برچسب: فرهنگ>موسیقی

  • سازی افسانه‌ای که صدایش، ناله حضرت زکریا است

    سازی افسانه‌ای که صدایش، ناله حضرت زکریا است

    حسن احمدی‌فرد: دوتار همزاد مردمان دشت است. آن‌ها از وقتی چشم به دنیا باز می‌کنند تا وقتی در دل خاک آرام می‌گیرند، روز و شب‌شان با این صدای اساطیری می‌گذرد. خنیاگران، میراث‌داران جهان کهن، حکایت‌های بسیاری را با این ساز به امروزه‌روز رسانده‌اند. دوتار تربت جام اما خودش هم حکایت‌های فراوانی دارد که اسفندیار تخم‌کار آن‌ها را خوب می‌داند. او، پدرش و پدربزرگش، ساز می‌ساخته‌اند. هنر ساخت دوتار، دست‌کم سه نسل در خانواده او جریان داشته است. دوتارهایی که مُهر اسفندیار بالای دسته‌شان حک شده، در میان اهالی موسیقی مقامی، مشتاقان فراوانی دارد.

    اسفندیار تخمکار علاوه بر این، سال‌ها رییس انجمن موسیقی تربت‌جام هم بوده است. او حالا در ۵۶ سالگی در خانه باصفایش در همسایگی شیخ احمد جام زندگی می‌کند و دوتار می‌سازد. در یکی از آخرین شب‌های پاییز، به بهانه ثبت جهانی این ساز، مهمانش شدیم تا برای‌ ما هم از دوتار بگوید و هم دستی به دوتار ببرد.

    دوتار در موسیقی خراسان چه جایگاهی دارد؟

    ساز دوتار، محور موسیقی خراسان است. همه مقام‌های موسیقی، چه در شرق و جنوب خراسان و چه در شمال آن، با این ساز نواخته می‌شود. در تربت جام، همه مقام‌های موسیقی با دوتار اجرا می‌شوند. دوتار قدمتی چند هزار ساله دارد. ظاهرا اسنادی هست که تا سه هزار سال، تاریخ این ساز را نشان می‌دهد. نقلی هم هست که سینه به سینه بین بزرگان گفته می‌شود؛ این که این ساز هفت هزار سال قدمت دارد. با این حساب عمر دوتار، برابر با عمر آدمی‌زاد است، بر روی زمین.

    یعنی همین ساز با همین شکل، هفت هزار سال قدمت دارد؟

    دوتار مطمئنا از اول این ساختار را نداشته. این شکل و این وضعیت حتما حاصل تجربه‌ها و نوآوری‌های فروانی است. حتی این ساز در ابتدا یک سیم داشته. کوکی هست که در موسیقی منطقه کوک همصدا نام دارد؛ در موسیقی کلاسیک به این کوک، کوک اوکتاو می‌گویند.

    خدا رحمت کند مرحوم پورعطایی را؛ خیلی دلش می‌خواست بتواند در این کوک آواز بخواند. در این کوک درواقع هر دو سیم یک صدا تولید می‌کند و یکی می‌شود. خب این کوک مطمئنا مال همان موقعی است که این ساز، یک سیم داشته. این تغییر و تکامل در ساز، طبیعی است. اما دوتار از همان قدیم از چوب توت درست می‌شده؛ الان هم همین است. سازی هم که از چوب درخت توت ساخته شود، داستان دارد.

    دوتارنواز باید یتواند کوکش را با صدای خواننده هماهنگ کند. جنس صدا هم مهم است. موسیقی منطقه شرق خراسان، موسیقی دشت است. موسیقی فریاد است و روایت سختی‌هایی است که بر این اقوام گذشته است.

    باوری قدیمی هست که صدای سازهایی که از چوب توت ساخته می‌شوند را به ناله‌های حضرت زکریا نسبت می‌دهد. می‌گویند دشمنان در تعقیب پیغمبر خدا، حضرت زکریا بوده‌اند. حضرت زکریا همچنان که از دست دشمنانش می‌گریخته است، در وسط بیابان ناگهان چشمش به درخت توتی می‌افتد. می‌گوید: «ای درخت پناهم بده»، درخت توت، آغوش باز می‌کند، حضرت زکریا وارد درخت می‌شود و درخت دوباره به هم می‌آید. دشمنان پای درخت می‌رسند و می‌فهمند که زکریا در دل درخت پنهان شده. می‌گویند درخت را اره می‌کنیم. حضرت زکریا از داخل درخت صدای دشمنان را می‌شنود. آن جا به یاد خدا می‌افتد و می‌گوید: «خدایا کمکم کن». خدا به زکریا می‌گوید: «تو که از درخت پناه خواستی درخت هم که پناهت داد». حضرت زکریا می‌فهمد که غفلت کرده است. همان جا توبه می‌کند. خدا می‌گوید توبه‌ات را قبول می‌کنم به شرط آن که رنج اره شدن را تحمل کنی و دم بر نیاوری و حضرت زکریا می‌پذیرد. دشمنان پیغمبر خدا با اره درخت توت را تکه تکه می‌کنند و از حضرت زکریا صدایی نمی‌آید. به جای آن، ناله‌های بی‌صدای زکریا در جسم و جان توت می‌نشیند. برای همین هم، سازی که از درخت توت ساخته شود، ناله‌های زکریایی دارد. صدای دوتار هم در ذات خودش صدای حزن‌انگیزی است.

    همه اجزای دوتار هم در قدیم از توت بوده. کاسه و صفحه و دسته و خرک همه از چوب توت بوده. حتی سیمش هم از رشته ابریشم بوده که آن هم باز کرمش، برگ درخت توت خورده است.  برای همین هم می‌گویند اسم قدیم این ساز، «توت‌تار» بوده. اصلا شاید همین کلمه دوتار، عوض شده کلمه توت‌تار باشد؛ یعنی سازی که از درخت توت درست شده است. درخت توت هم در منطقه فراوان است.

    تا چند سال پیش، روی دوتارها نخ ابریشم بسته می‌شده؟

    تا حدود صد سال پیش، همه دوتارها با نخ ابریشم بوده. البته از زه تابیده هم استفاده می‌شده. روده گوسفند را به رشته‌های باریک تبدیل می‌کرده‌اند و از آن، زه ساز می‌ساخته‌اند. مرحوم پدرم دوتاری داشت که روی آن زه گوسفند بود اما می‌گفت قبل از آن تارش از ابریشم بوده. بعدها هم که سیم آمد و روی همه دوتارها سیم فلزی نشست.

    آن اوایل، پدرم سیم سازش را خودش می‌ساخت؛ آن هم از نقره. یک سکه نقره را می‌کوبید و از آن یک مفتول می‌ساخت، بعد سر مفتول را از یک سوراخ باریک رد می‌کرد و می‌کشید. بعد مفتول باریک شده را از سوراخ دیگری رد می‌کرد؛ تا سوراخ آخر که در حد سوراخ سوزن بود. از یک سکه، یک قرقره سیم نقره‌ای به دست می‌آمد که پدرم با آن، سیم‌های دوتارش را می‌بست. حتی پرده‌های دوتار پدرم از سیم نقره بود. البته استقامت این سیم‌های فولادی را نداشت اما از زه محکم‌تر بود. پدرم از نسلی بود که هم دوتار ابریشمی نواخته بود، هم دوتار زهی و هم دوتار سیمی.

    دوتارسازی را هم از ایشان یاد گرفتید؟

    بله. من دوتارسازی و دوتارنوازی را از پدرم یاد گرفتم؛ او هم از پدرش یاد گرفته بود. اگر برگردیم به چهل پنجاه سال پیش، در همه تربت جام، پنج تا دوتار هم نبود. از آن چهار پنج تا دوتار، همیشه یکی دوتایش، در خانه ما بود. بعدها بود که دوتارسازی رواج پیدا کرد و الا آن سال‌ها، کی دوتار ساختن بلد بود. الان هنرجوهایی که می‌خواهند دوتار بسازند، فراوان هستند. البته من همان اول به همه آن‌ها، سختی‌های این کار را می‌گویم تا اگر واقعا علاقه‌مند هستند، وارد این کار بشوند.

    یکی از سختی‌هایی که خیلی‌ از علاقه‌مندها چیزی درباره‌اش نمی‌دانند، حساسیت‌هایی است که کار با چوب توت ایجاد می‌کند. می‌دانید که این چوب، از همه چوب‌های دیگر، آرسنیک بیشتری دارد. آن‌هایی که با چوب توت کار کرده‌اند، می‌دانند گازی که از این چوب متصاعد می‌شود، آدم را اذیت می‌کند. بیشتر آن‌هایی که با چوب توت کار می‌کنند، گرفتار این مشکل هستند.

    همه اجزای دوتار در قدیم ازچوب  توت ساخته می‌شده است. حتی سیمش هم از رشته ابریشم بوده که آن هم باز کرمش، برگ درخت توت می‌خورده است.  برای همین هم می‌گویند اسم قدیم این ساز، «توت‌تار» بوده است

    خود من حدود هفده هجده سال پیش گرفتار این مشکل شدم. دکتر هم زیاد رفتم اما کسی تشخیص درستی نمی‌داد تا این که سفری پیش آمد که حدود یک ماه طول کشید. آن جا دیدم حالم بهتر و بهتر شد. وقتی که برگشتم، مشکل حساسیت هم برگشت. همان ایام دوباره سفر رفتم و حالم بهتر شد. فهمیدم مشکل از همین چوب‌هایی است که در کارگاه دارم. آن ایام چند تکه چوب داشتم که وقتی اره‌شان می‌کردم یا رنده می‌کشیدم، چشم‌هایم هم میسوخت. فهمیدم مشکل از همان‌هاست. اما خب نمی‌شد کار هم نکرد. این بود که به ناچار برای خودم با لوله خرطومی از راه دودکش، مسیر هوا درست کردم. توی کارگاه بودم اما هوای بیرون را تنفس می‌کردم…

    این هنرهای مقامی، همه‌اش، سینه به سینه منتقل می‌شده. من کار را از پدرم یاد گرفتم و او هم پدرش. دست‌ کم تا سی‌صد سال پیش از این را، من از نقل پدرم علی‌جمعه و پدربزرگم احمد، می‌دانم که دوتار در خانواده ما بوده.

    مرحوم پدرتان، شغلش دوتارسازی بود؟

    نه؛ پدرم بنا بود اما کار چوب هم می‌کرد. هنرش، کار با چوب بود. منبت و معرق و مشبک درست می‌کرد. دوتار، فقط یکی از چیزهایی بود که می‌ساخت.

    در قدیم، صندوق‌ها تمامش چوبی بود. بعدها که حلبی هم آمد، روکش حلبی هم به صندوق‌ها اضافه شد؛ اما تا قبل از آن، همه صندوق‌ها چوبی بود. پدرم از آن صندوق‌ها می‌ساخت. صندوق‌ها تزیینات هم داشت. پدرم همه‌اش را خودش می‌ساخت. حتی صندوقی داشتیم که برای خودمان ساخته بود. آن صندوق، یک قفل مخفی هم داشت. ته یکی از پایه‌ها سوراخی داشت که از آن‌جا با یک کلید مخصوص، در صندوق باز می‌شد.

    غمچین هم می‌ساخت. غمچین، یک دسته چوبی دارد و چند تا رشته چرمی؛ و با آن به بدن اسب می‌زنند تا حیوان حرکت کند یا تندتر برود. پدرم غمچین‌ها را از چوب عناب می‌ساخت. آن هم نه یک دسته معمولی؛ نه. مثلا غمچینی می‌ساخت که قسمت چوبی‌اش سر اسب بود، یا یک چکمه بود. آن وقت‌ها هر کسی اسب نداشت. اسب یا مال ارباب‌ها بود یا مال پیشکارها و میرزاها. برای همین هم غمچین‌ یک حالت تزیینی و تشریفاتی داشت. پدرم روی دسته غمچین‌ها منبت‌کاری هم می‌کرد و روی آن شکل می‌انداخت…  

    من دوتارساختن را از مرحوم پدرم یاد گرفتم و سعی کردم کار را ارتقا هم بدهم.

    نگاه گذشتگان ما به این ساز چه بود؟

    همان موقع هم، نگاه‌ها متفاوت بود؛ اگرچه بیشتر مردم موسیقی را دوست داشتند.

    زمان قدیم، مردم واقعا سرگرمی نداشتند، برای همین هم شب‌های بلند زمستان را دور هم جمع می‌شدند، شعر می‌خواندند، قصه می‌گفتند، آواز می‌خواندند. مردم، شب‌ها شاهنامه می‌خواندند، هزار و یک شب می‌خواندند، امیرارسلان نامدار می‌خواندند.

    من متولد صیدآباد هستم؛ روستایی در منطقه پایین جام، در بیست و چند کیلومتری تربت جام. ما از هزاره‌ها هستیم. هزاره‌ها هم شاخه شاخه هستند. ما از هزاره‌های جمشیدی هستیم. بسیاری از مقام‌های موسیقی منطقه مثل مقام «هزارگی»، «جمشیدی»، «بادغیسی» و «قلعه‌جایی» ریشه‌اش به ایل هزاره بر می‌گردد…

    دوتار، مادر سازهای زهی است. موسیقی مقامی ما هم به همین خاطر، یک موسیقی غنی و کهن است

    در روستاها و از جمله در همین صیدآباد، رسم بود که همه، در خانه کدخدا یا بزرگتر روستا جمع می‌شدند. معمولا در این شب‌نشینی‌ها، موسیقی هم بود. مردها که دور هم جمع می‌شدند، اول یک دور، همه از یک کنار، یا شعری می‌خواندند تا اوسنه‌ای می‌گفتند یا معمایی طرح می‌کردند؛ بعد، آن‌هایی که صدای بهتری داشتند یا ساز بهتری می‌زدند، شروع می‌کردند به ساز زدن و آواز خواندن. مرحوم پدرم غزل‌های حافظ را حفظ بود. اول غزل را که می‌خواندی، تا انتهایش را برایت می‌خواند. از بس که خوانده بودشان. شاهنامه را هم خیلی دوست داشت و شخصیت‌های شاهنامه را می‌شناخت. اسم من را اسفندیار گذاشت و اسم برادرم را جهانشیر؛ البته دو برادر دیگر به نام‌های ضیا و محمد هم دارم.

    او علاوه بر این، سواد ویژه‌ای داشت. دانشمندهای جهان را می‌شناخت؛ از افلاطون و سقراط و بقراط بگیرد تا نیوتن و کپلر. قصه این‌ها را برای ما تعریف می‌کرد. ما هم گوش می‌کردیم، بعدها که بزرگتر شدیم فهمیدیم که این‌ها کی هستند و هر کدام چه خدمتی به بشریت کرده‌اند. نمی‌دانم این سواد را از کجا آورده بود…

    خلاصه که ساز و آواز در زندگی مردم بود و مردم آن را دوست داشتند. 

    چه باورهایی درباره دوتار بین مردم وجود داشت؟

    خب نگاه‌های عرفانی، در منطقه ما، پررنگ است. دوتار هم با همین نگاه‌ها دیده می‌شد و دیده می‌شود. می‌گویند شکل کاسه دوتار، تداعی‌کننده یک قطره اشک است. یا می‌گویند این، یک نیمه از قلب انسان است. اگر شما دو تا دوتار را از سمت صفحه، روی هم بگذارید، کاسه‌هایشان شکل قلب را می‌سازند.

    دوتار تربت جام هفت تا پرده دارد. می‌دانید که هفت، عدد خاصی است. هفت عدد آفرینش است؛ هفت آسمان، هفت زمین، هفت دریا. دسته دوتار را هم می‌گویند نردبان رسیدن به خداست. برای همین هم دوتارنوازها، همیشه دسته را رو به آسمان می‌گیرند. آدم از طریق دلش به خدا می‌رسد. این پرده‌ها درواقع پله‌هایی است که آدم را به خدا می‌رساند. این هفت پرده، هفت مرحله سیر و سلوک هم هست. شیطان هم البته بر سر راه رسیدن انسان به آسمان قرار دارد. می‌دانید که به آن سیمگیر بالای دسته، شیطانک می‌گویند.

    دو تا سیم هم داریم که یکیش سیم همخوان است؛ یعنی همان سیمی که به آن زخمه می‌زنیم و یکی هم سیم واخوان یا ملودی. ما در تربت جام می‌گوییم این‌ها آدم و حوا، یا لیلی و مجنون هستند. سیم همخوان، آدم یا مجنون است و سیم واخوان، حوا یا لیلی. این دو تا با هم، قصه عشق را روایت می‌کنند. درواقع همه قصه‌ها از ازل تا ابد، در همین دوتار جمع شده است. هر چه هست، همین قصه‌ای است که دوتار آن را روایت می‌کند.

    همه دوتار همین است. کاسه و صفحه و دسته و پرده‌ها یا دستان. دستان یعنی همان جایی که دست قرار می‌گیرد. در طول دسته هر جایی که دست بگذارید طول سیم کوتاه‌تر می‌شود و صدای آن زیرتر. پرده‌ها هم فقط محل دست گذاشتن را مشخص کرده‌اند و الا کارکرد دیگری ندارند. سازهایی هست که اصلا پرده ندارد و نوازنده، بدون داشتن پرده، انگشت می‌گذارد روی سیم. ما در دوتار هفت پرده داریم. فاصله هر پرده تا پرده بعدی، یک نت است. یک اکتاو در این هفت پرده تمام می‌شود. دو تا پرده پایین هم داریم که تکرار دو پرده بالاست. فریادهای ما کله‌فریاد است؛ در اوج است. برای همین لازم است که پرده‌های پایین را هم ببندیم. 

    حالا در میان این هفت پرده می‌شود نیم‌پرده، ثلث‌پرده و ربع‌پرده را هم بست که بعضی از نوازنده‌ها، آن‌ها را هم روی دسته دوتار می‌بندند.

    کاسه دوتار را از کنده درخت توت می‌سازند. تکه‌های اره شده را از پهنا به سه تا چهار قسمت تقسیم می‌کنند. یعنی محیط دایره کنده را به سه یا چهار قسمت تقسیم می‌کنند و می‌برند؛ و هر قسمت می‌شود چوبی که از آن، کاسه دوتار را می‌سازند. سر و ته درخت هم مهم است. بالای کاسه، جایی که به دسته وصل می‌شود، باید همان قسمت بالاتر درخت باشد.

    دسته دوتار را الان از چوب زردآلو می‌سازند. قدیم‌ها همان را هم از چوب توت می‌ساختند. اما خب چوب توت برای دسته دوتار مناسب نبود. پرده‌ها روی دسته دوتار بسته می‌شوند و انگشت‌گذاری‌ها هم روی دسته است و این‌ها باعث فرسایش می‌شد. برای همین هم دوتارسازها سراغ چوب محکم‌تری رفتند که همین چوب زردآلو باشد؛ بویژه که این چوب همرنگ چوب توت است. چوب گردو هم هست. از چوب عناب هم برای دسته دوتار استفاده می‌شود که البته مشکلاتی دارد. دیده‌اید شیشه که وقتی سرد باشد، در هوای اتاق، بخار می‌گیرد، چوب عناب هم بخار می‌گیرد. اما بیشتر از همه، از همان چوب زردآلو استفاده می‌شود.

    الان که دوتارسازی رواج پیدا کرده، درخت کم نمی‌آید برای دوتارسازی؟

    حتی اگر درخت هم زیاد باشد، باز هم درست نیست که درخت‌ها را بخاطر ساز ساختن، برید. اگر درخت قطور باشد از هر کنده‌اش، شاید سه یا چهار تا کاسه دوتار دربیاید و باقی‌اش به کار نمی‌آید. خب این مشکلی است. همان قدیم هم که درخت توت زیاد بود و دوتار و دوتارساز کم، مرحوم پدرم هر جا که درختی بریده شده بود، در فصل نهال‌کاری، به جایش درخت می‌نشاند. می‌گفت دیگران کاشته‌اند تا ما استفاده کنیم، حالا ما باید بکاریم تا دیگران استفاده کنند.

    برای همین‌ها من از هفده هجده سال پیش، آمدم و کاسه ترکه‌ای ساختم. چندتایی ساختم و صبر کردم تا ببینم چطور می‌شود که دیدم از این دوتارها هم مثل دوتارهای دیگر، استقبال شد. الان چند سالی است که بیشتر سفارش‌هایم، سفارش دوتارهایی است که کاسه‌شان ترکه‌ای است.

    کاسه‌های بعضی از دوتارها در تربت جام، خیلی بزرگ است. چرا؟

    دوتارها در تربت جام، از همان قدیم استانداری داشت؛ یعنی مثلا اندازه کاسه دوتار معلوم بود و کسی آن را بزرگتر یا کوچکتر نمی‌ساخت. بعدها با مهاجرت‌هایی که انجام شد، کسانی دیگری هم شروع به ساختن دوتار کردند. آن‌ها بیشترشان، خیلی دوتارنواز نبودند و نگاه‌شان این بود که هرچه کاسه دوتار بزرگتر باشد، بهتر می‌شود برایش مشتری پیدا کرد. اما مساله اصلی در کاسه دوتار، طول و عرض کاسه است و عمق آن، یا همان چیزی که شما به آن می‌گویید بزرگی کاسه دوتار، تأثیری در صدادهی ساز ندارد. 

     نگاه‌های عرفانی، در منطقه تربت‌جام، پررنگ است. دوتار هم با همین نگاه‌ها دیده می‌شود. می‌گویند شکل کاسه دوتار، تداعی‌کننده یک قطره اشک است. یا می‌گویند این، یک نیمه از قلب انسان است. اگر شما کاسه دو ساز دوتار را از سمت صفحه، روی هم بگذارید، کاسه‌هایشان شکل قلب را می‌سازند

    آن وقت‌ها، یک کربلایی‌محمد بود که ما به او کَرممّد می‌گفتیم. کربلایی‌نعمت هم بود و علی‌جمعه زحمتکش. این‌ها از دوره‌گردهایی بودند که ساز می‌ساختند. نه این که هنر ساخت دوتار متعلق به دوره‌گردها باشد، نه. عمر حضور این اقوام به نسبت عمر دوتار آن‌قدرها طولانی نیست. اما این‌ها صنعتگران خوبی هستند. برای همین هم خوب می‌توانند چیزهای مختلف را بسازند. و الا دوتار، یک ساز باستانی است. در داستان پیدایش سازها، چهارمین ساز، دوتار است.

    چه داستانی؟

    می‌گویند اولین سازی که بشر ساخته، ساز پوستی بوده؛ یعنی اجداد همین دایره و دف امروزی. انسان حیوان را که شکار می‌کرده و می‌دیده پس از مدتی پوستش خشک می‌شود و از ضربه خوردن روی آن پوست خشک شده، صدا تولید می‌شود. آن‌جا اولین سازها شکل گرفته است. دومین سازها، سازهای بادی است که از استخوان پرندگان یا حیوانات ساخته شده. انسان پس از شکار، استخوان‌ها را دور می‌ریخته و می‌دیده پس از مدتی، عبور باد از درون این استخوان‌ها، صدا تولید می‌کند. از آن‌جا، سازهای بادی ساخته شده.

    اما بشر بعد از آن که یاد می‌گیرد که ابزار بسازد، کمان را می‌سازد تا هدفش را در فاصله دورتر با دقت بیشتر بزند. کمان یک زه دارد. از رها شدن تیر و ارتعاش زه، صدا تولید می‌شود. بشر این را کشف می‌کند و می‌فهمد هر چه طول زه کمتر باشد، صدایش زیرتر است؛ و بر همین اساس چنگ را می‌سازد. چنگ، اولین ساز زهی است. بعدها هم یاد می‌گیرد که این زه را روی دسته و کاسه سوار کند تا صدادهی آن بهتر و بیشتر بشود.

    دوتار، مادر سازهای زهی است. موسیقی مقامی ما هم به همین خاطر، یک موسیقی غنی و کهن است. بیشتر مقام‌های موسیقی تربت جام در دستگاه «شور» است. چند تا مقام هم داریم که در «ماهور» و «همایون» است. مقام‌های «قلعه‌جایی» و «کوهسانی» در دستگاه همایون است. مقام کوهسانی یا کوهستانی، همان «گوشه شوشتری» است در دستگاه همایون. حالا همین کوهسانی هم، باز جزیی از مقام هزارگی است؛ «هزارگی زار» است…

    طی سال‌ها و قرن‌ها، هنرمندان هر جا مانده‌اند، تغییری در این ساز داده‌اند و آن را برای منظوری که داشته‌اند، مناسب‌تر کرده‌اند. مثلا چون دوتار، ساز بزرگی است و در قدیم آن‌قدرها در دسترس همه نبوده، هنرمندها آمده‌اند و سه‌تار را ساخته‌اند که کوچک‌تر و شخصی‌تر است. بعد، سه‌تار کاسه عبایی یا کتابی را ساخته‌اند که به راحتی در زیر عبا جا می‌شده و راحت می‌شده جابجایش کرد. حتی مشهور است که مشتاق‌علی‌شاه، عارف و شاعر نامدار، یک شب در مسجدی، سعی می‌کند کوک قاری‌ای که آن جا قرآن می‌خوانده را بنوازد؛ چون نمی‌تواند متوجه نقصی در سه‌تار می‌شود و یک سیم دیگر به آن اضافه می‌کند. الان سه‌تارها چهار سیم دارند که اسم آن سیم اضافی، «سیم مشتاق» است. یا «سیم آخر». این اصطلاح زدن به سیم آخر هم از همان‌جا آمده. می‌گویند حاکم وقت که مطلع می‌شود مشتاق‌علی‌شاه همراه قرآن‌خوانی سه‌تارنوازی کرده، او را می‌گیرد و به زندان می‌اندازد. در زندان هر که از او می‌پرسیده که چرا به زندان افتادی، می‌گفته: چون زدم به سیم آخر.

    اما در دوتار ظاهرا نوآوری‌هایی از این دست کمتر شده.

    دوتار، ساختمان کاملی دارد و همین هم نیاز به نوآوری را کم کرده. با این وجود در سازهای مختلفی که از همین خانواده است، نوآوری‌هایی شده. مثلا تنبور کرمانشاه و کردستان، سه تا سیم دارد. سیم ملودی آن، دو تا سیم است. یا دمبوره که دوتار هراتی است، از نظر نوع صدادهی، با دوتار تربت جام فرق دارد. چرا؟ چون جایگاه آن ساز در موسیقی آن منطقه متفاوت از جایگاه دوتار در موسیقی تربت جام است. آنجا عمدتا رباب محور است و دمبوره کنار آن قرار می‌گیرد. برای همین هم شکل آن دوتار متناسب با آن ویژگی تغییر کرده.

    شکل دمبوره را خودشان می‌گویند از دمبه بره گرفته‌اند. اصلا دمبوره همان دم‌بره است. جالب است که تاجیک‌ها هم سازی دارند از همین خانواده که روی دسته اش دو تا شاخ هستند که می‌گویند الهام گرفته از شاخ قوچ است…

    در همین تربت جام هم این سال‌ها، کارهایی شده. مثلا آمده‌اند سیم همخوان را دوتا گرفته‌اند یا بم دوتار ساخته‌اند. خب این‌ها هم نوآوری است و اگر مناسب باشد، ماندگار می‌شود. این‌جا یک نکته وجود دارد و آن این که در همه سال‌های پیش از این، دوتارها یا از زه گوسفند بوده یا ابریشم؛ و خواه ناخواه صدای جرسی نداشته و صدایش بم‌تر از دوتارهای امروزی بوده. این، در ناخودآگاه ما هست. با آن که ما آن صدا را نشنیده‌ایم اما آن صدا جایی در ذهن و ضمیر ما هست و برای ما آشناتر است؛ برای همین هم در تجربه‌های نوآورانه سعی می‌کنیم به آن صدای بم نزدیک بشویم. این که در این سال‌ها تلاش شده دوتارهایی با صدای بم‌تر تولید شود، برای همین است.

    صدای آوازخوان‌ها چقدر در شکل‌گیری این ساز نقش داشته؟

    حتما نقش داشته. دوتارنواز باید یتواند کوکش را با صدای خواننده هماهنگ کند. جنس صدا هم مهم است. موسیقی منطقه ما، موسیقی دشت است. موسیقی فریاد است و روایت سختی‌هایی است که بر این اقوام گذشته.

    مثلا در صدای آقای غفاری (استاد غلامحسین غفاری) یک حزنی هست. این حزن، صدای او را برای مقام کوهسانی یا هزارگی زار مناسب کرده. صدای آقای شریف‌زاده (مرحوم استاد ابراهیم شریف‌زاده) ویژگی عجیبی دارد. اول که صدای او را می‌شنوی، در آن غرق می‌شوی. آن قدر جذاب است که آدم نمی‌فهمد چه شد. بعد باید دوباره اجرا را گوش کنی تا بفهمی تحریرش چه بود یا مثلا چطور از وسط بیت اوج گرفت بدون نفس‌گیری. صدای شریف‌زاده صدای اصل کویر ست. صدای سوخته است. جغرافیای منطقه در صدای او هست. صدا او را که می‌شنوی می‌فهمی این صدا مال یک جغرافیای کویری است. دوتار باید بتواند با این صدا و با این مقام همراهی کند.

    ۵۷۵۷

  • نغمه‌های خاطره‌انگیز موسیقی ایرانی و آذربایجانی با ارکستر ملی

    نغمه‌های خاطره‌انگیز موسیقی ایرانی و آذربایجانی با ارکستر ملی

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ارکستر ملی ایران به رهبری میهمان آقاوردی پاشایف، کنسرتی با عنوان «شب موسیقی ایرانی_آذربایجانی» را ۲۶ دی‌ ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه در تالار وحدت اجرا می‌کند.

    خواننده این اجرای ارکستر ملی ایران، فخری کاظم‌‌نجات است.

    در این اجرا، سولیست تار، صحیب پاشازاده و سولیست ویلن، مازیار ظهیرالدینی است.

    در این کنسرت قطعات آذری و ایرانی چون «سن سیز»، «آریای بالاش»، «وطن نغمه سی»، «سنه ده قالماز»، «عسگرین آریاسی»، «آیریلیق»، «ائولری وارخانه_خانه»، «قرنفیل»، «راپسودی چهارگاه»، «چارداش»، «مرغ سحر و شوشتری برای ویلن و ارکستر»، «دونغمه ترک»، «به‌یاد صبا»، «سرود گل» و «سبک بال و شورآفرین» نواخته می‌شوند.

    ۵۷۵۷

  • اردشیر کامکار در تالار وحدت کنسرت می‌دهد

    اردشیر کامکار در تالار وحدت کنسرت می‌دهد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کنسرت اردشیر کامکار به همراه ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر به رهبری علی‌اکبر قربانی و شهرام توکلی، چهارشنبه ۱۱ دی  ساعت ۲۱و۳۰ دقیقه در تالار وحدت برگزار می‌شود.

    اردشیر کامکار سولیست کمانچه و نیما زاهدی کنسرت مایستر این اجرا هستند.

    در این اجرا، قطعات فانتزی شرقی و ملودی‌های کردی به آهنگسازی علی‌اکبر قربانی، ساری گلین: ملودی آذربایجانی با تنظیم علی‌اکبر قربانی، کجاوه و کوچ به آهنگسازی شهرام توکلی، کنسرتینو کمانچه (در ۳ موومان) به آهنگسازی ارسلان کامکار، راپسودی ایرانی به آهنگسازی خیام میرزازاده و اسمر به آهنگسازی کاظم داوودیان نواخته می‌شود.

    ۵۷۵۷

  • انتشار بیش از ۱۰۰۰ تک آهنگ فقط در سه ماه

    انتشار بیش از ۱۰۰۰ تک آهنگ فقط در سه ماه

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آمار مجوزهای صادرشده دفتر موسیقی در سه ماهه سوم سال ۹۸ برای اجرای صحنه‌ای، آلبوم موسیقی، تک آهنگ، نماهنگ، کتاب گویا، اجرای گروه‌های خارجی در ایران و تعداد شعرها و ترانه‌های ارسال شده به دفتر موسیقی، اعلام شد.

    در سه ماهه پاییز امسال، ۱۶۵ عنوان اجرای صحنه‌ای با ۳۲۸ اجرا، ۹۸ آلبوم موسیقی، یک‌هزار و ۴۸ تک‌آهنگ، ۳۷ نماهنگ، ۱۳ کتاب گویا و ۱۰ اجرای گروه‌های خارجی در ایران از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته‌اند.

    همچنین در سه ماهه پاییز امسال سه هزار و ۶۰۰ پرونده شعر و ترانه در دفتر موسیقی تشکیل شده است. دفتر موسیقی در سه ماهه پاییز  برای ۱۵ شرکت فعال در حوزه موسیقی پروانه فعالیت صادر کرده است.

    ۵۷۵۷

  • صدور مجوز برای ۹۸ آلبوم موسیقی در سه‌ماه/آمار مجوز کنسرت‌ها و تک‌آهنگ‌ها منتشر شد

    صدور مجوز برای ۹۸ آلبوم موسیقی در سه‌ماه/آمار مجوز کنسرت‌ها و تک‌آهنگ‌ها منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آمار مجوزهای صادر شده دفتر موسیقی در سه‌ماهه سوم سال ۹۸ برای اجرای صحنه‌ای، آلبوم موسیقی، تک آهنگ، نماهنگ، کتاب گویا، اجرای گروه‌های خارجی در ایران و تعداد شعرها و ترانه‌های ارسال شده به دفتر موسیقی، اعلام شد.

    در توضیح این گزارش آماری آمده است:

    «با توجه به اینکه مجوز اجرای صحنه‌ای موسیقی در استان‌ها را ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر می‌کنند و در تهران نیز مجوز اجرای صحنه‌ای موسیقی در سالن‌های کمتر از ۵۰۰ نفر ظرفیت را اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران صادر می کند، آمار اجراهای صحنه‌ای در استان ها و سالن های کمتر از ۵۰۰ نفر ظرفیت تهران در این آمار لحاظ نشده و فقط مجوزهای اجراهای صحنه ای که دفتر موسیقی صادر کرده در آمار آمده است.

    در سه ماهه پاییز امسال ۱۶۵عنوان اجرای صحنه‌ای با ۳۲۸ اجرا، ۹۸آلبوم موسیقی ، یک‌هزار و ۴۸ تک آهنگ، ۳۷ نماهنگ، ۱۳ کتاب گویا و ۱۰ اجرای گروه های خارجی در ایران از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته‌اند.

    همچنین در سه‌ماهه پاییز امسال ۳ هزار و ۶۰۰ پرونده شعر و ترانه در دفتر موسیقی تشکیل شده است. دفتر موسیقی در سه ماهه پاییز  برای ۱۵ شرکت فعال در حوزه موسیقی پروانه فعالیت صادر کرده است.»

    ۲۵۸۲۵۸

  • وقتی ترکیه هم دنبال ثبت جهانی تنبور است

    وقتی ترکیه هم دنبال ثبت جهانی تنبور است

    فرزاد شهسواری، رییس انجمن موسیقی استان کرمانشاه در مورد تازه‌ترین فعالیت این انجمن گفت: انجمن موسیقی کرمانشاه به پیشنهاد استاد شهرام ناظری و همکاری هنرمندان فعال تنبورنواز و سرپرستان گروه‌های تنبورنوازی استان، اقدام به تشکیل گروهی با حدود ۶۰۰ نوازنده تنبور کرده است. قرار است با هدف ثبت و شناساندن تنبور که خاستگاه آن پهنۀ جغرافیای کرمانشاه است سه اثر فاخر مقامی را با صدای استاد شهرام ناظری در محوطۀ تاریخی و جهانی بیستون اجرا کرده و آن را در قالب ویدئو منتشر کنیم این پروژه که به دلیل فراهم نبودن مسائل مالی و زیرساختی با تأخیر اجرا می‌شود، اکنون در مراحل نهایی تمرین است. پیش‌بینی برای اجرای آن نیز در صورت مساعدبودن شرایط جوی اسفند سال جاری و در غیر این‌صورت اردیبهشت سال آینده است.

    شهسواری درباره حمایت مالی از این برنامه گفت: رایزنی‌های انجمن موسیقی کرمانشاه برای تأمین منابع مالی در جریان است و اگر بخش دولتی از عهدۀ تأمین آن برنیاید برنامه‌هایی برای جذب اسپانسر در بخش خصوصی در دست است.  به هر حال این گروه مراحل پایانی تمرین را پشت سر می‌گذارند اما بحث اصلی هزینه سنگین گروه است؛ برای هر وعده یک آب معدنی و یک ناهار جزیی حداقل ۲ میلیون تومان هزینه می‌شود. تا الان از جایی کمکی نشده و تمام هزینه‌ها شخصی انجام ‌شده است.

    رییس انجمن موسیقی استان کرمانشاه تصریح کرد: کشور ترکیه به دنبال ثبت جهانی ساز تنبور به نام کشورش است، به همین خاطر برنامه این گروه ۶۰۰ نفره سند خوبی برای منع کشور ترکیه برای ثبت این ساز در یونسکو خواهد بود.

    وی در پایان در مورد تأسیس موزه موسیقی کرمانشاه توضیح داد: به دنبال یکی از خانه‌های تاریخی برای تأسیس موزۀ موسیقی در کرمانشاه هستیم. نامه‌نگاری‌ها انجام شده و قرار است هفته‌های آتی جلساتی با استاندار و مدیرکل میراث فرهنگی و مدیرکل اداره ارشاد در این رابطه داشته باشیم. بنیان‌گذار و مؤسس این پروژه انجمن موسیقی استان کرمانشاه است

    ۲۴۱۲۴۱

  • علیرضا عصار پس از ۲ سال روی صحنه می‌رود

    علیرضا عصار پس از ۲ سال روی صحنه می‌رود

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،  علیرضا عصار جدیدترین کنسرت خود با عنوان «پایان دلتنگی» را در روزهای ۲۴ و ۲۵ دی ماه سال ۹۸ در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار خواهد کرد.

    عصار پیش از این قرار بود، کنسرتی را در روزهای پایانی آذرماه روی صحنه ببرد که پیش از بلیت فروشی؛ به دلیل نامساعد بودن شرایط آن زمان، تصمیم به تغییر زمان برگزاری اجرا گرفت و در نهایت با انتشار ویدیویی در صفحه شخصی خود از «پایان دلتنگی» خبر داد و تاریخ جدید اجراهایش در دی ماه را به مخاطبانش اعلام کرد.

    علیرضا عصار در این کنسرت با همراهی ارکستری به رهبری پویا نیک پور روی صحنه خواهد رفت و قطعات آلبوم «جزعشق نمی خواهم» و گلچینی از قطعات گذشته خود را به همراه قطعات جدید اجرا می‌کند.

    او  همچنین در جدیدترین اجرای خود قرار است، قطعه‌ای جدید و منتشر نشده را برای نخستین بار در این کنسرت به اجرا دربیاورد.

    این خواننده که پس از شش سال توقف در فعالیت‌هایش، آذرماه سال ۱۳۹۶ آلبومی را تحت عنوان «جز عشق نمی‌خواهم» منتشر کرد که با استقبال مخاطبان مواجه شد و در پنجمین جشن سالانه موسیقی ما عنوان بهترین آلبوم از نگاه کارشناسان موسیقی را از آن خود کرد و آخرین اجرایش را دی ماه همان سال روی صحنه برد؛ قرار است با برگزاری کنسرت تهران، به دوری دوساله از هوادارانش پایان دهد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • وقتشه که شماره تو بگیرم و زنگ بزنم/ دلمو دزدیدی ،به کی پز میدی/ این بود موسیقی فاخر شب یلدا؟

    وقتشه که شماره تو بگیرم و زنگ بزنم/ دلمو دزدیدی ،به کی پز میدی/ این بود موسیقی فاخر شب یلدا؟

    کاربران یک بار دیگر سوال مهم خود را مطرح می‌کنند که معیار تلویزیون برای دعوت از این دست خواننده‌ها چیست و معرفی چنین آدم‌هایی در برنامه‌های پرمخاطب بر اساس کدام متر و معیار انجام می‌شود.

    شاید به طور صریح بتوان عنوان کرد که طی سال‌های اخیر حوزه شعر و موسیقی دچار نوعی ابتذال گشته و دیگر زبان فاخر فارسی و موسیقی اصیل ایرانی جایی در بین برخی ترانه سراها و خواننده‌های امروزی ندارد، اما نکته‌ی در خور توجه حضور این مبتذل خوان ها، در برنامه‌های پرمخاطب رسانه ملی است. بعنوان نمونه حضور خواننده‌های نوپا نظیر «آرون افشار» و «فرزاد فرخ» در برنامه‌ یلدایی شبکه سوم سیما، و خواندن ترانه‌هایی هجو و بی محتوا بسیار جای تامل دارد. یلدا برای مردم ایران معنا و مفهوم خاصی دارد و این شب را پاسداشت سنت‌های اصیل ایرانی و ادبیات کهن فارسی میدانند. یلدا در میان مردم با خواندن اشعار فاخر شاعران بزرگ ایران زمین مانند حافظ خوانی گره خورده است، اما گویی مدیران صداوسیما این مهم را با برنامه های سخیف شبکه‌های ماهواره‌ای اشتباه گرفتند و در شب یلدا به جای اهمیت به جایگاه زبان و ادب فارسی، اشعار پوچ و بی مغز برخی ترانه سراهای گمنام را به خورد مخاطب دادند.

    مبتذل خوانی سیما در شب پاسداشت زبان فارسی
    نمونه‌ای از ترانه‌هایی که از برخی شبکه‌های تلویزیونی پخش شده است:
    «با انگشت همه نشون میدن منو ماه پیشونی قلبمو خوب زدی بردی پاک این دل شده مستو خراب تو ببین این دله نابو تو گول زدی بردی وقتشه دیوونه بشم به سیم آخر بزنم وقتشه که شماره تو بگیرمو زنگ بزنم نمی‌تونه سد کنه راهو کسی جلودارم نیست مثه تو یکی یدونه آخه تو این عالم نیست، حالیم نیست یالا پاشو بیا پیش من والا اون ناز و کرشمه رو ببینم ما را جادو می‌کنی والا چشمونه سیاهت کشته ما را آسمونو سنگ می‌زنم امشبو بارون بزنه هر کیو تو کوچه ببینم می‌گم اون جون منه نرگسو خبر می‌کنم عطرشو امشب بیاره ازش می‌خوام رو تن خونه عطرتو جا بذاره»
    «نگو نه به دلم نگو نه نمی‌خوام به این زودی برم من اونم همونم همونی که تا آخرش گفت می‌مونم دلمو دزدیدی به کی پز میدی به من که واسه تو بد زمین خوردم که تو وایسی اسمتو آوردم رو تو قسم خوردم منی که از روز اولم اینجوری می‌خواستی دلم می‌خواد داد بزنم اسمتو فریاد بزنم تو کوچه پس کوچه‌ی شهر عشقِ تو رو جار بزنم وقتی تو می‌خندی می‌خوام دلمو از جاش بکنم اونی که جون میده برات آره منم آره منم دلم می‌خواد پیش من باشی تا ابد تا جونم بگه برات نمی‌تونم بمونم بی‌تو نگو نه نذار اشکه من درآد»

    «صدای خنده‌هات هنوز توی گوشمه عطری که می‌زنی رو لباسیه که می‌پوشمه دیگه بدون من یه قدمم بر ندار یه چیزی بهت می‌گم این دفعه رو نه نیار هر بار این درو محکم نبند نرو این چشمای ترو نکن تو بدترو نفسم می‌بُره دل من دلخوره بی تو از دلهره هر دقیقش پُره بدون ِ تو بدون از این زندگی سیرم به جون هردومون نباشی از دست میرم درارو وا نکنو حرف رفتن نزن نه دیگه تا نکن به هر دلیلی بد با من»

    مبتذل خوانی سیما در شب پاسداشت زبان فارسی مبتذل خوانی سیما در شب پاسداشت زبان فارسی

    این‌ها تنها گوشه‌ای از اشعاری است در چندوقت اخیر توسط برخی خوانندگان نه‌چندان مطرح در صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش شده و متاسفانه آنچه در ویژه برنامه‌های شب یلدا شاهد بودیم ادامه روند ناثواب کنونی است و گویی قصدی بر تغییر این سیاست در میان تصمیم گیران سازمان وجود ندارد تا از پخش چنین ترانه‌هایی جلوگیری شود.

    همین چندوقت پیش بود که رهبر انقلاب در دیدار شاعران از ولنگاری زبانی و ساخت لفظی بسیار نازل برخی ترانه‌ها و پخش آن‌ها از صداوسیما انتقاد کردند و فرمودند: «زبان فارسی قرن‌های متمادی است که عمدتاً به‌وسیله شاعران بزرگ حفظ شده و این‌گونه سالم و فصیح به دست ما رسیده است، بنابراین ما باید حرمت زبان را حفظ کنیم و اجازه نداریم با بی‌مبالاتی آن را به دست فلان ترانه‌سرای بی‌هنر بدهیم که الفاظ را خراب کند و بعد نیز با پول بیت‌المال در صداوسیما و دستگاه‌های دولتی و غیردولتی پخش شود.»

    حالا با تاکید رهبری و انتقاداتی که بسیاری از کارشناسان و منتقدان نسبت به رواج چنین ترانه‌هایی دارند، باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا صداوسیما همچنان محفلی برای پخش این دست از ترانه‌ها و آهنگ‌ها خواهد بود یا خیر.

  • افشاگری‌محمدرضا عیوضی؛گفتند پول‌بده تا صدایت ازتلویزیون پخش شود! 

    افشاگری‌محمدرضا عیوضی؛گفتند پول‌بده تا صدایت ازتلویزیون پخش شود! 

    نرگس کیانی: «خواننده قدیمی پاپ بازیگر تئاتر شد» تیتری بود که خبر از حضور محمدرضا عیوضی در نمایش «اتاق پرو» به کارگردانی نغمه نوذری می‌داد.

    خواننده پاپی که شنیدن نامش، قطعاتی چون «تو سرزمین عشقی» به آهنگسازی ناصر چشم‌آذر، «گل‌واژه خلقت» به آهنگسازی فرید شب‌خیز، تیتراژ سریال «روزگار جوانی» و… را به یاد می‌آورد. آثاری که طبق آن‌چه خودش می‌گوید او و خشایار اعتمادی را در زمره نخستین خوانندگان موسیقی پاپ بعد از انقلاب قرار می‌دهد.

    عیوضی این روزها در سالن شماره یک عمارت نوفل‌لوشاتو، نقش کوگل ماس، پروفسور ادبیات زبان لاتین و یونانی سیتی‌کالج را بازی می‌کند. مردی که در زندگی زناشویی‌اش ناموفق است و برای مشورت ابتدا به مطب روانکاو و سپس به دفتر پرسکی جادوگر می‌رود. پرسکی و دستیارش پیشنهاد می‌کنند با یک کتاب وارد اتاق پرو جادویی شود و در بین شخصیت‌های رمان‌های مورد علاقه‌اش به دنبال عشق بگردد. پروفسور اثری از گوستاو فلوبر را انتخاب می‌کند و به دیدار اِما بووآری می‌رود…

    آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگویی است با محمدرضا عیوضی که با صحبت در مورد نقشش در «اتاق پرو» آغاز شد، به واکنش‌ها نسبت به آن‌چه «حضور خواننده قدیمی پاپ بر صحنه تئاتر» خوانده شد رسید و با تمرکز بر فعالیت‌های موسیقایی او و انتقادات جدی‌اش از عملکرد شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی و مرکز موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما به پایان رسید. 

    صحبت‌مان را با نقشی که این روزها در نمایش کمدی «اتاق پرو» بازی می‌کنید، شروع کنیم.

    همان‌طور که می‌دانید نویسنده و کارگردان این اثر نغمه نوذری است و متن را براساس نمایشنامه‌ای از وودی آلن نوشته‌. «اتاق پرو» که اکنون روی صحنه می‌بینید دقیقا مانند نمایشنامه وودی آلن نیست و با توجه به شرایط اجتماعی‌مان تغییراتی در آن ایجاد شده است. این نمایش، یک کمدی کلاسیک سورئال است و با بهره‌گیری از قوه تخیل، تماشاگران را از عالمی به عالمی دیگر می‌برد و برمی‌گرداند.

    بازیگران دیگر این اثر، ایمان اصفهانی، نسترن ابراهیم‌زاده و نگین سرتیپی در تئاتر شناخته شده‌اند و کارشان را به درستی انجام می‌دهند و من به شخصه بسیار خوشحال می‌شوم اگر نقدی نسبت به حضورم در این اثر بشنوم و بخوانم. حضور من در این نمایش ممکن است به واسطه سابقه‌ام در دنیای موسیقی باعث تعجب دوستان شده باشد هر چند پیش‌تر نیز تجربه‌هایی در سریال «کژدم ۳۳» و چند تله‌فیلم داشته‌ام. اولین تجربه‌ام در تئاتر نیز به حضوری پنج دقیقه‌ای در نمایش «به وقت پازولینی» برمی‌گردد تا «اتاق پرو» که در طول یک ساعتی که نمایش اجرا می‌شود، روی صحنه‌ام و طبیعتا دشواری‌های خود را دارد.

    محمدرضا عیوضی در نمایش کمدی «اتاق پرو»

    شما نیز می‌دانید که لبخند روی لب مردم آوردن کار سختی است. آن هم در اثری کمدی کلاسیک که نمی‌توانید در آن برای برقراری ارتباط با مخاطب به سمت روزمرگی‌ها بروید و باید ضمن حفظ وجه و جایگاه کلاسیک کار و حرکت در چهارچوبی مشخص با تماشاگر ارتباط برقرار کنید.

    خبر حضور شما در نمایش «اتاق پرو» با تیترهایی چون «خواننده قدیمی پاپ بازیگر تئاتر شد» منتشر شد. عنوان «خواننده قدیمی پاپ» برایتان خوشایند است؟

    وقتی می‌گویند خواننده قدیمی پاپ به این معناست که من در قدیم کار می‌کرده‌ام و الان دیگر کار نمی‌کنم در صورتی که چنین نیست. البته نسبت به خیلی از خوانندگان که چهار دهه است مشغول فعالیتند، من چندان قدیمی نیستم اما بعد از انقلاب، من و خشایار اعتمادی، نفرات اول موسیقی پاپ ایران بودیم. من همچنان در حوزه موسیقی و مخصوصا در زمینه کارهای اجتماعی مشغول کار هستم و در کنارش کارهای عاشقانه نیز می‌خوانم. 

    وضعیت حال حاضر موسیقی پاپ را چگونه می‌بینید؟

    موسیقی پاپ در حال حاضر در وضعیت خوبی به سر نمی‌برد و متاسفانه به نظرم مبتلا به ویروسی شده است که خروجی‌اش منجر به بیماری گوش شنوندگان می‌شود. من این صحبت را در برنامه‌ای تلویزیونی هم مطرح کردم، نمی‌خواهم بگویم که همه خوانندگان امروز و حال حاضر موسیقی پاپ آثاری بی‌محتوا تولید می‌کنند، نه! در بین‌شان خوانندگان بسیار خوبی هست که هم صدای خوبی دارند و هم از اشعار خوبی استفاده می‌کنند اما این شامل ۵ تا ۱۰ درصد هنرمندان این حوزه از موسیقی می‌شود و به نظرم ۹۵ یا ۹۰ درصد باقی به اجرای هجویات می‌پردازند. متاسفم که وزارت ارشاد و صداوسیما با دادن مجوز به این آثار راه ورود آن‌ها را به جامعه هموار می‌کنند.

    ۹۰ درصد خوانندگان موسیقی پاپ فعلی به اجرای هجویات می‌پردازند و متاسف‌ام که وزارت ارشاد و سازمان صداوسیما با دادن مجوز به این آثار، راه ورود آن‌ها را به جامعه هموار می‌کنند 

    به گمان من روابطی که این روزها در صداوسیما وجود دارد، روابطی کاسب‌کارانه است و این قبیل پیشنهادات حتی به خود من نیز شده است! به من نیز گفته‌اند اگر می‌خواهی فلان کارت از صداوسیما پخش شود، این مبلغ پول بده و تعجب کرده‌ام که واقعا این پیشنهاد به من می‌شود؟! و پاسخم این بوده است که اشتباه گرفته‌اید!

    پول می‌دهید و آن‌ها [واسطه‌ها و دلال‌ها] برای کارتان، هر چه که باشد، مجوز می‌گیرند و به عنوان تیتراژ سریال پخش می‌کنند و در روشی دیگر، اگر کنسرت‌های‌تان سولداوت شود، بدون این‌که تفاوتی کند که محتوای اثرتان چیست، به عنوان مهمان دعوت می‌شوید تا آن برنامه پربیننده شود. به نظر من دعوت این افراد به رسانه ملی که متعلق به مردم است، اشتباه محض است و به سومدیریت و عدم مدیریت درست و سالم برمی‌گردد و موجب دامن زدن به رونق بیشتر این قبیل ترانه‌ها و موسیقی‌ها می‌شود.

    اشاره‌تان به «هجویات» بیش از هر چیز به حوزه شعر و ترانه مربوط است؟

    دقیقا همین طور است.

    یعنی پیش از وارد شدن به بحث آهنگسازی  و غیره، به مشکلاتی که در زمینه ترانه وجود دارد اشاره می‌کنید؟

    بحث ملودی، تنظیم و غیره بحثی سلیقه‌ای است، ممکن است کسی از یک خط ملودی خوشش بیاید و دیگری نه یا یک نفر تنظیمی را دوست داشته باشد و نفر بعدی نه که به تجربه هنرمند و شناخت آگاهانه‌اش از جامعه برمی‌گردد که تنظیم و خط ملودی‌ای را انتخاب کند و انجام دهد که مورد توجه قرار بگیرد. منتقدانی هم هستند که در این حوزه صاحب‌نظرند و در مورد این صحبت می‌کنند که به عنوان مثال خط ملودی ایراد دارد یا خیر و ترانه به اجبار در خط ملودی جا شده یا واقعا جایش آن جا بوده است اما مشکل اصلی ترانه است و در واقع هجویاتی که به اسم ترانه در جامعه ما رواج پیدا کرده است.

    و عملکرد شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی و مرکز موسیقی و سرود سازمان صداوسیما را در این زمینه چگونه می‌بینید؟

    هر دو مقصرند و گمان می‌کنم عواملی نفوذی در این شورا و مراکز وجود دارند که ماموریت‌شان این است که فرهنگ جامعه را خراب کنند و از نظر خودشان خوشبختانه و از نظر ما بدبختانه، موفق هم شده‌اند. مدیران ما به خاطر عدم شناخت و فقدان صلاحیت به این وضعیت تن داده‌اند. اگر مدیر، مدیر خوبی باشد می‌تواند حتی اگر خودش کارشناس شعر، ترانه، ادبیات و موسیقی نیست، در کنار دستش از کسانی که در حوزه ادبیات فعالند و استخوان خُرد کرده این کارند به عنوان مشاور استفاده کند و جلوی ورود کسانی را که با پارتی‌بازی، رابطه، بهره‌مندی از رانت و پرداخت پول و رشوه وارد این حوزه می‌شوند بگیرد.

    روابطی که در صداوسیما وجود دارد، روابطی کاسب‌کارانه است و این قبیل پیشنهادات به خود من نیز شده است. صریح گفته‌اند اگر می‌خواهم فلان کارم از تلویزیون پخش شود، باید پول بدهم

    اما متاسفانه مدیران‌مان هم براساس روابط فامیلی و غیره وارد می‌شوند و به وضعیت ملوک‌الطوایفی دچار شده‌ایم. هر کسی به مدیریت جایی می‌رسد به سراغ آشنایان و دوستان خود می‌رود، فارغ از این که این افراد تخصص دارند یا خیر؟ خدا آقای چمران را رحمت کند که در جواب تخصص بهتر است یا مومن بودن گفت: «مومنی که انجام کاری را که در آن تخصص ندارد بپذیرد دیگر مومن نیست. انسانی که مومن، متعهد و باوجدان باشد انجام کاری را که در آن تخصص ندارد نمی‌پذیرد.»

    پس اگر بخواهید به راهکاری عملی برای بهبود وضعیت موسیقی پاپ فکر کنید، گمان می‌کنید شیوه نظارت بر ترانه است که باید تغییر کند؟

    باید شیوه نظارت بر مدیرانی را که مسئول این ماجرا هستند تغییر داد. چون مدیران نالایقی در سراسر کشور ما وجود دارند که نه تنها در حال نابودی حوزه ترانه، شعر، موسیقی و فرهنگ، بلکه در حال نابودی حوزه اقتصاد، سیاست و… هستند. باید غربال‌گری درستی انجام داد و از هر کسی که در حوزه کاری‌اش تخصص ندارد، درخواست کرد به سراغ کار دیگری برود. تخصص نداشتن در یک حوزه به معنای تخصص نداشتن در هیچ حوزه‌ای نیست و این افراد نیز قطعا می‌توانند در جای دیگری مورد استفاده قرار بگیرند.

    متاسفانه در حال حاضر بسیاری از مدیران، وکیلان و وزیران ما محکم به صندلی‌هایشان چسبیده‌اند و نگرانند که مبادا با استفاده نکردن از فلان شخص که دیگری سفارشش را کرده است، میزشان را از دست بدهند.

    ۵۷۵۷

  • اجرای موسیقی اصیل ایرانی در کنسرت «پیوسته»

    اجرای موسیقی اصیل ایرانی در کنسرت «پیوسته»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بهداد بهرام بیک، سرپرست گروه سیم در این باره گفت: «کنسرت پیوسته اجرای آلبومی است به همین نام که به زودی منتشر می شود. در این آلبوم ضبط قسمتهای سازی به صورت آنسامبل (ضبط زنده گروهی) در استودیو پژواک با صدابرداری یاسر فلاح پور و همچنین ضبط قسمتهای آوازی در استودیو آوای چکاد به صدا برداری هنرمند گرامی علیرضا جواهری بوده است.»

    این هنرمند افزود: «امروزه، اینگونه ضبط ها بخاطر مشکلات فراوانی که بر سر راه قرار دارد، به ندرت انجام می شود و بیشتر به صورت مولتی ترک (ضبط جداگانه لاینها…) می باشد اما، ضبط آنسامبل و گروهی مزایای فراوانی دارد؛ از جمله حس و حال بیشتر و به وجود آمدن نوانسها و داینامیکهای لحظه ای برای همه اعضای گروه درحین اجرا که بیشتر این کیفیتها در موسیقی ایرانی از مؤلفه هایی است که این موسیقی به عنوان اهداف مهم دنبال می کند. شاید در این نوع ضبط، کیفیتی به نام «آن» که امروزه از آن به وفور صحبت می شود، بیشتر هویدا گردد. البته ضبط جداگانه لاینها هم دارای محاسنی است که مراحل ضبط و همچنین میکس و ادیت را در انتها برای اتمام پروژه آسانتر می کند. چه بسا با توجه به محتوا و حجم کلی کار، هنرمند باید انتخاب درستی برای پروژه خود داشته باشد و فقط راحتی مراحل تولید به عنوان یک مؤلفه در نظر گرفته نشود.»

    بهرام بیک خاطر نشان کرد: «رپرتوار و قطعات این مجموعه (هم کنسرت دی ماه و هم آلبوم) شامل آثاری از استاد سعید هرمزی و استاد حسن کسایی و همچنین تصنیف ها و قطعات ضربی ساخته شده توسط من هستند و کل مجموعه در آواز شوشتری و کرد بیات ساخته شده است. اعضای این گروه از جمله خواننده محترم آقای علیرضا گلبانگ، همگی سالهاست در راستای موسیقی اصیل ایرانی فعالیت می کنند.»

    سرپرست «سیم» درباره این گروه موسیقایی توضیح داد: «گروه سیم با هدف پرداختن به موسیقی اصیل و فاخر ایرانی که بر مبنای ردیف-دستگاهی و البته الحان غنی موسیقی مقامیِ نقاط مختلف سرزمینمان می باشد، شکل گرفته است. در این راستا معمولا آثاری از اساتید گذشته و یا قطعاتی ساخته شده توسط خود اعضای گروه در قالب آهنگ، آلبوم ویا کنسرت، اجرا و ارائه می گردد. به منظور صدادهی و رنگهای متنوع سازی بنابر ضرورت یک آلبوم یا کنسرت، با نوازنده های مختلفی در راستای اهداف گروه در این گروه همکاری می شود، لذا در طول زمان امکان استفاده از هنرمندان و نوازندگان مختلف وجود دارد

    کنسرت گروه موسیقی سیم به سرپرستی و آهنگسازی بهداد بهرام بیک و آواز علیرضا گلبانگ، تحت عنوان کنسرت «پیوسته» و در تاریخ پنجشنبه، ۱۲ دی ماه سال جاری، در فرهنگسرای نیاوران تهران به روی صحنه خواهد رفت.

    ۲۴۱۲۴۱