برچسب: فرهنگ>میراث فرهنگی و گردشگری

  • هنوز شیوه نامه برای کشتیرانی نداریم

    هنوز شیوه نامه برای کشتیرانی نداریم

    به گزارش خبرنگار مهر، چهل و چهارمین نشست ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر امروز ۲۷ آذر ماه در سازمان بنادر و دریانوردی با حضور نماینده‌های سازمانهای مختلف عضو این ستاد برگزار شد.

    در این نشست ولی تیموری معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی گفت: به رغم اینکه دریا یکی از مزیت‌های بالای ایران در حوزه گردشگری است اما از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده است. نه صرفاً در گردشگری بلکه در سایر حوزه‌ها هم همین طور است. کشورهای مختلف در تلاش هستند تا به دریا دسترسی داشته باشند ولی ما از این ظرفیت کشورمان استفاده نمی‌کنیم.

    تیموری درباره اینکه یکی از وظایف وزارت میراث فرهنگی توزیع سفرهاست بیان کرد: متأسفانه گردشگران داخلی و خارجی تنها به نقاط خاصی از کشور سفر می‌کنند که بنابر عادت هست و ظرفیت‌های دیگر کشور مانند ورزش‌های زمستانی مغفول مانده است.

    وی ادامه داد: آئین نامه نحوه صدور مجوز و فعالیت در حوزه‌های هواپیمایی و حمل و نقل و جاده‌ای و قطار داریم ولی در حوزه کشتیرانی نکته‌ای قید نشده است. این نشان می‌دهد که این بستر آنقدر بکر مانده که شیوه نامه درستی هم ندارد.

    معاون گردشگری کشور بیان کرد: یک سالی است که بحث گردشگری دریایی و ضرورت پرداختن به آن به عنوان فعالیت فرابخشی را دنبال می‌کنیم ولی نمی‌دانیم تا چه زمانی باید در این کشور جزیره‌ای عمل کنیم و این هم افزایی در بین دستگاه‌ها وجود ندارد. ما می‌گوئیم که باید شورای گردشگری دریایی داشته باشیم ولی دستگاه‌های دیگر مانند وزارت کشور می‌گویند که حوزه دریا و سواحل به وزارتخانه شما مربوط نمی‌شود. ما استقبال می‌کنیم که هر دستگاهی در صنعت گردشگری هم کار کند چون ما نقش هماهنگ کننده را داریم. همه می‌گویند گردشگری دریایی مغفول است و موافق آن هستیم بنابراین باید اقدامی فراتر از امروز جلو ببریم اما با این مقاومت‌ها که دلیلش را نمی‌دانیم مواجه می‌شویم.

    وی گفت: فعالیت‌های ستاد برای نوروز از دی ماه شروع می‌شود و مقدمات سفرهای نوروزی را انجام می‌دهیم درحالی که در طول سال هم به فکر سفرهای مردم هستیم.

  • تمایل قطری‌ها برای پهلوگیری کشتی‌های تفریحی در کیش

    تمایل قطری‌ها برای پهلوگیری کشتی‌های تفریحی در کیش

    به گزارش خبرنگار مهر، چهل و چهارمین نشست ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر امروز ۲۷ آذر ماه در سازمان بنادر و دریانوردی با حضور نمایندگان سازمانهای مختلف عضو این ستاد برگزار شد.

    در این نشست محمد راستاد معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی بیان کرد: هم افزایی بین دستگاه‌ها می‌تواند در طول سال برای ما دستاوردهای زیادی داشته باشد. اگر بتوانیم شرایط را بهبود ببخشیم می‌توانیم امیدوار باشیم که مردم برای بهره گیری از ظرفیت‌های گردشگری دریایی به کشورهای همجوار سفر نکنند.

    وی با بیان اینکه مردم می‌توانند در طول سال از ظرفیت تغییرات آب و هوایی شمال و جنوب کشور در حوزه گردشگری دریایی بهره ببرند، گفت: در این زمینه الگوهای خوبی ایجاد شده است مانند الگوی گردشگری کیش. یکی از بنادر نمونه گردشگری دریایی را در چمخاله استان گیلان در دست ساخت داریم این می‌تواند الگویی در نوار ساحلی کشور باشد.

    راستاد در ادامه بیان کرد: در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ زیر ساخت و امکانات در بنادر قشم، کیش و شهید باهنر و بوشهر برای پذیرش کشتی‌های کروز ۵ ستاره حامل گردشگران آمریکایی، اروپایی، آلمانی و روس، داشتیم امروز هم این ظرفیت وجود دارد و برخی بنادر برای پهلوگیری کروزها آماده پذیرش گردشگران هستند.

    مدیرعامل سازمان بنادر و دریانوردی ادامه داد: تورهای کروز در حال حاضر در خلیج فارس برقرار است ما خیلی تلاش کردیم شرکت‌های وابسته آن‌ها را متقاعد کنیم که قشم و کیش را به برنامه سفر خود اضافه کنند ولی عمده سهامداران این کروزها آمریکایی‌ها هستند ما الان در قشم و کیش محدودیتی نداریم. برای استفاده کروزها از بنادر چابهار نیز با عمان رایزنی شده است و مانع یاز سوی ایران نیست. چون پایانه مناسبی در چابهار داریم که کیفیت آن از فرودگاه چابهار بهتر است. ما حتی حاضریم خدمات رایگان در ارتباط با کروزها ارائه دهیم. فقط بخش خصوصی و شرکت‌های کشتیرانی باید این مسیر را برقرار کنند.

    وی با اشاره به ظرفیت بالای سفرهای دریایی و بی‌توجهی به آن، از حمایت سازمان بنادر و دریانوردی از سرمایه‌گذاران گردشگری خبر داد و گفت: گردشگری دریایی برای کار ظرفیت زیادی دارد، ولی متأسفانه با قایق‌های فایبرگلاس به مسافران دریا خدمات ارائه می‌شود که کیفیت و ایمنی پایینی دارند.

  • چالش های دریانوردی در مواجهه با گردشگران دریا

    چالش های دریانوردی در مواجهه با گردشگران دریا

    به گزارش خبرنگار مهر، چهل و چهارمین نشست ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر امروز ۲۷ آذرماه در سازمان بنادر و دریانوردی با حضور نمایندگان سازمان‌های عضو این ستاد برگزار شد. در این برنامه که میزبان آن سازمان بنادر و دریانوردی بود، اسلامی معاون امور دریایی این سازمان بیان کرد: عملکردی که ارائه خواهم کرد از اول فروردین تا ۲۷ آذر امسال خواهد بود. در تمام پایانه‌های مسافری دریایی در جنوب و شمال کشور تا به امروز ۱۲ میلیون و ۷۳۳ هزار نفر در ۴۵ پایانه و ایستگاه دریایی خدمات سفر گرفته‌اند که با استفاده از زیرساخت‌هایی مانند اسکله‌ها و پایانه‌ها، ۸ بالگرد استیجاری، ۱۹ فروند شناور ناجی، یک فروند هواپیما و تجهیزات بسیار زیاد این خدمات را دریافت کرده‌اند.

    وی افزود: سازمان بنادر در هر سال طرح نوروز را از ابتدای سال به خصوص در ایام پیک اجرا می‌کند و اقدامات آن غیر از تشکیل ستاد، مدیریت تأمین و تجهیز و توجه به بحث ایمنی سفر است.

    معاون امور دریایی گفت: ۱۱۲ فروند شناور در اندازه‌های مختلف با ظرفیت حدود ۱۰ هزار و ۹۴۸ صندلی از طریق وجوه داده شده سازمان در داخل تولید شده است. وظیفه ما این است که تمام شناورهایی که از نظر ایمنی تأیید ندارند را در نظام دریایی شناسایی و کنترل کنیم. حتی ممکن است برخی از آنها از دور خارج شوند.

    اسلامی یادآور شد: اقدامات عملیاتی که براساس پیک سفر ممکن است انجام شوند، بدین شرح است: راه اندازی سیستم‌های بلیت فروشی، سیستم‌های ماهواره مخابراتی برای کنترل مسیرهای تردد ناوگان، تأمین و آماده سازی شناورها، آموزش و ارتقا سطح کیفی ملوانان و راهنماها، توجه به پایانه‌های مسافری در سواحل جنوب و شمال کشور از جمله این اقدامات است.

    در ادامه این برنامه برخی از نمایندگان سازمان‌های عضو این ستاد نظرات خود را اعلام کردند. از جمله حرمت الله رفیعی رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران که در این نشست بیان کرد: بودجه‌ای که به مجلس تقدیم شده همه جامعه را گرفتار می‌کند. پرونده نفت در آن کاملاً بسته شده. تنها صنعتی که می‌تواند راهگشای اقتصاد جامعه باشد، گردشگری است. همه شما که عضو این ستاد هستید یا نباید عضو می شدید یا الان باید کمک کنید تا موانع پیش روی گردشگری حل شود. اکنون یک کشتی خوب و یا پایانه خوب مسافرتی نداریم. مسافر باید از پایانه‌های باربری عبور کند. ۸۰ درصد دریای خزر هم در تسخیر دولتمردان است. تمام سازمان‌ها و دفاتر گوشه‌ای از آن را برداشته‌اند اما در کشورهای دیگری می‌بینیم که دریا در اختیار همه مردم است. اکنون اگر آبراهی هم وجود داشته باشد با آرامش نمی‌توان در آن قدم زد.

    وی افزود: هزینه سفر در ایران گران است. اکنون که ارزش پول ملی ایران افت کرده، ما باید شاهد ورود توریست‌های زیادی به کشور باشیم ولی باز هم می‌بینیم که هزینه هواپیما و سایر خدمات گران است.

    رفیعی در خصوص تورهای ترکیبی با کشورهای دیگر و انعقاد تفاهم نامه‌ای در این زمینه اشاره کرد و گفت: می‌توان از گردشگران کشورهایی مانند ترکیه و آذربایجان استفاده کرد و برای آنان بسته‌های سفر طراحی کنیم که اگر چند روز به آذربایجان می آیند، چند روز هم در ایران سفر کنند.

    در ادامه رجبی به نمایندگی از جامعه راهنمایان ایران اظهار داشت: از نماینده صدا و سیما در این نشست می‌خواهم یک شبکه ملی و توریسم داشته باشیم. گردشگری ترکیه در اختیار بخش خصوصی است. ما باید از آنان یاد بگیریم که چطور گردشگری آنان ارتقا پیدا کرده است.

    در ادامه این برنامه کاپیتان نادر پسنده مدیرکل امور دریایی نیز درباره وضعیت موجود مسافرت‌های دریایی و چالش‌های پیش روی آن سخنرانی کرد و گفت: در سفرهای نوروزی برای بخش دریایی شناور مسافری تفریحی، لندینگ کرافت ها، بارج‌های تفریحی، قایق‌های تشتی، جت اسکی و جت‌های تفریحی داریم که در حوزه جت اسکی، جت تفریحی و قایق تشتی، کشور با مشکل مواجه است. ما اکنون می‌توانیم بگوییم که تا نوروز سال آینده، ۵۸ فروند شناور فعال مسافری داریم که ظرفیت آن حدود ۷ هزار و ۲۰۰ صندلی است. احتمال دارد این آمار تا نوروز ۹۹ کم و زیاد شود. در حوزه لندینگ کرافت ها هم ۶۲ فروند با ظرفیت ۱۰ هزار و ۸۰۰ سرنشین داریم.

    وی افزود: مشکلات ما این است که لندینگ کرافت ها اجازه حمل مسافر را ندارند و تنها برای خودرو تعریف شده‌اند. در حالی که اکنون می‌بینیم از آنها برای حمل مسافر استفاده می‌شود.

    مدیر کل امور دریایی گفت: دستورالعمل شناورهای مسافربری را تهیه کردیم که با چالشهای مختلفی روبرو بود. اگر شناوری با این استانداردها تطبیق کند، خیالمان راحت است. اجرای این طرح باعث شد ۲۰ شناور غیرفعال شوند. این کار فشار زیاد اجتماعی و سیاسی به ما وارد می‌کند.

    پسنده خطاب به معاون گردشگری گفت: ما نمی‌دانیم وظیفه شما در حوزه گردشگری دریایی چیست. ما جلساتی را با دریابانی داشتیم و آنها می‌گفتند تخلف از ساحل به دریا انجام می‌شود. اگر این تخلفات در ساحل کنترل شود، دریا پاک خواهد بود. به عنوان مثال اگر قایق همراه با سرنشینانش جلیقه نجات داشته باشد دیگر وقتی به دریا رسید لازم نیست که با آن برخوردی شود.

    پسنده همچنین مشکل دیگر را در حوزه راهیان نور دانست و گفت: شناورهایی برای تورهای راهیان نور در نظر گرفته شده که جمعیت زیادی سوار آن می‌شوند. اگر اتفاقی برای آنان بیفتد شما بگویید چطور این حجم از افراد را از آبراهه‌های اروند رود نجات دهیم؟ تنها کمکی که می‌توانستیم بکنیم اهدای جلیقه نجات به آنها بوده است. وجود تورهای راهیان نور اقدام خوبی است ولی باید ساماندهی شود.

    در پایان این برنامه کاپیتان پسنده معاون امور دریایی گفت: من دلشوره نوروز که هیچ دلشوره تعطیلات بهمن و اسفند را دارم نتیجه این جلسه چیست؟ من از معاون گردشگری می‌خواهم تا حداقل درباره کلوپ های گردشگری برنامه‌ای داشته باشد. مجوز اینها را چه ارگانی باید بدهد. در این خصوص ولی تیموری معاون گردشگری لفظی با این موضوع موافقت کرد و دستور تشکیل کارگروهی را در حوزه گردشگری دریایی داد.

  • مرگ در باغ موزه قصر

    مرگ در باغ موزه قصر

    به گزارش خبرگزاری مهر، در این نشست سیداحمد محیط طباطبایی (رئیس کمیته ملی موزه های ایران موسوم به ایکوم)، محمدرضا اصلانی (پژوهشگر و مستندساز)، اردشیر صالح پور (پژوهشگر) و علیرضا حسن زاده (رئیس پژوهشکده مردمشناسی) سخنرانی خواهند کرد. دبیر این جلسه نیز مرجان حاجی رحیمی، سردبیر ماهنامه مهرپارسه است.

    عصرهای مهرپارسه عنوان سلسله نشست هایی است که با موضوع بررسی پرونده های ماهنامه ایرانشناسی «مهرپارسه» هر ماه در باغ موزه  قصر برگزار می شود.

    عنوان جدیدترین پرونده این ماهنامه «مرگ» است و سخنرانی های نشست عصرهای مهرپارسه، درباره گورستانهای تاریخی، مرگ در نگاه مردم شناسی و سینما و شیرهای سنگی بختیاری خواهد بود.
    دومین نشست عصرهای مهرپارسه ساعت ۱۷ تا ۱۹ روز دوم دی در تماشاخانه مارکوف باغ موزه قصر برگزار می شود.

  • چند نکته درباره منظر فرهنگی اورامان و مرمت تخت جمشید

    چند نکته درباره منظر فرهنگی اورامان و مرمت تخت جمشید

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست دستاوردهای پژوهشی پایگاه های جهانی و ملی کشور به مناسبت هفته ملی پژوهش و فناوری در روز ۲۶ آذرماه در سالن آمفی تئاتر وزارت میراث فرهنگی برگزار شد. در این نشست تخصصی بخشی از دستاوردهای پایگاه ها مانند پژوهش های باستان شناسی منظر فرهنگی اورامان، پژوهش های نوین حفاظت از مجموعه میراث جهانی تخت جمشید با مشارکت مرمت گران بدون مرز ایتالیا، پژوهش درباره الگوی حفاظت شهری از بافت قدیم شارستان میبد و تجربه حفاظت از گنبد مسجد امام (ره) و گنبد مسجد شیخ لطف الله در نقش جهان اصفهان ارائه شد.

    در این نشست که به همکاری پژوهشی، آموزشی و فنی مشترک در زمینه حفاظت و مرمت هیات ایران و ایتالیا پرداخته شد، حمید فدایی مدیر پایگاه میراث جهانی تخت جمشید گفت: رویکرد ما در مرمت عوض شده بود و سیاست این بود که از مرمت سنگین فاصله بگیریم و به حفاظت روی بیاوریم. نقطه اوج فعالیت هایی از این دست کاری است که در یک سال گذشته با همکاری مرمت گران بدون مرز ایتالیایی انجام شد.

    هدف هم آموزش و پژوهش بوده است و ماحصل آن فعالیتی است که در دو نقطه از تخت جمشید آغاز شد در دروازه شرقی کاخ شورا و دیواره جنوبی تچر. اعتبار این کار از طریق موسسه ایتالیایی و توسط بنیاد اعتباری سوئیس تامین شد.  

    وی  همچنین درباره مطالعاتی که درباره گلسنگ ها و کنترل آن انجام گرفته بیان کرد: شناخت درباره این گلسنگ ها انجام شده بود و برای کنترل آن به نتایج خوبی رسیدیم که در آینده چاپ می شود. در پاکسازی به این نتیجه رسیدیم که برخی از رسوبات نیازمند حذف هستند. همچنین این امکان فراهم شد تا از لیزر برای شناختن لایه های زیرین که با روش دستی قابل پاک شدن نبود، استفاده شود. زیر برخی از لایه ها رنگ بود و بر اثر شوک انبساطی نسبت به سنگ دچار آسیب می شدند و رنگ را از خودشان جدا می کردند.

    فدایی در سخنرانی خود بر این موضوع تاکید داشت که  نمی توان با همه گلسنگ ها یکسان برخورد کرد همچنین توضیحاتی را درباره مرمت سنگ های تخت جمشید داد .

    در مستندی که با این منظور پخش شد نیز درباره نحوه فعالیت و مرمت سنگ ها توسط مرمت گران بدون مرز توضیحاتی داده شد. در این مستند مخاطب با انواع روش های مرمتی به کار گرفته شده در تخت جمشید آشنا می شد. از دستمال کاغذی آغشته به بی کربنات آمونیوم تا تزریق زیر سنگ ها.

    سپس طالب نیا مدیر پایگاه میراث فرهنگی روستای اورامانات گفت: پژوهش های مختلفی در دو سال گذشته در پایگاه اورامان انجام شده است ۲۴ پژوهش از جمله در حوزه مردم شناسی معماری و …  .

    وی افزود: زمانی که صحبت از منظر فرهنگی اورامانات می شود بیشتر ذهنیت ها به سمت بافت روستایی می رود ولی حالا می خواهیم از منظر باستانی آن را معرفی کنیم. در این منظر ۶ دهانه پایه پل داریم و آثاری که پیرامون روستا شکل گرفته اند.  موقعیت قرارگیری جغرافیایی روستای اورامانات مهم است چون بین شمال بین النهرین زاگرس شمال و زاگرس مرکزی و فلات مرکزی قرار دارد.  در اورامان از دوره غارنشینی تا یکجانشینی می توان آثاری را دید. هنوز هم برخی از راههای باستانی وجود دارد که مردم از آنها استفاده می کنند و می تواند در بحث مردم شناسی مهم باشد.

    وی گفت: تعداد آثار شناسایی شده را از ۱۴۸ اثر به ۲۵۵ اثر رسانده ایم که البته ۹۵ اثر فاقد مدارک هستند. براساس گاهنگاری نیز در منطقه ۱۳ محوطه پارینه سنگی، ده محوطه نوسنگی، ۲۳ محوطه مس و سنگ و ۴۷ محوطه با دوره مفرغ و ۴۸ محوطه دوره آهن و ۱۱۴ محوطه تاریخی و ۲۰۸ محوطه اسلامی شناسایی شده است. متاسفانه از این محوطه هایی شناسایی شده تنها ۱۲ محوطه ثبت شده و یکی از آ نها تعیین عرصه و حریم نشده اند. 

  • توضیحاتی درباره دورنگ شدن گنبدشیخ لطف‌الله

    توضیحاتی درباره دورنگ شدن گنبدشیخ لطف‌الله

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست دستاوردهای پژوهشی پایگاه های جهانی و ملی کشور به مناسبت هفته ملی پژوهش و فناوری در روز ۲۶ آذرماه در سالن آمفی تئاتر وزارت میراث فرهنگی برگزار شد. در این نشست تخصصی بخشی از دستاوردهای پایگاه ها مانند پژوهش های باستان شناسی منظر فرهنگی اورامان، پژوهش های نوین حفاظت از مجموعه میراث جهانی تخت جمشید با مشارکت مرمت گران بدون مرز ایتالیا، پژوهش درباره الگوی حفاظت شهری از بافت قدیم شارستان میبد و تجربه حفاظت از گنبد مسجد امام (ره) و گنبد مسجد شیخ لطف الله در نقش جهان اصفهان ارائه شد.

    در این نشست فریبا خطابخش مدیر پایگاه میراث جهانی میدان نقش جهان بیان کرد: از مهمترین آسیب های کاشی کاری مسجد لطف الله می توان عوامل جوی، نفوذ آب باران های فصلی، رطوبت نزولی و تغییرات دما در فصول مختلف سال در گذر زمان را برشمرد که باعث فرسایش شدید زیرسازی گنبد، عدم چسبندگی ملات، شسته شدن برکشی کاشیکاری  و در نهایت طبله شدن و نشست های موضعی و ایجاد ناهمواری در سطح گنبد شده است.

    خطابخش افزود: اهم آسیب های وارده از این قرار است: از بین رفتن کامل ملات بین تزئینات کاشی کاری های معرق و تزئینات آجری زمینه و حرکت آنها به سمت پائین و چین خوردگی در بیشتر قسمت ها، فرسودگی زیرسازی و فرسایش کامل ملات پائین کاشی ها و جدا شدن تزئینات کاشی معرق و تزئینات آجر معرق زمینه از بستر، تخریب لعاب برخی از تزئینات کاشی معرق در اثر یخ زدگی و عوامل بیولوژیکی، فرسودگی کامل چوب های چنار مشته گنبد، فرسودگی کامل بندهای تزئینات آجر کاری زیرین گنبد، ایجاد نشست و موج در سطوح گنبد و طبله شدن قسمت هایی از سطح لعاب کاشی ها.

    خطابخش اظهار داشت: با عنایت به آسیب ها و فرسایش شدید تزئینات کاشی کاری و ریزش در برخی نواحی، کارشناسان و همکاران متخصص مرمت پایگاه میراث جهانی میدان نقش جهان و اداره کل استان پس از بازدید میدانی و بررسی فنی موضوع در کمیته فنی تزئینات تصمیم به مرمت کاشی کاری گنبد کردند. از این رو با توجه به تأمین و تخصیص اعتبارات این پروژه و با زمان بندی مناسب، با آغاز عملیات اجرایی به صورت مرحله ای موافقت شد. پس از طی تشریفات قانونی انتخاب پیمانکار و انعقاد قرارداد موضوع پیمان عملیات اجرایی مرمت کاشی کاری گنبد از اواسط تیر سال جاری آغاز شد. در گام نخست طرح کاشی ها به صورت دستی، گرته برداری و شماره گذاری و جمع آوری شده و همزمان به روش علمی روز (اسکن لیزر) و روش سنتی قوس گنبد مستند نگاری شد. در حقیقت این اقدام مهمترین بخش عملیات مستند سازی و مستند نگاری مرمت کاشی گنبد محسوب می شود.

    وی یادآور شد: تغییر رنگ کاشی های مرمت شده که روشن تر به نظر می رسد با بخش های مرمت نشده که تیره تر هستند به چند عامل بستگی دارد. یکی اینکه به دلیل خالی شدن بند کاشی ها (آب شستگی) در فصول بارندگی، آب به داخل خاک و نخاله زیر کاشی ها نفوذ کرده و ضمن نفوذ گل به داخل آجرهای کرم رنگ از لحاظ بصری باعث اختلاف رنگ آجرهای کرم می شود. که در واقع می توان آن را عامل اصلی این تفاوت رنگ دانست. در حالی که بخش بندکشی شده مانع نفوذ رطوبت به زیر کاشی ها می شود. دوم پاکسازی دوده و شستشوی کاشیهای بخش مرمت شده است که از دیگر عوامل اختلاف رنگ بخش مرمت شده با بخش های دیگر است. ریختن دوغاب نهایی گچ روی کاشی ها عامل دیگر تفاوت رنگ است که البته تأثیر زیادی بر سفید شدن کاشی ها نداشته زیرا به مرور زمان گچ ها شسته شده و کاشی به شرایط اولیه خود بازگشته است.

    خطابخش گفت: با توجه به واچیدن، تمیزکاری، مرمت و دوباره چیدن کاشی های تَرک اشاره شده در سطح گنبد، اختلاف رنگ سطح مرمت شده با سایر سطوح گنبد که در گام بعدی مرمت خواهند شد، مسئله واضح و بدیهی است که انتظار می رود با مرمت سایر ترک های گنبد، کلیت آن همسان سازی شود.

    وی افزود: پس از چیدن کاشی ها، روی قالب به صورت وارونه و ریختن دوغاب گچ و خاک، کاشی های معرق از قالب جدا شده و روی گنبد به صورت قطعات جداگانه نصب می شود. به دلیل آسیب شدید کاشی های ترک های طرفین (بخش های مرمت نشده) همسان نبودن بخش مرمت شده با بخش های جانبی مرمت نشده امری طبیعی است و با سایر بخش ها و ترک های گنبد همسان سازی کلیت کاشی کاری محقق می شود. در این مرحله دو نیم ترک از شانزده نیم ترک گنبد مرمت شده است. مرمت ۱۴ نیم ترک در دستور کار قرار گرفته است. نصب داربست فاز دوم عملیات مرمت کاشی کاری گنبد در حال اقدام است. به دلیل کمبود اعتبارات برای انعقادقرارداد ادامه کار و تعجیل پیمانکار و تیم اجرایی در جمع آوری زود هنگام داربست و کارگاه اجرایی و در معرض دید قرار دادن گنبد در حال مرمت، متأسفانه سوء برداشت و شائبه دو رنگ شدن گنبد در نگاه ناظران آن ایجاد کرده است.

    وی افزود: از سال ۱۳۱۵ تا الان پاکسازی گنبد نشده است. باران های اسیدی و گرد و غبار روی سطح کاشی ها نفوذ کرده بودند. قطعا اگر چندین سال این پاکسازی ها انجام نشود، یک وجب خاک  و گل روی کار وجود دارد. پس آجرها به تمیز شدن نیاز داشتند. 

    وی همچنین درباره اینکه گفته شده بود از گچ مشابه سیمان استفاده شده، بیان کرد: ما گچی مشابه سیمان نداریم. ما از استاد کاری استفاده کردیم که از گچی استفاده کرده که محکم بوده و خطی روی آن به وجود نمی آمده است.  ما اکنون باید دغدغه بخش های مرمت نشده را داشته باشیم.

  • ماجرای فروش جرثقیل پایگاه میراث فرهنگی کنگاور چه بود؟

    ماجرای فروش جرثقیل پایگاه میراث فرهنگی کنگاور چه بود؟

    به گزارش خبرنگار مهر، کارکنان پایگاههای ملی و جهانی میراث فرهنگی در ایران معمولا دیر حقوق می گیرند. آنها با اینکه در بیابان ها و یا مناطقی کار می کنند که دسترسی برخی از آنها به شهر و یا امکانات کمتر است اما باز هم نه تنها سختی کار نمی گیرند بلکه حقوق شان معمولا هر چند ماه یک بار پرداخت می شود. یگان حفاظت پایگاههای میراث فرهنگی هم جزو این دسته از افراد هستند. در این میان برخی از کارکنان پایگاهها هر از چند وقتی لب به اعتراض باز می کنند و یا دست از کار می کشند تا بتوانند به حق و حقوق شان برسند. نمونه آن ارگ بم است که چند بار تا کنون دست به اعتراض زده اند. از آن طرف وزارت میراث فرهنگی نیز به سازمان برنامه و بودجه فشار اعلام می کند که سریعتر حقوق این افراد داده شود. گاهی زود گاهی دیر پرداخت می شود.

    اخیرا وقتی مسئولان میراث فرهنگی به پایگاه گنگاور در استان کرمانشاه رفته بودند؛ یکی از این افراد درباره حقوق معوقه شان سخن گفت. در میان حرف و حدیث ها درباره مزایای عقب مانده و اینکه پایگاهها بودجه خوبی برای انجام فعالیت هایشان و پرداخت حقوق کارکنان ندارند، صحبتی مطرح شد با این مضمون که جرثقیل پایگاه برای تامین مخارج فروخته شده است.

    صحبت ها پیرامون فروختن این جرثقیل طور دیگری بین تهرانی ها نقل شد و همگی گمان کردند این اتفاق به تازگی رخ داده درحالی که مرتضی گراوند مدیر پایگاه میراث فرهنگی کنگاور این طور به خبرنگار مهر توضیح داد: این موضوع در زمان مدیریت من نبوده است بلکه در دو یا سه سال گذشته تصمیمی گرفته شد مبنی بر اینکه جرثقیل به مزایده گذاشته شود تشخیص داده شده بود این وسیله که در سال ۴۸ خریده شده، به کار نمی آید  و دیگر کارکرد خود را از دست داده است. به همین دلیل در مزایده ای به فروش رفت. اما درباره اینکه هزینه آن صرف حقوق کارکنان شده و یا پایگاه اطلاعی ندارم.

    وی همچنین درباره پرداخت حقوق معوقه کارکنان پایگاه کنگاور یا همان معبد آناهیتا نیز گفت: ما هم از این مشکلات داریم ولی توانسته ایم که حقوق این کارکنان را تا الان بپرداریم. هر چند که تعداد نیروهای ما کم هست.  بیشتر نیروهای پایگاهها کارگر هستند برخی اوقات پرداخت حقوق آنها دو تا سه ماه طول می کشد.

    گراوند گفت: این مجموعه بنایی است که از بلوک های سنگی ساخته شده و به تجهیزات خاصی نیازمند است بنابراین به وجود یک جرثقیل نیاز داشته است. ولی با یک وقفه ۱۵ ساله در فعالیت های این پایگاه مواجه شده بودیم. حالا اعتباری نزدیک به ۷۰۰ میلیون تومان نیاز داریم تا بتوانیم برنامه ها را پیش ببریم.

  • یک دامداری در ارس به اکوموزه تبدیل شد

    یک دامداری در ارس به اکوموزه تبدیل شد

    به گزارش خبرنگار مهر، یک روستایی دیگر در کشورمان کاری کرد که روستاییان مهاجرت کرده دوباره به محل زندگی شان برگردند. این بار در فاصله ۱۸ کیلومتری غرب جلفا در استان آذربایجان شرقی و توسط فردی به نام اسکندر ابدالی یکی از  اهالی روستای گلفرج که علاقه زیادی به محیط زیست و کوهنوردی داشته و دارد. او سال ۹۱ یک دامداری را که در اختیار آموزش و پرورش بود و قبل از دامداری  ، مدرسه بوده را اجاره کرد. همه اول می گفتند که او هدف بیهوده ای دارد. حتی آموزش و پرورش به او گفت که اجاره زیادی نمی خواهد برود و ببیند چه کار می تواند با این دامداری کند. اصلا به او پیشنهاد کردند که همان کاربری دامداری را ادامه دهد. ولی او در نظر داشت تا اینجا را به موزه تبدیل کند.

    در و دیوارها و زمین های دامداری را تمیز کرد و هر آنچه که در طول سالها جمع آوری کرده بود را در ویترین چید. اسکندر ۷۰ یا ۸۰ فسیل  داشت که مدتها پیش از طبیعت وقتی به کوهنوردی میرفت جمع کرده بود او از مردم روستا اشیای قدیمی که با آن کار می کردند را هم گرفت و در یکی از سالن های مدرسه و روی در و دیوار اسناد قدیمی روستا را چسباند. گلیم های ۱۵۰ ساله روستا را به دیوار چسباند. اتاق زیبایی شد. خودش اولین بازدید کننده بود. وقتی از این آثار که حالا جایگاه داشتند، دیدن کرد؛ خوشش آمد. انگیزه اش برای ادامه کار بیشتر شد.

    ولی مردمی که هنوز در روستا مانده بودند باز هم او را نهی می کردند و می گفتند که بیهوده زحمت می کشد این روستا نه برقی دارد و نه گازی نه آب شربی و نه جاده آسفالتی. چطور کسی حاضر می شود اینجا بیاید اینها را ببیند.

      سال ۹۴ عرب داغی رئیس وقت منطقه آزاد ارس به دیدنش در روستا رفت. او هم از اینکه در این روستا یک نفر سعی کرده موزه ای ایجاد کند، راضی بود ولی پیشنهاد کرد که این آثار را به جلفا انتقال دهد چون آنجا حتما بازدیدکننده بیشتری خواهد داشت. ابدالی گفت که می دانم این اتفاق می افتد ولی می خواهم این موزه در روستای محل زندگی خودم باشد. عرب داغی هم از او حمایت کرد و گفت که ۲۰ میلیون تومان به او برای تکمیل موزه اش تخصیص داده شود. وقتی ابدالی گفت که جاده آسفالت کار او را سریع پیش می برد این کار هم برای روستا انجام شد. از آن موقع بود که دیگر کارها برای تبدیل این دامداری به اکوموزه سرعت گرفت. فسیل ها توسط چند کارشناس زمین شناسی مورد بررسی قرار گرفتند و شناسنامه دار شدند. تعدادی از حیوانات تاکسیدرمی شده نیز در این موزه قرار گرفتند. وسایل مردم شناسی و هر انچه که مربوط به مردم روستا می شد، جمع آوری و در بخش های مختلف مدرسه ای که به دامداری تبدیل شده بود جای گرفت تا بیشتر رنگ و بوی موزه به خود بگیرد.

    این روستا از نظر تقسیمات کشوری در بخش استان آذربایجان شرقی قرار دارد و از نظر زیست محیطی به استان اذربایجان غربی مربوط می شود. معمولا روستایی ها با نیروهای محیط بانی مشکل دارند ولی این روستایی از این موضوع استفاده کرد چون می دانست که اگر جزو منطقه حفاظت شده مراکان باشد می تواند از امتیازات آن استفاده کند چون مراکان یکی از اولین و بزرگترین مناطق حفاظت شده محیط زیست با ۱۱۰ هزار هکتار است که از سال ۴۶ به عنوان منطقه حفاظت شده شناخته شده است. یکی از این فواید آن بود که می تواند در آینده ای نزدیک نمایشگاه تاکسیدرمی از حیوانات این منطقه را برگزار کند.

    منطقه گلفرج را بیشتر، زمین شناسان می دانند چجور جایی است و ۲۰۰ میلیون سال قبل چه اتفاقاتی از سر آن گذشته و چه دوره های تاریخی را به خود دیده و از روی چه چیزهایی می توان فهمید که تا ۲۰ میلیون سال قبل اینجا هنوز دریا بوده است.

    غیر از آن این منطقه از نظر باستانی هم دارای ارزش است و آثار به جا مانده اش از سکونت ۴ هزار سال قبل انسان در این محدوده خبر می دهد. اسکندر ابدالی سعی کرده بخشی از تاریخ این منطقه را به مردم روستا و بازدیدکنندگان از موزه اش معرفی کند.

    او قوچ های سنگی را هم در حیاط و در سالن موزه اش گذاشته مردم روستا می دانند که این قوچ ها چه مفهومی دارد. این قوچ های سنگی مانند شیرهای سنگی منطقه زاگرس نشین ایران نقش سنگ قبر بزرگان ایل و سمبل قدرت را داشته اند. آنها که مهارتی در شمشیرزنی و یا تیراندازی و … داشتند و از بزرگان هم بودند یک قوچ سنگی با نقش مهارتشان روی بدن قوچ و سن شان که با چرخش شاخ قوچ مشخص شده برای او می ساختند و سر قبرش می گذاشتند. یک زمانی برخی از افراد ناآگاه تصور کردند که درون این قوچ ها ممکن است طلا باشد به همین دلیل تعداد زیادی از این قوچ ها را شکستند و چیزی جز خاک و سنگ پیدا نکردند. ولی ابدالی چندتایی که سالم و یا شکسته بود را پیدا کرد و به اینجا آورد.

    حالا ابدالی در کنار اکوموزه یک اقامتگاه بوم گردی هم به تازگی راه انداخته تا وقتی بازدیدکنندگان از موزه اش دیدن می کنند و برای آنها چای آتشی در حیاط می گذارد و از آنها در آلاچیق هایی که در حیاط درست کرده پذیرایی می کند، بتوانند در این اقامتگاه نیز استراحتی کنند. او سه اتاق را با شبی ۲۰۰ هزار تومان با خدماتی مانند صبحانه در اختیار گردشگران قرار می دهد. بعضی اوقات که اینجا جشنواره ای و یا نمایشگاهی برپا می شود، موزه گلفرج هم شلوغ می شود و زنان روستا می آیند اینجا تا غذای محلی درست کنند.

    حالا مردم روستا برگشته اند و آب و برق و گاز و جاده هم شرایط زندگی آنها را در روستا بهتر کرده است. آنها می بینند که گردشگران از اواخر اسفند تا پاییز به روستایشان رفت و آمد می کنند.  تعداد این بازدیدکنندگان در نوروز به ده هزار نفر هم می رسد. آخر هفته ها که حتما تعداد بازدیدکنندگان بیشتر می شود. هر چقدر نمایشگاه و جشنواره اینجا برگزار می کنند، تعداد افرادی که با این روستا آشنا می شوند هم بیشتر می شود. حالا دیگر این موزه نام اکوموزه گلفرج را گرفته است و یکی از همیاران ژئوپارک ارس به حساب می آید ژئوپارکی که به اینجا می تواند هویت جهانی شدن هم بدهد. چون ژئوسایت پرموتریاس با خاک های سرخ رنگش و ۲۵۰ سال سن در نزدیکی اینجا قرار دارد.

    حالا روستای گلفرج نه تنها یک اکوموزه دارد و تورهای طبیعتگردی برای آن اجرا می شود بلکه به عنوان الگوی توسعه روستا و مهاجرت معکوس هم معرفی شده است. ضمن اینکه مردم روستا هم حالا حافظ محیط زیست هستند و با آمدن گردشگران از طریق فروش محصولات و تولیدات خود درآمدزایی می کنند.

  • آشنایی با فرهنگ مردم Ga-Dangme/تجارت در اینجا فقط در دست زنان است

    آشنایی با فرهنگ مردم Ga-Dangme/تجارت در اینجا فقط در دست زنان است

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ:

    «گا- دانگمه» یک گروه قومی در غنا و توگو است. افراد «گا» و «دانگبه» به لحاظ قوم شناسی به ترتیب به عنوان بخشی از گروه «گا- دانگمه» طبقه بندی می شوند. «گا- دانگمه»ها یک گروه قومی هستند که در درجه اول در منطقه آکرای بزرگ در غنا زندگی می کنند. نام قومی و نژادی آنها مانند لارتی، نورتی، آریایی، پوکو، لمپتی، تیتا، آنکرا، تتیفیو، لاریا، آیتی، اوکین، بورتی، کوایه، کواینور، آشانگ و کوتی از کلمه «گا» استفاده می‌شود.

    تاریخچه اقوام گا – دانگمه

    آنها قبل از ورود به مقصد نهایی خود یعنی آکرای بزرگ، با سرپرستی و رهبری پادشاه بزرگ خود، آی کوشی کینگ از مناطق شرقی خارج و در نهایت به آکرا رسیده و در همین منطقه اسکان گزیدند. اعتقاد بر این است که آنها سفر خود را از مناطق امپراتوری بنین در نیجریه مدرن آغاز کردند. از سوی مردم «گا» به این رهبر بزرگ عنوان موسی قوم «گا دانگمه» لقب داده شد که توانست با ارائه ۷ فرمان «پوریتان» به قوم خود، اساس و فلسفه دولتی مقتدر، مبتنی بر روابطی دوستانه و احترام متقابل برای همگان به نام آکرای بزرگ و پایتخت ساحل طلا، را در سال ۱۸۷۷ بنیان گذارد.

    مردمان «گا» ۶ شهر مستقل به نام‌های آکرا (گا ماشی)، اوسو ، لابادی، تشی، نانگوا و تما را ایجاد کردند. (این مناطق هم اکنون نیز به همین نام‌ها در شهر آکرا موجود هستند.) هر یک از این مناطق «تخت» (۱) و نظام ریاستی خود را داراست که به عنوان مرکز اصلی برگزاری مراسم آیینی و جادوگری است. آکرا برجسته‌ترین شهر، قلب تپنده و پایتخت کنونی غنا است. پیشه مردمان «گا» در اصل کشاورزی است، اما امروزه به ماهیگیری و تجارت کالاهای وارداتی نیز اشتغال دارند.

    تجارت به طور کلی به دست زنان انجام می‌شود و مردان هیچ کنترلی بر روی پول و درآمد همسران خود ندارند. جانشینی نیز عمدتاً توسط زنان انجام می‌شود و وراثت دارایی‌های آنها از طریق مادر تباری است. وراثت دیگر اموال نیز از طریق پدر به فرزندان ذکور صورت می‌گیرد. در این فرهنگ مردان با یکدیگر زندگی می‌کنند، این در حالی است که زنان حتی پس از ازدواج به همراه مادران و فرزندان در یک مجتمع زنانه زندگی می‌کنند. هر یک از شهرهای «گا» دارای تعداد زیادی مراسم‌های آیینی و خدایان مختلف هستند و در میان این اقوام سالانه تعداد زیادی مراسم و جشنواره برگزار می‌شود.

    تجارت در میان مردمان گا – دانگمه به طور کلی به دست زنان انجام می‌شود و مردان هیچ کنترلی بر روی پول و درآمد همسران خود ندارند. جانشینی نیز عمدتاً توسط زنان انجام می‌شود و وراثت دارایی‌های آنها از طریق مادر تباری استمردمان «دانگمه» عموماً در مناطق ساحلی غنا از «کپون» تا «آدا» در رودخانه «ولتا» و اقیانوس اطلس جنوبی، در امتداد خلیج گینه و سرزمین های کنار رودخانه «ولتا» اسکان یافته‌اند. مردمان دانگمه شامل: آدا، کپون، کروبو، نینگو، اوسودوکا، پرام پرام و شای هستند که همگی به زبان «دانگبه» از شاخه «کوا» و خانواده «نیجر- کنگو» صحبت می‌کنند. بیشترین جمعیت دو گروه مرتبط با «گا- دانگمه» متعلق به مردمان دانگمه است. حدود ۷۰% از اراضی منطقه آکرای بزرگ متعلق به مردمان دانگمه است که به دو بخش دانگمه شرقی و دانگمه غربی تقسیم می شوند. همچنین در منطقه شرقی و منطقه ولتای غنا، حدود ۱۵% از اراضی متعلق به مردمان دانگمه است. این نواحی عمدتاً در مانیا کروبو و ییلو کروبو، از مناطق شرقی و نیز در نواحی اگوتیمه منطقه ولتا و منطقه دانگمه در بخش‌های جنوبی توگو هستند.

    کسب و پیشه  این مردم ماهیگیری و کشاورزی است که مبتنی بر سیستم هازاست.(۲) در گذشته ارزن غذای اصلی این مردم را تشکیل می‌داد، اما امروزه محصولات متداول‌تری مانند، کاساوا، یم، ذرت، پلنتی، کاکائو و روغن نخل را نیز شامل می‌شود.

    با توجه به برگزاری مراسم‌ها و جشن‌های متعدد، اعضای متعلق به هر دودمان، عموماٌ چندین بار در سال برای شرکت در جشنواره‌ها و جشن‌های مربوط به خدایان، از مزارع به خانه اجدادی خود باز می‌گردند. نظام طایفهای در گا- دانگمه اصولاً مبتنی بر پدر تباری بوده و به زیر واحدهای محلی تقسیم می‌شوند. واحدهای اساسی قوم گا- دانگمه مبتنی بر واحدهای تاریخی، سیاسی و فرهنگ قبیله هستند.

    زبان گا – دانگمه

    از نظر زبان شناسی مردمان گا- دانگمه به زبان‌های کوای «گا» و «دانگمه» صحبت می‌کنند و به لحاظ فرهنگی نیز پدر تبار هستند. دانگمه منحصراً به زبان اصلی گا- دانگمه نزدیکتر از زبان گا است.

    جامعه و فرهنگ گا – دانگمه

    مردمان گا- دانگمه در طول سال مراسم‌ها و جشنواره‌های فراوانی را برگزار می‌کنند. از جمله این جشنواره‌ها می‌توان از جشن «هوموو» نام برد که توسط مردم گا برگزار می‌شود. هوموو به معنای فریاد در گرسنگی است که سرچشمه آن به چندین قرن قبل باز می‌گردد. این جشن به یاد قحطی بزرگی است که در قرن شانزدهم دامنگیر مردم گا شد. در واقع این مراسم یک جشنواره غذاست که به یادبود، گذر از یک دوره وحشتناک در تاریخ گا است، همه ساله در ماه اوت برگزار شده و تمام اعضای قبیله از آن تجلیل می‌کنند.

    مردم دانگبه در منطقه آدا جشنواره آسافوتو را جشن می‌گیرند، که به آن آسافوتوفیمه نیز می‌گویند، یک جشنواره حماسی و جنگی که سالانه توسط مردم آدا جشن گرفته میشود، این مراسم عموماً از آخرین پنجشنبه ژوئیه آغاز و تا اولین هفته اوت ادامه پیدا می‌کند. این جشن به منظور بزرگداشت پیروزی رزمندگان در جنگ برگزار می‌شود و یادبودی است برای کسانی که در میادین نبرد کشته شده‌اند. به منظور تجدید خاطره وقایع تاریخی، جنگجویان با پوشیدن لباس سنتی نبرد، به صورت نمادین به مبارزه می‌پردازند. در این زمان گروهی از نوجوانان که در مرحله عبور از نوجوانی به جوانی هستند به عنوان جنگ آوران جدید به قبیله معرفی می‌شوند. از نظر زمان‌بندی این جشنواره مصادف است با برداشت محصول که به همراه آداب و رسوم ویژهای در این مراسم برجسته می‌شود. این مراسم همچنین شامل تطهیر و تزکیه نفس هم هست، در این زمان جشن با حضور گروهی از روسای قبایل، صفوفی رنگارنگ از کجاوه در حالی که حامل روسای قبایل هستند، به همراه ملتزمین‌شان به اوج شکوه خود می‌رسد. این مهمانان ویژه به همراه گروه‌های نظامی به نام گروهان آسافو در میان طبالان با رقص و آواز، در خیابان‌ها و محوطه قصر حرکت می‌کنند. در این بین روسای قبایل با تعارف نوشیدنی و اعلام وفاداری، به یکدیگر تبریک می‌گویند.

    مردمان دانگبه (مانیا کروبو ) در مناطق «اودوماسه- کروبو» نیز برداشت سالانه محصول خود را به جشن و پایکوبی می‌پردازند، این جشنواره که «انگمایم» نام دارد، در واقع مراسمی است که منتسب به بخشندگی کشاورزان به هنگام برداشت محصول است که بوسیله مردمان کروبو در آخرین هفته (به مدت هفت روز) اکتبر با دیدار از بزرگان فامیل برگزار می‌شود. این جشن در مناطق کوهستانی کروبو در آخرین جمعه اکتبر و بامداد صبح شنبه با حضور روسا و مردم منطقه کروبو به اوج خود می‌رسد. در این مراسم همچنین کونور به عنوان رئیس بزرگ قبیله به همراه روسای زیر مجموعه خود، معاونان، مقامات دولتی، سایر مقامات محلی و کلیه مهمانان دعوت شده از ایالات مختلف کشور در صدر مجلس حاضر می‌شوند.

    موسیقی و ورزش در میان قبایل گا-دانگمه

    موسیقی سنتی گا- دانگمه شامل نواختن طبل و رقص‌های سنتی است. یکی از سبک‌های موسیقی و رقص سنتی (البته نسبتاً مدرن) این اقوام کیپان لوگو است. یک نوع رقص و موسیقی سنتی مدرنیزه شده که در حدود سال ۱۹۶۰ توسعه یافت. یاکوب ادی، اوبو ادی و مصطفی تتی از جمله طبالان سنتی گا هستند که به شهرت جهانی نیز دست یافته‌اند. موسیقی سنتی گا- دانگمه، همچنین شامل کیلاما، کیپاتسا و رقص دیپو نیز هست که همگی متعلق به مردمان کروبو هستند.

    مردمان دانگبه (مانیا کروبو ) در مناطق «اودوماسه- کروبو» نیز برداشت سالانه محصول خود را به جشن و پایکوبی می‌پردازند، این جشنواره که «انگمایم» نام دارد، در واقع مراسمی است که منتسب به بخشندگی کشاورزان به هنگام برداشت محصول استعلاوه بر موسیقی، مردم گا- دانگمه به خاطر سابقه طولانی و موفقیت‌های خود در ورزش بوکس شناخته شده هستند. جامعه ماهیگیری بوکوم در حومه آکرا، به عنوان مرکز بوکس غنا شناخته می‌شود و تاکنون چندین بوکسور برجسته را به جامعه غنا معرفی کرده است. این منطقه، محل استقرار تعداد قابل توجه‌ای، از باشگاه و سالن‌های بدن سازی معروف جهت تمرین بوکس است. در این میان می‌توان از مبارزان برجستهای مانند، دیوید کوتی آکادک پویزون، آلفرد کوتی، جوشا کلوتی، ایکه بازوکا کوارتی، بوکسور سابق رشته سبک وزن قهرمانی WBA  و نلسون آکا، قهرمان سابق در کلاس چند وزن در مسابقات قهرمانی زوم زوم، نام برد.

    مراسم گذر (عبور از مرحله‌ای به مرحله دیگر از زندگی)

    از منظر مردمان شای و کروبو، مراسم رقص دیپو یک سنت و مراسم رسمی برای عبور است که فرد قصد دارد از مرحله‌ای از زندگی خود عبور کرده و به مرحله دیگری از زندگی قدم بگذارد. این مراسم که همه ساله در ماه آوریل برگزار میشود، به مناسبت رسیدن به دوره بلوغ در دختران باکره و به طور رسمی برای آموزش زنان بالغ به منظور ازدواج، در سن بیست سالگی، طراحی شده است. دیپو، اجرای رقص سنتی برای دختران نوجوان است. در واقع این یک مراسم مذهبی است که به منظور تطهیر جنسی دختران بالغ قبل از ازدواج صورت میگیرد و اجرای این رقص برای عموم نیز آزاد است. هر یک از آنها با مهرههای شیشهای سنتی، پارچههای چرمی رنگی و انواع مختلفی از روسری بافته شده، تزئین و آراسته شدهاند. به گفته پریسیلا آکوا بوآکی محقق و نویسنده، دیپو نوعی آموزش حرفهای برای زنان جوان بود و به آنان آموخته میشد، که چگونه میتوانند نقش خود را به عنوان یک زن مسئول ایفا کنند. 

    همان طور که ذکر شد، شرکت دختران در این آیین مذهبی نشان دهنده آن است که دختران مورد نظر واجد شرایط برای ازدواج هستند. والدین با اعلان مناسک، دختران خود را نزد روحانی بزرگ قبیله میفرستند. اما این دختران برای اثبات عفت خود باید قبل از شرکت در جشنواره، آماده شرکت در آیینها و تستهای لازم شوند.

    در روز اول مراسم، دختران سر خود را تراشیده و با پارچهای از کمر تا زانوان خود را بپوشانند. این کار توسط کسانی انجام میشود که به آنان مادران آیینی میگویند. این نشان دهنده گذر آنها از کودکی به بزرگسالی است. سپس به عنوان آغاز دورهای جدید از زندگی خود، در میان اجتماع حاضر و به رژه رفتن میپردازند.

    صبح روز بعد، به دستور روحانی قبیله به مبتدیان حمام آیینی میدهند. پس از آن روحانی مورد نظر، برای دختران طلب نعمت و دعای خیر میکند. وی سپس پاهای آنان را با خون بزی که توسط والدین شان ذبح شده است، شستشو میدهد. این عمل به منظور بر طرف کردن هرگونه روح نازایی برای آنان است. قسمت مهم مراسم زمانی است که آنان باید روی سنگ مقدس بنشینند، این عمل برای اثبات بکارت آنها صورت میگیرد. بهرحال هر دختری که باردار باشد یا ثابت شود که باکره نیست، مورد تحقیر جامعه قرار میگیرد و نمیتواند هیچ مردی از قبیله خود را جلب کند.

    این دختران سپس به مدت یک هفته نگهداری شده و در معرض آموزشهای لازم از جمله آشپزی، خانه داری، تولد، تغذیه و نگهداری کودک و قرار میگیرند. مادران آیینی به آنان دروس خاص اغواگری و فریبندگی و رفتار صحیح با همسر خود را میآموزند. آنها رقص کلام را فرا میگیرند که در آخرین روز مراسم برگزار خواهد شد.

    بعد از گذشت یک هفته از برگزاری دوره آموزشی، سرانجام از این بند رها شده و کل قبیله به دور هم جمع میشوند تا ورود آنها را به بزرگسالی (زنانگی) جشن بگیرند.

    پس از اتمام دوره، این دختران لباسهای زیبایی را به تن میکنند که با کنته (۳) و مهرههای تزیینی به دور کمر، گردن و بازوان آراسته شده و با آواز و نواختن طبل به اجرای رقص کلام می‌پردازند. در این مرحله هر مردی که به هریک از آنان علاقه‌مند باشد، می‌تواند با طرح مسئله، بررسی موضوع را در خصوص خانواده دختر آغاز کند. فرض بر این است، هر دختری که در این مراسم شرکت کرده است، نه تنها افتخاری برای خود می‌آفریند بلکه خانواده خود را نیز مفتخر میکند. 

    مراسم تشییع جنازه و تابوت‌های فانتزی

    مردم گا به خاطر برگزاری مراسم دسته جمعی تشییع جناره معروف هستند. گا معتقد است، وقتی کسی می‌میرد، به زندگی دیگری ورود میکند. بنابراین، تابوتهای ویژه‌ای غالباً توسط نجاران بسیار ماهر برای این منظور ساخته می‌شوند. این سنت در دهه ۵۰ رواج یافته است. در این خصوص پیشگامان و استادکارانی همچون آتا اوکو  (۲۰۱۲ – ۱۹۱۹) از منطقه لا و ست کین کوی (۱۹۹۲ – ۱۹۲۵) از منطقه تشی را می‌توان نام برد.

    تابوت می‌تواند، به سفارش اقوام فرد متوفی، هر چیزی، از یک مداد گرفته یا هر حیوانی مثلاً یک فیل باشد. تابوت‌ها معمولاً برای بازتاب جوهر و ماهیت آن مرحوم ساخته میشود، که میتواند مبتنی بر ویژگی‌های شخصیتی و شغلی فرد، یا نمادی از بازتاب جایگاه حقوقی و حقیقی شخص در جامعه باشد. به عنوان مثال، یک راننده تاکسی به احتمال زیاد در تابوتی به شکل ماشین دفن می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها مبالغ زیادی را صرف خرید تابوت میکنند، زیرا اغلب احساس بازماندگان بر این است که باید آخرین حرمت و تکریم خود را از این طریق، یعنی دفن مرحوم تازه گذشته در یک تابود گران قیمت با مضامین فرهنگی و سمبولیک، به وی ابراز کنند. قیمت یک تابوت بسته به آنچه سفارش داده میشود متفاوت است از اینرو، عجیب نخواهد بود که مثلاً یک تابوت ۶۰۰ دلار قیمت داشته باشد. این مسئله برای خانوادههای محلی بسیار گران است. با توجه به، در نظر گرفتن این مهم که درآمد معمول در این خانوادهها تنها ۵۰ دلار در ماه است. این بدان معنا است که هزینه تشییع جنازه با کمک اعضای ثرتمند خانواده پرداخت میشود. اگر چنین عضوی وجود داشته باشد، هزینهها با مشارکت دیگر اعضا و تقبل مبالغ مورد نظر ( هرچند کم) توسط افراد فامیل تأمین میشود. این مشارکت ضروری است زیرا خرید تابود تنها بخشی از کل هزینه مراسم تدفین را شامل میشود. برخی از افراد خارجی که به غنا میآیند، نیز در تابوتهایی به سبک مردمان گا به خاک سپرده میشوند.

    استفاده از این تابوتها به نوعی بیان کننده اعتقادات مذهبی مردمان گا به زندگی پس از مرگ است. آنها معتقدند که مرگ پایان نیست و زندگی در جهان بعدی به همان روشی که روی زمین وجود داشته، ادامه مییابد. همچنین بر این باور هستند که اجداد، بسیار قدرتمندتر از دوران زندگی خود در این دنیا بوده و قادر به نفوذ در بستگان خود که هنوز در قید حیاتند، هستند. به همین دلیل خانواده‌ها در اسرع وقت، هر آنچه در توان دارند انجام می‌دهند تا اطمینان حاصل شود که یک فرد مرده نسبت به آنان شفیق و غمخوار است. وضعیت و موقعیت اجتماعی یک فرد تازه گذشته به شدت، به برگزاری موفقیت آمیز مراسم تدفین و البته استفاده از تابوت اختصاصی وی وابسته است. طرح تابوت تهیه شده فقط در روز تدفین و به هنگام دفن فرد متوفی مشاهده میشود. آنها قالباً بازتاب حرفهای هستند که فرد در زندگی دنیوی خود داشته و هدف از آن نیز کمک به آنها جهت ادامه زندگی حرفه‌ایشان در حیات پس از مرگ است. شکلهای خاصی از تابوت مانند شمشیر یا  صندلی بیانگر نشانههای سلطنتی، جادوگران یا روحانیون مذهبی هستند. لذا تنها افراد با موقعیت بالا مجاز به استفاده از اینگونه تابوتها هستند. همچنین استفاده از تابوت حیوانات مختلف مانند شیر، خروس، و خرچنگ نماد توتمهای قبیله هستند. به همین ترتیب، فقط سران خانوادههای ذیربط مجاز به دفن در تابوتهایی مانند اینها هستند. بسیاری از اشکال تابوت‌ها سمبل ضرب المثل یا جملات حکیمانه‌ای هستند که به روش‌های مختلف توسط مردم گا تفسیر شده‌اند.

    طراحی تابوت در اقوام گا صبغه طولانی نداشته و تاریخ آن بویژه در مناطق روستایی با عقاید سنتی به حدود دهه ۱۹۵۰ باز می‌گردد و اکنون نیز به بخش جدایی ناپذیر فرهنگ تدفین در اقوام گا تبدیل شده است. امروزه کارگاه‌های متعددی به منظور ساختن تابوت‌های مجسمه‌ای شکل در توگو و آکرای بزرگ ساخته می‌شود.

    بسیاری از سازندگان تابوت از موفقیت و معروفیت برخوردار هستند، به عنوان مثال می‌توان به سدی و اریک ادجتی انانگ از کارگاه نجاری کین کوی ، پا جوی، دانیل منساح و کودجو آفوتو اشاره کرد. اغلب این تابوت‌ها برای مراسم تدفین مورد استفاده قرار می‌گیرند و تعداد معدودی نیز برای نمایشگاه‌های هنری و بین المللی ارسال می‌شوند.

    شخصیت‌های مطرح در اقوام گا

    ابنزر اکو- آدجی (۱۴ ژانویه ۲۰۰۲ – ۱۷ ژوئن ۱۹۱۶): حقوقدان و سیاستمدار غنایی که به عنوان وزیر امور خارجه و برخی از پست‌های وزارتی در دوره جمهوری اول غنا خدمت کرده است. وی عضو برجسته حزب مردم، عضو موسس کنوانسیون اتحاد ساحل طلا و یکی از شش مرد مبارز در راه استقلال و یکی از شخصیت‌های معروف در رأس هیأت رهبری غنا بوده است.

    کارل کریستین ریندورف (۱ ژوئیه ۱۹۱۷ – ۳۱ مه ۱۸۳۴): مورخ، معلم، کشاورز، بازرگان، پزشک، کشیش و تنها فرزند یک خانواده اروپایی – آفریقایی بود که با باسل میشن (۴) درساحل طلا همکاری می‌کرد. وی نویسنده «تاریخ ساحل طلا» و «آشانته» به زبان گا است که به عنوان یک اثر پیشگام و تاریخ کلاسیک قلمداد می‌شود. این اثر بعدها به زبان انگلیسی ترجمه و در سال ۱۸۹۵ در سوئیس منتشر شد. نامبرده برای نوشتن اثر خود از منابع مکتوب و سنت شفاهی استفاده کرده و برای گردآوری اطلاعات مورد نظر با بیش از ۲۰۰ نفر مصاحبه کرده است.

    گای آدجته کوشاسیان (۱۲ سپتامبر ۱۹۳۴ – ۲۴ مه ۱۹۸۱): وکیل، نویسنده اهل توگو و استاد دانشگاه ابومی کالوی (۵)، دانشگاه داکار و تحصیلات تکمیلی موسسه ژنو بوده است.

    سباستین ژرماین آئیکو آژاوون (۱۹ ژانویه ۱۹۶۵) اهل بنین، تاجر و رهبر سیاسی.

    کینگ تاکی تاویاه اول (۱۹۰۲ – ۱۸۶۲): بیستمین پادشاه ایالت گا، با عنوان پادشاه محبوب همه دوران.

    جان ویلیام هانسن (۷ آوریل ۲۰۱۲ – ۲۳ فوریه ۱۹۲۷): معروف به جری هانسن، موسیقیدان ثروتمند غنا، خواننده، آهنگساز، ساکسیفونیست و پیشگام در صنعت موسیقی کشور غنا بود. وی بنیانگذار گروه بین المللی موسیقی رامبلرز ، بنیانگذار و اولین رئیس اتحادیه موسیقی دانان غنا نیز بود.

    سپهبد ژوزف آرتور آنکرا (۲۵ نوامبر ۱۹۹۲ – ۱۸ اوت ۱۹۱۵): وی عنوان اولین فرمانده ارتش غنا، ریاست ستاد دفاع و دومین رئیس جمهور غنا در سالهای ۱۹۶۹ – ۱۹۶۶ را به خود اختصاص داده است. نامبرده همچنین، از تاریخ ۲۴ فوریه لغایت ۵ نوامبر ۱۹۶۶ به عنوان رئیس سازمان وحدت افریقا فعالیت میکرد.

    رافائل نی آما اولنو (۲۲ دسامبر ۱۹۸۶ – ۲۱ مه ۱۹۰۶): وی حقوقدان و قاضی دادگستری دیوان عالی غنا بود که در دوره جمهوری دوم، از ۷ اوت لغایت ۳۱ اوت ۱۹۷۰ به عنوان جانشین رئیس جمهور، بر این منصب قرار گرفت. او همچنین در سالهای ۱۹۷۲ – ۱۹۶۹ عنوان سخنگوی مجلس این کشور را بر عهده داشت.

    کریستین تسوی هسه، معروف به کریس هسه (متولد ۲۹ اوت ۱۹۳۲): سینماگر غنایی، فیلم ساز، عکاس و برنده چندین جایزه به منظور فیلمبرداری آثاری چون «عشق تحسین برانگیز» از جشنواره آفریکن پوت (۱۹۸۰) و هریتیج آفریکا (۱۹۸۹) بود. وی عکاس شخصی اولین رئیس جمهور غنا، دکتر قوام نکرومه بود. او همچنین در سازمان ملل متحد به عنوان عکاس مشغول به کار شد و مستند بحران کنگو را در سال ۱۹۶۰ ساخت. وی در ساختن مستند تاریخ مصور از رهبری سیاسی و توسعه کشور نقش بسزایی داشت.

    آتوکوی جان اوکای (۱۳ ژوئیه ۲۰۱۸ – ۱۵ مارس ۱۹۴۱): شاعر غنایی، فعال فرهنگی و دانشگاهی، دبیرکل انجمن نویسندگان پان آفریکا و رئیس انجمن نویسندگان غنا بود. آخرین کار او به نام «جان اوکای» که شامل اشعار وی بود، منتشر شده که ریشه در سنت شفاهی این کشور دارد. به طور کلی وی را به عنوان نخستین شاعر واقعی عملکرا می‌شناسند که در آفریقا ظهور یافته است. آثار او از نظر سیاسی، رادیکال و از منظر اجتماعی، آگاهی بخش است.

    پانوشت‌ها 

    ۱. منظور تختی است که رئیس قبیله در مراسم‌های مختلف بر آن جلوس می‌کند.

    ۲. در این سیستم، گروهی از افراد، معمولاً اعضای یک خانواده گسترده، قطعه زمینی را به دست می‌آورند. این زمین با توجه به مبلغی که هر یک از اعضا پرداخت کرده‌اند، بین آنها تقسیم شده و پس از آن هر فرد بر بخش خود کنترل و مالکیت دارد. مذاکرات خرید و فروش توسط یک هازتس منتخب (پدر هازا) انجام می‌شود که نقش نماینده یا رهبر هازا را برعهده دارد.

    ۳. نوعی پارچه ابریشمی و پنبهای است که از نوارهای پارچهای در هم تنیده ساخته شده و از مسنوجان بومی اقوام آکان (Akan) در غنا است.

    ۴. باسل میشن یک جامعه تبلیغی مسیحی مستقر در سوئیس است که از سال ۱۸۱۵ تا ۲۰۰۱ به فعالیت‌های تبلیغی اشتغال داشت.

    ۵. شهری تفریحی که در بخش آتلانتیک بنین واقع شده است. هم اکنون در حومه و ۱۸ کیلومتری شهر کوتونو (Cotonou) قرار دارد. 

  • حمام عباس میرزا را با سرامیک سبز مرمت کردند!

    حمام عباس میرزا را با سرامیک سبز مرمت کردند!

    به گزارش خبرنگار مهر،  مجموعه تاریخی کردشت در استان آذربایجان شرقی تنها حمام نیست بلکه مجموعه ای از بناهای تاریخی بهم پیوسته است که به نام مجموعه کردشت شناخته شده است اما از آنجا که حمام آن بسیار زیباست همه اهالی این منطقه از لفظ حمام کردشت برای همه این مجموعه استفاده می کنند.

    در هر حال این مجموعه تاریخی مهجور افتاده است. از طرفی در منطقه آزاد ارس قرار گرفته و از طرف دیگر اداره کل میراث فرهنگی استان مسئول نگهداری از آن است همچنین صندوق حفظ و احیای آثار تاریخی این بنا را به مزایده گذاشته تا بخش خصوصی آن را مرمت کرده و به بهره برداری برساند.

    صندوق احیا برای این مجموعه که کاربری آن را خدماتی  گردشگری بین راهی تعریف کرده است،  قیمت پایه اجاره بهای ماهانه  ده میلیون تومانی را محاسبه کرده که البته با ضریب افزایش سالانه مطابق آخرین شاخص تورم اعلامی بانک مرکزی محاسبه و اعمال می شود. مدت قرارداد آن نیز ۲۳ ساله خواهد بود که شامل ۳۶ ماه دوره طراحی و مرمت و مدت باقی مانده مدت بهره برداری است. همچنین برآورد هزینه اجرای عملیات تکمیلی مرمت و آماده سازی احیای این بنای تایخی ۱۲ میلیارد تومان است.

    تابلویی که جلوی ورودی آن نصب شده اطلاعات زیادی از این بنای تاریخی به مخاطب نمی دهد ولی با وجود اشتباهات نوشتاری متعدد در آن آمده: مجموعه تاریخی کردشت در دو دوره تاریخی یعنی عصر صفوی و قاجاریه در این مکان بنا شده است. آثاری مانند حمام تاریخی، چهارباغ، شاه نشین، یخچال، مسجد تاریخی غریب، کوشک در دوران صفوی بنا شده ولی بعدا در دوره قاجار به دلیل وقوع جنگ های ایران و روسیه در زمان ولیعهدی عباس میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار، ضمن مرمت آثار قبلی، بناهای دیگری همچون دیوار ، برج باروها و اصطبل، انبار، ساخلوی نظامی و دروازه ها بنا شده اند.

    مجموعه کردشت در جنوب رودخانه ارس جایی بین مرز ایران و نخجوان واقع شده است و می تواند میزبان گردشگرانی باشد که به نخجوان و یا ارمنستان می روند و یا از آنجا به ایران می آیند.

    حمام این مجموعه که دارای تزئینات گچ بری و نقاشی زیبایی است بسیار بزرگ بوده و دارای بخش های مختلفی است متاسفانه پیش از این کسانی که آن را مرمت کرده اند؛ از مصالحی بهره برده بودند که متناسب با این بنا نیست. سنگ های مرمر سبز رنگ و کاشی و سرامیک هایی در این بنا به کار برده که مرمت آن را مضحک کرده است.

    غیر از آن دخل و تصرف در ایجاد بخش های اضافه و تغییر کاربری بخش های دیگر حمام به این بنا آسیب زیادی وارد کرده است غیر از آن اکنون این بنا در معرض تخریب ناشی از رطوبت قرار دارد به نحوی که محدوده زیادی از دیوار و سقف های آن نم کشیده و یا به دلیل اینکه مرمت نشده، در معرض ریزش قرار دارد.

    از داخل این حمام تونلی وجود داشته که به چهارباغ راه داشته است و در زمان های  قدیم تر از این راه برای رفت و آمد نظامی ها استفاده می کردند طول آن زیاد است و شاید به عنوان یک راه مخفی کاربرد داشته است. چهارباغی که این تونل به آن می رسد در واقع اکنون شبیه به چهار باغچه است که به خصوص در فصل پاییز جلوه زیبایی دارد و در چهار طرف حیاط مجموعه قرار گرفته است درست جلوی عمارت شاه نشین.

    این عمارت اکنون تزئینات زیادی ندارد و دیوارهای آن سفید شده است ولی همچنان بزرگ بوده و یک حوضچه زیبا در وسط آن دارد با پنجره های چوبی سرتاسری که منظره اش به حیاط می رسد.

    دورتا دور این مجموعه اتاق هست و البته یک مجموعه ای هم که گویا کاربرد اقامتی داشته با مصالح جدید و سیمانی به آن اضافه شده ولی چون بودجه کافی برای تکمیل آن نبوده، رها شده است. ساختمانی که هیچ سنخیتی با این بنای تاریخی ندارد.