برچسب: فرهنگ>دین و اندیشه

  • عصر ناشناخته حسین(ع)؛ از جنگ و صلح تا سال‌های نقد حکومت

    عصر ناشناخته حسین(ع)؛ از جنگ و صلح تا سال‌های نقد حکومت

    بسیاری پرسیده اند که امام حسین پیش از عاشورا کجا بوده و چه می کرده است؟ چرا در سخنرانی ها کمتر از این دوران قبل از عاشورا سخنی گفته می شود؟  آنچنانکه انگار ما پیش از عاشورا امام را در تاریخ گم کرده ایم. در حالی که اینگونه نیست. حسین بن علی(ع) حضوری فعال در عرصه های اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی دارد. گزارش خبرآنلاین مروری ست خلاصه وار از پنج مرحله زندگی امام حسین پیش از عاشورا.
    از هنگام تولد ۷ سال از عمر او با پیغمبر(ص) گذشت. بعد از رحلت پیامبر، ۳۰ سال در دوران امام علی سپری شد.  پس از شهادت پدر، ۱۰ سال برادرشان امام حسن را همراهی می کردند. تا اینکه سال ۵۰ هجری به امامت رسیدند و تا زمان شهادت‌شان ۱۱ سال نیز امامت کردند.

    دورانی که پدرش امام علی(ع) را یاری می کرد
    پس از رحلت پیامبر تا حکومت امام علی(ع)  مستندات تاریخی نشان می دهد که امام حسین (ع) همیشه در کنار پدر بود. امام حسین (ع) در واقعه حکمیت جنگ نهروان و دیگر جریان های پس از جنگ صفین نیز همه جا در رکاب پدر بود و آن همه بی وفایی ها و سست عنصری های مردم را نسبت به پدر بزرگوار خود از نزدیک می دید و با مرارت و تلخ کامی آن مصایب را تحمل می کرد.
    از راویان تاریخ اینگونه بر می آید که همه او را به عظمت و بزرگی می شناختند. شجاعت او زبانزد عام و خاص بود. همه برای او احترام قائل بودند و در مقابل او تعظیم و تجلیل می کردند.

    دورانی که صلح امام حسن(ع) را همراهی می کرد
    پس از شهادت امام علی، نیز در کنار برادرش، امام حسن، رهبر و پیشوای وقت بود و هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی به سمت شام، همراه آن حضرت در صحنه نظامی و پیشروی به سوی سپاه شام حضور داشت.
    هنگامی که معاویه، به امام حسن پیشنهاد صلح کرد، امام حسن او و عبداللّه بن جعفر را فراخواند و درباره این پیشنهاد با آن دو به گفت وگو پرداخت و بالاخره پس از متارکه جنگ و انعقاد پیمان صلح، همراه برادرش به شهر مدینه بازگشت و همان جا اقامت گزید.
    امام حسین در زمان معاویه و آن شرایط خفقان بار که کسی جرئت اعتراض نداشت، در برابر مظالم معاویه به نقد و مخالفت برخاست. نامه های متعددی بین او و معاویه رد و بدل شد که نشانه موضع گیری سخت و منتقدانه امام حسین در برابر حکومت معاویه است.
    معاویه به دنبال فعالیت های دامنه دار خود به منظور تثبیت ولی عهدی یزید، به مدینه سفر کرد تا از مردم به ویژه شخصیت های بزرگ این شهر که در رأس آنان امام حسین قرار داشت، بیعت بگیرد. ولی امام پاسخ کوبنده ای به او داد که همین پاسخ، سرآغاز مخالفت امام با یزید شد.

    دورانی که امام حسین(ع) تمدید صلح با معاویه را قبول کرد
    معاویه وقتی با توطئه حکمیت، خلیفه مسلمانان شد، با کمک افراد ستمگری مثل عمرو بن عاص و زیاد بن ابیه رسماً سلطنت خود را به راه انداخت و با زیرکی تمام جلوی اعتراض مردم را گرفت. از طرف دیگر برای اینکه حکومت خود را مشروع و مقبول نشان دهد، در پشت پرده، دستور جعل حدیث و تفسیر قرآن به نفع خودش را می‌داد.
    بعد از امام حسن ، اگر امام حسین قیام مسلحانه می‌کرد، معاویه اسم شورش بر آن می‌گذاشت؛ شورشی که برخلاف پیمان صلح امام حسن بود. به همین دلیل حضرت اباعبدالله الحسین صلح را تمدید و آن را قبول کرد.
    مردم هم که در اثر بی‌بصیرتی حوصله جنگ و قیام نداشتند، عملکرد معاویه ملعون را تائید می‌کردند. اگرچه امام حسین  نتوانست با معاویه بجنگد اما بااین‌حال در برابر بدعت‌ها و ظلم و ستم او سکوت نمی‌کرد و تا آنجا که ممکن بود مخالفت خود را از هر طریقی نشان می‌داد.

    دورانی که منتقد جدی حکومت معاویه بود
    شروع امامت امام حسین هم‌زمان بود با اوج قدرت گرفتن معاویه؛ اما باوجود تعهد به صلح، معاویه را راحت نمی‌گذاشت. یک سال کاروانی با بیت‌المال از مدینه به دمشق می‌رفت. امام حسین اموال آن را به حکم اسلام ضبط و میان نیازمندان تقسیم فرمود. سپس در نامه‌ای به معاویه نوشت: «کاروانی از یمن، از اینجا می‌گذشت که حامل اموال، پارچه‌ها و عطریاتی برای تو بود تا آن‌ها را به خزانه دمشق بفرستی و به خویشاوندانت که تابه‌حال شکم‌ها و جیب‌های خود را از بیت‌المال مسلمانان پرکرده‌اند، ببخشی. من به اموال برای رسیدگی به نیازمندان نیاز داشتم و آن‌ها را ضبط کردم. والسلام.» معاویه از این کار امام به‌شدت عصبانی شد و نامه‌ای تند به امام نوشت. این کار امام حسین مخالفت آشکاری با معاویه بود و جز آن حضرت هیچ‌کس در آن روزها جرئت این کار را نداشت.

    دورانی که به کار فرهنگی مشغول شد
    یک سال قبل از مرگ معاویه، دستگاه حکومت او شیعیان را تحت فشار شدیدی قرار داده بود. امام حسین همین سال به حج رفتند. عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر هم همراه امام بودند. امام از صحابه و تابعین و بنی‌هاشم خواست که در چادر ایشان در منی جمع شوند. روایت شده است که هفت‌صد نفر از تابعین و دویست نفر از صحابه خدمت امام حسین علیه‌السلام رفتند. آن حضرت شروع به سخنرانی کرده و فرمود: «دیدید که این مرد زورگو و ستمگر با ما و شیعیان ما چه کرد؟ من در اینجا مطالبی را با شما در میان می‌گذارم. اگر درست بود، تصدیق کرده و از دروغ بود، تکذیب کنید. سخنان مرا بشنوید و گفتار مرا بنویسید؛ وقتی‌که به شهرها و قبایل خود برگشتید با افراد مورد اعتماد و اطمینان در میان بگذارید و آن‌ها را به رهبری ما دعوت کنید. زیرا می‌ترسم این موضوع (رهبری امت توسط اهل‌بیت علیهم‌السلام) به دست فراموشی سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد.»
    بعد در شرایطی که ذکر فضیلت‌های حضرت امیرالمؤمنین امام علی ممنوع بود، امام حسین از رشادت‌ها، تقوا و خداترسی پدر گفت و فرمود: «شما را به خدا سوگند! آیا می‌دانید که علی بن ابیطالب برادر پیغمبر صلی‌الله علیه و آله بود و در زمانی که نبی مکرم اسلام مسلمانان را با هم برادر کرد، میان خود و پدر پیمان برادری بست و فرمود که در دنیا و آخرت تو برادر منی و من برادر تو هستم.» مردم پاسخ دادند: بار خدایا که چنین است. امام حسین علیه‌السلام دوباره فرمود: «آیا می‌دانید که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله در آخرین خطبه خود فرمود که من دو چیز گران‌بها در میان شما به امانت می‌گذارم، یکی کتاب خدا و دیگری اهل‌بیتم. به آن‌ها متمسک شوید تا گمراه نشوید؟» مردم سخنان امام را تصدیق کردند.
    سپس امام حسین علیه‌السلام شروع کرد به شمردن بدعت‌ها و جنایت‌های معاویه. هدف آن حضرت این بود که زمینه را برای قیام آماده کند.

    منابع: کتاب امام حسین(ع) محمدجواد صاحبی / کتاب حسین در آینه تاریخ، تقی زاده انصاری/ کتاب امام اصلاحگر، سعید معزی/کتاب تاریخ زندگی امام حسین(ع)، صفایی حائری

    /۶۲۶۲

  • محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، از مداحان پیشکسوت به کما رفت

    محمود اکبرزاده، متولد سال ۱۳۱۲ است که مداحی را از ۱۳۲۵ شروع کرده‌ است و علاوه بر پیرغلامی اهل بیت (ع)، خادم حرم امام رضا (ع) نیز هست. او همچنین سابقه ریاست کانون مداحان مشهد را داراست.

    این پیرغلام اهل بیت (ع)، این روزها براثر بیماری در کما بستری است.

    ۵۷۵۷

  • سه حادثه بزرگ برای برانگیختن انسان

    سه حادثه بزرگ برای برانگیختن انسان

    نوشتۀ پیش رو خلاصه ای از سخنرانی امام موسی صدر در خطبۀ نماز جمعه مورخ ۱۹۷۸٫۰۶٫۳۰ میلادی است که در جلد نهم مجموعۀ دوازده جلدی گام به گام با امام منتشر شده است. امام صدر در این سخنرانی که در خطبه اول نماز جمعه بیان شده، ضمن بررسی تاریخی سالروز مبعث پیامبر به نحوۀ نزول قرآن و رویدادهای إسرا و معراج پرداخته‌ است و با بیان سِرّ تقارن این سه رویداد، بر اتحاد و انسجام ادیان آسمانی تأکید می‌کند:

     

    با مناسبتی ماندگار و مبارک روبه روییم. روز مبارک، بیست و هفتم ماه رجب. در این روز سه رویداد تاریخی به وقوع پیوسته است: نخست، مبعث شریف نبوی؛ دوم، واقعۀ اِسرا و سوم، معراج رسول خدا(ص). بدین ترتیب، سه حادثه و سه افتخار بزرگ رسول خدا(ص) در روز بیست و هفتم رجب اتفاق افتاده است.

    مناسبت اول: مبعث
    مبعث؛ در چنین روزی بعثت و رسالت پیامبر آغاز شد و نقطۀ شروع ابلاغ رسالت الهی پیامبر(ص) بود که به تعبیر قرآن کریم، به صورت تفصیلی و تدریجی بوده است، زیرا قرآن کریم یک بار در ماه رمضان به صورت کلی و یکباره نازل شده است که خود قرآن آن را «إنزال» می نامد و می فرماید: «ما در شب قدرش نازل کردیم.»

    اما چنانکه در سیرۀ مبارک پیامبر آمده است، بعثت ایشان و آغاز دعوت مردم به اسلام در بیست و هفتم رجب بوده است. مبعث رسول خدا(ص) در واقع مبعث امت است و چنانکه از معنای لغوی و اصطلاحی آن برمی آید، در این روز نبوت و دعوت پیامبر(ص) شکل جدیدی به خود می گیرد و گویی از حالت ناپیدا، به حالت آشکار و پیدا درمی آید و از حالت پنهان و منفعل، به رویکردی فعال و تأثیرگذار تبدیل می شود.
     
    به تعبیر دیگر، امت اسلام بار دیگر برانگیخته می شود تا گواه بر آفرینش و بر مردم باشد، و پیامبر(ص) نیز بر آنان گواه باشد. از این رو، بیست و هفتم رجب روز برانگیخته شدن این امت است. برانگیخته شدن این امت مفهومی حقیقی است، نه تصادفی تاریخی؛ بدین معنا که هرگاه امت بخواهد به پا خیزد، حرکت کند و رسالت خویش را ادا کند و نقش خود را به عهده گیرد، این کار ممکن و شدنی است و مانعی پیش روی امت قرار ندارد که برانگیخته شدن دوبارۀ آن را غیرممکن سازد.
    مناسبت دوم: اسراء
    اسراء؛ مسئولیت دوم پیامبر که در روز بیست وهفتم رجب برعهدۀ ایشان قرار گرفت، مناسبت «اسراء» بود: «منزه است آن خدایی که بندۀ خود را شبی از مسجدالحرام به مسجدالأقصی که گرداگردش را برکت داده‌ایم، سیر داد.» این «انتقال» به یکی از مفاهیم عظیم تاریخ رسالت پیامبر(ص) اشاره دارد. هدف از ارائۀ این نماد و این جابه جایی، فقط نشان دادن معجزه و کرامت و آشکارکردن امری غیرممکن در برابر مردم نبوده است.
    برای خداوند متعال آسان است که پیامبر خود را چنین قدرتی عطا کند. هدف و غایت اصلی این رویداد، چنانکه قرآن کریم بیان فرموده، آن است که خداوند متعال نشانه ها و آیات خود را به پیامبرش بنمایاند و افق های فکر و روح محمد(ص) را گسترده تر سازد و آنچه را که تا آن روز از آن ها بی خبر بوده، به آن حضرت بشناساند. در منطق امت اسلام و در منطق رسالت اسلامی، واقعۀ اِسرا واجد معنایی جاودان و ماندگار است که با استمرار حیات امت، استمرار یافته و با ادای رسالت به فرجام می رسد. این معنا عبارت است از تلاقی و پیوند میان مسجدالحرام و مسجدالأقصی. چنانکه می دانیم مسجدالأقصی محل تلاقی ادیان آسمانی گذشته است.
    مسجدالأقصی مهد و پرورشگاه مسیح(ع) و محل آغاز رسالت موسی(ع) است. همچنین، مسجدالأقصی و سرزمین مقدس، محلی اصلی در جابه جایی ابراهیم(ع) است که آن حضرت از آنجا به بین النهرین، فلسطین و حجاز، که محل بیت الله الحرام است، رفت وآمد داشت. بنابراین، مسجدالأقصی نماد ادیان پیشین و تجسم رسالت های الهی گذشته است و اسلام نیز در قرآن کریم تأکید می کند که دین خداوند یکی بیش نیست، زیرا خدا یکی است و آفرینش هم یکی است و هستی هم یکی بیش نیست. قرآن کریم اشاره می کند که آن رسالت واحد الهی را پیامبران و انبیا و آموزگاران مختلف و با شیوهای متناسب با سطح فکر و میزان پیشرفت جوامع در طول زمان از ازل تا به ابد تشریح کرده اند. پس رسالت الهی یکی است. بدین ترتیب، حضور یک شخص در یک شب معین در مسجدالأقصی و مسجدالحرام، تجلی ارتباط و پیوند اسلام با ادیان گذشته است و این پیوند در قرآن کریم به وضوح بیان شده است.

    در این شب، علاوه بر پیوند و تلاقی اسلام و ادیان پیشین، حضرت محمد(ص) نیز با پیامبران پیشین دیدار و ملاقات کرده است، چنانکه روایات مربوط به إسرا و معراج به این مطلب اشاره دارد. بدین ترتیب، علاوه بر تلاقی و پیوند آیین های آسمانی، مشاهده می کنیم که اسلام، این آیین الهی، با همۀ تمدن های بشری پیوند و همسویی دارد.با بررسی تاریخ تمدن های بزرگ جهان، تمدن هایی که در جای جای کرۀ زمین، از سواحل فرات تا یونان و مصر و دیگر مناطق زمین شکل گرفتند؛ با بررسی تفصیلی این تمدن ها درمی یابیم که مبدأ و سرچشمۀ همۀ آن تمدن ها همین منطقۀ مبارکی است که خداوند آن را برکت و شرافت داده است. این یک بحث تاریخی مفصل است که با مراجعه به منابع آن می توان دریافت که دین و آیین الهی و پیامبران آسمانی توانستند موانع را از سر راه انسان بردارند و آدمی را به درک و فهم طبیعت و تعامل با آن و کشف حقایق هستی رهنمون شوند و این همان علمی است که قرآن کریم در سورۀ بقره از آن به «سجدۀ ملائکه» تعبیر می کند و در نتیجۀ آن انسان می تواند بر نیروهای طبیعت تسلط یابد و آن نیروها را به ثمر برساند و به تسخیر خود درآورد.

    مناسبت سوم: معراج
    معراج رسول خدا(ص) و ارتقا به افقهای والا. معراج همان رسیدن به مقام قرب الهی است: «سپس نزدیک شد و بسیار نزدیک شد، تا به قدر دو کمان، یا نزدیک‌تر.»[۴] معراج همان انتقال و ارتقای رسول خدا(ص) از این جهان و این مرتبه، به جهانی دیگر و افقی بالاتر است، جهانی که ابعاد آن را نمی شناسیم و فقط می دانیم که آفاقی فراتر از این جهان است که هدف از آن، نشان دادن آیات بزرگ پروردگار به اوست و علاوه بر این، یک پیام و یک مفهوم خاص در حیات امت اسلام دارد که عبارت است از صعود و ارتقا، جاودانگی و حرکت به سوی آسمان؛ بدین معنا که انسانِ ازهم گسیختۀ خودبین که در بند زمین است، به انسانی تبدیل می شود که تحت حمایت و راهنمایی خداوند است. و به تعبیر قرآن: «نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.»  جاودانگی اسلام، عظمت اسلام، ژرفای اسلام و معنویات اسلام، همگی مفاهیمی هستند که در کلمۀ معراج نهفته اند.

    با نگاهی به روایات پیامبر(ص) که در آنها مشاهدات خود را در شب معراج بیان فرموده، می‌توانیم به «تفاوت افق» پی ببریم و دریابیم که رسول خدا بر روی زمین چگونه می نگریست و در شب معراج چگونه می توانست به جهان بنگرد. او چه دید؟ و چگونه دید؟ چگونه توانست امور مادی را با دیدۀ معنوی و نافذ مشاهده کند؟ به گونه ای که تا ژرفای طبیعت و تا اعماق رفتار انسان نفوذ کند. این سه مفهوم و این سه مناسبت در بیست وهفتم ماه رجب اتفاق افتاده است. روزی که محمد(ص) مبعوث شد. روزی که آن حضرت به فرمان خدا برانگیخته شد و این امت را احیا کرد. سپس، رابطه و پیوند میان این امت با امت ها و ادیان و آیین های پیشین را مورد تأکید قرار داد و در ادامه، ارتباط آن را با تمدن های بزرگ جهان تأکید کرد و از این تمدن ها حمایت کرد و آنها را تأیید کرد.

    علاوه بر اینها، مناسبت مذکور موجب شد که این دین، برای پیروانش دین فطرت باشد و جاودانه و متعالی گردد و انسان ها به مسائل از دیدگاه ماهوی و عمیق بنگرند، به گونه ای که روزگار، هر روز آنان را به مبعثی جدید، اسرائی جدید و معراجی جدید فرا می خواند.

    فرزندان این امت، هر روز به تحرک و پویایی و درک این معانی و پیمودن راه پیامبر(ص) فرا خوانده می شوند. مناسبت بزرگی به ما نزدیک می شود و روزهای ما را روشن می گرداند و آنها را برکت و حیات می بخشد. بیایید بار دیگر به برانگیخته شدن و حرکت و جاودانگی اندکی بیندیشیم. این روز، روزی است که ما را به خروج از تفرقه و چندگانگی و جدایی و پایاندادن به دوران گروه‌گرایی و دسته بندی و دوری از تناقض و حرکت به سوی امت واحده فرا می خواند. ما را به مسئولیت پذیری دعوت می کند. به إسرا و انتقال از مسجدالحرام به مسجدالأقصی فرا می خواند تا اهمیت فلسطین و مسجدالأقصی را در تاریخ و زندگی خود دریابیم.

    ما از منظر سیاسی به این قضیۀ مقدس نمی نگریم. کاری به آن نداریم که چه می دهیم و چه می گیریم و در زندگی ما چه تأثیری دارد. در واقع، این قضیه دین ما و ایمان ماست. مبنای تفکر و باور و تکاپوی دوبارۀ ماست. بدان ایمان داریم و با خداوند بر سر آن پیمان می بندیم و این راه را می پوییم. بنابراین، دعوت ما برای بازگشت به فلسطین، فراخوان سیاسی نیست و به گفته های کارشناسان سیاسی و افراد و گروه ها و شخصیت ها و احزاب سیاسی شباهتی ندارد، زیرا بازگشت به فلسطین، تجلی نماز و ایمان و دعای ماست. در راه آن دشواری های بسیاری تحمل کرده ایم و با تحمل این دشواری ها خود را به خداوند نزدیک می کنیم، حتی اگر این دشواری ها را اهالی آن سرزمین بر ما روا دارند.

    مفاهیم بلندی در این روز تجلی می یابد؛ معراج عبارت است از دعوت به جاودانگی، دعوت به سوی آسمان، دعوت برای دیدن حقایق. از طرفی، این روز در ماه رجب قرار دارد که ماه ولادت امیر مؤمنان امام علی بن ابیطالب(ع) است. در روایات اهل بیت(ع) آمده است که ماه رجب ماه علی(ع) و ماه شعبان ماه محمد(ص) است. این ماه، ماه علی است؛ با همۀ معانی و ویژگی هایی که در علی سراغ داریم. ما علی(ع) را به چه می شناسیم؟ آیا او را به رنگ چشمانش، بلندی قامتش، کشیدگی انگشتان دستش، بزرگی هیکلش یا وزنش می شناسیم؟ هرگز اینطور نیست. ما علی را به شجاعت، به بخشندگی، به پهلوانی، به عبادت، به والایی و بلندنظری، به تسامح، به صدقه های پنهانی و ناشناس، به فصاحت و علمش می شناسیم. این مفاهیم در کنار یکدیگر قرار می گیرند و تجلی می یابند و تصویری از علی در ذهن ما پدید می آورند. ما نیز در برابر عظمت او با احترام و تکریم می ایستیم، به او عشق می ورزیم و با او پیمان می بندیم که در زندگی خود همواره راه او را بپیماییم. معنای ماه علی این است.

    /۶۲۶۲

  • بیانیه آیت‌الله سیستانی برای حمایت از خانواده‌های متضرر از بیماری کرونا

    بیانیه آیت‌الله سیستانی برای حمایت از خانواده‌های متضرر از بیماری کرونا

    به گزارش خبرآنلاین، آیت الله سیستانی در این بیانیه بر ضرورت تامین نیازهای اساسی خانواده های آسیب دیده از سوی دولت و خیرین تاکید شده است. متن این بیانیه که در قالب پاسخ به سوال جمعی از مومنان منتشر شده، به شرح زیر است:

     « بسم الله رحمن رحیم. فراهم کردن نیازهای اساسی خانواده هایی که از اوضاع کنونی آسیب دیده اند، در درجه اول مسئولیت جناح های دولتی مربوطه است اما در سایه عدم اهتمام کافی آنها، جز روی آوردن به دیگر طرف های قادر به مشارکت در این امر مهم که جزو افضل خیرات و قربات است، چاره ای وجود  ندارد.
    تلاش برای این منظور، همکاری نزدیک گروههای مختلفی را ایجاب می کند:
    خیرینی که از لحاظ مالی متمکن هستند تا جایی که برایشان مقدور هست، در این زمینه مشارکت داشته باشند و می توانند هر آنچه را که در این زمینه می پردازند، با رعایت نحوه صرف هزینه ها و توزیع آن، جزو حقوق شرعی خود برشمارند.
    تجار و کسبه که مواد غذایی و مانند آن در اختیار دارند، کالاهای خود را بدون افزایش قیمت بلکه با قیمت سوبسیدی و یارانه ای عرضه کنند.

    گروهی از جوانان غیور پس از هماهنگی با جناح های رسمی و در سایه ممنوعیت تردد در بیشتر مناطق، برای شناسایی خانواده های مستحق و رساندن مواد اختصاص داده شده به آنها داوطلب شوند در حالی که باید همه تدابیر پیشگیرانه را جهت جلوگیری از سرایت ویروس به آنها رعایت کنند.

    صاحبان موکب های حسینی – کسانی که در تهیه مایحتاج رزمندگان قهرمان در روزهای جنگ با داعش نقش داشتند- فعالیت های خود را در خدمت حمایت و پشتیبانی از خانواده های آسیب دیده همراه با رعایت موارد ذکر شده قرار دهند.
    از خداوند قدیر مسئلت داریم که دستان همه را به سمت هر آنچه که خیر و صلاح همه در آن قرار دارد، بگیرد و این بلا را از کشور دفع کند که او مهربان و رووف است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. »

    /۶۲۶۲

  • خاطراتی از شیخ علی اسلامی؛ چهل سال بنیاد بعثت و ترویج نهج البلاغه

    خاطراتی از شیخ علی اسلامی؛ چهل سال بنیاد بعثت و ترویج نهج البلاغه

    حجت‌الاسلام‌والمسلمین‌محمدتقی رهبر سابقه فعالیت‌های فرهنگی در مقاطع مختلف و از سال‌های اول انقلاب را دارد و اکنون مسئولیت موسسه نهج‌البلاغه در مجموعه بنیاد بعثت را بر عهده دارد و کتاب‌هایی هم درباره نهج‌البلاغه به چاپ رسانده است. وی نسبت فامیلی با مرحوم شیخ علی اسلامی دارد، آقای اسلامی دایی همسرشان بود و به همین دلیل بیش از چهل سال با هم رابطه نزدیک خانوادگی و فرهنگی داشتند که این ارتباط تا همین ایام و لحظه‌های آخر ادامه داشت. چند روز پس از درگذشت مرحوم اسلامی، با حجت‌الاسلام رهبر درباره فعالیت‌های او و موسسه گفت‌وگو داشتیم.

    از کی وارد فعالیت‌های فرهنگی و همراهی با حجت‌الاسلام اسلامی شدید؟
    من البته از حوزه قم کار فرهنگی را شروع کرده بودم و مدتی در اصفهان، تهران و در چند دانشگاه فعالیت داشتم. رابطه فرهنگی من با آقای اسلامی از زمانی شروع شد که بنیاد بعثت تشکیل شد. حداقل چهل سال می‌شود. در بنیاد بعثت کارهای فراوانی در حوزه ترجمه و تألیف کتاب‌های مذهبی شده است و در این اواخر به نتیجه رسیدیم در موضوع نهج البلاغه هم کار کنیم.

    تمرکز فعالیت‌های آقای اسلامی بیشتر در چه موضوعی بود؟
    ایشان برای صدور فرهنگ اهل‌بیت(ع) و فرهنگ اصیل اسلام تلاش و اصرار فراوانی داشتند. مثلا ما کتاب زیاد چاپ می‌کنیم ولی نباید همه این آثار برای محدوده کشور خودمان باشد. مخاطبین زیادی در لبنان، هند، پاکستان و افغانستان و کشورهای اسلامی وجود دارند. ایشان کتاب‌های اسلامی را در ده تا بیست زبان ترجمه و منتشر کردند. موضوع این آثار عمدتاً درباره ولایت اهل‌بیت(ع) بود. تمرکز و بیشترین توجه در این حوزه بود.  خوب است بگویم که ایشان یک روحیه امیدوارانه و توکل زیادی داشتند. گاهی با هم صحبت می‌کردیم و می‌گفتند همین که دغدغه این کار را داریم و حرص و جوش می‌خوریم و دلمان برای اینکه چرا این کار نمی‌شود و باید بشود، می سوزد، همین ارزشمند است. با عشق و امیدواری و شوق و نشاط این کارها را می‌کرد. معتقد بود اهل‌بیت(ع) کمک می‌کنند و خالصانه تلاش می‌کرد.

    جرقه کاردر مورد نهج البلاغه، در بنیاد از کجا زده شد؟
    موسسه نهج‌البلاغه در سال ۹۴ دایر شد و تا این لحظه در دل بنیاد بعثت فعال بوده است. در حقیقت آقای اسلامی معتقد بودند که ما باید برای ترویج نهج البلاغه کار کنیم. البته قبلاً هم کار شده بود و دیگرانی هم کار کرده بودند. مرحوم آقای دشتی و شهید بهشتی و آیت‌الله مکارم شیرازی هم کار کرده بودند، ولی آنچه که اینجا دنبال می‌شود این است که نهج‌البلاغه از کتابخانه وارد زندگی مردم شود. ایشان از من خواستند که این کار را دنبال کنیم و همکاری من با ایشان در رابطه با نهج‌البلاغه از سال ۹۴ شروع شد که امروز بیش از چهار سال از آن می‌گذرد. کتاب‌ها و جزواتی هم تا به حال به عنوان خروجی منتشر شده است. تقریباً استخراج موضوعی انجام شده و بیشتر مطالب کاربردی است؛ چه در زمینه تعلیم و تربیت، چه اقتصاد و معیشت، چه سیاست و مدیریت که مربوط به نحوه حکومت‌داری است. این کتاب‌ها تألیف شده ولی گلایه‌ای از دستگاه‌ها داریم که باید از این حرکت‌ها استقبال کنند. بسیاری از این کتاب‌ها برای مجلس خریداری شد و به نمایندگان داده شد. ولی رویکرد عملی و میدانی وجود ندارد. ما شش محور مهم برای ترویج نهج‌البلاغه تعریف کردیم. یکی حوزه‌های علمیه است . چرا حوزه‌های علمیه ما نباید درس نهج‌البلاغه داشته باشند؟ ‌دانشگاه‌های ما نیز همین‌طور. چرا ما از فرهنگ قرآن و نهج‌البلاغه غفلت کرده‌ایم؟ آقای جرج جرداق می‌گوید من دویست بار این کتاب را خوانده‌ام. آن مسیحی می‌گوید اگر علی(ع) امروز بر منبر کوفه می‌نشست صدها پروفسور و دانشمند مسجد کوفه را پر می‌کردند تا از صحبت‌های امیرالمؤمنین(ع) استفاده کنند. این حرف یک مسیحی است. جمهوری اسلامی چهل سال داعیه‌دار فرهنگ اسلامی است و می‌خواهند حکومت شیعی و حکومت علوی را به دنیا نشان بدهند. چرا حوزه ما نباید نهج‌البلاغه داشته باشد؟ نهج‌البلاغه امروز در حوزه‌های ما تدریس نمی‌شود. درحالی‌که باید درسی مستقل باشد. دانشگاه‌های ما که علوم انسانی را قالبا از غرب گرفته‌اند بازگشتی به قرآن و نهج‌البلاغه و سیره و سیاست اهل‌بیت ندارند. دانشگاه‌ها و حوزه‌ها و مدیریت‌های ما امروز به نهج‌البلاغه احتیاج دارد. اگر مدیران ما کمی با مدیریت امیرالمؤمنین(ع) آشنایی داشتند، چاره ساز می‌شدند. تببین این فرهنگ اجازه نمی‌داد ماجرای دلار و سکه و سوء استفاده‌های تأسف بار بوجود بیاید. ائمه جمعه و جماعات هم مخاطب هستند. ما با امامان مساجد صحبت کرده‌ایم و برخی یک شب برای نهج‌البلاغه و یک شب برای احکام و یک شب برای تفسیر و قرائت در نظر می‌گیرند. همین‌طور در مورد نمازهای جمعه؛ کدام خطابه نماز جمعه کوبنده‌تر و هیجانی‌تر از خطبه‌های امیر المومنین(ع) است. کمابیش چنین کارهایی وجود دارد ولی هیچ کدام به صورت مرتب و ادامه‌دار نیست و نیاز به حرکت بیشتری دارد. ما کم‌کاری کرده‌ایم. فضای مجازی و جوانان و نوجوانان هم همین‌طور مورد غفلت بوده است. این شش بخش یعنی حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، مدیریت‌ها، جمعه و جماعات و فضای مجازی هر کدام کارگروهی دارند و مشغول به کار هستند.  آقای اسلامی قبلاً کارهای زیادی کرده بودند، ما هم تالیفاتی داشتیم ولی ایشان در سال ۹۴ به این حوزه ورود جدی کردند. با ایشان نزد مدیریت حوزه علمیه و علمای حوزه و روسای دانشگاه‌ها رفتیم و به شورای انقلاب عالی فرهنگی نامه نوشتیم و نظرات را منعکس کردیم. خوشبختانه مایه امیدواری است که حرکت‌هایی در انقلاب اسلامی و فرهنگ اسلامی شروع شده است. دو هفته پیش در اصفهان همایش بزرگی به نام بازخوانی شخصیت حضرت امیر(ع) به مناسبت چهاردهمین قرن شهادت ایشان به طور باشکوهی برگزار شد. آنجا هم همین حرف‌ها زده شد و گفته شد که باید برای نهج‌البلاغه و امیرالمومنین کار بیشتری بکنیم و حرکت‌های میدانی بیشتری انجام بشود. مرحوم آقای اسلامی تا آخرین روزها دغدغه زیادی برای این موضوع داشتند. امیدواریم بعدی‌ها ادامه دهنده راه ایشان باشند و این حرکت مقدس و مبارک توسعه پیدا کند.

    به نظر شما چرا در طول این چهل سال، در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها به نهج‌البلاغه توجه چندانی نشده است؟
    متاسفانه کم توجهی شده. البته ظاهرا آقای دین‌پرور دانشکده‌ای دارند ولی نمی‌دانم چقدر کار شده. ما از ایشان قدردانی می‌کنیم. ولی با این عنوان که نهج‌البلاغه به صورت درسی رسمی دربیاید و تدریس شود تا به حال نبوده است. امروز معارف علمی، فلسفی و عرفانی نهج‌البلاغه از فلاسفه بزرگ ما نیز بالاتر است. من در درس اسفار خدمت علامه طباطبائی بودم. به یاد دارم که وقتی ادله ملاصدرا را در توحید خالق ذکر کردند بعد به بحث نهج‌البلاغه رسیدند، فرمودند استدلالی که امیرالمومنین(ع) در این آیه بر توحید کرده است از استدلال همه فلاسفه بالاتر است. نه فقط از علامه طباطبایی بلکه ده‌ها مورد از این صحبت‌ها از دیگران وجود دارد.
    یک مسیحی می‌گوید بشر امروز به نهج‌البلاغه نیاز دارد. من شنیده‌ام که نهج‌البلاغه در خطبه‌های جمعه مسلمانان چین ترجمه و مطرح شده است. باید به این فرهنگ برگردیم و در مورد رفتار قبلی خود تجدید نظر داشته باشیم. گاهی در خطبه نماز جماعت در مسجد برای چند نفر از مستمعین حرف می‌زنم و حدیثی نقل می‌کنم. می‌گویم امام علی(ع) می‌فرماید لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه هیچ بی نیازی مثل عقل نیست و هیچ فقری بالاتر از جهل نیست و هیچ ارثی مثل ادب نیست و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود. این چهار کلمه در تابلویی در یکی از میادین لندن نصب شده است.
    من در خطبه‌های نماز جمعه اصفهان گفتم در تمام دور تا دور این میدان اصفهان که نمادی از تمدن اسلامی است یک روایت از امیرالمؤمنین دیده نمی‌شود ولی در لندن وجود دارد! باید نقد کرد و هشدار داد. البته گاهی خبرهای خوبی به گوش می‌رسد. دیروز یکی از اساتید دانشگاه کرمان می‌گفت در دانشگاه شهید باهنر درس نهج‌البلاغه می‌دهد. در مشهد و سبزوار کسانی هستند که حرکت‌هایی شروع کرده‌اند و در شهرهایی مثل یزد و کرمان و اصفهان فعالیت زیادی وجود دارد. باید از کسانی یاد کنیم که نهج‌البلاغه را وارد جامعه ما کردند. صد ساله پیش نهج‌البلاغه در کتابخانه‌های بزرگان بود. باید از کسانی مثل علامه فیض‌الاسلام یاد کرد که آن شرح را بر نهج‌البلاغه نوشت. باید به حرکت‌ها توسعه داد. این نهضت نباید به این حرکت‌ها محدود شود.
    ما بر این قانع نیستیم و عقیده داریم هنوز اول راه است. آقای اسلامی کتاب‌های شهید مطهری و کتاب‌های شهید صدر و علامه طباطبائی را به صورت گسترده‌ای در بسیاری از کشورهای دنیا منتشر کردند. ما ۴ سال است که این کار نهج‌البلاغه را شروع کرده‌ایم ولی آقای اسلامی چهل سال در این عرصه کار کرده بودند و تا آخرین روزها تلاش داشتند و در قید مادیات نبودند و زندگی ساده طلبگی داشتند. ایشان در این اواخر در منزل اجاره‌ای زندگی می‌کردند و ماشین و راننده‌ای نداشتند. می‌خواهم بگویم این انسان واقعاً وارسته بود و در قید منافع شخصی نبود. این رفتار می‌تواند برای یک روحانی الگو باشد. همانطور که پدر ایشان مرحوم آیت الله اسلامی بنیانگذار جامعه تعلیمات اسلامی، انقلابی در کشور بوجود آورد. در حقیقت انقلاب فرهنگی کار ایشان بود و در جمهوری اسلامی نتوانستند به اندازه ایشان در حوزه آموزش تعلیمات دینی کاری انجام بدهند. مدارس زیادی با تعلیمات صحیح در زمان رضاخان و پسرش احداث شد. امروز که تمام دستگاه‌ها در دست ماست اما چرا مسئولین  دستگاههای ما در خواب هستند؟ ما می‌خواهیم به دنیا بگوییم نمونه حکومت دینی شیعه یعنی چه! من نمی‌گویم ما در کشور در این عرصه‌ها پیشرفتی نداشتیم ولی ما به امیرالمؤمنین(ع) بدهکاریم. ما به خون شهدا بدهکاریم. به خون کسانی که برای حفظ حریم‌ها و حرم‌ها فداکاری کردند، بدهکاریم. ما به سلیمانی‌ها بدهکاریم. خدا آقای اسلامی را بیامرزد، رفت و آثار خوبی از خود بر جای گذاشت. امیدواریم آیندگان و فرزندان و علاقمندان او ادامه دهنده راه ایشان باشند. 

    /۶۲۶۲

  • آخرین خبر از سلامتی مداحی که به کرونا مبتلا شد

    آخرین خبر از سلامتی مداحی که به کرونا مبتلا شد

    محسن طاهری، مداح پیشکسوت و مدیرعامل سابق خانه مداحان پس از سفرهای مکرر، به محض ورود به خاک امارات و سنجش دمای بدن، مشکوک به کرونا تشخیص داده شد و تست او در بیمارستان شیخ راشد این کشور، مثبت شد.

    این مداح پس از سپری کردن دوران نقاهت و انتقال به بیمارستانی در منطقه «البراحه» سلامتی خود را بازیافت و ساعت ۱۹ امشب از بیمارستان مرخص شد.

    وی پیش‌تر گفته بود که به علت سفرهای پیاپی و حضور در مناطق مختلف آب و هوایی، هنگامی که می‌خواست به دعوت سفارت ایران در دوبی به اجرای برنامه بپردازد، راهی امارات عربی متحده شد، اما در بدو ورود به این کشور و مثبت شدن تست کرونای وی در بیمارستان بستری شد.

    محسن طاهری، یکی از فرزندان حاج محمدتقی طاهری، پیرغلام اهل‌بیت (ع) و برادر مرتضی و محمدرضا طاهری، از ذاکران شاخص کشور است که پیش از این مدیریت خانه مداحان را بر عهده داشت.

    ۲۴۱۲۴۱

  • زندگی ۲۰ ساله زینب(س) در مدینه، از رابط امام تا معلمی زنان

    زندگی ۲۰ ساله زینب(س) در مدینه، از رابط امام تا معلمی زنان

    زندگی حضرت زینب

    زندگی حضرت زینب
    زندگی حضرت زینب

    در منابع تاریخی، سال ولادت حضرت زینب(س)، پنجم یا ششم بعد از هجرت نقل شده است. در روایتی داریم که هنگام ولادت بانوی کربلا، جد بزرگوارش، حضرت ختمی مرتبت(ص)، توجه همگان را به جایگاه بی‌بدیل دختر امیرالمؤمنین(س) جلب فرمود و همه را به رعایت احترام او، سفارش کرد و در مقام مقایسه، حضرت زینب(س) را مانند حضرت خدیجه(س) دانست که در راه اسلام، همه مصائب و سختی‌ها را تحمل خواهد کرد. در این روایت، رسول‌خدا(ص)، حضرت زینب(س) را، در بدو تولد، همتراز خدیجه کبری(س) قرار می‌دهد.

