برچسب: عباسعلی کدخدایی

  • نگاه شورای نگهبان به احزاب «مشفقانه» است/ احزاب میدان داری کنند

    نگاه شورای نگهبان به احزاب «مشفقانه» است/ احزاب میدان داری کنند

    عباسعلی کدخدایی سخنگو و قائم مقام شورای نگهبان در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره ظرفیت حقوقی کشور برای فعالیت احزاب، گفت: بحث فعالیت احزاب امری مبتنی بر تجربه بشری است که در طول قرن‌ها انسان‌ها برای مدیریت جوامع به این نتیجه رسیدند که در این مسیر حرکت کنند تا بتوانند سلایق مختلف را در کنار هم داشته باشند.

    وی افزود: در همه جوامعی که حوزه مدیریت جدید و دولت‌های مدرن در آنها نهادینه شده‌اند انتخاب مسئولان، هیئت حاکمه و هیئت مدیره کشور از طریق انتخابات صورت می‌گیرد و این انتخابات لوازمی دارد و در اثر گذر زمان، انسان به لوازم انتخابات دست پیدا کرده که مبانی عقلی هم دارد. برای اینکه انتخابات سالم‌تر، شفاف‌تر و بهتر باشد و آگاهی مردم افزایش پیدا کند و مردم بدون اطلاع وارد انتخابات نشوند معمولاً در جوامع امروزی بحث احزاب مطرح شده و احزاب هستند که این مسئله را مدیریت می‌کنند.

    سخنگوی شورای نگهبان تاکید کرد: از چند جهت بهترین شکلی که انتخابات می‌تواند برگزار شود، انتخاباتی است که احزاب میدان دار آن هستند. جهت اول این است که شناخت مردم از منتخبانشان افزایش می‌یابد. جهت دوم این است که احزاب به عنوان اتاق آماده سازی برای انتخابات عمل می‌کنند و افراد در احزاب، کارآموزی سیاست می‌کنند و افراد صفر کیلومتر نمی‌توانند در پست‌های کلیدی مشغول شوند و جهت سوم این است که احزاب اگر احزاب واقعی باشند می‌توانند تضمینی برای سلامت مدیران و سلامت انتخابات باشند.

    کدخدایی تاکید کرد: اگر احزاب دائماً در میدان سیاست باشند، در هنگام انتخابات افرادی را معرفی می‌کنند که شناخت، تجربه و مقبولیت لازم را دارند و طبیعتاً احزاب در برابر انحرافات و تخلفات احتمالی آن فرد هم پاسخگو خواهند بود، زیرا پاسخگو کردن احزاب راحت تر از افراد است، افراد می‌توانند یک دوره کوتاه بر مصدر امور باشند و پس از آن هر هزینه‌ای را به کشور وارد کنند بدون آنکه پاسخگو باشند.

    وی با اشاره به اینکه نظام حزبی مستلزم لوازمی است، تاکید کرد: به هر حال جامعه باید به لحاظ فرهنگی پذیرش چنین نظامی را داشته باشد و مردم بتوانند با احزاب کنار بیایند و آنها را بپذیرند تا آنها بتوانند مراجع تعیین مدیران آینده باشند.

    سخنگوی شورای نگهبان افزود: متأسفانه در کشور ما احزاب هم خوب شکل نگرفتند و هم خوب عمل نکردند و نتوانستند اعتماد مردم را نسبت به خود جلب کنند. علیرغم اینکه در کشور قانون احزاب هست و قانون اساسی هم فعالیت احزاب را به رسمیت شناخته و بسیاری از مسئولان و مقامات نیز در رابطه با فعالیت احزاب اظهار نظر کرده اند، اما هنوز نتوانسته ایم احزاب فعال در جامعه ببینیم که برای اداره کشور مردم به آنها اعتماد کنند و آنها بتوانند نیاز جامعه را برآورده کنند.

    کدخدایی با اشاره به اینکه قوانین مرتبط با احزاب باید اصلاح شود، گفت: قوانین باید برای حضور احزاب در صحنه مدیریت کشور امتیازات بیشتری را در نظر بگیرند و راهکارهای مؤثرتر و عینی‌تری را پیش بینی کنند تا احزاب بتوانند در فضای سیاسی و اجتماعی نقش پر رنگ تری را ایفا کنند.

    وی افزود: این اتفاق باعث افزایش سلامت انتخابات و منتخبین شده و منجر به معرفی افراد با تجربه و تخصص به مردم و جامعه می‌شود و به این ترتیب پاسخگویی آنها نیز افزایش خواهد یافت.

    سخنگوی شورای نگهبان با تاکید بر اینکه نگاه شورای نگهبان به احزاب «مشفقانه» است، گفت: رویکرد کلی شورای نگهبان مطابق با قانون اساسی است و اگر لازم باشد که کمکی در حوزه قانون گذاری برای تقویت احزاب انجام شود طبیعتاً این کار صورت خواهد گرفت.

    لازم به ذکر است، خبرگزاری مهر، پیش از این در دو گزارش «احزاب در قاموس جمهوری اسلامی» و «تحزب؛ قربانی قبیله‌ها و تجار» به تبیین نسبت جمهوری اسلامی با فعالیت حزبی و دلایل انفعال احزاب در ایران پرداخته بود.

    منبع : مهرنیوز

  • تایید طرح دو فوریتی «مقابله با اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت» در شورای نگهبان

    تایید طرح دو فوریتی «مقابله با اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت» در شورای نگهبان

    تایید طرح دو فوریتی «مقابله با اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت» در شورای نگهبان

     

    به گزارش خبرآنلاین، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان در توییتی نوشت: طرح دو فوریتی «مقابله با اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت» در جلسه دیروز شورای نگهبان مورد رسیدگی قرار گرفت و مغایر با شرع و قانون اساسی شناخته نشد.

    ۲۷۲۱۵

     

  • قانون استخدامی معلمان حق التدریس در شورای نگهبان تایید شد

    قانون استخدامی معلمان حق التدریس در شورای نگهبان تایید شد

    قانون استخدامی معلمان حق التدریس در شورای نگهبان تایید شد

     

     

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صداوسیما، سخنگوی شورای نگهبان از تأیید قانون تعیین تکلیف استخدامی معلمان حق التدریس و آموزشیاران نهضت سوادآموزی در این شورا خبر داد.

    عباسعلی کدخدایی با تبیین جزئیات این مصوبه گفت: طرح استفساریه قانون الحاق یک ماده به قانون تعیین تکلیف استخدامی معلمان حق التدریس و آموزشیاران نهضت سوادآموزی یکی دو نوبت میان مجلس و شورای نگهبان در رفت و آمد بود که در نهایت با ایجاد اصلاحاتی در آن، اعضای شورای نگهبان آن را مغایر با موازین شرع و قانون اساسی نشناختند.

    وی افزود: بر این اساس، این مصوبه مراحل و تشریفات قانونی اش را برای اجرا طی می‌کند و امیدواریم کمکی به معلمان پرتلاش حق التدریس و آموزشیاران نهضت سوادآموزی باشد که از مدت‌ها پیش منتظر تعیین تکلیف استخدامشان بودند.

    کدخدایی، طرح استفساریه تبصره بند الف ماده ۱۰۳ قانون مدیریت خدمات کشوری را از دیگر مصوبات شورای نگهبان برشمرد و گفت: این طرح که نخستین بار به شورای نگهبان ارسال شد ناظر به مدارک تحصیلی ایثارگران عزیز است که مغایر نبودنش با موازین شرع و قانون اساسی به مجلس شورای اسلامی اعلام شد.

    وی افزود: این طرح نیز پس از طی تشریفات قانونی در مرحله اجرا قرار می‌گیرد.

    سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به این پرسش که با توجه به نزدیک شدن به اتمام این دوره از مجلس شورای اسلامی آیا طی شدن تشریفات قانونی اجرای این دو مصوبه طولانی‌تر از حد معمول نخواهد شد؟ تاکید کرد: این موضوع ارتباطی با تأخیر در طی شدن تشریفات قانونی برای اجرای این مصوبات ندارد و مسیر قانونی اش را طی خواهد کرد.

    کدخدایی افزود: با ارسال این طرح‌ها به مجلس شورای اسلامی، رئیس مجلس آن را به رئیس جمهور ابلاغ می‌کند و رئیس قوه اجرایی نیز طبعاً آن را باید برای قانون شدن که تشریفات زمانی دارد و پس از آن لازم الاجرا می‌شود ابلاغ می‌کند.

    منبع : مهرنیوز

  • جدال‌ سیاسی آقای سخنگو با نمایندگان، موضع شورای نگهبان است؟

    جدال‌ سیاسی آقای سخنگو با نمایندگان، موضع شورای نگهبان است؟

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یکی وظیفه قانون گذاری دارد و نهادی انتخابی است دیگری وظیفه نظارت بر مصوبات  و انتخابات را دارد اما سرنوشت این دو نهاد آنچنان در هم تنیده شده که تقریبا در همه ادوار جدال میان این دو را می‌توان شاهد بود. این حکایت رابطه شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی است. رابطه‌ای که حداقل از چهار سال پیش و بازگشت عباسعلی کدخدایی به دایره حقوقدانان وارد فاز جدیدی شد تا آنجا که می‌توان گفت هیچ دوره ای این چنین کشمکش‌های میان شورای نگهبان و مجلس به اوج نرسیده بود؛ به گونه‌ای که سخنگوی شورای نگهبان برای هر اظهار نظری از سوی پارلمان نشینان سریع شمشیر و سپرش را از غلاف بیرون می‌آورد تا پاسخ انتقاد را بدهد . حالا وقتی کار به تصویب قانون برای محدود کردن و اصلاح برخی وظایف و رویه های شورای نگهبان در زمینه بررسی صلاحیت‌ها و نظارت بر کار حقوقدان‌ها تا مرز سوال و استیضاح به پیش می‌رود دیگر این صدای فریاد وا اسلاما است که از سوی حقوقدانان شورای نگهبان به گوش می‌رسد؛ با همه این تفاسیر چه شد که کار شورای نگهبان و مجلس دهم به این دعواها کشیده شد؟!

    قهر اصولگرایان؛ چشم‌انداز اصلاح‌طلبان

    ۲۳ تیر ۹۲ بود که آیت‌الله آملی لاریجانی رئیس وقت قوه قضائیه «عباسعلی کدخدایی» « محسن اسماعیلی» «نجات‌الله ابراهیمیان» «سام سوادکوهی» « محمدهادی صادقی» را برای سه کرسی حقوقدان شورای نگهبان به مجلس معرفی کرد؛ اما مجلس اصولگرای نهم، کدخدایی را که تا آن زمان ۱۲ سال اسمش در کنار حقوقدانان شورای نگهبان به چشم می‌خورد را کنار گذاشت و در عین ناباوری از بین این پنج نفر  اسماعیلی، ابراهیمیان و سوادکوهی توانستند راهی شورای نگهبان شوند.

    البته کدخدایی در طول این سه سال همچنان  در زمره  افراد نزدیک به دبیر شورای نگهبان بود و در نقش مشاور آیت‌الله در این شورا ایفای نقش می کرد.

    سه سال بعددرست وقتی اصولگرایان مجلس نهم بساط خود رااز خانه ملت  جمع کردند و کرسی‌ها را به دست اصلاح‌طلبان و اعتدالی‌ها سپردند ورق هم برای کدخدایی برگشت.اصلاح طلبان که بعد از سال‌ها گوشه نشینی نسیم پیروزی در انتخابات و حضور در قدرت را چشیده بودند بدشان نمی‌آمد که با شورای نگهبان وارد معامله شوند و تائید صلاحیت‌خود را از قبل تضمین کنند. برای همین بر روی گزینه کدخدایی به دلیل نزدیکی زیادش با دبیر شورای نگهبان حساب کردند. کدخدایی هم که برق شوق ماندن در قدرت را در چشمان اصلاح‌طلبان دید  در جلسات فراکسیون امید حاضر شد و وعده‌هایی هم از این دست به آنها داد. نهایتا همین وعده‌ها کار خودش را کرد و مجلس دهم روز ۲۵ تیر ۹۵ رای بالایی به کدخدایی داد و او توانست بار دیگر بعد از یک وقفه سه ساله حقوقدان و سپس سخنگوی شورای نگهبان شود.

