برچسب: شاعر

  • وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است
    وجود احساس در ترانه، عامل اصلی موفقیت آثار موسیقی است

    ایسنا/خراسان رضوی علی ثابت‌قدم گفت: تصور می‌کنم آن چیزی که پیروزی یک پروژه موسیقی را تضمین می‌کند و از همه مهم‌تر است، وجود احساس در ترانه است و تکنیک در مرحله بعدی قرار می‌گیرد که باعث بیان زیباتر احساس می‌شود.

    این شاعر و ترانه‌سُرا در گفت‌وگو با ایسنا در رابطه با اینکه یک ترانه خوب برای تلفیق با آثار موسیقی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد، اظهار کرد: اینکه یک ترانه خوب چه ویژگی‌هایی می‌تواند داشته باشد به زمان، نوع موسیقی، خواننده و مخاطب مربوط است؛ اما در کل آن چیزی که برای من در ترانه اهمیت دارد این است که مخاطب خود را بشناسم، بدانم چه حرفی را می‌خواهم در قالب ترانه ارائه کنم و ترانه‌ام پر از احساس باشد؛ چرا که خالی از احساس بودن ترانه را به هیچ وجه نمی‌پسندم، حتی اگر اثر تولید شده حماسی باشد.

    وی در رابطه با فعالیت‌های اخیرش در حوزه شعر، ترانه و آثار موسیقی بیان کرد: مانند همیشه و شاید بیشتر از همیشه مشغول به کار هستم، اکنون در حال ساخت آلبوم شهاب مظفری هستیم، شعر و ترانه‌هایی نیز برای بابک مافی، ایوان بند، مسعود صادقلو، رضا شیری و… نیز نوشته‌ام و کارها آماده هستند اما روند گرفتن مجوز، تنظیم و میکس و مستر ۶ ماه تا یک سال طول می‌کشد و این واقعا خوب نیست.

    ثابت‌قدم ابراز عقیده کرد: بنده که در این سال‌ها برای تمام شعرهایم مجوز گرفته‌ام، دیگر نباید شعرهایم دوباره برای مجوز به وزارت ارشاد برود و به نظرم اعتمادی که نسبت به روزنامه‌ها وجود دارد باید برای ترانه‌ها و آثار موسیقی نیز به وجود بیاید تا اگر خطایی از آن‌ها سر زد به سوی ممنوع کردنشان بروند، چون شعر و ترانه به زمان بستگی دارد و ممکن است شعری امروز نوشته شود و وقتی مجوز بگیرد دیگر کلمات استفاده شده در آن در ادبیات گفتاری مردم وجود نداشته باشد.

    موسیقی در سیستم قضایی کشور ما چندان قابل پیگیری نیست

    این شاعر و ترانه‌سُرا مدعی شد: در کشور ما مکانی برای ارائه شکایت در حوزه موسیقی وجود ندارد و هنوز موسیقی در سیستم قضایی ما چندان قابل پیگیری نیست. در دادگاه رسانه هم حتی با اینکه اتاق سینما، روزنامه، اظهارنظر و… وجود دارد اما اتاق موسیقی وجود ندارد و برای مثال اگر یک ملودی به خواننده‌ای فروخته شود اما اسم آهنگساز به عنوان صاحب اثر پای کار نخورد یا خواننده حق‌الزحمه او را ندهد یا ملودی را تغییر دهد هیچ‌جا نمی‌شود از او شکایت کرد و کارشناسی هم که قابلیت تشخیص این‌گونه مسائل را داشته باشد، سراغ نداریم.

    وی در رابطه با فضای امروز موسیقی پاپ‌ تصریح کرد: فضای امروز موسیقی پاپ را نمی‌پسندم و حالم را بد می‌کند، به دلیل این که جهان متفاوتی بین خود، فضا و افرادی که در آن فعالیت می‌کنند می‌بینم، نه اینکه بخواهم آن‌ها را نقد کنم‌ و بگویم مسیرشان درست است یا غلط؛ اما احساس می‌کنم که رویاها، زندگی، مسیر، نحوه رسیدن و ارزش رسیدن به اهداف افرادی که با آن‌ها همکاری می‌کنم با من متفاوت است و این شاید حرف و درددل خیلی از افرادی باشد که اکنون در موسیقی فعالیت می‌کنند.

    ثابت‌قدم ادامه داد: البته این موضوعات جزو مسائل درون خانوادگی و درون سازمانی است و پرداختن زیاد و حرف زدن در این موارد شاید بی‌حرمتی به این خانواده باشد و باعث دلخوری اعضای دیگر این خانواده شود، اما بالاخره این موضوعی نیست که بتوان در داخل خانواده آن را حل کرد.

    ثابت قدم در رابطه با نوشتن رمان جدیدش گفت: پس از ۱۴ سال نفس کشیدن در فضای موسیقی برای اولین بار این را می‌گویم که واقعا حال و هوای ما خوب نیست و به این دلیل شروع به نوشتن رمان جدیدم کرده‌ام تا کمی حالم بهتر شود و این رمان به اندازه تمام فعالیت‌هایی که تاکنون در زمینه‌های فرهنگی و ادبیات انجام داده‌ام، برایم اهمیت دارد.

    ارتباط با شرکت‌های موسیقی و آهنگ‌سازان، بهترین راه همکاری ترانه‌سرایان با خوانندگان مطرح است

    این شاعر و ترانه‌سُرا در رابطه با اینکه شاعران و ترانه‌سرایان مستعد و جوان چگونه می‌توانند با خوانندگان مطرح ارتباط برقرار کنند و وارد بازار موسیقی شوند، اظهار کرد: این سوال بسیار از من پرسیده می‌شود و پیام‌های متعددی از این قبیل از طرف جوانان دریافت می‌کنم که چطور می‌توانیم اشعار و ترانه‌هایمان را به دست خوانندگان معروف برسانیم تا به اجرا برسد. جواب من این است که معمولا چند دسته خواننده وجود دارند، یک‌سری از خوانندگان تولیدات اثرشان را خودشان انجام می‌دهند، یعنی شعر و ترانه را خودشان می‌نویسند، ملودی را خودشان می‌سازند و حتی گاهی تنظیم هم با خودشان است که برای نمونه می‌توانم به محسن یگانه اشاره کنم، یا روزبه بمانی که خودش شعر و ترانه‌هایش را می‌نویسد و یا محسن چاوشی که خودش ملودی‌ می‌سازد و قطعا ارسال اثر برای این دسته از خوانندگان بی فایده است و درصد خیلی پایینی وجود دارد که آن‌ها از آثار بقیه استفاده کنند.

    وی ادامه داد: یک‌سری از خوانندگان نیز وجود دارند که خودشان اصلا در موضوع تولید دخالتی ندارند و تیم تولید، تهیه‌کننده، تنظیم‌کننده یا مدیربرنامه‌هایشان وظیفه جمع‌آوری آثار را بر عهده دارند که اکنون هم این اتفاق زیاد شده و معمولا تهیه‌کنندگان تصمیم‌گیرنده هستند.

    ثابت‌قدم افزود: در مجموع خوانندگان معروف آن‌قدر مشغله دارند که فرصت پاسخگویی، دیدن و خواندن اشعار را ندارند و به نظر من بهترین راه برای رساندن شعر و ترانه به خواننده‌ها، ارتباط با شرکت‌های موسیقی است، چون معمولا شرکت‌های موسیقی‌ای که فعالیت می‌کنند، ده‌ها خواننده مطرح و جوان‌تر و تازه کار در خود دارند که اگر آثار خوبی به آن‌ها ارائه شود، این همکاری راحت‌تر شکل می‌گیرد.

    وی ادامه داد: بهتر از شرکت‌ها نیز ارتباط با آهنگ‌سازها و تنظیم‌کنندگان است، چون آهنگ‌سازها همیشه تشنه شعر هستند تا بتوانند آهنگ جدید تولید کنند یا اینکه بر روی آهنگ‌هایشان شعر بگذارند و اگر ترانه‌سرایان آثارشان را برای آن‌ها بفرستند و کار خوبی به وجود بیاید، قطعا آن‌ها اثر را به خوانندگان پیشنهاد می‌دهند.

    این ترانه‌سرا ابراز عقیده کرد: امروزه تهیه‌کنندگان عجیبی در موسیقی وجود دارد که شهرت را به خواننده می‌دهند اما پول را خود دریافت می‌کنند. این مسئله واقعا دردناک است که خواننده‌های ما وقتی به شهرت می‌رسند و سوپراستار می‌شوند، پول در جیبشان نیست. در تمام دنیا بر اساس میزان بازدید و دانلود موزیک پول به حساب خواننده واریز می‌شود؛ اما در کشور ما این اتفاق نمی‌افتد و هنوز استفاده از این موضوع را نیاموخته‌ و راهکارش را نداریم. به نظرم‌ اگر حداقل شرایط مالی اهالی موسیقی مانند کشورهای آسیایی همسایه می‌شد، کارهای حرفه‌ای‌تر و بهتری هم تولید می‌شد.

    ثابت‌ قدم در ادامه عنوان کرد: امروز به ندرت در آثار تولید شده موسیقی می‌توان پروژه حرفه‌ای پیدا کرد که شاعر، تنظیم‌کننده، خواننده و عوامل تولید علاوه بر اینکه پولی که حقشان است را گرفته باشند، شان‌شان حفظ شده باشد و اثر تولید شده هم به خوبی پخش شده باشد.

    امروزه در بین ترانه‌سرایان سوپراستار وجود ندارد

    علی ثابت‌قدم با بیان اینکه در سال‌های اخیر شاعران خیلی بیشتر از گذشته به فراموشی سپرده شده‌اند، اظهار کرد: این امر به این دلیل است که کارها به سمت آثار ریتم‌محور رفت و ریتم موزیک اولویت اول؛ استایل خواندن خواننده اولویت دوم؛ ملودی اولویت سوم را داشت و در نهایت به شعر توجه می‌شد و شاعران و ترانه‌سرایان به فراموشی سپرده شده‌اند که البته این مسئله مقطعی بود و اکنون وضعیت بهتر است؛ اما روزگاری ترانه‌سرایان نیز سوپراستار بودند و افرادی مانند اردلان سرافزار، محمدعلی بهمنی و عبدالجبار کاکایی شهرت بسیاری داشتند.

    وی افزود: درسال‌های اخیر روزبه بمانی جزو معدود افرادی است که من واقعا شعرهایش را دوست دارم و در کارهایی که خوانندگان مختلف از اشعار و ترانه‌هایش خوانده‌اند، کمتر کاری دیده می‌شود که ضعف داشته باشد و معمولا از قدرتی نسبی برخوردار است. روزبه بمانی هم جزو نسل و دوره‌ای بود که به عنوان ترانه‌سرا سوپراستار شد.

    این ترانه‌سرا اضافه کرد: در روزگار کنونی یک سری افراد به اسم ترانه‌سرا شناخته می‌شوند که اصلا ترانه‌سرا نیستند و صرفا افرادی هستند که روی آهنگ یک چیزی نوشتند که پخش شده و شنیده شده؛ اما از نظر مبنا، وزن، قافیه و مفهوم دارای مشکل است و این افراد با شنیده شدن آن کار کاسبی راه انداخته‌اند و در این شرایط برخی دوستان که از ترانه‌سرایان موفق و از دوستان من هم هستند، کم‌کار می‌شوند.

    ثابت‌قدم در رابطه با اینکه حضور ترانه‌سرایان در نشست‌ها و جشنواره‌های ترانه چقدر می‌تواند در رشد آثار آن‌ها تاثیرگذار باشد، گفت: به نظر من برای یک شاعر و ترانه‌سرا ارتباط با اهالی موسیقی خروجی بهتری دارد تا اینکه در جشنواره‌ها و جلسات متعدد شرکت کند، البته آن‌ها هم بی‌تاثیر نیست و خیلی از استعدادها از این راه شناخته می‌شوند و برای افرادی که به تازگی شروع به فعالیت کرده‌اند و جوان هستند خیلی هم مناسب است؛ اما برای انجام فعالیت حرفه‌ای در حوزه ترانه و موسیقی اگر از من بپرسید که یک ترانه‌سرا بهتر است در جلسات ترانه شرکت کند یا در استدیو بنشیند قطعا می‌گویم که در استدیو بنشیند، چون کار او گره خورده به موسیقی است و تاثیر کارش زمانی دیده می‌شود که با اهالی موسیقی ارتباط خوبی داشته باشد.

    وی با بیان اینکه کارگاه‌های آموزشی شعر و ترانه می‌تواند تاثیر خوبی در جهت رشد و ارتقاء شعر و ترانه کشور داشته باشد، گفت: وظیفه هرکدام از شاعران برجسته این است که حداقل ۱۰ شاعر دیگر را پرورش دهند و به آن‌ها کمک کنند تا رشد کنند؛ اما باید بستر برای این آموزش و برگزاری کارگاه‌های آموزشی شعر و ترانه توسط شرکت‌های خصوصی موسیقی و ارگان‌های دولتی مربوطه فراهم شود تا اتفاق خوبی در این زمینه رقم بخورد.

    انتهای پیام

  • خلق زبان و تصویر نو، ویژگی شعر «رضا افضلی» بود

    خلق زبان و تصویر نو، ویژگی شعر «رضا افضلی» بود

    خلق زبان و تصویر نو، ویژگی شعر «رضا افضلی» بود
    خلق زبان و تصویر نو، ویژگی شعر «رضا افضلی» بود

    ایسنا/خراسان رضوی یک شاعر خراسانی گفت: دکتر افضلی از جمله افرادی بود که علاوه بر زبان نو در شعر تصاویر و مضامین شعری نو نیز داشت.

    جلیل فخرایی در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص فعالیت‌ها و آثار دکتر رضا افضلی، اظهار کرد: آقای افضلی شاعر، پژوهشگر و مترجم پیشکسوت مشهد بود که پژوهش‌های بسیاری در زمینه‌های مختلف درخصوص ادبیات عامه و به‌ویژه ادبیات عامه مشهد انجام داده‌اند، بسیاری از آثار ادبی ایشان در فضای مجازی مانند فیس‌بوک منتشر شده‌است؛ به طوری که با کمی جست‌وجو در این فضا تعداد زیادی از آثار ایشان یافت می‌شود.

    وی ادامه داد: دکتر افضلی جزء آن دسته شعرایی بود که آثار نوشتاری فراوانی داشت و در انواع گونه‌های شعری مانند شعر نو و کلاسیک تبحر و تخصص بسیار زیادی داشت؛ به طوری که کتاب‌های زیادی نیز نوشته‌ و هم‌چنین اشعار سایر شعرا را ترجمه کرده‌است. ایشان سال‌های زیادی پس از دکتر قهرمان، رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات بود و با بزرگان شعر و ادب مانند دکتر «شفیعی‌کدکنی» محشور بوده و مورد تأیید آن‌ها قرار می‌گرفت.

    این شاعر و روزنامه‌نگار خراسانی بیان کرد: ایشان در کنار شخصیت شعری و ادبی خود، دارای شخصیتی دانشگاهی و آکادمیک بود و استاد راهنمای تعداد زیادی از دانشجویان حتی در مقطع دکتری بود. به نظر من آثار تحقیقی ایشان مانند شناسنامه استاد قهرمان، پژوهش‌های ایشان و آثاری درخصوص ادبیات عامه در بین آثار ایشان از ماندگاری بیشتری برخوردار بوده و آثاری بلند و والا هستند. هم‌اکنون تعدادی از آثار شعری، پژوهشی و ترجمه دکتر افضلی که قبل از انقلاب نگارش شده‌اند نیز هم‌چنان موجود است و با جست‌وجو در اینترنت تعداد زیادی از آن‌ها در دسترس خواهندبود.

    فخرایی خاطرنشان کرد: مشهد و استان خراسان دارای شخصیت‌های ادبی بزرگی است؛ اما گاهی حتی شاعران مشهدی و هم‌شهری در خصوص هنرمندان کم‌لطفی می‌کنند. با وجود این که دکتر افضلی آثار بسیار خوبی در بخش‌های شعری، پژوهشی و ترجمه داشتند اما گاهی اختلاف سلیقه باعث بغض و کینه‌هایی در رابطه با ایشان می‌شد.

    وی افزود: آقای افضلی مردی بسیار متین، آرام و متبسم بود و هیچ اتفاق بیرونی باعث عصبانیت او نمی‌شد. به طوری که همه تنش‌های ایجادشده در جلسات زمانی که به  دکتر افضلی می‌رسید، پایان می‌یافت. در واقع مانند کوهی از آب بود که همه موج‌ها و ارتعاش‌ها را در خود خنثی و هضم می‌کرد و فردی بود که به تمام اتفاقات خوب و بد لبخند می‌زد.

    این شاعر تشریح کرد: سبک شعری آقای افضلی، نوگرایی بود. ایشان با علم و اشراف به ادبیات قدیم، نگاهی نو و تفکری نو در شعر داشت. ما در شعر معاصر با افراد زیادی برخورد می‌کنیم که شاعر با زبانی نو شعر می‌سراید اما تصاویر و مضامین آن کهنه است و یا حتی برعکس آن به طوری که زبان شعر کهنه است ولی تصاویر و مضامین آن نو بیان شده‌است. دکتر افضلی از جمله افرادی بود که علاوه بر زبان نو در شعر تصاویر و مضامین شعری نو داشت.

    فخرایی تصریح کرد: این روش بیانگر اشراف زیاد ایشان بر ادبیات جهان به خصوص شعر اروپا و عرب است، دکتر افضلی مسئول انجمن فرهنگی کافه داش آقا بود؛ داش اقا قهوه‌خانه‌ای برای تجمع فرهنگیان ناراضی در زمان شاه بوده‌است. این قهوه‌خانه اوایل انقلاب با فوت شخص داش آقا تعطیل شده و سال‌ها بعد در دهه ۹۰ افرادی که در آن جلسات حضور داشتند در محل دیگری گردهم آمده و جلسه انجمن داش آقا را برگزار می‌کنند.

    وی افزود: من فکر می‌کنم استان خراسان رضوی ظرفیت‌های بسیار زیادی در رابطه با شعر دارد و لازم است شاعران خراسانی یکدیگر را دریابند و بایکدیگر مهربانانه رفتار کنند و هم‌زیستی مهربانانه داشته‌ باشند، به طوری که از یکدیگر حمایت کرده و شأن یکدیگر را بالا ببرند. در حالی که در سایر شهرها مانند تهران این‌گونه است و شعرای آن شهر و انجمن شأن یکدیگر را حفظ کرده و بالا می‌برند.

    این شاعر اضافه کرد: چنین مسائلی باعث می‌شود که هنر در خراسان رشد نکند به صورتی که مشهد و خراسان تبدیل به خاکی هنرگریز شود. در حال حاضر تعدادی از هنرمندان خراسانی در تهران زندگی می‌کنند؛ یکی از دلایل این اتفاق شاید عدم وجود این‌گونه رفتارها باشد. اخوان ثالث زمانی شهرت یافت و مطرح شد که به تهران رفت؛ در حالی که در مقایسه با زمانی که در مشهد حضور داشت تغییری نداشته و فردی با همان شخصیت و هنر بود.

    انتهای پیام

  • «رضا افضلی»؛ شاعری مردمی که شعر نو می‌سرود

    «رضا افضلی»؛ شاعری مردمی که شعر نو می‌سرود

    «رضا افضلی»؛ شاعری مردمی که شعر نو می‌سرود

    «رضا افضلی»؛ شاعری مردمی که شعر نو می‌سرود
    «رضا افضلی»؛ شاعری مردمی که شعر نو می‌سرود

    ایسنا/خراسان رضوی محمد نیک گفت: دکتر «رضا افضلی» یکی از شاعران پیشکسوت نوگرا و سپیدگرا بود و شخصیتی انسان‌دوست، مؤدب و محجوب داشت.

    یک شاعر پیشکسوت خراسانی در گفت‌وگو با ایسنا درخصوص شخصیت شعری و شاعری استاد «رضا افضلی»، شاعر پیشکسوت خراسانی اظهار کرد: ایشان از پیشکسوتان و شاعران قابل احترام مشهد بودند و بیشتر شعرهای ایشان در زمینه اجتماعی و مردمی و با سبک نوگرایی و سپیدگرایی است. ایشان از دوران جوانی، همکار، هم‌اتاق و یکی از دوستان نزدیک استاد محمد قهرمان بوده‌اند؛ به طوری که در یکی از اتاق‌های کتابخانه دانشگاه با یکدیگر کار می‌کردند.

    وی ادامه داد: جلساتی در روزهای جمعه با حضور پیشکسوتانی مانند استاد قهرمان، استاد صاحبکار، استاد کمال، استاد باقرزاده، استاد لطفی و … در خانه استاد فرخ تشکیل می‌شد و ما از شعرخوانی این اساتید لذت برده و استفاده می‌کردیم؛ استاد فرخ وصیت کرده‌بودند که کسی در خانه ایشان شعر نو و سپید نخواند و استاد افضلی تنها کسی بودند که از این قاعده مستثنا بوده و اجازه خواندن اشعار سپید خود در این جلسات را داشتند. این اشعار سپید سروده‌شده توسط استاد افضلی بسیار روان بوده و مورد استقبال قرار می‌گرفت.

    این راوی شعر خراسان بیان کرد: دکتر افضلی اخیراً از دانشگاه بازنشست شده‌بودند و خانواده ایشان خارج از کشور زندگی می‌کردند. به دلیل ناراحتی قلبی‌ای که داشتند؛ حدود یک یا دو سال قبل عمل قلب باز انجام دادند اما به طور کلی حال عمومی خوبی داشتند.

    نیک افزود: دکتر افضلی پس از فوت استاد قهرمان، یادنامه‌ای درخصوص ایشان نوشتند که در آن بسیاری از ویژگی‌ها و مشخصات استاد قهرمان گفته‌شده‌است. هیچ فردی به اندازه دکتر افضلی به استاد قهرمان نزدیک نبوده‌است و به نظر من این اثر یکی از آثار ماندگار آقای افضلی است که مضمونی در ارتباط با دکتر قهرمان داشته و خط و ربط مضامین آن مربوط به خودشان است.

    این شاعر پیشکسوت خراسانی خاطرنشان کرد: دکتر افضلی در فضای مجازی فعالیت زیادی داشتند؛ به طوری که با وجود آن که در خارج از کشور بودند، روزی یک یا دو شعر در غربت و کشور خارج سروده و در فضای مجازی منتشر می‌کردند. به این شکل حضور ایشان درشهر مشهد کاملاً حس می‌شد.

    وی تشریح کرد: دکتر افضلی تحصیلات آکادمیک داشته و شخصیتی دانشگاهی بوده‌اند به طوری که دکتری دانشگاهی داشته و به معلمی و استادی مشغول بوده‌اند. ایشان در کنار اشعار سپید خود، اشعار کلاسیک نیز سروده‌اند اما به نوسرایی رغبت بیشتری داشتند. ایشان شخصیتی انسان‌دوست، مؤدب و محجوب بودند و فوت ایشان ضایعه سنگینی برای جامعه ادبی و هنری خواهدبود.

    این راوی شعر خراسان عنوان کرد: ما روز پنجشنبه در تلاش بودیم که ایشان را در مقبره‌الشعرای شهر توس دفن کنیم. اما اخیراً شهرداری و میراث فرهنگی با هماهنگی یک‌دیگر به نوسازی این منطقه پرداخته و تصمیم دارند از دفن افراد در این قسمت جلوگیری کنند؛ تا از فضا و حالت قبرستان‌گونه خارج شود. به این ترتیب ما تلاش کردیم تا بتوانیم دکتر افضلی را که یکی از استثنائات هستند در این مکان دفن کنیم.

    نیک اضافه کرد: حدود دو سال پیش طرح و برنامه‌ای با عنوان «دیدار ماه» به اداره ارشاد اسلامی پیشنهاد کردیم. این برنامه به این صورت بود که در هر ماه به دیدار یکی از پیشکسوتان می‌رفتیم. این عنوان به دو دلیل برای این برنامه انتخاب شده‌است. یکی از این دلایل، تشابه و همانندی این افراد به ماه است و دیگری این که در هر ماه یک دیدار صورت می‌گیرد.

    وی تصریح کرد: در این طرح ما همراه نماینده مردم مشهد و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس به دیدار آقایان برزگر، افضلی، شفق و … رفتیم. این دیدار علاوه بر این که دلجویی و احوال‌پرسی از شعرای پیشکسوت و قدیمی بود؛ باعث دلگرمی آن‌ها نیز بود به گونه‌ای که فکر نکنند فراموش شده‌اند. این برنامه اگر ادامه پیدا کند؛ به نظر من برنامه‌ای خوب و دلگرم‌کننده خواهدبود.

    این شاعر پیشکسوت خراسانی اظهار کرد: به این ترتیب لازم است مسئولان شورای شهر مشهد، مسئولان فرهنگی شهرداری و به ویژه صدا و سیما، به مفاخر ادبی هنری مشهد توجه بیشتری داشته‌باشند. جامعه ادبی و جامعه هنری از مسئولان انتظار دارند که به پیشکسوتان، هنرمندان و مفاخر اهمیت داده و نام و یادشان را زنده نگه‌دارند.

    انتهای پیام

  • روایت یک دیدار عاشقانه / کارت عروسی‌ای که به دست آقا رسید

    روایت یک دیدار عاشقانه / کارت عروسی‌ای که به دست آقا رسید

    به گزارش خبرگزاری رسا، «دوشنبه به‌همراه کارت ملی در حوزه هنری تهران حضور داشته باشید.»

    این متن یک پیام بود، یک پیام بین صدها پیام ارسال‌شده به گوشی من. اما یک پیام عادی نبود. اهالی شعر خوب می‌دانند دریافت چنین پیامی در نیمه‌های ماه مبارک رمضان چه معنایی دارد. چندین‌بار پیام را خواندم. به خودم گفتم: «خیلی خوشحال نباش، شاید اشتباه شده باشد.» هنوز در کشاکش شک و یقین بودم که تماس تلفنی از طرف حوزه هنری تمام تردیدهایم را از بین برد. آری درست بود، من برای حضور در جلسه دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی دعوت شده بودم.

    لحظه عجیبی بود؛خوشحالی همراه با اضطراب. ابتدا موضوع را به همسرم گفتم و قرار شد یک کتاب به‌عنوان هدیه برای آقا ببرم. هدیه را به همسرم نشان دادم، او نیز تایید کرد که با توجه به علاقه رهبری به مطالعه و پژوهش هدیه مناسبی است. دیگر باید وسایلم را جمع می‌کردم و برای سفر به تهران آماده می‌شدم. همسرم با وجود تمام مشغله‌ای که آن روزها داشت، آمد و با حوصله در بستن کوله‌ام کمکم کرد، چراکه آن روزها نزدیک مراسم عروسی‌مان بود و درحال انجام تدارکات و برنامه‌ریزی‌های مراسم بودیم. حین جمع کردن وسایل با همسرم درباره مراسم صحبت می‌کردیم و قرار شد بعد از برگشتن من، فهرستی از میهمان‌ها تهیه کنیم و براساس آن کارت‌های دعوت را پشت‌نویسی کنیم.

    وقتی صحبت از کارت عروسی شد ناگهان تصمیم و آرزوی همیشگی‌ام یادم آمد و عجیب مرا به فکر فرو برد. حتما می‌پرسید کدام تصمیم؟ همان تصمیمی که همیشه برای عروسی از ذهنم می‌گذشت، یعنی پست کردن کارت دعوت عروسی به بیت مقام‌معظم‌رهبری. اما حالا شرایط فرق کرده بود، من خودم راهی بیت بودم. بله، نیازی به پست کردن نبود. می‌توانستم خودم کارت دعوت را به دست رهبر بدهم.ذوقی عجیب وجودم را فرا گرفته بود. ایستادم و شروع به راه رفتن کردم، نمی‌دانستم چه کار باید بکنم. از شدت اشتیاق دست و پایم را گم کرده بودم. تصمیم گرفتم فعلا به همسرم چیزی نگویم. از این می‌ترسیدم اگر او را در جریان قرار بدهم و بعد نتوانم کارت را به دست رهبر برسانم، دلش بدجور بشکند. پس دور از چشمش یک کارت دعوت برداشتم و پشتش نوشتم: «بااحترام، خدمت رهبر عزیزم جناب سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای»

    کارت را گذاشتم لای کتابی که قرار بود هدیه بدهم. عصر روز بعد تهران بودم. وارد محوطه حوزه هنری شدم. ابتدا مدارک شناسایی را نشان دادم و کارت میهمان را تحویل گرفتم. بعد هدیه‌ام را به‌همراه کارت دعوت عروسی برای بازرسی به مسئول مربوطه دادم. گفتند هدایا بعد از ورود به بیت به شما تحویل داده می‌شود.

    به محوطه برگشتم و با دوستانم که آنها هم برای دیدار دعوت شده بودند، مشغول صحبت شدم. حرف‌های دوستانم را می‌شنیدم ولی تمام حواسم روی تقدیم کارت دعوت متمرکز بود. اینکه چه بگویم یا اینکه نکند حرف نامربوطی بزنم. غرق در این افکار بودم که دوستم صدایم زد و گفت: «بیا! اتوبوس‌ها آمدند.» سوار شدیم.چشمانم خیره به ساختمان‌ها و خیابان‌ها بود ولی هیچ‌کدام‌شان را نمی‌دیدم.مدام تصوراتم ازلحظه صحبت من با آقا جلوی چشمانم می‌آمد و جملاتی را که بایدمی‌گفتم، در ذهن مرور می‌کردم.

    پیاده شدیم و بعد از کمی انتظار و بازرسی بدنی وارد محوطه بیت شدیم

    لحظه‌به‌لحظه بر اضطراب و اشتیاق من افزوده می‌شد. بسته هدایا را آوردند، با ذوق تمام به‌سمتش رفتم و شروع به جست‌وجو کردم، ولی هرچه گشتم، هدیه‌ام را پیدا نکردم. خبری از کتابم نبود. یعنی گم شده بود؟ داشتم کم‌کم نگران می‌شدم که دیدم قسمت دوم هدایا را نیز آوردند و خوشبختانه هدیه‌ام را پیدا کردم.
    منتظر شدیم. کمی بعد صندلی آقا را آوردند و در محل خودش قرار دادند. این یعنی ورود آقا نزدیک است. نگاه‌ها خیره به‌سمت در ورودی محوطه بود. انتظار و اشتیاق به‌راحتی در چشمان میهمان‌ها دیده می‌شد.

    آقا آمدند. همه به احترام‌شان بلند شدیم. آهسته به‌سمت ما آمدند و روی صندلی نشستند. ما صف کشیدیم تا به‌نوبت جلو برویم. آقا سعی می‌کردند مختصر صحبت کنند و بیشتر حرف میهمان را بشنوند تا نوبت به افراد بیشتری برسد. حالا دیگر فقط دو نفر جلوتر از من بودند. من همچنان داشتم جملاتی را که قرار است بگویم در ذهن مرور می‌کردم.

    فقط یک نفر مانده بود. من کمی جلوتر رفتم که بلافاصله بعد از تمام شدن صحبتش روبه‌روی آقا بنشینم و هدیه‌ام را تقدیم کنم. تلاش کردم تا حدامکان نزدیک باشم تا به‌خاطر ازدحام جمعیت نوبتم را از دست ندهم. نفر جلویی من صحبتش تمام شد و برخاست.من کمی به‌جلو خم شدم تا زودتر روبه‌روی آقا قرار بگیرم ولی درهمین لحظه یکی از همراهان رهبری به ایشان گفتند:«آقا اگر اجازه بدهید چند خانم هم جلو بیایند.» آقا پذیرفتند. من دیگر مطمئن شدم که با این فشار جمعیت حتما یک نفر دیگر جلوی من قرار خواهد گرفت. نمی‌دانستم می‌توانم همین جلو بمانم تا صحبت آقا با خانم‌ها تمام شود یا نه. در همین فکر بودم که دیدم آقا که درحال گوش دادن به صحبت‌های آن خانم بودند، دست‌شان را سمت من آوردند و کتابم را گرفتند و روی زانویشان گذاشتند.

    سپس دستم را گرفتند و نگه داشتند تا صحبت آن خانم تمام شود. گویا آقا متوجه نگرانی من شده بودند، می‌خواستند با گرفتن دستم بگویند: «حواسم هست که نوبت توست، نگران نباش.» حالا خیالم راحت شده بود که نفر بعدی من خواهم بود. دوست نداشتم آقا دستم را رها کنند. دیگر نوبت من رسیده بود.رودررو و زانو به زانوی رهبر انقلاب نشسته بودم.باید حرف می‌زدم ولی تمام جملاتم از ذهنم پاک شده بود. هیچ‌چیز یادم نمی‌آمد.آقا متوجه اضطرابم شدند و پرسیدند: «کتاب داستان است؟» من که یخم آب شده بود، جواب دادم: «آقا پژوهشی است درباره پیشینه داستان کوتاه در گیلان.» کمی درمورد کتاب برایشان توضیح دادم. ایشان مشتاقانه گوش می‌دادند و سوالاتی هم درباره کتاب پرسیدند.

    توضیحاتم که تمام شد، آقا لبخندی به‌معنای خداحافظی به من زدند ولی نه،من هنوز چیزی از کارت عروسی نگفته بودم.اگر نمی‌گفتم حسرتش برای همیشه در دلم می‌ماند. خجالت را کنار گذاشتم، با تمام سرعتی که می‌توانستم این کلمات را قطار کردم و گفتم: «آقا آخر ماه عروسی‌ام است. کارت دعوتم را هم به شما داده‌ام.» آقا بعد از تبریک به‌شوخی گفتند: «می‌فرمایید بیایم یعنی؟!» اطرافیان خندیدند و من باذوق گفتم: «افتخار می‌دهید آقا.» از صف خارج شدم. در تمام مدت حضورم در بیت از سفره افطار گرفته تا زمان شعرخوانی‌ها مدام به یاد صحبت‌هایم با آقا بودم. احساس می‌کردم خواب بودم.

    فردای آن روز در راه برگشت، همسرم که فیلم دیدار را از تلویزیون دیده بود و تازه از ماجرای کارت باخبر شده بود، با من تماس گرفت. هنوز یادم نمی‌رود با چه ذوقی از من خواست تا داستان را برایش تعریف کنم.

    چندروز بعد از مراسم عروسی، یک بسته پستی به دستم رسید که در قسمت فرستنده نوشته شده بود: «دفتر مقام معظم رهبری». بله، آقا به تبریک گفتن ساده بسنده نکرده بودند و با ارسال هدیه‌ای شادی وصلت ما را دوچندان کرده بودند. از آن روز به‌بعد هربار چشمم به هدایای رهبر می‌افتد، خدا را شکر می‌کنم و از خود می‌پرسم در کدام کشور دنیا ارتباط بین مردم عادی با شخص اول مملکت تا این اندازه صمیمانه است.

