برچسب: سلامت روان

  • روزشمار هفته «سلامت روان و ورزش» اعلام شد

    روزشمار هفته «سلامت روان و ورزش» اعلام شد

    به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از پایگاه خبری پزشکی ورزشی ایران، دکتر سید اشکان اردیبهشت، دبیر فدراسیون پزشکی ورزشی با اعلم خبر فوق افزود: با توجه به نقش و اهمیت سلامت روان در ورزشکاران بویژه در دوران همه گیری کووید – ۱۹، کمیته روان‌شناسی فدراسیون پزشکی ورزشی در کنار پیگیری دیگر فعالیت‌های تخصصی خود، در این هفته فعالیت‌های آموزشی و اطلاع رسانی ویژه ای را انجام می‌دهد.

    اردیبهشت افزود: این فعالیت‌ها بر اساس روزشماری که توسط کمیته روانشناسی تهیه شده است، اجرا می‌شود.

    روزشمار هفته سلامت روان و ورزش به این شرح است:

    یکشنبه ۱۸ مهر: خودمراقبتی در تاب آوری در ورزش
    دوشنبه ۱۹ مهر: خودمراقبتی در مدیریت استرس در ورزش
    سه شنبه ۲۰ مهر: خودمراقبتی در مدیریت خشم در ورزش
    چهارشنبه ۲۱ مهر: خودمراقبتی در مدیریت افسردگی و اختلال سازگاری در همه گیری کووید – ۱۹
    پنج شنبه ۲۲ مهر: خودمراقبتی در مدیریت خواب در ورزش
    جمعه ۲۳ مهر: خودمراقبتی در پیشگیری از اعتیاد
    شنبه ۲۴ مهر: خودمراقبتی و مدیریت سوگ

  • علل پرخاشگری نوجوانان/تغییرات هورمونی را جدی بگیرید

    علل پرخاشگری نوجوانان/تغییرات هورمونی را جدی بگیرید

    شلیر کریمی، در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار داشت: نصیحت کردن مکرر باعث ضعیف شدن ارتباط نوجوان با پدر و مادر می‌شود، والدین باید سعی کنند برای انتقال آموزه‌های خود از طریق کتاب یا فیلم‌های آموزشی و یا کمک گرفتن از مشاور استفاده کنند.

    وی ادامه داد: با توجه به اینکه پسرها در آینده مسئولیت یک خانواده را برعهده خواهند داشت، بهتر است که پدر خانواده در دوران نوجوانی به عنوان یک والد، نوجوان پسرش را در اداره امور مالی خانواده به نوعی سهیم کند و با واگذاری مسئولیت‌های کوچک مالی استقلال و مدیریت مالی را به نوعی در سن نوجوانی به فرزندش بیاموزد.

    کریمی اضافه کرد: والدین باید شنونده خوبی باشند و در طول روز ساعتی را برای شنیدن حرف‌های نوجوان در نظر بگیرند، شنونده بودن مهارت بسیار سختی است و با تمرین کردن مداوم قابل انجام است.

    این متخصص روانشناسی سلامت افزود: بسیاری از والدین اهرم غلطی به نام طرد کردن دارند و با این روش مدام نوجوان خود را تهدید می‌کنند، طرد کردن بدترین اهرم ممکن است که نتیجه‌ای جز دوری بیشتر فرزند و روی آوردن او به آغوش باز رفقای ناباب را ندارد.

    وی تصریح کرد: نوجوانی، سنی است که اعتماد به نفس شکل می‌گیرد و والدین نقش بسیار مهمی در شکل گیری آن دارند، والدین بهتر است که دانش خود را درباره تکنولوژی افزایش بدهند چرا که اگر والدین انتظار نظارت بر ابزار مورد استفاده نوجوان را دارند، باید دانش کافی درباره آن داشته باشند.

    کریمی اظهار داشت: تغییرات هورمونی که در سن نوجوانی رخ می‌دهد باعث ایجاد تغییرهای ظاهری، تغییر در خلق وخو، پوشیدن لباس‌های عجیب وغریب، بروز علایق متفاوت و مشاجرات زیاد با والدین و به طور کلی پرخاشگری نوجوانان می‌شود.

    این متخصص روانشناسی سلامت گفت: اولین و مهم‌ترین توصیه‌ای که به والدین می‌شود این است که نباید نوجوانی فرزندان را با نوجوانی خود مقایسه کنند، چراکه نوجوانی آنها مربوط به حداقل دو دهه قبل تر است، و در این دو دهه یک گذار فرهنگی و اجتماعی عظیمی صورت گرفته است، در نتیجه این مقایسه درست نیست.

    وی ادامه داد: والدین باید سعی کنند وضعیت نوجوان خود را درک کنند به این معنا که در درجه اول آگاهی لازم را از تغییراتی که در زمان بلوغ به وجود می‌آید افزایش دهند و با این سن آشنا باشند.

    کریمی اضافه کرد: والدین باید با توجه به تغییرات هورمونی و رفتاری که در این سن اتفاق می‌افتد و شناخت این تغییرات و بحران در حال وقوع در نوجوان، از او توقع و انتظار داشته باشند، روش تربیتی سخت گیرانه در این مرحله روش درستی نیست چراکه باعث می‌شود نوجوان پرخاشگرتر شود و در مقابل پدر و مادر خود مخالفت بیشتری نشان دهد و در نهایت این وضعیت، رابطه را بد و بدتر می‌کند.

    وی گفت: والدین باید در این سن، دوست‌های نوجوان خود را بشناسند و با خانواده‌های آنها آشنا شوند تا بدانند که نوجوان انها با چه افرادی در رفت و آمد است، چراکه نوجوانی سنی است که افراد به راحتی تحت تأثیر همسالان قرار می‌گیرد.

     

    اخبار اقتصادی

  • چگونه بدانیم افسرده ایم/ راه های دور ماندن از افسردگی

    چگونه بدانیم افسرده ایم/ راه های دور ماندن از افسردگی

    طیبه مختاریان، در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: افسردگی روی فکر، عمل و احساسات تأثیرات مخربی دارد، علت به وجود آمدن افسردگی در اشخاص بر حسب سن، جنس و شرایط بیولوژیک آنها متفاوت است.

    وی به علائم افسردگی اشاره کرد و ادامه داد: خستگی، عدم تمرکز، اختلال خواب، اختلال اشتها، کاهش میل جنسی، کاهش کیفیت و توان تصمیم گیری، اجتناب از ملاقات با دیگران و گوشه گیری، اختلال عملکرد در محیط کار و خانواده، خلق بی قرار و عدم لذت در زندگی از جمله مواردی است که اگر فرد دوهفته دچار این وضعیت باشد بی شک در حال تجربه افسردگی است.

    این روانشناس تصریح کرد: افسردگی می‌تواند روی ساختار مغز نیز تأثیر بگذارد، در تصویر برداری مغزی از افراد افسرده، نشان داده شده که لوب فرونتال و هیپوکامپ کوچک می‌شود و پایانه‌های عصبی تغییر حجم می‌دهند، رشته‌های عصبی در قسمتی که مربوط به خاطرات خوب و پاداش است، کاهش یافته و برعکس، در رفتارهای تنبیه و منفی افزایش خواهد یافت.

    مختاریان اضافه کرد: در برخی موارد ما به صورت ارادی افسردگی را انتخاب نمی‌کنیم، مثلاً فردی که تمام تلاشش را کرده و افسردگی او بهبود نیافته، برای خود نسخه می‌پیچید تا خود را درمان کند، موفق نمی‌شود و در نهایت به درماندگی آموخته شده مبتلا خواهد شد، بدین معنی که فکر می‌کند تلاشش بی فایده بوده و هرگز مداوا نخواهد شد و تسلیم افسردگی خواهد شد.

    این روانشناس ادامه داد: متأسفانه اطلاع رسانی در ارتباط با موضوع افسردگی یا دیگر اختلالات، بسیار ناکافی است و افراد آن را مشکل نمی‌پندارند و تصور می‌کنند به مرور زمان برطرف خواهد شد.

