برچسب: فرهنگ>سینما

  • «خرچنگ‌ها» چطور پرفروش شد؟

    «خرچنگ‌ها» چطور پرفروش شد؟

     انتشارات «پوتنام» در تابستان سال ۲۰۱۸ تصمیم گرفت نخستین رمان یک زیست‌شناس حیات‌وحش بازنشسته به نام «‌دلیا اوئنز» را منتشر کند. ‌به سختی می‌شد پیش‌بینی کرد این کتاب که یک عنوان غیرمعمول برای آن درنظر گرفته شده بود و تقریبا هیچ ژانری را نمی‌توان برایش درنظر گرفت، به یک کتاب پرفروش تبدیل شود، بنابراین ناشر تنها  ۲۸هزار نسخه از این کتاب را به چاپ رساند؛ درصورتی‌که این مقدار واقعا کافی نبود.

    یک سال و نیم بعد، بیش از چهار و نیم میلیون نسخه از رمان «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» به عنوان یک اثر جذاب که راوی داستان دختری تنها در مرداب‌های کالیفرنیای شمالی است، فروخته شد. این یک اتفاق بزرگ برای هر نویسنده کتاب‌اولی محسوب می‌شود، مخصوصا برای دانشمند ۷۰ساله‌ای که آثار پیشینش خاطرات دهه‌ها سفرش به کویر و صحراهای «بوتسوانا» و «زامبیا» را دربر می‌گرفت، این رویداد بزرگ‌تر هم جلوه می‌کرد.

    همچنان که به روزهای پایانی سال ۲۰۱۹ نزدیک می‌شویم، بر اساس آمار ارائه‌شده از سوی «‌ان پی دی بوک اسکن، «‌اوئنز» موفق شده در سال جاری بیش از هر کتاب بزرگسال دیگری، چه در بخش داستانی و چه در بخش غیرداستانی نسخه‌های بیشتری از رمان اول خود را به فروش برساند؛ ‌این یعنی تعداد نسخه‌های به فروش‌رفته «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» از مجموع فروش آثار جدید نویسندگان نامداری همچون «‌جان گریشام»، «مارگارت اتوود»‌ و «استفن کینگ» هم بیشتر بوده است.

    انتشارات «پوتنام»‌ برای پاسخ به تقاضای بالای مخاطبان برای رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» حدود ۴۰ بار اقدام به تجدید چاپ این اثر کرده است. حق انتشار این کتاب نیز به ۴۱ کشور مختلف فروخته شده است.

    کارشناسان صنعت نشر هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده‌اند که چطور این رمان توانسته قدرت خود را در جدول پرفروش‌ها حفظ کند، خصوصا در مقطعی که فروش کلی آثار داستانی با کاهش روبه‌رو می‌شود و اغلب رمان‌های پرفروش پس از چند هفته حضور در فهرست پرفروش‌ها با کاهش فروش مواجه می‌شوند.

    در چند سال گذشته، آمار فروش آثار داستانی بزرگسالان با کاهش قابل توجهی روبه‌رو بوده و این آمار در سال ۲۰۱۹ نیز ادامه داشته است. ناشران و موسسه‌های مربوط به نشر کتاب همواره شکایت می‌کنند که سال به سال برجسته شدن یک کتاب حتی برای نویسندگان مطرح به مسئله‌ای بغرنج‌تر تبدیل می‌شود.

    با این حال به نظر می‌رسد رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»‌ از این قاعده مستثنا بوده است. این رمان پس از سپری کردن یک مدت کوتاه، باز هم در جدیدترین فهرست از آثار داستانی پرفروش «نیویورک‌تایمز»، فهرستی که در حال حاضر برای شصت و هفتمین هفته متوالی در آن حضور دارد،‌ به جایگاه اول بازگشته است. این سی‌امین هفته‌ای است که این رمان در صدر فهرست قرار می‌گیرد.

    رئیس «‌کادکس گروپ»‌ – موسسه‌ای که نظارت بر صنعت نشر را برعهده دارد – می‌گوید: «این کتاب قانون جدیدی از جاذبه را معرفی کرد. این کتاب خلق شده تا جایگاه خود را در ثابت‌قدم‌ترین روش ممکن در فهرست پرفروش‌ها حفظ کند.»‌

    «‌اوئنز»‌ پاییز امسال پنجاهمین تور کتاب خود را برگزار کرد. این نویسنده در مجموع در جورجیا، ‌اوکلاهما، کانزاس،‌ آلاباما، فلوریدا و نیویوک تور امضای کتاب خود را برگزار کرد.

    همچون صنعت فیلم‌سازی در صنعت نشر و کتاب نیز شمار معدودی از نویسندگان بر فهرست پرفروش‌ها سلطه دارند و موفق شدن کتاب‌هایی از نویسندگان نه‌چندان شناخته‌شده به مسئله‌ای بسیار نادر تبدیل شده است. اما برای این‌که رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»‌ بتواند به یک اثر پرفروش از نویسنده‌ای ناشناس تبدیل شود شاید بتوان چند دلیل را مطرح کرد. نخست این‌که‌ به‌نظر می‌رسد داستان این رمان برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان جذابیت داشته باشد. این کتاب همچنین از سوی کتاب‌فروشی‌های مستقلی که به صورت گسترده آن را پیشنهاد می‌کردند گرفته تا «ریس ویترسپون» هنرپیشه و تهیه‌کننده آمریکایی که برای ساخت فیلمی با اقتباس از این اثر ابراز تمایل کرده بود، توجه بسیاری دریافت کرد. اما حتی به نظر می‌رسد این دلایل نیز برای حفظ چنین رکورد قدرتمندانه‌ای کافی نباشند.

    ژانویه گذشته، یعنی شش ماه پس از انتشار «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»، این رمان به صدر فهرست پرفروش‌های داستانی نشریه نیویورک‌تایمز راه‌ یافت و در همان زمان رتبه اول پرفروش‌ترین و بیشترین اثر مطالعه‌شده آمازون را نیز به خود اختصاص داد و تا ۱۶ هفته به سلطه خود ادامه داد. این طولانی‌ترین مدت زمانی است که یک اثر تاکنون توانسته در صدر هر دو فهرست هفتگی آمازون باقی بماند. در ماه فوریه حدود یک میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفت و تا دو ماه بعد این رقم به دو میلیون رسید.

    رئیس بخش فروش انتشارات «پنگوئن رندوم هواس» که بر استراتژی‌ پرفروش شدن کتاب‌هایی همچون «رمز داوینچی»، «دختری در قطار» و «‌دختر رفته»‌ نظارت داشته است درباره میزان فروش «‌جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» بیان می‌کند: «من در ۳۰ سال گذشته به چنین چیزی برنخورده بودم.»‌

    دیکشنری «‌مریِم وبستر» نیز کلمه «‌crawdad» (خرچنگ) را به ۱۰ کلمه برتر سال ۲۰۱۹ خود اضافه کرد.

    با این حال به نظر نمی‌رسد هیچ‌کس به اندازه خود «اوئنز» از موفقیت چشمگیر این رمان غافلگیر شده باشد.

    «‌اوئنز» در این باره بیان کرده بود: «واقعا فکر نمی‌کردم روزی بتوانم یک رمان بنویسم.»‌

    «دلیا اوئنز» حدود یک دهه پیش زمانی روند نوشتن این رمان را آغاز کرد که ایده داستان دختری که در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی  از سمت خانواده‌اش طرد شده بود و تنها در مرداب‌های کالیفرنیای شمالی زندگی می‌کرد و  بعدها به قتل مردی جوان متهم شد، به ذهنش رسید.

    با این‌که داستان این رمان ساختگی است اما «اوئنز» می‌گوید برای خلق این اثر از تجربیات خود در زندگی در حیات‌وحش زمانی که از جامعه جدا شده بود، استفاده کرده است.

    «‌اوئنز» بیشتر سال‌های زندگی خود را دور از مردم زندگی کرده و  تا جایی که امکانش برایش فراهم بوده به حیوانات وحشی نزدیک شده است.  این نویسنده که در ایالت «‌جورجیا»‌ بزرگ شده بیشتر اوقات فراغت خود را در جنگل‌ها گذرانده است. او  در رشته «جانورشناسی» در دانشگاه جورجیا تحصیل کرد و سپس دکترای خود را در رشته «رفتارشناسی حیوانات» ‌از دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرد.

    او و همسرش در سال ۱۹۷۴ مطالعه حیات‌وحش آفریقا را آغاز کردند. آن‌ها یک کمپ تحقیقاتی در بیابان کالاهاری واقع در «بوتسوانا»‌ تاسیس کردند و به بررسی رفتار شیرها و کفتارها،‌ الگوهای مهاجرتی و رفتارهای اجتماعی پرداختند.

    کمی بعد «‌اوئنز» و همسرش به دلیل فعالیت‌های‌شان در «زامیبا» از قبیل فراهم‌کردن امکانات مراقبت‌های بهداشتی و تحصیلی در روستاها به چهره‌های شناخته‌شده‌ای تبدیل شدند.

    «فریاد کالاهاری»‌، «چشم فیل»‌ و «راز ساوانا»‌ شرح‌حال‌هایی هستند که پیش‌تر توسط «اوئنز» روانه بازار شده بودند.

    ۲۵۸۲۵۸

  • سریال «سووشون» ساخته می‌شود

    سریال «سووشون» ساخته می‌شود

    نوشا عبدالله زاده فیلمنامه نویس این روزها مشغول نگارش فیلمنامه ای بر اساس رمان «سووشون» است.

    این فیلمنامه نویس درباره اقتباس از این رمان گفت: حق اقتباس «سووشون» از لیلی ریاحی، خواهرزاده و فرزندخوانده مرحوم دانشور دریافت شده است.

    فیلمنامه «سووشون» در ۲۰ قسمت برای تولید سریال نوشته می‌شود.

    نوشا عبدالله زاده برنده پروانه زرین بهترین فیلمنامه اقتباسی از سی‌امین جشنواره فیلم کودک و نوجوان است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • روزنامه جوان:سریال”دل” بی ارزش است/ از برنامه های ماهواره ای کپی می کنند

    روزنامه جوان:سریال”دل” بی ارزش است/ از برنامه های ماهواره ای کپی می کنند

    منوچهر هادی که در فروردین سال جاری فیلم مبتذل سینمایی‌اش به دلیل زدوبندهای پشت پرده و دور زدن نظارت سازمان سینمایی توقیف شد، شروع به ساخت سریال «دل» کرد؛ سریالی که از نظر محتوایی هیچ و پوچ است و فقط بخش لاکچری بودن سریال برای کارگردانش اولویت داشته و می‌شود این سریال را دنباله سریال پیشین هادی یعنی «عاشقانه» دانست. بابک کایدان این سریال را برای هادی نوشته است که این نویسنده لاکچری‌پسند نویسنده سریال «مانکن» هم است.
    اگر از بخش نوشتاری «دل» شروع کنیم می‌بینیم که وجه اشتراک سریال «مانکن» و «دل» در یک عنصر خلاصه شده و آن هم پول و ثروت است، انگار نویسنده گرامی با نوشتن این گونه از سریال‌ها عقده‌گشایی می‌کند و این وسط مخاطب برای نویسنده و کارگردان بی‌اهمیت است. مواد لازم برای ساخت سریالی مثل «دل» آنقدر راحت است که هر کسی می‌تواند آن را بسازد. در وهله اول باید خانه‌های لاکچری تهران را انتخاب کنیم و بعد ماشین‌های گرانقیمت شهر را برای سریال اجاره کنیم. زمانی که این دو مهیا شود یک یا دو بازیگر چهره با دستمزدهای نجومی انتخاب می‌شود. حالا بابک کایدان هم می‌تواند با این چند عنصر یک موضوع پیدا کند، اساساً پیدا کردن موضوع هم زیاد دشوار نیست؛ یک رابطه عاطفی مثلث‌شکل برای این گونه از سریال‌های لاکچری جواب می‌دهد. یک زن و دو عاشق دلخسته، زن هم در این گونه از سریال‌ها نیازی به شخصیت‌پردازی ندارد، فقط پولدار باشد و کمی هم نگران، بقیه‌اش درمی‌آید.
    به همین راحتی ساخت یک سریال به شوخی بزرگ تبدیل شده است و کارگردان با سطحی‌ترین عناصر ساختاری مخاطبش را گول می‌زند و مخاطب طفلک دائماً در حال گول خوردن است. سریال «دل» در ادامه تجربه پیشین کارگردانش یعنی فیلم‌های سینمایی «آینه بغل» و «رحمان ۱۴۰۰» و سریال عاشقانه یک سریال شلخته و بی‌محتواست که در سه قسمت از این سریال نابلد بودن کارگردانش را در سریال‌سازی فریاد می‌زند. آقای فیلمساز فکر کرده با عقب جلو کردن زمان فیلم و فلاش‌بک‌های کلیشه‌ای منسوخ شده می‌تواند سریال بسازد. ۵۰ دقیقه زمان هر قسمت از این سریال است که ۱۲ دقیقه آن به آنچه گذشت و تیتراژ اول و آخر اختصاص دارد، زمان مفید این سریال ۳۸ دقیقه است که بیشتر آن هم به سکوت و فلاش‌بک می‌گذرد. در قسمت دوم این سریال وقتی رستا در محوطه آرایشگاه گم می‌شود آرش کل زمان سریال را در راه‌پله‌ها بالا و پایین می‌رود تا رستا را پیدا کند و اساساً هیچ اتفاق مهم یا کلیدی در قسمت دوم یا حتی سوم رخ نمی‌دهد و انگار قصه توانایی جلو رفتن را ندارد.
    به نظر می‌رسد کسانی مثل بابک کایدان یا منوچهر هادی اختلاف بیش از حدی با جامعه دارند؛ میل آن‌ها به ظاهرسازی و لاکچری بودن و فراموش کردن جایگاه متوسط و زیر متوسط باعث شده سریالی مثل «دل» به مخاطب فخر بفروشد. اساساً قشر ثروتمند جامعه زمان دیدن این گونه از سریال‌ها را ندارد و این قشرهای آسیب‌پذیر جامعه هستند که با پرداخت هر هفته ۱۰ هزار تومان «دل» را می‌بینند، پس این قشر در کجای این سریال حضور دارد؟ چرا فکر می‌کنند پرداختن به زندگی مجلل و لاکچری و مثلاً ۸ میلیون خرج کردن برای یک عروسی برای مخاطب جذابیت دارد؟ آیا نشان دادن این زندگی‌ها برای مخاطب برداشت غیرمتعارف بودن ندارد؟ در قسمت اول دوربین از پشت مادر آرش (نسرین مقانلو) شروع به حرکت می‌کند که مخاطب حواسش به لباس و گردنبند لاکچری این کاراکتر باشد، خب کارکرد این نگرش برای چیست؟
    زندگی لاکچری، ماشین‌های گرانقیمت و خانه‌های مجلل از یک سو و زندگی‌های نافرجام و طلاق و خیانت مهم‌ترین نکات این سریال‌ها هستند که این نکات قطعاً از سریال‌های ماهواره‌ای بهره‌گیری می‌شود، با این تفاوت که در سریال‌های ترکیه‌ای ایده و فکر حساب‌شده‌تری وجود دارد، مثل اینکه در این آثار دست‌کم برای جذب مخاطب و توریسم از اماکن دیدنی و میراث فرهنگی استفاده مناسبی می‌شود، اما در سریال‌های ایرانی به دلیل نداشتن برنامه و راهبرد از سوی مدیران سینمایی و فرهنگی نه فرهنگ قرار است ارتقا یابد نه منافع ملی در نظر گرفته می‌شود. اساساً امید و امیدواری در این سریال‌ها دیده نمی‌شود، پایان این سریال‌ها به راحتی رها می‌شود، کدام یک از این سریال‌ها پایان منطقی داشتند؟ اینگونه است که این سریال‌های کلیشه‌ای تبدیل به بنگاه اقتصادی شده‌اند که جیب مخاطب را خالی کنند. در عوض مخاطب ساده با دیدن این زندگی‌های دروغین و تقلبی حسرت می‌خورد، در این میان تنها نکته‌ای که مهم است نقد شدن چک بازیگر و سرمایه‌اندوزی کارگردان و تهیه‌کننده با کلاه گذاشتن بر سر مخاطب است.

  • آثار جشنواره‌ فیلم فجر تا پایان هفته انتخاب می‌شوند

    آثار جشنواره‌ فیلم فجر تا پایان هفته انتخاب می‌شوند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بررسی آثار رسیده به چند بخش سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، تا پایان هفته (جمعه ۶ دی) انجام می‌شود. 

    سیمون سیمونیان، مدیر دبیرخانه جشنواره فیلم فجر ۳۸ گفت: «بازبینی فیلم‌های رسیده در بخش‌های «سودای سیمرغ»، «نگاه نو» و «مستند» که از نیمه آذر توسط اعضای هیات انتخاب این دو بخش آغاز شده بود، تا پایان هفته جاری به پایان خواهد رسید.»

    در این دوره جشنواره، ۱۱۵ فیلم سینمایی به همراه ۳۶ فیلم مستند فرم ثبت‌نام جشنواره را تکمیل کرده‌اند که در میان فیلم‌های سینمایی، ۳۷ اثر به فیلمسازان اول اختصاص دارد.
    سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ۱۲ تا ۲۲ بهمن، همزمان با گرامیداشت چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به دبیری ابراهیم داروغه‌زاده برگزار می‌شود.

    ۵۷۵۷

  • اسی نیک‌نژاد: پای خروجی کار فیلم «لاله» ایستاده‌ام

    اسی نیک‌نژاد: پای خروجی کار فیلم «لاله» ایستاده‌ام

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پروژه «لاله» از همان ابتدای منعقد شدن قراردادش در میان رسانه‌ها و خبرنگاران سینمایی حاشیه‌ساز و البته کنجکاوی‌برانگیز شد. پروژه‌ای که قرار بود با کارگردانی ایرانی که سال‌ها در هالیوود کار کرده بود و براساس فیلمنامه‌ای از یک فیلمنامه‌نویس هالیوودی ساخته شود. این پروژه که بعدها حتی لقب «ترکمانچای سینمایی» هم گرفت اما در نهایت پس از بیش از ۶سال وقفه، ساختش به پایان رسید و حتی گفته شده فرم حضور در جشنواره فیلم فجر را هم پر کرده است. پروژه‌ای که ۷۰درصد از کار ساخت آن تا سال ۹۲ انجام شده بود و بقیه پروژه بعد از یک خواب بلندمدت در ماه‌های گذشته ساخته شد. محمد حمیدی‌مقدم رئیس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در گفت‌وگو با خبرآنلاین هزینه ۳۰درصد باقیمانده را حدود دومیلیارد و ۴۰۰میلیون تومان اعلام کرد. رقمی که با جمع هزینه‌های پروژه پیش از توقف تولید، رقمی بیش از ۹میلیارد تومان می‌شود اما حمیدی‌مقدم معتقد است «لاله» در اکران داخلی و بین‌المللی پتانسیل برگرداندن هزینه‌ای که برایش خرج شده را دارد. این نکته‌ای است که اسدالله نیک‌نژاد کارگردان پروژه هم روی آن صحه می‌گذارد و می‌گوید پای خروجی این کار ایستاده است.

    گفت‌وگوی خبرآنلاین با اسی نیک‌نژاد کارگردان فیلم سینمایی «لاله» را در ادامه بخوانید.

    پروژه «لاله» الان در چه وضعیتی است؟

    این کار در آغاز ۱۵۸صفحه فیلمنامه بوده. ما یک سری صحنه‌های اتومبیل‌رانی پیست مسابقات داشتیم که این مسابقات را ما در ۲۰روز فیلمبرداری کردیم. یعنی مجموع فیلمبرداری که باقی مانده بود ۲۰ روز بود. منتهی صحنه‌هایی باقی مانده که ما به اصطلاح به آنها «پیک آپ شات» می‌گوییم. مثلا یک صحنه پرده سبز داریم. یک مسابقه رالی شمال به جنوب مانده که باید گرفته شود. چند صحنه تکمیلی دیگر هم باید گرفته شود.

    به جشنواره می‌رسد؟

    من فقط دارم کار را انجام می‌دهم، تصمیم اینکه به جشنواره برسد یا نرسد، فرمش پر شود یا نشود و … با خود صاحبان فیلم است. من زیاد در این تصمیمات دخالت نداشتم و ندارم.

    شما ایران نبودید؟

    من در تمام این ۶سال ایران بودم و شبانه‌روز برای این پروژه جنگیدم. تا سال ۹۶ که با مرکز گسترش به یک تفاهم رسیدیم. از سال ۹۶ مرکز گسترش در تدارک این بود که بتواند این فیلم را با همین رقمی که باقی مانده تمام کند.

    هزینه این ۲۰درصد باقی مانده با هزینه‌های قبلی برابری می‌کند؟

    من چون نه آن زمان در مسائل مالی بودم و نه الان، زیاد نمی‌دانم چقدر خرج شده. البته این به خاطر ادب من است ولی به عنوان یک آدم حرفه‌ای خیلی راحت باید درباره این مسائل حرف بزنند. من نمی‌دانم که می‌شود این مسائل را گفت یا نمی‌شود، من نمی‌دانم. به من چیزی نگفتند ولی می‌دانم که سال ۹۶ که با مرکز تفاهم کردیم، قرار بر این بود که با یکی، دومیلیارد این فیلم را تمام کنیم.

    در یکی دو ماه آینده فیلم تمام می‌شود؟

    من به عنوان خالق اثر و با دینی که به مردم داشتم و احساس مسوولیتی که نسبت به پول مردم بود باید کارم را انجام می‌دادم. خیلی‌ها با عناوین مختلف آمدند و رفتند ولی من باید می‌ماندم و مسوولیتم را تمام می‌کردم و به عنوان یک فیلمساز از این بابت سرافراز هستم که در مقابل مردم شرمنده نیستم.

    این پروژه خیلی هم حرف و حدیث برایتان ایجاد کرد. شما از سینمای هالیوود آمدید و خیلی برای این پروژه به گذشته‌تان برگشتند و یا گفتند در این پروژه خیلی خورده و برده شده و … الان فکر می‌کنید ارزشش را داشت؟

    آن مسائلی که می‌گویید خورده و برده شده، یک عده تنورش را گرم نگه داشتند و بعدا می‌فهمیم که منافعی داشتند برای اینکه این تنور کی خورده و کی برده را گرم نگه دارند. به هر حال مملکت خوشبختانه براساس موازین قانونیش، خودم خواستم که دیوان محاسبات و بازرسی کل کشور و … بیایند و حساب کنند و خوشبختانه به یک جایی رسیدند که تمام شایعات مزخرف بوده و یک عده منافعی داشتند. تا الان هم آقای حمیدی مقدم خیلی شفاف عمل کردند و از این بابت خیلی خوشحال هستم چون این تفاهمی بود که در سال ۹۶ با شخص آقای طباطبایی‌نژاد انجام شد. من از زحمات ایشان هم تشکر می‌کنم گرچه در ابتدا با هم مقداری درگیر شده بودیم ولی در نهایت به تفاهم رسیدیم و ایشان به دنبال این بود که بتواند منابعی را تعیین کند که فیلم را تمام کند. امروز من خوشحال هستم که در مقابل فیلم‌هایی که امروز می‌بینی حداقل هفت، هشت میلیارد خرج می‌شود، این فیلم با همه پروداکشنی که دارد وقتی مبلغ را می‌بینی، می‌بینی که واقعا خیلی هم زیاد نیست و بیشتر بوق و کرنا بوده.

    الان فکر می‌کنید خروجی کار ارزشش را دارد که اسی نیک‌نژاد راضی باشد؟

    این دیالوگی که از من می‌پرسید دیالوگی است که پایان فیلم من خبرنگار از لاله شخصیت داستان می‌پرسد و واقعیتش این است که بله، ارزشش را داشت. اول به خاطر اینکه پول بیت‌المال وسط بود. من برای این پول باید می‌جنگیدم. خیلی‌ها دوست داشتند این فیلم بخوابد و برایشان مهم نبود که این پول بخوابد ولی برای من مهم نبود. دوم اینکه من به عنوان یک آدم حرفه‌ای هرگز نمی‌خواستم کار نیمه‌تمام در کارنامه‌ام داشته باشم. سوم هم اینکه بعضی وقت‌ها در مقابل بی‌عدالتی ایستادن قیمت ندارد.

    سوژه فیلم بعد ده سال نسوخته؟

    آنقدر این قصه تازه است که فکر می‌کنی ماجرا برای همین دیروز است. اصلا تایم ندارد. یک فیلم‌هایی را می‌گویند تاریخ مصرف دارد ولی این فیلم اینطور نیست. همین که برای من بگویند دستت درد نکند برایم کافی است.

    با توجه به برخوردهایی که در جشنواره با کارگردان‌ها می‌شود، فکر می‌کنید خروجی کار طوری است که انتقادهای تند نداشته باشد؟

    من پای خروجی کارم ایستادم و آن چه را که توان داشتم و امکانات در اختیارم بوده این فیلم را ارائه دادم خوب و بدش برای شما. واقعیت همین است که شما باید تشخیص بدهید. من براساس احساس مسوولیتم باید کار را تمام می‌کردم و مهم هم نبود چقدر برایم خرج برداشته. این اواخر هم روز اول فیلمبرداری یک براده توی چشمم رفت و شبکیه چشمم آسیب دید و الان چشمم لکه‌دار شده. همه این کارها را کردم برای اینکه دو روز دیگر کسی نگوید پول بیت‌المال را آوردند و نیمه‌تمام رها کردند. ارزش‌گذاری کار ما هم با خدا.

    شما الان برای این کار به آمریکا برنگشتید؟

    به هر حال ایران مملکت من است و من سر و جانم برای این مملکت است. این چیزی نیست که بخواهم درباره‌اش حرف بزنم.

    شرکت فیلمسازی‌تان را آن طرف دارید؟

    به هر حال بیزینس سینما مکان که نمی‌شناسد. شما به عنوان یک فیلمساز می‌توانی امروز در ایران فیلم بسازی فردا در آفریقا و دو روز بعد در آمریکا. این کار لوکیشن نمی‌شناسد. ما یاد نگرفتیم برای خودمان مقر و کاخی درست کنیم و بنشینیم حکمرانی کنیم. ما فیلمساز هستیم. امروز شما از ما دعوت می‌کنید و فردا در چین دعوت می‌کنند و … هر کس که هر جا دعوت می‌کند من می‌روم فیلمم را می‌سازم.

    ۲۵۸۲۵۸

  • بازیگر ترکیه‌ای «شام ایرانی» معرفی شد

    بازیگر ترکیه‌ای «شام ایرانی» معرفی شد

     

    بازیگر ترکیه‌ای «شام ایرانی» معرفی شد

     

     

    بازیگر ترکیه‌ای «شام ایرانی» معرفی شد

     پس از شبنم قلی خانی، سیما تیرانداز، نگین معتضدی و مارال فرجاد، پوریا پورسرخ، نیما شاهرخ شاهی و سامان گوران جدیدترین بازیگران ایرانی هستند که به مجموعه جدید «شام ایرانی» پیوسته اند.

    این مجموعه در این فصل به صورت بین المللی ساخته می شود و تاکنون حضور بازیگرانی از آذربایجان و ارمنستان  در «شام ایرانی» قطعی شده و به تازگی گروه کارگردانی با امره تتیکل بازیگر جوان ترکیه ای نیز به توافق رسیده اند.

    گروه تهیه همچنان در حال مذاکره با بازیگران خارجی در بیروت و مسکو هستند.

    حضور بازیگران خارجی در این فصل کمک می کند تا تفاوت ها و شباهت های فرهنگی مهمان پذیری و پذیرایی در ایران و کشورهای منطقه به تصویر کشیده شود.

    ۲۴۱۲۴۱

  • نظر پرویز پرستویی درباره مهاجرت هنرمندان از ایران

    نظر پرویز پرستویی درباره مهاجرت هنرمندان از ایران

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریدون جیرانی در قسمت نهم برنامه «کافه آپارات» که سه شنبه (۲۶آذر) پخش شد، به بهانه اکران فیلم سینمایی «مطرب»، از پرویز پرستویی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون میزبانی کرد.

    پس از مهاجرت تعداد زیادی از هنرپیشه‌ها و مجریان ایرانی به دیگر کشورها، فریدون جیرانی در برنامه «کافه آپارات» به بررسی این موضوع پرداخت و دلیل مهاجرت نکردن پرویز پرستویی را از او جویا شد. پرستویی درباره علت مهاجرت نکردنش گفت: «منِ پرویز پرستویی، اگر بهترین امکانات را هم در خارج از کشور به من بدهند، نمی‌توانم بروم، بلد نیستم، دغدغه‌ام رفتن نیست. اینجا را با تمام سختی‌هایش با تمام مشکلاتش دوست دارم، نمی‌گویم اینجا همه چیز بر وفق مراد است اما با تمام کم و کاستی‌ها و با تمام چیزهایی که مشاهده می‌کنیم، باز هم من نمی‌توانم اینجا را ترک کنم.»

    او در ادامه گفت: «من مانند این پیرمردهایی می‌مانم که روزهای جمعه صبح زود بیدار می‌شوند و سرکوچه می‌نشینند و به همه گیر می‌دهند. خارج رفتن من همان حکم را دارد. از ایران رفتن من همان یک هفته اول که بدانم آنجا کجاست، چگونه است، چه چیز دارد، چه چیز ندارد، جذاب است. چون به هرحال یک تجربه است اما بعد از آن واقعا برای من جذابیتی ندارد. بدون هرگونه شعار، من متعلق به اینجا هستم.»

    این برنامه به تهیه‌کنندگی عمار سبحانی و سردبیری و اجرا فریدون جیرانی روزهای سه‌شنبه ساعت ۲۲ از آپارات پخش می‌شود.

    ۵۷۲۴۵

  • «لقمه» روی میز تدوین قرار گرفت

    «لقمه» روی میز تدوین قرار گرفت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلمبرداری فیلم کوتاه «لقمه» با کارگردانی و تهیه‌کنندگی شقایق عوض‌زاده پس از ۳ جلسه فیلم‌برداری به پایان رسیده و هم اکنون روی میز تدوین است. 

    «لقمه» اولین فیلم کوتاه شقایق عوض‌زاده، پس از ساخت سه تاتر خیابانی «سقای حرم»، «عشاق ۱۴۴۱»، «چشم انتظار» است.

     مضمون این فیلم در رابطه با مهر مادری و تغییر احساس فرزندان در  زمان جوانی و بعد از پدر یا مادر شدن همان فرزندان است. این فیلم مراحل پیش تولید و فیلمبرداری را پشت سر گذاشته است و بازیگران آن عبارتند از مسعود معصومی، ایلیا نیرومند، پوریا سلیمانی.

    دیگرعوامل این پروژه عبارتند از آتوسا عسگری(برنامه ریز)، پوریا سلیمانی(دستیار کارگردان)، شقایق عوض‌زاده(نویسنده)، وحید لباف و علی لباف(فیلمبردار).

    ۵۷۲۴۵

  • عکس | حامد بهداد در اکران مردمی «آخرین داستان»

    عکس | حامد بهداد در اکران مردمی «آخرین داستان»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، انیمیشن «آخرین داستان» که بازیگرانی چون پرویز پرستویی، لیلا حاتمی، اکبر زنجانپور، حامد بهداد و … به عنوان صداپیشه در آن حضور دارند، این روزها در سینماهای کشور اکران است.

    روز گذشته، چند پردیس سینمایی مشهد، میزبان عوامل سازنده این انیمیشن از جمله حامد بهداد در اکران‌های مردمی بودند.

    «آخرین داستان» به‌نویسندگی و کارگردانی اشکان رهگذر، برداشتی آزاد از داستان ضحاک در شاهنامه فردوسی است.

    ۵۷۵۷

  • «مطرب» پیش به سوی رکوردشکنی/شروع جان‌دار «جان‌دار»

    «مطرب» پیش به سوی رکوردشکنی/شروع جان‌دار «جان‌دار»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هفته پایانی پاییز برای سینمای ایران در حالی پیگیری شد که باز هم استقبال مخاطبان از «مطرب» مصطفی کیایی بالاتر از فیلم‌های دیگر بود. با خالی بودن سبد اکران سینماها از فیلم‌های کمدی «مطرب» از اولین هفته اکران خود با هنرنمایی پرویز پرستویی و الناز شاکردوست و دست گذاشتن روی موضوع ملتهبی مثل سرنوشت خواننده‌ها پس از انقلاب اسلامی صدر جدول را در اختیار گرفته است و قصد رها کردن آن را ندارد. این هفته هم این فیلم با فروش سه میلیارد تومانی و حدود ۲میلیارد اختلاف با دومین فیلم جدول فروش در رده اول فروش فیلم‌های در حال اکران قرار گرفت و فروش خود را به نزدیک به ۲۶میلیارد تومان رساند تا فیلم کیایی یک قدم دیگر به رکوردشکنی در سال ۹۸ نزدیک شود. 

    از «مطرب» که صدرنشینی‌اش حالا دیگر حرفی تکراری شده می‌گذریم و به دیگر فیلم‌های روی پرده می‌پردازیم.

    «چشم و گوش بسته» رده دوم را از دست نمی‌دهد

    فیلم فرزاد موتمن از همان اولین هفته اکران تلاش خودش را برای گرفتن جای «مطرب» و صدرنشینی کرد اما زورش به این فیلم نرسید و از همان زمان جای خود را در رده دوم سفت کرد. «چشم و گوش بسته» که بهرام افشاری و امین حیایی را به عنوان زوج کمدی جدید سینمای ایران معرفی کرده است، این هفته هم مانند هفته‌های گذشته کمی بیش از یک میلیارد تومان فروخت و با فاصله نسبت به فیلم‌های دیگر در رده دوم جدول اکران قرار گرفت. فروش این فیلم در هفته آخر پاییز یک‌میلیارد و ۱۶۷میلیون تومان بود. 

    رده سوم هم این هفته مانند هفته‌های گذشته در اختیار «منطقه پرواز ممنوع» بود. فیلمی که برای مخاطب نوجوان ساخته شده و روز چهارشنبه در نامه دو کارگردان دیگر که فیلم‌های کودک و نوجوان روی پرده دارند در اعتراض به اکران نامناسب فیلمشان تلویحا اشاره‌هایی به این فیلم شده بود. «منطقه پرواز ممنوع» با بازی هادی حجازی‌فر و جمعی از بازیگران نوجوان بیش از ۷۰۰میلیون تومان به سبد فروش خود افزود تا فروش کلی خود را به بیش از ۳میلیارد و ۷۰۰میلیون تومان برساند.

    شروع جان‌دار فیلم «جان‌دار» با ستاره‌هایش

    جواد عزتی، باران کوثری، حامد بهداد و فاطمه معتمدآریا ستاره‌های فیلم «جان‌دار» هستند که با داستانی اجتماعی و خانوادگی که قتل و قصاص در آن جایگاه پررنگی دارد از هفته گذشته در سینماهای کشور اکران شده‌اند. فیلمی که کمدی نیست اما به نظر می‌رسد تا پایان اکرانش اگر بتواند از تبلیغات چهره به چهره مخاطبانش بهره ببرد می‌تواند فروش معقول و منطقی‌ای را تجربه کند. «جان‌دار» که از چهارشنبه ۲۰ آذرماه اکران شده در هفته‌ای که گذشت نزدیک به ۷۰۰میلیون تومان فروش داشت و بیش از ۵۰هزار مخاطب را به سینماها کشاند. 

    «۲۳نفر»، «مشت آخر» و «آشفته‌گی» فیلم‌های دیگری هستند که به تازگی اکران شده‌اند. اولی دفاع مقدسی و قصه اسارت ۲۳نوجوان در جنگ تحمیلی، دومی اکشن و سومی یک درام متفاوت از فریدون جیرانی. فیلم‌هایی که نتوانستند شروع قدرتمندی داشته باشند و باید دید در هفته‌های آینده به مدد تبلیغات می‌توانند مخاطبان را برای دیدن خودشان راغب کنند.

    جنجال حذف عکس مهناز افشار از پوستر «آشفته‌گی»

    فیلم «آشفته‌گی» ساخته فریدون جیرانی که به تازگی یک دوره بیماری را پشت سر گذاشته در حالی از چهارشنبه اکران شد که حذف عکس مهناز افشار از پوستر این فیلم خبرساز شد. این سومین فیلمی است که این بازیگر در سال ۹۸ روی پرده سینماها دارد اما این‌بار و پس از حضور او در برنامه استعدادیابی شبکه فارسی‌زبان ماهواره‌ای، به کلی تصویر او از روی پوسترها و اقلام تبلیغاتی این فیلم حذف شد. این اتفاق با واکنش آزیتا موگویی روبه‌رو شد و او از بازیگران خواست که به این اتفاق واکنش نشان دهند چون ممکن است برای هر بازیگر و هر فیلم دیگری هم اتفاق بیفتد. از سوی دیگر مهناز افشار هم با زنده کردن یاد داوود رشیدی نوشت: «اینکه چرا در پوستر فیلم عکس من نیست یا اینکه چرا انجمن بازیگران و رییس محترمش پیگیری نمیکنه، خیلی وقت میشه که سئوالم نیست چون هم عادت دارم و هم معتقدم مردم خودشون همیشه حواسشون بوده و کم کاری مسئولین رو جبران کردند»

    پس از انتشار این پست‌ها از سوی مهناز افشار و آزیتا موگویی تعدادی از بازیگران در صفحات اجتماعی‌شان به حذف عکس این بازیگر از پوسترهای «آشفته‌گی» انتقاد کردند.

    نگاهی به جدول فروش

    در هفته‌ای که گذشت آلودگی هوا در بعضی شهرها بالاتر از حد نرمال و در بعضی روزها خطرناک برای همه گروهها تشخیص داده شد. از سوی دیگر شهرهای جنوبی کشور هم به دلیل افزایش بارندگی‌ها با بحرانی به اسم آب‌گرفتگی معابر روبه‌رو بودند. این اتفاقات اما تاثیر چندانی بر مخاطب سینما نداشت. رقم فروش کلی این هفته بیش از ۶میلیارد و ۸۳۸میلیون تومان و تعداد مخاطبان آن ۶۵۴هزار و ۴۲۴نفر بود و اگر بخواهیم مقایسه‌ای با جدول فروش هفته قبل‌تر داشته باشیم باید بدانیم که رقم فروش آن هفته بیش از ۷میلیارد و ۲۱۱میلیون تومان و تعداد مخاطبانش ۷۱۵هزار و ۳۸۸نفر بوده است. بنابراین می‌توان گفت آلودگی در مرکز و سیل در جنوب کشور حدود نیم‌میلیارد روی رقم فروش و تقریبا ۶۰هزارنفر در تعداد مخاطبان سینماها تاثیر داشته است. با هم نگاهی به جدول فروش می‌اندازیم.

    ۲۵۸۲۵۸