برچسب: فرهنگ>موسیقی

  • «باران عشق»؛ دیگر صدا ندارد

    «باران عشق»؛ دیگر صدا ندارد

    نحوه آشنایی من با استاد ناصر چشم‌آذر، اولین بار بعد از فوت استاد بابک بیات و در منزل ایشان اتفاق افتاد و در همان روزها موضوع کوچکی بین من و یکی از کارگردان‌ها پیش آمده بود که باعث رنجش من شد و مرحوم ناصر چشم‌آذر در آنجا حضور داشتند. ایشان کلی  از من دلجویی کردند و این رفتار و حسن صداقت‌شان باعث خرسندی و دلگرمی من شد. همین امر و موضوع موجب شد که ما به هم نزدیک شویم.

    اگر بخواهم به سبک و سیاق و مدل فعالیت ایشان بپردازم، باید ساعت‌ها درباره آن صحبت کرد و نوشت، چرا که بسیار در کارشان غنی و ماهر بودند و آثارشان زوایای مختلفی داشت.

    چشم‌آذر، در موسیق پاپ با خوانندگان بزرگی کار کردند که باعث درخشش آن کارها شد و هرکسی آهنگ‌های آن‌ها را می‌شنید، متوجه می‌شد که موسیقی مربوط به ناصر چشم آذر است. کارهای‌شان شما را ترغیب می‌کرد که آن‌ها را به خاطر بسپارید و با آن زندگی کنید. ایشان بسیار خلاق بودند و زمانی که پشت پیانو خود می‌نشستند، در لحظه آثاری را خلق می‌کردند که اطرافیان از آن لذت بسیار می‌بردند. اما خودشان آن‌قدر غرق در منویات درونی خویش می‌شدند که متوجه نبودند چه شاهکاری را خلق کرده‌اند اما اطرافیان از شنیدن آن حجم از زیبایی حیرت می‌کردند.

    ایشان نه تنها درکارشان نمونه بودند، بلکه شخصیت بسیار صادق، مهربان و رُک‌گویی هم داشتند و همین شخصیت را نیز در موسیقی‌های‌شان می‌دیدیم. دائم دلتنگ و بی‌قرار بودند و یکی از زیباترین خصوصیات اخلاقی ایشان این بود که هرگاه دلتنگ کسی می‌شدند، اصلا به این مورد توجه نمی‌کردند که از او بزرگ‌ترند یا کوچک‌تر؟ آخرین بار ایشان تماس گرفتند یا طرف مقابل؟ با این چیزها کاری نداشتند و دوستان‌شان را دنبال می‌کردند.

     آن کسانی را که دوست داشتند، دعوت می‌کردند تا به موسیقی‌های‌شان گوش دهند و نظرات‌شان را درباره آن بگویند. من فکر می‌کنم کارهایی که آقای چشم‌آذر در طول حیات پربارشان به سرانجام رساندند، قطعا کار هیچ کس دیگری نمی‌تواند باشد.

    ستار اورکی در کنار ناصر چشم‌آذر  (سمت راست تصویر)

    آقای چشم‌آذر که استادی بی بدیل و بی همتا بودند، کودک درون‌شان همیشه شاد و سرحال بود و خیلی معصومانه برخورد و زندگی می‌کرد. آدم‌ها را بسیار خوب می‌شناخت، آنها را تشخیص می‌داد و خیلی صریح هم به آنها این موضوع را می‌گفت؛  به آنها می‌گفت تو همچین آدمی هستی و این ویژگی شخصیتی‌ات خوب و این ویژگی‌ات بد است.

    اگر هم یک موسیقی از یک نفر می‌شنید که خوب بود، شماره آن فرد را اگر نداشت، پیدا می‌کرد، زنگ می‌زد و به او می‌گفت آفرین. از بابت این موضوع هم هیچ ابایی نداشت که فکر کند خودش را کوچک کرده است و از این طریق به پیشرفت و تشویق نسل جدید کمک می‌کرد. 

    جای تاسف است از اینکه استاد چشم آذر در حال ساخت موسیقی فیلم«مشمشه» با کارگردانی شاهد احمدلو بودند که متاسفانه نیمه‌های راه، سفر ابدی را در پیش گرفتند و همه ما را تنها گذاشتند. همه مستاصل ماندند، مخصوصا شاهد احمدلو که شیفته و دلباخته موسیقی‌های ایشان بود. بعد از درگذشت آقای چشم‌آذر، آقای احمدلو و خانواده محترم چشم‌آذر و یار همیشگی‌اش  همسرشان خانم شیرین احمدلو ،من را برای ادامه ساخت موسیقی آن کار انتخاب کردند و یکی از دلایل این موضوع این بود که من ارتباط بسیار نزدیکی با آقای چشم‌آذر داشتم و ایشان هم به من لطف داشت و بارها در پیش آقای احمدلو و خانواده‌شان از من تعریف کرده بود. پذیرفتن این موضوع در ابتدا برای من بسیار دشوار بود، چرا که با اتفاق رخ داده در یک بحران روحی قرار گرفته بودم و حتی فکر کردن به این موضوع هم من را اذیت می‌کرد اما در نهایت پذیرفتم و یک موسیقی خوب ساختم و آن را هدیه کردم به روح استاد ناصر چشم‌آذر.

    یادشان گرامی و امیدوارم همه ما قدردان این اساتید باشیم و تا زمانی که در قید حیات هستند، نهایت شور، شعف و زندگی را با ارتباط درست در آنها ایجاد کنیم نه اینکه آنها را تنها بگذاریم.

    ۵۷۲۴۵

  • فرود گرگین‌پور درگذشت

    فرود گرگین‌پور درگذشت

    صبا گرگین‌پور، فرزند فرود گرگین‌پور، پیشکسوت موسیقی نواحی با اعلام این خبر گفت: «متاسفانه پدرم دقایقی قبل بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت.»

    فرود گرگین‌پور، برادر فرهاد گرگین‌پور و خواهرزاده محمد بهمن‌بیگی، از نوازندگان نامی ایل قشقایی است. وی از کودکی با نوازندگی آکاردئون، یادگیری موسیقی را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۲ برای اعتلای کار خویش از کلاس‌های نورعلی برومند، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی و علی‌اصغر بهاری بهره برد. او سال ۱۳۵۴، تحصیلات موسیقی در دانشگاه تهران را به پایان رساند و از همان سال به تشویق نورعلی برومند به نواختن ساز کمانچه پرداخت. از آثار وی می‌توان «ترکمن صحرا»، «هجران»، «کوراغلو» و «مجموعه موسیقی قشقایی» را نام برد.

    در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۴ مراسم بزرگداشتی برای این هنرمند با حضور افرادی چون حسین علیزاده، محمود دولت‌آبادی، جواد مجابی و حسین الهی‌قمشه‌ای در فرهنگسرای نیاوران تهران برگزار شد.

    ۵۷۵۷

  • ناصر چشم‌آذر به روایت سیروس الوند

    ناصر چشم‌آذر به روایت سیروس الوند

    مهسا بهادری: از ناصر چشم‌آذر ​ آهنگساز سرشناسی که در اردیبهشت سال ۹۷ در سن ۶۷ سالگی در تهران درگذشت می‌توان تصویری دو بعدی ارایه داد. تنظیم‌کننده‌ای چیره‌دست و آهنگسازی ورزیده. کسی که از ۱۳ سالگی آکاردئون می‌نواخت و در ۱۷ سالگی رهبری کنسرتی را در سفارت ایران در عراق بر عهده گرفت و در ۱۸ سالگی سفرهای کاری خود را آغاز کرد. در ۲۰ سالگی به آمریکا رفت تا دوره موسیقی جاز را بگذراند، سپس به ایران بازگشت و سرپرست ارکستر شوی تلویزیونی پرویز قریب افشار شد.

    او به جز پدرش اسماعیل چشم‌آذر که نوازنده تار و کمانچه و پیانو و دف بود، اساتیدی چون مرتضی حنانه و امانوئل ملیک اصلانیان داشت و موسیقی بسیاری از فیلم‎های سینمایی شناخته شده و پرمخاطب ایرانی را نیز ساخت. او این کار را با ساختن موسیقی فیلم «تاراج» به کارگردانی ایرج قادری در سال۶۳ آغاز کرد. ناصر چشم‌آذر نه تنها اهالی موسیقی را به خود جذب کرده بود؛ بلکه به سبب ساخت و تنظیم موسیقی فیلم، رابطه بسیار قوی‌ای هم با اهالی سینما داشت از دستاوردهای هنری او در این زمینه، می‌توان به دریافت ۲ سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم‌های «چشم شیطان» و «قارچ سمی» و کاندید سیمرغ از جشنواره فیلم فجر برای موسیقی فیلم‌های «هامون» و «خواهران غریب» و همچنین جایزه بهترین موسیقی فیلم برای فیلم «خواهران غریب» در جشنواره فیلم مالزی را برشمرد.

    یکی از همین سینمایی‌ها که به خوبی با ناصر چشم‌آذر آشنایی دارد، سیروس الوند است. او اولین همکاری خود با چشم آذر را برای ساخت فیلم «محموله» را در سال ۶۶تجربه کرد.

    این کارگردان درباره مهمترین ویژگی ناصر چشم‌آذر به خبرآنلاین گفت: «ناصر چشم‌آذر در خانواده‌ای اهل موسیقی رشد کرده است. پدر و برادرانش و خودش از نوازندگان چیره‌دست آکاردئون بودند. ناصر درجه یک بود، موسیقی آذری را بسیار دوست داشت و بسیار با آن آشنا بود و از معدود تنظیم‌کنندگان موفقی بود که از ۱۹سالگی کار تنظیم را شروع کرد و بیش‌تر برای تنظیم سراغ موسیقی‌های جهانبخش پازوکی می‌رفت.»

    این هنرمند درباره اولین آشنایی خود با این اهنگساز گفت: «مبدا آشنایی ما با ناصر در ۱۹ سالگی بود. من ناصر را اولین بار هنگام ضبط موسیقی در استودیو دیدم. ناصر به طور کلی آدم آرامی نبود مقداری هیجان زده بود و برای تمام کارهایش هیجان داشت. هم در کار و هم در زندگی و به نظرم همین موضوع باعث شد او سکته کند  متاسفانه در نهایت ما او را از دست بدهیم

    سیروس الوند

    الوند درباره مهارت و توانایی یک موسیقی‌دان برای تنظیم آهنگ گفت: «در تنظیم موسیقی، فرد تنظیم‌کننده باید همه سازها، صداها و کاربردهای سازها را بشناسد چرا که هر سازی یک شخصیتی دارد و آن صدا هم یک شخصیت دارد.
    یادم است  که بابک بیات می‌گفت اگر صدای احمد شاملو یک ساز بود، قطعا ویولن سل بود؛ چرا که آن فخر، متانت و فضایی که این ساز در گوش آدم ایجاد می‌کند به کارکتر شاملو بسیار نزدیک‌تر بود. ناصر چشم‌آذر در همان سال‌های ابتدایی با تنظیم آهنگ‌ها بسیار مطرح شد تا زمانی که خودش شروع به آهنگسازی کرد.»

    او درباره همکاری‌های مرحوم ناصر چشم‌آذر با برخی خوانندگان قبل از انقلاب گفت: «یکی از موفق‌ترین آهنگ‌های فائقه آتشین، آهنگ «هجرت» است که در زمان خودش بسیار صدا کرد و ناصر چشم‌آذر آن را ساخت و بعد هم تنظیم کرد. آهنگ  «یه تنهایی یه خلوت» برای منصور تهرانی و چند کار بسیار معروف دیگر با داریوش، توانایی او را به همه ثابت کرده بود او با بسیاری دیگر از افراد نیز کارکرده بود اما این چند کار به نوبه خودشان شاهکار بودند.»

    این کارگردان درباره زمان و نحوه شروع آهنگسازی فیلم توسط چشم‌آذر گفت: «بعد از انقلاب، ناصر چشم آذر، با دعوت ایرج قادری، برای فیلم «تاراج» که در سال ۶۳ ساخته شد. کار آهنگسازی فیلم را شروع کرد، بعد برای فیلم «محموله» که درسال۶۶ ساخته شد و کارگردانش خودم بودم آهنگسازی کرد در این بین با داریوش مهرجویی و تعداد دیگری هم همکاری کرد. ملودی فیلم «محموله»؛ دستمایه ناصر چشم‌آذر برای ساخت آلبوم «باران عشق» شد. 
    که سال ها این آلبوم درصدر بود به طوری که همه می‌گفتند اگر شمال می‌خواهی بروی بنزین نداشتی مهم نیست اما حتما سی دی «باران عشق» را داشته باش.
    »

    سیروس الوند درباره اولین چگونگی شکل‌گیری اولین همکاری خود با این آهنگساز گفت: «در فیلم «محموله» آهنگساز در میانه کار انصراف داد و گفت من فرصت نمی‌کنم موسیقی فیلم را بسازم این در حالی بود که تنها ۶روز تا آغاز جشنواره فیلم فجر فرصت مانده بود و فیلم ما موسیقی نداشت و با توجه به اینکه پروسه آهنگسازی برای فیلم پیچیده و زمان بر است و حداقل تمام کارها ۱۰ روز طول می‌کشید؛ من تصمیم گرفتم موسیقی یکی از فیلم‌های خارجی را روی کار بگذارم چون فرصتی برای ساخت آهنگ نبود. در همین میان که من نمی‌دانستم چه کار کنم، روبیک منصوری به من گفت ناصر چشم‌آذر می‌تواند کار را سه روزه انجام دهد. من هم قبول کردم، با او صحبت کردم پذیرفت، فیلم را دید و گفت کنار من بنشین من تکه تکه ملودی‌ها را با پیانو می‌نوازم اگر پذیرفتی آنها را تبدیل به نُت می‌کنم و آهنگسازی می‌کنم همین اتفاق هم افتاد و سه روزه موسیقی فیلم را ساخت. این کار برای من حیرت آور بود و فیلم هم به جشنواره رسید. من فکر می‌کنم حتی ۳نفر هم تا کنون در ایران نبوده‌اند که بتوانند این کار را با چنین مهارتی انجام دهند و به همین دلیل است که فکر می‌کنم واقعا مانند چشم‌آذر نخواهد آمد و جای او در حال حاضر بسیار خالی است.»

    این فیلم‌نامه نویس درباره سابقه همکاری خود با مرحوم چشم‌آذر گفت: «موسیقی را در زمینه فیلم ادامه داد و چون در این زمینه بسیار مهارت داشت بیش‌تر از پیش درخشید. من و ناصر بعد از «محموله» همکاری‌های متعددی را با یکدیگر انجام دادیم سریال «خسته دلان» و موسیقی تله فیلم‌های من را همه او ساخت.» 

    سیروس الوند درباره روحیه شاگردپروری چشم آذر گفت: «بابک بیات یک روحیه شاگرد پروری هم در زمینه آهنگسازی و هم در زمینه خوانندگی داشت، اما ناصر این روحیه را نداشت تنها شاگردش دخترش بود که البته نوازنده بسیار خوب و ماهری هم هست و بسیار ویولن را پخته می‌نوازد.»

    الوند در پایان درباره این هنرمند با بیان این نکته که ناصر هیچگاه از اینکه از ایران مهاجرت نکرد ناراضی نبود گفت: «اگر می‌رفت دیگر نمی‌توانست کارهایی را که در ایران انجام می‌داد، آن جا هم انجام بدهد نهایتا می‌توانست با خواننده‌های آن طرف همکاری کند، ناصر از ایران بود که به این جایگاه رسید. همچنین شخصیتی بود که مردم هم بسیار او را دوست داشتند. مردم به طور کلی هنرمندانشان را دوست دارند معمولا شلوغ‌ترین و پرشورترین تشیع جنازه‌ها مربوط به هنرمندان است. کسانی مانند چشم‌آذر یا بسیاری دیگر از هنرمندان؛ آدم‌هایی هستند که اگر به هر دلیلی کار نکنند؛ یا فوت کنند، یا از ایران بروند یا ممنوع الفعالیت شوند هیچ وقت به فراموشی سپرده نمی‌شوند.»

    ۲۵۸۲۴۵

  • شما نظر دهید/ ترکیب شعر کلاسیک و موسیقی پاپ را در آثار محسن چاوشی چگونه ارزیابی می کنید؟

    شما نظر دهید/ ترکیب شعر کلاسیک و موسیقی پاپ را در آثار محسن چاوشی چگونه ارزیابی می کنید؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ترکیب شعر کلاسیک فارسی را با موسیقی سنتی ایرانی را هم شنیده‌ایم و قبول داریم که ترکیبی نیرومند و دلبرا است. همیشه هم سروده‌های بزرگان ادبیات ایران از حنجره بزرگان موسیقی سنتی به گوشمان رسیده‌ است.

    با ورود موسیقی پاپ به ایران هم، خیلی از خوانندگان پیشگام این سبک در آغاز کار اگر هم ترانه‌هایی به زبان‌های دیگر نمی‌خواندند با سروده‌های ترانه‌سراهای معاصر دست به خلق اثر می‌زدند. شاید هم زمان لازم بود تا خوانندگان سبک‌های موسیقی تازه به فکر استفاده از اشعار کلاسیک بیافتند.

    در تازه‌ترین نمونه هفته گذشته آلبوم تازه‌ای از محسن چاوشی به بازار آمد که ترانه‌سراهای آن شاعران بزرگی چون مولانا، سعدی و وحشی بافقی بودند. چاوشی پیش از این هم در آلبوم «من خود آن سیزدهم» از اشعار کلاسیک ادبیات فارسی استفاده کرده بود.

    در نظر شما این ترکیب چقدر موفق است. با توجه به نمونه‌هایی که تا کنون از شنیدن اشعار کلاسیک در موسیقی پاپ یا دیگر سبک‌های تازه‌تر موسیقی شنیده‌اید، این کار را تا چه اندازه موفق و درست می‌دانید.

    ۱۷۲۴۱۲۴۱

  • «لطف ساز» برای بزرگداشت محمدرضا لطفی

    «لطف ساز» برای بزرگداشت محمدرضا لطفی

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیین نکوداشت هفتادوسومین زادروز محمدرضا لطفی، موسیقیدان فقید ایرانی در قالب ویژه برنامه «لطف ساز»، شامگاه روز جمعه ۱۳ دی‌ماه در تالار «خلیج فارس» بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران برگزار خواهد شد.

    این برنامه که با همکاری مشترک مکتب‌خانه میرزا عبدالله و بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران میزبان علاقمندان موسیقی است، با سخنرانی جمعی از بزرگان موسیقی ایرانی و اجرای نوازندگان موسیقی کلاسیک ایرانی همراه خواهد بود.

    این برنامه پنجمین دوره از سری برنامه‌های «لطف‌ساز» است که پس از درگذشت این استاد موسیقی در ماه تولد این هنرمند برگزار می‌شود. در چهار دورۀ اخیر هنرمندانی چون مجید کیانی، علی‌اکبر شکارچی، ارشد تهماسبی، حمید متبسم، قطب‌الدین صادقی، فرخ مظهری، هادی منتظری، مازیار شاهی، هوشمند عبادی، بهاره فیاضی، پویان بیگلر، علیرضا میرعلی‌نقی، شهرام صارمی و مجید درخشانی به عنوان سخنران یا نوازنده حضور داشته‌اند.

    ویژه برنامه «لطف ساز» ساعت ۱۹ روز جمعه ۱۳ دی در بنیاد آفرینش های هنری نیاوران برگزار می‌شود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • فرمول کوتاه کردن دست ترکیه از «تنبور» ایرانی

    فرمول کوتاه کردن دست ترکیه از «تنبور» ایرانی

    با توجه به سابقه ترکیه در این موارد، همه می‌دانیم سلسله مصادره‌های این کشور تمامی ندارد و تنبور آخرین گزینه این کشور نخواهد بود. هرچند هفت سال پیش جمهوری آذربایجان هم در اقدامی مشابه، ساز تار را به نام خود در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رساند و دست ما کوتاه ماند و خرما بر نخیل.

    به هر حال ایران، مفاخر و میراثی که قابلیت جهانی شدن داشته باشد، کم ندارد و اگر غفلت کنیم ما می‌مانیم و افسوس و ای کاش‌ها. دکتر شاهین فرهت، آهنگ ساز و استاد رشته موسیقی در آکادمی موسیقی سوئد و دانشگاه تهران، راه‌حل مقابله با این مصادره‌ها را فعالیت فرهنگی می‌داند.

    . وقتی از تنبور حرف می‌زنیم دقیقا از چه حرف می‌زنیم؟

    تنبور یکی از سازهای قدیمی ایرانی است که خاستگاه آن به مناطق کردنشین ایران، به خصوص کرمانشاه برمی‌گردد. حتی در گذشته دور ، فارابی و مولانا در کلام خود از این ساز گفته‌اند. تنبور، خانه نشین نیست و در مناطق یاد شده، به مراسم عزاداری و عروسی هم راه پیدا کرده و جزئی از فرهنگ این مکان ها شده است. تنبور، صدای فرهنگ این منطقه است و کوچک و بزرگ بلدند آن را بنوازند. ماجرای ثبت تنبور زمانی خبرساز شد که انجمن موسیقی کرمانشاه، از عزم استاد شهرام ناظری و ۶۰۰ تنبورنواز برای اجرای گروهی در محوطه تاریخی بیستون گفت. آن‌ها می‌خواهند با انتشار ویدئوی این اجرای گروهی، به خاستگاه تنبور سندیت ببخشند. بعد از انتشار این خبر، رئیس انجمن موسیقی کرمانشاه گفت که ترکیه برای ثبت تنبور به نام خودش در یونسکو، خواب‌هایی دیده است.

    البته برخی مدعی شدند ترکیه هنوز برای مصادره تنبور خیز برنداشته است. در این خصوص مصطفی پورعلی، مدیر کل دفتر ثبت آثار، حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی گفت:«پرونده تنبور(مهارت ساختن و نواختن) پرونده مهمی برای وزارت میراث فرهنگی است و در اولویت قرار دارد؛ ولی با توجه به محدودیت های یونسکو برای ارائه پرونده های ملی، ترجیح ما این است که به صورت مشترک این کار را انجام دهیم.» به هر حال، شاید ترکیه برای سازی که در ایران ما آن را به اسم دیوان می‌شناسیم، مقام‌های دیگری نوشته باشد، اما ثبت آن توسط این کشور، یعنی همان اتفاقی که برای تار افتاد و ما باز قافیه را باخته‌ایم.

    فعالیت هنری با مصادره مقابله می‌کند

    دکتر شاهین فرهت نیز دل خوشی از این مصادره به مطلوب‌های ترکیه ندارد. او با ابراز تاسف درباره خیز ترکیه برای ثبت تنبور می‌گوید:«درخصوص موسیقی، مقدار زیادی از این اقدام‌ها، اجتناب‌پذیر است؛ اگر آهنگ سازهای ایرانی کاری بکنند. به نظر من آهنگ سازهای سنتی ایران باید بیشتر و بیشتر از این ساز در آثارشان استفاده کنند. یادتان می‌آید در یک مقطع زمانی، درباره خلیج فارس چه حرف‌های بی خودی می‌زدند؟ من بلافاصله سمفونی خلیج فارس را ساختم که چندین بار اجرا شد و حتی در جهان انعکاس پیدا کرد. خب، ما با فعالیت های هنری می‌توانیم جلوی این کارهایی که واقعا آدم را متاثر می‌کند، بگیریم.

    ما با کمبود آثار هنری که با این سازها ساخته شده باشد، مواجه ایم که آن را می‌توان با فعالیت‌های هنری جبران کرد. استادان محلی به جای خود محفوظ، ولی اصل موضوع استفاده از ساز در آثار هنری است. از سازهای ایرانی مرسوم مانند نی، کمانچه، تار، سه تار و سنتور که در ردیف موسیقی دستگاهی استفاده می‌شود بگذریم، سازهای مختلفی داریم که مربوط به نواحی خاص است. آهنگ سازها باید برای این‌ها کار بسازند، یعنی قطعه کاملا نوشته شده باشد. این طور این اتفاقات کمتر پیش می‌آید.»

    حال که تنبور پرهیاهو شده، بهتر است برای آن قدمی برداشت. هرچند ما مفاخر و سازهای بسیاری را در فهرست انتظار داریم که دوست نداریم تاریخ برای آن‌ها تکرار شود و از وطن خویش دور بمانند؛ اما به قول شیخ اجل سعدی:«به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.»

    ۲۴۱۲۴۱

  • پول‌پاشی رپر سرشناس در محله فقیرنشین

    پول‌پاشی رپر سرشناس در محله فقیرنشین

    بلوفیس، رپر آمریکایی در این ویدئو روی خودروی شاسی بلندش در یک محله فقیر نشین ایستاده و روی سر مردمی که آن جا ایستاده اند پول می ریزد و مردم بی خانمان و فقیر هم روی زمین در جست وجوی پول ها هستند.

    کاربری نوشت: «به نظر میاد بخشی از یک کلیپ باشه و با این کار کلی تبلیغش رو کرده.» کاربر دیگری نوشت: « اگه این رپر قصد کمک به فقرا رو داشته، این کار ساده لوحانه و مبتذل ترین راه ممکن برای کمک به اون هاست.»

    کاربری هم نوشت: «الان این غرب دوستا میان میگن اینا همش الکیه… آمریکا بهشته… اصلا فقیر نداره… همه خوشبخت هستن!» کاربر دیگری هم نوشت: «این بیشتر شبیه خودنمایی یک اعلی حضرت برای رعایایش بود تا کمک به فقرا.»

    ۲۴۱۲۴۱

  • ۶۰ هنرمند سازنده ساز، آثارشان را به نمایش می‌گذارند

    ۶۰ هنرمند سازنده ساز، آثارشان را به نمایش می‌گذارند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نمایشگاه «سازخانه» به همت کانون سازندگان ساز و توسط خانه موسیقی ایران با همکاری خانه هنرمندان ایران و خانه موزه دکترمعین و استاد امیرجاهد، در شاخه‌های سازهای ایرانی، کلاسیک و ابداعی، ۹ تا ۱۳  دی در مجموعه گالری‌های همکف خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

    مراسم افتتاحیه این نمایشگاه، روز دوشنبه ۹ دی، ساعت ۱۵ در سالن استاد جلیل شهنازِ خانه هنرمندان برگزار می‌شود که از چند چهره پیشکسوت ساز سازی نیز با حضور هنرمندان و مسئولان، تجلیل می‌شود.

    علاوه بر گالری‌های همکف خانه هنرمندان که به نمایش ساز اختصاص دارد، در سالن امیرخانی این مجموعه هم، از ۱۰ تا ۱۳ دی، نشست‌های پژوهشی و تحلیلی پیرامون سازهای ایرانی، کلاسیک و ابداعی با حضور کارشناسان، نوازندگان و سازندگان ساز برگزار می‌شود.

    در این نمایشگاه، بیش از ۶۰ هنرمند، سازهای خود را در گالری‌های ممیز، میرمیران، پاییز و زمستانِ خانه هنرمندان به نمایش می‌گذارند.

    ۵۷۵۷

  • از «فهرست شیندلر» تا «خوب، بد، زشت» در اجرای ارکستر هنگام

    از «فهرست شیندلر» تا «خوب، بد، زشت» در اجرای ارکستر هنگام

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ارکستر هنگام، هفته گذشته، میزبان بسیاری از علاقه‌مندانِ موسیقی فیلم بود و در این کنسرت، آثار آهنگسازانی چون هانس زیمر، جان ویلیامز، انیو موریکونه، هنری مانچینی، زبیگنیف پرایزنر و آلکساندر دسپلا نواخته شد. 

    ارکستر هنگام از ابتدای تاسیس در سال ۹۱ تا به امروز، همواره به دنبال تجربه‌های جدید بوده است. یکی از ویژگی‌های همیشگی،انتخاب رپرتوار این ارکستر ، وجود موضوع یا موضوعاتی محوری و جداگانه برای هر کنسرت بوده است، به طوری که قطعات اجرا شده در هر کنسرت، حول آن محور انتخاب می‌شوند. 

    در این راستا، ارکستر هنگام، هفته گذشته با موضوع موسیقی فیلم در تبریز به روی صحنه رفت. علی رحم‌جو، رهبر ارکستر هنگام در خصوص این کنسرت،  گفت: «سینما از بدو پیدایش تا کنون پیوندی ناگسستنی با موسیقی داشته است؛از کامی سن‌سان (به عنوان اولین آهنگساز شناخته‌شده‌ای که اختصاصا برای مدیوم سینما موسیقی نوشته است) تا به امروز، شماری از برجسته‌ترین آهنگسازان قرن بیستم و بیست و یکم از جمله پروکوفیف، برنستاین، شوستاکوویچ، کوپلند، گلس و… آثاری برای موسیقی فیلم نوشته‌اند. در ابتدا مانند هر پدیده‌ نوظهور دیگری مقاومت شدیدی از سوی برخی منتقدان (به ویژه آدورنو و آیزلر) در برابر موسیقی فیلم وجود داشت؛ به طوری که جایگاه هنری موسیقی فیلم عموما پایین‌تر از جایگاه موسیقی ارکسترال صرفا صحنه‌ای محسوب می‌شد. اما امروزه ژانر موسیقی فیلم تبدیل به یکی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین ژانرهای موسیقی ارکسترال (و غیرارکسترال) شده است. به‌طوری که حتی برخی از پرآوازه‌ترین و در عین حال محافظه‌کارترین ارکسترهای حال حاضر دنیا مانند ارکستر فیلارمونیک وین، پیوسته کنسرت‌ها و برنامه‌های اختصاصی موسیقی فیلم برگزار می‌کنند. همچنین در دهه‌های اخیر حوزه‌های پژوهشی و موسیقی‌شناختی پویایی به منظور مطالعه‌ی جدی موسیقی فیلم به وجود آمده است.»

    او در پاسخ به این سوال که «اهمیت برگزاری کنسرت‌های موسیقی فیلم در چیست»، گفت: «موسیقی فیلم (به تعبیر کلودیا گوربمن)، موسیقی ناشنیده است؛ چرا که حین تماشای فیلم، تلاش‌های آهنگساز (به‌رغم نقش کلیدی‌اش در ایجاد تجربه‌ حسی و ادراکی معین، برای بیننده) عموما زیر صدای دیالوگ‌ها و افکت‌های صوتی مدفون می‌ماند. از طرفی بسیاری از این «موسیقی‌های ناشنیده» شامل ظرافت‌های بکر و غنای هنری و موسیقایی پرباری است که عملا کشف‌نشده باقی می‌مانند. کنسرت موسیقی فیلم فرصتی رها از حصار تصویر و داستان برای کشف ظرافت‌های ناب موسیقایی است.»

    رحم‌جو، معتقد است: «لزوما رابطه‌ یک به یکی میان شهرت آثار موسیقایی و محتوای هنری‌شان وجود ندارد. به بیان دیگر، عوامل بسیار متعددی در جاودانه و معروف شدن یک اثر موسیقایی در طول تاریخ دخیل هستند که محتوای موسیقایی ممکن است تنها یکی از این عوامل باشد. بنابر این، آثار بسیار زیبا و شنیدنی‌ای وجود دارند که به دلایلی نتوانستند از شهرت برخی از آثار دیگر برخوردار شوند. به همین دلیل، ارکستر هنگام، همواره اجرای آثار موسیقایی کمتر شنیده‌ شده اما در عین حال غنی را (در کنار آثار معروف) در برنامه‌ کاری خود قرار داده است و این برنامه نیز از این قاعده مستثنی نبود.»

    یکی از ویژگی‌های این کنسرت، حضور مازیار ظهیرالدینی (نوازنده ویلن) به عنوان سولیست بود که دو قطعه‌ خاطره‌انگیز از فیلم‌های «فهرست شیندلر» و «خوب، بد، زشت» را به همراهی ارکستر اجرا کرد.

    ۵۷۵۷

  • بلیت ۳۰۰‌هزار تومانی کنسرت در تهران

    بلیت ۳۰۰‌هزار تومانی کنسرت در تهران

    نکته جالب این اجراها قیمت‌هایی است که باز هم نشان‌دهنده نبود نظارت بر قیمت‌گذاری کنسرت‌ها است. بررسی سایت‌های فروش بلیت کنسرت حکایت از این دارد که حمید حامی با سقف قیمتی ۳۰۰ هزار تومان و بابک جهانبخش با سقف ۲۵۰ هزار تومان برای بلیت، کنسرت‌های خود را به ترتیب در رویال‌هال تهران و تالار مجلل جزیر کیش برگزار خواهند کرد.

    در روزهای آینده بیش از ۵۰ کنسرت در تهران و شهرستان‌های ایران روی صحنه خواهد رفت.

    ۲۴۱۲۴۱