برچسب: سینمای جهان

  • کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

    کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

    کارگردانی که «رنج و افتخار» خود را فیلم کرد/ تکه‌هایی از «زندگی»

     

     

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: شاید این علت بسیار جسارت‌برانگیز باشد اما «رنج و افتخار» ساخته پدرو آلمودوار یکی از بهترین آثار اوست. یک دهه، بعد از «وولور» حالا شاهد فیلمی منسجم و دارای ارزش‌های زیبایی شناختی از او هستیم.

    سینمای آلمودوار شاید سینمای مورد توجه عموم مخاطبان نباشد اما موضوعاتی که او در قالب آثارش برای ما نمایش می‌دهد، تکه‌ای از زندگی است که شاید کمتر مورد توجه مردم عادی باشد. تکه‌ای عاشقانه و در عین حال ساده از زندگی همانطور که کارگردان مولفی چون تورناتوره در سینمای ایتالیا چنین موضوعاتی را مورد تأکید خود قرار می‌دهد؛ ساده، عمیق و بی‌آلایش.

    اما تفاوت‌های زیادی میان آلموودوار و تورناتوره وجود دارد. آلموودوار لهجه و نگاهی اسپانیایی دارد، چون خودش اسپانیایی است، اتمسفر معاصر این کشور و حتی شکل ارتباطات را به نمایش می‌گذارد و به خوبی می‌داند که تجربه زیستی‌اش در این زمینه او را منحصر به فرد کرده است. تجربه زیستی در اسپانیای معاصر که البته آن را نمی‌توان با اسپانیای دهه‌های گذشته پیوند نداد.

    به هرحال «رنج و افتخار» فیلم تازه آلمودوار است، کارگردانی که اهالی جشنواره کن دوستش دارند، جوایز زیادی به او داده‌اند و آنتونیو باندراس هم برای همین اثر، یعنی «رنج و افتخار»، جایزه بهترین بازیگر این فستیوال را در سالی که گذراندیم از آن خود کرد.

    چرا خوب – چرا بد؟

    «رنج و افتخار» را می‌توان یک داستانگویی بی‌آلایش و بدون خرده داستان‌های اضافه دانست. داستانی که میان گذشته و امروز یک کارگردان، که آن را می‌توان خود آلمودوار دانست، پیوندی درست و بجا برقرار می‌کند و دقیقاً نام اثر را در اتمسفر فیلم گسترش می‌دهد؛ رنج کشیدن کارگردانی که در حال مرگ است.

    او دوره پایانی زندگی‌اش را می‌گذراند و می‌داند که دیگر تمام است. اما افتخارش همین زندگی است که نصیبش شده، زندگی که داشته و به همین خاطر فیلم به گذشته سرک می‌کشد، گذشته‌ای که در واقع خود یک فیلم و اثر هنری است؛ چنانچه در پایان نیز متوجه ساختگی بودن آن می‌شویم.

    بازی باندراس در بهترین کیفیت خود قرار دارد. یک شخصیت‌پردازی درست و یک بازی بجا بدون کلیشه‌های پیشین و خارج از عادت. باندراس هرگز اینچنین درونگرایانه بازی را ارائه نداده بود و باید اعتراف کرد که همین ویژگی جایزه کن را برای او به ارمغان آورده است.

    در این میان شاید رک‌گویی و جسارت آلمودوار در عواطف و ارتباطات، برخی را آزرده خاطر کند، اما باید گفت پیوند فرهنگ معاصر و گذشته اسپانیا چنین برانگیختگی‌ای را می‌طلبد، چنانچه این فرهنگ در قرار پیشین با لورکا و شخصیت‌ها و اعمال افسار گسیخته‌شان شناخته می‌شود. شخصیت‌ها، رنگ‌ها، اتمسفر و رفتار آن‌ها در اثر آلموودوار نیز اینچنین است و این یک خصیصه فرهنگی / رفتاری است که وارد فیلم شده است.

    «رنج و افتخار» را البته با فاصله می‌توان یکی از عادی‌ترین داستانگویی‌های آلموودوار در سینما به حساب آورد، به خصوص هنگامی که آن را با «پوستی که درون آن زندگی می‌کنیم» به مقایسه در آوریم.

    بهترین سکانس؛ یک فاصله‌گذاری هوشمندانه

    سکانس پایانی شاید بهترین باشد. سکانسی که چند بار در فیلم تکرار می‌شود بدون اینکه بدانیم نوستالژی سالوادور از زندگی زاغه‌نشینی با پدر و مادرش، یک خاطره نیست، بلکه صحنه‌ای ست از فیلمی که خود او دارد می‌سازد. مادرش با بازی پنه لوپه کروز از جایش بر می‌خیزد و پسرش را نگاه می‌کند، می‌خندد، دوربین عقب می‌کشد و در لانگ شات بوم من (نگه دارنده بوم صدابرداری) دیده می‌شود و متوجه می‌شویم که تمامی فصول گذشته فیلمی بوده که سالوادور از زندگی خود ساخته است.

    این فاصله‌گذاری هوشمندانه، معمای آن چیزی که در ذهن سالوادور می‌گذشته را نشانمان می‌دهد و افشا می‌کند؛ سالوادور در واقع فیلم خودش را می‌سازد. همانند آلمودوار که گویی تجربه زیستی‌اش را جلوی دوربین آورده است.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    حتما فیلم‌های قبلی آلمودوار همانند «وولور» و یا «با او سخن بگو» پیشنهاد می‌شود و در کنار این فیلم‌ها از این فیلمساز می‌توان به فیلم‌های تورناتوره چون «باریا» و «سینما پارادیزو» نیز اشاره کرد که می‌توانید از نگاه بگذرانید.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    بیش از هر نگرش دیگری تمرکز «رنج و افتخار» بر روی فرهنگ زیستی اسپانیا در طول قرن پرحادثه‌ای که گذرانده و در واقع تمرکز بیشتر روی رفتارشناسی مردم آن می‌تواند مورد مطالعه قرار بگیرد.

  • پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد
    پلاسیدو دومینگو خواننده مشهور اپرا بستری شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، پلاسیدو دومینگو خواننده اپرا به دلیل ویروس کرونا در بیمارستانی در آکاپولکوی مکزیک بستری شد. سخنگوی وی گفته است او در حال بهتر شدن است و بدنش دارد به معالجات پاسخ می‌دهد.

    ۲۲ مارس اعلام شده بود این خواننده ۷۹ ساله به کرونا مبتلا شده است. او در صفحه فیس‌بوکش اعلام کرده بود که تست کرونایش مثبت شده است.

    وی از مردم خواسته بود بسیار محتاط باشند و به راهنمایی‌های اساسی برای شستن دست به دفعات توجه و فاصله فیزیکی با دیگران را رعایت کنند تا بتوانند مانع از انتقال ویروس شوند.

    وی نوشته بود: بیش از همه مهم است که در خانه بمانید.

    اندکی پیش از این ماجراها این خواننده مشهور از انجمن هنرمندان موسیقی آمریکا استعفا کرده بود. ۲ تحقیق جداگانه یکی از سوی انجمن و دیگری از سوی اپرای لس‌آنجلس که دومینگو قبلاً مدیر آن بود، نشان داده بود که اتهام آزار جنسی که توسط برخی از همکارانش نسبت به وی مطرح شده بود، قابل پیگیری است.

    این اتهامات کنسرت‌های دومینگو در اروپا را لغو کرد که شامل کنسرت در اپرای سلطنتی لندن و نیز کنسرتی می‌شد که از سوی موسسه ملی اسپانیا برای هنر و موسیقی ترتیب داده شده بود.

  • «کن شیمورا» کمدین ژاپنی بر اثر کرونا درگذشت

    «کن شیمورا» کمدین ژاپنی بر اثر کرونا درگذشت

    «کن شیمورا» کمدین ژاپنی بر اثر کرونا درگذشت

    «کن شیمورا» کمدین ژاپنی بر اثر کرونا درگذشت
    «کن شیمورا» کمدین ژاپنی بر اثر کرونا درگذشت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، کن شیمورا کمدینی که دهه‌ها در تلویزیون ژاپن فعالیت داشت دیروز بعداز ظهر بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت.

    این کمدین ۷۰ ساله اندکی پیش از ابتلا به کرونا برای بازی در اولین فیلم سینمایی‌اش انتخاب شده بود.

    وی ۲۰ مارس برای تب و مشکلات ریوی راهی بیمارستان توکیو شد و ۲۳ مارس معلوم شد تست کرونای او مثبت است.

    وی نخستین چهره صنعت سرگرمی ژاپن است که بر اثر ابتلا به این ویروس جان باخته است.

    شیمورا سال ۱۹۵۰ در توکیو متولد و سال ۱۹۷۴ به یک گروه کمدین‌های ژاپنی ملحق شده بود. او با تلویزیون ژاپن همکاری مداوم داشت و در کارش از جری لوییس کمدین آمریکایی الهام می‌گرفت.

    این بازیگر قرار بود به زودی با کمدی «خدای سینما» به کارگردانی یوجی یامادا، برای اولین بار در یک فیلم سینمایی جلوی دوربین برود.

    ژاپن تاکنون ۱۸۸۴ بیمار تایید شده مبتلا به ویروس کرونا داشته است و ۵۲ مرگ از این میان گزارش شده است. گفته می‌شود این امر در حال افزایش است و به همین دلیل المپیک توکیو نیز یک سال به تعویق افتاد.

  • حضور مجازی ستارگان هالیوود در خانه کانادایی ها

    حضور مجازی ستارگان هالیوود در خانه کانادایی ها

    حضور مجازی ستارگان هالیوود در خانه کانادایی ها

     

    حضور مجازی ستارگان هالیوود در خانه کانادایی ها
    حضور مجازی ستارگان هالیوود در خانه کانادایی ها

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، از کانادایی‌هایی که خود را در خانه قرنطینه کرده‌اند خواسته شده پاپ‌کورن بردارند و به رهبری کامرون بِیلی مدیر هنری فستیوال فیلم تورنتو با ستاره‌های هالیوودی چت مجازی داشته باشند و بعد از آن هم با استفاده از سرویس استریمینگ کرِیو فیلم سینمایی تماشا کنند.

    در حالی که فستیوال فیلم تورنتو هم به جمع دیگر فستیوال‌ها پیوسته و طی همه‌گیری کروناویروس به صورت آنلاین آموزش را انجام می‌دهد، بیلی سینما «در خانه بمانیم» را راه‌اندازی کرده است.

    نخستین ستاره مهمان او مندی پتینکین بازیگر سریال «هوملند» بود که پس از حضور در چت مجازی، فیلم «عروس شاهزاده» سال ۱۹۸۷ ساخته راب راینر با نقش‌آفرینی پتینکین در کریو نمایش داده شد. کریو در بازار کانادا رقیب غول‌هایی مانند نت‌فلیکس و آمازون پرایم است.

    نت‌فلیکس، آمازون و کریو مدت‌هاست که در حال رقابت برای جذب مشتریان کانادایی هستند که فیلم‌ها و سریال‌های خود را در تلویزیون، تبلت‌ها و تلفن‌های همراه هوشمندشان تماشا می‌کنند. حالا که کانادا تدابیر سفت‌وسخت فاصله‌گذاری فیزیکی را برای مقابله با همه‌گیری کووید-۱۹ اجرا کرده، این رقابت جدی‌تر هم شده است.

    رندی لنوکس رییس بل میدیا مالک کریو در بیانیه‌ای گفت: در این دوران چالش‌برانگیز ما دنبال راه‌هایی برای متصل، راحت و سرگرم نگه داشتن مردم هستیم و قدرت فیلم و تلویزیون می‌تواند به این مهم دست پیدا کند.

    فستیوال فیلم تورنتو در حال حاضر هنوز قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود. اگر این کار ممکن نباشد فستیوال در فصل پاییز به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. این رخداد مدت‌هاست که به عنوان سکوی پرش کلیدی به سمت فصل جوایز هالیوود شناخته می‌شود.

  • حضور مجازی ستاره‌های هالیوود در خانه کانادایی‌ها/ در خانه بمانیم

    حضور مجازی ستاره‌های هالیوود در خانه کانادایی‌ها/ در خانه بمانیم

     

    حضور مجازی ستاره‌های هالیوود در خانه کانادایی‌ها/ در خانه بمانیم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، از کانادایی‌هایی که خود را در خانه قرنطینه کرده‌اند خواسته شده پاپ‌کورن بردارند و به رهبری کامرون بِیلی مدیر هنری فستیوال فیلم تورنتو با ستاره‌های هالیوودی چت مجازی داشته باشند و بعد از آن هم با استفاده از سرویس استریمینگ کرِیو فیلم سینمایی تماشا کنند.

    در حالی که فستیوال فیلم تورنتو هم به جمع دیگر فستیوال‌ها پیوسته و طی همه‌گیری کروناویروس به صورت آنلاین آموزش را انجام می‌دهد، بیلی سینما «در خانه بمانیم» را راه‌اندازی کرده است.

    نخستین ستاره مهمان او مندی پتینکین بازیگر سریال «هوملند» بود که پس از حضور در چت مجازی، فیلم «عروس شاهزاده» سال ۱۹۸۷ ساخته راب راینر با نقش‌آفرینی پتینکین در کریو نمایش داده شد. کریو در بازار کانادا رقیب غول‌هایی مانند نت‌فلیکس و آمازون پرایم است.

    نت‌فلیکس، آمازون و کریو مدت‌هاست که در حال رقابت برای جذب مشتریان کانادایی هستند که فیلم‌ها و سریال‌های خود را در تلویزیون، تبلت‌ها و تلفن‌های همراه هوشمندشان تماشا می‌کنند. حالا که کانادا تدابیر سفت‌وسخت فاصله‌گذاری فیزیکی را برای مقابله با همه‌گیری کووید-۱۹ اجرا کرده، این رقابت جدی‌تر هم شده است.

    رندی لنوکس رییس بل میدیا مالک کریو در بیانیه‌ای گفت: در این دوران چالش‌برانگیز ما دنبال راه‌هایی برای متصل، راحت و سرگرم نگه داشتن مردم هستیم و قدرت فیلم و تلویزیون می‌تواند به این مهم دست پیدا کند.

    فستیوال فیلم تورنتو در حال حاضر هنوز قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود. اگر این کار ممکن نباشد فستیوال در فصل پاییز به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. این رخداد مدت‌هاست که به عنوان سکوی پرش کلیدی به سمت فصل جوایز هالیوود شناخته می‌شود.

  • دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»

    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»

    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»

    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»
    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: «داستان اسباب‌بازی» حالا به یک اثر دنباله دار کلاسیک تبدیل شده است. اثری که بیش از بیست سال از نمایش نسخه اول آن گذشته و آن شاهکار انیمیشن که مرزهای خلاقیت و تکنولوژی را در نوردیده بود حالا به نسل‌های بعد انتقال یافته است؛ نسل‌هایی که دغدغه مواجهه با اسباب‌بازی‌های ماجراجو یا دغدغه دیدار با کاراکترهای محبوب‌شان را دارند.

    در میان کودک تا بزرگسال بر سر «داستان اسباب‌بازی» این اتفاق نظر وجود دارد که بحث درام، فانتزی و ماجراجویی در این سری انیمیشن به شکلی قوام یافته و با خلاقیت ارائه می‌شود. پس اگر سه قسمت پیشین داستان اسباب‌بازی را دیده‌ایم حالا و با مرور تمام نکات فوق می‌توانیم به تماشای قسمت چهارم هم بنشینیم.

    بهتر است برای متقاعد کردن خود حضور جان لستر و اندرو استنتن در داستان و فیلمنامه را به ترکیب سازنده این انیمیشن را نیز اضافه کنیم، تا بتوانیم شاهد اثری دیگر باشیم از این دو غول خلاق و نوآور پیکسار.

    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»
    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»

    چرا خوب – چرا بد؟

    بگذارید پیش از فصل چهارم، ‌ «داستان اسباب‌بازی» را از قسمت نخست تا سوم مرور کنیم؛ اندی صاحب عروسکی به نام «وودی» است و وودی تمام جهان اوست، وودی هم از این موقعیت لذت می‌برد اما با ورود «باز لایتر» اوست که عروسک محبوب اندی می‌شود، جدال بر سر اینکه بازلایتر واقعیت عروسک بودن را بپذیرد و هر دو عروسک‌های اندی باشند مسئله قسمت اول است.

    در قسمت دوم بزرگ شدن اندی و اضافه شدن دیگر عروسک‌ها و واگذاری آن‌ها مسئله بعدی است و در قسمت سوم گم شدن عروسک‌ها و در چنگال یک عروسک بد افتادن به نام «لوتسو» سوژه روایت می‌شود که با عملیاتی نجات بخش همراه و همگی به صاحب جدیدشان بانی می‌رسند.

    ماجرای بانی در قسمت چهارم ادامه می‌یابد اما قسمت چهارم، با وجود دریافت جایزه اسکار، که فکر می‌کنم از محبوبیت این قسمت بیاید و نه از کیفیتش، مسئله محوری یا به هم پیوسته‌ای ندارد.

    اول رفتن لیتل بو، عروسک محبوب وودی را شاهدیم، سپس گرفتن لقب کلانتر از وودی را می‌بینیم و بعد بحث مراقبت از بانی پیش می‌آید. در این حین بازلایتر توسط نویسنده، فراموش شده و به گوشه‌ای رانده می‌شود و وودی در عملیات‌هایی تک نفره مراقب بانی است.

    سپس عروسکی به نام فورکی به داستان اضافه می‌شود. عروسکی که دست ساخته خود بانی است و خودش فکر می‌کند آشغال است. ما فکر می‌کنیم جدل آشغال بودن یا عروسک بودن فورکی تبدیل به جدال اصلی وودی با او خواهد شد (مانند قسمت اول که بازلایتر باور نداشت که عروسک است)، اما این کشمکش نیز رنگ می‌بازد و در دام «گبی‌گبی» افتادن این دو، یعنی وودی و فورکی، باعث می‌شود تا کشمکش دوباره تغییر کند.

    گبی‌گبی گویا قرار است شخصیتی همچون لاتسو باشد. شخصیتی هیولایی با ظاهری با نمک. اما این هم دیری نمی‌پاید که از بین می‌رود. زیرا گبی‌گبی شخصیت‌پردازی قدرتمندی ندارد و اصلا فاقد فلسفه و عقبه لاتسوست که به نظر نگارنده شاهکار قسمت سوم بود.

    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»
    دو دهه خاطره‌سازی با «اسباب‌بازی‌ها»

    داستان سرگیجه و جهش‌های موضوعی خود را ادامه می‌دهد، کشمکش بازگشت پیش بانی هدف کلی می‌شود که وودی باید فولکی را باز گرداند، اما خود وودی نیز باز نمی‌گردد و پیش لیتل بو می‌ماند.

    قسمت چهارم از تمامی سه قسمت قبلی کشمکش‌ها و موقعیت هایش را به عاریه می‌گیرد اما مشکل اینجاست که این ملغمه تبدیل به یک کل واحد و منسجم نمی‌شود تا یک اثر مستقل و عمیق را همچون قسمت سوم بسازد؛ بلکه بیشتر اسیر ماجراجویی و اتفاقات هیجان انگیز می‌شود تا فیلمنامه و داستانی با شخصیت پردازی‌های چند بعدی و دارای با کیفیت لازم برای یک درام فانتزی.

    بهترین سکانس؛ یک ماشین‌ربایی بامزه!

    در این میان انتخاب بهترین سکانس باید از میان اتفاقات هیجان‌انگیز این انیمیشن صورت بگیرد و فکر می‌کنم سکانس انحراف و ربودن ماشین یکی از بامزه‌ترین صحنه‌هاست. جایی که اسباب‌بازی‌ها برای رسیدن به وودی و فولکی و بازلایتر مجبور هستند مثل مسیر یاب پدر بانی را راهنمایی کنند و پدر بانی را که از این راهنمایی عجیب گیج شده از رانندگی عادی بیندازند و خود فرمان ماشین را به دست گیرند.

    عدم کنترل پدر بانی و ترمز و گازهای پیاپی اسباب‌بازی‌ها و توقف ماشین در شهر بازی یکی از موقعیت‌های منسجم کمدی در فیلم را شکل می‌دهد.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    بی‌شک دیدن قسمت‌های قبلی این مجموعه و نیز نگاه کردن به انیمیشن‌های «شرکت هیولاها» و «شگفت انگیزان» هم پیشنهاد می‌شود که همگی آن‌ها چون «داستان اسباب‌بازی» محصول مشترک دیزنی و پیکسار هستند.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    شاید با دیدن این فیلمنامه سرگردان نتوان موضوع واحد و اساسی را در نظر گرفت و به آن پرداخت اما فورکی به عنوان یک دست ساخته از وسایل دور انداختنی می‌توانست استعاره‌ای از وضعیت «آشغال بودن» در جوامع را بسازد و اثر جنبه جامعه شناسانه پیدا کند، که البته فیلم هرگز چنین ظرفیتی را پیدا نمی‌کند.

  • کریستوف پندرسکی آهنگساز سرشناس لهستانی درگذشت

    کریستوف پندرسکی آهنگساز سرشناس لهستانی درگذشت

    کریستوف پندرسکی آهنگساز سرشناس لهستانی درگذشت

     

    کریستوف پندرسکی آهنگساز سرشناس لهستانی درگذشت
    کریستوف پندرسکی آهنگساز سرشناس لهستانی درگذشت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، کریستوف پندرسکی پس از سال‌ها بیماری امروز یکشنبه (۱۰ فروردین) چشم از جهان فروبست.

    این آهنگساز برجسته در ۸۶ سالگی و پس از یک بیماری طولانی صبح امروز جان باخت.

    وی متولد لهستان و از چهره‌های نمادین موسیقی معاصر محسوب می‌شد و سازنده موسیقی فیلم‌های مهمی چون «جن‌گیر» ویلیام فردکین، «درخشش» استنلی کوبریک و «از ته دل وحشی» دیوید لینچ بود.

    او از چهره‌های آوانگارد اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی و صدایی آزادیخواه در ورای همه سنت‌ها بود و زمانی که تنها ۲۶ سال داشت توجه جهانی را معطوف خود ساخت. وی از آن زمان تا کنون چهار اپرا، هشت سمفونی و چندین آهنگ کرال و کنسرتو خلق کرد و چندین جایزه دریافت کرد که چهار جایزه گرمی از جمله آنها بود. جایزه ویژه یونسکو برای «مرثیه قربانی‌های هیروشیما» نیز از دیگر جوایز وی بود که پندرسکی این اثر را در سال ۱۹۶۰ و برای اجرا با ۵۲ ساز زهی نوشته بود. جایزه ویژه برای یک عمر فعالیت هنری، درکنار دریافت بیست دکترای افتخاری از مهم‌ترین دانشگاه‌ها و مراکز علمی جهان از دیگر افتخارهای وی بود. او تنها سال ۲۰۱۷ دو جایزه برد که یکی از آنها جایزه گرمی برای بهترین اجرای کرال بود.

    وزیر فرهنگ لهستان در حالی‌که پندرسکی را یکی از بزرگترین موسیقی‌دانان لهستان خواند، از درگذشت وی به عنوان خسرانی جبران‌ناپذیر یاد کرد.

    دختر این آهنگساز با اعلام خبر درگذشت وی افزود که وی برای ابتلاء به بیماری کرونا آزمایش شد اما تست وی منفی بود و او از عوارض ناشی از بیمارهای قبلی خود جان باخت.

  • هیات فیلم آلمان صندوق بحران کرونا راه انداخت

    هیات فیلم آلمان صندوق بحران کرونا راه انداخت

    هیات فیلم آلمان صندوق بحران کرونا راه انداخت

    هیات فیلم آلمان صندوق بحران کرونا راه انداخت
    هیات فیلم آلمان صندوق بحران کرونا راه انداخت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، بدنه‌های فدرال و ایالتی فیلم آلمان در مورد یک برنامه عمل کمک‌رسانی مالی به تهیه‌کنندگان، توزیع‌کنندگان و سینماهای هنری کشور که تحت تاثیر همه‌گیری کروناویروس قرار گرفته‌اند، به توافق رسیده‌اند.

    آن‌ها اعلام کردند یک صندوق اورژانسی ۱۵ میلیون یورویی (۱۶.۵ میلیون دلاری) برای تهیه‌کنندگان و توزیع‌کنندگان ضربه‌خورده راه‌اندازی شده است. بحران سلامت عمومی در آلمان منجر به بسته شدن سینماها در سراسر کشور و همچنین توقف تقریباً کامل تهیه فیلم شده است.

    انجمن‌های فیلم آلمان ۱۰ میلیون یورو (۱۱ میلیون دلار) کمک اورژانسی برای شرکت‌های تهیه فیلم که پروژه‌های تحت حمایت دولت دارند و فیلمبرداری‌های‌شان به خاطر همه‌گیری ویروس کنسل شده، کنار گذاشته‌اند.

    ۳ میلیون یورو (۳.۳ میلیون دلار) دیگر هم برای حمایت از توزیع‌کنندگان آلمانی کنار گذاشته شده که نمی‌توانند فیلم‌های خود را منتشر کنند.

    انجمن فیلم فدرال در همراهی دیگر گروه‌های تامین مالی منطقه‌ای و گروه‌های تامین مالی فرهنگی ملی همچنین بازپرداخت وام‌های دولتی به تهیه‌کنندگان، توزیع‌کنندگان یا سینماها را در کل دوران بحران، معلق کرده‌اند. بدنه‌های دولتی اعلام کرده‌اند با تامین مالی فوری به سینماهای هنری کمک خواهند کرد.

    این حرکت‌ها در حالی انجام شده که دولت آلمان سعی دارد چند برنامه کمکی مختلف برای کمک به اقتصاد کشور که ضربه بزرگی خورده است، راه‌اندازی کند.

    صدراعظم آنگلا مرکل یکشنبه پیش تدابیری را اعلام کرد که نزدیک به قرنطینه کامل کشور هستند و اجتماع گروه‌های بیش از ۲ نفر در منظر عموم را ممنوع کرد. تمام سینماها، تئاترها، سالن‌های کنسرت و کلوب‌ها بسته و تقریباً تمام پروژه‌های فیلم یا تلویزیون مختل شده‌اند.

    با استناد به آمار دانشگاه جانز هاپکینز، آلمان تا به حال نزدیک به ۵۸ هزار مورد تایید شده ابتلا به کروناویروس ثبت کرده و نزدیک به ۴۵۰ نفر در این کشور جان خود را از دست داده‌اند.

  • جان کالاهان بازیگر آمریکایی درگذشت

    جان کالاهان بازیگر آمریکایی درگذشت

    جان کالاهان بازیگر آمریکایی درگذشت

     

    جان کالاهان بازیگر آمریکایی درگذشت
    جان کالاهان بازیگر آمریکایی درگذشت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، جان کالاهان بازیگر سریال «همه فرزندان من» دیروز شنبه پس از یک سکته مغزی که روز جمعه در خانه‌اش کرده بود، جان باخت. وی ۶۶ سال داشت.

    کالاهان از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۶ در سریال «همه فرزندان من» در نقش ادموند گری نقش‌آفرینی کرده بود و در بیش از ۳۵۰ اپیزود آن جلوی دوربین رفته بود. او در همین سریال با «لا رو» هم‌بازی و با وی آشنا شد و ازدواج کرد.

    او همچنین بازیگر سریال «روزهای زندگی ما» در نقش دکتر بیکر بود که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ روی آنتن رفت. وی در سریال‌های دیگری چون درام «بیمارستان عمومی» که از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ ادامه داشت، «قله شاهین» از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ در نقش اریک استاوروس، «سانتا باربارا»، «مرا ببین» و «بانوان دریاچه» نقش‌آفرینی کرده بود.

    درگذشت کالاهان ربطی به شیوع ویروس کرونا نداشت و یک سکته مغزی وسیع عامل آن بود.

  • زندگی به سبک «انگل»

    زندگی به سبک «انگل»

    زندگی به سبک «انگل»

    زندگی به سبک «انگل»
    زندگی به سبک «انگل»

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: اگر می‌خواهید شگفتی کن و اسکار امسال را ببینید، «انگل» تنها فیلمی است که به شما پیشنهاد می‌شود. فیلمی که منتقدان و داوران به آن جوایز با ارزشی دادند و طی سال میلادی گذشته این اثر را سنگ محک خود و جشنواره‌شان قرار دادند.

    فیلم البته بیانگر چیزهایی بیش از این‌هاست. اگر سینمای ژاپن تا دهه ۸۰ قدرت بلامنازع سینمای شرق محسوب می‌شد؛ سینمای چین و کره جنوبی از آن به بعد توانستند قدرت هنری ژاپن را با افول و مرگ امثال کوبایاشی و کوروساوا به پایین بکشند و خود جایگزین آن شوند.

    حالا با دیدن «انگل» می‌توانید نماینده سینمای هنری و داستانگوی کره جنوبی را شاهد باشید. نماینده‌ای به نام بونگ جون هو که سالیان سال فیلم ساخت و به پختگی رسید و امسال کامل‌ترین اثر خود را ساخت. اثری که یک تراژدی کمدی محسوب می‌شود. یک کمدی سیاه شاید و امسال سالی بود پر از فیلم‌های سیاه و تلخ و تراژدی‌هایی تکرار نشدنی.

    زندگی به سبک «انگل»
    زندگی به سبک «انگل»

    چرا خوب – چرا بد؟

    «انگل» می‌تواند مباحث مفصلی را به میان بکشد و هر کدام از این مباحث موجب ارزش یا نکوهش فیلم شود اما از میان آن‌ها می‌خواهم به درون مایه و رابطه آن با کارگردانی اثر صحبت کنم. فیلم به‌شدت به عناصری می‌پردازد که زمینه ساز ساخت معنی در آن هستند.

    «انگل» آشکارا راجع به طبقات اجتماعی است. نزاعی همیشگی میان فقیر و غنی، میان سرمایه‌دار و طبقه کارگر و میان رئیس و مرئوس. اما هنر فیلم در دو عنصر اثر است که به خوبی می‌تواند این مضمون را تبدیل به محتوای اثر کند. نخست معماری نماهاست. فیلم با توجه لوکیشن‌هایش از پلکان زیاد بهره می‌برد. پلکانی که یا بالا می‌برد و یا پایین می‌آورد. پلکانی که باید پایین برویم تا یک فقیر فرومایه جامعه را ببینیم، مانند شوهر خدمتکار که در زیرزمین خانه ساکن بود، و یا از آن بالا برویم، مانند پلکان خانه که از آن بالا می‌آئیم تا به پذیرایی برسیم.

    این پایین رفتن و بالا آمدن، در واقع عنصر حل‌کننده معما نیز هستند؛ آن چیز که پنهان است و نمی‌بینیم، می‌توانیم بعد از عبور از پلکان بفهمیم. معماری در فضای فیلم جزو عناصر مهمی است که بونگ جون هو توانسته از طریق آن مفهومی که در درون مایه و متن اثر به آن اشاره می‌کند را از طریق عوامل بصری نیز به مخاطب القا کند.

    نکته دوم اما لحن اثر است. لحن فیلم شاید مهم‌ترین هنری است که بونگ جون هو توانسته در کلیت اثر به انسجام برساند. اثر یک تریلر، طرح توطئه است که با لحنی کمدی جلو می‌رود. تسخیر یک خانواده ثروتمند بوسیله دسیسه و حقه بازی توسط یک خانواده فقیر.

    بدون انتخاب لهجه کمیک فیلم و کات‌ها و بازی‌هایی که کمدی می‌سازد، فیلم هرگز نمی‌توانست تاثیری چنانچه هست را بر مخاطب بگذارد. چه بسا انگل به فیلمی خسته‌کننده و جدی تبدیل می‌شد که مخاطب نای تماشای آن را نداشته باشد. بازی‌های کمدی کارگردان در تقطیع نماها و تدوین اثر از تراژدی وضعیت، یک کمدی قابل تحمل می‌سازد و حتی اکشن‌های خشن اثر را نیز تلطیف کرده و ما را به عنوان مخاطب از انداختن به چاله «اثر خشونت» بر حذر می‌دارد و باز به سمت موضوع و دنبال کردن شخصیت‌ها و داستان هایشان دعوت می‌کند.

    خنده «کی وو» در فصل پایانی داستان نیز گواه بر همین است. کی وو وقتی خاکستر خواهرش را می‌بیند لبخند می‌زند. این در واقع لبخند دردناک مولف به درونمایه اثرش است.

    زندگی به سبک «انگل»
    زندگی به سبک «انگل»

    بهترین سکانس؛ بالای شهر پایین شهر!

    وقتی خانواده کی وو شب هنگام فرار می‌کنند و به سمت خانه‌شان می‌دوند، باران سختی در گرفته است. بارانی که تمام مسیر را بر کی وو، پدرش و خواهرش سخت کرده است. آن‌ها وقتی به خیابان خودشان می‌رسند، خیابان را پر از آب می‌بینند و خانه زیرزمینی خود را غرق در سیلاب.

    پدر وارد خانه می‌شود که غرق در آب است وسایل مهم را جمع می‌کند، اما کی جونگ دختر خانواده، بر روی توالت فرنگی می‌نشیند که در آنجا آنتن وای فای موجود است و البته آب از درون آن چون گلی سیاه رنگ بالا می‌زند. تقطیع کارگردان در این سکانس اثر گذار و حاوی معنی است. وقتی خدمتکار ضربه مغزی شده در زیرزمین خانواده ثروتمند تهوع می‌کند، کات می‌خورد به توالت فرنگی که کی جونگ روی آن نشسته و آب از آن بالا می‌آید. گویی تهوع بالا شهری‌ها حالا به توالت‌های پایین دستی‌ها رسوخ کرده و از آن بیرون می‌زند. سکانسی تاثیرگذار در قیاس دو مدل زندگی.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم‌هایی نظیر «دزدان فروشگاه» نیز توصیه می‌شود؛ فیلمی دیگر از سینمای شرق آسیا و این‌بار از سینمای ژاپن که البته امتیازی بالاتر از «انگل» نیز در سایت‌های معتبر فیلم نیز دارد.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    بی شک نگرش جامعه شناختی و روانشناختی رویکردهایی هستند که می‌توان بوسیله آنها انگل را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.