    ۲۳۲۳

    منبع : خبرآنلاین

  • زیباترین اشعار از نویسندگان محبوب قرن ۲۱ که همین حالا باید آنها را خواند

    زیباترین اشعار از نویسندگان محبوب قرن ۲۱ که همین حالا باید آنها را خواند

    به همین دلیل شاعران ایرانی از شاعرانی همچمون حافظ، سعدی و مولانا که شاعران سنتی ایرانی هستند رفته تا  شاعران معاصری همچون احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج، فریدون مشیری و …  همگی اشعاری زیبا در وصف عشق و زندگی و دلدادگی دارند، در این مطلب همراه ما باشید تا گزیده ای از اشعار زیبای شاعران ایرانی را با هم بخوانیم.

    احمد شاملو

    احمد شاملو از شاعران سبک نیمایی است که آثار جسورانه و شعرهای فارغ از وزن او تحسین بسیاری از شاعران را برانگیخته و البته منتقادان بسیاری را نیز به مخالفت واداشته است.

    شفیعی کدکنی در مورد سبک شعری شاملو می گوید: (شاملو، هم به دلیل جایگاه بلندی که در شعر معاصر فارسی دارد و هم به دلیل شجاعتی که در شکستن عرف و عادت‌های کهنه از خود نشان داده است و از همه بیش‌تر به دلیل طول دوره شاعری و تغییرپذیری‌های گوناگونش در حوزه سلیقه شعری و سیاسی، بهترین کسی است که هنرش تأثیرپذیری از شعر فرنگی را روشن‌تر از دیگران آینگی می‌کند.

    اگر شعر امروز فارسی می‌تواند در کنار شعرهای رایج در ادبیات معاصر جهان از حضور خود شرمگین نباشد، به برکت تأثیرپذیری‌های خلاق نسل شاملو و شخص شاملو از شعر فرنگی است. شاملو خود نسبت به چنین امری، با دو چشم‌انداز متفاوت همیشه برخورد داشت: از یک سوی می‌پذیرفت که تغییراتی که نمونه‌های شعرش در طول زندگی هنری نسبتا طولانی او پذیرفته است، حاصل همین تأثیرپذیری و آشنایی است و از سوی دیگر به هرجای شعرش که دست می‌گذاشتید و می‌گفتید این‌جا یادآور مایاکوفسکی است و این‌جا یادآور الوار یا آراگون یا لورکاست، سخت برآشفته می‌شد و انکار می‌کرد). در اینجا می‌توانید درباره احمد شاملو و زندگینامه او بیشتر بخوانید.

    آثار و کتاب ها: مجموعه باغ آینه، مجموعه لحظه ها و همیشه، ابراهیم در آتش، آیدا در آینه، آیدا، درخت، خنجر

    نمونه شعر

    و حسرتی

    نه

    این برف را دیگر

    سر بازایستادن نیست،

    برفی که بر ابرو و موی ما می‌نشیند

    تا در آستانه آیینه چنان در خویش نظر کنیم

    که به وحشت

    از بلند فریادوار گُداری

    به اعماق مغاک

    نظر بردوزی

    **************************************

    کار دیگری نداریم

    من و خورشید

    برای دوست داشتنت بیدار می‌شویم

    هر صبح

    اشک رازیست
    لبخند رازیست
    عشق رازیست

    اشک آن شب لبخند عشقم بود
    قصه نیستم که بگویی
    نغمه نیستم که بخوانی
    صدا نیستم که بشنوی
    یا چیزی چنان که ببینی
    یا چیزی چنان که بدانی…

    من درد مشترکم
    مرا فریاد کن

    فریدون مشیری

    زیباترین اشعار از نویسندگان محبوب قرن 21 که همین حالا باید آنها را خواند
    زیباترین اشعار از نویسندگان محبوب قرن ۲۱ که همین حالا باید آنها را خواند

    فریدون مشیری شاعر معاصر ایرانی که به تعبیر یکی از تحلیلگران آثارش شاعری است نازک اندیش، لطیف‌الطبع، روحی دارد سخت لطیف که حتّی نمی‌تواند در برابر پژمرده‌شدن یک شاخه گل، بی‌تفاوت‌باشد. رخسار رنجور کودکی بیمار، دلش را سخت آزرده‌می‌سازد. حتّی پرنده نغمه‌خوان را نمی‌تواند محبوس و محصور ببیند و خیلی از این صحنه‌ها و تصاویر این گونه او را غصه‌دار می‌سازد ، از محبوب ترین شاعران معاصر ایران است که شعر کوچه اش با مطلع بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم یکی از محبوب‌ترین شعرهای عاشقانه ادبیات ایرانی است.

    آثار و کتاب ها: تشنه طوفان، گناه دریا، نایافته،ابر، ابر و کوچه، بهار را باور کن، پرواز با خورشید، از خاموشی، مروارید مهر، سه دفتر، از دیار آشتی، لحظ ها و احساس، آواز آن پرنده غمگین،تا صبح تابناک اهورایی

    نمونه شعر

    من اینجا ریشه در خاکم
    من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
    من اینجا تا نفس باقیست می مانم
    من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
    امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
    من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
    من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
    گل بر می افشانم
    من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
    سرود فتح می خوانم
    و می دانم
    تو روزی باز خواهی گشت

    درد بی درمان شنیدی؟

    حال من یعنی همین!

    بی تو بودن، درد دارد!

    می زند من را زمین

    می زند بی تو مرا،

    این خاطراتت روز و شب

    درد پیگیر من است،

    صعب العلاج یعنی همین!

    رهی معیری

    محمد حسین معیری معروف به رهی معیری تو متخلص به حق گو، غزل سرا و تصنیف سرای معاصر ایرانی در سال ۱۲۸۸ چشم به جهان گشود. در دوران نوجوانی با سرودن اولی رباعی خود، استعداد خود را نمایان ساخت. در جوانی به عنوان یکی از موثرترین اعضای انجمن ادبی نظامی و انجمن ادبی فرهنگستان با انتشار شعرهای سیاسی، اجتماعی و فکاهی(طنزی) در روزنامه ها و مجله های ادبی، مورد توجه ادب دوستان قرار گرفت.

    رهی معیری پس از چندی با پیوستن به انجمن موسیقی ایران، توانایی خود را در ساختن تصنیف های زیبایی همچون خزان عشق، نوای نی، به کنارم بنشین، کاروان و … به کار برد. این ترانه سرای نامی به دلیل سرودن شعرهایی ارزشمند در ترکیه، افغانستان و شوروی بسیار معروف شد و به دعوت آنان، به این کشورها سفر کرد و در انجمن های شعر و ادبیات آنان حاضر شد. برخی رهی معیری را سعدی دوران معاصر نامیده اند چرا که بسیار ساده شعر می سرود و در عین حال از تشبیه هایی مشابه سعدی در اشعار خود بهره می برد. برای آشنایی بیشتر با انواع سبک‌ها در شعر فارسی می‌توانید به این مطلب رجوع کنید.

    آثار و کتاب ها: مجموعه اشعار به نام سایه عمر ، آزاده ، گل های جاویدان

    نمونه شعر

    وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو؟

    ناله مستانه دلهای غم پرورد کو؟

    ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست

    باد مشکین دم که بوی عشق می آورد کو؟

    در بیابان جنون سرگشته ام چون گرد باد

    همرهی باید مرا مجنون صحرا گرد کو؟

    بعد مرگم می کشان گویند درمیخانه ها

    آن سیه مستی که خم ها را تهی می کرد کو؟

    پبش امواج خوادث پایداری سهل نیست

    مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟

    دردمندان را دلی چون شمع می باید رهی

    گرنه ای بی درد اشک گرم و آه سرد کو؟

    مرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه چشم جهان خفته، عاشق خون گرید
    کی داند هر دل کو را، سوز محبت نیست، اشک محبت نیست
    گریه ز دل خیزد، بی دل چون گرید؟
    شب تاری به بیداری، مرغ شب آهنگم
    کند با شب حکایتها آه دل تنگم

     وای وای وای

    از شبهای سیاه من
    جز شب کیست؟
    در عشق تو، گواه من
    جفا کردی وفا کردم
    ستم راندی دعا کردم
    برو برو یارا از دل ما را، که بدخو یاری «کینه عاشق در دل داری »
    مرغ شب می نالد، تا به سحرگه با من، آتشم زند به خرمن
    گردش عالم گر نکند طی شام غم را آه رهی آخر سوزد عالم را

    ۲۱۲۱

    منبع : خبرآنلاین

  • سه‌گانه اخوان‌ثالث، خیام و فردوسی در منطقه ۱ مشهد

    سه‌گانه اخوان‌ثالث، خیام و فردوسی در منطقه ۱ مشهد

    به گزارش  خبرآنلاین و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی شورای اسلامی شهر مشهدمقدس، احسان اصولی در گفتگو با خبرنگار ما با بیان اینکه طبق مصوبه شورای شهر، شهرداری مشهد مکلف شده بود تا ظرف مدت یکماه نسبت به طرح موضوع نامگذاری یکی از خیابان های شهر به نام استاد «مهدی اخوان ثالث» اقدام و لایحه آن را ظرف مدت یکماه برای تصویب به شورای شهر ارسال نماید، اظهارکرد: پیرو این مصوبه، پیشنهاداتی با مشورت اساتید دانشگاه، نخبگان، صاحبنظران شهری، مشهدشناسان و افراد نزدیک به این شاعر وارسته اخذ شد.
    وی افزود: طبق نظرسنجی های مردمی در مورد این پیشنهادات واصله، شهروندان تمایلی به تغییر نام برخی معابر نداشتند و به همین دلیل و به خاطر عدم موافقت اهالی، برخی پیشنهادات از لیست حذف گردید.

    وی افزود: در نهایت مقرر شد حدفاصل میدان جانباز و بلوار سجاد به نام شاعر و فرهیخته مشهدی، «مهدی اخوان ثالث» نامگذاری شود.

    اصولی در ادامه به تشریح دلایل موافقت کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورا با این پیشنهاد شهرداری پرداخت و گفت: خیابان مدنظر در مجاورت دو مرکز بزرگ تجاری مشهد و هتل هما قرار گرفته و از سوی دیگر همجواری با خیابان های فردوسی و خیام، تجانس و نزدیکی اسمی خاصی را ایجاد خواهد کرد.

    وی خاطرنشان کرد: اقدامات اجرایی این نامگذاری پس از تصویب در جلسه علنی شورا و تایید فرمانداری مشهد آغاز خواهد شد.

    رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر مشهد با بیان اینکه مزین شدن معابر شهری به نام شخصیت های ادبی، علمی، ورزشی، فرهنگی مورد احترام مردم و … موجب تقویت هویت و داشته های فرهنگی شهروندان و به ویژه نسل جوان می‌شود، گفت: مهمترین حوزه در این نامگذاری‌ها، حوزه ایثار و شهادت است که در راه صیانت و دفاع از نظام و کشور جان شیرین خود را فدا کرده‌اند؛ از سوی دیگر این نامگذاری‌ها، احساس تعلق و وابستگی به شهر را نیز فزونی می‌بخشد.

    اصولی در پایان گفت: مدیریت شهری مشهد با همکاری نهادهای مربوطه درحال احصا اسامی مفاخر و بزرگان شهر است که از این مجموعه برای نامگذاری معابر و خیابانهای شهر استفاده شود؛ این فهرست در حال تکمیل است و پس از نهایی شدن، به جلسه علنی شورا آورده خواهد شد.

    منبع : خبر آنلاین