برچسب: فرهنگ>سینما

  • ۱۶ مهمان خارجی به بازار فیلم حقیقت می‌آیند

    ۱۶ مهمان خارجی به بازار فیلم حقیقت می‌آیند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برنامه بازار فیلم سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» اعلام شد. این بازار فیلم با حضور ۱۶ مهمان خارجی، عصر روزهای بیستم تا بیست و سوم آذرماه ۹۸ در پردیس سینمایی چارسو برگزار می‌شود.

    برنامه بازار فیلم مستند به شرح ذیل است:

    * چهارشنبه ۲۰ آذر ۹۸

    – ساعت ۱۶ تا ۱۷: مریم چوکراشویل، نماینده جشنواره مستند گرجستان

    – ساعت ۱۷ تا ۱۸: شیلا کاتو، مدیر برنامه‌ریزی جشنواره مستند آسترا/ دومیترو بودرالا، مدیر جشنواره مستند آسترا- رومانی

    – ساعت ۱۸ تا ۱۹: آرتور واردیکیان، مدیر جشنواره مستند درخت زردآلو- ارمنستان

    * پنجشنبه ۲۱ آذر ۹۸

    – ساعت ۱۶ تا ۱۷: کارول پیکاژیک، برنامه‌ریز و عضو هیات انتخاب جشنواره مستند داکس ایگینس گراوینی/ لهستان

    ساعت ۱۷ تا ۱۸: ندا میلانووا، نماینده مرکز مستندسازی بالکان

    ساعت ۱۸ تا ۱۹: کنیچی ایمامورا، نماینده شبکه NHK ژاپن/ هاتسویوکاتو، نماینده جشنواره یاماگاتا

    * جمعه ۲۲ آذر ۹۸

    – ساعت ۱۶ تا ۱۷: زلاتینا روسووا، مدیر جشنواره مستند میلینیوم بلژیک

    – ساعت ۱۷ تا ۱۸: لارس سف اشتروم، از تلویزیون سوئد

    – ساعت ۱۸ تا ۱۹: پیتر گوتشالک، از شبکه آرته فرانسه

    * شنبه ۲۳ آذر ۹۸

    – ساعت ۱۶ تا ۱۷: فوآد جلال، مدیر جشنواره سلیمانیه عراق/ ایتالو اسپینلی، نماینده جشنواره آسیاتکا رم

    – ساعت ۱۷ تا ۱۸: وتون نورکولاری، از جشنواره مستند کوزوو

    – ساعت ۱۸ تا ۱۹: گونی هیونگ، مدیر جشنواره مستند کره/ منگ ژی، تهیه‌کننده مستند- چین

    *سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری «محمد حمیدی‌مقدم» در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار خواهد شد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • کاخ جشنواره یا سینمای رسانه؟ مساله این است!

    کاخ جشنواره یا سینمای رسانه؟ مساله این است!

    مهسا بهادری: کمپین بازگرداندن کاخ جشنواره به برج میلاد! این موضوع مهم چند کانال سینمایی در روزهای اخیر بوده است. موضوعی که برایش کمپین ساخته شد و امضاهایی جمع شد؛ هرچند در میان امضا کنندگان نام یک تهیه‌کننده و یک فرد خارج‌نشین هم دیده می‌شد.

    علاوه بر این امضاها و این کانال‌های تلگرامی روزنامه جوان هم با این موج همراه شد و از بازگشت برج میلاد به جشنواره فیلم فجر با متنی داغ دفاع کرد و از درمیان بودن پای منافع افرادی در تغییر مکان جشنواره فیلم فجر نوشت. بیایید ماجرا را با هم مرور کنیم.

    تغییر کاخ جشنواره به سینمای رسانه

    دو سال پیش بود که خبر رسید جشنواره فیلم فجر برای اهالی رسانه مکان دیگری غیر از برج میلاد در نظر گرفته است. اتفاقی که با واکنش مثبت اهالی رسانه روبه‌رو شد. آنها که دل خوشی از برگزاری جشنواره در مکان قبلی و تجربه فیلم دیدن در سالن ۱۸۰۰نفری برج میلاد نداشتند. خبرنگارانی که از ایستادن در صف‌های طولانی در کنار افرادی اغلب غیررسانه‌ای و شکل محدب چینش صندلی‌های سالن برج خسته شده بودند. و در یک کلام آنهایی که سالن سینما می‌خواستند نه کاخ و جشنواره را برای فیلم دیدن و کار کردن می‌خواستند تا یک دورهمی سالیانه با همکارانشان!

    مکان انتخابی از سوی دبیر جشنواره برای این اتفاق اما در همان روزهای ابتدایی تغییر مکان جشنواره حسابی توی ذوق زد. نه خبری از پارکینگ سهل‌الوصول بود و نه خط‌های مبایل آنتن‌دهی قوی‌ای داشتند. از نظر رفت‌وآمد هم البته پردیس ملت هرچند از برج میلاد در دسترس‌تر بود اما برای اکثر خبرنگاران به سختی صورت می‌گرفت. اینها ایرادات پردیس ملت در اولین سال تبدیل شدن به سینمای اهالی رسانه بود که دبیر جشنواره را با انتقادات بسیاری روبه‌رو کرد.

    از آن سال به بعد سینمای اهالی رسانه به دغدغه بزرگ این صنف تبدیل شد. در نشست‌ خبری جشنواره سی‌وهفتم توضیح درباره دلایل انتخاب پردیس ملت از اولین مواردی بود که ابراهیم داروغه‌زاده مجبور شد توضیح بدهد و از برطرف شدن معایب سال قبل بگوید. اتفاقی که تا حد زیادی رخ داده بود. هم مشکل پارکینگ تا حدودی حل شده بود و هم آنتن‌دهی موبایل بهتر از سال پیش از آن شده بود.

