برچسب: سیاست

سیاست و تحلیل سیاست گذاری های روابط بین المللی

  • لازمه پیشرفت اقتصادی پساکرونا، اعتماد اجتماعی است

    لازمه پیشرفت اقتصادی پساکرونا، اعتماد اجتماعی است

    لازمه پیشرفت اقتصادی پساکرونا، اعتماد اجتماعی است

    ایسنا/خراسان رضوی عدم اعتماد در سال‌های اخیر مانعی اساسی برای سیاست اقتصادی ایالات‌متحده بوده است، زیرا راه حل مشکلات اصلی این کشور، به میزانی از توزیع مجدد منابع برای دستیابی به برابری اجتماعی بیشتر نیاز دارد. اما فداکاری‌های مشترک آمریکایی‌ها طی همه‌گیری، فرصتی بی‌نظیر برای پیشرفت مورد نیاز به وجود آورده است.

    به نقل از پروجکت، در نگاه اول، همه‌گیری ویروس کرونا باعث شکاف اقتصادی در ایالات‌متحده شده است. این همه‌گیری، نابرابری اجتماعی و درآمدی را بیشتر و بسیاری از مشکلات دیرینه سیستم را برجسته کرده است. به‌عنوان‌مثال، زنان بیشتر از مردان تحت تاثیر منفی نابرابری قرار می‌گیرند. کودکان خانواده‌های فقیر کمتر از فرزندان خانواده‌های ثروتمندتر قادر به سازگاری با آموزش مجازی هستند. کارشناسان تصور می‌کنند خشونت خانگی و کودک آزاری طی همه‌گیری به سرعت افزایش یافته است، اما به دلیل کاهش نظارت ناشی از تعطیلی مدارس، بیشتر این موارد افزایش یافته، گزارش نشده است. افراد کم درآمد با خطرات سلامتی بیشتری روبرو هستند زیرا بسیاری از عواملی که باعث بدتر شدن عواقب کووید-۱۹ می‌شوند با درآمد، ارتباط دارند.

    اما، با وجود این هزینه‌های رنج‌آوری که به­‌صورت نابرابر توزیع شده، آیا تجربه نفس‌گیر آمریکا طی همه‌گیری می‌تواند به بازگرداندن اعتماد متقابل مورد نیاز برای بهبود رفاه اقتصادی همه آمریکایی‌ها در طولانی مدت کمک کند؟

    از نظر اقتصاددانان، اعتماد به معنی اطمینان یک فرد در درستی و راستی شخص دیگری است که  وی را نمی­‌شناسد و یک مولفه اساسی در یک اقتصاد موفق است که اغلب نادیده گرفته می‌شود. اعتماد در اقتصاد به معنای این است که باور کنید طرف مقابل مصمم نیست که از شما سود ببرد. عدم اعتماد به این معناست که احساس کنید باید همیشه برای کسب حداکثر سهم سود خود بجنگید. اعتماد، امکان مصالحه در سیاست‌ها را ایجاد می‌کند، زیرا همه طرف‌ها می‌دانند که به مرور زمان دستاوردها تقسیم خواهد شد، حتی اگر در لحظه توافق، همه سود نبرند. همانند رابطه شخصی سالم، افراد می‌توانند به نوبت به آنچه می‌خواهند برسند، زیرا آنان می‌دانند که در آینده تعاملات زیادی انجام خواهد شد که نیاز به مصالحه دارند، به‌طوری‌که در دراز مدت همه چیز مساوی خواهد شد.

    علاوه بر این، شواهد تجربی نشان می‌دهد که اعتماد، بخش قابل توجهی از تفاوت رشد اقتصادی در کشورها را توضیح می‌دهد و ثبات سیاسی را در دوران رکود اقتصادی افزایش می‌دهد  و توانایی در همکاری باعث بهبود نتایج می­‌شود.

    نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد، در میان کشورهای اروپایی یا سایر کشورهایی که جمعیت آنها به‌طور عمده از نژاد اروپایی است، کشورهای اسکاندیناوی بالاترین سطح اعتماد را دارند و برزیل و مقدونیه شمالی به ترتیب با حدود ۷ درصد و ۱۳ درصد کمترین میزان اعتماد را دارند. سطح اعتماد در ایالات‌متحده (با ۴۱ درصد از آمریکایی‌هایی که می‌گویند به افرادی که نمی‌شناسند، اعتماد دارند) بین اروپای شمالی و شرقی است. با توجه به شواهد تجربی مبنی بر اینکه بی‌اعتمادی آمریکایی‌ها ریشه در تبعیض‌های تاریخی دارد، در مجموع تعجب‌آور نیست که در ایالات‌متحده اعتماد کمتری نسبت به اروپای شمالی وجود دارد. همچنین تعجب‌آور نیست که مناظره سیاسی در ایالات‌متحده به‌طور فزاینده‌ای به اختلاف‌نظر تبدیل شده است، تا حدی به دلیل اینکه سازمان‌های رسانه‌ای دریافتند که ایجاد خشم نسبت به ایجاد سازش، سودآوری بیشتری دارد.

    فراهم آوردن فرصت‌های بهتر برای زنان و اقلیت‌های کم نماینده از طریق سیاست‌هایی مانند اقدام مثبت، فرصت‌ها را از گروه‌های دیگر می‌گیرد. به همین ترتیب، حمایت از مشاغل تولیدی و کشاورزی ایالات‌متحده می‌تواند هزینه‌ها را معادل مالیات بر مصرف‌کنندگان آمریکایی افزایش دهد.

    برای رهایی از بن‌بست سیاسی، رأی‌دهندگان باید حاضر باشند برخی از منافع شخصی خود را کنار بگذارند. در صورت اطمینان به جبران خسارت دریافتی، احتمال انجام این کار بیشتر است. مردم با تلاش در جهت رسیدن به یک هدف مشترک، اعتماد ایجاد می‌کنند و با همکاری‌های اقتصادی و اجتماعی این اعتماد افزایش می‌یابد، به‌ویژه اگر این فعالیت برای سایر افراد جامعه ارزش ایجاد کند.

    این همان چیزی است که طی همه‌گیری اتفاق افتاده است. محدودیت‌ها و هزینه‌های اقتصادی ناشی از تعطیلی ملی ایالات‌متحده، بهایی است که آمریکایی‌های جوان و سالم برای محافظت از افراد در معرض خطر پرداخت می‌کنند و برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر، تعداد زیادی از محدودیت‌ها در نهایت خودخواسته و داوطلبانه بودند.

    در ایالات‌متحده، برخلاف انگلستان و کشورهای اتحادیه اروپا، هیچ کس به دلیل عدم استفاده از ماسک  جریمه نمی‌شود یا برای اطمینان از موافقت با قرنطینه کنترل نمی‌شود. البته این مورد جنبه‌های منفی بدیهی دارد؛ فقدان فشار و یک واکنش هماهنگ به قرار گرفتن ایالات‌متحده در سومین میزان بالاترین آلودگی و دوازدهمین میزان بالاترین مرگ‌ومیر در جهان کمک کرده است. اما یک نکته مهم نیز وجود دارد، رفتار مردم نشان‌دهنده تمایل آنان برای کمک به رفاه عمومی و نه فقط ترس آنان از مجازات‌های عدم رعایت موارد است.

    افراد کم خطر به دلیل تمایل خود به محدودیت‌های کووید-۱۹ پایبند هستند و معتقدند که انجام این کار به امنیت دیگران و همچنین خودشان کمک می‌کند. طی همه‌گیری، اکثریت سالم برای محافظت از اقلیت آسیب‌پذیر هزینه زیادی پرداخت کرده‌اند. از آنجا که دولت‌های فدرال و ایالتی اجبار را قبول نکردند، می‌توان گفت مردم آن را با میل و رغبت قبول کردند (البته شاید نه با خوشحالی). تلاش یکسان نبود و همه احتیاط‌های یکسانی را دنبال نمی‌کردند. اما، در نهایت، ده‌ها میلیون نفر آزادی و کیفیت زندگی خود را بیش از یک سال کاهش دادند. این تلاش پرهزینه قابل توجه است، با توجه به ترس گسترده از اینکه در حال حاضر آمریکا، توسط پشتیبانی از حزب مردم و منافع شخصی تضعیف می­‌شود.