    بیش‌فعالی رسانه‌ای یا سیاسی کاری

    اگر گفت و شنودهای ادوار مجلس و شورای نگهبان را از نظر بگذارنیم بیشترین اختلافات میان این دو نهاد کاری بود و اگر هم رنگ و بوی سیاسی داشت یا آنقدر تند نبود یا حداقل دو طرف کنترل خوبی روی این موضوع داشتند اما در چهار سال گذشته رویه به شدت تغییر کرد. کدخدایی برای بیشتر شدن ارتباطاتش پا به فضای مجازی و البته ساخت اکانتی در توئیتر فیلتر شده گذاشت. حالا دیگر برای آنکه بخواهد اظهار نظری داشته باشد نیازی نبود تا نشست خبری به راه بیفتد و او در خلال آن بتواند حرف دل را بزند. هرچند این حضور مورد استقبال خیلی‌ها قرار گرفت اما هر چه بیشتر پیش رفت همین حضور پررنگ در فضای مجازی سلسله مناظرات مجازی را با منتقدان درون مجلس دهم و خط و نشان کشیدن برای انها استفاده کرد.

    جدال‌ سیاسی آقای سخنگو با نمایندگان، موضع شورای نگهبان است؟
    جدال‌ سیاسی آقای سخنگو با نمایندگان، موضع شورای نگهبان است؟

    اختلافات شورای نگهبان و مجلس دهم که سردمدار آن کدخدایی بود به یکباره اوج  نگرفت. او بعد از آنکه در باغ سبز تعامل با شورای نگهبان را نشان نمایندگان داد و رای لازم را به دست آورد تغییر رویه داد ابتدا منکر قول و قرارهایش درباره باز شدن درب گفت و گو با شورای نگهبان شد و بعد از آن موضوع «نظارت شورای نگهبان بر رفتار نمایندگان در دوران نمایندگی» را به پیش کشید.

    از آنجا که کدخدایی تنها حقوقدان شورای نگهبان نبود و افرادی مانند «نجات‌الله ابراهیمیان» و «سام سوادکوهی» با گرایشات و تفکرات متفاوت‌تر و غیرسیاسی‌تر در این مجموعه حضور داشتند دست کدخدایی آنچنان باز نبود اما این حلقه  در سال ۹۸ و حضور افرادی مانند «طحان نظیف» و « محمد دهقان» تکمیل شد و جدال‌های شورای نگهبان با نمایندگان مجلس به جایی رسید که پیش از آنکه مصوبه مجلس راهی شورای نگهبان شود کدخدایی در محافل خصوصی و فضای مجازی نسخه رد آن را می‌پیچید و البته «طحان نظیف» حقوقدان جوان شورا نیز در مسیر کدخدایی پیش می رفت.

    ردصلاحیت آغاز رویارویی جدی شورای نگهبان و مجلس

    انتخابات مجلس یازدهم که از راه رسید تیر خلاص به جریان منتقد شورای نگهبان هم شلیک شد و و نزدیک به یک سوم نمایندگان صلاحیتشان تائید نشد.

    وقتی این رویکر مورد نقد قرار گرفت کدخدایی بار دیگر لباس رزم به تن کرد و دربرابر دوربین‌های صدا وسیما دلیل ردصلاحیت‌ها را فساد مالی و اخلاقی نمایندگان معرفی کرد موضوعی که مورد انتقاد و اعتراض علی لاریجانی قرار گرفت و در نشست علنی مجلس در روز ۲۹ دی ۹۸  گفت: «در رد صلاحیت بعضی نمایندگان فعلی و نمایندگان ادوار از جانب سخنگوی شورای نگهبان مطلبی در رسانه‌ها منتشر شد که علت رد صلاحیت‌ها را عمدتا مربوط به سوء‌استفاده‌های اقتصادی می‌دانست.  چرا باید مطلب درست منعکس نشود که بیگانگان از آن سوء‌استفاده کرده و نظام متهم به فساد شود

    آنچه سخنگوی شورای نگهبان به زبان آورده بود آنقدر برای نمایندگان گران تمام شد که حواشی آن هنوز ادامه دارد.آنچنان که چند روز پیش نادر قاضی پور نماینده ارومیه در کنایه‌ای به کدخدایی گفت: « ما درمجلس آینده نیستیم اما نمایندگان به حقوقدانانی رای بدهند که اصل بی طرفی را در بررسی صلاحیت نمایندگان رعایت کنند.هرچند ما شش نفر ازآنها را ما انتخاب کردیم و ما آنها را اصلح می‌دانستیم هرچند یکی از آنها درصدا و سیما ۹۰ درصد نمایندگان  را فاسد اعلام کرد اگر ما فاسد هستیم او از ما فاسدتر است چرا که ما او را انتخاب کردیم صدا و سیما به ما ظلم کرد و اجازه دفاع به ما نداد. »

    اما دوئل مجلس و شورای نگهبان به ویژه درباره بررسی صلاحیت‌ها وقتی جدی‌تر شد که نمایندگان طرح دو فوریتی را به تصویب رساندند که بر اساس آن شورای نگهبان نمی‌تواند به هر با بهانه‌ای و با هر گزارشی خارج از مراجع صلاحیت دار نمایندگان را رد صلاحیت کند؛ مضاف بر اینکه اگر چنین اتفاقی هم رخ بدهد نمایندگان حق دارند به دادگاه علیه آن فرد شکایت کنند.

    از آنجا که این طرح اصلاح به مذاق کدخدایی خوش نیامد دریادداشتی که آن را در فضای مجازی منتشر کرد سیل انتقاداتش را روانه بهارستان کرد و حتی برای مجلسی ها تکلیف مشخص کرد که باید در چه زمینه‌ای قانون می‌نوشتند. او در این یادداشت نوشت:«امروز در خبرها آمده بود که مجلس بعد ازتعطیلات کرونایی و غیر کرونایی جلسه علنی داشت و ناگهان یک طرح دوفوریتی مطرح شد که همگان را به تعجب واداشت. وسط بحران کرونا چه چیز واجب‌تر از اصلاح قانون انتخابات؟! انتظاری که ۴ سال به پای آن نشسته بودیم! اول خیال کردم وظیفه ناتمام مجلس یعنی اصلاح قانون انتخابات و اجرای سیاست‌های کلی انتخابات موضوع دوفوریتی است! اما زهی خیال باطل! احقاق حق آن دسته از نمایندگانی که علیه آن‌ها مثلا گزارش خلاف واقع داده شده است!»

    با وجود این انتقادات طرح‌های دقیقه ۹۰  مجلس دهمی‌ها درباره شورای نگهبان به همین نقطه ختم نشد. حالا ماجرای کنار زدن پر رمز و راز «علی غلامی» که اتفاقا اقبال زیادی هم مجلس به آن نشان داده بود یکی از عواملی بود که طرحی دیگر در مقابل شورای نگهبان تدوین و تصویب شود. این بار نمایندگان مجلس اصلاح قانون معرفی حقوقدانان شورای نگهبان را کلید زدند و آن را به تصویب رساندند. اما خط و نشان‌های کدخدایی پیش از آنکه پای این مصوبه به شورای نگهبان برسد شامل حال آن شد به طوری‌که غلامرضا کاتب از طراحان این طرح در  جریان بررسی این طرح گفت: «آقای کدخدایی پیغام داده که این طرح را رد می‌کنند اشکالی ندارد ما تکلیف شرعی و قانونی خود را را انجام می‌دهیم چون این برای اقتدار مجلس شورای اسلامی لازم است.»

    مناظره مجازی مطهری و کدخدایی

    در میان نمایندگان کمتر نماینده‌ای را می‌توان سراغ گرفت که صراحت کلام علی مطهری را داشته باشد کسی که درجریان رد صلاحیتش پنجه در پنجه شورای نگهبان و اعاهای سخنگوی آن انداخت که اوج این بگو مگوها مربوط به روزهای اخیر می‌شود.

    پس از انتقادات دبیر شورای نگهبان به طرح دو فوریتی درباره نظارت استصوابی، علی مطهری دست به قلم شد و در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله جنتی نوشت: « به شما و آقای کدخدایی -که از همان ابتدا از این طرح ابراز نگرانی کرد- حق می دهم که نگران باشید، چرا که سالها مطلق العنان تحت عنوان مبهم «نظارت استصوابی» هر کاری که خواسته اید کرده اید و اکنون بناست این نظارت بر اساس معیارهای مشخص انجام شود

    کدخدایی این نامه مطهری را بی‌پاسخ نگذاشت و درتوئیتی نوشت:« دلایل رد صلاحیت نمایندگان به چنداظهارنظر سیاسی قابل درک است!اما عملکرد آنان نیز توسط مردم قضاوت می شود.نه مطلق العنان بودن آرزوست و نه مقام خدایی داشتن

    مطهری نیز از موضع خود پایین نیامد و درپاسخ به کدخدایی در توئیترش نوشت: « ‌آنارشیسم نحوه اجرای نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان یعنی ملاک قرار دادن امیال و گرایشهای فردی چند تن از اعضا ی شورا در بررسی صلاحیت نامزدهاست نه اعتراض به این رفتار. آقای کدخدایی! بهتر است از ملت به خاطر ضربه زدن به نظام عذرخواهی کنید. »

    در ادامه جدال کدخدایی و مطهری، سخنگوی شورای نگهبان در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق می‌گوید: «علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود؛ چرا اجازه نداد خبرنگاران وارد جلسه او با عضو شورای نگهبان شوند؟»

    مطهری هم در پاسخ به کدخدایی در قالب یادداشتی در شرق نوشت:  «اگر دلیلی غیر از اظهارنظرهایم برای ردصلاحیتم وجو دارد،چرا در جلسه نگفتید؟ حالا دلیلش را هرچه هست به مردم بگویید»

    خط و نشان‌ها به ثمر نشست

    کدخدایی که به گفته بسیاری از نمایندگان پیش از تصویب طرح دو فوریتی درباره نظارت استصوابی حسابی خط و نشان کشیده شده بود که این طرح در شورای نگهبان رد خواهد شد نهایتا روز گذشته با کنایه از رد این طرح در شورای و اعاده آن به مجلس خبر داد. در متن نامه شورای نگهبان آمده است: «صرف نظر از ایرادات و ابهامات متعدد در طرح مذکور، فرآیند نظارتی پیش‌بینی شده به موجب این مصوبه از جهات مختلف، از جمله؛ نسبت نحوه رسیدگی به اعتراض داوطلبان و تکالیف مراجع نظارتی مربوطه در این مصوبه با تکالیف مندرج در قانون لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبین ردصلاحیت شده در انتخابات مختلف- مصوب ۱۳۷۸/۸/۲۲ مجمع تشخیص مصلحت نظام- و همچنین از حیث نسبت ترتیبات اجرایی مقرر با قوانین موجود انتخاباتی، واجد ابهام شناخته شد. پس از رفع ابهام توسط مجلس شورای اسلامی، اظهارنظر خواهد شد.»

    البته این موضوع چندان هم غیرقابل پیش بینی نبود به ویژه آنکه نمایندگا تجربه استفساریه مجلس درباره رد صلاحیت شورای نگهبان بعد از برگزاری انتخابات را هم از سر گذرانده بودند.

    با همه این تفاسیر و با دیدن کشمکش های موجود بین نمایندگان و سخنگوی شورای نگهبان این موضوع  در ذهن نقش می‌بندد که آیا شان و جایگاه شورای نگهبان این است که تا این حد به مقابله و سیاسی کاری با یک نهاد انتخابی از سوی مردم بپردازد یا در فضایی به دور از جنجال و هیاهو با نظرات کارشناسی به حل مشکلات قوانین پرداخته و هزینه مجادلادت سیاسی را به جامعه پمپاژ نکند؟

    ۲۳/ ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود/ چرا اجازه نداد خبرنگاران وارد جلسه او با عضو شورای نگهبان شوند؟

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود/ چرا اجازه نداد خبرنگاران وارد جلسه او با عضو شورای نگهبان شوند؟

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

     

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    در بحث احراز صلاحیت‌های نامزدهای مجلس  با ردصلاحیت‌های گسترده‌ای مواجه شدیم که حداقل در رابطه با ردصلاحیت‌های نمایندگان مجلس رکورد مجلس ششم شکسته شد. توضیح اولیه هم این بود که مشکلات اقتصادی و اخلاقی بیشتر نمایندگان دلیل این اتفاق بوده، اما مثال نقض این ادعا امثال آقای مطهری، حیدری، صادقی و چند نماینده دیگر بودند که به‌خاطر اظهارنظرهایشان به‌عنوان نماینده، حتی در صحن مجلس ردصلاحیت شدند. این حجم ردصلاحیت سیاسی قابل‌توجیه است؟
    از یک سال گذشته عرض کرده بودم که آنچه قانون برای ما مقرر کرده است در سه محور می‌توان دسته‌بندی کرد؛ اتهامات یا زدوبندهای اقتصادی، مسائل اخلاقی یا مسائلی که با حاکمیت ضدیت دارد نه صرف اظهارنظر. اگر تحلیلی در مورد نمایندگانی که تأیید شدند هم بفرمایید، این عرض بنده روشن‌تر خواهد بود. اولا در ذهن نمایندگان و حتی برخی از شخصیت‌ها و مردم اشتباهی هست که شورای نگهبان فقط باید به حکم دادگاه و محکمه قضائی صلاحیت‌ها را بررسی کند. قانون چنین چیزی را مقرر نکرده است. در تمام بندهایی که بیش از ۶۰ مورد هست تنها یک مورد است که گفته به حکم محکمه قضائی یعنی آنجایی که کلاهبرداری است، ولی بقیه موارد مثلا التزام عملی به اسلام یا قانون اساسی را الان اصلا دادگاه‌ها رأی می‌دهند؟ خیر. اما در قانون ما هست.
    قانون گفته فرد باید التزام عملی به اسلام و قانون اساسی داشته باشد. یا حتی بحث سوءشهرت. نداشتن سوءشهرت در حوزه انتخابیه، یعنی سوءشهرت به مسائل رانت‌خواری، باندبازی، زدوبندهای مالی و مسائل اخلاقی نداشته باشد. این هم نباید در محکمه‌ای به اثبات برسد، زیرا قانون این را مقرر کرده است. همان قانونی که مجلس تصویب کرده است.

     در حوزه‌های اخلاقی و اقتصادی گاهی اوقات بیانش به افراد سخت است و برای ما هم سخت بود که به فرد بگوییم چنین مسائلی نسبت به شما هست. همان مراجع رسمی که در قانون آمده و گفته شورای نگهبان باید استعلام کند گفته فلان فرد مسائل اخلاقی یا اقتصادی را دارد. حالا فرد یا توجیه می‌کند یا می‌گوید آن مسائل مربوط به گذشته بوده. یکی دو مورد هم بودند که به طور کلی اتهامات را تکذیب می‌کردند اما ما سندهای خیلی روشنی داشتیم و بقیه تقریبا پذیرفتند.
    حتی کسانی که چند روز قبل در مجلس مطالب نادرستی در مورد شورای نگهبان گفتند و ما دیدیم ارزش پاسخ‌دادن ندارد. یک نفرشان اینجا حدود چهار ساعت با من و کارشناس پرونده صحبت کرد و ما دلایل را گفتیم و ایشان پشت تریبون می‌گوید من هرچه تماس گرفتم شورای نگهبان جوابم را نداد!! پس آن چهار ساعت جلسه چه شد؟ آقای مطهری درخواست نکرده بود اما ما گفتیم بیایید که دلایل را بگوییم. ما نگرانی یا ترسی نداشتیم که بخواهیم با افراد روبه‌رو شویم. مراجعات واقعا زیاد بودند، تلفن‌ها و پیگیری‌ها و کارهای خودمان فشرده بودند اما همه را جوابگو بودیم. یکی دیگر از نمایندگان که در مجلس هم صحبت کرده بود، شاید هرکدام از ما ۱۲ نفر را چند بار دید.
    این مسائل ارزشی برای پاسخ‌دادن ندارد. اتهامات سنگینی بود. یکی از همین نمایندگان در قبال پس‌گرفتن استیضاح، آپارتمانی را با قیمت غیرکارشناسی به ثمن بخس از وزیر مربوطه گرفته بود. خب این رانت بود. اول تکذیب می‌کرد. وقتی اسناد را نشان دادیم، گفتیم به هر حال شما در قبال پس گرفتن استیضاح این آپارتمان را گرفته‌اید. ایشان چه چیزی را می‌خواهد تکذیب کند. قطعا اگر ایشان به دادگاه برود، دادگاه برایش حکم صادر نمی‌کند که چرا در قبال پس گرفتن امضا از استیضاح آپارتمان را گرفته‌ و دادگاه رأیی نمی‌تواند بدهد. آیا ما باید منتظر رأی دادگاه باشیم؟ خیر. حالا پشت تریبون مجلس هم سروصدا می‌کنند که چرا حقوق‌دان نظر داد یا مهندسی شد. ما به شما این مطالب را گفته‌ایم. حتی آنهایی که مسائل اخلاقی داشتند همه موارد و اسناد را برایشان گفتیم که از طریق مراجع قانونی به ما رسیده بود. باز پشت تریبون اعتراض می‌کنند و زبان ما بسته است. در این چند حوزه، به همه نمایندگانی که صلاحیتشان تأیید نشده عرض می‌کنم که مدارک پرونده ما مدارک متقنی است و تلاش شده به همه گفته شود. ممکن است برخی شدت و ضعف داشته باشند و برخی تکذیب کنند اما نهایتا همه اینها در شورا مطرح شده است.
     در مسئله رد صلاحیت به دلایل سیاسی چطور عمل شد؟
    در حوزه سیاسی هم صرف اظهارنظر در مجلس یا جایی دیگر، دلیل بر رد صلاحیت نبوده و نیست، از همین طیف که اسم بردید خیلی‌های دیگر بودند که تأیید شدند. الان بعضی رأی آورده‌اند، خیلی‌هایشان هم رأی نیاورده‌اند. اگر قرار بود صرف اظهارنظر ردصلاحیت کنیم آنها را هم باید ردصلاحیت می‌کردیم پس مسائل دیگری هم داشته‌اند.
     یعنی پرونده یا تخلفی داشتند؟ صرفا به خاطر نطق در مجلس نبود؟
    اصلا نطق در مجلس ملاک ما نبوده است؛ مسائلی خارج از مجلس داشتند و موارد دیگری نیز در پرونده ایشان هست.
     یعنی به‌جز مواردی که برای نمونه آقای مطهری به‌عنوان دلیل رد صلاحیتشان مطرح کردند، موارد دیگری هم در پرونده ایشان بوده است؟
    بله.
     پس آنچه ایشان در رسانه‌ها مطرح کرده‌اند، همه‌ موارد نبوده است؟
    خیر، نبوده. کارشناسان مواردی را که در پرونده است مطرح می‌کنند. برخی آقایان مواردی را که ما به آنها استناد نکرده‌ایم، ولی در پرونده بوده به‌عنوان دلیل رد صلاحیت می‌گویند که درست نیست. در شورای نگهبان اعضا خیلی از مواردی را که در پرونده ذکر شده، قبول نمی‌کنند. ممکن است یکی، دو مورد که قطعی شده باشد به استناد آن بحث صلاحیت را مطرح کنند. ایشان با یکی از همکاران ما صحبت کرده و در آن فرصت برخی مطالب مطرح و بحث شده است. همان روز که تشریف آوردند، خبرنگاران هم در شورا حضور داشتند، می‌توانستند از خبرنگاران نیز برای حضور در آن جلسه دعوت کنند تا همه موارد را بشنوند و به بیرون منعکس کنند. چرا از این کار خودداری کردند؟ حتی آن روز حاضر به مصاحبه با خبرنگاران نیز نشدند.
    ما در بیان مسائل افراد ممنوعیت قانونی داریم، وگرنه تمام مطالب را با مصداق می‌گفتیم. قانون بیان دلیل رد صلاحیت‌ افراد را منع کرده و گفته فقط باید محرمانه به فرد گفته شود.
    حتی با نماینده‌ای که طراح مصوبه تغییر قانون انتخابات است هم در دو، سه نوبت صحبت کردیم، مطمئنا راضی نخواهد بود که مستندات پرونده را منتشر کنیم. خودش بگوید شورای نگهبان این موارد را به من گفته و من قبول نکرده‌ام. خودش مواردی را که در جلسه چهارساعته مطرح کرده‌ایم، منتشر کند. بله ما هم انسان هستیم و ممکن است اشتباه کنیم؛ برای مثال در موضوع منتخب تفرش طبق سندی رسمی که برایمان آمده، عمل کردیم و اکنون که شبهه ایجاد شده، از وزارت علوم سؤال کردیم که گفته اعتبار ندارد. از این دست اشتباهات ممکن است اتفاق بیفتد.
      در رابطه با منتخب مردم تفرش، شاهد هستیم بعد از کلی مراحل مختلف، مدرک مورد تأیید بوده و انتخابات برگزار می‌شود و مردم رأی می‌دهند و منتخب مردم برای رفتن به مجلس آماده می‌شود و بعد مشخص می‌شود چنین تخلفی صورت گرفته، چرا باید این اتفاق بیفتد. آیا لازم بود حوزه انتخابیه ابطال شود؟ و اینکه آیا نیازی نبود به مجلس برود و اعتبارنامه‌اش در مجلس رد شود؟
    شما وقتی قرار است در جایی استخدام شوید از شما اصل کارت ملی و شناسنامه و مدرک تحصیلی را می‌خواهند؛ اما از شما نمی‌پرسند این سند اعتبار دارد یا نه چون سند رسمی است، اما اگر کپی مدارک را ببرید، اصل مدرک را می‌خواهند، اگر برابر اصل باشد هم قبول می‌کنند. شما اگر تخلف رانندگی کنید، پلیس وقتی از شما گواهینامه می‌خواهد، نمی‌گوید باید استعلام کنم، چون گواهینامه شما سند رسمی است. جایی که شبهه و تردیدی نسبت به اصالت سند وجود دارد، باید استعلام کرد.
    شورای نگهبان در ۴۰ سال گذشته هیچ‌گاه ابتدا سند تحصیلی افراد را استعلام نمی‌کرده، چون سند رسمی ارائه می‌شده است. برگردیم به ماجرای تفرش. در تفرش فرد مدعی است که مدرک دارم و مدرکم درست است، پس از این جهت جعلی نیست. وزارت علوم به ما گفته مؤسسه‌ای که ایشان مدعی دریافت مدرک از آنجاست، مجوز نداشته و این گواهی تحصیلی اعتبار ندارد. بحث جعل نیست که خودش سند را تهیه کرده باشد؛ مثلا من در دانشگاه تهران هستم و گواهی تحصیلی کارشناسی‌ام را کارشناسی ارشد می‌کنم که این جعل سند است؛ اما مرجعی گواهی تحصیلی به ایشان داده که وزارت علوم الان می‌گوید آن مرکز اعتبار ندارد. بحث این است که آیا وزارت علوم اطلاع داشته؟ به نظر می‌رسد وزارت علوم اگر از وجود چنین مؤسساتی خبر دارد، باید برخورد کند. آن مؤسسه می‌گوید من چند هزار نفر فارغ‌التحصیل دارم. وزارت علوم باید شفاف‌سازی کند.
    نکته دوم اینکه وزارت کشور مرجع ثبت‌نام اولیه است و اصالت اسناد موقع ثبت‌نام تأیید می‌شود. پس جایی برای شک و شبهه باقی نمانده که ما هم تردید کنیم. وقتی تردید نمی‌شود چون سند جزء اسناد رسمی است، طبیعتا اعتبار دارد مگر اینکه قانون به ما حکم کند که گواهی تحصیلی را هم استعلام کنیم. ولی در ۴۰ سال گذشته گواهی‌های تحصیلی را فقط زمانی که به اصالت و اعتبار آنها تردید وجود داشت از وزارت علوم و دانشگاه آزاد استعلام می‌کردیم. همچنان تأکید می‌کنیم که شورای نگهبان در این جهت تا زمانی که روشن نشده بود مسئولیتی نداشت، شاید وزارت علوم و وزارت کشور مسئولیت‌هایی داشتند، نمی‌خواهم به این قضیه ورود کنم. از زمانی هم که شورای نگهبان متوجه شد اعلام کردیم که این سند فاقد اعتبار است و ایشان نمی‌تواند به مجلس یازدهم راه پیدا کند. فرقی هم نمی‌کند ایشان باشد یا فرد دیگری.
     چرا اجازه ندادید اعتبارنامه ایشان در مجلس بررسی و به‌دلیل مشکل مدرک تحصیلی اعتبارنامه رد شود؟
    در ارتباط با همه افراد بحث نظارت استصوابی حاکم است، از گذشته آقایان تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها، هم به نظارت استصوابی معتقد بودند و هم به آن عمل می‌کردند. اکنون یک نظر هم هست که حتی بعد از تصویب اعتبارنامه‌ها و آغاز مجلس، مثلا در طول سال دوم مجلس اگر مشخص شود فردی مدرک تحصیلی مخدوشی دارد، شورای نگهبان هم می‌تواند ورود کند، اما در رویه نداشتیم.
    از زمانی که اعتبارنامه تصویب می‌شود، شورای نگهبان تا الان به صلاحیت نمایندگان ورود نکرده، اما تا قبل از آن داشته‌ایم. چند سال قبل برای یک نفر منتخب در اصفهان داشتیم و چند سال قبل‌تر درباره مدرک تحصیلی یک فرد در زابل این نمونه را داشتیم. در مجلس اول یا دوم هم شورای نگهبان این کار را انجام داده است. رویه شورای نگهبان این بوده تا قبل از تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس اگر نسبت به صلاحیت فرد موضوعی کشف می‌شد مثل همین سند، اعلام نظر می‌کرد و صلاحیت آن فرد را حتی اگر منتخب باشد، رد می‌کرد. الان هم درباره منتخب تفرش نظر شورای نگهبان همین است و به‌زودی نظر نهایی را اعلام می‌کنیم. ایشان مهلتی یک هفته‌ای درخواست کرده بود که نتوانست ما را قانع کند. (مصاحبه پیش از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان درباره مدرک تحصیلی منتخب تفرش بوده است).
     اشاره کردید که نظارت استصوابی از ابتدا بوده و رویه اقدامات شورا نیز همیشه به همین شکل بوده است. سال ۷۰ نظارت استصوابی در شورای نگهبان تفسیر می‌شود، در آن زمان شورای نگهبان در تفسیر اصل ۹۹ تفسیر گسترده‌ای ارائه کرده و برای اولین‌بار نظارت استصوابی در مجلس چهارم به قانون تبدیل شده است! اگر بخواهیم ساده بگوییم تمایل داشته حیطه نظارت خود را گسترش دهد که باعث قدرت شورای نگهبان ‌شده و تا امروز هم ادامه داشته است!
    قدرتی نمانده که بسطش دهیم (با خنده). شورای نگهبان ازجمله نهادهای محدود و کوچکی است که در مجموعه نظام حاکمیت است. ما مجموعه کوچکی هستیم و آقایان اعضای شورای نگهبان و مخصوصا فقها از ابتدا همین تعداد بوده‌اند و همچنان این کوچکی را حفظ کرده‌ایم. نکته‌ای که می‌فرمایید، خلاف این است. اگر سوابق تاریخی را بررسی کنیم، زمانی که حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی اولین دبیر شورای نگهبان بودند، در همان انتخابات اول این اتفاقات افتاده است و افرادی که از حزب توده بودند یا برخی از گروه‌هایی که اصطلاحا ضدانقلاب بودند، وزارت کشور ثبت‌نامشان کرده و کارهایشان هم تمام شده بود. آقای صافی‌گلپایگانی طبق نقلی که من از ایشان شنیدم و در مکاتباتشان هم هست، به وزارت کشور نامه نوشتند و گفتند اسامی‌ای که شما اعلام کرده‌اید، صلاحیت ندارند و باید از لیست حذف شوند. پس در حوزه‌های اعمال نظارت در رویه شورای نگهبان از همان ابتدا اینها را داشته‌ایم؛ شاید به این شدت نبود.
      در ارتباط با چند عضو حزب توده‌ در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس اول بود نه همه نامزدها؟!
    نمی‌خواهیم وارد مصادیق شویم. شما الان از اختیار سؤال کردید. من می‌گویم شورای نگهبان از ابتدا به این اختیار معتقد بوده و هم رویه داشته؛ اما از دهه ۷۰ که می‌گفتند قانون نیست و کسی نظر رسمی نداده، همان رویه‌ای را که شورای نگهبان به آن اعتقاد داشت، تفسیر کرد و مجلس شورای اسلامی هم بر اساس آن تفسیر قانون نوشته. شاید بگویید مصادیقش توسعه پیدا کرده که باید به اقتضائات سیاسی و اجتماعی برگردیم یا تخلفاتی که گسترش پیدا کرده است؛ اما اصل اختیار از ابتدا وجود داشته و شورای نگهبان عمل کرده و در دهه ۷۰ هم در نظام قانون‌گذاری آمده و تا الان هست. بااین‌حال عرض کردم همچنان نظارت استصوابی را تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس انجام می‌دهیم.
    اما نظری که موثق است، این است که حتی می‌گویند در دوره نمایندگی هم نظارت شورای نگهبان می‌تواند ادامه داشته باشد. نکته دوم اینکه فقط از جهت زمانی است که این اختلاف است؛ اما در مصادیق مطابق قانونی عمل می‌کنیم که مجلس تصویب کرده. شرایط انتخاب‌شوندگان در قانون انتخابات مجلس آمده و ما بر اساس آن عمل می‌کنیم. اگر شرایط قانونی ما تغییر کند، ناچاریم بر اساس مصوبه جدید عمل کنیم. معتقد هستیم همه اقدامات شورای نگهبان در حوزه بررسی صلاحیت و نظارت بر انتخابات برگرفته از قوانینی است که مجلس تصویب کرده و اختیاری را فراتر از آنچه مجلس تصویب کرده، اعمال نکرده‌ایم؛ چه در بررسی صلاحیت‌ها و چه در برگزاری‌ انتخابات‌ها.
     حال بعد از چندین سال، مجلس تصمیم گرفت بالاخره قانون انتخابات را اصلاح کند و چند روز قبل نمایندگان مردم مواردی را مصوب کرده‌اند که چارچوب‌بندی برای اعمال نظارت استصوابی ایجاد می‌کند که بر اساس اظهار نظرهای صورت‌گرفته، باب‌طبع اعضای شورای نگهبان نیست. نظرتان را درباره این مصوبه بیان می‌کنید؟
    به آقایان نمایندگان برمی‌خورد اگر صحبت کنیم.
     گفته می‌شود شورای نگهبان حاضر نخواهد بود تن به تصویب نهایی مصوبه‌ای بدهد که نظارت استصوابی را در یک چارچوب قرار می‌دهد یا بحث نظارت را تعدیل و محدود می‌کند؛ بنابراین خواهش می‌کنم توضیح دهید شورای نگهبان این مصوبه را تأیید خواهد کرد یا نه؟!
    گلایه‌ای از نمایندگان مجلس داشتیم که برای دوستان سنگین تمام شد. ما می‌گوییم کسی که بیشتر از همه برای اصلاح قانون انتخابات صحبت کرده، من بودم. مصاحبه‌ها و نشست‌های خبری من را ببینید؛ زمانی نبوده که درباره کافی‌نبودن قانون انتخابات صحبت نکنم. زمانی‌ که مقام معظم رهبری سیاست‌های کلی انتخابات را ابلاغ کردند، در طول این مدت مجلس چه کار مؤثری انجام داد؟ زمانی رئیس مجلس از ما و سایر نهادها دعوت کردند و ما برای کمک کارشناسی رفتیم که قانون انتخابات اصلاح شود. دو سال تمام به اتفاق کارشناسانمان طرح خوبی را تهیه کردیم و به مجلس بردیم. کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس هم زحمت کشیده و کار را جلو برد. تا اینکه این اواخر بحث استانی‌شدن را اضافه کردند. از همان جلسه اول که این بحث مطرح شد، گفتم اگر می‌خواهید به استانی‌شدن قدیم برگردید، شورای نگهبان همچنان ایرادات را دارد؛ اما اگر فرمول جدیدی را آورده‌اید، شاید بتوانیم دوباره بررسی کنیم. ما اشکال ذاتی به استانی‌شدن نداشتیم؛ گفتیم فرمولی که شما آورده‌اید اشکال دارد. تمام انتخابات تحت‌الشعاع استانی‌شدن قرار گرفت و همه سراغ استانی‌شدن رفتند. در نهایت بعد از رفت‌وآمدهای متعدد، به روش سابق برگشتند و شورا به آن فرمول ایراد گرفت. بقیه بندهای قانون انتخابات را تقریبا ایراد نگرفتیم. عمده ایرادها همان بود. وقتی به مجلس رفت، همه طرح تهیه‌شده را کنار گذاشت. حتی چند بار که پیگیری کردیم، کمیسیون در دستور کار آورد، ‌در نهایت کنار گذاشته شد. سؤال ما این است که آقایان نمایندگان مجلس چرا قبل از انتخابات، قانون جامعی که تقریبا در همه امور اصلاحات را پیش‌بینی کرده بود، انجام ندادید. بعد از انتخابات مجلس یازدهم با قید دوفوریت، فقط یک ماده‌واحده وارد کردند که وقتی دیدند وضعیت ناگوار است، در کمیسیون هم چند بند اضافه کردند. یک ماده آوردند که اختیارات شورای نگهبان را سلب کنند.
     آن ماده‌واحده تصویبی در حوزه امکان برخورد با گزارش‌های خلاف واقع بود نه سلب اختیارات یا کاهش اختیارات شورای نگهبان!
    آن ماده‌واحده مربوط به شورای نگهبان نبود، بیشتر مربوط به نهادهایی بود که استعلام انجام می‌شد که اگر کسی گزارش خلافی داده است، بتوان رسیدگی کرد. پاسخ من حقوقی بود. اول گفتم مشابه این قانون در قانون مجازات الی‌ماشاءالله داریم. چند ماده قانون داریم که اگر کسی توهین کرد یا گزارش خلاف داد و افترا زد، فرد می‌تواند شکایت کند. این مورد هم مثل همان‌هاست. چه ضرورتی دارد در شرایط کرونایی در ماه پایانی عمر مجلس دهم با قید دوفوریت نمایندگان با عجله این را تصویب کنند؟ گفتم مردمی که به شما رأی داده‌اند، از شما رویگردان خواهند شد. مگر شما رأی گرفته و به مجلس آمده‌اید چنین چیزی را تصویب کنید؟ یعنی قانونی را که داریم، دوباره تصویب کنید؟ بعد از مصاحبه من چند ماده دیگر هم اضافه کردند. اشکالی ندارد؛ حق نمایندگان است؛ می‌توانند هر مصوبه‌ای را بیاورند کمااینکه شورای نگهبان هم براساس اختیارات قانونی‌اش می‌تواند اعلام نظر کند.
     تصمیم اخیر نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات را اشتباه می‌دانید؟
    کسی منکر حقوق نمایندگان در این جهت نشده ولی به هر حال شما به عنوان نماینده مجلس جایگاه سیاسی- اجتماعی دارید. همان‌طور که به من می‌گویند باید پاسخگو باشید، آنها هم باید به مردم پاسخگو باشند. در چهار سال گذشته فرصت داشتید قانون انتخابات را اصلاح کنید، ما در این رابطه بسیار همکاری کردیم، گزارش‌های مشاوران و همه امکانات ما در اختیار شما بود، نمی‌خواهم بگویم عامدا اما به‌هرحال، مصوبه انتخابات را کنار گذاشتید. شب آخر هم دو نطق خیلی خلاف اخلاق و قانون علیه شورای نگهبان و اعضایش با استفاده از تریبونی که در اختیارتان است می‌کنید که باید از آن تریبون برای دفاع از مردم استفاده کنید، توهین می‌کنید به افراد و شورای نگهبان. ما که نه شکایت کردیم و نه حرفی زدیم اما گفتیم این کارتان اشتباه است. هنوز خودشان در مورد تعداد افراد ردصلاحیت‌شده آمار اشتباه می‌دهند و می‌گویند ۹۰ نفر. تعدادی را که مردم رأی نداده‌اند، برجسته کنید. آیا علیه مردم هم همین حرف‌ها را می‌زنید؟ همه امکانات ما که در اختیار شما بوده و اینجا آمده و صحبت‌ها را شنیده‌اید. حالا مصوبه‌ای وضع می‌کنید و من پیشاپیش می‌گویم مسئله شما خلاف نظر حقوقی است. شما به عنوان حقوق‌دان می‌توانید بگویید قانونی که دارید را چرا دوباره تصویب می‌کنید. شما به عنوان شهروند می‌توانید بگویید چرا وقت مجلس را می‌گیرید. زمانی بود که مجلس اعلام کرد هر دقیقه هزینه برگزاری مجلس ۳۰ میلیون تومان است. واقعا ارزش دارد که یک کار تکراری انجام شود و از تریبون مجلس یک‌طرفه علیه شورای نگهبان این حرف‌ها را بزنید. ما که اهل شکایت و رفتن به محکمه نیستیم اما اینها در خاطره تاریخی مردم باقی می‌ماند که چه کسانی به قصد خدمت کار کرده‌اند و این سوابق در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران باقی است. من و شما آقای نماینده می‌رویم اما این تاریخ ماندگار است. آیندگان می‌بینند و قضاوت می‌کنند که حرف چه کسی درست بوده. احتمالا بعد از انتشار صحبت‌های من باز هم مطالبی گفته خواهد شد.
     در مورد مدافعان آن یک ماده‌واحده بحثشان این بود که حداقل یک ماده خاص خواهد بود مبنی بر اینکه قوه قضائیه ملزم باشد در ۱۰ روز نظرش را بدهد. یعنی کسی که می‌خواهد گزارش خلاف واقع بدهد، بیم خواهد داشت که سریع رسیدگی می‌شود و تبعات قضائی رفتار خلاف واقع او را رها نخواهد کرد. از این جهت می‌گفتند یک گام مثبت است. به نظر شما نمی‌توان این‌گونه به ماجرا نگاه کرد؟
    من ‌گفتم اساس کار اشتباه است. قانون را که عرض کردم، به هر حال اصلاحاتی نیاز دارد. عرضم این است که اگر قرار است اصلاحی صورت بگیرد، در پکیج اصلی قانون انتخابات بگذارید و اصلا همه اینها را زیرورو کنید. مردم هم می‌پذیرند که در یک چارچوب منطقی قانون‌گذاری می‌کنید نه از کینه تأیید صلاحیت‌نشدن‌ها و عصبانیتی که دارید.
     معتقدید تصمیم نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات یک تصمیم شخصی و مغرضانه بوده؟
    نمی‌خواهم قضاوت کنم.
     در مورد مصوبه اخیر که تصمیم گرفتند فقط نظر و مدارک و مستندات چهار مرجع قابل پذیرش باشد و خیلی صحبت شده است؛ به‌خصوص اطلاعات سپاه که با اینکه جزء مراجع چهارگانه نبود اما چون دسترسی به اطلاعات زیادی داشته، به یکی از منابع امنیتی تبدیل شده بود که گویا شورای نگهبان هم از گزارشات آنها استفاده می‌کرده است، الان در قانون جزء مراجع چهارگانه نیست. لطفا در این مورد هم نظرتان را می‌گویید؟
    در قانون فعلی، محدودیتی برای استفاده از مراجع چهارگانه وجود ندارد و در ماده ۵۰ هم خلاف این تصمیم نمایندگان وجود دارد زیرا گفته از گزارش‌های محلی هم می‌توانید استفاده کنید. پس قانون دست را باز گذاشته است.
    یکی از اختلاف‌نظرهایی که در بحث نظارت استصوابی گفتید هم اینجا هست. در بحث نظارت استصوابی شورای نگهبان می‌گوید از هر طریقی که باخبر شوم فرد صلاحیت ندارد، می‌توانم اعلام نظر کنم. مثالی می‌زنم؛ اگر شما گفتید همین چهار مرجع می‌توانند اعلام نظر کنند یا اصلا ۱۰ مرجع، وزارت علوم جزئشان نباشد. شما الان از من می‌پرسید چرا از وزارت علوم استعلام نگرفتید.
    شاید پاسخ ساده من این باشد که تکلیفی برای استعلام نداشتیم و وزارت علوم جزء مراجع استعلامی ما نبوده است؛ اما شما به‌عنوان یک شهروند آیا قبول می‌کنید که اگر فردی در انتخابات آمد، چهار یا ۱۰ مرجع اعلام کردند ایشان صلاحیت دارد، ما به طریق دیگری مثلا در همان زمان مقرر قانونی، با یک گزارش ناشناس متوجه شدیم که ایشان خلاف عمده‌ای دارد که روی صلاحیتش تأثیرگذار است، آیا منطق، انصاف و عقل حکم می‌کند به آن گزارش توجه کنیم یا بگوییم چون از آن مرجع نیامده اشکالی ندارد و ایشان باید تأیید صلاحیت شود. با این فرض که فرد ممکن است انحراف عظیمی داشته باشد و در مجلس موجب انحراف‌های دیگری هم شود. منطق ایجاب می‌کند اگر شما از جای دیگری گزارش صحیحی گرفتید، دقت کنید. ما گزارش‌های مختلفی نسبت به فرد دریافت می‌کنیم. ممکن است فرد پنج جلد پرونده داشته باشد، اما به همه اینها توجه نمی‌شود. گزارش‌های نادرست برای ما زیاد می‌آید. غالب اینها را کنار می‌گذاریم.
     فرصت راستی‌آزمایی گزارش‌های ناشناس را دارید؟
    در حد فرصت محدودی که قانون تعیین کرده بله، چون فرد را دعوت می‌کنیم. از مراجع چهارگانه می‌پرسیم و تحقیقات محلی انجام می‌دهیم. اتفاقا در تحقیقات محلی متوجه کذب‌بودن بسیاری از گزارش‌ها می‌شویم؛ گزارش‌هایی که با امضای چند نفر به دست ما رسیده و بعد از تحقیقات محلی متوجه ادعای کذب گزارشگر شده‌ایم؛ برای مثال اعلام می‌کردند اموال زیادی به فرد تعلق دارد و مربوط به زدوبندهای مالی است که فهرست اموال را می‌گرفتیم و می‌دیدیم گزارش از اساس کذب است. در همه ادوار تحقیقات محلی کمک‌کننده به نفع نماینده و فرد ثبت‌نام‌کننده بوده است. آقایان اشتباه می‌کنند که می‌خواهند این مطالب را محدود کنند. اگر محدود کردند و یک مرجع رسمی گزارش داد که مثلا چنین موردی هست، باید ناچار قبول کنیم و فرد را رد صلاحیت کنیم. حق نداریم براساس نظر آقایان بیشتر تحقیق کنیم؛ اما الان گزارش مراجع رسمی هم حتی به‌عنوان یک اماره است نه یک دلیل؛ یعنی به ما گزارش رسیده که فلانی مشکل مالی و اخلاقی دارد، می‌گوییم اسناد را بیاورید، خود فرد هم بیاید و اینها به اثبات برسد که خیلی از این گفته‌ها به اثبات نمی‌رسید. این اشتباه است که دوستان در مجلس می‌خواهند این محدودیت را ایجاد کنند، چون به ضرر ثبت‌نام‌کنندگان و کسانی است که می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند.
     در بحث رد صلاحیت‌ها و رسیدگی به اعتراض نامزدهای ردصلاحیت‌شده این مشکل وجود دارد که مرجعی ناظر بر اعمال شورای نگهبان نیست و رسیدگی به اعتراض نامزد ردصلاحیت‌شده توسط همان افرادی که صلاحیت را احراز نکرده‌اند، رسیدگی می‌شود، اینجا رسیدگی به اعتراض‌ها عادلانه خواهد بود؟
    این اشکال به شورای نگهبان برنمی‌گردد. باید بگویید در قانون اساسی چرا یک مرجع تعیین شده است. پس مقصر شورای نگهبان نیست. اما در همین وضعیت هم می‌خواهم بگویم گفته آقایان خلاف است. اولین مرجع هیئت‌های اجرائی هستند که فرماندار چینش کرده و از بین معتمدان انتخاب می‌کند، پس در حوزه شورای نگهبان نیست. هیئت‌های نظارت استانی است که هیئت مرکزی نظارت چینش می‌کند که شامل اعضای شورای نگهبان و غیرعضو هستند. از بین مردم عادی همان محل انتخاب می‌شوند که عضو شورای نگهبان نیستند. نظر آنها در هیئت مرکزی می‌آید که از اعضا و غیراعضا تشکیل شده است. پس اینجا سه مرحله هیئت اجرائی، استانی و هیئت مرکزی شد. نهایتا به شورای نگهبان می‌آید که ۱۲ نفر عضو هستند که نظر می‌دهند، پس هم اعضا متفاوت هستند و هم مراحل متفاوتی دارد؛ یعنی با وضعیت فعلی نهادهای مختلف چهار یا پنج‌گانه را داریم که نظارت می‌کنند. مثل این است که شما بگویید در دیوان عالی کشور یا هیئت عمومی وقتی قرار است رأی صادر شود، اعضای همان شعبه‌ای که رأی داده‌اند، در هیئت عمومی هستند. اعضای هیئت مرکزی در شورای نگهبان هستند؛ اما آنجا پنج نفر و اینجا ۱۲ هستند؛ یعنی هفت نفر دیگر که اکثریت دارند اضافه می‌شوند که می‌توانند نظر این پنج نفر را وتو کنند. پس هم از جهت ساختاری این مطلب خلاف است و بارها تأکید کرده‌ام که اولا ساختارها متفاوت است و هم اینکه چند مرحله را به موجب قوانین مصوب مجلس داریم و اینکه قانون اساسی چنین تکلیفی را گذاشته. هر وقت قانون اساسی عوض شد، در این زمینه هم پیش‌بینی کنند.
     با توجه به توضیحاتی که دادید، در نهایت شورای نگهبان با این چارچوب‌بندی و تعدیل نظارت استصوابی موافق است یا خلاف قانون اساسی می‌داند؟
    خیر، نظارت استصوابی یعنی نظارت مؤثر و کارآمد و این را منطبق بر قانون اساسی می‌دانیم. نظارت غیراستصوابی معنا ندارد و باعث تضییع حق مردم و اثرگذاری تخلفات در نتایج انتخابات می‌شود. با قانون اساسی‌ای که الان داریم، از تفسیر شورای نگهبان و قانون مجلس درباره نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم. اگر قانون اساسی زمانی اصلاح شد و این‌گونه نبود، حرف دیگری است؛ اما با وضعیت موجود هم از نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم و هم معتقدیم شورای نگهبان به‌درستی تفسیر صحیحی از نظارت خودش داشته و به‌درستی هم عمل می‌کند.
     بنابراین احتمال ردشدن مصوبات مجلس وجود دارد.
    این مصوبات هم مثل مصوبات دیگر می‌تواند رد یا تأیید شود. خیلی مهم نیست.
     اما شورای نگهبان بر مسئله تعدیل نظارت استصوابی حساسیت دارد؟!
    حساسیت خاصی ندارد. فقط مصوبه‌ای که خلاف قانون اساسی و موازین شرع باشد نمی‌تواند تأیید شود.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

    کدخدایی: علی مطهری غیر از اظهارنظر،چیزهای دیگری هم در پرونده اش بود

    بخشی از مصاحبه را می خوانید:

    در بحث احراز صلاحیت‌های نامزدهای مجلس  با ردصلاحیت‌های گسترده‌ای مواجه شدیم که حداقل در رابطه با ردصلاحیت‌های نمایندگان مجلس رکورد مجلس ششم شکسته شد. توضیح اولیه هم این بود که مشکلات اقتصادی و اخلاقی بیشتر نمایندگان دلیل این اتفاق بوده، اما مثال نقض این ادعا امثال آقای مطهری، حیدری، صادقی و چند نماینده دیگر بودند که به‌خاطر اظهارنظرهایشان به‌عنوان نماینده، حتی در صحن مجلس ردصلاحیت شدند. این حجم ردصلاحیت سیاسی قابل‌توجیه است؟
    از یک سال گذشته عرض کرده بودم که آنچه قانون برای ما مقرر کرده است در سه محور می‌توان دسته‌بندی کرد؛ اتهامات یا زدوبندهای اقتصادی، مسائل اخلاقی یا مسائلی که با حاکمیت ضدیت دارد نه صرف اظهارنظر. اگر تحلیلی در مورد نمایندگانی که تأیید شدند هم بفرمایید، این عرض بنده روشن‌تر خواهد بود. اولا در ذهن نمایندگان و حتی برخی از شخصیت‌ها و مردم اشتباهی هست که شورای نگهبان فقط باید به حکم دادگاه و محکمه قضائی صلاحیت‌ها را بررسی کند. قانون چنین چیزی را مقرر نکرده است. در تمام بندهایی که بیش از ۶۰ مورد هست تنها یک مورد است که گفته به حکم محکمه قضائی یعنی آنجایی که کلاهبرداری است، ولی بقیه موارد مثلا التزام عملی به اسلام یا قانون اساسی را الان اصلا دادگاه‌ها رأی می‌دهند؟ خیر. اما در قانون ما هست.
    قانون گفته فرد باید التزام عملی به اسلام و قانون اساسی داشته باشد. یا حتی بحث سوءشهرت. نداشتن سوءشهرت در حوزه انتخابیه، یعنی سوءشهرت به مسائل رانت‌خواری، باندبازی، زدوبندهای مالی و مسائل اخلاقی نداشته باشد. این هم نباید در محکمه‌ای به اثبات برسد، زیرا قانون این را مقرر کرده است. همان قانونی که مجلس تصویب کرده است.

     در حوزه‌های اخلاقی و اقتصادی گاهی اوقات بیانش به افراد سخت است و برای ما هم سخت بود که به فرد بگوییم چنین مسائلی نسبت به شما هست. همان مراجع رسمی که در قانون آمده و گفته شورای نگهبان باید استعلام کند گفته فلان فرد مسائل اخلاقی یا اقتصادی را دارد. حالا فرد یا توجیه می‌کند یا می‌گوید آن مسائل مربوط به گذشته بوده. یکی دو مورد هم بودند که به طور کلی اتهامات را تکذیب می‌کردند اما ما سندهای خیلی روشنی داشتیم و بقیه تقریبا پذیرفتند.
    حتی کسانی که چند روز قبل در مجلس مطالب نادرستی در مورد شورای نگهبان گفتند و ما دیدیم ارزش پاسخ‌دادن ندارد. یک نفرشان اینجا حدود چهار ساعت با من و کارشناس پرونده صحبت کرد و ما دلایل را گفتیم و ایشان پشت تریبون می‌گوید من هرچه تماس گرفتم شورای نگهبان جوابم را نداد!! پس آن چهار ساعت جلسه چه شد؟ آقای مطهری درخواست نکرده بود اما ما گفتیم بیایید که دلایل را بگوییم. ما نگرانی یا ترسی نداشتیم که بخواهیم با افراد روبه‌رو شویم. مراجعات واقعا زیاد بودند، تلفن‌ها و پیگیری‌ها و کارهای خودمان فشرده بودند اما همه را جوابگو بودیم. یکی دیگر از نمایندگان که در مجلس هم صحبت کرده بود، شاید هرکدام از ما ۱۲ نفر را چند بار دید.
    این مسائل ارزشی برای پاسخ‌دادن ندارد. اتهامات سنگینی بود. یکی از همین نمایندگان در قبال پس‌گرفتن استیضاح، آپارتمانی را با قیمت غیرکارشناسی به ثمن بخس از وزیر مربوطه گرفته بود. خب این رانت بود. اول تکذیب می‌کرد. وقتی اسناد را نشان دادیم، گفتیم به هر حال شما در قبال پس گرفتن استیضاح این آپارتمان را گرفته‌اید. ایشان چه چیزی را می‌خواهد تکذیب کند. قطعا اگر ایشان به دادگاه برود، دادگاه برایش حکم صادر نمی‌کند که چرا در قبال پس گرفتن امضا از استیضاح آپارتمان را گرفته‌ و دادگاه رأیی نمی‌تواند بدهد. آیا ما باید منتظر رأی دادگاه باشیم؟ خیر. حالا پشت تریبون مجلس هم سروصدا می‌کنند که چرا حقوق‌دان نظر داد یا مهندسی شد. ما به شما این مطالب را گفته‌ایم. حتی آنهایی که مسائل اخلاقی داشتند همه موارد و اسناد را برایشان گفتیم که از طریق مراجع قانونی به ما رسیده بود. باز پشت تریبون اعتراض می‌کنند و زبان ما بسته است. در این چند حوزه، به همه نمایندگانی که صلاحیتشان تأیید نشده عرض می‌کنم که مدارک پرونده ما مدارک متقنی است و تلاش شده به همه گفته شود. ممکن است برخی شدت و ضعف داشته باشند و برخی تکذیب کنند اما نهایتا همه اینها در شورا مطرح شده است.
     در مسئله رد صلاحیت به دلایل سیاسی چطور عمل شد؟
    در حوزه سیاسی هم صرف اظهارنظر در مجلس یا جایی دیگر، دلیل بر رد صلاحیت نبوده و نیست، از همین طیف که اسم بردید خیلی‌های دیگر بودند که تأیید شدند. الان بعضی رأی آورده‌اند، خیلی‌هایشان هم رأی نیاورده‌اند. اگر قرار بود صرف اظهارنظر ردصلاحیت کنیم آنها را هم باید ردصلاحیت می‌کردیم پس مسائل دیگری هم داشته‌اند.
     یعنی پرونده یا تخلفی داشتند؟ صرفا به خاطر نطق در مجلس نبود؟
    اصلا نطق در مجلس ملاک ما نبوده است؛ مسائلی خارج از مجلس داشتند و موارد دیگری نیز در پرونده ایشان هست.
     یعنی به‌جز مواردی که برای نمونه آقای مطهری به‌عنوان دلیل رد صلاحیتشان مطرح کردند، موارد دیگری هم در پرونده ایشان بوده است؟
    بله.
     پس آنچه ایشان در رسانه‌ها مطرح کرده‌اند، همه‌ موارد نبوده است؟
    خیر، نبوده. کارشناسان مواردی را که در پرونده است مطرح می‌کنند. برخی آقایان مواردی را که ما به آنها استناد نکرده‌ایم، ولی در پرونده بوده به‌عنوان دلیل رد صلاحیت می‌گویند که درست نیست. در شورای نگهبان اعضا خیلی از مواردی را که در پرونده ذکر شده، قبول نمی‌کنند. ممکن است یکی، دو مورد که قطعی شده باشد به استناد آن بحث صلاحیت را مطرح کنند. ایشان با یکی از همکاران ما صحبت کرده و در آن فرصت برخی مطالب مطرح و بحث شده است. همان روز که تشریف آوردند، خبرنگاران هم در شورا حضور داشتند، می‌توانستند از خبرنگاران نیز برای حضور در آن جلسه دعوت کنند تا همه موارد را بشنوند و به بیرون منعکس کنند. چرا از این کار خودداری کردند؟ حتی آن روز حاضر به مصاحبه با خبرنگاران نیز نشدند.
    ما در بیان مسائل افراد ممنوعیت قانونی داریم، وگرنه تمام مطالب را با مصداق می‌گفتیم. قانون بیان دلیل رد صلاحیت‌ افراد را منع کرده و گفته فقط باید محرمانه به فرد گفته شود.
    حتی با نماینده‌ای که طراح مصوبه تغییر قانون انتخابات است هم در دو، سه نوبت صحبت کردیم، مطمئنا راضی نخواهد بود که مستندات پرونده را منتشر کنیم. خودش بگوید شورای نگهبان این موارد را به من گفته و من قبول نکرده‌ام. خودش مواردی را که در جلسه چهارساعته مطرح کرده‌ایم، منتشر کند. بله ما هم انسان هستیم و ممکن است اشتباه کنیم؛ برای مثال در موضوع منتخب تفرش طبق سندی رسمی که برایمان آمده، عمل کردیم و اکنون که شبهه ایجاد شده، از وزارت علوم سؤال کردیم که گفته اعتبار ندارد. از این دست اشتباهات ممکن است اتفاق بیفتد.
      در رابطه با منتخب مردم تفرش، شاهد هستیم بعد از کلی مراحل مختلف، مدرک مورد تأیید بوده و انتخابات برگزار می‌شود و مردم رأی می‌دهند و منتخب مردم برای رفتن به مجلس آماده می‌شود و بعد مشخص می‌شود چنین تخلفی صورت گرفته، چرا باید این اتفاق بیفتد. آیا لازم بود حوزه انتخابیه ابطال شود؟ و اینکه آیا نیازی نبود به مجلس برود و اعتبارنامه‌اش در مجلس رد شود؟
    شما وقتی قرار است در جایی استخدام شوید از شما اصل کارت ملی و شناسنامه و مدرک تحصیلی را می‌خواهند؛ اما از شما نمی‌پرسند این سند اعتبار دارد یا نه چون سند رسمی است، اما اگر کپی مدارک را ببرید، اصل مدرک را می‌خواهند، اگر برابر اصل باشد هم قبول می‌کنند. شما اگر تخلف رانندگی کنید، پلیس وقتی از شما گواهینامه می‌خواهد، نمی‌گوید باید استعلام کنم، چون گواهینامه شما سند رسمی است. جایی که شبهه و تردیدی نسبت به اصالت سند وجود دارد، باید استعلام کرد.
    شورای نگهبان در ۴۰ سال گذشته هیچ‌گاه ابتدا سند تحصیلی افراد را استعلام نمی‌کرده، چون سند رسمی ارائه می‌شده است. برگردیم به ماجرای تفرش. در تفرش فرد مدعی است که مدرک دارم و مدرکم درست است، پس از این جهت جعلی نیست. وزارت علوم به ما گفته مؤسسه‌ای که ایشان مدعی دریافت مدرک از آنجاست، مجوز نداشته و این گواهی تحصیلی اعتبار ندارد. بحث جعل نیست که خودش سند را تهیه کرده باشد؛ مثلا من در دانشگاه تهران هستم و گواهی تحصیلی کارشناسی‌ام را کارشناسی ارشد می‌کنم که این جعل سند است؛ اما مرجعی گواهی تحصیلی به ایشان داده که وزارت علوم الان می‌گوید آن مرکز اعتبار ندارد. بحث این است که آیا وزارت علوم اطلاع داشته؟ به نظر می‌رسد وزارت علوم اگر از وجود چنین مؤسساتی خبر دارد، باید برخورد کند. آن مؤسسه می‌گوید من چند هزار نفر فارغ‌التحصیل دارم. وزارت علوم باید شفاف‌سازی کند.
    نکته دوم اینکه وزارت کشور مرجع ثبت‌نام اولیه است و اصالت اسناد موقع ثبت‌نام تأیید می‌شود. پس جایی برای شک و شبهه باقی نمانده که ما هم تردید کنیم. وقتی تردید نمی‌شود چون سند جزء اسناد رسمی است، طبیعتا اعتبار دارد مگر اینکه قانون به ما حکم کند که گواهی تحصیلی را هم استعلام کنیم. ولی در ۴۰ سال گذشته گواهی‌های تحصیلی را فقط زمانی که به اصالت و اعتبار آنها تردید وجود داشت از وزارت علوم و دانشگاه آزاد استعلام می‌کردیم. همچنان تأکید می‌کنیم که شورای نگهبان در این جهت تا زمانی که روشن نشده بود مسئولیتی نداشت، شاید وزارت علوم و وزارت کشور مسئولیت‌هایی داشتند، نمی‌خواهم به این قضیه ورود کنم. از زمانی هم که شورای نگهبان متوجه شد اعلام کردیم که این سند فاقد اعتبار است و ایشان نمی‌تواند به مجلس یازدهم راه پیدا کند. فرقی هم نمی‌کند ایشان باشد یا فرد دیگری.
     چرا اجازه ندادید اعتبارنامه ایشان در مجلس بررسی و به‌دلیل مشکل مدرک تحصیلی اعتبارنامه رد شود؟
    در ارتباط با همه افراد بحث نظارت استصوابی حاکم است، از گذشته آقایان تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها، هم به نظارت استصوابی معتقد بودند و هم به آن عمل می‌کردند. اکنون یک نظر هم هست که حتی بعد از تصویب اعتبارنامه‌ها و آغاز مجلس، مثلا در طول سال دوم مجلس اگر مشخص شود فردی مدرک تحصیلی مخدوشی دارد، شورای نگهبان هم می‌تواند ورود کند، اما در رویه نداشتیم.
    از زمانی که اعتبارنامه تصویب می‌شود، شورای نگهبان تا الان به صلاحیت نمایندگان ورود نکرده، اما تا قبل از آن داشته‌ایم. چند سال قبل برای یک نفر منتخب در اصفهان داشتیم و چند سال قبل‌تر درباره مدرک تحصیلی یک فرد در زابل این نمونه را داشتیم. در مجلس اول یا دوم هم شورای نگهبان این کار را انجام داده است. رویه شورای نگهبان این بوده تا قبل از تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس اگر نسبت به صلاحیت فرد موضوعی کشف می‌شد مثل همین سند، اعلام نظر می‌کرد و صلاحیت آن فرد را حتی اگر منتخب باشد، رد می‌کرد. الان هم درباره منتخب تفرش نظر شورای نگهبان همین است و به‌زودی نظر نهایی را اعلام می‌کنیم. ایشان مهلتی یک هفته‌ای درخواست کرده بود که نتوانست ما را قانع کند. (مصاحبه پیش از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان درباره مدرک تحصیلی منتخب تفرش بوده است).
     اشاره کردید که نظارت استصوابی از ابتدا بوده و رویه اقدامات شورا نیز همیشه به همین شکل بوده است. سال ۷۰ نظارت استصوابی در شورای نگهبان تفسیر می‌شود، در آن زمان شورای نگهبان در تفسیر اصل ۹۹ تفسیر گسترده‌ای ارائه کرده و برای اولین‌بار نظارت استصوابی در مجلس چهارم به قانون تبدیل شده است! اگر بخواهیم ساده بگوییم تمایل داشته حیطه نظارت خود را گسترش دهد که باعث قدرت شورای نگهبان ‌شده و تا امروز هم ادامه داشته است!
    قدرتی نمانده که بسطش دهیم (با خنده). شورای نگهبان ازجمله نهادهای محدود و کوچکی است که در مجموعه نظام حاکمیت است. ما مجموعه کوچکی هستیم و آقایان اعضای شورای نگهبان و مخصوصا فقها از ابتدا همین تعداد بوده‌اند و همچنان این کوچکی را حفظ کرده‌ایم. نکته‌ای که می‌فرمایید، خلاف این است. اگر سوابق تاریخی را بررسی کنیم، زمانی که حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی اولین دبیر شورای نگهبان بودند، در همان انتخابات اول این اتفاقات افتاده است و افرادی که از حزب توده بودند یا برخی از گروه‌هایی که اصطلاحا ضدانقلاب بودند، وزارت کشور ثبت‌نامشان کرده و کارهایشان هم تمام شده بود. آقای صافی‌گلپایگانی طبق نقلی که من از ایشان شنیدم و در مکاتباتشان هم هست، به وزارت کشور نامه نوشتند و گفتند اسامی‌ای که شما اعلام کرده‌اید، صلاحیت ندارند و باید از لیست حذف شوند. پس در حوزه‌های اعمال نظارت در رویه شورای نگهبان از همان ابتدا اینها را داشته‌ایم؛ شاید به این شدت نبود.
      در ارتباط با چند عضو حزب توده‌ در انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس اول بود نه همه نامزدها؟!
    نمی‌خواهیم وارد مصادیق شویم. شما الان از اختیار سؤال کردید. من می‌گویم شورای نگهبان از ابتدا به این اختیار معتقد بوده و هم رویه داشته؛ اما از دهه ۷۰ که می‌گفتند قانون نیست و کسی نظر رسمی نداده، همان رویه‌ای را که شورای نگهبان به آن اعتقاد داشت، تفسیر کرد و مجلس شورای اسلامی هم بر اساس آن تفسیر قانون نوشته. شاید بگویید مصادیقش توسعه پیدا کرده که باید به اقتضائات سیاسی و اجتماعی برگردیم یا تخلفاتی که گسترش پیدا کرده است؛ اما اصل اختیار از ابتدا وجود داشته و شورای نگهبان عمل کرده و در دهه ۷۰ هم در نظام قانون‌گذاری آمده و تا الان هست. بااین‌حال عرض کردم همچنان نظارت استصوابی را تا زمان تصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس انجام می‌دهیم.
    اما نظری که موثق است، این است که حتی می‌گویند در دوره نمایندگی هم نظارت شورای نگهبان می‌تواند ادامه داشته باشد. نکته دوم اینکه فقط از جهت زمانی است که این اختلاف است؛ اما در مصادیق مطابق قانونی عمل می‌کنیم که مجلس تصویب کرده. شرایط انتخاب‌شوندگان در قانون انتخابات مجلس آمده و ما بر اساس آن عمل می‌کنیم. اگر شرایط قانونی ما تغییر کند، ناچاریم بر اساس مصوبه جدید عمل کنیم. معتقد هستیم همه اقدامات شورای نگهبان در حوزه بررسی صلاحیت و نظارت بر انتخابات برگرفته از قوانینی است که مجلس تصویب کرده و اختیاری را فراتر از آنچه مجلس تصویب کرده، اعمال نکرده‌ایم؛ چه در بررسی صلاحیت‌ها و چه در برگزاری‌ انتخابات‌ها.
     حال بعد از چندین سال، مجلس تصمیم گرفت بالاخره قانون انتخابات را اصلاح کند و چند روز قبل نمایندگان مردم مواردی را مصوب کرده‌اند که چارچوب‌بندی برای اعمال نظارت استصوابی ایجاد می‌کند که بر اساس اظهار نظرهای صورت‌گرفته، باب‌طبع اعضای شورای نگهبان نیست. نظرتان را درباره این مصوبه بیان می‌کنید؟
    به آقایان نمایندگان برمی‌خورد اگر صحبت کنیم.
     گفته می‌شود شورای نگهبان حاضر نخواهد بود تن به تصویب نهایی مصوبه‌ای بدهد که نظارت استصوابی را در یک چارچوب قرار می‌دهد یا بحث نظارت را تعدیل و محدود می‌کند؛ بنابراین خواهش می‌کنم توضیح دهید شورای نگهبان این مصوبه را تأیید خواهد کرد یا نه؟!
    گلایه‌ای از نمایندگان مجلس داشتیم که برای دوستان سنگین تمام شد. ما می‌گوییم کسی که بیشتر از همه برای اصلاح قانون انتخابات صحبت کرده، من بودم. مصاحبه‌ها و نشست‌های خبری من را ببینید؛ زمانی نبوده که درباره کافی‌نبودن قانون انتخابات صحبت نکنم. زمانی‌ که مقام معظم رهبری سیاست‌های کلی انتخابات را ابلاغ کردند، در طول این مدت مجلس چه کار مؤثری انجام داد؟ زمانی رئیس مجلس از ما و سایر نهادها دعوت کردند و ما برای کمک کارشناسی رفتیم که قانون انتخابات اصلاح شود. دو سال تمام به اتفاق کارشناسانمان طرح خوبی را تهیه کردیم و به مجلس بردیم. کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس هم زحمت کشیده و کار را جلو برد. تا اینکه این اواخر بحث استانی‌شدن را اضافه کردند. از همان جلسه اول که این بحث مطرح شد، گفتم اگر می‌خواهید به استانی‌شدن قدیم برگردید، شورای نگهبان همچنان ایرادات را دارد؛ اما اگر فرمول جدیدی را آورده‌اید، شاید بتوانیم دوباره بررسی کنیم. ما اشکال ذاتی به استانی‌شدن نداشتیم؛ گفتیم فرمولی که شما آورده‌اید اشکال دارد. تمام انتخابات تحت‌الشعاع استانی‌شدن قرار گرفت و همه سراغ استانی‌شدن رفتند. در نهایت بعد از رفت‌وآمدهای متعدد، به روش سابق برگشتند و شورا به آن فرمول ایراد گرفت. بقیه بندهای قانون انتخابات را تقریبا ایراد نگرفتیم. عمده ایرادها همان بود. وقتی به مجلس رفت، همه طرح تهیه‌شده را کنار گذاشت. حتی چند بار که پیگیری کردیم، کمیسیون در دستور کار آورد، ‌در نهایت کنار گذاشته شد. سؤال ما این است که آقایان نمایندگان مجلس چرا قبل از انتخابات، قانون جامعی که تقریبا در همه امور اصلاحات را پیش‌بینی کرده بود، انجام ندادید. بعد از انتخابات مجلس یازدهم با قید دوفوریت، فقط یک ماده‌واحده وارد کردند که وقتی دیدند وضعیت ناگوار است، در کمیسیون هم چند بند اضافه کردند. یک ماده آوردند که اختیارات شورای نگهبان را سلب کنند.
     آن ماده‌واحده تصویبی در حوزه امکان برخورد با گزارش‌های خلاف واقع بود نه سلب اختیارات یا کاهش اختیارات شورای نگهبان!
    آن ماده‌واحده مربوط به شورای نگهبان نبود، بیشتر مربوط به نهادهایی بود که استعلام انجام می‌شد که اگر کسی گزارش خلافی داده است، بتوان رسیدگی کرد. پاسخ من حقوقی بود. اول گفتم مشابه این قانون در قانون مجازات الی‌ماشاءالله داریم. چند ماده قانون داریم که اگر کسی توهین کرد یا گزارش خلاف داد و افترا زد، فرد می‌تواند شکایت کند. این مورد هم مثل همان‌هاست. چه ضرورتی دارد در شرایط کرونایی در ماه پایانی عمر مجلس دهم با قید دوفوریت نمایندگان با عجله این را تصویب کنند؟ گفتم مردمی که به شما رأی داده‌اند، از شما رویگردان خواهند شد. مگر شما رأی گرفته و به مجلس آمده‌اید چنین چیزی را تصویب کنید؟ یعنی قانونی را که داریم، دوباره تصویب کنید؟ بعد از مصاحبه من چند ماده دیگر هم اضافه کردند. اشکالی ندارد؛ حق نمایندگان است؛ می‌توانند هر مصوبه‌ای را بیاورند کمااینکه شورای نگهبان هم براساس اختیارات قانونی‌اش می‌تواند اعلام نظر کند.
     تصمیم اخیر نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات را اشتباه می‌دانید؟
    کسی منکر حقوق نمایندگان در این جهت نشده ولی به هر حال شما به عنوان نماینده مجلس جایگاه سیاسی- اجتماعی دارید. همان‌طور که به من می‌گویند باید پاسخگو باشید، آنها هم باید به مردم پاسخگو باشند. در چهار سال گذشته فرصت داشتید قانون انتخابات را اصلاح کنید، ما در این رابطه بسیار همکاری کردیم، گزارش‌های مشاوران و همه امکانات ما در اختیار شما بود، نمی‌خواهم بگویم عامدا اما به‌هرحال، مصوبه انتخابات را کنار گذاشتید. شب آخر هم دو نطق خیلی خلاف اخلاق و قانون علیه شورای نگهبان و اعضایش با استفاده از تریبونی که در اختیارتان است می‌کنید که باید از آن تریبون برای دفاع از مردم استفاده کنید، توهین می‌کنید به افراد و شورای نگهبان. ما که نه شکایت کردیم و نه حرفی زدیم اما گفتیم این کارتان اشتباه است. هنوز خودشان در مورد تعداد افراد ردصلاحیت‌شده آمار اشتباه می‌دهند و می‌گویند ۹۰ نفر. تعدادی را که مردم رأی نداده‌اند، برجسته کنید. آیا علیه مردم هم همین حرف‌ها را می‌زنید؟ همه امکانات ما که در اختیار شما بوده و اینجا آمده و صحبت‌ها را شنیده‌اید. حالا مصوبه‌ای وضع می‌کنید و من پیشاپیش می‌گویم مسئله شما خلاف نظر حقوقی است. شما به عنوان حقوق‌دان می‌توانید بگویید قانونی که دارید را چرا دوباره تصویب می‌کنید. شما به عنوان شهروند می‌توانید بگویید چرا وقت مجلس را می‌گیرید. زمانی بود که مجلس اعلام کرد هر دقیقه هزینه برگزاری مجلس ۳۰ میلیون تومان است. واقعا ارزش دارد که یک کار تکراری انجام شود و از تریبون مجلس یک‌طرفه علیه شورای نگهبان این حرف‌ها را بزنید. ما که اهل شکایت و رفتن به محکمه نیستیم اما اینها در خاطره تاریخی مردم باقی می‌ماند که چه کسانی به قصد خدمت کار کرده‌اند و این سوابق در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران باقی است. من و شما آقای نماینده می‌رویم اما این تاریخ ماندگار است. آیندگان می‌بینند و قضاوت می‌کنند که حرف چه کسی درست بوده. احتمالا بعد از انتشار صحبت‌های من باز هم مطالبی گفته خواهد شد.
     در مورد مدافعان آن یک ماده‌واحده بحثشان این بود که حداقل یک ماده خاص خواهد بود مبنی بر اینکه قوه قضائیه ملزم باشد در ۱۰ روز نظرش را بدهد. یعنی کسی که می‌خواهد گزارش خلاف واقع بدهد، بیم خواهد داشت که سریع رسیدگی می‌شود و تبعات قضائی رفتار خلاف واقع او را رها نخواهد کرد. از این جهت می‌گفتند یک گام مثبت است. به نظر شما نمی‌توان این‌گونه به ماجرا نگاه کرد؟
    من ‌گفتم اساس کار اشتباه است. قانون را که عرض کردم، به هر حال اصلاحاتی نیاز دارد. عرضم این است که اگر قرار است اصلاحی صورت بگیرد، در پکیج اصلی قانون انتخابات بگذارید و اصلا همه اینها را زیرورو کنید. مردم هم می‌پذیرند که در یک چارچوب منطقی قانون‌گذاری می‌کنید نه از کینه تأیید صلاحیت‌نشدن‌ها و عصبانیتی که دارید.
     معتقدید تصمیم نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات یک تصمیم شخصی و مغرضانه بوده؟
    نمی‌خواهم قضاوت کنم.
     در مورد مصوبه اخیر که تصمیم گرفتند فقط نظر و مدارک و مستندات چهار مرجع قابل پذیرش باشد و خیلی صحبت شده است؛ به‌خصوص اطلاعات سپاه که با اینکه جزء مراجع چهارگانه نبود اما چون دسترسی به اطلاعات زیادی داشته، به یکی از منابع امنیتی تبدیل شده بود که گویا شورای نگهبان هم از گزارشات آنها استفاده می‌کرده است، الان در قانون جزء مراجع چهارگانه نیست. لطفا در این مورد هم نظرتان را می‌گویید؟
    در قانون فعلی، محدودیتی برای استفاده از مراجع چهارگانه وجود ندارد و در ماده ۵۰ هم خلاف این تصمیم نمایندگان وجود دارد زیرا گفته از گزارش‌های محلی هم می‌توانید استفاده کنید. پس قانون دست را باز گذاشته است.
    یکی از اختلاف‌نظرهایی که در بحث نظارت استصوابی گفتید هم اینجا هست. در بحث نظارت استصوابی شورای نگهبان می‌گوید از هر طریقی که باخبر شوم فرد صلاحیت ندارد، می‌توانم اعلام نظر کنم. مثالی می‌زنم؛ اگر شما گفتید همین چهار مرجع می‌توانند اعلام نظر کنند یا اصلا ۱۰ مرجع، وزارت علوم جزئشان نباشد. شما الان از من می‌پرسید چرا از وزارت علوم استعلام نگرفتید.
    شاید پاسخ ساده من این باشد که تکلیفی برای استعلام نداشتیم و وزارت علوم جزء مراجع استعلامی ما نبوده است؛ اما شما به‌عنوان یک شهروند آیا قبول می‌کنید که اگر فردی در انتخابات آمد، چهار یا ۱۰ مرجع اعلام کردند ایشان صلاحیت دارد، ما به طریق دیگری مثلا در همان زمان مقرر قانونی، با یک گزارش ناشناس متوجه شدیم که ایشان خلاف عمده‌ای دارد که روی صلاحیتش تأثیرگذار است، آیا منطق، انصاف و عقل حکم می‌کند به آن گزارش توجه کنیم یا بگوییم چون از آن مرجع نیامده اشکالی ندارد و ایشان باید تأیید صلاحیت شود. با این فرض که فرد ممکن است انحراف عظیمی داشته باشد و در مجلس موجب انحراف‌های دیگری هم شود. منطق ایجاب می‌کند اگر شما از جای دیگری گزارش صحیحی گرفتید، دقت کنید. ما گزارش‌های مختلفی نسبت به فرد دریافت می‌کنیم. ممکن است فرد پنج جلد پرونده داشته باشد، اما به همه اینها توجه نمی‌شود. گزارش‌های نادرست برای ما زیاد می‌آید. غالب اینها را کنار می‌گذاریم.
     فرصت راستی‌آزمایی گزارش‌های ناشناس را دارید؟
    در حد فرصت محدودی که قانون تعیین کرده بله، چون فرد را دعوت می‌کنیم. از مراجع چهارگانه می‌پرسیم و تحقیقات محلی انجام می‌دهیم. اتفاقا در تحقیقات محلی متوجه کذب‌بودن بسیاری از گزارش‌ها می‌شویم؛ گزارش‌هایی که با امضای چند نفر به دست ما رسیده و بعد از تحقیقات محلی متوجه ادعای کذب گزارشگر شده‌ایم؛ برای مثال اعلام می‌کردند اموال زیادی به فرد تعلق دارد و مربوط به زدوبندهای مالی است که فهرست اموال را می‌گرفتیم و می‌دیدیم گزارش از اساس کذب است. در همه ادوار تحقیقات محلی کمک‌کننده به نفع نماینده و فرد ثبت‌نام‌کننده بوده است. آقایان اشتباه می‌کنند که می‌خواهند این مطالب را محدود کنند. اگر محدود کردند و یک مرجع رسمی گزارش داد که مثلا چنین موردی هست، باید ناچار قبول کنیم و فرد را رد صلاحیت کنیم. حق نداریم براساس نظر آقایان بیشتر تحقیق کنیم؛ اما الان گزارش مراجع رسمی هم حتی به‌عنوان یک اماره است نه یک دلیل؛ یعنی به ما گزارش رسیده که فلانی مشکل مالی و اخلاقی دارد، می‌گوییم اسناد را بیاورید، خود فرد هم بیاید و اینها به اثبات برسد که خیلی از این گفته‌ها به اثبات نمی‌رسید. این اشتباه است که دوستان در مجلس می‌خواهند این محدودیت را ایجاد کنند، چون به ضرر ثبت‌نام‌کنندگان و کسانی است که می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند.
     در بحث رد صلاحیت‌ها و رسیدگی به اعتراض نامزدهای ردصلاحیت‌شده این مشکل وجود دارد که مرجعی ناظر بر اعمال شورای نگهبان نیست و رسیدگی به اعتراض نامزد ردصلاحیت‌شده توسط همان افرادی که صلاحیت را احراز نکرده‌اند، رسیدگی می‌شود، اینجا رسیدگی به اعتراض‌ها عادلانه خواهد بود؟
    این اشکال به شورای نگهبان برنمی‌گردد. باید بگویید در قانون اساسی چرا یک مرجع تعیین شده است. پس مقصر شورای نگهبان نیست. اما در همین وضعیت هم می‌خواهم بگویم گفته آقایان خلاف است. اولین مرجع هیئت‌های اجرائی هستند که فرماندار چینش کرده و از بین معتمدان انتخاب می‌کند، پس در حوزه شورای نگهبان نیست. هیئت‌های نظارت استانی است که هیئت مرکزی نظارت چینش می‌کند که شامل اعضای شورای نگهبان و غیرعضو هستند. از بین مردم عادی همان محل انتخاب می‌شوند که عضو شورای نگهبان نیستند. نظر آنها در هیئت مرکزی می‌آید که از اعضا و غیراعضا تشکیل شده است. پس اینجا سه مرحله هیئت اجرائی، استانی و هیئت مرکزی شد. نهایتا به شورای نگهبان می‌آید که ۱۲ نفر عضو هستند که نظر می‌دهند، پس هم اعضا متفاوت هستند و هم مراحل متفاوتی دارد؛ یعنی با وضعیت فعلی نهادهای مختلف چهار یا پنج‌گانه را داریم که نظارت می‌کنند. مثل این است که شما بگویید در دیوان عالی کشور یا هیئت عمومی وقتی قرار است رأی صادر شود، اعضای همان شعبه‌ای که رأی داده‌اند، در هیئت عمومی هستند. اعضای هیئت مرکزی در شورای نگهبان هستند؛ اما آنجا پنج نفر و اینجا ۱۲ هستند؛ یعنی هفت نفر دیگر که اکثریت دارند اضافه می‌شوند که می‌توانند نظر این پنج نفر را وتو کنند. پس هم از جهت ساختاری این مطلب خلاف است و بارها تأکید کرده‌ام که اولا ساختارها متفاوت است و هم اینکه چند مرحله را به موجب قوانین مصوب مجلس داریم و اینکه قانون اساسی چنین تکلیفی را گذاشته. هر وقت قانون اساسی عوض شد، در این زمینه هم پیش‌بینی کنند.
     با توجه به توضیحاتی که دادید، در نهایت شورای نگهبان با این چارچوب‌بندی و تعدیل نظارت استصوابی موافق است یا خلاف قانون اساسی می‌داند؟
    خیر، نظارت استصوابی یعنی نظارت مؤثر و کارآمد و این را منطبق بر قانون اساسی می‌دانیم. نظارت غیراستصوابی معنا ندارد و باعث تضییع حق مردم و اثرگذاری تخلفات در نتایج انتخابات می‌شود. با قانون اساسی‌ای که الان داریم، از تفسیر شورای نگهبان و قانون مجلس درباره نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم. اگر قانون اساسی زمانی اصلاح شد و این‌گونه نبود، حرف دیگری است؛ اما با وضعیت موجود هم از نظارت استصوابی دفاع می‌کنیم و هم معتقدیم شورای نگهبان به‌درستی تفسیر صحیحی از نظارت خودش داشته و به‌درستی هم عمل می‌کند.
     بنابراین احتمال ردشدن مصوبات مجلس وجود دارد.
    این مصوبات هم مثل مصوبات دیگر می‌تواند رد یا تأیید شود. خیلی مهم نیست.
     اما شورای نگهبان بر مسئله تعدیل نظارت استصوابی حساسیت دارد؟!
    حساسیت خاصی ندارد. فقط مصوبه‌ای که خلاف قانون اساسی و موازین شرع باشد نمی‌تواند تأیید شود.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • منظور نادر قاضی پور از حقوقدان شورای نگهبان فارغ التحصیل

    منظور نادر قاضی پور از حقوقدان شورای نگهبان فارغ التحصیل

    منظور نادر قاضی پور از حقوقدان شورای نگهبان فارغ التحصیل

     

    به گزارش خبرآنلاین، امروز در جریان نشست علنی مجلس و بررسی جزئیات طرح اصلاح‌ آئین نامه داخلی مجلس، نادر قاضی‌پور نماینده ارومیه از انتخاب حقوقدانان شورای نگهبان انتقاد کرد. او گفت: من با معرفی برخی حقوقدان ها مخالف هستم و این را بارها گفته‌ام و دو باره نیز از رئیس قوه قضائیه می خواهیم حقوقدانانی معرفی کنند که خوب و ماهر معرفی می کنند و به ویژه از ایشان می خواهیم حقوقدانانی از دانشگاه های ایران و نه فارغ التحصیلان خارج به خصوص انگلیس روباه پیر را معرفی کنند.

    آنچه قاضی‌پور مطرح کرد این سوال در ذهن نقش بست که کدامیک از حقوقدانان شورای نگهبان فارغ التحصیل دانشگاه‌های انگلستان هستند. در میان حقوقدانان دو تن از آنها فارغ التحصیل دانشگاه‌های انگلستان هستند.

    براساس آنچه در روزمه کاری و تحصیلی اعضای شورای نگهبان در پایگاه اطلاع رسانی این شورا منتشر شده، عباسعلی کدخدایی از حقوقدان‌هایی است که در دانشگاه‌های انگلستان تحصیل کرده است. او کارشناسی خود را در سال  ۱۳۶۵ در رشته حقوق از  دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دریافت کرد و کارشناسی ارشد را در سال ۱۳۷۱ در رشته  حقوق بین الملل از دانشگاه  HULL انگلستان دریافت نمود.

    کدخدایی دکتری خود را نیز در سال  ۱۳۷۶ در رشته حقوق بین الملل آن هم از دانشگاه  LEED  انگلستان دریافت کرد.

    فضل الله موسوی از دیگر حقوقدانان شورای نگهبان است که تحصیلات حقوقی خود را در دانشگاه لیورپول در انگلستان به پایان رسانده است.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • تأیید صحت انتخابات مجلس در چهار حوزه باقیمانده

    تأیید صحت انتخابات مجلس در چهار حوزه باقیمانده

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از صداوسیما، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان از تأیید صحت برگزاری انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در چهار حوزه انتخابیه باقیمانده و اتمام بررسی صحت مرحله نخست انتخابات مجلس در این شورا خبر داد.

    کدخدایی این حوزه‌های انتخابیه را شامل بندرعباس، قشم، ابوموسی، حاجی آباد و خمیر؛ نور و محمودآباد؛ جهرم و خفر و صومعه سرا برشمرد و افزود: ما نتیجه این چهار حوزه را به علت گزارش‌ها و شکایت‌هایی که دریافت شده بود اعلام نکرده بودیم و ناچار شدیم که بازرسانی را به هر یک از این حوزه‌ها اعزام کنیم.

    وی گفت: در برخی از این حوزه‌ها حتی بازرسان، یکبار گزارششان را ارائه کردند و لازم بود که دوباره بازرسان دیگری را اعزام کنیم که این کار در هفته گذشته انجام شد و بازرسان گزارششان را ارائه کردند که در نهایت صحت برگزاری انتخابات در این حوزه‌های باقیمانده به تأیید رسید.

    کدخدایی افزود: با اعلام صحت انتخابات در این چهار حوزه انتخابیه، نتایج کلی انتخابات در همه حوزه‌ها اعلام شد و دیگر حوزه‌ای باقی نمانده است، مگر حوزه‌های انتخابیه مربوط به مرحله دوم انتخابات که گزارش آن را بعداً به مردم اعلام خواهیم کرد.

    سخنگوی شورای نگهبان گفت: طبق توافق با وزارت کشور فعلاً مقرر شده است که مرحله دوم از یازدهمین دوره انتخابات مجلس، شهریور برگزار شود مگر اینکه وضع مهار بیماری کرونا به گونه‌ای باشد که تصمیم جدیدی بخواهیم در این باره بگیریم.

    منبع : مهرنیوز

  • سپاه برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب پابرجا می‌ماند

    سپاه برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب پابرجا می‌ماند

    به گزارش خبرگزاری مهر، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در صفحه شخصی خود، سالروز تشکیل سپاه پاسداران را تبریک گفت.

     متن یادداشت او به شرح زیر است:

    وقتی پاسدار انقلاب متولد شد:

    اصل یکصد و پنجاهم:

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند.

    منبع : مهرنیوز

  • ادعای مقامات آمریکایی درباره ماهواره نور وجاهت حقوقی ندارد

    ادعای مقامات آمریکایی درباره ماهواره نور وجاهت حقوقی ندارد

    ادعای مقامات آمریکایی درباره ماهواره نور وجاهت حقوقی ندارد

    به گزارش خبرگزاری مهر، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشت: قطعنامه ۲۲۳۱ فعالیت‌های موشکی را بطور مطلق منع نمی‌کند. سایر ممنوعیت‌ها نیز تنها شامل موشک‌هایی می‌شوند که برای حمل کلاهک هسته‌ای طراحی شده باشند.

    وی افزود: با توجه به صلح آمیز بودن برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، ادعای مقامات آمریکایی و اروپایی در خصوص ماهواره نور فاقد وجاهت حقوقی است.

    منبع : مهرنیوز