برچسب: سبک زندگی

  • ۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

    ۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

    خبرگزاری ایرنا: شاید اگر قدیم‌تر‌ها می‌شنیدیم که اگر بچه‌ها با کتاب مأنوس شوند، احتمال موفقیت و باهوش‌تر شدنشان بیشتر است، تعجب می‌کردیم. کتاب، بیش از آنکه سرگرمی باشد، شخصیت یک بچه را از منزوی بودن به اجتماعی بودن و از زبان محدود به کلمات متنوع سوق می‌دهد. این مطلب را بخوانید تا در مورد اینکه چرا باید بچه‌ها را کتاب‌خوان بار بیاورید و برای شروع این کار باید چه کنید، بیشتر بدانید.

    یکی از مهم‌ترین فعالیت‌هایی که می‌توانید فرزندانتان را به آن ترغیب کنید، کتاب خواندن است. هم سرگرم‌کننده است و هم محرکی برای تفکر و موفقیت‌های زندگی آن‌هاست. کتاب خواندن برای بچه‌ها فقط سرگرمی نیست. آن‌ها همچنین با کتاب خواندن در مورد افراد دیگر، مکان‌ها، ایده‌ها و امکانات بی‌حد و مرز یاد می‌گیرند.

    ۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

    چرا کتاب خواندن برای کودکان مهم است؟

    ۱. واژگان و مهارت‌های زبان را توسعه می‌دهد

    هرچه بچه‌ها بزرگتر می‌شوند، ما روزانه با آن‌ها صحبت می‌کنیم، اما واژگان و مباحثی که در معرض آن قرار می‌گیرند محدود و اغلب تکراری است. خواندن کتاب باعث بهبود واژگان فرزند شما می‌شود و آن‌ها را در معرض انواع مختلف ساختار جمله، سبک‌های نوشتن و روش‌های بیان قرار می‌دهد.

    ۲. بچه‌ها را تشنه دانستن می‌کند

    هنگام خواندن کتاب، بچه‌های شما با طیف گسترده‌ای از موضوعات، فرهنگ‌ها و ایده‌ها آشنا می‌شوند. آن‌ها خواهند فهمید که دانش باید کشف شود. خیلی اوقات آنقدر از محتوای کتاب لذت می‌برند که حتی متوجه نمی‌شوند که درباره یک موضوع خاص، چقدر دانش کسب کرده‌اند.

    ۳. همدلی را افزایش می‌دهد

    خواندن کتاب به بچه‌ها کمک می‌کند تا در مورد افرادی که ارتباط بسیار کمی با آن‌ها دارند، قدردان باشند و با آن‌ها همدلی کنند. آن‌ها به واسطه تجربه کمی که دارند در ارتباط با کتاب تجربه‌های جدید و ارتباطات را می‌آموزند.

    ۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

    ۴. بهترین شکل سرگرمی

    اکنون که فناوری به یک سرگرمی برای بزرگسالان و کودکان تبدیل شده است، نمایش‌های تلویزیونی و برنامه‌های کودکان منابع خوبی برای یادگیری هستند، اما کتاب‌ها مثل همیشه انتخاب بهتری هستند. به جای ساعت‌ها نشستن جلوی تلویزیون کودکانتان را تشویق کنید که کتاب را به عنوان سرگرمی در نظر بگیرد.

    ۵. پیوند‌های قوی بین والدین و فرزندان

    کتاب خواندن فرصت خوبی برای تعامل با فرزندان ماست، برای اینکه در مورد افکارشان در مورد موضوعات کتاب حرف بزنیم و صمیمیت بینمان برقرار شود.

    ۶. مغز کودکان را پرورش می‌دهد

    اگر برای فرزندتان کتاب بخوانید، تفکر انتقادی او را تا حد زیادی پرورش دادید. وقتی بچه‌ها کتاب می‌خوانند، بین کلمات و تفکر بصری آن‌ها ارتباط برقرار می‌شود. برای خوانندگان مبتدی، تصاویر ابزاری مفیدی برای کمک به آن‌ها در درک روایت و درک بهتر هستند.

    ۷. تمرکز را بهبود می‌دهد

    کتاب خوندن به تمرکز نیاز دارد، حتی برای کودکانی که در نشستن هم مشکل دارند و نمی‌توانند آرام و متمرکز باشند. با کتاب خواندن حواس‌پرتی‌ها دور می‌شوند و توان بچه‌ها برای تمرکز بیشتر می‌شود.

    ۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

    ۸. آینده موفق‌تری رقم می‌زند

    مطالعات متعددی نشان می‌دهد که خواندن کتاب برای کودکان در سنین پایین، در موفقیت آنان در مدرسه اثر می‌گذارد. همچنین این موفقیت در محیط کار هم ادامه پیدا می‌کند. کتاب خواندن یک تجربه یادگیری طولانی مدت است که باعث رشد می‌شود.

    ۹. خلاقیت و تخیل را ارتقا می‌بخشد

    فرزندان ما هنگام خواندن یک داستان، با استفاده از خلاقیت و تخیلشان، تصویری از چگونگی درک داستان در ذهن خود ایجاد می‌کنند. هر شخص تصویری متفاوت را در ذهن خود می‌بیند و ممکن است هر بار که همان کتاب را می‌خواند، تصویر ذهنی او هم تغییر کند. غوطه‌وری در کتاب به بچه‌های شما اجازه می‌دهد تجربیات و سناریو‌های جدیدی را تصور کنند که هرگز تصور آن‌ها ممکن نبوده است.

    ۱۰. خودشناسی آن‌ها را افزایش می‌دهد

    کسانی که کتاب کم‌تری می‌خوانند، اعتماد به نفس کم‌تری به نسبت کتاب‌خوان‌ها دارند. جالب است بدانید خیلی از این احساسات در انزوای بعضی دانش‌آموزان در مدارس می‌تواند اثر بگذارد و کتاب خواندن آن‌ها را به حس بهتری از خودشان و در نهایت ارتباطات بهتر برساند.

    ۱۰ دلیل؛ چرا باید برای کودکان کتاب بخوانیم؟

    از کجا شروع کنیم؟

    اکنون که از بسیاری از مزایایی که خواندن کتاب می‌تواند برای فرزندان شما فراهم کند آگاه هستید، قدم بعدی چیست؟ این را بدانیم برای شروع دیر نشده است:

    خواندن را به یک انتخاب تبدیل کنید: بگذارید خود بچه انتخاب کند که کتاب بخواند. شما مشوق او باشید و او را مجبور به خواندن نکنید. اگر تمایل ندارند، اول بفهمید چرا تمایل ندارند. مثلاً ممکن است کتاب از سطح لغات آن‌ها بالاتر باشد. به تدریج دنبال کتاب‌های سخت‌تر بروید تا مشتاقی بچه‌ها ادامه داشته باشد. کتاب‌های صوتی را امتحان کنید.

    انواع مطالب را برای کتاب خواندن پیشنهاد دهید: اگر بچه‌های شما از کتاب خواندن احساس شادی نمی‌کنند، ممکن است ژانر مورد علاقه خودشان را پیدا نکرده باشند. در همه زمینه‌ها برای شان کتاب بخوانید: رمز و راز، تاریخ، زندگی‌نامه، خیالی، علمی، تخیلی و…

    فیلم کتاب را ببینید: یکی دیگر از روش‌های جالب برای علاقه‌مندی به کتاب، تماشای فیلم آن است. دیدن شخصیت‌های محبوب روی صفحه نمایشی، راه آسانی برای تقویت لذت خواندن است.

    دو صد گفته، چون نیم کردار نیست: شما اصلی‌ترین شخصی هستید که بچه‌هایتان به دنبال آن هستند. کودکان و نوجوانان عاشق کپی کردن از والدین خود و انجام کار‌هایی هستند که والدین خود را روزانه انجام می‌دهند. فقط به بچه‌های خود نگویید که کتاب بخوانند. با کتاب خواندن خودتان به آن‌ها نشان دهید.

    برای زمان کتاب خواندن برنامه‌ریزی کنید: برای کودکی که برنامه شلوغی داشته باشد اینکه بنشیند و کتاب بخواند شاید سخت باشد. با ایجاد وقت اختصاصی که فقط برای خواندن است تصمیم را کمی ساده‌تر کنید. کتاب خواندن می‌تواند قبل از خواب، بعد از مشق شب و یا هر زمانی که برای شما کار می‌کند، بهترین انتخاب باشد. این زمان می‌تواند برای خواندن صدای بلند با کودک یا خواندن مستقل استفاده شود.

    کتاب‌ها را زنده کنید: پیدا کردن پیوند‌های واقعی با کتاب‌هایی که بچه‌های شما در حال خواندنش هستند، باعث افزایش لذت کتاب خواندن خواهد شد. اگر کتابی در مورد مزرعه خوانده است، می‌توانید او را به مزرعه ببرید و بگذارید تجربه واقعی از محیط مزرعه داشته باشد.

    دسترسی به کتاب را افزایش دهید: یک کتابخانه خوب در منطقه خود پیدا کنید تا فرزندان خود را به آنجا ببرید و به آن‌ها اجازه دهید جادوی کتاب‌های نامحدود را تجربه کنند. بچه‌های خود را در کتابخانه ثبت نام کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که از ماجراجویی در کتاب خواندن لذت ببرند.

    منبع: lifehack ،edarabia

  • سفر به طالقان؛ شهر ۲۵۰۰ساله

    سفر به طالقان؛ شهر ۲۵۰۰ساله

    روزنامه شهروند – بهنام مقصودی: طالقان در منتهی‌الیه شمال غرب استان البرز در دره سرسبزی واقع شده است. شرقی‌ترین نقطه طالقان روستای گراب و گردنه عسلک است که به جاده چالوس می‌رسد و غربی‌ترین نقطه آن روستای پرگه و گردنه انگه است که به الموت و استان قزوین ختم می‌شود.

    طالقان ۸۰ روستای فعال دارد که بسیاری از آن‌ها یا در حاشیه رودخانه شاهرود یا در دامنه رشته‌کوه البرز قرار دارند. بررسی‌های باستان‌شناسی در طالقان آثاری از هزاره دوم و اول پیش از میلاد را مشخص کرده است. طالقان سکونتگاه اقوام مهاجر شمالی بود، ولی در متون تاریخی در نوشته‌های آرتور کریستین سن از محلی به نام «شهرگ» در ولایت «مورتا»، جنوب دیلم نام برده‌اند، بنابراین در متون تاریخی، نام طالقان به‌طور مستقیم نیامده است.

    سفر به شهر ۲۵۰۰ساله

    برخی باستان‌شناسان با بررسی مناطقی از مازندران احتمال داده‌اند که طالقان در دوره ساسانی، بخشی از قلمرو «آل‌گشنسب» و «آل قارن» بوده باشد. وجود مدنیت در طالقان را به دوره هخامنشیان و حتی ماد‌ها نسبت داده‌اند، اما تاریخ طالقان از دوره ساسانی به دلیل جنگ‌های سخت اعراب با ایران در مناطق کوهستانی دیلمیان که قزوین و طالقان را نیز شامل می‌شد، شکل جدی‌تر به خود گرفته است. مغول‌ها که به ایران رسیدند، جنگی سخت میان آن‌ها با مردمان طالقان درگرفت تا آن‌جا که برخی ساکنان طالقان در وصف نبرد مردمان این منطقه با مغول‌ها می‌گویند نبرد با مغولان چنان طولانی و سخت بود که از کشتار و خونریزی، رودخانه شاهرود به سرخی گرایید.

    طالقان در دوران اسماعیلیان نیز شهرت بسیار داشت و نبرد‌های سختی میان اسماعیلیان و سلجوقی‌ها و در همان دوره مرعشیان و مغولان در این نقطه از کشور درگرفت. قلعه مهم اسماعیلیان بر فراز قلعه ارژنگ با اشراف کامل بر مناطق وسیع در طالقان قرار داشت. راه دسترسی به قلعه ارژنگ از دو روستای میناوند و باریکان امکان‌پذیر است، اما طی سال‌های گذشته قلعه اسماعیلیان بر فراز این قله بشدت تخریب شده است.

    از میان شاهان قاجار، ناصرالدین‌شاه علاقه زیادی به طالقان و مردمان این خطه داشت. ناصرالدین‌شاه در سال ۱۳۰۱ هجری قمری در سفری از رودبارک کلاردشت به پراچان در طالقان شرح این سفر را در منابع قاجاری به ثبت رساند. طالقان اکنون از نقاط زیبای طبیعت‌گردی به‌ویژه برای علاقه‌مندان به نقاط کوهستانی تعریف شده است. بر همین اساس کوهنوردان زیادی رشته‌کوه‌های البرز در طالقان را مسیری مناسب برای صعود‌های چند روزه به سمت چالوس یا الموت در قزوین انتخاب می‌کنند.

    این منطقه اکنون ۱۲۶ اثر تاریخی – معنوی و طبیعی ثبت‌شده در فهرست آثار ملی و ۱۲ روستای هدف گردشگری دارد. این سرزمین کوهستانی همچنین از سه بخش پایین طالقان، مرکزی و بالا طالقان تشکیل شده است. برای سفر به این منطقه با نزدیک به دو ساعت رانندگی در بزرگراه تهران‌– قزوین می‌توانید با عبور از شهر آبیک به ورودی طالقان و کوهستان‌های سرسبز و ارتفاعات زیبای این منطقه برسید و سفر یک‌روزه خوبی را تجربه کنید.

    کولج، روستای دو برادر لجوج!

    سفر به شهر ۲۵۰۰ساله

    روستای کولج در همسایگی سه روستای زیبای دیگر به نام‌های حسنجون، خسبان و میراش قرار دارد و مسیر دسترسی به آن از شهرک طالقان که از دیرباز کانون آمد و شد اهالی طالقان و نقطه مرکزی طالقان بود، ممکن است.

    این روستا به دو بخش بالا کولج و پایین کولج تقسیم شده است. آن‌طور که روستاییان می‌گویند، دلیل بالا و پایین شدن این روستا نیز به داستان اختلاف دو برادر که از قزوین برای اقامت در این روستا مهاجرت کرده بودند، بازمی‌گردد. بین دو برادر اختلاف پدید می‌آید و آن دو از یکدیگر جدا می‌شوند. یکی‌شان به محل بالا کولج می‌رود و نام کوله را بر محله خود می‌گذارد و دیگری در همان نقطه کنونی روستای کولج ماندگار می‌شود.

    در تعبیر عامیانه از نام کولج آمده که این نام از پاسخ دو برادر لجوج به سوال مردم از آن‌ها درخصوص اختلاف‌شان برآمده است؛ به این شکل که وقتی مردم از آن دو برادر لجوج در مورد اختلاف و لجبازی‌شان سوال می‌کردند، آن‌ها می‌گفتند: «کو لج؟» به این معنا که قهر و لجاجتی در کار نیست و همین پاسخ بر این روستا ماندگار شد!

    جالب آن‌که کولج بالا و پایین هر کدام دارای مسجد هستند و در وبلاگ همین روستا آمده است که در مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا دسته کولج پایین به مسجد کولج بالا و در روز عاشورا دسته کولج بالا به مسجد کولج پایین می‌رود. قدمت تاریخی روستای کولج را نیز به دلیل یافتن تعدادی سفال به رنگ‌های نخودی و سرخ در تنها تپه جنوب قبرستان این روستا به دوره قاجار منتسب دانسته‌اند، اما شواهد دیگر قدمت این روستا را به پیشتر و حتی به دوره سلجوقیه بازمی‌گرداند.

    قلعه کولج که به قلعه منصوریه شهرت دارد، در سال ۵۲۱ در اختیار حکومت اسماعیلیان قرار گرفت. قلعه کولج که دید خوبی به تمامی نقاط طالقان داشت از دژ‌های مهم اسماعیلیان در ایران است. شهید سرلشکر فلاحی همدوره شهید چمران در دوران جنگ و همچنین رئیس ستاد مشترک ارتش ایران در دوره جنگ، چهره شناخته‌شده فرماندهی نظامی ایران نیز زاده همین روستاست و تندیس او در ورودی شهر طالقان قرار دارد.


    گلیرد، زادگاه آیت‌الله طالقانی

    سفر به شهر ۲۵۰۰ساله

    روستای گلیرد نیز همچون روستای کرکبود از روستا‌های هدف گردشگری منطقه طالقان است. این روستا زادگاه آیت‌الله طالقانی است و از معماری سنتی بسیار خوبی برخوردار است. خانه تاریخی آیت‌الله طالقانی یکی از جاذبه‌های گردشگری روستای گلیرد است که هنوز پابرجاست. یک حمام تاریخی نیز از جاذبه‌های معماری این روستاست.
    کوچه پس کوچه‌های روستای گلیرد بسیار زیباست و قدم زدن در آن‌ها انسان را به ده‌ها سال پیش بازمی‌گرداند. گلیرد، اما از جاذبه‌های طبیعی چشم‌نواز نیز برخوردار است. خانه آیت‌الله طالقانی نیز که اکنون تبدیل به یک خانه‌موزه شده تاکنون گردشگران زیادی را راهی این روستا کرده است. در این خانه تمامی لوازم شخصی آیت‌الله طالقانی و سیر تاریخی زندگی او قابل مشاهده است.

    خانه آیت‌الله طالقانی یکصد سال قدمت دارد و سال ۷۷ نیز به ثبت ملی رسیده است. صنایع دستی روستای گلیرد نیز انواع محصولات چوبی، بخاری‌های سنتی و تولیدات کرباس، گلیم، جاجیم، جوراب و دستکش و شال‌گردن است. سوغات این روستا نیز انواع خشکبار، لواشک‌های محلی و گردو است. برخی یافته‌های باستان‌شناسی متعلق به حدود ۶۰۰‌سال پیش نیز از روستای گلیرد به دست آمده است. معماری این روستا برگرفته از معماری سنتی طالقان است.

    خانه‌های کاهگلی و ارسی‌های آن‌ها از چوب درختان گردو و توت ساخته شده است. کلون‌های درِ خانه‌ها نیز در این روستا هنوز کاربرد دارد. کتیبه‌های ۶۰۰ساله نیز در این روستا وجود دارد. بازدید از چشمه گوارای گلیرد از بخش‌های مهم این سفر است. این چشمه به گفته مردم محلی از گواراترین آب‌های منطقه طالقان و چنان پرآب است که علاوه بر مصرف خانگی پاسخگوی مصارف کشاورزی اهالی و آبیاری باغات نیز است.


    میناوند، روستایی در همسایگی قلعه اسماعیلیان

    سفر به شهر ۲۵۰۰ساله

    روستای میناوند، روستای بالایی باریکان و سرزمین مادری مهرداد میناوند، فوتبالیست کشورمان است. میناوندی‌ها از مردمان ترک‌زبان طالقان هستند که بر بستر بالایی قلعه تاریخی ارژنگ اسکان گزیده‌اند. مردمان میناوند در بین روستا‌های طالقان به داشتن اتحاد و همبستگی بسیار شهرت دارند؛ به بزرگان روستا احترام بسیار می‌گذارند و آن‌چه بزرگ روستا به آن‌ها بگوید بی‌چون و چرا می‌پذیرند. مردمان روستای میناوند آیین‌های جالبی در شادمانی و ماتم دارند. جمعیت این روستا زیاد است. در آیین‌های عروسی، تمامی اهل روستا حضور می‌یابند و داماد از ابتدای مجلس تا پایان آن، به احترام میهمانان روی پا می‌ایستد.

    روستای میناوند از مسیر جاده باریکان می‌گذرد و بر فراز منطقه‌ای کوهستانی قرار گرفته و آخرین روستا در این نقطه است. آب و هوای خوب و دشت‌های وسیع کوهستانی و مناظر بکر کوهستان ازجمله چشم‌انداز‌های زیبای میناوند است. یک اردوگاه تفریحی نیز در نزدیکی میناوند دایر شده که مکان خوبی برای استراحت ورزشکاران و حتی علاقه‌مندان به کوهپیمایی است. چشمه‌های آب نیز در این روستا همچنان جوشان است.

  • بررسی استایل امل کلونی، همسر خوشتیپ جورج کلونی

    بررسی استایل امل کلونی، همسر خوشتیپ جورج کلونی

    برترین‌ها: امل کلونی ۴۱ ساله با نام اصلی «امل علم الدین»، وکیلی لبنانی‌تبار است که در سه سالگی و در زمان جنگ‌های داخلی لبنان همراه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت کرد. او در دانشگاه آکسفورد، حقوق خواند و پس از فارغ التحصیلی به کار وکالت در زمینه امور بین‌الملل و حقوق بشر در دادگاه لاهه مشغول شد.

    امل پس از ازدواج با جورج کلونی، بازیگر و تهیه‌کننده معروف هالیوودی، در سال ۲۰۱۴، نام خانوادگی خود را به کلونی تغییر داد. این زوج اکنون صاحب دو فرزند دوقلو هستند. امل را می‌توان بی‌شک یکی از خوش‌استایل‌ترین و شیک‌ترین زنان دنیا دانست. استایل او به‌دلیل حضور در محیط‌های کاری، در اکثر اوقات بسیار رسمی است. باهم استایل این سلبریتی را در این مقاله بررسی می‌کنیم.

    کت‌ودامن‌های تویید (نوعی پارچه پشمی ضخیم)

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    یکی از آیتم‌های موردعلاقه امل کلونی، کت‌ودامن‌های کلاسیک از جنس تویید است؛ از برند شنل گرفته تا گوچی. این نوع لباس، یکی از بهترین گزینه‌ها برای استایل‌های کاری است. امل معمولا کت‌های کوتاه تویید را با دامن‌های کوتاه (تا زانو) از همان جنس ست می‌کند و بیشتر، از رنگ‌های روشن و زنانه استفاده می‌کند.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

     او برای تکمیل استایل کاری‌اش، یک کیف دستی اورسایز نیز همراه دارد و عینک آفتابی و کفش پاشنه‌بلند براق را نیز فراموش نمی‌کند.


    شلوار‌های پارچه‌ای رسمی چهارخانه

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    پوشیدن این نوع شلوار‌ها یکی از بهترین روش‌ها برای ست کردن استایلی مونوکروم (استایلی که در آن از خانواده و توناژ‌های مختلف یک رنگ خاص استفاده می‌شود) و درعین حال شیک و جذاب است.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    امل کلونی نیز این نکته را به‌خوبی می‌داند و از آنجا که این نوع شلوار‌ها بسیار مناسب استایل‌های کاری و رسمی هستند، تعداد زیادی از آن‌ها را در کمد لباس‌هایش دارد؛ از شلوار‌هایی با طرح‌های چهارخانه بزرگ گرفته تا طرح‌های چهارخانه کوچک.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    شما نیز می‌توانید برای الهام گرفتن از استایل امل، این شلوار‌ها را به‌همراه یک کت بزرگ و یک تیشرت بپوشید و یا اینکه آن را با تاپی مناسب همراه کنید.


    دامن‌های مدادی

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    دامن‌های مدادی که در ایران بیشتر با عنوان دامن راسته شناخته می‌شوند، یکی از خوش‌دوخت‌ترین دامن‌ها هستند که درصورت چاق بودن، شما را لاغرتر نشان داده و درصورت لاغر بودن نیز، شما را متناسب جلوه خواهند داد.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    امل کلونی نیز که اندام لاغری دارد، از دامن مدادی به‌عنوان یکی از آیتم‌های استایل کاری و رسمی‌اش استفاده می‌کند و آن را همراه با تیشرت‌های اندامی یا تاپ‌هایی به رنگ خود دامن یا هم‌خانواده با آن می‌پوشد و بازهم در این استایل، کفش پاشنه‌بلند و کیف دستی نسبتا بزرگ را انتخاب می‌کند. این نوع دامن‌ها در طرح‌ها و رنگ‌های مختلفی ارائه می‌شوند؛ از طرح‌های گلدار گرفته تا دامن‌های تک‌رنگ و همیشه نیز جلب توجه می‌کنند.


    کت‌وشلوار زنانه

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    این آیتم، ازجمله مواردی است که هر زنی باید حداقل یکی از آن‌ها را در کمد لباس‌هایش داشته باشد. معمولا پوشیدن کت‌وشلوار زنانه، قانون خاصی ندارد.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    شما می‌توانید در روز‌های سرد، کت‌وشلوار را همراه با یقه‌اسکی بپوشید و در روز‌های گرم سال نیز، آن را با بلوز سفیدی متناسب با لباستان ست کنید.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    از پوشیدن کت‌وشلوار‌هایی به رنگ‌های غیرمعمول نترسید. امل کلونی نیز از رنگ‌هایی مانند رنگ صورتی برای این نوع استایل استقبال می‌کند.


    جامپ‌سوت (بلوز شلوار سرهمی)

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    جامپ‌سوت‌ها از آن دسته لباس‌هایی هستند که نه کاملا در دسته لباس‌های کژوآل قرار می‌گیرند و نه می‌توان آن‌ها را لباس‌هایی کاملا رسمی دانست. به‌همین دلیل، شما می‌توانید این نوع لباس‌ها را در بسیاری از مراسم و رویداد‌ها بپوشید.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    در این صورت، استایلتان درعین شیک بودن، ساده خواهد بود، زیرا نیازی به پوشیدن لباس‌های اضافه همراه آن نخواهید داشت؛ مگر زمانی که بخواهید، حالت رسمی‌تری به لباس خود ببخشید و کتی برروی لباس بپوشید و گاهی درصورت لزوم، آن را درآورده و برروی دست خود بیندازید.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    جامپ‌سوت‌ها از لباس‌های موردعلاقه امل کلونی هستند؛ به‌خصوص آن‌هایی که برروی کمرشان، کمربند‌های ساتن دارند و تک آستین هستند. امل، این استایل را با همراه داشتن کیف دستی، گوشواره‌های زیبا و کفش پاشنه‌بلند تکمیل می‎‌کند و معمولا این استایل را برای رفتن به مهمانی‌های شب انتخاب می‌کند.


    پیراهن‌های کوتاه و بلند

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    پیراهن‌های بلند با دامنی که قسمت جلویی آن کوتاه است، یکی از همیشگی‌ترین انتخاب‌های امل کلونی برای رفتن به مهمانی‌های رسمی است؛ چه پیراهن‌های کوتاه و چه پیراهن‌های بلندی که در عامیانه به آن پیراهن‌های لیدی‌طور می‌گویند. پوشیدن این پیراهن‌ها گزینه بسیار شیک و مناسبی برای خانم‌هایی با پا‌های بلند و زیباست. انتخاب امل در اکثر مواقع، پارچه‌های ساتن طرحدار با طرح گل است، اما شما می‌توانید هر طرحی را که بیشتر می‌پسندید، انتخاب کنید.


    پیراهن‌های تک‌آستین

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    گویا امل، علاقه خاصی به لباس‌هایی دارد که سیلوئت (فرم) آن‌ها متقارن نیست، زیرا علاوه بر دامن‌هایی با فرم نامتقارن، به لباس‌هایی که یک حلقه آستین دارند نیز علاقه دارد.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    او گاهی پیراهن‌هایی با یک آستین بلند می‌پوشد و گاهی نیز لباس‌هایی را انتخاب می‌کند که به‌جای همان یک آستین، یک طرح مانند طرح گل وجود دارد و یا پارچه‌ای مانند شنل جای آن را گرفته است. پوشیدن این نوع لباس‌ها به‌خصوص برای خانم‌هایی با اندامی متناسب و کشیده، چشم‌ها را به خود خیره می‌کند.


    استایل مونوکروم

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    اگر تاکنون استایل امل کلونی را به‌خوبی شناخته باشید، احتمالا می‌توانید حدس بزنید که ست مونوکروم از علایق این وکیل معروف است.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    استایل مونوکروم همیشه توجه‌ها را به سمت خود جلب می‌کند؛ چه هنگامی که تنها از یک توناژ رنگی استفاده کنیم و چه زمانی که سایه‌های مختلف یک رنگ را به‌کار ببریم. امل از انتخاب رنگ‌های غیرمعمول هراسی ندارد و شما می‌توانید رنگ‌هایی مثل لیمویی، خاکستری دودی و صورتی را در استایل‌های او مشاهده کنید.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    انتخاب لباس‌های موجود در استایل مونوکروم با شماست؛ از پیراهن‌های اندامی گرفته تا کت‌های اورسایز و بلند و تاپ و دامن‌های ست.


    پیراهن‌های اندامی

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    از نوع لباس‌هایی که امل انتخاب می‌کند، می‌توان گفت که شعار او این جمله است: «ساده باش، اما شیک». پیراهن‌های اندامی، پیراهن‌هایی کلاسیک و شیک هستند که معمولا در کمد لباس اکثر خانم‌ها پیدا می‌شوند. این پیراهن‌ها در سایز‌ها و طرح‌های مختلف دوخته می‌شوند، اما اکثر آن‌ها ساده و راسته بوده و در قسمت کمر، بدون هیچ کمربندی تنگ می‌شوند و طولشان نیز معمولا تا زانو است.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    یکی از مواردی که به این پیراهن‌ها درعین سادگی، زیبایی و تنوع می‌بخشد، مدل یقه آن‌هاست. امل کلونی نیز این مورد را در انتخاب پیراهن‌های اندامی‌اش رعایت می‌کند و هربار پیراهنی با یقه متفاوت می‌پوشد؛ از یقه گرد گرفته تا یقه قایقی و یقه خشتی.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    آستین‌های این نوع پیراهن‌ها نیز در اندازه‌های مختلفی، از حلقه‌ای گرفته تا آستین بلند، دوخته می‌شوتد. به‌طور کلی شاید این پیراهن‌ها ساده به نظر برسند، اما تنوع زیادی دارند و می‌توانید تا مدت‌ها پیراهن‌های اندامی غیرتکراری انتخاب کرده و در مهمانی‌ها بپوشید.


    شلوار‌های جین خاص

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    هیچکس نمیتواند مثل امل کلونی، درعین داشتن استایلی کلاسیک، کاری و رسمی، هنگام پوشیدن لباس‌های کژوآل، بسیار شیک به‌نظر برسد. او می‌تواند از استایل ساده و معمولی با شلوار جین، یک استایل خاص و جلب‌توجه کننده بسازد. نگران نباشید، شما هم می‌توانید. یکی از راه‌های انجام این کار، پوشیدن شلوار‌های جین طرحدار، پاره یا تزیین‌شده، به‌جای شلوار‌های جین ساده است.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    امل معمولا چنین شلوار‌هایی می‌پوشد و برای اینکه توجه‌ها را به سمت شلوار خاصش جلب کند، یک تیشرت یا تاپ ساده همراه آن می‌پوشد و استایلش را نیز با یک جفت کفش پاشنه‌بلند یا کفش تخت براق تکمیل می‌کند. شما هم با داشتن چنین استایلی، می‌توانید مانند سلبریتی‌های شیک در مهمانی‌ها و مجالس بدرخشید.

    بررسی استایل امل کلونی، همسر جورج کلونی

    سخن آخر

    امل کلونی، یک وکیل برجسته و درعین حال زنی زیبا، همسر و مادری خانواده‌دوست است. بررسی استایل امل نشان می‌دهد که می‌توان همزمان استایل‌هایی رسمی، پوشیده و درعین حال راحت برای کار انتخاب کرد و در جامعه حضور داشت و نقش همسر و مادر را نیز برعهده گرفت و در مهمانی‌ها با استایل لیدی و خانمانه حضور پیدا کرد.

    اگر شما هم جزو آن‌دسته افرادی هستید که قصد ندارید یک استایل را برای تمامی موقعیت‌ها استفاده کنید و دوست دارید که در هر مکان و رویدادی با توجه به شرایط خاص آنجا لباس بپوشید، می‌توانید تصاویر لباس‌های امل کلونی را مشاهده و بررسی کنید و با تغییر و درواقع بومی‌سازی لباس‌های این بانوی آمریکایی، از آن برای استایل خودتان در مناسبت‌ها و مهمانی‌های مختلف استفاده کنید و شیک، خوش‌پوش و باوقار به‌نظر برسید.

    منبع: thetrendspotter

  • با تمامی جشن‌ها و عید‌های مسیحیت آشنا شوید

    با تمامی جشن‌ها و عید‌های مسیحیت آشنا شوید

    وب سایت ایوار – مریم رضایی: تقویم مسیحیان بر اساس فصول و جشن‌های مسیحی مختلف دسته‌بندی شده است.

    بعضی از جشن‌های آیین مسیحیت، مانند روز کریسمس در یک زمان مشخص اتفاق می‌افتند، در حالی‌که دیگر جشن‌ها ممکن است در یک طیف زمانیِ گسترده‌تر برگزار شوند و یا تاریخ آن‌ها تغییر کند.

    یکشنبه ادونت

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    اَدوِنت یعنی آمدن و یکشنبه‌ی ادونت یا تجلی (Advent Sunday) در واقع نوید دهنده‌ی آغاز سال مسیحی است.

    ایام تجلی در کلیسا‌های غربی از ۴ یکشنبه‌ی پیش از کریسمس شروع می‌شود و تا خود کریسمس ادامه می‌یابد. هدف اصلی این ایام آماده کردن مردم برای ظهور مسیح است که شامل آمادگی برای برگزاری جشن به مناسبت میلاد عیسی مسیح و آمدن او به زندگی مسیحیان می‌شود.

    در برخی کلیسا‌ها یکشنبه‌ی تجلی را با روشن کردن پنج شمع نوید می‌دهند. با توجه به این رسم شمع آخر یا پنجم را در روز کریسمس روشن می‌کنند و نماد مسیح به مثابه نور هستی است.


    روز همه قدیسان

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    اولین پیروانِ مسیح را قدیس (saint) می‌نامیدند، اما در قرن اول میلادی به مردان یا زنان نیکوکار در دوران گذشته که توسط کلیسا به‌طور رسمی تایید شده باشند، قدیس می‌گفتند. کلیسا تایید می‌کرد که این فرد زندگی پرهیزگارانه و باایمانی داشته است و می‌تواند الهام‌بخش مردم باشد.

    روز همه‌ی قدیسان (All Saints’ Day) جشنی است که در اول ماه نوامبر برگزار می‌شود. در این روز بیشتر کلیسا‌های غربی از تمامی قدیسان مطرح و همچنین گمنام تجلیل و تقدیر می‌کنند.

    این مناسبت قبلاً با نام آل هالوز دی (All Hallows Day) شناخته می‌شد. هالوز (Hallows) یعنی مقدس و این جشن از شب ماقبلِ روز قدیسان (Eve of All Hallows) شروع می‌شود که همان هالووین است. امروزه کلیسا‌های زیادی این جشن را به نزدیک‌ترین یکشنبه اوایل ماه نوامبر تغییر دادند.


    روز عروج

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    مسیحیان بر این باور هستند که عیسی مسیح بعد از تجدید حیات در روز عید پاک در روزی دیگر به نام روز عروج (Ascension Day) به آسمان‌ها صعود کرد. بنا بر دو کتاب اعمال رسولان و انجیل لوقا معمولاً روز عروج ۴۰ روز بعد از عید پاک جشن گرفته می‌شود.

    امروزه مسیحیان کاتولیک رومی در انگلیس این روز را در یکشنبه‌ی بعد از عید پاک جشن می‌گیرند. اهمیت عروج مسیح دو جنبه دارد؛ اول پایان حضور زمینی مسیح زنده را نشان می‌دهد و دوم اینکه این روز به‌عنوان عروج روحی او در نظر گرفته می‌شود.

    روز عروج متعلق به جشن‌های عید پاک است و شاید به این خاطر که در مقایسه با مفهوم زندگی تازه در عید پاک یا ظهور خدا در روز پنطیکاست (عید پنجاهه)، پیامد ملموسی در زندگی مسیحیان ندارد، محبوبیت آن رو به کاهش است. برخی از مسیحیان عروج مسیح را نه یک رویداد ساده یا جشن بلکه به‌عنوان یک اظهارنظر مذهبی پذیرفته‌اند.


    روز کریسمس

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    بیست و پنجم دسامبر زمانی است که مسیحیان غربی روز میلاد مسیح را که معتقد هستند فرستاده و پسر ملکوتی خدا است، جشن می‌گیرند. مسیحیان شرقی ارتدکس جشن زادروز مسیح را در هفتم ژانویه برپا می‌کنند. میلاد مسیح در انجیل عهد جدید متی و لوقا توصیف شده است. در میان مسیحیان بر سر درستی روایت‌ها اختلافاتی وجود دارد.

    برخی آن‌ها را تنها حقایق مذهبی می‌دانند و ارزش تاریخی برای این روایات قائل نیستند. انجیل‌ها هم مطلبی درباره‌ی تاریخ ولادت مسیح که توسط پاپ ژولیوس در قرن چهارم میلادی اعلام شد، بیان نمی‌کنند. پاپ ژولیوس به‌منظور مسیحی کردن جشن‌های کافران که در آن موقع از سال رخ می‌داد، بیست و پنجم دسامبر را برای جشن ولادت مسیح برگزید.

    داستان میلاد مسیح از طریق نمایش‌های سنتی و به تصویر کشیدن تولد او در اصطبل‌های متفاوت تعلیم داده می‌شود؛ بنا به روایت انجیل لوقا مریم مقدس مسیح را در چنین مکانی به دنیا آورد. امروزه جشن‌های کریسمس دارای عناصری از باور‌های مسیحی، آیین‌های کفرآمیز و سنت‌های محلی است.


    عید پاک

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    مسیحیان در روز عید پاک (Easter Day) یا یکشنبه‌ی پاک، بعد از مرگ عیسی در روز جمعه، حیات مجدد او را به‌عنوان مسیح یا مسح شده‌ی خداوند، گرامی می‌دارند و این روز را جشن می‌گیرند.

    بنا به روایات، حواریون مسیح دریافتند که عیسی زنده است و به شیوه‌ای دیگر حضور او را حس می‌کنند. تخم‌مرغ‌های عید پاک در حقیقت نماد این زایش دوباره هستند و با هدیه دادن تخم‌مرغ، مسیحیان زندگی تازه‌ای که در دل هستی خداوند وجود دارد را مشاهده و تجربه می‌کنند.


    ایام ظهور

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    اپیفانی (Epiphany) کلمه‌ای یونانی به معنی ظهور است. ایام ظهور پایان دوازدهمین روز کریسمس در کلیسا‌های غربی مسیحی محسوب می‌شود و ظهور عیسی را در جهان غیر یهود و کافران جشن می‌گیرد. همان‌طور که در انجیل متی ثبت شده است، این روز با ملاقات سه مجوس، احتمالاً سه مرد دانا، ستاره‌شناس یا مغ‌های ایرانی از مسیح نمود می‌یابد.

    متی می‌نویسد که این سه مرد هدایایی به همراه خود آورده بودند که شامل طلا، کندر و مُر می‌شد. با در نظر گرفتن همین هدایا تصور می‌شود این مردان، مجوس بوده‌اند.

    این هدایا، نماد‌هایی از طبیعت مسیح هستند؛ مسیحیان طلا را نماد پادشاه در نظر می‌گیرند، کندر که در زمان ستایش خداوند به او تقدیم می‌شود، نماد خداوند یا مرد روحانی است و مُر که برای شفا بخشیدن و مومیایی کردن مردگان بکار گرفته می‌شود، نماد مرگ عیسی است که با فدا کردن جان خود برای بشریت آمرزش و شفاعت به همراه آورد.


    جمعه نیک

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    مهم‌ترین رویداد در دین مسیحیت مرگ و تجدید حیات حضرت عیسی است. مسیحیان معتقد هستند عیسی پسر خداوند است و زندگی و آموزه‌های او اصول دین مسیحیت را به وجود می‌آورد. مسیحیان جمعه‌ی نیک (Good Friday) را که مصادف با مصلوب شدن عیسی مسیح است گرامی می‌دارند.

    این روز به این دلیل نیک خوانده می‌شود که مرگ عیسی را نمونه‌ای از عشق فداکارانه می‌دانند؛ او بر صلیب جان داد تا جهانیان را شفاعت کند. بنا بر اعتقاد مسیحیان عیسی گناهی نکرد، اما هنگامی‌که به صلیب کشیده شد، گناه تمامی انسان‌ها را به دوش کشید.

    مسیحیان در جمعه‌ی نیک درباره‌ی رنج و مرگ مسیح تامل می‌کنند و گاهی با برگزاری مراسمی نظیر به صلیب کشیدن یا تشییع پیکر نمادین مسیح، یاد او را زنده نگه می‌دارند.


    ایام انابت و چهارشنبه خاکستر

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    ایام انابت یا لنت (Lent) زمانی است که مسیحیان با عبادت و طلب توبه و گاهی گرفتن روزه برای عید پاک آماده می‌شوند. ایام انابت معمولاً چهل روز طول می‌کشد.

    ۴۰ در کتاب‌های مقدس یهودی و مسیحی عددی نمادین است و همچنین بنا بر روایت انجیل‌ها به دوره‌ای اشاره دارد که عیسی مسیح در آغاز خدمت خود اقدام به گرفتن روزه کرد. در کلیسا‌های غربی ایام انابت در چهارشنبه‌ی هفتم قبل از عید پاک برگزار می‌شود و به آن چهارشنبه‌ی خاکستر می‌گویند.

    در ابن ایام یکشنبه‌ها را حساب نمی‌کنند و روزه گرفتن در یکشنبه‌های رستاخیز ممنوع است؛ اما در کلیسا‌های شرقی ایام انابت یکشنبه‌ها را هم در بر می‌گیرد و این دوره از دوشنبه‌ی هفته‌ی هفتم پیش از عید پاک آغاز می‌شود و درنهایت در جمعه‌ای که ۹ روز به عید پاک باقی مانده است، پایان می‌یابد.

    در چهارشنبه‌ی خاکستر برخی کلیسا‌ها نقش صلیبی از خاکستر بر پیشانی مسیحیان می‌کشند که نشان‌دهنده‌ی میل باطنی آن‌ها را برای زندگی بهتر است.


    یکشنبه مادری

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    یکشنبه‌ی مادری (Mothering Sunday) چهارمین یکشنبه‌ی ایام انابت مسیحی است و با جشنواره‌ی آمریکایی روز مادر تفاوت دارد. قرن‌ها پیش در چنین روزی مردم به خانه ها‌ی خود یا کلیسا‌های جامع بازمی‌گشتند.

    بعد‌ها این رسم به مناسبتی برای گرد هم آمدن خانواده‌ها تبدیل شد. در این روز بچه‌هایی که به‌عنوان خدمتکار دور از خانه کار می‌کردند به دیدار خانواده خود می‌آمدند و هدایایی ازجمله یک نوع کیک میوه‌ای به مادر خود پیشکش می‌کردند.

    امروزه این مناسبت دیگر رنگ و بوی مذهبی ندارد و به‌عنوان روز مادر شناخته می‌شود. بچه‌ها در این روز گل، کارت‌پستال و هدیه به مادران خود تقدیم می‌کنند.


    روز پنطیکاست یا یکشنبه سفید

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    روز پنطیکاست (Pentecost Day) یا یکشنبه‌ی سفید در تقویم مسیحی جشنی است که هدیه‌ی روح‌القدس یعنی حضور و الهام خداوند را در زندگی مردم گرامی می‌دارد. پنطیکاست سالروز نزول روح‌القدس به حواریون است که آن را هم‌زمان با فستیوال یهودی شاووعوت (Shavuot) جشن می‌گیرند و ۵۰ روز بعد از عید پاک در روز یکشنبه برگزار می‌شود.

    قدیس لوقا در کتاب اعمال رسولان و انجیل عهد جدید خود نوشته است که حواریون حضور روح‌القدس را همچون آتش و بادی سهمگین تجربه کردند و پس از آن جرات یافتند تا از زندگی، مرگ و رستاخیز مسیح با مردم سخن بگویند. از این فستیوال همچنین به‌عنوان روز ظهور کلیسای مسیحی یاد می‌کنند.

    به‌علاوه این جشنواره را یک‌شنبه‌ی سفید هم می‌نامند و یکی از روز‌های مهم یکشنبه در مسیحیت به شمار می‌رود؛ زیرا مسیحیان در این روز غسل تعمید داده می‌شوند و تعمید یافتگان لباس سفید بر تن می‌کنند.


    هفته عبادت برای اتحاد مسیحی

    هفته‌ی عبادت برای اتحاد مسیحی اولین بار در سال ۱۹۰۸ جشن گرفته شد و در واقع هشت روز طول می‌کشد. این مناسبت، برگزاری جشن اتحاد در میان کلیسا‌های مسیحی جهان است که از هجدهم تا بیست و پنجم ژانویه برپا می‌شود.

    مسیحیانی که در نیم‌کره‌ی جنوبی زندگی می‌کنند معمولاً این هفته را در زمان عید پنطیکاست جشن می‌گیرند. هرسال موضوع هفته‌ی عبادت توسط یک کشور به‌خصوص ارائه می‌شود. کشور منتخب متنی را در این زمینه آماده می‌کند و موارد آن متناسب با نیاز کشور‌های دیگر دنیا تغییر می‌کند.

    برای نمونه موضوع سال ۲۰۰۹ (مردم خود را آشتی دهید) اعلام شد و کشور منتخب کره‌ی جنوبی بود. کره این متن انجیل را از حزقیال فصل سوم آیه ۱۵-۲۸ انتخاب کرد. خداوند با حزقیال نبی سخن گفت: من ایشان را به‌صورت یک ملّت، متّحد خواهم ساخت… ایشان قوم من خواهند بود و من هم خدای ایشان خواهم بود.

    منبع: bolton

  • ۱۰ ویژگی بهترین رئیس‌های دنیا از نگاه گوگل

    ۱۰ ویژگی بهترین رئیس‌های دنیا از نگاه گوگل

    وب‌سایت یک پزشک: یک شرکت می‌تواند تمام سرمایه، تمرکز و زمان خود را روی استخدام، مصاحبه و انتخاب بهترین افراد ممکن کند، ولی اگر دارای یک رئیس با ویژگی‌های منفی مانند تندخویی، نادانی و تصمیم‌گیری‌های آنی است؛ این افراد سریعا شرکت را ترک خواهند کرد.

    در عوض، اگر شرکت شما دارای رئیس و مدیران رده بالای دارای ویژگی‌های رهبری و مدیریت تیم باشند؛ نه تنها شما شانس استخدام بهترین افراد را خواهید داشت؛ بلکه این افراد در کنار هم کار کرده و یک تیم از افراد بی‌نظیر می‌سازند.

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    شرکت گوگل بیش از ۱۰ سال روی پروژه‌ای به نام Project Oxygen کار کرده است. هدف از این تحقیق و پروژه، ساختن مدیران کامل و همه‌چیز تمام بوده است. آن‌ها می‌خواهند شاخص‌ها و ویژگی‌های یک مدیر و رئیس کامل را مشخص کرده تا مدیران رده بالای خود را به آن سو سوق دهند. گوگل سال‌ها روی آموزش رفتار‌های کارمندان و مدیران خود کار کرده و نتایج آن را زیر نظر گرفته و مورد ارزیابی قرار داده است. تاثیرات و بهبود‌های محیط کاری ثبت شده و میزان رضایت کارمندان به طور مرتب نظرسنجی شده است.

    جالب است نتیجه این تحقیق نسبتا طولانی ۱۰ ساله به اینجا ختم می‌شود که مهارت فنی نقش بسیار کم‌رنگی در ساختن یک مدیر عالی یا رئیس کامل دارند. یک رهبر بیشتر به هوش هیجانی، توانایی درک احساسات و کنترل آن‌ها (هم در خود و هم در دیگران) دارد. به گفته گوگل، ۱۰ رفتاری که یک رئیس ایده‌آل برای رهبری کسب‌وکار‌ها می‌سازند؛ به شرح زیر هستند:

    ۱. مربی خوبی هستند

    بهترین مدیران، به جای حل مشکلات سعی می‌کنند آن‌ها را ندریس کنند. سعی می‌کنند در هنگام حل یک مشکل یا بروز یک بحران، تیم خود را آموزش دهند و به سوی اهداف و مهارت‌های جدیدی هدایت کنند. آن‌ها سعی می‌کنند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و به جای دستور دادند؛ بیشتر مشاوره و مربی‌گری کنند تا تیم فرصت رشد و کسب تجربه داشته باشد.

    ۲. به تیم قدرت می‌دهند و مدیریت میکرو ندارند

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    یک مدیر و رهبر واقعی سعی می‌کند از مدیریت میکرو فراری باشد و خودش را درگیر جزییات نکند. در عوض، دوست دارند آزادی بیشتری به کارمندان خود بدهند و آن‌ها را در کشف ایده‌ها و راه‌کار‌های جدید، خطرپذیری و اشتباه کردن کمک کنند. آن‌ها زمینه‌ها، امکانات و ابزار‌های لازم را فراهم کرده و برنامه‌ریزی‌های منعطفی برای محیط کار تدارک می‌بینند.

    ۳. محیط تیمی با اعتماد به نفس بالا می‌سازند

    گوگل در یکی دیگر از تحقیقات و پروژه‌های خود متوجه شد بهترین کلید برای ساختن یک تیم و محیط کار تیمی خوب و منسجم، ساختن یک محیط «امن خودمانی» است.

    در تیمی که اعضای آن از نظر روانی احساس امنیت کنند؛ اعتماد به نفس پیدا کرده و دوست دارند به سوی ریسک کردن بروند. چنین تیمی از پرسیدن، خطا کردن، آزمودن و ارائه یک راه‌حل جدید نمی‌هراسد و نگران مجازات یا تنبیه نیست. به عبارت دیگر، تیم‌های بزرگ سعی می‌کنند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند و مدیران بزرگ به این امر بیشتر کمک می‌کنند.

    ۴. سازنده و هدفمند هستند

    بهترین مدیران، ستاره‌های تیم‌ها و کسب‌وکارشان هستند. سعی می‌کنند هم تیمی‌ها خود را کمک و به وضعیت بهتری ببرند. نمی‌هراسند که آستین خود را بالا زده و در حل یک مشکل، رفع خرابی و عیب یک دستگاه و تمیز کردن محیط کاری همکاری کنند. در هنگام نیاز، خودشان درگیر حل مشکل شده و به کارمندان انگیزه می‌دهند.

    ۵. ارتباط‌گیری خوبی دارند؛ شنونده‌های عالی هستند و اطلاعات‌شان را به اشتراک می‌گذارند

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    اگر می‌خواهید رهبر و مدیر عالی باشید؛ باید مهارت‌های برقرار کردن ارتباط با دیگران را تقویت کنید؛ شنونده بسیار خوبی باشید و سعی کنید احساسات و شرایط همکاران خود را درک کنید. با آن‌ها همدلی کرده و شفاف رفتار کنید. اطلاعات لازم را با هم‌تیمی‌ها و اعضای شرکت در میان بگذارید و توضیح دهید چرا چنین تصمیمی گرفتید و چه اتفاقی در آینده می‌افتد.

    ۶. پشتیبان توسعه‌دهنده‌ها هستند و دایم درباره کارایی بحث می‌کنند

    مدیران بزرگ همیشه از حرکت به جلو، رشد و توسعه زیرساخت‌ها و بهبود کارایی حمایت می‌کنند. آن‌ها صادقانه نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کرده و از شنیدن انتقادات یا بحث درباره نحوه انجام کار‌ها ترسی ندارند. بیشتر موافق سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های بنیادین و آینده‌نگرانه هستند و همیشه دوست دارند انگیزه بیشتری به سیستم تزریق شود.

    ۷. دارای چشم‌انداز و استراتژی روشنی برای تیم هستد

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    یک رهبر عالی دقیقا می‌داند تیم‌اش اکنون در چه وضعیتی است و به کدام نقطه رسیده است. می‌دانند فردا چه کاری باید انجام دهند و ماه بعد چه برنامه‌ای دارند. دارای چشم‌انداز و استراتژی روشن و مشخص هستند. هریک از افراد تیم می‌داند که چه‌کار باید بکند و چه نقش فردی یا تیمی در رسیدن به این چشم‌اندازد دارد. سعی می‌کنند را ارتباط‌گیری خوب با اعضای تیم، استراتژی‌های خود را تبیین کنند.

    ۸. دارای مهارت‌های فنی کلیدی برای کمک به تیم هستند

    مدیران بزرگ توانایی درک سختی‌ها و چالش‌های کار اعضای شرکت را دارند. می‌دانند کار‌ها چگونه انجام می‌شود و مهارت لازم و کلیدی برای تصمیم‌گیری درباره آن‌ها را دارند. اگر یک مدیر به نحوه چگونگی انجام کار تسلط نداشته باشد؛ پیش از هر تصمیم‌گیری درباره هر تغییر باید با مشاورین خود صحبت کند.

    ۹. قدرت همکاری موثری دارند

    مدیران بد، تیم‌ها را در مقابل خود می‌بینند و طوری تصمیم‌گیری می‌کنند که بدان‌ها ضربه بزنند، ولی مدیران خوب در کنار تیم‌ها هستند و دوست دارند بیشترین همکاری، تشریک مساعی و ارتباطات را داشته باشند. همیشه به دنبال افزایش انگیزه و اعتماد به نفس کارمندان خود هستند و از تشویق کردن آن‌ها دست برنمی‌دارند.

    ۱۰. تصمیم‌گیر‌های قوی هستند

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    افرادی که رهبر و رئیس باشند؛ نباید در تصمیم‌گیری متزلزل نشان بدهند و قاطعانه رای دهند. آن‌ها پس از خواندن گزارش‌ها و شنیدن ایده‌ها، نظرات و پیشنهاد‌ها یا دیدگاه‌های اعضای تیم و مدیران میانی خود، با قاطعیت تصمیم می‌گیرند و در پی پیاده‌سازی این تصمیم هستند.

    منبع: inc

  • کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    برترین‌ها: آیا کسی را می‌شناسید که شخصیت کمال گرا داشته باشد؟ شاید از رفتار‌هایی که دارد تشخیص داده باشید که کمال گراست. افرادی که دارای شخصیت کمال گرا هستند لزوما نگاه مثبتی به خود ندارند. البته این موضوع تا حدودی بستگی به این دارد که فرد، کمال گرای سازگار باشد یا کمال گرای ناسازگار که از نظر رفتاری با هم متفاوتند.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    بعضی از کمال گرا‌ها به خوبی می‌توانند طبق استاندارد‌ها پیش بروند، اما خیلی از این تیپ‌های شخصیتی اینگونه نیستند. بسیاری از کمال گرا‌ها دارای عملکرد و دست آورد‌های ضعیفی هستند که عجیب به نظر می‌رسد. ما انتظار داریم همه‌ی کمال گرا‌ها در تحصیل و کار و ورزش بسیار خوب عمل کنند، اما در برخی موارد واقعا ضعیف عمل می‌کنند. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ موفقیت خود را نابود می‌کنند.

    بیشتر آدم‌ها کم و بیش تلاش می‌کنند بهترین کار‌هایی که از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند. خیلی‌ها با مشکلاتی در زندگی درگیرند که مانع این می‌شود آن اندازه که می‌خواهند خوب و درست عمل کنند. برای یک شخصیت کمال گرا، بهترین بودن تنها راه است، بنابراین با این نگرش و طرز فکر، کمال گرا می‌تواند طی پروسه‌ی تلاش برای بهترین بودن، خودش را نابود کند.

    کمال گرا‌ها با چه رفتار‌هایی به خود آسیب می‌زنند؟

    تعلل کردن

    عجیب به نظر می‌رسد، اما برخی از افراد تعمدا امروز و فردا می‌کنند، زیرا عقیده دارند اگر تحت فشار باشند کامل‌ترند. هرچند این شیوه گاهی جواب می‌دهد، اما در سایر مواقع راهی است به سمت ناموفقیت و افت خلاقیت؛ یعنی درست همان چیزی که بیشتر افراد فکر می‌کنند.

    تا آخرین لحظه صبر کردن و امروز و فردا کردن همه‌ی کمال گرا‌ها را به موفقیت نمی‌رساند و آن‌ها بالاخره متوجه رفتار آسیب زننده‌ی خود می‌شوند.

    پنهان کردن اشتباهات

    خیلی از افراد کمال گرا کارشان را از ترس طرد شدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن از دیگران مخفی می‌کنند. این رفتار مانع می‌شود که درس‌های ارزشمند زندگی را یاد بگیرند و رشد کنند. در پایان، تنها چیزی که برایشان می‌ماند چیزی است که تصور می‌کردند درست و کامل است، اما به شکست منتهی شده است.

    به اتمام نرساندن کار‌ها

    اگر نگاهی به ورزشکاران بیندازید خیلی از آن‌ها را می‌بینید که شخصیت‌های کمال گرا دارند، سالهاست تمرین می‌کنند و به دست آورد‌های بسیار خوبی نیز در عملکرد خود می‌رسند، اما ناگهان همه چیز را کنار می‌گذارند. چرا این افراد در اوج عملکرد خود ناگهان همه چیز را رها می‌کنند؟ زیرا از «شکست» می‌ترسند.

    ترس باعث رفتار‌های ناسالم از جمله نیمه کاره رها کردن کار‌ها می‌شود، در نتیجه تلاش‌ها بی‌نتیجه می‌مانند. موضوع این است که اگر این افراد به تلاش‌های خود ادامه دهند، در آینده موفق خواهند شد، اما هرگز این را نمی‌دانند و برای همین همه چیز را خراب می‌کنند.

    توقعات غیرواقعی

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    اینطور تصور کنید که دو نفر باهم رابطه‌ای برقرار می‌کنند که در آن توقعات زیادی از هم دارند. برای آن‌ها استاندارد‌ها مهم نیست و فقط به این توجه دارند که انتظارات غیرواقعی و عجیب از هم داشته باشند و چنین کاری کاملا اشتباه است. مثلا شخصیت کمال گرا از همسر خود انتظار دارد کامل و بی‌عیب باشد و وقتی چنین چیزی نمی‌بیند (طبیعتا انتظار او برآورده نمی‌شود)، مشکلات شروع می‌شوند. وارد رابطه‌ای شدن و توقعات غیرواقعی داشتن قطعا رفتاری آسیب زننده است.

    اجتناب از همه چیز

    یک کمال گرا گاهی به این نتیجه می‌رسد که اگر اصلا هیچ کاری نکند، شکست هم نخواهد خورد. بله البته شکست هم نخواهد خورد، زیرا چیزی وجود ندارد که برسرآن رقابت کند و ببازد، اما هیچ لذت و شادی هم وجود ندارد. کمال گرا‌ها به ندرت تصمیم می‌گیرند از یکنواختی خارج شوند و همین باعث می‌شود خیلی از شانس‌ها و فرصت‌ها را از دست بدهند. از همه چیز اجتناب کردن در نهایت موجب اضطراب و افسردگی می‌شود، زیرا فرد کمال گرا تحت فشار‌های زیادی قرار می‌گیرد.

    اگر پدر و مادرتان شما را طبق شخصیت کمال گرا بارآورده باشند، تقصیر شما نیست. متاسفانه چنین رفتار‌هایی تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کنند و شما کسی خواهید بود که همه چیز را کامل می‌خواهید و این چیزی نیست که امکانپذیر باشد.

    هیچ چیزی همیشه کامل نیست و بیشتر اوقات نمی‌توانید به چیزی که می‌خواهید برسید. تغییر چنین طرز فکری کار سختی است، زیرا والدین شما این سیستم فکری را به شما القاء کرده‌اند و شما یک کمال گرا شده‌اید.

    بیش از اندازه تمیز و منظم بودن

    نیازی به توضیح نیست که کمال گرا‌ها تمام مدت به تمیزی و نظم در زندگی خود اهمیت می‌دهند. خانه‌های آن‌ها معمولا همیشه تمیز و مرتب است و همه‌ی کارهای‌شان طبق نظم پیش می‌رود و رفتار‌هایی دارند که مشابه رفتار‌های افراد وسواسی است. جنبه‌ی آسیب زننده‌ی چنین رفتار‌هایی این است که هرچند همه چیز این افراد روی نظم و انضباط است، اما خیلی از فرصت‌ها را از دست می‌دهند و دقت و تمرکز بیش از حدشان روی مسائل، خیلی وقت‌ها لذت‌ها را از آن‌ها سلب می‌کند.

    چرا کمال گرایی حتی می‌تواند بزرگ‌ترین نقطه ضعف باشد؟

    یک کمال گرا هرگز دوست ندارد کاری را انجام دهد که ممکن است در آن نتواند عالی باشد، بنابراین همانطور که گفتیم ممکن است سال‌های بگذرد و دست به هیچ کاری نزند و همواره در انتظار ایده آل شدن شرایط به سر ببرد که در اغلب موارد فقط در خیالات امکانپذیر است.

    یک کمال گرا بدون اینکه بداند تمام وقت و انرژی خود را صرف چیزی می‌کند که ممکن است اشتباه یا صرفا جزئیاتی بی‌ارزش باشد. فرد کمال گرا، فرصت ِ برقراری رابطه با افراد جدید و جالب، لذت بردن از هیجانات و غیرمنتظره‌ها و … را از دست می‌دهد، چون ذهن و وجودش همواره درگیر مسائلی است که نسبت به آن‌ها وسواس پیدا کرده و نتیجه‌ای هم نمی‌دهد.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    یک کمال گرا هرگز موفقیت‌هایش را جشن نمی‌گیرد و بابت‌شان خوشحالی نمی‌کند، چون انگار از هیچ چیزی راضی نمی‌شود و درک نمی‌کند که حتما کار درستی انجام داده و به اندازه تلاش کرده که موفق شده است. او بیش از اندازه از خود انتظار دارد و موفقیت خودش هم به چشمش نمی‌آید. افراد کمال گرا معمولا در یک ناامیدی مزمن به سر می‌برند و برای همین بسیار مستعد افسردگی‌اند.

    افراد کمال گرا معمولا مورد علاقه‌ی دیگران نیستند و کمتر کسی جذب‌شان می‌شود. بیشتر استاندارد‌ها و اصولی که کمال گرا‌ها به آن‌ها پایبندند مورد تمسخر دیگران است. اطرافیان یک کمال گرا این را تجربه می‌کنند که اگر ذره‌ای طبق اصول او رفتار نکنند، مورد خشم و سرزنش قرار می‌گیرند. چه کسی دوست دارد چنین ارتباطی را ادامه بدهد؟!

    چگونه می‌توان این رفتار‌ها را متوقف کرد؟

    دست از رفتار‌های آسیب زننده برداشتن وقتی که از شخصیت کمال گرایانه ناشی می‌شود بسیار سخت است. اگر اینگونه بزرگ شده باشید، نیاز دارید مکررا به خودتان یادآوری کنید که زندگی خیلی بیشتر از وسواس به خرج دادن برای کامل بودن است. اشتباهات وجود دارند و باید باشند تا بتوانیم از زندگی درس‌های ارزشمند بگیریم.

    اگر ترس از شکست دارید باید خودتان را وادار کنید که به جلو پیش بروید و شانس‌های جدید را امتحان کنید. شما چه قوی و موفق بمانید و چه شکست بخورید و به هدف نرسید، همیشه فرصتی برای شروع دوباره وجود دارد.

    امروز و فردا نکنید و سعی کنید هر کاری را در اولین فرصت ممکن انجام دهید. در روابط تان نیز سخت نگیرید و درک کنید که هیچکس کامل نیست، حتی شما. اگر برای شکستن چرخه معیوب زندگی‌تان به کمک حرفه‌ای نیاز دارید، افرادی هستند که می‌توانند کمک‌تان کنند. آن‌هایی که شخصیت کمال گرا دارند در واقع دچار یک اختلال شخصیتی هستند و اگر نتوانند به خودشان کمکی بکنند باید کمک حرفه‌ای دریافت کنند.

    منابع: learning-mind، themuse

  • کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    برترین‌ها: آیا کسی را می‌شناسید که شخصیت کمال گرا داشته باشد؟ شاید از رفتار‌هایی که دارد تشخیص داده باشید که کمال گراست. افرادی که دارای شخصیت کمال گرا هستند لزوما نگاه مثبتی به خود ندارند. البته این موضوع تا حدودی بستگی به این دارد که فرد، کمال گرای سازگار باشد یا کمال گرای ناسازگار که از نظر رفتاری با هم متفاوتند.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    بعضی از کمال گرا‌ها به خوبی می‌توانند طبق استاندارد‌ها پیش بروند، اما خیلی از این تیپ‌های شخصیتی اینگونه نیستند. بسیاری از کمال گرا‌ها دارای عملکرد و دست آورد‌های ضعیفی هستند که عجیب به نظر می‌رسد. ما انتظار داریم همه‌ی کمال گرا‌ها در تحصیل و کار و ورزش بسیار خوب عمل کنند، اما در برخی موارد واقعا ضعیف عمل می‌کنند. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ موفقیت خود را نابود می‌کنند.

    بیشتر آدم‌ها کم و بیش تلاش می‌کنند بهترین کار‌هایی که از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند. خیلی‌ها با مشکلاتی در زندگی درگیرند که مانع این می‌شود آن اندازه که می‌خواهند خوب و درست عمل کنند. برای یک شخصیت کمال گرا، بهترین بودن تنها راه است، بنابراین با این نگرش و طرز فکر، کمال گرا می‌تواند طی پروسه‌ی تلاش برای بهترین بودن، خودش را نابود کند.

    کمال گرا‌ها با چه رفتار‌هایی به خود آسیب می‌زنند؟

    تعلل کردن

    عجیب به نظر می‌رسد، اما برخی از افراد تعمدا امروز و فردا می‌کنند، زیرا عقیده دارند اگر تحت فشار باشند کامل‌ترند. هرچند این شیوه گاهی جواب می‌دهد، اما در سایر مواقع راهی است به سمت ناموفقیت و افت خلاقیت؛ یعنی درست همان چیزی که بیشتر افراد فکر می‌کنند.

    تا آخرین لحظه صبر کردن و امروز و فردا کردن همه‌ی کمال گرا‌ها را به موفقیت نمی‌رساند و آن‌ها بالاخره متوجه رفتار آسیب زننده‌ی خود می‌شوند.

    پنهان کردن اشتباهات

    خیلی از افراد کمال گرا کارشان را از ترس طرد شدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن از دیگران مخفی می‌کنند. این رفتار مانع می‌شود که درس‌های ارزشمند زندگی را یاد بگیرند و رشد کنند. در پایان، تنها چیزی که برایشان می‌ماند چیزی است که تصور می‌کردند درست و کامل است، اما به شکست منتهی شده است.

    به اتمام نرساندن کار‌ها

    اگر نگاهی به ورزشکاران بیندازید خیلی از آن‌ها را می‌بینید که شخصیت‌های کمال گرا دارند، سالهاست تمرین می‌کنند و به دست آورد‌های بسیار خوبی نیز در عملکرد خود می‌رسند، اما ناگهان همه چیز را کنار می‌گذارند. چرا این افراد در اوج عملکرد خود ناگهان همه چیز را رها می‌کنند؟ زیرا از «شکست» می‌ترسند.

    ترس باعث رفتار‌های ناسالم از جمله نیمه کاره رها کردن کار‌ها می‌شود، در نتیجه تلاش‌ها بی‌نتیجه می‌مانند. موضوع این است که اگر این افراد به تلاش‌های خود ادامه دهند، در آینده موفق خواهند شد، اما هرگز این را نمی‌دانند و برای همین همه چیز را خراب می‌کنند.

    توقعات غیرواقعی

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    اینطور تصور کنید که دو نفر باهم رابطه‌ای برقرار می‌کنند که در آن توقعات زیادی از هم دارند. برای آن‌ها استاندارد‌ها مهم نیست و فقط به این توجه دارند که انتظارات غیرواقعی و عجیب از هم داشته باشند و چنین کاری کاملا اشتباه است. مثلا شخصیت کمال گرا از همسر خود انتظار دارد کامل و بی‌عیب باشد و وقتی چنین چیزی نمی‌بیند (طبیعتا انتظار او برآورده نمی‌شود)، مشکلات شروع می‌شوند. وارد رابطه‌ای شدن و توقعات غیرواقعی داشتن قطعا رفتاری آسیب زننده است.

    اجتناب از همه چیز

    یک کمال گرا گاهی به این نتیجه می‌رسد که اگر اصلا هیچ کاری نکند، شکست هم نخواهد خورد. بله البته شکست هم نخواهد خورد، زیرا چیزی وجود ندارد که برسرآن رقابت کند و ببازد، اما هیچ لذت و شادی هم وجود ندارد. کمال گرا‌ها به ندرت تصمیم می‌گیرند از یکنواختی خارج شوند و همین باعث می‌شود خیلی از شانس‌ها و فرصت‌ها را از دست بدهند. از همه چیز اجتناب کردن در نهایت موجب اضطراب و افسردگی می‌شود، زیرا فرد کمال گرا تحت فشار‌های زیادی قرار می‌گیرد.

    اگر پدر و مادرتان شما را طبق شخصیت کمال گرا بارآورده باشند، تقصیر شما نیست. متاسفانه چنین رفتار‌هایی تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کنند و شما کسی خواهید بود که همه چیز را کامل می‌خواهید و این چیزی نیست که امکانپذیر باشد.

    هیچ چیزی همیشه کامل نیست و بیشتر اوقات نمی‌توانید به چیزی که می‌خواهید برسید. تغییر چنین طرز فکری کار سختی است، زیرا والدین شما این سیستم فکری را به شما القاء کرده‌اند و شما یک کمال گرا شده‌اید.

    بیش از اندازه تمیز و منظم بودن

    نیازی به توضیح نیست که کمال گرا‌ها تمام مدت به تمیزی و نظم در زندگی خود اهمیت می‌دهند. خانه‌های آن‌ها معمولا همیشه تمیز و مرتب است و همه‌ی کارهای‌شان طبق نظم پیش می‌رود و رفتار‌هایی دارند که مشابه رفتار‌های افراد وسواسی است. جنبه‌ی آسیب زننده‌ی چنین رفتار‌هایی این است که هرچند همه چیز این افراد روی نظم و انضباط است، اما خیلی از فرصت‌ها را از دست می‌دهند و دقت و تمرکز بیش از حدشان روی مسائل، خیلی وقت‌ها لذت‌ها را از آن‌ها سلب می‌کند.

    چرا کمال گرایی حتی می‌تواند بزرگ‌ترین نقطه ضعف باشد؟

    یک کمال گرا هرگز دوست ندارد کاری را انجام دهد که ممکن است در آن نتواند عالی باشد، بنابراین همانطور که گفتیم ممکن است سال‌های بگذرد و دست به هیچ کاری نزند و همواره در انتظار ایده آل شدن شرایط به سر ببرد که در اغلب موارد فقط در خیالات امکانپذیر است.

    یک کمال گرا بدون اینکه بداند تمام وقت و انرژی خود را صرف چیزی می‌کند که ممکن است اشتباه یا صرفا جزئیاتی بی‌ارزش باشد. فرد کمال گرا، فرصت ِ برقراری رابطه با افراد جدید و جالب، لذت بردن از هیجانات و غیرمنتظره‌ها و … را از دست می‌دهد، چون ذهن و وجودش همواره درگیر مسائلی است که نسبت به آن‌ها وسواس پیدا کرده و نتیجه‌ای هم نمی‌دهد.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    یک کمال گرا هرگز موفقیت‌هایش را جشن نمی‌گیرد و بابت‌شان خوشحالی نمی‌کند، چون انگار از هیچ چیزی راضی نمی‌شود و درک نمی‌کند که حتما کار درستی انجام داده و به اندازه تلاش کرده که موفق شده است. او بیش از اندازه از خود انتظار دارد و موفقیت خودش هم به چشمش نمی‌آید. افراد کمال گرا معمولا در یک ناامیدی مزمن به سر می‌برند و برای همین بسیار مستعد افسردگی‌اند.

    افراد کمال گرا معمولا مورد علاقه‌ی دیگران نیستند و کمتر کسی جذب‌شان می‌شود. بیشتر استاندارد‌ها و اصولی که کمال گرا‌ها به آن‌ها پایبندند مورد تمسخر دیگران است. اطرافیان یک کمال گرا این را تجربه می‌کنند که اگر ذره‌ای طبق اصول او رفتار نکنند، مورد خشم و سرزنش قرار می‌گیرند. چه کسی دوست دارد چنین ارتباطی را ادامه بدهد؟!

    چگونه می‌توان این رفتار‌ها را متوقف کرد؟

    دست از رفتار‌های آسیب زننده برداشتن وقتی که از شخصیت کمال گرایانه ناشی می‌شود بسیار سخت است. اگر اینگونه بزرگ شده باشید، نیاز دارید مکررا به خودتان یادآوری کنید که زندگی خیلی بیشتر از وسواس به خرج دادن برای کامل بودن است. اشتباهات وجود دارند و باید باشند تا بتوانیم از زندگی درس‌های ارزشمند بگیریم.

    اگر ترس از شکست دارید باید خودتان را وادار کنید که به جلو پیش بروید و شانس‌های جدید را امتحان کنید. شما چه قوی و موفق بمانید و چه شکست بخورید و به هدف نرسید، همیشه فرصتی برای شروع دوباره وجود دارد.

    امروز و فردا نکنید و سعی کنید هر کاری را در اولین فرصت ممکن انجام دهید. در روابط تان نیز سخت نگیرید و درک کنید که هیچکس کامل نیست، حتی شما. اگر برای شکستن چرخه معیوب زندگی‌تان به کمک حرفه‌ای نیاز دارید، افرادی هستند که می‌توانند کمک‌تان کنند. آن‌هایی که شخصیت کمال گرا دارند در واقع دچار یک اختلال شخصیتی هستند و اگر نتوانند به خودشان کمکی بکنند باید کمک حرفه‌ای دریافت کنند.

    منابع: learning-mind، themuse

  • چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    روزنامه خراسان – الهه توانا: برای آن‌هایی که از روز‌ها و هفته‎ها قبل از سالگرد تولدشان با فکر کردن به جشن و هدیه و غافل‎گیری خوش‎اند، ناراحتی روز تولد چندان قابل درک نیست. شاید حتی متولد‌های غمگین را دست بیندازند یا پشت سرشان بگویند «آخه آدم روز تولدش بُغ می‎کنه؟»

    اگر جزو این گروه هستید، خواندن این مطلب به شما کمک می‎کند کسانی را که شبیه شما فکر نمی‎کنند، درک کنید. اگر هم جزو آن‎هایی هستید که سوال این مطلب، مسئله شماست احتمالا جواب‎تان را در گفت‌وگوی من با «سعید بی‎نیاز»، کارشناس‌ارشد روان‎شناسی بالینی پیدا کنید.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    دلیل ناراحت شدن در روز تولد چیست؟

    از منظر‌های مختلف می‎توان به ماجرا نگاه کرد، اما دیدگاهی که این غم را دقیق‎تر توجیه می‎کند، رویکرد روان‎شناسی وجودی است. این رویکرد می‎گوید همه ما از اضطراب‎هایی طبیعی رنج می‎بریم؛ اضطراب تنهایی، اضطراب مرگ و …. وقتی یک سال دیگر از عمرمان می‎گذرد و به مرگ نزدیک‎تر می‎شویم، تأمل می‎کنیم.

    این تأمل که اصولا در موقعیت‎هایی با نشانه گذشت زمان و گذر عمر سراغ‎مان می‎آید، مثل تولد و عید نوروز و تمام شدن سال تحصیلی، طبیعی است؛ اما وقتی به غمی عمیق تبدیل می‎شود، احتمالا نشانه آن است که خیلی از آن‎چه بر ما گذشته‎است، راضی نیستیم.

    به این وضعیت در روان‎شناسی وجودی، می‎گویند «زندگی نزیسته»؛ یعنی زنده بوده‎‌ام، اما زندگی نکرده‎ام. این جمله برای هرکس معنای متفاوتی دارد؛ یکی می‎‌خواهد آدم تأثیرگذاری باشد، یکی دنبال آموختن است، هرکس ارزش‎های متفاوتی دارد که وقتی مطابق با آن‎ها زندگی نمی‎کند، اسمش می‎شود زندگی نزیسته. در موقعیت‎هایی مثل سالگرد تولد که این زندگی نزیسته به آدم یادآوری می‎شود، غم بیشتر نمایان می‎شود.

    بخشی از قضیه به بیرون از ما برنمی‎گردد؟ در جامعه آدم‎ها براساس دستاوردهای‎شان سنجیده می‎شوند، دستاورد‌هایی که طبق قوانین نانوشته باید در سنین مشخصی کسب شوند.

    سوال دقیق و درستی است. ما در خلأ زندگی نمی‎کنیم؛ درخصوص اجتماع‎مان، با ارزش‎ها و کلیشه‎های اجتماعی احاطه شده‎ایم، اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم می‎گیریم براساس این کلیشه‎ها زندگی کنیم یا خیر. مثلا درباره پیشرفت مالی در ایران، دچار سندروم «پ پ پ» هستیم؛ منظورم از این اصطلاح خودساخته‎، این است که جامعه از فرد توقع دارد «پول پیش یک خانه را جور کن، بعد یک پراید بخر، بعد پراید را به پژو تبدیل کن و «پ»‌های دیگر».

    یا مثلا در زمینه تحصیل، سندروم «ک ک ک» یعنی همان کنکور‌های پیاپی را داریم که فرد به خودش تحمیل می‎کند یا تحمیلش را از سوی اجتماع می‎‏پذیرد. چه کسی گفته ما باید از نردبان‎هایی که اجتماع تعیین کرده، بگذریم؟ وقتی ارزش‎های شخصی فدای این کلیشه‎ها می‎شود، یعنی مثلا کسی که یادگیری برایش مهم است، ولی خودش را اسیر «ک ک ک» می‎کند، عقب ماندن از این کلیشه در موقعیتی مثل سالگرد تولد، اذیتش می‎کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    طبق گفته شما در خلأ زندگی نمی‎کنیم، پس چطور می‎توانیم درگیر کلیشه‎های اجتماعی نشویم؟

    درست است که ما در شعاع ارزش‎های تعیین‎شده از سوی اجتماع قرار داریم، ولی درنهایت این ماییم که تصمیم می‎گیریم. این تصمیم، هزینه هم دارد. سخت است آن‎طوری که اجتماع بر من تحمیل می‎کند نباشم یا بخشی از خواسته اجتماع باشم که با ارزش‎های شخصی‎ام سازگار است، ولی می‎ارزد. ارزشش هم به این است که موقع مرور زندگی‎ام، ببینم روندی که در پیش گرفته‎ام، همانی است که همیشه می‎خواسته‎ام.

    اگر به آن سمت قضیه یعنی خوشحالی از تولد دقیق شویم، آیا این جشن گرفتن نوعی واکنش دفاعی دربرابر مرگ نیست؟

    غم روز تولد، معمولا ناشی از حسرت است؛ از این‌که برمی‎گردم و زندگی‎ام را نگاه می‎کنم و می‎بینم چیزی نبوده که من می‎خواسته‎ام وگرنه اضطراب مرگ اتفاقا حس سالمی است. لازمش داریم به این دلیل که بدانیم وقت‎مان محدود است، باید کار‌هایی انجام بدهیم و بعد هم برویم.

    بدون مرگ و اضطراب مرگ، زندگی بی‎انت‌هایی که هروقت دل‎مان بخواهد کار‌هایی در آن انجام بدهیم، معنی ندارد. درواقع ترس از مرگ، ترس ناسالمی نیست که بخواهیم سرکوبش کنیم. اگر این زندگی را، از وقتی که در اختیار خودمان است یعنی از نوجوانی به بعد، پرشور زندگی کرده‎باشیم جشن گرفتنش عجیب نیست. اما اگر این جشن، بعد از تجربه کردن آن غم باشد می‎توان آن را به‎عنوان واکنشی دفاعی درنظر گرفت.

    کسانی که سالگرد تولد، غمگین‎شان می‎کند باید نگران خودشان باشند؟

    به‎نظرم می‎شود به‎عنوان یک فرصت به آن نگاه کرد. بخشی از وجودشان دارد هشدار می‎دهد که تو انگار خیلی از آن‎چه از زندگی‎ات گذشته راضی نیستی. به قول خانم «توران میرهادی»، غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن.

    این جمله البته آن‎قدر در فضای مجازی تکرار شده که به ضد خودش تبدیل شده‎است، ولی این وجهش را که کنار بگذاریم، حرف خیلی درستی است. اندوهی که این افراد تجربه می‎کنند، غم بزرگی است، ولی می‎شود به عاملی تبدیلش کرد که فرد سال‎های پیش رو را با ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    اگر می‎توانست مطابق ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند، این کار را نمی‎کرد؟

    فقط بحث توانستن نیست؛ باید انتخاب کند و هزینه‎هایش را هم بپردازد. فرض کنیم می‎خواهید با اسکی از نقطه الف به نقطه ب برسید. یکی با بالگرد می‎آید و می‎گوید تو را می‎رسانم. همراهش می‎روید؟ در این مثال چیزی که اسکی کردن به شما می‎دهد، ارزش است و نقطه ب، هدف.

    برای پیداکردن ارزش‎ها، باید بفهمیم روند‌هایی که بهمان انرژی و خوشحالی می‎دهد، چه چیز‌هایی هستند و نه هدف‌ها. بعضی‌ها برای خودشان هدف‎های الف و ب و پ را تعیین و تصور می‎کنند با محقق شدن آن‎ها خوشحال خواهند بود. ولی بعد از رسیدن به آن‎ها، ممکن است به این نتیجه برسند که چقدر بی‎معنی بوده‎اند.

    دلیلش هم این است که راه را با بالگرد، رفته‎اند. برای همین، معتقدیم پیداکردن ارزش‏ها مهم است، اما چطور این کار را بکنیم؟ بعد از مشخص کردن هدف‎ها، وجه مشترک همه‎شان را شناسایی کنیم. وجوه مشترک، همان ارزش‎هاست. این کار به کمک گرفتن از یک متخصص نیاز دارد.

    اگر غم عمیقی را تجربه می‎کنم، یک درمانگر وجودی می‎‏تواند به من کمک کند ارزش‎هایم را پیدا کنم و به اجرای آن‎ها متعهد شوم. حسرت‎ها به‎هرحال وجود دارند، ولی وقتی مطابق ارزش‎های شخصی زندگی کنیم، افتخار‌ها بر افسوس‎ها غالب خواهند بود.

  • چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    روزنامه خراسان – الهه توانا: برای آن‌هایی که از روز‌ها و هفته‎ها قبل از سالگرد تولدشان با فکر کردن به جشن و هدیه و غافل‎گیری خوش‎اند، ناراحتی روز تولد چندان قابل درک نیست. شاید حتی متولد‌های غمگین را دست بیندازند یا پشت سرشان بگویند «آخه آدم روز تولدش بُغ می‎کنه؟»

    اگر جزو این گروه هستید، خواندن این مطلب به شما کمک می‎کند کسانی را که شبیه شما فکر نمی‎کنند، درک کنید. اگر هم جزو آن‎هایی هستید که سوال این مطلب، مسئله شماست احتمالا جواب‎تان را در گفت‌وگوی من با «سعید بی‎نیاز»، کارشناس‌ارشد روان‎شناسی بالینی پیدا کنید.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    دلیل ناراحت شدن در روز تولد چیست؟

    از منظر‌های مختلف می‎توان به ماجرا نگاه کرد، اما دیدگاهی که این غم را دقیق‎تر توجیه می‎کند، رویکرد روان‎شناسی وجودی است. این رویکرد می‎گوید همه ما از اضطراب‎هایی طبیعی رنج می‎بریم؛ اضطراب تنهایی، اضطراب مرگ و …. وقتی یک سال دیگر از عمرمان می‎گذرد و به مرگ نزدیک‎تر می‎شویم، تأمل می‎کنیم.

    این تأمل که اصولا در موقعیت‎هایی با نشانه گذشت زمان و گذر عمر سراغ‎مان می‎آید، مثل تولد و عید نوروز و تمام شدن سال تحصیلی، طبیعی است؛ اما وقتی به غمی عمیق تبدیل می‎شود، احتمالا نشانه آن است که خیلی از آن‎چه بر ما گذشته‎است، راضی نیستیم.

    به این وضعیت در روان‎شناسی وجودی، می‎گویند «زندگی نزیسته»؛ یعنی زنده بوده‎‌ام، اما زندگی نکرده‎ام. این جمله برای هرکس معنای متفاوتی دارد؛ یکی می‎‌خواهد آدم تأثیرگذاری باشد، یکی دنبال آموختن است، هرکس ارزش‎های متفاوتی دارد که وقتی مطابق با آن‎ها زندگی نمی‎کند، اسمش می‎شود زندگی نزیسته. در موقعیت‎هایی مثل سالگرد تولد که این زندگی نزیسته به آدم یادآوری می‎شود، غم بیشتر نمایان می‎شود.

    بخشی از قضیه به بیرون از ما برنمی‎گردد؟ در جامعه آدم‎ها براساس دستاوردهای‎شان سنجیده می‎شوند، دستاورد‌هایی که طبق قوانین نانوشته باید در سنین مشخصی کسب شوند.

    سوال دقیق و درستی است. ما در خلأ زندگی نمی‎کنیم؛ درخصوص اجتماع‎مان، با ارزش‎ها و کلیشه‎های اجتماعی احاطه شده‎ایم، اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم می‎گیریم براساس این کلیشه‎ها زندگی کنیم یا خیر. مثلا درباره پیشرفت مالی در ایران، دچار سندروم «پ پ پ» هستیم؛ منظورم از این اصطلاح خودساخته‎، این است که جامعه از فرد توقع دارد «پول پیش یک خانه را جور کن، بعد یک پراید بخر، بعد پراید را به پژو تبدیل کن و «پ»‌های دیگر».

    یا مثلا در زمینه تحصیل، سندروم «ک ک ک» یعنی همان کنکور‌های پیاپی را داریم که فرد به خودش تحمیل می‎کند یا تحمیلش را از سوی اجتماع می‎‏پذیرد. چه کسی گفته ما باید از نردبان‎هایی که اجتماع تعیین کرده، بگذریم؟ وقتی ارزش‎های شخصی فدای این کلیشه‎ها می‎شود، یعنی مثلا کسی که یادگیری برایش مهم است، ولی خودش را اسیر «ک ک ک» می‎کند، عقب ماندن از این کلیشه در موقعیتی مثل سالگرد تولد، اذیتش می‎کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    طبق گفته شما در خلأ زندگی نمی‎کنیم، پس چطور می‎توانیم درگیر کلیشه‎های اجتماعی نشویم؟

    درست است که ما در شعاع ارزش‎های تعیین‎شده از سوی اجتماع قرار داریم، ولی درنهایت این ماییم که تصمیم می‎گیریم. این تصمیم، هزینه هم دارد. سخت است آن‎طوری که اجتماع بر من تحمیل می‎کند نباشم یا بخشی از خواسته اجتماع باشم که با ارزش‎های شخصی‎ام سازگار است، ولی می‎ارزد. ارزشش هم به این است که موقع مرور زندگی‎ام، ببینم روندی که در پیش گرفته‎ام، همانی است که همیشه می‎خواسته‎ام.

    اگر به آن سمت قضیه یعنی خوشحالی از تولد دقیق شویم، آیا این جشن گرفتن نوعی واکنش دفاعی دربرابر مرگ نیست؟

    غم روز تولد، معمولا ناشی از حسرت است؛ از این‌که برمی‎گردم و زندگی‎ام را نگاه می‎کنم و می‎بینم چیزی نبوده که من می‎خواسته‎ام وگرنه اضطراب مرگ اتفاقا حس سالمی است. لازمش داریم به این دلیل که بدانیم وقت‎مان محدود است، باید کار‌هایی انجام بدهیم و بعد هم برویم.

    بدون مرگ و اضطراب مرگ، زندگی بی‎انت‌هایی که هروقت دل‎مان بخواهد کار‌هایی در آن انجام بدهیم، معنی ندارد. درواقع ترس از مرگ، ترس ناسالمی نیست که بخواهیم سرکوبش کنیم. اگر این زندگی را، از وقتی که در اختیار خودمان است یعنی از نوجوانی به بعد، پرشور زندگی کرده‎باشیم جشن گرفتنش عجیب نیست. اما اگر این جشن، بعد از تجربه کردن آن غم باشد می‎توان آن را به‎عنوان واکنشی دفاعی درنظر گرفت.

    کسانی که سالگرد تولد، غمگین‎شان می‎کند باید نگران خودشان باشند؟

    به‎نظرم می‎شود به‎عنوان یک فرصت به آن نگاه کرد. بخشی از وجودشان دارد هشدار می‎دهد که تو انگار خیلی از آن‎چه از زندگی‎ات گذشته راضی نیستی. به قول خانم «توران میرهادی»، غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن.

    این جمله البته آن‎قدر در فضای مجازی تکرار شده که به ضد خودش تبدیل شده‎است، ولی این وجهش را که کنار بگذاریم، حرف خیلی درستی است. اندوهی که این افراد تجربه می‎کنند، غم بزرگی است، ولی می‎شود به عاملی تبدیلش کرد که فرد سال‎های پیش رو را با ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    اگر می‎توانست مطابق ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند، این کار را نمی‎کرد؟

    فقط بحث توانستن نیست؛ باید انتخاب کند و هزینه‎هایش را هم بپردازد. فرض کنیم می‎خواهید با اسکی از نقطه الف به نقطه ب برسید. یکی با بالگرد می‎آید و می‎گوید تو را می‎رسانم. همراهش می‎روید؟ در این مثال چیزی که اسکی کردن به شما می‎دهد، ارزش است و نقطه ب، هدف.

    برای پیداکردن ارزش‎ها، باید بفهمیم روند‌هایی که بهمان انرژی و خوشحالی می‎دهد، چه چیز‌هایی هستند و نه هدف‌ها. بعضی‌ها برای خودشان هدف‎های الف و ب و پ را تعیین و تصور می‎کنند با محقق شدن آن‎ها خوشحال خواهند بود. ولی بعد از رسیدن به آن‎ها، ممکن است به این نتیجه برسند که چقدر بی‎معنی بوده‎اند.

    دلیلش هم این است که راه را با بالگرد، رفته‎اند. برای همین، معتقدیم پیداکردن ارزش‏ها مهم است، اما چطور این کار را بکنیم؟ بعد از مشخص کردن هدف‎ها، وجه مشترک همه‎شان را شناسایی کنیم. وجوه مشترک، همان ارزش‎هاست. این کار به کمک گرفتن از یک متخصص نیاز دارد.

    اگر غم عمیقی را تجربه می‎کنم، یک درمانگر وجودی می‎‏تواند به من کمک کند ارزش‎هایم را پیدا کنم و به اجرای آن‎ها متعهد شوم. حسرت‎ها به‎هرحال وجود دارند، ولی وقتی مطابق ارزش‎های شخصی زندگی کنیم، افتخار‌ها بر افسوس‎ها غالب خواهند بود.

  • چگونه شیک و پول‌دار به‌نظر برسیم؟

    چگونه شیک و پول‌دار به‌نظر برسیم؟

    برترین‌ها: شاید فکر کنید برای اینکه شیک و پولدار به‌نظر برسید، حتما باید لباس‌ها و اکسسوری‌های گران‌قیمت بخرید. هرچند که مسلما خرید اجناس گران، از ملزومات این مسئله است، اما راه‌های دیگری نیز برای انجام این کار وجود دارد؛ حقه‌های کوچکی که به‌راحتی و با هزینه کم می‌توان انجام داد؛ از تمیز بودن لباس‌ها گرفته تا استفاده از رنگ‌هایی که به لباس، جلوه و کیفیت بالاتری می‌بخشند.

    بسیاری از این راهکار‌ها را برند‌های معروف و لاکچری همچون The Row ارائه داده‌اند؛ راهکار‌هایی که باعث می‌شوند که استایلتان کلاسیک و شیک، گاهی هم پیچیده و همیشه طبق مد به‌نظر برسد. ما در این مطلب، راهکار‌های ارزان‌قیمتی را در این زمینه به شما آموزش می‌دهیم. با ما همراه باشید.

    لباس‌های اتوکشیده بپوشید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    یکی از بهترین راه‌های پولدار و شیک به‌نظر رسیدن، این است که لباس‌های کاملا اتوکشیده بپوشید و مناسب‌ترین شیوه برای اینکه این خصوصیت را نشان دهید، پوشیدن لباس‌هایی است که قابلیت چروک شدن دارند. در این صورت، علاوه بر اینکه استایلی شیک خواهید داشت، اینگونه به‌نظر می‌رسد که ترسی از هزینه‌های اتوشویی ندارید؛ البته نیازی هم نیست که هربار هزینه‌های گزاف بابت اتوشویی بپردازید؛ تنها کافی است یک‌بار کمی هزینه کنید و یک اتوبخار خوب بخرید (اگر اتوبخار ایستاده باشد، بهتر است).


    لباس‌های رنگ روشن بپوشید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    پوشیدن یک دست لباس تماما سفید یا کرم (درکل رنگ روشن) باعث می‌شود که استایلتان شیک به‌نظر برسد، زیرا بقیه اینگونه تصور می‌کنند که ترسی از کثیف شدن لباستان و تحویل آن به خشک‌شویی ندارید یا اینکه فقط با اسنپ رفت‌وآمد می‌کنید، نه وسایل نقلیه عمومی.


    کفش‌های پاشنه‌بلند بپوشید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    اگر همیشه کفش‌های پاشنه‌بلند بپوشید، اینگونه به‌نظر می‌رسد که همیشه با اسنپ یا تاکسی تلفنی رفت‌وآمد می‌کنید یا ماشین شخصی دارید؛ البته بهتر است که در این صورت زیاد پیاده‌روی نکنید، وگرنه به کمرتان فشار وارد خواهد شد.


    لباس‌های ابریشم و کتان بپوشید (پلی‌استر نپوشید)

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    بهتر است به‌جای اینکه هربار برای خرید لباس‌های پلی‌استر که ارزانتر هستند، هزینه کنید، یک‌بار هزینه لباس‌های گرانتر از جنس ابریشم و کتان را بپردازید که شیکتر هستند، هیچگاه از مد نمیفتند و به‌دلیل جابجایی هوا، بدن، درون آن‌ها زیاد عرق نمی‌کند و درصورت تعریق، بوی چندان بدی نمی‌گیرد.


    در روز‌های پاییزی، با خود چتر حمل کنید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    چتر شیک و آراسته و کمی بزرگ، یکی از راهکار‌های شیک و پولدار به‌نظر رسیدن است؛ به‌خصوص چتر‌هایی که دسته عصایی چوبی دارند. حمل چتر علاوه براینکه به استایل شما جلوه‌ای خاص می‌بخشد، درصورت بارش باران و برف در آب‌وهوای غیرمنتظره پاییز و زمستان، لباس شما را از کثیف و چروکیده شدن و خودتان و مو‌ها و آرایشتان را از شلخته شدن نجات می‌دهد.


    یک کیف دستی کوچک بردارید و آن را برروی آرنجتان حمل کنید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    کیف‌های کوچک دستی با دسته‌های کوتاه، مدل‌ها و جنس‌های مختلفی دارند و برند‌های متفاوتی، آن‌ها را تولید می‌کنند. بسیاری از این کیف‌ها گران‌قیمت هستند، زیرا معمولا از چرم یا پوست اصل تهیه می‌شوند، اما اگر اهل بازارگردی باشید، با کمی گشت‌وگذار می‌توانید کیف‌های ارزان‌قیمت‌تری بخرید که از چرم مصنوعی تهیه شده‌اند.

    بهتر است این نوع کیف‌ها را همراه با لباس‌هایی استفاده کنید که چندان گشاد نیستند یا حداقل آستین‌های دست‌وپاگیری ندارند تا بتوانید آن را برروی آرنجتان حمل کنید.


    ساعتی جذاب و شیک به دستتان ببندید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    وقتی کسی از شما ساعت را می‌پرسد یا خودتان بر سر قرار یا میز شام می‌خواهید ببینید ساعت چند است، بسیار بهتر و شیک‌تر است که ساعتی مچی در دست داشته باشید و زمان را از روی آن چک کنید تا اینکه گوشی خود را از کیف دربیاورید؛ بنابراین بهتر است که به دنبال ساعتی زیبا باشید.

    نیازی نیست که حتما هزینه‌های گزاف بپردازید و ساعت مارکدار به دستتان ببندید؛ می‌توانید ساعت‌های فیک باکیفیت (های‌کپی) نیز تهیه کنید. به یاد داشته باشید که ضدآب بودن ساعت، نقش مهمی در جذابیت آن ایفا می‌کند.


    به‌جای کاپشن، اورکت یا بارانی اندازه تنتان بپوشید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    پوشیدن یک اورکت یا بارانی که فیت (کاملا اندازه) تنتان است، سطح شیک‌پوشی شما را افزایش می‌دهد؛ به‌خصوص اگر کتتان بلند باشد.


    وسیله زیادی با خود حمل نکنید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    امروزه کیف‌های دستی کوچک، دیگر تبدیل به یک آیکون خاص شده‌اند که هر خانمی حداقل یکی از آن‌ها را در کمد لباس‌هایش دارد. اگر دوست دارید که شیک و پولدار به‌نظر برسید، بهتر است که کیف‌های بزرگ را کنار بگذارید و از حمل کردن لوازم اضافه نیز پرهیز کنید. هرچه کیف کوچکتر، بهتر؛ مثلا جی‌جی حدید اکثر اوقات با کیف‌هایی از منزل خارج می‌شود که تنها برای یک کارت اعتباری و رژلب جای دارند.


    مراقب مو‌های خود باشید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    مو نقش مهمی در شیک بودن و پولدار نشان دادن شما دارد؛ بنابراین موهایتان همیشه باید تمیز، مرتب، براق و درخشان باشد. اگر موهایتان رنگ دارد، مرتبا رنگش را تجدید کنید و اجازه ندهید که ریشه موهایتان مشخص شود (مگر اینکه این مدل رنگ مو، دلخواه خودتان باشد که در آن‌صورت هم باید مرتب باشد).

    همیشه به موهایتان مدل بدهید و آن را مرتب کنید. برای این کار نیازی نیست که هزینه‌های گزاف سالن‌های آرایشی را بپردازید، بلکه تنها به یک سشوار، اتوی مو و تعدادی نرم‌کننده و کاندیشنر احتیاج دارید. یادتان باشد که هرازچندگاهی، دم مو‌های خود را که دوشاخه یا وز شده، کمی کوتاه کنید.


    ناخن‌هایتان را مرتب نگاه دارید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    برای داشتن ظاهری شیک و ثروتمند و باکلاس، ناخن‌هایتان را همیشه تمیز و مرتب نگاه دارید، اجازه ندهید ناخن‌ها از حد مطلوب کوتاهتر یا بلندتر شوند، ناخن‌ها را مرتبا سوهان بکشید و اگر علاقه چندانی به لاک زدن ندارید، می‌توانید از برق ناخن استفاده کنید. یادتان باشد که پوست اطراف ناخن را بگیرید و آن قسمت را همیشه تاحدی مرطوب نگاه دارید.


    کیفیت را فدای کمیت نکنید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    همیشه قانون یک‌سوم را به یاد بسپارید. یک‌سوم چیز‌هایی را که استفاده می‌کردید، بخرید، درعوض، سه برابر برای خریدتان خرج کنید. یعنی به‌جای اینکه شش پیراهن ارزان ۴۰ هزار تومانی از فروشگاهی ارزان بخرید، دو پیراهن ۱۲۰ هزار تومانی از فروشگاهی بهتر بخرید.


    لباس‌ها و اکسسوری‌های ساده و مینیمال بخرید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    لباس‌های ساده مانند شلوار‌ها و کفش‌های مشکی ساده را راحت‌تر می‌توان با سایر لباس‌ها ست کرد. درمورد جواهرات نیز بهتر است ساده‌تر‌ها را انتخاب کنید. جواهرات بسیار بزرگ و براق، معمولا تقلبی به‌نظر می‌رسند.

    درکل اگر لباس‌های ساده‌تری داشته باشید، می‌توانید دفعات بیشتری آن‌ها را بپوشید، بدون اینکه چندان به چشم بیاید؛ اما اگر لباس‌های پرزرق‌وبرق را چندین بار بپوشید، به‌راحتی به چشم می‌آیند و مردم متوجه می‌شوند که لباس دیگری ندارید.


    لباس جین تیره بپوشید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    شاید فکر کنید تنها زمانی شیک و پولدار به‌نظر می‌رسید که لباس‌های رسمی و کلاسیک بپوشید، اما اینگونه نیست. شما با پوشیدن لباس جین هم می‌توانید شیک و جذاب به‌نظر برسید؛ به‌شرطی که لباس‌های جین تیره‌ای بپوشید که کاملا اندازه تنتان است. جین‌های تیره، براق‌تر هستند و گرانتر به‌نظر می‌رسند.


    رنگ‌های خنثی را با یکدیگر ست کنید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    لباس‌هایی که رنگ خنثی دارند، معمولا گرانتر به‌نظر می‌رسند؛ رنگ‌هایی مثل رنگ شتری، سفید، مشکی، بژ و صورتی روشن. شما می‌توانید با ترکیب توناژ‌های مختلف رنگ‌های خنثی، استایلی شیک و لاکچری بسیازید؛ بدون اینکه هزینه‌های گزافی بابت خرید لباس‌هایتان و کیف و کفش بپردازید.


    دندان‌های سفید و مرتب داشته باشید

    چگونه شیک و پولدار به‌نظر برسیم؟

    دندان‌های سفید مرواریدی و لبخند زیبا از نشانه‌های افراد پولدار و باکلاس و شیک است. درست است که هزینه‌های دندانپزشک در ایران بسیار گزاف است، اما این نکته را در نظر بگیرید که اگر دندان‌های مرتب و زیبایی نداشته باشید، هرچقدر هم که برای خرید لباس‌ها و اکسسوری‌های شیک هزینه کنید، بازهم چیزی کم خواهید داشت و ظاهرتان جلوه خوبی نخواهد داشت.

    اگر به‌خوبی از دندان‌هایتان مراقبت کنید، روزی دو بار مسواک بزنید و روزی یک بار هم از نخ دندان استفاده کنید، کمتر به دندانپزشک احتیاج پیدا خواهید کرد. امروزه برای سفید کردن دندان‌ها هم راهکار‌های ارزانتری مثل خمیردندان‌های سفیدکننده مخصوص وجود دارد.

    منابع: whowhatwear ،wikihow ،wikihow.life