برچسب: شهید سپهبد قاسم سلیمانی

  • تصویری معنادار از فرمانده بلندپایه نظامی ایران و سردار سلیمانی در عراق

    تصویری معنادار از فرمانده بلندپایه نظامی ایران و سردار سلیمانی در عراق

    تصویری معنادار از فرمانده بلندپایه نظامی ایران و سردار سلیمانی در عراق
    تصویری معنادار از فرمانده بلندپایه نظامی ایران و سردار سلیمانی در عراق

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • بیانیه‌ خانواده سردار سلیمانی به مناسبت روز جهانی قدس /تا نابودی کامل رژیم صهیونیستی در میدان مبارزه‌ایم

    بیانیه‌ خانواده سردار سلیمانی به مناسبت روز جهانی قدس /تا نابودی کامل رژیم صهیونیستی در میدان مبارزه‌ایم

    بیانیه‌ خانواده سردار سلیمانی به مناسبت روز جهانی قدس

    خانواده سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرمانده شهید نیروی قدس به مناسبت روز جهانی قدس بیانیه‌ای صادر کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است؛

    در امتداد خون حاج قاسم

    تا نابودی کامل رژیم صهیونیستی در میدان مبارزه‌ایم

    بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

    الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ

    ملت شریف ایران، مردم مظلوم فلسطین و همه مستضعفان دنیا

    فرمانده قاسم سلیمانی، فرمانده‌ سپاه رزمندگان بدون مرز انقلاب اسلامی بود و هست. در هر جایی از جهان، مستکبری قصد داشته باشد مظلوم و مستضعفی را به زیر یوغ خود درآورد، این سپاه قدس بود و هست که در برابرش می‌ایستد و از رزمندگان بین‌المللی جبهه مقاومت حمایت می‌کند.

    نام سپاه بدون مرز قدس، نماد آرمان رهایی مسجدالاقصی، و از شعائر و شعارهای بنیادین حضرت امام خمینی رحمه‌الله است. ایران انقلابی در همان روزهای ابتدایی، غاصبان اسرائیلی را بیرون انداخت و سفارت آن‌ها را به صاحبان اصلی‌اش، فلسطینیان واقعی تحویل داد. شعار جمهوری اسلامی در طی جنگ تحمیلی هشت ساله رژیم صدام نیز «نبرد تا آزادسازی قدس شریف» بود و چه خون‌ها که بر سر این راه داده نشد.

    سپهبد قاسم سلیمانی چنین آرمانی را دنبال می‌کرد؛ ایران محور مقاومت در برابر استیلای دشمن صهیونیستی بر کرانه‌ی باختری، غزه و همه اراضی اشغالی بوده و هست؛ پشتیبانی همه‌جانبه‌ی جمهوری اسلامی از مجاهدان غیور فلسطینی، دستوری است که خمینی کبیر و خلف صالحش حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای، در سخنانی آشکار همواره اعلام کرده و اظهار می‌کنند. این مهم بر کسی پنهان نبوده و نیست که ایران بدون توجه به مرزهای مذهبی، آرمان رهایی قدس را به فرماندهیِ نیروی فرامرزی قدس تعقیب می‌کند.

    بامداد جمعه‌ی سیاه دی۹۸ که شقی‌ترین تروریست جهان، فرمانده قدس را به شهادت رساند، مرزهای جهاد علیه دشمن، بسیار وسیع‌تر شد؛ فرمانده در تهران یا داخل ایران شهید نشده بود. او در حال انجام ماموریت در یکی از اقطاب مهم محور مقاومت، مورد حمله قرار گرفت. این بدان معنا بود که آرمان قدس شریف، دیگر مرز نمی‌شناسد و این بی‌مرزی، از ایده و طرح به واقعیتی روی زمین تبدیل شده است؛ و این اتفاق مهمی است که دشمن آمریکایی آن‌را می‌داند و می‌فهمد و برایش حاضر به دادن چنین هزینه‌ی سنگینی می‌شود.

    جمعه پیشِرو روز قدس است؛ در آخرین روزهای ماه رمضان الکریم. ویروس منحوس کرونا، مانع از حضور میلیونی و میدانی مردم ایران و دلبستگانِ رهایی قدس شده است، اما این سطح رویین ماجراست. قدس در جان‌ها و زبان‌ها جاری است و همان‌گونه که حاج قاسم «مشت فلسطین و فلسطینیان را در نبرد با دشمن اشغالگر پر کرد» و با حضور میدانی خود در غزه و دیگر مناطق نبرد با رژیم نامشروع اسرائیلی توانست مقاومت فلسطین را ساختارمند و سازمان‌یافته برای امروز و فردا طرح‌ریزی و استوار کند.

    خون شهید القدس نیز تا لحظه‌ی پیروزی نهایی، گریبان آمریکا و رژیم اشغالگر قدس را رها نخواهد کرد و خواب آسوده‌ای برای اربابان کفر نخواهد گذاشت؛ که ما را به «أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ» بشارت داده‌اند و «نیروی باعظمت قدس که خار چشم دشمن و سدّ راه او است» پابرجاست و به یاری همه مجاهدان فلسطینی، مسلمانان دشمن‌شناس و آزادی‌خواهان جهان، پیروزی را رقم خواهد زد.

    ما، خانواده‌ی سردار شهید سپاه قدس، در روز قدس، در امتداد خون پدر شهیدمان به همه‌ی دنیا اعلام می‌کنیم که تا آخرین قطره خون و با آخرین توان خود در راه آزادی قدس شریف در میدان مبارزه خواهیم ایستاد و تا نابودی کامل رژیم کودک‌کش صهیونیستی در کنار ملت‌های آزادی‌خواه جهان خواهیم بود.

    وَمَا النَّصْرُ إِلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.

    والسلام علیکم و رحمه‌الله

    ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • سردار سلیمانی در شب قدر تنها نبود +عکس

    سردار سلیمانی در شب قدر تنها نبود +عکس

    در شب بیست و یکم از ماه مبارک رمضان گلزار شهدای کرمان و مرقد مطهر سردار سلیمانی و همرزم شهیدش میزبان تعدادی از مردم کرمان بود که به علت ویروس کرونا با رعایت فاصله اجتماعی به دعا و مناجات مشغول شدند.

    سردار سلیمانی در شب قدر تنها نبود +عکس
    سردار سلیمانی در شب قدر تنها نبود +عکس

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • سردار سلیمانی خواندن کدام کتاب را به همه توصیه کرد؟

    سردار سلیمانی خواندن کدام کتاب را به همه توصیه کرد؟

    سردار سلیمانی خواندن کدام کتاب را به همه توصیه کرد؟

     

    سپهبد قاسم سلیمانی، دوست و دشمن او را خوب می‌شناختند. او نه تنها در میدان نبرد فرمانده‌ای شجاع و دلیر بود بلکه در خارج از میدان‌ نیز همیشه به مردم خدمت رسانی می‌کرد. حاج قاسم اهل مطالعه بود. نکته جالب این است که یکی از وسایلی که حاج قاسم هنگام شهادت به همراه داشت کتاب بود. او علاوه بر اینکه خود کتاب می‌خواند، دیگران را نیز تشویق به مطالعه کتاب به خصوص کتاب‌های مذهبی می‌کرد.

    صفحه تلگرامی منتسب به سردار سلیمانی، توصیه ایشان به مطالعه قدیمی‌ترین کتاب شیعه را منتشر کرد. حاج قاسم سلیمانی در یکی از سخنرانی خود در سال ۷۳ از شیعیان خواسته بود تا کتاب ‎الغارات را مطالعه کنند.

    در این پست آمده است: این کتاب ‎الغارات را که قدیمی‌ترین کتاب شیعه هست بخوانید! ‎حتما بخوانید! مقتل کامل است. اگر آن را بخوانید، امروز برای این حکومتی که در استمرار حکومت ‎علی بن ابی طالب هست، آگاهانه‌تر و بدون تعصبات فردی و حزبی نگاه میکنیم، نظر میدهیم و دفاع میکنیم. ۹۷/۳/۱۷.

    منبع : خبرآنلاین

  • تصویری منتشر نشده از آخرین حضور سردار سلیمانی در حرم حضرت علی (ع)

    تصویری منتشر نشده از آخرین حضور سردار سلیمانی در حرم حضرت علی (ع)

    به گزارش خبرآنلاین در این توئیت بخشی از سخنان سردار شهید سلیمانی نیز منتشر شده که گفته بود؛

    «وقتی شمشیر بر فرق مبارک امیرالمومنین فرود آمد، این جمله را فرمود فزت و رب الکعبه. به خدای کعبه رستگار شدم. این رستگاری دو وجه دارد؛ یکی آسودگی از نامردمان، یکی رسیدن به آن جایگاه بزرگی که امیرالمومنین در عطش آن به سر می برد.»

    تصویری منتشر نشده از آخرین حضور سردار سلیمانی در حرم حضرت علی (ع)
    تصویری منتشر نشده از آخرین حضور سردار سلیمانی در حرم حضرت علی (ع)

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • خواب عجیب یک فرمانده نظامی ایران در سوریه درباره سردار سلیمانی +عکس

    خواب عجیب یک فرمانده نظامی ایران در سوریه درباره سردار سلیمانی +عکس

     شهید ابوالفضل سرلک از فرماندهان نظامی در سوریه بود که یکشنبه شب در شرق حلب به شهادت رسید. وی از ابتدای بحران سوریه در کنار حاج قاسم با تکفیری ها جنگید و سالها در عراق نیز به جهاد در راه خدا مشغول بود.

    خواب عجیب یک فرمانده نظامی ایران در سوریه درباره سردار سلیمانی +عکس
    خواب عجیب یک فرمانده نظامی ایران در سوریه درباره سردار سلیمانی +عکس

    آنچه در ادامه می خوانید خاطره ای است از همرزم این شهید عزیز قبل از شهادتش:

    «ابوالفضل مسئولیت مهمی در قرارگاه حلب داشت. اما دو روز پیش از شهادت به یکی از دوستانش گفته بود خواب دیدم حاج قاسم خودش با ماشین آمده دنبالم و میگوید ابوالفضل آماده شو با هم برویم.»

    همسرش هم که همراه دو فرزند خردسالش در شهر حلب زندگی می کردند بعد از اینکه خبر شهادت ابوالفضل را می دهند، می گوید: اصلا از شنیدن خبر شهادت تعجب نکردم چون در حال جمع کردن وسایل بودم! خودش دو روز پیش خواب دیده بود حاج قاسم آمده دنبالش…

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • توئیت منتسب به سردار سلیمانی در شب قدر

    توئیت منتسب به سردار سلیمانی در شب قدر

    صفحه منتسب به سردار سلیمانی نوشت:

    ‏”اگر امیرالمومنین با معاویه صلح میکرد، ممکن بود در ظاهر به شهادت نرسد، اما از اسلام چه چیز باقی می‌ماند؟”

    اگر امیرالمومنین صلح می کردند، چیزی از اسلام باقی نمی ماند!

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • تصویری متفاوت از لحظات و حال و هوای افطار سردار سلیمانی

    تصویری متفاوت از لحظات و حال و هوای افطار سردار سلیمانی

    به گزارش خبرآنلاین،در این پوستر نوشته شده است: اکثرا در ماه مبارک رمضان ماموریت بودند و همیشه با بچه‌های خط افطار می‌کردند و همان غذایی که آنها می‌خوردند را میل می‌کردند. گاها افطار خود را به رزمنده‌ها می‌دادند و فقط نان و ماست می‌خوردند…

    تصویری متفاوت از لحظات و حال و هوای افطار سردار سلیمانی
    تصویری متفاوت از لحظات و حال و هوای افطار سردار سلیمانی

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • این شهید مدافع حرم، به جای سردار سلیمانی ترور شد

    این شهید مدافع حرم، به جای سردار سلیمانی ترور شد

    این شهید مدافع حرم، به جای سردار سلیمانی ترور شد

    به گزارش خبرآنلاین، شهید مدافع حرم، علی امرایی سال ۱۳۶۴ در شهرری به دنیا آمد. فرزند چهارم غلام‌رضا بود. در رشته کامپیوتر دیپلم گرفت و در همین رشته در دانشگاه ادامه تحصیل داد. فرماندهی پایگاه بسیج مسجد سیدالشهدا(ع) را بر عهده داشت؛ در همین سال‌ها مسئولیت کاروان اردوهای راهیان نور و کاروان‌های زیارتی قم و جمکران را بر عهده داشت. از نیروهای مستشاری سپاه در سوریه بود. در سوریه نام جهادی «حسین ذاکر» را انتخاب کرده بود، در تاریخ اول تیرماه سال ۱۳۹۴ مصادف با پنجم ماه مبارک رمضان بر اثر اصابت موشک به خودرو در شهر درعا با زبان روزه در سن ۳۰ سالگی به شهادت رسید.

    مادر شهید مدافع حرم علی امرایی، در روایت زندگی فرزندش توصیفات و خاطرات فراوانی دارد که بخشی از آن را به نقل از تسنیم بخوانید؛

    * از آنجا که علاقه زیادی به امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) داشت، طاقت اهانت و جسارت به حرم این دو بانوی بزرگوار را نداشت. خود را موظف به جان فشانی در راه دفاع از حرم اهل بیت(ع) می‌دانست. به همین دلیل از شروع جنگ سوریه داوطلبانه راهی آنجا شد.

    *شب پنجم ماه مبارک رمضان بود و خیلی چشم انتظار علی بودم. دخترم مهمانی گرفته بود اما هر چه اصرار کرد نرفتم.گفتم: «می‌خواهم منتظر علی بمانم. می‌دانم که همین روزها می‌آید.» هر شب با علی صحبت می‌کردم. یا او تماس می‌گرفت یا من زنگ می‌زدم. آن شب هر چه تلاش کردم نتوانستم با او حرف بزنم.گوشی بوق می‌خورد اما جواب نمی‌داد. دلسرد شدم. پدرش گفت: «شاید خواب است.» اما نمی‌توانستم باور کنم که خواب باشد. دیروقت خوابیدم و تا سحر دو ساعتی بیشتر خوابم نبرد. بیدار که شدم حالم دگرگون بود و کلافه بودم. احساس می‌کردم مسافرم و باید بروم اما نمی‌دانستم کجا. مثل کسی که چیزی را گم کرده، سرگردان و حیران بودم. دلشوره خبر از اتفاق ناگواری می‌داد. به همسرم گفتم: «نمی‌دانم چرا علی زنگ نزد؟» گفت:«چیزی نیست.نگران نباش.» اما کار من از نگرانی گذشته بود. همسرم ادامه داد: «فردا زنگ می‌زند.»

    این شهید مدافع حرم، به جای سردار سلیمانی ترور شد
    این شهید مدافع حرم، به جای سردار سلیمانی ترور شد

    * نتوانستم سحری بخورم. وضو گرفتم تا به کلاس قرآن بروم. داخل حیاط بودم که محمد آمد و پرسید: «کجا می‌روی؟»گفتم: «کلاس قرآن.» گفتم: «تو چه می‌خواهی؟» گفت: «ساک علی» گفتم: «توی اتاق است، برو بردار.» و ناخودآگاه بدون اینکه اختیار از من باشد پرسیدم: «علی شهید شده؟» محمد رنگ عوض کرد و گفت: «کی گفته؟» خودم هم نمی‌دانم چرا این سؤال را پرسیدم ولی مجدد گفتم: «آره؟علی شهید شده؟» محمد رفت بالا و تا من برسم بدون این که بفهمم دوشاخه تلفن را کشید و گفت: «شما هم بیا.» گفتم: «چرا من بیایم؟» گفت: «تعدادی از دوستان می‌خواهند به اینجا بیایند.»گفتم: «پس علی شهید شده که دوستانت می‌آیند.» دستم را به سمت درب حیاط بردم. نگاه محمد روی در ماند و گویی دوست نداشت که من در را باز کنم. در حالی که در را باز می‌کردم نگاهم را از محمد برداشتم و به کوچه نگاه کردم.کوچه پر از جمعیت بود. جمعیت را که دیدم چشمانم سیاهی رفت و دیگر چیزی نفهمیدم.

    *پیکر علی نه سر داشت نه چندان بدنی. به آرزویی که از نوجوانی دنبالش بود رسید. از پیکر مطهرش یک دست و پاره‌هایی از بدن بازگشت. همان دستی که همیشه یک دستبند به نام زیبای یا ام البنین(س) به آن می‌بست. آن را با کفن متبرکی که از کربلا آورده بود و سال‌ها در خانه جلوی چشممان بود، کفن کردند و یک مهر تربت در کفنش گذاشتند. پیکر علی به همراه شهیدان حسن غفاری و محمد حمیدی در شهرری تشییع و نماز آنها با حضور خیل عظیم مردم روزه‌دار در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) خوانده شد و بعد جمعیت به سمت بهشت زهرا(س) حرکت کردند.

    *علی وصیت کرده بود که پیکرش در سوریه به خاک سپرده شود، اما برای برخی این سؤال پیش آمد که چه اتفاقی افتاد که برگشت. علی به همراه شهیدان حسن غفاری و محمد حمیدی پنجم ماه مبارک رمضان، ساعت ۱۱ صبح با زبان روزه آماده مأموریت شدند. علی آقا مرتباٌ به دوستانش می‌گفت: «من امروز به شهادت می‌رسم و شب بعدی درمیان شما نیستم.» آن روز دشمن برای ترور حاج قاسم سلیمانی کمین کرده بود. قرار بود که حاج قاسم ابتدا از آن معبر عبور کند ولی به فاصله یک ساعت علی و شهید غفاری و حمیدی که در خودرو پر از مهمات و سلاح‌های انفجاری سوار بودند، زودتر از معبر مورد نظر عبور می‌کنند و مورد هدف موشک قرار می‌گیرند.

    *بعد از یک ساعت که خود سردار با همراهانش به محل شهادت بچه‌ها می‌رسد، خیلی متأثر می‌شود و به گفته هم‌رزمان شهید خیلی گریه می‌کند. حاج قاسم دست علی آقا را از روی انگشترش شناسایی کرد و با وجود اصرار اطرافیان، خودش پیکرهای ارباٌ ارباٌ شده را جمع کرد. به همین دلیل بخش زیادی از بدن علی همانند وصیتش همانجا در خاک سوریه باقی ماند. بعداٌ دوسه بار به خواب خانواده آمد و گفت: «قرار نبود این دست هم برگردد ولی برای نشانه یک دستم برگشت.» بعداٌ که حاجی هم شهید و دستش از بدنش جدا شد، “روضه دست” دوباره برای ما زنده شد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • سردار سلیمانی گفت من می گویم با هم عکس بگیریم اما تو کلاس می‌گذاری +عکس

    سردار سلیمانی گفت من می گویم با هم عکس بگیریم اما تو کلاس می‌گذاری +عکس

    سردار سلیمانی گفت من می گویم با هم عکس بگیریم اما تو کلاس می‌گذاری +عکس

     

    مهدی قره محمدی در سال ۱۳۵۸ در شهرستان آمل استان مازندران متولد شد. مهدی پس از اتمام تحصیلات به سپاه پاسداران پیوست و وارد گردان ویژه صابرین شد. نیروهای این گردان یکی از زبده‌ترین و آماده‌ترین نیروهای سپاه هستند که برای گذراندن دوراهای آموزشی روزهای سخت و خاصی را پشت سر می‌گذرانند.

    سال ۹۴ مهدی برای دفاع از حرم حضرت زینب عازم سوریه شد و دو سال بعد یعنی در سال ۹۶ به شهادت رسید.  در ادامه بخشی از خاطره مریم تاتار همسر این شهید با شهید سردار سلیمانی را می خوانید.

    خیلی دوست داشتم حاج قاسم را ببینم. وقتی خبر دادند در مصلای بابل مراسمی است نگفتند که قرار است با سردار سلیمانی دیدار کنیم. محمد جواد کوچک بود و زهرا ۶ سالش بود. مادر شوهرم هم پا درد شدید داشت و باید بیشتر حواسم به او بود. زهرا دختر بزرگم که ۱۲ ساله بود را با خودم بردم. چون تاکید کرده بودند همراه نیاورید دو بچه دیگر را مجبور شدم بگذارم خانه.

    به سختی خودمان را رساندیم مصلا. مراسم که تمام شد باز هم نگفتند قرار است چه ملاقاتی باشد که لااقل اطلاع دهیم بچه‌های دیگر ما را هم بیاورند.

    سردار سلیمانی گفت من می گویم با هم عکس بگیریم اما تو کلاس می‌گذاری +عکس
    سردار سلیمانی

    اعلام کردند بروید برای نماز جماعت. وقتی رفتیم داخل مصلی دیدم حاج قاسم آنجاست و می‌توانیم از نزدیک او را ببینیم. حسرت خوردم کاش اطلاع داده بودند تا دو فرزند دیگرم را هم می‌آوردم با دیدن سردار آرام می‌شدند.

    به فاطمه گفتم برو با سردار عکس بینداز. فاطمه خیلی خجالتی بود. سردار نگاهی به او کرد گفت: می‌خواهی با من عکس بیاندازی؟ بیا بیا. چادر او را به سمت خودش کشید. واقعا با چنان حس پدرانه‌ای برخورد کرد که ما هم راحت رفتیم عکس انداختیم. حاج قاسم سر همه میزها رفت و یک ربعی صحبت می‌کرد. سر فاطمه را نوازش کرد و خندید گفت: من به تو می‌گویم با هم عکس بگیریم تو کلاس می‌گذاری؟ بعد یک انگشتر به فاطمه داد. گفتم: حاج اقا یک دختر هم در خانه دارم میشه برای او هم انگشتر بدید؟ گفت: بله. گفتم یک پسر سه ساله هم دارم پدرش به او توصیه کرده دوست دارم بزرگ شدی جزو افرادی باشی که اسراییل را فتح می‌کنی. برای او نامه می‌نویسید؟ نامه هم نوشت و روی عکس آقا مهدی امضا زد. وقتی رفت فاطمه که تازه خجالت را کنار گذشته بود، گفت: من با عکس بابا و حاج قاسم با هم عکس نینداختم. سردار که متوجه شد دوباره گفت: معلومه که با شما باز هم عکس می‌گیرم. فاطمه را کشید سمت خودش گفت: شما تازه ما را تحویل گرفتی مگه میشه عکس نندازیم؟ دوباره عکس گرفتند.

    انرژی بسیار قوی و آرامش خاصی به من در آن دیدار داده شد که همه اش حسرت می‌خورم کاش دو فرزند دیگرم هم بودند و این ارامش را می‌گرفتند. آن دیدار بسیار فاطمه را عاشق حاج قاسم کرده بود. وقتی خبر شهادت را بچه‌ها شنیدند شوکه شدند انگار دوباره خبر شهادت پدرشان را شنیده بودند.

    فاطمه‌ای که در مراسمات پدرش به سختی شرکت می‌کرد و باید به زور می‌بردیمش مرا مجبور کرد برای تشییع حاج قاسم به تهران بیاییم.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین