برچسب: فرهنگ>رسانه

  • صفحه اول روزنامه های یکشنبه ۷ اردیبهشت ۹۹

    صفحه اول روزنامه های یکشنبه ۷ اردیبهشت ۹۹

     

    صفحه اول روزنامه های یکشنبه ۷ اردیبهشت ۹۹

     

     

    سخنان رئیس جمهور در جمع فعالان اقتصادی، گاف ترامپ در باره تزریق مواد ضدعفونی،افزایش مبتلایان به کرونا در برخی استانها و… از تیترهای مطبوعات امروز است.

    صفحه اول روزنامه های یکشنبه ۷ اردیبهشت ۹۹

  • صفحه اول روزنامه‌های پنجشنبه ۴ اردیبهشت

    صفحه اول روزنامه‌های پنجشنبه ۴ اردیبهشت

    صفحه اول روزنامه‌های پنجشنبه ۴ اردیبهشت

  • تغییرات در خبر ۲۱؛ فرم جدید خبری یا خرج‌تراشی گران قیمت

    تغییرات در خبر ۲۱؛ فرم جدید خبری یا خرج‌تراشی گران قیمت

    تغییرات در خبر ۲۱؛ فرم جدید خبری یا خرج‌تراشی گران قیمت
    خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ: پرسابقه‌ترین بخش خبری تلویزیون ایران تغییر کرده است. اگر چه سابقه انقلاب شکلی در این بخش خبری به چند سال قبل برمی‌گردد که مدیران ارشد صداوسیما و معاونت سیاسی تغییر کردند اما حالا این بخش خبری با تغییرات عمده دیگری نیز مواجه شده است که شکل و سبک آن را کاملاً تغییر داده است. بخش خبری ۲۱ تا سالهای سال با فرمی ثابت و کلاسیک؛ منبع اصلی اطلاع‌رسانی درباره اخبار آن روز ایران و جهان برای مشتریان همیشگی‌اش بود. میانسالان و کهن‌سالانی که هنوز هم تصور می‌کنند این بخش خبری تریبون نظام است و حرف‌های رسمی نظام در این بخش انتشار عمومی پیدا می‌کند. این بخش خبری معمولاً با سریال‌های پربیننده شبکه‌های دیگر هم همزمان می‌شد و تلاش برای تماشای آن تبدیل به تنش‌های درون‌خانوادگی جالبی هم می‌شد.
    اما بخش خبری ۲۱ سابقه‌ای طولانی از ثبات در شکل و فرم خبری دارد. به مدت ۳ دهه این بخش خبری به شیوه‌ای کاملاً کلاسیک اداره می‌شد و شیوه اطلاع‌رسانی در آن بدون انعطاف‌های مد شده این سال‌ها بود. مشتریان ثابت خبر ۲۱ نیز ظاهراً همان را می‌پسندیدند و این بخش خبری تا سالهای سال پربیننده‌ترین بخش خبری تلویزیون ایران بود. با راه‌اندازی بخش خبری ۲۰:۳۰ شبکه دوم که به انقلابی در شیوه خبررسانی در تلویزیون ایران معروف شد این بخش خبری نیز کم‌کم به فکر تغییراتی هر چند جزئی در سبک و کار خود افتاد. این تغییرات تا آنجایی ادامه پیدا کرد که امروز با بخش‌خبری‌ای مواجه شده‌ایم که کاملاً از بیخ و بن تغییر کرده است. این مسیر چگونه پیموده شده است؟
    مجری‌های خبر؛ ستاره‌های سابق اخبار تلویزیون
    محمدرضا حیاتی، فواد بابان و قاسم افشار سه ستاره بی‌رقیب خبر تلویزیون در این سال‌ها بودند. خبر ۲۱ دربست در اختیار آنها بود و مجریان جوان حتی آرزوی حضور در این بخش خبری را هم در سر نمی‌پروراندند. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ و ابتدای دهه ۸۰؛ ما ساعت ۲۱ هر شب شاهد یک استودیوی خبر بی زرق و برق بودیم که معمولاً با دکوری از نقشه جهان ترتیب یافته بود و اصلی‌ترین مجریان خبر تلویزیون خبرهای روز ایران و جهان را به صورت تک گو (مونولوگ) اعلام می‌کردند. در این حالت تمام توجهات به مجری اخبار جلب می‌شد و آنها به تدریج تبدیل به کاراکترهایی آشنا در افکار عمومی شده بودند.
    به دلیل حساسیت‌های این تریبون رسمی، چرخه ورود به جمع خوش صدایان خبرخوان بسیار سخت بود. مجریان اخبار معمولاً در بخش‌های مختلف خبری کار کرده بودند و بعد از کارآزموده شدن به بخش اصلی خبر سیما یعنی ۲۱:۰۰ راه می‌یافتند. چرا که رسمی‌ترین مواضع صدا و سیما در خصوص اخبار روز آنجا مشخص می‌شد و خبر ۲۱ وقت آزمون و خطا نبود. حیاتی مجری اخبار که از سال ۱۳۶۳ در سازمان صدا و سیما استخدام شده درباره این بخش خبری می‌گوید: «اصلی ترین و رسمی‌ترین خبر کشور است و اکثراً به این بخش خبری استناد می‌کنند. سندیت این بخش خبری خیلی مهمتر است.» مجریان خبر تلویزیون اما به قواعد و سخت تلویزیون کاملاً پایبند بودند. در محافل عمومی دیگر خبری از آنها نبود؛ صدا و تصویر آنها در جای دیگری جز خبر پخش نمی‌شد و تنها فرصتی که آنها برای ارتباط با مردم در اختیار داشتند همین بخش خبری بود.
    خبر ۲۱، دوره کلاسیک‌های پرطرفدار
    سبک اعلام خبر این تریبون رسمی در ابتدا بسیار کلاسیک، خشک و رسمی بود. اخبار به صورت سخت‌خبر نگارش می‌شد و اعلام اخبار گاهی اوقات با کمترین حرکت ممکن شاید بدون پلک زدن صورت می‌گرفت. گزارش‌های این بخش خبری نیز کاملاً به سبکی آزموده شده و قدیمی تولید و پخش می‌شد. واضح است که شکل ثابت و ثبات‌یافته این بخش خبری به این راحتی‌ها قابل تغییر نبود. مردم؛ مشتریان اصلی خبر ۲۱ به این بخش خبری کاملاً عادت کرده بودند. علاوه بر آنکه ظاهراً پای یک تیزهوشی حرفه‌ای هم در کار بود. هر چه خبر شکل و فرمی رسمی‌تر می‌یافت در شرایط آن روز جامعه معتمدتر و قابل اطمینان‌تر می‌شد.
    به این ترتیب اخبار ۲۱ شبکه اول تا سالهای سال صدرنشین اخبار تلویزیونی بود. همه گزارش‌های مهم و اصلی واحدمرکزی خبر برای این بخش خبری تهیه و تولید می‌شد؛ مهمترین اخبار کشور مثل خبرهای رهبرانقلاب باید به این بخش خبری می‌رسید؛ اعلام اتفاقات مهم مثل پایان ماه رمضان و اعلام عید فطر به این بخش سپرده می‌شد؛ موضع رسمی صداوسیما به عنوان مهمترین منبع اطلاع‌رسانی نظام در این بخش خبری بازگو می‌شد و خبر ۲۱ در عین حال با وجود همه این عوامل که حالا به ذهنمان مخاطب دورکن می‌آید بسیار محبوب و موثق و مورداطمینان بود.
    تندباد سخت روزگار اما مجال نمی‌دهد؛ با تغییر شکل مصرف رسانه‌ای در کشور و ورود تکنولوژی‌های نوین ارتباطاتی سرانجام بخش خبری ۲۱ در زمان معاونت پیمان جبلی در معاونت سیاسی‌ای که نامش را هم به معاونت خبر تغییر داده بودند تغییر شکل پیدا کرد. جبلی آنجا چندان ماندگار نماند؛ اما بخش خبری ۲۱ به سبک و سیاقی که او پایه‌ریزی کرده بود ادامه یافت تا در روز نیمه شعبان که این سبک خبری دوباره دچار تحولاتی اساسی شد.
    تغییر سبک و شیوه زبانی خبر ۲۱ اما هم در زمان فعلی و هم در ۱۲ بهمن سال ۱۳۹۴ که اولین تغییرات در آن رخ داد به واکنش‌های متفاوتی مواجه شد. کمتر کسی در روز ۱۲ بهمن ۱۳۹۴ باور می‌کرد که استودیو و سبک بیان خبر ساعت ۲۱ تغییر کند. به جز تغییر دکور استفاده بیشتر از گزارش‌های ویدئویی، تحلیل سوژه‌های روز و ارتباط تصویری و تلفنی با کارشناسان نحوه بیان اخبار را کمی با ذائقه مخاطب روز همگام تر کرد. پیمان جبلی معاون وقت خبر رسانه ملی، این تغییر را ناشی از «پیشرفت تکنولوژی، تغییرات فضای رسانه‌ای و شکل خبر رسانی» دانسته بود. با این همه تغییرات دنیای رسانه خیلی زیاد شده و پیشرفت تکنولوژی کاری کرد ۵ سال بعد باز هم استودیوی خبر ۲۱:۰۰ تغییر کند.
    رونمایی جدید در عصر کرونا
    بعد از گذشت ۵ سال از رخ دادن اولین تغییرات در بخش خبری ۲۱ همزمان با مدیریت علی عسکری بر صداوسیما دوباره خبر ۲۱ دچار تغییرات عمده‌ای شده است. این در حالی است که فضای مجازی بیشتر توجه مخاطبان را به خود جذب کرده. میانگین تحصیلی مخاطبان و اطلاعات عمومی آنها بیشتر از گذشته شده. فیلترها و معیارهای اعلام خبر سیما در فضای مجازی وجود ندارد. بخشی از مخاطبان نوجوان اخبار روز دنیا را خودشان ترجمه می‌کنند و در این شرایط کار این تریبون رسمی، آسان نیست.
    دبیر از مجری مهم‌تر می‌شود
    با اینکه بینندگان معمولاً مجری اخبار را می‌بینند اما در سبک جدید اخبار مهمترین فرد، دبیر اخبار است. او برخلاف دوره کلاسیک که محدودیت‌های فراوانی در عینی کردن خلاقیت‌ها و ایده‌های خود داشت حالا دستش باز شده است و می‌تواند که نقش زیادی در سیاستگذاری تهیه، تولید و حتی نحوه ارائه محتوا داشته باشد. تا پیش از بهمن ۱۳۹۴ سیاست‌گذاران خبر سبک رسمی را برای بخش خبری ۲۱ ترجیح می‌دادند. اما تغییرات درون سازمانی و بیرون از حوزه تلویزیون مثل دسترسی انفجاری مردم از اواسط دهه هشتاد به اینترنت؛ راه افتادن شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان حرفه‌ای که دیگر مثل قبل مضحک نبودند و با تقلید از شبکه‌های معروف جهانی سلیقه مخاطبان را برای شنیدن اخبار تغییر می‌دادند باعث شد که به تدریج نقش اساسی در خبر تلویزیون و به ویژه خبر ۲۱ از مجری به دبیر خبر منتقل شود تا جای برای انعطاف بیشتری باز شود.
    دبیران خبر حالا در بخش خبری ۲۱ اختیارات گسترده‌ای دارند که همه چیز خبر را تعیین می‌کنند.
    روزگار جدید خبر ۲۱ با روایت نه خبر
    یوسف خان‌محمدی یکی از سردبیران خبر ۲۱ در گفت و گو با خبرنگار مهر، درباره تغییرات محتوای این بخش می‌گوید: «واقعیت این است که با توجه به تغییرات گسترده‌ای که در فضای رسانه‌ها رخ داده است؛ دسترسی گسترده‌تر مردم به رسانه‌ها و شیوه‌های جدیدی که برای ارائه تعاملی خبر به وجود آمده است؛ تغییر در شیوه اخبار لاجرم است. هم‌اکنون وضعیت به گونه‌ای شده است که مردم بیش از آنکه احتیاج به خبر داشته باشند به روایت ما نیاز دارند. برای مثال شما در خبرگزاری مهر حرف‌های رئیس‌جمهور را منتشر می‌کنید؛ این می‌شود یک خبر خام که در همه جا هم یکسان است و هیچ ارزش افزوده‌ای برای شما به وجود نمی‌آورد اما اینکه شما این سخنرانی را چگونه روایت می‌کنید است که می‌تواند نظرات و تمایلات شما را نسبت به جناح‌ها نشان دهد و نشان دهد که می‌توانید مخاطب را جذب کنید یا نه. همین موضوع در رسانه ملی هم هست. مردم دیگر از ما خبر خام نمی‌خواهند؛ دوست دارند از روایت ما اطلاع داشته باشند.
    به همین دلیل سعی شده است که در تغییرات جدید بخش خبری ۲۱ بیشتر از اینکه قانون‌های کلیشه‌ای رعایت شود، ببینیم چه چیزی مورد نیاز مردم است یا برای مردم مسئله یا جریان روز است لازم هست به طور ویژه و برجسته به روایت ما از آنها پرداخته شود. با این تکلمه که اگر مسئله یا مشکلی هست بتوان آن را حل کرد و حرکتی برای آن انجام داد. کلیت ماجرا از نظر محتوا در بخش خبری ۲۱ این‌گونه است هر روز با این نگاه درباره خبرها، اتفاقات و مسائل تصمیم گیری می‌شود.
    سردبیر خبر ۲۱ بازخوردهای مخاطبان را اینگونه ارزیابی می‌کند: «بعضی روزها بازخورد مثبت‌تر بوده بعضی روزها به نظر می‌رسد فکر می‌کنند همان روال سابق ارائه خبر صورت بگیرد. اما ما به عنوان یک فرایند به آن نگاه می‌کنیم نه اینکه یک اتفاقی بیفتد و تمام بشود. تغییرات یک اتفاقی است که ما به تازگی آن را شروع کرده‌ایم طبعاً در طول زمان کار پخته‌تر و روشن‌تر می‌شود و به آن چیزی که می‌خواهیم می‌رسیم.»
    خان‌محمدی درباره تغییرات فرمی جدید بخش ۲۱ می‌گوید: طبعاً بخشی از تغییرات شکلی است و به جذابیت بصری برمی‌گردد. در فضای امروز کارگردانی، ارائه خبر است و این امر باید به بهترین شکل انجام شود. ما محتوا را باید در یک چینی قشنگ و طلایی بریزیم. اگر خبری که برای مردم روایت می‌کنیم هم ظرف زیبایی داشته باشد هم محتوایی که ارائه می‌شود مورد پسند باشد و به درد مردم بخورد ما کار خودمان را کرده‌ایم.
    نه می‌توانیم و نه می‌خواهیم که مانند رسانه‌های خارجی باشیم
    خان محمدی در خصوص نظرات کارشناسان و کپی برداری بودن تغییرات از روی دست رسانه‌های خارجی می‌گوید: دو نکته به نظرم می‌رسد. اول اینکه بالاخره ما رسانه ملی هستیم نه می‌توانیم و نه می‌خواهیم که مانند رسانه‌های خارجی باشیم. ما بالاخره چارچوب‌هایی به عنوان رسانه ملی و رسانه نظام، سخنگوی رسمی نظام را داریم. همیشه ما باید به این مسئله حواسمان باشد که این موارد چراغ راهنمای ماست. ما نه اپوزیسیون هستیم نه منتقد فلان قوه و جریان. خط ما خط نظام و انقلاب و مسائل مورد اهمیت مردم است. ممکن است که صد در صد در این مسیر موفق نباشیم چون نقطه آرمانی است؛ اما ما همه توان و هنرمان را گذاشته‌ایم که به این نقطه برسیم.
    نکته دوم هم اینکه در این زمینه یک اصل کلی به نظرم می‌رسد؛ خبر بالاخره خبر است و شامل دوربین، دکور، کارگردانی و نحوه‌ی اجرای آن است. ما هزاران نوع اجرا، هزاران نوع دکور نداریم! استودیویی که ما ساختیم ممکن است در بعضی جاها شبیه رسانه‌های دیگر باشد اما اینکه بگوییم کپی است نه. شما در خیابان ماشین‌هایی مختلف می‌بینید که شبیه به هم هستند ولی مارک آنها با هم متفاوت است. آیا کپی یکدیگر هستند؟ شما حتماً باید یکسری قواعد و مسائل اولیه را رعایت کنید. خیلی نمی‌توانید از قاعده رسانه خارج شوید و کار نامانوس می‌شود. بقیه اش را می‌توانید خیلی خاص و طبق سلیقه خودتان طراحی و عرضه کنید. عزیزانی که بنده می‌شناسم و نقد می‌کنند در این حوزه تحصیل کرده‌اند یا حتی بعضی مواقع فیلمسازی کرده‌اند. آنها چه کتاب‌هایی را مطالعه کرده‌اند؟ کتابهای خارجی را مطالعه می‌کنند اما اینکه بگوییم از روی آنها کپی می‌کنند درست نیست. البته قبول دارم که ما در باب رسانه پیشتاز نیستیم و طبعاً از تجارب دیگران استفاده می‌کنیم.
    حجت احمدی یکی دیگر از سردبیران خبر ۲۱ درباره ایده تغییرات و زمان شروع تلاش‌ها برای این کار به مهر می‌گوید: تقریباً از زمستان سال ۱۳۹۷ روی این موضوع کار می‌کنیم که چه تغییری به چه شکلی اتفاق بیفتد. جلسات متعددی در این یکسال داشته‌ایم و نتیجه و خروجی که اتفاق افتاده یک بخش جزئی از آن هدفگذاری ما است که کم کم تکمیل می‌شود.
    او درباره موانع مسیر تغییرات ادامه داد: تا به الان در خصوص تغییرات با ما در مجموعه صدا و سیما همکاری شده و خدا را شکر مشکلی نبوده البته تلاش شده سوژه‌ها طوری انتخاب شود که در عین نوآوری ممانعتی هم پیش نیاورد.
    سردبیر خبر ۲۱ درباره انتقاد بعضی کارشناسان به اینکه ظاهر تغییر کرده اما محتوا همانند گذشته است، پاسخ داد: از نظر من که خودم داخل کار هستم واقعاً تفاوت خیلی زیادی در حال رخ دادن است. کسانی که این‌طور نقد می‌کنند اگر با دقت بیشتری نگاه کنند، آن تفاوتی که قبل و بعد از این تغییر بوده را می‌بینند. من معتقدم که حرکتی اساسی اتفاق افتاده که خیلی روبه جلو بوده است. البته قطعاً به آن هدفگذاری اصلی خودمان هنوز نرسیدیم و تغییرات باید به تدریج اتفاق بیفتد.
    وی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر، درباره مخالفت مجریان قدیمی بابت تغییرات قدیمی، پاسخ داد: بعضی مجریان اجرای کلیشه‌ای را ترجیح می‌دهند چون به این شکل عادت کردند و عمری این‌طور اجرا کردند و شاید طور دیگری نتوانند اجرا بکنند. ولی مجری‌های جدید طبعاً تلاش و به سمت و سوی خوبی حرکت می‌کنند.
    تغییرات خبر ۲۱ پاسخ به ماجرای فضای مجازی است
    او درباره انتشار فوری اخبار در فضای مجازی و مشکلات تریبون‌های رسمی و نوآوری آنان در فضای فعلی تصریح کرد: «این تغییری که در خبر ۲۱ اتفاق افتاد در پاسخ به همین ماجرای فضای مجازی بود. طبعاً خبری که صبح و ظهر منتشر شده را خیلی‌ها دیده‌اند. اگر شب بخواهیم همان خبر را تکرار کنیم موفق نخواهیم شد. باید ارزش افزوده برای آن خبر ایجاد بکنیم. به همین دلیل چند بخش تحلیلی در اخبار ۲۱ راه اندازی کردیم البته رویکردمان به طور کلی این است که نگاه تحلیلی در همه خبرها باشد یعنی اگر مخاطبی خبر را می‌بینید فقط با همان دو جمله خبری که در تلگرام یا جای دیگر خوانده روبه رو نشود. اگر سابقه‌ای، نگاه جدیدی، زاویه دیگری از آن خبر که اطلاعات جدیدی بدهد، ارائه شود کارمان را انجام داده‌ایم. جدای این ماجرا در تیتر یک و پرونده ویژه که هر شب کار می‌کنیم در هدلاین (سرخط خبرها) هم کارهای عمیق‌تری معرفی می‌شوند که ویژه و خاص خودمان است.
    رضایی در پاسخ به این سوال که آیا خبر ۲۱ هم مدیر محور خواهد شد توضیح داد: ما سعی می‌کنیم با ترکیبی از مدیران و کارشناسان نتیجه بگیریم. یکجایی شما می‌توانید با یک مدیر خوب نتیجه بگیرید مثل ماجرای فاصله گذاری هوشمند که حتماً آقای حریرچی باید وسط میدان بود. دیدید که فردای آن گفت و گو، طرح ترافیک در تهران لغو شد. یا نه! یک وقتی شما با یک کارشناس نتیجه خوبی می‌گیرید ما علاقه داریم که مخالف و موافق درباره موضوعات مطرح شده نظر بدهند؛ اما این طرح باید به تدریج و کم کم اجرا شود و یکباره نمی‌شود.
    وی از اداره همزمان دو بخش خبری ۱۴ و ۲۱ توسط یک گروه خبر داد و آن را مثبت ارزیابی کرد و گفت: خبر ۱۴ و ۲۱ توسط یک تیم مدیریت و اجرا می‌شود. بچه‌ها از اول وقت که می آیند کار را تا شب دنبال می‌کنند و هر دو بخش را اجرا می‌کنند. با توجه به تقسیم کاری که در کار انجام شده بچه‌ها کمتر با مشکل روبه رو می‌شوند».
    سردبیر خبر ۲۱ در پایان اظهار داشت: رئیس سازمان به شدت در جریان و حامی این تغییرات بود و اصرار داشتند که همین نیمه شعبان راه اندازی کنیم وگرنه ما خیلی آماده اجرا در نیمه شعبان نبودیم ولی الحمدالله کار روی آنتن رفت و مشکلی هم پیش نیامد.
    فرم جدید خبری یا خرج تراشی گرانقیمت
    منتقدان تغییرات در بخش خبری ۲۱ معتقدند که باز هم فقط با تغییراتی صوری مواجه هستیم که شکل کار را با دکورهای گرانقیمت تغییر داده است تا مخاطب تصور کند که اصل خبر هم در این بخش مورد تغییر واقع شده است. اما واقعیت این است که این اتفاق رخ نداده و اخبار و شیوه انتقال اخبار همانی است که سابق بود و فقط شکل استودیو تغییر پیدا کرده است. در مقابل موافقان کار از هر نوع تغییری در خبر تلویزیون استقبال می‌کنند و معتقدند که یکی از دلایل عقب‌ماندگی خبر ۲۱ از مخاطبان به دلیل ادامه همان شکل کلاسیک خبررسانی بود و این تغییرات مقدمه تحولات بزرگ‌تری خواهد بود که خبر در تلویزیون را متحول خواهد کرد.
    مهم نیست که کدام گزاره در نهایت درست از آب درخواهد آمد؛ مهم این است که خبر در تلویزیون حالا به مرحله‌ای رسیده است که نیازمند توجه بیشتری است. بحران کرونا و تبدیل شبکه خبر سیما به دومین شبکه پربیننده تلویزیون در زمستان سال جاری نشان می‌دهد که خبر در تلویزیون همچنان مخاطبان گسترده بالقوه‌ای دارد که اگر احساس کنند خبر به رفع نیازهای آنها منجر خواهد شد به میدان خواهند آمد و مخاطب اخبار تلویزیون خواهند شد. خبر تلویزیون نیازمند توجه بیشتری است. این آن چیزی است که فعلاً باید به آن توجه کرد.
  • تکنولوژی به کمک آموزش رسانه‌ای می‌آید

    تکنولوژی به کمک آموزش رسانه‌ای می‌آید

    تکنولوژی به کمک آموزش رسانه‌ای می‌آید
    تکنولوژی به کمک آموزش رسانه‌ای می‌آید

    مهدی فرجی برزگر کارشناس رسانه، رویه رسانه ملی در بعد آموزش از راه دور دانش آموزان در دوران کرونا را مثبت ارزیابی کرد و گفت: آموزش مجازی خواست امروز دنیا نیست و اولین بارقه آن در ۱۹۲۰ در امریکا رخ داد و بعدها اولین کلاس های آموزشی رسانه ای در فرانسه دیده شد.

    وی ادامه داد: امروز نه تنها به دلیل این پاندمی، بلکه بر اساس مقرون به صرفه بودن آموزش رسانه ای، بسیاری کشورها به این سمت حرکت می کنند تا دانشجویان بیشتری را با هزینه های کمتر اقتصادی تربیت کنند و از طرفی دستاوردهای بزرگ علمی را از طریق آموزش مجازی ارائه دهند.

    فرجی تجربه مشابه کشورمان را متعلق به برخی استان ها در دوران جنگ تحمیلی عنوان کرد و گفت: در آن زمان رسانه پیشرفت کنونی را به خود ندیده بود؛ در حالیکه معلمین امروزی در رسانه ملی، با انواع تکنولوژی آموزشی مجهز هستند.

    وی آموزش کنونی در صداوسیما را بسیار پر بار خواند و تصریح کرد: تکنولوژی کمک می کند آموزش رسانه ای جذابیت داشته باشد و دانش آموزان با فراغ بال، پای این برنامه ها بنشینند.

    فرجی با بیان اینکه آنچه امروز به عنوان آموزش رسانه ای شاهد هستیم، کم از کلاس های حضوری ندارد، افزود: بسیاری معلمان که از فن بیان خوبی برخوردارند، فضای این برنامه را از کلاس های درس بهتر هدایت می کنند.

    وی نقطه قوت رسانه را موجب بروز حساسیت های ثانوی در دنیای آموزش واقعی دانست و افزود: این بدین معناست که معلمین باید خود را بخوبی مجهز کنند و کاملا با تکنولوژی های جدید آموزشی آشنا باشند.

    فرجی گفت: بسیاری از معلمان در سطح پایتخت جمع شده اند که از طریق رسانه می توانند برای دانش آموزان کشور تدریس کنند و انشاالله بعد از بیماری، رسانه باید از این تجربه استفاده کرده و این مسیر را رها نکند.

    وی همچنین با نگاهی واقع بینانه تعطیلی کلاس های درس و بهره گیری از شیوه تدریس رسانه ای را موجب تبعات منفی برای جامعه بزرگ معلمان دانست و تصریح کرد: در این شیوه طبیعتا همه معلمان به کار گرفته نخواهند شد و باید فکری برای آن ها کرد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • منتظر بازی ایرانی «کووید ۱۹» باشید

    منتظر بازی ایرانی «کووید ۱۹» باشید

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شیوع جهانی ویروس کرونا برای کیوان ملک محمدی؛ بازی‌ساز، مدیر و موسس استودیو «گونای»، تبدیل به انگیزه‌ای شد تا او طراحی بازی‌ای با موضوع ویروس کووید ۱۹ را شروع کند. بازی در دست طراحی او که به زودی منتشر و روانه بازار بازی ایران می‌شود، بازیکنان را در نقش ویروس کرونا با هدف مبتلا کردن انسان‌ها فرو می‌برد. این ویروس سبز رنگ خوشحال و خندان، با درک زنجیره ارتباط انسانها با یکدیگر همه را آلوده می‌کند و سد راهش فقط و فقط افرادی‌ هستند که فاصله اجتماعی را رعایت می‌کنند و یا ماسک می‌زنند. به عبارتی به قول ملک محمدی در این بازی جدی آموزشی، کاربر می‌تواند طی یک بازی شاد و سرگرم کننده، آموزش‌هایی برای قطع زنجیره انتقال کرونا کسب کند.
    بازی «کووید ۱۹»  این روزها ۵۰ درصد مراحل توسعه را سپری کرده و طراح و سازنده آن در تلاش است که تا هفته دیگر این بازی آماده انتشار شود. بازی در ایران توسط استودیو «گونای» منتشر می‌شود و او برای انتشار بازی در بازارهای جهانی با ناشرهای مختلف بین‌المللی موضوع را مطرح کرده است. به گفته کیوان ملک محمدی استقبال اولیه از انتشار جهانی این بازی صورت گرفته و ممکن است با بررسی شرایط مختلف، از دو راه انتشار بازی توسط ناشر و یا انتشار به صورت مستقل یکی انتخاب شود.
    شروع تولید، همزمان با ایام قرنطینه خانگی
    کیوان ملک محمدی؛ مدیر و موسس استودیو «گونای»که از کودکی علاقه زیادی به بازی‌سازی و پویانمایی داشته، برنامه‌نویسی برای بازی را از سال ۱۳۸۰ به صورت تفننی شروع کرد و از سال ۱۳۸۸ استودیو «گونای» را به صورت رسمی در شهر ارومیه تاسیس نمود. تاسیس این استودیوی بازی‌سازی در ارومیه، شروع مسیر پیشرفت و موفقیت را از سال ۱۳۹۰ برایش آغاز کرد. تولید بازی «جدل بر روی‌سرعت ۱» به عنوان یک بازی موفق در جشنواره‌های بازی داخلی و خارجی، تولید بیش از ۲۵ عنوان بازی در ژانرهای مختلف بخشی از مسیر طی شده او در این سال‌ها است.
    فکر طراحی بازی کووید ۱۹ و سناریو و گیم پلی آن از حدود یک ماه پیش در ذهن ملک محمدی کلید خورد و اما حجم زیاد کارهای استودیو گونای به خصوص در ایام شیوع ویروس کرونا، فرصتی برای تولید آن برایش نمی‌گذاشت. ولی این فرصت سرانجام پیدا شد؛ آنجا که نگرانی از ابتلا و شیوع کرونا عملا همه را خانه نشین کرد و در قرنطینه خانگی فرو برد. فرصت پیش آمده، بهترین زمان برای مدیر استودیو «گونای» بود تا استارت طراحی و تولید بازی کووید ۱۹ را بزند.
    ملک محمدی می‌گوید: «علی‌رغم گذشت هفته‌ها از شیوع ویروس کرونا هنوز هم خیلی‌ها تصور کاملی از زنجیره انتقال این ویروس ندارند و مثلا فکر می‌کنند اگر با دوستان یا اقوام نزدیک رفت و آمد کنند، امکان ابتلا به این ویروس برایشان وجود ندارد. بسیاری نیز هنوز از تاثیر مهم خودشان در شکستن زنجیره انتقال مطلع نیستند. ایده اولیه تولید این بازی از همین جا شروع شد؛ نکته مهم این بود که ما بتوانیم در قالب یک سرگرمی شاداب تصویر واضحی از زنجیره انتقال و نحوه شکستن آن در ذهن مخاطب ایجاد کنیم.»
    آموزش قطع زنجیره انتقال کرونا به بازیکنان در روند بازی
    همه ما طی چند هفته گذشته بارها و بارها از طریق فضاهای رسانه‌ای مختلف در معرض اخبار و اطلاعات آموزشی و بهداشتی در خصوص ویروس کرونا و راه‌های پیشگیری از شیوع آن قرار گرفته‌ایم اما هنوز، هستند کسانی که توجهی به این اطلاعات آموزشی و بهداشتی ندارند و می‌توانند راهی برای شیوع بیشتر این بیماری در جامعه و سخت شدن مسیر قطع زنجیره ابتلا باشند.
    ملک محمدی در طراحی این بازی به این نکته یعنی عدم تاثیرگذاری هشدارهای بهداشتی در خصوص ویروس کرونا در میان بعضی از مردم به دلیل تکرار زیاد آن، توجه داشته و طراحی و تولید بازی کووید ۱۹ را براساس این ایده شکل داده است: ایده دیگر بازی این بود که بازیکن، بازی را نه از زاویه انسان‌ها بلکه در نقش ویروس انجام دهد. وقتی بازیکن خودش در نقش ویروس سعی به مبتلا کردن انسان‌ها کند، کاملا متوجه زنجیره ارتباط انسان‌ها می‌شود و در جاهایی که با مسئله رعایت فاصله اجتماعی و یا استفاده از ماسک، مواجه می‌شود به صورت کاملا ملموس تاثیر فاصله و استفاده از ماسک را در جلوگیری از شیوع بیماری می‌بیند و متوجه می‌شود که چطور یک نفر می‌تواند باعث شکسته شدن زنجیره انتقال و جلوگیری از سرایت بیماری به صدها نفر شود.
    ارائه اطلاعات بهداشتی به بازیکن کووید ۱۹
    اینکه در طراحی بازی کووید ۱۹چقدر به جنبه‌های آموزشی در خصوص کنترل و پیشگیری کرونا در کنار وجه سرگرمی آن توجه شده است، موضوعی است که مدیر و موسس استودیو «گونای» درباره آن می‌گوید: «تمرکز خاصی روی برنامه‌نویسی نحوه حرکت ویروس داشته تا حس حرکت و جذب شدن به کاراکترها را با استفاده از تکنیک استریچ و اسکواش انیمیشن‌سازی به صورت بهتری ارائه دهد. در شروع بازی و بعد از هر باخت پیامی آموزنده برای یادآوری برخی نکات بهداشتی و آماری به کاربران ارائه می‌شود تا علاوه بر موضوعی که گیم‌پلی در بطن خود دارد به غنای آموزشی بازی هم اضافه شود.»
    حمایت کارگروه فضای مجازی استان آذربایجان غربی از پروژه
    مدیر استودیو گونای تولید این بازی را به تنهایی شروع کرده هرچند که می‌گوید در این خصوص از مشورت و نظرسنجی از دیگران استفاده کرده است: «به دنبال سوال چند نفر از دوستان در رابطه با اینکه آیا محصولی در رابطه با کرونا داریم، مشتاق شدم که نظر اطرافیانم را در مورد این موضوع بدانم. به همین منظور با انتشار یک نظرسنجی در صفحه شخصی‌ام، نظر دوستان را در خصوص تولید بازی در مورد کرونا جویا شدم که با استقبال خوبی مواجه شد و همین انگیزه‌ای برای شروع کار و تولید پروژه شد. تمام پروسه توسعه بازی را انفرادی انجام دادم و در ادامه برخی از نفرات شرکت را جهت همراه شدن با پروژه و آشنا شدن با چالش‌های فنی آن درگیر کردم. از یک مرحله به بعد، کارگروه فضای مجازی استان آذربایجان غربی هم در راستای حمایت از پروژه به عنوان اسپانسر وارد کار شدند و تولید پروژه روند جدی‌تری به خود گرفت.»
    بازی مشابهی با این سناریو و گیم‌پلی وجود ندارد
    ژانر بازی کووید ۱۹ در سبک هایپر کژوال هست و عموم مخاطبان را هدف قرار داده است. اینکه در طراحی این بازی چقدر از نمونه‌های خارجی ایده گرفته شده است، با توجه به اینکه اخیرا چینی­‌ها بازی Battle of Pathogens را برای مقابله با کرونا تولید کرده­‌اند، سوالی است که ملک محمدی درباره آن می‌گوید: تا جایی که من اطلاع دارم هیچ بازی مشابهی با این سناریو و گیم پلی وجود ندارد و ایده و گیم پلی بازی کاملا منحصر به فرد است و طراحی انجام شده مختص این بازی است. برنامه نویسی بازی را در موتور یونیتی انجام دادم و سعی کردم گرافیک و گیم پلی بازی فضایی روان و خوشایند برای کاربران داشته باشد.
    به گفته او بازی در عین سادگی، پیچیدگی‌های فنی خاص خود را دارد که این موضوع به منحصر به فرد بودن گیم پلی بازی نیز کمک کرده است: «به عنوان مثال زنجیره تصادفی اتصال انسان‌ها را شبیه سازی کردم که در ابتدای بازی انسان‌ها فاصله نزدیکتری به هم دارند و در ادامه بازی، فاصله انسان‌ها از هم بیشتر می‌شود. این روند اشاره به افزایش آگاهی مردم از فاصله گذاری اجتماعی در کنترل شیوع این بیماری دارد و در جایی که ویروس نتواند راهی برای انتقال از یک شخص به شخص دیگر پیدا کند، نابود می‌شود.»
    ۲۴۱۲۴۵
  • تلاش رادیو فردا برای افزایش آمارهای کرونا در ایران

    تلاش رادیو فردا برای افزایش آمارهای کرونا در ایران

    این در حالی است که معاون محترم وزارت بهداشت و آموزش پزشکی در ویدئو کنفرانس روز دوشنبه خود دقیقا مغایر با آنچه رادیو فردا انتشار داد در مورد آمارهای کرونا در ایران اظهار داشته بود که:«اینکه ۸۰۰ هزار مبتلا شدند و چندین برابر آمار اعلام شده مرگ داریم قطعا درست نیست»
    روز بعد نیز رادیو فردا ادعا کرد که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی تخمینی اعلام نموده که «آمار واقعی تعداد افراد جان‌باخته حدود دو برابر و آمار مبتلایان بین ۸ تا ۱۰ برابر آمار اعلام‌شده توسط وزارت بهداشت است.»
    اما در پانوشته صفحه ۴ این گزارش در توضیح آمار ارائه شده توسط وزارت بهداشت، توضیح داده شده که به دلیل اینکه در کل جهان حدود ۸۰ درصد مبتلایان به این بیماری علامت مشخصی نداشته و یا علائم خفیف دارند و طبعا به مراکز تشخیص بیماری کرونا مراجعه نکرده، بالتبع در هیچ کشوری جزو آمار مبتلایان محسوب نمی‌شوند. براساس همین تخمین حدسی و غیرعلمی، رادیو فردا در یک نتیجه‌گیری کودکانه، پا را از رسانه‌های سوپر زرد نیز فراتر گذارد و آمار به اصطلاح واقعی مرگ و میر بیماران کرونایی در ایران را ۲ برابر آمار اعلام شده و میزان مبتلایان را ۱۰ برابر اعلام کرد و به‌طور گسترده‌ای بر روی آن مانور داد.
    این درحالی است که روزهای پیش از آن نیز این رسانه سوپر زرد، به‌طور مستمر، آمارهای نجومی از بیماران کرونایی ایران انتشار داده و منابع خبری خود را به طور ابلهانه‌ای، «اظهارات پراکنده مقام‌های رسمی محلی» (بدون ذکر نام و یا اشاره به مقام و مسئولیت) و یا «منابع وزارت بهداشت که نخواستند نامشان فاش شود» ذکر کرد و حتی در یک مورد بدون ذکر نام یا مسئولیت از قول یک مقام سازمان بهداشت جهانی این اخبار تحریف آمیز را نقل کرد.
    این تحریف‌های آشکار و بدون پرده‌پوشی امثال رادیو فردا که بدون در نظر گرفتن هرگونه اعتبار خبری و با زیرپا گذاردن هر آنچه حیثیت رسانه‌ای تعریف شده، موضوع جدیدی نبوده و نیست و تقریبا در تمام طول ۴۱ سالی که از برقراری نظام جمهوری اسلامی سپری شده توسط دشمنان تاریخی این مردم و سرزمین و رسانه‌های نشان دار و و بی‌نشان آنها، جریان داشته است. اما آنچه از زمان شیوع بیماری کرونا در این میدان خبری و رسانه ای اتفاق افتاد، بسیار عبرت‌آموز و الگودهنده برای تاریخ خبررسانی و رسانه‌های خبری است. این درحالی است که اربابان رادیو فردا در آمریکا و انگلیس، بنا به تصریح رسانه‌های غربی، بزرگترین و بیشترین حجم لاپوشانی و ارائه آمار غلط و خلاف واقع در مورد مبتلایان و فوت‌شدگان از کرونا را داشته‌اند.
    ۱۷۳۰۲
  • تتلو رکورد می‌زند؛ وزیر ارشاد توئیت‌/سه احتمال برای جنجال «لایو»

    تتلو رکورد می‌زند؛ وزیر ارشاد توئیت‌/سه احتمال برای جنجال «لایو»

    تتلو رکورد می‌زند؛ وزیر ارشاد توئیت‌/سه احتمال برای جنجال «لایو»

    خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ: امیر تتلو، حالا دیگر یک شخصیت مشهور جامعه فرهنگی ایران است. هر از چندگاهی خبری تکان‌دهنده از او در فضای فرهنگی ایران منتشر می‌شود و دوباره انواع و اقسام تحلیل‌ها در باب عوام‌زدگی مردم ایران و بی کارکردی دستگاه‌های فرهنگی ایران رواج پیدا می‌کند و دوباره تا ابتکار جدید تتلو بحث‌ها می‌خوابد و…ادامه ماجرا. اما در چهره پر از تتوی تتلو که حالا دیگر به سختی قابل‌شناسایی است؛ یک چیز کماکان ثابت است. چشمانش همچنان برق می‌زند. همچنان روش‌های خلاقانه‌ای برای در مرکز توجه بودن انتخاب می‌کند و همچنان به دنبال راه‌های جدید برای ماندن در صدر اخبار عامه‌پسند ایرانی است و این چنین است که تتلو در ایام قرنطینه ایرانی تبدیل به یک پدیده می‌شود.

    در روزگار کرونا در ایران و در ایام «در خانه بمانیم» که به یکباره چیزی به نام لایوهای اینستاگرامی رونق گسترده‌ای پیدا می‌کنند؛ تتلو مثل همیشه از فرصت به دست آمده به خوبی استفاده می‌کند و لایو می‌گذارد؛ با شخصیت‌هایی جنجال‌سازی از فضای مجازی که برخورد و مواجهه او با آنها، برای مخاطب اینستاگرامی در ایران به شدت جذاب و جالب جلوه می‌کند و نهایتاً خبری منتشر می‌شود مبنی بر اینکه تتلو رکورد بینندگان لایو در اینستاگرام را جابه‌جا می‌کند. این یک رکورد جهانی است که حالا در روزگار کرونایی در روزگاری که فقط مردم ایران در خانه نیستند، توسط مردم ایران جابه‌جا می‌شود. پربیننده‌ترین محصول فرهنگی دوران کرونا در فضای پرمخاطب اینستاگرام.

    احتمال اول: همه فیک‌اند؛ تتلوی دیوانه مگر طرفداری هم دارد؟

    اولین واکنش ساده‌لوحانه معمول ما در مواجهه با چنین چیزی گزاره ساده‌ای است: همه بینندگانش فیک هستند؛ تتلو طرفداری ندارد؛ فقط ادا دارد و فیلم بازی می‌کند. دیوانه است با انواع و اقسام مشکلات روانی و مگر یک دیوانه می‌تواند این قدر طرفدار داشته باشد؟ گزاره‌ای که نادرستی آن برای همه کسانی که ردپای تتلو در فضای مجازی ایرانی در این سال‌ها را پیگیری کرده‌اند اساساً چیز سخت و پیچیده‌ای نیست. تتلو رفتارهای به شدت نامتعارفی دارد. رفتارهایی که در عرف ایرانی به دیوانگی نسبت داده می‌شود. اما کسی می‌تواند انکار کند که دیوانگی او همراه با خودآگاهی طعنه‌امیزی از سوی اوست؟ تتلو خل‌بازی در می‌اورد و به در و دیوار می‌زند تا توجه جلب کند و اتفاقاً در این مورد آخری بسیار حرفه‌ای است. او کار موزیکش را به خوبی بلد است. تبلیغ روی موزیک‌هایش را حتی از آن هم بهتر و مانور دادن روی دیوانگی‌هایش برای جذب مخاطب را از همه این‌ها بهتر. او در تمام این سال‌ها موج‌سواری بر فضای افکار عمومی ایرانی را به خوبی آموخته است و به خوبی بلد است که خودش را آن چیزی نمایش دهد که اقشار متفاوتی به رفتارها او تمایل پیدا کنند.

    اولین واکنش ساده‌لوحانه معمول ما در مواجهه با چنین چیزی گزاره ساده‌ای است: همه بینندگانش فیک هستند؛ تتلو طرفداری ندارد؛ فقط ادا دارد و فیلم بازی می‌کند. دیوانه است با انواع و اقسام مشکلات روانی و مگر یک دیوانه می‌تواند این قدر طرفدار داشته باشد؟ احتمال دوم: با یک توطئه خارجی طرفیم

    اما فارغ از این احتمال ساده‌انگارانه قضیه تتلو در عین سهل بودن ظاهر آن، بسیار ممتنع است. منش شخصیتی او، کارنامه عملی او و سوابق کاری او نشان می‌دهد که این بار دیگر پای توطئه‌ای خارجی در کار نیست. این دومین واکنش ما در مواجهه با رکوردشکنی تتلو است. مسلم است که توطئه‌های رسانه‌ای بی‌شماری از سوی مخالفان ایران در تمام این سال‌ها برای جهت‌دهی به افکار عمومی طراحی و اعمال شده است؛ اما این بار ظاهراً تتلو یک‌تنه بدون وابستگی خاصی به رسانه یا سرویس فرهنگی- رسانه‌ای خاصی به میدان آمده است؛ بنابراین راه ساده‌انگارانه همیشگی در نسبت دادن این ماجرا به سرویس‌های آن طرف آب هم اینجا درست از آب درنمی‌آید و شناسایی نادرستی آن ساده‌تر از احتمال وجود آن است.تتلو حتی برای مخالفین اسم و رسم دار ایرانی هم یک دیوانه است که نباید جدی گرفته شود و بنابراین در این بیزینسهای پرپول ضدایرانی این روزها اساساً بازی داده نمی‌شود.

    از آن طرف امیر تتلو، این موجود سازش‌ناپذیرِ بدقلق، با پیمودن راهی طولانی اکنون به اینجا رسیده است که با یکی از مشکل‌داران روحی اینستا لایو می‌گذارد و رکورد می‌شکند. سابقه تاریخی تتلو در ایران لازم به تکرار دوباره نیست. از تمایل یکباره او به نماز خواندن و آشتی با پروردگار با نیت‌های مختلفی که نیت‌سنج‌های ما معمولاً تفسیر مناسبی از آن ارائه نمی‌دهند تا میل وطن‌پرستانه‌ای که در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر ایران سربرآورد و دوباره با نیت‌خوانی به تمایل برای گرفتن مجوز و کنسرت دادن تفسیر شد و به ساده‌ترین شیوه‌های ممکن به فراموشی سپرده شده است.

    به نظر می‌رسد که آنچه در تمام این ماجراها؛ ماجرای تتلو را روز به روز بحرانی‌تر کرده است و امروز با خیل طرفداران نوجوان او تبدیل به تهدیدی برای سلامت فرهنگی جامعه شده است؛ همین ساده‌انگاری‌های تمام این سال‌ها درباره این موجود افسرده و در عین حال خلاق است و این همان چیزی است که ما را امروز به اینجا کشانده است.

    احتمال سوم: مخاطبان واقعی؛ شیفتگان حقیقی؛ جدی‌شان بگیرید

    در میان همه این اتفاقات، بی‌اعتنایی دستگاه رسمی فرهنگی کشور به او و اتفاقات پیرامون او که اتفاقات کوچکی هم نیستند (پرمخاطب‌ترین پخش‌زنده آنلاین ایرانی با ابتکار او برگزار شده است) آزاردهنده‌ترین قسمت ماجراست. واضح است که در عامه پسندی فعلاً کسی یارای مقابله با او در فضای اینستاگرام را ندارد؛ اما بی‌اعتنایی و ندیده گرفتن او از سوی دستگاه‌های رسمی و رسانه‌های جریان اصلی کشور آیا مثل همیشه ما را قدمی عقب‌تر نگه نمی‌دارد: «بی‌خیالانه سری به تأسف تکان دهیم»

    از طرف دیگر واضح است که رفتن به سمت راه‌حل‌هایی چون فیلتر اینستاگرام؛ اگر چه ممکن است این اقدام به دلیل موارد دیگری معقول باشد؛ اما اینجا مساله ما را نه تنها حل نخواهد کرد بلکه دو گام به عقب خواهد راند. ابزارهای ورود تتلو به ذهن نوجوان ایرانی بی‌شمار است و با حذف و نبود یک اپلیکیشن یا یک پیام‌رسان بعید است اتفاقی برای این دروازه ورود رخ دهد؛ اگر اشتیاق به او را افزایش ندهد.

    به این ترتیب به نظر می‌رسد که هر نوع دخالت سلبی در روند این ماجرا نه تنها بی کارکرد باقی خواهد ماند بلکه به احتمال زیاد به نارسایی هر نوع اقدام پسینی بعدی منجر خواهد شد.

    چاره چیست؟ ساده است. چاره ابتدا پذیرش این گزاره است که این چند صدهزارتایی که آنچنان به تتلو علاقه‌مند هستند که لایوهای او را با این شدت و علاقه پیگیری می‌کنند و این چند میلیونی که صفحه او را فالو کرده‌اند آدم‌هایی واقعی هستند از جنس پوست و گوشت و خون که تعداد زیادی از آنها نوجوانانی هستند که در ایران زندگی می‌کنند.در ایران متولد شده‌اند.در ایران تحصیل کرده‌اند و…

    چاره ابتدا پذیرش این گزاره است که این چند صدهزارتایی که آنچنان به تتلو علاقه‌مند هستند که لایوهای او را با این شدت و علاقه پیگیری می‌کنند و این چند میلیونی که صفحه او را فالو کرده‌اند آدم‌هایی واقعی هستند از جنس پوست و گوشت و خون که تعداد زیادی از آنها نوجوانانی هستند که در ایران زندگی می‌کنند هر نوع احتمال توطئه‌گونه دیگری درباره مشتریان پروپاقرص تتلو در واقع تعویق رسیدگی به ماجرای اوست. گشتی در فضای اینستاگرام و فقط جستجو در یافتن صفحات فن پیج (طرفداران تتلو) به وضوح نشان می‌دهد که طرفداران بی‌شمار تتلو؛ دختران و پسران نوجوان و جوانی هستند که علاوه بر لذت بردن از سبک موسیقایی او و موزیک‌های رایگان او، به سبک زندگی و شیوه رفتار و تعامل او با دنیا نیز علاقه‌مند شده‌اند.این نشانه‌های آشکار و ده‌ها نشانه پنهان و آشکار دیگر که نشان می‌دهد طرفداران تتلو آدم‌هایی واقعی هستند که در ایران زندگی می‌کنند و از میان همه سبک‌های زندگی و حضور در دنیا؛ همه شیوه‌های رفتاری که دستگاه‌های رسمی مستقیم یا غیرمستقیم به آنها پیشنهاد می‌کنند؛ یک سبک زندگی عصیانگر، وحشی، بی‌تناسب با مختصات جامعه ایرانی و البته بی‌اندازه جذاب برای سنین نوجوانی را انتخاب کرده‌اند.

    پذیرش و رسمیت دادن به این گزاره که آدم‌های زیادی هستند که همچون تتلو دوست دارند زندگی و زیست کنند و تتلو را در عقاید و گفتارها و رفتارهایشان پذیرفته‌اند اولین قدم برای نزدیک شدن به چیزی است که با اما و اگرهای فراوان بتوان آن را حل مسئله تتلو در ایران دانست.

    اما آنچه در همین مرحله مقدماتی جالب‌توجه به نظر می‌رسد بی‌اعتنایی چندین و چند ساله متولیان رسمی امور فرهنگی به این پدیده فرهنگی کم‌سابقه در ایران است. تصور نمی‌شود که پذیرش اینکه آدم‌هایی هستند که شیوه تتلویی را برای زندگی برگزیده‌اند در دستگاه رسمی فرهنگی ایران کار آسانی باشد. علاوه بر اینکه این مساله در پیشگاه بزرگان فرهنگی کشور عموماً مسئله‌ای سطح‌پایین، چیپ و بدون نیاز به توجه قلمداد می‌شود که اساساً چیزی جز وقت تلف کردن به حساب نمی‌آید و آنها مشغله‌های بزرگ‌تری و والاتری و ارزشمندتری دارند که باید به آنها رسیدگی کنند؛ این نکته نیز حائز اهمیت است که ذهن مدیر فرهنگی در ایران با انواع و اقسام فرضیه‌های نادرست پوشانده شده است که امکان نزدیکی او به واقعیت را به شدت کاهش می‌دهد. فرضیه‌هایی که معمولاً نشأت گرفته از نظرسنجی‌هایی است که معمولاً دستگاه‌های خوش‌بین فرهنگی منتشر می‌کنند و چیزی به نام «تغییر» در جامعه ایران را بسیار دورتر از آنی که هست تصور می‌کنند.چیزی شبیه به دو احتمال ابتدایی در مورد تتلو در ابتدای متن.

    دوباره سوال می‌پرسیم که چاره چیست؟ چنانچه گفتیم چاره نه نابودن کردن راه‌های دسترسی نوجوانان ایرانی به تتلو و نه پذیرش تتلو و رفتن به سراغ راه‌های مبتذلی چون خودی کردن تتلو از راه تزریق پول و مجوز و … به او برای ساخت موزیک‌های حماسی ملی و مذهبی و… است (راهی که تجربه شد و امروز به عنوان یکی از بی‌سیاست‌ترین تجربه‌های فرهنگی تاریخ ایران از آن یاد می‌شود) چاره در اولین گام پذیرش این است که آدم‌های زیادی در ایران هستند که تتلو را پذیرفته‌اند و بعد گفتگو درباره این است که حالا قرار است چه شود؟

    طبیعی است که این پذیرش به معنای قبول کردن و رسمیت دادن به طیفی از علاقه‌های به شدت عوامانه و در موارد متعددی مبتذل نیست و بحث در اینجا فقط پذیرش این گزاره است که باید جدی گرفت آدم‌هایی را واقعاً وجود دارند و واقعاً چنین فکر می‌کنند و واقعاً چنین زندگی می‌کنند. این راه وارونه‌ای است که عده‌ای از صاحب‌نظران در واکنش به مقوله لایو تتلو به شیوه مبتذلانه‌ای به آن روی آورده‌اند. اینکه تصور کنیم که تمایلات عجیب به تتلو به جهت رسمیت ندادن به سبک زندگی خاص او در ایران است و اگر ممانعتی برای دسترسی به او و شیوه زندگی‌اش به وجود نمی‌آمد حالا او هم طرفداری نداشت. یا اینکه تصور کنیم که اگر سخت‌گیری‌های مشروع در زمینه‌های مختلف وجود نداشت؛ این بی‌مبالاتی‌ها هم به وجود نمی‌آمد. این شبه‌فرضیه‌ها نیز چیزی جز تعویق ماجرا نیست و معمولاً در موارد این شکلی توسط چند روحانی اینستاگرامی و چند صفحه تلگرامی تکرار می‌شود و اساساً چیزی به نام کنترل فرهنگ را مردود می‌سازد.

    تتلو کماکان لایو خواهد داد. موزیک منتشر خواهد کرد. زود شروع کرده است و تازه ابتدای راه است. با مخاطبانش ارتباط خواهد گرفت و دختران نوجوان ایرانی را بنده شیوه خود خواهد کرد. این مسیری است که در سالهای آینده بدون شک پیموده خواهد شد؛ اگر همچنان روش‌های آزمون داده شده فعلی را در مواجهه با این پدیده تکرار کنیم و اگر همچنان تصور کنیم که تتلو و این موجودات متعفن فرهنگی و هنری ارزشی برای توجه ندارند. اگر وزیر ارشاد ما کماکان در حال توئیت زدن درباره امور والا و توضیح پدیده‌های فاضلانه باشد و هیچ بخشی در این دستگاه بزرگ برای توجه به این امور به زعم آنها بی‌ارزش و چیپ وجود نداشته باشد.

    دستگاه فرهنگی کشور هنوز هیچ واکنشی به این نشان نداده است که در دوران قرنطینه ایرانی‌ها پرطرفدارترین محصول ایرانی شبکه‌های اجتماعی آنلاین چه بود؟ اتفاق کمی نیست و با این جدی نگرفتن‌ها مسئله کماکان بر سر جای خود باقی است.

    سایر گزارش‌ها:

    مهر از عملکرد رسانه‌ها در دوران قرنطینه گزارش می‌دهد -۱ / «در خانه بمانید» و ببینید «کدام سلبریتی اولین بار حرف ازدواج زد»؟

  • بازی‌­های جدی فرصتی برای غلبه بر کرونا

    بازی‌­های جدی فرصتی برای غلبه بر کرونا

    بازی‌­های جدی فرصتی برای غلبه بر کرونا
    بازی‌­های جدی فرصتی برای غلبه بر کرونا

    نکته قابل توجه اما این است که برخلاف بسیاری از صنایع و سرگرمی‌­ها که به دنبال این بحران جهانی، ضریب نفوذ و بازده اقتصادی خود را از دست داده‌­اند، رسانه، صنعت بازی‌های ویدئویی با رشد چشمگیر مخاطب روبه‌رو بوده است. به نحوی که مطابق آمار اعلام شده توسط مدیرعامل Verizon، فقط در آمریکا، خانه‌­نشینی مردم سبب افزایش ۷۵ درصدی نرخ مصرف هفتگی بازی‌های ­آنلاین شده است.

    این در حالی است که با بررسی بازار سرگرمی‌­های پرطرفدار در ایران، رشد استفاده از بازی در دوران کرونا به وضوح به چشم می­خورد. از کنار هم قرار دادن این واقعیت و آمار ۲۸ میلیون نفری بازیکنان بازی در ایران (تا پایان سال ۱۳۹۶، مطابق با آمار رسمی بنیاد ملی بازی­‌های رایانه‌­ای) که تخمین زده می‌­شود تا پایان سال ۱۴۰۱ به بیش از ۴۱ میلیون نفر برسد، ظرفیت بی­‌نظیر بازی برای مقابله با بحران‌­هایی همچون کرونا، هویدا می‌­شود.

    در این بین تعطیلی گسترده مراکز آموزشی و بن‌بست انتخاب راه‌حل‌های جدید و فراگیر در این‌گونه شرایط، توانایی منحصربه‌­فرد شاخه‌ای از بازی‌های ویدئویی با عنوان «بازی‌های جدی» را برای مدیریت سازوکارهای آموزشی، بیش ­از پیش نمایان می­‌کند.

    بازی‌­های جدی یا بازی‌­های هدفمند در حقیقت گونه‌­ای از بازی­‌های ویدئویی هستند که هدف اصلی آن­ها سرگرم­ کنندگی نیست؛ بلکه از ابزار سرگرم­سازی بازی برای اهدافی جدی­‌تر مثل آموزشی، تبلیغات، فرهنگ­سازی و حتی کنترل سلامت و درمان استفاده می­‌کنند. مثلا در بازی‌های جدی آموزشی، کاربر می‌تواند بازی کند، سرگرم شود و در حین طی کردن مراحل بازی، آموزش‌های متفاوتی کسب کند.

    این آموزش می‌­تواند طیف وسیعی از موضوعات  تدریس دروس تحصیلی مدارس تا آموزش پیشگیری در برابر بیماری‌­ها را شامل شود. تا جایی که در کنار هزاران بازی آموزشی تولید شده در ایران و جهان، اخیرا چینی‌­ها بازی Battle of Pathogens را برای مقابله با کرونا تولید کرده­‌اند که در آن بیمار بستری شده به دلیل ابتلا به کرونا، ضمن شکست دادن ویروس‌­ها، مطالبی آموزشی را برای کنترل و درمان بهتر بیماری دریافت می­‌کند. این در حالی است که استفاده از ابزار بازی برای آموزش، حتی با تعطیلی کلاس‌های حضوری درس انسدادی ندارد و قابل بهره‌برداری است.

    در دنیا، بازی‌های جدی طی چند سال اخیر با رشد قابل‌توجهی روبرو بوده­اند. مجموعه تحقیقاتی Allied Market Research پیش­بینی کرده است که درآمد جهانی از بازی­‌های جدی با نرخ رشد سالیانه ۱۹ درصدی به بیش از ۹ میلیارد دلار خواهد رسید و همین عدد، بیان­گر فضای روبه ­رشد توسعه و بهره­ برداری از این بازی‌­ها است.

    در کشور ما هم بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای با برگزاری رویداد جامع «جایزه بازی­های جدی» طی سال ­های اخیر، قدم‌­هایی را برای ایجاد فضای حیاتی و پشتوانه‌­سازی علمی در کشورمان برداشته است. یکی از کارکردهای رویداد «جایزه بازی‌­های جدی» که در سال ۱۳۹۸ سومین دوره خود را سپری کرد، شناسایی بازی‌ها و فعالان این حوزه است که اطلاعات مناسبی در مورد وضعیت رشد این بخش از بازی­های ویدئویی را منتقل می­‌نماید. این رویداد در سومین سال خود در سه بخش سمپوزیوم بازی­‌های جدی، هکاتون بازی­‌های جدی و جشنواره بازی جدی سال برگزار شد که به شکل خاص بخش سمپوزیوم میزبان جدیدترین تحقیقات در این زمینه و بخش جشنواره میزبان جدیدترین بازی­‌های جدی تولید شده بودند. به همین سبب رشد تعداد بازی­‌های جدی ارسال شده به جشنواره می‌­تواند شاخص خوبی برای رصد فعالیت‌­های این حوزه باشد.

    بر اساس آمار و اطلاعات موجود در دبیرخانه این رویداد تا کنون نزدیک به ۷۰ تیم پژوهشی و تیم یا شرکت بازی‌­سازی به عنوان بازی‌­ساز جدی (که تمام یا بخشی از فعالیت‌­های آن‌­ها معطوف به ساخت این گونه از بازی‌­ها است) شناسایی شده‌اند. همچنین تعداد آثار ارسالی از ۳۶ اثر در سال ۱۳۹۷ به ۷۲ اثر در سال ۱۳۹۸ رسیده که دو برابر شدن این مقدار به نوعی گسترش فعالیت­‌های مربوط به این حوزه را نیز مشخص می­‌نماید. از سوی دیگر، در سال ۱۳۹۸ بیش از ۱۴ دستگاه مختلف در برگزاری این رویداد مشارکت داشتند که خود عامل مهم دیگری برای رشد بازی­های جدی محسوب می­‌شود.

    نتایج این رویداد و برنامه‌های آن، هر سال تیم‌ها و گروه‌های بااستعداد بیشتری را به این دغدغه نزدیک می‌کند و نتایج اقدامات همین تیم‌های نوپا اما پرتلاش نشان می‌دهد با توجه جدی‌تر کشور به این مسیر بسیاری از معضلات دنیای نوین با راه‌حل‌های نوین قابل حل است.

    *سیدصادق پژمان_مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های یارانه‌ای

    ۲۵۸۲۴۵

  • «در خانه بمانید» و ببینید «کدام سلبریتی اولین بار حرف ازدواج زد»؟

    «در خانه بمانید» و ببینید «کدام سلبریتی اولین بار حرف ازدواج زد»؟

    «در خانه بمانید» و ببینید «کدام سلبریتی اولین بار حرف ازدواج زد»؟
    «در خانه بمانید» و ببینید «کدام سلبریتی اولین بار حرف ازدواج زد»؟

    خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ؛ «در خانه بمانید» شعار کسل‌کننده‌ای که در روزهای و هفته‌های اخیر تبدیل به فراخوان فراگیری در عرصه رسانه‌های رسمی و اجتماعی شد؛ اذهان را به سمت کمبود و خلاء محصولات رسانه‌ای جذاب در ایران جلب کرده است.

    اگر مردم باید در خانه بمانند باید چه کار کنند؟ توصیه رسانه‌های رسمی استفاده از همین رسانه‌هاست و توصیه رسانه‌های غیررسمی؛ تماشا و استفاده از محصولات فرهنگی خارج از چهارچوب‌های تولید محصول در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.

    کمی بعد از تعطیلات نوروزی؛ مقام بلندپایه‌ای در تلویزیون اعلام کرد که این نوروز پربیننده‌ترین نوروز ده سال اخیر تلویزیون بوده است. این حرف پیام واضحی داشت؛ همه تلاش‌های ما برای «در خانه بمانید» موفق بوده است و حرف دیگری به گوش ما نمی‌رود. جدای از اینکه اگر پایتختی در میان نبود تلویزیون چگونه می‌توانست حتی ادعای پربیننده بودن را تکرار کند، رقابت اصلی در بین محصولات رسانه‌های غیررسمی در ایران بود. رقابتی که سرانجامش به برنامه‌ای رسید که با منت فراوان چندین و چند بار اعلام می‌کرد که نشستیم و فکر کردیم که «چگونه در خانه بمانید» و سرانجام به این برنامه رسیدیم. دعوت از یک سلبریتی نوخاسته فضای بازیگری که به تازگی ازدواج غیرمعمولش با یک هنرمند را رسانه‌ای کرده است و حالا به سوال‌هایی درباره این پاسخ می‌دهد که اولین بار چه کسی حرف ازدواج را زد؟ اولین بار چه کسی حرف بچه دار شدن را وسط کشید؟ چه کسی حسودتر است و چه کسی بیشتری به دیگری اعتماد داردو….

    این سرنوشت همه کسانی بود که تصمیم گرفته بودند در خانه بمانند؛ تلویزیون برایشان چیزی نداشت و آنها به سراغ پخش آنلاین‌ها آمده بودند و یک کارتال اقتصادی بزرگ برای ایام قرنطینه آنها فکر کرده بود. بدون در نظر گرفتن چیزی به نام مختصات جامعه ایرانی.

    ***

    همه چیز از یک ویروس ناشناخته، مرموز و بی اندازه فراگیر آغاز شد. کرونا ویروس جدیدی که چند ماهی از کشف آن می‌گذرد زن و مرد، پیر و جوان، غنی و فقیر نمی‌شناسد. اولین فرد مبتلا به این ویروس در اواسط ماه دسامبر (۲۴ اذر) از شهر ووهان چین گزارش و اپیدمی آن فراگیر شد. چندی است پای این مهمان ناخوانده به ایران نیز بازشده است. در آستانه سال جدید، دولت به مردم توصیه اکید کرد که از خانه‌های خود خارج نشوند تا ویروس از راه رسیده آن‌ها را آلوده نکند. در پی این دستور، حضور مردم در اماکن عمومی مانند سالن‌های سینما، تئاتر و کنسرت ممنوع شد. مدارس و دانشگاه‌ها تا اطلاع ثانوی تعطیل شدند. پویش #در_خانه_بمانیم در فضای مجازی و رسمی به راه افتاد. در پی این حرکت خانه نشینی تنها راه چاره بود و رسانه ناگزیر به وسیله‌ای برای پر کردن اوقات فراغت خانه نشینان تبدیل شد. طبیعی است که عملکرد این رسانه در این دوران باید به قدری جذاب باشد تا بتواند مخاطب را سرگرم کند. عملکرد رسانه‌ها در دوره درخانه بمانیم تا چه حد مؤثر و مقبول بود؟ آیا رسانه‌ها توانستند مردم را در دوران قرنطینه خانگی سرگرم کنند؟

    بی‌سابقه در طول تاریخ سازمان؟

    تا دو سه دهه گذشته تنها شبکه‌های یک و دو سیما در قاب تلویزیونی حضور داشتند و یکی از جذابترین ابزارهای سرگرمی محسوب می‌شدند. شبکه‌هایی که پخش برنامه‌هایش به ساعات معینی محدود می‌شد و باید برای شروع کار برنامه‌ها مدتی طولانی همراه با هیجان به انتظار می‌نشستیم.نهایت دلخوشی آن زمان پخش فیلم‌های کلاسیک و کمدی سیاه وسفید بود. ایامی که عده‌ای دور هم جمع می‌شدند، خاطره بازی می‌کردند و از ته دل می‌خندیدند. اما این روزها فاصله‌ی زیادی با آن زمان طی شده است. گزینه‌ها به مراتب برای انواع سلیقه‌ها بیشتر شده است و رسانه‌های داخلی نمی‌توانند به پخش برنامه‌ها و چند فیلم خارجی برای جذب و حفظ مخاطب خود اکتفا کنند.

    تعطیلات نوروز ۹۹ هم پایان یافت. نوروزی که تا به حال اینگونه آغاز و پایانی به خود ندیده بود. در ذهن کسی نمی گنجید ویروس کرونا کسی را مجبور به خانه نشینی کند تا جایی که نتواند حتی تا پارک سر خیابان برود. مردم به اقتضای خانه نشینی اوقات فراغت بیشتری داشتند تا مخاطب برنامه‌های تلویزیون باشند. به نظر می‌رسد تنها برنامه خاصی که به ماندن مردم در خانه‌ها کمک کرد سریال پایتخت بود. سریالی که با حاشیه‌های فراوانی هم همراه شد. جذابیت این سریال به حدی بود که حتی میزان مصرفی اینترنت در کشور را نیز کاهش داد.

    با وجود سلایق و نظرات متفاوت، علی طلوعی رئیس مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما بعد از اعلام معاون سیما بر رکورد پربیننده بودن تلویزیون، اعلام کرده است: «امسال به نصاب بیش از ۹۳ درصد بیننده برای کل برنامه‌های سیما رسیدیم که در طول تاریخ سازمان بی‌سابقه است، در این میان حدود ۸۶ درصد فقط بیننده ویژه برنامه‌های نوروزی و فیلم و سریال‌های رسانه ملی بودند». وی ادامه داد: «بین ۹۳ درصد بیننده رسانه ملی، زنان بیشتر از مردها تماشاگر تلویزیون بودند»

    به فرض پذیرش ادعاهای بزرگ صداوسیما؛ مسئله حساس و گریبانگیر امروز مدیران تلویزیونی این است که آنها در دوران بعد از پایتخت چه خواهند کرد؟ به ویژه حالا که کرونا ساخت بسیاری از فیلم و سریال‌ها را متوقف کرده است و شرایط اقتصادی ماه‌های اخیر نیز در تولیدات رسانه‌ای بدون شک تأثیرگذار خواهد بود.

    فراخوان رسانه‌ها در افزایش آگاهی

    محمدمهدی فرقانی رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی درباره عملکرد تلویزیون در مهمترین دوران «در خانه بمانیم» نظرات چندان نامساعدی ندارد هر چند که درباره اعتمادسازی به تلویزیون توصیه‌های جالبی دارد. فرقانی البته بیشتر در حوزه خبر و اطلاع‌رسانی تلویزیون حرف می‌زند و وارد حوزه‌های سرگرمی‌ساز تلویزیون نمی‌شود. او می‌گوید: «میزان موفقیت تلویزیون در این امر را می‌توان با مطالعات آماری سنجید که مردم تحت یک رسانه متقاعد شدند که در خانه بمانند یا رسانه‌های دیگری دخیل این امر بودند. اما به طور کلی می‌توان گفت در این دوران تلویزیون و رادیو خوب عمل کردند و تاحدی توانستند نیاز مخاطبان را به لحاظ اطلاع رسانی برآورده کنند».

    به عقیده وی خطر تهدید کننده و ترس از جان و به طبع آن در خانه ماندن به موفقیت تلویزیون در ارائه خدمت کمک شایانی کرد: «دلایل عمده این موفقیت جدی بودن مسئله کرونا و احساس خطر مردم در قبال جانشان بود. مردم به دلیل نگران بودن از وضع موجود، خانه نشینی را برگزیدند. در این برهه زمانی فراخوان رسانه‌ها در افزایش آگاهی مردم مناسب بود و به خوبی مدیریت کردند. اما علی رقم این فراخوان متأسفانه عده‌ای نیز بودند که اهمیت موضوع کرونا را نادیده گرفته و به مسافرت رفتند».

    فرقانی در پاسخ به این سوال که خوراک رسانه‌ها چیست و مردم چه مقدار این رسانه را امین می‌دانند گفت: «طرف سخن من خود تلویزیون است. در وهله اول تلویزیون باید مورد اعتماد بوده و اعتبار داشته باشد چرا که تا به حال به لحاظ روز و سابقه‌ی تاریخی مغایر این بوده است. به خصوص زمانیکه مردم به اطلاعات موثق دسترسی می‌یابند و در رسانه همان اطلاعات به گونه‌ای دیگر بازتاب می‌شود به دامن زدن این بی اعتمادی‌ها کمک می‌کنند. تجربه و مشاهدات آنها مهر تأیید به این عدم اعتماد است.

    نکته دوم اینکه رسانه و صدا وسیما باید پیام‌های اقناع‌کننده ای از طریق تلویزیون به ذهن مخاطب القا کنند. سرمایه‌های اجتماعی نیز می‌توانند منبع مناسبی برای کمک به این امر باشند. حسن وجود روزهای کرونایی این بود که گروه‌های مرجعی که حضور و پیام شأن در جامعه کمرنگ بود پررنگ شدند. پزشکان بیش از گذشته در شبکه‌های تلویزیونی حضور یافتند. بار بخشی از این بی اعتمادی را به دوش کشیدند و خلاء ها را پر کردند. بار دیگر این بی اعتمادی‌ها نیز به دوش مراکز دانشگاهی بود. اعتماد مردم به پزشکان و جامعه پزشکی بیش از گذشته افزایش یافت و شأن و منزلت بسیار بالایی برای شأن به ارمغان آورد و رسانه‌ها نیز چاره‌ای جز قبول این مسئله نداشتند».

    وی در خصوص افزایش اعتماد عمومی به رسانه‌ها افزود: «اعتماد مردم را باید در طول زمان با اطلاع رسانی‌های درست، صادقانه و بدون تحریف بالا برد. با یک اتفاق اعتماد از دست رفته را نمی‌توان برگرداند بلکه نیازمند زمان و صبر است».

    کودکان؛ تماشاگران روابط عشقی چندضلعی سریال‌های آنلاین

    مدتی است که تماشای سریال‌ها، فیلم‌ها و انیمیشن‌ها از طریق وی‌اودی‌ها و رسانه‌های خارج از صدا وسیما طرفداران زیادی پیدا کرده است. فراگیر شدن اینترنت و پرسرعت شدن آن در ایران، میزان تمایلات در این حوزه را بالا برد. به واسطه شیوع کرونا و در روزهای قرنطینه و خانه نشینی به خصوص در تعطیلات نوروزی، استقبال فراوان مخاطبان این سرویس‌های آنلاین را نیز به یکی از پرتماشاگرترین رسانه‌ها بدل کرد. به ویژه آنکه وی‌اودی‌ها به تدریج محل پخش انحصاری سریال‌های اینترنتی نیز شدند. سریال‌هایی که ظاهراً این روزها مشتریان فراوانی دارند. سابقه ساخت این سریال‌ها به اوایل دهه نود برمی‌گردد. در همین دوره بود که اولین سریال خانگی با عنوان «قلب یخی» به کارگردانی محمدحسین لطیفی ساخته شد و پس از آن سریال‌ها یکی پس از دیگری ساخته شدند. استقبال مردم از این سریال‌ها منجر به تشویق فیلم سازان شد تا آثارشان را در قالب نمایش خانگی عرضه کنند. سریال هایی‌که گاه مورد استقبال عموم واقع می‌شد و گاه نیز منتقدانی به همراه داشت. از ویژگی‌های بارز سریال‌های نمایش خانگی سرگرم کردن مخاطب خود است. حضور بازیگران سرشناس و مطرح به جذابیت آنها می‌افزاید. اکثر سریال‌های ارائه شده در این شبکه یا دارای ژانر طنز و کمدی هستند یا ملودرام‌هایی بر پایه روابط عاشقانه. اما سود سرشار سریال سازی در راستای جلب نظر بیننده در این روزها ظاهراً منجر به افزایش تمایلات عوامانه این سریال‌ها شده است. در بسیاری از این آثار حفظ چارچوب‌های اخلاقی، شرعی و عرفی به ندرت به چشم می‌خورند. علاوه بر آن اغلب شخصیت‌های این سریال‌ها زندگی اصطلاحاً لاکچری دارند و عامل مهمی در مصرف‌گرایی جامعه هستند.

    انتقادات از سریال‌های شبکه‌های نمایش خانگی تا جایی ادامه پیدا می‌کند که به عقیده برخی اثرات مخرب آنها بر روی خانواده‌ای ایرانی بیشتر از شبکه‌های ماهواره‌ای است.

    خانواده‌های ایرانی در دوران «در خانه بمانیم» در محاصره قسمت‌های متعدد این سریال‌ها که پیش از این تولید شده بودند قرار گرفتند. کودکان نیز پابه‌پای بزرگسالان نشستند و روابط عشقی عجیب سریال‌ها را مشاهده کردند.

    لازم است اضافه کنیم که در این میان رسانه‌های خارجی مخالف ایران هم بیکار نمی شینند. به واسطه حضور آنها در این دوره مردم ما در این دوره غرق در شایعات شدند و آرامششان را از دست دادند و با بازنشر احساسی شایعات، دیگران را نیز دچار آسیب روحی و روانی می‌کنند. یکی از شگردهای رسانه خارجی رواج سطحی نگری، گسترش لذات حسی، افزایش احساس نیازهای مادی و… است. محدود کردن نگرش مخاطب به موضوعاتی پیش پا افتاده، تحریف شده و مادی گرایانه که اغلب ظاهری فریبنده دارند و فرد را از ریشه‌های فرهنگی و عرفی دور می‌سازد از جمله اهداف این رسانه است. از دیگر اهداف این رسانه بی هویتی و سست کردن بنیان خانواده‌ی اصیل ایرانی، تضعیف روحیه خودباوری، از بین بردن اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی و کاهش نقش تربیتی والدین است. آنها نیز در دوره قرنطینه به شدت فعال بودند.

    باکس فوتبال هم تعطیل است

    شرایط ناگزیر امروز جامعه ایران که منجر به تعطیلی امور اجتماعی و حتی فردی جامعه شده است به یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های رسانه‌ای تاریخ هم رسیده است. پخش زنده فوتبال‌ها که در هر شرایطی مخاطبان همیشگی و قابل‌توجهی دارد هم تعطیل شده است و یکی از محبوب‌ترین باکس‌های تلویزیون تعطیل شده است. روزنامه‌های ورزشی یا منتشر نمی‌شود یا با حواشی‌ای زندگی می‌کند که به زودی ته خواهد کشید.. ورزش سه که یکی از سایت‌های شناخته شده در حوزه ورزش است سعی کرده بیشتر با مصاحبه با بازیکنان فوتبال معروف، این روزهای کم خبر را به نوعی سپری کند. دیگر حوزه‌های خبری هم شاید بازدید بیشتری داشته باشند اما توانایی اختصاص «تمامِ وقت مخاطب» را ندارند. وضع پیچیده و بهم ریخته‌ای برای صاحبان رسانه‌هاست.

    سرنوشت تکرار؟

    هم اکنون به نظر می‌رسد که مجموعه سپهر رسانه‌ای کشور در یک آزمون بزرگ قرار گرفته است. به دلایلی غیرمتنی رسانه‌ها امروز به اهمیتی بسیار فراتر از گذشته خودشان در ایران رسیده‌اند. مخاطبان بالقوه زیادی پیدا کرده‌اند و می‌توانند از این فرصت به عنوان یک جهش بزرگ در تاریخ خود استفاده کنند. اما عملکرد دو ماهه اخیر رسانه‌ها متأسفانه چنین چیزی را نشان نمی‌دهد. سردرگمی در سرگرم‌سازی مردم به وسیله انواع و اقسام محصولات رسانه‌ای تنها مختص صداوسیما نیست. سایز اجزای رسانه‌ای کشور نیز کم‌وبیش دچار این استیصال شده‌اند. وضعیت به مراتب از این سخت‌تر خواهد شد. تولیدات مانده در ته انبار رسانه‌ها به زودی به پایان خواهد رسید و بعید نیست که رسانه‌های مختلفی به زودی روی به تکرار بیاورند و تکلیف مخاطب به ویژه مخاطب ایرانی با تکرار مشخص است.

  • علی بهزاد، روزنامه نگار پیشکسوت درگذشت

    علی بهزاد، روزنامه نگار پیشکسوت درگذشت

    علی بهزاد، روزنامه نگار پیشکسوت درگذشت
    علی بهزاد، روزنامه نگار پیشکسوت درگذشت

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی بهزاد، نویسنده و روزنامه نگار پیشکسوت شب گذشته مورخ ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ بر اثر ابتلاء به کرونا درگذشت. او در حدود ۴۵ روز در بیمارستان طالقانی تهران بستری بود.

    بهزاد از سال ۵۶ تا سال ۱۳۷۴ در روزنامه کیهان به فعالیت مشغول بود. او پس از روزنامه کیهان از سال ۷۴ به مدت سه سال مشاور رئیس دانشگاه علم و صنعت شد و فصلنامه «علم و صنعت» را راه اندازی کرد. او همچنین سابقه مدیریت تحریریه روزنامه «آزاد» و «ایران ویچ» را در کارنامه خود داشت. نگارش زندگی جانبازان بالای ۷۰ درصد در هفته نامه حوادث نیز از دیگر فعالیت‌های او در عرصه روزنامه نگاری است.

    «پیشگامان صنعت غذا» و «صد سال عشق» نیز از جمله کتاب‌های منتشر شده اوست.