کلیپ رونمایی از کتاب «خانواده و اخلاق جنسی» که با حضور علی مطهری فرزند شهید در این خصوص تهیه شده، روز جمعه دوازدهم اردیبهشتماه همزمان با چهل و یکمین سالگرد شهادت استاد شهید مرتضی مطهری در فضاهای مجازی اینستاگرام و آپارات رونمایی میشود.
کتاب «خانواده و اخلاق جنسی» گرد آوری شده از موضوع مبانی حقوق زن از نظر اسلام است که شامل مباحث «پیامبر (ص) و اخلاق جنسی»، «حکومت معنوی زن»، «تحفههای خلاق نوین جنسی»، «مرد و زدن زن؟» و «عفاف، غیرت و حیا» است.
غلامحسین قاسمی، مدیر مسئول انتشارات سبط اکبر گفت: «کتاب «رفیق خوشبخت ما» نوشته اسدالله و محمد محمدینیا پس از پایان ماه مبارک رمضان توسط این انتشارات در دسترس مخاطبان قرار میگیرد. این کتاب به خاطرات شهید حاج قاسم سلیمانی در دوران هشت سال دفاع مقدس میپردازد. همچنین روایتهایی از مدافعان حرم در وصف شهید سپهبد سلیمانی به کتاب اضافه شده است.»
وی افزود: «پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی کتاب تک جلدی در بیان خاطرات او به قلم اسدالله محمدینیا و محمد محمدینیا آماده چاپ شد. همزمان با آماده شدن کتاب «رفیق خوشبخت ما» وصیتنامهای از این شهید منتشر شد و تیم نویسندگان این کتاب تصمیم گرفتند تا وصایای این شهید را نیز به مطالب درون کتاب اضافه کنند و این عمل باعث شد تا زمان زیادی صرف نگارش آن شود.»
قاسمی ادامه داد: «این کتاب، دارای فصلهای مختلفی است که به خاطرات سردار سلیمانی از دوران دفاع مقدس، سخنان مقام معظم رهبری و خاطرات ایشان با این شهید بزرگوار و… میپردازد. عکسهایی از دوران کودکی تا زمان قبل از شهادت قاسم سلیمانی نیز در بخش انتهایی ضمیمه کتاب شده است. خداوند در قرآن میفرماید زنده کردن یاد شهدا تقواست. درنتیجه ما باید یاد و خاطر شهدا را زنده نگه داریم.»
مدیر مسئول انتشارات سبط اکبر درباره منابع مورد استفاده نویسندگان برای تدوین کتاب «رفیق خوشبخت ما» گفت: «کتاب با کمک بسیاری از منابع از جمله روزنامهها، صحبتهای رهبری که بخش اعظم این کتاب را شامل میشود و همچنین یک کتاب دیگر که به زندگینامه شهید سلیمانی پرداخته بود، تدوین شد. است متأسفانه ما در گردآوری مطالب کتاب دسترسی به خانواده شهید سلیمانی نداشتیم.»
قاسمی در ادامه با اشاره به این نکته که کتاب پیش از اربعین سردار آماده انتشار شده بود، گفت: «به دلیل اضافه شدن بخش وصیتنامه و همچنین تعلل وزارت ارشاد اسلامی در صدور مجوز انتشار این کتاب تاکنون به تأخیر افتاده است. از طرفی بیماری کرونا نیز مزید بر علت شده است، اما با همه این تفاسیر ما همچنان انگیزه خود را در به چاپ رساندن این کتاب حفظ کرده و مصمم در انتشار آن هستیم.»
بشریت به مرحله «انسان–پروتز» رسیده است/ماسک دیگر جزئی از بدن ماست
خبرگزاری مهر گروه فرهنگ: شیوع ویروس کرونا باعث شد تا جوامع به تعلیق رفته و به وضعیتی پاندمیک دچار شوند. تأثیر این ویروس بر همه دستاوردهای بشری در حوزههای فرهنگ، سیاست و اقتصاد باعث شد تا متفکران به بحث پیرامون آن بپردازند و در فهمش تلاش کنند. کرونا نشان داد که فقط یک پدیده پزشکی نیست، بنابراین برای فهمش باید اصحاب اندیشه، جامعه شناسان و اهالی فرهنگ نیز به سراغش بیایند. کرونا نشان داد که طریق زندگی و سیر و سلوک ما در جهان اشتباه است و باید تغییر پیدا کند. یافتن نظامی برای پس از کرونا نیازمند فهم کروناست. درباره این موضوع با دکتر حمیدرضا شعیری، به گفتوگو نشستیم.
شعیری دکترای نشانهمعناشناسی از دانشگاه لیموژ فرانسه دارد و هماکنون به عنوان استاد در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس مشغول تدریس و پژوهش است. «تجزیه و تحلیل نشانهمعناشناختی گفتمان»، «مبانی معناشناسی نوین»، «نشانهمعناشناسی دیداری»، «نشانه – معناشناسی ادبیات: نظریه و روش تحلیل گفتمان ادبی» و «ققنوس؛ راهی به نشانهمعناشناسی سیال» (مشترک با ترانه وفایی) عناوین شماری از آثار تألیفی منتشر شده اوست.
ترجمههای «نقصان معنا؛ عبور از روایت شناسی ساختارگرا: زیبایی شناسی حضور» نوشته آلژیرداس ژولین گرمس و «سماع زندگان» اثر ژان پیر پاستوری نیز در کارنامه علمی شعیری وجود دارد. او بیش از صد مقاله علمی و پژوهشی داخلی و خارجی در حوزه نظریهپردازی و تحلیل نشانهمعناشناختی گفتمان تولید کرده است. یکی از دغدغههای شعیری در حوزه فرهنگ مساله سبک زندگی و سپهرهای نشانهای آن است و مقالات او در این حوزه تا حدودی برداشتهای سطحی از این موضوع را به کناری زدهاند.
بسیاری کرونا را یک رخداد به معنای بدیویی آن نامیده و دربارهاش بحث کردهاند. درباره وجوه تهدیدآمیز کرونا در عصر حاضر چه نظری دارید؟
پرسشی در مقابل سوال شما مطرح میکنم، آیا فقط کروناست که جان انسانها را میگیرد و آیا ما فقط در معرض تهدید کرونا هستیم؟ قطعاً خیر. ما انسانها همواره در معرض تهدید قرار داریم. آیا سرطان، آلودگی هوا، گازهای گلخانهای، نابودی منابع طبیعی و جنگلها، گرم شدن زمین و… تهدید نیستند و جان انسانها را نمیگیرند؟
آیا امروز میتوان از انسان دو وجهی یعنی نیمی انسان و نیمی چیز دیگری (مثلاً شیء) صحبت کرد؟ پاسخ من به این پرسش مثبت است. سانتورها اگر دوجهی بودند، اسطوره و قدرتمند بودند، اما انسان امروز اگر دونیم شود و نیمی از آن انسان و نیمی دیگر چیزی دیگر باشد، ضعیف و در خطر است پرسش بعد که باید واقعاً به آن فکر کرد این است که ما برای نسلهای بعدی چه چیزی را به ارمغان خواهیم گذاشت؟ نمیتوان سادهانگارانه از برابر این پرسش جدی عبور کرد. آیا ما همه چیز را نابود خواهیم کرد و جهانی را به نسلهای بعدی تحویل خواهیم داد که در آن فقر، فقر طبیعی، فقر انسانی و فقر اجتماعی بیداد میکند؟ این پرسشی بسیار جدی است و کرونا باید زنگ بیداری، آگاهی و خطر باشد. بنابراین همه چیزِ کرونا منفی نیست و به ما یادآوری میکند که همواره در معرض تهدید قرار داشته و داریم.
اما چرا کرونا جدی شد؟ تنها فرق آن با دیگر تهدیدها در سرعت شیوعاش است. کرونا هم سرعت شیوع و هم سرعت اثرگذاری بالایی دارد و به همین دلیل بیشتر از سایر تهدیدها به چشم آمد. تهدیدهای دیگر آرام آرام جان انسانها را میگیرند و سرعت کرونا را ندارند و به همین دلیل نیز به اندازه این ویروس توجهات را به خود جلب نکردهاند. ما در برابر آنها چه برنامهای داریم؟ بنابراین همانطور که اشاره کردم کرونا برای ما باید آموزههایی جدی هم به همراه داشته باشد.
بر این اساس انسان و جامعه پساکرونایی چه مختصاتی خواهند داشت؟ تحلیل شما چیست؟
برای پاسخ به این سوال من ابتدا باید اسطوره سانتورها یا کنتاروسها را برای شما تعریف کنم. سانتورها نیمی انسان و نیمی اسب بودند. در هنر دورههای گذشته بویژه نقاشیها ما شاهد موجوداتی هستیم که نیمی انسان و نیمی حیوانند. در این دسته از موجودات سانتورها بسیار معروفتر از بقیه هستند چرا که ویژگیهای خاصی داشتند. آنها قابلیت استتارشان بسیار بالا بود و چون قدرت پیشگویی و سحر هم داشتند خود را برتر از انسانها میدانستند.
پس سانتورها دو وجهی هستند: نیمی انسان و نیمی اسب. از این اسطوره من میخواهم به بررسی جامعه فعلیمان بپردازم و ضمن آگاه کردن مخاطب از شرایط موجود یک هشدار نیز بدهم. آیا امروز میتوان از انسان دو وجهی یعنی نیمی انسان و نیمی چیز دیگری (مثلاً شیء) صحبت کرد؟ پاسخ من به این پرسش مثبت است. سانتورها اگر دوجهی بودند، اسطوره و قدرتمند بودند، اما انسان امروز اگر دونیم شود و نیمی از آن انسان و نیمی دیگر چیزی دیگر باشد، ضعیف و در خطر است.
انسان – پروتز یعنی انسانی که یک وجهش انسان است و وجه دیگرش پروتز. این پروتز را من به صورت ماسک میبینم چند سال پیش در همایش نشانه شناسی سبک زندگی این هشدار را دادم و امروز نیز دوباره تکرار میکنم که اگر بشر امروزی نتواند مسائل و مشکلات جامعه خود یا مشکلات سبک زندگیاش را حل کند یا حداقل به سمت بهبود این مشکلات حرکت نکند، تبدیل به انسانی میشود که دگر نیمی از او انسان نیست.
این دو وجهی شدن را من در انسان – پروتز میبینم. انسان – پروتز یعنی انسانی که یک وجهش انسان – یعنی همین موجودی که ما هستیم – است و وجه دیگرش پروتز. این پروتز را من به صورت ماسک میبینم، هرچند که انواع و اقسام دارد. پروتزها وسایل و ابزارهایی هستند که به کمک انسان آمده و بوسیله آنها یکی از روندهای زندگی انسانی بهبود پیدا میکند. به عنوان مثال ما با تلسکوپ و عینک روند دیدن را بهبود میبخشیم و با عصا روند حرکت کردن و راه رفتن را. پروتزها نقشهای دیگری هم دارند که نمیخواهم وارد آنها شوم.
چرا ماسک از دید شما یک پروتز است؟
ماسک هم ابژهای است که انسان امروز مجبور به استفاده از آن است تا خودش را استتار و مخفی کند. امروزه انسان جهان مدرن مجبور است تا در شرایط و موقعیتهای مختلف از ماسک استفاده کند. ماسک وسیلهای است که به ما افزوده میشود و هر وسیلهای که به ما افزوده شود و ما مجبور به استفاده کمکی از آنها شویم، پروتز است.
در جامعه امروز پروتز را ابتدا در شرایط آلودگی هوا تجربه کردیم. هرگاه که در فصل پاییز هوا آلوده شد ما مجبور به استفاده انواع و اقسام ماسک شدیم تا شرایطمان بهبود پیدا کند. امروز که در شرایط کرونا به سر میبریم نیز به پروتز پناه آوردهایم و این پروتزها بجز انواع و اقسام، لایههای متفاوتی هم دارند از پوشش جلوی صورت و عینک گرفته تا حتی لباسهای مخصوص مکانهای میکروبی. این اشیا همه پروتز هستند و ما را استتار میکنند.
چرا پروتز از لحاظ انسانی ما را دو وجهی میکند؟
به این دلیل که نیمی از ما انسان در همان شرایط عادی باقی مانده اما نیمی دیگر پشت یک ابزار یا ماسک که پروتز است، مخفی میشود. در این صورت ما قدرت و امکان ارتباط مستقیم برای بروز وجه کامل انسانیمان را از دست خواهیم داد. پس پروتز امروز دارد بدل به بخشی از زندگی ما میشود و اگر مراقب نباشیم و مواظبت نکنیم تبدیل به انسان – پروتز خواهیم شد و آنگاه است که از دیدن همدیگر محروم میشویم و این یک هشدار جدی و واقعی است.
ما در دورانی نه چندان دور ناچاریم که همواره با پروتز یعنی با این ماسکها زندگی کنیم، چرا که در جهانی زندگی میکنیم که یک روز آنفلوآنزا به ما حملهور میشود، روزی دیگر سارس، یک روز کرونا یا میکروبهای دیگر. همچنین ممکن است در مناطق مختلف جغرافیایی درگیری نظامی شده و آلودگی شیمیایی ایجاد شود. شرایط آب و هوایی و آلودگی زیستی نیز ما را مدام مجبور به استفاده از ماسک کرده و میکند.
پروتز امروز دارد بدل به بخشی از زندگی ما میشود و اگر مراقب نباشیم و مواظبت نکنیم تبدیل به انسان – پروتز خواهیم شد و آنگاه است که از دیدن همدیگر محروم میشویم و این یک هشدار جدی و واقعی است پس در جامعه مدرن همواره در معرض ریسک و خطر قرار داریم و برای محافظت از خود مجبور به استفاده از پروتز هستیم. منتها اگر این تکرار بدل به سبک زندگی شود، یعنی انسان دیگر نتواند پروتز را کنار بگذارد، به دلیل تهدیدهای بسیار رفته رفته مؤلفه انسان – پروتز شکل میگیرد. در این صورت انسانها از دیدن و رؤیت همدیگر محروم خواهند شد. این محرومیت بخشی از تاریخ و فرهنگ ما و همچنین بخشی از حضور اگزیستانسیالیستی و بسیاری از روابط انسانیمان را تحت شعاع قرار میدهد. تولد انسان – پروتز که من آن را به نااسطوره (انسان جامانده از قدرت اسطورهای) تعبیر میکنیم، یعنی نیمی انسان و نیمی پروتز، یک خطر جدی و حتی فاجعه برای بشر آینده است.
به عبارتی مواجهه انسان با «دیگری» با اشکال مواجه میشود. چه باید کرد که این انسان- پروتز شکل نگیرد؟
نجات پیدا کردن از انسان – پروتز رسیدن به مهمترین موهبت الهی، یعنی بهرهمند شدن از حضور، چهره و روی خوش «دیگری» است. اگر انسان نمیخواهد که پشت پروتز استتار شود و چهره «دیگری» را از دست بدهد، راهی به جز بازگشت به اخلاق ندارد. اخلاق در یک کلمه یعنی انسان مسئول که در قبال خود و دیگری مسئول است. بازگشت به اخلاق نیز یعنی تغییر در سبک و ریتم زندگی. یعنی دست برداشتن از حرص و طمع بیش از اندازه. بازگشت به اخلاق یعنی بازگشت به آرامش. غارتها، چپاولها و اختلاسها همه بر اثر خودخواهی و زیاده خواهی شکل گرفتهاند. این دو هم که تهدید جدی برای جوامع هستند، بر اثر از دست رفتن اخلاق شکل گرفتهاند.
بازگشت به اخلاق یعنی چه؟ یعنی آشتی دوباره با تجربههای زندگی، آشتی دوباره با طبیعت و هوای پاک، یعنی ترک مصرف گرایی محض، بازگشت به جامعه مبتنی بر دیالوگ و گفتوگو محوری، پرهیز از انقباض اخلاقی و پرهیز از حذف، پرهیز از انباشت ثروت در چند نقطه و…
بنابراین دوران پساکرونا باید دوران راستیآزمایی باشد. هر آن چیزی را که پیش از دوران کرونا از دست دادهایم، در دوران پساکرونا اگر آن را در دست بگیریم میتوانیم امیدوار به احیایش باشیم. بنابراین پساکرونا دوران احیاست: احیای اخلاق، تعامل، احترام به دیگری، احترام به حقوق دیگری، احترام به اموال عمومی، احترام به منابع طبیعی، احترام به منابع مالی، بازگشت به همزیستی مسالمت آمیز و بازگشت به جامعه گفتوگو محور، بازگشت به دوران صلح و آشتی با خود و آشتی با دیگری بر اساس موازین اخلاقی و بر اساس حس مسئولیت پذیری.
تخریب طبیعت توسط انسان که باعث تغییر اکوسیستمها و گرم شدن زمین شده شاید قدمتی به اندازه یک قرن داشته باشد. وقتی شما توصیه به اخلاق و احیا میکنید، به مولفهای خواهیم رسید که هراسی در دل انسان میاندازد؛ هراس از اینکه علم و تکنولوژی باید به زیست بهتر انسانها در زمین کمک میکرد، اما کرونا به ما ثابت کرد که این روند تاکنون برعکس بوده است. قدم نخست برای این احیا چیست؟
همانطور که گفتم من کرونا را یکسره منفی نمیبینم. کرونا زنگ خطر و هشداری برای انسان است که سالهاست اخلاق را گم کرده. باید اینجا این جمله دکارتی را که «من میاندیشم پس هستم» به این صورت تغییر بدهیم که «من مسئول هستم پس هستم.» تحول این جمله دکارتی باید آموزه امروز ما باشد.
نجات پیدا کردن از انسان – پروتز رسیدن به مهمترین موهبت الهی، یعنی بهرهمند شدن از حضور، چهره و روی خوش «دیگری» است. اگر انسان نمیخواهد که پشت پروتز استتار شود و چهره «دیگری» را از دست بدهد، راهی به جز بازگشت به اخلاق ندارد اگر مسئولیت، اخلاق مسئولانه و مسئولیت پذیری را احیا نکنیم و اگر به بازنگری رابطهمان با دیگری نپردازیم، چیزهایی را از دست خواهیم داد که بر اثر آنها انسان بودن و زیستن روی زمین را برای ما دشوارتر از قبل خواهد کرد. بنابراین دوران پساکرونا باید یک شروع جدید برای ما باشد، درست مانند یک تولد جدید. باید در این دوران آهنگ زندگی را تغییر دهیم و برای این تغییر باید به مولفههایی که برای شما برشمردم، توجه شود.
انسان خردمند و آگاه انسانی است که در هر اتفاقی بجز تحمل آسیبهای آن، درسی برای آینده میآموزد. من در تحلیلم برای اینکه در جهان پساکرونا چه کنیم، میخواهم انسان و نگاه ایدئولوژیک را در برابر نگاه اتیک و مسئولمحور قرار دهم. ایدئولوژی همان ساختارها یا باورهای ثابت انسانهاست که بر بایدها و نبایدها استوار است و بر عمل کردن به این بایدها و نبایدها اصرار و تاکید وجود دارد. در مقابل اتیک یک امر اخلاقی و ارادی است که انسان مسئول تولید میکند. ایدئولوژی انسان مسئول تولید نمیکند. یکسری دستورالعملهایی را بوجود میآورند و میگویند که انسان بر اساس تجویز و قواعد و اصول باید اینگونه باشد و اینگونه عمل کند. به عبارتی انسان ایدئولوژیک یعنی انسان پیرو.
اما انسان اتیک آگاه، مسئول و خردمند است که قدرت و اراده تصمیم گیری دارد. انسان اتیک هم مسئول خودش است و هم مسئول دیگری و هم در مقابل جامعه مسئولیت دارد. اتیک نوعی از اخلاق است که من به آن میگویم اخلاق مرامی و مسلکی. اتیک ارادهای است که بر مبنای مسئولیت در برابر دیگری تعریف میشود. بنابراین اتیک فضیلت است و فلاسفه نیز اتیک را بیشتر تحت عنوان فضیلت به کار بردهاند. نگاه انسان اتیک همواره به دیگری است. انسان اتیک در دیگری همنوعی را میبیند که باید برای خدمت به او همواره به طرزی مسئولانه حاضر باشد. در دوران کرونا داشتن نگاه اتیکی را تمرین کردیم. کرونا به ما یاد داد که از انسان ایدئولوژی یعنی انسانی که فقط مبتنی بر اصول و بایدهاست به انسان اتیک و مسئول بازگردیم و یا اینکه نگاه اتیکی را در کنار نگاه ایدئولوژیک قرار دهیم. به همین دلیل مساجد، تکیهها و مکانهای زیارتی و مقدس هم تعطیل شدند. در اینجا مسئولیت بالاتر از ایدئولوژی ایستاده است. بنابراین پساکرونا باید دورانی باشد که در آن انسان مسئول بتواند بین خدا، دین، جهان و زیستن با شعور و زیستن آگاهانه و طبیعت یک ارتباط صلح آمیز برقرار کند.
اینکه کرونا را یک «رخداد» خواندهاند نیز یک دلیلش همین سخنان شماست. کرونا نشان داد که فقط یک پدیده مربوط به حوزه پزشکی نیست، بلکه به قول شما توانایی این را دارد که یک نظام معرفتشناسی نوینی را جلوی انسان بگذارد!
در دوران کرونا متوجه بسیاری از اشتباهات بشر در جوامع مختلف و به طور کل در طبیعت شدیم. ما آموختیم که زمین و طبیعت را به شدت آلوده کردهایم. آگاه شدیم که گازهای سمی در طبیعت پخش شدهاند. آموختیم که طبیعت از دست ما در انقباض بود و شدیداً تحت فشار. آموختیم که همواره در حال دست درازی به منابع طبیعی بوده و هستیم. آموختیم که اکوسیستم را به خاطر دخالت بسیار اغراق آمیزمان به هم زدهایم. به همه این آموزهها در دوران شیوع کرونا رسیدیم. چرا که در این دوران طبیعت، جنگلها، آبهای طبیعی و آسمانها از چنگ ما رها شدند و به همین دلیل هم آسمان و هم زمین دوباره رنگ خود را پیدا کردند.
انسان اتیک آگاه، مسئول و خردمند است که قدرت و اراده تصمیم گیری دارد. انسان اتیک هم مسئول خودش است و هم مسئول دیگری و هم در مقابل جامعه مسئولیت دارد. اتیک نوعی از اخلاق است که من به آن میگویم اخلاق مرامی و مسلکی در طول دههها به دلیل کنشهای اغراق آمیز و استفاده بسیار انقباضی از منابع طبیعی، آنقدر طبیعت را تحت فشار قرار داده بودیم که مادر هستی لحظهای برای بازسازی خود فرصت نداشت. دخالت بیش از حد ما در اکوسیستم باعث شد تا طبیعت امکان بازسازی خود را پیدا نکند. این در صورتی است که طبیعت باید خود را بازسازی کند و ما این امکان را از او گرفته بودیم. حال که در دوران کرونا به این آموزه بسیار مهم رسیدیم، چرا نباید دوران پساکرونایی دوران تولدی جدید یا رنسانسی دیگر در زندگی بشر باشد؟ شیوع کرونا، دوران بازگشت به آگاهی است. پس از کرونا اگر انسانها بهویژه کسانی که جوامع را هدایت میکنند و مسئولند، هوشمند باشند از این خرد و آگاهی استفاده میکنند.
داخل پرانتز سوالی از شما بپرسم. به نظرتان انسان از چه زمانی مؤلفه «اتیک» را از دست داد؟
انسان از قرن ۱۹ به بعد اتیک را از دست داد. در قرن بیستم این از دست دادن شدیدتر شد و قرن بیست و یکم به وضعیت فاجعهآمیزی رسید. در این قرن انسانی که باید در مقابل همه انسانها و همه جوامع مسئول باشد، لابهلای قدرت ایدئولوژیک یا نگاه ایدئولوژیکی به زندگی و جوامع گم شد. به عبارتی پشت نقاب ایدئولوژی اتیک از بین رفت و انسان اگوئیستِ خودمحور بوجود آمد.
این انسان گمان میکند که همه چیز در اختیار اوست و قدرت کنترل و هدایت همه چیز را در همه موقعیتها دارد. این بدترین نوع تفکر است، چرا که مولد انسان اگوئیست و انسان ضد اتیک است. انسان ضد اتیک نیز معنایی جز انسان ضد یا غیرمسئول ندارد. به همین دلیل است که میگویم اگر هوشمند باشیم باید پساکرونا برای ما دوران بازگشت به اتیک باشد.
ما در کنار ایدئولوژی احتیاج به اتیک داریم و باید آن را در جهان امروز زنده کنیم. به عبارتی ضرورت دارد که انسان مسئول را دوباره زنده کنیم که این به زنده کردن و احیای خرد جمعی نیز میانجامد. به همین دلیل گفتم که زمانه شیوع کرونا دوران بیداری و آگاهی است. بگذارید برای فهم بهتر مطلب از تمثیل بازی فوتبال استفاده کنم. در فوتبال بهترین بازیکن ضرورتاً کسی نیست که خوب میدود، خوب پاس میدهد و خوب دفاع میکند، بلکه بهترین بازیکن کسی است که به فکر لحظه بعد است و دوراندیشی دارد، بنابراین برای «لحظه بعد» به فکر ساختن موقعیت است تا آن موقعیت تبدیل به شرایط ویژهای برای ساختن گل شود. پس بهترین بازیکن، کسی است که موقعیت سازی کرده و شرایط را آماده برای حرکت به آینده میکند.
کرونا باید ما را برای نگرش به آینده و همچنین برای باز شدن پرسپکتیوهای انسانی و برای بازسازی خرد انسانی آماده کند. ما پیش از کرونا خرد جمعی را از دست داده و تبدیل به انسان ماشینیِ مکانیکی و انسان مصرف گرای قدرت محور شده بودیم. بازهم تاکید میکنم که پساکرونا باید برای ما دنیای بازگشت به اخلاق باشد و همینطور دنیای تغییر فرهنگ. در کشورمان پس از انقلاب تاکنون مدام بر ایدئولوژی پافشاری شد و هیچگاه در کنارش اتیک، یعنی مسئولیت بودن هر یک از افراد، نیز به عنوان مولفهای تأثیرگذار قرار نگرفت.
و تغییر و تحول در سبک زندگی نیز اینجا معنا پیدا میکند. پیش از کرونا انسان ایدئولوژیک مغرور این ضرورت را درک نمیکرد، اما کرونا «هرّستی» به دل این انسان مغرور انداخت!
انسان ناچار است که پس از کرونا شیوه زیستناش را تغییر دهد. باید تغییر در سبک و ریتم زندگی را آموخت. تجربه زیسته پیشینی ضرورتاً باید تغییر کند. اگر همچنان خودمحور، خودخواه و دچار حرص باشیم و خود را مرکز جهان بدانیم، یعنی اینکه هیچ درسی از دوران کرونا نگرفتهایم.
تجربه کرونا نشان داد که جوامعی موفقند که امکان انتقال سریع تجربه خودشان را به جهان دیگری داشته و همچنین از امکان استفاده از تجربه دیگری بهرهمندند. بر این اساس دوران شیوع کرونا دوران بازگشت به تجربههای همزیستانه است. «هستایش» انسان مورد سوال و تهدید قرار گرفته است. بازگشت به انسان مسئول و بازگشت به خرد مسئولانه یعنی بازگشت به جامعهای که در آن انسان خردمند نسبت به خود و همه دیگریها مسئول است و تلاش خودش را میگذارد بر ترجمه سپهرهای فرهنگی. دوران پساکرونا به ما یاد میدهد که سپرهای فرهنگی به هم ترجمهپذیرند.
بازگشت به انسان مسئول و بازگشت به خرد مسئولانه یعنی بازگشت به جامعهای که در آن انسان خردمند نسبت به خود و همه دیگریها مسئول است و تلاش خودش را میگذارد بر ترجمه سپهرهای فرهنگی من از این ترجمهپذیری به گفتوگو مداری و دیالوگ یاد میکنم. در این گفتوگو مداری، نظامهای گفتوگویی باز میشوند و به روی هم گشوده هستند. میخواهم اینجا جملهای از مرلوپونتی در تعریف انسان را بیان کنم که «انسان موجودی است که همواره بر جهان گشوده است به همان میزان که جهان بر او گشوده است.» این گشایش انسان بر هستی یا گشایش انسان بر جهان و گشایش جهان بر انسان، چه معنایی میدهد؟ یعنی اینکه انسان همواره آمادگی دارد برای استقبال از آنچه که اخلاقی و مسئولانه است و همواره آن را به شکل ترجمهپذیری به جامعه خود انتقال میدهد، به همان میزان نیز آماده است تا هر آنچه را که دارد و داشته اوست به جامعه دیگری انتقال بدهد یا ترجمهپذیر کند برای جامعه دیگری.
دوران پس از کرونا باید همواره استقبال از ترجمهپذیری در معنای عام و بسیار گسترده آن باشد. جهان تجربهها جهان قابل ترجمه به هم هستند. ترجمهپذیر بودن یعنی برهم گشوده بودن، یعنی امکان انتقال داشتهها از جهانی به جهانی دیگر درون بسترهای فرهنگی. جهان زیسته، جهان قابل ترجمه به جهان زیسته دیگری است و فرهنگ بستری است که انتقال را به امری انسانی و شعورمحور تبدیل میکند. امروز انسان نمیتواند در لایههای بسته خودش باقی بماند و جدا از دیگریها و جدا از دیگر سپهرها همه چیز را داشته باشد. هر چیز که انسانها دارند داشتههای مشترک است. مهم این است که این داشتهها به اشتراک گذاشته شده و با حس مسئولیت پذیری و حس اخلاق و شعور بشری گره بخورند.
پس در مجموع دوران پساکرونایی باید خردمندانه سبب شکلگیری رنسانسی جدید شود که در آن انسان به صلح با طبیعت، با خود و با دیگری برسد. ما در جهان قهر بهسر میبریم. ما فراموش کرده بودیم که انسانیم و انسان یعنی قدرت خرد. ما مغرور و برده ابزار شدیم. با ابزار به جان هستی و طبیعت افتادیم. اینک که کمی آرام گرفتهایم باید به شعور خود رجوع کنیم و از خود دوباره این پرسشهای هستیشناختی را بپرسیم: ما که هستیم؟ برای چه هستیم؟ به دنبال چه هستیم؟ و از این جهان چه توقع و انتظاری داریم؟
به گزارش خبرگزاری مهر، سوسن طاقدیس از چهرههای شاخص ادبیات کودک و نوجوان امروز جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۹ بر اثر عارضه قلبی درگذشت. زندهیاد طاقدیس در سال ۱۳۳۸ در شیراز متولد شد و نویسندگی را با نشریه کیهان بچهها آغاز کرد.
«شما یک دماغ زرد ندیدید؟»، «قدم یازدهم»، «زرافه من آبی است»، «پشت آن دیوار آبی»، «هزار سال نگاه»، «تو هم آن سرخی را میبینی»، «دخترک و فرشتهاش»، «بزغالههای سبز»، «یکی بود» و «جوراب سوراخ» تعدادی از آثار اوست.
طاقدیس به سال ۱۳۸۶ جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و جایزه پروین اعتصامی را به سال ۱۳۸۴ از آن خود کرده بود.
بازگشایی کتابفروشیهای ایران و تعویق در برگزاری جایزه بوکر
خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: گزارش «یکهفته با کتاب» سومین هفته کاری سال ۹۹، مانند هفته پیش دربرگیرنده ۹ خبر گلچین از مهمترین رویدادهای ادبیات و نشر ایران و جهان است. بهاینترتیب گزارش هفتگی آخرین هفته فروردین هم مانند هفته گذشته، ۹ خبر را در خود جا داده؛ با اینتفاوت که گزارش هفته پیش، خبر بینالمللی و خارجی نداشت اما در گزارش اینهفته تعداد خبرهای بینالمللی از خبرهای داخلی بیشتر است.
گزارش اینهفته با خبر آغازبهکار مجدد کتابفروشیها شروع شده و ۲ خبر بعدیاش هم درباره محدودیتهای ناشی از شیوع ویروس کرونا هستند. تنها خبر داخلی اینگزارش که مربوط به کرونا نیست، انتشار فراخوان یک جایزه ادبی است.
هندوستان و تلاش برای رفع تحریمهای ایران، صربستان و کرونا، نمایشگاه کتاب بلونیا، جایزه بوکر و جایزه ادبیات داستانی زنان هم محور موضوعی خبرهای بینالمللی اینگزارش هستند.
در ادامه مشروح گزارش «یکهفته با کتاب» اینهفته را از نظر میگذرانیم؛
آغاز فعالیت مجدد کتابفروشیها در سراسر کشور
پس از نزدیک به دو ماه تعطیلی فعالیتهای فرهنگی صنف کتابفروش از روز شنبه ۳۰ فروردین، تمام کتابفروشان سراسر کشور بهشرط ثبت نام در سامانه مرکز سلامت محیط و کار که توسط وزارت بهداشت و درمان ایجاد شده، فعالیت خود را از سر گرفتند.
برداشتن محدودیت تمدید امانت کتابهای کتابخانه ملی
اینهفته همچنین خبری از کتابخانه ملی منتشر شد که طبق آن، در راستای تصمیمات ستاد ملی مدیریت و مبارزه با کرونا و تداوم طرح فاصلهگذاری اجتماعی تالارهای مطالعه کتابخانه ملی ایران تا اطلاع ثانوی تعطیل است. در همینراستا و برای کاهش مراجعات حضوری، محدودیت تمدید امانت کتاب در کتابخانه ملی ایران برداشته شد.
برپایی پویش کتابخوانی همدلی مومنانه
پس از پویشهای مختلف کتابخوانی که پس از شیوع کرونا شکل گرفتند، اینهفته هم اعلام شد یک پویش دیگر با همکاری سپاه سیدالشهدا (ع) تهران و خانه کتاب برگزار میشود. در اینپویش که پویش همدلی مومنانه نام دارد، ۱۰۰ هزار بسته مواد غذایی در آستانه مباه مبارک رمضان برای خانوادههای آسیبدیده اقتصادی از شرایط شیوع ویروس کرونا در کشور تهیه و ۱۴ هزار عنوانکتاب نیز در پویش کتابخوانی «همدلی مومنانه» توسط سپاه حضرت سیدالشهدا (ع) استان تهران تهیه و بین تمام شهرهای استان تهران توزیع میشود.
انتشار فراخوان ششمین دوره جایزه شعر شاملو
دبیرخانه ششمین دوره جایزه شعر شاملو هم اینهفته با انتشار فراخوانی اعلام کرد علاقهمندان میتوانند حداکثر تا پایان خردادماه در این رقابت شرکت کنند.
تلاش استادان زبان فارسی هند برای رفع تحریمهای ایران
اولین خبر بینالمللی اینگزراش مربوط به خبری است که علیرضا قزوه در مرکز تحقیقات زبان فارسی رایزنی فرهنگی ایران در دهلی نو آن را منتشر کرد. وی در صفحه شخصی اینستاگرام خود، خبر از نگارش نامههایی توسط جمعی از اساتید و نویسندگان شبهقاره هند خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد داد که طی آن، ایناساتید خواهان رفع تحریمهای ظالمانه و ناعادلانه آمریکا علیه ایران شدهاند.
حضور ناشر ایرانی در جمع نامزدهای برترین ناشر کودکونوجوان جهان
دومین خبر بینالمللی گزارش هم باز مربوط به ایران است که طبق آن، بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی، با انتخاب ستاد برگزاری نمایشگاه کتاب بولونیا در جمع نامزدهای انتخاب برترین ناشر کودکونوجوان جهان در سال میلادی گذشته قرار گرفت.
تعویق در برگزاری جایزه بوکر بینالمللی ۲۰۲۰
سازماندهندگان جایزه بوکر بینالمللی اعلام کردند بهدلیل شیوع ویروس کرونا، زمان اعلام نام برنده ایندوره جایزه از ماه می تا اواخر تابستان به تعویق افتاده است.
معرفی فینالیستهای جایزه ادبیات داستانی زنان ۲۰۲۰
اینهفته همچنین ۶ نویسنده برتری که به فهرست نهایی جایزه ادبیات داستانی زنان ۲۰۲۰ راه یافتند، شناخته شدند.
ابتکار دو ناشر بزرگ صربستان برای اوضاع کرونایی
انتشارات «لاگونا» Laguna و «وولکان» Vulkan دو مرکز انتشارات بزرگ در صربستان در زمان وضعیت اضطراری ناشی از ویروس کرونا و با هدف اینکه کتاب میتواند این روزهای دشوار را برای سالمندان با محتویات خوب آسانتر کند، هشتهزارجلد کتاب را در بسته بندیهای متعدد به شهرداری بلگراد به عنوان هدیه برای سالمندان تحویل دادند.
ضرورتهای انتخاب مدیر جدید ارشاد/ مدیر تراز جمهوری اسلامی کجاست؟
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: از سال گذشته (۱۳۹۸) که بحث ادغام سه مؤسسه زیرمجموعه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شکل گرفت، بازار شایعات درباره انتخاب مدیرعامل مؤسسه ادغام شده داغ شد. ظرف یکی دو روز گذشته نیز خبری مبنی بر انتصاب مشاور امور اجرایی معاونت فرهنگی این وزارتخانه به سرپرستی مؤسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران منتشر شد. انتصابی که میتوانست مقدمهای برای مدیرعاملی مؤسسه حاصل از ادغام باشد. هرچند که این خبر توسط معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تکذیب شد، اما سخنی نیز مبنی بر علاقه معاونت به انتخاب آن شخص مذکور به میان آمد. بر این اساس ذکر چند نکته ضروری است:
در بیانیه گام دوم انقلاب بر ضرورت سپردن کار به جوانان تاکید شده است که اگر این اتفاق رخ دهد، قطعاً برکات بسیاری به همراه خواهد داشت. این میان اما باید به تجربیات پیشینی این جوانان نیز توجه کرد و آنان را با معیارهای «مدیر تراز جمهوری اسلامی» سنجید.
مدیر تراز جمهوری اسلامی تعهد و تخصص را با هم دارد و به دلیل همین دو مؤلفه است که با اهل فن مشورت میکند، نقد پذیر است و از گفتوگو با رسانهها درباره عملکرد خود هراسی ندارد. باید بررسی شود که سرپرست معرفی شده برای مؤسسه نمایشگاهها در مسئولیتهای پیشینی خود چه سابقهای را بر جای گذاشته است؟ آیا تاکنون در گفتوگویی چالشی با رسانهها شرکت کرده؟ نظر فعالان دخیل در حوزههای کاری او، درباره عملکردش چه بوده است؟
مؤسسات زیر مجموعه معاونت فرهنگی با بودجه بیتالمال اداره میشوند. خوب است اشخاصی که برای این سمت کاندید میشوند، تواناییهای خود را بسنجد و به این فکر کنند که آیا توانایی پاسخگویی در پیشگاه حضرت باری تعالی را خواهند داشت یا خیر؟ اگر این توانایی را در خود نمیبینند تکلیف شرعی آنها بر نپذیرفتن پست پیشنهادی است، چرا که عملکرد آنها تأثیر مستقیم بر نیروی انسانی این مؤسسات و همچنین همه فعالان صنعت نشر خواهد گذاشت.
نکته دیگری که باید به آن توجه شود عملکرد مالی مدیران پیشنهادی در سمتهای پیشینیشان است. وضعیت اقتصادی کشور به دلیل تحریمهای ظالمانه نظام استکبار جهانی، بهسامان نیست و اصولاً به همین دلیل است که وزارت ارشاد تصمیم به چابک سازی مؤسسات زیرمجموعه خود گرفته است. بنابراین باید مدیری انتخاب شود که برای صرف ریال به ریال بودجه توجیهی منطقی داشته و از هدر رفتن بیتالمال جلوگیری کند. مدیران پیشنهادی برای مؤسسه ادغام شده پیشتر در حوزه مالی چه عملکردی داشتهاند؟
اما مساله مهم دیگری که باید به آن توجه شود این است که تاکنون میان گزینههای جدی مدیرعاملی برای مؤسسه ادغام شده، نام مدیران فعلی این سه مؤسسه مطرح نبوده است. عملکرد این مؤسسات حتی به جلسه رأی اعتماد به وزیر فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز کشیده شد. سوال اینجاست که آیا مدیران این مؤسسات عملکرد ضعیفی داشتهاند؟ اگر پاسخ مثبت است چرا تا به حال تغییر نکردهاند و همچنان معاونت فرهنگی از عملکرد آنها دفاع میکند؟ اگر عملکرد مناسبی داشتهاند چرا نام آنها در میان گزینههای احتمالی برای مدیرعاملی مؤسسه ادغام شده نیست؟
فعالان صنعت نشر را طرف مشورت قرار دهید
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید مروج فرهنگ گفتوگو باشد. شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در توییتهایی بر این وظیفه مهم تاکید کرده است. «گفتوگو» باید در شرایطی برابر و برای حل مشکلات انجام شود. دولتمردان اگر دیگران را طرف گفتوگو و مشورت قرار دهند، امید به آینده را در دل مردم زنده میکنند. در زمینه انتخاب مدیران فرهنگی متأسفانه تاکنون با طرفهای دارای تعامل با مدیران گفتوگو و مشورتی صورت نگرفته است.
سه مؤسسه زیر مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نبض حیاتی صنعت نشر در ایران هستند، سوال اینجاست که برای انتخاب مدیرعامل مؤسسه حاصل از ادغام با اصحاب صنعت نشر، از اهالی قلم گرفته تا کتابفروشان و ناشران، گفتوگویی انجام شده است؟ آیا نیروی انسانی این مؤسسات طرف مشورت قرار گرفتهاند؟ اگر معاونت فرهنگی چنین کاری را انجام داده، ضرورتاً باید مشروح مذاکرات این جلسات مشورتی را منتشر کند.
اگر قرار نیست به نظرهای اهالی این حوزه توجه شود، حداقل به عملکرد مؤسسات معاونت فرهنگی در سالهای اخیر که در رسانههای رسمی کشور و رسانههای خود مؤسسات اعم از سایت و شبکههای اجتماعی و حتی گزارشهای موردی و سالانه از فعالیتها قابل دسترسی است، توجه کنند. توقع این است که در انتصاب مدیرعامل جدید به این اخبار و گزارشها و همچنین عملکرد اشخاص در مسئولیتهای پیشینی توجه شود.
فعالیت در مؤسسه ادغام شده نیازمند ارتباط گسترده شخص مدیرعامل با خارج از مؤسسه است تا بتواند در شرایط کنونی از همه ظرفیتهای حوزه فرهنگ استفاده کند. این مؤسسه به مدیرعاملی نیاز دارد که بیش از آنکه شیفته سفرهای خارجی و فعالیتهای بدون دستاورد باشد، به استانهای کشور و ظرفیتهای نهفته در استانها فکر کنند.
طول این چهار دهه مدیریت فرهنگی کشور همواره استانها و بویژه مناطق محروم را به کناری گذاشته است. این بیاعتنایی حتی به رسانهها نیز کشیده شده و فیالمثل هیچگاه وضعیت ناشران شهرستانی، اهالی قلم در استانهای مختلف، وضعیت کتابفروشان و… انعکاسی در رسانهها نداشته است.
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از بدو حضور خود در این وزارتخانه بارها بر شعار «ایران فقط تهران نیست» تاکید کرده است. با این اوصاف اما صرفاً مدتی است که یکی از مؤسسات زیرمجموعه معاونت فرهنگی توجه جدی استانها و بویژه به به مناطق محروم داشته است.
این روزها صنعت نشر ایران با وضعیت بغرنجی روبهروست. شیوع کرونا نیز بر مشکلات پیشینی این صنعت نحیف علاوه شده است. امروز نگاه اهل فرهنگ به تصمیم وزارت ارشاد است. تا به امروز که تصمیمها و رایزنیها برای انتخاب مدیرعامل مؤسسات ادغام شده چندان خوشایند نبوده و هربار با مطرح شدن نامی جدید و غیر منطقی آن هم از طرف معاونتی که شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشتر مسئولیتش را بر عهده داشته و هم نیروی انسانی و ظرفیت مدیرانش را میداند، تن اصحاب فرهنگ به لرزه میافتد.
ضرورتاً مدیر مؤسسه حاصل از ادغام باید از میان نیروهای معاونت فرهنگی وزارت ارشاد انتخاب شود، اما لزوماً همه نیروهای این معاونت توانایی مدیریت بر این مجموعه را ندارند. باید از میان این نیروها مدیری انتخاب شود که کار نشر را بشناسد، اهمیت نیروی انسانی مؤسسات را بداند، ظرفیتها را بشناسد و منتظر بودجه و امکانات و… برای انجام برنامههایش نماند. مؤسسه حاصل از ادغام، مدیرعاملی میخواهد که رسانهها را دیده بان دانسته و هر زمانی حاضر به پاسخگویی و شفافیت باشد. دولت محترم و شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز بارها بر مساله گفتوگو و نقدپذیری و شفافیت تاکید کردهاند. اکنون کمی بیش از یکسال تا پایان دولت فعلی باقی مانده است و همین مساله انتخاب مدیرعامل برای این مؤسسه را حساستر از قبل کرده است. نکند خدای نکرده مدیرعامل جدید این یکسال بحرانی را فرصت سوزی کند؟ کاش که تصمیم معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فقط برای رفع تکلیف نباشد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در راستای تصمیمات ستاد ملی مدیریت و مبارزه با کرونا و تداوم طرح فاصلهگذاری اجتماعی، تالارهای مطالعه کتابخانه ملی ایران تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
در همین راستا و به منظور کاهش مراجعات حضوری، محدودیت تمدید امانت کتاب در کتابخانه ملی ایران برداشته شد.
پیش از این اعضایی که کتابهای کتابخانه ملی را امانت گرفته بودند، میتوانستند تا دو مرتبه نسبت به تمدید امانت کتاب از طریق پیام نگار(ایمیل) اقدام کنند اما به دلیل جلوگیری از تشدید ویروس کرونا و در راستای تداوم طرح فاصلهگذاری اجتماعی، این محدودیت برداشته شد.
برهمین اساس، اعضای کتابخانه ملی ایران که از تالار عمومی کتابخانه ملی ایران، کتاب به امانت داشتند، تا اطلاع ثانوی میتوانند منابع در اختیار خود را در دفعات مختلف تمدید کنند.
آن دسته از اعضا که به هر دلیل مایل به نگهداری کتاب و منابع امانتی خود نیستند، میتوانند با مراجعه به درب غربی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران این منابع را به حراست این سازمان تحویل داده تا در ادامه طی فرآیندی، کتاب از امانت در اختیار اعضا خارج شود.
اعضای کتابخانه ملی باید برای تمدید به موارد زیر توجه کنند، درخواست تمدید کتاب خود را حداقل ۴۸ ساعت قبل از اتمام مدت امانت به پیام نگار(ایمیل) مزبور ارسال و مشخصات شامل نام و نام خانوادگی، شماره عضویت، عنوان کتاب و شماره بازیابی کتاب (شماره ای که با برچسب روی جلد کتاب است) را در متن درخواست خود ذکر کنند.
سفر به عجیبترین شهر دنیا با رضا امیرخانی؛ امشب در کافهخبر لایو
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، از ساعت ۹ شب دوشنبه اول اردیبهشت ماه میتوانید با سیدعبدالجواد موسوی همراه باشید تا گفتوگویش با رضا امیرخانی را ببینید.
گفتوگویی که به بهانه کتاب جدید نویسنده سرشناس یعنی “نیم دانگ پیونگ یانگ” انجام میشود و البته بحثی که به سمت ناگفتهها از پیونگ یانگ یکی از عجیبترین شهرهای دنیا خواهد رفت و مباحث اجتماعی جذابی را برایمان بازگو خواهد کرد.
شما مخاطبان عزیز میتوانید پرسشهایتان را زیر همین پست از رضا امیرخانی بپرسید.
شناسه صفحه جدید خبرآنلاین در اینستاگرام: khabaronline.sport
هیچ ایرانی به اندازه سعدی در سخنوری موفق نبوده است
به گزارش خبرنگار مهر، اهالی فرهنگ و ادبیات ایران وجهان، سعدی شاعر پرآوازه ایرانی را یکی از شاخصترین چهرههای ادبیات جهان در طول تاریخ خواندهاند. شعر و نثر سعدی زمان و مکان ندارد و همیشه تاریخ میتوان با رویکردها و دستاوردهای جدید علوم انسانی به خوانش او پرداخت.
امروزه که شیوع کرونا جهان را درگیر خود کرده هیچگاه این اندیشه سعدی که «بنی آدم اعضای یک پیکرند» اینگونه اثبات پذیر نبوده است. توگویی که سعدی از دل تاریخ امروز ما را پیشبینی کرد و ما را بدان هشدار داده است. پس بیهوده نیست که سعدی ازجمله نخستین شاعران ایرانی است که آثار او به دیگر زبانهای زنده دنیا ترجمه شد.
قرار است که کتاب «عاشقانههای سعدی با جستاری تازه در عشق» نوشته ابراهیم نجاری و جلیل قیصری در اواسط اردیبهشت توسط انتشارات ناسنگ در دسترس مخاطبان قرار بگیرد. به مناسبت سالروز بزرگداشت سعدی پای صحبتهای یکی از نویسندگان این کتاب نشستیم. نجاری به مهر گفت: این کتاب از دو بخش مقدمه و متن غزلیات سعدی تشکیل شده است. مقدمه این کتاب نیز حاوی دو بخش است. در بخش اول مقدمه مفصل این کتاب، درباره الگوهای عشق و همچنین چهرههای معشوق در ادبیات کهنسال فارسی ونیز ظرافت و زیبایی زبان و ساختار شعر سعدی نوشته شده است.
وی افزود: از دیدگاه شعری در منظومههای ایرانی سه نوع عشق وجود دارد. عشق اول که عشق صوفیانه نامیده میشود عشقی است که زمینه آن را ظهور عرفان در ایران فراهم آورد و با توجه به ترجمه اندیشههای افلاطون وارد شعر و ادب فارسی شد. از شاعران مشهور در این حوزه میتوان مولوی و عطار را مثال زد.
نجاری ادامه داد: عشق دوم، عشق هم جنس خواهانه است. عشقی آلوده به هوس است که با ورود عناصر ترک نژاد به دربار بوجود آمد که پایبند اخلاقیات نبودند و باعث ایجاد فساد اخلاقی شدند. محوریت عشق ورزی آنها به پسران جوان بود. اما سویه دیگر عشق هم جنس خواهانه، اگر چه معشوق مذکر است اما آلوده نیست. این عشق با نظر بازی پیوند دارد؛ از نوع جمال پرستی صوفیانی چون غزالی و شاعرانی مانند فخرالدین ابراهیم عراقی که بر این اعتقادند که زیبایی معشوق ازلی را باید در مظاهر زیبایی او در زمین جست.
این محقق ادبی از غزلیات ارزشمند سعدی گفت: ارزشمندترین و زیباترین غزلیات سعدی غزلیات است که معشوق او چه زن چه مرد در زمین است.، غزلیاتی که فقط عشق را میسراید و لا غیر؛ چون سعدی وظیفههای دیگرش را در آثار متنوعی که به جای گذشته انجام داده است. او در این نوع غزلیات، عشق را با موضوعات دیگر در نمیآمیزد. معشوق او اگرچه خانه آب و گلش را در آسمان سرشتهاند، اما زمینی است. هر چند سرو بالاست و به صحرا میرود اما جلف دریافتنی نیست. اگرچه گاهی مرد است تهمت امردی نمیتوان به اوبست. نگاه سعدی، بین آسمان و زمین در رفت و آمد است. سعدی به تبیین فلسفی این عشق زمینی نمیپردازد و یا چون صوفیان جمال پرست به توجیه آن نمینشیند بلکه به بیان هنرمندانه آن میپردازد. بیانی که اقناع همه آدمها و دورانها را با پیش زمینه ذهنی گوناگون در پی دارد.
نجاری اضافه کرد: سعدی اگر چه تجربه عرفانی ندارد، اما تجربه زیستی عشق ورزی زمینی دارد که بتواند باهنر خود و زبان بی نظیر مخاطبان را در این تجربهها همراه خود کند. اکثر مردم نمیتوانند به تجربههای رویایی و ناب عرفانی دست پیدا کنند، اما نگاه عاشقانه وعشق زمینی را که در فطرت همه انسانهاست، باری تجربه کردهاند. سعدی حالات و اطوار این عشق ورزی را که ابتدا با نظر شروع میشود، به زیبایی هرچه تمام تر میسراید.
این نویسنده سومین نوع عشق را عشق دگرجنس خواهانه نامید و گفت: سومین دسته از عشق، دگرجنس خواهانه است. عشقی که معشوق زن است. شوربختانه این نوع عشق تا نیما نمود عینی ندارد یا کم فروغ است و باعث آن زمینههای فرهنگی است: «چون در اکثر اساطیر جهان زن به گونه پتیاره وگجستگ نمودار شده است.» دلیل دیگر واپس زدن عشق دگرجنس خواهانه، عدم رؤیت زن در اجتماع به دلیل بسیاری از جمله مذهب بود. آمیختن نگاه زن ستیزانه و زمینههای دیگر زن را در پستوی خانه پنهان کرد. در روزگار بحث ما زن به عنوان جنسیتی فرهنگی که حقی چون مردان در عشق ورزی دارد شناخته نشده بود. این عامل و مستور بودن زن باعث شد که معشوق در ادب گذشته چهرهای زنانه نداشته باشد. در جامعه مرد سالار زن هم مرد دیده میشود و در اکثر آثار زن مردی است از جنس زن نه جنسیت زن که یک مقوله فرهنگی است. حتی شاعری چون نظامی هم که به فکر زنانه کردن چهره معشوق است. زنان آثار او مردانی هستند که «کنند از شیر چنگ از پیل دندان».
نجاری درباره عشق در غزلهای سعدی نیز اشاره کرد: سعدی از انواع الگوهای عشق در غزلسرایی بهره میگیرد. اما، همان گونه که گفته شد ارزشمندترین و انسانیترین غزل او همانهایی است که در آنها معشوق زمینی است.
وی در توصیف بخش دوم مقدمه خود در این کتاب گفت: در قسمت دوم ما به راز موفقیت هنری شعر سعدی پرداختهایم و ثابت کردیم که تا به حال هیچ ایرانی به اندازه سعدی در سخنوری موفق نبوده است.
این پژوهشگر و منتقد ادبی آموزههای سعدی را فرا مکانی و فرا زمانی خواند و ادامه داد: انسان امروز از مادیات و دنیای فولاد خسته و آزرده شده است و حتی اخلاق را نیز به یک سو نهاده و فراموشش کرده است. در این صورت او میتواند با پناه بردن به آموزههای سعدی روح خسته خود را از سیطره روزمرگی نجات دهد. از دیدگاه سعدی انسان دارای دو نیمه است. یک نیمه الهی و یک نیمه خاکی. همانگونه نیمه الهی بر گردن انسان حقی دارد، نیمه خاکی نیز حقی بر گردن او دارد. همانطور که به عشق الهی توجه میکنند، عشق زمینی را نیز باید مورد توجه قرار داد.
نجاری در پاسخ به این سوال که سعدی چگونه میتواند پاسخگوی نیاز امروز جامعه باشد توضیح داد: ما باید همواره نگاهمان به گذشته، یک نگاه انتقادی باشد. در حین عاشق گذشته بودن باید منتقد آن نیز بود. جبرگرایی اگر در نظر و نگاه باشد هیچ ایرادی ندارد اما اگر زمانی جامه عمل به خود بپوشاند مشکل ساز میشود. نگاه عاشقانه به فرهنگ، هویت و ادبیات گذشته و ماندن در آن روزگار، مصیبت بار است.
ابراهیم نجاری در پایان اشاره کرد: کتاب دیگری نیز به همراه همکارم جلیل قیصری با عنوان «نیما و شاعران پس از او» را در دست تألیف داریم که امیدوارم آن را نیز به زودی به دست مخاطبان ادبیات برسانیم.
«کتابته» در عرض یکسال ۳۳ دوره کتابخوانی برگزار کرد
به گزارش خبرگزاری مهر، اپلیکیشن «کتابته» با هدف تشویق هموطنان به مطالعه راهاندازی شده و در یک سالی که از شروع کار آن میگذرد موفق به برگزاری ۳۳ دوره مسابقه کتابخوانی، یک دوره مسابقه نویسندگی و اهدا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی شده است.
این اپلیکیشن به منظور بالا بردن سرانه مطالعه کشور با تحقیقات میدانی و شناسایی عواملی که باعث عدم کتابخوانی شهروندان میشود در سیویکم فروردین ماه ۱۳۹۸ راهاندازی شد. کسب جایزه صنایع خلاق در حوزه نشر دیجیتال و برگزیده دومین دوره جایزه ملی آرمان برتر از افتخارات «کتابته» در این یک سال فعالیت بوده است.
«کتابته» با برگزاری ۳۳ دوره مسابقه و معرفی سیوسه کتاب توسط میزبانهای دوره که از هنرمندان کشور بودند موفق به ثبت ۳۰۰ هزار دقیقه مطالعه شده است. در یک سال گذشته ۲۱۲ هزار سوال برای شرکتکنندگان ارسال شد که به بیش از پنجاه درصد آنها پاسخ صحیح داده شد.
با توجه به پایین بودن میزان سرانه کتابخوانی در کشور «کتابته» با تدابیری نظیر برگزاری مسابقه، طرح سوال از محتوای کتاب و اهدا جایزه موفق به جذب ده هزار کاربر شده که میزان مطالعه هر کاربر به طور میانگین ۱۷۵ دقیقه است.
همچنین «کتابته» در ایام خانهنشینی، با هدف انگیزهسازی و رشد کاربرانش در مسیر نویسندگی اقدام به برپایی مسابقهای با عنوان «خودنویس کتابته» کرده است. شرکتکنندگان در این مسابقه در قالب یک متن یا شعر کوتاه درباره یک عکس، موسیقی یا نقاشی مینویسند و متن آنها توسط صاحب اثر، یک کارشناس ادبی و کارشناس برنامه بررسی و برترین آنها در لایو شبانه خوانده و تحلیل میشود. برندههای هر دوره علاوه بر دریافت جوایز، به مرحله بعدی راه پیدا میکنند. به دلیل استقبال بالایی که در دوره اول از این مسابقه به عمل آمد و با اصرار کاربران، دوره دوم خودنویس کتابته از هفته گذشته آغاز به کار کرد.
با مراجعه به web.ketabte.ir میتوانید در مسابقه کتابخوانی که هر هفته برگزار میشود شرکت و برنده جایزه شوید. برای دریافت اطلاعات بیشتر میتوانید عدد ۱ را به سامانه ۳۰۰۰۴۷۴۷۴۷۹۴۰۰ پیامک کنید.