    وی در ادامه به تشریح افسردگی پرداخت و گفت: وقتی میزان سروتونین، دوپامین، اکسی توسین واندروفین در مغز کم می‌شود، فرد دچار افسردگی می‌شود. این انتقال دهنده‌ها مسئول شادی ما هستند، در واقع این انتقال دهنده‌های عصبی مغز، باعث تداوم حال خوب در ما خواهند شد.

    وی اضافه کرد: دوپامین، در ما انگیره ایجاد خواهد کرد و این منجر به این می‌شود که ما برای رسیدن به خواسته‌های خود، تلاش کنیم. جالب است بدانید که کمبود دوپامین باعث عزت نفس پایین خواهد شد و فرد به دلایل مختلف، کار خود را به زمان‌های مختلف موکول خواهد کرد. بر طبق تحقیقات، افرادی که این انتقال دهنده در مغزشان کم ترشح می‌شود، به دنبال راحت ترین گزینه برای دست یابی به خواسته شأن هستند یا به عبارتی دوست دارند یک شبه ره صد ساله روند. حالا برای اینکه به طور طبیعی دوپامین در مغز ترشح کنید این که اهداف دست یافتنی انتخاب کنید و پله پله پیش روید تا با هر موفقیت کوچک، مغزتان پاداش دریافت کند و دوپامین ترشح شود.

    مختاریان گفت: به یاد داشته باشید بعد از رسیدن به هدف نهایی و بزرگ، پس از ترشح مقدار زیادی دوپامین، این انتقال دهنده قطع خواهد شد، بنابراین به هوش باشید بعد از موفقیت، حتماً هدف جدیدی در ذهن داشته باشید. احساس انزوا در افسردگی به دلیل کاهش سروتونین است، اگر می‌خواهید سروتونین در بدنتان ترشح شود، کارهای گروهی انجام دهید، همچنین نور آفتاب باعث تولید سرونین می‌شود.

    وی با بیان اینکه شکرگزاری باعث جلوگیری از افسردگی می‌شود افزود: تمام چیزهایی که در زندگی دارید را بنویسید و بابت این داشته‌ها شاکر باشید، این روند باعث می‌شود سروتونین در بدن ترشح و حالتان بهتر شود.

    این روانشناس ادامه داد: اکسی توسین باعث ایجاد ارتباط و صمیمیت خواهد شد، در هنگام در آغوش کشیدن، هدیه گرفتن این هورمون افزایش خواهد یافت. ترشح اندروفین باعث کاهش اضطراب خواهد شد، همان هورمونی که بعد از ورزش طولانی یا خندیدن واقعی یا تصنعی، حالتان را عالی می‌کند.

    وی افزود: از نظر بالینی اثبات شده که ورزش‌های منظم، یوگا و مدیتیشن برای افرادی که افسردگی حاد ندارند، مانند قرص ضد افسردگی عمل می‌کند. دقت کنید که در اختلال افسردگی حاد باید از دارو درمانی استفاده کرد، یعنی زمانی که کارکرد شما در فعالیت‌های روزانه مختل شود. باید دارو درمانی در کنار روان درمانی انجام شود.

     

    اخبار اقتصادی

  • ششمین جشنواره بین المللی عکس سلامت روان برگزار می شود

    ششمین جشنواره بین المللی عکس سلامت روان برگزار می شود

    ششمین جشنواره بین المللی عکس سلامت روان برگزار می شود

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، حمید انصاری، گفت: این جشنواره در سه موضوع آزاد، سلامت روان و کووید ۱۹ توسط دانشگاه علوم پزشکی زنجان و با مشارکت دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت و نمایندگی فدراسیون بین المللی هنر عکاسی (فیاپ) برگزار می‌شود.

    وی افزود: مهلت ارسال آثار به این جشنواره تا تاریخ هشتم دی ماه سال جاری بوده و نمایشگاه و اهدای جوایز در اردیبهشت ۱۴۰۰ برگزار خواهد شد.

    مدیر روابط عمومی معاونت بهداشت وزارت بهداشت در پایان اظهار داشت: علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و همچنین ارسال آثارمی توانند به پایگاه اطلاع رسانی جشنواره به آدرس
    http://www.mentalhealthexhibition.ir
    مراجعه نمایند.

     

    اخبار اقتصادی

    |بلیط اتوبوس , بلیط هواپیما , بلیط قطار | خرید شارژ , خبر فوری , درج آگهی رایگان

  • آمار کرونا روزانه یکبار رصد شود

    آمار کرونا روزانه یکبار رصد شود

    آمار کرونا روزانه یکبار رصد شود

    به گزارش خبرگزاری مهر، نجمه الملوک امینی، افزود: رسالت واحد ما آموزش نکات بهداشتی و ارتقای سواد سلامت مردم است.

    وی با عنوان این مطلب که کووید ۱۹ با رفتار مردم ارتباط تنگاتنگ دارد، گفت: این بیماری روی شرایط اقتصادی و روانی مردم تأثیر زیادی داشت و ما در توصیه‌هایی که می‌کردیم باید تمام جوانب را می‌سنجیدیم.

    امینی ادامه داد: بحران کرونا در کنار ناراحتی‌هایی که ایجاد کرد تجربه‌های زیادی را به ما آموخت. در بحث سلامت استفاده بی رویه از فضای مجازی را توصیه نمی‌کنیم اما باید از این بستر استفاده کنیم و پیام‌های معتبر را به مردم برسانیم.

    وی افزود: به مردم توصیه می‌کنیم آمار کووید ۱۹ را در روز یک بار رصد کنند.

    امینی گفت: همچنین قبل از آنکه پیامی را برای دیگران ارسال کنید، از اعتبار علمی آن مطمئن باشید.

  • سهم والدین از ناراحتی های پنهان فرزندان/تبعات روانی سرزنش دیگران

    سهم والدین از ناراحتی های پنهان فرزندان/تبعات روانی سرزنش دیگران

    سهم والدین از ناراحتی های پنهان فرزندان/تبعات روانی سرزنش دیگران

     

    مریم داودوندی متخصص مشاوره روانشناسی، در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: اغلب افراد در برابر برخی از رفتارهایشان، پیوسته خود را سرزنش می‌کنند درحالی که خودسرزنشگری راهکاری است که از والدین و اطرافیان در ما به یادگار باقی مانده است. در واقع هرچه والدین و اطرافیان کودک، شخصیت‌های سرزنش کننده تر و سخت گیرتری داشته و به نوعی کودک را آماج حملات بیشتر و شدیدتری قرار دهند، کودک با درونی کردن این رفتارها، خود نیز به سرزنش کننده اصلی خودش تبدیل خواهد شد.

    وی تصریح کرد: برخی والدین و مراقبین به جای آنکه درباره اشتباه رخ داده شده و پیامدهای آن به کودک توضیح دهند و او را نسبت به خطرات و تبعات آن آگاه سازند، اقدام به زیر سوال بردن شایستگی و شخصیت فرزندشان می‌کنند، به طور مثال کودکی که با توپ بازی، به عمد شیشه‌ای را می شکند؛ والدین به جای اینکه درباره علت این رفتار کودک صحبت کنند و تبعات آن را به وی توضیح دهند، شروع به برچسب زنی به شخصیت کودک کرده و با کلماتی نظیر بی دقت، نادان و غیره به شخصیت و اعتبار او توهین و به نوعی یک اشتباه را با شخصیت کودک گره می‌زنند.

    این متخصص روانشناسی با بیان اینکه سرزنش کردن در ذهن بسیاری از افراد درونی سازی شده است، افزود: سرزنش خود، وقتی توسط کودک درونی سازی شود، تبدیل به عادتی مخرب در ذهن خواهد شد، به طوری که بعدها و حتی در دوران بزرگسالی، وقتی مرتکب اشتباهی می‌شود، به جای بررسی عوامل متعدد مؤثر در بروز رخداد، درس گرفتن از آن و تلاش برای اصلاح عملکردها، شخصیت خود را به واسطه آن اشتباه زیر سوال می‌برد و سبب رنج نهانی درونی خویش خواهد شد.

    داودوندی ادامه داد: برخی از این افراد گاه به واسطه قدرت دادن به بخش سرزنشگر درونی خود، به شدت اعتماد به نفس خود را تضعیف نموده و به جای مواجه شدن با مشکلات و برخورد مناسب با آنها، بطور ناخودآگاه به راهکارهای ناکارآمدی از جمله عدم تلاش و یا تصمیم گیری صحیح متوسل شده و به صورت مداوم خود را در معرض اشتباهات و خطاهای بیشتر و بیشتر قرار می‌دهند، و این راهی خواهد شد که به گونه‌ای بی رحمانه و مداوم خود را نقد و یا فرصتی به دیگران می‌دهند تا آنها را به دلیل نوع رفتارشان سرزنش کنند.

    این متخصص روانشناس اضافه کرد: افرادی که به طور پیوسته خود را سرزنش می‌کنند به دلیل پایین بودن اعتماد به نفس، خود تحقیری و البته به واسطه عدم مواجهه صحیح با شکست‌ها و اشتباهات، هرگز از عملکردهای پیشین خود درس عبرت نمی‌گیرند از این رو احتمال بروز یک اشتباه تکراری در زندگی آنها بسیار زیاد است.

    وی با اشاره به اینکه سرزنش کردن توسط والدین و یا خود سرزنش گری باعث جلوگیری از خطا نمی‌شود، افزود: باید توجه داشت که دیکته نانوشته غلط ندارد، بنابراین کسی که برای دستیابی به خواسته‌های خود در زندگی تلاش می‌کند و با جدیت و خودباوری در مسیر پیشرفت و ترقی گام بر می‌دارد نسبت به افرادی که هیچ گونه تلاشی نمی‌کنند و یا از مواجهه با تجارب جدید دوری می‌کنند، با شکست‌ها و اشتباهات بیشتری مواجه می‌شود. ضمن اینکه هرچه فرد از نظر جایگاه، اعتبار و مسئولیت، رشد کند، امکان روبرو شدن با مسائل پیچیده‌تر که نیازمند تصمیم گیری های حساس‌تری است بیشتر خواهد شد و امکان دارد که در امر تصمیم گیری با اشتباهاتی نیز مواجه شود پس به جای سرزنش کردن خود باید روی اشتباهات تمرکز کرده تا از تکرار آنها جلوگیری شود.

    داودوندی خاطر نشان کرد: انسان‌های موفق و عاقل هرگز از اشتباه و شکست استقبال نمی‌کنند. آنها تمام دقت، دوراندیشی و جدیت خود را به کار می‌گیرند تا حتی المقدور از بروز شکست در زندگی یا فعالیت‌های شغلی خود جلوگیری کنند. اما از آنجایی که برخی از اتفاقات در آینده می‌تواند قابل پیش بینی باشد پس به جای خود سرزنشگری، می‌توان مهارت‌های لازم را برای برخورد با مشکلات آموخت.

  • سلامت روان؛ حاصل ارتباط با دیگران است

    سلامت روان؛ حاصل ارتباط با دیگران است

    سلامت روان؛ حاصل ارتباط با دیگران است
    سلامت روان؛ حاصل ارتباط با دیگران است

    ایسنا/خراسان رضوی نتایج تحقیقات نشان می‌دهد، محدودیت‌هایی که برای حفظ فاصله اجتماعی در همه‌گیری کنونی قرار داده‌شده است، فشار سنگینی بر افراد دارای اختلالات خلقی تحمیل می‌کند، زیرا ارتباط پایدار و مداوم برای این افراد بسیار مهم است.

    به گزارش پرسویت، محدودیت‌های اجتماعی برای کنترل بیماری کووید- ۱۹ به‌طورکلی زندگی بیشتر مردم استرالیا را مختل کرده است و در ملبورن به دنبال افزایش دوباره موارد ابتلا، مردم خانه‌نشینی برگزیدند. افراد ناگهان خود را تنها و منزوی و به‌دوراز امور روزانه و اجتماعاتی مانند جمع همکاران یافتند و بسیاری اضطراب را تجربه کردند؛ خواه اضطراب ابتلا به ویروس خواه از دست دادن شغل و درآمد، اما این مورد بیشترین فشار را بر بیماران دارای اختلالات خلقی مانند افسردگی و دوقطبی گذاشته است. برای این افراد ارتباط مداوم با روان‌درمانگر برای کنترل شرایط بسیار مهم است.

    تحقیقی که بر روی ۴۵۰۰ نفر در ماه آوریل در استرالیا انجام شد، بیانگر میزان آسیب‌پذیری این گروه است.

    نتایج این تحقیق نشان داد که در مقایسه با کل جمعیت، سلامتی روان شرکت‌کنندگان با اختلالات خلقی ۱۵ درصد، بیشتر از سایرین از محدودیت‌ها آسیب‌دیده بود. ۲۰ درصد از این گروه اعلام کردند که دورکاری برای آنان تقریبا دو برابر بقیه سخت است. این در حالی است که ۶ درصد استرالیایی‌ها، حدود یک و نیم میلیون نفر، دارای اختلالات خلقی هستند.

    به گفته سرپرست گروه تحقیق دانشگاه ملبورن فاصله اجتماعی خصوصا برای افراد دارای اختلالات خلقی سخت خواهد بود، زیرا آنان باید به‌راحتی بتوانند با روانشناس خود ارتباط داشته باشند و کارهای روزانه آنان نیز باید باثبات باشد و الگوی خواب و ریتم اجتماعی خاصی را رعایت کنند.

    وی افزود: ” اگر شما به دلیل رعایت فاصله اجتماعی به‌طورمعمول ورزش نکنید، نخوابید یا غذا نخورید، قطعا به‌سلامت روان شما صدمه وارد خواهد شد. اگر با دیگران ارتباط اجتماعی نداشته باشید و نتوانید درباره مشکلات خود با دیگران صحبت کنید، شرایط شما بدتر نیز می‌شود.”

    برای افراد با اختلالات خلقی خوابیدن، قدم زدن در هر زمان از روز و استفاده از نور خورشید در فضای آزاد اهمیت زیادی دارد، اما شیوع کووید -۱۹ فعالیت‌های روزمره افراد را تحت تاثیر قرار داده است.

    انتهای پیام

  • شگفتی دوره‌های ۷ ساله زندگی انسان؛ برای عاشق شدن تا ۴۲ سالگی صبر کنید

    شگفتی دوره‌های ۷ ساله زندگی انسان؛ برای عاشق شدن تا ۴۲ سالگی صبر کنید

    بنابراین اگر تا به حال فکر می‌کردید تغییرات قابل توجه جسم و روح و ذهن‌تان فقط مربوط به انتقال از مرحله نوزادی به کودکی یا از کودکی به نوجوانی است، در اشتباه هستید زیرا این تغییرات مدام درحال رخ دادن هستند، هرچند ما توجهی به آن‌ها نداشته باشیم. «رودلف اشتاینر»، فیلسوف، ‌اندیشمند اجتماعی و روان شناس اتریشی با همراهی یک تیم متخصص و پس از تحقیقات عمیق، زندگی هر انسان را به مراحل هفت ساله‌ای تقسیم کرده است که هر مرحله، تغییر و تحولاتِ چشمگیرِ خودش را دارد و مهم است درباره آن، آگاهی داشته باشیم. آن چه در ادامه می‌خوانید نتایج بررسی‌های او است که می‌تواند نکات زیادی درباره گذشته و آینده‌ به ما بیاموزد.

    تولد تا ۷ سالگی؛ ناخودآگاه  شکل می‌گیرد
    اولین دوره تکامل، از تولد تا هفت سالگی است. در این دوره  مبنای سازوکار ذهن  شکل می‌گیرد. هرچند در همین دوران هم، ذهن دارای خلاقیت، هوشمندی و شخصیت است اما توسعه و  تطبیق نیافتن بدن با محیط و ابزارهای زندگی، آن را دچار محدودیت می‌کند. انگیزه  و رفتارهای کودک در این سنین را غرایزی مثل گرسنگی، درد و نیاز به محبت و حمایت شکل می‌دهد. بر این اساس، بسیاری از واکنش‌ها و رفتارهای ناخودآگاه فرد در این دوره و تحت تاثیر محیطی که در آن رشد می‌کند شکل می‌گیرد. به عنوان مثال بومیان قبیله‌ای وقتی یک سوسک چاق را می‌بینند خوشحال می‌شوند چون به چشم غذا به آن نگاه می‌کنند، اما فردی که در یک محیط شهری رشد کرده است با دیدن سوسک احساس چندش و ترس می‌کند. مهم است بدانیم این واکنش‌ها در مرحله کودکی در هر دوی این افراد شکل گرفته است. در این سنین غده تالاموس بزرگ‌تر است و مفاهیم اولیه  و درست و نادرست بودن را در ذهن ما ایجاد می‌کند. بعد از این دوران تالاموس کوچک و این مفاهیم به کدهای اخلاقی که ما با آن‌ها زندگی می‌کنیم تبدیل می‌شود. جدای از همه این‌ها در این مرحله از زندگی است که درک اساسی ما از وجود چیزی به عنوان «من» شکل می‌گیرد.

    ۷ تا ۱۴سالگی، احساسات را می‌شناسیم
    در این سنین ما شروع به ربط دادن مسائل مختلف به احساسات‌مان می‌کنیم؛ یعنی به‌شکل خودآگاه متوجه می‌شویم هر مسئله‌ای ممکن است چه تاثیر روانی بر ما بگذارد و باعث بروز چه احساساتی شود. ضمن این که در همین سن، دندان‌های شیری می‌افتد و تغییرات جسمی مربوط به بلوغ آغاز می‌شود. ‌اندازه غده تالاموس به تدریج کاهش می‌یابد و ما براساس کدهای اجتماعیِ محیطی که در آن متولد شده و رشد کرده ایم به درک بهتری از قابل قبول یا غیرقابل قبول بودنِ مفاهیم می‌رسیم. کودک یاد می‌گیرد که دنیای درونش را شکل و به آن سرو سامان بدهد. این دنیای درونی، شامل تعریفی که فرد از «قهرمان» دارد، درک و دریافت او از خطرات جهان و ایجاد یک تخیل قوی می‌شود.

    ۱۴ تا ۲۱ سالگی؛ جنس مخالف را  کشف می‌کنیم
    در این مرحله، ما به شکل تازه‌ای درباره خودمان کنجکاو می‌شویم، رابطه جدیدی با زندگی پیدا می‌کنیم و راجع به خودمان آگاه‌تر می‌شویم. آشنایی با علم و هنر شامل موسیقی، نقاشی، ادبیات و ایجاد روابط با دیگران بر پایه‌های جدید، باعث می‌شود گستره عواطف مان در همه جهات توسعه یابد. جنس مخالف را «کشف» می‌کنیم؛ به این درک می‌رسیم که جنس مخالف برای مان تمایلات و انگیزه‌های خاصی با خود به همراه دارد و این  انگیزه‌ها به تمایلاتی محوری تبدیل می‌شود. به دلیل شکل گیری احساسات جدید، بسیاری از افراد در این سنین درباره روابط موجود در زندگی شان یا باورهایی که با آن بزرگ شده‌اند دچار تردید می‌شوند. همراه با حس استقلالی که در ۲۱ سالگی ایجاد می‌شود، در پایان این دوره انتظار می‌رود فرد مسیر زندگی خود را پیدا کرده یا دست کم این پرسش برایش مطرح شده باشد که مسیر زندگی اش چه مسیری خواهد بود.

    ۲۱  تا ۲۸ سالگی، خودمان را پیدا می‌کنیم
    در این مرحله اصلاح و بازآرایی افکار و احساسات شکل می‌گیرد و ما برای ورود به مرحله بزرگ سالی آماده می‌شویم. حالا زیرساخت‌های شخصیت اجتماعی ما شامل مدرک تحصیلی، جایگاه شغلی، میزان درآمد و… ساخته شده و روابط جدیدی وارد زندگی مان شده است و ما انرژی زیاد و امید فراوانی برای ساختن آینده داریم. همزمان، به درک و بصیرت می‌رسیم و به اهمیت مدارا و سازگاری در روابط با دیگران که به نفع هردوطرف باشد و احساس استقلال دوطرف نیز از بین نرود پی می‌بریم. همچنین در این مرحله مشکلاتی که در دوران کودکی داشته ایم آثار خود را بروز می‌دهند و ما- گاهی حتی بدون این که متوجه شویم- با مشکلات و چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنیم که سال‌ها با آن‌ها همراه بوده ایم. این مشکلات و چالش‌ها معمولا درپی نحوه هدایت و مدیریت روابط مان با افراد بروز می‌کند و هرچند ما را با چالش مواجه می‌کند اما زمینه‌ای برای رشد فردی ما نیز فراهم می‌سازد.

    ۲۸   تا ۳۵ سالگی؛ خلاقیت‌مان شکوفا می‌شود
    با گذشت سال ها، تغییراتی که بدن و روح و جسم‌مان تجربه می‌کند، کمتر و کمتر به چشم می‌آید اما همچنان وجود دارد. بیشتر افراد در این مرحله خلاقیت بیشتری نسبت به مراحل قبلی زندگی از خود بروز می‌دهند و محققان و مخترعان معمولا در این سنین به اوج خلاقیت و اکتشافات خود می‌رسند. بسیاری از معلمان فکر و اخلاق بشریت در طول تاریخ، در این سنین به حقایق بزرگ رسیده‌اند. محققان می‌گویند دلیل این موضوع این است که مغز ما حول و حوش ۳۵ سالگی به اوج فعالیت خود می‌رسد. در این سال‌ها ما به این درک می‌رسیم که احساسات‌مان چگونه در طول سال‌ها شخصیت مان را شکل داده‌اند. همچنین در این دوره است که بر اساس آن چه که خانواده، دوستان و جامعه  به عنوان باورهای درست به ما آموخته‌اند، شروع به تفکیک آن چه که برایمان مناسب است و آن چه که ممکن است نامناسب و ناخوشایند باشد، می‌کنیم.

    ۳۵  تا ۴۲ سالگی؛ تجربه بحران و بی‌قراری
    بسته به شرایط زندگی تا این سن، بیشتر آدم‌ها در این دوره یک‌جور احساس بی‌قراری را تجربه می‌کنند. معمولا در این سنین، یک تمایل ناگهانی برای به اشتراک گذاشتن دانسته‌ها و تجربیات زندگی با دیگران در افراد به وجود می‌آید و فرد احساس می‌کند که باید اثری از خود در جهان به جا بگذارد. در این سنین افراد در جایگاهی قرار می‌گیرند که می‌توانند به شکلی بی طرفانه و بدون خشم، نتایج انتخاب‌های شان در زندگی شامل  رشته تحصیلی، روابط، کار، عادت‌ها و شیوه‌های تعامل با دیگران  را به طور عینی بررسی  و سعی کنند تغییرات کوچکی برای کمک به بهبود سبک زندگی شان ایجاد کنند و در این مرحله از زندگی است که ما کم کم درک می‌کنیم چه چیزهایی در زندگی واقعا راضی مان می‌کنند وچه چیزهایی برای مان راضی کننده نیست. دستاوردهای ذهنی فرد هم حول و حوش همین دوره خود را نشان می‌دهد و راه‌هایی برای ابراز شدن می‌یابند.

    ۴۲  تا ۴۹ سالگی؛ رسیدن به درکِ تازه‌ای از عشق
    فقط در این مرحله است که مغز و روح همه تجربیاتی را که تاکنون به دست آمده هضم می‌کند و این روند، با خودش میل به حرکت در یک مسیر جدید و کسب تجربه‌های جدید را به همراه می‌آورد. اگر تا این مرحله کسی نتوانسته باشد تاثیری بر جهان به‌جا بگذارد، پس از این قطعا همه تلاش خود را برای این کار خواهد کرد. با این حال، در این مرحله، بسیاری از مردم احساس می‌کنند که به انتهای راه رسیده‌اند و بر همین مبنا عمل می‌کنند و  اگر احیانا بر مبنای این احساس عمل نکنند، این احساس ازبین نمی‌رود و مدتی بعد با شدت بیشتری بازخواهد گشت. همچنین در این مرحله درک ما از مفهوم «عشق» به بلوغ می‌رسد و ما می‌آموزیم که چگونه بدون هیچ گونه چشمداشتی عشق بورزیم. اگر این اتفاق رخ ندهد معنایش این است که فرد هنوز درگیر چالش‌های مراحل قبلی است. شاید تعجب کنید اگر بدانید بسیاری از ما تا این مرحله هنوز گرفتار ترس‌ها و عواطف دوران کودکی هستیم! برخی افراد نیز در این مرحله نقش کلیشه‌ای را که تاکنون در جامعه داشته‌اند رها می‌کنند و  زندگی شان را در مسیر جدیدی قرار می‌دهند.

    ۴۹  تا ۵۶ سالگی؛ سازگاری با شرایط جسمی جدید
    در این سنین ما با وجود افول سلامت جسمی به اوج سلامت روحی و روانی خود می‌رسیم. درواقع افول سلامت جسمی باعث می‌شود بیشتر به درون مان توجه کنیم. هرگونه مشکل شخصیتی در این مرحله می‌تواند بسیار استرس زا باشد. همچنین در این مرحله، ما باید یاد بگیریم که با خودمان به شکل جدیدی زندگی کنیم، با بدن جدید و سالمندمان سازگار شویم و درک کنیم که عادت‌های مضری که تاکنون کسب کرده ایم، یک شبه از بین نخواهند رفت. اگر تا این مرحله موفق نشده‌ایم به اهداف خود برسیم، ممکن است دچار افسردگی شویم اما باید باور داشته باشیم که هنوز سال‌های زیادی از زندگی باقی مانده است.

    ۵۶تا۶۳ سالگی؛ من کی هستم؟
    در این سنین ذهن تقریبا آرام می‌شود و ما شخصیتی را که داریم می‌پذیریم. با این حال، در این مرحله بسیاری از مسائلی که تاکنون پنهان بوده‌اند- به عنوان مثال محدودیت‌هایی که برای خود ایجاد کرده ایم-  آشکار می‌شوند و ما اکنون می‌خواهیم خود را از آن‌ها خلاص کنیم. زندگی هم در این مرحله تغییر می‌کند، شرکت در فعالیت‌های گروهی برای مان سخت می‌شود و روابطی که تاکنون ما بخشی از آن بوده ایم، نیاز به ارزیابی دوباره پیدا می‌کنند. کارل یونگ، روان پزشک و نیچه نویسنده  و فیلسوف، فرضیه‌های کاملی درباره این مرحله از زندگی ارائه کرده‌اند. مطرح شدن سوال «من کی هستم؟» در این سن، باعث می‌شود ما نگاه عمیق تری به روح مان داشته باشیم. هرچند  همه این شرایط را تجربه نمی‌کنند، اما این دوره مهم‌ترین مرحله کشف خود برای بیشتر افراد است. رسیدن به چنین درکی از خود اغلب همراه با درد است، اما این درد برای درک و پذیرش جزئیاتی درباره این که ما که هستیم و رسیدن به انتخاب‌های آگاهانه جدید لازم است.

    ۶۳  تا ۷۰سالگی؛ فرصتی برای مرگ‌اندیشی
    در این سنین، ما راحت‌تر می‌توانیم دیگران را همان طور که هستند بپذیریم؛ تفاوت‌های خودمان با آن‌ها را مثبت ارزیابی می‌کنیم و بیشتر از این که بدی‌های دیگران را ببینیم، خوبی هایشان را می‌بینیم. همچنین در این مرحله می‌توانیم درک کنیم که بیشتر انتخاب‌هایی که تاکنون داشته ایم تحت تاثیر عوامل خارجی بوده‌اند و حالا که این فشارهای خارجی ازبین رفته‌اند ما ناگهان احساس می‌کنیم   راه‌ها و انتخاب‌های زیادی پیش روی مان قرار داشته و دارد. اگر در گذشته با مشکلات و ضعف‌های درونی مان درست مقابله نکرده باشیم این دوره برای مان گیج کننده خواهد بود. همچنین در این دوره  به مرگ بیشتر فکر می‌کنیم و خواهان  فاصله گرفتن از دنیای اطراف مان هستیم.

    ۷۰  تا ۷۷ سالگی؛   رضایت از موهبت زندگی
    در این سنین متوجه جنبه‌های پنهان شخصیتمان که تاکنون آن‌ها را نادیده گرفته بودیم خواهیم شد. احساس عشق بی قید و شرط در ما رشد می‌کند و اگر چه بدن به تدریج ضعیف می‌شود، اما روح قوی‌تر می‌شود و نفوذ ما در نزدیکان مان افزایش می‌یابد. اگر قبل از رسیدن به این سن با آسیب‌هایی که در زندگی تجربه کرده ایم به شیوه سالمی برخورد کرده باشیم، برای ورود به این مرحله آماده خواهیم بود و در آن به آرامش خواهیم رسید. در این مرحله اتصالمان به گذشته جهان، اجدادمان و تاثیرات آن‌ها بر خودمان را احساس می‌کنیم و همه مقوله‌های چالش برانگیز مانند عشق یا هدف زندگی، کاملا واضح و شفاف برای مان جلوه خواهد کرد. حتی اگر نگاه به گذشته باعث شود که احساس تاسف کنیم، باید به یاد داشته باشیم چیزی به عنوان «زندگی کامل» وجود ندارد. ما به لطف موفقیت‌هایی که بیشتر از شکست‌های مان بوده‌اند به این نقطه و به این سن رسیده  و سفر ویژه، چالش برانگیز و رضایت بخشی را تجربه کرده ایم.

    ۲۳۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • این مطلب را حتما بخوایند/ شخصیت مردان و زنان اطرافمان را چگونه بشناسیم؟

    این مطلب را حتما بخوایند/ شخصیت مردان و زنان اطرافمان را چگونه بشناسیم؟

     

    این مطلب را حتما بخوایند/ شخصیت مردان و زنان اطرافمان را چگونه بشناسیم؟

     

    براساس علم شخصیت‌شناسی، “کهن‌الگوها” رفتارهای غریزی هستند که به منظور درک پدیده‌ها به صورت ازلی و ناآشکار در انسان وجود دارند؛ به عبارت دیگر کهن الگوها ساختار بنیادین شخصیت هر فرد چون پایگاه طبقاتی، مذهب، تجارب زندگی، ظاهر جسمانی، رنگ و بوی خاص و هوش را شرح می‌دهد. شناخت این شاخه از علم روانشناسی موجب می‌شود تا بتوانیم شناخت بهتری از خصوصیات درونی خود پیدا کنیم. در همین راستا دکتر گوهریسنا انزانی- روانشناس متخصص در گفت‌وگو با ایسنا معتقد است که شناخت کهن الگوهای مردان و زنان موجب درک هر فرد از خود و نوع برقراری ارتباطش با دیگران می‌شود، این الگوهای رفتاری وسیله‌ای برای فهم انگیزه‌های اجباری، اضطراب‌ها، افسردگی‌ها، رضایت‌مندی‌ها و… را برای هر فرد فراهم می‌کند.

    به گفته رئیس کلینیک تنفس دوباره رفتارها و نگرش‌های فرد ابتدا با استعدادهای درونی و ذاتی در قالب شیوه‌های کهن الگویی شکل می‌گیرند و سپس مورد تایید یا تکذیب دیگران قرار می‌گیرند و باعث اضطراب، غرور یا شرمندگی فرد می‌شوند. اگر کهن الگوی فرزند با کهن الگوی والدین مطابقت نداشته باشد باعث ناامیدی و خشم والدین می‌شود که این خشم موجب منزوی شدن فرزندان خواهد شد، البته اگر والدین بتوانند کهن الگوها را بشناسند و مهارت‌های زندگی لازم را برای پرورش فرزند خود آموزش ببینند می‌توانند اعتماد به نفس فرزندان را افزایش دهند و باعث رشد تمام استعدادهای درونی فرزند خود شوند که در نهایت رضایت‌مندی و آرامش را برای فرزندشان به ارمغان خواهد آورد.

    به گزارش ایسنا، افراد معمولا بیش از یک تیپ شخصیتی دارند و کهن الگوها در شرایط متفاوت زندگی به شیوه های متفاوت ظاهر میشود که برای رسیدن به تعادل نیاز است با کهن الگوها آشنا شده و تمام کهن‌الگوها را با تعادل در درون خود رشد دهیم و در مواقع نیاز از آنها استفاده کنیم. کهن الگوها به دو گروه اصلی “مردانه” و “زنانه” تقسیم می‌شوند که دکتر انزانی هر یک از زیر مجموعه‌های گروه‌ها را اینطور تشریح کرد:

    کهن‌الگوهای مردانه:

    این مردان سخن‌ور اما حقه‌باز  به نظر می‌رسند
    1- گروهی از مردان ارتباطات اجتماعی و روابط عمومی بسیار بالایی دارند. آنها به راحتی سخن‌وری می‌کنند بطوریکه در مکالمه و مذاکره بسیار پر قدرت هستند اما گاها حقه‌باز به نظر می‌رسند. آنها ذهنی سریع و پویا دارند و اغلب خوش‌شانس و عاشق رویاپردازی هستند، روان و ساده سخن می‌گویند، موقعیت‌های مختلف را به راحتی درک می‌کنند، از هوشی بیش از حد نرمال برخوردارند، معمولا در جمع‌های غمگین با سخنانی دلچسب و دلنشین دیگران را خوشحال می‌کنند، بازیگران موفقی هستند که به محض ورود در هر جمعی همه را شاد و خوشحال می‌کنند، به راحتی زبان‌های مختلف را یاد می‌گیرند و بسیار خوش سفر هستند. اما این تیپ شخصیتی علاقه‌ای به ازدواج ندارند و از تاهل و مسئولیت، حس مالکیت و وابستگی به زنان گریزان‌اند زیرا دوست ندارند قید و بندی در روابط زناشویی داشته باشند و ترجیح می‌دهند که در لحظه زندگی کنند. آنها چندان به نتایج کارهای خود فکر نمی‌کنند و نمی‌توانند نظم و قاعده را به فرزندان خود آموزش دهند اما با فرزندان‌ خود به خوبی بازی می‌کنند و زندگی آنها در کنار فرزندانشان سرشار از هیجان خواهد بود.

    این مردان منظم هستند

    ۲- در کهن الگوهای مردانه دسته‌ای از مردان هستند که در گروه “برادرانه” قرار می‌گیرند، این افراد بسیار منظم، قانونمند، مبادی آداب، برنامه‌ریز، هدفمند، پیگیر، با اراده، متفکر، منطقی و برونگرا هستند. آنها بسیار رسمی صحبت می‌کنند، در زمان‌های مختلف تعادل خود را حفظ می‌کنند، سعی می‌کنند همیشه خود را با قوانین و مقررات جامعه تطبیق دهند و تلاش می‌کنند در هر زمینه‌ای به استادی برسند. آنها به تفکر بیش از احساس بها می‌دهند و حتی اگه درآمد کمی داشته باشند می‌توانند به خوبی آن را بودجه‌بندی کنند. این تیپ از شخصیت مردان در زمان ازدواج سعی می‌کند در رابطه زناشویی برای همسرشان امنیت ایجاد کنند. آنها پدران خوبی هستند و سعی می‌کنند با قوانین منصفانه با فرزندشان ارتباط برقرار کنند. سخت‌کوشی و اراده از ویژگی‌های بارز این مردان است.

    کدام مردان ممکن است همسر خود را کتک بزنند؟

    ۳-گروه دیگری از مردان دارای تیپ شخصیتی “جنگجو” هستند. این دسته از مردان با دیگران به صورت عصبانی و تند برخورد می‌کنند. به نظر می‌رسد آنها از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند این درحالیست که آنها گستاخ، فعال و احساساتی هستند و در موقعیت‌های مختلف واکنش بسیار سریعی از خود بروز می‌دهند و این رفتار غالبا برای آنها مشکل ساز می‌شود. آنها اغلب عصبانی می‌شوند، فریاد می‌کشند و در درگیری‌ها کتک‌کاری و فحاشی می‌کنند. بدن قوی و نیرومندی دارند و بدون اینکه متوجه باشند معمولاً دست‌هایشان در حالت گره کرده قرار دارد. آنها بسیار پر انرژی، عاشق هیجان و کارهایی مثل موتور سواری و بدلکاری هستند. این دسته از مردان مهارت بسیار بالایی در رانندگی دارند بسیار مهیج و به نظر دیگران خطرناک هستند. با تمام وجود غذا می‌خورند، ولخرج هستند و همه درآمد خود را برای دوستانشان خرج می‌کنند. این تیپ شخصیتی به ازدواج چندان فکر نمی‌کنند و بعد از ازدواج فورا بچه‌دار می‌شوند. آنها با همسر خود رابطه بسیار صمیمانه‌ای برقرار می‌کنند و سن همسرشان برای آنها هیچ اهمیتی ندارد،  هنگام عصبانیت ممکن است ناخودآگاه همسر خود را کتک بزنند و در ارتباط با فرزندان نیز زود عصبانی شوند. با این وجود آنها از نظر احساسی و مالی فرزندان خود را حمایت می‌کنند.

    مردانی که روحیه لطیفی دارند اما قابل اتکا نیستند

    ۴-گروه دیگری از مردان به دنبال عرفان، فلسفه و معنویت هستند. آنها معمولا روح لطیفی دارند، زیبایی‌ها را خوب درک می‌کنند، در زمان حال زندگی می‌کنند، از ذهن و امورات ذهنی فراری هستند و علاقه‌ای به فکر کردن و تحصیل ندارند. این گروه از مردان ممکن است به مصرف مواد مخدر تمایل بیشتری داشته باشند، به راحتی احساسات خود را بروز می‌دهند، به سازهای کوبه‌ای، طبیعت و تفریح بسیار علاقه‌مندند. آنها معمولا با مادر خود رابطه بسیار صمیمی و عمیقی دارند و دوست دارند در آغوش مادر خود به آرامش برسند. تعهدات اجتماعی برایشان بی‌معنی است، تمایل دارند همسرشان نیازهای آنها را برآورده کند اما از او به عنوان همسر توقع زیادی نداشته باشند تا بتوانند فضای شخصی و خصوصی خود را در زمان ازدواج نیز داشته باشند، در واقع این افراد دوست دارند که همسر آنها به عنوان مادر برای آنها ایفای نقش کند. این دسته از مردان رفتارهای کودکانه‌ای دارند و نمی‌توانند به امورات فرزندانشان چندان رسیدگی کنند. آنها گاهی افسرده و گاهی شاد هستند به همین دلیل نمی‌توان به عنوان پدری باثبات و قابل اتکا به آنها تکیه کرد.

    این مردان پدران “غمگینی” هستند

    ۵- برخی دیگر از مردان بسیار درونگرا هستند. آنها ترجیح می‌دهند تنها، منزوی، گوشه‌گیر و به دور از اجتماع باشند و معمولا هر حادثه‌ای را از قبل پیش‌بینی می‌کنند. این دسته از مردان به نظر سنگ‌دل و بی‌رحم‌اند، درک عجیبی از زندگی دارند و به فلسفه تمایل خاصی دارند. از نظر دیگران آنها غمگین و سرشار از تنهایی هستند و بودن در کنار این افراد بعد از مدت کوتاهی اطرافیانشان را خسته می‌کند. درک آنها در تاریکی و سکوت اتفاق می‌افتد و معمولا از لمس شدن به شدت فراری هستند، این درحالیست که آنها برخلاف ظاهرشان ارتباط عاطفی عمیقی با اطرافیان خود برقرار می‌کنند و می‌توانند خود را با همه زشتی‌ها و زیبایی‌هایی که دارند به راحتی ببینند و بپذیرند. ازدواج برای این مردان چندان مهم نیست اما اگر عاشق زنی باشند می‌توانند در کنار او با آرامش زندگی کنند. این افراد در رابطه با فرزندان معمولا پدری غمگین هستند که احساساتی از خود بروز نمی‌دهند. آنها به نظم اهمیت بسیاری می‌دهند و شاید نتوانند به دلیل درونگرایی‌شان ارتباط فرزندانشان را با جامعه به خوبی تنظیم کنند.

    وفادارترین مردان را بشناسید

    ۶- در علم روانشناسی تیپ دیگری از شخصیت مردان به “نوابغ خلاق” معروف‌ هستند. آنها به دنبال صنعت‌گری، استادکاری و اختراع هستند و خیلی زود عصبانی می‌شوند. این دسته از مردان بیزار از جنگ، زودرنج، گوشه‌گیر، احساسی، درونگرا، زحمت‌کش، عاشق تعمیرات و غرق در کارهای خودشان هستند، آنها معمولا وفادارترین تیپ شخصیتی از گروه مردان هستند که گاها خشم درونی دارند و نسبت به تیپ‌های دیگر از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و علاقه شدیدی به صلح و آرامش دارند. این دسته از مردان در برخی موارد یک‌دنده و لجباز می‌شوند و معمولا از ارتباط با والدینشان چندان رضایت ندارند، در بیشتر موارد درگیر سو مصرف مواد و الکل خواهند شد. در حیطه مجسمه‌سازی، نقاشی و خلق آثار هنری بسیاری توانمندند. برای این گروه از مردان ازدواج در عین مهم بودن مشکل ساز است و همسر آنها تنها شخصی است که برای آنها اهمیت دارد بطوریکه بعد از فوت همسرشان وارد رابطه جدیدی نمی‌شوند البته کسب درآمد برای این تیپ بسیار مشکل‌ساز است و ترجیح می‌دهند همسر یا فرزندی نداشته باشند تا مجبور به تامین هزینه‌هایشان نباشند در غیر این صورت نوع ارتباط متناسب با فرزند را نمی‌دانند و اغلب با متلک‌گویی با او ارتباط برقرار می‌کنند.

    این دسته از مردان بیشتر احساسی عمل می‌کنند

    ۷-شخصیت دیگری از مردان با خشم و کینه‌ورزی شناخته شده‌اند. آنها بیشتر احساسی عمل می‌کنند، پدر، حامی و مهربان هستند، به ورزش‌های آبی، غذاهای دریایی و مشاغل مربوط به دریا بسیار علاقه‌مند هستند، اغلب به دیگران کمک می‌کنند اما در این کمک کردن دیگران را به خود مدیون می‌کنند .این تیپ شخصیتی می‌تواند در شعر، نمایشنامه‌نویسی، موسیقی و روانشناسی‌ موفق باشد. این گروه از مردان علاقه‌مند هستند شخصی مهم و در برخورد با دشمن‌هایشان کینه‌توز باشند. در زمان عصبانیت همه‌چیز را به هم می‌ریزند و از حافظه طولانی مدت برای نگهداری مواردی که آنها را اذیت کرده برخوردارند. غذا خوردن برای این دسته از مردان بسیار مهم است و ترجیح می‌دهند به رستوران‌هایی بروند که همه آنها را بشناسند. آنها علاقه زیادی به تشکیل خانواده دارند و در ازدواج به دنبال زنان زیبایی هستند که بتوانند بر آنها تسلط و برتری داشته باشند تا این گونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. این تیپ از مردان فرزندان خود را به خوبی حمایت می‌کنند اما در زمان عصبانیت، گاهی نمی‌توانند خود را کنترل کنند و ممکن است با فرزند خود درگیری فیزیکی داشته باشند.

    خانواده این مردان در رفاه زندگی می‌کنند

    ۸-تیپ دیگری از شخصیت مردان مظهر “قدرت” هستند. آنها رهبر، رئیس و مدیرند، از کنترل و منطق بالایی برخوردارند، به راحتی می‌توانند کسب درآمد و سرمایه‌گذاری کنند. این دسته از مردان از نظر اخلاقی با درایت و جدی هستند و سعی می‌کنند روابط احساسی خاصی با دیگران برقرار نکنند. آنها به محیط پیرامون زندگی‌شان اشراف کامل دارند، تصمیمات خود را قاطعانه عملی‌ می‌کنند، لباس‌های رسمی می‌پوشند و از دید دیگران صاحب‌نظر و باتجربه هستند. برای این تیپ از مردان، تشکیل خانواده یکی از مهمترین هرم‌های قدرت به شمار می‌رود چراکه خانه از نظر آنها قلعه‌ای است که می‌توانند به راحتی نیازهای همسر و فرزندان خود را فراهم کنند تا خانواده‌شان در رفاه کامل زندگی کند. آنها تمایل دارند فرزندان زیادی داشته باشند درحالیکه از نظر احساسی با فرزندان رابطه صمیمانه‌ای برقرار نمی‌کنند.

    و اما کهن‌الگوهای “زنانه”:

     زنانی که جلب توجه می‌کنند

    ۱-در کهن الگوهای زنانه گروهی از زنان مرتب، منظم، آراسته، شاداب،‌ عاشق زیبایی، منحصر به فرد، خالق مد، تنوع‌طلب، عاشق نور، رنگ و شادی هستند. این دسته از زنان همیشه با شور و نشاط درونی خود در تعامل با دیگران هستند به طوری که برای انجام کارهای تکراری نیز از خود خلاقیت نشان می‌دهند. آنها در انتخاب لباس و رنگ دکور خانه رنگ‌های شاد را انتخاب می‌کنند و همیشه در مهمانی‌ها در مرکز توجه قرار دارند با این وجود اما در بسیاری مواقع این تیپ از شخصیت زنان توسط زنان دیگر مورد قبول نیست، چراکه به نظر می‌رسد آنها بسیار جلب توجه می‌کنند و شاید گرایش خاصی نسبت به سایر شخصیت‌ها داشته باشند. ازدواج برای این دسته از زنان سرشار از هیجان اما توام با مشکل به نظر می‌رسد زیرا رعایت قوانین و چهارچوب‌های رابطه‌ای برایشان سخت است. آنها فرزندان خود را دوست دارند، بدون قضاوت با آنها برخورد می‌کنند و می‌توانند روح فرزندان دختر خود را به خوبی درک کنند.

    چه زنانی لجبازند؟

    ۲-تیپ دیگری از زنان در گروه “خواهرانه” قرار دارند. آنها مستقل، هدف‌گذار، عاشق طبیعت، تند خلق، عجول، لجباز، مدافع حیوانات و حقوق زنان و کودکان هستند.  خصوصیات مردانه زیادی دارند، در برابر هرچیز عکس‌العمل‌های آنی و گاهی خشن از خود بروز می‌دهند، عاشق ورزش هستند، در بیشتر مواقع ترجیح می‌دهند از لباس‌های راحتی استفاده کنند و از هر راهی برای رسیدن به اهداف‌شان استفاده می‌کنند. این تیپ شخصیت زنان فاصله زیادی با دیگران برقرار می‌کنند و معمولا علاقه‌ای به ازدواج ندارند، چراکه نمی‌خواهند آزادی آنها تحت سلطه قرار گیرد اما بعد از ازدواج همسر آنها یکی از مهم‌ترین اشخاص زندگی آنها به‌شمار می‌رود به گونه‌ای که نمی‌توانند بعد از ازدواج بدون همسرشان زندگی کنند.

    این زنان خود را “مادری نمونه” می‌دانند

    ۳-گروه دیگری از زنان تنها زمانی به ازدواج و تشکیل خانواده فکر می‌کنند که در این رابطه فرزنددار شوند. آنها خود را مادری نمونه می‌دانند که جز عاقبت فرزند مسئله دیگری برایشان اهمیت ندارد، البته رفتار آنها باعث می‌شود فرزندانشان در سنین جوانی و بزرگسالی قادر به انجام هیچ کاری نباشند. این تیپ شخصیتی برای همه مادر هستند و حتی برای همسرشان نیز مادری می‌کنند.آنها مادرانی خستگی‌ناپذیر، با استقامت، بخشنده اما ویرانگر و در معرض افسردگی هستند. دستپخت بسیار خوبی دارند و از تهیه غذا برای دیگران بسیار لذت می‌برند. ازدواج تنها حکم رسیدن به فرزند را دارد و با ازدواج فرزندان‌شان دچار بیماری‌های شدید جسمانی می‌شوند و تمایل زیادی برای کنترل شدید آنها دارند.

    گروهی از زنان فقط به ازدواج فکر می‌کنند

    ۴- برای این گروه از خانم‌ها مهم‌ترین هدف زندگی ازدواج و پیوند زناشویی است. این دسته از زنان همیشه نسبت به همسرشان وفادار هستند و در صورت از دست دادن همسرشان هیچگاه با مرد دیگری ازدواج نخواهند کرد. روز عروسی برای این دسته از زنان مهم‌ترین روز زندگی‌شان به‌شمار می‌رود چراکه احساس می‌کنند در این روز وارد هویت جدیدی می‌شوند. این تیپ شخصیتی بسیار باسلیقه، کدبانو و خانه‌دار هستند، فرزنددار شدن را جزو وظایف همسری خود می‌دانند اما از نظر عاطفی روابط صمیمانه‌ای با فرزندشان ندارند، بعد از ازدواج از تمام اعضای خانواده و دوستان‌شان فاصله می‌گیرند، برای انجام هر کاری از همسرشان نظر می‌خواهند، هر لحظه همسر خود را کنترل می‌کنند و ترس شدیدی برای از دست دادن همسرشان دارند.

    کدام زنان در کار دیگران دخالت نمی‌کنند؟

    ۵- تعداد دیگری از زنان درون‌گرا، ساکت، آرام، خانه‌دار، کدبانو، دانا، صبور و شکیبا هستند، آنها ساده لباس می‌پوشند و ساده زندگی می‌کنند، احساس کمال و یگانگی درونی در خود دارند و در برابر حوادث و اتفاقات زندگی منطقی و آگاهانه برخورد می‌کنند،  در کار دیگران دخالت نمی‌کنند، عشق بی‌قید و شرطی را برای همسر و فرزندانشان به ارمغان می‌آورند، نگهداری و مراقبت از خانه برایشان امری مقدس به شمار می‌آید و برای بچه‌های فامیل عمه و خاله‌های بی‌نظیری هستند. وظیفه کدبانویی برای این دسته از زنان اولویت زیادی دارد اما برای ازدواج هیچ‌ برنامه‌ریزی خاصی ندارند البته بعد از ازدواج فضا و محیط مناسبی را برای همسران خود فراهم می‌کنند این گروه مادران فوق‌العاده‌ای هستند و با تمام وجود عشق بی‌قید و شرط به فرزندان‌شان هدیه می‌دهند ولی آنها را آزاد می‌گذارند تا در آرامش راه زندگی خود را پیدا کنند.

    با تیپ دختران “بهاری” آشنا شوید

    ۶-تیپ دیگری از زنان مظهر “بهار”ند. آنها دختر، مادر و خواهر هستند، جدایی از مادر یکی از دغدغه‌های اصلی آنها به شمار می‌رود، ترس شدیدی برای از دست دادن مادر خود دارند. آنها انعطاف‌پذیر، آرام، ملایم، دوست‌داشتنی، گاها بی‌مسئولیت، سربه‌هوا و وابسته به مادران خود هستند. این تیپ شخصیتی به رنگ‌های صورتی کمرنگ علاقه دارند، معمولا در اجتماع اظهارنظر نمی‌کنند، نمی‌دانند به چه چیز علاقه‌مند هستند و در هر موردی منتظر اظهار نظر از سوی مادرشان هستند. آنها از پذیرش مسئولیت به شدت فراری‌اند، در مورد ازدواج چندان از خود اطمینان ندارند اما اگر مردی مورد تایید مادرشان باشد وارد رابطه مشترکی می‌شوند ولی همچنان به ازدواج علاقه‌ای ندارند و نمی‌خواهند بار مسئولیت زناشویی را به دوش بکشند. آنها در زمان فرزنددار شدنشان مادران خود را مادران اصلی فرزندشان می‌دانند و خود را دختری می‌دانند که تنها نمایش مادربودن را اجرا می‌کنند به همین دلیل در رسیدگی به امورات فرزندان خود احساس ناتوانی و بی‌عرضگی دارند.

    با شخصیت زنان “منطقی و منضبط” آشنا شوید

    ۷-گروه دیگری از زنان سرشار از عقل و مهارت هستند. آنها دختران تحصیل‌کرده، منظم، مقرراتی، عاقل، منطقی، مدیر، مدبر، نماینده و مدرک‌گرا هستند که تحت فرمان عقل خود عمل می‌کنند و انگیزه رفتاری‌شان از اولویت‌های اصلی آنها به شمار می‌رود. این دسته از دختران معمولا عزیز کرده پدرشان هستند، دوستان و همکارانشان به راحتی با آنها درد و دل می‌کنند، افراد را فارغ از جنسیت در کنار خود می‌بینند، درگیر روابط احساسی نمی‌شوند، در اوج بحران‌های عاطفی با منطق عمل می‌کنند و در انتخاب همسر کاملا منطقی و هوشیار هستند. این تیپ شخصیتی ترجیح می‌دهند با مردان موفق، پرقدرت و فهمیده ازدواج کنند تا امکان فعالیت در عرصه‌های اجتماعی و ادامه‌ تحصیل برایشان فراهم باشد. این دسته از زنان در جهت پیشرفت و ترقی به شدت تلاش می‌کنند و برای تربیت فرزندان خود نیز برنامه‌های هدفمندی دارند و اگر فرزندشان دچار مشکلی شود سعی می‌کنند سریعا با کنترل احساسات آنها را از مشکل دور کنند.

    ۴۲۴۲

    منبع : خبر آنلاین

  • افسردگی فصلی چیست؟

    افسردگی فصلی چیست؟

    افسردگی فصلی چیست؟

     

    وحیدفرنیا با بیان اینکه طبق تحقیقات انجام شده اشعه خورشید بر روی خلق و خوی افراد تاثیرگذار است، گفت: برخی افراد در فصول سرد سال به علت کاهش مدت و شدت تابش نور خورشید دچار افسردگی می شوند. او ادامه داد: این نوع افسردگی که به عنوان افسردگی فصلی شناخته می‌شود علائمی مشابه با سایر افسردگی ها دارد، اما به نسبت از شدت کمتری برخوردار است. فرنیا بی خوابی، بی اشتهایی، کاهش انرژی و کاهش تمرکز و حافظه را از جمله علائم افسردگی فصلی عنوان کرد.

    او با بیان اینکه این نوع افسردگی به طور معمول تکرارشونده است، گفت: افرادی که سابقه ابتلا دارند می دانند مجددا با شروع فصل سرما دچار علائم افسردگی خواهند شد و این حالت عمدتا تکرارشونده است. او با بیان اینکه این نوع افسردگی در میان مردان و زنان به یک میزان شایع است، گفت: عمده موارد بروز این نوع افسردگی در دهه سوم و چهارم زندگی و بیشتر در سنین ۲۵ تا ۳۵ سال دیده می شود. این روانپزشک با بیان اینکه راه های عمومی درمان افسردگی برای این نوع افسردگی هم قابل استفاده است، گفت: تعادل بین کار و تفریح و اختصاص زمانی مناسب برای تفریح می تواند در این زمینه موثر باشد.

    او افزود: همچنین مانند انواع دیگر افسردگی انجام فعالیت های منظم بدنی مثل ورزش های هوازی می تواند در درمان این نوع افسردگی بسیار مفید باشد. فرنیا تصریح کرد: برخی روش های دیگر تخصصی از جمله استفاده از نورهای مصنوعی نیز در درمان این نوع افسردگی استفاده می شود که کمتر رایج است. او افزود: در برخی موارد شدید این بیماری داروهای مخصوص افسردگی با مراجعه به روانپزشک تجویز می شود. فرنیا تصریح کرد: در صورتی که علائم افسردگی به حدی باشد که موجب اختلال در زندگی روزمره افراد شود، فرد باید به روانپزشک مراجعه کند.

    ۴۲۲۳۸

    منبع : خبر آنلاین