مسوولان شهری شوش و بعضا استان خوزستان میخواستند طرحی را جایگزین پل روگذر تخریبشده شوش – اندیمشک کنند تا حرفشان را برای تبدیل آن به زیرگذر به کرسی بنشانند، اما به نظر میرسد در حال کوبیدن آب در هاونی بودند که انتهایش هیچ نتیجهای نداشت، به جز اینکه دوبارهکاری کنند.
به گزارش ایسنا، با طرح دولت دهم مبنی بر “تعویض پل روگذر شوش ـ اندیمشک و تبدیل آن به زیرگذر”، هشدارها از احتمال وارد شدن آسیب و تعرض به شهر باستانی و جهانی شوش آغاز شدند، هر چند آن هشدارها از سال ۱۳۹۶ قوت بیشتری به خود گرفتند، اما در طول دو سال گذشته نیز با اظهارنظرها و بعضا پاسخ به برخی دیدگاههای مختلف مسوولان میراثی و شهری به یکدیگر، این بحث در جلسات مکرر همچنان بین مسوولان مختلف مرتبط ادامه داشت، تا همین دو ماه گذشته که سرانجام با نامهای که رییس پژوهشکده باستانشناسی به مدیر کل میراث فرهنگی استان خوزستان ارسال کرد، برای نخستینبار ورق به نفع بافت جهانی شوش برگشت.
در نامهای که دوم مهر امسال روحالله شیرازی – رییس پژوهشکده باستانشناسی – به حکمتالله موسوی – مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان خوزستان – فرستاده بود، اعلام کرد که «در خصوص تقاطع غیرهمسطح شوش، به استحضار میرساند با توجه به نتایج گمانهزنیهای انجامشده در طول برش تخریبی ایجادشده توسط شهرداری در عرصه ملی شوش و کشف آثار تاریخی شامل بقایای معماری، تدفینها، کفسازی فضاهای استقراری و بقایای فعالیتهای صنعتی مربوط به دوران اشکانی- ساسانی و اسلامی، مطابق با ضوابط و قوانین مترتب بر عرصه آثار ثبتی، انجام هرگونه فعالیتی که منجر به تخریب آثار شود، از جمله احداث زیرگذر، مصداق تجاوز و دخل و تصرف غیرقانونی در عرصه اثر ثبتی و تخریب مواریث فرهنگی است. لذا پژوهشکده باستانشناسی صراحتا و موکدا با اجرای طرح زیرگذر شوش (موسوم به تقاطع غیرهمسطح) مخالف است.»
پس از آن طرح و برنامههای مختلف و مسیرهای جایگزین برای تایید به دست مسوولان باستانشناسی کشور و معاونت میراث فرهنگی وزارتخانه رسید. بیستم آذر امسال، بهروز عمرانی – رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری- در نشست خبریاش با خبرنگاران اعلام کرد؛ «روگذر شوش جای طرح “تعویض پل روگذر شوش ـ اندیمشک و تبدیل آن به زیرگذر” را میگیرد و به دنبال آن ۱۲۰۰ متر طولی که قرار بود به صورت زیر در عرصه جهانی برود، به ۳۰۰ متر شرقی و غربی در حریم تبدیل میشود.»
اما کمتر از یک هفته بعد، هادی احمدی- مدیر کل محوطهها و بناهای تاریخی معاون میراث فرهنگی – در گفتوگو با ایسنا، از نهایی شدن طرح جدیدی برای مسیر شوش – اندیمشک خبر میدهد که قرار است در ابتدا و انتهای شوش در محور اندیمشک به اهواز به صورت دو لوپ برگردان ایجاد شود.
او میگوید: با نگاه فرهنگی مدیران شهری و مسوولان شوش در جلسات متعددی که برگزار شد، مشاوران میراث فرهنگی و مشاوران شهرداری شوش به این نتیجه رسیدند که بهترین گزینه از نظر آسیبهایی که میتواند به میراث فرهنگی وارد شود، «زیرگذر شوش اندیمشک به اهواز» نیست، از سوی دیگر در طرحِ دیگری بحث بر سر «زیرگذر دزفول شوش» بود که آن نیز گزینه مناسبی نبود.
او با بیان اینکه قرار بود در طرحی که نهایی میشود «حل معضل ترافیک آن محدوده و تسهیل آمد و شد مردم شوش» نیز مدنظر قرار گرفته شود، تاکید میکند: در گزینه نهایی که به صورت علمی به آن رسیدیم، قرار است هیچ زیرگذری ایجاد نشود، بلکه دو لوپ برگردان در ابتدا و انتهای شهر شوش روی محور اندیمشک به اهواز ایجاد شود.
او با تاکید بر اینکه در این گزینه، پل روی همان پل روگذر قدیمی که تخریب شد، زده میشود اظهار میکند: این طرح در همان نقطهای که جاده بود، اجرا میشود و چیزی به محدوده قبلی اضافه نمیشود، حتی گمانههای باستانشناسی که قبلا در این محوطه توسط باستانشناسان زده شده بود، سر جای خود میماند و روگذر جدید نصب میشود.
مدیر کل دفتر محوطهها و بناهای تاریخی با اشاره به اینکه ادامه کاوش در این محوطه آن هم در حال ضرورتی ندارد، بیان میکند: اگر بخواهیم ادامه کاوشها را در این منطقه داشته باشیم بار دیگر منظر به هم میخورد. در بهترین حالت میدانیم در کدام نقاط از منطقه هستند و پایهها کجا قرار داشتند، بنابراین جاده را به حالت قبلی برمیگردانیم.
احمدی میگوید: یک باستانشناس از میراث فرهنگی تا زمان نصب کامل پل و به خصوص پایهها به عنوان ناظر در منطقه مستقر خواهد بود و شهرداری شوش عملیات را اجرایی میکند.
به گزارش ایسنا، با انتشار خبر مزایده «باغ خونی» به عنوان یکی از محوطههای تاریخی مشهد که علاوه بر ثبت آن در ۲۵ اسفند سال ۱۳۷۹ به شماره ۳۲۴۰ درفهرست میراث ملی کشور، نمادی از باغ ایرانی در مشهد نیز محسوب میشود شبکه تشکلهای محیط زیستی مشهد در نامهای سرگشاده به شهردار مشهد، از او خواست تا «به این قضیه وارد شود» آن هم با توجه به اینکه در فراخوان مزایده اعلامشده، هیچ نشانی از ثبت ملی بودن این اثر تاریخی در فهرست میراث ملی کشور وجود نداشت.
در این نامه سرگشاده خطاب به محمدرضا کلایی – شهردار مشهد – آمده است: «اخیرا در جراید اعلانی درج شده مبنی بر آنکه باغ خونی مشهد بیتوجه به ثبت ملی آن، توسط بانک کشاورزی به مزایده گذاشته شده است. با توجه به اینکه این باغ و بنای تاریخی آن در مرکز شهر مشهد مقدس واقع است و علاوه بر نقش مهمی که فضای سبز آن در تصفیه آلودگی هوای شهر دارد، ثبت فهرست آثار ملی شده و جزو اماکن تاریخی محسوب میشود؛ از آن مقام محترم تقاضا دارد با دخالت در حفاظت از باغ خونی و دیگر باغات داخل شهر از تخریب و تغییر کاربری آنها جلوگیری کنند.
همچنین و در همین رابطه گزارشات و مستندات حاکی از آن است که در محدوده میدان جانباز تا هتل هما نیز متاسفانه باغاتی در حال خشک شدن است و ظاهرا عدهای پیوسته مقدمات این خشک شدن را فراهم میکنند تا شاید از زمین سوخته باغها برجی تجاری با “شایپینگ مالی” جدید بروید.
شبکه سمنهای محیط زیستی خراسان رضوی بر این باور است که شهرداری مشهد میتواند و باید از فاجعه جلوگیری کند و با پشتیبانی قانونی میتوان از تخریب و تغییر کاربری باغات که سرمایههای ارزشمند شهر و بخشی مهم از از اکولوژی شهر به شمار میآیند – و در تصفیه هوا و جلوگیری از آلودگی آن نیز نقشی بسزا دارند – ممانعت به عمل آورد.
لذا بدین وسیله از جنابعالی درخواست میشود که در این مساله ورود کنید و همه امکانات شهرداری را برای این امر مهم بسیج کنید. بیشک هواداران محیط زیست در این رابطه پشتیبان این سیاست خواهند بود.
یقینا جنابعالی آگاهید که فاجعهای که بر باغات تهران رفت چه تاثیر مخربی بر هوای کنونی تهران داشته است و نباید بگذاریم این رویه در شهر مقدس مشهد تکرار شود. مسلما آیندگان و نسل فردا بر چگونگی عملکرد ما در حفاظت از این ابنیه تاریخی و نگهداری فضاهای سبز و زیبای شهری قضاوت خواهند کرد.»
مجموعه باغ خونی در خیابان عنصری مشهد در اوایل دوره قاجار، در بخش جنوبی خارج از حصارهای شهر مشهد در مساحتی حدود شش و نیم هکتاری ساخته شد که به باغ خونی یا به واسطه وجود چشمهای در آن به باغ چشمه معروف شد. این باغ سه عمارت مستقل بوده که دو ساختمان آن تخریب شده است. بنا بر روایات تاریخی در سال ۱۲۹۱ شمسی ۱۹۱۲ میلادی از این باغ مسجد گوهرشاد را به توپ بستند، اکنون نیز این باغ محل قرارگیری توپهایی است که روزی مسجد گوهرشاد در حرم امام رضا (ع) را منهدم کردند. این باغ و بنا به مرور زمان با گسترش شهر، در حال حاضر در قسمت میانی شهر قرار گرفت.
برخی منابع میگویند کاربری این باغ به دوران حاج محمدتقی پسیان برمیگردد، که از این باغ به عنوان «ژاندارمری» استفاده میکرد. باغ خونی مدتی نیز در اختیار روسها بود و به عنوان کنسولگری روسیه در ایران شناخته میشد که با پایان یافتن حکومت کمونیسم روسها این بنا را ترک کردند. پس از مدتی اختلافهایی برای استقرار در زمین بین شهرداری و نیروی انتظامی به وجود آمد این باغ یکی از بانکهای دولتی کشور است. این باغ ۱۰۰ ساله مشهد در گذشته، چشمه و سه عمارت بزرگ داشت که اکنون چشمه آن خشک شده و دو عمارت نیز تخریب شدهاند.
قیمت پایه فروش این باغ قاجاری، ۲۵۵ میلیارد تومان است، هر چند بخشهای مختلف این مجموعه تاریخی در فراخوان مزایده فروش کاملا مشخص شدهاند، اما هیچ اشارهای به ثبت ملی این بنای تاریخی نشده است.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان حج و زیارت، علیرضا رشیدیان پس از بازگشت از سفر عربستان با یادآوری اینکه این سفر به دعوت وزیر حج و عمره عربستان برای مذاکره و امضای تفاهمنامه حج ۱۳۹۹ (برابر با ۱۴۴۱ قمری) انجام شده است، بیان کرد: این سفر دستاوردهای خوبی در بر داشت و اصلیترین محور تیم مذاکرهکننده ایران پیگیری اصل عزت، کرامت، آرامش و امنیت حجاج ایرانی بود که به عنوان اولین اصل تفاهمنامه مطرح شد و طرف عربستانی هم بر پایبندی و رعایت آن تاکید داشت.
او ادامه داد: بر اساس این تفاهمنامه جمعیت حجاج ایرانی نسبت به توافق سال قبل بیش از یکهزار نفر افزایش یافته است و طبق مصوبه سازمان همکاریهای کشورهای اسلامی که سهمیه حج کشورها به ازای هر یک میلیون جمعیت آنها یکهزار نفر است، در نتیجه ۸۵ هزار زائر ایرانی به این سفر معنوی اعزام میشوند که با ۲۵۵۰ نفر عوامل اجرای حج، این تعداد به ۸۷ هزار و۵۵۰ نفر میرسد.
درخواست ایران از عربستان برای ۲۲ هزار سهمیه اضافی
رشیدیان افزود: در این میان با توجه به صف طولانی منتظران حج و سالهایی که اعزام حجاج ایرانی انجام نشده، درخواست سهمیه مازاد به تعداد ۲۰ هزار حاجی در تفاهمنامه آمد و نامه آن به صورت رسمی و به طرف عربستانی ارائه شد و وزیر حج عربستان هم در این زمینه قول مساعد داد.
او یادآور شد: پارسال سهمیه مازادی که به جمهوری اسلامی ایران اختصاص یافت دوهزار زائر بود.
رییس سازمان حج و زیارت اظهار کرد: با توجه به اینکه یکی از مشکلات هر سال نبود امکان ثبت نام از زائران ایرانی خارج از کشور بود، امسال در مذاکره رسمی موضوع اختصاص سهمیه مازاد برای حجاج ایرانی خارج از کشور طرح شد و طی نامه رسمی درخواست سهمیه مازاد دوهزار نفری برای این گروه از هموطنانمان به طرف عربستانی ارائه شد.
چند نامه برای عربستان
رییس سازمان حج و زیارت گفت: در راستای افزایش رفاه حال زائران ایرانی در جریان عملیات انتقال به عربستان و مدیریت و کاهش زمان اقامت آنها، برنامه زمانبندی مورد درخواست خود را طی همین مذاکرات تحویل وزارت حج عربستان دادیم.
او افزود: موضوع بهکارگیری ظرفیت دو شرکت هواپیمایی دیگر ایرانی یعنی ماهان و قشم ایر در کنار هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) در عملیات انتقال حجاج نیز محور گفتوگوها قرار گرفت و درخواست مربوطه طی نامه رسمی به طرف عربستانی تحویل داده شد.
او ادامه داد: با توجه به تراکم ترددها و ترافیک سنگین پروازهای حجاج در دو فرودگاه جده و مدینه موضوع بهرهگیری از ظرفیت فرودگاه طائف در کنار فرودگاههای جده و مدینه هم پیگیری شد.
رییس سازمان حج و زیارت از دیگر محورهای این مذاکرات را مباحث مربوط به ایام تشریق و خدماترسانی به زائران در منا ذکر کرد و گفت: بحث دوطبقه کردن چادرهای اقامتی و سرویسهای بهداشتی زائران ایرانی از دیگر مباحثی بود که در این رابطه هم وزیر حج عربستان اعلام کرد که آنها هم به این ضرورت رسیدهاند و قول مساعد داد انجام این پروژه با اولویت قطعه چادرهای زائران ایرانی انجام شود تا فضای بیشتر و بهتری برای اسکان زائران فراهم شود.
وی ادامه داد: در موضوع تامین سرویس های اتوبوسرانی برای انتقال منظم حجاج ایرانی از همان شب اول از منا به مکه بعد از وقوف واجب با وزیر حج عربستان و نیز شرکتها و موسسات مربوطه مذاکره شد ضمن آنکه اصلاح زمان و مسیرهای حرکت حجاج ایرانی برای رمی جمرات و بهبود شرایط از جمله نصب سایبان و استقرار پنکه و آبپاشها و غیره مورد تاکید قرار گرفت.
رشیدیان افزود: با توجه به تعطیلی سفارت دو کشور ، مذاکره درباره موضوع صدور ویزای زائران هم انجام و مقرر شد ویزای زائران ایرانی مشابه سال قبل به صورت الکترونیکی صادر شود.
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در این سفر در زمینه مسائل اجرایی حج ۹۹ با توجه به آسیبشناسیهای انجامشده در کمیتههای تخصصی بیستگانه، با موسسات زیرمجموعه وزارت حج عربستان مذاکره شد و حدود ۱۰ تفاهمنامه کلی در راستای خدماترسانی مطلوب به حجاج کشورمان و ارتقا رفاه و آسایش آنان امضا شد.
او گفت: در مباحث درمانی همچون سالهای گذشته در بحث تسهیل انتقال دارو و تجهیزات پزشکی، استقرار تیمهای پزشکی در مدینه، مکه و عرفات و منا و نیز استفاده از ظرفیت مراکز درمانی عربستانی مذاکره شد و بحث استقرار رابطین مسلط به زبان به منظور تسهیل خدمات درمانی به حجاج ایرانی در مراکز درمانی عربستان هم مورد تاکید قرار گرفت.
رشیدیان در ادامه در زمینه انتقال برخی اقلام تدارکاتی به تناسب سلیقه و ذائقه ایرانیها هم گفت: باید بخشی از این اقلام از کشورمان منتقل شود که با مذاکره انجامشده امید است سهم بیشتری از اقلام تدارکاتی حجاج ایرانی را از کشورمان تامین کنیم.
او از دیگر مباحث مورد مذاکره را موضوع اسکان در مکه و مدینه با توجه به تغییر و تحولات سالهای اخیر و تخریب بخشی از هتلهای مدینه و کمبود فضای اسکان در هسته مرکزی عنوان کرد و افزود: این موضوع مشکلاتی را بویژه در بحث اقامت در مدینه برای ما ایجاد کرده بود که با بررسی وضعیت هتلهای خارج از محدوده مرکزی، امید است از این امکان برای اسکان طولانیتر زائرانمان در مدینه استفاده کنیم ضمن آنکه موضوع فراهم شدن امکان اسکان خانوادگی در مکه هم مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به افزایش هزینه در صورت تمایل حجاج ایرانی بتوانند از این امکان استفاده کنند.
این مقام مسؤول در حج با بیان اینکه یکی از مباحث مهم در کنگره حج اهداف فرهنگی است، اظهار کرد: سال گذشته در رابطه با کتابهای ادعیه و نیز تبلتها و گوشیهای همراه هوشمند مشکلاتی وجود داشت، این مباحث به طرف عربستانی اعلام و مقرر شد برای تسهیل، پیگیری کنند و برای همراه بردن کتابهای مناسک و ادعیه چاپ حوزه نمایندگی ولی فقیه هم هماهنگیهای لازم انجام شود .
برگزاری دعای کمیل و برائت مثل سال قبل
او درباره برگزاری مراسم و دعاها در حج ۹۹ توضیح داد: طی این هماهنگیها، برنامهها و مراسم فرهنگی و عبادی حجاج ایرانی مطابق سال گذشته در محلهای اقامت در مدینه ، مکه ، عرفات و منا به صورت منسجم برگزار میشود.
رشیدیان با اشاره به قول طرف عربستانی برای صدور ویزای دستاندرکاران حج طی یکی، دو هفته آینده گفت: به منظور پیگیری سازوکارهای اجرایی امور حج ۹۹ با صدور ویزای عوامل اجرایی ظرف هفتههای آینده تیم دفتر نمایندگی حج و زیارت جمهوری اسلامی ایران و کمیتههای اجرایی تخصصی به عربستان اعزام میشوند و فعالیت خود را برای انجام مقدمات کار آغاز میکنند.
عمره چه شد؟
رییس سازمان حج و زیارت درباره عمره گفت: راهاندازی عمره منوط به حل مسائل و حمایتهای کنسولی از عمرهگذاران ایرانی است که از اصول جدی حفظ عزت، کرامت و امنیت زائران کشورمان است.
او اضافه کرد: در موضوع برقراری عمره طی مذاکراتی که با وزیر حج و عمره عربستان در دو مرحله انجام شد طرف عربستانی در خصوص مسائل اجرایی اعلام آمادگی کرد و خواستار شروع فعالیت بخشهای اجرایی اعم از مسکن ، حمل و نقل، تغذیه و تدارکات و غیره شد.
رئیس سازمان حج و زیارت افزود: بر این مبنا طرف عربستانی اعلام کرد که امکان صدور ویزای زائران عمرهگزار ایرانی به صورت الکترونیکی وجود دارد و اقدامات اجرایی اعم از حمل و نقل و مسکن وغیره هم طبق سنوات گذشته قابل اجراست. اما با توجه به حساسیتها در موضوع حفظ عزت ، کرامت ، امنیت زائران ایرانی و حمایتهای کنسولی لازم ، موضوع استقرار کنسولگری جمهوری اسلامی یا راهاندازی دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی برای حمایتهای مربوطه از اتباع عمرهگزار ایرانی که شرط اولیه و اساسی ما برای راهاندازی مجدد عمره است، پیگیری شد.
رشیدیان گفت: به دلیل آنکه این بحث مرتبط با حوزه وزارت خارجه این کشور است ، طرف عربستانی هنوز پاسخ قطعی در این رابطه نداده است.
او ادامه داد: بر این مبنا باید نخست این موضوع در مسئولان سیاسی دو کشور حل شود که در این صورت مشکلی برای شروع عملیات اعزام عمرهگزاران وجود نخواهد داشت.
از دیگری حقوق شهدای منا و مسجدالحرام چه خبر؟
او با بیان اینکه از جمله مباحثی که به صورت مستمر بعد از فاجعه منا محور مذاکرات ما بوده و هست، پیگیری موضوع شهدای منا است ،اظهار کرد: در مذاکرات پیگیری موضوع شهدای منا از طرف عربستانی انجام شد و همچنین پیگیری حقوق باقیمانده شهدا و مصدومان حادثه مسجدالحرام هم دنبال شد.
به گزارش ایسنا به نقل از دیلیمیل، مسجد «الریز» از شهر باستانی «حصن کیف» به پارک فرهنگی جدید «حصن کیف» منتقل شده است. پیشبینیهای صورتگرفته نشان میدهد با ساخت سد «ایلیسو» و با بالا رفتن سطح آب رود «دجله»، ۸۰ درصد شهر باستانی «حصن کیف» و بسیاری از روستاهای اطراف آن غرق خواهد شد، بیش از ۳۰۰ مکان تاریخی اطراف این مکان از بین خواهند رفت و اکوسیستم اطراف رود «دجله» را به نابودی خواهند کشاند.
این مسجد ۶۰۹ ساله که بزرگترین مسجد «حصن کیف» محسوب میشود حدود ۱۷۰۰ تن وزن دارد و به کمک وسیلهای روان در امتداد رود «دجله» از شهر خارج شده است.
مناره این مسجد که در سال ۱۴۰۹ میلادی ساخته شده به صورت جداگانه از این شهر خارج شده است.
بیشتر مکانهای تاریخی این شهر باستانی به دلیل ساخت سد جدید از این شهر به مکان مناسبتری منتقل شدهاند.
تاکنون شش ساختمان با موفقیت از این شهر باستانی جابهجا شدهاند.
«حصن کیف» یکی از قدیمیترین مکانهای تاریخی جهان و تمدن انسان محسوب میشود. علاوه بر این غارهای آبی متعددی در اطراف این ارگ وجود دارند. بسیاری از این غارها از منابع آبی زیرزمینی متفاوتی تأمین میشوند. کلیساها و مساجد متعددی نیز در صخرههای اطراف این ارگ ساخته شدهاند و این در حالی است که تمامی این آثار به زودی نابود خواهند شد.
پروژه جنجالی ساخت سد «ایلیسو» روی رود دجله نه تنها حیات ارگ ۱۲ هزار ساله «حصن کیف» را در این منطقه با چالش جدی روبهرو کرده، بلکه موجب از بین رفتن هزاران غار قدیمی دستساز در صخرههای پیرامون بقایای این ارگ باستانی و همچنین آسیب رساندن به اکوسیستم غنی حوضه رودخانه دجله میشود.
به گزارش ایسنا به نقل از انشنت اوریجینز، محققان تاکنون به چنین اثری در محوطه ماقبل تاریخی که در خاور نزدیک واقع شده باشد دست نیافته بودند؛ بنابراین کمیاب بودن این اکتشاف را به نمادین بودن استفاده از دندان انسان به عنوان زیورآلات برای مردمان گذشته این منطقه نسبت دادهاند.
در جریان کاوشهایی که بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ در این محوطه باستانشناسی متعلق به دوران نوسنگی انجام شده است، محققان سه دندان انسان ۸,۵۰۰ ساله را که به نظر میرسید عمدا سوراخ شدهاند تا به عنوان مهرههای تزئینی مورد استفاده قرار بگیرند، کشف کردند. نتایج بررسیهای علمی هم که در ژورنال «علم باستانشناسی» منتشر شده است، ثابت کرد این مهرهها عمدا برای مورد استفاده قرار گرفتن به عنوان مهره سوراخ شدهاند.
«اسکات هادو» که باستانشناس و یکی از محققان این پروژه اکتشافی است، میگوید: «دندانهای کشفشده همانند سایر دندانهای حیواناتی که به عنوان مهره مورد استفاده قرار میگرفتند، به صورت مخروطی تراشیده شده بودند.»
محققان پیشتر دندانهای انسان را که در گذشته به عنوان زیورآلات مورد استفاده قرار گرفته بودند در محوطههای باستانشناسی اروپایی که به دوران نوسنگی و پارینهسنگی زبرین تعلق داشتند، کشف کرده بودند، اما کشف این نوع آثار در شرق نزدیک بیسابقه است که این موضوع به اهمیت اکتشاف این دندانها افزوده است.
به گزارش ایسنا، برای محوطه سرسبز و تاریخی چندهزار هکتاری باغستان شماره ثبت ملی گرفتهاند و هرگاه نیاز شد در بوق و کرنا میکنند که یکی از بزرگترین لکههای سبز و تاریخی دنیا را دارند.
راه دور نرویم؛ همین چند ماه قبل بود وقتی بارانِ بهاری به سیل تبدیل شد، مدیریت شهری «باغستان قزوین» را اعجوبه تاریخی شهر نامید که نگذاشت هیچ آسیبی به شهر و مردمش وارد شود، اما از سوی دیگر قطع بیرویه درختان باغستان و ساختوسازهای پی در پی سالهاست باغستانِ قزوین را آب کرده است.
هرچند نخستین زخمی که در حدود ۸۰ سال قبل به پیکره باغستان وارد شد، یعنی کشیدن خط راهآهن بین شهری امروز خود یک اثر ملی محسوب میشود و حتی در فهرست آثار ملی کشور هم به ثبت رسیده، اما دیگر زخمهای واردشده به این محوطه تاریخی – طبیعی فقط بار تخریب این شریان حیاتی را زیادتر کرده است. یک روز جای درختان کارگاه خدمات شهری سبز میکنند و روز دیگر کارگاههای ساختمانی و کارخانجاتی که فقط دور تا دور شهر را بلدند تا شاید خود را بین درختان پنهان کنند، یا خانههایی که یکشبه پیریزی ساختمانهایشان انجام میشود تا باغستان را آب کنند.
حتما مسوولان شهری از شهرداری و کمیسیونهای مربوطهاش تا میراث فرهنگی که مجوزهای بیرویه قطع درختان باغستان را صادر میکنند، چشمشان به سفرنامههای چندین قرن قبل نخورده؛ وقتی پیانزو دل لاواله ایتالیایی، که در ۱۰۲۵ هجری قمری در دربار شاه عباس مهمان پادشاه بود، در سفرنامه خود قروین را اینطور توصیف کرد: «قزوین شهری محصور در درختان و باغهای بزرگ که همچون نگینی در وسط باغها میدرخشد.»
یا کتاب «هفت اقلیم» حمدالله مستوفی در ۷۴۰ قمری که قزوین را از شهرهای قدیم جهان میداند و میگوید «از غرائب دنیا باغات انگور آنجاست که در سالی زیاده از یک مرتبه آب نمیخورد و اینکه سالی یک نوبت که آب میخورد وقتی است که احتیاج به آب ندارد یا قبل از نوروز که وقت وفور آب قزوین است… میوه انگور شاهانی و خربزه و پسته نیک میشود. از جمله اسناد معتبر طومار تقسیم آب رودخانهها است که متعلق به قرن هشتم هجری قمری است. این طومارها نحوه تقسیم آب رودخانههای شهر را میان باغها مشخص مینموده است.»
اما قزوین امروز با قزوین آن سالها آنقدر متفاوت است که اگر قرار بود در این دوران بار دیگر هر کدام از آن سفرنامهنویسان قزوین را ببینند، حتما آن را نمیشناسند، که قطار توسعه راه اشتباهی را که از چند دهه قبل در تهران آغاز شده پیش گرفته و به سرعت جلو میرود.
هرچند در این میان فعالان میراثی قزوین در آخرین تلاشهایشان برای نجات باغستان در جدال بین بتونها و طبیعت شهر سنتی قزوین، تکدرختِ باقیمانده در بخشی از باغستان را «دیدهبان» گذاشتهاند تا نشانی باشد برای وقتی که ردِپای بتونها روی باغستان محکمتر شد.
بخشی از باغستان که برای ایجاد بزرگراه از بین رفته است
سفرنامهنویسان ۷۰۰ سال قبل باغستان را دیدند، اما مسوولان امروزی نه!
محمدعلی حضرتیها – قزوینشناس و پژوهشگر قزوین – را که اگر حضورش در مسند اداره کل میراث فرهنگی استان قزوین نادیده بگیریم، علاقهاش به عکاسی و گشتن وجب به وجب خاک قزوین را نمیتوان از روزهای زندگیاش حذف کرد، یکی از فعالان میراثی استان میتوان محسوب کرد که هنوز قلبش برای خاک و آب و باغستانهای قزوین میتپد.
او در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، از مخاطرات و آسیبهایی که در طول چند سال گذشته به قزوین وارد شده گفت، از آسیبهایی که چند سال است به وضوح گریبان باغستان را گرفته و هر روز آن را کوچکتر میکند.
او میگوید: «باغستان سنتی قزوین یک میراث تاریخی است، براساس گزارشهای موجود، از دوران اسلامی، سفرنامهنویسان و جغرافینویسان به وجود و گستردگی این شیوه موجود باغداری در قزوین اشاره کردهاند، شاید معروفترین آنها ناصرخسرو باشد که در قرن پنجم توصیف میکند “باغستان بسیار داشت؛ بی دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود”.
این شیوه که منحصر به قزوین بوده، در دیگر شهرهای ایران وجود نداشت. معمولا دور باغها دیوار و حصار میکشند و برای اینکه کسی به داخل دسترسی پیدا نکند، بالای دیوارها نیز بوتههای خار میگذارند. اما ناصرخسرو چیزی غیر از این برای قزوین میگوید.»
او به نگاه «شرف جهان قزوینی» ۶۰۰ سال بعد از توصیف ناصرخسرو اشاره میکند که در توصیف شهر قزوین و بخشنده بودنش، گفته است «دلیل همت شان آنکه هیچ کس نکشد/پی مضایقه بر گرد باغ حصن حصین» و ادامه میدهد: مرحوم دهخدا نیز در توصیف قزوین به این نکته (باز بودن فضاهای بین باغها در باغستان) اشاره دارد که «یکی از ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی مردم قزوین است.» به همین دلایل باید این دیدِ مردم را نیز یکی از میراث مردم قزوین به حساب آورد.
این پژوهشگر شهر قزوین در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به کیفیت درختان ومحصولات باغستان آن را بخشی از میراث کشاورزی باغستان سنتی میداند و اظهار میکند: از دوره ایلخانی گزارشی از حمدالله مستوفی در دست داریم که وسعت باغستان پیرامون قزوین را منهای مزارع تقریبا بیش از ۱۰ هزار هکتار میداند. متاسفانه این میزان در سنوات و سدههای بعد کاهش پیدا کرده و امروز به مرحله تهدیدآمیزی رسیده است. رشد طمعورزی و سوداگری در حوزه مدیریت شهری باعث شده تا باغستانی که در لبههای شهری قرار گرفته، بیشتر در معرض تهدید باشد. از سوی دیگر احداث پلها و جادهها به بهانه کاهش بار ترافیکی از شهر و در نهایت گذراندن آن ترافیک از دل باغستان عاملی برای اضمحلال این میراث ارزشمند در شهر قزوین شده است.
تخریب تدریجی باغستان قزوین با بیابانی کردن و ایجاد کارگاههای مختلف در دل باغستان آشکارا انجام میشود
او با اشاره به ثبت ملی باقیماندههای باغستان سنتی قزوین که در حال حاضر چیزی حدود سههزار هکتار را شامل میشود، نسبت به وظیفه همگانی همه دستگاههای شهری برای حفظ این مجموعه تاکید میکند و میافزاید: وظیفه نهادهای قضایی به خصوص دادستانی است تا با کسانی که در عرصه ثبتی باغستان مداخلههای غیرمسوولانه دارند، برخورد کنند. در زمان ثبت ملی باغستان در جلسات مکرری که با حضور باغداران و مدیران شهری برگزار میشد، همه از ثبت این محوطه تاریخی استقبال میکردند و تقریبا بعد از سه ماه شهرداری در سال ۹۳ به عنوان معترض خواستار خروج باغستان از فهرست ملی کشور شد، چون طرحهایی را پیشبینی کرده بودند که لازمه اجرای آن باغخواری بود؛ یعنی باید باغها از بین میرفتند تا آن نقشهها در حقیقت نیز اجرایی شوند. در حالی که آن طرحها و برنامه و نقشهها هیچ مصوبه بالادستی ندارند و محصول مستقیم نگاه سوداگرانه مدیریت شهری به منابع ملی و ثروت این مردم است که متاسفانه به سرعت در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
حضرتیها از امنیت باغداران و محصولات آنها نیز صحبت میکند: وقتی چند باغ در کنار هم بدون درخت میشود، امنیتِ دیگر باغها نیز تهدید میشود. برخی باغداران معمولا برای رسیدن به دریافتی سریع و کوتاهمدت، به معاملههایی تن میدهند که باعث میشود میراث نیاکانشان دستخوش تغییر شود.
درخت دیدهبان در جلوی یکی از ورودیهای بزرگراههای در دست احداث ثابت قدم ایستاده
تهدیدهایی که باغستان سنتی قزوین و باغدارانش را به ستوه آورده
او به روشهای مختلفی اشاره میکند که باغستان سنتی قزوین را به مرور از بین میبرد: روشی که معمولا برای تخریب باغستان استفاده میشود یکی شیوه متداول قطع درختان است که با سرعت و ابتدا در مقاطعی به صورت مخفی و پنهان انجام میشد، اما اکنون در ملا عام این کار را انجام میدهند. شیوه دیگر ریختن نخالههای ساختمانی در باغستان است. یا روش دیگر تخریب تدریجی باغستان، احداث راه در دل باغستان است که عامل کاهش امنیت باغداران است. یک باغدار با شرایط دشوار محصول را به دست میآورد، اما زمانیکه مثلا پسته یا بادام را جمعآوری میکند تا برای فروش به بازار برساند، ناگهان چند ماشین میآیند، مست کرده و با قمه وضعیت نادرستی ایجاد میکنند و در فضایی ناامن حاصل یک سال دسترنج باغبان و باغدار را به یغما میبرند. متاسفانه این اقدامات فقط از راه ایجاد مسیرهای باز و قطع درختان در باغستان ایجاد شده است، چون در گذشته اگر کسی قصد ورود به عرصه باغستان را داشت، توسط باغداران از او سوال و جواب میشد و نام و نشاناش را میپرسیدند و لازم بود تا آن فرد پیاده رفت و آمد کند و وقتی پیاده میرفت دیگر این تهدیدها نبود، اما در شرایط امروزی با ایجاد جادهها، ماشین درست در کنار باغ میآید، محصول را بار میزند و میبرد.
مدیرکل سابق میراث فرهنگی استان قزوین با تاکید بر اینکه متاسفانه این اتفاق چند سال است در مقیاسی بسیار زیاد برای باغداران به وجود میآید، میگوید: یکی از بزرگترین تهدیدهای باغستان فقدان امنیت است که متاسفانه هیچ برخورد بازدارندهای برای این مساله نه در حوزه زیرساخت یعنی ممنوعیت ساخت و ساز در باغستان و نه در حوزه بحثهای انتظامی و قضایی انجام نشده تا با مداخلههای جدی و اثرگذار، امنیت بین باغداران ایجاد شود.
او مسدود کردن راههای دسترسی آب به باغستان سنتی قزوین را از دیگر مشکلات کنونی این محوطه چندهزار هکتاری بزرگ میداند و ادامه میدهد: این باغستان سالی یک بار آب میخورد. در بارشهای زمستانی که به آن «تلآب» میگویند، معمولا این اتفق میافتد. از سوی دیگر براساس طوماری کهن که چیزی حدود ۹۰۰۰ سال قدمت دارد و حتی آن نیز در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، حقابه آب برای هر بخش از باغستان کاملا مشخص شده است. آنها بر اساس یک زمانبندی تعیینشده در طول این هزار سال حقابه محلههای مختلفی برای باغستان قزوین تعریف کرده و آب خود را دریافت میکنند که به اصطلاح به آن «شیرین آب» میگویند که از نیمه دوم اسفند شروع و تا نیمه دوم خرداد آبیاری باغها انجام میشود.
حضرتیها میافزاید: اما کانون مسدود کردن منابع آب از بالا دست است و در حقیقت اجرای تهمیداتی است که مانع سوار شدن آب به باغستان شود. این کار با ایجاد خیابانها و پلها عملیاتی شده است. حتی بخشی از حقابه باغستان قزوین را به پارک فدک در شمال قزوین منتقل کردهاند و گونههای گیاهی ناسازگار با اقلیم را آوردهاند مانند بلوط که در آن مجموعه کاشتهاند و از حقابه باغستان آب را برای آبیاری بلوطها و گیاهانی که با اقلیم ناسازگارترند، منتقل کردهاند. امروز اما شهر کمآبی که با باغستانش سبز مانده در معرض این تهدیدهاست و متاسفانه این رویکردها را در نقاب دروغینی به نام توسعه شهری ارائه میکنند.
به آتش کشیدن باغستان برای رسیدن به مقصود نهایی
از میدانی که ۱۰ هکتار باغستان را حذف کرد تا سنجابهایی که باغداران را مایوس میکنند
باغستان سنتی قزوین امروز یک بخش تاریخی خود را از دست داده از بس به بیابان تبدیل شده و خانهها روی درختان قد علم کرده و درختان را زیر پا له کردهاند. بخشهای جنوبی، شرقی و غربی هنوز نشانههای باغستان را دارد. هر چند این نشانهها نیز به مرور توسط کارگاههای ساختمانی که در دل باغستان در حال رشدند رو به نابودی هستند یا راهآهنی که دوخطه کردن آن، زخم ۸۰ ساله باغستان در قسمت جنوبی را عمیقتر میکند.
در این میان اما ساختِ میدانی جدید با نام «خلیجفارس» در سال ۹۴ و در نقطه دیگری از بخش جنوبی باغستان این محوطه طبیعی را به خلسه برد. امروز میدان خلیجفارس یکی از ورودیهای اصفهان و بویین زهرا به شهر است.
حضرتیها درباره این لکه حذفی دیگر باغستان نیز میگوید: سال ۹۴ ناگهان تصمیم گرفتند که در نقطه کنونی میدان خلیجفارس قزوین یک میدان ورودی احداث کنند و دهانه میدان را آن قدر وسیع گرفتند که همه درختان پسته و بادام را قطع کردند. هر چند با اعتراض مالکان باغها مواجه شدند، اما کار عملیاتی شد و نزدیک به ۱۰ هکتار از باغستان با این پلسازیها و این میدان تخریب شد. در واقع آن را به مدلی برای مداخلههای بعدی در بخشهای دیگر باغستان تبدیل کردند.
او اما حضور سنجابها در دل باغستان را عامل دیگری میداند که به عاملی برای مایوس کردن بیشتر باغداران برای کار در این محوطه طبیعی تبدیل شده است و میگوید: اکنون یکی از تهدیدهای بالقوه باغستان وجود سنجابهاست. آنها زاد و ولد کردهاند و امروز به یکی از تهدیدهای بالقوه باغستان تبدیل شدهاند، چون بادام، پسته و فندق جمعآوری کرده و آنها را انبار میکنند این اتفاق رخ میدهد. چون سنجاب درست در زمان رسیدن محصول مانند یک آفت عمل میکند.
جدال طبیعت و بتون در دل باغستان سنتی قزوین
راهآهن قزوین نخستین زخم را به دل باغستان زد
این قزوینشناس و پژوهشگر اما به ایستگاه راهآهن قزوین که در شبکه سراسری راهآهن طراحی شده و به عنوان ایستگاه شماره دو در مسیر تهران به تبریز در قزوین به وسیله آلمانها در دوره پهلوی اول ساخته شده بود، اشاره میکند و میگوید: در آن زمان متاسفانه مسیر را از دل باغستان در بخش جنوبی آن انتخاب میکنند. یکی از نقاط ابتدایی که تخریب بخشهایی از باغستان را به همراه دارد، همین مسیر ریلی قزوین است که تا محدوده شهری پیشروی کند، درحالیکه در گذشته حد جنوبی شهر، محدوده میمون قلعه بود و پایینتر از آن با فاصله نسبتا زیادی فقط باغ وجود داشت. هرچند از سوی دیگر نمیتوان توسعه و آینده شهر را نیز نادیده انگاشت. اکنون نیز بحث دوبانده کردن راه آهن مطرح است. درحال کار هستند تا با استفاده از همان حریم قبلی این پروژه را انجام دهند که در این مسیر خوشبختانه وضعیت فعلی باغستان آسیب چندانی نمیبیند.
تابلو مسیر رسیدن به آثار تاریخی قزوین وسط باغستان تخریب شده
مسیر ماشینرو برای دیدنِ بخشهای مختلف باغستان سنتی قزوین هموار است، حتی در این میان کارگاهها و مغازههایی به چشم میخورند که حالا آنقدر قدمت دارند که باید دنبال قدیمیترشان بود، از غذاخوریهای بین راهی باغستان گرفته تا پنچرگیری، کارگاه خط لوله شرکت گاز، سنگتراشی سنگ قبر، بازیافت زباله، بنگاه آهنآلات، قبرستان ماشینها و … آنقدر زیادند که میتوان از هر کدام گزارشی جداگانه منتشر کرد، از تعرضشان به باغستان گرفته تا مالکیتی که امروز برای خودشان در دل این محوطهی تاریخی طبیعی بزرگ ایجاد کردهاند و … از لبه شهری در منطقه شیشهچی در غرب قزوین گرفته که نمونه بارز ساختوسازهاست به حدی که حتی ترمینال بین شهری قزوین را در این نقطه کاشتهاند، تا پارکی که جای باغستان نشسته و آلاچیقهایی که برای تفریح نصبکردهاند.
اما نکته جالب توجه برای مدیریت شهری قزوین، تابلوهای شهری راهنما برای نشان دادن مسیر حرکت به سمت بناهای تاریخی است، درست کنار قبرستان ماشینها و سر چهارراهی که روزی شاید چهارراه ورود به باغهای اطراف منطقه بوده و امروز آسفالت جای درختان را گرفته است.
راه را برای حفظ باغستان اشتباه میروند/باغداران را سر کار گذاشتهاند
عباس زرنگار – باغدار باغستان سنتی قزوین – در گفتوگو با ایسنا حرفِ دل باغداران سنتی قزوین را میزند و میگوید: جلسات زیادی در طول چند سال گذشته برگزار شده است، اما هیچ وقت از باغداران نخواستهاند که وارد گود شوند.
او یکی از این باغداران است که اجازه انتشار صحبتهایش را در اعتراض به عملکرد مدیریت شهری قزوین میدهد و میگوید: باغستان سنتی قزوین در گذشته هر چند در برخی از سالها با رودخانههای فصلی آبیاری میشد و برخی سالها با خشکسالی مواجه بود، اما از نظر اقتصاد مانند امروز نبود. امروز باید مانند گذشته درآمدهای باغداران باغستان به هم نزدیک باشد، اما اینطور نیست. از سوی دیگر منافع کار در شهر نسبت به باغداری، جوانان قزوین را از باغستان دور میکند، به حدی که راضی میشوند در شهر یک دکه زیرپلهای داشته باشند و به باغستان نیایند. اگر بخواهند باغستان برایشان منبع درآمد باشد، امروز باید مانند گذشته عمل کنند، آبرسانی به باغها را بار دیگر به طور مرتب اجرایی کنند. این که کسی کاری نمیکند، هیچ چیز درست نمیشود. ما در این چند سال فقط میگوییم باغستان را حفظ کنیم اما چرا کاری انجام نمیدهیم؟ به نظر میرسد راه را اشتباه آمدهاند.
او ادامه میدهد: مسوولان شهری به جای برگزاری جلساتی که تعداد کمی از باغداران در آن شرکت میکنند و نظرات آنها کمتر مورد توجه قرار میگیرد، بگویند تا امروز در کدام نقطه جلو تخریب باغستان را گرفتهاند. آنها باید دستکم برای آزمایش دو بلوک را الگو کنند، طرحهای آزمایشی روی آن اجرا کنند تا به نتیجه برسند.
این اتفاقات در حالی رخ میدهد که نه تنها تراکم ساختوساز به مردم در شهر داده میشود، بلکه با صدور مجوزهای پروانه ساختمان بیش از حد، باغستان را به تخریب کامل نزدیک میکنند و با قول و قرارهای مدتدار به باغداران آنها را برای فروش زمینهایشان با قیمتهای پایین راضی میکنند.
تاکید رییس شورای شهر قزوین بر مجوزهای بالادستی برای باغستان
هرچند در طول سالهای گذشته به دنبال اعتراضهایی که باغداران و میراث فرهنگی از تخریبهای بیرویه شهر دارند، مسوولان شهری خود را از هر اتهامی مبرا میدانند، اما قطعا ساختوسازهای بیرویه از خانههای مسکونی را که به مرور محلههای جدید شهری را شکل میدهند، تا پلها و روگذرهایی را که دور تا دور قزوین را گرفتهاند و به مرور باید آنها را جای همه باغستان به ذهن آورد نمیتوان بدون صدور مجوزهای ضابطهمند شهری دانست.
همانطور که برخی رسانههای محلی قزوین به این جمله از حرفهای حکتالله داودی – رییس شورای شهر قزوین – اشاره میکنند که «یکی از کارهای مهم و اساسی شورای پنجم و شهرداری توجه به حراست و حفاظت از باغستان سنتی قزوین بوده و تاکنون بدون مصوبات بالادستی همچون شورای عالی معماری و شهرسازی اقدامی در باغستان انجام نشده است.»
تاریخ از باغستان چه میداند؟
برخی منابع تاریخی میگویند، «ابن حوقل» (۳۵۰ قمری) نخستین کسی است که در کتابش به باغستان اشاره کرده است: «قزوین شهری است پرنعمت… قزوین را درختان و تاکستانهای بسیار است ولی همه به طریق دیم آبیاری میشود». کمتر از ۱۰۰ سال بعد «ناصرخسرو قبادیانی» (۴۳۸ قمری) در سفرنامهاش باغستان سنتی قزوین را این طور توصیف میکند: «قزوین را شهری نیکو دیدم، مگر آن که آب در آن اندک بود. باغستان بسیار داشت، بیدیوار و خار، و بیهیچ مانعی از ورود در باغها »
یا زکریابن محمد بن محمود قزوینی (۶۰۵– ۶۸۳) در کتاب آثارالبلاد شهر قزوین را این چنین توصیف میکند: «در آن دو شهر است، یکی در میانهدیگری. شهر کوچک را شهرستان مینامند، بارو و دروازه ها دارد و شهر بزرگ محیط بر آن شهر کوچک است و آن را نیز بارو و دروازهها است و موستانها و بستانها شهر بزرگ را احاطه کردهاند از هر سو و کشتزارها محیط بر باغها و رزستانها هستند، شهر دو رودخانه دارد یکی را دزج گویند و دیگری را ارنزک» حتی «رافعی» در التدوین در مورد رودخانهها، باغستانها و باغهای داخل شهر چنین میگوید: «رودخانههای قزوین سه رودخانه است که باغستانهای قزوین از آب آنها آبیاری میشود….یکی رودخانه دزج است که باغستانهای بیرون دروازه جوسق(کوشک)، دزج و ارداق را سیراب میسازد و از داخل شهر میگذرد و به خانهها و عمارات زیان میرساند. دوم رودخانه ارنزک است که باغستانهای بیرون دروازه دستجرد، صامغان و ری و برخی از باغهای داخل شهر را مشروب میکند. سوم رودخانه زواره است که باغهای راه ابهر را سیراب میسازد.»
تاورنیه در سفرنامه «مسافرت به ایران» (۱۰۱۰هجری شمسی) نوشته است:«قزوین دیوار و بارو ندارد و بیشتر از نصف شهر باغ است…»
برای دیدن فیلم کامل بررسی وضعیت باغستان سنتی قزوین روی این لینک کلیک کنید.
به گزارش ایسنا، «امانوئل ماکرون»- رئیس جمهور فرانسه – سال گذشته قول داده بود ۲۶ اثر باستانی غارتشده را بدون تاخیر به کشور اصلی خود بازگرداند.
این تصمیم «ماکرون» فشار را برای بازگرداندن آثار باستانی غارتشده توسط دیگر کشورهایی که از آثار باستانی دوره استعماری نگهداری میکنند، بیشتر کرد.
تخت سلطنتی که بیش از یک قرن گذشته توسط سربازان فرانسه از «بنین» غارتشده بود و در یکی از موزههای پاریس نگهداری میشود از جمله ۲۶ اثری است که بازگردانده خواهد شد.
«فرانک ریستر» – وزیر فرهنگ فرانسه- روز دوشنبه در ملاقاتی با «پاتریس تالون» - رئیس جمهور بنین – اعلام کرد تمامی آثار وعدهداده شده تا پایان سال ۲۰۲۰ و احتمالا اوایل سال ۲۰۲۱ بازگردانده خواهند شد.
«بنین» ضمن قدردانی از تصمیم فرانسه برای بازگرداندن این مجموعه آثار باستانی، برای آماده نبودن مکانی مناسب برای نگهداری این آثار پیش از استرداد آنها ابراز نگرانی کرد.
وزیر فرهنگ «بنین» در کنفرانس خبری اعلام کرد هر دو کشور برای بازگرداندن این آثار طی چند مرحله جداگانه به توافق رسیدهاند.
فرانسه پیشتر نیز در جریان مراسمی اثر تاریخی گرانبهایی را که در دوران استعماری سنگال از این کشور مصادره شده بود به «مکی سال» رئیسجمهور این کشور تحویل داد.
حدود ۹۰ هزار اثر از آثار تاریخی «آفریقای سیاه» (مناطق جنوب صحرای بزرگ آفریقا) در موزههای عمومی فرانسه نگهداری میشوند که موزه «Quai Branly» به تنهایی دو سوم این مجموعه را نگهداری میکند.
به گزارش ایسنا، ایتالیا مدتی است دامنه همکاریهای فرهنگی و هنریاش را با ایران گسترده و متنوعتر کرده است؛ چندی پیش دیوارهای تاریخی سفارتخانهاش را به دست دو هنرمند ایتالیایی و ایرانی سپردند تا به رنگ دوستی درآورند، کمی بعدتر همزمان با روز هنر معاصر ایتالیا نمایشگاهی از آثار «بیژن بصیری»، هنرمند ایرانی – ایتالیایی در موزه ملی ایران برپا کرد، تازگیها هم به پاس ۶۰ سال همکاری در باستانشناسی، نتیجه کار مشترک ۵۲ هیات و ۶۰اثر را به نمایش گذاشته است. اینک پروژه فرهنگی دیگری بین دو کشور تعریف شده است. به نظر میرسد ایتالیا این روزها فارغ از حاشیههای سیاسی، ادبیات دیگری را برای گفتوگو با ایران برگزیده است.
پروژه جدید دو کشور که با حمایت بخش تجاری سفارت ایتالیا در ایران و مشارکت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آغاز شده، توسعه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را هدفگذاری کرده است، به همین منظور هیاتی از اتحادیه تعاونیهای ایتالیا به ایران آمد و به مدت یک هفته در مسیر تهران، کردستان، کرمانشاه، خوزستان و فارس سفر و با ظرفیتهای این مناطق برای خلق پروژههای کارآفرینی آشنا شد. این هیات ۱۵ سایت تاریخی از جمله بیستون، طاق بستان، اورامانات، سازههای آبی شوشتر، شوش، چغتزنبیل، فیروزآباد، سروستانی بیشاپور دیدهاند.
این پروژه که اکنون در مرحله مطالعاتی و تحقیقاتی به سر میبرد در سه فاز تعریف شده که در فاز نخست هیات ایتالیایی از ایران بازدید میدانی میکند تا بر سیستم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تمرکز پیدا کند. در فاز دوم که اواسط بهار سال آینده خواهد بود، اعضای نهادها و کارآفرینهای ایرانی در این سه حوزه با سفر به ایتالیا از پروژههای اتحادیههای تعاونی بازدید میکنند تا در جریان نحوه فعالیتها و تجربیات آنها قرار گیرند. تابستان آینده نیز همزمان با آغاز فاز سوم، پروژهای مشترک در ایران و در منطقه به صورت پایلوت اجرا میشود.
جوزپه پرونه (Giuseppe Perrone)، سفیر ایتالیا در تهران در شب آغاز پروژه همکاری دو کشور که همزمان با پایان ماموریت هیات ایتالیایی در ایران بود، گفت: ایران نه تنها میراث فرهنگی تحسینبرانگیزی دارد، بلکه ویژگی مردمانش همچون بخشندگی بسیار قابل توجه است.
او ادامه داد: هر شخصی که به ایران سفر میکند تحت تاثیر مهماننوازی مردم ایران و دیگر خصوصیات آنها قرار می گیرد.
سفیر ایتالیا در تهران گفت: حجم توریستی که به ایران میآید به هیچ وجه در شأن و اندازه جاذبههای گردشگری آن نیست. در حقیقت این گپ (فاصله) در هیچ کشوری دیده نمیشود و شاید ایران تنها کشوری است که این همه جاذبه دارد اما به اندازه آن توریست ندارد.
او با اشاره به تفاوت واقعیت درونی ایران با چهره بیرونی آن، اظهار کرد: وقتی به ایران قدم میگذارید تازه متوجه میشوید این کشور از لحاظ جاذبههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی فوقالعاده است.
جوانا بارنی Giovanna Barni، رییس و مدیر توسعه تجارت شرکت CoopCultire که یکی از بزرگترین تعاونیهای میراث فرهنگی ایتالیا سرپرستی و نمایندگی این هیات مطالعاتی، در مراسم اعلام آغاز این همکاری مشترک که در باغ سفارت ایتالیا برگزار شد، با اشاره به فرهنگ غنی ومثالزدنی ایرانیها،اظهار کرد: ایتالیا صاحب میراث فرهنگی و بناهای قدیمی زیادی است که با توجه به قدمت و گذر زمان به نگهداری، پایش ومرمت با استفاده از روش های نوآورانه نیاز است، همکاری با ایران در این زمینهها میتواند موثر باشد. از طرفی ضرورت دارد در اجرای پروژههای مربوط به ایران احترام به جامعه محلی، توسعه پایدار و مرمت آثار مورد توجه قرار گیرد.
او پس از یک هفته سفر مطالعاتی به همراه هیأتی از اتحادیهها و تعاونیهای فعال در زمینه گردشگری و میراث فرهنگی در ایران، برای اجرای پروژهای مشترک و کوچک در مرحله نخست با استفاده از دانش و فناوری ایتالیا اعلام آمادگی کرد.
آئوگوستو دیجاچینتو Augusto Di Giacinto، رییس بخش توسعه بازرگانی سفارت ایتالیا در تهران که این پروژه و تورهای مطالعاتی مرتبط با حمایت آن اجرا میشود، با تاکید بر اعلام آمادگی ایتالیا برای اجرای پروژه همکاری مشترک با ایران در زمینه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، به فارسی گفت: باید پیش برویم تا ببینیم چه میشود.
محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که به همراه محمدرضا کارگر، مدیرکل امور موزه ها در این مراسم شرکت کرده بود، با اشاره به همکاری قدمتدار دو کشور در زمینه باستانشناسی، یادآور شد: بیش از ۶۰ سال با این کشور همکاری مستمر در زمینه کاوش، حفاظت و مرمت داشتهایم. همواره سفیران خوبی از ایتالیا به ایران معرفی شده و هیاتهای باستانشناسی این کشور در پایگاه های میراث جهانی تخت جمشید، پاسارگاد، محور ساسانی، غرب ایران و موزه ملی حضور داشتهاند و این همکاریها هرگز متوقف نشده است و همکاری دو کشور عالی بوده است.
او با اشاره به چهره بیرونی ایران، اظهار کرد: زمانی که مدیر پایگاه تخت جمشید و پاسارگاد بودکه رییس کمیته میراث جهانی به ایران آمد که هنگام ترک این کشور از امنیت و جذابیت آن تعریف کرد، ناراحت بود در سطح دنیا معرفی و تبلیغات نداریم و اخبار منفی علیه ایران زیاداست. امیدوارم از طریق این پروژه تصویر درستی را بتوانیم نشان دهیم .
معاون میراث فرهنگی همچنین به جایگاه ایران در سازمانهای بینالمللی همچون ایکوم و ایکوموس اشاره کرد و گفت: ایران در بین این مراجع خوشنام است و هرچه پرونده به آنها ارسال شده به ثبت رسیده است.
طالبیان یادآوری کرد: این گروه در زمینه مشارکت جامعه محلی، توانمندسازی و گردشگری فرهنگی و پایدار فعال است و پس از ارزیابی و مطالعه می تواند پروژهای را به شکل پایلوت اجرا کند.
وی همچنین خطاب به سفیر ایتالیا در تهران گفت: امیدوارم در این دوره از ماموریتتان شاهد همکاری چند برابری در حوزه مرمت، میراث فرهنگی و گردشگری، موزه ها و صنایع دستی باشیم.
پروژه همکاری ایران و ایتالیا یک ساله است که اصلیترین هدف و تاکید آن ، کارآفرینی با تاکید بر تقویت جامعه محلی و ترویج گردشگری پایدار است. هیات ایتالیایی از ۱۸ تا ۲۵ آذرماه در ایران سفر کرد. انتهای پیام
به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی موزه ملی ایران، به دنبال بازگرداندن نقش برجسته سرباز هخامنشی به ایران بعد از ۸۰ سال، این نقش برجسته برای چهارمین بار از مخزن موزه ملی ایران خارج میشود.
این تک اثر هخامنشی قرار است از سهشنبه ۲۶ آذرماه، ساعت، ۱۶ در موزه مشاهیر برج میلاد رونمایی شود و تا یک ماه در این موزه نمایش داده شود.
این اثر تاریخی، ۱۳ شهریور سال گذشته به نماینده دائم ایران در سازمان ملل تحویل داده شد و رئیس جمهور در بازگشت از سفر نیویورک به ایران بازگرداند. پس از یک نمایش ۲۰ روزه در موزه ملی ایران، این اثر تاریخی در زمانهای مختلفی در استانهای خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و هرمزگان نمایش داده شد.
به گزارش ایسنا، تحقیقات باستانشناسی و فلسفی چندینساله موسسه شرقی در نیپور پس از یک وقفه نزدیک به ۳۰ ساله از آوریل سال ۲۰۱۹ از سر گرفته شد و پس از بازنشستگی «مکگوایر گیبسون» در سال ۲۰۱۸، عباس علیزاده باستانشناس ایرانی به عنوان مدیر اکتشاف باستانشناسی نیپور منصوب شد.
در طی این وقفه چنددههای، تمام مناطق حفاری قبلی پر شده، محلِ کارگاه باستانشناسان در زمان مطالعات غارت شده و تمام ابزار و مبلمان غارت شده بود، اما هماکنون خانه حفاری مرمت و مبله و وسایل لازم خریداری شده است.
ویرانههای شهر باستانی نیپور روی تپهای با ارتفاع حدوا ۱۸ متری و مساحت یک مایلی در فاصله چندصد مایلی از جنوب شهر بغداد در کشور عراق واقع شده است. ایزدشهر نیپور «انلیل» یکی از خدایان بینالنهرین و پسر آنو خدای بزرگ سومریان است.
نیپور گرچه هیچگاه شهری سیاسی نبوده اما از اهمیت مذهبی فراوانی برخوردار بوده و به نوعی به حکومت سلطنتی در بینالنهرین مشروعیت میداده است. این شهر که حدود پنجهزار سال قبل از میلاد محل زندگی بوده، نقش مهمی در توسعه یکی از اولین تمدنهای بشری داشته است.
آمریکاییها بیش از ۱۰۰ سال است که کاوش در شهر نیپور را آغاز کردهاند و اولینبار در سال ۱۸۸۸، دانشگاه پنسیلوانیا اسپانسر اولین کاوشها در بینالنهرین شد. یکی از کارکنان اولین تیم باستانشناسی در نیپور، دکتر «رابرت اف. هارپر» است که چند سال بعد موسسه تحقیقاتی آشوریان را در دانشگاه شیکاگو تاسیس کرد. کاوشها تا سال ۱۹۰۰ در نیپور ادامه یافت که به کشف بیش از ۳۰ هزار الواح باستانی با خط میخی و دیگر اشیا انجامید.
موسسه شرقی دانشگاه شیکاگو تحقیقات خود را درباره شهر نیپور در سال ۱۹۴۸ آغاز کرد و بیشتر تمرکز کاوشها بر روی جنبه مذهبی شهر قرار گرفت که شهر نیپور وجهه تاریخی خود را مدیون آن است. کاوش لایه به لایه معبد و چندین خانه منجر به کشف هزاران لوح باستانی در این منطقه شد.
«مکگوایر گیبسون» از سال ۱۹۷۲ مدیریت پروژه اکتشاف در شهر تاریخی نیپور را با رویکردی جدید آغاز کرد و تمرکز خود را بیشتر بر روی بخش مسکونی و اداری شهر قرار داد که تا سال ۱۹۰۰ هرگز کاوش نشده بودند. از جمله مهمترین اکتشافهای این دوره پیدا کردن لوحی از پلان شهر نیپور بود که قدمت آن به سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد بازمیگشت. در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نیز هزاران شیء تاریخی برنزی، جواهرات، استوانههای مهر و مومشده و الواح گِلی و ظروفل سفالین کشف شد. استفاده از کامپیوتر نقشهبرداری و ذخیره اطلاعات برای اولینبار در عراق در این کاوشها صورت میگرفت.
حالا و پس از چند دهه وقفه در کاوش شهر تاریخی نیپور، تیم اکتشاف جدید این محوطه به مدیریت عباس علیزاده باستانشناس ایرانی، تمرکز خود را بر روی قسمت غربی محوطه با معماری دوره اشکانیان و خانههای کشفشده مربوط به اواخر دوره ساسانیان قرار داده است.