برچسب: فرهنگ>شعر و ادب

  • انتشار دفتری از ترانه‌های هادی خورشاهیان

    انتشار دفتری از ترانه‌های هادی خورشاهیان

    به گزارش خبرگزاری مهر، همچنین آثار شعر و داستان کودک و نوجوان است که اکنون مجموعه‌ای از ترانه‌ها و شعرهای محاوره‌اش را در یک مجموعه توسط انتشارات آرادمان منتشر کرده است.

    «تقصیر دنیا بود و تهرونش» در ۶۵ صفحه، شمارگان ۵۰۰ و به‌بهای ۱۵۰۰۰ تومان، با طرح جلدی از مرتضی فرج‌آبادی منتشر شده است.

    در ترانه‌ای از این کتاب که نام مجموعه نیز برگرفته از آن است، می‌خوانیم:

    دستای دنیا توی دستاته

    از رنج من چیزی نمی‌فهمی

    وقتی که آزادی، دیگه هیچّی

    از هیچ دهلیزی نمی‌فهمی

    من توی غارم با همین جُغدا

    تو همسفر با هر پرستویی

    توو دستای تو یک پَر سیمرغ

    توو دستای من تاری از مویی

    حسرت به دل مونده دل خسته‌م

    یک چیزی مثل پر زدن توو اوج

    یک چیزی مثل رفتن و رفتن

    مثل نشستن رو صدای موج

    دلواپس تنهاییات بودم

    دستت رو دادم توی دست باد

    رفتی و مونده خِش خِش برگا

    دیگه چی از من، چشم تو می‌خواد؟

    کولی گرفته فال چشمات و

    افتاده عکست توی فنجونش

    رفتی و چشماتم مقصّر نیست

    تقصیر دنیا بود و تهرونش.

  • از سناباد شعر منتشر شد/ زندگی‌نامه‌ای برای محدثی خراسانی

    از سناباد شعر منتشر شد/ زندگی‌نامه‌ای برای محدثی خراسانی

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «از سناباد شعر» حاصل ساعت‌ها گفتگو با محدثی خراسانی درباره زندگی. شعر اوست و در کنار آن نمونه اشعار؛ نگاه دیگر شاعران به محدثی خراسانی و آثارش ونیز تصاویری از او نیز ضمیمه شده است.

    «از سناباد شعر» در ۲۹۴ صفحه‌ی خود، نمونه‌هایی از اشعار محدثی خراسانی را نیز آورده و همچنین او را در بیان دیگران معرفی کرده و در انتها هم تصاویری رنگی را به خوانندگانش هدیه داده است.

    پیش از این آثاری چون از مشهد تا ژوهانسبورگ، از حوالی روشن صدا، همسایه صدر و صحت، در جست وجوی مهتاب و… با محوریت تاریخ شفاهی شعرا و نویسندگان انقلابی از حسین قرایی منتشر شده است.

    مصطفی محدثی خراسانی درباره شهید احمد زارعی در این کتاب می‌گوید: ما هر چه که اطراف خودمان در حوزه فرهنگی می‌دیدیم، متوجه می‌شدیم یک سر آن به شخصی به نام احمد زارعی وصل می‌شود. شروع بحث رسانه‌ای ادبیات انقلاب از احمد زارعی بود. شعر انقلاب در حوزه مطبوعات را از مجله پیام انقلاب آغاز کرد. قبل از اینکه نشریه‌ها صفحه‌ای راجع به انقلاب داشته باشند، ایشان جایگاهی را برای شاعران انقلاب مطرح کرد و خیلی‌ها تلاش می‌کردند که شعرشان به دست زارعی برسد و در مجله پیام انقلاب چاپ شود.

    یا در جایی دیگر درباره رضا امیرخانی می‌گوید: من به شدت اعتقاد دارم که او شاعر هم هست. من با او یک سفر ۱۰ روزه در ترکمنستان بودم و ارادت بسیار زیادی به جان شفاف این آدم دارم. فرد باسواد و جسور و خلاقی است و یقین دارم که شاعر هم هست.

    از سناباد شعر زمانه و زندگی مصطفی محدثی خراسانی است که به کوشش حسین قرایی در قطع رقعی و ۲۹۴ صفحه به رشته تحریر در آمده و توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار شد.

