برچسب: علم

  • عمیق ترین نقطه روی زمین کشف شد

    عمیق ترین نقطه روی زمین کشف شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بی بی سی، در شرق قاره قطب جنوب و زیر یخچال Denman عمیق ترین نقطه روی خشکی در زمین کشف شده است. 

    تنگه کشف شده عمیق مملو از یخ و برف ۳.۵ کیلومتر پایین تر از سطح دریا است.  این کشف در نقشه جدید White Continent  مشخص شده که شکل بستر سنگی زیر ورقه یخی را با جزئیاتی دقیق نشان می دهد. 

    ویژگی های این دره در درک انسان از تغییرات احتمالی آتی در قطب جنوب را افزایش می دهد. محققان دانشگاه کالیفرنیا با کمک فناوری جدید BedMachine این کشف را انجام داده اند.

    دانشمندان با استفاده از اطلاعات ۱۹انستیتو مربوط به ضخامت یخ ها از سال ۱۹۶۷ تاکنون، اطلاعات اندازه گیری یخ ها در  برنامه های Operation IceBridge ناسا و همین طور اطلاعات ارتعاشی این کشف را انجام دادند. 

    ترکیب این اطلاعات دقیق ترین تصاویر از منطقه قطب جنوب را فراهم کرده است که به دانشمندان کمک می کند تاثیرات تغییرات آب و هوایی را بررسی کنند.   

  • فردا شهاب باران می‌شود/رصد بارش با چشم غیر مسلح

    فردا شهاب باران می‌شود/رصد بارش با چشم غیر مسلح

    علی آزادگان در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: بارش شهابی جوزایی در این چند دهه اخیر گوی سبقت را از بارش برساووشی ربوده است. 

    این کارشناس نجوم ادامه داد: هرچند بارش برساووشی به دلیل وقوع در نیمه تابستان توجه بیشتری را به خود جلب می کند اما بارش جوزایی تعداد شهابهای بیشتری دارد. 

    وی تاکید کرد:بارش های جوزایی و برساووشی همواره جزء بارش های مهم به شمار می روند.

    وی با بیان اینکه فردا شنبه ۲۳آذرماه بارش شهابی در آسمان ایران قابل رویت است،عنوان کرد: ارتفاع نسبتا بالای کانون بارش شهابی موجب می شود که برخلاف دیگر بارشهای شهابی قبل از نیمه شب نیز شهابهایی از این بارش را بتوان دید.

    وی تاکید کرد:همواره بارش های شهابی بعد از نیمه شب وضعیت رصدی بهتری دارند اما ویژگی منحصر به فرد بارش جوزایی این است که قبل از نیمه شب هم امکان رصد دارد.

    کارشناس نجوم با بیان اینکه می توان صد شهاب این بارش شهابی را در ساعت رصد کرد بیان کرد: اوج بارش جوزایی در سال ۱۳۹۸ پیش بینی می شود که حدود ساعت ۴ عصر شنبه ۲۳ آذر رخ دهد. 

    وی ادامه داد: گذشت ۳ روز از ماه بدر موجب می شود که ماه ساعتی پس از غروب خورشید، طلوع کند و تمام شب در آسمان و در حدود ۹ درجه ای کانون بارش بماند؛البته این کمی باعث سختی رصد شهابها می شود ولی بعد از نیمه شب این وضعیت بهبود می یابد.

    وی با اشاره به امکان رصد بارش جوزایی گفت: این بارش شهابی بیشتر در آسمانهایی بدون آلودگی نوری قابل رویت با چشم غیر مسلح است.

    وی افزود: منشا بارش شهابی جوزایی بسیار متفاوت از دیگر بارشها است. اغلب بارشهای شهابی از دنباله دارها سرچشمه می گیرند اما بارش جوزایی از سیارک ۳۲۰۰ فایتون قدرت خود را اخذ می کند. 

    آزادگان گفت: حضیض مداری سیارک فایتون کمترین مقدار را در بین سیارک شناخته شده دارد و فقط برابر با ۰.۱۴ واحد نجومی یا ۲۱ میلیون کیلومتر است.

  • نوارهای عجیب بر قمر یخی چگونه تشکیل شده است؟

    نوارهای عجیب بر قمر یخی چگونه تشکیل شده است؟

     یک مطالعه جدید باعث برملا شدن راز شکاف‌های نمادین قمر یخی “انسلادوس” (Enceladus) که شبیه به نوارهای روی تن ببر است، شده است. این قمر یکی از قمرهای در حال گردش به دور سیاره زحل است.

    شکاف‌های موجود روی سطح این قمر واقع در قطب جنوب آن، مقادیر زیادی از آب غنی از مواد معدنی را به فضا پرتاب می‌کنند. تصور می‌شود ماده تراوش شده از سطح این قمر یخی از یک اقیانوس زیرسطحی باشد که می‌تواند میزبان حیات فرازمینی باشد.

    منظومه شمسی ما میزبان مجموعه‌ای متنوع و جذاب از قمرهایی است که خصوصیات عجیب و غریب و اغلب بصری تماشایی دارند. قمرهای عجیب و غریب اسفنجی، قمرهای بشقاب پرنده‌ای، قمرهای گدازه جهنمی و حتی یک قمر به شکل یک ستاره در حال مرگ وجود دارد.

    نوارهای عجیب بر قمر یخی چگونه تشکیل شده است؟

    با این حال تعداد اندکی از آن‌ها مانند “انسلادوس” با شکوه و جذاب هستند. این توپ یخ زده در یک مدار عجیب و غریب به دور زحل می‌چرخد و توسط فضاپیمای “کاسینی” که اکنون بازنشسته شده، تصویربرداری شده است.

    “کاسینی” یک چشم انداز کویری زیبا از “انسلادوس” با شکاف‌های منحصر به فرد منتشر کرد. با وجود این، برخلاف شکل ظاهری ناخوشایند این قمر یخی، به نظر می‌رسد حداقل از نظر زمین شناسی بسیار زنده است.

    دانشمندان نتیجه گرفتند که منشأ فوران از نوارهای ببری مشاهده شده روی پیکر “انسلادوس” یک اقیانوس وسیع زیرسطحی است که حتی ممکن است برای فرگشت زندگی فرازمینی مناسب باشد.

    سؤالات بسیاری در مورد ماهیت نوارهای ببری این قمر به وجود آمده است. به عنوان مثال، چرا این ساختارهای متمایز فقط در قطب جنوب “انسلادوس” وجود دارند؟ چرا آن‌ها به طور مساوی از هم فاصله دارند و چرا با وجود دمای سرد سطح این سیاره، بسته نشده و منجمد نشده‌اند؟

    مطالعه جدیدی که توسط گروهی از دانشمندان شاغل در ایالات متحده انجام شده است، با استفاده از مدل‌های رایانه‌ای برای شبیه‌سازی فرآیندهای فیزیکی پیچیده حاکم بر این قمر زحل، پاسخی برای این سؤالات ارائه کرد.

