برچسب: فجر
-

قهرمان «روز صفر» چقدر ایرانی است؟/ قرائت هالیوودی از امنیت ملی

به گزارش خبرنگار مهر، مریم کثیری کارشناس ارشد رسانه در یادداشتی با عنوان «ابرقهرمان ایرانی» به بررسی نقاط ضعف و قوت فیلم سینمایی «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان پرداخته است.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید؛
پسرک برای دین خدا کمربندی انتحاری میبندد و حالا در تقابل عاطفه و دین، قهرمان داستان عشق به خواهر را جایگزین عشق به خدا میکند تا از فاجعهای جلوگیری کند؛این روح تمام قصه است…
«روز صفر» فیلمی خوش ساخت و گرانقیمت است برای خلق یک «ابرقهرمان ملی». قهرمانی که فقط سرباز وطن است فارغ از همه ایدئولوژیهایش، به نحوی که اگر نام ایران را از روی این شخصیت برداریم، میتواند قهرمان ملی هر کشور دیگری باشد که سعی میکند با تروریست مبارزه کند و از کشته شدن هموطنانش جلوگیری کند؛ او یک ابرقهرمان سکولار است که به جدال با یک ایدئولوژی میپردازد.
حتی در سکانسهایی از فیلم این جدال فراتر میرود و به یک جدال شخصی بین نماد خیر و شر مبدل میشود؛ قرائتی هالیوودی از یک عملیات امنیت ملی موفق.
فیلم در نهایت فیلم با سکانسی تمام میشود که وصله ناجوری است که هیچ سنخیتی با روند فیلم ندارد. مونولوگی گلدرشت و شعارزده از آرزوی مرگ ابرقهرمان داستان در دل وطن برای امنیت هموطنانش…این فیلم یک پروپاگانداست، یک پروپاگاندا که به واسطه خلق لحظههای پرهیجان و اکشن ولی نهچندان نفسگیر، لوکیشنهای متعدد فیلمبرداری و ضرب آهنگ موسیقی سعی میکند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و تا حدی نیز موفق است. اما مخاطب نمیتواند با شخصیتهای این داستان ارتباط برقرار کند. نه بدمن داستان آنقدر بزرگ و رعبآور است که شکست دادنش کار سختی به نظر بیایید و نه آنکه ابرقهرمان هالیوودی داستان آنقدر ملموس و عینی است که مخاطب نگران از دست دادنش باشد و حتی اگر هم بمیرد باعث تاثر مخاطب نمیشود.
هرچند که امیر جدیدی بازی درخشانی از خود نشان داده است اما شخصیتپردازی ضعیف فیلمنامه را نمیتواند با بازی خوبش جبران کند.
بازی خوب و حساب شده امیر جدیدی در مقابل بازی ضعیف ساعد سهیلی و شخصیت پردازی دور از واقعیت عبدالمالک ریگی بهعنوان رهبر یک تشکیلات تروریستی به مخاطب تعریفی اغراقآمیز از امنیت ملی نشان میدهد وهمین باعث میشود ثمره این فیلم در مخاطب چیزی غیر از احساس غرور و عزت ملی باشد.
این فیلم در نهایت فیلم با سکانسی تمام میشود که وصله ناجوری است که هیچ سنخیتی با روند فیلم ندارد. مونولوگی گلدرشت و شعارزده از آرزوی مرگ ابرقهرمان داستان در دل وطن برای امنیت هموطنانش…!
اما در تکنیک باید اذعان کنیم که از همان ابتدا مخاطب با یک تیم حرفهای در فیلمسازی مواجه است. قاببندیهای دقیق، طراحی لباس، تدوین، صدا گذاری، چهره پردازی، جلوههای ویژه و بازی حرفهای امیر جدیدی از نقاط قوت این فیلم است.
با تمام این نکات فیلم دارای ریتم تند با صحنههایی اکشن و قابل قبول است که لحظهای مخاطب را رها نمیکند و به خاطر همین نقاط قوت است که انتظار میرود مورد استقبال از جانب مخاطبانش در اکران عمومی هم قرار بگیرد.
-

«مردن در آب مطهر»از هویت اعتقادی مهاجران میگوید/نجات با«مهربانی»
نوید محمودی کارگردان فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر» که تهیهکنندگی آن را جمشید محمودی برعهده دارد، درباره تفاوت این فیلم با دیگر آثار مشترکش با برادرش توضیح داد: مهمترین تفاوتی که «مردن در آب مطهر» با دیگر آثار ما دارد، این است که دغدغههای امروز مهاجرین را نمایش میدهد. مهاجرینی که از افغانستان مسیر ایران را برای رسیدن به اروپا انتخاب میکنند.

این تهیهکننده و کارگردان سینما بیان کرد: در این فیلم به سختیها و گرفتاریهایی که برای رسیدن به اروپا مهاجران تحمل میکنند اشاره شده است که یکی از مهمترین گرفتاریهای مهاجرات بحث پذیرفته شدن آنها در اروپا است. اینکه مهاجران برای مهاجرت به اروپا چه شرایطی را میپذیرند بسیار مهم است و در این فیلم نیز به آن اشاره شده است.
وی تاکید کرد: «مردن در آب مطهر» درواقع درباره هویت اعتقادی مهاجران است که برای مهاجرت به کشوری دیگر با چه سختیهایی مواجه میشوند.
این کارگردان سینما توضحی داد: ایده ساخت «مردن در آب مطهر» در سفری که به اروپا داشتم به ذهنم رسید، در واقع در آن سفر با فردی مواجه شدم که برای زندگی در اروپا شرطی را پذیرفته بود که این امر زندگیاش را بیهویت کرده بود. بعد از آشنایی با این فرد، تصمیم گرفتم که فیلمی با این موضوع بسازم و چند سال بعد از این دیدار، قصه ایی را طراح کردم که بخش از قصه از آن فرد وام گرفتم.
محمودی گفت: تاکید کردم که در روبرو شدن با مهارجران چه ایرانیها و چه افغانها به مسائلی دست پیدا کردم که این مسائل را در فیلمنامه خود وارد کردم.

وی درباره انتخاب بازیگران این فیلم سینمایی بیان کرد: انتخاب بازیگران در فیلمهای ما این گونه است که هنگام نوشتن فیلمنامه سعی میکنیم از بازیگرانی استفاده کنیم که نزدیکترین حالت را به کارکتر فیلم داشته باشد. به عنوان مثال وقتی شخصیت سهراب را نوشتم نزدیکترین بازیگر به شخصیت سهراب را علی شادمان دانستم و معتقد بودم که میتواند بهترین گزینه باشد.
تهیه کننده فیلم سینمایی «شکستن همزمان بیست استخوان» ادامه داد: برای شخصیت ستاره نیز باید بگویم که ندا جبرئیلی بهترین گزینه برای این نقش بود، در واقع این بازیگر پیش از این نقش یک دختر افغان را بازی کرده بود براساس شناختی و همکاری که با این هنرمند داشتم وی را برای بازی در این فیلم انتخاب کردم.
وی بیان کرد: مهمترین چیزی که درباره مهاجرت و مهاجران وجود دارد این است که مهاجران هیچ وقت برای مهاجرت به کشور دیگر وقتی از یک کشور دیگر میگذرند در پایتخت آن کشور ساکن نمیشوند و بیشتر در حومه شهر حضور دارند، به همین دلیل لوکیشنهای این فیلم نیز در جاده خاوران انتخاب شده است.
کارگردان فیلم «مردن در آب مطهر» درباره ادامه راه فیلمسازی با موضوع افغانها توضیح داد: تا زمانی که در ذهن من و برادرم قصههای جذاب شکل بگیرد ساخت چنین فیلمهایی را ادامه میدهیم، اما قرار نیست همه تولیدات ما با موضوع مهاجران افغان باشد، به طوری که جمشید محمودی در حال حاضر مشغول نوشتن یک فیلمنامه است که هیچ ربطی به مهاجران افغان ندارد.
وی توضیح داد: جایی که احساس کنیم حرفی برای گفتن و قصهای برای ساختن وجود دارد، سراغ آن میرویم در غیر این صورت هیچ اصراری برای ساخت این فیلمها نداریم.
این تهیه کننده سینما بیان کرد: «مردن در آب مطهر» درباره عشقی است که در فیلم روایت میشود، عشقی که در همین مهاجرت زنده میشود و جان میگیرد و ادامه پیدا میکند. دغدغه بسیار مهم یک آدم در مسیر انتخاب است آدمی که آسایش را برای خود انتخاب میکند و یا در مسیر عشق و دلداگی قدم برمی دارد. فکر میکنم که این فیلم یک عاشقانه جذاب برای مخاطب است و مخاطب با این عشق هم مسیر و همراه میشود.
وی توضیح داد: تاکید میکنم که این فیلم یک داستان عاشقانه دارد که در بستر آن مهاجرت روایت میشود.
محمودی در پایان گفت: انسان بودن در هر شرایط و هر اقلیمی دغدغه بزرگ فیلم است، تاکید بزرگی بر انسان بودن دارد و اینکه مهربانی نجات دهنده امروز جهان است، معتقدم با کینه دنیا به جایی نمیرسد و معتقدم هرچه قدر مهربان تر باشیم جهان زیباتری داریم، این فیلم تمام آنچه که مخاطب یادآوری میکند، انسان بودن است.
-

آییننامه فجر برای همه فیلمسازان نیست!/ دلارهای خرد در «کشتارگاه»

نشست خبری فیلم سینمایی کشتارگاه به کارگردانی عباس امینی ظهر امروز پنجشنبه ۱۷ بهمن ماه با حضور کارگردان و عوامل فیلم در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
در ابتدای این نشست عباس امینی کارگردان این فیلم گفت: در کار قبلی تصمیم گرفتیم یک فیلم با موضوع اجتماعی داشته باشد، در این میان دلار موضوع روز بود و تصمیم گرفتیم این سوژه را انتخاب کنیم.
امینی ادامه داد: البته میدانیم مجرای دلار در ایران دولتی است، به همین دلیل تصمیم گرفتم درباره دلارهای خرد، فیلم بسازیم و در این زمینه تحقیقات لازم انجام شد و به مسئله قاچاق گوشت رسیدیم.
جواد نوروز بیگی نیز درباره کران فیلم بیان کرد: در مرحله فیلمبرداری قرارداد اکران را با یکی از شرکت های پخش بستیم و برای اکران خوب برنامه ریزی های لازم را انجام می دهیم. درباره علت ساخت این فیلم باید بگویم قصه فیلم را دوست داشتم.
عباس امینی در ادامه این نشست گفت: در کنار بازیگران حرفه ای این فیلم از جمله باران کوثری، حسن پورشیرازی، امیرحسین فتحی و مانی حقیقی این فیلم ساخته شد. به فروش هم فکر کردم. در واقع هر کارگردانی به دنبال دیده شدن فیلم خود است و من از ابتدا تا انتها به مخاطب فکر می کنم و می خواهم در هر سنی فیلمم را دوست داشته باشند.
باران کوثری در واکنش به انتقادها از اینکه چرا از بازیگران چهره در فیلمهای هنری استفاده میشود، گفت: نگاه این چنینی به بازیگر از شکل فیگور که تنها به فروش فیلم کمک میکند، کمی بیانصافی است. چراکه ممکن است نقشی در کار وجود داشته باشد که کارگردان حس کند آن را باید یک بازیگر حرفهای بازی کند چون یک نابازیگر از پس آن بر نمیآید.
امینی در پاسخ به این پرسش که چرا در فیلم چهارم با فیلم اولیها رقابت میکند، توضیح داد: ما در جشنواره شاهدیم که برخی اتفاقات برای فیلمسازان بزرگ کاملا متفاوت با بقیه است و آییننامه برای آنها رعایت نمیشود. به عنوان مثال ما به شدت بحث داشتیم که سانس فیلم را به خاطر همزمانی با بازی دربی عوض کنیم اما به ما گفتند که بر اساس آییننامه نمیشود. اما در مقابل شاهدیم که فیلمسازان دیگری میتوانند فیلم خود را در سانس دلخواه به نمایش بگذارند.
وی افزود: به شخصه خودم هم نمیدانم که چرا اصرار داشتند که فیلم اولی باشم. در آییننامه سازمان سینمایی یک قانون آمده و در آییننامه ارشاد قانون دیگری آمده که به شخصه از آن سر در نمیآورم اما براساس آن من را فیلم اولی حساب کردهاند.
امیرحسین فتحی بیان کرد: وقتی فیلم شروع شد درباره نقش صحبت کردیم و من هم سعی کردم به نقش نزدیک شوم.
وی درباره احتمال همکاری دوباره با پدرش حسن فتحی هم توضیح داد: افتخار میکنم در کارهای پدرم بازی کردم و میخواهم آن را دوباره تجربه کنم.
-

۸ فیلم برتر آرای مردمی «فجر۳۸» اعلام شد/بازماندن «خروج» حاتمیکیا

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، نتیجه شمارش آرای فیلمهای نمایش داده شده در روز پنجم جشنواره فیلم فجر ۱۶ بهمن ماه توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد.
فیلمهای «آبادان یازده ۶۰»، «دوزیست»، «شنای پروانه»، «روز بلوا»، «مغز استخوان»، «خوب، بد، جلف۲»، «درخت گردو»، «روز صفر» ۸ فیلم برتر آرای تماشاگران سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تا روز ۱۶ بهمن ماه اعلام شده است.
روز گذشته «خروج» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا در این فهرست قرار داشت که حذف شد.
فهرست فیلمها بدون اولویت و براساس حروف الفبا است.
-

انتشار نخستین تیزر فیلم سینمایی «روز صفر»

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانه ای پروژه، نخستین ساخته سینمایی سعید ملکان یک اکشن ضدامنیتی ملی و روایتی متفاوت از یک اتفاق ملتهب معاصر است.
این فیلم شب گذشته در پنجمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با استقبال پرشور مخاطبان به ۵ سانس فوق العاده رسید و هم اکنون در میان آثار برتر آرای تماشاگران قرار دارد.
امیر جدیدی، تینو صالحی، محمدرضا مالکی، مهدی قربانی، رضا خدادادبیگی، محمدعلی راجپوت، ابوالفضل صفاری، حمیدرضا سلیمانی راد، میلاد یزدانی، امین گلستانه، سینا شفیعی، ابراهیم برزیده، مژگان مخبرثابت، نوید کریم زاده، علی اصغر صبوری راد، محمد داغری، محمدرضا طهیری و با حضور ساعد سهیلی ترکیب بازیگران «روز صفر» را تشکیل میدهند.
ترکیب کامل عوامل «روز صفر» عبارتست از:
تهیه کننده و کارگردان: سعید ملکان، فیلمنامه: بهرام توکلی، سعید ملکان، مشاور کارگردان: بهرام توکلی، مشاور فیلمنامه: مرتضی اصفهانی، مدیر فیلمبرداری: علی قاضی، تدوین: میثم مولایی، مدیر تولید: کیومرث عباسی نوده، طراحی و ترکیب صدا: امیرحسین قاسمی، مدیر صدابرداری: رشید دانشمند، طراح چهره پردازی: سعید ملکان، موسیقی: افشین عزیزی، مشاور پروژه: مرتضی اصفهانی، طراح صحنه: سهیل دانش اشراقی، طراح لباس: امیر ملک پور، طراح جلوههای ویژه بصری: رضا میثاقی، محسن خیرآبادی، طراح جلوههای ویژه میدانی: محسن روزبهانی، دستیار اول کارگردان: علی مردانه، علیرضا ناصربخت، برنامه ریز: نوید کریم زاده، مجید عبدی، منشی صحنه: پوریا کاظمی فرد، عکاس: محمد بدرلو، مشاور رسانهای: هادی فیروزمندی، مجری و طراح بدلکاری: ارشا اقدسی، علیرضا فتحی.
ساخت تیزر فیلم سینمایی «روز صفر» را محمد واحد بر عهده داشته است.
-

نیمه نخست «فجر ۳۸» چگونه گذشت؟/ سمفونی امیدها و ناامیدیها!
خبرگزاری مهر -گروه هنر: «مهر سیمرغ» عنوان بسته خبری-تحلیلی روزانهای است که به مرور متن و حاشیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر میپردازد.
هر روز صبح میتوانید با «مهر سیمرغ ۳۸» در جریان آخرین تحولات بزرگترین رویداد سینمایی کشور قرار بگیرید.
امروز پنجشنبه ۱۷ بهمنماه و همزمان با ششمین روز اکران فیلمهای سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر، با شماره ششم «مهر سیمرغ ۳۸» همراه شوید.
چهره روز؛ مجید مجیدی
اینکه چهره معتبری همچون مجید مجیدی در سلسله گزارشهای مرتبط با مهمترین رویداد سینمایی کشور، تبدیل به «چهره روز» شود، اصلاً اتفاق غیرمنتظرهای نیست اما ای کاش این انتخاب را نه در شرایط فعلی که به بهانه درخشش «خورشید» و روایت بازخوردهای رونمایی از تازهترین ساخته سینمایی او انجام میدادیم؛ کدام شرایط؟ بخوانید..
فیلم سینمایی «خورشید» ساخته مجید مجیدی، پیش از رونمایی تبدیل به مورد خاص، عجیب و تأسفبرانگیز سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر شده است؛ فیلمی که منتظر بودیم، ۱۲ سال پس از حضور «آواز گنجشکها»، آن را بهانه نوشتن از اهمیت بازگشت یک فیلمساز مهم به جشنواره فجر قرار دهیم و البته پس از رونمایی به بحث و بررسی درباره «متن» آن بپردازیم، اما با بیتدبیری و عملکرد غیرشفاف دبیرخانه جشنواره، تبدیل به یک «حاشیه» برای «فجر ۳۸» شده است!
اصرار به پذیرش فیلم ناتمام مجید مجیدی برای حضور در جدول اکران جشنواره سیوهشتم، عدم اطلاعرسانی شفاف درباره دلایل تأخیر در رونمایی از فیلم در سینماهای مردمی، انتشار اطلاعیهای مبهم درباره راه پیدا کردن فیلم «پسرکشی» بهعنوان اولین فیلم رزروی هیأت انتخاب و همزمان اعلام آمادگی برای اکران فیلم مجیدی به محض «آماده شدن» و بالاخره سکوت در برابر اطلاعرسانی مجازی درباره رسیدن فیلم به جشنواره و رونمایی در سینماهای مردمی بهوضوح نشاندهنده فرآیندی است که بیش از هر چیز دیگر فیلم مهم یکی از فیلمسازان معتبر را قربانی فضاسازی رسانهای مدیران فجر کرده است!

برخلاف اطلاعرسانی روز گذشته، فیلم مجید مجیدی شب گذشته هم به اکران در سینماهای مردمی نرسید و همچنان در سئانسهای این فیلم، فیلم «پسرکشی» روی پرده میرود. همزمان با این اتفاق روابط عمومی فیلم «خورشید» هم روز گذشته از مخاطبان جشنوارهای که به امید تماشای این فیلم یکی از سریبلیتهای ۱۰ روزه جشنواره فجر را خریداری کرده بودند، خواست تا سری بلیت خود را حفظ کنند و تا در زمانی که «متعاقباً اعلام میشود» با همان بلیتها بتوانند به تماشای فیلم بنشینند.
فارغ از اطلاعرسانی ناقص و عملکرد غیرشفاف مسئولان جشنواره فیلم فجر اما سکوت مجید مجیدی بهعنوان نویسنده، تهیهکننده و کارگردان «خورشید» در قبال این اتفاق هم به حواشی دامن زده است. کارگردانی که همین هفته گذشته بهواسطه اطلاعرسانی ناقص یک رسانه چینی، ناگزیر به تکذیب یک خبر درباره انگیزهاش برای ساخت فیلمی درباره «کرونا» شد، اما گویی هنوز رسانههای داخلی را محرم نمیداند و فارغ از بازی رسانهای مدیران جشنواره، پاسخ این سوالات را شفاف اعلام نمیکند؛ بالاخره «خورشید» به جشنواره فجر سیوهشتم میرسد؟ اگر فیلم آماده نبوده، چه کسی اصرار به پذیرش فراقانونی آن در بخش اصلی جشنواره داشته است؟ با توجه به از دست رفتن فرصت حضور این فیلم در رأیگیری آرای مردمی و غیرقانونی بودن داوری آن از سوی هیأت داوران بهواسطه ۲۳ فیلمه شدن، آثار بخش «سودای سیمرغ»، چه اصراری به «رساندن» فیلم به نیمه دوم جشنواره است؟
فیلم روز؛ روز بلوا
«فساد اقتصادی» احتمالاً یکی از داغترین سوژههایی است که در فیلمهای امسال جشنواره فیلم فجر میتوانست موردتوجه مخاطبان قرار بگیرد. «روز بلوا» به کارگردانی بهروز شعیبی و از محصولات سازمان سینمایی «اوج» یکی از شاخصترین فیلمهایی بود که میدانستیم قرار است با همین سوژه روی پرده برود و همین اندازه هم کافی بود تا برای رونمایی از آن کنجکاو باشیم.
فیلم روایت یک روحانی استاد دانشگاه است که در کنار فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی، دستی هم برآتش اقتصاد دارد. ایراد یک اتهام از سوی مراجع قضائی این روحانی مشهور را با چالشهایی اساسی مواجه میکند و فیلم در واقع روایت عبور این کاراکتر اصلی از دامنه این چالشها و حواشی است.

بهروز شعیبی که با اولین تجربه کارگردانیاش در سینما یعنی «دهلیز» موردتحسین قرار گرفته بود، در ادامه راه «سیانور» و «دارکوب» را در دوفضای کاملاً متفاوت از تجربه نخستش کارگردانی کرد تا ثابت کند اهل تجربه کردن و حتی ریسک است.
«روز بلوا» چالش تازهای برای این کارگردان جوان بود اما براساس بازخورد اصحاب رسانه پس از رونمایی از این فیلم در پردیس سینمایی ملت، به نظر میرسد نتوانسته است از این چالش با موفقیت کامل عبور کند.
فیلم «روز بلوا» مانند چند فیلم دیگر جشنواره سیوهشتم، برخلاف سوژه جسورانهاش، پرداختی محافظهکارانه دارد و همین مسئله باعث خنثیشدن و بیتأثیر ماندن فیلم در مواجهه با مخاطب شده است.
بازی بابک حمیدیان در نقش یک روحانی از اتفاقات خوب فیلم است اما بهدلیل تعدد شخصیتهای بلاتکلیف و بعضاً بازیهای نه چندان مناسب در پیرامون این کاراکتر، مخاطب امکان همراهی با «عماد» را هم از دست میدهد و این مسئله هم در فهرست دلایل ناکامی فیلم مزید بر علتهای قبل شده است.
نکته روز؛ ترینهای نیمه نخست
با احتساب ۱۰ روز اکران فیلمهای جشنواره در سینماهای کشور، شب گذشته و با پایان پنجمین روز اکران فیلمها میتوان حکم به عبور جشنواره سیوهشتم فیلم فجر از نیمه نخست داد؛ نیمهای که در پردیس سینمایی ملت، ۱۵ فیلم از کارگردانان سینمای ایران برای اصحاب رسانه به نمایش درآمد و هر یک بازخوردهای متفاوتی را تجربه کرد.
در بازخوانی نیمه نخست جشنواره سیوهشتم و برمبنای واکنش عمومی اصحاب رسانه در پردیس سینمایی ملت میتوان ترینهای جشنواره تا به اینجا را اینگونه فهرست کرد؛
تأثیرگذارترین فیلمها: در میان ۱۵ فیلم بهنمایش درآمده در ۵ روز گذشته در پردیس سینمایی ملت، بیتردید فیلم سینمایی «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، تأثیرگذارترین فیلم بوده است. فیلمی با روایتی عریان و بیرتوش از فاجعه بمباران شیمیایی سردشت در سال ۶۶ که بهشدت مخاطب را با فضای احساسی خود درگیر و با چشمان تر از سالن به بیرون بدرقه میکند. فیلم سینمایی «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت هم بهدلیل روایت صریح و مستقیم از زندگی گروهی از ساکنان جنوب شهر که به نام «اراذل و اوباش» میشناسیم، از فیلمهای تأثیرگذار و البته تحسینشده نیمه نخست جشنواره بود. البته هر دو فیلم «درخت گردو» و «شنای پروانه» از نظر پرداخت سینمایی، قهرمانپردازی و روایت داستان، با انتقاداتی هم مواجه بودند.

ویژهترین فیلمها: «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان و «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری را میتوان ویژهترین فیلمهای نیمه نخست جشنواره دانست. دو فیلمی که البته هر دو منتقدان بسیاری هم در میان اصحاب رسانه و منتقدان داشتند اما نمیتوان کتمان کرد که از منظر سینمایی تجربههایی ویژه برای سینمای ایران هستند. «روز صفر» در زمینه فیلمهای تریلر و اکشن مختصات تازهای از یک قهرمان سینمایی را در بستر یک ماجرای امنیتی به تصویر درآورد و فیلم «آن شب» در ژانر کمتر تجربه شده و همچنان فقیر «وحشت» در سینمای ایران، استانداردهای تازهای را خلق کرد و به پلی برای ثبت تجربههای موفقتر در ادامه مسیر این ژانر فراموششده در سینمای ایران تبدیل شد.

غیرمنتظرهترین فیلمها: «آبادان یازده ۶۰» و «ارتش سری» را میتوان غیرمنتظرهترین فیلمهای جشنواره تا به اینجا دانست؛ البته غیرمنتظره به دلیل فاصله بعیدی که هر دو با انتظارات بهوجود آمده پیش از رونمایی داشتند! «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت تنها فیلم دفاع مقدسی و تنها فیلم اقتباسی جشنواره امسال بود که با توجه به ظرفیت بالای ایده انتخابی و البته حمایت سازمان «اوج» بهعنوان سرمایهگذار، انتظار میرفت یکی از فیلمهای ویژه جشنواره امسال باشد اما از شدت معمولی بودن، نهایت توانست استانداردهای یک تلهفیلم را به دست آورد و بعید است بعدها در اکران عمومی هم شانسی برای استقبال مخاطب داشته باشد. «خوب، بد جلف ۲؛ ارتش سری» به کارگردانی پیمان قاسمخانی هم تنها فیلم کمدی جشنواره امسال بود که به استناد قسمت اولش هم انتظار بالایی از آن داشتیم اما ضعف عجیب در خلق موقعیتهای تازه کمدی و مهمتر از آن فیلمنامه چندپاره و بلاتکلیفی که حتی «پایان» هم ندارد، فیلم را به یکی از غیرمنتظرهترین فیلمهای جشنواره تا به اینجا تبدیل کرد!

پرانتقادترین فیلمها: فارغ از ابعاد سینمایی، از منظر محتوا و داستان دو فیلم «قصیده گاو سفید» و «دوزیست» بیشترین بازخورد منفی و انتقادی را در سینمای رسانه تجربه کردند. فیلم اول به کارگردانی بهتاش صناعیها هرچند موافقان و حامیان پروپاقرصی پیدا کرد که بهدلیل ارتباط داستانش با «خطای انسانی» انتخاب سوژه آن را یک امتیاز میدانستند، اما همزمان بهواسطه زاویه نگاهش به قانون قصاص و فرآیند اجرای حکم اعدام در دستگاه قضائی اسلام، از سوی برخی مورد نکوهش جدی قرار گرفت. فیلم «دوزیست» اما اساساً از تولیدات گیشهای سینما در سالهای اخیر محسوب میشد و از نظر محتوایی چندان قابل مباحثه نبود، اما زاویه نگاه فیلم به ارتباط انسانها و بهخصوص پرداخت عجیب شخصیتهای «زن» در فیلم که غالباً نگاهی ابزاری به آنها میشد، بهشدت مورد انتقاد طیفی از اصحاب رسانه قرار گرفت.

ناامیدکنندهترین فیلمها: «سه کام حبس» سامان سالور که از بداقبالی جشنواره سیوهشتم بهعنوان فیلم افتتاحیه هم انتخاب شده بود، در همان سئانس اول جشنواره حکم آب سردی را بر تب و تاب اصحاب رسانه برای آغاز یک جشنواره متفاوت داشت. فیلمی معمولی که البته نمیتوان آن را خیلی پایینتر از سطح استاندارد فیلمهای موسوم به «اجتماعی» در سالهای اخیر دانست اما به دلیل بیتناسبی با سئانس افتتاحیه جشنواره، بازخوردهای مناسبی از سوی اصحاب رسانه نگرفت. روز اول که با «سهکام حبس» آغاز شده بود، با «عامهپسند» سهیل بیرقی به پایان رسید که حتی برای علاقمندان فیلمهای قبلی این فیلمساز هم یک ناامیدی تمام عیار بود.
دیگر فیلمهای اکران شده در نیمه نخست که در این بازخوانی اشارهای به آنها نشد را میتوان فیلمهای متناسب با استانداردهای همیشگی جشنواره فیلم فجر دانست که نه امید ویژهای خلق کردند و نه تبدیل بهانهای برای ناامیدی از سینمای ایران شدند! هنوز پنج روز تا پایان ماراتن رونمایی از تازهترین تولیدات سینمای ایران در جشنواره سیوهشتم فیلم فجر باقی است و ۱۳ فیلم دیگر قرار است در پردیس سینمایی ملت به نمایش درآید. باید دید فهرست امیدواریها و ناامیدیهای ما برای سال آینده سینمای ایران، در نیمه دوم این جشنواره چه تغییری خواهد کرد.
-

ششمین روز جشنواره فیلم با طعم فوتبال/ پرونده یک جنایت باز میشود
به گزارش خبرنگار مهر، ششمین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، رنگ و بوی فوتبال را به خود گرفته است. در این روز تنها ۲ فیلم سینمایی «کشتارگاه» و «مردن در آب مطهر» که در بخشهای سودای سیمرغ و نگاه نو حضور دارند، نمایش داده می شود.
اما با توجه به اینکه شهرآورد تهران امروز برگزار می شود، دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، سانس دوم این روز را به نمایش مستقیم فوتبال اختصاص داده است.
کشتارگاه: عباس امینی
«کشتارگاه» به کارگردانی عباس امینی در بخش نگاه نو نمایش داده می شود. فیلمی که داستانش بر محور یک جنایت کلید میخورد و شنیده شده است اشارهای به پرونده قاچاق گوشت در جنوب کشور هم دارد.
مانی حقیقی، امیرحسین فتحی، باران کوثری و حسن پورشیرازی از جمله بازیگران این فیلم هستند.
این فیلم سینمایی در آبادان جلوی دوربین رفته است.

در خلاصه داستان «کشتارگاه» آمده است: «امیر چند ماهی است که از فرانسه دیپورت شده است، او بهخاطر پدرش شریک یک جنایت هولناک میشود. رفیق: اینجا صلیب سرخیها بهت میگن چیتا؟ امیر: چی؟ رفیق: چیتا… یوزپلنگ»
عباس امینی پیش از این فیلمهای «والدراما» و «هندی و هرمز» را کارگردانی کرده است اما به دلیل پروانه ویدئویی فیلمهای قبلی، «کشتارگاه» بهعنوان فیلم اولش در ویترین فجر به نمایش درمیآید.
مردن در آب مطهر: برادران محمودی
«مردن در آب مطهر» به کارگردانی و تهیه کنندگی برادران محمودی در بخش سودای سیمرغ به نمایش گذاشته میشود.
در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون علی شادمان، ندا جبرائیلی، متین حیدرنیا، صدف عسگری و سوگل خلیق علیرضا آرا، امیررضا رنجبران، خیام وقار، پیمان مقدمی، مهتاب جعفری، فرید اسحاقی، فاطمه شکری، محیا رضایی، فاطمه میرزایی و علیرضا مهران حضور دارند.

عاشقانه تازه برادران محمودی قصه چند جوان مهاجر افغان را روایت می کند که قصد رفتن به اروپا را دارند. «مردن در آب مطهر» مانند دیگر آثار این ۲ برادر مشکلات مهاجران افغان را به تصویر میکشد.
در خلاصه داستان فیلم آمده است: «رونا: حامد، از دریا نترسی یا، از هر چی بترسی بلای جونت میشه، حامد: نمیترسم…»
برادران محمودی در سالهای اخیر فیلمهای «چند متر مکعب عشق»، «رفتن» و «شکستن همزمان بیست استخوان» و نیز سریال تلویزیونی «سایهبان» را کارگردانی کردهاند.