    رسانه‌ها چه می‌گویند؟

    این روزها اما بار دیگر بازگشت به برج میلاد برای بعضی از رسانه‌ها اهمیت پیدا کرده است و برای آن کمپین تشکیل داده‌اند و مطلب می‌نویسند. اتفاقی که مهدی کلهر دبیر فرهنگی خبرگزاری فارس در برنامه «هفت» درباره‌اش اینطور گفت: «درحال حاضر تعدادی از دوستان تلاش می کنند برج میلاد را جا بیاندازند و برای آن کمپینی راه انداختند و اسم جمع کردند. در بین این اسامی تهیه‌کننده هم به چشم می‌خورد درحالی‌که این سینما قرار است برای اهالی رسانه باشد و ربطی به اهالی سینما ندارد و یا یک فردی نظر داده که در آمریکا است. یا روابط عمومی یکی از پردیس های سینمایی یا فردی در یک سایت موسیقی. اکثر کسانی‌که برج میلاد را تبلیغ می‌کنند افرادی هستند که رسانه رسمی ندارند یا کانال تگرامی و اینستاگرامی دارند و امیدشان این است که چون برج میلاد سالن بزرگتری دارند شاید بتوانند کارت بگیرند.»

    او همچنین در این برنامه از جلسه دبیران حوزه سینمای رسانه‌های رسمی با ابراهیم داروغه‌زاده دبیر جشنواره فیلم فجر گفت و این نکته که: «تقاضای جدی همه افراد حاضر در جلسه عدم بازگشت به گذشته و برج میلاد بود.»

    این گفته مهدی کلهر موردی است که در نوشته‌های کانال‌های سینماییِ مدافعِ برج میلاد برعکس بیان می‌شود و مدام از خواست اکثریت قاطع اهالی رسانه برای بازگشت به برج میلاد یاد می‌شود. برای مثال محسن شرف‌الدین در مطلبی که در کانال سینمادیلی منتشر شد اینطور نوشت: «نکته ناراحت کننده اصلی برای ما که از سال اولیه انتقال جشنواره به برج میلاد تا امروز فضای کاخ جشنواره را تجربه کرده‌ایم و همیشه در گفت و شنود با مسئولان بودیم، عدم توجه برگزارکنندگان به خواست اکثریت اهالی رسانه و نارضایتی‌شان از پردیس ملت در دوسال گذشته بوده است. مخصوصا که در سال گذشته می شد به عینه تلاش مسئولان را برای ارتقا کیفی جشنواره مشاهده کرد ولی مشکل از مکانی هست که امکانات و شرایط اولیه برگزاری رویداد بزرگ و پراهمیتی چون جشنواره فجر را ندارد.»

    یا در موردی دیگر سایت تابناک از کشته شدن شور جشنواره با تغییر مکانش از برج میلاد به پردیس ملت نوشت و این موضوع را به نوعی به نفع فیلمسازانی دانست که دیگر فضای دلهره‌آور حضور در یک سالن بزرگ را تجربه نمی‌کنند. از سوی دیگر روزنامه جوان موضوع را به گونه‌ای دیگر دید و در سایت خود از تحقیر جشن انقلاب با تغییر مکان برگزاری جشنواره فیلم فجر نوشت!

    راه چاره چیست؟

    راه چاره شاید در درازمدت همانی باشد که دبیر جشنواره فیلم فجر سال گذشته در اکانت توئیترش نوشت. ابراهیم داروغه‌زاده در توئیتی خطاب به پیروز حناچی شهردار تهران نوشت: «آقای دکتر حناچی لطفا به فکر ساخت یک مجموعه باشکوه برای جشنواره فیلم فجر باشید.» این درخواستی بود که چند روز بعد پیروز حناچی در پاسخ به سوال یک رسانه گفت که برای انجام آن با اهالی سینما وارد مذاکره خواهد شد. اما تا آن روز باید چه کرد؟ اگر پردیس ملت معایب و نواقصی دارد، قطعا برج میلاد چند برابر آن را دارد و این نکته‌ای است که گویا برخی از اهالی رسانه قصد نادیده گرفتن آن را دارند. اینکه همه اهالی رسانه در کنار هم به تماشای فیلم بنشینند قطعا نکته مثبتی است اما به اینکه در سالنی با کاربری برگزاری جشن و کنسرت و همایش با چیدمان محدب صندلی‌ها که از بعضی نقاط پرده سینما کامل دیده نمی‌شود و نه از لحاظ صوت و نه تصویر کیفیت لازم را ندارد، فیلم ببینند، نمی‌ارزد!

    اینکه اهالی رسانه پارکینگ مناسبی داشته باشند قطعا نکته مثبتی است اما تنها برای آنهایی که وسیله نقلیه شخصی دارند و نه برای آنها که مجبورند با وسایل نقلیه عمومی رفت و آمد کنند و ده روز تمام با هزینه‌های سرسام‌آور روبه‌رو باشند و گاهی نیمه‌شب پس از سانس پایانی برای پیدا کردن همان وسیله نقلیه با همان هزینه بالا هم به دردسر بیفتند.

    حضور همه اهالی رسانه در سالنی که عوامل فیلم هم در آن حضور دارند حتما یکی از مواردی است که در همه جشنواره‌های بزرگ رعایت می‌شود اما آیا این مساله به این می‌ارزد که از هزاران راه مخفی سالن همایش‌های برج میلاد افراد بی‌ربط با رسانه وارد شوند و بعضا صف‌های طویل جلوی درهای سالن تشکیل شود؟

    اینها تنها بخشی از نکاتی است که باعث ارجحیت پردیس ملت به برج میلاد از نگاه اکثر اهالی رسانه می‌شوند اما آیا پردیس ملت بهترین مکان برای برگزاری جشنواره فیلم فجر است؟ قطعا پاسخ مثبت نیست اما به نظر می‌رسد انتخابی غیر از پردیس ملت توسط دبیرخانه جشنواره، هرچه باشد، قطعا برج میلاد نیست و شاید گزینه‌های دیگری مثل پردیس سینمایی چارسو مدنظر عوامل اجرایی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر قرار بگیرد. باید منتظر ماند و دید در ماههای آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • خارجی‌های جشنواره سینماحقیقت مشخص شدند

    خارجی‌های جشنواره سینماحقیقت مشخص شدند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اسامی فیلم‌های بخش مسابقه بین‌الملل سیزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت اعلام شد. در این بخش ۲۴ فیلم مستند خارجی از ۲۱ کشور جهان پذیرفته شده‌اند.

    اسامی فیلم‌های بخش مسابقه بین‌الملل سیزدهمین دوره‌ این جشنواره، به تفکیک مستندهای کوتاه، نیمه‌بلند، بلند و کشورهای حاضر، به شرح ذیل است:
     
     مستندهای کوتاه (۴۰-)
     
    ۱) مادر قاصدکی/ باربورا هولان/ نروژ
    ۲) درد از آن من است/ فرشید اخلاقی/ استرالیا
    ۳) سلفی/ نایرا سانس فوئنتس/ اسپانیا
    ۴) آنچه که رخ داد/ محمد کسابی/ مصر
    ۵) و آنگاه شب فرا می‌رسد/ مایا نواکوویچ/ صربستان، بوسنی
    ۶) زمین بازی پنجشنبه‌ها/ هری زرنیکی/ آمریکا
    ۷) نیاز فوری به تازه‌کار/ عثمان چاکر/ ترکیه
    ۸) زنان گولاگ/ ماریانا یاروفسکایا/ آمریکا، روسیه
     
     مستندهای نیمه‌بلند (۷۰-۴۰)
     
    ۱) مصاحبه‌ پخش نشده/ محمد صلاح/ مصر
    ۲) حیوانات از ‌نفس‌افتاده/ لی لی/ آمریکا
    ۳) وطنم تا زمانی که برگردم/ نوران اوزکان، اردال هوس/ ترکیه
    ۴) زخم‌ها/ دیدیه کروس/ فرانسه
    ۵) قاشق/ لایلا پاکالنینیا/ لتونی، نروژ، لیتوانی
    ۶) سوما/ آندری کوتسیا/ لهستان
    ۷) سمفونی کارخانه اورسوس/ یاشمینا وویچیک/ لهستان
    ۸) راه بازگشت/ ماکسیم ینس، دیمیتری پتروویچ/ بلژیک
     
    مستندهای بلند (۷۰+)
     
    ۱) راننده‌ ذاتی/ دنیل فاره/ نروژ
    ۲) کابل، شهری در باد/ ابوذر امینی/ هلند، ‌افغانستان، ژاپن،‌ آلمان
    ۳) کنار رینگ/ آندره هورمان/ آلمان، آمریکا
    ۴) قهرمان گله/ تون فانت زانتفورت/ هلند
    ۵) روستای رو به زوال/ لو فیفانگ/ چین
    ۶) بانوی اول/ لارن گرینفیلد/ آمریکا
    ۷) سهیم شدن یا نشدن/ مینا هینت، ملیس موهو/ استونی
    ۸) وقتی بره‌ها شیر می‌شوند/ جان کاسبه/ آمریکا
     
    جوایز بخش مسابقه بین‌الملل سینماحقیقت به این شرح است:
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۵ هزار دلار به بهترین فیلم مستند بلند
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۴ هزار دلار به بهترین فیلم مستند نیمه‌بلند
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۳ هزار دلار به‌ بهترین فیلم مستند کوتاه
    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و دو جایزه دو هزار دلاری به عنوان جایزه ویژه هیأت داوران

     
    فیلم‌های ایرانی بخش مسابقه بین‌الملل نیز متعاقباً اعلام خواهند شد.
     
    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذر ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدی‌مقدم در پردیس سینمایی چارسو تهران برگزار خواهد شد.

    ۵۷۵۷

  • کاری که «روما» در اسکار نکرد، شاید «انگل» انجام دهد

    کاری که «روما» در اسکار نکرد، شاید «انگل» انجام دهد

     سال گذشته فیلم مکزیکی «روما» بیش از هر فیلم خارجی دیگری در تاریخ جوایز سینمایی اسکار به کسب جایزه شاخه بهترین فیلم نزدیک شد اما در نهایت به جایزه بهترین فیلم خارجی بسنده کرد، اما امسال فیلم تحسین‌شده «اَنگل» با کارگرانی بونگ جون هو نیز این شانس را دارد تا با کسب این جایزه در این رویداد سینمایی تاریخ‌سازی کند.

     ۸۱ سال پیش (۱۹۳۸ میلادی) بود که فیلم فرانسوی «توهم بزرگ» ساخته ژان رنوا توانست به عنوان اولین فیلم خارجی در شاخه بهترین فیلم نامزد شود. این فیلم که روایتگر داستان زندانی‌شدن یک فرانسوی توسط آلمان‌ها در جنگ‌ جهانی اول است، یکی از شاهکارهای تاریخ سینما محسوب می‌شود اما این تنها یک عامل در انتخاب آن در میان نامزدهای شاخه بهترین فیلم بود؛ داستان این فیلم هماهنگ با روح ضد جنگی بود که  سراسر آمریکا را فرا گرفته بود و این بیم وجود داشت که آمریکا به ورطه جنگ جهانی دوم نیز کشیده شود و به همین دلیل این فیلم در جوایز اسکار دیده شده اما در نهایت رقابت در شاخه اسکار بهترین فیلم را به زندگی امیل زولا واگذار کرد، فیلمی که اکنون دیگر فراموش شده است. 

    در طول دهه‌های بعد تنها ۹ فیلم خارجی دیگر توانستند خود را به جمع نامزدهای نهایی شاخه بهترین فیلم اسکار برسانند که سه فیلم شامل «نامه‌هایی از ایوو جیما»، «ببر خیزان اژدهای پنهان» و «روما» را به ترتیب سه کارگردان باسابقه فعال در هالیوود یعنی کلینت ایستوود، آنگ‌لی و آلفونسو کوارون کارگردانی کرده بودند اما هیچ یک برنده نهایی این شاخه نشدند. 

    امسال یک فیلم خارجی مجددا شانسی جدی در شاخه بهترین فیلم دارد؛ فیلم کره‌ای «اَنگـل» ساخته بونگ جون هو که در جشنواره کن رونمایی شد و نخل طلا را برد و سپس موفقیت‌های چشمگیری در گیشه و سایر جشنواره‌ها نیز کسب کرد. این فیلم سورئال درباره یک خانواده فقیر است که به تدریج به زندگی یک زوج ثروتمند نفوذ می‌کنند تا بر علیه آنها برخیزند. این فیلم تحسین شده از سوی منتقدان سینمایی توانست ۱۴.۴ میلیون دلار در آمریکا بفروشد و فروش جهانی آن نیز به ۱۱۲ میلیون دلار رسید. 

    پس از کسب جایزه نخل طلای کن توسط «اَنگل»، این فیلم به تدریج مورد توجه اعضای آکادمی قرار گرفته است و یکی از فیلمنامه‌نویسان برتر هالیوود آن را محبوب‌ترین فیلم سال معرفی کرده و یک کارگردان فیلم‌های کمدی در آمریکا نیز این فیلم را که در واقع تمثیلی از تقابل میان فقیر و غنی است را بسیار مرتبط با فضای کنونی هالیوود دانسته که بسیاری در آن از نابرابری‌های اجتماعی به ستوه آمده‌اند. 

    ظاهرا بخش قابل توجهی از اعضای آکادمی اسکار تمایل دارند فیلم «اَنگل» را در رتبه نخست فیلم‌های انتخابی خود قرار دهند اما مشخص نیست آیا این آراء برای نامزدی فیلم در شاخه بهترین فیلم کافی است یا «انگل» در سیستم رای‌گیری امتیازی اسکار به رای اعضایی که فیلم را در جایگاه دوم و سوم انتخاب خود قرار دهند هم نیاز دارد. 

    بسیاری از اهالی هالیوود شرایط فیلم کره‌ای «اَنگل» را با شرایط فیلم مکزیکی «روما» در جوایز سال گذشته مقایسه می‌کنند اما باید گفت گرچه «روما» فیلم زیبایی بود اما هیچگاه به اندازه «انگل» مورد تحسین متقدان و مخاطبان قرار نگرفت. 

    اگر «انگل» از شاخه بهترین فیلم بین‌المللی (فیلم خارجی) صرف نظر می‌کرد و نماینده سینما کره جنوبی در این شاخه نبود می‌توانست شانس خود را تا حد زیادی برای موفقیت در شاخه بهترین فیلم افزایش دهد. 

    باید منتظر ماند و دید اعضای آکادمی تا چه اندازه برای رای دادن به فیلم «انگل» در جوایز اسکار متقاعد می‌شوند و چه تعداد از آنها به تماشای فیلم با زیرنویس می‌نشینند و تیم تبلیغاتی این فیلم تا چه اندازه‌ می‌تواند افکار عمومی را برای درخشش این فیلم آماده کند. با توجه به این که تاکنون تعداد نادری از فیلم‌های برنده اسکار بهترین فیلم در شاخه بازیگری حرفی برای گفتن نداشته‌اند، تیم تبلیغاتی این فیلم باید بر روی برجسته کردن حداقل یکی از بازیگران آن تمرکز کند و … چندین نکته دیگر را که برای موفقیت یک فیلم در شاخه بهترین فیلم لازم است را رعایت کند.

    نامزدهای نهایی نود و دومین دوره جوایز سینمایی اسکار روز ۱۳ ژانویه (۲۳ دی‌) مشخص و مراسم اعطای این جوایز فوریه (دوشنبه ۲۱ بهمن) برگزار خواهد شد.

    ۵۷۲۴۵

  • محمد متوسلانی: سال‌هاست شهروند درجه ۲ حساب می‌شوم

    محمد متوسلانی: سال‌هاست شهروند درجه ۲ حساب می‌شوم

    مهسا بهادری: محمد متوسلانی، هنرپیشه، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان است. متوسلانی در ۱۳۳۷ با بازی در فیلم «طوفان در شهر ما» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان وارد سینما شد و با کارگردانی فیلم‌هایی مانند «سازش» و «ذبیح» در دهه پنجاه شهرت خود را بیشتر کرد.

    او علاوه بر ۱۵ کارگردانی، سابقه ۱۴مورد نویسندگی،۳مورد بازنویسی فیلمنامه و ۴۵ مورد بازیگری را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده اما به گفته خودش علاقه دارد تا او را بیش‌تر با عنوان کارگردان بشناسند نه بازیگر. متوسلانی در سال ۱۳۶۸ در هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای فیلم‌نامه «جستجوگر» دیپلم افتخار گرفت و برای همین فیلم نامزد دریافت سیمرغ بهترین کارگردانی شد.

    کارگردان «کفش‌های میرزا نوروز» که آخرین بار، سال ۹۴ در سریال «گاهی به پشت سر نگاه کن» به عنوان بازیگر حضور داشته و بعد از ۴ سال دوری از بازیگری با سریال «به رنگ خاک» به کارگردانی حسن لفافیان و محسن یوسفی به تلویزیون بازگشته است، درباره علت کم کار شدنش به خبرآنلاین گفت: «این اواخر من کم کار شده‌ام زیرا دوست ندارم فقط در عرصه بازیگری باشم و تمایل دارم در هر کاری حضور داشته باشم. به علاوه، دوست دارم در کارهایی باشم که خود کار حتما مورد تایید من باشد و اینکه به جایی وابسته نباشد یا سفارشی برای جایی ساخته نشده باشد و در نهایت اینکه نقشی که به من پیشنهاد می‌شود موضوعی باشد که برایم تازگی دارد و کار متفاوتی در کارنامه کاری من به حساب می‌آید. خب کمتر فیلمی همه این شرایط را با هم به من می‌دهد و از آنجایی که من از راه بازیگری کسب درآمد نمی‌کنم سعی می‌کنم آن چیزی را بپذیرم که مورد علاقه‌ام باشد و به کارنامه کاری من آسیب نزند.»

    او در پاسخ به این سوال که با این شرایط علت بازی کردن شما در «به رنگ خاک» چه بوده، گفت: «من اخیرا در سریال «به رنگ خاک» بازی کردم و به این دلیل نقش را پذیرفتم که زمانی که فیلمنامه را خواندم متوجه شدم متن شکل و شمایلی درستی دارد و نقش من هم چیزی است که از آن خوشم می‌آید و یک تنوعی دارد به همین دلیل پذیرفتم. در واقع این سریال در چهار اپیزود ساخته می‌شود و اپیزود آخر به من پیشنهاد شد. من از آن خوشم آمد و آن را پذیرفتم.»

    متوسلانی در ادامه درباره علت کم کار شدنش بعد از انقلاب گفت: «این که من بعد از انقلاب کم‌کارتر شدم موضوعی طبیعی است. به این دلیل که شرایط کاری من بعد از انقلاب با قبل از انقلاب خیلی فرق داشت، بعد از انقلاب به نوعی ما شهروند درجه دو محسوب می‌شدیم به همین دلیل برای کار کردن دچار مشکل شدیم البته هنوز هم گاهی این مشکل را داریم.»

    این کارگردان درباره علت ۱۳ سال دوری از کارگردانی هم گفت: «آخرین کاری که کارگردانی آن را به عهده گرفتم، فیلم سینمایی «هر چی تو بخوای» در سال ۱۳۸۵ بود که متاسفانه اصلا از آن خاطره خوشی ندارم، به دلیل اینکه بسیار اذیتم کردند؛ از مجوز و پروانه ساخت گرفته تا مرحله تولید و اکران فیلم من بسیار تحت فشار بودم و یک سری تغییرات در آن ایجاد شد که بدون موافقت من بود و با تصمیم‌های تهیه‌کننده این اتفاق افتاد. به همین دلیل حالا کار کارگردانی را انجام نمی‌دهم زیرا  احساس می‌کنم اعصابم دیگر قدرت تحمل آن فشارها را ندارد. امیدوارم شرایطی پیش بیاید که برای کار کردن مجبور نباشیم آنقدر فشار عصبی را تحمل کنیم.»

    متوسلانی اما در ابتدا بازیگر بوده و بعد به سمت کارگردانی و نویسندگی کشیده شده است. او درباره دلیل این موضوع گفت: «به دلیل اینکه  زمانی که شما کارگردان هستید آزادی بیشتری برای خلق کردن دارید. کارگردان یک داستان را می‌آفریند و همین موضوع برای من جذاب‌تر بود. نکته دیگر این که شما در کارگردانی منتظر می‌مانید که یک نفر به سراغ شما بیاید و یک نقشی را به شما پیشنهاد کند اما در کارگردانی شما می توانید قصه خودتان را پیش ببرید و براساس نظرات خودتان کار کنید و بازیگر را انتخاب کنید در اصل در کارگردانی شما انتخاب کننده هستید نه انتخاب شونده.»

    او در ادامه در پاسخ به این سوال که بالاخره دوست دارید شما را به عنوان بازیگر بشناسند یا کارگردان، می‌گوید: «من ترجیح می‌دهم اگر کسی می‌خواهد من را بشناسد، با هنر کارگردانی‌ام مرا به خاطر بیاورد. اما متاسفانه در حال حاضر شرایط کار بسیار سخت است و کارگردانی مسئولیت‌پذیری بالایی می‌خواهد.»

    این بازیگر پیشکسوت درباره کشف علاقه اش به بازیگری گفت: «از بچگی من به کار بازیگری علاقه داشتم، فکر می‌کنم پنجم دبستان بودم که با پدرم خسرو، به تئاتر«محصلین کلک باز» رفتم و آن جا به قدری از تئاتر خوشم آمد که زمانی که به خانه برگشتیم من آن گفتگو ها را دوباره نوشتم و با دوستانم آن را اجرا کردیم و من به هرکسی می‌گفتم چه طور نقشش را بازی کند. بزرگتر شدم و متوجه شدم که نمایشنامه آن را از یک تئاتری به نام «خانه چارلی» اقتباس کردند و بعد هم من از روی آن یک فیلم ساختم به نام «مادمازل خانه».»

    این هنرمند پیشکسوت در ادامه درباره وضعیت سینمای حال حاضر ایران گفت: «به این سبب که هر سال جشنواره فیلم فجر برگزار می‌شود فیلم‌های ایرانی را غالبا تماشا می‌کنم و از سوی دیگر در جشن خانه سینما هم من معمولا داور هستم و به دلیل داور بودنم همیشه فیلم‌ها را می‌بینم اما برخلاف سینما، برنامه‌های تلویزیون را دنبال نمی‌کنم.»

    محمد متوسلانی در ادامه با بیان این که من نظر منتقدانی که معتقدند همه فیلم‌های سینمای ما افت کرده را بسیار غیرمنصفانه می‌دانم  گفت: «درست است که سینما اُفت کرده و یک سری فیلم های سبک و کم ارزش ساخته می‌شود اما در این میان ما شاهد کارهای خوب و با ارزش هم هستیم. بهتر است منتقدان لیست فیلم ها را جلوی خودشان بگذارند و ببینند که در یک سال چه فیلم‌هایی ساخته شده و آن‌ها را بررسی کنند. در اینصورت متوجه خواهند شد که همه فیلم‌ها هم ضعیف نیستند تعدادی هم هستند که بسیار ارزشمندند. به نظر من فیلم های درخشانی هم درست شده است که باعث امیدواری است.»

    محمد متوسلانی در پایان گفت‌وگو با خبرآنلاین، فیلم‌های خوبی را که اخیرا در سینمای ایران دیده است، اینطور معرفی می‌کند: «اخیرا فیلم‌های درخشانی مانند فیلم «متری شش و نیم»، «سرخپوست» و «مغزهای کوچک زنگ زده» بسیار خوب بودند. فیلم‌هایی که هم کارگردانی‌شان مورد قبول بوده، هم بازی بازیگران و هم فیلمنامه‌شان. تمام این عوامل کنار یکدیگر یک فیلم بسیار خوب را ساخته است چرا که اگر تنها یک عامل بد باشد فیلم مورد پسند واقع نمی‌شود. فیلمی مانند «تختی» در ساخت، موفقیت‌های زیادی را کسب کرده است اما در قصه ضعف دارد. یا فیلم «تنگه ابو قریب» همینطور فیلمش از نظر ساخت بسیار قوی است چون میزانسن را به خوبی رعایت کرده و یک فیلم پر ارزش و سخت است اما در قصه و پرداختن به آن مشکل دارد. ولی به هر حال ساخت این فیلم برای سینمای ما یک دستاورد بزرگ و مهم است.»

    ۵۷۲۴۵

  • نظر کامبیز دیرباز درباره مهناز افشار / هنرمند باید در وطنش بماند و کار کند

    نظر کامبیز دیرباز درباره مهناز افشار / هنرمند باید در وطنش بماند و کار کند

    بخش‌هایی از گفتگو با کامبیز دیرباز را بخوانید.

    سوال بعدی من خارج از فضای فیلم حاتمی‌کیاست و مربوط می‌شود به آخرین پستی که منتشر کردید. شما با کنایه گفتید بازیگر یک‌تابعیتی و در کنار مردم همراه با خوشی‌ها و ناخوشی‌های این روزهایشان هستید. گفتید هم نسبت به گرانی‌ها معترضید و هم اینکه رفتار برخی اغتشاش‌گران را محکوم کردید. آیا دغدغه‌مندی هنرمندان نسبت به شرایط پیرامون‌شان فقط در تولید یک اثر هنری بروز می‌کند یا اینکه باید تبدیل به یک کنش اجتماعی شود؟

    خیلی مساله خوبی را مطرح کردید، من دنبال این بودم که یک‌جایی درمورد این موضوع صحبت کنم، اولا بازیگری کاری است که اگر تماشاچی نداشته باشد، کاملا بی‌معنا می‌شود، اصلا بعضی افراد را نمی‌فهمم که می‌گویند من فقط برای عده‌ای خاص، کار می‌کنم و عموم مردم برای من مهم نیستند. اما من از دل همین مردم آمدم و شدم کامبیز دیرباز، برای همین نباید خیلی چیزها یادم برود. من شاید الان به‌راحتی بتوانم ۱۰ باک بنزین سه‌هزار تومانی در ماه بزنم، اتفاقی هم در زندگی‌ام نیفتد، اما نباید یادم برود روزی را که ماشین نداشتم و تئاتر کار می‌کردم. نباید یادم برود روزی را که ماشین داشتم و محاسبه می‌کردم در ماه چقدر باید بنزین بزنم که آخر ماه کم نیاورم. اینها را نباید یادم برود، اگر یادم نرود پس دغدغه مردم، دغدغه من هم هست.اما یک نکته دیگری را هم باید این وسط بگویم، اینکه بگوییم هنرپیشه می‌تواند ناجی یک جریان اجتماعی باشد، این مساله درستی نیست. الان مقداری انتظارها از هنرمندان بالا رفته است. اگر فقط در حد حل مساله باشد، بله باید همراه مردم بود، روزی که بنزین گران شد و آن اتفاق‌ها افتاد، مصادف شد با قسمت اول مسابقه‌ای که به‌تازگی در تلویزیون اجرا می‌کنم. همه ایراد می‌گرفتند که الان این اتفاق افتاده است و شما دارید این مسابقه را پخش می‌کنید، خب اگر می‌توانستم جواب بدهم، می‌گفتم، مگر الان به یک پزشک ایراد می‌گیرید و می‌گویید به مطبش نرود یا یک کارمند بانک همین‌طور. این هم شغل من است و باید سر کار بروم. اینها باید از هم تفکیک شود، در کنار این موضوع من هنرمند باید در کنار مردمم باشم، یک مجله اختصاصی دارم به اسم اینستاگرام که سردبیرش هم خودم هستم و باید از این تریبون استفاده کنم و حق مردمم را بگویم. امیدوارم که نتیجه داشته باشد.

     اما وقتی مردم می‌بینند بازیگری در داخل کشورش نمی‌ماند، فرزندش را خارج از کشور به دنیا می‌آورد و دم از مردم می‌زند، چگونه این مدل حرف‌ها را باور کنند؟ نمونه اخیر مهناز افشار که زندگی‌اش جای دیگری است و از آنجا می‌خواهد ناجی مردمش باشد. فکر نمی‌کنید این مدل نسخه‌پیچی اهالی سینما برای درد مردم، غیرقابل باور است؟

    دقیقا به‌خاطر همین موضوع بود که من در پستی که در اینستاگرامم منتشر کردم، کلمه یک‌تابعیتی را گذاشتم، به‌خاطر اینکه اساسا اعتقاد دارم که خوب یا بد، هنرمند باید در وطنش بایستد و کار کند. اینکه می‌گوییم ما تا آخرین قطره خون‌مان در وطن هستیم که نباید شعار باشد، اینکه من یک امکان مالی پیدا کنم، سریع از کشور بروم که نشد عرق ملی. شاید اسمش چیز دیگری باشد اما نمی‌خواهم بگویم. من خودم هیچ‌وقت این رفتار را نداشتم، هیچ‌وقت سعی بر شوآف نداشتم. کلمه «یک‌تابعیتی» هم که نوشتم، برای این بود که به مردم بگویم من هم مثل شما هستم، بچه‌ام هم در همین کشور به دنیا آمده است، خودم هم قرار نیست جایی بروم. ولی مساله اینجاست که هنرمندان هم که همه خانم افشار یا ایکس و ایگرگ نیستند، یک خانواده چندین و چندصدنفری هستند که ممکن است اعتقادات مختلفی داشته باشند. این را مردم خودشان تشخیص می‌دهند که چه کسی یک حرفی را برای شوآف می‌زند یا از ته دل. خیلی‌ها قبل از انتشار آن پست به من گفتند این حرف‌ها را نگو، اما دلم نیامد که این کار را نکنم، شاید اگر مردم همانجا به حرف‌های من واکنش نشان دهند و چیزی بنویسند و گلایه‌ای نسبت به وضع موجود کنند،  خیال‌شان راحت شود و همان شب را بهتر بخوابند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • ۱۹ مستند بلند در جشنواره سینماحقیقت رقابت می‌کنند

    ۱۹ مستند بلند در جشنواره سینماحقیقت رقابت می‌کنند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، با پایان کار اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای بلند جشنواره سینماحقیقت و از جمع ۷۴ فیلم متقاضی، ۱۹ فیلم به بخش مسابقه مستندهای ‌بلند راه یافتند.

    اسامی فیلم‌های منتخب بخش مسابقه ملی مستندهای ‌بلند سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:

    ۱) «بانو عصمت» (محمد حبیبی‌منصور)

    ۲) «پروژه ازدواج» (حسام اسلامی، عطیه عطارزاده)

    ۳) «تارهای ممنوعه» (حسن نوری)

    ۴) «جایی برای فرشته‌ها نیست» (سام کلانتری)

    ۵) «خُسوف» (محسن استادعلی)

    ۶) «خط باریک قرمز» (فرزاد خوشدست)

    ۷) «رنج زیر پوست» (محسن جعفری‌راد)

    ۸) «روزگار یک چهل ساله» (امین قدمی)

    ۹) «روزی که رفت» (هادی معصوم‌دوست)

    ۱۰) «زمستان است» (مهرداد زاهدیان)

    ۱۱) «صحنه‌هایی از یک جدایی» (وحید صداقت)

    ۱۲) «صد سال تنهایی» (مهدی فارسی)

    ۱۳) «عالیجناب» (سجاد ایمانی)

    ۱۴) «فرزندان شب» (بهروز نورانی‌پور)

    ۱۵) «قُرقبان» (فتح‌الله امیری، نیما عسگری)

    ۱۶) «قصه دختران فروغ» (خاطره حناچی)

    ۱۷) «مهدی که به دنیا آمد» (امیرمهدی حکیمی، حجت بامروت)

    ۱۸) «نت‌های مسی یک رویا» (رضا فرهمند)

    ۱۹) «نه کوچک نه بزرگ» (محمدصادق رمضانی‌مقدم)

    اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای ‌بلند جشنواره «سینماحقیقت» متشکل از فرید فرخنده‌کیش، مهدی شامحمدی، کوروش عطائی بود.

    تهیه‌کنندگان و مستندسازان ۱۹ اثر مستند برگزیده‌ بخش مسابقه ملی مستندهای ‌بلند جشنواره سینماحقیقت می‌بایست تا روز یکشنبه ۱۰ آذر ۹۸، نسخه اصلی فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره ارائه کنند، در غیر این‌صورت فیلم از بخش مسابقه حذف خواهد شد.

    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذر ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدی‌مقدم در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار خواهد شد.

    ۵۷۵۷

  • انتشار نخستین تصویر از هوتن شکیبا در «عامه‌پسند»

    انتشار نخستین تصویر از هوتن شکیبا در «عامه‌پسند»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمبرداری فیلم سینمایی «عامه پسند» به تهیه‌کنندگی‌ و کارگردانی سهیل بیرقی این روزها در شهرستان شهرضا  پیگیری می‌شود و هوتن شکیبا در اولین تجربه همکاری‌اش با این کارگردان، جلوی دوربین رفت.

    فاطمه معتمدآریا، هوتن شکیبا و باران کوثری، گروه بازیگران ساخته جدید بیرقی را تشکیل می‌دهند. «عامه پسند» فرم حضور در جشنواره فجر را هم پر کرده است.

    حسین جعفریان (مدیر فیلمبرداری)، هایده صفی‌یاری (تدوین)، کریستف رضاعی (آهنگساز)، مهرداد میرکیانی (طراح چهره‌پردازی) مریم تخت‌کشیان (عکاس) و مجید کریمی (مجری طرح) از عوامل پشت صحنه فیلم «عامه‌پسند» هستند.

    ۵۷۵۷

  • جشنواره نوستالژیا، فیلم‌های برتر خود را معرفی کرد

    جشنواره نوستالژیا، فیلم‌های برتر خود را معرفی کرد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نخستین جشنواره فیلم نوستالژیا که از پنجم تا هفتم آذر در میلان ایتالیا برگزار شد، فیلم‌های برگزیده خود را در بخش‌های کوتاه و بلند اعلام کرد.

    این جشنوارهِ ویژه فیلم‌های ایرانی که برای اولین بار در ایتالیا برگزار شد، در تابستان گذشته فراخوان داد و از میان حدودا ۱۵۰ فیلم کوتاه و بلند متقاضی شرکت در جشنواره، ۲۵ فیلم کوتاه و ۸ فیلم بلند را در میلان به نمایش گذاشت.

    جشنواره نوستالژیا، شب گذشته (پنجشنبه ۷ آذر) در اختتامیه خود، جایزه بهترین فیلم بلند خود را به مستند «در جستجوی فریده» به کارگردانی کوروش عطایی و آزاده موسوی و جایزه بهترین فیلم کوتاه را به فیلم «آر یو والیبال» به کارگردانی محمد بخشی اهدا کرد. همچنین دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه به «وقت تغییر» به کارگردانی مریم رحیمی رسید. همچنین انیمیشن‌های «فرفره» به کارگردانی شیوا ممتحن و «پریوش» به کارگردانی آمنه منشی‌زاده، مشترکا جایزه ویژه دبیر جشنواره را دریافت کردند.

    نخستین جشنواره فیلم نوستالژیا به دبیری محمد قانع فرد و محمدرضا نوری و با همکاری سینه کلوب دسیکا و انجمن پلیران در میلان برگزار شد.

    «تاخیر» علی عسگری، «شب تولد» امید شمس، «بازگشت» شهریار پورسیدیان، «وقت تغییر» مریم رحیمی، «پسر دریا» عباس جلالی یکتا، «جمع جزییات» محمد حسنی، «چهارستون» محسن نجفی مهری، «تاناکورا» حامد پری زاده، میثم حسنی، امیررضا رشتی، «کرگدن» آرمین پورمحمد، «آخرین عقاب» رضا گلچین، «آقای گوزن» مجتبی موسوی، «عباس کیارستمی» میدیا کیاست، «سپرده به زمین» معصومه صالح‌بیگی،«مثل یک خانم» محمود پوینده، «من زال هستم» هومن نادری، «او شبیه من میلاد» نسیم سبحان، «رفته» سمانه اسدی، «فرفره» شیوا ممتحن، «پریوش» آمنه منشی‌زاده، «آتاری» فرهاد فداکار، «آزاده» میرعباس خسروی‌نژاد، «ذبح آکو» زندکریمی و سامان حسین‌پور، «رقصی برای مرگ» زانیار عزیزی، «آرزوی رضا» سیدرضا نعمتی و «آر یو والیبال» محمد بخشی، فیلم‌های کوتاه این جشنواره بودند.

     فیلمهای سینمایی این جشنواره هم «رضا» علیرضا معتمدی، «دوباره زندگی» رضا فهیمی، «روزهای نارنجی» آرش لاهوتی، «در جستجوی فریده» کوروش عطایی و آزاده موسوی، «زهرمار» جواد رضویان، «رحمان ۱۴۰۰» منوچهر هادی، «خجالت نکش» رضا مقصودی و «قانون مورفی» رامبد جوان بودند.

    ۵۷۵۷

  • مرگ ناگهانی بازیگر تایوانی در صحنه فیلمبرداری

    مرگ ناگهانی بازیگر تایوانی در صحنه فیلمبرداری

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گادفری گائو هنرپیشه سرشناس تایوانی در ۳۵ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. او که بیشتر شهرتش را مدیون بازی در سریال‌های محبوب چینی بود، در صحنه فیلمبرداری یکی از همین سریال‌ها با عنوان «تعقیبم کن» دچار حمله قلبی شد.

    پس از این رویداد عوامل صحنه با عجله او را به بیمارستان رساندند اما تا رسیدن به بیمارستان از دنیا رفت.

    این بازیگر جوان در هالیوود هم فعالیت می‌کرد و در فیلم «ابزارهای مرگبار: شهر استخوان‌ها» نقش‌آفرینی کرده بود.

    از دیگر فیلم‌های او می‌توان به «همه چیز درباره زنان» اشاره کرد.

    منبع: آسوشیتدپرس / ۲۸ نوامبر

    ۲۴۱۲۴۱