    نوارهای عجیب بر قمر یخی چگونه تشکیل شده است؟

    “داگ همینگوی” از مؤسسه علوم کارنگی و نویسنده اصلی این مطالعه می‌گوید: از آنجا که به لطف این شکاف‌ها است که ما توانسته‌ایم اقیانوس زیرزمینی “انسلادوس” را که مورد علاقه اخترشناسان است، مطالعه کنیم، فکر کردیم درک نیروهایی که آن‌ها را تشکیل داده‌اند، مهم است. مدل سازی ما از اثرات فیزیکی تجربه شده توسط پوسته یخی این قمر، به دنباله‌ای بالقوه و منحصر به فرد از وقایع و فرآیندها اشاره دارد که می‌تواند امکان وجود این نوارهای خاص را فراهم کند.

    مطابق این مقاله، این نوارهای ببری، وجود خود را مدیون مدار غیر عادی “انسلادوس” هستند. از آنجا که این قمر به طور دوره‌ای به زحل نزدیک و از آن دور می‌شود، تحت تأثیر گرانش قدرتمند این غول گازی قرار می‌گیرد.

    این همان چیزی است که “انسلادوس” را از انجماد کامل نجات داده است. ورقه‌های یخی که مناطق قطبی را پوشش می‌دهند بیشترین میزان فشار را تجربه می‌کنند. به همین دلیل، آن‌ها از ورقه‌های یخی که استوای این قمر را پوشانده‌اند، نازک‌تر هستند و در طول دوره‌های سرما، بخشی از اقیانوس زیرسطحی زیر قطب‌ها شروع به یخ زدگی و گسترش می‌کند و باعث ایجاد فشار به پوسته نسبتاً ضعیف این مناطق می‌شود.

    اعتقاد بر این است که اولین نوار ببری که دانشمندان اکنون از آن به عنوان “شکاف بغداد” یاد می‌کنند، هنگامی ایجاد شده است که فشار به جایی رسیده که صفحه یخ قطب جنوب “انسلادوس” مجبور به شکاف شده است. فوران مواد از “شکاف بغداد” باعث کاهش فشار بر روی ورق یخ قطب شمالی شده است.

    به گفته نویسندگان، این اتفاق به راحتی می‌توانست برعکس رخ دهد و ابتدا قطب شمال شکاف پیدا کند. در آن صورت اکنون فقط قطب شمالی “انسلادوس” میزبان این رگه‌های ببری بود.

    اکنون که این شکاف‌ها ایجاد شده‌اند، تأثیر گرانشی زحل مانع از بسته شدن آن‌ها می‌شود. مثل اینکه خم کردن مداوم انگشت مانع بهبود زخم آن می‌شود.

    با این حال، مدل‌ها پیش بینی کردند که وقتی “شکاف بغداد” فوران کرده است، فشار کافی برای ایجاد شکاف‌های بیشتر وجود نداشته است، پس آن‌ها چگونه شکل گرفته‌اند؟

    به گفته محققان، بخشی از مواد خارج شده از شکاف اصلی، در لبه‌های آن مستقر شده است. این وزن اضافی ممکن است باعث شده باشد که ورقه یخی تغییر شکل یابد. سرانجام این فشارها باعث شده تا نوارهای موازی ببری تقریباً به فاصله ۳۵ کیلومتر از “شکاف بغداد” شکل بگیرد.

    “انسلادوس” یکی از هیجان انگیزترین چشم اندازهای کشف زندگی فرازمینی در منظومه شمسی است و تعداد زیادی از اکتشافات رباتیک برای بررسی اعماق یخی آن پیشنهاد شده است.

    قمر “انسلادوس” ششمین قمر بزرگ زحل است و در سال ۱۷۸۹ و توسط “ویلیام هرشل” کشف شد. کاوشگرهای “ویجر” در دهه ۱۹۸۰ بر سطح آن یخ یافتند. قطر انسلادوس تنها۵۰۰ کیلومتر است و همه پرتوهای تابیده شده از خورشید را بازمی‌تاباند. دمای سطح این قمر در هنگام ظهر منفی ۱۹۸ درجه سانتی‌گراد است.

    سن انسلادوس ۱۰۰ میلیون سال تخمین زده شده است. در سال ۲۰۱۴ براساس پژوهش‌های ناسا مشخص شد که یک اقیانوس زیر سطحی به عمق ۱۰ کیلومتر در آن وجود دارد.

    از سال ۲۰۰۵ میلادی بشر از وجود یخ‌فشان‌های مرموز در انسلادوس آگاه شده است. مدارگرد آمریکایی “کاسینی” برای نخستین بار در ژوئن ۲۰۰۵ موفق به مشاهده یخ‌فشان‌های عظیم نیم‌کره جنوبی انسلادوس شد.

    دانشمندان حدس می‌زنند که فشار گرانشی اعمال‌شده از جانب زحل، درون خاموش این قمر را بار دیگر زنده ساخته و بدین واسطه بخشی از اقیانوس زیرسطحی و یخ‌بسته انسلادوس را ذوب کرد.

  • امشب؛ مشاهده پدیده جذاب آخرین اَبَرماه ۲۰۱۹ را از دست ندهید/ عکس

    امشب؛ مشاهده پدیده جذاب آخرین اَبَرماه ۲۰۱۹ را از دست ندهید/ عکس

    یکی از موارد منحصربه فرد درباره اَبَرماه، امکان خلق تصاویری منحصربه فرد از ماه در آسمان شب است، زیرا به دلیل وضعیت خاص قرارگیری ماه و خورشید، میزان نور خورشید کم است و به همین دلیل میزان درخشندگی و روشنی ماه در آسمان به میزان فراوان خواهد بود.

    به گزارش صدا و سیما به گفته کارشناسان ناسا، هرچه جهت قرارگیری ماه به طور کامل خلاف جهت خورشید باشد، در افق بالاتری مشاهده می‌شود و به این ترتیب در گسترده بیشتری از آسمان شب حرکت آن دیده می‌شود. این پدیده در تمام نیم کره شمالی و جنوبی قابل رویت است.

    امشب؛ مشاهده پدیده جذاب آخرین اَبَرماه ۲۰۱۹ را از دست ندهید+ تصاویر

    افزون بر علاقه‌مندان به نجوم، محققان مستقر در رصدخانه‌های زمینی، فضانوردان مستقر در ایستگاه فضایی هم این پدیده منحصربه فرد را مشاهده می‌کنند و افزون بر مطالعه درباره آن به خلق تصاویری منحصربه فرد از این پدیده نجومی می‌پردازند. پدیده ماه کامل درماه دسامبر به نام ماه سرد Cold Moon شناخته می‌شود، زیرا در نزدیکی طولانی‌ترین شب سال روی می‌دهد.

    امشب؛ مشاهده پدیده جذاب آخرین اَبَرماه ۲۰۱۹ را از دست ندهید+ تصاویر

    طولانی‌ترین شب سال به نام انقلاب زمستانی winter solstice در فرهنگ ایرانی با نام شب یلدا آخرین شب آذر شناخته می‌شود. در سال دو انقلاب روی می‌دهد، انقلاب تابستانی، روز اول تیر و انقلاب زمستانی، شب ۳۰ آذر که در هر دو میزان فاصله زمین و خورشید دلیل نامگذاری است.
    در انقلاب تابستانی، طولانی‌ترین روز و کوتاه‌ترین شب و در انقلاب زمستانی، طولانی‌ترین شب و کوتاه‌ترین روز روی می‌دهد. این پدیده‌ها از نظر کشاورزان در قرن‌های پیش دارای اهمیت فراوان بوده است، زیرا طبق آن؛ به نگارش تقویم و تقسیم بندی فصل‌های کشاورزی و برداشت محصول‌های خود می‌پرداختند.

    امشب؛ مشاهده پدیده جذاب آخرین اَبَرماه ۲۰۱۹ را از دست ندهید+ تصاویر

    در پدیده آخرین اَبَرماه سال ۲۰۱۹ اهالی مناطق شرقی قاره آمریکا می‌توانند به مشاهده بارش‌های شهابی هم بپردازند. برخی مطالعه‌های عملی نشان می‌دهند بروز اَبَرماه می‌تواند سبب اثرگذاری برخلق و خو و روحیه افراد شود، هر چند به مطالعه‌های با پشتوانه علمی بیشتری برای اعلام اثرگذاری قطعی پدیده ماه کامل بر خلق و خوی افراد نیاز است.

    امشب؛ مشاهده پدیده جذاب آخرین اَبَرماه ۲۰۱۹ را از دست ندهید+ تصاویر

    ماه کامل دربرخی افراد به ویژه مبتلایان به اختلال‌های روانی سبب تشدید حمله‌های بیماری، ترس و در عده زیادی از افراد سبب برهم خوردن چرخه خواب یا مشاهده کابوس شبانه شود.

  • چرا نباید آخر هفته‌ها کار کنیم؟

    چرا نباید آخر هفته‌ها کار کنیم؟

     کمتر از یک قرن پیش، رهبران شوروی سابق دست به یکی از عجیب‌ترین کارهایشان برای تغییر شکل تقویم عمومی زدند. چون ژوزف استالین تلاش می‌کرد هرچه‌زودتر یک منطقۀ دورافتادۀ کشاورزی را به کشوری صنعتی تبدیل کند، دولت وی روزهای هفته را از هفت روز به پنج روز کاهش داد. روزهای شنبه و یکشنبه از تقویم برچیده شد.

    از سال ۱۹۲۹ به‌جای آخر هفته سیستم استراحت جدیدی تعریف شد. دولتْ کارگران را به پنج گروه تقسیم و روز تعطیل متفاوتی برای هرکدام تعیین کرد. در هر روز معین، چهارپنجم طبقۀ کارگر در کارخانه‌ها حضور می‌یافتند و کار می‌کردند، درحالی‌که یک‌پنجم باقیمانده در استراحت بودند. هر کارگری یک تکه کاغذ رنگی –زرد، نارنجی، قرمز، ارغوانی یا سبز– دریافت می‌کرد که گروهش را نشان می‌داد. این زمان‌بندی شیفتی معروف شد به «نِپرِریوکا» یا همان «هفتۀ کاری پیوسته»، چون تولید هرگز متوقف نمی‌شد.

    نپرریوکا یک فاجعۀ اجتماعی بود. مردم فرصتی برای دیدار با دوستانشان پیدا نمی‌کردند؛ رنگ کارت‌هایشان بود که آن‌ها را با هم پیوند می‌داد: آدم‌های ارغوانی با آدم‌های ارغوانی دیگر همراه می‌شدند، نارنجی‌ها با نارنجی‌ها و همین‌طور الی آخر. مدیران موظف بودند به زن و شوهرها رنگ یکسانی اختصاص بدهند، اما به‌ندرت این کار را می‌کردند. حزب کمونیست این دست ناهماهنگی‌ها را جزء ویژگی‌های سیستم جدید می‌دانست، نه نوعی اشکال در آن. حزب می‌خواست خانواده، این نهاد بورژوایی، را تضعیف کند. ای‌.جی. ریچاردز، نویسندۀ کتاب نقشۀ زمان، که تاریخچۀ تقویم است، می‌گوید: «بیوۀ لنین،‌ به‌شیوۀ مارکسیستی مناسبی، دورهمی‌های خانوادگیِ یکشنبه‌ها را دلیلی موجه و کافی برای برچیدن چنین روزی می‌دانست».

    اما کارگران ناراحت بودند. یکی از آن‌ها به‌طور علنی در پراودا [روزنامۀ رسمی حزب کمونیست شوروی] شکایت کرد: «در خانه چه کار باید کرد وقتی زن در کارخانه است، بچه‌ها در مدرسه‌اند و هیچ‌کس نمی‌تواند به دیدنمان بیاید؟ آیا جز رفتن به چای‌خانۀ عمومی چارۀ دیگری باقی می‌ماند؟ این دیگر چه جور زندگی است –وقتی روزهای تعطیل نوبتی می‌رسند، نه برای همۀ کارگران با هم؟ وقتی مجبوری چنین روزی را تنهایی جشن بگیری، پس دیگر هیچ تعطیلی‌ای در کار نیست».

    هفتۀ کاری نوبتی زیاد دوام نیاورد. مقامات نگران شدند که این روش ممکن است به حضور افراد در میتینگ‌های کارگران لطمه بزند، چیزی که نقش اساسی در تعلیم و تربیت مارکسیستی بازی می‌کرد. استالین در سال ۱۹۳۱ اعلام کرد که شیوۀ اجرای نپرریوکا «بیش از حد عجولانه» بوده و منجر شده است به نوعی «فرایند کاری شخصیت‌زدایی‌شده» و انبوه ماشین‌هایی که زیر بارِ تولیدِ بیش از اندازه از کار می‌افتند. آن سال، دولت یک روز تعطیل برای استراحت عمومی به تقویم اضافه کرد. اما هفتۀ هفت‌روزه تا سال ۱۹۴۰ به تقویم بازنگشت.

    آزمایش‌هایی از این دست باعث بدنام شدن مهندسی اجتماعی شده است. بااین‌حال، آمریکایی‌ها نوعی نپرریوکا را بر خود ما تحمیل می‌کنند: نه به این خاطر که یک کمونیست مستبد فکر می‌کرد ایدۀ خوبی است، بلکه به این دلیل که اقتصاد معاصر چنین چیزی را می‌طلبد. ساعت‌های کاری، استراحت و مراودات اجتماعی ما هر روز بیش‌ازپیش ناهماهنگ‌تر می‌شوند.

    در گذشته، ریتم زمانی مشترکی داشتیم –پنج روز کار در هفته و دو روز تعطیل، تعطیلات فدرال و رستوران‌های زنجیره‌ای تی‌جی‌آی فرایدِیز – اما اکنون، هفته‌هایمان را دستورهای پیش‌بینی‌ناپذیر کارفرمایانمان شکل می‌دهد. نزدیک

    تقویم چیزی فراتر از سازماندهی روزها و ماه‌هاست. تقویم درواقع نقشۀ راه زندگی مشترک است

    به یک‌پنجم آمریکایی‌ها مشاغلی با ساعت‌های کاری غیراستاندارد یا متغیر دارند. آن‌ها ممکن است فصلی یا در شیفت‌های چرخشی کار کنند یا، در این اقتصاد گیگ، برای شرکت اوبر رانندگی کنند یا برای پُست‌مِیتز بسته حمل کنند. در این میان، هرچه افراد طبق مقیاس پرداخت دستمزد بیشتری بگیرند، ساعت‌های بیشتری کار می‌کنند. وقتی افرادی را که هفته‌های کاری پیش‌بینی‌ناپذیری دارند به کسانی با هفته‌های کاری طولانی‌تر اضافه می‌کنیم، نتیجه می‌شود یک‌سوم نیروی کار آمریکا که رقم قابل‌توجهی است.

    شاید شخصی‌سازیِ زمان مسأله‌ای جزئی و بی‌اهمیت به نظر برسد و چه بسا برخی از مردم وقتی ساعات کاری‌شان را خودشان تنظیم می‌کنند یا وقت «آزاد» خود را صرف رسیدگی به فرصت‌های طلایی مد نظر خویش می‌کنند احساس رهایی بیشتری می‌کنند. اما پیامدهای این رویکرد برای آمریکا تحلیل‌برنده خواهد بود، همان‌طور که زمانی به تضعیف اتحاد جماهیر شوروی انجامید. تقویم چیزی فراتر از سازماندهی روزها و ماه‌هاست. تقویم درواقع نقشۀ راه زندگی مشترک است.

    برنامۀ کاری ملال‌آور پنج روز در هفته و از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر را به یاد می‌آورید؟ اگر سی‌ساله یا جوان‌ترید شاید یادتان نیاید. شاید بازپخش سریال تلویزیونی «لیو ایت تو بیور» را دیده باشید که در آن «وارد کلیور» [پدر خانواده] هر روز عصر در ساعت ثابتی به خانه برمی‌گردد. امروزه شمار اندکی از ما چنین روز کاری ثابت و منظمی داریم. در بخش ارزانِ بازار کار، آماده‌ به خدمت بودن تقریباً به یک پیش‌شرط لازم برای استخدام تبدیل شده است. در سال ۲۰۱۸ گزارشی با عنوان «بررسی برنامۀ زمانی پایدار» به این نتیجه رسید که ۸۰درصد کارگران آمریکایی که ساعتی دستمزد می‌گیرند برنامۀ زمانی متغیری دارند. اکنون بسیاری از کارفرمایان برای تنظیم ساعت‌های کاری، با استفاده از الگوریتم‌هایی محاسبه می‌کنند که در زمان معینی از روز دقیقاً چند نفر نیرو لازم است؛ فرایندی که زمان‌بندی مبتنی بر تقاضا نامیده می‌شود. الگوریتم‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هزینه‌های کار را پایین نگه می‌دارند، اما از آن طرف ساعات برنامه‌ریزی‌شده را از کارگران می‌دزدند.

    ناتوانی در برنامه‌ریزی برای حتی یک هفتۀ آینده خسارت سنگینی به بار می‌آورَد. امیلی گاندِلزبرگر، روزنامه‌نگار، برای نگارش کتابش با عنوان مشغول کار سه شغل را تجربه کرد، یکی در انباری از شرکت آمازون، یکی در مرکز تماس یک شرکت و یکی هم در شعبه‌ای از مک‌دونالد. هر سه شرکت خواهان انعطاف‌پذیریِ زمانی متناسب با شرایط خودشان بودند. صریح‌ترین قرارداد را نیز آمازون بسته بود. گاندلزبرگر هنگام پرکردن فرم آنلاینِ درخواست شغل به هشدار زیر برخورد: «ممکن است لازم شود شب‌کاری کنید یا در تعطیلات آخر هفته و تعطیلات رسمی نیز کار کنید… اغلب لازم می‌شود اضافه‌کاری داشته باشید (که گاهی دیر مطلع خواهید شد)… ممکن است برنامۀ زمانی کار بدون اطلاع قبلی تغییر کند».

    یکی از همکاران گاندلزبرگر در آمازون به او گفته بود که دیگر خیلی کم پیش می‌آید که شوهرش را ‌ببیند. شوهرش سرپرست مدرسه بود و شیفت شب کار می‌کرد و وقتی برای خوابیدن به خانه می‌آمد زنش باید یک‌ساعت دیگر برای رفتن به محل کارش بیدار می‌شد. همچنین به او گفته بود: «اگر اضافه‌کاریِ اجباری نداشته باشیم می‌توانیم یکشنبه همدیگر را ببینیم و گهگاهی نیز صبح دوشنبه -اگر مجبور نباشم صبح دوشنبه کار کنم- و همین و بس».

    در انتهای دیگر طیف، نیروی کار حقوق‌بگیران پردرآمد را داریم که روز و هفتۀ کاریشان تاحدی قابل‌پیش‌بینی است. اما روزها و هفته‌هایشان بیش‌ازحد طولانی شده است. لزلی پِرلُو، استاد مدرسۀ کسب‌وکار هاروارد، برای نگارش کتابش با عنوان خوابیدن با گوشی‌ هوشمند که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، پیمایشی را روی ۱۶۰۰ مدیر و شاغل حرفه‌ای انجام داد. ۹۲ درصد از آن‌ها گفتند ۵۰ ساعت یا بیشتر در هفته کار می‌کنند و برای یک‌سوم

    یکی از همکاران گاندلزبرگر در آمازون به او گفته بود که دیگر خیلی کم پیش می‌آید که شوهرش را ‌ببیند

    از آن‌ها نیز ۶۵ ساعت یا بیشتر کارکرد ثبت شد. پرلو می‌گوید: «این آمار شامل ۲۰ تا ۲۵ ساعتی نمی‌شود که اکثر شرکت‌کنندگان گزارش دادند در طول هفته صرف پایش کارشان می‌کنند درحالی‌که عملاً کار نمی‌کنند». هدر بوشی، اقتصاددان آمریکایی، در کتابش با عنوان در جست‌وجوی وقت: اقتصاد تعارض کار-زندگی که سال ۲۰۱۶ منتشر شد، این وضع دشوار را به زبانی ساده چنین توصیف می‌کند: «شاغلان حرفه‌ای بیشترین ساعات بیداری خود را به شغلشان اختصاص می‌دهند».

    وقتی ساعات کاری این همه آدم طولانی یا نامطمئن و یا، بدتر از آن، طولانی و نامطمئن باشد، آثار منفی چنین وضعی به همه جا نفوذ می‌کند. خانواده‌ها بیشترین هزینه را می‌پردازند. ساعات کاری نامنظم می‌تواند والدین –و معمولاً مادران– را از جمع نیروی کار بیرون کند. مجموعه‌ای از پژوهش‌ها نشان می‌دهد کودکانی که والدینشان ساعات کاری نامتعارف یا طولانی دارند بیشتر احتمال دارد مشکلات رفتاری یا شناختی از خود نشان دهند یا دچار چاقی مفرط شوند. حتی پدران و مادرانی که توان مالی استخدام پرستار بچه یا بهره‌مندی از مراقبت‌های فوق‌برنامه را دارند، باز هم سخت گرفتار توجه جدی به کودکانشان هستند، به‌خصوص آن وقت‌هایی که کار زیاد، آن‌ها را ساعت‌ها پس از وقت شام پشت میز کار نگه می‌دارد.

    بعضی والدین می‌گویند برای اینکه از اندک زمان حضورشان در خانه بیشترین بهره را ببرند از همان نرم‌افزارهای سازمانی استفاده می‌کنند که زندگی اداری‌شان را سامان می‌دهد: از نرم‌افزار ترِلو برای ساماندهی کارهای روزمره، فهرست کارها و تکالیف خانگی یا از نرم‌افزار اسلَک برای برقراری ارتباط با بچه‌ها یا حتی فراخواندن آن‌ها برای شام. هرکسی که بچۀ نوجوان بزرگ می‌کند می‌داند که نق‌زدن به‌صورت الکترونیکی مؤثرتر از حرف‌های رودررو است.

    ادامه دادن به زندگی اجتماعی با ساعات نامطمئن اصلاً‌ کار آسانی نیست. در حال حاضر، من و دوستانم به‌منظور برنامه‌ریزی برای شام‌ گروهی به نرم‌افزارهای زمان‌بندی مانند دودل پناه می‌بریم. قول حضور در رویدادی با تاریخ دور –مثل عروسی یا جشن کینسه‌آنیرا– ممکن است باعث اضطرابتان شود وقتی برنامه‌تان را برای هفتۀ آینده نمی‌دانید، چه برسد به ماه آینده. در چهل‌درصدِ کارکنان ساعتی، زمان اطلاع از برنامۀ کاری آتی‌شان بیش از هفت روز نیست؛ ۲۸ درصد نیز سه روز یا کمتر از سه روز مانده به برنامه باخبر می‌شوند.

    اما چیزی که آهنگ متغیرِ کار را بیشتر شبیه طرح نپرریوکا در شوروی سابق می‌کند این است که روش کنونی، ما را نه تنها در سطح خرد، یعنی درون خانواده‌ها و جمع دوستان، از هم جدا می‌کند بلکه در سطح کلان نیز بین ما، به‌عنوان جامعۀ سیاسی، جدایی می‌اندازد. می‌توان ادعا کرد ساعات کاری شیفتی و طولانی از لحاظ مادی به افزایش ثروت کشور می‌انجامد –هرچند برخی اقتصاددانان در این باره بحث دارند– اما مسلماً ما را از چیز دیگری محروم می‌کند، همان چیزی که فلیکس فرانکفورتر، قاضی فقید دیوان عالی آمریکا، «دارایی مهم فرهنگی»، یعنی «فضایی آسایش‌بخش برای کل جامعه» توصیف می‌کند.

    می‌دانم که این حرف پیر نشانم می‌دهد، اما دلم برای آن فضای آسایش‌بخش تنگ شده است: شام‌های دورهمی در خانواده‌های گسترده، گردش‌های فوری و بدون برنامۀ قبلی، دیدوبازدیدهای دوستانه. البته هنوز این اوقات مشترک را کاملاً از دست نداده‌ایم. مطالعاتِ گذران وقت نشان می‌دهد که همچنان در تعطیلات آخر هفته فرصت برای دورهمی‌های دوستانه، فعالیت‌های مدنی و عبادت مذهبی بیشتر از روزهای کاری است. ولی روزهای یکشنبه دیگر روز غیرتجاری یا غیرتولیدیِ اجباری نیست. حتی اگر کسی از شما نخواهد شیفت آخر هفته کار کنید، کار به‌زور خودش را وارد اوقاتی می‌کند که سابق بر این مقدس بود. وقتی لپ‌تاپ خود را باز می‌کنید، کار ناتمام هفتۀ گذشته به شما چشمک می‌زند؛ ایمیل‌های فوری همکارتان در صندوق دریافت منتظر شماست. با آن اوقاتی که صرف کارکردن نمی‌کنید 

    حتی اگر کسی از شما نخواهد شیفت آخر هفته کار کنید، کار به‌زور خودش را وارد اوقاتی می‌کند که سابق بر این مقدس بود

    احساس گناه خفیفی گره خورده است.

    بچه‌ها هم آزاد و مشغول بازی و قلعه‌سازی نیستند؛ آن‌ها هم کارنامۀ تحصیلی‌شان را پر می‌کنند از فعالیت‌های فوق‌برنامه یا ورزش‌های سازمان‌یافته. بازی فوتبال اصولاً باید نوعی روحیۀ کارنکردن بر والدین تحمیل کند و فرصتی فراهم بیاورد برای گپ‌زدن با همسایه‌ها و دوستان. بااین‌حال، اخیراً می‌بینم که بزرگ‌ترهای بیشتری کنار زمین مشغول چک‌کردن ایمیل خود هستند.

    آیا امیدی هست برای اینکه بخشی از تعطیلی‌های مشترک را دوباره به چنگ بیاوریم؟ پرلو در کتاب خوابیدن با گوشی هوشمند راهکاری را توضیح می‌دهد که برای کارمندانِ دفتریِ فعال در شرکت «گروه مشاورۀ بوستون» طراحی کرده بود. او راهبردش را «پی‌تی‌او» نامید که حروف اختصاری عبارت «تعطیلی قابل پیش‌بینی» است. به نظر نمی‌رسید کار چندان دشواری باشد. گروه‌ها با همکاری و همیاری هم ترتیبی می‌دادند تا در هر هفته هر عضوی از گروه بتواند یکی از شب‌های کاری را در مرخصی باشد؛ البته نه به‌طور همزمان، بلکه در شب‌های مختلف –مشتری‌ها انتظار داشتند در همۀ ساعات شبانه‌روز کسی پاسخگو باشد.

    روش پی‌تی‌او به‌طرز عجیبی پیچیده از آب درآمد. جدول زمانی باید پیوسته تغییر می‌یافت تا مطمئن شوید هیچ شبی از قلم نیفتاده است. از طرفی هم سیستم جدید خوشایند همه نبود. برای نمونه، «باب» نمی‌خواست شب مرخصی‌اش زمانی باشد که در مأموریتی طولانی به سر می‌برد؛ او ترجیح می‌داد وقتش را کنار خانواده‌اش بگذراند.

    بااین‌حال، باز هم پرلو و گروه مشاورۀ بوستون روش پی‌تی‌او را موفقیت‌آمیز می‌دانستند و می‌گفتند از آن در جاهای دیگری نیز استفاده شده است. هرچند وقتی دربارۀ چرایی موضوع دقیق‌تر می‌شویم، پاسخ این چرایی به‌جای آنکه راهکاری ارائه بدهد بیشتر به تأیید مشکل می‌انجامد. پی‌تی‌او باعث شد آدم‌ها همدیگر را بیشتر ببینند و با همدیگر بی‌پرده حرف بزنند. کارمندان مجبور بودند توضیح بدهند که چرا شب خاصی برایشان مناسب نیست. آن‌ها به یکدیگر تعلق پیدا کردند. چیزی که کارکنان را شادتر و کارآمدتر می‌کرد زمان باهم‌بودن بود نه شب‌های مرخصی.

    جنبش «عدم شرکت» [در آزمون‌های استانداردشده] رویکرد متفاوتی به مسئله دارد. طرفداران این جنبش مردم را به کنار گذاشتنِ آیین پرمشغلگی دعوت می‌کنند، شاید با رد این تصور که، به‌گفتۀ جِنی اودل در کتاب چطور هیچ کاری نکنیم، تک‌تک دقیقه‌های ما باید «به‌مثابۀ منبعی مالی با فناوری‌هایی که هر روز استفاده می‌کنیم تسخیر، بهینه یا به کاری تخصیص داده شود». اما حذف اینستاگرام از گوشی‌تان برای اینکه بیشتر در کنار همسر و فرزندانتان باشید یک بحث است و تصمیم یک‌طرفه دربارۀ اینکه می‌توانید خواندن ایمیل‌های رئیستان را تا فردا صبح به تعویق بیندازید بحثی دیگر است.

    به‌هرحال، کسانی که در پله‌های پایین اقتصاد قرار دارند، نمی‌توانند الگوریتم‌های زمان‌بندی را نادیده بگیرند؛ دست‌کم تا وقتی که الگوریتم‌ها حکمرانی می‌کند. زینب تُن، استاد کسب‌وکار در دانشگاه ام‌آی‌تی، در کتابش با عنوان استراتژی مشاغل خوب که سال ۲۰۱۴ منتشر شد، بر این نظر است که ممکن است درنهایت هزینه‌های برنامه‌ریزی مبتنی بر تقاضا از مزایایش بیشتر شود: شرکت‌ها، به‌ویژه شرکت‌های متکی به خدمات مشتری، وقتی هماهنگی نیروی کارشان را به هم می‌زنند پول و سهم بازار از دست می‌دهند. او شرکت هوم دیپو را مثال می‌زند. این شرکت در سال ۱۹۷۹ کارش را با سرمایه‌گذاری روی کارگران تمام‌وقت و متخصص در امور بهسازی منازل آغاز کرد و به‌سرعت پیشتاز بازار شد. اما این پیشتازی دیری نپایید که به زیان‌دهی منجر گردید، بیشتر به دلیل عملیات‌های ناکارآمد شرکت. در سال ۲۰۰۰ مدیر عاملی که تازه منصوب شده بود، انضباط جدیدی در شرکت حاکم کرد. اما او که به دنبال کاهش هزینه‌های نیروی کار بود جداول زمانی «انعطاف‌پذیری» را هم اعمال کرد. هوم دیپو شروع کرد به استخدام کارگران پاره‌وقت، که بیشترشان به کاربلدی کارکنان تمام‌وقت

    در بین فیلسوفان سیاسی رایج است که اگر می‌خواهید شرایط مناسب برای حکومت استبدادی را به وجود آورید، روابط صمیمی و پیوندهای جامعۀ محلی را از بین ببرید

    نبودند. مشتری‌ها دیگر نمی‌توانستند کسی را پیدا کنند که در فروشگاه راهنمایی‌شان کند و صف‌های صندوق به‌طور عذاب‌آوری طولانی شد. به‌این‌ترتیب، در سال ۲۰۰۵ هوم دیپو در شاخص رضایت مشتری آمریکا به زیر شرکت بحران‌زدۀ کِی‌مارت سقوط کرده بود.

    شرکت‌هایی مانند گپ، آیکیا و چند خرده‌فروش دیگر سعی کرده‌اند راهی برای کاهش شدت خسارت ناشی از شیفت‌های نامنظم بیابند. آن‌ها در حال آزمایش برخی روش‌ها هستند، از جمله منظم‌تر کردن زمان شروع و پایان کار و اطلاع‌رسانی جدول زمانی به کارکنان حداقل دوهفته پیش از برنامۀ کاری.

    اما ساده‌انگاری است اگر فکر کنیم چنین سیاست‌هایی به هنجار تبدیل خواهند شد. وال استریت خواهان بهبودِ درآمد فصلی است و نگرش کوتاه‌مدتی را تشویق می‌کند که مدیران اجرایی را به کاهش گران‌ترین مؤلفه می‌کشاند: نیروی کار. اگر می‌خواهیم ریتم اوقات جمعی را تغییر بدهیم، مجبوریم به‌صورت جمعی عمل کنیم، تلاشی که خودش با نسخۀ آمریکایی نپرریوکا رو به ضعف گذاشته است. یکی از فعالان کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری در نشست حزبی به من گفت که حتی نمی‌تواند کارگران کم‌درآمد را به حضور در جلسات یا تجمع‌ها پایبند کند، چه رسد به نشست‌های وقت‌گیر حزبی، چون پیشاپیش از جدول زمانی کارشان باخبر نیستند.

    بااین‌حال، اصلاحات ناممکن نیست. در سیاتل، نیویورک و سان فرانسیسکو، قانون «زمان‌بندی پیش‌بینی‌پذیر» (که قانون «هفتۀ کاری منصفانه» نیز خوانده می‌شود) کارفرمایان را ملزم می‌کند جدول کاری کارکنانشان را در مدتی مناسب به کارکنان اطلاع بدهند و اگر این کار را نکنند به کارکنان جریمه پرداخت می‌کنند.

    همچنین قانونی هست به‌نام «حق قطع ارتباط» که براساس آن کارفرمایان با کارکنان به توافق می‌رسند که در طول بازۀ زمانی خاصی کارکنان مجبور نیستند در ساعات غیرکاری به ایمیل یا پیامک‌ها پاسخ بدهند. فرانسه و ایتالیا چنین قانونی را به تصویب رسانده‌اند.

    این حرف کلیشه‌ای در بین فیلسوفان سیاسی رایج است که اگر می‌خواهید شرایط مناسب برای حکومت استبدادی را به وجود آورید، روابط صمیمی و پیوندهای جامعۀ محلی را از بین ببرید. هانا آرنت عبارت مشهوری در کتاب خاستگاه‌های توتالیتاریسم دارد که می‌گوید: «جنبش‌های تمامیت‌خواه درواقع تشکل‌های انبوهی از افراد جدا از هم و منزوی هستند». او بر نقش رعب و وحشت در گسستن پیوندهای خانوادگی و اجتماعی در دوران حکومت نازی‌ها در آلمان و استالین در شوروی تأکید می‌ورزید. اما برای تبدیل شدن به اشخاصی جدا و منزوی نیازی به پلیس مخفی نداریم. تنها کاری که باید کرد این است که کنار بایستیم و نظاره‌گر باشیم تا کاپیتالیسمِ لجام‌گسیخته محفوظاتِ زمانی‌مان را تباه کند، همان محفوظاتی که در گذشته به ما امکان می‌داد بذر جامعۀ مدنی را بکاریم و جوانه‌های به‌غایت شکنندۀ مهربانی، قرابت و همبستگی را پرورش دهیم.

    منبع: ترجمان علوم انسانی

    ۲۱۲۱

  • اینترنت ملی بی‌معناست/ هدف قطع ارتباط با شبکه جهانی اینترنت نیست

    خلط مبحث و واژگونی معنای این شبکه در برخی رسانه‌ها به گونه‌ای است که این گمان را تقویت می‌کند که در پس پرده این قلب واقعیت، قصد و نیتی معیوب یا پروپاگاندایی غرض‌ورزانه وجود دارد. آ نان که اندک آگاهی‌ای از اهداف و چشم‌انداز این شبکه دارند، نیک می‌دانند که اولاً تأکید بر تکمیل و راه‌اندازی غایی چنین شبکه‌ای به هیچ عنوان به معنای قطع ارتباط با شبکه جهانی اینترنت نیست و بالعکس یکی از اهداف این شبکه، ارتباط پایدار و امن با شبکه جهانی اینترنت است. دوم اینکه معادل دانستن چنین شبکه‌ای با اینترنت ملی یا اینترنت پاک یا اینترانت داخلی، ظلم به پدیدآورندگان این دستاورد بزرگ است، چرا که مفهومی با عنوان اینترنت ملی از اساس مفهومی نادرست است. اینترنت شبکه‌ای جهانی است و بومی و داخلی یا خارجی و داخلی یا ملی و غیرملی آن بی‌مفهوم و من درآوردی است.
    به بیان ساده، شبکه ملی اطلاعات؛
    – شبکه‌ای است پرظرفیت، پهن باند، سریع‌تر و ارزان‌تر برای ارتباطات و رد و بدل شدن اطلاعات در داخل کشور و ارتباط با شبکه جهانی اینترنت که خدمات ارتباطی آن با شبکه جهانی اینترنت از طریق گذرگاه‌های ایمن انجام می‌پذیرد.
    – شبکه‌ای است با قابلیت عرضه انواع خدمات امن اعم از رمزنگاری و امضای دیجیتال
    – شبکه‌ای است با امکان عرضه انواع محتوا و خدمات ارتباطی در سراسر کشور و برای همه کاربران با کیفیت جهانی
    – شبکه‌ای است با قابلیت برقراری ارتباطات امن و پایدار میان دستگاه‌ها و مراکز حیاتی کشور
    – شبکه‌ای برای استقرار و بهره‌برداری موتورهای جست‌وجوی بومی و اپلیکیشن‌های خدماتی و محتوایی و در نهایت شبکه‌ای است که در مواقع اضطراری یا بحران براحتی تمامی ارتباطات داخلی را بدون نیاز از شبکه جهانی تأمین خواهد کرد و ضامن ادامه  پایداری همیشگی شبکه و خدمات و محتوای آن در مواقع اضطراری خواهد بود.
    و اینها تنها بخشی از خدمات و ویژگی‌های شبکه ملی اطلاعات است که ما را از توسعه پایدار و پرسرعت و با کیفیت ارتباطات در تمامی نقاط کشور مطمئن می‌سازد.
    تکمیل این شبکه، پیام روشنی است به کسانی که توسعه دانش و فناوری‌های بومی در ایران را برنمی‌تابند و مترصد آنند که در بزنگاه‌ها با قطع برخی از خدمات شبکه جهانی اینترنت، حاکمیت و ملت ایران را دچار محدودیت سازند، کما اینکه تاکنون نیز بارها با توسل به چنین محدودیت‌هایی کسب‌وکارهای جوانان ایرانی یا سامانه‌های دریافت و پرداخت و برخی خدمات دیگر را محدود ساخته‌اند.
    شبکه ملی اطلاعات در ساختار منسجم خود دارای سه لایه زیرساخت، لایه خدمات و لایه محتواست. با تلاش شبانه‌روزی متخصصان کشورمان در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، در طول بیش از یک دهه لایه زیرساخت این شبکه گام‌های نهایی را برمی‌دارد. لایه خدمات  نیز با اهتمام کارآفرینان و ارائه‌دهندگان خدمات هر روز بهتر و بیشتر گسترش می‌یابد و مردم از مواهب آن برخوردار می‌شوند و جوانان صاحب ایده و استارتاپ‌ها خدمات خود را بر بستر این لایه ارائه می‌دهند. اما لایه محتوا هنوز آن‌گونه که شایسته است، تکمیل و تقویت نشده است. تکمیل و تقویت لایه محتوا با توجه به استعدادهای فراوان داخلی همکاری هم‌افزای تمام دستگاه‌های متکثر صاحب مسئولیت در تولید و نظارت بر محتوا را می‌طلبد. هر کدام از این دستگاه‌ها باید سهم خویش در تکمیل لایه محتوا را بپذیرند و در کنار هم برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات تلاش کنند.
    سخن آخر آنکه توسعه و تکمیل شبکه ملی اطلاعات برای نظام اسلامی و ملت ایران الزامی و افتخاری ملی است که ما را در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات در جهان سربلند خواهد کرد. اما باید دانست عقلاً و قانوناً توسعه و تکمیل چنین طرحی در ید قدرت یک وزارتخانه یا دستگاه نیست و بر همه دستگاه‌های مسئول است که وظیفه قانونی و سهم خویش در تکمیل لایه‌های سه‌گانه این طرح ملی را بجا آورند. در این صورت تکمیل و راه‌اندازی کامل این شبکه تا پایان این دولت دور از دسترس نخواهد بود.

  • تشریح پیش شرط های راه اندازی نسل ۵ تلفن همراه

    به گزارش اداره کل ارتباطات شرکت ارتباطات سیار ایران، مرتضی طاهری بخش در نشست تخصصی «عدم قطعیت های توسعه نسل پنجم ارتباطات در شهرهای هوشمند» که روز  سه شنبه ۱۹ آذرماه هم زمان با برپایی نمایشگاه «تهران هوشمند» در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد، با بیان اینکه جای خرسندی است که پیش از ورود و فراگیری تکنولوژی ۵G ، با برگزاری نشست های تخصصی به فکر آماده و فراهم سازی شرایط مواجهه با این فناوری هستیم، اظهار کرد: نخستین موضوع درباره عدم قطعیت ها، بحث «فرکانس» است.

    معاون فنی و توسعه شبکه همراه اول افزود: براساس آنچه در کنفرانس جهانی ارتباطات رادیویی ۲۰۱۹(WRC-19) نهایی شده، رگولاتوری ها باید طیف پیوسته ۸۰-۱۰۰ مگاهرتز را در باند ۳٫۵ گیگاهرتز و حداقل باند یک گیگاهرتز را برای باندهای موج میلیمتری در نسل پنجم در نظر بگیرند؛ در غیر این صورت شبکه ۵G جان نخواهد گرفت.

    وی بحث دیگر را در ارتباط با زیرساخت ها دانست و ابراز کرد: با توجه به اینکه پایداری ۵G نزدیک به صددرصد و قرار است سرویس های پرریسکی بر بستر آن ارائه شود، باید به مقوله زیرساخت ها اهمیت ویژه ای داد؛ برآورد می شود اجرای پایلوت این نسل را تا ۲۰۲۱ – ۲۰۲۲ و توسعه فراگیر آن را تا ۲۰۲۴ – ۲۰۲۵ داشته باشیم.

    طاهری بخش «رساندن فیبر به محل سایت های ارتباطی»، «تجمیع دیتاسنترها» و «تعامل ۵G با دیگر نسل های قبلی» را از جمله دیگر مباحث لازم برای ورود به این تکنولوژی عنوان کرد و گفت: گذشته از تمامی این موارد، سرویس های اپراتورها مبتنی بر تقاضاست و تا زمانیکه صنعت تقاضایی برای استفاده از ظرفیت های ۵G نداشته باشد، اپراتورهای ارتباطی برای رفتن به سمت  5Gترغیب نخواهند شد.

    معاون فنی و توسعه شبکه شرکت ارتباطات سیار ایران در  ادامه  سخنانش و در پاسخ به سوال مدیر پنل مبنی بر ضرورت سرمایه گذاری مشترک اپراتورها برای ورود به ۵G یادآور شد: باید سیاست های تشویقی در این زمینه وجود داشته باشد تا این مهم محقق شود.

    وی افزود: سرمایه گذاری مشترک را می توان در قالب دو مدل «ایجاد شرکت مشترک» یا «اجاره زیرساخت های فراهم شده توسط سرمایه گذاری ثالث» پیش برد و در مباحث مرتبط با فرکانس هم می توان RAN Sharing را به اجرا گذاشت.

    طاهری بخش تصریح کرد: با این حال چشم انداز روشنی برای همکاری اپراتورها حول  محور این تکنولوژی قائل نیستیم، مگر اینکه رگولاتوری سیاست های تشویقی نظیر کاهش تسهیم درآمدش از ۳۱ به ۵ درصد یا تخصیص فرکانس بیشتر به اپراتورها را پیاده سازی کند.

    در این نشست تخصصی معاون امور رادیویی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی نیز حضور داشت.

    ۲۱۲۱

  • کشف حشره ۱۰۰ میلیون ساله که از خون دایناسور تغذیه می کرد

    کشف حشره ۱۰۰ میلیون ساله که از خون دایناسور تغذیه می کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندپندنت،  یک گونه ناشناخته از حشرات انگلی کشف شده که ۱۰۰میلیون سال قبل از خون دایناسورها تغذیه می کرده است.

    این حشره باستانی در یک سنگ کهربا کشف شده است. محققان داخل دو تکه فسیل حشره هایی بدون بال کشف کرده اند که به پرهای یک دایناسور چسبیده اند. این کشف سرنخ های جدیدی از منشا پیدایش شپش هایی فراهم می کند که در بدن پرندگان امروزی زندگی می کنند.

    زیست شناسان آمریکایی و چینی در ایالت کاچین واقع در میانمار ۱۰ نمونه حشره در سنگ کهربا کشف کردند. به گفته محققان گونه های جدید Mesophthirus engeli نام دارند و بدن آنها مشابه شپش های امروزی است. این حشره ها با کمک آرواره های قدرتمند خود به بدن دایناسورهای پردار می چسبیده اند.

    قبلا دانشمندان کشف کرده بودند در عصر ژوراسیک(۲۰۱ تا ۱۴۵ میلیون سال قبل)  و عصر کرتاسه(۱۴۵ تا ۶۶ میلیون سال قبل) موجوداتی از خون تغذیه می کرده اند.

    اما تاکنون اثری از تغذیه حشرات از دایناسورهای پردار رصد نشده بود.

    یافته های محققان دانشگاه کپیتال نورمال در پکن و انستیتو اسمیتسونیان در واشنگتن نشان می دهد  انگل هایی که از پرها تغذیه می کنند طی همین دوران به وجود آمده اند.

  • آخرین یخچال های مناطق گرمسیری تا یک دهه دیگر آب می شوند

    آخرین یخچال های مناطق گرمسیری تا یک دهه دیگر آب می شوند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اینتستینگ انجینیرینگ، در سال های اخیر سرعت ذوب شدن یخچال های مناطق گرمسیری که مابین کوه های هیمالیا و آندز قرار دارند افزایش یافته و بر اساس پیش بینی پژوهشگران آخرین قطعات باقی مانده این یخچال ها ظرف یک دهه آینده آب می شوند.

    محققان می گویند تداوم روند گرمایش زمین و ناکامی کشورهای جهان در جهت کند کردن روند مذکور باعث شده تا یخچال های طبیعی مناطق گرمسیری دنیا با سرعتی بالاتر از آنچه تصور می شد، ذوب شوند. در این میان، سرعت ذوب یخچال های طبیعی کشور پاپوآ ( گینه نو) سریع تر از کشورهای همجوار است و آنها در کمتر از ده سال و به علت تشدید پدیده ال نینو ذوب خواهند شد.

    پدیده ال نینو نوعی الگوی آب و هوایی است که باعث گرم تر شدن آب اقیانوس ها در مناطق گرمسیری و همین طور دمای جو کره زمین می شود. آخرین بار وقوع این پدیده طی سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ هم سرعت ذوب یخچال های طبیعی را به شدت افزایش داد.

    ذوب شدن یخچال های طبیعی مناطق گرمسیری از ۱۵۰ سال قبل با سرعتی اندک شروع شده، اما از سال ۲۰۱۰ به این سو شدت گرفته است. بر اساس برآوردهای انجام شده ۷۵ درصد از این یخچال ها بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ ذوب شده اند.

  • پیوند مغز استخوان هویت یک فرد را تغییر داد!

    پیوند مغز استخوان هویت یک فرد را تغییر داد!

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از نیوز ۲۴، آزمایش دی ان ای و بررسی نمونه مایع منی این فرد بعد از پیوند مغز استخوان نشان داد که بخش زیادی از دی ان ای های کریس لانگ در عمل مربوط به یک فرد آلمانی اهدا کننده مغز استخوان است که وی هرگز او را ملاقات نکرده است. جایگزینی بخش زیادی از دی ان ای های کریس لانگ باعث شده تا هویت وی نیز تغییر کند.

    این پیوند مغز استخوان چهار سال قبل انجام شده و تغییرات دی ان ای ناشی از آن دانشمندان را شگفت زده کرده است.

    علت این کار مقابله با سرطان خون بوده که باعث شده بود بدن وی به طور عادی قادر به تولید خون نباشد.

    پیوند مغز استخوان موجب جایگزینی سلول های معیوب بدن وی با سلول های خون ساز سالم اهدا کننده شد که در نهایت باعث شده بخش زیادی از دی ان ای های گونه ها، لب ها و زبان وی متعلق به فرد آلمانی باشد. البته دی ان ای های سینه و موهای سر وی کماکان متعلق به خود اوست.

    در این میان دی ان ای های گرفته شده از منی لانگ تنها متعلق به فرد آلمانی است و لذا فرزندان احتمالی وی در آینده عملا هویتی متفاوت با او خواهند داشت.

    سوال دیگری که در این زمینه پیش می آید آن است که اگر این فرد یک جرم جنسی و غیراخلاقی مرتکب شود، قابل شناسایی نخواهد بود، زیرا باعث دستگیری فرد اهداکننده آلمانی می شود.