  • آموزه‌های مولانا آینه‌های جان است/از خودشناسی به خداشناسی

    آموزه‌های مولانا آینه‌های جان است/از خودشناسی به خداشناسی

    به گزارش خبرگزاری مهر، به همت خانه فرهنگ ایران در پیشاور و با مشارکت بخش تاریخ دانشگاه پیشاور، نشست ادبی «مولوی، سروش آسمانی، خروش زمینی» با هدف بررسی سلوک عرفانی و افکار مولانا با حضور جاوید اقبال، رئیس بخش تاریخ دانشگاه پیشاور، سیدمنهاج الحسن، رئیس اسبق بخش تاریخ و استاد دانشگاه، اسلم میر، سید حسین حسینی، جواد کاکا خیل، استاد دانشکده پزشکی بنو، وقار علیشاه، سلمان بنگش، ابراهیم دهنادی، سرپرست سرکنسولگری، مهران اسکندریان، رییس خانه فرهنگ ایران در پیشاور، اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های ایالت خیبرپختونخوا و علاقه‌مندان به مولانا در دانشگاه پیشاور، برگزار شد.

    جاوید اقبال در سخنرانی خود، گفت: اگر زندگی مولوی را به دو بخش تقسیم کنیم، در دوره اول، فقیه و عالم برجسته دینی بوده و در دوره دوم پس از ملاقات با شمس تبریزی سالک و عارف بی بدیل بحساب می‌آید.

    رئیس بخش تاریخ دانشگاه پیشاور با اشاره به نی نامه مولانا، ادامه داد: در همانندی ارتباط انسان با خدا و شاخه و درخت، در شعر مولانا، تمثیل و حکایتی آموزنده نهفته است. حکایت جدایی نی از اصل خود (درخت)، در نظر مولوی دوری انسان‌‎ها از اصل خویش (خداوند) بیان شده است. مولوی همواره انسان‌ها را به بازگشت و شناخت خود برای رسیدن به معرفت الهی از مسیر خودشناسی به خداشناسی، مورد تأکید و توجه قرار می‌دهد.

    اسکندریان نیز در سخنان، با اشاره به دوران کودکی مولانا گفت: زمانی که مولانا به همراه پدرش بهاالدین ولد از بلخ به نیشابور عزیمت کرد، به رسم صوفیان آن زمان که به دیدار بزرگان و وارستگان هر شهر می‌رفتند، بهاالدین ولد نیز به همراه پسرش مولانا به ملاقات شیخ عطار، عارف و شاعر بزرگ و نامی شهر نیشابور رفتند.

    رییس خانه فرهنگ ایران در پیشاور افزود: آموزه‌های مولانا آینه‌های جان است، تا آدمی در هر دوره و زمانه‌ای بتواند در این آینه بنگرد و حقیقت فراموش شده خود را به یاد آورده و از کژی‌ها و بیماری‌های ذهن و روانِ خود رها شود. بی دلیل نیست که شمار عاشقان و مشتاقان اشعار روشنی بخش و زندگی آفرین مولانا، هر روز در هر گوشه از جهان افزون و افزون‌تر می‌شود.

    اسلم میر، استاد بخش تاریخ دانشگاه پیشاور در مقاله ارائه شده خود، با اشاره به احوالات و افکار هدایتگر و روشنی بخش مولانا گفت: مولانا با درک واقعی باطن نورانی قرآن و تجلی آن در اشعار گرانقدر خود تأثیرگذار سلوک و افکار عرفانی در بسیاری از شعرای پارسی‌گوی بوده است.

    وی افزود: تفکر و تعمق در اشعار مولانا که همانا، تجلی حقیقت لایتناهی قرآن کریم است، زندگی انسان‌ها را از مرزهای ملال و کرختی و روزمرگی عبور داده و همچون باران بهار خون طراوت و سرزندگی را در رگ‌های وجودشان جاری می‌سازد. کشش و گرایش به اشعار مولانا آسمان زندگی را آبی و آفتابی کرده و شوق و عشق را در وجود انسان پدید می‌آورد.

    اسلم میر در ادامه با اشاره به تدریس اشعار مولانا در مراکز آموزشی و علمی هند در سده‌های گذشته گفت: از زمان‌های دور تا گذشته نزدیک، اشعار بزرگانی همچون مولانا در دانشگاه‌های شبه قاره تدریس می‌شد، اما متأسفانه پس از ورود انگلیس و تأثیر افکار غربی بر نظام آموزشی این سرزمین موجب عدم بهره‌مندی و ناکامی نسل امروزی از این مهم شده است.

    سیدحسین حسینی، استاد بخش تاریخ دانشگاه پیشاور نیز در این نشست گفت: مولانا به عنوان سرآمد مکتب عشق الهی با عشق‌ورزی بر همگان آتشی بر دل سوختگان عالم و خروشی در میان عارفان پس از خود افکنده است. مولانا در مقام عشق توانست همگان را خارج از هر دین و مذهبی به گرد خود آورد.

    وی با برشمردن سه شعاع عرفان مولانا جهان شمول بودن، نور هدایت گری و آتش افروزی کلام گفت: کلام مولانا چونان حصاری برگرد افکار شعرا و عرفای عالم حلقه بسته و چون خورشیدی عالم گیر بر دل‌های وارستگان جهان تابیده و در هدایت عالمی برای شناخت انسان و معبود کفایت می‌کند.

    حسینی اضافه کرد: با توجه به گسست نسل امروزی با ارزش‌های والای انسانی، برگزاری چنین نشست‌های ادبی برای شناخت و آگاهی از انسان‌های وارسته همانند مولانا نقش بسزایی ایفا می‌کند.

  • پروبلماتیک ادبیات و تولید اجتماعی شناخت

    پروبلماتیک ادبیات و تولید اجتماعی شناخت

    خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: هومن حسین زاده

    اساساً در فرایند تولید ادبی دو مرحله داریم: میز-آن- سن (میزانسن، آنچه که به صحنه کشیده می‌شود) و میز-آن- مو (میزان مو، آنچه که به واژه در می‌آید) و در واقع ما در کشور خودمان با آن چیزی کار داریم که به روی کاغذ می‌آید نه آن اندیشه که به کلمه درمی‌آید، اما نگرش نقادانه نسبت به تاریخ و ادبیات مستلزم خوانش نقادانه یا پروبلماتیک است، یعنی خوانشی که در چارچوب یک مساله است، ما در طول تاریخ معضل خوانش پروبلماتیک داشته و داریم، همه ما کتاب می‌خوانیم، اما نظام خوانش ما تروماتیک و مبتنی بر بدیهه‌خوانی است، هر آنچه کنار دستمان است را می‌خوانیم، در سال‌های اخیر با گسترش فضاهای مجازی و کتاب‌های پی دی اف اوضاع بدتر هم شده، چرا که به راحتی کتاب در دسترس افراد قرار می‌گیرد بدون اینکه انتخابی در روند خواندن وجود داشته باشد. این همان خوانش تروماتیک است، یعنی هر آنچه را به دستم می‌رسد، بخوانم، ادبیات چیزی جدا از تاریخ نیست، ادبیات کاملاً چسبیده به تاریخ است و همین خوانش تروماتیک ادبیات باعث شد که ما نتوانیم به اندیشه نقادانه برسیم.

    یکی دیگر از مسائلی که باعث شد ما در ایران تولید اندیشه نداشته باشیم گسست‌هایی بود که در زبان داشتیم، نهاد ادبی ما همواره از نهادهای تولید اندیشه جدا بودند. متفکرین و دانشمندان ما به زبان عربی می‌نوشتند و به زبان فارسی شعر می‌سرودند، بعد از مشروطه بویژه در دوران پهلوی اول با موج ناسیونالیسم ارتجاعی که اتفاق افتاد، زبان عربی عملاً از بین رفت و از آنجایی که هر زبانی چارچوب‌ها و قابلیت‌های خاص خودش را دارد، ما عملاً در اندیشه کردنمان دچار گسست شدیم، شاید اگر بعد مشروطه هم زبان عربی راجدی می‌گرفتیم به این گسست نمی‌رسیدیم و بعد از جنگ دوم جهانی روی آوردن ما به زبان فرانسه و بعد انگلیسی که باز این گسست‌ها را ایجاد کرد.

    اما آنچه در مورد ادبیات می‌توان به تعبیری آلتوسری گفت این است که ادبیات بین علم و ایدئولوژی است، علم که پیوسته شناختی متقن و ابطال‌پذیر ارائه می‌دهد و ایدئولوژی که شناختی موهوم و ابطال‌ناپذیر. آنچه که به عنوان امر یا پدیده ادبی بین علم و ایدئولوژی قرار می‌گیرد مبتنی بر غیاب شناخت است. همین عدم شناخت یا غیاب شناخت است که باعث می‌شود در ادبیات آنچه که اهمیت پیدا می‌کند امر رؤیت ناپذیر باشد نه امر رؤیت پذیر.

    بطور مثال زمانی‌که یادداشتی را در یک روزنامه می‌خوانیم به‌راحتی انتقال معنا صورت می‌گیرد، ولی در ادبیات این انتقال معنا همیشه ناکامل است. پرسش اینجاست: چرا این اتفاق می‌افتد؟ مگر ابزار هر دو زبان نیست؟ و آنچه که ادبیات را می‌سازد، چیست؟

    ما در ادبیات با امر رویت‌ناپذیر سر و کار داریم، برای همین است زمانی‌که یک مجموعه شعر یا رمان منتشر می‌شود، میلیون‌ها نفر (یا به بیان بهتر میلیون‌ها بار) آن‌را می‌خوانند و ولی یادداشت یکبار خوانده و تمام می‌شود.

    بنابراین ادبیات مبتنی بر امر رویت‌ناپذیر و بدخوانی است، اگر این بدخوانی وجود نداشت ادبیات نمی‌توانست به حیاتش ادامه دهد. بر همین اساس است که ادبیات نمی‌تواند منتقل کننده شناخت باشد، برای اینکه جامعه‌ی سرمایه داری در سده‌ی بیست و یکم در بریتانیا را بشناسید، خواندن چند بخش از سرمایه مارکس کفایت می‌کند، اما خواندن کل آثار دیکنز شما را به آن شناخت نمی‌رساند و تنها می‌توانید آن‌را حس کنید، آن حسی که مبتنی بر دربافت‌های خواننده یا همان خوانش هرمنوتیکی است.

    بنابر این آنچه در نقد علمی آثار ادبی اتفاق می‌افتد پیدا کردن همان امر رویت‌ناپذیر یا سکوت‌های متن است، آن‌چیزی که هویدا نیست، آن چیزی که ما نمی‌بینیم، پیر ماشری جمله درخشانی دارد که می‌گوید: «یک متن و اثر ادبی نه به آن‌چه می‌گوید، با آن‌چه که نمی‌گوید با ایدئولوژی در ارتباط است» یعنی همان درنگ‌ها، همان سکوت‌ها و این سکوت‌ها و درنگ‌ها را بسیار می‌بینیم، بویژه در آثار هنری امروزمان بسیار به آن برمی‌خوریم، بویژه در تقلیل گرایی در اندیشه و زبان.

    و عرض خواهم کرد که چرا ما در اندیشه و زبان هنر و ادبیات امروز تا این اندازه تقلیل گراییم، اولین دلیلش رابطه توسعه و زبان است، بلایی که بر سر زبان در کشورهای در حال توسعه می‌آید و تقریباً در همه کشورهایی که مسیر توسعه اقتصادی را پیش گرفته‌اند این اتفاق افتاده است، به این دلیل که نهادهای توسعه‌محور برای اینکه حوزه‌ها و قلمروهای معرفتی خاص خودشان را گسترش بدهند مجبورند زبانی را که دو پهلو است، به زبان علمی تبدیل کنند و این مساله بدترین بدکارکردش در ادبیات است، چیزی که ما امروز به اسم ساده‌نویسی و ساده‌انگاری و… می‌بینیم، چه در شعر و چه رمان و چه ترانه، چیزی که امروز خیلی‌ها شعر محاوره می‌نامند و بسیار هم دنبال می‌کنند با مکتوب کردن اشتباهات فاحش محاوره‌ای و اعتبار بخشیدن به آن اشتباهات در واقع گردن زبان فارسی را می‌زنند.

    آن‌چه در پروبلماتیک بسیار مهم است، ادبیات ملی است؛ پروبلماتیک در سطح جهانی چندان اهمیت ندارد و موضوع بحث ما هم نیست، یکی از نقاط قوت ما در ادبیات‌مان این بود که هرگز مرکزگرا نبودیم، اتفاقی که در ادبیات فرانسه افتاده بود، در فرانسه طی قرون متفاوت ادبیات از پاریس می‌گذشت، حتی ادبیات کبکی- کبک‌نشین‌های کانادا- قطب‌شان پاریس بود، ولی در کشور ما خیلی وقت‌ها به لحاظ اقلیمی تقسیم‌بندی‌هایی داشتیم مانند هندی، خراسانی که به اقلیم و جغرافیای آن منطقه ربط داشت و مربوط به دوره‌های تاریخی می‌شد ولی هیچکدام مرکز ادبیات در طول تاریخ نبودند.

    آن تجربه‌ای که ما می‌توانیم از تجربه غرب به‌دست بیاوریم مخصوصاً در عدم جهانی شدن‌مان و اینکه چرا ادبیات ما عاجز است از جهانی شدن در همین نکته است که جهان غرب ادبیات ملی‌اش را با مشخصه‌های زیبایی‌شناسی خارج از مرزهای سرزمین خودش شکل می‌داد، یعنی به شاخصه‌های زیبایی‌شناختی جهانی توجه بیشتری نشان می‌داد و شاید به همین دلیل باشدکه خیلی از اشعار ما قابل ترجمه نیست، حتی این مساله در مورد برخی از داستان‌هایمان هم صدق می‌کند. یکی دیگر از مسائل قانون کپی رایت است، غربی‌ها ما را سارق ادبیات‌شان می‌دانند و می‌گویند شما هر چیزی را که دوست دارید، ترجمه می‌کنید و…

    مشکلی که امروز در تولید اندیشه وجود دارد این است که عملاً ما دو رویکرد به مدرن شدن داریم- تعبیر رمبویی که عقیده دارد برای شاعر بودن باید مطلقاً مدرن بود- یکی رویکرد پست مدرنیستی که خیلی به درد ما نمی‌خورد ولی اقبال به سمتش زیاد است افرادی چون بودریار و فوکو و لیوتار، درست است که آن‌چه در پست مدرن مطرح می‌شود خردگریزی است، ولی آن خردگریزی مدرن است و با عرفان مولانا و سهروردی بسیار فرق دارد، ما نباید برای توجیه عقب‌ماندگی‌مان بگوییم که امروزه در غرب هم بودا و کنفسیوس و سهروردی می‌خوانند، آن‌ها راهی را دارند تجربه می‌کنند که طی نکرده‌اند، ولی ما این راه را طی کرده و به بن‌بست رسیده‌ایم و نباید آن را تکرار کنیم، بنابراین ما نیاز به رویکرد دوم داریم که در مورد ادبیات مدرن و جامعه مدرن است و آن عقلانیت و خردورزی مطلق است، دست‌کم برای چند دهه ما به این عقلانیت نیازجدی داریم، این شکل شاعرانگی که ما در انواع و اقسام هنر می‌بینیم به ما، به همان عقلانیت و مدرن شدن لطمه می‌زند.

    یک لطمه‌ای هم که بسیار آسیب‌زا است این است که معمولاً جوامعی که در حال توسعه‌اند، نظام‌شان، نظام تراژیک می‌شود، چرا که یک چیزهایی می‌میرند و یک چیزهای جدیدی متولد می‌شوند، در کشورهایی چون روسیه در چند دهه گذشته، بویژه ما بخاطر انقلاب پرولتری در روسیه و انقلاب اکتبر ما از ۱۹۹۰ مدرن شدنش را می‌توانیم بررسی کنیم، در هندوستان و چند تا از کشورهای آسیای جنوب شرقی هم این مساله دیده می‌شود، ولی فرایند مدرن شدن برای کشور ما نوستالوژیک نبوده بلکه پاتتیک بوده، یعنی حزن‌آلود، یعنی یک چیزهایی از بین رفته‌اند بدون اینکه چیزی جایگزین شود، و این آسیب بزرگی به ما می‌زند. پس باید کمی از شکل پست‌مدرنیستی هنر و ادبیات فاصله بگیریم و شاید همین تفکر هر چیزی دوست داری بگو و هر کاری دوست داری بکن از تئاتر ابسورد بکت آمد، همه ما نمایشنامه در انتظار گودو را خوانده‌ایم و فکر کردیم خب می‌شود به همین شکل نمایشنامه نوشت و اجرا کرد، آنچه که در ابسورد نویسی در تئاتر اتفاق افتاد، از بین بردن شکل مکتبی نمایشنامه نویسی با از بین رفتن پروتاگونیسم، هدف و قهرمان بود، کاملاً نمایش ابسورد بر اساس یک نظم نوشته می‌شود نه بی نظمی.

    مساله دیگری که در ادبیات ما مشاهده می‌شود برمی‌گردد به پژوهش‌های ادب و هنر و آن این است که می‌گوئیم و در صدد اثبات این برمی‌آییم که حرف‌هایی که یاکوبسن یا شکولفسکی زده‌اند را ما چند صد سال پیش داشته‌ایم و کسانی چون جرجانی و..گفته‌اند، خب این درست، ما این را می‌پذیریم، اما برای به اثبات رساندن حرف‌مان از اصول تئوریزه شده فرمالیست‌ها استفاده می‌کنیم. این شکل اعتبار بخشیدن که بسیار به مفهومِ هویتِ مبتنیِ برقدرتِ فوکو نزدیک است، می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

    در جمع بندی باید گفت آنچه که پیرامون سنت نقد و نقد ادبی در کشور ما می‌توان گفت این است که ما اندیشه انتقادی نداشته و نداریم و دست‌کم برای رسیدن به این اندیشه انتقادی گامی که می‌توانیم در ادبیات برداریم این است که بی اعتمادی ادبیاتی‌ها را نسبت به دانشمندان علوم‌انسانی و فیلسوف‌ها و جامعه‌شناسان از بین ببریم و از همه مهمتر از جامعه مبتنی بر شعر به جامعه مبتنی بر نثر برویم.

  • کتابخانه‌های تهران ضدعفونی شدند

    کتابخانه‌های تهران ضدعفونی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر، همزمان با شیوع ویروس کرونا در کشور و پیرو توصیه‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مراکز سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به ویژه فضاهای عمومی شامل نمازخانه، سالن‌های انتظار، کلاس‌ها و… برای مقابله با شیوع این ویروس ضدعفونی شد.

    سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ۳۵ فرهنگ‌سرا، ۹۶ کتابخانه، ۹۶ خانه فرهنگ و مجتمع فرهنگی هنری، چهار پردیس سینمایی، ۱۲ موزه و خانه موزه، ۴ مؤسسه، ۸ مرکز فرهنگی ویژه، ۱۵۳ کتابخانه الحاقی، ۸ کتابخانه تفاهم نامه‌ای و ۱۵۱ مرکز مشارکتی فرهنگی هنری در اختیار دارد و ضدعفونی کردن این مراکز به منظور مقابله با شیوع ویروس کرونا در حال انجام است.

