به گزارش ایسنا، «نقشه ریسک سفر» آخر هر سال میلادی از سوی موسسه International SOS منتشر میشود تا به سازمانها، سرمایهگذاران و گردشگران خطرات کشورهایی را که در آن فعالیت و مسافرت دارند بهتر بشناساند. این رتبهبندی، خطرات پزشکی و بهداشتی هر کشور، ریسک امنیتی سفر و یک نمای کلی از مخاطرات در مقصد را نشان میدهد.
در این نقشه سفر به ایران «کم خطر» گزارش شده است. به عبارتی وضعیت امنیت در ایران همچون انگلستان، فرانسه، سوئد، عمان، امارات، ازبکستان، چین، ایالت متحده امریکا و کانادا است. این وضعیت با رنگ زرد روی نقشه مشخص شده است. درحالیکه رنگ کشورهای همسایه همچون ترکیه، عربستان و روسیه کمی تیرهتر از ایران است، به این منزله که امنیت در این کشورها حدی «متوسط» دارد.
البته بخشهایی از ایران بهویژه در نوار مرزی غرب و شرق به رنگ نارنجی درآمده که نشان دهندهی حد «متوسط» ریسک امنیت در این بخشها است. منطقه سیستان و بلوچستان نیز در این نقشه کاملا قرمز شده است.
رنگشناسی این نقشه، وضعیت ایران را چنین شرح میدهد: میزان جرم و خشونت کم است. عملیات تروریستی محدود و در برخی مناطق نادر است. خدمات امنیتی و اضطراری مؤثر بودهاند و زیرساختها تا حدی سالم است.
اما ریسک بهداشت سفر و ایمنی جادهها در ایران وضعیت مناسبی ندارد.
در این نقشه وضعیت ریسک بهداشتی و پزشکی سفر «متغیر» نشان داده شده است، یعنی خدمات پزشکی به طور یکسان در تمام نقاط ایران قابل دسترسی نیست و مخاطرات بهداشتی سفر به بخشهایی از ایران از جمله جنوب شرقی و غربی «بالا» گزارش شده است. این مناطق با علامت هاشور و حروف اختصاری که نشاندهنده میزان مخاطرات بهداشتی است، مشخص شدهاند.
وضعیت ایران با توجه به رتبهای که در بخش ریسک بهداشت سفر در این نقشه دارد، چنین شرح داده شده است: «ارائه خدمات پزشکی و درمانی در شهرهای بزرگ، از جمله اینکه داروهای تجویزی، خدمات با کیفیت پزشکی، خدمات اورژانسی و مراقبت از دندان معمولا در این شهرها در دسترس است. در مناطق دیگر ممکن است دسترسی به این خدمات محدود باشد.
اما خطر ایمنی جادهها در ایران فقط یک پله با بدترین شرایط فاصله دارد. در این نقشه کشورها به لحاظ ایمنی جاده از بین ۱۰ تا ۲۵ نمره گرفتهاند، نمره ۱۰ بهترین و ۲۵ خطرناکترین وضعیت ایمنی جادهها را نشان میدهد. نمره ایران بین ۲۰ تا ۲۴.۵ بوده است. این رتبهبندی به استناد آمارهای سازمان بهداشت جهانی انجام شده است.
در بخش دیگری از این نقشه به مهمترین رویدادهای سیاسی هر منطقه و یا کشوری در سال ۲۰۲۰ اشاره شده که چشماندازی از وضعیت امنیت در برخی مناطق با توجه به رخدادهای پیشبینی شده در سال جدید را ترسیم میکند، مثل انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، درگیریهای آمریکا در خاورمیانه و یا تشدید رقابت ژئوپولتیکی و تجاری آمریکا و چین.
در نقشه دیگری درباره بلایای احتمالی طبیعی در سال ۲۰۲۰ گمانهزنیهایی شده است تا مسافران هنگام انتخاب مقصد سفر این نکات احتمالی را نیز در نظر بگیرند. در کنار نام ایران نوشته شده است: «زلزله».
با وجود اینکه نقشه ریسک سفر به نوعی مرجع تصمیمگیریها و تعیین مقصد سفر و حتی سرمایهگذاری است اما در زمان انتشار آن این نکته یادآور شده است: اطلاعات درباره مراقبتها و خدمات بهداشتی در برخی کشورها به راحتی در دسترس نیست و یا درباره خطرات طبیعی احتمالی در سال ۲۰۲۰ نمیتوان پیشبینیهای دقیقی داشت.
با وجود آنکه سفر به برخی کشورها از نظر بهداشتی خطرناک اعلام شده اما نقدهایی شده که تجربه سفر به این کشورها گویای واقعیت دیگری است مثلا گفته شده است: در کشورهایی مثل مکزیک، برزیل، امارات، ویتنام، تایلند، مالزی، اندونزی با وجود آنکه ریسک بهداشتی سفر پایین اعلام شده اما در واقعیت خدمات پزشکی از کیفیت قابل قبولی برخوردار بوده است.
اما مؤسسه انگلیسی «Control Risks» نقشه دیگری برای سال ۲۰۲۰ منتشر کرده که بیشتر رویکرد سیاسی و امنیتی با در نظر گرفتن هنجارهای اجتماعی و اقتصادی دارد.
در این نقشه امنیت کشورها با شش رنگ تعیین وضعیت شده است: سبز تیره (کمترین خطر امنیتی)، سبز روشن (خطر امنیتی کم)، زرد (خطر امنیتی متوسط)، نارنجی (خطر امنیتی زیاد)، قرمز (خطر امنیتی خیلی زیاد) و آبی (تهدید دریایی).
از طرفی حرف «H» روی بدن ایران حک شده که مخاطرات سیاسی آن را «بالا» پیشبینی میکند که در شرح وضعیت کشورهایی با چنین سطح امنیتی نوشته شده است: ثبات سیاسی ندارند و با تحریم و تهدیدات تروریستی، ریسک بالای سرمایهگذاری و ناامنی اقتصادی و اجتماعی مواجهاند.
به گزارش ایسنا و به نقل از بی بی سی، این آثار باستانی که شامل ظروف سفالین و جواهرات میشوند در محوطهای تاریخی – تدفینی واقع در شهر کوچک «کبگینتون» در نزدیکی فرودگاه Coventry کشف شدند.
باستانشناسان معتقدند دو قبری که از میان دهها قبر در این منطقه کشف شدند به یک سرباز و یک دختر بچه رومی که هر دو از مقام بالایی در گذشته بهرهمند بودند، تعلق دارد.
قرار است آثار کشفشده در موزه های محلی اطراف این منطقه به نمایش گذاشته شوند.
تعدادی از این آثار در جریان کاوشهای باستانشناسی که در تابستان سال ۲۰۱۷ در این منطقه صورت گرفته بود کشف شدند، اما هویت و قدمت تمامی آنها اخیرا توسط کارشناسان تایید شده است.
«نایجل پیج» که باستانشناس ارشد تیم کاوشی این منطقه است با «قابل توجه» دانستن این اکتشاف، بیان کرد :« این یک اکتشاف حیرتآور در «میدلنز غربی» محسوب میشود. کشف این محوطه تاریخی غافلگیری بزرگی بود.»
در کنار قبر دخترک رومی یک سنجاق سینه زینتی نیز کشف شد. این سنجاقسینه تنها یکی از چهار جواهری بود که در قبر این دختر جوان قرار داده شده بود و سپس توسط یک آینه پنهان شده بود.
دیگر جواهرات کشفشده در این مکان شامل یک حلقه با تصویر یک نوع جیرجیرک (که نماد نامیرایی است) و یک سنجاق سر میشوند.
یکی دیگر از قبرهای کشف شده نیز شامل تکههای سپر و شمشیر بود.
متخصصان معتقدند آثار کشفشده و تصویرهایی که بر روی این آثار نقش بستهاند به فرهنگ اروپای جنوبی بازمیگردند.
در این بین دهها قبر آنگلوساکسون نیز در این مکان کشف شد که لوازم بسیاری را از جمله ظروف «فرانکها» را در خود جای داده بودند.
«پیج» بیان کرد:«حضور ظروف متعلق به «فرانکها»(یکی از قبایل متعدد کنفدراسیون غربی ژرمنها) نشاندهنده این موضوع است که این منطقه در طول دوره رومی هم همچون دورههای دیگر شاهد ورود و خروج مردم و لوازم بسیاری از مناطق مختلف بوده است.»
به گفته کارشناسان، بناهای واقع در «کبگینتون» حتی پس از ترک رومیها در قرن پنجم پابرجا ماندند.
حکایت دیوار ایرانی که خارجیها از کشفاش خبر دادند
به گزارش ایسنا، به اندازهای که همان پایگاه خبری در آخرین گزارشهای سالانهی خود به بررسی مهمترینهای باستانشناسی سال در دنیا ـ که فهرستی از ۱۰ اکتشاف برتر حوزه باستانشناسی سال ۲۰۱۹ منتشر کرد ـ کشف این دیوار را نیز جزو اکتشافات حیرتآور حوزه باستانشناسی در سال ۲۰۱۹ دانست.
دیواری که خبرها میگویند «با استفاده از تصاویر ماهوارهای بقایای یک دیوار سنگی را در غرب ایران به طول ۱۱۵ کیلومتر (۷۱ مایل) شناسایی کردند. دیواری که بقایایش از کوهستان “بمو” در شمال آغاز میشود و تا نزدیکی روستای “ژاومرگ” در جنوب امتداد دارد.»
اما باستانشناسان هم هنوز نمیدانند آن را چه کسی و با چه هدفی ساخته، هر چند به خاطر حفظ نامناسب بقایای آن محققان حتی از طول، عرض و ارتفاع آن هم مطمئن نیستند و بر اساس تخمینهای کنونی چهار متر برای عرض و حدود سه متر ارتفاع برایش حدس زدهاند.
اما نکتهی جالب توجه از آشنایی ساکنان نزدیک به دیوار است که آن را گاوری (Gawri wall) مینامند.
باستانشناسان چطور دیوار را کشف کردند؟
سجاد علی بیگی – باستانشناس و سرپرست تیم بررسی باستان شناسی شهرستان سرپل ذهاب و استادیار دانشگاه رازی کرمانشاه – در گفتوگو با ایسنا از چگونگی کشف این دیوار در حدود چهار سال قبل و همراه با گروه باستانشناساش میگوید.
او با بیان اینکه بخشهایی از این دیوار در محدوده شهرستان قصر شیرین در بررسیهای سال ۱۳۸۴ توسط علی هژبری، باستانشناس، شناسایی شده بود، توضیح میدهد: «سال ۱۳۹۴ تیمی از باستانشناسان ایرانی برای بررسی شهرستان سر پل ذهاب به غرب استان کرمانشاه رفتند که هدایت این تیم را من بر عهده داشتم. این بررسی باستانشناسی در بهمن و اسفند سال ۱۳۹۴در محدوده شهرستان سرپل ذهاب انجام شد و در حدود ۲۵ هزار هکتار از اراضی شهرستان را در حدود ۵۰ روز و با پای پیاده بررسی کردیم و در نهایت ۱۹۳ محوطه باستانی شناسایی شد که این «دیوار» یکی از آنها بود.
این دیوار در غرب شهرستان سر پل ذهاب قرار گرفته است. ما بعدها موفق شدیم که با جستجو در گوگل ارث و تصاویر ماهوارهای “کرونا”، امتداد دیوار را حتی در خارج از محدوده بررسی، شناسایی کنیم. یعنی هر چند حدود ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر محدودهی بررسی ما بود، اما تصاویر ماهوارهای به ما نشان دادند که این دیوار روبه شمال و روبه جنوب – که از محدوده بررسی خارج بود – ادامه پیدا کرده است. در واقع آن از شمال به کوه بمو در شهرستان ثلاث باباجانی و از جنوب تا نزدیک روستای «ژاو مرگ» در شهرستان گیلان غرب میرسید.»
او با بیان اینکه طول دیوار بالغ بر ۱۱۵ کیلومتر بود و اگر امکان انجام پیاده ۱۵ کیلومتری هر روز وجود داشت، بررسی و دیدن این دیوار حدود ۱۰ روز طول میکشید، اظهار میکند: پیگیریهای انجام شده نشان میدهد که دیوار به طرف شمال بعد از عبور از کوه «بمو» وارد اقلیم کردستان عراق میشود.
وی با تاکید بر فراهم نشدن فرصت برای پیگیری رسمی مسیر عبور دیوار در کشور عراق، بیان میکند: با این وجود براساس پیگیریهای غیر رسمی و در مذاکراتی که با باستان شناسان کردستان عراق داشتیم، متوجه شدیم که این دیوار در محدوده کردستان عراق هم ادامه دارد.
این باستانشناس با اشاره به وجود تعدادی استحکامات دفاعی در امتداد این دیوار مانند قلعه و دژ و ساختوسازهایی که احتمالا به حفاظت و کنترلِ آمد و شد روی محدوده دیوار مربوط میشدهاند، اظهار میکند: این مواردی در تصاویر ماهوارهای نیز به خوبی مشخص هستند. دژهایی که قدمتشان حدودا به دورههای اشکانی و ساسانی برمیگردد، حتی میتوان این قدمت را به دیوار نیز مرتبط دانست.
علی بیگی بیان میکند: ما به عنوان مدارک باستان شناسی علاوه بر ساختار معماری برخی از آن قلعهها که ویرانههایشان وجود دارد، به قطعاتی از سفال به صورت پراکنده در کنار این بنا و داخل قلعهها و در امتداد دیوار برخورد کردیم که نشان میدهد احتمالا دیوار باید در ارتباط با استحکامات دفاعی پیرامون خود باشد.
*نقشه ی عثمانیها نیز دیوار گاوری را «دیوار قدیمی» مینامند
او با تاکید بر اینکه اسنادی در دست نیست که از زمان ساخت دیوار اطلاعات دقیقی به باستانشناسان بدهد، بیان میکند: یکسری مدارک تاریخی در اختیار داریم که نشان میدهد باید دیوار قدیمی باشد، مثلا در اسناد دوره عثمانی که به حدود هزار میلادی برمیگردد و مربوط به روابط مرزی ایران و عثمانی در دوره صفوی است یا در نقشههای قدیمی مانند «نقشه روابط ایران و عثمان» از این دیوار به عنوان “دیوار قدیمی” یاد شده است.
سرپرست تیم بررسی باستان شناسی شهرستان سرپل ذهاب با بیان اینکه در سال هزار هجری قمری، به این دیوار «دیوار قدیمی» میگفتهاند، توضیح میدهد: «با توجه به این مستندات، این دیوار باید بسیار قدیمیتر از حدود سال هزار قمری باشد. از سوی دیگر در ۱۸۵۰ میلادی یعنی ۱۷۰ سال قبل، یک نظامی معروف روسی به نام سرهنگ “چریکف” که مامور تعیین خطوط مرزی بین ایران و عثمانی است و قرار میشود مرز ایران و عثمانی را در محدودهی استانهای امروزی کرمانشاه و کردستان ترسیم کند، مینویسد؛ “در راه بستر سر پل ذهاب به بغداد، بقایای دیواری پشته مانند وجود دارد که شبیه سنگری است.”
این سند نیز نشان میدهد که این دیوار باید ۱۷۰ سال قبل نیز قدمت زیادی داشته باشد، حتی مدتی این پرسش از سوی برخی باستانشناسان مطرح شد که ممکن است «این دیوار مرز ایران و عثمانی باشد»، اما وقتی خودشان در اسناد به عنوان قدیمی از آن یاد میکنند، قطعا قدمت آن قدیمیتر است.»
او تاکید میکند: «از سوی دیگر وقتی آنها این دیوار را به شکل سازهای ویران شده و فرو ریخته میبینند، قطعا آن متعلق به زمان خودشان نیز نبوده است، بنابراین نشان میدهد دیوار قدیمیتر است، اما باز هم نمی توان دورهای خاص برای آن تخمین زد.
هر چند ممکن است به کمک آن قلعهها و سفالها بتوانیم تاریخ دوره اشکانی و ساسانی را برای آن پیشنهاد دهیم، اما بحث دررابطه با تاریخ ساخت دیوار منوط به انجام کاوشهای باستان شناسی است.»
این تصویر از دیوار گاوری برای نخستین بار منتشر میشود
*منطقی نیست هیچ کدام از دیوارهای تاریخی را با یکدیگر مقایسه کنیم
استادیار دانشگاه رازی کرمانشاه با تاکید بر لزوم انجام بررسیهای بیشتر روی این دیوار میگوید: این دیوار را تا حدود ۳۰ کیلومتر از شهرستان سر پل ذهاب بررسی کردیم، اما بخشهای دیگر را به صورت موردی مطالعه کردیم، بنابراین این روند نیاز به برنامهای جامع دارد که تا از یک سو همهی دیوار بررسی شود و از سوی دیگر کاوشهای باستان شناسی برای روشن شدن ماهیت آن انجام شود.
علیبیگی با بیان اینکه تردیدی در بزرگ و مهم بودن این دیوار نیست، اظهار میکند: با این وجود به نظر میرسد، این دیوار را باید در بافت باستانشناسی و تاریخی خود منطقه نیز بررسی کرد. اما از سوی دیگر مقایسهی این دیوار با دیوار چین یا دیوارهای تاریخی مانند گرگان زیاد منطقی نیست، چون هر کدام برای چشماندازی متفاوتاند. یعنی از نظر علمی معمولا ترجیحی برای مقایسهی آنها با یکدیگر نیست.
او اضافه میکند: به عنوان مثال بخشهای عمدهای از دیوار گرگان در دشت کشیده شده یا این دیوار روی کوهها قرار گرفته است، حتی مصالح دیوار گرگان عمدتا آجر است، اما مصالح این دیوار لاشه سنگ و در مواردی خرده سنگ و گچ است، بنابراین مقایسهی آنها با یکدیگر زیاد درست نیست.
*زمان انتشار مقاله را زمان کشف اثر میدانند
علیبیگی اما دربارهی علت مطرح شدن این کشف بعد از گذشت چهار سال از زمان کشف آن، بیان میکند: «در سال ۲۰۱۹ مقالهای در انگلیس منتشر کردم که در آن به مجلهی «لایو ساینس» مستند شد و در گزارش کشفیات باستانشناسی ۲۰۱۹ نیز این کشف، جزو کشفیات این سال مطرح شد، چون سال ۲۰۱۹ مقالهی ما دربارهی این دیوار چاپ شد. حتی اگر این دیوار را ۵۰ سال قبل پیدا کرده بودیم و مقالهی آن را امسال منتشر میکردیم دنیا امروز از آن به عنوان کشف سال ۲۰۱۹ خبردار میشد.
حتی چندین سال قبل که دندان انسان نئاندرتال از غار وزمه استان کرمانشاه کشف شد، چون باستان شناسان در طول یکی دو سال گذشته نتایج بررسیهایشان را منتشر کردند، آن را به عنوان کشف ۲۰۱۸ – ۲۰۲۹ منتشر کردند.»
*چرا لایو ساینس “دیوار گاوری” را جزو کشفیات برتر سال دانست ؟
این باستانشناس اما دربارهی علت انتخاب این دیوار به عنوان یکی از حیرتآورترین کشفیات باستانشناسی دنیا توضیح میدهد: «ساخت این دیوار از ارادهی مردمان عادی و روستانشین و حتی اهالی یک شهر بیشتر بوده است. بنابراین آن احتمالا به واسطهی یک حکومت و با برنامه مدونی ساخته شده است.
برای ساخت یک دیوار که حدود ۱۱۵ کیلومتر طول آن را ما دیدیم و دیواری که حداقل چهار متر ضخامت دارد، احتمالا میلیونها متر مکعب سنگ استفاده شده است. این نیاز به یک ساماندهی و مدیریتی دارد که در زمان خود نیز پروژهای بزرگ و مهم به حساب میآمد، به همین دلیل به نظر میرسد «لایو ساینس» این را به عنوان یک کشف مهم مطرح میکند.»
سرپرست تیم بررسی باستان شناسی شهرستان سرپل ذهاب اما با اشاره به این نکته که تا کنون یک فصل بررسی و مطالعه باستانشناسی روی این دیوار انجام شده است، بیان میکند: به دلیل انجام دیگر پروژهها، درخواست ادامه بررسی باستانشناسی به پژوهشکده باستانشناسی ندادهام، اما قطعا اگر باستانشناسانِ متخصص و علاقمند دیگر قصد بررسی این محوطه را داشته باشند، با توجه به موضوع مهمی که در این باره وجود دارد، با هدایت پژوهشکده باستانشناسی میتوانند تحقیقات خود را در زمینه دیوار آغاز کنند.
*مرور زمان به دیوار آسیب میزند
او همچنین دربارهی احتمال وارد شدن آسیب به این دیوار با توجه به بحرانهای طبیعی رخ داده در گذشته یا در صورت ادامهدار بودن آن در آینده، بیان میکند: به نظر می رسد فقط فرسایش طبیعی و مرور زمان به دیوار آسیب میزند، چون آن روی سه تیغ کوهها یا روی دامنهی برجستگیهای طبیعی ساخته شده است پس از سیل و موارد دیگر در امان است و بعید به نظر میرسد به واسطهی زلزله یا سیل آسیب دیدهتر شود.
وی با تاکید بر لزوم تدوین برنامهای مهم توسط وزارتخانه میراث فرهنگی برای این اثر تاریخی و مهم بیان میکند: آنچه مهم است داشتن برنامهای در سطح بینالمللی برای این پروژه است. بنابراین باید پژوهشکده به صورت رسمی این موضوع را مطرح کند و یک تیم از باستانشناسان متخصص ایرانی کار را با هدایت پژوهشکده باستانشناسی آغاز کرده و مکاتبات مورد نیاز را با اداره باستان شناسی اقلیم کردستان انجام دهد.
این استادیار دانشگاه رازی کرمانشاه اضافه میکند: این تیم پژوهشی در همان زمان به صورت غیررسمی با باستانشناسان عراقی وارد بحث شد و با آنها پرسشهایی مطرح کرد که ایا این دیوار به کوه بمو میرسد و بعد از آن امتداد دارد یا خیر؟ که آنها نیز این پاسخ را دادند که امتداد دارد و حتی اعداد و ارقامی دربارهی مسافت آن گفتند، اما این که اطلاعات داده شده دقیقا متعلق به همان دیوار باشد و آیا ساختارهای مرتبط با آن شبیه بخشهای شناسایی شده در امتداد شمالی آن باشد یا خیر، باید باستانشناسان ایرانی خود آنها را بررسی کنند تا قابل استناد شود.
به گزارش ایسنا و به نقل از رویترز، در حالی که اعتراضها علیه اصلاح قوانین شهروندی هند همچنان ادامه دارد، تاکنون دست کم ۲۵ نفر در پی برخود معترضان و پلیس جان خود را از دست دادهاند.
مقامات هند تخمین میزنند طی دو هفته اخیر حدود ۲۰۰ هزار گردشگر داخلی و خارجی سفر خود به «تاج محل» – یکی از محبوبترین نقاط گردشگری جهان- را لغو کردهاند یا به تعویق انداختهاند.
«دنیش کومار» که یک بازرس و مسوول نظارت بر یک ایستگاه پلیس ویژه گردشگران نزدیک «تاج محل» است و به اطلاعات بازدیدکنندگان دسترسی دارد بیان کرد :« در دسامبر امسال با کاهش ۶۰ درصدی بازدید گردشگران از «تاج محل» مواجه بودهایم. گردشگران هندی و خارجی با اتاقهای امنیتی ما تماس میگیرند و از ما درباره وضعیت امنیت سوال میکنند. ما امنیت آنها را تضمین میکنیم اما برخی از آنها همچنان ترجیح میدهند از این مکان دور باشند.»
اعضای یک گروه اروپایی که در قالب یک کاروان در سراسر هند سفر میکنند اعلام کردند قصد دارندسفر ۲۰ روزه خود را کوتاهتر کنند.
«دیو میلیکن» که یک کارمند بانک بازنشسته و یکی از اعضای این کاروان اروپایی است در گفت و گو با رویترز بیان کرد :« این گروه تماما از افراد بازنشسته تشکیل شده است. سفر کردن برای ما باید با سرعت کم و آرامشبخش باشد. تیتر روزنامهها برای ما نگرانکننده است و قرار است هند را زودتر از آنچه که برنامهریزی کرده بودیم ترک کنیم.»
«تاج محل» که در شهر «آگرا» واقع شده است هر ساله ۶.۵ میلیون گردشگر را به این شهر میکشاند، و از طریق بلیتهای ورودی هر ساله در مجموع ۱۴ میلیون دلار ایجاد درآمد میکند. یک گردشگر خارجی برای وارد شدن به محوطه «تاج محل»، ۱,۱۰۰ روپیه معادل ۱۵ دلار پرداخت میکند، این در حالی است که هزینه ورود به محوطه برای گردشگران کشورهای همسایه کمتر خواهد بود.
در راستای جلوگیری از ایجاد خشونت و ناامنی، مقامات هند خدمات اینترتی تلفن همراه در «آگرا» را به حالت تعلیق درآوردهاند.
«ساندیپ آرورا» – مدیر بنیاد توسعه گردشگری آگرا – بیان کرد :« مسدود کردن اینترنت، سفر و گردشگری «آگرا» را حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد تحت تاثیر قرار داده است.»
مقامات کشورهای بسیاری از جمله ایالاتمتحده، بریتانیا، روسیه، سنگاپور و کانادا از شهروندان خود خواستهاند در صورت امکان از سفر به هند خودداری کنند یا در صورت لزوم جوانب احتیاط را هنگام بازدید از شهرهای شاهد اعتراضهای اخیر رعایت کنند.
قانون جدید در مورد هندوها، مسیحیان و سایر اقلیتهای مذهبی که به طور غیرقانونی در هند زندگی میکنند و میتواند نشاندهنده آزار و اذیت مذهبی در کشورهای مسلماناننشین بنگلادش، پاکستان و افغانستان باشد، اعمال میشود. این قانون در مورد مسلمانان صدق نمیکند. مردم هند میترسند که این قانون وسیلهای برای هدف قرار گرفتن مسلمانان شود.
به گزارش ایسنا، شهر سوخته برای نخستینبار در سال ۱۹۱۵ میلادی توسط یک باستانشناس انگلیسی مجاریالاصل به دنیای باستانشناسی معرفی شد. بعدا از سال ۱۳۴۶ شمسی تا سال ۱۳۵۸ با مدت ۹ فصل توسط یک گروه باستانشناسی ایتالیایی از موسسه ایزمئو به رهبری باستانشناس ایتالیایی «ماریتسیو توزی» حفاری شد، اما با وقوع انقلاب این حفاریها متوقف شدند.