    شباهت دوران زندگی حضرت زینب(س) با مادربزرگ گرامی‌اش
    نکته دیگری که با ملاحظه این روایت و تأمل در آن به ذهن متبادر می‌شود، شباهت دوران زندگی حضرت زینب(س) با مادربزرگ گرامی‌اش است؛ می‌دانیم که حضرت خدیجه(س) در دوران حیاتشان، به ویژه پس از بعثت رسول خدا(ص) و محاصره آن حضرت و اصحابشان در شعب ابوطالب، سختی‌های فراوانی را تحمل کرد و در نهایت، رحلت فرمود. رسول‌خدا(ص) هنگام ولادت حضرت زینب(س)، برای آگاه کردن دیگران از حجم مصائب و سختی‌هایی که آن حضرت در زندگی خود متحمل می‌شود، مثالی عینی را در این زمینه ارائه می‌کند تا درک موضوع برای همگان آسان‌تر باشد. دوران زندگانی حضرت زینب(س) با دوران امامت چهار امام معصوم(ع) همزمان است.

    رابط امام با بانوان کوفه
    زمانی که حضرت علی(ع) در کوفه حکومت می‌کردند حضرت زینب(س) در کنار ایشان بوده و به عنوان رابط امام با بانوان کوفه و جهان اسلام فعالیت می‌کردند. حضرت زینب(س) استاد بانوان کوفه بود و در مکتب ایشان بانوان کوفه با احکام اسلامی و به ویژه تفسیر قرآن آشنا می‌‌شدند.
    معروف است که حضرت زینب(س) سوره مریم را که با حروف مقطعه «کهیعص» شروع می‌شود تفسیر می‌کردند که حضرت علی(ع) از کلاس و جلسه درس ایشان بازدید و ایشان را تشویق کردند.
    تمام مدتی که حضرت علی(ع) در کوفه بودند حضرت زینب(س) نیز در کنار ایشان بودند اما پس از شهادت حضرت علی(ع) حضرت زینب(س) به مدینه هجرت کردند.
    زمانی که حضرت زینب(س) را به عنوان اسیر وارد کوفه کردند بانوان کوفه که سابقه تحصیل در مکتب ایشان را داشتند متوجه اصل و واقعیت واقعه شدند و همین زمینه‌های فرهنگی باعث شد حضرت به سرعت بتوانند در مردم تأثیر بگذارند. پس از واقعه کربلا نیز بانوان کوفه بودند که اهل کوفه را تشویق کردند که قیام‌هایی مانند قیام توابین را رقم بزنند.
    حضرت در مسیر کوفه تا شام و در خود شام نیز ارتباطاتی با بانوان قبایل مختلف برقرار و صحبت‌هایی مطرح کردند. همین فعالیت‌ها موجب شد بعد از قیام عاشورا و حتی بعد از عصر امام سجاد(ع)، در عصر امام باقر و امام صادق(ع) راویان زیادی تربیت شدند که ریشه فعالیت آنها به تربیت‌ها و فعالیت‌های حضرت زینب(س) باز می‌گردد؛ یعنی حضرت علاوه بر تربیت بانوان نسل خود، در تربیت نسل‌های بعدی نیز تأثیرگذار بودند و شخصیت‌های بسیاری پس از ایشان راوی حدیث شدند که در میان آنها عده‌ای هم بانو هستند.

    عالمه ای به تمام معنا
    حضرت زینب(س) عالمه‌ای به تمام معنا بود؛ شیخ صدوق، بر اساس روایات، نقل می‌کند که مردم و به ویژه بانوان مسلمان، برای آشنایی با مسائل حلال و حرام، به حضرت زینب(س) مراجعه می‌کردند. روایتی که در این زمینه از امام سجاد(ع) درباره حضرت زینب(س) نقل شده، بسیار معروف است: «أَنْتِ بحَمْدا… عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیْرُ مُفَهَّمَه». عبدا… بن عباس که یکی از عالمان دوران و مفسران مشهور قرآن محسوب می‌شد، وقتی که می‌خواست روایتی از بانوی کربلا نقل کند، می‌گفت: «حدّثَتْنی عقیلتُنا زینب بنت علی؛ زینب دختر علی، بانوی خردمند ما، برای من روایت کرد.»

    جلسات درس تفسیر زنان
    حضرت زینب(س) در دوران اقامت ۲۰ ساله در شهر مدینه، مجالس تفسیر قرآن برگزار می‌کرد؛ آن حضرت یکی از راویان خطبه تاریخی حضرت فاطمه(س) در مسجد النبی(ص) است. نکته‌ای که در این‌جا باید به آن اشاره کنم، این است که حضور حضرت زینب(س) در عرصه فعالیت‌های اجتماعی، حضوری کاملاً آگاهانه است.
    آن حضرت بر جزئیات امور و مسائل جامعه، احاطه کامل دارد و بر مبنای همین احاطه و نیز، آگاهی کم‌نظیر بر آموزه‌های اسلامی است که پا به میدان مبارزه می‌گذارد؛ بنابراین، بانوی مسلمانی که زینب کبری(س) را به عنوان الگوی خود می‌شناسد، نباید از این مسئله مهم و راهبردی غافل باشد و الا حضور وی در وقایع اجتماعی، حضوری مؤثر نخواهد بود. از سوی دیگر، توجه ویژه حضرت زینب(س) به موضوع عفاف و حجاب نیز، بسیار مهم و درخور توجه است؛ در تاریخ داریم که آن حضرت، در مجلس یزید و با وجود مصائب مختلفی که کاروان اسرا به آن مبتلا بود، موضوع برداشتن نقاب از چهره بانوان خاندان رسول‌خدا(ص) را مطرح و به آن اعتراض شدیدی کرد.

    /۶۲۶۲

  • استاد خسروشاهی، یکی از «بیدارگران اقالیم قبله» در عصر روشنگری دینی

    استاد خسروشاهی، یکی از «بیدارگران اقالیم قبله» در عصر روشنگری دینی

    خبرگزاری حوزه نوشت: چندی پیش استاد سید هادی خسروشاهی و از اندیشمندان و نویسندگان نامدار معاصر به دلیل بیماری کرونا درگذشت، محمد هادیفر دانش‌آموخته رشته مذاهب کلامی دانشگاه ادیان و مذاهب به همین مناسبت به زندگی علمی این استاد پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

    استاد سیدهادی خسرو شاهی (۱۳۱۷ ـ ۱۳۸۹) مورخ و متفکر نواندیش، عالم و عامل تقریبی، از خاندانی بزرگ از دیار عالم‌پرور تبریز و پرچم‌دار فقاهت و دیانت در آذربایجان بود. سید هادی از دوران نوجوانی محضر علمای زمان خود را درک و در رشته‌های مختلف علوم دینی علی‌رغم جوانی، به عنوان دانشمندی نام‌دار مطرح شد.

    استاد خسروشاهی در اوان جوانی، در سال ۱۳۵۲ «مرکز بررسی اسلامی قم» را به عنوان بازوی علمی فراحوزوی حوزه علمیه قم بنا نهاد. وی پس از انقلاب اسلامی، مرکز فرهنگی اسلامی اروپا را در شهر رم ایتالیا تأسیس کرد. هرکدام از این مؤسسات ده‌ها اثر فاخر در موضوعات مرتبط به قرآن و نهج‌البلاغه، به زبان‌های عربی، انگلیسی، ایتالیایی و آلمانی ترجمه و منتشر نمودند که در نوع خود آثاری کم‌نظیر هستند.

    وی در زمینه فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی اقدامات اساسی انجام داد و عمری را در راه تقریب میان مذاهب اسلامی و حتی پیوند بین بدنه عقلانی ادیان دیگر با دین اسلام صرف کرد. استاد خسروشاهی با تألیف بیش از ۸۰ کتاب متنوع و صدها مقاله علمی در زمینه‌های دینی، نگاه روشن‌گری و نواندیشی‌ای به یادگار گذاشته است که به جرأت می‌توان گفت تنوع آثار و عمق مطالب مطروحه در نیم قرن اخیر بالاخص در حوزه‌های مرتبط با اسلام سیاسی، کم‌نظیر است.

     از اقدامات ماندگار ایشان در زمینه تقریب مذاهب اسلامی می‌توان به مکاتبات او با مرحوم علامه شیخ محمدتقی قمی اشاره نمود؛ بنیادی تقریبی که با همراهی مرحوم  شیوخ شلتوت شیخ بزرگ الازهر و مرحوم آیت‌الله بروجردی پایه‌گذاری گردید. استاد خسروشاهی جوان‌ترین عالم این جریان تقریبی ماندگار در جهان اسلام بود. آثار استاد خسروشاهی بیشتر در زمینه مسائل فرهنگی و سیاسی اجتماعی مورد نیاز جامعه بود. او به‌خوبی بر مقتضیات زمان جامعه مسلمانان واقف بود و بر اساس همان نیازمندی‌ها قدم برمی‌داشت و قلم می‌زد. او عالمی پرکار در زمینه تألیف و همکاری با مجلات اسلامی در جهان اسلام بود. تألیفات علمی او زینت‌بخش عمده مجلات تخصصی دینی و سیاسی حوزه‌های علمیه قم، نجف و جامع الازهر بود؛ به طوری که مرحوم استاد محمدرضا حکیمی از او به عنوان «فرهنگبان کوشا» نام می‌برد. 

    سیدهادی خسروشاهی پژوهشگری میدانی بود و تمامی جریانات دینی سیاسی منطقه خاورمیانه را درنوردیده بود و به عنوان عالمی مسلمان ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی جنبش‌های دینی معاصر را به‌خوبی درک کرده و اندیشه‌های آنان را به رشته تحریر درآورده بود. کتاب «اخوان المسلمین چه می‌گویند و چه می‌خواهند» عنوان کتاب ارزشمند ۳۰۰ صفحه‌ای است که معرفی جامعی از این جنبش گسترده اسلامی در پهنه خاورمیانه ارائه کرده است. قلم توانای او در این تألیف، زوایای پنهانی را به عنوان نقاط قوت اخوان المسلمین به جامعه اسلامی معرفی کرد که اگر جریان اخوان اشارات ایشان را درک کرده بود، سرنوشتی بهتر از وضعیت کنونی در انتظار این جنبش می‌بود و چه‌بسا می‌توانست در استمرار حاکمیت کوتاه‌مدت و یک ساله این جنبش در مصر راه‌گشا باشد و بسیاری از معضلات فعلی افراطی‌گری در جهان اهل‌سنت در منطقه را مرتفع کند. جهان اهل‌سنت می‌توانست با اتکا به این حکومت، بر اساس آموزه‌های نوگرایی دینی در منطقه بر خود ببالد و عقده‌های سیاسی برخی جریانات فرونشانده و راه انتشار تفکرات تکفیری را بر روی افراط‌گرایان ببندد.

    معرفی نهضت‌های بیداری اسلامی در تونس و دیگر  کشورهای آفریقایی و شخصیت‌های مبارز کشورهای مسلمان در نیم قرن اخیر از دیگر تألیفات ارزشمند استاد خسروشاهی بود. بسیاری از شخصیت‌های علمی مطرح خاورمیانه و حتی علمای مسیحیت اروپا طرف مذاکره و مباحثه این شخصیت منحصر به فرد ایرانی بودند. استاد خسروشاهی اندیشمندی عمل‌گرا بود که نگاهش به وسعت جغرافیای ادیان کشیده شده بود. او شبیه‌ترین سلوک رفتاری را به مرحوم سید جمال‌الدین اسدآبادی داشت. اشراف به مسائل روز جهان اسلام از استاد خسروشاهی پژوهشگری خبیر و مؤلفی کم‌نظیر ساخته بود. علل انحطاط جامعه مسلمین را به‌خوبی درک کرده بود و رشد جریانات افراطی را به‌خوبی رصد می‌کرد. به همین خاطر سیره عملی تقریب را پیشه خود نموده بود. سیره عملی او جهان‌گشایی فرهنگ تقریبی سید جمال‌الدین در سرزمین‌های قدیم عثمانی، اروپا و آفریقا را در اذهان زنده می‌کرد. شاید حضور او در مصر، تکمیل پروژه ناتمام سید جمال‌الدین بود که بر اساس شرایط روز آن را پی‌جویی می‌کرد. استاد سید هادی خسروشاهی آن «رفیق دیرین» رهبر معظم انقلاب را به‌حق می‌توان یکی از «بیدارگران اقالیم قبله» در عصر روشن‌گری دینی معاصر دانست. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

    /۶۲۶۲

  • فضای حوزه علمیه امیرالمومنین(ع) رشت در اختیار بیماران مبتلا به کرونا قرار می‌گیرد

    فضای حوزه علمیه امیرالمومنین(ع) رشت در اختیار بیماران مبتلا به کرونا قرار می‌گیرد

    به گزارش خبرآنلاین، آیت الله قربانی، عضو مجلس خبرگان رهبری و موسس حوزه علمیه امیرالمومنین(ع) رشت، پیرو تماس تلفنی با قائم مقام وزیر و رییس ستاد مبارزه با کرونا استان اعلام کرد، فضای حوزه علمیه امیرالمومنین(ع) رشت را در اختیار بیماران مبتلا به کرونا قرار می دهد.
    آیت الله قربانی اعلام کرد: در شرایط بحرانی و سخت این روزها اگر از فضای حوزه علمیه امیرالمومنین (ع) برای نجات جان مردم باید استفاده شود ، اینجانب به عنوان موسس حوزه علمیه امیرالمومنین(ع) و عضو مجلس خبرگان رهبری موافقت خود را نسبت به این امر خداپسندانه اعلام می نمایم و از شما می خواهم برای حفظ جان مردم از هیچ کاری دریغ نکنید.
    /۶۲۶۲

  • واعظ و منبری معروف قم به دلیل بیماری کرونا درگذشت

    واعظ و منبری معروف قم به دلیل بیماری کرونا درگذشت

    به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام والمسلمین حاج سید رضا مدرسی از منبری های معروف قم بود که به مناسب های مختلف در بیت مرحوم آیت الله بروجردی در قم منبر می رفت.
    خاطرات حضور این روحانی و واعظ معروف در بروجرد، منبرها و همچنین نوای گرم و سوزناکش در رثای اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از اذهان مردم بروجرد فراموش نخواهد شد .

    /۶۲۶۲