به گزارش ایسنا، دانمارک را گلوگاه اروپای مرکزی به منطقهی اسکاندیناوی میتوان تلقی کرد. وقتی از سمت کشورهایی چون آلمان به این کشور و پایتختش کپنهاگ سفر میکنید، احتمالا از همان جادههایی خواهید گذشت که در تلویزیون دیدهاید و هیجانزده شدهاید؛ جادههایی که شما رامدام از جزیره ای به جزیره ای دیگر جا به جا می کنند.
خود شهر هم چند نشانهی معروف دارد که باز از همین جنسهاست؛ یکی خانههای شیروانیدار رنگی که در دو طرف کانالی منتهی به دریا قرار دارند و علاوه بر کشتیهای تفریحی، رستورانهای در امتداد مسیر، تفرجگاه ویژهای را برای مسافران، بویژه در فصلهای بهار و تابستان میسازند.
همچنین مجسمهی عروس دریایی مشهوری که درواقع در کنارهی پارکی ساحلی قرار دارد و هر مسافری به این شهر، حتما عکسی با آن به یادگار دارد.
در کپنهاگ، در هر زمان از روز جاذبهای وجود دارد که حس آرامش به آدمی بدهد. قدم زدن در خیابانهای خلوت، رفتن به رستورانها و کافههای ساحلی، عبور از کانال، منتظر ماندن در یکسوی پل، وقتی قایقی بزرگ از کانال میخواهد رد شود و پل بهصورت مکانیزه باز میشود، قدم زدن در ساحل کانال تا ساحل دریا همراه با موسیقی که به گوش میرسد، تماشای رنگهای موجود در شهر و البته شهری که استفاده از دوچرخه در آن بسیار رونق دارد، همگی خاطرهای جذاب از کپنهاگ میسازند که حتا اگر به آن سفر نکنید، با تماشای عکسها و فیلمهایش میتوانید تجربهاش کنید.
باغهای تیوولی، کاخ کریستین برگ، خیابان استراوگت، موزه ملی، گالری ملی، برج دایره، اسکله نیهاون و ماخ رزنبرگ از جاذبههای گردشگری کپنهاگ هستند.
محمد کرمی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اظهارات رییس ستاد مبارزه با کرونای استان تهران که اعلام کرده بیشترین مسافران جابجا شده در نوروز از استان تهران بودند و ستاد ملی کرونا برای جلوگیری از خروج مسافران از تهران همزمان با آغاز پیک دوم سفرهای نوروزی تصمیم گرفته است، اظهار کرد: تعطیلات نوروز امسال متفاوت از سالهای دیگر بود. ما هیچ توصیهای برای سفر نداشتیم، ماموریت ستاد خدمات سفر نیز در راستای اجرای دستورات ستاد ملی مدیریت کرونا، تعریف شده است. اکنون هم تابع سیاستهای این ستاد هستیم و در همان راستا اقدام میکنیم. بر همین اساس ستاد خدمات سفر استان که نوروز امسال مجری مصوبات ستاد ملی مدیریت کرونا است، بیشتر روی نظارت و رسیدگی به شکایتها متمرکز شده است.
به گفته او، تا کنون بیش از ۴۰۰ مورد شکایت ثبت شده که بیشتر آنها به آژانسهای گردشگری مربوط بوده که وجوه کنسلی سفر را به مسافران، مسترد نکردهاند.
کرمی اضافه کرد: بیشتر این آژانسها منتظر بازگشت پول از طرف ایرلاینها و هتلها هستند که با توجه به خدمات ارائه نشده و پولهای دریافت شده از مردم، پیگیریم این وجوه استرداد شود.
سرپرست معاونت گردشگری استان تهران، با اشاره به تمرکز بازدیدهای نظارتی ستاد خدمات سفر بر تاسیسات گردشگری و واحدهای اقامتی برای رعایت پروتکلهای بهداشتی، یادآور شد: طبق نظر وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، ستاد ملی مدیریت کرونا و شورای تامین استان، هتلها تعطیل نشدهاند اما پذیرش مسافر در آنها و مهمانپذیرها تقریبا به صفر رسیده است. درحال حاضر ۱۰ درصد ظرفیت هتلهای تهران که بیشتر متعلق به بنیاد مستضعفان است، فعالاند که بیشتر درحال خدماترسانی به ستاد مدیریت کرونا هستند. بیشتر این هتلها پروتکل را رعایت میکنند و شکایتی از این بابت نشده است.
او با اشاره به تعطیلی ۲۵ هتل در تهران، گفت: این هتلها که بیشتر دو و سه ستاره بودند، پیش از تعطیلات نوروزی داوطلبانه تعطیل شدهاند.
کرمی گفت: تا کنون در شهر تهران هیچ مرکز خدمات گردشگری پلمب نشده است اما در شهرستانهای استان چند مورد مربوط به اقامتگاههای غیرمجاز بوده که پلمب شدهاند.
اگر نواقصی که هر روز و هر سال ثبت جهانی این اثر بلند قد را زیر خاکِ فراموشی پنهانتر میکند، باز هم درختان خیاباناند که بیش از همه ارزش این خیابان را نشان میدهند؛ درختانی که در هر محدوده تهران، خاندانی وظیفهی تامینشان را به عهده داشته تا ولیعصر را سر سبز کنند.
به گزارش ایسنا، «سید عباس سادات»، نسل دوم یکی از آنهاست. خاندان سادات که درختان امیریه قدیم را از میدان راهآهن تا چند کیلومتر بالاتر از میدان منیریه تامین میکردند. او سالهاست پا جای پای پدر گذاشته و رزق سبزش، خانههای ضلع شمالی خیابان پیرانعقل پایینتر از میدان منیریه را هم سرسبز کرده است.
از زمانی که تهیهی درختان خیابان ولیعصر (عج) را به سید عقیل سادات _ پدرش _ سپردند، او پا به پای پدر بخش جنوبی بزرگترین خیابان خاورمیانه را طی کرد تا سر سبزیاش مهمان هر روزه عابران این خیابان باشد.
سید عباس سادات هر چند ۶۹ سال دارد، اما ۵۲ سال از عمرش را پای خیابان ولی عصر (عج) گذاشت و هنوز هم.
او هر چند می گوید حالا خاطرهی خاصی از آن روزها ندارد، اما حرف و یادهایش در گفتوگو با خبرنگار ایسنا خود خاطره است. از درختانِ بزرگترین خیابان خاورمیانه که با درشکه از شهریار و کرج به این منطقه آورده میشدند تا قیمت هر درخت ۳ تومانی که حالا باید برایشان خدا تومان پول پرداخت کرد.
«از سال ۱۳۴۲ که درسم را در کلاس ششم تمام کردم، همراه پدرم به این خیابان آمدم. کوچک بودم یک منطقه را علامتگذاری میکردند و به پدرم میگفتند برای این منطقه ۱۰۰ درخت میخواهیم. او هم درختان چنار را از باغهای مختلف میخرید به امیریه – خیابان ولیعصر (عج) امروزی محله منیریه – میآورد و کارگران آنها را میکاشتند.
این درختها بیشتر از منیریه تا راه آهن و قدری بالاتر از میدان، کاشته میشدند، هر چند تا جایی که به خاطر دارم او چند بار برای بالاتر از این منطقه هم درخت سفارش گرفته بود.»
سادات ادامه میدهد «پدرم درختها را از باغهایی که اطراف کرج و شهریار و چهاردانگه بودند، میخرید. آن نقاط چنارستان بودند. درختها را از صاحبان باغها میخرید، قلمه میزد و دو ساله که میشد، آنها را میفروخت.
در انقلاب زمان شاه این چنارها کاشته شدند. آن زمان، آبِ جوی خیابان ولیعصر (عج) همیشه برقرار و همیشگی بود.»
او که از زمان حیات پدرش «سید عقیل سادات» بساط درخت و گل فروشی را در ابتدای خیابان پیران عقل، نبش خیابان ولیعصر پهن کرده و حالا مردم که منطقه به بودنش عادت کردهاند، میگوید، «در دورهی شاه درخت فروشی زیاد بود اما به جز گل بنفشه، گلهای کمی برای فروش بودند. شبهای عید در همین منطقه (به ابتدای خیابان پیران عقل نبش خیابان ولیعصر اشاره میکند) که بحشی از حیاط یک خانه بود فقط کود و بنفشه میفروختند. به مرور بعد از انقلاب گلها و درختها زیادتر شدند. حتی درختهای دیگری به جز چنار و نارون هم به انها اضافه شد.»
وی حالا خودش را مقیم این خیابان میداند؛ حتی اگر شبها روی نیمکتی که کنار گلها و درختانش گذاشته بخوابد، چون خانوادهاش در منطقه کن تهران زندگی میکنند. به گذشتهاش برمیگردد، وقتی بعد از تامین درختان خیابان ولیعصر (عج)، از باغچههای مردم محله هم نگهداری میکردند.
او قیمت هر جعبه گل در آن زمان را « ۲۵ زار» میداند و میگوید «با آن پول به قهوهخانه چهارراه شاپور میرفتم، ناهار و شامم را میخوردم و حتی یک پتو برای خواب به من میدادند.»
سید عباس سادات به درخت تنومند مقابلش نگاه میکند، آهی میکشد و میگوید «بعد از این که کاشت درخت در خیابان ولی عصر مد شد، خواستند تا در این خیابانهای فرعی هم درخت بکاریم این درخت را خودم کاشتم، با دست خودم و سالهاست سایه بان دیگر درختها شده. با درشکه اسبی گلها و درختان را میآوردیم این جا میچیدیم و میفروختیم.»
دوباره آه میکشد، دست دیگرش را روی عصایش میگذارد و تکیه میدهد، باز هم چیزی یادش میآید، با لبخند میگوید «از پیش پدرم جدا نشدم، هر چند گویا قبلتر از پدرم هم کسی درخت برای خیابان امیریه که حالا شده «ولیعصر (عج)» سفارش میگرفت، اما از روزی قرار شد پدرم این درختها را تامین کند. او درختها را چون کم بودند از باغهای مختلف جمع میکرد، میخرید و به امیریه میآورد و کارگران خودشان میکاشتند.
سید عباس سادات، قدم زنان، به سمت خیابان ولیعصر میرود، ابتدای خیابان نبش «انتظام قدیم و همان پیران عقل امروزی» یک درخت را نشانمان میدهد و میگوید «تا جایی که به خاطر دارم درشتتر و ماندگارتر از این درخت دیگر نداریم. اما چند سالی است که درختان به خاطر کمبود آب و نبود آفتاب درست و احیانا اتفاقات دیگر خشم میشوند و شهرداری جای انها درختان دیگری میکارد اتفاقی که مدتی یک بار رخ میدهد.» وی اما به این نکته هم تاکید میکند که هر چند در ان زمان این جویها بودند، اما درختها در جوی آب کاشته نمیشدند.
او به خاطر نمیآورد پدرش چند درخت برای خیابان ولیعصر آورده شاید هم در آن زمان رسم برای شمردن تعداد درختها نبوده، با این وجود میگوید که «شاید چیزی حدود ۵۰ درخت از آن درختها امروز خشک شده یا از جایشان درآورده باشند» از سوی دیگر اما یادش است که «برای هر درخت پدرش چیزی حدود سه تومان یا سه تومان و پنج زار میگرفته است.»
سید عباس سادات که سالهاست خود را مقیم این منطقه از منیریه تهران میداند، بعد از گذشت ۵۲ سال از آن روزها، بهمن سال گذشته، یکی از تندیسهای ششمین جایزه تهران را گرفت.
ولی امروز باید این تندیس را به چه کسانی داد برای از حذف تدریجی درختان تنومندی که هر روز به یک بهانه از این خیابان ناپدید شدند!
پیروز حناچی – مسئول تهیهی پروندهی ثبت ملی محور خیابان ولیعصر (عج) تهران و شهردار امروز تهران – اما یک سال بعد از ثبت ملی بزرگترین خیابان خاورمیانه،، این اقدام یعنی «ثبت خیابان، جدارهها، درختها و حریم منظری آن را به این منظور دانست که تا ارزشهای خیابان ولیعصر (عج( حفاظت شوند. از میراث فرهنگی که در این زمینه آب زیادی گرم نمیشود، اما باید دید در حفاظتی که حناچی هفت سال قبل از آن حرف زد که چه قدر در ساماندهیهای سالانه این خیابان بزرگ توسط آقای شهردار و مدیران برنامهریزیاش مورد توجه است.
اگر نواقصی که هر روز و هر سال ثبت جهانی این اثر بلند قد را زیر خاکِ فراموشی پنهانتر میکند، باز هم درختان خیاباناند که بیش از همه ارزش این خیابان را نشان میدهند؛ درختانی که در هر محدوده تهران، خاندانی وظیفهی تامینشان را به عهده داشته تا ولیعصر را سر سبز کنند.
به گزارش ایسنا، «سید عباس سادات»، نسل دوم یکی از آنهاست. خاندان سادات که درختان امیریه قدیم را از میدان راهآهن تا چند کیلومتر بالاتر از میدان منیریه تامین میکردند. او سالهاست پا جای پای پدر گذاشته و رزق سبزش، خانههای ضلع شمالی خیابان پیرانعقل پایینتر از میدان منیریه را هم سرسبز کرده است.
از زمانی که تهیهی درختان خیابان ولیعصر (عج) را به سید عقیل سادات _ پدرش _ سپردند، او پا به پای پدر بخش جنوبی بزرگترین خیابان خاورمیانه را طی کرد تا سر سبزیاش مهمان هر روزه عابران این خیابان باشد.
سید عباس سادات هر چند ۶۹ سال دارد، اما ۵۲ سال از عمرش را پای خیابان ولی عصر (عج) گذاشت و هنوز هم.
او هر چند می گوید حالا خاطرهی خاصی از آن روزها ندارد، اما حرف و یادهایش در گفتوگو با خبرنگار ایسنا خود خاطره است. از درختانِ بزرگترین خیابان خاورمیانه که با درشکه از شهریار و کرج به این منطقه آورده میشدند تا قیمت هر درخت ۳ تومانی که حالا باید برایشان خدا تومان پول پرداخت کرد.
«از سال ۱۳۴۲ که درسم را در کلاس ششم تمام کردم، همراه پدرم به این خیابان آمدم. کوچک بودم یک منطقه را علامتگذاری میکردند و به پدرم میگفتند برای این منطقه ۱۰۰ درخت میخواهیم. او هم درختان چنار را از باغهای مختلف میخرید به امیریه – خیابان ولیعصر (عج) امروزی محله منیریه – میآورد و کارگران آنها را میکاشتند.
این درختها بیشتر از منیریه تا راه آهن و قدری بالاتر از میدان، کاشته میشدند، هر چند تا جایی که به خاطر دارم او چند بار برای بالاتر از این منطقه هم درخت سفارش گرفته بود.»
سادات ادامه میدهد «پدرم درختها را از باغهایی که اطراف کرج و شهریار و چهاردانگه بودند، میخرید. آن نقاط چنارستان بودند. درختها را از صاحبان باغها میخرید، قلمه میزد و دو ساله که میشد، آنها را میفروخت.
در انقلاب زمان شاه این چنارها کاشته شدند. آن زمان، آبِ جوی خیابان ولیعصر (عج) همیشه برقرار و همیشگی بود.»
او که از زمان حیات پدرش «سید عقیل سادات» بساط درخت و گل فروشی را در ابتدای خیابان پیران عقل، نبش خیابان ولیعصر پهن کرده و حالا مردم که منطقه به بودنش عادت کردهاند، میگوید، «در دورهی شاه درخت فروشی زیاد بود اما به جز گل بنفشه، گلهای کمی برای فروش بودند. شبهای عید در همین منطقه (به ابتدای خیابان پیران عقل نبش خیابان ولیعصر اشاره میکند) که بحشی از حیاط یک خانه بود فقط کود و بنفشه میفروختند. به مرور بعد از انقلاب گلها و درختها زیادتر شدند. حتی درختهای دیگری به جز چنار و نارون هم به انها اضافه شد.»
وی حالا خودش را مقیم این خیابان میداند؛ حتی اگر شبها روی نیمکتی که کنار گلها و درختانش گذاشته بخوابد، چون خانوادهاش در منطقه کن تهران زندگی میکنند. به گذشتهاش برمیگردد، وقتی بعد از تامین درختان خیابان ولیعصر (عج)، از باغچههای مردم محله هم نگهداری میکردند.
او قیمت هر جعبه گل در آن زمان را « ۲۵ زار» میداند و میگوید «با آن پول به قهوهخانه چهارراه شاپور میرفتم، ناهار و شامم را میخوردم و حتی یک پتو برای خواب به من میدادند.»
سید عباس سادات به درخت تنومند مقابلش نگاه میکند، آهی میکشد و میگوید «بعد از این که کاشت درخت در خیابان ولی عصر مد شد، خواستند تا در این خیابانهای فرعی هم درخت بکاریم این درخت را خودم کاشتم، با دست خودم و سالهاست سایه بان دیگر درختها شده. با درشکه اسبی گلها و درختان را میآوردیم این جا میچیدیم و میفروختیم.»
دوباره آه میکشد، دست دیگرش را روی عصایش میگذارد و تکیه میدهد، باز هم چیزی یادش میآید، با لبخند میگوید «از پیش پدرم جدا نشدم، هر چند گویا قبلتر از پدرم هم کسی درخت برای خیابان امیریه که حالا شده «ولیعصر (عج)» سفارش میگرفت، اما از روزی قرار شد پدرم این درختها را تامین کند. او درختها را چون کم بودند از باغهای مختلف جمع میکرد، میخرید و به امیریه میآورد و کارگران خودشان میکاشتند.
سید عباس سادات، قدم زنان، به سمت خیابان ولیعصر میرود، ابتدای خیابان نبش «انتظام قدیم و همان پیران عقل امروزی» یک درخت را نشانمان میدهد و میگوید «تا جایی که به خاطر دارم درشتتر و ماندگارتر از این درخت دیگر نداریم. اما چند سالی است که درختان به خاطر کمبود آب و نبود آفتاب درست و احیانا اتفاقات دیگر خشم میشوند و شهرداری جای انها درختان دیگری میکارد اتفاقی که مدتی یک بار رخ میدهد.» وی اما به این نکته هم تاکید میکند که هر چند در ان زمان این جویها بودند، اما درختها در جوی آب کاشته نمیشدند.
او به خاطر نمیآورد پدرش چند درخت برای خیابان ولیعصر آورده شاید هم در آن زمان رسم برای شمردن تعداد درختها نبوده، با این وجود میگوید که «شاید چیزی حدود ۵۰ درخت از آن درختها امروز خشک شده یا از جایشان درآورده باشند» از سوی دیگر اما یادش است که «برای هر درخت پدرش چیزی حدود سه تومان یا سه تومان و پنج زار میگرفته است.»
سید عباس سادات که سالهاست خود را مقیم این منطقه از منیریه تهران میداند، بعد از گذشت ۵۲ سال از آن روزها، بهمن سال گذشته، یکی از تندیسهای ششمین جایزه تهران را گرفت.
ولی امروز باید این تندیس را به چه کسانی داد برای از حذف تدریجی درختان تنومندی که هر روز به یک بهانه از این خیابان ناپدید شدند!
پیروز حناچی – مسئول تهیهی پروندهی ثبت ملی محور خیابان ولیعصر (عج) تهران و شهردار امروز تهران – اما یک سال بعد از ثبت ملی بزرگترین خیابان خاورمیانه،، این اقدام یعنی «ثبت خیابان، جدارهها، درختها و حریم منظری آن را به این منظور دانست که تا ارزشهای خیابان ولیعصر (عج( حفاظت شوند. از میراث فرهنگی که در این زمینه آب زیادی گرم نمیشود، اما باید دید در حفاظتی که حناچی هفت سال قبل از آن حرف زد که چه قدر در ساماندهیهای سالانه این خیابان بزرگ توسط آقای شهردار و مدیران برنامهریزیاش مورد توجه است.
به گزارش ایسنا، کرمان در طول سالهای گذشته از تخریبها کم نگذاشته؛ گودال «خشتمالها» و داستان ساخت سیتیسنتر در مرکز شهر، مخدوش کردن حریم «قلعه دختر» و «قلعه اردشیر»، تکیههای قاجاری قرار گرفته در «محله قلعه»، «قلعه سموران» – که بعد از تخریبی گسترده بالاخره به جانش رحم کردند – یا همین «شیوَشگان» یا«بام کرمان»؛ داستانهایی که امروز هر کدام به یک سند از تخریب آثار تاریخی در کرمان تبدیل شدهاند، شاید هم به همین دلیل این شهر را برخی فعالان میراثی «جهنم میراث فرهنگی» مینامند!
«شیوَشگان» یا بام کرمانِ امروزی را از شمال به دامنه کوههای سیدحسین و اراضی سعیدی (سیدی)، از شرق و شمال شرقی به کوههای آهکی شیوَشگان (صاحبالزمان)، از جنوب به باغ بیرمآباد و تخت درگاه قلیبیگ، از غرب به کوههای «تندرستان» و اراضی و باغهای «زریسف» و از جنوب غربی به قلعههای قدیمی (اردشیر و دختر) میرسد، محوطهای تاریخی چند هزار ساله که روی ارتفاع ساخته شد.
حالا سالهاست که هربار بهانهای دارند؛ یک بار میگویند، «محوطه ثبت نیست»، بار دیگر بهانه دارند «باید دستگاههای دیگر رعایت میراثفرهنگی را بکنند» یا «ما نبودیم، مسئولان قبلی در این سمت مجوز را امضا کردهاند، کاری از دست ما برنمیآید»، «یک بار کار را متوقف کردند»، «یک بار تیم کارشناسی فرستادند» و حتی معاون میراث فرهنگی وزارتخانه یک بار «از نامهنگاریهایش برای توقف کار ساخت تله کابین و هتل» خبر داد؛ ولی هنوز که هنوز است تله کابین در بالای کرمان و درست روی جای پی انسانهای اولیه کرمان جاگیرتر میشود و میراث فرهنگی کرمان حواس پرتتر!
تا جایی که به نظر میرسد حتی در وضعیت هشدار برای کرونا، هر چیز که باید در شهر تعطیل شود را تعطیل میکنند، به جز تکمیل پروژهی ساخت تله کابین که از پایین کوه هم به راحتی میتوان روند عملیاتاش را دید.
امید ابراهیمی – فعال میراث فرهنگی کرمان – روز نخست فروردین به این محوطهی تاریخی رفته شاهد فعالیت ادامهدار تکمیل پروژه تلهکابین در دل کوههای صاحبالزمان (عج) یا همان شیوشگان بوده است.
او با اشاره به قول و قرارهایی که هر کدام از مسوولان میراثی به خصوص در سطح کشور مطرح کردهاند، میگوید: روزی گفتند هتل و تله کابین روی کوه صاحبالزمان (عج) (شیوشگان) اجرایی نمیشود، اما اکنون همه آن اتفاقات بدون درنظر گرفتن ابلاغها و قولها عملیاتی میشوند. چرا مسوولان از ابتدا حرف و عملشان را یکی نکردند.
ابراهیمی با بیان اینکه ساختوسازها روی کوه شیوشگان هر روز ادامه دار است، ادامه میدهد: علاوه بر هتل و تلهکابینِ در حال ایجاد روی کوه، دکلِ مخابراتی صداو سیما و چند ساخت و ساز جدید نیز در همان منطقه انجام دادهاند و قطعا هر روز اقدامات وسیعتری برای بالا بردن تسیلات گردشگری به بالای منطقه انجام میدهند.
وی با بیان اینکه فعالیت نصب تله کابین روی این محوطهی تاریخی اکنون از خیابانهای پایین کوه نیز به وضوح قابل دیدن است، اضافه میکند: حتی در وضعیت امروزی کشور و شیوع کرونا ویروس فعالیتشان برای نصب این وسیلهی تفریحی همچنان ادامه دارد.
به گزارش ایسنا، با آنکه سیاست کلی کشور، کاهش سفر در تعطیلات نوروز است اما به نظر میرسد حساسیتها در اینباره بیشتر متوجه سفرهای جادهای شده و برای حمل و نقل عمومی پروتکل خاصی تعریف نشده است، جز آنکه اعلام شده مسافران را پیش از سوار شدن تبسنجی میکنند و بعضی از شرکتهای هواپیمایی و قطارهای مسافربری هم فیلمهایی از نحوه ضدعفونی ناوگان خود و چمدانهای مسافران منتشر کردهاند که این نقد از سوی صاحبنظران وارد شده چرا زودتر و در زمانی که وزارت بهداشت به پروازهای چین هشدار داد، چنین نکردند و این سوال پرسیده شده که آیا ایستگاهها و محل تجمع مسافران، بیشتر از گذشته، پاک میشود؟
ناوگان عمومی درحال حاضر روزهای کم تقاضایی را تجربه میکند و توقف پروازها و قطارها در برخی مسیرها بیشتر گویای جدی گرفتن وضع حساس کنونی از سوی مردم است تا آنکه برنامه خاصی برای کاهش حجم فعالیت این ناوگان در تعطیلات نوروز داشته باشند، آنچنانکه مدیرعامل شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران، ۲۷ اسفندماه از حجم بالای کنسلی بلیت قطار و سفرهای ریلی خبر داده بود. دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی هم گفته که بیش از ۸۰ درصد پروازهای داخلی و سفرهای هوایی مردم برای تعطیلات نوروز کاهش داشته و به خاطر کمبود تقاضا پروازها در مسیر رشت و رامسر قطع شده و پرواز به استان مازندران هم کمتر شده و بعضی شرکتهای هواپیمایی هم در مسیر شیراز و اهواز پروازهایشان را متوقف کردهاند. محمد اسلامی ـ وزیر راه و شهرسازی ـ هم پیش از آغاز تعطیلات نوروز، از کاهش ۷۰ درصدی سفرهای مردم در حوزههای مختلف هوایی، جادهای و ریلی خبر داده و گفته بود: بیش از ۵۰۰ هزار بلیت قطار و هواپیما تاکنون کنسل شده است.
با این حال بررسیها نشان میدهد برخی شرکتهای ریلی و هواپیمایی با پیروی از همان اصل اقتصادی عرضه و تقاضا، قیمتها را به شدت پایین آرودهاند. این مطلب را دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی هم تایید کرده و گفته که قیمتها از حداقل نرخ مصوب هم کمتر شده است.
درحال حاضر قیمت مسیر هوایی یکطرفه مشهد حدود ۱۰۰ هزار تومان شده و با آن که گفته میشود تقاضا کاهش یافته اما تعداد صندلیهای خالی باقیمانده برای فروش در برخی ساعات روز به کمتر از ۱۰ صندلی میرسد. چنین شرایطی برای مسیر اهواز، شیراز و اصفهان نیز صادق است.
وضعیت صندلیها و قیمت پرواز تهران ـ مشهد در روز چهارم فروردینماه
قطارها هم در وضعی مشابه به سر میبرند، هرچند که قطارهای خصوصی تا ششم فروردینماه سفرها را متوقف کردهاند اما شرکتهای ریلی دیگری، روی بلیتها در اغلب مسیرها، تا حدود ۳۰ درصد تخفیف گذاشتهاند، به طوری که در مسیر پرمسافری، چون مشهد تعداد کمی از صندلی قطارهایی که نسبتا کیفیت بهتری دارند، باقی مانده است.
وضعیت بلیت قطارها در روز سوم فروردین ماه
رییسجمهور تصمیمگیری درباره حمل و نقل، لجستیک و سفر با اتوبوس، هواپیما، قطار و کشتی را به ستاد ملی مبارز با کرونا سپرده و تاکید کرده فقط این ستاد میتواند بگوید این مسیر پروازی قطع، این مسیر قطاری قطع باشد و این مسیر اتوبوس نباشد. هیچ استاندار و مقام محلی و فردی در منطقه آزاد، هیچ کس حق تصمیمگیری در این مورد را ندارد اگر هم استاندارهای محترم نظری دارند این نظر را از طریق وزیر کشور بفرستند، در ستاد ملی مطرح شود هر موردی که لازم بود تصمیمگیری میشود، بنابراین، این کار به صورت متمرکز مورد توجه قرار بگیرد.
سازمان بهداشت جهانی تا کنون دستورالعملی درباره توقف کامل سفرها صادر نکرده اما مسافران را از انجام سفرهای غیرضروری برحذر داشته و به رعایت پروتکلهای بهداشتی سفارش کرده است و در یک دستورالعمل، مستند به یافتههای محققان هم تصریح کرده که بیشترین خطر ابتلا در محیطی مثل هواپیما، در دو ردیف جلویی، پشتی و کناری فرد بیمار است، هرچند تجربه ویروسهای دیگر همچون سارس در گذشته، چیزی غیر از این را نشان داده و دامنه سرایت آن بیشتر از این حد بوده است.
به گزارش ایسنا، پیش از آنکه تعطیلات نوروز آغاز شود، بحثهایی در مازندران و اصفهان داغ شده که هتلهای شهر مسافرانی از استانهای درگیر با کرونا از جمله تهران و قم را پذیرفتهاند، هرچند مسؤولان این استانها نخست تکذیب کردند اما بعد اعلام کردند آن هتلها را میبندند. حالا در مازندران که هتلها تعطیل شدهاند، مدیرکل میراث فرهنگی، گله دارد که مسافران سراغ ویلاها و خانههای شخصی رفتهاند. از آن طرف در همدان جنجال بهپا شده که چند هتل، به مسافرانی از شهرهایی که وضعیت قرمز کرونا دارند، اتاق دادهاند.
همزمان با این جریانات وزیر ارتباطات در یک پیام توئیتری اسامی استانها پر مسافر را فاش کرد. همدان در صدر این فهرست بود، این بار هم مقامات استانی دادههای وزیر ارتباطات را که مستند به میزان مصرف اینترنت بود، تکذیب کردند و بعد هم اعلام کردند فقط ۲۰ مسافر وارد شهر همدان شدهاند، هرچند تصاویری که از گنجنامه و خیابانهای اطراف آن منتشر شد، عددی بیش از ۲۰ نفر را نشان میداد. پلیس راهور ناجا در همدان برای صاحبان این خودروهای غیربومی ضربالعجل تعیین کرد که سریعتر همدان را ترک کنند. بعد هم دادستان وارد ماجرا شد و گفت که هیچ یک از هتلهای استان مسافر پذیرش نمیکنند و درصورت تخلف با آنها برخورد میشود و بعد هم به همه هتلهای همدان مهلت داد که مسافرانشان را تخلیه و محل را تعطیل کنند.
اما رییس جامعه هتلداران استان همدان گفته که چنین دستوری به آنها نرسیده و به مخالفت وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با تعطیلی هتلها اشاره کرده است. این وزارتخانه یکی از اعضای ستاد ملی مدیریت کرونا است که مسؤولیت کمیته پیشگیری و مقابله با کرونا در فضاهای ورزشی و گردشگری هم به عهده دارد. رییس جامعه هتلداران استان همدان گفته که وزارت گردشگری و ستاد ملی مدیریت کرونا فقط درباره تعطیلی خانه مسافرها و مدارس و بومگردیها و مهانسراها را دستورالعمل صادر کرده و ما هم تابع بخشنامه این ستاد هستیم.
توجیه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای مخالفت با تعطیلی هتلها آنچنان که ولی تیموری ـ معاون گردشگری – به ایسنا گفته، این است هتلها در مقایسه با خانههای اجارهای و سایر مراکز اقامتی محیط مطمئنتری برای مسافران هستند و بهتر میتوان آنها را کنترل کرد.
با این حال، بیشتر استانداران به فراخور وضعیت، فراتر از این دستور عمل کرده و هتلها را تعطیل کردهاند، اما تعطیلات نوروز و مسافرانی که هشدارها را جدی نگرفتهاند، بعضی هتلها را به این صرافت انداخت که به آن مسافران، اتاق کرایه دهند، هتلهایی که چندی پیش در نامهای به وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از کمبود مواد ضدعفونی کننده گفتند و درخواست کمک کردند اما تا کنون پاسخی نگرفتهاند.
در این پارک با نام Beartree Park باغهای گیاهشناسی، درخت کوهی، گلهای وحشی و… در نهایت دقت و ظرافت کنار هم قرار گرفتهاند. در این محوطه به بازدیدکنندگان دستورالعملهای دقیقی مبنی بر چگونگی لذت بردن از فضا در کمترین زمان، بدون آسیب رساندن به گیاهان یا آزار دادن حیوانات داده میشود.
علاوه بر زمینههای خیره کننده که زیباییهای فصلی، جذابیتهای جدیدی را در این پارک آشکار میکند ، بازدیدکنندگان از پارک قادر به دیدن انواع حیوانات از نزدیک خواهند بود. در حوضچهطراحی شده، بازدیدکنندگان میتوانند به ماهیهای بزرگ رنگی غذا بدهند، در محوطه خرسها، از فاصله نزدیکی از بالای آنها قدم بزنن و به آنها غذا بدهند.
حتی یک برنامه تجربی وجود دارد که کودکان و دیگر دوستداران حیوانات میتوانند با تولهخرسها پیادهروی کنند یا با کف دستان خود به گوزنها غذا بدهند.
به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان، حسینی بروجنی گفت: با هدف جلوگیری از تعرض به محوطه تاریخی پس از انجام کاوش های باستان شناسی و نجات بخشی قسمت هایی از محوطه و انتقال یافته های باستان شناسی به مخازن امن و موزه ها، عرصه و حریم محوطه تاریخی مذکور که حدود یک دهه بلاتکلیف مانده بود در دی ماه سال گذشته، پس از پیگیری های مستمر اداره کل میراث فرهنگی استان و معاونت میراث فرهنگی در جلسه شورای حرائم وزارتخانه متبوع مصوب و مراحل ابلاغ آن در دستور وزارتخانه قرار گرفته است.
او گفت: در سال های گذشته سنگ شکن با مالکیت حقیقی در عرصه محوطه احداث شده است، که طبق ضوابط مصوب عرصه، پس از پایان مدت مجوز صنعت معدن، مجوز مذکورغیر قابل تمدید بوده و می بایست بر اساس برنامه زمان بندی و حفاظت پیشگیرانه ، آزاد سازی شود.
معاون میراث فرهنگی خوزستان افزود: پس از اعلام خبر و تماس تلفنی با مسئول اداره میراث فرهنگی مشخص شد شرکت سنگ شکن مذکور در سال های قبل اقدام به دپو شن و ماسه شکسته و سنگ در عرصه تاریخی کرده و دپو این مصالح مانع پایش دقیق نیروهای یگان حفاظت بویژه در ساعات تاریکی شده بود، بنابراین مسئول اداره میراث فرهنگی رامهرمز ، کارگاه شن و ماسه مذکور را مکلف به پاکسازی محوطه از دپو مصالح کرد ، لذا با توجه به اینکه سنگ شکن واقع در عرصه تاریخی دارای ماشین الاتی از قبیل لودر است، این عملیات با ماشین آلات شرکت مذکور با نظارت یگان حفاظت و مسئول اداره شهرستان به انجام رسید.
حسینی بروجنی با بیان این که طبق گزارش مسئول اداره حجم دپوی مصالح بسیار زیاد و تنها بوسیله لودر امکان جابجایی مصالح بوده است، ادامه داد: با حضور میدانی مسئول اداره رامهرمز و رعایت حدودقانونی، هیچ گونه خدشه ایی به عرصه وارد نشد و با این اقدام محوطه تاریخی از مصالح دپو شده پاک سازی شد. همچنین مسئول اداره میراث فرهنگی شهرستان رامهرمز هرگونه تسطیح ، خاکبرداری و گود برداری را در این محوطه تاریخی تکذیب کرده است.
او در پایان گفت: هرگونه اقدام و عملیات اجرایی در محدوده مذکور قبل از اخذ مجوز، غیر قانونی بوده و از سوی اداره کل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی خوزستان پیگیری خواهد شد و امید است با ابلاغ نقشه مصوب عرصه و حریم این محوطه و سایر محوطه های استان که حرائم آن در شورای حرائم وزارتخانه مصوب شده، نسبت به حفاظت قانونی و مراقبت های بیش از پیش اقدام شود.
به گزارش ایسنا، امروز سوم فروردین قرار است پخش زنده از «مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد» نمایش داده شود.
چهارمین روز فروردین نیز «مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران» معرفی میشود.
پخش زنده در روز پنجم فروردین از «موزه ملی فرش ایران» انجام میشود.
ششم فروردین نیز این تور مجازی سراغ «موزه آبگینه و سفالینههای ایران» میرود.
«موزه رضا عباسی» در هفتم فروردین به صورت پخش زنده معرفی میشود.
معرفی «موزه ارتباطات و پست» در روز هشتم فروردین برای مخاطبان موزهای انجام میشود.
پخش زنده از «موزه ملی قرآن کریم» در روز ۹ فروردین نمایش داده میشود.
«موزه ملی ملک» در دهم فروردین برای مخاطبان معرفی میشود.
این تور مجازی ۱۱ فروردین سراغ «موزه بانک ملی ایران» میرود.
«موزه انقلاب و دفاع مقدس» در ۱۲ فروردین معرفی میشود.
همچنین ۱۳ فروردین نیز «موزه علوم و فناوری ایران» در سایت آپارات به صورت زنده معرفی میشود.
«موزه ملی ایران» به دلیل گسترده بودن تالارهای موزهای خود، در دو روز نخست فروردین ساعت ۱۵ و دوم فروردین ساعت ۱۱ صبح معرفی شد.
همچنین تور مجازی کاخ جهانی گلستان در دومین روز از فروردین در سایت آپارات انجام شد.
در این بازدید مجازی که هر روز ساعت ۱۵ و به مدت یک ساعت به صورت پخش زنده از سایت آپارات انجام میشود کارشناسان متخصص هر دوره تاریخی در موزههای خود، توضیحات کامل آثار تاریخی را ارایه میدهند.
موزه ملی ایران و کاخ-موزه گلستان، بازدیدهای دو روز نخست این برنامه بودند.