    شرم‌آور خواهد بود اگر آمریکایی‌ها در ارزیابی خود از بیماری همه‌گیر، این روزنه امیدی که به سختی بدست آورده‌اند را از دست بدهند. اعتماد نیز از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. والدین باید به فرزندان خود یادآوری کنند و معلمان نیز باید دانش‌آموزان خود را در مورد فداکاری‌های میلیون‌ها نفر برای حفظ امنیت در برابر غریبه‌ها تعلیم دهند. اکنون، ایالات‌متحده یک فرصت منحصر به فرد برای تقویت اعتماد، همبستگی و همکاری و در نتیجه مقابله با چالش‌های اقتصادی پیش رو دارد.

    انتهای پیام

  • مسئولیت عواقب هرگونه ماجراجویی احتمالی در منطقه با آمریکا است

    مسئولیت عواقب هرگونه ماجراجویی احتمالی در منطقه با آمریکا است

    به گزارش خبرگزاری مهر، شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه قطر در گفتگوی تلفنی با محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان آخرین مسائل روابط دوجانبه و تحولات منطقه‌ای را مورد گفتگو و تبادل نظر قرار داد.

    وزیر امور خارجه کشورمان در این گفتگو با تبیین دیدگاه جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم مشارکت همه کشورهای منطقه در تأمین ثبات و امنیت فراگیر به دور از دخالت بیگانگان و اجتناب از هرگونه تنش، ضمن اشاره به برخی تحرکات مشکوک و شیطنت‌های ایالات متحده در منطقه، تاکید کرد مسئولیت عواقب هرگونه ماجراجویی احتمالی بر عهده واشنگتن خواهد بود.

     

    اخبار سیاسی |

  • مشکلات به دلیل وجود جریان لیبرال است/ به نفوذی‌ها حساس باشید

    مشکلات به دلیل وجود جریان لیبرال است/ به نفوذی‌ها حساس باشید

    به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا زاکانی در نشست مجازی بسیج دانشجویی دانشگاه صدا و سیما که به مناسبت ۱۶ آذر  «با موضوع جریان شناسی نفوذ در جنبش دانشجویی» برگزار شد، گفت: وقتی به جریان دانشجویی توجه می کنید، ۲ نماد را در جریان دانشجویی می توانید به زیبایی ببینید. اول ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ و دوم ۱۳ آبان ۱۳۵۸.

    وی افزود: در ۱۶ آذر سال ۳۲ به واسطه اعتراض به حضور نیکسون در کشور و حضورش در دانشگاه تهران که برنامه‌ریزی شده بود جریان دانشجویی آن جوهره حقیقی خودش را به نمایش گذاشت. آن زمان حاکمیت ستمشاهی به واسطه سرسپردگی به نظام سلطه، دانشجو را بر علیه خود می شوراند و جریان اصلی دانشجویی قبل از انقلاب علیه  حکومت وقت بود. لذا ویژگی ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ این وجه امتیازش نسبت به سایر حرکات قبل از انقلاب خیلی بارز است.

    رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در ادامه با اشاره به روندی که در طی سال های گذشته در جنبش دانشجویی طی شده و همچنین نفوذ برخی جریانات در جنبش دانشجویی، تاکید کرد: به اعتقاد من شناخت جریان نفوذ و جریان استحاله بسیار مهم است و نکته اول اینکه جریان دانشجویی باید این دقت ها را از خودش را آغاز کند.

    زاکانی تصریح کرد: نکته دوم این است که اگر جنبش دانشجویی نسبت به جریان نفوذ در درون حکومت حساس است باید برگردد به ابتدای انقلاب.  در ابتدای انقلاب ما یک اتفاقی افتاد، اتفاق این بود که ما یک اشتباهی را کردیم که هنوز ۴۱ سال است که داریم چوب آن یک اشتباهمان را می خوریم.

    وی افزود: امام فرمودند که ما اشتباه کردیم که به دولت موقت آنها اعتماد کردیم و به دولت موقتی اعتماد شد که به فرموده امام، آنها به کمتر از سپردن انقلاب به دست آمریکا به چیزی بسنده نمی کردند. پس شما اگر صحبت از جریان نفوذ می‌کنید در واقع از جریانی صحبت می کنید که اساس آن قائل بر اساس انقلاب نبود.

    رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به عدم همراهی بازرگان با انقلاب، تصریح کرد: بازرگان به مردم می گفت بروید خانه هایتان بنشینید و مردم که ادامه مسیر انقلاب را دنبال می‌کردند مورد اعتراض دولت موقت قرار گرفتند و بعد از اینکه دولت موقت بعد از ۱۳ آبان و ۳ خرداد گفت انقلاب به بن بست رسیده است، امام فرمودند که نه شما خودتان به بن بست رسیده اید، انقلاب به بن بست نرسیده است.

    زاکانی اظهار داشت: متاسفانه ابتدای انقلاب به جریان لیبرال اعتماد شد و به این جریان رسمیت بخشیده شد و جریان نفوذ در دل حکومت اسلامی و در دل جمهوری اسلامی تا امروز ادامه پیدا کرد و ما طی این ۴۱ – ۴۲ ساله هرچه آسیب خوردیم بخش عمده آن از این جریان بوده است.

    وی ادامه داد: امروز یک جریان انفعال و وادادگی در مقابل دشمنان و جریان تسلیم و جریانی که به نوعی دلداده به غرب را شما مشاهده می کنید. حالا اگر این جریان را قبلا در قالب یک پرچم مشخص یا یک حزب مشخص می دیدید امروز در قالب بسیاری از کسانی که ممکن است مسئولیت هم در کشور داشته باشند می‌بینید و همان شعارهای قبل را می دهند و همان مسیر را می روند اما عملاً آن تابلو را ندارند. لذا این جریان نفوذ را باید شناسایی کنیم و با دقت آسیب‌های آن را ملاحظه کنیم.

    رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: جریان نفوذ در قالب یک جریان اشتباه از ابتدای انقلاب وجود داشت و ۴۱ سال ما داریم چوب آن را می خوریم، و این جریان توانست اثرات خاص خودش را هم بگذارد.

    زاکانی یادآور شد: امروز وقتی شما دقت می کنید می بینید دوگانه هایی هست، این دوگانه ها در کشور شرایطی را ایجاد کرده که شما دیگر با یک جریان سیاسی مواجه نیستید دقت کنید که کلاه سر من و شما نگذارند.

    وی تاکید کرد: دانشجو به عنوان عنصر فعالی که بناست نفی نظام سلطه را بکند، بناست تقویت حاکمیت و نظام اسلامی را در دستور کار داشته باشد و بنا دارد که مطالبه جدی کند و حکومت و اجزای آن و سه قوه را در اهداف انقلاب اسلامی بسیج کند و به میدان بیاورد و مطالبه داشته باشد و آنها را نقد اساسی کند؛ این دانشجو باید دقت کند که امروز در صحنه عمل با یک جریان قدرت و ثروت مواجه است که برای کسب قدرت و برای کسب ثروت هر بهایی را به جامعه و مردم تحمیل می‌کند و مصالح انقلاب و منافع ملی را زیر پایش می گذارد.

    نماینده مردم قم در مجلس اضافه کرد: دانشجویان باید به این مسائل توجه کنند. پشت این جریان قدرت و ثروت که سرپنجه های نفوذ هستند جریان‌های حامی و جریان‌های اطلاعاتی وجود دارند. بخشی از جریانات اطلاعاتی کشور که در ادوار گذشته خطاهای جدی را از آنها شاهد بودیم مثل قتل‌های زنجیره‌ای که خاستگاه آن خاستگاه دشمن و نظام سلطه و محکوم کردن چهره نظام اسلامی بود.

    زاکانی تصریح کرد: عناصری در پشت این جریان قدرت و ثروت وجود دارند و عمیق تر که می شویم می‌بینیم که جریان دشمن خواه را در پشت این صحنه با یک عیار بالا مشاهده می کنیم.

    وی با بیان اینکه امروز دیگر ۴۱ سال ۴۲ سال پیش نیست که ما تابلوها را نگاه کنیم، باید برویم برنامه ها و ایده ها و نظرات و کارکردهای گذشته تا امروزِ افراد و گروه‌ها را ببینیم، اظهار داشت: نسبت به آنها دقت داشته باشیم و اگر یک عنصر یا کسی که روحیه انقلابی گری دارد به عنوان انقلابی به روی صحنه می آید او را هم باید محک بزنیم که این ۴۲ سال بعد از انقلاب کجا بوده و اگر سن او به قبل از انقلاب می رسد آنجا کجا بوده است.

    رئیس مرکز پژوهش های مجلس افزود: باید ببینیم این فرد در صحنه‌های مختلف حاضر بوده یا نه، حاشیه نشینی کرده و اگر یک جایی موضعی  گرفته به نفع جریان انقلاب بوده یا نه، این موضع چیزی بوده که دشمن دنبالش بوده یا نه. این یک ملاک است، ممکن است عنوان انقلابی هم به خودش بدهد اما نفاق داشته باشد.

    زاکانی خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی در لشکر سیدالشهدا فرمودند که ما یک دشمن داریم که دشمن قطعی و قهری ما است و آن آمریکا است. اگر کسی در جریان انقلاب مواجه شد با یک ایده های، نظری، فردی، جریان، گروهی که داعیه انقلابی‌گری هم داشته باشد اما حرف‌هایش به نفع آمریکا و در راستای او بود باید به او تذکر بدهیم، اگر تذکر دادیم و او خودش را اصلاح کرد معلوم است که او اشتباه کرده است، اما اگر این فرد به حرف نادرست و عمل نادرست و رفتار نادرست خودش اصرار داشت، و برخلاف منافع ملت، انقلاب و دولت و در راستای خاستگاه آمریکا بود باید انگشت نفاق را به سمت او قرار داد و او را در دایره نفاق دید، این فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی در دهه هفتاد است.

    وی گفت: باید در دوران جنبش دانشجویی ابتدا این تطهیر را صورت بدهید و آن هم به روش خالص سازی و ایده های خوبتان را تکثیر کنید. در واقع عناصر فعال تان را در جامعه دانشجویی تکثیر کنید بعد بیایید با یک جریان شناسی دقیق فعالان عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی کشور را مرور کنید و جریان نفوذ را در دل آنها در قاب جریان قدرت و ثروت پیدا کنید و ریشه ها و عقبه های آن را بدانید تا بتوانید در این مسیر گام جدی بردارید.

    رئیس مرکز پژوهش های مجلس با بیان اینکه به اعتقاد من اگر بخواهیم نگاهی به آینده داشته باشیم، دو وظیفه عمده و اساسی نسبت به مردم داریم، افزود: جریان دانشجویی نسبت به خودش هم وظیفه دارد.  وظیفه دارد که خودش را بسازد و در صحنه‌های مختلف حاضر و فعال باشد و از تجارب دوران دانشجویی استفاده کند برای اینکه آینده این کشور را که با آن عنصر انسانی ساخته شده، درست رقم بزند.

    زاکانی گفت: وظیفه اول این است که به عنوان چشمان روشن و زلال و دقیق بتواند با ایده های ناب و درست و با یک فعالیت سریع و اساسی ظرفیت آگاهی بخشی به جامعه را بالا ببرد. یعنی خود جمع دانشجویی باید اینقدر برون مایه و داشته هایی را داشته باشد که وقتی به جامعه تزریق می کند از عطر منتشرشده در فضای جامعه، جامعه استشمام کند و رشد پیدا کند و نشاط و رشد و جریان دانشجویی بتواند به جامعه تزریق کند، این کار اول ناظر به مردم است.

    وی  تاکید کرد: کار دوم این است که جریان دانشجویی بتواند یک نهضت خدمتگزاری را در مسیر خدمت به مردم پرچم داری کند، سپس این نهضت خدمتگزاری با آن نهضت آگاهی‌بخشی و رشد جامعه شرایط را باید به سمتی ببرد که این نهضت مواسات با آن نهضت آگاهی‌بخشی جریان دانشجویی به عنوان پیشران و اثرگذار در متن جامعه قرار بگیرد.

    نماینده مردم قم در مجلس گفت: جریان دانشجویی یک نسبتی هم با مسئولین دارد که نسبت آن با مسئولین این است که بتواند نقد منصفانه و دفاع واقع بینانه کند، اگر مسئول کار خوبی می کند یک دفاع واقع بینانه و تحلیل داشته باشد و اگر مسئولی کار بدی می کند یک نقد منصفانه ای جریان دانشجویی داشته باشد و یک نسبتی هم باید با نظام سلطه برقرار کند و آن هم این است که بتواند یک نفی اساسی در مسیر تحقق اهداف نظام سلطه در جامعه را پیش بگیرد و این هم نمی‌شود جز با تبعیت از رهبری معظم انقلاب اسلامی و فهم و درک خاستگاه های این حکیم عالی‌مقام و این فرزانه بزرگ که ما دلداده او هستیم  و به او عشق می ورزیم.

     

    اخبار سیاسی |

  • نقش رسانه‌ها در انتخابات آمریکا / آیا رسانه‌ها بی‌طرف بودند؟

    نقش رسانه‌ها در انتخابات آمریکا / آیا رسانه‌ها بی‌طرف بودند؟

    اعتمادآنلاین| عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در یادداشتی درباره انتخابات آمریکا و نقش رسانه‌ها در آن نوشت: در ماجرای انتخابات امریکا اتفاق بسیار مهمی رخ داد که تحت تاثیر اصل انتخابات قرار گرفت و درباره درستی یا نادرستی آن حداقل تاکنون بحث و گفت‌وگو نشده است. این اتفاق خط‌مشی ضدترامپی بیشتر رسانه‌های امریکا و نیز اروپایی اعم از خبرگزاری‌ها، شبکه‌های تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی و مطبوعات است. این خط‌مشی تا حدی قابل فهم و حتی قابل دفاع هم بود. به ویژه آنکه رفتار ترامپ فراتر از رقابت‌های معمول حزبی و سیاسی بود و نوعی کینه و دشمنی را علیه آزادی رسانه‌ها به نمایش می‌گذاشت. هر چند ترامپ همچنان در کنفرانس‌های خبری خود حاضر می‌شد و به گفت‌وگو و پاسخگویی می‌پرداخت. از سوی دیگر رسانه‌ها نیز در هر صورت دارای خط‌مشی‌ای هستند و بی‌طرفی مطلق سیاسی نوعی خیال و توهم است و باید حق داد که به صورت متعارف له یا علیه یکی از نامزدها موضع‌گیری داشته باشند و این اجتناب‌ناپذیر است. تا اینجای ماجرا به نظرم اتفاق نامتعارف و غیر قابل قبول رخ نداده بود ولی در چند روز پایانی اتفاقی مهمی افتاد به ویژه در توییتر که بخشی از توییت‌های ترامپ را که ادعا داشتند دروغ است با علامت هشدار، پنهان می‌کرد یا این علامت را به آن الصاق می‌کرد. این مساله از مدت‌ها پیش درباره ترامپ آغاز شده بود ولی در انتخابات خیلی تکرار شد.

     به نظر می‌رسد که این رسانه‌ها به ویژه توییتر در این ماجرا از موضع بی‌طرفی خارج شده‌اند. شاید به نظر برسد که آنان جلوی دروغ را گرفته‌اند و این کار خوبی است. قطعا جلوی انتشار دروغ را گرفتن پسندیده است ولی این کار را نمی‌توان به صورت گزینشی انجام داد. این شیوه مبنای یک انحراف خواهد بود. اگر توییتر مخالف دروغ است، چرا فقط بخش خاصی از دروغ‌ها به ویژه دروغ‌های انتخاباتی را مشمول این حکم قرار داده است؟

      کدام توییت ترامپ دروغ نبود که اینها نباشد. ترامپ درباره کشورهای خارجی فراوان و مثل آب خوردن دروغ گفته است، چرا آنها را جلوگیری نکرده‌اند؟ به علاوه توییتر چگونه مرجع تشخیص راست و دروغ شده است؟ اگر ترامپ بگوید رای تقلبی به صندوق ریخته شده است، چرا باید مشمول این حکم شود؟ حالا اگر در کشوری دیگر هم کسی چنین بگوید مشمول آن خواهد شد؟  البته شخصا مثل خیلی‌ها از اینکه ترامپ شکست خورده و سایه احتمالی فاجعه‌بار او از روی جهان برداشته شده است خشنود هستم، ولی داوری درباره این رفتار رسانه‌ای بحث دیگری است. آیا فردا اگر بایدن هم دروغ بگوید آن را سانسور خواهند کرد؟ دروغ گفتن درباره کشورهای دیگر را چطور؟ به علاوه دروغ‌هایی که در کشورهای دیگر منتشر می‌شود چطور؟ برای نمونه بد نیست آخرین توییت‌های ترامپ را که درباره انتخابات است مرور کنیم: «به ناظران اجازه ورود به مراکز شمارش رای داده نمی‌شود. من با ۷۱ میلیون رای قانونی برنده انتخابات شدم. اتفاقات بدی رقم خورد که ناظران قادر به مشاهده آنها نبودند. قبلا چنین اتفاقاتی هرگز رخ نداده بود. میلیون‌ها رای پستی به نام افرادی که هرگز ثبت نام نکرده بودند، ثبت شد.» «۷۱ میلیون رای قانونی به دست آوردم. بیشترین آرایی که یک رییس‌جمهور برای نشستن بر کرسی ریاست تاکنون به دست آورده است!»  توییتر بلافاصله روی این توییت‌های وی برچسب گمراه‌کننده زد. همچنین شبکه‌های بزرگ خبری امریکا؛ ‌ای‌بی‌سی ‏، سی‌بی‌اس  و ان‌بی‌سی هنگامی که ترامپ در کنفرانس خبری پنجشنبه خود درباره تقلب در انتخابات امریکا صحبت کرد، پخش زنده سخنرانی او را قطع کردند. من هم گمان می‌کنم که ترامپ بیهوده گفته است، ولی آیا با این منطق می‌توان متن او را با برچسب هشدار نشان داد یا قطع کرد؟ مبنای توییتر برای چنین برچسب‌زنی چیست؟ این کار به سادگی تبدیل به رویه غالب خواهد شد، بدون اینکه بر اساس معیاری عام انجام شده باشد. طبیعی است که وظیفه رسانه اطلاع‌رسانی کامل و در عین حال نقد آنها است و نه این‌چنین داوری کردن. اصل سخنان ترامپ از این حیث که رییس‌جمهور امریکا و نامزد ریاست‌جمهوری آنجا گفته یک خبر واقعی است اگر چه محتوایش دروغ باشد. جامعه حق دارد که چنین خبری را مطلع شود.

    منبع: روزنامه اعتماد

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • دنبال تقابل با ترکیه یا ایران نیستیم

    دنبال تقابل با ترکیه یا ایران نیستیم

    اعتمادآنلاین| وزیر امور خارجه امارات متحده عربی گفته کشورش دنبال تقابل با ترکیه یا ایران نیست.

    «انور قرقاش»، وزیر مشاور امارات در امور خارجه در مصاحبه‌ای روز دوشنبه گفته کشورش دنبال تقابل با ترکیه یا ایران نیست.

    وبگاه انگلیسی‌زبان «نشنال» به نقل از قرقاش گفته امارات متحده عربی با سیاست خارجی ترکیه و امارات موافق نیست ولی دنبال تقابل با هیچ یک از این دو کشور نیست.

    قرقاش در نشستی که به ابتکار «مرکز سیاست‌گذاری امارات» برگزار شده ادعا کرد: «پایان دادن به این دخالت‌ها حل و فصل مسالمت‌آمیز درگیری‌ها در منطقه را آسان‌تر خواهد کرد.»

    او در بخش دیگری از سخنانش به ادعاهای رئیس‌جمهور فرانسه درباره وجود ارتباط میان اسلام و حملات تروریستی هم واکنش نشان داد و گفت: «این حرکت‌های افراطی و فراملی، به هیچ وجه نماینده اسلام نیستند. آنها برای همه جوامع آزاد و منعطف، تهدید محسوب می‌شوند.»

    وزیر خارجه امارات درباره توافقات سازش میان برخی کشورهای عربی از جمله امارات با رژیم صهیونیستی نیز اظهارنظر کرد. او گفت: «این توافق صلح به هیچ وجه نگرانی ما درباره مصائب مردم فلسطین را برطرف نمی‌کند.»

    توافق سازش میان امارات و رژیم صهیونیستی برای اولین بار در ۱۳ آگوست (۲۳ مرداد) توسط «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام شد. بحرین و سودان هم روابط خود با رژیم صهیونیستی را عادی‌سازی کرده‌اند.

    امارات و رژیم صهیونیستی روز ۱۵ سپتامبر (۲۵ شهریور) با حضور در کاخ سفید به طور رسمی توافق سازش با اسرائیل را امضاء کردند.

    منبع: فارس

  • احتمال اینکه در آینده اتفاقات خاصی بین ایران و آمریکا رخ دهد، زیاد است

    احتمال اینکه در آینده اتفاقات خاصی بین ایران و آمریکا رخ دهد، زیاد است

    اعتمادآنلاین| رییس اسبق سازمان صداوسیما، گفت: بهترین استراتژی موفقی که جمهوری اسلامی در دوران ۴۰ ساله خود تجربه کرده همان روشی بود که مرحوم‌ هاشمی در دوران سازندگی در پیش گرفت. ایده ایشان تنش‌زدایی به جای تنش‌زایی بود.

    محمد ‌هاشمی‌رفسنجانی ضمن اشاره به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده و پیروزی جو بایدن و دموکرات‌ها، گفت: براساس اظهاراتی که شخص آقای بایدن در ایام انتخابات مطرح کرد، احتمال زیادی وجود دارد که اتفاقات خاصی بین آینده ایران و آمریکا رخ بدهد. فراموش نکنید که ایران عضوی از جامعه جهانی است و آقای بایدن قطعا و مشخصا تفاوت‌هایی با آقای ترامپ دارد که یکی از همین تفاوت‌ها عدم پایبندی به تعهدات بین‌المللی بود که آقای بایدن تصمیم به بازگشت تعدادی از این تعهدات را دارد.

    این عضو هیات موسس حزب کارگزاران، ادامه داد: ایران به عنوان بخشی از جامعه جهانی نیز متاثر از این رفتار‌های آتی آقای بایدن خواهد بود. به ویژه آنکه، آقای بایدن به صورت خاص درباره برجام گفته که قصد آن دارد تا آن را اجرایی کند و البته این احتمال وجود دارد که آقای بایدن برای برجام پیش شرط‌هایی را لحاظ کند، ولی این رفتار بسیار متفاوت با رفتار آقای ترامپ است که به زعم خودش تحریم‌های حداکثری را علیه ایران جاری کرد.

    وی با اشاره به سخنان اخیر بایدن درباره لغو تصمیم ترامپ برای ممنوعیت مهاجرت مسلمانان به آمریکا، گفت: یکی از همین کشور‌های مسلمان، ایران است که به نوعی می‌تواند یک پیام برای ما تلقی شود؛ بنابراین تفاوت‌های زیادی بین ترامپ و بایدن وجود دارد و حالا باید منتظر ماند دید که این تفاوت‌ها در عمل به چه سرانجامی خواهد رسید و آیا فضا برای مذاکرات بین ایران و آمریکا مهیا می‌شود یا نه.

    رییس اسبق سازمان صداوسیما همچنین در پاسخ به این پرسش که ایران باید چه رویکردی را در دوران بایدن جهت تحقق حداکثر امتیازات بین‌المللی دنبال کند، تصریح کرد: بهترین استراتژی موفقی که جمهوری اسلامی در دوران ۴۰ ساله خود تجربه کرده همان روشی بود که مرحوم ‌هاشمی در دوران سازندگی در پیش گرفت. ایده ایشان تنش‌زدایی به جای تنش‌زایی بود. ایرانی که هیچگاه دنبال جنگ نبوده امروز می‌تواند با اقتضای شرایط و با حفظ اقتدار و شانیت نظام جمهوری اسلامی می‌تواند گام‌های موثری را بردارد، مشروط برآنکه طرف مقابل هم بخواهد در این مسیر حرکت کند.

    منبع: انتخاب

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • باید عبارت «دشمنی» با آمریکا را به «اختلاف» تغییر داد / بحث مصلحت ملت ایران است و تمام سیاست‌های خارجی باید با آن هماهنگ باشد

    باید عبارت «دشمنی» با آمریکا را به «اختلاف» تغییر داد / بحث مصلحت ملت ایران است و تمام سیاست‌های خارجی باید با آن هماهنگ باشد

    اعتمادآنلاین| ترامپ هنوز زیربار نرفته، اما همه دنیا جو بایدن را به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده دانسته و منتظر مشاهده تاثیر سیاست‌های او هستند. ایران نیز این قاعده مستثنی نیست و بسیاری از کارشناسان باور دارند که روی کار آمدن دولت دموکرات در مسائل مختلف از جمله سیاست داخلی و حتی انتخابات آتی نقش‌آفرین خواهد بود. شاهد این مدعا موجی است که در فضای مجازی و رسانه‌ای برای حمایت و ترغیب محمدجواد ظریف به کاندیداتوری در انتخابات ۱۴۰۰ به راه افتاده است.

    بسیاری از این سیاسیون معتقدند که حضور بایدن در کاخ سفید، فرصتی است که ایران نباید از دست دهد و بهترین فرد و نیروی داخلی برای بهره‌گیری از فرصت مذکور نیز محمد جواد ظریف است. مثلا حسین انصاری راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگویی بر اثرگذاری پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا به مسائل همه دنیا تاکید کرد و گفت: «سیاست بایدن و دموکرات‌ها در رابطه با اروپا، چین، روسیه و همه دنیا بسیار اثرگذار خواهد بود. درباره ایران نیز همین طور. از حوزه سیاسی که گفته می‌شد رفاقتی بین بایدن و ظریف بوده تا سایر حوزه‌ها. بالاخره او به صراحت می‌گوید که به برجام برمی گردم.»

    وی در واکنش به اینکه بایدن برای بازگشت به برجام شروطی از جمله مذاکره درباره مسائل موشکی، منطقه‌ای و حقوق بشری دارد، گفت: «به نظر من برخی تحلیل‌گران مشکلات را بسیار بزرگ می‌کنند. من معتقد هستم که بایدن اگرچه تحت تاثیر سیاست‌های کلی امریکا و مشاوران خود است، مصمم است با ایران به شکل دیگری جدای از آنچه مد نظر ترامپ بود، تعامل کند. ترامپ بنای فروپاشی ایران را داشت، اما بایدن بنای همکاری و معامله با ایران دارد.»

    این فعال سیاسی اصلاح طلب، ادامه داد: «این فرصتی برای ایران است تا از آن استفاده کرده و مساله دشمنی را از بین ببرد و به جای آن اختلاف بگذارد. قطعا سیاست‌های ایران در منطقه با سیاست‌های آمریکا متضاد است. من متوجه هستم که در حوزه اسرائیل، نفوذ منطقه‌ای ایران، حزب‌الله لبنان و … اختلافات بسیاری بین ایران و آمریکا وجود دارد. آمریکا همچنین در کودتای ۲۸ مرداد نقش داشته و دولت مصدق را انداخته است و اختلافات ما ریشه تاریخی دارد. اختلافات و تضاد‌های ایران و آمریکا روشن است و کسی آن را رد نمی‌کند، اما الان بحث مصلحت ملت ایران است و تمام سیاست‌های خارجی باید با آن هماهنگ باشد. شاید برای برخی سخت باشد، اما باید عبارت «دشمنی» را به «اختلاف» تغییر داد و مسائلی مثل آتش زدن پرچم، شعار مرگ دادن و این‌ها را کنار گذاشت و به مصلحت ایران توجه کرد».

    انصاری راد درباره آثار روی کار آمدن بایدن بر انتخابات ۱۴۰۰ نیز گفت: «در انتخابات آتی حتما این مساله موثر خواهد بود مخصوصا اگر مقام معظم رهبری در این جهت نگاه بازتری داشته باشند و زمینه را فراهم کنند که اصلاح طلبان علی‌رغم همه ضعف‌هایی که دارند یا داشته‌اند، در انتخابات مشارکت کنند».

    وی افزود: «من آقای ظریف را شایسته ریاست جمهوری می‌دانم و امیدوارم که رهبر انقلاب ضمن تمهید مقدمات برگزاری انتخابات آزاد به رئیس جمهور در آینده اجازه دهند که اختیارات گسترده داشته و مسائل داخلی و خارجی را بدون مانع و مشکل‌تراشی‌های نیروی رادیکال و تخریب‌گر داخلی که در زمین زدن برجام هم نقشی داشت، مسائل را مدیریت کند.»

    منبع: نامه‌نیوز

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • سیستم سیاسی آمریکا تصمیم به تغییر گرفته است

    سیستم سیاسی آمریکا تصمیم به تغییر گرفته است

    اعتمادآنلاین| کمتر از سه روز دیگر به پایان ماراتن سیاسی آمریکا و آشکار شدن چهره پیروز انتخابات فرصت باقی مانده است و گمانه‌زنی‌ها هم پیرامون تعیین تکلیف رابطه بحرانی ایران و امریکا بویژه بر سر برجام شدت گرفته است.

    مهدی ذاکریان، استاد روابط بین‌الملل و صاحبنظر سیاست خارجی در گفت‌و‌گویی از تحولات جاری صحنه انتخاباتی آمریکا و پیامد آن بر موضوع توافق هسته‌ای سخن گفته است.

    ٭٭٭

    *نتایج رقابت تنگاتنگ نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری امریکا کمتر از یک هفته دیگر معلوم می‌شود. عزم جامعه امریکایی را مبتنی بر تداوم وضع موجود می‌بینید یا تغییر آن؟

    من فکر می‌کنم نظام سیاسی امریکا تصمیم خود را از مدت‌ها پیش گرفته است و نقشه راه جدیدی را برای سیاست خارجی این کشور ترسیم کرده که فارغ از آنکه ترامپ انتخاب شود یا بایدن، باید اجرا شود.

    این نقشه راه چند مؤلفه دارد که در ادامه اشاره می‌کنم؛ یک پیگیری همکاری بین‌المللی با متحدین و اقناع سایرین یعنی غیر متحدین به هماهنگی با سیاست خارجی امریکا.  یعنی به عبارت دیگر امریکایی‌ها از ژانویه ۲۰۲۱ دنبال اجماع‌سازی جهانی خواهند بود نه یکجانبه‌گرایی محض. دوم تغییر و تحول در سازمان‌های بین‌المللی با همفکری متحدین امریکا صورت می‌گیرد.

    سوم ایجاد همکاری محتمل و دقیق جهانی برای مبارزه با بیماری‌های واگیردار که به طور مهم مسأله کرونا خواهد بود. چهارم صلح بین‌المللی با همکاری و وارد کردن طرف‌های اصلی درگیر در بحران‌ها و مسائل بین‌المللی پیگیری می‌شود.

    لذا سبدی که از ژانویه ۲۰۲۱ در سیاست خارجی امریکا قرار خواهد گرفت، سبدی است که اجماع فکری و سیاسی داخل امریکا نسبت به آن به عمل آمده و هر یک از نامزدها با این شیوه انتخاب خواهند شد و اگر ترامپ هم رأی بیاورد ناچار به پیروی از این نقشه خواهد بود. هرچند که با در نظر گرفتن مشابهت این رویکرد با رویکرد دموکرات‌ها، اجرای آن به شخصی چون بایدن نیاز دارد.

    *مسأله برجام و ایران هم به نوعی به انتخابات امریکا گره خورده است. در صورت پیروزی مجدد ترامپ، پیش‌بینی شما درباره عملکرد او درباره موضوعات مورد اشاره چیست؟

    من معتقدم اگر ترامپ دوباره به قدرت برسد راهی جز بازگشت به برجام ندارد اما حتماً شرط مذاکره پیرامون مسائل دیگر غیر از مسأله هسته‌ای را مطرح می‌کند. او برای اثبات موفقیت سیاستش در قبال ایران نیاز دارد که مذاکره پیرامون فعالیت‌های موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران را در کنار پیگیری برجام مورد توجه قرار دهد.

    *سمت و سوی فضای تصمیم‌گیری در ایران برای گفت‌و‌گو پیرامون مباحث غیر هسته‌ای بعد از انتخابات امریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    ایران معتقد است که از تفاهم‌های بین‌المللی گذشته خارج نشده و این دولت ترامپ بوده که یکی از مهمترین آنها یعنی برجام را زیر پا گذاشته است. تنها بازگشت ترامپ به برجام می‌تواند امکان مذاکره درباره سایر موضوعات را برای ایران ممکن کند.

    ضمن اینکه نباید فراموش کرد که شرط ایران برای مذاکره درباره برجام حتی در مذاکره با بایدن هم مشروط به جبران خساراتی است که در این دو سال به خاطر ترک یک تفاهم از سوی امریکا صورت گرفته است و باید جبران شود.

    ایران به لحاظ معیشتی و اقتصادی در مضیقه قرار گرفته و در شرایط مناسبی نیست اما از نظر سیاسی هم امریکا در مضیقه است و در شرایط مناسبی قرار ندارد. اصلاً نظام سیاسی امریکا به دلیل قرار گرفتن این کشور در چنین انزوای بی‌سابقه‌ای تصمیم گرفته که نقشه سیاست خارجی خود را تغییر دهد و از یکجانبه‌گرایی محض به سمت همکاری گرایش پیدا کند. از طرف دیگر ایران مازاد بر نیازی که به خاطر عمل امریکایی‌ها به آنها وارد شده است، درخواست نکرده است و در چارچوب برجام باید به دنبال جبران خسارات خود باشد.

    *به نظر می‌رسد که صبر ایران و امریکا برای حل اختلافات مربوط به برجام به سر رسیده است و بر همین اساس انتظار می‌رود که مسأله برجام خیلی زودتر از آنچه باید تعیین تکلیف شود شما چطور فکر می‌کنید؟

    ایران در وضعیتی قرار دارد که می‌تواند امتیازهای بیشتری در مقایسه با طرف امریکایی به دست بیاورد زیرا طرف امریکایی همه فشارهای خود را برای وادار کردن ایران جهت نشست پای میز مذاکره به کار گرفته است اما ایران به رغم همه فشارهای اقتصادی، حاضر به مذاکره در چنین شرایطی نشده است. خب این مسأله از نظر سیاسی شکست بدی برای امریکا بوده است. تا الان هم درخواست مذاکره امریکا چه از سوی ترامپ و چه بایدن یک‌طرفه بوده و ایران درخواستی برای مذاکره نداشته است. بنابراین معتقدم ایران پس از انتخابات امریکا در شرایط بهتری برای مذاکره قرار دارد.

    *مذاکره نتیجه بخش با کدام یک از نامزدهای انتخابات امریکا محتمل‌تر خواهد بود؟

    در صورتی که بایدن انتخاب شود او قطعاً از نتایجی که سیاست دولت ترامپ در قبال ایران به دست آورده برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود استفاده می‌کند و این ظرفیت ها را بایگانی نمی‌کند. بنابراین من ظرفیت‌های تحریم‌ها از این منظر که ایران را به مذاکره نزدیک کند، نادیده نمی‌گیرم و معتقدم بایدن از همان ظرفیت هم برای مذاکره با ایران استفاده می‌کند.

    ضمن اینکه باید در نظر داشت ظرفیت‌هایی که بایدن برای مذاکره دارد همراه با سخت‌گیری بیشتری خواهد بود. اساساً دموکرات‌ها همیشه در مذاکره رویکرد سخت گیرانه‌تری نسبت به جمهوریخواهان داشته‌اند لذا معتقدم که اگر ما با ترامپ منزوی وارد مذاکره شویم چه بسا بتوانیم امتیازات بیشتری به دست بیاوریم و تا ژانویه باز فرصت برای این اقدام زیاد است.

    *ممکن است ترامپ در صورت شکست در انتخابات تا زمان انتقال قدرت، بازگشت بایدن به برجام را ناممکن کند؟

    احتمال این کار ضعیف است حتی اگر او تصمیم خود را در کنگره مطرح کند. فرمان اجرایی رئیس جمهوری در خیلی از موارد می‌تواند تصمیمات دولت قبلی را ناکارآمد کند. اگر رئیس جمهوری امریکا توان چنین کاری را داشت اوباما کاری می‌کرد که برجام ناکارآمد نشود. چنانکه او هم می‌گفت که ترامپ نمی‌تواند از برجام خارج شود زیرا مسأله تعهد دولت امریکا به یک توافق بین‌المللی مطرح است اما قدرتی که رئیس جمهور به صورت مستقل از دستگاه های و قوای دیگر دارد، سبب شد که او از توانایی خود استفاده کند و با یک فرمان اجرایی از یک توافق بین‌المللی خارج شود.

    *به نظر می‌رسد ترامپ و بایدن رقابت تنگاتنگی را تا انتخابات سوم نوامبر پشت سر می‌گذارند. ارزیابی شما از تحولات جاری در صحنه انتخاباتی امریکا چیست؟

    هر ایالتی به ازای کل نمایندگانش در کنگره (یعنی مجلس نمایندگان به اضافه مجلس سنا) یک سری نمایندگان دیگری در جایی به نام الکترال کالج دارد. در مجلس سنا هر ایالتی ۲ سناتور دارد و به نسبت جمعیتش هم تعدادی نماینده در مجلس نمایندگان دارد. بنابراین تعداد اعضای الکترال کالج مساوی است با تعداد اعضای مجلس نمایندگان به اضافه ۲ نماینده دیگر؛ مثلاً کالیفرنیا ۵۲ نماینده در مجلس نمایندگان دارد به اضافه ۲ سناتور در سنا. طبیعتاً هر ایالتی پر‌جمعیت‌تر باشد تعداد الکترال کالج آن بیشتر است و هر که رأی بیشتر در ایالت‌های پر جمعیت بیاورد کل آرای الکترال کالج آن ایالت را می‌برد. حالا اگر در کالیفرنیا جمهوریخواهان اکثریت رأی مردم را داشته باشند، الکترال کالج کالیفرنیا موظف است همه ۵۴ رأی را به ترامپ بدهد. از سویی کسانی که در الکترال کالج هستند می‌دانند که این یک مقام سمبلیک و افتخاری است. افرادی که موجه و معتبرند مانند سناتورهای بازنشسته و… معمولاً از سوی کمیته مرکزی حزب تعیین می‌شوند. گفتنی است ایالت‌های مرزی که جمعیتشان زیاد است مثل کالیفرنیا و نیویورک در الکترال کالج خیلی کلیدی هستند. ایالت‌های مرزی در غرب و شرق امریکا معمولاً به دموکرات‌ها رأی می‌دهند.

    ایالت‌های مرکزی یا مید وست معمولاً به جمهوریخواهان رأی می‌دهند. غالباً مید وست به اضافه کنتاکی و ایالت‌های جنوبی به جمهوریخواهان رأی می‌دهند. اکنون گفته می‌شود که آریزونا که قبلاً به جمهوریخواهان رأی می‌داد ممکن است به بایدن رأی دهند. در کارولینای جنوبی هم چنین تردیدی به رغم جمهوریخواه بودنشان وجود دارد. بعضی وقت‌ها چون هر ایالتی دو سناتور دارد گاه نقشی بیش از سایز خود ایفا می‌کنند. مثلاً برنده شدن در داکوتای شمالی مهم می‌شود چون ممکن است نماینده رأی بالایی از کالیفرنیای پر جمعیت داشته باشد ولی ۳ یا ۴ رأی الکترال کالج داکوتا با جمعیت خیلی کم سبب شود در مجموع آرای الکترال کالج به نفع او شود. مانند اتفاقی که برای هیلاری و ال گور در رقابت با ترامپ و بوش رخ داد.

    هیلاری در ۲۰۱۶ با اینکه رأی بیشتری از مردم یا پاپیولار ووت آورد ولی به ترامپ که رأی الکترال کالج بیشتری آورد، باخت. لذا هر چه تعداد آرای الکترال کالج بیشتر باشد مهم است. دلیل آن هم این است که نویسندگان قانون اساسی امریکا در بیش از دو قرن پیش در این اندیشه بودند که توازنی ایجاد کنند بین رأی عامه مردم و نخبگان. لذا مصوب کردند که مردم به الکترال کالج رأی دهند و الکترال کالج به رئیس جمهور رأی دهد.

    در شرایط کنونی هم اگر در شماری از ایالت‌هایی که رقابت بسیار نزدیک است، آرای الکترال کالج به نفع ترامپ تغییر کند قطعاً دوباره شرایط ۲۰۱۶ به وجود می‌آید و به رغم رأی بالای مردمی بالا و تعداد کمتر آرای الکترال کالج بایدن، او شکست بخورد. ضمن اینکه الان چند ایالت خیلی کلیدی هستند که یکی از آنها پنسیلوانیاست. اگر آرای الکترال به نفع بایدن در این ایالت‌ها باشد او پیروز می‌شود. اما اگر هم اختلافی به وجود آید به خاطر درصد آرا نیست بلکه بر سر سیستم است.

    سیستم سیاسی امریکا تصمیم به تغییر گرفته است بنابراین انتظار می‌رود که آرای الکترال کالج‌ها عموماً به نفع دموکرات‌ها باشد. مگر یک استثنا وجود داشته باشد و آن اینکه ترامپ و طرفداران او درباره آرای پستی‌ای که ارسال شده و یا خواهد شد، شکایت کنند و پس از انتخابات به آنها ایراد بگیرند و به دیوان عالی شکایت کنند. اگر دیوان عالی تصمیم بگیرد که آرای زودهنگام و پس از انتخابات را باطل کند، آن موقع وضعیت آرا متفاوت خواهد شد.

    منبع: روزنامه ایران

  • وقتی محمود احمدی نژاد جرقه اختلاف را زد /انتخابات ۱۴۰۰ و تکرار گریز از مصداق جامعه مدرسین

    وقتی محمود احمدی نژاد جرقه اختلاف را زد /انتخابات ۱۴۰۰ و تکرار گریز از مصداق جامعه مدرسین

    «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در موضوع معرفی کاندیدا، نقشی نخواهد داشت.» گزاره خبری از زبان آیت الله «مرتضی مقتدایی» نایب رییس این تشکل اصولگرا بود که روز گذشته در رسانه‌های خبری از آن به شوک در اردوگاه اصولگرایان یاد شد. آیت الله مقتدایی در پاسخ به نقش این نهاد به عنوان یکی از بال‌های جامعتین اصولگرا گفته است: «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بنا ندارد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده دخالت کند.» مشخص نیست آیا این سخنان مورد تایید تمام طیف‌ها و اعضای این نهاد باشد یا نه. اما آیا این نوع موضع گیری از سوی جامعه مدرسین تازگی دارد؟ پاسخ دستکم درباره انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی منفی است و این نهاد سنتی اصولگرا در ایام رقابت‌های آن انتخابات هم از ورود به تعیین مصداق اجتناب کرد.

    اعضای شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دوم آذرماه سال گذشته و همزمان با شدت یافتن مباحثات انتخاباتی در بیست و پنجمین نشست خود بر لزوم عدم ورود مصداقی به انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه قم تاکید کردند. دلایل و بسترهای اتخاذ این تصمیم از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و پیامدهای کوتاه مدت و درازمدت آن، از آن جهت که این تشکل از مهم‌ترین گروه‌های سنتی اصولگرا محسوب می‌شود، نیازمند بررسی گسترده است.

    دلایل انصراف احتمالی

    گرچه درباره دلایل این تصمیم جامعه مدرسین تا زمانی که به صورت تفصیلی با اعضای آن گفت و گویی صورت نگیرد، نمی‌توان دقیق و درست اظهارنظر کرد اما با توجه به مجموع رویدادهایی که طی یک دهه گذشته بر این مجموعه به طور خاص و بر جریان اصولگرایی به طور عام گذشته، می‌توان گمانه‌هایی را طرح کرد.

    انتخابات ریاست جمهوری نهم و حمایت طیف‌هایی از این تشکل از «محمود احمدی نژاد» نخستین جرقه‌های اختلاف را میان برخی اعضای پرنفوذ این تشکل زد. این جرقه در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم آن زمان که گروهی نه «علی اکبر ولایتی» که «سعید جلیلی» را نامزد اصلح دانستند شعله کشید و این جریان را به چند طیف مشخص تقسیم کرد. آیت الله «محمد یزدی» رییس شورای عالی جامعه مدرسین در دهم تیرماه ۹۲ و به فاصله کوتاهی از پیروزی «حسن روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری در گفت و گویی با اشاره به اینکه نزدیک بود جامعه مدرسین تجزیه شود؛ گفته است: «بنده تا آنجا که توانسته‌ام سعی کردم از تجزیه جامعه مدرسین جلوگیری کنم. زمانی که احساس کردم در حوزه یک حزب و گروهی که خود را منتسب به آیت الله مصباح می‌دانند به وجود می‌آید، به بعضی از روحانیون  محترمی که با ایشان ارتباط خاص دارند، در جلسات خصوصی که با آنها داشتم، گفتیم که از تفرقه و تجزیه جلوگیری کنیم، ولی متاسفانه مشکل حل نشد.»

    جامعه مدرسین طبق سنتی نانوشته طی ادوار مختلف انتخابات در حوزه استان قم حرف اول و آخر را در معرفی نامزدها می‌زد و این رویه تا انتخابات دوره نهم مجلس به همین منوال بود. در این دوره اما جهبه پایداری در کنار فهرست اعلام شده از سوی جامعه مدرسین در شهر قم که «علی لاریجانی» رییس پیشین مجلس را هم شامل می‌شد؛ فهرست دیگری با حضور نامزد مورد نظر خود در شهر قم منتشر کرد و نام فهرست اصولگرایی بر آن نهاد.  انتخابات مجلس دهم عرصه عمل اصلاح طلبان بود اما دوره یازدهم انتخابات مجلس رویه «ان قُلت» آوری در تصمیم این نهاد از سوی برخی طیف‌ها جدی‌تر دنبال شد به گونه‌ای که در فهرست منتشر شده از قم، هرسه نامزد مورد حمایت جبهه پایداری بودند. با این توصیفات می‌توان اینگونه استنباط کرد که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پس از چهار دهه حضور میاندارانه و موثر در اردوگاه راست سیاسی، این روزها میدانی برای میدان‌داری خود نمی‌یابد یا به دیگر سخن با افزایش طیف‌های متنوع در این اردوگاه مجالی برای برآورده ساختن انتظارات این جامعه دستکم تاکنون فراهم نشده است. در بررسی دلایل این عدم ورود به مصادیق و حضور موثر در انتخابات نمی توان از شرایط سیاسی و اجتماعی کشور هم غفلت کرد. میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس یازدهم زنگ خطر جدی برای تمام جریان‌های سیاسی و گروه‌های زیر مجموعه آن‌هاست و شاید یکی از عوامل تامل، تعلل یا انصراف از میدان داری در انتخابات آینده دشواری آوردن مردم به پای صندوق های رای باشد.

    نابرابری رقابت با دیگر طیف های اصولگرا را هم می توان از دیگر زمینه های بسترساز عبور انتخاباتی جامعه مدرسین دانست که البته تنها محدود به این طرف نیست و دامنه آن اصولگرایان سنتی را هم در برمی گیرد. طی یک دهه گذشته میان اصولگرایان، گروه هایی منتسب به رییس جمهوری سابق و مشهور به بهاریون، گروه های نزدیک به رییس مجلس کنونی یا نواصولگرایان، پایداری ها و نیز انقلابیون به وجود آمده و رشد کرده اند و اکنون در میدان رقابت به سهم خود قانع نبوده و در پی حضوری موثرتر در بهارستان و پاستور هستند. از همین رو عرصه برای حکمیت شیوخ جامعتین به فراخی گذشته نیست. تحلیل بدبینانه شاید عبور از راهبرد ریش سفیدی باشد اما به هر روی رقابت میان این دسته‌ها با سنتی‌های اصولگرا نباید به انزوای پایه‌ریزان اصولگرایی منجر شود.

    تا پیش از دهه نود شمسی محافل سیاسی و رسانه ای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را در کنار جامعه روحانیت مبارز دو بال مرجعیت اصولگرا می‌دانستند که مرجعیت سیاسی این جریان را برعهده دارند. طی سال‌های گذشته اما گرچه جامعه روحانیت مبارز تلاش کرده است تا در قالب نهادی وحدت بخش میان ۷۲ قبیله اصولگرایی اتحاد ایجاد کند اما به نظر می‌رسد جامعه مدرسین با اعلام عدم دخالت در انتخابات آینده، تمایلی به این میزان نقش آفرینی هم نشان نمی‌دهد.

    تبعات حذف سنتی‌های اصولگرا

    انتقال مرجعیت سیاسی از نهادهای اصیل اصولگرا به طیف‌هایی که در شیوه سیاست ورزی با یکدیگر اختلافات عمیق دارند می‌تواند از پاشنه‌های آشیل اصولگرایان ارزیابی شود به ویژه آنکه برخی گروه‌های تازه آمده در میدان سیاست چندان با اصول سیاست ورزی آشنا نیستند و گاهی تندروی‌های آنان به نام تمام اصولگرایان و البته به ضرر منافع ملی تمام می‌شود. هر اندازه از نقش شیخوخیت و رهبری معنوی جامعتین کاسته شود بر سهم خواهی رادیکال‌ها افزوده خواهد شد که با توجه به خالی بودن بالقوه رقیب سیاسی، این تندروی‌های معتدلان اصولگرا را هم در برابر برخی رفتارها زیر سوال خواهد برد. نمونه عینی آن را می‌توان در چند ماه گذشته و در نوع تعامل برخی نمایندگان اصولگرای مجلس با دولت دانست که تقلیل سطح آن به توهین و تهدید سبب شد رهبر معظم انقلاب در دو تذکر جدی آن‌ها را از تداوم چنین رویه ای برحذر دارند.

    عقلای معتدل اصولگرا با تمام اختلاف نظرهایی که با دولت و حتی رقیب سیاسی خود داشته و دارند، کمتر از راه توهین و هتک حرمت به تضعیف می‌پردازند اما تازه کاران سیاسی که حضور آن‌ها در مسوولیت‌های امروز چندان هم مورد تایید سنتی ها نبوده، اهداف سیاسی را تنها کعبه آمال دانسته و برای رسیدن به آن استفاده از هر وسیله‌ای را موجه می‌دانند. بر همین اساس عبور اصولگرایی از جامعتین یا انزوای خودخواسته سنتی های اصولگرا در درازمدت این جریان را از اصول اولیه و مهم خود جدا و به اردوگاه تندروها تبدیل خواهد کرد.

    ۲۷۲۱۶

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • کیهان: سوپرمن‌بازی در ارز جهانگیری و خرده‌گیری به طرح معیشتی مجلس!

    کیهان: سوپرمن‌بازی در ارز جهانگیری و خرده‌گیری به طرح معیشتی مجلس!

    این روزنامه که زمانی نه چندان دور به مدت طولانی، وعده رونق اقتصادی بی‌سابقه به واسطه توافق با آمریکا را می‌داد، ضمن تخطئه مصوبه معیشتی مجلس می‌نویسد: «شرایط اقتصادی و ناتوانی تیم اقتصادی دولت موجب راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و پرآسیبی شده است. در شرایط فعلی افزایش یارانه را مجلس ضرورت دیده که با نگاهی به آسیب‌های قبلی لازم است مهیای ملزومات آن باشیم.  رودربایستی‌ها را کنار بگذاریم و بپذیریم که اقتصاد به چنین روزهایی رسیده است. هر چند نظام توزیع مجدد نیاز به زیرساخت‌هایی دارد که بتواند با بانک‌های اطلاعاتی، درآمد مالیات از دهک‌های بالای درآمدی و ثروتمندان را برای رفع فشار به مردم تحت فشار سرازیر کند. معمولا، نه درآمد دولت معلوم است و نه مصارف درآمدها مشخص است.  لذا در غیاب شفافیت و اعراض کشور از کنترل توسط کارشناسان و پژوهشگران و اصحاب رسانه، راه‌حل شفاف گویا فعلا یارانه افزایش یافته است تا فشارهای شدید اقتصادی اخیر بر دهک‌های پایین درآمدی که وضعیت معیشتی این قشر از جامعه را در تنگنا قرار دارند را کمی التیام بدهد. هر چند مقدارش بسیار کم و عوارضش هم در طرح فعلی بسیار باشد. اقتصاد طوری اداره می‌شود که رانت‌خواران برای اقتصاد دولتی یک سناریو دارند که منجر به سوپرمیلیاردر شدن‌شان می‌شود و اقتصاد اگر آزاد باشد باز هم چنین است؛ کوپنی هم باشد چنین است.  چیزی که در ذهن مردم در درازمدت به غلط یا درست تقویت شده این است که تغییرات اقتصادی برای ارایه سود بیشتر به صاحبان ثروت‌های یک‌شبه در ایران است. عرض می‌کنم هر تغییری. من معتقد نیستم آقای جهانگیری ارز ۴۲۰۰ تومانی را برای اهالی قدرت در نظر گرفته بودند. نیتش خیر بود. اما چه افتضاحی درست شد؟
    در ایران جایگزین اقتصاد دولتی اقتصاد بازار با سرمایه‌داران حلال‌خور نیست. باید نظام اقتصادی مبتنی بر اعتمادسازی چه در تحریم و چه خارج از آن در شکل برنامه توسعه‌محور، جایگزین تصمیمات مقطعی شود و این شتر، گاو، پلنگ اقتصاد قابل کنترل و پیش‌بینی شود.
    مقایسه غلط واگذاری کوپن برای تامین کالاهای اساسی طبقات پایین، با طرح ۱۸ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی(دولتی) در حالی است که اولا همین روزنامه اعتماد اوایل سال ۹۷ به هنگام شروع واگذاری ارز ۴۲۰۰ تومانی، آقای جهانگیری را – به‌عنوان اعلام‌کننده این تصمیم – در شکل سوپرمن برای پایین آوردن قیمت ارز تصویر کرده بود!! اما حالا از آن به عنوان افتضاح یاد می‌کند. این افتضاح و افتضاح‌های مشابه در دولت در حالی رخ می‌داد که مدیر روزنامه اعتماد، رئیس‌ کمیسیون اقتصادی مجلس دهم بود اما برای سوءتدبیرهای دولت در روزنامه خود نوشابه باز می‌کرد.
    ثانیا مصوبه مجلس برای پرداختن یارانه نیست بلکه مبلغ در نظر گرفته شده مستقیما برای خرید کالاهای اساسی است. ثالثا این مصوبه اضطراری – و شاید نامطلوب در شرایط عادی – برای جبران خسارت بی‌تدبیری‌های دامنه‌دار دولت نسبت به معیشت مردم است که به‌جای رونق اقتصادی، تورم چندصد درصدی را در طول چند سال بر سر سفره مردم آورده است.
    ثالثا اگر در حوزه خصوصی‌سازی و ترویج اقتصاد آزاد یا دخالت‌های دولت در بازار – هر دو – سوءتدبیرهای فاحشی دیده می‌شود، هر دو زیر سر دولت است که مدعیان اصلاحات و اعتدال آن را نماد انحصاری تدبیر و عقلانیت و کاربلدی جا می‌زدند. و بالاخره این که در ماجرای ارز ۴۲۰۰ تومانی رانتی ۱۳۰ هزار میلیاردی تولید شد که در جیب افراد خاص – و نه عامه مردم – رفت.

    ۲۳۲۳

     

    اخبار سیاسی | بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان