تدفین تنِ پاک تو با دست کواکب

    در روح سخن، سوختۀ نام تو توصیف
    در ذهن قلم، مست طواف تو مطالب

    مرتضی امیری اسفندقه در ادامه این مراسم به شعرخوانی پرداخت. وی ابتدا با خوانش اشعاری از قادر طهماسبی (فرید) و غلامرضا شکوهی با موضوع حضرت فاطمه (س) یاد و جایگاه این شاعران را گرامیداشت و سپس به خوانش شعری از خود سروده شده در ۳۴ سال پیش با مطلع: «نه طوطی‌ام که به کنج حصار بنشینم، عقاب‌وار سرکوهسار بنشینم / نه ماهی‌ام که برقصم به زیر حجله آب، سمندرم به کُنام شراب بنشینم…» پرداخت.

    وی همچنین حاضران را به شنیدن شعری در وصف حضرت زهرا (س) مهمان کرد:

    هر کس هر آنچه دیده اگر هر کجا تویی
    یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی

    در تو خدا تجلّیِ هر روزه می‌کند
    آئینه تمام‌نمای خدا تویی

    چیزی ندیده‌ام که تو در آن نبوده‌ای
    تا چشم کار می‌کند ای آشنا! تویی

    نخل ولایت از تو نشسته چنین به بار
    سرچشمه‌ی فقاهت آلِ عبا تویی

    غیر از علی نبود کسی هم‌طراز تو
    غیر از علی ندید کسی تا کجا تویی

    تو با علی و با تو علی روح واحدید
    نقش علی است در دل آئینه، یا تویی؟

    شوق شریفِ رابطه‌های حریم وحی
    روح‌الامینِ روشن غارِ حرا تویی

    ایمان خلاصه در تو و مهر تو می‌شود
    مکه تویی، مدینه تویی، کربلا تویی

    زمزم ظهورِ زمزمه‌های زلال توست
    مروه تویی، قداست قدسی! صفا تویی

    بعد از تو هر زنی که به پاکی زبانزد است،
    سوگند خورده است که خیرالنّسا تویی

    شوق تلاوت تو، شفا می‌دهد مرا
    ای کوثرِ کثیر! حدیث کسا تویی

    آن منجی بزرگ که در هر سحر به او
    می‌گفت مادرم به تضرع: بیا، تویی

    آن رازِ سربه‌مُهر که «حافظ» غریب‌وار
    می‌گفت صبح زود به باد صبا، تویی

    هنگام حشر جز تو شفاعت‌کننده نیست
    تنها تویی شفیعه‌ی روز جزا، تویی

    در خانه‌ی تو گوهر بعثت نهفته است
    رازِ رسالت همه‌ی انبیا تویی

    «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
    بی تو چه می‌کنند؟ تویی کیمیا، تویی

    قرآن ستوده است تو را روشن و صریح
    یعنی که کاشفِ همه آیه‌ها تویی

    درد مرا که هیچ طبیبی دوا نکرد
    آه ای دوای دردِ دو عالم! دوا تویی

    من از خدا به غیر تو چیزی نخواستم
    ای چلچراغ سبز اجابت! دعا تویی

    پهلو شکسته‌ای تو و من دل شکسته‌ام
    دریابم ای کریمه! که دارالشفا تویی

    ذکر زکیّه‌ی تو شب و روز با من است
    بی‌تاب و گرم در نفس من رها تویی

    کی می‌کنم نگاه به این لُعبتان کور
    با من در این سراچه‌ی بازیچه تا تویی

    پیچیده در سراسر هستی ندای تو
    تنها صدا بماند اگر، آن صدا تویی

    گفتم «تو»؟ ایبزرگ! خطای مرا ببخش
    لطفت نمی‌گذاشت بگویم «شما» تویی

    باری، کجاست بقعه‌ی قبر غریب تو؟
    بر ما بتاب، روشنی چشم ما تویی

    مرتضی امیری اسفندقه در ادامه به خوانش غزلی درباره حربن ریاحی پرداخت:

    عاقبت جان تو در چشمه‌ی مهتاب افتاد

    پیچشت داد خدا، در نفست تاب افتاد

    نور در کاسه‌ی ظلمت‌زده‌ی چشمت ریخت

    خواب از چشم تو ای شیفته‌ی خواب، افتاد

    کارت از پیله‌ی پوسیده به پرواز کشید

    عکس پروانه برون از قفس قاب افتاد

    چشمه شد، زمزمه شد، نور شد و نیلوفر

    آن دل مرده که یک چند به مرداب افتاد

    عادتت بود که تکرار کنی «بودن» را

    از سرت زشتی این عادت ناباب افتاد

    ماه را بی‌مدد تشت تماشا کردی

    چشمت از ابروی پیوسته به محراب افتاد

    چه کشش بود در آن جلوه‌ی مجذوب مگر

    که به یک جذبه چنین جان تو جذاب افتاد

    چهره‌ی واقعی‌ات را به تو برگرداندند

    از سر نام تو سنگینی القاب افتاد

    شهد سرشار شهادت به تو ارزانی باد

    آه از این مردن شیرین، دهنم آب افتاد

    امشب از هرم نفس‌های اهورایی تو

    گرم در دفتر من، این غزل ناب افتاد

    شعرخوانی توسط نفیسه سادات موسوی بخش دیگری از این محفل بود که وی به خوانش شعری در رثای حضرت فاطمه (س) پرداخت.

    رو گرفتی از من و درد نهانی داشتی

    بشکند دستی کزو بر رخ نشانی داشتی

    ماجرای کوچه را با من نمی‌گوید حسن

    من نمی دانم چرا قد کمانی داشتی

    جان حیدر، گریه‌های های هایم را ببخش

    تازه فهمیدم شکسته-استخوانی داشتی

    میخ در، دیوار، آتش، ضربه‌ی سیلی، لگد

    یاس هجده ساله پشت در چه جانی داشتی؟

    تا نیفتد شعله در جان ولایت، سوختی

    ایستادی روی پایت تا توانی داشتی

    تو دعاشان کردی و کاری نکردند، ای دریغ

    من بمیرم… تو عجب همسایگانی داشتی

    نه ضریحی مثل زینب، نه حریمی چون حسین

    کاش مانند حسن، سنگ نشانی داشتی

    وی همچنین در ادامه این محفل به خوانش شعری درباره سردار شهید حاج قاسم سلیمانی پرداخت.

    دستشان باز شد آلوده به خون جانی‌ها

    بی دوام است ولی خنده شیطانی ها

    کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا

    کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

    جای هر قطره خون صد گل از این باغ شکفت

    کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها

    آرزو داشت به یاران شهیدش برسد

    رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی ها

    شعله شد خشم فرو خورده ما از این داغ

    کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

    برسانید به آنها که پشیمان نشوند

    ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

    غیرت است اینکه همه پیر و جوان می‌بندند

    گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

    انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است

    وای از مشت گره کرده ایرانی‌ها

    راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

    این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

  • سریال جدید شبکه سه از امشب پخش می‌شود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علی ملاقلی‌پور کارگردان سریال کمدی جدید شبکه سه در صفحه شخصی‌اش از پخش اولین قسمت این سریال از امشب خبر داد. 

    او نوشت: «پخش سریال از امشب!

    ساعت بیست‌وچهل‌وپنج دقیقه از شبکه سه. پخش قسمت اول سریال «کتونی زرنگی» حتی با یک روز تعجیل از امشب اتفاق می‌افتد. گویا شنبه شب باز هم قسمت یک پخش می‌شود و پس از آن قسمت‌ها به ترتیب پخش خواهد شد.»

    «کتونی زرنگی» با بازی هدایت هاشمی، افسانه چهره‌آزاد، ملیکا شریفی نیا، علی سلیمانی، جواد پورزند، شاپور کلهر، با معرفی زوج علیرضا جعفری و مصطفی ساسانی و با حضور محمود جعفری، برزو ارجمند و سحر ولدبیگی و بازیگران خردسال رادمهر رزمجوی و عماد شعبانی تهیه شده است.

    در خلاصه داستان این کمدی اجتماعی آمده است: «آقام همیشه میگه زِرنگ ته چاهه…، ولی نمی‌دونه اگه من ته چاهم باشم، کفترِ چاهی‌ام، بالاخره می‌پرم!»

    ۲۵۸۲۵۸

  • چرا بازی پیمان معادی، باوجود انصراف از جشنواره فجر، داوری می‌شود؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «درخت گردو» ساخته محمدحسین مهدویان با بازی پیمان معادی در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمی‌آید. با این‌حال، چندی پیش، پیمان معادی اعلام کرد از حضور در جشنواره امسال، انصراف داده است.

    در همین ارتباط، ابراهیم داروغه‌زاده، دبیر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، در نشست خبری روز گذشته (پنجشنبه ۱۰ بهمن) در پاسخ به سوالی درباره انصراف پیمان معادی و داوری شدن کار او در شاخه بازیگری گفت: «کاندید شدن در رشته‌های مختلف هنری در جشنواره، از حقوق تهیه‌کننده است و ربطی به حضور هنرمند در این رویداد ندارد.»

    گزارش کامل نشست خبری سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر را بخوانید

    ۵۷۵۷

  • تلویزیون، تبلیغات و گفتمان بدن ایده‌­آل

    از نظر میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، در گذشته اِعمال کنترل بر افراد با استفاده از شیوه­‌های سخت و خشن بر بدن صورت می­‌گرفت، اما اکنون شیوه کنترل و نظارت بر بدن از طریق سرکوب و تنبیه اعمال نمی‌­شود، بلکه با تحریکاتی مثل لاغر باش، زیبا باش، خوش‌ظاهر باش، برنزه باش و غیره صورت می‌­گیرد. فوکو بر این باور است که بدن انسان کانون قدرت است، قدرتی که منبعث از اعمال انضباط درونی و کنترل حرکات بدن است و نتیجه آن ایجاد بدن­‌هایی مطیع است که برای رهایی از حس بد نسبت به بدن خود انواع رژیم­‌های لاغری، جراحی‌­های زیبایی، ورزش­‌های بدن­سازی و غیره را امتحان می­‌کنند.

    یکی از عوامل ایجاد حس بدبینی و نارضایتی افراد از بدن خود، نظام مصرفی سرمایه­‌داری است که افراد را وامی‌­دارد به منظور داشتن ظاهری زیباتر به سراغ انواع کالاهای مصرفی و عمل­‌های زیبایی بروند. در این میان رسانه‌­ها با هدف کسب سود با نظام سرمایه­‌داری همسو می­‌شوند و از طریق تبلیغات، فیلم‌­ها و برنامه‌­های مختلف، گفتمان «بدن ایده‌­آل» را برای مخاطب خود می‌­سازند و اینکه چه کسی زیبا یا جذاب است را بویژه از طریق تبلیغات به مخاطبان معرفی می­‌کنند. از آنجا که جامعه سرمایه‌­داری به فروش محصولات خود نیاز دارد، برای رفع این نیاز، بدن افراد به مثابه اُبژه­‌ای تعریف می‌شود که از طریق خرید کالا یا انجام عمل زیبایی می­‌توان آن را بهبود و ارتقاء بخشید. پس تصور ما از بدن خود فقط بر اساس فهم و درک ما از آن شکل نمی‌­گیرد، بلکه رسانه‌­ها نیز در ساختن این ذهنیت نقش بسزایی دارند.

    در آگهی مورد نظر، هدف صرفاً تبلیغ یک کالا یا برند خاص نیست، بلکه تلویزیون گفتمان «مدیریت بدن» یا «بدن ایده‌آل» را می­‌سازد و این نکته را به بیننده القا می­‌کند که به منظور افزایش اعتماد به نفس، رهایی از تنهایی، جذابیت و دیده شدن در جمع کافی است این برند خاص را بپوشی تا برای همیشه در اذهان بمانی.

    جودیت ویلیامسون در کتاب خود تحت عنوان «رمزگشایی از آگهی‌­های تجاری: ایدئولوژی و معنا در تبلیغات»، به مطالعه کارکرد ایدئولوژیک آگهی­‌های مجلات پرداخت و به این نتیجه رسید که در تبلیغات، برخورداری از کالا یعنی برخورداری از قدرت خرید آن‌چه که به طور معمول نمی­توان با پول خرید. یعنی اگرچه زیبایی، رفاه و آرامش را نمی­‌توان با پول به دست آورد، با خرید کالاهایی که عین زیبایی، رفاه و آرامش محسوب می­‌شوند، می­‌توان از همه این فضائل! برخوردار شد. همان‌طور که می‌دانیم زیبایی ذاتی است و به راحتی به دست نمی‌­آید، اما آگهی مذکور این بشارت را به مخاطب خود می­‌دهد که با پوشیدن آن نوع کت و شلوار خاص، زیبا و جذاب می­‌شوید، پس برای دیده شدن و محترم شمرده شدن صرفاً کافی است برند مورد نظر را تهیه کنید. اگر در گذشته منزلت انسان­ها و احترام دیگران نسبت به انسان به واسطه یک سری ویژگی­‌های اکتسابی و اعمال شایسته‌­ای بود که افراد در طول سال­‌ها برای کسب آن تلاش می­‌کردند، اکنون برای به دست آوردن احترام و محبوب شدن کافی است فلان برند را بپوشند یا بهمان عطر را بزنند تا محترم، مقبول و مورد توجه همگان شوند.

    کافی است یک بار به یکی از فروشگاه‌­های برند مورد نظر در سطح شهر سر بزنید تا متوجه قیمت­‌های آن شوید، برندی که قشر متوسط جامعه قادر به خرید آن نیستند، اما تلویزیون صرفاً به منظور کسب سود بیشتر، وقت مخاطب را به صاحبان آگهی­‌ها می‌­فروشد، کالای مورد نظر آن­ها را تبلیغ می­‌کند و گفتمان بدن ایده‌آل را خلق می­‌کند. همه این­ها را بگذارید کنار برنامه­‌هایی که از شبکه­‌های مختلف همین رسانه ملی با هدف ترغیب مخاطب به حمایت از کالای ایرانی و یا ساده‌زیستی تولید و پخش می‌­شوند!

    ۵۷۵۷

  • سه جایزه منتقدان برای نوید محمدزاده، الناز شاکردوست و حامد بهداد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم سیزدهمین شب منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، امروز (پنجشنبه ۱۰ بهمن) با اجرای فرزاد حسنی در هتل انقلاب تهران درحال برگزاری است.

    جعفر گودرزی، دبیر شب منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در این مراسم گفت: «وعده ما برای تجلیل و معرفی برگزیدگان آکادمی. سیزدهمین شب منتقدان سینمای ایران،تقریبا یک ماه پیش از این بود که تقدیر حوادث، اوراقی را در زندگی همه ما رقم زد که مع‌الاسف، رنگ و بویی سوگوارانه داشت.»

    او ادامه داد: «شهادت سردار سلیمانی وحوادث پس از آن، از جمله درگذشت غم‌انگیز هموطنان در مراسم کرمان وجان باختن غریبانه عزیزمان در سانحه هوایی هواپیمای اوکراین و متعاقب آن، سیل سیستان و بلوچستان، هنوز هم به سختی در خاطرمان جمع می‌شود و به طور قطع، رمق برگزاری محفلی با نام جشن را بی‌مسما می‌کند. اما به هر روی بار امانت آرای آکادمی انجمن یک سو و مهم‌تر از آن ایفای رسالت صنفی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران برای صیانت از مرزهای فرهنگی وکیفی تولیدات سینمای ایران در شرایطی که سینمای‌مان در هجمه سرمایه بازی‌ها به سه اصل مراقبت، رونق و ارتقا نیازمند است، ما را برآن داشت تا ضمن همدردی و هم‌آوایی با مردم عزیز و نجیب و شریف کشورمان براین نکته صحه بگذاریم که شرط بقا و ماندگاری سینمای ایران در سیر تاریخی خود که به امروز ما می‌نگزد، حفظ‌ وتقویت ارتباط تنگاتنگ بامردم و درک دغدغه‌ها، آلام و آرزوی آنهاست.»

    تجلیل از علیرضا زرین‌دست

    در ادامه این مراسم، گلاره عباسی روی صحنه رفت و با اشاره به فعالیت‌های موسسه سوینا گفت: «این موسسه رادیویی اینترنتی، تفاوتی که با موسسات دیگر دارد، این است که خود نابینایان در آن فعالیت می‌کنند که این به نوعی اشتغال‌زایی برای آنها است. آخرین فیلمی که توسط این موسسه اکران شد، «جهان با من برقص» بود. ما هیچ وقت از پتانسیل‌های نابینایان استفاده نکردیم ودرصدد هستیم دسترس پذیرترین خدمات سینما را در اختیار آن‌ها بگذاریم.»

    با تجلیل از علیرضا زرین‌دست، شب منتقدان سینما پی گرفته شد. زرین‌دست پس از دریافت جایزه خود گفت: «از انجمن منتقدان تشکر می‌کنم که به سال‌ها کار من توجه کردند و امیدوارم که همه شما این تاثیرگذاری برایتان اهمیت داشته باشد.»

    سروش صحت و همایون غنی‌زاده، برگزیده‌های خلاقیت

    بعد از این، نوبت به اهدای جوایز رسید که سرآغاز آن، دیپلم افتخار بخش خلاقیت و استعداد درخشان بود که به سروش صحت برای فیلم «جهان با من برقص» تعلق گرفت.

    سروش صحت پس ازدریافت این جایزه گفت: «بسیار هیجان زده‌ام که دیپلم افتخار این بخش را از جشن منتقدان دریافت کردم. خوشحالم که بغل این افراد کاندیدا بودم و امیدوارم جهان کمی با ما برقصد.»

    تندیس خلاقیت و استعداد درخشان سیزدهمین شب منتقدان به «مسخره‌باز» ساخته همایون غنی‌زاده رسید. این کارگردان بعد از دریافت جایزه‌اش گفت: «از اهالی سینما تشکر می‌کنم به‌خاطر خوشآمدگویی آن‌ها و از آقای نصیریان به‌خاطر حمایت‌شان متشکرم.»

    او درباره رابطه هنرمند و اثر هنری گفت: «اثر هنری وقتی خلق می‌شود، هنرمندان را شیفته خود می‌کند و نقد منتقد می‌تواند این دیوار مسخ‌شده را فرو بریزد. وظیفه منتقد، آگاه نگه‌داشتن هنرمند است و منتقد این جامعه مردم آن هستند و هنرمند می‌تواند جامعه سیاست و دولت را نقد کند. ما وظیفه داریم زمانی که رویدادهای تلخی می‌بینیم، آن را نقد کنیم. ما هنرمندان در برابر جامعه مسئولیم چون نسبت به هنرمندان قضاوت خواهد شد.»

    در ادامه، تندیس بهترین دستاورد فنی به محسن نصرالهی برای طراحی صحنه فیلم «سرخ‌پوست» تعلق گرفت و دیگر تندیس این بخش به جواد مطوری برای جلوه‌های بصری فیلم «مسخره‌باز» اهدا شد که به نیابت از او، غنی‌زاده این تندیس را دریافت کرد. همچنین تندیس بهترین دستاورد فنی به محسن خیرآبادی، رضا میثاقی و شهاب نجفی برای جلوه‌های بصری فیلم «غلامرضا تختی» داده شد.

    جایزه علی نصیریان برای «مسخره‌باز»

    در بخش بعدی مراسم، تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، به علی نصیریان برای فیلم «مسخره‌باز» اهدا شد. این بازیگر پیشکسوت پس از دریافت تندیس خود گفت: «این جایزه و تندیس بسیار ارزشمند است که از سوی انجمن نویسندگان و منتقدان به من اهدا شد.»

    دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن به مسعود سخاوت‌دوست برای فیلم «شبی که ماه کامل شد» رسید که نرگس آبیار از طرف آهنگساز این تندیس را دریافت کرد و گفت: «سخاوت‌دوست نبوغ خاصی در موسیقی دارد و افتخار این را داشتم سه کار را با او دنبال کردم.»

    تندیس این بخش هم تعلق گرفت به کریستف رضاعی برای فیلم  «ناگهان درخت» که او پس از دریافت جایزه گفت: «من از همکاری‌ با بخش‌های‌ مختلف‌ سینمای‌ ایران لذت می‌برم و از صفی یزدانیان سپاسگزارم.»

    جایزه مشترک برای «سرخ‌پوست» و «متری شیش و نیم»

    جایزه بهترین تدوینِ شب منتقدان به بهرام دهقانی برای فیلم «متری شیش و نیم» اهدا شد که سعید روستایی جایزه او را دریافت کرد.

    تندیس بهترین فیلمبرداری را هومن بهمنش برای فیلم «سرخ پوست» و فیلم «متری شیش و نیم» دریافت کرد. این فیلمبردار پس از دریافت جایزه‌اش گفت: «خیلی خوشحالم این دو فیلم در کنار هم مورد تایید مهم‌ترین مفسران و تحلیلگران فیلم قرار گرفتند. من از آثار فیلمبرداران پیشکسوت بسیار ایده گرفتم و از نیما جاویدی عزیز تشکر می‌کنم و از تهیه کننده این فیلم نیز. این جایزه را تقدیم به برادر کوچکترم می‌کنم که امشب در کنار من بود.»

    بزرگداشت عباس یاری

    بزرگداشت عباس یاری، منتقد و روزنامه‌نگار، ادامه بخش سیزدهمین شب منتقدان و نویسندگان سینمایی بود که با حضور علی عباسی و هوشنگ گلمکانی روی صحنه انجام شد. عباسی گفت: «در دورانی که دل مرده و ورشکسته بودم، عباس یاری نقش بسیار مهمی در زندگی من داشت. او یگانه انسانی است که به انسان روحیه می‌دهد. او خوش سخن است و غم را از در انسان دور می‌کند. در دورانی که همه به مجرد دیدن یکدیگر سر درد دل‌شان باز می‌شود و غمی به انسان می‌افزایند، او غم انسان را کاهش می‌دهد.»

    هوشنگ گلمکانی هم درباره عباس یاری گفت: «اگر عباس یاری نبود، مجله فیلم وجود نداشت و در سال‌های اول تعطیل می‌شد. اگر عباس یاری نبود، سرنوشت من نیز عوض می‌شد و نقش او در زندگی من بسیار مهم بوده است. مجله فیلم به عنوان یک پدیده اجتماعی، ۳۷سال توانست دوام بیاورد که نقش اصلی را عباس یاری در این فضا داشته است. عباس یاری تنها رفیق من است.»

    عباس یاری هم در واکنش به سخنان گلمکانی و عباسی گفت: «قبول کنید که بعد از شنیدن این واژه‌ها که در ارتباط با من گفته شد، ایستادن این‌جا کار بسیار سختی است. واقعیتش دوست داشتم روی این صندلی‌ها بنشینم و برای دوستانم دست بزنم. او پس از ذکر خاطراتی از رسانه و سینما، جایزه خودرا به فرزندان برادران فقید خود تقدیم کرد.»

