برچسب: علی ربیعی

  • سخنگوی دولت پلاسما اهدا کرد

    سخنگوی دولت پلاسما اهدا کرد

    سخنگوی دولت پلاسما اهدا کرد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، دستیار ارتباطات اجتماعی رییس جمهوری و سخنگوی دولت، پس از گذران دوران نقاهت و برای حمایت از سنت نذر خون در ماه محرم به جمع اهداکنندگان پلاسما پیوست.

    علی ربیعی گفت: البته بنده به خاطر تجربه زیستی که شخصاً در ماجرای نیاز فرزندم به فرآورده های خونی داشتم، ضرورت این کار را متوجه هستم و این کار انسانی و خداپسندانه، نجات بخش بسیاری از بیماران خواهد بود.

    سخنگوی دولت افزود: مشارکت بهبود یافتگان ویروس کووید ۱۹ درمساله مهم و نجات بخش اهدای پلاسما بر اساس آمارها، رضایت بخش نیست و در خواست می کنم که عزیزان رها شده از درد این ویروس منحوس به شکرانه سلامت مجددشان و برای نجات جان بیماران تازه مبتلا شده، پلاسمای خود را اهدا کنند.

    ربیعی پس از اهدای پلاسما با حضور در جمع اهداکنندگان خون، از مشارکت صادقانه و عاشقانه این مردم همیشه مهربان تقدیر و سپاسگزاری کرد.

    منبع : مهرنیوز

  • سخنگوی دولت پلاسما اهدا کرد

    سخنگوی دولت پلاسما اهدا کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، دستیار ارتباطات اجتماعی رییس جمهوری و سخنگوی دولت، پس از گذران دوران نقاهت و برای حمایت از سنت نذر خون در ماه محرم به جمع اهداکنندگان پلاسما پیوست.

    علی ربیعی گفت: البته بنده به خاطر تجربه زیستی که شخصاً در ماجرای نیاز فرزندم به فرآورده های خونی داشتم، ضرورت این کار را متوجه هستم و این کار انسانی و خداپسندانه، نجات بخش بسیاری از بیماران خواهد بود.

    سخنگوی دولت افزود: مشارکت بهبود یافتگان ویروس کووید ۱۹ درمساله مهم و نجات بخش اهدای پلاسما بر اساس آمارها، رضایت بخش نیست و در خواست می کنم که عزیزان رها شده از درد این ویروس منحوس به شکرانه سلامت مجددشان و برای نجات جان بیماران تازه مبتلا شده، پلاسمای خود را اهدا کنند.

    ربیعی پس از اهدای پلاسما با حضور در جمع اهداکنندگان خون، از مشارکت صادقانه و عاشقانه این مردم همیشه مهربان تقدیر و سپاسگزاری کرد.

    منبع : مهرنیوز

  • قدردانی سخنگوی دولت از رعایت پروتکل‌های بهداشتی در هیئت‌ها

    قدردانی سخنگوی دولت از رعایت پروتکل‌های بهداشتی در هیئت‌ها

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی ربیعی سخنگوی دولت در حساب کاربری خود در توئیتر نوشت: دیشب در جمع عزاداران هیئت عشاق الحسین تهران حاضر شدم. از رعایت پروتکل‌های بهداشتی توسط هیئت‌ها و عزاداران تشکر می‌کنیم.

    وی با بیان اینکه ایرانیان قرنهاست آموخته‌اند در هر شرایطی آموزه‌های حسینی را پاس بدارند، تاکید کرد: ما وظیفه داریم «جانها» را حفظ کنیم برای بزرگداشت «نهضت حسین جان (ع)».

    سخنگوی دولت در پایان مطلب خود، از هشتگ ما ملت امام حسینیم استفاده کرد.

    منبع : مهرنیوز

  • تلاش برای زنده نگه‌داشتن ادبیات ایران نتیجه عمر «قریب» بود

    تلاش برای زنده نگه‌داشتن ادبیات ایران نتیجه عمر «قریب» بود

    تلاش برای زنده نگه‌داشتن ادبیات ایران نتیجه عمر «قریب» بود

     

    به گزارش خبرگزاری مهر علی ربیعی با انتشار پستی در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت:

    «در حال و هوای مبارزه با کووید – ۱۹ به طور اتفاقی متوجه شدم سرکار خانم بدرالزمان قریب صبح امروز هفتم مردادماه در ۹۱ سالگی قربانی کرونا شده و جان به جان آفرین تسلیم کرده است. با نگاهی به سالهای زندگی این بانوی فرهیخته، دو واژه برکت و وقف برائت مفهوم‌یابی می‌شوند. بدرالزمان از نوجوانی تا پایان عمر، یکسره آموخت، پژوهش کرد و نوشت. او زندگی تنها را برای عشق ورزی به ایران و فرهنگ ایرانی انتخاب کرد. تلاش برای زنده نگه داشتن زبان، فرهنگ و ادبیات ایرانی نتیجه سال‌ها عمر پربرکت او بود. رفتن برخی‌ها چقدر حیف است.

    روحش شاد و یادش گرامی.»

    منبع : مهرنیوز

  • ژیژک و توهم؛ گرامشی و سوراخ؛ مرصاد

    ژیژک و توهم؛ گرامشی و سوراخ؛ مرصاد

    ژیژک و توهم؛ گرامشی و سوراخ؛ مرصاد

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی ربیعی سخنگوی دولت در یادداشتی با عنوان ژیژک و توهم؛ گرامشی و سوراخ؛ مرصاد نوشت.

    متن کامل یادداشت سخنگوی دولت به شرح زیر است:

    امروز سالگرد عملیات مرصاد است. این حادثه را نه به عنوان یک واقعه تاریخی بلکه باید به عنوان یک پدیده در چگونگی تحول ذهنی که امکان وقوع آن در هر شرایط و توسط هر جریانی وجود دارد مورد بازخوانی قرار داد.

    در یکی از یادداشت‌های قدیمی خود در این باره نوشته بودم که بازخوانی دوباره آن خالی از لطف نیست:

    همیشه فکر می کردم انسانها چگونه و با چه معادلات ذهنی توسط افرادی به مسلخ می روند که ذات کاریزمایی آنها تهی از انسانیت و اخلاق است. در این میان سیر تطور تشکیلاتی و تحول ایدئولوژیک سازمان مجاهدین نمونه ای قابل مطالعه در دوران اخیر است.

    تحلیل من در مورد سازمان‌هایی است که نه به مثابه جنبش اجتماعی، بلکه با نوعی “فرقه گونه‌گی” در هم آمیخته‌اند. همچنین به نظرم در سالهای اخیر نیز پدیده “داعش” با این تفکر قابل تحلیل است. شباهت عجیب “جهاد نکاح” با “طلاق اجباری” و “انقلاب ایدئولوژیک رجوی”، مستثنی شدن رئیس فرقه از همسرگزینی لذت جویانه یا “اعتراف به گناه” در سازمان مجاهدین قابل تبیین است.

    قرار گرفتن جوان اروپایی از عالم مسیحیت بدون هیچ تغییر ایدئولوژیک در کنار اعضای داعش؛ و کشتن و کشته شدن آنها، ریشه در تفکر فاشیست اروپایی و توهم ایدئولوژیک از هرنوعش دارد که به راحتی با این‌گونه جریانات به ظاهر متعارض، پیوند می‌خورند.

    شاید برای تبیین این وضعیت از دریافت‌های ژیژک بتوانیم کمک بگیریم. اسلاوی ژیژک فیلسوف نواندیش مکتب لاکان، جستارهای بدیعی در باره نقش توهمات اندیشه‌ای در شکل دادن به رفتارهای جمعی دارد.توهمات اندیشه‌ای به دنبال خود انتظارات وچشمداشت‌هایی پدید می‌آورند که فرد متوهم را گرفتار خود می‌کند. انسان مستغرق در وهم تفکر فرقه ای به مرحله‌ای می رسد که به قول ژیژک “خود را از چشمداشت خود پس نمی کشد”. این کاست تفکری طوفانی خوفناک از چشمداشت‌ها وانتظارهای برآورده نشدنی پدید می‌آورد که عملیات تروریستی به عنوان تنها راه برون رفت از بحران را جلوه‌گر می‌سازد.

    به یاد دارم به دنبال پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی امام خمینی (ره) وتهاجم ارتش عراق در محورهای جنوب وغرب در مرداد ۶۷، در میان مسئولان دولت وقت، یک سوال مهم این بود که سازمان مجاهدین چه واکنشی خواهد داشت؟ در آن لحظات بحرانی، خیلی خوب به خاطر دارم که در زمان طرح سوال مذکور، پاسخ روشنی که استوار بر داده‌های مشخص اطلاعاتی باشد در هیچ دستگاه اطلاعاتی، نظامی و امنیتی وجود نداشت.

    به یاد دارم، در آن لحظه تنها چیزی که توانست تصویری روشن از واکنش پیش‌بینی‌پذیر سران سازمان مجاهدین خلق ارائه کند گزارش تحلیلی کوتاه و چهار صفحه‌ای بود که از سوی یکی از دوستان خوش‌فکرم ارائه شد که بر یک تخیل نیرومند و یک حدس جسورانه ابتنا یافته بود تا اطلاعات مشخص عملیاتی. تحلیل‌گر با تکیه بر اشراف کلی خود بر سازمان و اشراف دقیق بر ذهنیت رجوی می‌کوشید خود را در جایگاه او قرار داده و به این سوال پاسخ دهد که چنین شخصی با چنین ذهنتی در این شرایط مشخص چه تصمیمی خواهد گرفت. گزارش تحلیلی از توهمات رجوی درباره شرایط ایران در لحظه پذیرش قطعنامه، آغاز می‌شد و سناریویی خیالین را به نمایش در می‌آورد که دقیقاً به مفهوم تحقق توهم می‌توانست باشد.

    گزارشی که امروزه می‌توان آنرا نوعی ساختارشناسی یک وهم در انطباق با شرایط عینی و مشخص جبهه‌ها در لحظه پذیرش قطعنامه و تهاجم گسترده ارتش بعث نامید. داده‌های خام اطلاعاتی که پیش بینی نهایی گزارش بر آن استوار شده بود، داده‌هایی اندک و فقیر بودند:
    ۱- سازمان در لحظه احساس بن‌بست واحساس قفل شدگی محض، اقدام به عملیاتی خواهد کرد که پیشتر آنرا “عملیات عاشورانه گونه” نامیده بودند. (جلال گنجه‌ای از اعضای “شورای مقاومت” درباره چنین عملیاتی در روز مبادا مطالبی گفته بود که در گزارش مذکور مورد استناد قرارگرفت)
    ۲- در همان ابتدای تشکیل “ارتش آزادی بخش” در عراق، یکی از اعضای سابق سازمان گفته بود تحلیل سازمان این است که در نهایت این جنگ به نقطه‌ای ختم خواهد شد که ارتش عراق موفق به انجام یک عملیات سراسری نظیر روزهای آغازین جنگ شده ودر چنین لحظه‌ای یک “سوراخ” در یکی از محورهای عملیاتی ایجاد خواهد شد و سازمان می‌تواند از همان “سوراخ” به داخل ایران نفوذ کرده وتا تهران پیش‌روی کند.

    گزارش مذکور حول استعاره “سوراخ” در ذهنیت رجوی سرمایه‌گذاری به عمل آورده بود و مدعی بود که در لحظه کنونی یعنی پذیرش قطعنامه، از دیدگاه او “شرایط عینی” برای ایجاد آن “سوراخ” توسط ارتش فراهم شده وبنابراین باید منتظر رخنه ونفوذ عملیاتی سازمان باشیم!

    بنابراین مبانی استدلالی آن گزارش از یکسو بر عامل “راندن” سازمان به جانب خاک ایران استوار بود و از سوی دیگر از عامل “جاذبه” و کشانده شدن سازمان سخن می‌گفت. سازمان با پذیرش قطعنامه توسط ایران، نمی‌توانست در عراق بماند. چیزی او را به جانب ایران هل می‌داد: مطابق این گزارش، لحظه پذیرش قطعنامه از سوی ایران حس بن‌بست، ضعف و غافل‌گیر شدن را در ذهنیت سران سازمان به نقطه اوج خود می‌رساند.

    رجوی همواره از آنچه که “هشیاری …” امام (ره) می نامید وحشت داشت. در این گزارش به استناد رجوی آمده بود که امام خمینی “هشیارترین سیاستمدار معاصر است”. ازدید رجوی مواضع امام در لحظه گذار سازمان به جنگ مسلحانه و اعلام آمادگی برای پذیرش سازمان به شرط کنار نهادن سلاح از مصادیق بارز هشیاری امام بود موجی از تردید و بی انگیزگی برای رادیکالیسم را د رمیان اعضای سازمان دامن زد به طوریکه اگر او با شتاب وارد جنگ مسلحانه نمی‌شد، حفظ نیروها وقطبی سازی فضا دیگر غیر ممکن بود ونظام وارد دوره تازه ای از ثبات می شد. آغاز عملیات مسلحانه سازمان در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ را باید به این اعتبار “مرصاد نخست” نامید. رجوی ۳۰ خرداد وگذار به عملیات مسلحانه را “ضرورت تاریخ” می نامید. “ضرورت” از آنرو که اگر عملیات مسلحانه درست در همان لحظه آغاز نمی‌شد، سرنگونی نظام دیگر غیرممکن می‌شد.