    پیش از این سازمان فرهنگی هنری تمامی برنامه‌های فرهنگی، هنری، ورزشی و اجتماعی در مراکز این سازمان اعم از بخش‌های آموزشی، نگارخانه‌ها و موزه‌ها را لغو و اقدام به نصب بنرهای آموزشی با موضوع کرونا در این مراکز کرده بود، اگر چه فعالیت‌های روزمره ستادی و مراکز سازمان فعال بوده و متوقف نشده است. همچنین فعالیت تمامی کتابخانه‌های سازمان نیز تا ساعت ۱۷ بوده و به جز بخش امانت، سایر بخش‌ها از جمله سالن‌های مطالعه، بخش مرجع و نشریات کودک و نوجوان تا اطلاع بعدی تعطیل خواهد بود. همچنین مجموعه‌های ورزشی این سازمان شامل آبی و غیرآبی نیز به منظور مقابله با شیوع بیماری کرونا تعطیل است.

  • محمود حدادی نغمه سکوت شاعرانه را سر داد

    محمود حدادی نغمه سکوت شاعرانه را سر داد

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «سکونت شاعرانه» تازه‌ترین کتابِ فردریش هلدرلین، شاعر و نویسنده شهیرِ قرنِ هفدهم آلمانی‌ست که با ترجمه محمود حدادی توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد.

    پیش از این کتاب نیز، «آنچه می‌ماند» (گزیده سی شعر و شرح آن) و «گوشه‌نشین یونان» به قلمِ هلدرلین و زندگینامه داستانی او با عنوان «پیکار با دیو» به قلم اشتفان سِوایگ با ترجمه حدادی توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده بود.

    «سکونت شاعرانه» به نوعی در ادامه مجموعه شعر «آنچه می‌ماند» است، در این دفتر بیست و چهار شعر هولدرلین به همراه تفسیرها و شرح‌هایی به قلم مترجم و دیگر صاحبنظرانِ ادبیاتِ آلمانی آورده شده است که با توجه به پیچیده بودن و غنی بودن شعر او، این شرح‌ها از سوی مترجم ضروری بوده است.

    همچنین در انتهایِ کتاب ترجمه آخرین ویراست نمایشنامه «مرگ اِمپِدوِکلس» به قلمِ هلدرلین نیز گنجانده شده است. نمایشنامه‌ای که برای اولین بار به زبان فارسی ترجمه شده است.

    در ادامه شعری را که هلدرلین خطاب به «امید» سروده است را می‌خوانیم:

    به امید

    امید! ای نیکخواهِ گرامی!
    ای که خانۀ غمزدگان را کوچک نمی‌شماری
    و میانِ خاکیان و خدایان، ای شریف!
    شادمانه تدبیر به خیر می‌کنی،

    کجایی؟ من چندانی نزیستم، با این‌همه اینک
    غروبِ روزِ عمر نفسی سرد می‌دمد
    و من بر این خاک چون جان‌های مردگان خاموش‌ام
    و قلب‌ام –خالی از سرود- بیمناک و خمود است.

    در دامنِ سبزِ کوه آن‌جا که چشمه‌یِ زلال
    همه روز زلال زمزمه دارد
    و جاودانگیِ دل‌انگیزِ روزِ پاییزی بر من می‌شکفد
    در آن خلوت، ای گرامی به جست‌وجوی تو می‌آیم من،

    یا آن‌که به شب، وقتی که زندگیِ دشت،
    پوشیده و گرم در کار خود است
    و ستاره‌هایِ شکوفا
    گل‌هایِ جاویدانْ شادمانِ بالای سرم می‌درخشند

    هان، ای دختر اثیر، از باغستان‌هایِ پدرت
    بر من بتاب، یا اگر که میهمانِ زمین
    نمی‌توانی بود پس قلب مرا
    با شوقی دیگر، شوقی دیگر بربیانگیز.

  • «روزنامه فلزی» خواندنی می‌شود

    «روزنامه فلزی» خواندنی می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، «روزنامه فلزی» مجموعه ۵۲ شعر است که در سه بخش با نام‌های «مغازله ها؛ اشعارعاشقانه»، «معارضه ها؛ اشعار اجتماعی» و «مکاشفه ها» مراحل چاپ و نشر را پشت سر می‌گذراند.

    مصطفا مرتضوی در توضیح چرایی انتخاب عنوان کتاب «روزنامه فلزی» گفته است: احمدرضا احمدی در سال ۱۳۴۱ شعری با عنوان “طرح” منتشر کرد. در همان مجموعه، شعری‌ست با عنوان از من برای پرنده فلزی.

    ایشان در سال ۱۳۴۳ نیز مجموعه دیگری با عنوان «روزنامه شیشه‌ای» منتشر کرد. شاعر وقتی از پشت شیشه‌ی پنجره، اتفاقات و حیات جهان ِ بیرون را نگاه می‌کند انگار که مشغول مطالعه یک روزنامه‌ی شیشه‌ای است؛ من هم در برخورد با گوشی‌های تلفن همراه چنین احساسی پیدا کردم که ما مردم، هر روز مشغول مطالعه‌ی یک روزنامه فلزی هستیم. این ایده در شعر “بنی آدم” (شعر اول از بخش دوم کتاب) مشهود است.

    در یکی از شعرهای مجموعه «روزنامه فلزی» می‌خوانیم:

    بارها شده زیر پلک دم جنبانکی
    روی شاخسار گوزنی
    بی هوا خوابم برده
    می‌دانی
    چند مرتبه
    همین شاخساران خشک و خالی را
    به شعر َتر انگیخته‌ام؟
    من سطر سطر خیال و
    خوشه خوشه زخم
    از گندم زارهای فکر
    درو کردم
    گاهی برای چیدن میوه یک واژه
    دستانم چنان پینه بسته
    که دستان کشاورزی سالخورده
    و همیشه در حین کار و تلاش
    چندین و چند قطره‌ی دریا
    از پیشانی ام سُر خورده است
    گوارای من
    گوارای من این زخم‌ها و پینه‌ها
    شب‌ها
    نگاه می‌کنم به استکان چای
    نگاه می‌کنم به پنجره
    و باخوف و رجا
    به «فصل چیدن کلمات» فکر می‌کنم
    کار من این است که واژه میوه را
    روی شاخسار گوزنی پیدا کنم
    و داخل واژه‌ی میوه را
    برای تو از میوه پر کنم
    کار من این است که هر وقت به دریا می زنم
    لهجه عمیق دریا را
    برای تو
    به فارسی روان برگردانم

    سراینده اشعار این کتاب متولد ۱۳۶۴ است که پیش از این نیز مجموعه «شیهه بر دیوارهای سپید» را منتشر کرده بود.

    مجموعه شعر «روزنامه فلزی» سروده مصطفا مرتضوی در ۸۷ صفحه و با قیمت ۱۸ هزار تومان به زودی در انتشارات سیب سرخ منتشر می‌شود.

  • برپایی مسابقه «کتابخوانی در قرنطینه»

    برپایی مسابقه «کتابخوانی در قرنطینه»

    به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با شیوع ویروس کرونا در ایران و پیشنهاد عدم خروج از منزل از سوی مسئولین مربوط به پیشگیری و درمان این بیماری، بسیاری از اهالی قلم و ناشران به مخاطبان خود پیشنهاد مطالعه کتاب‌های ناخوانده خود را داده‌اند.

    در این میان یکی از ناشران نیز اقدام به برگزاری یک مسابقه جالب با عنوان «کتابخوانی در قرنطینه» برای مخاطبان خود کرده است.

    نشر و کتابفروشی آموت که مبدع این مسابقه فرهنگی است در فراخوان خود درباره این مسابقه آورده است: این روزها چالش بزرگی به اسم «کرونا ویروس» گرفتارمان کرده؛ ما را زندانی کرده؛ اسم قشنگ‌اش قرنطینه است. اما ما پیش از این‌که گرفتار کرونا ویروس بشویم و چالش‌اش، گرفتار یک زندان بزرگ‌تر بودیم. ما زندان چالش «کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم» بودیم و این درد ما را در تنهایی‌هایی‌مان ذره ذره، نابود می‌کرد و حتی اگر بخواهیم واقع‌نگر باشیم، بسیار اوقات مانع حضورمان در کتابفروشی‌های محبوب‌مان شده بود.

    حالا که در قرنطینه هستیم بهترین زمان است در کتابخانه‌های‌مان را باز کنیم و به کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم، سلام کنیم.

    این ناشر و کتابفروش از مخاطبان خود خواسته است تا پایان روز جمعه ۱۶ اسفند پس از خواندن کتاب‌های خوانده نشده و در کتابخانه مانده‌شان، اقدام به نوشتن یادداشت کوتاهی درباره آن کتاب یا کتاب‌ها کرده و از کتابخانه‌هایشان با آن کتاب عکس و در اینستاگرام به اشتراک بگذارند و به این ناشر نیز ارسال کنند.

    نشر آموت اعلام کرده که در پایان هفته جاری به ده اثر برگزیده که با این موضوع و با هشتگ کتابخوانی در قرنطینه منتشر شده‌اند هدایایی اهدا می‌کند.

  • موسسه «تعالی زبان» در پاکستان راه‌اندازی می‌شود

    موسسه «تعالی زبان» در پاکستان راه‌اندازی می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی‌اکبر رضایی‌فرد، وابسته فرهنگی، رئیس خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور و نماینده بنیاد سعدی از دانشگاه فیصل‌آباد بازدید و با شوکت پرویز، رئیس این دانشگاه و خانم زاهده مقبول، مسئول امور دانشجویان و دیگر مسئولان این دانشگاه دیدار کرد و درباره گسترش روابط دوجانبه و تقویت پیوندهای دانشگاهی بین دو کشور ایران و پاکستان به بحث و تبادل نظر پرداخت.

    شوکت پرویز در این دیدار گفت: جمهوری اسلامی ایران و پاکستان دو کشور دوست، برادر و همسایه دارای مشترکات بسیاری چون تاریخ، فرهنگ، هنر و… هستند. دانشگاه فصیل‌آباد در نظر دارد مؤسسه‌ای تحت عنوان مؤسسه تعالی زبان را در دانشگاه راه‌اندازی و در این بخش زبان‌های خارجی چون فارسی، عربی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، چینی، ترکی، کره‌ای و … را تدریس کند.

    وی ادامه داد: با توجه به روابط دیرین و مستحکم دو کشور دوست و برادر ایران و پاکستان، دانشگاه فیصل‌آباد خواستار آغاز بکار این مؤسسه با همکاری خانه فرهنگ ایران در لاهور است. ما خواهان همکاری خانه فرهنگ ایران در لاهور برای فراهم‌سازی مواد آموزشی چون کتب و مدرس زبان فارسی هستیم.

    تقویت تعاملات فرهنگی و آموزشی بین ایران و پاکستان

    رضایی‌فرد نیز در این دیدار گفت: خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور از سال ۱۹۵۶ میلادی در حال فعالیت است و روابط بسیار خوبی با دانشگاه، دانشکده و مراکز آموزشی شهر لاهور و همچنین شهر فیصل‌آباد دارد.

    رئیس خانه فرهنگ ایران در لاهور افزود: خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور ۱۱ اتاق ایرانشناسی و فردوسی‌شناسی در ۱۱ دانشگاه و دانشکده مختلف و معروف چون دانشگاه پنجاب، دانشگاه بانوان لاهور، دانشگاه جی سی لاهور داشته و در دانشگاه جی سی فیصل‌آباد نیز یک اتاق ایرانشناسی تأسیس و مدیریت کرده است.

    وی در ادامه، با اشاره به گسترش زبان فارسی در پاکستان گفت: بزرگانی چون علامه محمد اقبال لاهوری، سید علی بن عثمان هجویری المعروف به داتا گنج بخش و… آثاری بسیار گرانبها از خود را به زبان فارسی بر جای گذاشته‌اند. لذا برای خواندن و درک بهتر آثار بزرگان پاکستان گسترش آموزش زبان فارسی ضرورت دارد.

    رضایی‌فرد آمادگی خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور را برای هر گونه همکاری در گسترش و بهبود روابط دو جانبه و تقویت تعاملات فرهنگی و آموزشی اعلام کرد. در ادامه رئیس خانه فرهنگ کشورمان در لاهور به همراه رئیس دانشگاه فیصل‌آباد و اساتید و مسئولان دانشگاه، از مراکز مختلف دانشگاه چون کتابخانه، موزه اسلامی، تالارهای آزمایشگاه‌های پزشکی، سالن اجتماعات و… بازدید کرد.

  • انتشار کتابی صوتی از علی‌میرمیرانی

    انتشار کتابی صوتی از علی‌میرمیرانی

    به گزارش خبرنگار مهر، علی میرمیرانی کتاب صوتی تازه‌ای را با عنوان «سال هزار و سیصد و خستگی» از سوی انتشارات واو روانه بازار کتاب کرد.

    این دومین اثری از این نویسنده است که متن آن به صورت انحصاری به منظور تولید کتاب صوتی توسط میرمیرانی نوشته شده است.

    ن‌اشر این اثر در معرفی آن بیان داشته است که این کتاب صوتی نوشتاری زخم‌خورده و کلماتی مجروح که واگویه‌ این روزهای ماست. ترجمه‌ی دردهای بیات و شمایل بغض‌های فروخورده.

    این اثر همانند کتاب صوتی پیشین میرمیرانی با عنوان «به لهجه سپیدار» که آن نیز به صورت انحصاری برای صوتی شدن تألیف و تولید شده بود، تم و روایتی اجتماعی دارد و حرف‌هایی از جنس امروز مخاطبانش برای آنها روایت می‌کند.

    نشر واو این اثر را با قیمت ۵ هزار تومان به مخاطبان خود عرضه کرده است.