    خلاقیت نوید محمدزاده، برایش جایزه به ارمغان آورد

    در ادامه مراسم، تندیس خلاقیت در بازیگری را، علی علایی و ایمان امیدواری به نوید محمدزاده اهدا کردند. علایی در این زمینه گفت: «این تندیس چند سال یک‌بار اتفاق می‌افتد و وقتی بازیگر در چند فیلم شرکت می‌کند و در چند فیلم خاص و در رده‌های بالا بوده است. سال اول این تندیس به حمید فرخ‌نژاد با چهار نقش اول اهدا شد. فرهاد اصلانی برای سه فیلم این جایزه را دریافت کرد. امسال هم این جایزه به بازیگری اهدا شد که در ایجاد کنش‌های خلاقانه بسیار موفق بوده است.»

    نوید محمدزاده پس از دریافت جایزه خود، گفت: «برای چندمین بار است که  در این جشن به من لطف داشتید و من را مطمئن می‌کنید که روند فعالیت خود را ادامه دهم. تک‌تک عوامل  کمک می‌کنند که بازیگر موفق باشد و دیده شود.»

    او همچنین از سعید روستایی و نیما جاویدی به دلیل حمایت‌هایشان در روند فیلم تشکر کرد و جایزه‌اش را به خانواده‌هایی اهدا کرد که فرزندان‌شان را در سانحه هوایی از دست دادند.

    پس از آن، تندیس بهترین بازیگر نقش دوم زن به فرشته صدرعرفایی برای فیلم «شبی که ماه کامل شد» تعلق گرفت. صدرعرفایی در این بخش گفت: «خیلی سپاسگزارم که من را لایق دانستید برای دریافت تندیس. تیم و گروه است که باعث موفقیت یک بازیگر می‌شود و این جایزه برای من بسیار ارزشمند است، زیرا منتقدان، درک بالایی از شرایط جامعه دارند.»

    حامد بهداد بهترین بازیگر مرد و الناز شاکردوست بهترین بازیگر زن

    پس از پخش کلیپی از نامزدهای بهترین نقش اول مرد، تندیس این بخش از سوی کامران ملکی، میلاد کی‌مرام و جمشید هاشم‌پور به حامد بهداد برای فیلم «قصر شیرین» اهدا شد. حامد بهداد پس از دریافت جایزه خود ضمن گلایه از اتفاقات رخ داده در ماه‌های اخیر، گفت: «ما خود خود مردمیم و اسم‌ مزخرف سلبریتی را از روی ما بردارید.»

    او سپس به جمشید هاشم‌پور گفت: «ای کاش مثل شما باشیم و در بین مردم همانند شما شناخته شویم.»

    تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن هم به الناز شاکردوست برای «شبی که ماه کامل شد» تعلق گرفت. شاکردوست پس از دریافت جایزه خود در سخنانی گفت: «این جایزه قدرتمندترین جایزه است و افتخار می‌کنم که اینجا هستم و برای رسیدن به این نقطه جنگیدم. خودم را مدیون خیلی‌ها می‌دانم و خدا فرصت دوباره زندگی کردن را بابت نعمت حضورم در سینما به من داد. من معتقدم به‌واسطه سینما می‌توان آدم بهتری شد. از نرگس آبیار به‌خاطر تک تک بخش‌های فیلم شبی که ماه کامل شد سپاسگزارم.»

    درخواست برای نگهدای سلول بنیادین عبدی

    در ادامه، برای بزرگداشت اکبر عبدی، ایرج طهماسب  در کنار او روی صحنه حضور پیدا کرد. طهماسب گفت: «در مورد یک هنرمند بزرگ حرف زدن افتخار است. تاریخ سینمای قبل و بعد از انقلاب کسی را نداریم که به این حجم در بازیگری تنوع داشته باشد. خواهش می‌کنم از جاهایی که سلول بنیادین را نگهداری می‌کنند، سلول بنیادین عبدی را نگه دارند برای آینده!»

    اکبر عبدی هم پس از دریافت جایزه بزرگداشت خود، گفت: «اخیرا شنیدم چندتا از همکاران گفتند دیگر تلویزیون نمی‌رویم. تلویزیون خانه ماست و کسی با خانه‌اش قهر نمی‌کند.»

    یکه‌تازی «سرخپوست» در شب منتقدان

    در بخش اهدای جوایز بهترین فیلمنامه، دیپلم افتخار برای فیلم «قصر شیرین» به محسن قرایی و محمد داوددی رسید و تندیس بهترین فیلمنامه به «نیما جاویدی» برای فیلم «سرخ‌پوست» تعلق گرفت.

    نیما جاویدی پس از دریافت تندیس خود گفت: «در جریان اکران فیلم «سرخ پوست»، بسیاری از مخاطبان از حال خوب فیلم‌ گفتند که این حال خوب به عوامل پشت صحنه برمی‌گردد. آنها زحمت‌های زیادی برای این فیلم کشیدند. این جایزه بار مسئولیت کاری من را بسیار افزایش داد و امیدوارم بتوانم جواب منتقدانی که من را انتخاب کردند، بدهم.»

    در بخش بهترین کارگردانی، دیپلم افتخار به نرگس آبیار برای «شبی که ماه کامل شد» و سعید روستایی برای «متری شیش و نیم» تعلق گرفت.

    نرگس آبیار در سخنانی، از گروه پشت صحنه این فیلم تشکر کرد وگفت: «خوشحالم این جایزه را از کسانی می‌گیرم که استاد من هستند. ما احتیاج به همدلی برای وطن داریم و نگاه منتقدی خود را می‌توانیم از طریق اثرها بیان کنیم.»

    روستایی هم پس از دریافت جایزه خود تاکید کرد: «کار کنِیم نه برای عادی سازی شرایط، بلکه برای اینکه بتوانیم ثبت کنیم این دوران را در تاریخ.»

    در ادامه، تندیس بهترین کارگردانی هم به نیما جاویدی برای فیلم «سرخپوست» اهدا شد.

    نیما جاویدی پس از دریافت این تندیس گفت: «امشب اولین باری است که دارم در ایران جایزه می‌گیرم و این برایم خیلی باارزش بود که در کشور خودم جایزه گرفتم.»

    در بخش پایانی سیزدهمین شب منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، تندیس بهترین فیلم به مجید مطلبی برای فیلم «سرخپوست» اهدا شد که به دعوت این تهیه‌کننده، عوامل فیلم «سرخپوست» روی صحنه حضور پیدا کردند و در قابی یادگار کنار هم قرار گرفتند.

    ۵۷۵۷

  • «لحظه قطعی» با ۵۹ عکس رسید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کتاب آثار برگزیده مسابقه عکس تئاتر سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر با عنوان «لحظه قطعی» منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

    سیامک زمردی مطلق، مدیر بخش مسابقه و عکس تئاتر جشنواره فجر امسال است و اشکان زمردی مطلق، مدیریت اجرایی و طراحی گرافیک کتاب عکس منتشر شده توسط سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر را بر عهده داشته است.

    این کتاب که شامل آثار برگزیده مسابقه عکس تئاتر است، شامل ۵۹ عکس از ۴۹ عکاس می‌شود و طراحی جلد آن را شاهین علوی برعهده داشته است.

    همچنین ترجمه کتاب «لحظه قطعی» برعهده عطیه تقوی بوده است.

    سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند که از امروز (۱۰ بهمن) آغاز شده، تا ۲۱ بهمن در تهران برگزار می‌شود.

    ۵۷۵۷