به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، از کاناداییهایی که خود را در خانه قرنطینه کردهاند خواسته شده پاپکورن بردارند و به رهبری کامرون بِیلی مدیر هنری فستیوال فیلم تورنتو با ستارههای هالیوودی چت مجازی داشته باشند و بعد از آن هم با استفاده از سرویس استریمینگ کرِیو فیلم سینمایی تماشا کنند.
در حالی که فستیوال فیلم تورنتو هم به جمع دیگر فستیوالها پیوسته و طی همهگیری کروناویروس به صورت آنلاین آموزش را انجام میدهد، بیلی سینما «در خانه بمانیم» را راهاندازی کرده است.
نخستین ستاره مهمان او مندی پتینکین بازیگر سریال «هوملند» بود که پس از حضور در چت مجازی، فیلم «عروس شاهزاده» سال ۱۹۸۷ ساخته راب راینر با نقشآفرینی پتینکین در کریو نمایش داده شد. کریو در بازار کانادا رقیب غولهایی مانند نتفلیکس و آمازون پرایم است.
نتفلیکس، آمازون و کریو مدتهاست که در حال رقابت برای جذب مشتریان کانادایی هستند که فیلمها و سریالهای خود را در تلویزیون، تبلتها و تلفنهای همراه هوشمندشان تماشا میکنند. حالا که کانادا تدابیر سفتوسخت فاصلهگذاری فیزیکی را برای مقابله با همهگیری کووید-۱۹ اجرا کرده، این رقابت جدیتر هم شده است.
رندی لنوکس رییس بل میدیا مالک کریو در بیانیهای گفت: در این دوران چالشبرانگیز ما دنبال راههایی برای متصل، راحت و سرگرم نگه داشتن مردم هستیم و قدرت فیلم و تلویزیون میتواند به این مهم دست پیدا کند.
فستیوال فیلم تورنتو در حال حاضر هنوز قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود. اگر این کار ممکن نباشد فستیوال در فصل پاییز به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. این رخداد مدتهاست که به عنوان سکوی پرش کلیدی به سمت فصل جوایز هالیوود شناخته میشود.
حضور مجازی ستارههای هالیوود در خانه کاناداییها/ در خانه بمانیم
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، از کاناداییهایی که خود را در خانه قرنطینه کردهاند خواسته شده پاپکورن بردارند و به رهبری کامرون بِیلی مدیر هنری فستیوال فیلم تورنتو با ستارههای هالیوودی چت مجازی داشته باشند و بعد از آن هم با استفاده از سرویس استریمینگ کرِیو فیلم سینمایی تماشا کنند.
در حالی که فستیوال فیلم تورنتو هم به جمع دیگر فستیوالها پیوسته و طی همهگیری کروناویروس به صورت آنلاین آموزش را انجام میدهد، بیلی سینما «در خانه بمانیم» را راهاندازی کرده است.
نخستین ستاره مهمان او مندی پتینکین بازیگر سریال «هوملند» بود که پس از حضور در چت مجازی، فیلم «عروس شاهزاده» سال ۱۹۸۷ ساخته راب راینر با نقشآفرینی پتینکین در کریو نمایش داده شد. کریو در بازار کانادا رقیب غولهایی مانند نتفلیکس و آمازون پرایم است.
نتفلیکس، آمازون و کریو مدتهاست که در حال رقابت برای جذب مشتریان کانادایی هستند که فیلمها و سریالهای خود را در تلویزیون، تبلتها و تلفنهای همراه هوشمندشان تماشا میکنند. حالا که کانادا تدابیر سفتوسخت فاصلهگذاری فیزیکی را برای مقابله با همهگیری کووید-۱۹ اجرا کرده، این رقابت جدیتر هم شده است.
رندی لنوکس رییس بل میدیا مالک کریو در بیانیهای گفت: در این دوران چالشبرانگیز ما دنبال راههایی برای متصل، راحت و سرگرم نگه داشتن مردم هستیم و قدرت فیلم و تلویزیون میتواند به این مهم دست پیدا کند.
فستیوال فیلم تورنتو در حال حاضر هنوز قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود. اگر این کار ممکن نباشد فستیوال در فصل پاییز به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. این رخداد مدتهاست که به عنوان سکوی پرش کلیدی به سمت فصل جوایز هالیوود شناخته میشود.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشمزاده: «داستان اسباببازی» حالا به یک اثر دنباله دار کلاسیک تبدیل شده است. اثری که بیش از بیست سال از نمایش نسخه اول آن گذشته و آن شاهکار انیمیشن که مرزهای خلاقیت و تکنولوژی را در نوردیده بود حالا به نسلهای بعد انتقال یافته است؛ نسلهایی که دغدغه مواجهه با اسباببازیهای ماجراجو یا دغدغه دیدار با کاراکترهای محبوبشان را دارند.
در میان کودک تا بزرگسال بر سر «داستان اسباببازی» این اتفاق نظر وجود دارد که بحث درام، فانتزی و ماجراجویی در این سری انیمیشن به شکلی قوام یافته و با خلاقیت ارائه میشود. پس اگر سه قسمت پیشین داستان اسباببازی را دیدهایم حالا و با مرور تمام نکات فوق میتوانیم به تماشای قسمت چهارم هم بنشینیم.
بهتر است برای متقاعد کردن خود حضور جان لستر و اندرو استنتن در داستان و فیلمنامه را به ترکیب سازنده این انیمیشن را نیز اضافه کنیم، تا بتوانیم شاهد اثری دیگر باشیم از این دو غول خلاق و نوآور پیکسار.
دو دهه خاطرهسازی با «اسباببازیها»
چرا خوب – چرا بد؟
بگذارید پیش از فصل چهارم، «داستان اسباببازی» را از قسمت نخست تا سوم مرور کنیم؛ اندی صاحب عروسکی به نام «وودی» است و وودی تمام جهان اوست، وودی هم از این موقعیت لذت میبرد اما با ورود «باز لایتر» اوست که عروسک محبوب اندی میشود، جدال بر سر اینکه بازلایتر واقعیت عروسک بودن را بپذیرد و هر دو عروسکهای اندی باشند مسئله قسمت اول است.
در قسمت دوم بزرگ شدن اندی و اضافه شدن دیگر عروسکها و واگذاری آنها مسئله بعدی است و در قسمت سوم گم شدن عروسکها و در چنگال یک عروسک بد افتادن به نام «لوتسو» سوژه روایت میشود که با عملیاتی نجات بخش همراه و همگی به صاحب جدیدشان بانی میرسند.
ماجرای بانی در قسمت چهارم ادامه مییابد اما قسمت چهارم، با وجود دریافت جایزه اسکار، که فکر میکنم از محبوبیت این قسمت بیاید و نه از کیفیتش، مسئله محوری یا به هم پیوستهای ندارد.
اول رفتن لیتل بو، عروسک محبوب وودی را شاهدیم، سپس گرفتن لقب کلانتر از وودی را میبینیم و بعد بحث مراقبت از بانی پیش میآید. در این حین بازلایتر توسط نویسنده، فراموش شده و به گوشهای رانده میشود و وودی در عملیاتهایی تک نفره مراقب بانی است.
سپس عروسکی به نام فورکی به داستان اضافه میشود. عروسکی که دست ساخته خود بانی است و خودش فکر میکند آشغال است. ما فکر میکنیم جدل آشغال بودن یا عروسک بودن فورکی تبدیل به جدال اصلی وودی با او خواهد شد (مانند قسمت اول که بازلایتر باور نداشت که عروسک است)، اما این کشمکش نیز رنگ میبازد و در دام «گبیگبی» افتادن این دو، یعنی وودی و فورکی، باعث میشود تا کشمکش دوباره تغییر کند.
گبیگبی گویا قرار است شخصیتی همچون لاتسو باشد. شخصیتی هیولایی با ظاهری با نمک. اما این هم دیری نمیپاید که از بین میرود. زیرا گبیگبی شخصیتپردازی قدرتمندی ندارد و اصلا فاقد فلسفه و عقبه لاتسوست که به نظر نگارنده شاهکار قسمت سوم بود.
دو دهه خاطرهسازی با «اسباببازیها»
داستان سرگیجه و جهشهای موضوعی خود را ادامه میدهد، کشمکش بازگشت پیش بانی هدف کلی میشود که وودی باید فولکی را باز گرداند، اما خود وودی نیز باز نمیگردد و پیش لیتل بو میماند.
قسمت چهارم از تمامی سه قسمت قبلی کشمکشها و موقعیت هایش را به عاریه میگیرد اما مشکل اینجاست که این ملغمه تبدیل به یک کل واحد و منسجم نمیشود تا یک اثر مستقل و عمیق را همچون قسمت سوم بسازد؛ بلکه بیشتر اسیر ماجراجویی و اتفاقات هیجان انگیز میشود تا فیلمنامه و داستانی با شخصیت پردازیهای چند بعدی و دارای با کیفیت لازم برای یک درام فانتزی.
بهترین سکانس؛ یک ماشینربایی بامزه!
در این میان انتخاب بهترین سکانس باید از میان اتفاقات هیجانانگیز این انیمیشن صورت بگیرد و فکر میکنم سکانس انحراف و ربودن ماشین یکی از بامزهترین صحنههاست. جایی که اسباببازیها برای رسیدن به وودی و فولکی و بازلایتر مجبور هستند مثل مسیر یاب پدر بانی را راهنمایی کنند و پدر بانی را که از این راهنمایی عجیب گیج شده از رانندگی عادی بیندازند و خود فرمان ماشین را به دست گیرند.
عدم کنترل پدر بانی و ترمز و گازهای پیاپی اسباببازیها و توقف ماشین در شهر بازی یکی از موقعیتهای منسجم کمدی در فیلم را شکل میدهد.
اگر از این فیلم خوشتان آمد…
بیشک دیدن قسمتهای قبلی این مجموعه و نیز نگاه کردن به انیمیشنهای «شرکت هیولاها» و «شگفت انگیزان» هم پیشنهاد میشود که همگی آنها چون «داستان اسباببازی» محصول مشترک دیزنی و پیکسار هستند.
نگرشهای نقادانهای که میتوانید دنبالش کنید…
شاید با دیدن این فیلمنامه سرگردان نتوان موضوع واحد و اساسی را در نظر گرفت و به آن پرداخت اما فورکی به عنوان یک دست ساخته از وسایل دور انداختنی میتوانست استعارهای از وضعیت «آشغال بودن» در جوامع را بسازد و اثر جنبه جامعه شناسانه پیدا کند، که البته فیلم هرگز چنین ظرفیتی را پیدا نمیکند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، کریستوف پندرسکی پس از سالها بیماری امروز یکشنبه (۱۰ فروردین) چشم از جهان فروبست.
این آهنگساز برجسته در ۸۶ سالگی و پس از یک بیماری طولانی صبح امروز جان باخت.
وی متولد لهستان و از چهرههای نمادین موسیقی معاصر محسوب میشد و سازنده موسیقی فیلمهای مهمی چون «جنگیر» ویلیام فردکین، «درخشش» استنلی کوبریک و «از ته دل وحشی» دیوید لینچ بود.
او از چهرههای آوانگارد اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی و صدایی آزادیخواه در ورای همه سنتها بود و زمانی که تنها ۲۶ سال داشت توجه جهانی را معطوف خود ساخت. وی از آن زمان تا کنون چهار اپرا، هشت سمفونی و چندین آهنگ کرال و کنسرتو خلق کرد و چندین جایزه دریافت کرد که چهار جایزه گرمی از جمله آنها بود. جایزه ویژه یونسکو برای «مرثیه قربانیهای هیروشیما» نیز از دیگر جوایز وی بود که پندرسکی این اثر را در سال ۱۹۶۰ و برای اجرا با ۵۲ ساز زهی نوشته بود. جایزه ویژه برای یک عمر فعالیت هنری، درکنار دریافت بیست دکترای افتخاری از مهمترین دانشگاهها و مراکز علمی جهان از دیگر افتخارهای وی بود. او تنها سال ۲۰۱۷ دو جایزه برد که یکی از آنها جایزه گرمی برای بهترین اجرای کرال بود.
وزیر فرهنگ لهستان در حالیکه پندرسکی را یکی از بزرگترین موسیقیدانان لهستان خواند، از درگذشت وی به عنوان خسرانی جبرانناپذیر یاد کرد.
دختر این آهنگساز با اعلام خبر درگذشت وی افزود که وی برای ابتلاء به بیماری کرونا آزمایش شد اما تست وی منفی بود و او از عوارض ناشی از بیمارهای قبلی خود جان باخت.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، بدنههای فدرال و ایالتی فیلم آلمان در مورد یک برنامه عمل کمکرسانی مالی به تهیهکنندگان، توزیعکنندگان و سینماهای هنری کشور که تحت تاثیر همهگیری کروناویروس قرار گرفتهاند، به توافق رسیدهاند.
آنها اعلام کردند یک صندوق اورژانسی ۱۵ میلیون یورویی (۱۶.۵ میلیون دلاری) برای تهیهکنندگان و توزیعکنندگان ضربهخورده راهاندازی شده است. بحران سلامت عمومی در آلمان منجر به بسته شدن سینماها در سراسر کشور و همچنین توقف تقریباً کامل تهیه فیلم شده است.
انجمنهای فیلم آلمان ۱۰ میلیون یورو (۱۱ میلیون دلار) کمک اورژانسی برای شرکتهای تهیه فیلم که پروژههای تحت حمایت دولت دارند و فیلمبرداریهایشان به خاطر همهگیری ویروس کنسل شده، کنار گذاشتهاند.
۳ میلیون یورو (۳.۳ میلیون دلار) دیگر هم برای حمایت از توزیعکنندگان آلمانی کنار گذاشته شده که نمیتوانند فیلمهای خود را منتشر کنند.
انجمن فیلم فدرال در همراهی دیگر گروههای تامین مالی منطقهای و گروههای تامین مالی فرهنگی ملی همچنین بازپرداخت وامهای دولتی به تهیهکنندگان، توزیعکنندگان یا سینماها را در کل دوران بحران، معلق کردهاند. بدنههای دولتی اعلام کردهاند با تامین مالی فوری به سینماهای هنری کمک خواهند کرد.
این حرکتها در حالی انجام شده که دولت آلمان سعی دارد چند برنامه کمکی مختلف برای کمک به اقتصاد کشور که ضربه بزرگی خورده است، راهاندازی کند.
صدراعظم آنگلا مرکل یکشنبه پیش تدابیری را اعلام کرد که نزدیک به قرنطینه کامل کشور هستند و اجتماع گروههای بیش از ۲ نفر در منظر عموم را ممنوع کرد. تمام سینماها، تئاترها، سالنهای کنسرت و کلوبها بسته و تقریباً تمام پروژههای فیلم یا تلویزیون مختل شدهاند.
با استناد به آمار دانشگاه جانز هاپکینز، آلمان تا به حال نزدیک به ۵۸ هزار مورد تایید شده ابتلا به کروناویروس ثبت کرده و نزدیک به ۴۵۰ نفر در این کشور جان خود را از دست دادهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، جان کالاهان بازیگر سریال «همه فرزندان من» دیروز شنبه پس از یک سکته مغزی که روز جمعه در خانهاش کرده بود، جان باخت. وی ۶۶ سال داشت.
کالاهان از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۶ در سریال «همه فرزندان من» در نقش ادموند گری نقشآفرینی کرده بود و در بیش از ۳۵۰ اپیزود آن جلوی دوربین رفته بود. او در همین سریال با «لا رو» همبازی و با وی آشنا شد و ازدواج کرد.
او همچنین بازیگر سریال «روزهای زندگی ما» در نقش دکتر بیکر بود که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ روی آنتن رفت. وی در سریالهای دیگری چون درام «بیمارستان عمومی» که از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ ادامه داشت، «قله شاهین» از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ در نقش اریک استاوروس، «سانتا باربارا»، «مرا ببین» و «بانوان دریاچه» نقشآفرینی کرده بود.
درگذشت کالاهان ربطی به شیوع ویروس کرونا نداشت و یک سکته مغزی وسیع عامل آن بود.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشمزاده: اگر میخواهید شگفتی کن و اسکار امسال را ببینید، «انگل» تنها فیلمی است که به شما پیشنهاد میشود. فیلمی که منتقدان و داوران به آن جوایز با ارزشی دادند و طی سال میلادی گذشته این اثر را سنگ محک خود و جشنوارهشان قرار دادند.
فیلم البته بیانگر چیزهایی بیش از اینهاست. اگر سینمای ژاپن تا دهه ۸۰ قدرت بلامنازع سینمای شرق محسوب میشد؛ سینمای چین و کره جنوبی از آن به بعد توانستند قدرت هنری ژاپن را با افول و مرگ امثال کوبایاشی و کوروساوا به پایین بکشند و خود جایگزین آن شوند.
حالا با دیدن «انگل» میتوانید نماینده سینمای هنری و داستانگوی کره جنوبی را شاهد باشید. نمایندهای به نام بونگ جون هو که سالیان سال فیلم ساخت و به پختگی رسید و امسال کاملترین اثر خود را ساخت. اثری که یک تراژدی کمدی محسوب میشود. یک کمدی سیاه شاید و امسال سالی بود پر از فیلمهای سیاه و تلخ و تراژدیهایی تکرار نشدنی.
زندگی به سبک «انگل»
چرا خوب – چرا بد؟
«انگل» میتواند مباحث مفصلی را به میان بکشد و هر کدام از این مباحث موجب ارزش یا نکوهش فیلم شود اما از میان آنها میخواهم به درون مایه و رابطه آن با کارگردانی اثر صحبت کنم. فیلم بهشدت به عناصری میپردازد که زمینه ساز ساخت معنی در آن هستند.
«انگل» آشکارا راجع به طبقات اجتماعی است. نزاعی همیشگی میان فقیر و غنی، میان سرمایهدار و طبقه کارگر و میان رئیس و مرئوس. اما هنر فیلم در دو عنصر اثر است که به خوبی میتواند این مضمون را تبدیل به محتوای اثر کند. نخست معماری نماهاست. فیلم با توجه لوکیشنهایش از پلکان زیاد بهره میبرد. پلکانی که یا بالا میبرد و یا پایین میآورد. پلکانی که باید پایین برویم تا یک فقیر فرومایه جامعه را ببینیم، مانند شوهر خدمتکار که در زیرزمین خانه ساکن بود، و یا از آن بالا برویم، مانند پلکان خانه که از آن بالا میآئیم تا به پذیرایی برسیم.
این پایین رفتن و بالا آمدن، در واقع عنصر حلکننده معما نیز هستند؛ آن چیز که پنهان است و نمیبینیم، میتوانیم بعد از عبور از پلکان بفهمیم. معماری در فضای فیلم جزو عناصر مهمی است که بونگ جون هو توانسته از طریق آن مفهومی که در درون مایه و متن اثر به آن اشاره میکند را از طریق عوامل بصری نیز به مخاطب القا کند.
نکته دوم اما لحن اثر است. لحن فیلم شاید مهمترین هنری است که بونگ جون هو توانسته در کلیت اثر به انسجام برساند. اثر یک تریلر، طرح توطئه است که با لحنی کمدی جلو میرود. تسخیر یک خانواده ثروتمند بوسیله دسیسه و حقه بازی توسط یک خانواده فقیر.
بدون انتخاب لهجه کمیک فیلم و کاتها و بازیهایی که کمدی میسازد، فیلم هرگز نمیتوانست تاثیری چنانچه هست را بر مخاطب بگذارد. چه بسا انگل به فیلمی خستهکننده و جدی تبدیل میشد که مخاطب نای تماشای آن را نداشته باشد. بازیهای کمدی کارگردان در تقطیع نماها و تدوین اثر از تراژدی وضعیت، یک کمدی قابل تحمل میسازد و حتی اکشنهای خشن اثر را نیز تلطیف کرده و ما را به عنوان مخاطب از انداختن به چاله «اثر خشونت» بر حذر میدارد و باز به سمت موضوع و دنبال کردن شخصیتها و داستان هایشان دعوت میکند.
خنده «کی وو» در فصل پایانی داستان نیز گواه بر همین است. کی وو وقتی خاکستر خواهرش را میبیند لبخند میزند. این در واقع لبخند دردناک مولف به درونمایه اثرش است.
زندگی به سبک «انگل»
بهترین سکانس؛ بالای شهر پایین شهر!
وقتی خانواده کی وو شب هنگام فرار میکنند و به سمت خانهشان میدوند، باران سختی در گرفته است. بارانی که تمام مسیر را بر کی وو، پدرش و خواهرش سخت کرده است. آنها وقتی به خیابان خودشان میرسند، خیابان را پر از آب میبینند و خانه زیرزمینی خود را غرق در سیلاب.
پدر وارد خانه میشود که غرق در آب است وسایل مهم را جمع میکند، اما کی جونگ دختر خانواده، بر روی توالت فرنگی مینشیند که در آنجا آنتن وای فای موجود است و البته آب از درون آن چون گلی سیاه رنگ بالا میزند. تقطیع کارگردان در این سکانس اثر گذار و حاوی معنی است. وقتی خدمتکار ضربه مغزی شده در زیرزمین خانواده ثروتمند تهوع میکند، کات میخورد به توالت فرنگی که کی جونگ روی آن نشسته و آب از آن بالا میآید. گویی تهوع بالا شهریها حالا به توالتهای پایین دستیها رسوخ کرده و از آن بیرون میزند. سکانسی تاثیرگذار در قیاس دو مدل زندگی.
اگر از این فیلم خوشتان آمد…
فیلمهایی نظیر «دزدان فروشگاه» نیز توصیه میشود؛ فیلمی دیگر از سینمای شرق آسیا و اینبار از سینمای ژاپن که البته امتیازی بالاتر از «انگل» نیز در سایتهای معتبر فیلم نیز دارد.
نگرشهای نقادانهای که میتوانید دنبالش کنید…
بی شک نگرش جامعه شناختی و روانشناختی رویکردهایی هستند که میتوان بوسیله آنها انگل را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، تام هنکس و همسرش ریتا ویلسون پس از گذراندن دوران قرنطینه در استرالیا به دلیل ابتلا به ویروس کرونا، به آمریکا برگشتند.
هنکس دیروز در توییترش این خبر را نوشت. وی با تشکر از همه افرادی که در روند درمان بیماری در استرالیا به آنها کمک کردند گفت در آمریکا نیز قرنطینه خواهند ماند.
وی نوشت مثل بقیه مردم آمریکا که اکنون در خانه هستند و فاصله اجتماعی را رعایت میکنند، آنها هم در خانه خواهند ماند. وی با تشکر از آنهایی که در استرالیا از آنها مراقبت کردند نوشت مراقبت و راهنمایی همه آنها موجب شد که حالا بتوانیم در آمریکا باشیم.
دوشنبه هفته پیش هنکس نوشته بود که احساس میکنند حالشان بهتر است و این دو هفته پس از آن بود که اعلام کرده بود به بیماری کرونا مبتلا شدهاند.
هنکس در استرالیا مشغول بازی در فیلم زندگینامهای الویس پریسلی به کارگردانی باز لورمان کارگردان استرالیایی بود که همراه همسرش به کرونا مبتلا شد. این بازیگر در این فیلم در نقش کلنل تام پارکر مدیر مشهور این خواننده بازی میکند. پس از انتشار خبر ابتلای هنکس به بیماری و مثبت شدن تست وی، بلافاصله تولید فیلم متوقف شد.
هنکس و همسرش اولین چهرههای مشهوری بودند که اعلام کردند به این بیماری مبتلا شدهاند. همان روز رودی گابرت بازیکن انبیای هم اعلام کرد تست وی مثبت شده و به دنبال آن فصل بازیهای بسکتبال آمریکا متوقف شد. از آن زمان ادریس البا، اندی کوهن، کریستوفر هیویو و شمار دیگری از چهرههای مشهور دنیای سرگرمی به کرونا مبتلا شدهاند.
تاکنون در مجموع ۶۳۰ هزار نفر به کرونا مبتلا شدهاند که از این میان ۱۴۲ هزار نفر کاملاً بهبود یافتهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، در حالی که دولت چین در دو هفته اخیر صدها سالن سینما را در نقاط مختلف این کشور باز کرده بود، اما اکنون دستور داده شده تا همه سالنهای سینما دوباره بسته شوند.
این در حالی است که قرار بود از امروز بیش از ۲۰۰ سالن سینما در شانگهای به جمع سینماهایی که در روزهای اخیر در نقاط مختلف چین بازگشایی شدند، بپیوندند.
هر چند هنوز دلیل مشخصی برای این کار ذکر نشده اما گفته میشود دولت چین بیمناک خیزش موج دوم گسترش ویروس کرونا است.
در روزهای اخیر بیش از ۶۰۰ سالن سینما در نقاط مختلف چین کارت سبز گرفته بودند تا کار خود را از سر بگیرند؛ اما دفتر فیلم پکن جمعه شب آخر وقت با دستور فوری از همه آنها خواست تا دوباره تعطیل کنند.
این در حالی است که پنجشنبه شهرداری شانگهای خبر داده بود که مجوز آغاز به کار مجدد ۲۰۵ سالن این شهر را کسب کرده است.
طرح بازگشایی مرحله به مرحله ۷۰ هزار سالن سینما در چین تلاش داشت تا سینماها را دوباره به حیات بازگرداند.
گفته شده تعطیلی دوباره سینماها به معنی تعطیلی یکی دو هفتهای نیست و باید انتظار این را داشت که این بار بازگشایی سینماها مدت زیادی طول بکشد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، الک بالدوین این دوران بیسابقه در تاریخ را ضبط خواهد کرد و فکر میکند بقیه هم باید همین کار را انجام بدهند.
این بازیگر ۶۱ ساله در حالیکه همراه با همسرش هیلاریا و چهار فرزندش در خانهشان در لانگ آیلند نیویورک قرنطینه هستند افکار خود درباره گسترش کروناویروس را با هوادارانش به اشتراک گذاشته است.
بالدوین ویدیویی ضبط کرد که در آن موهایی ژولیده داشت چون در قرنطینه خودش شروع به کوتاه کردن موهایش کرده و یک جای زخم قرمز روی پیشانیاش بود که ظاهراً فرزند کوچکش در حین بازی به او ضربه زده است.
او درباره وضعیت فعلی گفت: این موضوع از نظر مرگ و بیماری عواقب هولناکی در پی خواهد داشت. ضربه اقتصادی آن هم تقریباً بیسابقه خواهد بود. غیرقابل محاسبه خواهد بود. اما اگر سعی نکنیم بلافاصله به این مسئله رسیدگی کنیم بدتر هم خواهد شد.
بنابراین بالدین یک «قانون سهگانه» پیشنهاد داد و گفت سه قانون انتخاب کرده چون بیشتر از آن یادش نمیماند. او گفت قانون اول این است که والدین در صورت امکان نباید به فرزندانشان استرس و تنش منتقل کنند. او گفت خودش و همسرش تا جایی که میتوانند به این امر عمل میکنند.
این بازیگر گفت دومین قانونش این است که باید از پیشنهادها و پروتکلهای مسئولان سلامت و همچنین سازمان سلامت جهانی پیروی کرد که اینها شامل شستن دستها، پیروی از تدابیر فاصلهگذاری اجتماعی و امثال آن میشود.
او گفت قانون سوم شامل ضبط و مستند کردن «نحوه احساس شما» میشود. وی افزود: مهم نیست چطور این کار را انجام میدهید. این میتواند شامل نوشتن، ضبط کردن با دوربین یا ثبت فایلهای صوتی روی تلفن همراه بشود، انجام حرف زدن درباره تجربه کروناویروس برای همه مهم است.
بالدوین که در برنامه «پخش زنده شنبه شب» نقش رییسجمهور دونالد ترامپ را ایفا میکند، گفت: هر طور که میتوانید یک ژورنال درست کنید و همه چیز را ثبت کنید تا وقتی که ماجرا تمام شد یادمان بماند. یادمان بماند چطور بود و چه درسهایی گرفتیم و چطور میتوانیم از این برای تغییر استفاده کنیم.
او پیشبینی کرد وضعیت حداقل برای دو ماه آینده همینطور باقی خواهد ماند و گفت: باید سعی کنیم از این وضعیت عبور کنیم. تست بزرگی است و امیدوارم از آن سربلند بیرون بیاییم.