    این عوامل در “راندن” سازمان به سوی جبهه‌های عملیاتی ارتش عراق نقش اصلی داشت اما همه عوامل منفی مذکور بدون یک عامل “جذبی” نمی توانست منجر به عملیاتی شود که بعد ها به درستی “مرصاد” نام گرفت: چیزی بود که رجوی را به جانب عملیات جذب می‌کرد وآن توهم “سوراخ” بود. یعنی این توهم که “رژیم هرچه دارد به جبهه آورده” و”تمامی موجودیت رژیم همان چیزی است که جلوی چشم ما به نمایش در آمده” (تحلیل سازمان درباره استراتژی ارتش آزادیبخش که تقریباً در تمامی نشریات سازمان در ماههای پایانی سال ۶۵ وبهار ۶۶ موج می‌زد) در نتیجه به محض ایجاد یک خلل و یک “سوراخ بزرگ” در این موجودیت متجسد نظام در جبهه‌های نبرد، دیگر چیزی در پشت “سوراخ” وجود ندارد.
    برای فهم جایگاه استعاره “سوراخ” در ذهنیت رجوی باید از چارچوب تحلیلی یکی دیگر از دوستان پراستعداد تحلیل‌گرم در مقطع فوق کمک گرفت:

    وی با مطالعه دقیق تحلیل‌های رجوی در باره ماهیت نظام و نقش جنگ در براندازی محتوم نظام به نقطه‌ای رسیده بود که آنروزها با یک اعتماد به نفس عجیب می‌گفت “من بر ذهنیت رجوی اشراف دارم”! او می‌گفت رجوی باید “گرامشی ” را خوانده باشد که بر مبنای یک خوانش غلط، از طریق انطباق وهم آلود تئوری گرامشی بر شرایط ایران در دوران جنگ تحمیلی، این‌چنین نسبت به موفقیت “ارتش آزادی بخش” اطمینان داشته باشد!

    در آن ایام وی هم از “گرامشی خوانی” رجوی می‌گفت و هم از “غلط خوانی” او خبر می داد. او می‌گفت رجوی با اطلاع از تئوری های گرامشی درباره “جامعه مدنی” فکر می‌کند ایران در مرحله ماقبل جامعه مدنی قرار دارد.یعنی در پس خاکریزها وخندق‌های نظامی ایران در جبهه‌های جنگ، چیزی به نام “خندق‌های جامعه مدنی” در پشت جبهه‌ها وجود ندارد و بنابراین همه چیز بستگی به زمان رخنه وبه تعبیر گزارش پیشگفته به ایجاد یک “سوراخ” در صف آرایی نظامی نظام دارد واز آن پس (آن‌چنان که گرامشی درباره جوامع فئودالی ونیمه فئودالی در دوران ماقبل جامعه مدنی گفته) تا “قلعه شاه” یعنی تا نقطه کانونی قدرت می‌توان تاخت وبه پیش رفت!

    خوانش دیگری از تئوری گرامشی وجود داشت که می‌توان آنرا “مهندسی معکوس” نامید.رجوی نهایتاً قربانی توهم خود شد. زیرا او خوانشی قالبی از متون تئوریک “انقلاب” داشت و از ماهیت انقلاب اسلامی وحقیقت جامعه مدنی در ایران بی‌اطلاع بود. در صورتی که در آن زمان ایران دارای یک جامعه مدنی شکل یافته و قوی بود و اشتباه آنها از اینجا سرچشمه می‌گرفت که کل نظام را به نیروی نظامیان تقلیل می‌دادند. به نظرم نظام سیاسی و جامعه مدنی ایران نیز این چنین در مقابل تهاجمات درونی و بیرونی تاکنون توانسته از خود مقاومت نشان بدهد و دچار زوال، فروپاشی وسرنگونی نشود. در جامعه ما «دولت فقط یک خندق ظاهری نبود که در خط مقدم حفر شده باشد»، بلکه در پس آن زنجیره‌ای نیرومند از خندق‌ها، سپرها و دژهای جامعه مدنی حضور داشته و از دولت حمایت می‌نمودند.

    اکنون می توان تصور کرد که این فقرات در خوانش رجوی از ماهیت مدنی جامعه ایران اصلاً به چشم نیامده است. آنچه که چشم رجوی را پر کرده بود همان حضور چشمگیر نظامی ایران در جبهه های نبرد بود. او نمی‌توانست چیز دیگری را در ورای همین حضور نظامی مشاهده کند.

    منبع : مهرنیوز

  • جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت برگزار شد

    جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت صبح امروز (یکشنبه) با حضور حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور و اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور برگزار شد.

    در این جلسه محمود واعظی رئیس دفتر رئیس‌جمهور، علی ربیعی سخنگوی دولت، عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی، حسین مدرس خیابانی سرپرست وزارت صمت، فرهاد دژپسند وزیر اقتصاد، محمد نهاوندیان معاون اقتصادی رئیس‌جمهور و محمدباقر نوبخت نیز حضور داشتند.

    منبع : مهرنیوز

  • تاب‌آوری در برابر تحریم‌ها از مجرای همکاری با همسایگان می‌گذرد

    تاب‌آوری در برابر تحریم‌ها از مجرای همکاری با همسایگان می‌گذرد

    به گزارش خبرگزاری مهر، علی ربیعی سخنگوی دولت در یادداشتی تحت عنوان «جاده ابریشم نوین» به تشریح روابط ایران با کشورهای همسایه پرداخت.

    متن این یادداشت به شرح زیر است:

    «این روزها آنقدر درگیر مسائل داخلی اقتصادی و فشارهای خارجی هستیم که به بعضی مسائل منطقه‌ای پراهمیت برای ایران و آینده ایران کمتر می‌پردازیم. به نظر من نگاه همسایگی و استراتژیک به کشورهای پیرامونی یکی از سیاست‌های قابل توجه برای ایران امروز و فرداست.

    تحریم‌ها به ما نشان داد که در مهمترین مسائل بین‌المللی و مقاومت‌های بزرگ تاب‌آوری ما باید از مجرای همکاری با همسایگان بگذرد. هر کدام از همسایگان می‌توانند یک عمق استراتژیک برای ما به حساب آیند. بنابراین باید گفت‌وگوها و تفاهم‌های بزرگ بین‌المللی از طریق گفت‌وگوهای منطقه‌ای و با همسایگان شروع شود. ما نیازمند آن هستیم که برنامه جامع اقدام مشترک با منطقه داشته باشیم. خوشبختانه شرایط جغرافیایی ما به نحوی است که با توجه به تنوع قومی و فرهنگی موجود در کشور هر یک از همسایگان ما تبدیل به عمق فرهنگی سرزمینی شده‌اند. ۴۰۰ میلیون جمعیت پیرامونی ماست و این از یک ظرفیت عظیم اقتصادی و اجتماعی و انسانی حکایت دارد. چنانکه زندگی بدون نفت نیز با همسایگان میسر است.

    هفته گذشته شاهد ترافیک سفرهای دیپلماتیک با کشورهای همسایه بودیم. عباس عراقچی به افغانستان رفت تا حسن نیت و اراده ایران را برای ایستادن در کنار ملت و دولت افغانستان نشان دهد.

    روابط ایران و این همسایه شرقی در ماه‌های گذشته اسیر تبلیغاتی بود که سعی در جدا کردن این برادری گسست‌ناپذیر داشت. ما متعهد به نگهداری از مناسبات دوستانه با افغانستان و حمایت از مسیر توسعه، آشتی ملی و حفظ همه دستاوردهایی هستیم که مردم افغانستان دهه‌ها برای دست یافتن به آن رنج برده و کوشیده‌اند.

    دیدار محمدجواد ظریف از عراق و سپس سفر نخست‌وزیر عراق به ایران، تأکید دیگری بر اهمیت اصل «همسایگی خوب» در بالاترین اولویت سیاست خارجی دولت بود. در میان همسایگان شمالی، سفر وزیر امور خارجه به روسیه به منظور هماهنگ کردن سیاست‌ها در جهت اهداف مشترک، مصداق دیگری از نگرش منطقه‌ای ایران در چهار جهت جغرافیای همسایگی است.

    در چارچوب همین پارادایم نوین است که باید قرارداد همکاری ۲۵ ساله ایران و چین را بازخوانی کرد. شاید هنوز برای شماری از مردم، این سند همکاری، نشانه‌ای از غلتیدن ایران به جانب شرق ژئوپولیتیکی باشد. اما چنین روایتی بدون درنظر گرفتن آمادگی ایران برای انعقاد قراردادهای مشابه به منظور ترسیم نقشه راه همکاری‌های بلند مدت با همه کشورهایی که صداقت و اراده آنها اثبات شده، گمراه‌کننده خواهد بود.

    علت فقدان این قبیل اسناد همکاری بلند مدت با دیگر کشورها، بی‌میلی ایران نیست بلکه ناتوانی دیگران در ریسک‌پذیری به منظور ساختن نظم‌های منطقه‌ای جدید در دنیای پسا تک‌قطبی است. نباید از یاد ببریم که فلسفه وجودی برجام نیز بحران‌زدایی از محیط استراتژیک ایران و عادی‌سازی زمینه‌هایی بود که می‌توانستیم ساختمان سیاست خارجی جدید ایران مطابق با مقتضیات قرن بیست و یکم را بر روی آن بنا کنیم.

    این پارادایم، رشته تسبیحی است که تمام عناصر سیاست خارجی مبتنی بر تعامل سازنده با جهان را از غرب تا شرق ژئوپولیتیکی پیوند می‌دهد.

    در روزگاری نه چندان نزدیک یک رژیم متخاصم در افغانستان حاکم بود. در روزگاری نه چندان دور یک دیکتاتور در عراق همزمان با کشتار وسیع مردم خود طولانی‌ترین نبرد بعد از جنگ دوم جهانی را به ایران تحمیل کرد و در همان زمان از چین موشک‌های کرم ابریشم را برای اداره بخشی از آن جنگ خونین خریداری می‌کردیم.

    خوشبختانه امروز نزدیکترین روابط با ترکیه را تجربه می‌کنیم. امروز یک دولت دوست در افغانستان، این ملت بزرگ را رهبری می‌کند؛ عراق سرنوشت خود را به دست گرفته است. دیروز شکوه اولین نماز جمعه در مسجد ایاصوفیه هم من را بی‌اختیار به یاد اولین نماز جمعه ما به امامت آیت‌الله طالقانی انداخت.

    مسجد ایاصوفیه هم پر از یادگارهای ایرانی و فارسی است و این قدرت معنایی ایران با منابع فرهنگی مشترک در سطح همه همسایگان و منطقه می‌تواند تجلی یابد. مناسبات تاریخی با ایران را به دورانی طلایی رسانده و چین، جاده ابریشم را به هدف اعتلای دوباره آسیا در اقتصاد و ارتباطات جهانی گسترانده است.

    جاده ابریشم نوین، رشته پیوند دهنده‌ای از جنس جغرافیا و فرهنگ کهن با عناصری نو از اقتصاد و فناوری است که از چین تا افغانستان و عراق و تا اروپای مدیترانه‌ای پیش می‌رود. قرن بیستم به پایان رسیده و قرن جدید، نگاه جدیدی هم می‌طلبد. ما قصد نداریم که با جا ماندن در تاریخ، آینده پرشتاب را از دست بدهیم. نخستین گام در این بازآرایی ژئوپولیتیکی، تضمین همسایگی خوب و ارائه چشم‌انداز مشترکی از توسعه، امنیت و صلح برای همه است و این همان مقصودی است که در مفهوم «منطقه قوی‌تر به‌جای قوی‌ترین در منطقه» تعقیب شده است.

    ما از همه همسایگان دور و نزدیک می‌خواهیم که به قرن جدید بپیوندند، ایده‌های منسوخ را کنار بگذارند و آماده سرمایه‌گذاری برای آینده فرزندان ما در این زیستگاه مشترک منطقه‌ای باشند. همسایگان دورتر ما در اروپا می‌توانند به این لوکوموتیو توسعه ملحق شوند؛ البته اگر اعتماد به نفس خود را بازبیابند و در برابر نیروهای واپسگرای جهان تک‌قطبی که با خطرناک‌ترین شیوه‌های ممکن، می‌کوشند راه را بر توفان تغییرات گریزناپذیر سد کنند، بایستند.

    حفظ برجام، مهمترین آزمون آنهاست. ایران منتظر آنها نخواهد ماند اما اگر بخواهند، ایران را آماده برای همکاری و مشارکت در مسیر ساختن دنیای بهتر خواهند دید.

    منبع : مهرنیوز

  • تحلیل علی ربیعی از بازتاب‌های حکم اعدام ۳ جوان، یک هشتگ و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو/توییت به مزدها چه کسانی هستند؟

    تحلیل علی ربیعی از بازتاب‌های حکم اعدام ۳ جوان، یک هشتگ و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو/توییت به مزدها چه کسانی هستند؟

    من در سالنامه «ایران» در اسفند ۹۷ با توجه به تداوم تحریم امریکا، تنگ‌تر شدن حلقه فشارها علیه ایران، هدف‌گیری شکستن فیزیکی جامعه در کنار آن فروریختن ذهنی جامعه و از سویی مشاهده برخی اختلافات در ساخت قدرت که به جامعه کشیده شده بود و بیان آن در میان جامعه و تصور مردم از اختلاف در نخبگان سیاسی و با سابقه‌ای از اتفاقات دی ۹۶ یک پیش‌بینی از ظرفیت هیجانی جامعه در سال ۹۸ داشتم و نوشتم: «برای جامعه امکان بروز تحرکات اجتماعی و انتقال ناآرامی‌های ذهنی به ناآرامی‌های فیزیکی را کاملاً متصورم.»
    در آبان ۹۸ همان پیش‌بینی محقق شد و مطابق سابقه امریکا و تحریم‌گران که درصدد سوءاستفاده از اعتراضات هستند، در آنجا نیز برای تداوم ناآرامی‌ها به تحریک رسانه‌ای و موج‌سواری پرداختند. حال در هفته گذشته حکم اولیه سه نفر از جوانان مرتبط با اتفاقات آبان ۹۸ اعلام شد که در شرایط کنونی بازتاب‌های مختلفی را دربرداشت. بازتاب‌های این حکم که طیف بسیار متنوعی از گرایش‌ها را از سوی فعالان سیاسی و مدنی و جوانان و گروه‌های اجتماعی دربرمی‌گرفت که با نوعی نگاه همدلانه هشتگی را داغ کردند.
    مطابق معمول در کنار یک خواست طبیعی افکار عمومی – که به اعتقاد من باید به آن احترام نهاد زیرا هر اقدامی که از سوی دولت به مفهوم اعم صورت می‌گیرد، باید با نگاهی به مصلحت و منفعت مردم، ثبات و آینده ایران و جامعه باشد – این بار هم در یک برنامه موج‌سوارانه رئیس جمهور امریکا با وقاحتی باورنکردنی در توئیتی به زبان فارسی خواستار توقف اعدام این متهمان شد
    ترامپ میان اظهار نظر طبیعی یک جامعه و گفت‌وشنودی که می‌باید بین آنان صورت گیرد دخالتی مداخله‌گرانه کرده که اتفاقا نه‌تنها هیچ کمکی به این گفت وشنود نکرده بلکه با پارازیت این گفت‌وگوی طبیعی را دچار اخلال می‌نماید.
    من معتقدم که غرب و به‌خصوص امریکا همیشه به زیان دموکراسی در ایران عمل کرده و به قصد موج سواری و بهم زدن اوضاع فرآیند گفت‌وگو و نتیجه‌گیری در ایران را با بن‌بست مواجه می کنند. اینان نه‌تنها هیچ دلسوزی برای جان سه جوان ایرانی ندارند، بلکه همانگونه که شواهد نشان می‌دهد کشته شدن کودکان و آوارگی میلیون‌ها نفر نیز برای آنها دارای هیچ اهمیتی نیست. او ظاهراً فراموش کرده که همین چند ماه پیش و پس از قتل وحشیانه جورج فلوید، صدای میلیون‌ها نفر را که خواستار پایان دادن به دهه‌ها تبعیض‌نژادی علیه رنگین‌پوستان در امریکا بودند، نشنیده گرفت و هنوز هم مفتخرانه از برپا ماندن تمثال قهرمانان برده‌داری در گوشه و کنار امریکا حمایت می‌کند. این نباید باعث شود که واکاوی جامعه‌شناختی و بیرون کشیدن حقیقت از میان انبوهی از زواید دروغین را کنار بگذاریم. این حساسیت فکری که میراثی از مردم‌سالاری در انقلاب اسلامی است، ما را دعوت به شنیدن و اندیشیدن پیرامون هر آن پژواکی می‌کند که مظنون به انعکاس دادن دیدگاه حتی جزئی از ملت ماست.
    تحلیل علی ربیعی از بازتاب‌های حکم اعدام ۳ جوان، یک هشتگ و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو/توییت به مزدها چه کسانی هستند؟
    تحلیل علی ربیعی از بازتاب‌های حکم اعدام ۳ جوان، یک هشتگ و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو/توییت به مزدها چه کسانی هستند؟
    البته در عصر رسانه‌های مجازی، تشخیص صداهای اصیل و برخاسته از بطن جامعه از صداهای جعلی و هدایت شده از دستگاه تبلیغاتی دشمنان آسان نیست اما ما با این اعتقاد که باید برای تحمل همدلانه و گذشتن از شرایط سخت همه صداها را شنید با تفکیک اعتراض از تخریب، گریزی از ارتقای مهارت‌های خود در تشخیص این تمایزها نداریم. چهل سال پیش، وقتی مردم‌سالاری دینی را به عنوان سرشت انقلاب اسلامی برگزیدیم، می‌دانستیم که این انتخاب بی‌هزینه نیست.
    به رسمیت شناختن حق اعتراض، خطر تحریک سوءاستفاده‌کنندگان به اقدامات جهت‌دار را هم به دنبال دارد و تعهد به شنیدن صدای مردم، مستعد موج‌سواری دشمنان هم می‌شود. اما هیچ‌یک از این مخاطرات، نه ما را به پاک کردن صورت مسأله تشویق می‌کند و نه ما را از تعقیب و اصرار بر مردم‌سالاری و افزایش مشارکت مردم منصرف خواهد کرد. در میان همه آنهایی که خواستار توقف اعدام آن متهمان بودند، شاهد همصدایی تعدادی از هنرمندان و فعالان اجتماعی خوشنام هم بودیم که نه تعلق سیاسی به حزب و جناحی دارند و نه به فکر انجام یک عمل سیاسی بودند و شاید فقط از سر نگرانی ملی به این کارزار مجازی پیوسته باشند. همین‌طور می‌توانستیم هزاران توئیت دیگر را ببینیم که چه موافق آن باشیم و چه مخالف، باید بپذیریم که دارای خاستگاهی طبیعی درون جامعه ایران نیز هستند. در طیف دوم، انبوه توئیت دیگر را می‌توان سراغ گرفت که بطور مشخص برخاسته از سودجویی و فرصت‌طلبی‌هایی بود که نه تنها تمایلی به تمام شدن ناآرامی‌های آبان ۹۸ نداشتند و برای آنها تداوم خشونت ایده و ایده‌آل است و امروز نقاب کهنه انداخته و در قامت دلسوزان قربانیان به میدان آمده‌اند.
    طی روزهای اخیر یک گسست آشکار میان تفسیرها این ماجرای حکم اعدام  به چشم می‌خورد. برخی از متن‌هایی که آن بالا در قاب کوچک توئیت نوشته شده بود با آن چیزی که در پایین متن به شکل هشتگ درآمده هیچ شباهتی نداشت. به عنوان مثال وقتی توئیتی با عنوان «ایران را سراسر آبان می کنیم» در فضای مجازی منتشر می‌شود،  به‌راحتی می‌توان دریافت که چنین گزاره در خفا، در اعماق کانون‌های بدخواه ایران  و«توئیت به مزد» طراحی شده برای ایجاد گسست در همان هشتگ. همجوارسازی منافقانه آن گزاره و این هشتگ به طور روشن در خدمت القای یک خط  و شکل دادن یک واکنش است: به عبارت روشن‌تر برخی از آن توئیت‌هایی که هشتگ را در پای خود داشت، لزوماً به معنای «اعدام نکنید» نبود، دقیقاً برعکس؛ هدفی جز تسریع و القای شتابزدگی در صدور و اجرای حکم تعقیب نمی‌کرد. هوشمندی ما در این است که در این دام نیفتیم. هدف اینان کوبیدن بر طبل خشونت در جامعه ایران است و نه دفاع از جان سه جوان.
    دسته سوم، دولت‌های بدخواه ایران بودند که مثل همیشه فرصت مداخله پیدا کرده و از جوشش احساسات طبیعی مردم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره می‌برند. دو دسته اخیر همان زواید و حاشیه‌هایی هستند که باید دور ریخته شوند اما هنر سیاسی انقلاب ما در این است که اجازه ندهیم دغدغه و صدای گروه اول در این هیاهو شنیده نشود. آنها به هر تعدادی که باشند، جزئی از ملت و مردم ما هستند و به همان اندازه اهمیت دارند.
    مجاب شدن این شهروندان به این که عدالت در میهن آنها در عالی‌ترین شکل خود به اجرا گذاشته می‌شود، حق آنهاست و مجاب کردن آنها تکلیف ما. اما خطرناک‌تر از مداخله ترامپ و نتانیاهو در این ماجرا، باور آنهایی است که گمان می‌کنند چون دشمنان ایران بر این موج سوار شدند، پس مقابله با آنها مستلزم عملی بر خلاف آن خواسته‌ای است که بر زبان رانده‌اند. ظواهر همیشه فریب‌آمیزند. امریکا و اسرائیل از حامیان سرسخت آشوب و هرج ومرج در ایران بوده و همچنان هستند. حتی اگر وانمود کنند که مخالف اعدام‌اند، از صمیم قلب از اعدام آنها خرسند خواهند شد.
    من معتقد به درایت قوه قضائیه و رئیس محترم آن هستم که به نحوی عمل خواهند کرد که با آگاهی از همه ابعاد موضوع و لحاظ حساسیت کافی و مبانی حقوقی، رأفت و عدالت توأمان با حفظ منافع عامه و ثبات را به کار می‌گیرند. خوشبختانه قانون اساسی در کنار قوانین کیفری ما این عدالت را تضمین می‌کند، صرف نظر از بهره‌جویی‌ها و مداخله‌های خارجی، تلاش مدنی شهروندان برای شنیده شدن و پاسخ حاکمان برای شنیدن صدای بی‌پیرایه مردم، از برکات انقلاب است که فرصت تجدید عهد با آرمان‌های انقلاب ما را فراهم می‌کند. این یکی از مهم‌ترین دارایی ماست که ارزش پاسداری و مباهات دارد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • تحلیل علی ربیعی از هشتگ #اعدام _ نکنید، بازتاب‌های یک حکم و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو

    تحلیل علی ربیعی از هشتگ #اعدام _ نکنید، بازتاب‌های یک حکم و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو

    من در سالنامه «ایران» در اسفند ۹۷ با توجه به تداوم تحریم امریکا، تنگ‌تر شدن حلقه فشارها علیه ایران، هدف‌گیری شکستن فیزیکی جامعه در کنار آن فروریختن ذهنی جامعه و از سویی مشاهده برخی اختلافات در ساخت قدرت که به جامعه کشیده شده بود و بیان آن در میان جامعه و تصور مردم از اختلاف در نخبگان سیاسی و با سابقه‌ای از اتفاقات دی ۹۶ یک پیش‌بینی از ظرفیت هیجانی جامعه در سال ۹۸ داشتم و نوشتم: «برای جامعه امکان بروز تحرکات اجتماعی و انتقال ناآرامی‌های ذهنی به ناآرامی‌های فیزیکی را کاملاً متصورم.»
    در آبان ۹۸ همان پیش‌بینی محقق شد و مطابق سابقه امریکا و تحریم‌گران که درصدد سوءاستفاده از اعتراضات هستند، در آنجا نیز برای تداوم ناآرامی‌ها به تحریک رسانه‌ای و موج‌سواری پرداختند. حال در هفته گذشته حکم اولیه سه نفر از جوانان مرتبط با اتفاقات آبان ۹۸ اعلام شد که در شرایط کنونی بازتاب‌های مختلفی را دربرداشت. بازتاب‌های این حکم که طیف بسیار متنوعی از گرایش‌ها را از سوی فعالان سیاسی و مدنی و جوانان و گروه‌های اجتماعی دربرمی‌گرفت که با نوعی نگاه همدلانه هشتگی را داغ کردند.
    مطابق معمول در کنار یک خواست طبیعی افکار عمومی – که به اعتقاد من باید به آن احترام نهاد زیرا هر اقدامی که از سوی دولت به مفهوم اعم صورت می‌گیرد، باید با نگاهی به مصلحت و منفعت مردم، ثبات و آینده ایران و جامعه باشد – این بار هم در یک برنامه موج‌سوارانه رئیس جمهور امریکا با وقاحتی باورنکردنی در توئیتی به زبان فارسی خواستار توقف اعدام این متهمان شد
    ترامپ میان اظهار نظر طبیعی یک جامعه و گفت‌وشنودی که می‌باید بین آنان صورت گیرد دخالتی مداخله‌گرانه کرده که اتفاقا نه‌تنها هیچ کمکی به این گفت وشنود نکرده بلکه با پارازیت این گفت‌وگوی طبیعی را دچار اخلال می‌نماید.
    من معتقدم که غرب و به‌خصوص امریکا همیشه به زیان دموکراسی در ایران عمل کرده و به قصد موج سواری و بهم زدن اوضاع فرآیند گفت‌وگو و نتیجه‌گیری در ایران را با بن‌بست مواجه می کنند. اینان نه‌تنها هیچ دلسوزی برای جان سه جوان ایرانی ندارند، بلکه همانگونه که شواهد نشان می‌دهد کشته شدن کودکان و آوارگی میلیون‌ها نفر نیز برای آنها دارای هیچ اهمیتی نیست. او ظاهراً فراموش کرده که همین چند ماه پیش و پس از قتل وحشیانه جورج فلوید، صدای میلیون‌ها نفر را که خواستار پایان دادن به دهه‌ها تبعیض‌نژادی علیه رنگین‌پوستان در امریکا بودند، نشنیده گرفت و هنوز هم مفتخرانه از برپا ماندن تمثال قهرمانان برده‌داری در گوشه و کنار امریکا حمایت می‌کند. این نباید باعث شود که واکاوی جامعه‌شناختی و بیرون کشیدن حقیقت از میان انبوهی از زواید دروغین را کنار بگذاریم. این حساسیت فکری که میراثی از مردم‌سالاری در انقلاب اسلامی است، ما را دعوت به شنیدن و اندیشیدن پیرامون هر آن پژواکی می‌کند که مظنون به انعکاس دادن دیدگاه حتی جزئی از ملت ماست.
    تحلیل علی ربیعی از هشتگ #اعدام _ نکنید، بازتاب‌های یک حکم و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو
    تحلیل علی ربیعی از هشتگ #اعدام _ نکنید، بازتاب‌های یک حکم و موج‌سواری ترامپ و نتانیاهو
    البته در عصر رسانه‌های مجازی، تشخیص صداهای اصیل و برخاسته از بطن جامعه از صداهای جعلی و هدایت شده از دستگاه تبلیغاتی دشمنان آسان نیست اما ما با این اعتقاد که باید برای تحمل همدلانه و گذشتن از شرایط سخت همه صداها را شنید با تفکیک اعتراض از تخریب، گریزی از ارتقای مهارت‌های خود در تشخیص این تمایزها نداریم. چهل سال پیش، وقتی مردم‌سالاری دینی را به عنوان سرشت انقلاب اسلامی برگزیدیم، می‌دانستیم که این انتخاب بی‌هزینه نیست.
    به رسمیت شناختن حق اعتراض، خطر تحریک سوءاستفاده‌کنندگان به اقدامات جهت‌دار را هم به دنبال دارد و تعهد به شنیدن صدای مردم، مستعد موج‌سواری دشمنان هم می‌شود. اما هیچ‌یک از این مخاطرات، نه ما را به پاک کردن صورت مسأله تشویق می‌کند و نه ما را از تعقیب و اصرار بر مردم‌سالاری و افزایش مشارکت مردم منصرف خواهد کرد. در میان همه آنهایی که خواستار توقف اعدام آن متهمان بودند، شاهد همصدایی تعدادی از هنرمندان و فعالان اجتماعی خوشنام هم بودیم که نه تعلق سیاسی به حزب و جناحی دارند و نه به فکر انجام یک عمل سیاسی بودند و شاید فقط از سر نگرانی ملی به این کارزار مجازی پیوسته باشند. همین‌طور می‌توانستیم هزاران توئیت دیگر را ببینیم که چه موافق آن باشیم و چه مخالف، باید بپذیریم که دارای خاستگاهی طبیعی درون جامعه ایران نیز هستند. در طیف دوم، انبوه توئیت دیگر را می‌توان سراغ گرفت که بطور مشخص برخاسته از سودجویی و فرصت‌طلبی‌هایی بود که نه تنها تمایلی به تمام شدن ناآرامی‌های آبان ۹۸ نداشتند و برای آنها تداوم خشونت ایده و ایده‌آل است و امروز نقاب کهنه انداخته و در قامت دلسوزان قربانیان به میدان آمده‌اند.
    طی روزهای اخیر یک گسست آشکار میان تفسیرها این ماجرای حکم اعدام  به چشم می‌خورد. برخی از متن‌هایی که آن بالا در قاب کوچک توئیت نوشته شده بود با آن چیزی که در پایین متن به شکل هشتگ درآمده هیچ شباهتی نداشت. به عنوان مثال وقتی توئیتی با عنوان «ایران را سراسر آبان می کنیم» در فضای مجازی منتشر می‌شود،  به‌راحتی می‌توان دریافت که چنین گزاره در خفا، در اعماق کانون‌های بدخواه ایران  و«توئیت به مزد» طراحی شده برای ایجاد گسست در همان هشتگ. همجوارسازی منافقانه آن گزاره و این هشتگ به طور روشن در خدمت القای یک خط  و شکل دادن یک واکنش است: به عبارت روشن‌تر برخی از آن توئیت‌هایی که هشتگ را در پای خود داشت، لزوماً به معنای «اعدام نکنید» نبود، دقیقاً برعکس؛ هدفی جز تسریع و القای شتابزدگی در صدور و اجرای حکم تعقیب نمی‌کرد. هوشمندی ما در این است که در این دام نیفتیم. هدف اینان کوبیدن بر طبل خشونت در جامعه ایران است و نه دفاع از جان سه جوان.
    دسته سوم، دولت‌های بدخواه ایران بودند که مثل همیشه فرصت مداخله پیدا کرده و از جوشش احساسات طبیعی مردم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره می‌برند. دو دسته اخیر همان زواید و حاشیه‌هایی هستند که باید دور ریخته شوند اما هنر سیاسی انقلاب ما در این است که اجازه ندهیم دغدغه و صدای گروه اول در این هیاهو شنیده نشود. آنها به هر تعدادی که باشند، جزئی از ملت و مردم ما هستند و به همان اندازه اهمیت دارند.
    مجاب شدن این شهروندان به این که عدالت در میهن آنها در عالی‌ترین شکل خود به اجرا گذاشته می‌شود، حق آنهاست و مجاب کردن آنها تکلیف ما. اما خطرناک‌تر از مداخله ترامپ و نتانیاهو در این ماجرا، باور آنهایی است که گمان می‌کنند چون دشمنان ایران بر این موج سوار شدند، پس مقابله با آنها مستلزم عملی بر خلاف آن خواسته‌ای است که بر زبان رانده‌اند. ظواهر همیشه فریب‌آمیزند. امریکا و اسرائیل از حامیان سرسخت آشوب و هرج ومرج در ایران بوده و همچنان هستند. حتی اگر وانمود کنند که مخالف اعدام‌اند، از صمیم قلب از اعدام آنها خرسند خواهند شد.
    من معتقد به درایت قوه قضائیه و رئیس محترم آن هستم که به نحوی عمل خواهند کرد که با آگاهی از همه ابعاد موضوع و لحاظ حساسیت کافی و مبانی حقوقی، رأفت و عدالت توأمان با حفظ منافع عامه و ثبات را به کار می‌گیرند. خوشبختانه قانون اساسی در کنار قوانین کیفری ما این عدالت را تضمین می‌کند، صرف نظر از بهره‌جویی‌ها و مداخله‌های خارجی، تلاش مدنی شهروندان برای شنیده شدن و پاسخ حاکمان برای شنیدن صدای بی‌پیرایه مردم، از برکات انقلاب است که فرصت تجدید عهد با آرمان‌های انقلاب ما را فراهم می‌کند. این یکی از مهم‌ترین دارایی ماست که ارزش پاسداری و مباهات دارد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • دلنوشته علی ربیعی درپی درگذشت سرحدی زاده /چقدر دلم برای حضور او تنگ خواهد شد…

    دلنوشته علی ربیعی درپی درگذشت سرحدی زاده /چقدر دلم برای حضور او تنگ خواهد شد…

    ابوالقاسم سرحدی‌زاده، شب گذشته ساعت ۱۰، دنیای ما را ترک کرده بود.گاهی بعضی از آدمها تبدیل به یک نام و نشان می‌شوند. ابوالقاسم، نشانه شرافت، سادگی و صداقت بود. فکر نمی‌کنم حتی یک نفر را آزرده باشد.

    او وزیر کار پاک و غمخوار کارگران در دولت جنگ بود. اینها را اضافه کنید به چهارده سال زندان و خم به ابرو نیاوردن. سالها با رنج مشکلات ناشی از سکته قلبی و مغزی زندگی خیرخواهانه خود را ادامه می‌داد. “خیریه عمل” برای بچه‌های معلول کارگر تنها کاری بود که این اواخر دنبال می‌کرد.

    با انقلاب از زندان آزاد شد.اوایل سال ۵۸ او را در حزب جمهوری اسلامی دیدم.آنقدر در موردش شنیده بودیم که دیدنش برای همه ما جذاب بود. بی‌تردید هرکس با او آشنا می‌شد تحت تاثیر کاریزمای شخصیتی‌ و رفتارش، پر از خاطره می‌شد. سال ۵۸ با او و تعدادی دیگر از دوستان از جمله خسرو تهرانی، احمد کاشانی، مرحوم زواره‌ای و صالحی (رییس فعلی سازمان انرژی اتمی) همسفر لیبی شدیم. با اینکه  سالها در زندان بود هم به تاریخ تحولات لیبی مسلط بود و هم به شرایط و اوضاع سیاسی_اجتماعی لیبی آگاه بود و احاطه داشت.

    سال ۶۰ یک موتور گازی داشت. یادش به خیر چند بار بسیج و کمیته، ابوالقاسم را با  قیافه خلقی و ساده و رفتار خاص خودش بازداشت کرده بود. انگار به نظر آنها مشکوک آمده بود.

    همزمان با انفجار حزب به دنبال من  در سپاه منطقه دو تهران آمد. ترک موتورش نشستم و به بهارستان رفتیم. چقدر شلوغ بود. تا صبح در مقر ستاد مرکزی کمیته در بهارستان ماندیم. با وجود آرامش درونی و شخصیت مقاوم همیشگی‌اش، این‌بار در کنار همه‌ی جمع، آرام می‌گریستیم.

    اوایل انقلاب، به توصیه آیت الله بهشتی رییس سازمان زندانها شد؛ با چند تن از دوستان به دیدنش در زندان قصر رفتم. همان ناهاری که به زندانیان می‌دادند را با هم خوردیم. به طرز غریبی با زندانیان مثل یک دوست و هم‌بند رفتار می‌کرد. با خیلی از شکنجه‌گران خودش در زمان شاه دوستی برقرار کرده بود و آنها را مورد لطف قرار داده و به مشکلاتشان رسیدگی می‌کرد.

    انگار همین دیروز بود. زنده‌یاد شهید رجایی، من و آقای محجوب را احضار کرد. با آقای محجوب دوست دیرین و همیشگی‌ام،  به دفتر ایشان در وزارت آموزش و پرورش واقع در  میدان بهارستان رفتیم. بحث بر سر انتخاب وزیر کار کابینه‌اش بود. پس از بحثهای زیاد از ما خواست تا رضایت آقای سرحدی‌زاده را برای پذیرش وزارت کار حاصل کنیم. زنده‌یاد شهید رجایی گفت:” بودن او در کنار من در کابینه افتخار است.”

    یکی از یادگارهای مهم دوران وزارت کارش، تدوین قانون کار فعلی است. برای درک شکل‌گیری این قانون کار، به‌رغم همه حمایتها و انتقاداتی که از آن می‌شود باید به متن تحولات و چالشهای فکری دوران وزارت سرحدی‌زاده توجه کرد. جریانی در دولت، حوزه ‌های علمیه قانون کاری را ارئه داده بودند که تا آنجا که به خاطر دارم رابطه کارگر و کارفرما را با عنوان موجر و مستاجر تلقی کرده و واژه “کارگر” به “اجیر” تبدیل شده بود.

    دلنوشته علی ربیعی درپی درگذشت سرحدی زاده /چقدر دلم برای حضور او تنگ خواهد شد...
    دلنوشته علی ربیعی درپی درگذشت سرحدی زاده /چقدر دلم برای حضور او تنگ خواهد شد…

    روزی مهندس موسوی، من و چند تن از فعالان کارگری را خواست و گفت با چند تن از اعضای دولت مثل اقای بهزاد نبوی بنشینید و قانونی مناسب شرایط تدوین کنید. چندین جلسه هم در دفتر اقای نبوی تشکیل شد که پس از آن من به دلیل  اعزام به مناطق شمال‌غرب دیگر مشارکتی در این امر نداشتم. در نهایت، با نامه معروف مرحوم سرحدی‌زاده به امام خمینی(ره) و مطرح شدن بحث رای دو سوم مجلس و…. مجمع تشخیص مصلحت نیز شکل گرفت. و در نهایت این قانون، تبدیل به یک نهاد شده که تا امروز نیز ادامه دارد.

    سرحدی‌زاده به کار جمعی و ایجاد تشکیلات  برای کارگران و طبقات ضعیف اقتصادی معتقد بود. در خانه کارگر، حضوری فعال و پررنگ داشت. با ایشان و آقای محجوب تصمیم گرفتیم تا برای کارهای سیاسی در کنار تشکل صنفی، حزبی ایجاد شود و در اینجا بود که ایده حزب اسلامی کار شکل گرفت. او تا لحظات آخر زندگی، با حضور در “امکان” تقویت و گسترش تعاونیهای کارگری را دنبال می‌کرد.

    سالها بعد، وقتی به وزارت کار آمدم از او خواهش کردم به عنوان یک سمبل و اسوه در کنارم باشد.

    گاهی وقتها آدمهایی هستند که به هر اندازه درکنارشان باشی آثار عمیق‌تری بر روحت به جای می‌گذارند. او تا آخر یک زندگی ساده‌ی ساده داشت.

    از چهار صبح که خبر را شنیده‌ام تا همین الان، ابوالقاسم یک لحظه مرا رها نکرده است. 

    در این حال و هوا، که در جلسه صبح دولت باید از سختی‌های زندگی و اقتصادی مردم گرفته تا مباحث یک حکم  قضایی برای اعدام سه نفر که فکر و ذکرت را مشغول کرده، بغض نبودن سرحدی ها، نمادهای شرافت، نماد نسلی که با شاه مبارزه کرد و برای آیندگان خوشبختی آرزو می‌کرد و را در گلو با خود همراه داشته باشد. چقدر دلم برای حضور او تنگ خواهد شد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین