برچسب: فرهنگ>شعر و ادب

  • آزاده بود و به هیچ گروهی تعلق نداشت

    آزاده بود و به هیچ گروهی تعلق نداشت

    به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نشست «شب‌های روشن» با یاد «جلال آل احمد» با حضور عبدالله انوار و سعید محبی در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

    در این نشست عبدالله انوار به عنوان قدیمی ترین دوست جلال آل احمد به توصیف او پرداخت و گفت: من ۷۶ سال پیش با جلال آل احمد در دانشسرای عالی آشنا شدم. او در خانواده ای مذهبی متولد شد و پس از جدایی او از خانواده نیز آثار تربیت مذهبی در کارهایش دیده می شد.

    این پژوهشگر با اشاره به میهن پرستی جلال آل احمد گفت: جلال چیزی را برای مقام نمی ‌نوشت و آزادی در خونش بود و با نهایت قدرت کار می ‌کرد.

    وی ادامه داد: نسل جدید باید آثار جلال را بخواند، او معتقد بود پول و مقام نسل جدید را به نابودی می کشاند و نباید برای پول و مقام اخلاق را از دست داد و براساس فسلفه یونانی در جامعه ای که پول ارزش پیدا کند احترام از بین می رود.

    انوار با اشاره به کتاب «خسی در میقات» پیاده سازی مذهب به صورت واقعی در جامعه را موجب ایجاد اتحاد دانست و افزود: وقتی جلال صحبت از مذهب می کرد صحبت از اخلاق بود و براین باور بود اگر همه در یک افق اخلاقی جمع شوند جامعه نجات پیدا می کند ولی متاسفانه آثار جلال به خوبی انتشار نیافته است.

    وی ذات جلال آل احمد را آزادی دانست و از جمله ویژگی های او را پایداری و استقامت در دوستی برشمرد و تاکید کرد: نسل جوان باید حرف جلال را بخواند و بفهمد، در این صورت جامعه از بسیاری مسائل نجات می یابد.

    در ادامه محبی به بررسی چهره جلال در سیمای روشنفکری عصر خود پرداخت و گفت: نگاه روشنفکران آن عصر از جمله جلال، نگاهی کل نگربه تحولات اجتماعی بود.

    این نویسنده و مترجم در ادامه به بررسی کتاب نون و القلم پرداخت و پیام اصلی داستان را تلاش روشنفکران برای نجات جامعه و اشاره به اعتقادات متعالی انسانی و ارزش های اخلاقی و دینی دانست.  

    وی افزود: توجه و اقبال جلال به مذهب از موضع یک روشنفکر بومی معترض است نه از موضع انجام تکالیف دینی و یا اصلاح دینی و ما با دو آل احمد مواجه هستیم که ابعاد وجودی اش مغفول مانده است آل احمد قصه نویس و آل احمد مرجع.

    محبی با تاکید بر ابعاد مختلف وجودی آل احمد و میراثی که برای امروز باقی گذاشته است ادامه داد: ویژگی مشترک در آل احمد نویسنده، فعال سیاسی و روشنفکر، وجدان بیدار او به نسل خود است که از لحاظ فیزیکی و فکری جوان مرگ شد و همانند بسیاری از چهره ها، آل احمد نیز عمر کوتاهی داشت.

    وی آل احمد را مشغولیت نسل های بسیاری دانست و مرجعیت آل احمد را به علت تحول، شجاعت، صداقت و نثر آل احمد در آثاری چون «خسی در میقات»، «نفرین زمین»، «نون والقلم» و بسیاری دیگر برشمرد.

    در ادامه این نشست، دهباشی با اشاره به زندگی جلال آل احمد گفت: کار آل احمد علیرغم عمر کوتاه او شعاع و دامنه وسیعی دارد که در هر زمینه ای قابل بررسی است.

    وی افزود: در زمانه ما دو نویسنده وجود دارد که وضعیت مشابهی دارند، جلال آل احمد و صادق هدایت که این دو تن در دو دوره مورد ارزیابی قرار می گیرند، دوره ای که زیستند و دوره‌ای که پس از فوت آنها بررسی می شود.

    این نویسنده ادامه داد: آل احمد در دوران زندگی خود نماد مبارزه با شاهنشاهی و پرچمدار جریان معترض روشنفکری بود و در سنی از دنیا رفت که آغاز سن یک نویسنده محسوب می شود.

    دهباشی با اشاره به آثار آل احمد گفت: آثار آل احمد در زمینه داستان کوتاه، رمان و سفرنامه نویسی از جمله بهترین آثار ادبی است و سفرنامه حج او پس از گذشت سالها از سفرنامه ناصرخسرو از جمله مهمترین سفرنامه ها به شمار می آید.

    وی آل احمد را از جمله سیاسی ترین نویسندگان روزگار خود دانست و گفت: تلقی او از جامعه و آزادی متفاوت بود و مبنای ما از آل احمد، باید متن کتاب ها و نامه های او باشد.

    در حاشیه این نشست که توسط موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و با همکاری مجله بخارا برگزار شد، مجموعه ای از وسایل شخصی، دستنوشته‌ها، نشریات و اسناد تاریخی مرتبط با زندگی جلال، متعلق به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای بازدید عموم علاقه مندان به نمایش گذاشته شد.

  • واکنش‌ها به اظهارات یک بررس اداره کتاب/ جدال مجازی درباره ممیزی

    واکنش‌ها به اظهارات یک بررس اداره کتاب/ جدال مجازی درباره ممیزی

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ:

    این روزها در اداره توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه می‌گذرد؟ این سوالی است که بخش زیادی از بدنه ناشران کشور در ذهن و زبان خود برای آن به دنبال پاسخی هستند. روند رو به رشد سختگیری برای صدور مجوز انتشار کتاب در چند ماه اخیر باعث شده تا ناشران رفته رفته لب به اعتراض گشوده و معترض نگاه جاری و ساری بر کتاب در این اداره شوند و البته در مقابل، تنها چیزی که وجود ندارد پاسخ‌گویی است.

    روز گذشته در همین راستا نیز ماجرای عجیبی شکل گرفت که این‌بار شروع کننده آن نه یک ناشر که یکی از کارشناسان این اداره بود.

    میثم امیری نویسنده و مدیر پایگاه ویکی ادبیات و از همکاران و یاران مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در یادداشتی در وبلاگ خود صحبت از این به میان آورد که یک «رفیق» او را به اداره کتاب دعوت کرده است تا درباره فرجام آثار غیرمجاز شده در این اداره به اظهارنظر و کارشناسی بپردازد.

    امیری در این‌باره در وبلاگ خود چنین آورده است: بررس غیر مجاز شده‌ام تا جایی که ممکن است مشورت بدهم تا به همه کتاب‌ها اجازه انتشار داده شود و آن‌ها گرفتار سلیقه‌های دست‌وپاگیر نشوند. خیالتان تختْ کتاب داستانی گیر نمی‌کند مگر آن‌که به ایران یا شأن مردم توهین کند.

    امیری اما در ادامه یادداشت خود صحبت از فشار یک نویسنده با نام مستعار «مجازی» برای صدور مجوز کتاب خود را به میان می‌آورد که به گفته وی تا نیمه های شب از طریق تلفن او را تهدید و مورد توهین قرار داده است تا مجوز کتابش را صادر کند و البته تصریح می‌کند که او در صلاحیت صدور و یا عدم صدور مجوز کتابی نیست.

    با این همه او در عبارتی بحث‌برانگیز در پایان این یادداشت عنوان می‌کند که حتی اگر روزی او هم کتابی ضد ایران نوشت نباید اجازه انتشار داشته باشد و می‌گوید: معیار دیگری هم ندارم. جاسوس خدا هم نیستم و جمهوری اسلامی و حفظ نظام و این‌ چیزها هم در بین معیارهای من نیست.

    ماجرای کتاب لغو مجوز شده چیست؟

    اما امیری از چه کتابی صحبت کرده بود که چنین واکنش‌هایی را به همراه داشته است.

    شب گذشته آراز بارسقیان نویسنده و مترجم در مطلبی از این مساله پرده برداشت.

    به گفته وی کتابی که امیری درباره آن و نویسنده آن صحبت کرده است، اثری است با عنوان «جنگل قصه‌های ممنوع» اثر دانیال حقیقی که از سوی نشر اسم برای انتشار درخواست مجوز کرده است.

    بر اساس آنچه بارسقیان در یادداشت خود عنوان کرده است این کتاب به دلیل اینکه از سوی بررس‌های اداره کتاب شامل عباراتی دال بر هتاکی و توهین به ایران و مردمانش بوده است و روایتی خلاف مصالح ملی دارد بدون بازنویسی کامل نمی‌تواند منتشر شود.

    واکنش‌ها به معیارهای عجیب ممیزی

    اظهارنظر میثم امیری اما با واکنش‌های متعددی در فضای مجازی روبرو شد. برخی از فعالان نشر به نوع نگاه امیری به کتاب و ادبیات اعتراض وارد کردند و در اقدامی قابل توجه شخصیت «مجازی» که مورد اشاره امیری هم بود خود را معرفی کرد.

    در بخش واکنش‌ها محمدعلی مرادیان از فعالان نشر در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در یادداشت تندی در واکنش به متن  امیری نوشت: وزارت ارشاد، بخشی از وظایف ادارۀ کتاب در بخش ممیزی را به «بنیاد ادبیات داستانی» تفویض کرده است. در قبال چه‌چیزی و یا بر چه‌ اساسی یا با چه‌ مبلغی بماند، فعلاً که در این دولت این چیزها، اساس‌ها و مبلغ‌ها طبیعی است؛ این‌که ممیزی اساساً امری قابل واگذاری و خصوصی‌سازی هم نباید باشد هم بماند برای بعد. لیکن، انجام بررسی و ممیزی کتاب‌ها توسط نویسنده‌های دست‌چندم، بی‌آبرو در ادب و کم‌هویت در مبنا و اساساً مخالف ممیزی در ادارۀ ممیزی وزارت ارشاد، هم قابل توجه است و هم قابل بررسی.

    وی در ادامه نیز نوشته است: این‌ها، هرقدر هم بخواهند با نیرنگ و رنگ منتقد بودن و جامعه‌خواه بودن، خود را مستقل و غیروابسته به هر چیزی معرفی کنند، منفعت‌طلبی‌هایشان رسوایشان می‌کند، دنیاخواهی‌شان، سفله‌صفتیشان را آشکار می‌کند، قلمشان، بی‌قیدیشان و کلام و استدلالشان توخالی بودنشان را نمایان می‌کند؛ که مگر همین‌ها نبودند که از حمله به ادارۀ به‌قول خودشان سانسور به آلاف‌والوفی رسیدند و رقاصۀ محفل‌های ادبی برخوردار روشنفکری شدند و پست گرفتند و صاحب لباس شیک و تمیز شدند و کمی هم چهره شدند، چطور خودشان در همان اداره پست می‌گیرند و سانسور می‌کنند و عواید به‌دست می‌آورند؟!

    سپردن کار خطیر به دون‌مایگان!

    حسین شاهمرادی از اعضای مجمع ناشران انقلاب اسلامی و مدیرعامل انتشارات امیر کبیر نیز در یادداشتی که در آن سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب گرفته شده بود در این زمینه نوشت:

    آیا در وزارت متبوع شما، بررس‌ها معیارِ ممیزی آثار را تعیین می‌کنند یا شما به آن‌ها ملاک و معیار را می‌دهید و آن‌ها صرفاً مأمور بررسیِ کتاب طبق معیارهای مشخص و ازپیش‌تعیین‌شده‌اند؟ مگر ممکن است یک بررس خودش معیارهای بررسی را تعیین کند؟ مگر قانون ممیزی و آیین‌نامه ندارید؟ چقدر باید ناشران از این ممیزی‌های سلیقه‌ای و شکمی آثار در وزارت ارشاد ضربه بخورند؟ اگر ملاکی دارید و اگر طبق قانون عمل می‌کنید، آیا «حفظ نظام و جمهوری اسلامی» در میان معیارهای اعلامی شما به بررس‌ها نیست؟ یعنی بررس‌های وزارت ارشاد، بدون در نظر گرفتن جمهوری اسلامی کتاب‌ها را بررسی می‌کنند؟

    شاهمرادی در ادامه عنوان کرده است: شما در وزارت ارشاد، بررس‌های خود را چگونه انتخاب می‌کنید؟ آیا نظامِ گزینش یا صافیِ خاصی دارید که هر که از راه رسید، وارد آن نشود؟ به‌هرحال تا آنجا که ما می‌دانیم، در روزگاری پیش‌تر و حتی همین الآن، ادارۀ کتاب محل آمدوشد بزرگان و فرهیختگانی بوده و هست که امضایشان پای یک کتاب به آن کتاب اعتبار می‌بخشید و می‌بخشد و تعریضشان به کتابی دیگر، ملاکی جدی برای رد کتاب محسوب می‌شد و می‌شود. چه سازکاری دارید که هر کم‌خردی وارد این مجموعه نشود؟ به‌هرحال این مجموعه با کتاب‌های ناشران و حق الناس سروکار دارد. نمی‌شود زمام آن را به هر سفله‌ای سپرد.

    شاهمرادی در پایان نیز خظاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌نویسد: بررسِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران غلط زیادی می‌کند که جمهوری اسلامی در بین معیارهایش نباشد. البته مدیر بالادستی او و کسی هم که او را بر این کار گماشته، اگر می‌داند و به این موضوع آگاه است، غلط زیادی کرده که چنین کار خطیری را به چنین دون‌مایگانی سپرده است. اگر هم نمی‌داند، باز هم باید توبیخ شود که چگونه، بدون شناخت چنین افرادی، کار را به آن‌ها سپرده است.

    چند نکته در پایان

    صرف‌نظر از این واکنش‌ها عدم شفافیت و نیز پاسخگویی موضوعی است که مدت‌های مدیدی است اداره کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با آن روبرو است.  مدیر کل آن تن به گفتگو و پاسخگویی به رسانه‌ها نمی‌دهد و کارکنان آن نیز در قانونی نانوشته خود را مصون از هر نوع پاسخگویی می‌دانند.

    مشخص نیست چرا وزارت‌خانه‌ای که دم از ایجاد دیوار شیشه‌ای پیرامون خود می‌زند و وزیر آن مسئول دسترسی آزاد به اطلاعات همه ایرانیان نیز هست چرا درباره این بخش از زیرمجموعه خود تنها به بلندتر و قطورتر کردن دیوارها که حاصلی جز بی‌اعتمادی و دلمردگی بدنه نشر ندارد، اهتمام می‌ورزد. آیا ایجاد کانال‌هایی برای صحبت و گفتگوی مستقیم و رودررو با ناشران و نویسندگان درباره آثارشان تبعاتی دارد که این وزارتخانه نمیخواهد زیر بار آن برود؟ اینها بخشی از سوالاتی هستند که عدم پاسخگویی به آن اوضاعی این‌چنینی را در این بخش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فراهم آورده است.

  • کتابی تازه در فهرست لغو مجوزهای ارشاد/ ما تمامش می‌کنیم!

    کتابی تازه در فهرست لغو مجوزهای ارشاد/ ما تمامش می‌کنیم!

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان «ما تمامش می‌کنیم» اثر کالین هوور با ترجمه آرتمیس مسعودی که مهیای بیست و یکمین چاپ خود در نشر آموت می‌شد با دستور اداره توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فهرست آثار لغو مجوز شده این اداره افزوده شد.

    ناشر این اثر این خبر را در صفحه خود در شبکه‌های مجازی اعلام و در تماس تلفنی خبرنگار مهر نیز این خبر را تایید کرد.

    این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که به ناشر اعلام شده برای تجدید چاپ مجدد این اثر باید آن را برای بررسی دوباره ارسال کند و تا آن زمان مجوز انتشار این اثر لغو خواهد بود.

    کتاب ما تمامش می‌کنیم با عنوان اصلی It ends with us اثری از کالین هوور نویسنده آمریکایی است. کالین هوور اولین رمانش را در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد و بعد از آن، تمام رمان‌هایش جزء کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز شدند.

    داستان این کتاب درباره لیلی، دختری ۲۳ ساله است که رابطه‌ای پیچیده با پدرش داشته و اکنون که او از دنیا رفته است، به درخواست مادرش باید در مراسم تشییع جنازه سخنرانی کند. لیلی درباره پدرش می‌گوید: «به عنوان دخترش، دوستش داشتم اما به عنوان یه انسان، ازش متنفر بودم.» و دلیل تنفر لیلی از پدرش این بود که او وقتی عصبانی می‌شد، مادرش را کتک می‌زد. البته پدرش بعد از آن تلاش می‌کرد تا کارش را جبران کند اما موضوع اصلی همچنان پابرجاست و این موضوع روی لیلی تاثیر زیادی می‌گذارد.

    بعد از سخنرانی در مراسم تشییع جنازه، لیلی احساس بدی پیدا می‌کند، و برای تخلیه احساساتش به پشت‌بام خانه‌ای پناه می‌برد. لیلی روی لبه پشت‌بام ایستاده و به پایین نگاه می‌کند. در مورد مرگ فکر می‌کند اما قصد خودکشی ندارد. در ادامه رایل کینکید که جراح مغز و اعصاب است به پشت‌بام می‌آید و وقتی می‌بیند دختری لبه ساختمان ایستاده است، فکر می‌کند دختر قصد خودکشی دارد و تلاش می‌کند با صحبت کردن او را از انجام هر کار احمقانه‌ای منصرف کند. لیلی هم که قصد انجام کار احمقانه‌ای ندارد گفت‌وگو با رایل را آغاز می‌کند و همین دیدار عجیب در پشت‌بام خانه‌ای در بوستون شروع یک رابطه عاشقانه و پیچیده است.

    این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که در ماه‌های اخیر آثار دیگر از جمله کتاب‌های نوح یوآل هراری و برخی از آثار الیف شافاک نیز با چنین سرانجامی مواجه شده است و مدیر دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در یک ماه گذشته درخواست‌های مکرر خبرگزاری مهر را برای پاسخ در این زمینه و موارد مشابه بی‌پاسخ گذاشته است.

  • نمایش دستنوشته‌های «جلال آل احمد» در کتابخانه ملی ایران

    نمایش دستنوشته‌های «جلال آل احمد» در کتابخانه ملی ایران

    به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نشست از سلسله نشست‌ «شب‌های روشن» با یاد «جلال آل احمد» در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می شود.

    از سخنرانان این نشست می‌توان به عبدالله انوار مصحح، فیلسوف، ریاضی‌دان و فهرست‌نگار نسخ خطی که از خاطرات خویش با جلال می‌گوید و نیز سعید محبی نویسنده و مترجم اشاره کرد.

    این برنامه فردا (دوشنبه یازدهم آذرماه) ساعت ۱۷ در «موزه کتاب و میراث مستند ایران» واقع در طبقه منهای یک ساختمان کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.

    در حاشیه این مراسم نمایشگاهی از وسایل شخصی، دستنوشته‌ها، نشریات و اسناد تاریخی مرتبط با زندگی جلال، متعلق به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، برای بازدید عموم افتتاح می شود.

    این نشست با همکاری موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و مجله بخارا برگزار می شود.

  • اثری از گلی ترقی برای هفتمین نوبت تجدید چاپ شد

    اثری از گلی ترقی برای هفتمین نوبت تجدید چاپ شد

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان کوتاه «خواب زمستانی» » از آثار گلی ترقی است که در سال ۱۳۵۱ نوشته و از سوی انتشارات نیلوفر منتشر و دفعات زیادی تجدید چاپ شده است. این کتاب که اتفاقات اوایل قرن چهارده را پوشش می‌دهد را «دُرتا سوآپا»، نویسنده، مترجم و منتقد لهستانی و فارغ‌التحصیل رشته‌ ایران‌شناسی، به زبان لهستانی ترجمه کرده و از سوی انتشارات شمع و مه منتشر شده است.
     
    رمان خواب زمستانی از داستان‌های معاصر فارسی محسوب می‌شود که در آن، نویسنده از نماد، اسطوره و کهن‌الگو بهره برده است. این داستان در ۱۰ فصل تدوین شده و در آن خاطرات زندگی پیرمردی تنها مرور می‌شود. پیرمرد در دوران مدرسه با چند همکلاسی‌اش عهد کرده‌اند که تا آخر عمر در کنار یکدیگر باشند اما از یکدیگر دور افتاده‌اند و حالا پیرمرد تنهاست و هر روز منتظر است تا کسی به دیدارش بیاید. هر فصل داستان خاطرات و زندگی یکی از دوستان پیرمرد را روایت می‌کند. آقای هاشمی نقاش و همسر ریزه میزه‌اش شیرین. آقای انوری و مهدوی که همیشه باهمند تا زمانی که طلعت خانم وارد زندگی مهدوی می‌شود. آقای جلیلی که دچار جنون می‌شود. آقای حیدری که به نوعی سردسته است و در اثر حصبه فوت می‌کند. عزیزی که فرزندش در خارج ازدواج می‌کند و او را چشم به راه می‌گذارد. احمدی راوی و عسکری که مادر مریضی دارد.
     
    مجله اکسپرس درباره‌ این اثر گفته است: خواب زمستانی با شیوه‏‌ای ساده و کلماتی دقیق و طنزی خاص و با قدرت قلم، به ما تذکر می‌دهد که بدون درد زیستن، عشق به زندگی امکان ندارد.

    انجمن نویسندگان رادیو فرانسه نیز درباره این اثر عنوان داشته است: خواب زمستانی بیانگر زندگی همگانی و قبیله‌ای آدم‏‌هایی است که حضور ناگزیر مدرنیته را احساس می‌‏کنند و از الزام فردیت و قبول فردی و تنهایی و مسئولیت، هراسان هستند.

    رمان «خواب زمستانی» در قالب ۱۳۷ صفحه از سوی انتشارات نیلوفر تجدید چاپ شده است.

  • تجلیل از فعالیت‌های ادبی و فرهنگی «رضا کاظمی» در خانه گفتمان شهر

    تجلیل از فعالیت‌های ادبی و فرهنگی «رضا کاظمی» در خانه گفتمان شهر

    به گزارش خبرنگار مهر، در این مراسم ضمن معرفی آثار ادبی رضا کاظمی در حوزه شعر و داستان، فعالیت‌های هنری‌اش نیز بررسی می‌شود. وی در کنار فعالیت ادبی، در زمینه‌ هنر (خوشنویسی، نقاشی، نقاشی-خط، و ساخت) نیز فعالیت می‌کند و نمایشگاه‌های متعددی در این زمینه در ایران و خارج از ایران برگزار کرده است.

    از رضا کاظمی تا کنون ۱۹عنوان کتاب (مجموعه شعر، مجموعه داستان، و نثر ادبی) توسط ناشران داخلی و خارجی منتشر و بسیاری از آثار وی به سایر زبان‌ها ترجمه شده است و برخی از آثار منتشر شده‌ وی برنده‌ جایزه‌های معتبر ادبی شده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    – مجموعه‌ شعر یک سبد خاطره، یک سینه حرف، برگزیده‌ اولِ کتابِ سالِ شعر جنگ سال ۱۳۸۵

    – مجموعه‌ شعر پابرهنه تا ماه، برگزیده‌ی دوم کتابِ سالِ شعر جنگ سال ۱۳۸۷

    – مجموعه‌ شعر بانوی قصه‌های مادر، شعر بلندِ به‌هم پیوسته/ نامزد دریافت جایزه‌ یک رُبع قرنْ ادبیات جنگ سال ۱۳۸۴

    همزمان با این مراسم، جلسه‌ نقد و معرفی کتاب «دیدار و گپ و گفتی با فروغ فرخزاد» منتشر شده توسط انتشارات مهر نوروز برگزار خواهد شد. مهر نوروز تا کنون مجموعه داستان‌های «ته چشم‌هایش مرگ زل زده بود»، «یک سفر،دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود» و مجموعه شعرهای «قرار بعدی پای گهواره شعرهام»و «یک سبد خاطره، یک سینه حرف» را از رضا کاظمی منتشر کرده است. 

    در نشست نقد و معرفی کتاب «دیدار و گپ و گفتی با فروغ فرخزاد» هرمز علی‌پور، فاروق صفی‌زاده، مینو خانی، بهنام زنگی و سینا بهمنش سخنرانی می‌کنند.

    این مراسم امروز دوشنبه ۱۱ آذرماه ۱۳۹۸ از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در خانه‌ گفتمان شهر (وارطان) برگزار خواهد شد.

  • ۲۲ عنوان کتاب بریل کانون رونمایی می‌شود

    ۲۲ عنوان کتاب بریل کانون رونمایی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، این آثار ساعت ۱۴ روز سه‌شنبه ۱۲ آذر، به مناسبت روز جهانی معلولان و در قالب ۲۲ عنوان کتاب کودک و نوجوان به خط بریل برای نابینایان رونمایی می‌شود.