بعد از حدود ۱۸ سال توقف در سال ۱۳۷۶ این کاوشها توسط سازمان میراث فرهنگی وقت از سر گرفته شد تا امروز که آن ادامه دارد. در این کاوشها مشخص شد که شهر سوخته در حدود ۵۲۰۰ سال پیش به شکل روستایی بزرگ شکل گرفت و در ۶_۷ سده به شکل شهری عظیمدر آمد که پایتخت و مرکز حوزه تمدنهای رودخانه هیرمند بود. آثار خانههای شخصی، کارگاههای صنعتی، بناهای بزرگ یادمانی و کوچههای جدا کننده این آثار نیز در این کاوشها پیدا شدند. در داخل این ساختارها جزئیات گوناگون مرتبط با زندگی روزمره نیز پیدا شدند.
شهر سوخته جمعیتی حدود ۱۴ تا ۱۶ هزار نفر داشته، به همین دلیل هم گورستان عظیمی بالغ بر حدود چهل هزار نفر داشته است.
مردمشهر سوخته صنعتگران و هنرمندان قابلی بودهاند که آثار گوناگون فلزی، سفالی، چوبی و پارچهای حصیری در آن پیدا شده است. با وارد کردن سنگلاجورد از افغانستان و مهرهسازی آنها را به سواحل جنوبی خلیج فارس و میانرودان صادر میکردند.
مردم شهر سوخته با هنر و صنعت آشنایی خوبی داشتهاند. از بین آثار گوناگون قابل توجه پیدا شده در این شهر علاوه بر اشیا قبلی و فلزی، میتوان به بقایای یک خط کش چوبی به دقت یک تا یک و نیم میلیمتر و یک صفحه بازی چوبی که نوعی شطرنج بوده به همراه مهرههای بازی و نیز یک جام سفالی نشاندهنده نوعی انیمیشن و بالاخره چشم مصنوعی ساخته شده از قیر طبیعی با مویرگهای طلایی نام برد.
شبی برای «شهر سوخته» یک شنبه هشتم دی از ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه در سالن اجتماعات موزه باستانشناسی و هنر دوران اسلامی ایران برگزار میشود و در این نشست با حضور محمدحسن طالبیان – معاون میراث فرهنگی وزارتخانه میراث فرهنگی – ، سید منصور سید سجادی – سرپرست کاوشهای محوطه جهانی شهر سوخته – جبرییل نوکنده – مدیر کل موزه ملی ایران -، بهروز عمرانی – رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری -، روحالله شیرازی – رییس پژوهشکده باستانشناسی – و حسین مرادی درباره وجوه گوناگون تاریخی، جغرافیایی و باستانشناسی این محوطهی جهانی صحبت میشود.
موزه ملی ایران در خیابان امام خمینی (ره)، ابتدای خیابان سیتیر، خیابان پروفسور رولن قرار دارد.
به گزارش ایسنا، کهنترین سند دریانوردی ایرانیان، مُهری به دست آمده از محوطهی تاریخی چغامیش در دزفول با قدمتی حدود ۶ هزار سال است که یک کِشتی را با سرنشینانش نشان میدهد. سردارِ پیروز ایرانی، بازگشته از جنگ، نشسته و اسیران زانوزده در جلوی او و گاوِ نر با پرچمی هلالی شکل نیز دیده میشود.
بعد از نیم قرن، در کنار تلاشهایی که مردم بومی و مسوولان محلی مناطق کنگ و گوران در هرمزگان برای احیای صنعت دریانوردیشان انجام دادهاند، پژوهشهای علی پارسا بر روی «آیین دریانوردی در سرزمینهای جنوبی کشور» را نیز میتوان گامِ محکمتری در احیای این نوع از شناورهای چوبی بادبانی که در زبان محلی به آن «جهاز» میگویند، دانست. به حدی که همراه با مسوولان پارک موزه گوران، به ترغیب سرمایهگذار برای خرید و مرمت این نوع شناور و احیای شناورهای بادبانی کمک کند.
حذف تدریجی بادبان از کشتیهای چوبی در طول ۴۵ سال
علی پوزن – مدیر پارک موزه شناورهای سنتی و دریانوردی گوران – در گفتوگو با ایسنا از روند به سرانجام رسیدن این پروژه و احیای این آیین سنتی میگوید.
او «لنج سازی و دریانوردی ایران» را به واسطه مُهر گِلی کشف شده در «چغامیش» دارای قدمتی حدود ۶ هزار سال میداند و با اشاره به اینکه در همین راستا در سال ۲۰۱۱ «آیین سنتی لنج سازی و دریانوردی» در فهرست میراث ناملموس یونسکو به ثبت جهانی رسیده است، اظهار میکند: مجموعه موزه لنجسازی گوران با توجه به حفظ هویت سنتی لنجسازی در منطقه، از سال ۱۳۹۴ فعالیت خود را آغاز کرد و حتی تعمیرات شناورهای سنتی منطقه را هنوز انجام میدهد، به همین دلیل فکر کردیم که روستای «گوران» را جهانی کنیم تا از این طریق برای مردم روستا و کسانی که هنوز لنج چوبی میسازند، منبع درآمدی ایجاد شود.
وی با اشاره به نابودی صنعت لنجسازی چوبی در جنوب و از بین رفتن صنعت دریانوردی ایران از حدود ۴۵ سال قبل، بیان میکند: از آن زمان به مرور اثری از بادبان در کشتیهای چوبی ایرانی نبود و حتی نیروی محرکه کشتیهای چوبی موتوری جایگزین کشتیهای بادبانی شدند.
کنگ و گوران برنامههای راهبردی دریانوردی را عملیاتی میکنند
او با اشاره به صحبتهای انجام شده با مسوولان ژئوپارک قشم و شهردای بندر کنگ به واسطهی داشتن تاریخچهای غنی در حوزه دریانوردی و تجارت دریایی، اظهار میکند: با مطرح کردن این موضوع با ژئوپارک جهانی قشم، اکنون برنامههای راهبردی این مجموعه موزه را با راهنماییهای این اداره عملیاتی میکنیم. همچنین با توجه به ارتباط شهرداری کنگ به عنوان برادر بزرگ روستای بندر گوران، هر کدام تلاش میکنیم تا نقشی در احیای این سنت داشته باشیم، چون معتقدیم تاریخ بندر کنگ و گوران در گذشته به هم گره خورده است.
به گفتهی وی؛ در نهایت با توجه به پیگیریهای انجام شده توسط این دو بخش وحتی ایجاد پایگاه دریانوردی در کنگ، ادارهی ژئوپارک زمینی به وسعت چهار و هشت دهم هکتار از منطقه آزاد که زیر نظرشان بود را برای احداث این پارک موزه در اختیار موزه قرار دادند.
پوزن با اشاره به ثبت ساحل گوران با عنوان «پارک موزه شناورهای چوبی دریانوردی گوران» اظهار میکند: سال ۹۶ در تفاهمنامهای که این مجموعه با آژانس همکاریهای بینالملل «جایکا» امضا کرد، طرح توسعه قشم برای «اکو آیلند» نوشته و چند نقطه به عنوان پایلوت پروژه انتخاب شد که یکی از آنها نیز موزه گوران در قشم بود.
او با تاکید بر اینکه پروژه موزه گوران، باید بتواند مشارکت از پایین به بالا را به مردم و مسئولان بفهماند تا خودشان درگیر کار شوند و حس تعلق به آن ایجاد شود، میافزاید: به همین دلیل ژئوپارک این زمین را در اختیار موزه گذاشت و برنامههای راهبردی مجموعه توسط ژئوپارک انجام میشود، همچنین به دنبال انجام این اقدامات، شرکت تعاونی توسعه روستایی ایجاد شد تا بتوانیم این پروژه را دقیقتر اجرایی کنیم.
پژوهشها و احیای دوباره بادبان در شناورهای چوبی ایرانی
مسئول تعاونی موزه دریانوردی گوران در قشم، اما با اشاره به پژوهشهای ۹ سالهی – علی پارسا – دربارهی صنعت دریانوردی ایران، اظهار میکند: این پژوهشگر منبع پژوهشهای خود را کنگ انتخاب کرد و بعد از پرسوجو و پیگیریهای زیاد براساس اطلاعات به دست آمده از دریانوردها، کتابی با نام «بادبانهای جنوب» که حاصل پنج سال تحقیق در خلیجفارس ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس و پژوهشهایی از آفریقا و هند و بررسی در منابعِ اروپایی بود، را تالیف کرد.
او اضافه میکند: پس از آشنا شدن با این کتاب، به واسطهی آوردن نام منطقهی «گوران» – به عنوان پایلوت تعمیر شناورهای چوبی قدیمی و بندرگاه طبیعی که هر ساله سه ماه تابستان لنجهای چوبی نقاط مختلف مانند هرمزگان و بوشهر و فارس برای تعمیر به این بندرگاه میبرند و لنجها را جَداف (قفل و بست کردن لنجها برای ثابت نگه داشتن آنها) میکنند – با او ارتباط گرفتم، که نگاه او به این ماجرا، احیای دوباره بادبان در شناورهای ایرانی بود تا آیین ۶ هزار ساله ایرانیان جنوب کشور را بار دیگر زنده و خلیج فارس را مانند عروسی سفید پوش کند.
مدیر پارک موزه شناورهای سنتی و دریانوردی گوران هدف از انجام این کار را حفظ سنت لنجسازی در مجموعه و روشهای دریانوردی بادبانی ایران که نابود شدهاند، میداند و میگوید: این برنامه را همراه با ژاپنیها که از سال ۱۳۹۵ وارد این بررسیها شدند و مسوولان ژئوپارک قشم، پیش بردیم. ژاپنیها طرح توسعه قشم را به سمت جزیره مینوشتند و بعد از یک سال بررسی، ۹۶ پایلوت در روستاها شناسایی شدند و مطالعات اولیه انجام شد تا طرح قشم را آماده کنند، در نهایت با تامین هزینه اولیه برای آموزش و زیرساختهای اولیه؛ ما کار را جلو میبریم.
او توضیح میدهد: لنجهای کوچک «ترتری» را به عنوان پایلوت لنجهای چوبی صیادی، برای استفاده گردشگران آماده کردیم تا خدمات گردشگری و موسیقی محلی و گشتِ یک ساعته در ساحل و جنگل حرای قشم با لنجهای استاندارد انجام شود و همراه با آن پرسشنامههایی را برای طرح سوال به گردشگران میدهیم تا بررسی شود که چه قدر گردشگر از این ظرفیت استفاده میکند.
حفظ سنت و ارتباط آن با اقتصاد بومی و محلی
وی با تاکید براینکه حفظ این سنت در گرو اقتصاد بومی و محلی مردم نیز هست، بیان میکند: در صورتی که این موارد وارد چرخهی اقتصاد نشود، نمیتوان گفت چیزی را حفظ کردهایم، چون این روند در گذشته با کار و درآمد مردم سروکار داشته که ما امروز به چشم میراث آنها را میبینیم، اما امروز چرخه اقتصادی و صیادی به مرور به سمت شناورهای دیگر رفته و ساختِ لنجهای قدیمی در حوزه لنج سازی سنتی چوبی کمتر شده است.
پوزن تاکید میکند: تنها کاری که در حال حاضر میتوانستیم در این زمینه انجام دهیم سوق دادن این کار به سمت گردشگری بود، بنابراین باید سرمایهگذاران را ترغیب میکردیم تا با ساختِ لنجهای چوبی، به آنها کاربری گردشگری بدهیم، بنابراین براساس پرسشنامهها و نظراتی که از گردشگران گرفتهایم، این پروژه تا امروز آماده شده است. چون نخست مطرح شد که یک نمونه کوچک از آن را با هزینهی کمتر احیا کنیم، یعنی با شناخت یک شناور قدیمی و نصب بادبان روی آن، از این موضوع استقبال شود و در ادامه به سمت ساخت بیشتر این لنجها پیش برویم.
با ترغیب سرمایهگذاران، کارگاههای لنجسازی فعال میشوند
او با تاکید بر تامین امنیت کامل گردشگرانی که از این لنجها استفاده میکنند، بیان میکند: محوطهی اسکله زیر نظر اداره بنادر است، هر گاه که این اداره از بد بودن وضعیت جوی خبر دهد، اسکله تعطیل میشود و هیچ شناورِ صیادی، گردشگری یا تجاری اجازهی تردد و بیرون رفتن از اسکله را ندارد، در واقع شرایط به گونهای است که اولویتها براساس حفاظت و حراست از افراد است.
وی اما دربارهی احتمال زنده کردن لنجهای بادبانی برای ماهیگیرها و مردم محلی که در گذشته از این روش برای گذران زندگی خود استفاده میکردهاند، میگوید: متاسفانه مردم دیگر به سمت استفاده از یک لنجها نمیروند، آنها به سمت استفاده از قایقهایی که با فایبرگلاس و شناورهای شیمیایی ساخته شده، میروند. در حالی که فایبرگلاس برای محیط زیست ضرر زیادی دارد و حتی برخی از کشورها، ورود این سازه را به محدودهی آبهای خود ممنوع کردهاند و اجازه تردد در آبهای کشورشان را نمیدهند.
این فعال موزهای در عین حال، از تلاشهای در حال انجام برای رسیدن به یک روش مناسب برای جذب گردشگر در این زمینه خبر میدهد و میگوید: با ترغیب سرمایهگذاران برای ساخت این نوع از لنجها در گوران، تلاش میکنیم کارگاههای لنج سازی را فعال کنیم تا گردشگر فرایند ساخت لنج را در این مجموعه به صورت زنده ببیند.
شناسایی مسیر دریایی دریانوردان ایرانی در گذشته
مدیر پارک موزه شناورهای سنتی و دریانوردی گوران همچنین از تعریف مسیر دریانوردی قدیمی و مستندنگاری آن خبر میدهد و میگوید: بر این اساس قرار است تا با راهاندازی یک سفر دریایی با حضور ملوانها و کسانی که مجاز به انجام این سفرها هستند، مسیر دریایی به سمت بصره، عراق و حتی هند و افریقا که کارهای تجاری انجام میشده، را شناسایی و بررسی کنند.
او ادامه میدهد: بر اساس پروپوزلی که در دست تهیه است، قصد داریم این اتفاق را به اشتراک بگذاریم تا بتوانیم یک شناورِ بومی بادبانی از صفر بسازیم، که نیروی محرکه آن بادبان است و همه پنج بادبان آن در شناورِ سنتی هستند، هر چند علاوه بر این پنج بادبان از موتور نیز در شناور سنتی به عنوان نیروی کمکی استفاده میکنیم تا از بیرون کاملا سنتی باشد و از داخل گردشگران امکانات مدرن در اختیار داشته باشند.
پوزن با اشاره به حضور فعال دریانوردان کنگی مانند «عبدالرحمن بادبو» و «ناخدا عیسی» در تعمیراتِ این لنج و انجام آن در بندر تاریخی کنگ، میافزاید: خوشبختانه هنوز نسلِ تعدادی از دریانوردان که اطلاعاتِ ساختِ لنجهای قدیمی را در ذهنشان ثبت و ضبط کردهاند، زنده است. آنها بر اساس تجربیات خود در نصب مکان دقیق بادبانها، نوع برش آنها و جزییاتی که یک شناور نیاز دارد، به ما کمک میکردند.
وی ادامه میدهد: آن ملوانها کشورنوردی میکردند و با ملل مختلف از افریقا گرفته تا هند و چین و مالزی تجارت داشتند و با فرهنگها و آدابها و رسومها و شیوه کار و معیشت آنها آشنا میشدند و حتی تبادل اطلاعات میکردند. آنها اکنون اطلاعات و جزییات را بر حسب تجربه خود در اختیار ما قرار دادند تا امروز آن به عنوان میراث ناملموس برای ایران در یونسکو به ثبت جهانی نیز برسد.
تفاهمنامه خواهرخواندگی و احیای مسیر دریایی کنگ و گوران
مدیر پارک موزه شناورهای سنتی و دریانوردی گوران با تاکید دوباره نسبت به همکاریهای تنگاتنگ گوران و کنگ در این زمینه، میگوید: با توجه به سابقه همکاری تاریخی بین گوران و کنگ؛ میتوان یک تفاهم نامه خواهرخواندگی بین این دو منطقه امضا و مسیر دریایی قدیمی بین کنگ و گوران را احیا کرد.
این روزها دچار سرگیجههای شدیدی میشوم، نمیدانم از آلودگی هوا است و یا سر در نیاوردن از سورپرایزهای دم به ساعت مسئولان شگفتیساز؟!
یکیاش همین موضوع FATF و بحثهای سر آن است که مثل بعضی از خوراکیهایی که گاه سرطان زا میشوند و گاه حب نبات، بالاخره نفهمیدم که این موجود، برای عاقبت کار و سلامتیمان خوب است یا مضر؟! درست مثل تعیین جنسیت لیلی که گاه گداری معلوم نمیشود مرد بوده یا زن!
لذا منِ بیسواد در خصوص امور بینالملل و سیاست، دست به دامان گوگل شدم و در همین راستا کلمات «پالرمو» و «FATF» را جستوجو کردم که بعد از عنوان «عکس خوشگلها را به من هم نشان دهید! » مطالب زیر آمد: ۱- کنوانسیون پالرمو نوعی شفافیت مالی و برای جلوگیری از پولشویی است که ۳ پروتکل دارد: • پروتکل پیشگیری، سرکوب و مجازات قاچاق اشخاص مخصوصاً زنان و کودکان • پروتکل علیه قاچاق مهاجران از طریق زمین، دریا و هوا • پروتکل علیه تولید غیرقانونی و قاچاق مهمات
۲- فقط چند کشوری که اسمشان را تا به حال نشنیدهایم، عضو آن نیستند!
البته چند پیشفرض هم داشتم:
– معمولا نباید بهراحتی دلواپس چیزهایی که دلواپسان دلواپسشان میشوند، شد.
– جهانیان متوجه آرمانهایی که ما دنبال میکنیم نیستند و اصولا هیچ کدامشان در باغ نیستند.
– تعهد راحت به هر معاهده جهانی، یعنی تن دادن به استعمار.
– درست است که بهشدت طرفدار شفافسازی و حلال و حرامیم اما در عین حال و طبق یک رسم قدیمی، درآمد و مبلغ فیش حقوقیمان را نباید کسی بداند! ایضا مخارجی را که داریم هم، نباید دیگران بدانند.
حالا با گذاشتن قطعات پازلهای بالا در کنار هم حسی از درون به من میگوید: اصلا این معاهده اسمشو نبر؛ بد بد بد… اما قبول کنید با اوصاف فوق یک جای کار میلنگد. نمیدانم، شاید هم خودمان میلنگیم؟
راستی چرا ما معمولا با کشورهای دیگر فرق کلی داریم؟ چرا نمیتوانیم یا نباید عادی باشیم؟ اصولا چرا باید خودمان بمالیم و به دیگران بمالانیم!؟
به گزارش ایسنا، وقتی قرار است دربارهی حضور کره جنوبی در بازارهای جهانی صحبت شود، ذهن بیشتر به پردازش مواجه با محصولات تکنولوژی مانند خودروهای پیشرفته و تجهیزات الکترونیکی و لوازم منزل نظیر موبایل و یخچال میپردازد؛ محصولاتی که توسط برندهای بزرگی چون سامسونگ، الجی، هیوندایی و کیا تولید و به بازارهای جهانی عرضه میشوند.
هرچند کره جنوبی در صنایع الکترونیک، مخابرات و خودرو در دنیا سرآمد است و بخش عمدهای از درآمد صادراتی این کشورِ آسیایی از فروش محصولاتِ آن ناشی میشود که با کمک فناوریهای پیشرفته تولید شدهاند اما کرهایها برای نقشآفرینی در بازارهای جهانی به این پرچمداریها بسنده نکردهاند و سرمایهگذاریهای گستردهای در حوزه صنایع فرهنگی نیز انجام دادهاند.
پرچمداری در صنعت محتوا
کرهایها با برگزاری نمایشگاههای «برند و محتوا» در نقاط مختلف دنیا، سعی میکنند محصولات فرهنگی خود را نیز به بازارهای دور و نزدیک صادر کنند. در این نمایشگاهها که آخرین مورد آن چند هفته پیش در دوبی برگزار شد، دولت کره جنوبی از یک سو تولیدها و تولیدکنندگان محتوای کرهای را به بازارهای مختلف نزدیک کرد و از سوی دیگر با فراخواندن سرمایهگذاران و خریداران محتوا به این نمایشگاهها و تامین بخشی از هزینههای سفر آنها، تلاش میکند تا بستری مستعد و کیفی برای فروش محصولات فرهنگی کرهای فراهم کند.
در این نمایشگاهها که تحت عنوان «برند و محتوای کرهای» یا k-content برگزار میشوند، سریالسازان، انیمیتورها، طراحان بازیهای رایانهای، گروههای موسیقی، سازندگان سریالهای تلویزیونی و …. به معرفی محصولات خود میپردازند. پیش از نمایشگاه اخیری که در مرکز تجارت جهانی دوبی برگزار شد، کرهایها در کشورهای روسیه، تایلند، مکزیک و برزیل نیز اقدام به برگزاری نمایشگاه کرده بودند.
اما نمایشگاه اخیر در دو سالن مستقل برگزار شد؛ در سالن اول ۳۵ شرکت کرهای در فضایی آرام و تخصصی به مذاکره و گفتگو با شرکتهای خارجی میپرداختند. در سالن دیگر، شرکتها تولیدهای خودشان را در معرض دید بازدیدکنندگان عمومی قرار داده بودند تا میزان استقبال شهروندان کشورهای مختلف با محصولاتشان را ببینند.
تجارت فرهنگی به کمک “کیپاپ”
کرهایها با هدف برقراری ارتباط مستقیم با شهروندان دوبی و تاثیرگذاری بیشتر بر نوجوانان و جوانان به عنوان مصرفکنندگان اصلی محتواهای کرهای، در شب آخر نمایشگاه «کیکانتنت» یک کنسرت پاپ برگزار کردند. کرهایها برای صادرات تولیدهای فرهنگی خود تمرکز زیادی بر موسیقیِ پاپ گذاشتهاند، به شکلی که کیپاپ به عنوان موسیقیِ پاپ کرهای در سطح جهان مخاطبان و طرفداران دوآتشه زیادی جذب کرده است.
در شب پایانی نمایشگاه، بیش از دو هزار جوان و نوجوان عرب از این کنسرت استقبال کردند و به همخوانی و همراهی هنرمندان کرهای پرداختند. شاهبیت این برنامه اجرای گروهی به نام اس.اف.ناین (SF۹) بود که توسط ۹ پسر جوان اجرا شد. حضور این گروه موسیقی که هواداران بسیار زیاد و متعصبی در سطح جهان دارند، نقش مهمی در جذب جوانان عرب به نمایشگاه کیکانتنت داشت.
شبکه گستردهی کرهایها در سطح جهان
دو آژانس دولتی مسؤولیت برگزاری نمایشگاههای محتوای کرهای را برعهده دارند؛ یکی «آژانس محتوای خلاق کره جنوبی» و دیگری «آژانس توسعه سرمایهگذاری و تجارت کره جنوبی».
آژانس محتوای خلاق کره جنوبی، یک نهاد دولتیِ زیرمجموعه وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری است که از سال ۲۰۰۹ با ادغام چندین مؤسسه دولتی فعالیت جدی خود را آغاز کرد. این آژانس با همکاری «بانک صادرات و واردات کره جنوبی» سرمایه مالی لازم را به صورت وام بانکی در اختیار تولیدکنندگان محتوا قرار میدهد. این آژانس در ۹ سال گذشته حمایتهای گستردهای از تولید بازیهای رایانهای، موسیقی، انیمیشن، فیلم، سریال، مد، طنز، وب، کمیکاستریپ و شخصیتهای کارتونی پرداخته است.
آژانس محتوای خلاق کره جنوبی به تازگی تمرکز خود را بر محتواهای ویآر و اِیآر به عنوان نسل جدید محتوا قرار داده است. کرهایها با ایجاد شش دفتر در شهرهای لسآنجلس، لندن، جاکارتا، پکن، شنزن و توکیو و همچنین اعزام تیمهای بازاریابی به شهرهای سائوپائولو و دوبی تمام تلاش خود را برای ورود به بازار پرظرفیت جهان به کار میگیرند. آنها علاوه بر برگزاری نمایشگاههای اختصاصی در شهرهای مختلف دنیا، در نمایشگاههای معتبر بینالمللی که در حوزه محتوا برگزار میشوند – مانند نمایشگاه کتاب فرانکفورت – نیز شرکت میکنند.
دومین نهاد دولتی که به توسعه نفوذ فرهنگی کره جنوبی در سطح جهان کمک میکند، «آژانس توسعه سرمایهگذاری و تجارت کره جنوبی» است. این آژانس زیرمجموعه وزارت تجارت، صنعت و انرژی است و مسوولیت توسعه تجارت خارجی و جذب سرمایههای خارجی را برعهده دارد. آژانس توسعه سرمایهگذاری و تجارت کره جنوبی یا کوترا، از سال ۱۹۶۲ فعالیت خود را آغاز و با راهاندازی ۱۲۷ دفتر در ۸۴ کشور دنیا سعی کرد، ضمن شناسایی بازارهای مستعد بسترهای لازم را برای صادرات محصولات کرهای فراهم کند.
نکته جالب این است که کوترا در ولنجک تهران نیز یک دفتر فعال دارد. کرهایها با توجه به جمعیت بسیار زیاد کشور چین و همچنین نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی دو کشور، ۲۲ دفتر در این کشور دارند. این آژانس با ۲۳ دفتر در اروپا، ۲۱ دفتر در قاره آمریکا، ۱۹ دفتر در ژاپن و آسیای جنوبشرقی، ۳۳ دفتر در آسیای جنوبغربی، خاورمیانه و کشورهای حوزه سیآیاس و ۹ دفتر در آفریقا وظیفه تشویق جهانیان به تجارت با کره جنوبی را برعهده دارد. کرهایها با این شبکه پرنفوذ و گسترده، سعی دارند خود را به قطب اصلی تجارتی شرق آسیا تبدیل کنند.
کوترا همچنین از سال ۲۰۰۳ یک آکادمی مجهز تاسیس کرد که به صاحبان صنایع و تجار کرهای آموزشهای تخصصی بازرگانی خارجی ارایه میدهد.
در این آکادمی، مهارتهای کلیدی برای حضور موثر در بازارهای خارجی و جلب اعتماد مصرفکنندگان دیگر کشورهای جهان به تولیدکنندگان و صادرکنندگان کرهای آموزش داده میشود. شرکتهایی که قصد دارند برای دفاتر بازرگانی خارجی خود کارمند استخدام کنند، میتوانند نیروهای خود را برای آموزش و کارآموزی به آکادمی کوترا ارسال کنند.
این آژانس با هدف جلب اعتماد کشورهای خارجی برای همکاری با شرکتهای کرهای، از سال ۲۰۱۰ یک نشان ویژه طراحی کرد و در اختیار شرکتهایی قرار داد که سه استاندارد کیفیت، فناوری بالا و قابل اطمینان بودن را رعایت میکردند. در ۹ سال گذشته ۴۳۰ شرکت کرهای موفق به دریافت این نشان ویژه شدهاند. این نشان ویژه به شرکتهای خارجی این ضمانت را میدهد که محصولات و خدمات دارای این نشان از سطح بالایی از کیفیت برخوردارند.
فرصت ارزشمند تولید محتوای صادراتمحور
با مروری بر سیاستها و عملکردهای کره جنوبی به عنوان یک کشور موفق در عرصه صادرات خارجی میتوان به ظرفیتهای ارزشمند ارزآوری محصولات فرهنگی و محتوای صادراتمحور پی برد. کره جنوبی علیرغم اینکه در زمینه تولید و صادرات محصولات فنآورانه جز سرآمدترین کشورهای جهان است، باز هم مزیتهای صادرات محصولات فرهنگی را نادیده نمیگیرد.
با این اوصاف میتوان توجه متولیان و نهادهای فرهنگی ایران را به ظرفیتهای ارزآوری محتوای صادراتمحور جلب کرد. حضور ایران در منطقه خاورمیانه و در قلب کشورهای فارسیزبان و مسلماننشین، یک بازار ارزشمند فرهنگی پیش روی تولیدکنندگان ایرانی قرار داده است. بدون در نظر گرفتن جمعیت ایران، بیش از ۵۰ میلیون فارسیزبان و بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان در دنیا زندگی میکنند که تولیدکنندگان ایرانی میتوانند با تولیدات فرهنگی مخاطبپسند و صادراتمحور، آنها را مخاطب تولیدهای خود قرار دهند.
به گزارش ایسنا بنا بر این گزارش، انباری از مومیاییهای کاهنان مصر باستان، دیواری عظیم در غرب ایران و کلانشهر باستانی واقع در فلسطین اشغالی فقط تعداد کمی از اکتشافات حیرتآور حوزه باستانشناسی در سال ۲۰۱۹ هستند. در ادامه فهرستی مختصر از بزرگترین اکتشافات حوزه باستانشناسی سال ۲۰۱۹ را مشاهده میکنید:
کشف گورستان ۱۷۰۰ ساله رومی
اکتشافهای سال ۲۰۱۹ با کشف یک گورستان ۱۷۰۰ ساله رومی در روستایی واقع در «سافک» یکی از شهرستانهای انگلستان آغاز شد. باستانشناسان در این مکان به بقایای ۱۷ اسکلت که سرهایشان از تنشان جدا شده و در میانه پاهایشان قرار داده شده بود، برخوردند. به نظر میرسد سرهای این اجساد پس از مرگشان از تنشان جدا شدهاند.
هیچ بنای یادبود مخصوصی در کنار استخوانهای این افراد یافت نشد. علت دقیق نحوه قراردادن اجساد این افراد هنوز مشخص نیست. یک فرضیه آن است که در گذشته مردم فکر میکردند سر، ظرف روح است و برای رها کردن روح باید سر را از بدن جدا کرد.
رنگینترین مقبره کشفشده مصری
یک تیم محقق از مؤسسه مصر شناسی چکواسلواکی در جریان کاوشی برای کشف مجموعه تدفینی «جدکارع ایسسی»- فرعون دودمان پنجم مصر باستان – به مقبرهای رنگآمیزی شده متعلق به فردی عالی رتبه دوران پادشاهی کهن مصر برخوردند. اعضای این تیم تحقیقاتی پس از عبور از تونلهای باریکی که به مجموعهای اتاقها منتهی میشد. زمانی که وارد این اتاق شدند نوشتههای «هیروگلیفی» دیدند که بر روی دیوارهای مقبره نقش بسته بود که نشان میداد مردی به نام « Khuwy» در این مقبره دفن شده است. نوشتههای «هیروگلیبف» این مقبره همچنین به منسب و القاب مختلف این فرد اشاره کرده بود. بر روی دیوارهای این مقبره در کنار نوشتههای «هیروگلیف» نقاشیهای رنگارنگی وجود داشت که پس از گذشت ۴,۳۰۰ هنوز سالم باقی ماندهاند. یکی از این نقاشیهای دیواری خود «Khuwy» را درحالی به تصویر میکشد که پشت میزی مملو از میوه، نوشیدنی و انواع پیشکشها نشسته است. به نظر میرسد این میوهها و نوشیدنیها نمادی از نیازهای صاحب مقبره در دنیای پس از مرگ باشد. بهگفته سرپرست این تیم باستانشناسی، صحنههای نقاشیشده این مقبره بسیار غیرمعمول هستند. کیفیت بالای نقاشیهای دیواری این مقبره و شباهت طراحی آن به هرم «جدکارع» نشان میدهد مالک این مقبره، مقام مهمی را در دربار سلطنتی مصر باستان داشته است.
کشف جمجمه انسانهای خردمند در یونان
باستانشناسان جمجمهای ۲۱۰,۰۰۰ ساله در غاری واقع در جنوب یونان کشف کردند که به «انسانهای خردمند» تعلق دارد. محققان معتقدند جمجمهای که در این غار کشف شده است، قدیمیترین نمونه از جمجمه یک «انسان خردمند» است که تاکنون در جایی خارج از آفریقا پیدا شده است. بر اساس این اکتشاف میتوان نتیجه رفت انسانهای امروزی گذشته بسیار زودتر از آنکه پیشتر تصور میشد آفریقا را ترک کرده بودند.
اکتشاف بزرگ در «درهی پادشاهان»
در یازدهم اکتبر سال ۲۰۱۹، باستانشناسان از مجموعهای اکتشاف در «درهی پادشاهان» جایی که اشرافزادگان و اعضای خاندان سلطنتی مصر باستان حدود ۳۰۰۰ سال پیش در آن دفن شدهاند، خبر دادند. بقایای دو مومیایی و تعدادی کارگاه و انبار، نتایج کاوشهای باستانشناسان مصری در این منطقه بودند. باستانشناسان به محوطهای ۵ متری در نزدیکی این مجموعه کارگاهها برخورند که به عنوان انباری برای نگهداری ابزار و لوازم مورد استفاده قرار میگرفته است.
در این بین چندین بنای مختلف که برای پخت نان، ساخت ظروف سفالین و ذخیره آب مورد استفاده قرار میگرفتند نیز کشف شده است. دو حلقه که بر روی یکی از آنها نام «آمن هوتپ سوم» حکاکی شده است و حلقه دیگری که احتمالا به ملکه تعلق داشته نیز کشف شد. مقبره «آمن هوتب سوم» در بخش غربی این دره واقع شده است.
در بخش شرقی دره پادشاهان و در نزدیکی مقبره «رامسس سوم» نیز ۱۰ تکه سفالین که نوشتههایی به خط «هیروگلیف» بر روی آن نقش بسته است، کشف شد.
کشف بقایای ۴۰ کلبه کوچک متعلق به ۳,۳۰۰ سال گذشته که در نزدیکی مقبره «رامسس هفتم» قرار دارند و به عنوان انباری برای نگهداری ابزار مورد استفاده قرار میگرفتند نیز از دیگر نتایج این تیم تحقیقات باستانشناسی است.
همچنین اکتشافات بیشتری در نزدیکی مقبره «حتشپسوت» – فرعون زن – رخ داد. بقایای دو مومیایی زن و تعدادی مجسمه که به شکل انسان ساخته شدهاند در این مکان کشف شدند.
کلانشهر متعلق به عصر برنز
این کلانشهر ۵ هزار ساله که به اوایل عصر برنز تعلق دارد، در منطقهای واقع در سرزمینهای اشغالی فلسطین کشف شد. این شهر ۶۵۰ هزار مترمربعی زمانی خانه حدود ۶۰۰۰ نفر بوده و شامل استحکامات، یک معبد مذهبی و قبرستان میشود. میلیونها تکه ظروف سفالین و سنگی در کنار بقیای یک معبد عظیم مملو از استخوان حیوانات سوزانده شده و مجسمههای کوچک سفالین در این شهر باستانی کشف شد. یکی از مجسمههای کشف شده به شکل انسانی ساخته شده که اثر مُهر بر روی سرش دیده میشود و دستهایش را رو به آسمان بالا برده است.
جاده دوران «پونتیوس پیلاطس»
باستانشناسان در سال ۲۰۱۹ به شواهدی دست یافتند که نشان میداد «پونتیوس پیلاطس» – والی «یهودیه» که بیشتر برای محاکمه عیسی مسیح شهرت دارد – خیابانی عظیم در «اورشلیم» بنا کرده که طولش به ۶۰۰ هزار متر میرسید. این خیابان قصری به نام «برکه سلوان» را که مسافران میتوانستند با توقف در آنجا استراحت کنند و از آب تازه استفاده کنند، به «کوه معبد» متصل میکرده است.
محققان معتقدند این جاده به دستور «پیلاطس» ساخته شده است؛ چرا که سکههایی که زیر این خیابان کشف شده است به ۳۰ الی ۳۱ میلای یعنی زمانی که «پیلاطس» والی «یهودیه» بود تعلق دارند.
انباری از تابوت کاهنان
۳۰ تابوت رنگین چوبی درحالی در «دره پادشاهان» کشف شدند که مومیایی چندین مرد، زن و کودک در آنها قرار داشتند. باستانشناسان معتقدند این تابوتهای سههزارساله به اعضای خانواده یک کاهن بلندمرتبه تعلق دارند.
با این که تابوتها برای مدت طولانی دفن شده بودند، اما تصاویر رنگی پرندگان و گلهایی که بر روی تابوتها نقاشی شده، هنوز سالم باقی ماندهاند. شواهد حاکی از آن است که نقاشیهای روی تابوت متعلق به یک کودک، ناتمام باقی مانده است.
این تابوتها در شهر الاقصر در جنوب کشور مصر کشف شده است و بزرگترین کشف در نوع خود در یک قرن اخیر محسوب میشود.
باستانشناسان مصری از این اکتشاف به عنوان «انبار کاهنان» یاد میکنند.
کشف بزرگ بریتانیا
اکتشاف قبر ۲۲۰۰ ساله یک مرد حدودا ۴۰ ساله به همراه سپری برنزی و بقایای یک ارابه و دو اسب به عنوان یکی از مهمترین اکتشافهای باستانشناسی بریتانیا شناخته میشود که تاکنون رخ داده است. بقایای چند بچه خوک که به عنوان بخشی از مراسم تشریفاتی تدفین قربانی شده بودند و تعدادی اثر باستانی مخصوص مقبره از جمله یک سنجاقسینه نیز در این محل از زیر خاک بیرون کشیده شد.
همچنین ارابهای که همراه این جنگجو کشف شده، نخستین ارابه در نوع خود محسوب میشود که تاکنون در این منطقه از بریتانیا کشف شده است.
باستانشناسان معتقدند قدمت این مقبره به ۳۲۰ تا ۱۷۴ پیش از میلاد زمانی که قبیله «سلتها» بر جزایر بریتانیا حکمفرمایی میکردند، بازمیگردد.
سپر ۲,۲۰۰ ساله متعلق به جنگجوی عصر آهن چندی پیش با موفقیت مرمت شد و «یورکشایر پست» از آن به عنوان «مهمترین اثر باستانی مربوط به «سلتها» که در هزاره اخیر در بریتانیا کشف شده»، یاد کرد.
دیوار عظیم
باستان شناسان با استفاده از تصاویر ماهوارهای بقایای یک دیوار سنگی را در غرب ایران به طول ۱۱۵ کیلومتر (۷۱ مایل) شناسایی کردند.
بقایای این دیوار در منطقه سر پل ذهاب در غرب ایران شناسایی شده و شامل یک میلیون متر مکعب سنگ است که ساخت آن نیازمند نیروی کار، زمان و مصالح قابل توجهی بوده است. بقایای این دیوار سنگی کهن از کوهستان بمو در شمال آغاز میشود و تا نزدیکی روستای ژاومرگ در جنوب امتداد مییابد.
باستانشناسان هنوز نمیدانند این دیوار توسط چه کسی و با چه هدفی ساخته شده است و به دلیل حفظ نامناسب بقایای آن محققان حتی از طول، عرض و ارتفاع این دیوار نیز مطمئن نیستند و بر اساس تخمینهای کنونی این دیوار ۴ متر عرض و حدود ۳ متر ارتفاع داشته است.
دیوار از مصالح بومی و طبیعی منطقه مانند تخته سنگها ساخته شده و در محلهایی نیز ملات گچ هنوز قابل مشاهده است. در حالی که باستانشنان از وجود این دیوار خبری نداشتند اما ساکنان نزدیک به این دیوار از دیرباز آن را با نام گاوری (Gawri wall) میشناختند.
این دیوار اخیرا کشف شده تنها دیوار کهن در ایران نیست و باستانشناسان پیش از این ساختارهای مشابهی را در بخشهایی از شمال و شمال شرق ایران نیز پیدا کرده بودند که احتمالا برای اهداف دفاعی بنا شده بودند.
کلاهخودهایی از جمجمه کودکان
بقایای دو نوزاد که حدود ۲,۱۰۰ سال پیش دفن شده بودند در حالی در سواحل مرکزی «اکوادور» کشف شدند که کلاهخودی از جنس جمجمه دو کودک دیگر بر روی جممجه آنها قرار داده شده بود.
باستانشناسان میگویند این نخستین باری است که با جمجمه کودکان به عنوان کلاهخود مواجه شدهاند. هنوز علت مرگ نوزادان یا دلیل استفاده از جمجمه کودکان به عنوان کلاهخود مشخص نیست.
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام سیدمصطفی میرفندرسکی، رییس مؤسسه برگزارکننده این دورههای آموزشی است که نخستین مرکز تخصصی گردشگری دینی در کشور معرفی شده است.
او توضیح داد: در راستای توانمندسازی، ارتقا و آموزش فعالان بخش گردشگری دینی، موسسه آوای فطرت و معنویت با همکاری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و همچنین مرکز ارتباطات و بینالملل حوزههای علمیه برپایه تحقیقات و پژوهشهای علمی و میدانی در سالهای گذشته در نظر دارد دوره تخصصی «تربیت متخصص گردشگری دینی» را از بین طلاب واجد شرایط با پذیرش محدود برگزار کند.
وی با اعتقاد بر این که این دوره کوتاهمدت با بهرهمندی از اساتید مجرب، تاثیر بسزایی در شناخت صحیح از صنعت توریسم، گردشگری دینی و بایستههای فعالیت در آن خواهد داشت، بیان کرد: توانمندسازی طلاب در پاسخگویی صحیح به سوالات مذهبی توریستها از اهداف این دوره است.
میرفندرسکی گفت: پژوهشگرانی که تمایل دارند نحوه صحیح تعامل با غیرمسلمانان را طبق مبانی اسلامی بیاموزند و طلابی که علاقهمند به شناخت صحیح و دقیق از صنعت گردشگری، گردشگری دینی و بایستههای فعالیت در آن هستند و فراگیرانی که تمایل دارند در گردشگری دینی و اقسام متنوع آن اعم از گردشگری مذهبی، زیارتی، معنوی و آئینی نقش ایفا کنند، در این دوره تخصصی نامنویسی کنند.
او، بهره مندی از اساتید مجرب حوزوی و صنعت گردشگری، آشنایی صحیح با صنعت توریسم و گردشگری دینی و زیرمجموعههای آن از جمله مذهبی، زیارتی، معنوی و آئینی با رویکرد بینالمللی، آشنایی با اسلوب و بایستههای ارائه مباحث دینی به توریست، توانمندی در پاسخگویی صحیح به سوالات مذهبی توریست، اعطاءگواهینامه معتبر از حوزه علمیه و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و همکاری با افراد برتر دوره برای فعالیتهای میدانی در عرصه گردشگری دینی را از مزایای این دوره تخصصی برشمرد.
وی شرایط پذیرش در این دوره را چنین تشریح کرد: اتمام پایه ۱۰ (کتبیوشفاهی)، تسلط کامل به یکی از زبانهای انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی، آلمانی، چینی یا روسی، حداقل سه سال سابقه تبلیغی، فعالیت در فضای بینالملل (فضای مجازی و حقیقی)، روحیه فعالیت در فضای گردشگری و ارسال رزومه از جمله شرایط پذیرش در دوره تخصصی «تربیت متخصص گردشگری دینی» است.
به گفته رییس این موسسه، ثبت نام در این دوره تا تاریخ جمعه ۱۳۹۸/۱۰/۱۳ از طریق سایت www.voifs.com انجام میشود. دورههای آموزشی نیز پس از انجام مصاحبه در روزهای پنجشنبه ۹۸/۱۰/۲۶، جمعه ۹۸/۱۰/۲۷، پنجشنبه ۹۸/۱۱/۳ و جمعه ۹۸/۱۱/۴ برگزار خواهد شد.