    بر همین اساس، کتاب‌های «امین‌ترین دوست» و «کلوچه‌های خدا» اثر کلر ژوبرت، «آدم کوچولوی گرسنه» به نویسندگی پیر دلی و ترجمه کلر ژوبرت، «داستان قلقلک» اثر سپیده خلیلی، «بازی با انگشت‌ها» و «زال و سیمرغ» به نویسندگی مصطفی رحماندوست، «دختری دارم شاه نداره» نوشته سوسن طاقدیس، «هیچ‌کس جرئتش را ندارد» اثر حمیدرضا شاه‌آبادی، «بابای شب» نوشته ماریا گریپه و ترجمه پوران صلح‌کل، «خورشید کالسکه‌سوار» به نویسندگی حسن بکایی، «لبخندی برای سوفیا» اثر محمدرضا مرزوقی، «جزیره‌ی بی‌تربیت‌ها» ۳، ۴ و ۵ اثر شهرام شفیعی، «پسر نان و نمک» اثر عباس جهانگیریان، «ضحاک» اثر محمدرضا شمس، «شگفتی‌های علم» نوشته فیلیپ کلارک و ترجمه محمود سالک، «انسان و طبیعت» (پدافند غیرعامل) نوشته مجید عمیق، «دنیای نو در ابعاد نانو» نوشته رضا ایجادی و نگار ختمی‌مآب عنوان آثاری هستند که پیش‌تر از سوی انتشارات کانون منتشر شده‌اند و هم‌اینک در قالب ۱۹ جلد کتاب به خط بریل رونمایی می‌شود.

    همچنین از مجموعه «شعر کودکان ۱» شامل: کتاب‌های «دو تا سیب شیرین»  سروده خاتون حسنی و «خدا چه مهربان است» سروده آکی کرکه‌گه یاما و ترجمه عبدالوحید ایزدپناه و برگردان به شعر از سوی جعفر ابراهیمی، «مجموعه شعر کودکان ۲» شامل: کتاب‌های «چتری از گلبرگ» سروده افسانه شعبان‌نژاد، «سگی بود جنگلی بود» سروده مصطفی رحماندوست و «کلاغ زرد» سروده ناصر کشاورز و «مجموعه شعر نوجوان» شامل: کتاب‌های «چهارشنبه‌های بستنی» سروده انسیه موسویان، «تولد سفید» سروده مینو کریم‌زاده، «با فرفره‌ها به شادی باد بگرد» سروده بابک نیک‌طلب و «صبح یک روز اردیبهشتی» سروده اکرم کشایی در قالب ۳ جلد کتاب بریل رونمایی خواهد شد.

    این مراسم با حضور نویسندگان، تصویرگران، کارشناسان، مربیان و کودکان و نوجوانان برگزار می‌شود و حضور علاقه‌مندان در آن بدون مانع است.

    یادآوری می‌شود این آیین با عنوان بر بال فرشتگان ساعت ۱۴ روز سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸ در مرکز فرهنگی هنری شماره ۲۱ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان خیابان شهید مدنی شمالی، پارک فدک برگزار می‌شود.

  • بازخوانی داستانی زندگی‌های رو به زوال/درس‌های سینماییم را پس دادم

    بازخوانی داستانی زندگی‌های رو به زوال/درس‌های سینماییم را پس دادم

    خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: مجموعه داستان «فکرهای خصوصی» تازه‌ترین اثر داستانی منتشر شده یاسمن خلیلی‌فرد است که نشر ققنوس آن را روانه بازار کتاب کرده است. این مجموعه داستان در برهوت انتشار آثار ادبی ایرانی در فضای نشر کشور از چند منظر یک اتفاق ویژه به شمار می‌رود. نخست از منظر محتوای جسورانه آن که به طور عمده حول موضوع زنان و طلاق می‌گذرد و دیگر اینکه نویسنده در این روایت‌ها به دامان سانتی‌مانتالیسم عامه‌پسندانه‌ای نیفتاده که معمولا در بطن آثار اجتماعی با چنین موضوعاتی دیده می‌شود. خلیلی‌فرد که پیش از این با انتشار رمان انگار خودم نیستم در همین موسسه نشر و یادت نرود که در نشر چشمه خود را به عنوان نویسنده‌ای جدی معرفی کرده است فارغ‌التحصیل رشته سینما است و البته دستی هم در موسیقی دارد. گفتگوی مهر با این نویسنده به مناسبت انتشار مجموعه داستان جدید او را در ادامه می‌خوانید:

    این روزها در بازار کتاب ایران نگارش و انتشار مجموعه داستان کوتاه با ترس و حساسیت‌های بالایی روبرو است. هم ناشران برای انتشار و فروش آن دل دل می‌کنند و هم نویسندگان بر خلاف رسم مالوف و حرفه‌ای رمان را بر داستان کوتاه ترجیح می‌دهند. شما پس از تجربه موفق دو رمان قبلی‌تان حالا و در چنین موقعیتی به سراغ نگارش داستان کوتاه رفته‌اید و این انتخاب باید بدون شک برای شما آورده‌ای ویژه داشته باشد و هدفمند صورت پذیرفته باشد. پس بگذارید این موضوع را دیباچه گفتگویمان قرار دهیم که چرا داستان کوتاه؟

     ابتدا بگذارید این را بگویم که متأسفانه این روزها بسیاری از ناشران حتی ریسک انتشار رمان­های ایرانی را نمی‌­کنند چه برسد به داستان­های کوتاه و خب سر فرصت باید علت این عدم اعتماد به نویسنده­ ایران را بررسی کرد که خود مبحثی مفصل است. اما درباره­ سوال شما؛ این سوالی ا­ست که قطعاً برای خیلی­ها پیش خواهد آمد چراکه اصولاً بیش­تر داستان‌نویسان ابتدا با داستان­های کوتاه آغاز می­‌کنند و بعد به نوشتن داستان بلند و رمان روی می‌­آورند و اتفاقاً دلیل اصلی این تجربه­‌گرایی از سوی من همین بود؛ این­که از همان ابتدا رمان نوشتم و داستان کوتاهی چاپ نکردم. دلم می­خواست تجربه­ انتشار مجموعه­ داستان کوتاه را هم به کارنامه­‌ام بیفزایم. ضمن­ این­که به­ رغم آن­که خودم هم عمده­ توان و توجه‌­ام را به نوشتن داستان­های بلندم اختصاص می­‌دهم اما داستان­های کوتاه بسیاری را در طول سال­های مختلف نوشته­ بودم و فکر کردم شاید ارائه آن­ها در قالب مجموع‌ه­ای منسجم فکر بدی نباشد. ضمن آن­که این روزها خیلی‌­ها را می­‌شناسم که به‌دلیل مسائلی چون کمبود وقت و نداشتن فرصت کافی برای مطالعه داستان­های کوتاه را برای خواندن ترجیح می­‌دهند. همه­ این­ها دست به دست هم داد تا به سمت چاپ داستان­های کوتاهم بروم با تأکید بر این­که همچنان علاقه­ اصلی‌­ام نوشتن داستان بلند است و همین حالا در حال کار روی یک رمان هستم.

    پس از مطالعه این کتاب متوجه شدم که بر مبنای اصول کلاسیک داستان نویسی آنچه در کتاب شما می‌خوانیم به شکلی هدفمند با داستان کوتاه به منزله متنی که آغازی دارد و نقطع عطف و پایانی شگفت‌انگیز فاصله دارد. به نظر می‌رسد بسیاری از این داستان‌ها بیشتر برشی هستند از بخشی از زندگی که شکل روایت داستانی به خود گرفته است. این نوع و سبک نگارش به چه منظور و با چه هدفی انتخاب شده است؟

    دقیقاً این یک انتخاب عامدانه بود؛ این­که داستان کوتاهی بنویسم که بیش از آن­که داستان باشد برشی باشد از زندگی­‌های مختلف افرادی که در یک برهه­ زمانی مشترک زندگی می‌­کنند و به‌­رغم آن­که از هم دورند اتفاقاً از برخی جهات به هم نزدیک­‌ هستند. نوشتن این داستان­ها برایم به چالشی می‌­ماند؛ چالشی دشوار که در آن الگوهای از پیش تعریف­ شده­ نگارش داستان کوتاه را نادیده بگیرم و به پاسخ این پرسش دست یابم که آیا می‌­توان از دل یک واقعه­ کوتاه یا شاید برشی از روزمره‌­ترین رخدادهای زندگی روایتی بیرون کشید و مخاطب را با خواندن آن به تأمل واداشت و خوشبختانه از واکنش مخاطبان به این نتیجه رسیدم که می­‌شود!

    شما علاقه بیش از اندازه‌ای به کوتاه نویسی دارید؟ حس می‌کنم نوعی تلاش برای اختصار و دور شدن از فضای توصیف و شاخ و برگ دادن به موقعیت‌ها و شخصیت‌های داستانی در کارتان دیده می‌شود و اصراری هست که افراد و شخصیت‌ها در داستان‌های شما خیلی خلاصه شده بخش کوتاه از زندگی خود را بگویند

    سوال عجیبی­‌است؛ عجیب از آن جهت که اتفاقاً بارها به من گفته شده جزئیات در داستان­هایم متعددند و اصولاً با اطناب و شاخ و برگ می­‌نویسم و خشت بر خشت داستان­هایم را جلو می‌­برم؛ حتی حالا وقتی پس از سال­ها به «یادت نرود که…» برمی­‌گردم فکر می­کنم توصیفاتش می­‌توانستند کم­تر باشند. البته این توصیفی ­نویسی در رابطه با داستان­های بلندم شاید بیشتر صادق باشد. در داستان­های کوتاه مایلم به­ جا و به­ اندازه توضیح دهم و توصیف کنم. فکر می­کنم مخاطب باید به همان اندازه­ای که لازم است از داستان اطلاعات دریافت کند. توصیف و ذکر جزییات و اطناب شاید بیش­تر مناسب فضای داستان­های بلند باشد. خودم را وادار به کوتاه­ نویسی نکردم اما سعی کردم آن­قدر که باید بنویسم و از پرگویی بپرهیزم.

    مساله اصلی داستان‌های کتاب تازه شما زندگی است. و البته برای واگویه‌کردن از زندگی محوریت طلاق در تمامی داستان‌ها انتخاب شده است. درباره این موضوع و دغدغه‌تان برای این انتخاب و تمرکزتان در تمامی داستان‌ها بر روی آن بفرمایید.

    همواره به طرح روابط انسان­ها، کشمکش­ها و اوج و فرودهای روابط آدم­ها، خصوصاً زوج­ها علاقه داشته­‌ام؛ نوعی علاقه به روانشناسی که به دغدغه­ اصلی‌­ام در داستان­ نویسی نیز تبدیل شده است. دلم می­‌خواست داستان­های کتاب ضمن ناپیوستگیِ روایی به لحاظ محتوایی چندان دور از هم نباشند و یک زنجیر نامرئی آن­ها را به هم نزدیک و متصل کند. شاید دغدغه­‌ام بیش از آن­که پرداختن به مقوله­ طلاق باشد بررسی زندگی­‌هایی ا­ست که به دلایل مختلف رو به زوال رفته­‌اند و آدم­هایی معمولی که با مشکلات و اختلالات شخصیتی و رفتاری خود دست و پنجه نرم می­‌کنند؛ اتفاقی که برای بسیاری از آدم­های جامعه­ مدرن امروزی رخ داده است. در واقع این مشکلات، اختلالات و نقصان­‌ها هستند که به طلاق آدم­ها منتهی می­‌شوند. طلاق درواقع ماحصل تمامی این بحران­‌هاست.

    خانم خلیلی‌فرد برای مخاطبان این کتاب می‌تواند این موضوع جذاب باشد که چقدر داستان‌های شما در این اثر بر مبنای واقعیت جان گرفته‌اند و اگر درصد کمی از این روایت‌های داستانی واقعیت دارند چطور این همه طرح و مایه داستانی حول یک موضوع پیرامون خودتان پیدا کرده و پرداخته‌اید

    به هرحال دروغ است اگر بگویم داستان­هایم را فارغ از تجربیات زیسته‌ام می‌­نویسم. هر داستان نویسی  به­واسطه­ زندگی اجتماعی خود مشاهداتی می­کند، تجربیاتی کسب می­کند، با موقعیتهای گوناگونی مواجه می‌­شود که هر یک از آن­ها می‌­توانند جرقه­‌ای باشند برای نوشتن یک داستان اما این­که بگویم تمام این داستان­ها بر اساس رویدادهای واقعی نوشته شده‌­اند و ما به ازاهای بیرونی داشته‌­اند کذب است. مثلاً در همین کتابِ «فکرهای خصوصی» بیش­تر داستان­ها زاده­ ذهن خودم بودند و آدم­های داستان ما به ازای بیرونی نداشتند اما در همین مدت کوتاه پیام­های جالبی از مخاطبانم دریافت کرده‌­ام که بعضی از پرسوناژهای کتاب را به خود نزدیک می‌­بینند یا از نظرشان زندگی­هایشان بی شباهت به زندگی آن شخصیت­ها نیست. وقتی داستان رئالیستی می­‌نویسیم و تلاش می­‌کنیم اسلوب­های این سبک را رعایت کنیم بنابراین باید انتظار این را هم داشته باشیم که مخاطب بعضاً همذات­ پنداری عمیقی با وقایع، رویدادها و آدم­های داستان­ها پیدا کند و خودش را در قالب آدم­های کتاب تجسم کند.

    خانم خلیلی‌فرد شما تحصیل کرده رشته سینما و منتقد سینمایی هستید. چقدر تخصص شما در حوزه سینما و فیلم‌نامه نویسی به شما در نگارش این مجموعه کمک کرده است؟

    خیلی زیاد. نه تنها در این کتاب که در دو کتاب قبلی‌ام «یادت نرود که …» و «انگار خودم نیستم» هم از تجربیات فیلمنامه­‌نویسی و درس­های سینما بهره­ بسیار بردم. شاید به همین دلیل است که بسیاری از مخاطبان داستان­‌هایم آن­ها را واجد قابلیت دراماتیک و به بیان ساده‌­تر تصویری می­‌دانند و خیلی‌­ها از من می­‌پرسند که چرا داستان­هایم را به فیلم یا سریال تبدیل نمی­کنم که اتفاقاً هدف نهایی خودم همین است.

    شاید این سوال کمی عجیب باشد اما انتظار دارید با خوانش این داستان‌ها واکنش مخاطبانتان چه باشد و چه عکس‌العملی از خود نشان دهند؟

    هیچ­وقت موقع نوشتن داستان به این­که مخاطب چه واکنشی قرار است نشان بدهد فکر نمی­کنم. اگر بخواهم با چنین پیش‌­فرض­ها و پیش­بینی‌­هایی بنویسم نمی­توانم چیزی را که واقعاً دلم میخواهد روی کاغذ بیاورم. درواقع بخش عمده­ای از لذت نوشتن برای شخص من ویژگی پالایشِ درونی آن است؛ درواقع با نوشتن به کاتارسیس می‌رسم و فکر می­کنم اگر بتوانم همان حال و هوایی را که موقع نوشتن دارم به مخاطب منتقل کنم بزرگ­ترین موفقیت را به دست آورده‌­ام. اما بعد از انتشار کتاب واکنش­های مخاطبان برایم مهم است؛ این­که بدانم مثلاً با خواندن داستانهایم دچار چه حس و حالی شده‌­اند.

    چند سوال شاید کوتاه هم دارم. شما برای چه می‌نویسید؟

    می­‌نویسم چون نوشتن را دوست دارم؛ همان­طور که فیلمسازی، نواختن پیانو، تماشای تئاتر و دیگر کارهای هنری را. البته نوشتن برایم جدی­ است. فکر می­‌کنم نویسنده این شانس را دارد که بسیاری از موقعیت­هایی را که شاید هرگز نتواند در زندگی شخصی خود تجربه کند هنگام نوشتن تجربه کند و به زعم من این درخشان­ترین دستاورد نویسندگی است. به­ طور کلی خلق کردن را دوست دارم و هنر امکان خلق کردن را به شما می­دهد. ادبیات هم که یکی از مهم­ترین هنرهاست.

    نوشتن گاهی سخت و طاقت­ فرساست. گاهی لذتبخش. گاهی خیلی برایش حوصله داری و گاهی حوصله نداری حتی یک جمله بنویسی. همه­ این­ها به حال و هوای درونی نویسنده و البته وقایعی که در محیط اجتماعی او رخ می‌­دهند نیز بستگی دارد. به طور کلی نوشتن فرآنید جذاب و شیرینی است که گاهی هم سختی­های شیرینی را با خود به همراه دارد. اما نویسنده بودن و جدی کار کردن در عرصه ادبیات سختی­های خاص خودش را دارد. این را باید در نظر بگیریم که تنها فعالیت نویسنده نوشتن نیست بلکه باید به مراحلی چون انتشار، دیده شدن کتابش و دریافت بازخوردهای آن نیز فکر کند. مهم­ترین تلاشی که یک نویسنده باید بکند این است که درگیر حواشی نشود. حاشیه خلاقیت نویسنده را تخریب می­کند.

    معمولا چقدر از زمان روزانه‌تان صرف نوشتن می‌شود؟

    من معمولاً شب­ها می­نویسم. نمی­توانم بازه­ی زمان دقیقی برایش تعریف کنم. گاهی ممکن است سه ساعت پشت سر هم بنویسم و یک شب شاید نتوانم یا نخواهم بنویسم. همان­طور که گفتم بخش بزرگی از این مسئله به روحیات و شرایط روحی نویسنده هم مربوط است. گاهی واقعه­ تلخی اتفاق می­‌افتد که دلت می­خواهد ساعت­ها بنویسی و گاه همان تلخی دست و پایت را برای بستن می­بندد و تو را در لاکت فرو می­برد. ضمن این­که همیشه پس از تمام کردن کتاب­هایم با فاصله­ای یک یا چند ماهه به سراغ بازنویسی آن­ها می­روم چراکه ذهن نویسنده باید پس از مدتی وقفه به سراغ اثرش برود تا اصلاحات لازم را به درستی انجام دهد و نویسنده با نگاه درست و منطقی  به اثرش بنگرد.

    نوشتن برای شما حس خاصی را با خود به همراه دارد؟ چقدر و چطور برای سوژه پردازی  و کشف سوژه وقت می‌گذارید؟

    من به دنبال سوژه نمی­‌گردم. این­طور نیست که مثلاً به قصد یافتن سوژه به خیابان و پارک و سفر بروم اما به محیط اطرافم دقیق هستم. به روابط آدم­ها دقیق هستم و سعی می­کنم تجربیات زیسته‌­ام را بیش­تر و بیش­تر کنم. در بیش­تر مواقع سوژه‌ها به سمت من می­‌آیند و سعی می­کنم نهایت استفاده را از آن­ها ببرم.

  • رمان «وقتی مژی گم شد» برای چهارمین بار تجدید چاپ شد

    رمان «وقتی مژی گم شد» برای چهارمین بار تجدید چاپ شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، این رمان سرگذشت دو خانواده‌ است که هر یک دختران نوجوانی به نام‌های مژگان و مژده دارند و همه اعضای خانواده و فامیل، این دو را با نام «مژی» صدا می‌زنند.

    مژده شانزده و مژگان هفده سال دارد و دو دخترخاله هستند. آن دو به همراه خانواده‌های‌شان به سفر می‌روند. پدر که فراموش کرده داروی خود را بیاورد، مژگان را مقصر می‌داند و او را سرزنش می‌کند. فردای آن روز مژگان ناپدید می‌شود و ادامه‌ ماجرا…

    رمان «وقتی مژی گم شد» به فرار دختران از خانه و برخی علت‌های آن توجه دارد و به نوجوانانی که درگیر ماجراهایی خانوادگی هستند یادآوری می‌کند که فرار راه حل نیست.

    شاه‌آبادی در این رمان تلاش کرده است تا عاقبت دوستی با رفیق ناباب را به نوجوانان دختر نشان دهد تا با عاقبت کارهای بی‌اساس و بی‌تدبیر خود آشنا شوند.

    رمان «وقتی مژی گم شد» برای نوجوانان ۱۵ سال و بالاتر مناسب است و اولین بار در سال ۱۳۹۱ منتشر شد.

    این کتاب با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه بازنشر شده که در مجموع ۲۰ هزار جلد از آن تاکنون به چاپ رسیده است.

    علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را با قیمت ۱۲ هزار تومان از فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور و مجموعه‌های شهر کتاب‌ خریداری کنند.

  • گفت‌وگوی دو ملت تاجیکستان و قرقیزستان حول‌محور شاعر ایرانی

    گفت‌وگوی دو ملت تاجیکستان و قرقیزستان حول‌محور شاعر ایرانی

    به گزارش خبرنگار مهر، رایزنی فرهنگی ایران در قرقیزستان در تازه‌ترین خبر ارسالی خود به مهر به معرفی انجمن ادبی رودکی در این کشور پرداخته است. این گزارش را در زیر بخوانید:

    تاجیک‌ها از نظر جمعیت رتبه ششم (۰،۹ %) را پس از قرقیزها (۷۳.۳ %)، ازبک‌ها (۱۴،۷%)، روس‌ها (۵.۶ %)،  دونگان‌ها (۱،۱%)، اویغورها (۰.۹%) در میان مردم قرقیزستان دارند. جمعیت تاجیکان در قرقیزستان (سال ۲۰۱۸) ۵۴۹۷۶  هزار نفر هست. آنان یک درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. تاجیکان عمدتاً در دره‌های کنار رودخانه‌های استان بادکند واقع در جنوب قرقیزستان سکونت دارند که جمعیت آنها در آن منطقه به ۴۵ هزار نفر می‌رسد و هفت درصد جمعیت این استان را تشکیل می‌دهند.  بقیه تاجیکان در استان چوی در شمال قرقیزستان ساکن هستند.

    تاجیک‌ها ازآنجایی‌که در جوار ازبکستان زندگی کرده و می‌کنند علاوه بر زبان‌های قرقیزی و روسی، به زبان ازبکی نیز مسلط هستند. در سال‌های مختلف اختلافاتی بین قرقیزها و تاجیک ها بر سر موضوع زمین به وجود آمده است. در سال ۲۰۱۲ در قرقیزستان هفت مدرسه تاجیکی برای جمعیت ۵۰ هزارنفره تاجیکی این کشور فعال بود، درحالی‌که در تاجیکستان برای جمیعت ۶۵ هزارنفره قرقیزهای مقیم آن کشور ۶۴ مدرسه دایر بود.

    انجمن تاجیکان قرقیزستان موسوم به رودکی در سال ۱۹۹۳ تأسیس شده است. از مهم‌ترین اهداف این انجمن حفظ زبان، ادبیات، تاریخ، فرهنگ، آداب‌ و رسوم ملت تاجیک و تحکیم دوستی بین تاجیک‌ها و قرقیزهاست.

    در طی ۱۵ سال عبدالحلیم رحیم جان اف پزشک سرشناس جراحی قلب ریاست انجمن را بر عهده داشت. با تلاش‌های وی گروه‌های موسیقی «نوا» و «زیبا» تشکیل شد. همچنین با همت او کتابخانه مخصوص دایر و کتب درسی ویژه دانش‌آموزان تاجیک چاپ و منتشر شد. در سال ۲۰۰۸  روشن صابراف تاجر و خیر تاجیک به مقام ریاست انجمن رسید. وی کتب و آثاری همچون  «تاجیکان قرقیزستان»، «چراغ دوستی» و نیز کتاب «چنگیز آیتماتوف» را منتشر کرد. از سال ۲۰۰۸ ماهنامه «پیام آلاتو» به زبان روسی و تاجیکی چاپ می‌شود. سردبیر این ماهنامه قادر مروت است.

    دکتر رحیم جان میرزاحلیم اف

    مرکز فرهنگی «رودکی» با کمک همزبانان خود توانسته است حدود ۲۶ عنوان کتاب به زبان تاجیکی به نشر برساند و خوانندگان تاجیک‌زبان قرقیزستان هم استقبال خوبی از این کتاب‌ها کرده‌اند.

    قادر مروت و دیگر اعضای مرکز فرهنگی «رودکی» داوطلبانه و به‌طور افتخاری در این مرکز کار می‌کنند. آنها دوست دارند زبان و فرهنگ مادری خود را زنده نگه‌دارند و در این راه از هیچ دولت و یا کشوری کمک دریافت نمی‌کنند. به‌غیراز چند تن از ثروتمندان محلی و همین‌طور «پیوند» یا انجمن تاجیکان دنیا، که در تاجیکستان است دیگر تاکنون هیچ کمکی  دریافت نکرده‌اند.

    نشریه پیام آلاتو به خط تاجیکی